جنسیت و دینداری

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران

2 استاد گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

چکیده

در تبیین علل دینداری بیشتر زنان نسبت به مردان، کالت [1] با ترکیب تئوری ریسک گریزی و تئوری قدرت – کنترل، دینداری زنان را به اقتدار پدر سالارانه یا برابر طلبانه در خانواده ایشان مربوط می‏کند. از طرف دیگر علی‏رغم تحقیقات گوناگون که یافته دینداری بیشتر زنان نسبت به مردان را تأیید می‏کند،  لوونتال معتقد است که این یافته در همه جوامع و فرهنگ‏ها و مذاهب مشاهده نمی‏شود و تفاوت‏هایی در این زمینه وجود دارد. ما در این مقاله برآنیم که به آزمون این فرضیه‏ها پرداخته، به این سؤال‏ها پاسخ دهیم که آیا در ایرانیان زنان از مردان دیندارترند؟ آیا در مذاهب و ادیان ایرانی این یافته تأیید می‏شود؟ آیا زنانی که در خانواده‏های با نفوذ بیشتر پدر زندگی می‏کنند، دیندارترند؟ برای پاسخگویی به این سؤال‏ها پیمایش ملی ارزش‏های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان با ابزار پرسشنامه و نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای اجرا شده است و نتایج تحقیق نشان می‏دهد : 1- در ایرانیان تفاوت‏های جنسیتی در دینداری به نفع زنان است؛  2- تفاوت‏های جنسیتی در دینداری در سنی‏ها بیشتر از شیعه‏هاست، اما در میان مسیحیان به چشم نمی‏خورد؛ 3 – در زنانی که در خانواده‏های با نفوذ بیشتر پدر زندگی می‏کنند، دینداری بیشتری به چشم نمی‏خورد .     



[1] Collet

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Gender and Religiosity

نویسندگان [English]

  • Fateme Modiri 1
  • Taghi Azadarmaki 2
1 Ph.D. in Sociology, Islamic Azad University, Tehran, Iran
2 Professor of Sociology, Faculty of Social Sciences, Tehran University, Iran
چکیده [English]

The role of religion and its influence on different aspects of social life has always been under the attention of sociologists of religion but gender differences, its reasons and factors, have often been overlooked. Even research on this subject sometimes leads to inconsistent results. Generally, such research shows that women outdo men in prayers, religious activities and religious beliefs. There are so many different opinions about the reasons of such differences. Some attribute it to position structure, some to gender orientations and gender socialization, some to personal differences and some to the theory of risk aversion. Therefore, given the importance of the subject, little available research about it, and different, sometimes contradictory findings, it is essential to study the role of gender in religiosity, addressing questions such as: are women and men equally religious in our society? Are there any differences between women and men in terms of religiosity? Does research on different religions confirm these findings? Can power structure in family explains women’s greater religiosity? The present study attempts to answer these questions. Despite different research that shows women outdo men in prayers, religious activities and religious beliefs, Lowenthal believes that these differences depend on the culture and tradition of each religion. He states that any religion differentiates between religious obligations of men and women. Islam and Judaism, for example, place less strenuous duties upon women than upon men. In Judaism, women are not required to pray with a congregation and in Islam women should not enter mosques during their menstruation. Therefore, women are expected to pay less attention to the place of worship and to take part in some religious activities less often than men. In Christianity and Hinduism, in contrast, women are more religiously active than men. Hindu women are more willing to go to temples and probably Muslim and Jewish men do more religious activity than women and this is in contrast to Christians and Hindus. Loewenthal suggests that such differences lead us to expect different gender effects between Christians, Muslims and Jews. He concludes that although women are more religious than men, they do less religious activities than men do. In Christianity, women are more religious than men. In Hinduism, Islam and Judaism, men are more religious than women. Lowenthal attributes such differences to traditions and cultural norms of religions, whereby he negates this general principle that women are more religious than men (Loewenthal, 2001). To justify reasons of such differences, Miller and Stark believe that such gender differences have a physiological origin, resulting from risk priority. They suggest that men show more risky behaviors because of their risk priority and women are more religious due to their physiological nature of risk aversion. Extending the control-power theory of Hagan and colleagues and accepting risk-priority theory of Miller and Stark, Collet believes that these differences have a social origin, whereby gender differences in religiosity is linked to power structure of family and is thus explained. He states that boys in patriarchal families are encouraged to show more risky behaviors and girls are restricted to do so. Such gender differences seem to be lesser in egalitarian families. According to this theory, patriarchal or egalitarian families, by showing different behaviors, cause different gender socializations in children, which continue until adulthood. Since girls in patriarchal families are controlled more than girls in egalitarian families, they show risk aversion more and therefore are more religious. In view of the theoretical approaches of this research, which are based on the opinions of Loewenthal and Collet, we examine the following assumptions: women are more religious than men; religiosity is not equal in different religions; women living in patriarchal families adhere to religious values and are more religious.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Religiosity
  • Gender Differences
  • religion
  • gender

مقدمه و بیان مسأله

همواره نقش دین و تأثیر بسزای آن در ابعاد مختلف زندگی انسان‏ها مورد توجه صاحبنظران حوزه جامعه‏شناسی دین بوده و این موضوع را در تحقیقات مختلف می‏توان مشاهده نمود؛ چنانکه همیلتون (1381)؛ کوزر (1380)؛ سراج زاده (به نقل از سراج زاده، 1387) و ابراهیمی (1390) نشان داده‏اند که ارزش‏ها و باورهای دینی با افزایش نظم و کاهش آنومی و بزهکاری همراه است. مالبای[1] (1998)، هومر، راگرس و نام[2] (1999، به نقل از مک کارتنی [3] ، 2002 : 1) نشان داده‏اند که در افراد با دینداری بیشتر اضطراب، افسردگی و مرگ و میر کمتر مشاهده می‏شود . کال و هیتون [4] ( 1997)، هانلر و گنچوز  [5] (2005)، ماهونی  [6] (2005)، سولیوان  [7](2001) و خدایاری فرد، (به نقل از خدایاری فرد ، 1386) نشان داده‏اند کیفیت روابط زناشویی و میزان رضایت زناشویی در افراد دیندار بالاتر است. اباق و هانی[8] (1978)، جلن[9] (1984)، اسپیسر[10](1994)، شیپرز و سیلک[11] (1998)، شیپرز (2002)، کلی و گراف [12] ( 1997 : 654؛  به نقل از شیپرز، 2002 : 158) و آزادارمکی، 1390 به این نتیجه رسیده‏اند که پایبندی به ارزش‏های اخلاقی در افراد دیندار بیشتر است. این محققان هر کدام کوشیده‏اند به نوعی تأثیرات دینداری بر جوانب گوناگون زندگی افراد را به تصویر بکشند، اما در میان تحقیقات جامعه‏شناسی دین با این وسعت و بخصوص در تحقیقات داخلی بررسی تفاوت‏های جنسیتی در دینداری، تبیین علل آن و عوامل مؤثر بر آن، معمولا مغفول مانده و گاهی یافته‏های متناقض نیز در تحقیقات انجام شده در این زمینه به چشم می‏خورد. اگرچه در بیان تفاوت‏های جنسیتی همگونی بیشتری به چشم می‏خورد، اما در بیان علل این تفاوت ها عقاید متفاوت و بعضاً متناقض است. به طور کلی، در تحقیقات مختلف علل تفاوت‏های جنسیتی در دینداری در سه رویکرد فیزیولوژی متفاوت زنان و مردان، ساختار اجتماعی، جامعه‏پذیری متفاوت افراد نشان داده شده است. کرنوال  [13](1989)، ووس (1984)، ووس وآلیستر  [14] (1987) علت این تفاوت‏ها را به جایگاه ساختاری نسبت می‏دهند ( به نقل از لوونتال، 2001 )؛ تامپسون  [15] (1991) آن را به جهت گیری‏های جنسیتی (همان)، لویت  [16]، (1995) آن را به جامعه‏پذیری نقش‏های جنسیتی (همان) و والتر  [17] (1990) به تفاوت‏های شخصیتی (همان) نسبت می‏دهند و میلر و استارک  [18] (2002) آن را با توجه به تئوری گریز ریسک  توجیه می‏کنند (همان).

به سبب اهمیت موضوع و تأثیر دینداری بر زوایای مختلف زندگی انسان‏ها و به علت وجود تحقیقات مختصر و محدود و یافته‏های متناقض و متفاوت و همچنین، به علت نقش محوری زنان در خانواده و کاربردی و راهبردی بودن نتایج این تحقیقات، بررسی تفاوت‏های جنسیتی در دینداری و علل تفاوت‏ها در این مقوله مهم بوده و پرسش‏های اساسی این تحقیق را موجب شده است . آیا در جامعه ما دینداری در میان زنان و مردان یکسان است یا در این زمینه تفاوت‏هایی وجود دارد ؟ آیا بررسی میان مذاهب و ادیان، تفاوت‏های جنسیتی در دینداری را نشان می‏دهد؟ آیا ساختار قدرت در خانواده می‏تواند دینداری بیشتر زنان نسبت به مردان را تبیین کند؟

در این مقاله و برای بررسی این موضوع، پس از مروری بر رویکردهای نظری و تحقیقات تجربی در ایران و خارج از کشور، به یافته‏های توصیفی حاصل از پیمایش ملی ارزش‏ها و نگرش‏های ایرانیان و سپس به  تحلیل رابطه میان جنسیت و دینداری خواهیم پرداخت .

 

بنیان نظری و مبانی تجربی

علی‏رغم تحقیقات متعددی که نشان دهنده دیندارتر بودن زنان نسبت به مردان در برپاداشتن عبادات، فعالیت‏های مذهبی و اعتقادات دینی است (آرگیل و بیت هالامی [19]، 1975 ؛ بتسن،  شونراد و ونتیز[20]،  1993؛  بیت هالامی و آرگیل،  1997؛ براون[21]، 1987 ؛ فرنسیس[22] ،  1993 ؛  پالوتزیان [23] ،  1996؛  به نقل از لوونتال، 2001 : 133، مک کارتنی[24] ،  2002 : 1) لوونتال معتقد است که این تفاوت‏ها بسته به فرهنگ و سنت هر دین است. او معتقد است سنت‏های مذهبی در هر دین یا مذهب میان زنان و مردان در تعهدات و وظایف دینی مانند نماز خواندن و ... تفاوت‏هایی ایجاد می‏کند؛ آنچنان که  مثلاً اسلام و یهود در برخی از جنبه‏ها تعهدات دینی کمتری برای زنان نسبت به مردان قائل‏اند. برای مثال، یهود بر نماز گزاردن زنان با جماعت تأکیدی ندارد و زنان مسلمان در دوران قاعدگی [25] خود  نمی‏توانند به مسجد داخل شوند.  بنابراین، انتظار می‏رود زنان در این ادیان به مکان عبادت خود توجه کمتری داشته باشند و در برخی فعالیت‏های مذهبی، زنان یهود و مسلمان ممکن است کمتر از مردان ظاهر شوند. بر خلاف ایشان، در نمونه‏های مورد مطالعه در مسیحیان و هندوها زنان فعالیت‏های دینی بیشتری نسبت به مردان دارند. زنان هندو بیش از مردان به بیشتر بودن معابد اعتقاد دارند و احتمالاً مردان مسلمان و یهودی فعالیت‏های دینی بیشتری از زنان دارند و این امر در میان مسیحیان و هندوها برعکس است. به گفته لوونتال، این تفاوت‏ها ما را هدایت می‏کند به اینکه تأثیرات متفاوت جنسیتی را میان مسیحیان، مسلمانان و یهودیان انتظار داشته باشیم. لوونتال از بررسی تجربی خود نتیجه می‏گیرد اگرچه به طور کلی زنان از مردان دیندارترند، اما فعالیت‏های دینی کمتری نسبت به مردان دارند، در مسیحیان زنان از مردان دیندارترند و در هندوها، مسلمانان و یهودیان مردان از زنان دیندارترند. لوونتال این تفاوت‏ها را به سنت‏ها و هنجارهای فرهنگی این ادیان ربط می‏دهد و بنابراین، دیندار بودن زنان نسبت به مردان را به عنوان قاعده‏ای کلی نفی می‏کند (لوونتال [26] ، 2001). سولینوس [27] یافته‏های متناقض با بسیاری از تحقیقات را نشان می‏دهد و آن گویای دیندارتر بودن مردان است (سولینوس ، 2006 ).

در بیان علل تفاوت‏های جنسیتی نیز نتایج تحقیقات متفاوت است: برخی آن را به جایگاه ساختاری (کرنوال  [28]، 1989؛ ووس، 1984؛ ووس  و آلیستر[29]، 1987) برخی به جهت‏گیری‏های جنسیتی (تامپسون[30]، 1991) برخی به جامعه‏پذیری نقش‏های جنسیتی ( لویت[31]، 1995) برخی به تفاوت‏های شخصیتی (والتر[32]، 1990) و برخی به تئوری گریز ریسک (میلر و استارک[33]، 2002) نسبت می‏دهند (لوونتال، 2001 : 138). بیت هالامی و آرگیل این تفاوت‏ها را به شخصیت‏ها و تفاوت‏های اجتماعی یا تفاوت در موقعیت شغلی افراد نسبت می‏دهند (همان). میلرواستارک معتقدند این تفاوت جنسیتی منشأ فیزیولوژیک داشته، ناشی از اولویت ریسک است (میلر و استارک، 2002 به نقل از کالت، 2002: 1)؛ بر این اساس، میلر و استارک نشان می‏دهند که مردان به خاطر اولویت ریسک خود بیشتر به رفتارهای با ریسک بالا روی می‏آورند (همان: 2) و بنابراین، زنان به خاطر ریسک ‏گریزی‏شان که فیزیولوژیک است، بیشتر دیندارند.

کالت با بسط تئوری کنترل –  قدرت هاگان و کالگوس[34]  و  پذیرفتن اولویت ریسک میلر و استارک معتقد است که این تفاوت‏ها منشأ اجتماعی داشته و بدین شیوه تفاوت جنسیتی در دینداری را تبیین کرده‏است. هسته اصلی این تئوری که اساساً در جرم‏شناسی برای توضیح تفاوت‏های جنسیتی شکل گرفته است، تفاوت کنترل اجتماعی دختران و پسران در خانواده است. در زمینه پدرسالاری پسران به احتمال زیاد با تشویق به رفتارهای پرخطر، بیشتر به این نوع رفتارها متمایل می‏شوند و دختران با محدودیت به سمت کنترل رفتارهای پر خطر؛ اما در خانواده‏های برابرطلب این اختلاف جنسیتی کمتر وجود دارد. مطابق این تئوری، خانواده های پدرسالار یا برابرطلب با رفتارهای متفاوت، موجب جامعه‏پذیری جنسیتی متفاوت در کودکی شده که تا بزرگسالی ادامه می‏یابد و از آنجا که رفتار دختران در خانواده‏های پدرسالار بیش از خانواده‏های برابرطلب کنترل می‏شود، ایشان ریسک گریزتر بوده، بنابراین، بیشتر به دینداری روی می‏آورند. او نشان می‏دهد زنانی که در خانواده‏های پدرسالار زندگی می‏کنند، نسبت به مردان این خانواده‏ها ریسک گریزتر هستند و با فرض اینکه ریسک گریزی و دینداری با هم رابطه دارند، پس تفاوت‏های جنسیتی در دینداری در زنان با خانواده‏های پدرسالار بیشتر از زنانی است که در خانواده‏های برابرطلب پرورش می‏یابند. همچنین، نشان می‏دهد که زنان بیش از مردان تحت تأثیر اقتدار خانواده و طبقه اجتماعی بوده، حساسیت بیشتری از خود در این زمینه نشان می‏دهند. زنان با مادران طبقه اجتماعی بالاتر دینداری کمتری نسبت به زنان با مادران طبقه اجتماعی پایین‏تر دارند و همچنین، پایگاه اقتصادی اجتماعی پدر و پایگاه اقتصادی اجتماعی مادر تأثیرات کمتری بر دینداری مردان دارد (کالت، 2002 : 2).

در تحقیقات داخلی، همان‏طور که گفته شد، بررسی جنسیتی دینداری در حوزه جامعه‏شناسی دین مغفول مانده و عمدتاً در تحقیقات ذکر نشده یا به عنوان یافته فرعی ذکر شده است. در ردیابی تحقیقات داخلی اندک تحقیقی به چشم می‏خورد؛ برای مثال، در گزارشی از پژوهش قربانعلی ابراهیمی با عنوان دینداری و بزهکاری جوانان در 10 استان، وضعیت دینداری جوانان ایرانی خوب ارزیابی شده و Bottom of Formبا اینکه بعد اعتقادی دینداری جوانان بالاست و در بعد مناسکی (مثل نماز، روزه و...) این میزان کم است و البته، در میان جوانان به مناسک جمعی کمتر از مناسک فردی توجه می‏شود، اما در مجموع وضعیت دینداری مطلوب ارزیابی شده است. این پژوهشگر در مورد وضعیت دینداری در میان جوانان چنین گزارش داده است: دینداری دختران بیش از پسران است و افراد متأهل بیش از افراد مجرد و افراد مجرد بیش از افرادی که متارکه کرده‌اند، دیندار هستند. او سپس به ارائه گزارش وضعیت بزهکاری جوانان و نسبت آن با دین در ۱۰ استان کشور پرداخته است ( ابراهیمی، 1390) .

 غلامعباس توسلی در مقاله بررسی سطح دینداری و گرایش‏های دینی آورده است: جنسیت بر متغیر دینداری تأثیرگذار است؛ به شکلی که باور دینی و پایبندی به اعمال فردی در بین دانشجویان دختر بیش از پسر است، در تکثرگرایی در دین تفاوتی میان دانشجویان دختر و پسر نیست، اما گرایش دختران به دین خصوصی و برخورد گزینشی با دین در بین آنها کمتر از پسران است  (توسلی، 1385 : 111) .

محمود نجفی در مقاله خود با عنوان بررسی رابطه کارایی خانواده و دینداری با بحران هویت، تفاوت جنسیتی در دینداری را چنین گزارش کرده که دختران نسبت به پسران باورهای مذهبی قوی تری دارند (نجفی، 1385) .

آزاد ارمکی در کتاب جامعه شناسی تغییرات فرهنگی در ایران آورده است: در اعتقادات دینی و در عواطف دینی زنان از مردان دیندارترند که البته این تفاوت اندک بوده، به رابطه معناداری منجر نمی‏شود، اما در انجام مناسک دینی فردی زنان به طور معناداری نسبت به مردان بیشتر نماز به جای می‏آورند؛ به گونه‏ای که 9/89  درصد از زنان و 4/85 درصد از مردان همیشه نماز می‏خوانند و در حالی که5/5 درصد از مردان نماز نمی‏خوانند، این نسبت در زنان 7/2 درصد است. در نماز خواندن در مسجد - که از جمله مناسک دینی جمعی است - مردان به طور معناداری بیشتر از زنان در مسجد نماز می‏خوانند (6/28 درصد مردان در برابر 3/21 درصد زنان). همچنین، در رابطه جنسیت و عملکرد مقامات دینی در زمینه پاسخگویی مقامات دینی به مسائل مختلف نسبت زنان در تمام موارد از مردان بیشتر است. در زمینه مسائل اخلاقی و نیازهای فردی 6/82 درصد زنان و 4/76 درصد از مردان، در مسائل مربوط به زندگی خانوادگی اذعان دارند 5/76 درصد زنان و 9/70 مردان، در زمینه نیازهای معنوی مردم 2/77 درصد زنان و 5/72 درصد مردان و درباره مسائل اجتماعی کشور 3/66 درصد زنان و 6/58 درصد از مردان اذعان داشته‏اند که مقامات دینی می‏توانند به مسائل و سؤال‏های آنها پاسخگو باشند که در سطح معناداری قابل قبول و پذیرفته است (آزادارمکی، 1383: 90 - 70) .

همچنین، سراج زاده در تحقیق خود با عنوان دین و نظم اجتماعی، بررسی رابطه دینداری با احساس آنومی و کجروی به توصیف دینداری بیشتر زنان به مردان پرداخته است  ( سراج‏زاده، 1387).

همچنین، شایان ذکر است که در میان تحقیقات داخلی، تحقیقی که به علل این تفاوت‏ها و همچنین تفاوت‏ها در ادیان و مذاهب پرداخته باشد، ردیابی نشد .

با توجه به رویکرد نظری این تحقیق که مبتنی بر نظرات لوونتال و کالت است، فرضیه‏های زیر مفروضند: 1- دینداری در زنان بیشتر از مردان است؛  2- دینداری در میان ادیان و مذاهب مختلف یکسان نیست؛  3 – زنانی که در خانواده‏های با نفوذ بیشتر پدر زندگی می‏کنند، پایبندی بیشتری به ارزش‏های دینی از خود نشان می‏دهند و دیندارترند .

 

روش تحقیق

این تحقیق پیمایشی ملی است با عنوان ارزش‏های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان که در سال 1383 با ابزار پرسشنامه و با نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای اجرا شده و داده‏های آن  مبتنی بر داده‏های حاصل از پروژه بررسی ارزش‏های جهانی اینگلهارت است که با اطلاعات ارزشمند خود امکان مطالعات ملی و فراملی را فراهم آورده است. جامعه آماری این پژوهش پیمایشی، کلیه افراد بالای 16 سال در ایران هستند که با  استفاده از فرمول نمونه‏گیری  کوکران با حجم نمونه  2275 اجرا شده است .

 درادامه، پس از تعاریف عملیاتی متغیرها، به توصیف جامعه آماری، توصیف تفاوت‏های جنسیتی و تحلیل این تفاوت‏ها و ارتباط آن با ساختار قدرت در خانواده با استفاده از نرم افزار spss خواهیم پرداخت .

 

تعاریف عملیاتی

متغیر دینداری: از مدل تبیین دینداری چند بعدی اینگلهارت مبنی بر ابعاد ارزش‏های دینی، اعتقادی، مشارکت در دین و پیامدهای دینی استفاده شده است. ارزش‏های دینی با دو گویه اهمیت دین با ارزش 0 تا 3 و اهمیت خدا با ارزش 0 تا 9 که به سه سطح زیاد ، متوسط و پایین تبدیل شد، بعد اعتقادی حاصل ترکیب پنج گویه مشتمل بر اعتقاد به خدا، معاد، صاحب روح بودن انسان، جهنم و بهشت با ارزش0 و 1 که به سه سطح زیاد، متوسط و پایین تبدیل شد، مشارکت دینی با گویه شرکت در مراسم و آیین‏های دینی با ارزش0 تا 6 که به سه سطح زیاد، متوسط و پایین تبدیل شد و انجام نمازهای روزانه با ارزش 0 تا 3 سنجیده شده است. همچنین، پیامدهای دینی که از ترکیب 10 گویه موجه یا غیرموجه بودن مصرف مسکرات، درخواست بهره‏مند شدن از پاداش و مزایای دولتی که شامل حال فرد نشود، پرداخت نکردن کرایه وسایل نقلیه، تقلب در مالیات، گرفتن رشوه، همجنس بازی، فحشا و خود فروشی،  سقط جنین، طلاق، یوتاناسیا ]1[ و خودکشی، هر یک با ارزش 0 تا 9 سنجیده و سپس به سه سطح بالا، متوسط و پایین تبدیل شد.  همچنین، اینگلهارت در بعد عواطف دینی از گویه‏های زیر استفاده می‏کند: اعتقاد به اینکه دین به فرد آرامش و نیرو می‏دهد که با یک گویه دو قسمتی آری یا خیر سنجیده شده، تفکر درباره معنا و هدف زندگی که با یک گویه صفر تا سه قسمتی سنجیده شده، هر چند وقت یک‏بار به جز نماز و خارج از فرائض و عبادات دینی با خداوند نیایش می‏کنید که با یک گویه هفت قسمتی 0 تا 6 سنجیده شده و سپس به سه سطح تبدیل شده است ( اینگلهارت، 1387 : 36) .

متغیر نفوذ پدر در خانواده : گویه در خانه شما چه کسی بیشترین نفوذ و تأثیر را در برخورد با مسائل دارد، به کسانی که با پدر پاسخ داده باشند 1 و به دیگر پاسخ‏ها 0 داده شد .

 

یافته‏ های پژوهش

مشخصات نمونه : از 2275 نمونه، 1241 نفر مرد (7/54 درصد) و 1026 نفر زن (3/45 درصد) هستند که از میان آنها 1347 نفر متأهل (4/59 درصد) و 919 نفر مجرد (6/40 درصد) هستند. در این نمونه 1465 نفر شهری (8/64 درصد) و 797 نفر (2/35 درصد) روستایی هستند. از 2275 نفر 97 نفر (7/4 درصد) بیسواد ، 380 نفر(6/18 درصد) دارای تحصیلات ابتدایی، 448 نفر (9/21 درصد) تحصیلات متوسطه، 656 نفر (32 درصد) دیپلم ، 149 نفر (3/7 درصد) فوق دیپلم و 318 نفر (5/15 درصد) تحصیلات عالیه دارند. همچنین، 275 نفر (3/12 درصد) درآمد بسیار پایین دارند، 699 نفر (2/31 درصد) درآمد پایین، 881 نفر (3/39 درصد) درآمد متوسط، 323 نفر (4/14 درصد) درآمد بالا و 62 نفر (8/2 درصد) درآمد بسیار بالا دارند .

چنانکه در جدول 1 می‏بینیم، در همه مؤلفه‏های مطرح شده تفاوت جنسیتی در دینداری به نفع زنان در سطح معناداری قابل قبول است. در ارزش‏های دینی، اعتقادات دینی، انجام مناسک دینی فردی، پیامدهای دینی، فکر کردن در باره معنای زندگی، نیایش با خدا خارج از فرایض و عبادات دینی و در اعتقاد به آرامش بخش بودن دین، زنان از مردان به طور معناداری دیندارترند. چنانکه دیدیم، در تحقیقات زیادی این یافته وجود دارد؛ از جمله در تحقیق آرگیل و بیت هالامی (1975)؛ بتسن، شونراد و ونتیز   (1993)؛ بیت هالامی و آرگیل) 1997)؛ براون (1987)؛ فرنسیس (1993)؛ پالوتزیان (1996؛ به نقل از لوونتال، 2001 : 133)؛ اینگلهارت، (1372 و 1387) به دیندارتر بودن زنان نسبت به مردان اشاره شده است و همچنین، در تحقیقات داخلی این یافته توسط ابراهیمی (1390)؛ نجفی (1385)؛ آزاد ارمکی (1381 و 1383)؛ توسلی (1385) و سراج زاده (1387) گزارش شده است. به طور کلی، می‏توان گفت در دینداری ایرانیان تفاوت جنسیتی وجود دارد و این تفاوت جنسیتی به نفع زنان است. بنابراین، فرضیه 1 که مبنی بر دینداری بیشتر زنان نسبت به مردان است، تأیید می‏شود. تنها استثنا در مورد شرکت کردن در آیین‏های دینی است که با مختصر تفاوتی به نفع مردان است و آن هم در سطح معناداری قابل قبولی نیست و این یافته نیز مؤید تئوری لوونتال است که نشان می‏دهد زنان فعالیت‏های دینی کمتری نسبت به مردان دارند .

 

 

جدول 1 تفاوت‏های جنسیتی در دینداری

مؤلفه‏های دینداری

زنان

مردان

تفاوت‏های جنسیتی

آزمون آماری

ارزش‏های دینی

اهمیت دین

مهم

9/95

5/89

4/6

269/43 = خی دو پیرسون

Sig =0/000

کرامرزV = 139/0

Sig = 0/000

نه چندان مهم

4/3

5/7

1/4-

کاملاً بی اهمیت

7/0

9/2

2/2-

اهمیت خدا

زیاد

5/94

9/88

6/5

565/50 = خی دو پیرسون

Sig =0/000

کرامرزV = 15/0

Sig = 0/000

متوسط

8/3

2/9

4/5-

کم

8/1

9/1

1/0-

اعتقادات دینی

زیاد

2/98

2/96

2

284/14 = خی دو پیرسون

Sig =0/014

کرامرزV = 082/0

Sig = 0/014

متوسط

4/1

5/4

1/3-

کم

4/0

4/1

1-

مشارکت در دین

انجام نمازهای روزانه

هر روز

80

6/71

4/8

377/39 = خی دو پیرسون

Sig =0/000

کرامرزV = 135/0

Sig = 0/000

یک یا دو بار در هفته

4/9

5/8

9/0

یک یا دو بار در ماه

6

9/8

9/2-

هرگز

5/4

11

6/5-

شرکت در آیین‏های دینی

زیاد

7/52

2/53

5/0-

593/11 = خی دو پیرسون

Sig =0/072

کرامرزV = 072/0

Sig =0/072

 

متوسط

2/38

8/35

4/2

کم

2/9

1/11

9/1-

پیامدهای دینی

زیاد

7/96

9/94

3/1

731/15 = خی دو پیرسون

Sig =0/003

کرامرزV = 092/0

Sig =0/003

 

متوسط

4/2

2/3

8/0-

کم

8/0

8/1

1-

فکر کردن درباره معنای زندگی

غالباً

51

9/43

1/7

524/12 = خی دو پیرسون

Sig =0/006

کرامرزV = 078/0

Sig = 0/006

گاهی

2/38

8/41

6/3-

بندرت

2/9

8/11

6/2-

هرگز

6/1

5/2

9/0-

نیایش با خدا خارج از فرایض و عبادات دینی

زیاد

81

5/72

5/8

704/27 = خی دو پیرسون

Sig =0/000

کرامرزV = 108/0

Sig = 0/000

متوسط

9/8

2/11

3/2-

کم

1/10

4/16

3/6-

آرامش بخش بودن دین

بله

4/96

9/92

5/3

494/11 = خی دو پیرسون

Sig =0/001

فی = 076/0

Sig = 0/001

خیر

6/3

1/7

3/5-

               
 

 

 

چنانکه در جدول 2 می‏بینیم، تفاوت‏های جنسیتی در میان شیعیان، سنیان و مسیحیان ایرانی یکسان نیست. این تفاوت در سنی‏ها بیش از شیعه‏هاست و در هر دو به نفع زنان است و در مسیحی‏ها تفاوت جنسیتی وجود ندارد. این یافته تا حدودی مشابه تحقیق لوونتال است که نشان میدهد تفاوت جنسیتی بسته به فرهنگ دینی متفاوت است و یکسان نیست. بنابراین، فرضیه دوم که بر اساس تئوری لوونتال مدعی است تفاوت جنسیتی در دینداری بسته به سنت‏ها و فرهنگ هر دین متفاوت است و اینکه تأثیرات متفاوت جنسیتی را میان مسیحیان، مسلمانان و یهودیان باید انتظار داشت، تأیید می‏شود. لوونتال مدعی است که زنان نسبت به مردان کمتر در فعالیت‏های مذهبی شرکت می‏کنند که این یافته در مورد شیعه و سنی تأیید و در مورد مسیحیان رد می‏شود. همچنین، او نشان می‏دهد که زنان مسلمان دینداری کمتری نسبت به مردان مسلمان دارند که طبق یافته‏های این پژوهش این بخش از ادعای لوونتال در ایران پذیرفته شدنی نیست .

 

 

جدول 2- تفاوت‏های جنسیتی در ادیان و مذاهب

مؤلفه‏های دینداری

شیعه

 

سنی

مسیحی

 

زنان

مردان

تفاوت‏های جنسیتی

زنان

مردان

تفاوت‏های جنسیتی

زنان

مردان

تفاوت‏های جنسیتی

ارزش‏های دینی

اهمیت دین

مهم 

2/95

6/91

6/3

2/94

6/86

6/7

100

100

0

اهمیت خدا

زیاد

5/91

4/90

1/1

2/92

6/82

6/9

100

100

0

متوسط

7/2

1/8

4/5-

9/7

9/15

8-

-

-

-

اعتقادات دینی

زیاد

3/98

2/97

1/1

9/97

9/91

6

100

100

0

متوسط

4/1

9/1

5/0-

0

8/4

8/4-

-

-

-

مشارکت در دین

انجام نمازهای روزانه

هر روز

2/81

3/74

9/6

72

2/58

8/13

100

100

0

یک یا دو بار در هفته

6/8

1/8

5/0

24

9/17

1/6

-

-

-

 

شرکت در آیین‏های دینی

زیاد

7/52

7/55

3-

8/58

7/63

9/4-

100

100

0

متوسط

8/38

9/36

9/1

5/27

1/26

4/1

-

-

-

پیامدهای دینی

زیاد

8/96

1/95

7/1

6/94

8/97

2/3-

100

100

0

متوسط

3/2

2/3

9/0-

4/5

2/2

2/3

0

0

0

فکر کردن درباره معنای زندگی

غالباً

7/50

6/43

1/7

5/47

9/42

6/4

50

-

-

گاهی

3/38

1/42

8/3-

5/42

9/42

4/0-

50

-

-

نیایش با خدا خارج از فرایض و عبادات دینی

زیاد

7/80

2/73

5/7

84

9/73

1/10

100

100

0

متوسط

9

3/11

3/2-

8

3/12

3/4-

-

-

-

آرامش بخش بودن دین

بله

5/96

1/95

4/1

5/95

84

5/11

100

100

0

                         

 

 

گفتیم که کالت تفاوت‏های جنسیتی را با توجه به ساختار قدرت در خانواده تبیین می‏کند و معتقد است دخترانی که در خانواده‏های پدر سالار رشد کرده‏اند، ریسک گریزتر بوده، بنابراین، بیشتر به دین روی می‏آوردند. چنانکه در جدول 3 می‏بینیم، هیچ کدام از آزمون‏های آماری مربوط به این فرضیه قابل قبول نیست، بنابراین، توجیه دینداری زنان بر اساس تیپ خانواده پدرسالارانه یا برابر طلب رد می‏شود و فرضیه 3 که بر اساس تئوری کالت مدعی بود زنانی که در خانواده‏های با نفوذ پدر هستند، دینداری بیشتری دارند، رد شده، قابل قبول نیست. این یافته در جامعه شناسی می‏تواند یافته مهمی تلقی شود، چرا که در دوران معاصر که در غالب جوامع عمدتاً ساختار قدرت به سمت برابرطلبی پیش می‏رود (اینگلهارت، 1372) و چنین وضعیتی در ایران نیز گزارش شده است (آزادارمکی، 1389) نفی این رابطه می‏تواند پذیرش ساختارهای جدید در خانواده و در عین حال، امکان حفظ تمایلات دینی را نشان دهد و لزوماً پذیرش موقعیت‏های برابرطلبانه در خانواده با کاهش دینداری همراه نیست .

 

 

جدول 3- درصد دینداری زنان بر حسب نفوذ پدر در خانواده

 

 

 

بحث و نتیجه‏گیری

اگرچه نقش دین و تأثیر آن در زندگی انسان‏ها همواره مورد توجه صاحبنظران این حوزه بوده، اما در میان این تحقیقات، بررسی تفاوت‏های جنسیتی، علل آن و عوامل مؤثر بر آن معمولا مغفول مانده است و گاهی یافته‏های متناقض نیز در تحقیقات انجام شده به چشم می‏خورد. تحقیقات انجام شده در این زمینه، غالباً نشان از دیندارتر بودن زنان از مردان در برپاداشتن عبادات، فعالیت‏های مذهبی و اعتقادات دینی دارد. در بیان علل این تفاوت‏ها نیز عقاید متفاوت است: برخی آن را به جایگاه ساختاری،  برخی به جهت‏گیری‏های جنسیتی، برخی به جامعه‏پذیری جنسیتی، برخی به تفاوت‏های شخصی و برخی به تئوری ریسک گریزی نسبت می‏دهند. بنابراین، به سبب اهمیت موضوع و تأثیر دینداری بر زوایای مختلف زندگی انسان‏ها، همچنین، تحقیقات مختصر با یافته‏های متناقض و متفاوت،  بررسی جنسیتی این تفاوت‏ها حایز اهمیت و پاسخ به سؤال‏های اساسی این تحقیق ضروری است که آیا در جامعه ما دینداری در میان زنان و مردان یکسان است یا در این زمینه تفاوت‏هایی وجود دارد؟ آیا بررسی میان مذاهب و ادیان این یافته‏ها را تأیید می‏کند؟ آیا ساختار قدرت در خانواده می‏تواند دینداری بیشتر زنان را تبیین کند؟ که ما در این مقاله به آن پرداخته‏ایم .

علی‏رغم تحقیقات مختلف که نشان دهنده دیندارتر بودن زنان نسبت به مردان در برپاداشتن عبادات، فعالیت‏های مذهبی و اعتقادات دینی دارد،  لوونتال معتقد است اگرچه زنان به طور کلی از مردان دیندارترند، این تفاوت‏ها بسته به فرهنگ و سنت هر دین متفاوت است. او معتقد است سنت‏های مذهبی در هر دین یا مذهب، میان زنان و مردان در تعهدات و وظایف دینی مانند نماز خواندن و ... تفاوت‏هایی ایجاد می‏کند؛ آنچنان که مثلاً اسلام و یهود در برخی از جنبه‏ها تعهدات دینی کمتری برای زنان نسبت به مردان قائل‏اند. برای مثال، یهود به نماز گزاردن زنان با جماعت تأکیدی ندارد و زنان مسلمانان در در دوران قاعدگی [35] خود نمی‏توانند به مسجد داخل شوند.  بنابراین، انتظار می‏رود زنان در این ادیان به مکان عبادت خود توجه کمتری داشته باشند و در برخی فعالیت‏های مذهبی، زنان یهود و مسلمان ممکن است کمتر از مردان ظاهر شوند. بر خلاف ایشان، در نمونه‏های مورد مطالعه در مسیحیان و هندوها زنان فعالیت‏های دینی بیشتری نسبت به مردان دارند. زنان هندو بیش از مردان به بیشتر بودن معابد اعتقاد دارند و احتمالاً مردان مسلمان و یهودی فعالیت‏های دینی بیشتری از زنان دارند و این امر در میان مسیحیان و هندوها برعکس است. به گفته لوونتال، این تفاوت‏ها ما را هدایت می‏کند به اینکه تأثیرات متفاوت جنسیتی را میان مسیحیان، مسلمانان و یهودیان انتظار داشته باشیم. لوونتال از بررسی تجربی خود نتیجه می‏گیرد اگرچه به طور کلی زنان از مردان دیندارترند، اما فعالیت‏های دینی کمتری نسبت به مردان دارند، در مسیحی‏ها زنان از مردان دیندارترند و در هندوها، مسلمانان و یهودیان مردان از زنان دیندارترند. لوونتال این تفاوت‏ها را به سنت‏ها و هنجارهای فرهنگی این ادیان ربط می‏دهد و بنابراین، دیندار بودن زنان نسبت به مردان را به عنوان یک قاعده کلی نفی می‏کند (لوونتال[36]، 2001) .

در بیان علت این تفاوت‏ها نیز میلر و استارک معتقدند این تفاوت جنسیتی منشأ فیزیولوژیک داشته، ناشی از اولویت ریسک است. بر این اساس، میلر و استارک نشان می‏دهند که مردان به خاطر اولویت ریسک خود بیشتر به رفتارهای با ریسک بالا روی می‏آورند و بنابراین زنان بخاطر ریسک گریزی‏شان که فیزیولوژیک است بیشتر دیندارند. کالت با بسط تئوری کنترل – قدرت هاگان و کالگوس و پذیرفتن اولویت ریسک میلر و استارک معتقد است که این تفاوت‏ها منشأ اجتماعی داشته؛ بدین شیوه تفاوت جنسیتی در دینداری را به ساختار قدرت در خانواده مربوط دانسته و آن را تبیین کرده است. به نظر او در زمینه پدرسالاری پسران به احتمال زیاد با تشویق به رفتارهای پرخطر، بیشتر متمایل می‏شوند و دخترها با محدودیت به سمت کنترل رفتارهای پر خطر و در خانواده‏های برابرطلب این اختلاف جنسیتی کمتر وجود دارد. مطابق این تئوری خانواده‏های پدرسالار یا برابرطلب با رفتارهای متفاوت، موجب جامعه‏پذیری جنسیتی متفاوت در کودکی شده که تا بزرگسالی ادامه می‏یابد و از آنجا که رفتار دختران در خانواده‏های پدرسالار بیش از خانواده‏های برابرطلب کنترل می‏شود، ایشان ریسک گریزتر بوده و بنابراین، بیشتر به دینداری روی می‏آورند.

با توجه به رویکرد نظری این تحقیق که مبتنی بر نظرات لوونتال و کالت است، فرضیه‏های تحقیق که عبارت بودند از: دینداری در زنان بیشتر از مردان است، دینداری در میان ادیان و مذاهب مختلف یکسان نیست، زنانی که در خانواده‏های با نفوذ بیشتر پدر زندگی می‏کنند، پایبندی بیشتری به ارزش‏های دینی از خود نشان می‏دهند و دیندارترند، در این مقاله آزمون شدند. این تحقیق پیمایشی ملی است که با ابزار پرسشنامه و نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای اجرا شده است و داده‏های آن مبتنی بر داده‏های حاصل از پروژه بررسی ارزش‏های جهانی است. جامعه آماری این پژوهش پیمایشی کلیه افراد بالای 16 سال در ایران هستند که با استفاده از فرمول کوکران با حجم نمونه 2275 انجام شده است.

چنانکه دیدیم، در همه مؤلفه‏های مطرح شده دینداری، تفاوت جنسیتی به نفع زنان در سطح معنادار قابل قبول است. در ارزش‏های دینی، اعتقادات دینی، انجام مناسک دینی فردی، پیامدهای دینی، فکر کردن درباره معنای زندگی، نیایش با خدا خارج از فرایض و عبادات دینی و در اعتقاد به آرامش بخش بودن دین، زنان از مردان به طور معناداری دیندارترند. چنانکه دیدیم، در تحقیقات زیادی این یافته وجود دارد؛ از جمله در تحقیق آرگیل و بیت هالامی (1975)؛ بتسن، شونراد و ونتیز (1993)؛ بیت هالامی و آرگیل (1997)؛ براون (1987)؛ فرنسیس (1993)؛ پالوتزیان (1996؛ به نقل از لوونتال، 2001 : 133)؛ اینگلهارت (1372 و 1387) به دیندارتر بودن زنان نسبت به مردان اشاره شده است و همچنین، در تحقیقات داخلی این یافته توسط ابراهیمی (1390)؛ نجفی (1385)؛ آزادارمکی (1381 و 1383)؛ توسلی (1385) و سراج‏زاده (1387) گزارش شده است. به طور کلی، می‏توان گفت در دینداری ایرانیان تفاوت جنسیتی وجود دارد و این تفاوت جنسیتی به نفع زنان است. بنابراین، فرضیه اول که مبنی بر دینداری بیشتر زنان نسبت به مردان است، تأیید می‏شود. تنها استثنا در مورد شرکت کردن در آیین‏های دینی است که با مختصر تفاوتی به نفع مردان است و آن هم در سطح معناداری قابل قبولی نیست و این یافته نیز مؤید تئوری لوونتال است که نشان می‏دهد زنان فعالیت‏های دینی کمتری نسبت به مردان دارند .

همچنین، دیدیم تفاوت‏های جنسیتی در میان شیعه‏ها، سنی‏ها و مسیحیان ایرانی یکسان نیست. این تفاوت در سنی‏ها بیش از شیعه‏هاست و در هر دو به نفع زنان است و در مسیحی‏ها تفاوت جنسیتی وجود ندارد. این یافته مشابه تحقیق لوونتال است که نشان می‏دهد تفاوت جنسیتی بسته به فرهنگ دینی متفاوت است و یکسان نیست. بنابراین، فرضیه دوم که بر اساس تئوری لوونتال مدعی است، تفاوت جنسیتی در دینداری بسته به سنت‏ها و فرهنگ هر دین متفاوت است و اینکه تأثیرات متفاوت جنسیتی را میان مسیحیان، مسلمانان و یهودیان باید انتظار داشت تأیید می‏شود. لوونتال مدعی است که زنان نسبت به مردان کمتر در فعالیت‏های مذهبی شرکت می‏کنند که این یافته در مورد شیعه و سنی تأیید و در مورد مسیحیان رد می‏شود. همچنین، او نشان می‏دهد که زنان مسلمان دینداری کمتری نسبت به مردان مسلمان دارند که طبق یافته‏های این پژوهش این بخش از ادعای لوونتال در ایران پذیرفته شدنی نیست .

گفتیم که کالت تفاوت‏های جنسیتی را با توجه به ساختار قدرت در خانواده تبیین می‏کند و معتقد است دخترانی که در خانواده‏های پدر سالار رشد کرده‏اند، ریسک گریزتر بوده و بنابراین، بیشتر به دین روی می‏آوردند، اما چنانکه در این پژوهش دیدیم، هیچ کدام از آزمون‏های آماری مربوط به این فرضیه قابل قبول نیست. بنابراین، توجیه دینداری زنان بر اساس تیپ خانواده پدرسالارانه یا برابر طلب رد می‏شود و فرضیه سوم که بر اساس تئوری کالت مدعی بود زنانی که در خانواده‏های با نفوذ پدر هستند، دینداری بیشتری دارند، رد شده، قابل قبول نیست. این یافته در جامعه‏شناسی می‏تواند یافته مهمی تلقی شود؛ چرا که در دوران معاصر که در غالب جوامع عمدتاً ساختار قدرت به سمت برابرطلبی پیش می‏رود (اینگلهارت، 1372) و چنین وضعیتی در ایران نیز گزارش شده است (آزادارمکی، 1389). نفی این رابطه می‏تواند پذیرش ساختارهای جدید در خانواده و در عین حال، امکان حفظ تمایلات دینی را نشان دهد و لزوماً پذیرش موقعیت‏های برابرطلبانه در خانواده با کاهش دینداری همراه نیست .

در بررسی‏های جنسیتی در شرایطی که بیشتر محققان با تکیه بر اینکه زنان به سبب پیش زمینه نامناسب اجتماعی مورد تبعیض واقع شده و در برخی مؤلفه‏های اجتماعی با مردان متفاوتند و این تبعیض جنسیتی به نفع مردان است، وجود تحقیقاتی مانند تحقیق حاضر که نشان می‏دهد تفاوت‏های جنسیتی به نفع زنان است و آگاهی به این تفاوت‏ها می‏تواند به عنوان عاملی در تقویت زنان به حساب آید. در این تحقیق دیدیم که زنان از مردان دیندارترند یا در پژوهش‏های دیگر یافتیم که سلامت اجتماعی زنان بالاتر از مردان است (مدیری، 1391). یا رفاه ذهنی در زنان بالاتر از مردان است (مدیری، 1392) با توجه به نقش محوری زنان در خانواده و جامعه، آگاهی از چنین توانایی‏هایی می‏تواند به ایشان در ایفای نقش‏های خانوادگی و اجتماعی مدد رساند و به ارتقای سطح زندگی ایشان منجر شده، امکان پرورش نسلی غنی‏تر را فراهم می‏آورد. با توجه به اینکه اطلاعات این مقاله منحصراً برای چنین پژوهشی فراهم نشده بود و اهداف متعددی در برداشت و با توجه به اهمیت موضوع بررسی کمّی و کیفی تفاوت‏های جنسیتی در دینداری، مقایسه مذاهب با یکدیگر، علل این تفاوت‏ها، عوامل مؤثر بر آن پیشنهاد می‏شود .

 

پی‌ نوشت

[1]کشتن از سر ترحم



[1] Maltby

[2] Hummer, Rogers & Nam

[3] Mc McCartney

[4] Call & Heaton

[5] Hunler& Gencoz

[6] Mahoney

[7] Sullivan

[8] Ebaugh & Haney

[9] Jelen

[10] Spicer

[11] Scheepers & Van Der Silk

[12] Kelley & De Graaf

[13] Cornwall

[14] Vaus & MC Allister

[15] Thompson

[16] Levitt

[17] Walter

[18] Miller & Stark

[19] Argyle & Beit – Hallahmi

[20] Batson , Schoenrade & Ventis

[21] Brown

[22] Francis

[23] Paloutzian

[24] Mc McCartney

[25] Menstruation

[26] Loewenthal

[27] Sullinus

[28] Cornwall

[29] Vaus & MC Allister

[30]  Thompson

[31]  Levitt

[32] Walter

[33] Miller & Stark

[34] Hagan & colleagues

[35] Menstruation

[36] Loewenthal

ابراهیمی، قربانعلی. (1390). دین و بزهکاری جوانان، ir .www.pajohe مورخ 23/7/1390

آزاد ارمکی، تقی و غیاثوند، احمد. (1383). جامعه شناسی تغییرات فرهنگی در ایران، تهران: آن.

ــــــــــ . (1381). «تحلیل جامعه شناختی وضعیت دینداری جوانان با رویکرد بی شکلی دین ورزی»، پژوهشنامه ادبیات و علوم انسانی، ش35، ص113 – 148.

آزاد ارمکی، تقی؛ مدیری، فاطمه و وکیلی، عارف. (1389). «فروپاشی یا تغییرات بنیادی با بررسی نقش آموزش عمومی همگانی در بهبود وضع موجود»، مجله خانواده و پژوهش، سال هفتم،  ش1، ص 63 – 84.

آزاد ارمکی، تقی و مدیری، فاطمه. (1390). «رابطه نگرش‏های اخلاقی و مذهبی ایرانیان»، دین و ارتباطات، ش 35.

اینگلهارت، رونالد. (1372). تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی ، مریم وتر، تهران : کویر.

اینگلهارت ، رونالد و نوریس، پیپا. (1387). مقدس و عرفی: دین و سیاست در جهان، مریم وتر، تهران: کویر.

توسلی، غلامعباس و مرشدی، ابوالفضل. (1385). «بررسی سطح دینداری و گرایش‏های دینی دانشجویان (مطالعه موردی دانشگاه صنعتی امیر کبیر)»، جامعه شناسی ایران، دوره هفتم، ش4، ص 96 – 118.

خدایاری فرد، محمد؛ شهابی، روح الله و اکبری زردخانه، سعید. (1386). «رابطه نگرش مذهبی با رضایت‏مندی زناشویی در دانشجویان متأهل»، خانواده پژوهی، سال سوم، ش10، ص 611 – 620.

سراج زاده، سید حسن و پویافر، محمدرضا. (1387). «دین و نظم اجتماعی، بررسی رابطه دینداری با احساس آنومی و کجروی»، مسائل اجتماعی ایران، سال 16، ش63، ص71 - 105.

مدیری، فاطمه و آزاد ارمکی، تقی. (1392). «سعادت ذهنی به مثابه توسعه انسانی»، نامه علوم اجتماعی، پذیرش شده.

مدیری، فاطمه؛ سفیری، خدیجه و منصوریان، فاطمه. (1391). «بررسی عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی»، همایش بین‏المللی نقش زن در سلامت خانواده و اجتماع، دانشگاه الزهرا، مورخ 20/2/1391.

نجفی، محمود؛ احدی، حسن و دلاور، علی. (1385).  «بررسی رابطه کارایی خانواده و دینداری با بحران هویت»، دانشور رفتار، سال 13، ش 16، ص17 – 26.  

Banaszak , Lee Ann , (2006), The Gendering State and Citizens Attitudes  toward Women Roles : State Policy , Employment and Religion in Germany , Politics & Gender ( 2 ) : 29–55

Collet , Jessica,  L. Lizardo Omar ,  (2002)  A Power – control Theory of gender and Religiosity, online database at http: // www. icpsr. umich. edu

Ghazal, R.J. (2003) "The Sources of Gender Role Attitudes among Christian and Muslim Arab-American Women", Sociology of Religion، 64(2):207-222

 Halman, L. Pettersson, T. & Verweij, J. (1999)  "The Religious Factor in Contemporary Society", International  Journal of Comparative Sociology, 40 (1): 141-160

Loewenthal , Kate Mariam ,  Macleod,  Andrew K , Cinnirella , Marco , (2001)  Are women more religious than men ? Gender differences in religious activity among different religious groups in the UK , personality and individual differences , 32 : 139 – 133

 Miller , Alan , Stark ,  Rodney , (2002)  "Gender and Religiousness : Can Socialization Explanations be Saved ?"  American  Journal of Sociology , 107 : 1399 - 1423

Scheepers , Peer , (2002) "Education , Religiosity and Moral Attitudes : Explaining Cross-National Effect Differences", Sociology of  Religion, 63(2) : 157-176

Sullins , D. Paul , (2006) "Gender and Religion : Deconstructing Universality , Constructing Complexity" , American Journal of Sociology , 112 : 838 – 880

Voicu, Malina, (2009) "Religion and Gender across Europe", Social Compass, 56 (2), 144 – 162

Cartney , Kristin MC, Hetrick  Kate, (2002) Religiosity and Gender : Nature or Nurture ? submitted in May 28 , 2002