تحلیل محتوای مقایسه‌ای تصاویر کتاب‌های درسی ایران و سوریه با تأکید بر نابرابری نقش‌های جنسیتی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم‌تربیتی دانشگاه اصفهان

2 هیات علمی

3 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان

چکیده

  دانش‌آموزان هر کشوری، نسل آینده­ آن کشور را رقم می­زنند. از این­رو، هر کشوری می­تواند از راه‌های گوناگون، برنامه­ها و تصمیم­گیری­های خود را برای دانش‌آموزان منتشر کند (رمزگذاری)؛ یعنی پیام­هایی که از طریق متون درسی، مصوّبه­های آموزشی و تصاویر کتاب­های درسی به دانش‌آموزان منتقل می­شود، می­تواند از سوی دانش­آموزان به روش­های مختلفی قرائت شود (رمزگشایی). در پژوهش حاضر، هدف، بررسی نابرابری نقش­های جنسیتی در میان تصاویر کتب درسی است. در هر کشوری، گفتمانی خاص وجود دارد که همه اصول، قوانین، ارزش­ها و هنجارها از آن منبعث می­شود. کتب درسی یکی از ابزارهای لازم برای انتقال این گفتمان به مخاطبان است. به همین منظور، تصاویر کتاب­های درسی مقطع دبستان و راهنمایی ایران و سوریه با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، مقایسه شده است. داده­ها بیانگر آن است که حدود 60 درصد تصاویر مربوط به جنس مذکر و حدود 40 درصد آنها مربوط به جنس مؤنث است. جنس مؤنث بیشتر در سنین کودکی به تصویر کشیده ­شده­است و در سنین بالاتر در نقش مادری، معلمی و پرستاری قرار گرفته­اند؛ ولی جنس مذکر بیشتر در سنین جوانی نمایش داده شده‌اند که عهده­دار مشاغل تخصصی، سخت، حرفه­ای، تولیدی و خدماتی هستند. با این وصف، زنان با به دست‌ آوردن قدرت تولید مادی می­توانند با دنیای مردان رقابت کنند. هرچند در سال­های اخیر حرکت­هایی در جهت برابری جنسیتی صورت گرفته است؛ اما هنوز چرخه تحلیل به طرف مردان سنگینی می­کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Comparative Content Analysis of Picture Books by Iran and Syria, with Emphasis on the Role of Gender Inequality

نویسندگان [English]

  • reza ali norowzi 1
  • vahid ghasemi 2
  • rana mohammad taghi nejad 3
1 university of isfahan
2 اصفهان دانشگاه اصفهان دانشکده ادبیات و علوم انسانی گروه علوم اجتماعی
3 university of isfahan

کلیدواژه‌ها [English]

  • content analysis
  • Gender Roles
  • textbooks
  • Educational System
  • Sex

مقدمه

نابرابری اجتماعی به تفاوت افراد و یا جایگاه آنها اشاره دارد که کهن‌ترین شکل آن را می‌توان در زمینه جنسیت جستجو کرد. نابرابری جنسیتی، واقعیتی اجتماعی است که در هر برهه‌ای از تاریخ با به‌ حاشیه راندن زنان و وابسته کردن آنها به جنس دیگر وجود داشته است. در این بستر، زنان به عنوان طبقه‌ فرودست مردان شناسایی می‌شوند.

از دیدگاه زنان، جهان اجتماعی، جهانی "جنسیتی شده[1]" است. احساس­ها، نیازها، رفتارها، نقش­های اجتماعی، حرفه­ها و کل نهادهای اجتماعی به عنوان اموری مردانه، زنانه یا مناسب برای مردان و زنان تعریف و بازتعریف می­شوند. از نظر آنها، تفاوت­های جنسیتی زنان و مردان برای حفظ سلطه مردان بر دنیای زنان ساخته شده است و مانند هر گروهی که از داشتن قدرت سود می­برد، مردان نیز به حفظ  سلطه­ خود علاقه‌مندند. بنابراین، روابط نابرابر و فرودستی جنسیتی می‌تواند به حفظ منابع سلطه­ آنها کمک کند (محمدپور، 1389: 290).

باید دانست که جامعه‌شناسان میان واژه جنس[2] و جنسیت[3] تفاوت قایل هستند. جنس به تفاوت‌های زیست شناختی و کالبدشناسی و فیزیکی میان زنان و مردان اشاره دارد؛ اما جنسیت مشمول رفتارها، نقش‌ها، کنش‌ها و اندیشه‌های اجتماعی است که فرهنگ حاکم در هر جامعه به عهده دو جنس زن و مرد می‌گذارد و در ارتباط با نقش‌های جنسیتی، افکار قالبی در مورد هر دو جنس در جامعه مشاهده می‌شود که دامنه‌ انتظارات را از هر دو جنس تعیین می‌کند (نرسیسیانس، 1383: 9-10).

تصور ما از مرد بودن و زن بودن به شرایط خاص جامعه برمی‌گردد؛ به عبارت دیگر، جنسیت سازه‌ای اجتماعی[4] است. گفته می­شود سوژه[5] اصلی نظریه فمینیسم " جنسیت " است یا نقطه­ عزیمت فمینیسم را رابطه میان جنس و جنسیت تشکیل می­دهد (Chapman.1995:99).

در بیشتر جوامع جنسیت پایه­ توزیع امکانات، موقعیت‌ها، پاداش‌ها و فرصت‌ها قرار می‌گیرد. به این ترتیب قشربندی جنسیتی در جامعه پدیدار می‌گردد که هر عضوی از جامعه بنا بر موقعیت خود در این لایه‌های متفاوت اجتماعی از توزیع قدرت، ثروت، آزادی، حقوق و ... بهره می‌گیرد. جنسیت مقوله‌ای اجتماعی است که به‌واسطه آن قدرت در بین افراد تقسیم می‌شود و زنان همواره سهم کمتری را در این تقسیم‌بندی به دست آورده‌اند.

فرایندی که مردم به‌سبب آن یاد می‌گیرند چگونه زن یا مرد باشند، جامعه‌پذیری جنسیتی نامیده می‌شود که زنان و مردان از طریق آن صفات و ویژگی‌های جنسیتی شده را فرا می‌گیرند و سعی می‌کنند بر اساس آنها به انتظارات جامعه پاسخ دهند. در چنین فرایندی پسران هویت خویش را به عنوان جنس برتر درک می‌کنند و در مقابل دختران هویت خود را به عنوان جنس دوم می‌شناسند.

از نظر کارن هورنای[6]، تفاوت­های روانی بین زنان و مردان ناشی از آناتومی نیست، بلکه به علت انتظارات فرهنگی و اجتماعی است. مردانی که زنان را تحت کنترل خود در می‌آورند یا بر آنها حکم می­رانند و زنانی که مردان را خوار می­کنند یا به آنها حسد می­ورزند، این کار را به علت رقابت‌جویی روان رنجور که در بسیاری از جوامعه شایع است، انجام می­دهند (فیست، 1386: 209). هورنای بر خلاف فروید عنوان می‌کند که حسدورزی زنان نسبت به دستگاه جنسی مردان نیست، بلکه آنها به امتیازاتی که فرهنگ پدرسالار برای جنس مذکر رقم می­زند، رشک می­برند.

نابرابری جنسیتی از طریق ایدئولوژی‌های همزاد پدرسالاری مشروع می‌شود. پدر­سالاری یک ساختار اجتماعی است که در آن ساختار جنسیتی، حقوقی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به طور هم‌زمان علیه زنان عمل می‌کند و زنان همواره به علت جنسیت‌شان مورد تبعیض قرار می‌گیرند. در چنین نظامی تفاوت‌های جنسیتی تجلیل می‌شود و نابرابری جنسیتی ناچیز شمرده می‌شود. در اوایل دهه 1970، پدرسالاری به یکی از اصطلاحات اساسی در نظریات و جنبش‌های فمینیستی تبدیل شد.

فمینیسم، قلمرو متکثری از دیدگاه‌ها و راهکارهای متناقض برای کنش است. به بیان کلی، فمینیسم بر این نکته تأکید می‌کند که جنس، محور بنیادین و غیرقابل تقلیل سازمان اجتماعی است که تا به امروز زنان را فرودست مردان قرار داده است. فمینیسم به جنس به مثابه اصل سازمان‌دهنده زندگی اجتماعی می‌نگرد که با روابط قدرت اشباع شده است. فمینیست‌ها برآنند که فرودستی زنان از طریق دامنه گسترده‌ای از نهادها و اعمال اجتماعی رخ می‌دهد؛ یعنی مطیع بودن زنان را باید در قالب شرایطی اختیاری فهمید. این موقعیت فرودستی زنانه را فمینیست‌ها پدرسالاری می‌نامند؛ مفهومی که بر خانواده پدر­سر[7]، مردانگی و فرادستی دلالت دارد. فمینیسم در مقام یک جنبش، با برساخت راهبردهایی سروکار دارد که مستلزم دخالت در زندگی اجتماعی با هدف تعقیب منافع زنان است و طیف وسیعی از تحلیل‌ها و استراتژی‌هایی از کنش را پیش روی نهاده است (بارکر، 1387: 501-502).

فمینیسم بر این باور است که انسان­ها در جامعه می‌آموزند که مرد یا زن باشند. زنان در فرایند اجتماعی شدن اطاعت از نقش­های مردانه را درونی می­کنند. به همین دلیل، رویکرد فمینیستی، جنسیت را به مثابه امری می­بیند که به لحاظ اجتماعی ساخته می­شود (Turner, 2003).

اجتماعی شدن به فرایندی گفته می‌شود که از طریق آن می‌آموزیم به عنوان عضوی از جامعه رفتاری متناسب با جامعه خود داشته باشیم و این متناسب بودن برای پسران و مردان چیزی متفاوت از دختران و زنان است. بخش عمده‌ای از اجتماعی شدن، یادگیری رفتار جنسیتی است (هولمز، 1389: 63).

آموزش رسمی یکی از عوامل جامعه­پذیری افراد است و از آن­جا که افراد از سن هفت سالگی به این نهاد وارد می‌شوند، این نهاد به شدت می­تواند روی نگرش، ارزش­ها و هنجارهای افراد تأثیرگذار باشد. آموزش مدارس از طریق ابزارهای گوناگون، همچون: مفاهیم و تصاویر کتاب­های درسی، گروه­های همکلاسی، کادر آموزشی و ... می­توانند روی دانش‌آموزان مؤثر واقع شوند.

بخش درخورتوجهی از فعالیت­های دانش‌آموزان کتاب محور است و ارزیابی آنها نیز بر این اساس انجام می­شود. بنابراین، کتاب­های درسی نقش بسزایی بیش از صرف انتقال مفاهیم به دانش‌آموزان دارد که بتواند آنها را با نقش­های جنسیتی خود آشنا کند که به اعضای فعال در جامعه­ بزرگتر تبدیل شوند.

در این فرایند اجتماعی شدن که در آن سوژه­های جنسیتی ساخته می­شود، مدارس و کتاب‌های درسی یکی از مهم­ترین ابزارهای انتقال ارزش­های فرهنگی محسوب می‌شوند که گفتمان اصلی کشور را به فرد منتقل می­کنند. دانش­آموزان را برای نقش­هایی که در آینده بر عهده خواهند گرفت آماده می­کند و خوب و بد (مبتنی بر گفتمان حاکم) را به آنها می­آموزد. شاید به نظر برسد که تصاویر کتاب فقط برای توضیح بیشتر متون باشد، ولی یک تصویر می­تواند معناهای مختلفی را بازگو کند و در ناخودآگاه افراد به صورت یک «منش» در بیاید؛ مانند نقش­های جنسیتی، مفهوم شهروندی، حجاب و ... .

از جمله سؤال‌های مهمی که این مقاله درصدد پاسخگویی به آن است، عبارتند از: « محتوای تصاویر کتاب‌های درسی ایران و سوریه تا چه حد به بازتولید نقش‌های جنسیتی پرداخته است؟»؛ «در تصاویر زنان و مردان بیشتر به چه مشاغلی مشغول هستند؟» و «بین دو کشور ایران و سوریه از لحاظ نقش­های جنسیتی چه تفاوت­ها و شباهت‌هایی وجود دارد؟»

حال با توجه به اهمیت کتاب­های درسی و نقشی که آنها در انتقال مفاهیم دارند، این مقاله درصدد است که شیوه­ بازتولید نقش­های جنسیتی در تصاویر کتاب­های درسی دوره دبستان و راهنمایی ایران و سوریه را بررسی کند. کشورهای ایران و سوریه ، هر دو کشوری مسلمان محسوب می­شوند که کلمه «جمهوری« در عنوان هر دو نظام به کار رفته است؛ ولی با وجود این، در جهت­گیری فرهنگی نظام سیاسی این دو کشور تفاوت­هایی وجود دارد که باعث شکل­گیری فرایند­های مختلف اجتماعی شدن می­شود.

 

پیشینه پژوهش

از آن­جا که به طور خاص هیچ کار پیشینی در مورد تحلیل تصاویر کتب درسی از منظر نابرابری‌های جنسیتی وجود ندارد، سعی شده­است به منابعی که تحلیل تصویر در آنها انجام شده باشد یا مطالعاتی که در باره­«نقش­های جنسیتی» است، پرداخته شود.

v      تحلیل عکس سیاهپوستان آمریکایی در سه مجله­: لایف، نیوزویک و تایم در مقاطع پنج ساله در فاصله سال­های 1937 و 1988 از نقش رو به رشد سیاهان در همه جنبه­های زندگی آمریکایی خبر داد. (رایف و دیگران، 1381: 3) و این کاری بود که لستر و اسمیت در سال 1990 انجام دادند.

v       پژوهش دیگری درباره تصاویر ثابت؛ کاری بود که لسلی در سال 1995 در مورد مدل لباس، قیافه، صورت آدم­ها و مدل موی آنها در آگهی­های بازرگانی در دهه­های 1950، 1960، 1970 و 1980 انجام داد و به این نتیجه رسید که در دهه 1960 با جنبش سیاهان، آگهی­های تجاری که زنان سیاهپوست را نشان می­داد، تحت‌الشعاع قرار گرفت و بدن زنان اروپایی به جای آن، مدل غالب آگهی­ها شد (رایف، 1381).

v       فیشر در مطالعه­ روابط خانوادگی در طی نسل­ها، محتوای تصاویر 30 خانواده آمریکایی را از 1729 تا 1871 بررسی کرد. تا سال 1775 در همه تصاویر جز یکی، پدر خانواده در صدر تصویر قرار داشت و مادر در کنار دیگر اعضای بزرگسال خانواده پایین‌تر از پدر نشسته بود و کودکان پایین‌تر از آنها. پس از سال 1775 این ترتیب عمودی که بیانگر نقش پدرسالاری و نقش سلسله مراتب اقتدار والدین بر کودکان است، جای خود را به ترتیبات افقی داد که همه اعضای خانواده در یک سطح قرار داشتند. فیشر با مقایسه تصاویر قدیم و متأخر درمی­یابد که ترتیبات افقی بیانگر نقش مساوات‌طلبانه­ای است که خانواده­ها در قرن بیستم پیدا کرده‌اند. ترتیبات افقی در این تصاویر تنوع زیادی یافته است و گاه کودکان بالاتر از والدین قرار گرفته­اند (بیکر، 1386: 319).

v      هدف از مقاله «تفاوت جنسیت در کتاب‌های درسی تربیت بدنی در اسپانیا: تحلیل محتوای عکس » این است که نشان دهد چگونه تفاوت‌های جنسیتی در تصاویر کتاب‌های درسی تربیت بدنی برای مدارس متوسطه در اسپانیا بین سال‌های 2000 تا 2006 وجود دارد. عوامل مورد مطالعه عبارتند از: جنس، نوع فعالیت بدنی، زمینه عمل، فضا و سطح. یافته­ها بیانگر عدم تعادل قابل توجهی بین تعداد مردان و تعداد زنان است که در آن، مردان به وضوح وضعیت غالب را نشان می‌دهند. علاوه بر این، این تصاویر مردان و زنان را در نقش‌های کلیشه‌ای و فعالیت‌های خاص و یا ورزشی را برای یک جنس (مذکر) به تصویر می‌کشد. (Táboas-Pais, María; Rey-Cao, Ana : 2012).

v      در شماره 34 نشریه «حرفه هنرمند» از صفحات 176 تا 192 سالشمار تصویری از سال­های 1358 تا 1377 را شاهد هستیم که تقریباً در یک دوره 20 ساله سعی دارد با عکس‌هایی جنبه­های مختلف زندگی ایرانی را نشان دهد. در بعضی تصاویر به نقش­هایی که افراد مختلف (مرد، زن) بر عهده گرفته­اند اشاره شده است. (توکلی، 1389)

v        مقاله­ «بازتولید نقش­های جنسیتی در کتاب­های فارسی مقطع ابتدایی» با تکنیک تحلیل محتوا به بررسی کتاب­های فارسی پرداخته است. بخشی از این کار به تحلیل تصاویر اختصاص یافته است، که نشان می‌دهد جنس مذکر به وضوح بیشتر از تصاویر جنس مؤنث است و زنان بیشتر در نقش­های کودکی و نوجوانی و مردان عمدتاً در نقش­های بزرگسالی به تصویر کشیده شده­اند. هدف این مقاله، مطالعه‌ انعکاس نقش‌ها و باورهای جنسیتی در چهار مؤلفه­ تصاویر، خویشاوندان، والدین و نقش­های شغلی بوده است (افشانی و دیگران، 1388).

v       مقاله « بازتاب هویت­های جنسیتی در کتاب‌های تعلیمات اجتماعی آموزش ابتدایی و دوره راهنمایی تحصیلی» به اهمیت نقش کتاب­های درسی در تکوین هویت­های جمعی، جنسیتی، گروهی و قومی بحث می­کند که نتایج آن نشان می­دهد تنها در کتاب تعلیمات اجتماعی سال اول راهنمایی تا حدی آگاهانه تعادلی در تکوین هویت جنسیتی دختر و پسر برقرار شده است و در کتاب­های دوم و سوم راهنمایی هویت جنسیتی دختران کمرنگ شده­است (شیخاوندی، 1385).

v        مقاله « نقش و منزلت زن در کتاب­های درس فارسی مدارس آموزش و پرورش ایران» به اهمیت کتاب­های درسی برای انتقال ارزش­ها و دانش­ها از نسلی به نسل دیگر می‌پردازد و بر وجود کلیشه­های تبعیض‌آمیز جنسیتی تأکید می­کند. مؤلفه­های مورد استفاده این پژوهش عبارتند از: فراوانی نام‌ها، مشاغل، تصاویر، واژه­های جنسیتی، نوع فعالیت، صفات و ویژگی­های هر دو جنس و در آخر، نویسنده نتیجه می­گیرد که از نظر کمّی و کیفی در هر زمینه به زنان کم توجهی شده و متون و تصاویر بر پایه پیشداوری­ها و قالب­های ذهنی مبتنی بر تبعیض جنسیتی تدوین شده­است (سیف اللهی و ابراهیمی، 1387).

v        مقاله «بررسی باورها و ارزش­های دانش آموزان، خانواده و کتاب­های درسی درباره تساوی جنسیت» به بررسی باورها و ارزش­های خانواده و کتاب­های درسی در خصوص موضوع جنسیت و نقش آن در چگونگی بازنمایی و حل مسأله تساوی جنسیت از سوی دانش آموزان می­پردازد. یافته‌های این پژوهش نشان می­دهد که محتوای کتاب­های درسی در جهت تقویت مرزبندی­های جنسیتی است؛ اما به‌رغم پیام مشترک این کتاب­ها، دانش‌آموزان در حل مسأله تساوی جنسیت رویکردهای ارزشی متفاوتی دارند (هاشمی و شهرآرای، 1387).

v       مقاله «جامعه­پذیری جنسیتی در کتاب­های درسی مدارس ایران» معقتد است جامعه‌پذیریِ جنسیتی عمدتاً در دوران کودکی و سنین مدرسه شکل می‌گیرد و به‌تدریج در ذهن و رفتار‌های اجتماعی درونی و متبلور می‌شود. بدین ترتیب، مدارس و کتاب‌های درسی به‌عنوان اولین و مؤثرترین مرجع رسمی آموزش و انتقال انتظارات اجتماعی و استانداردهای فرهنگی، نقشی مهم در تکوین و توسعه‌ هویت جنسیتی کودکان و نوجوانان ایفا می‌کنند. در مجموع، مطابق یافته‌های این پژوهش، فراوانی اسامی و تصاویر مردان، غلبه‌ چشم‌گیری بر اسامی و تصاویر زنان دارد. این نوع سوگیریِ جنسیتی در واژه‌های کلیدی مرتبط با جنس مذکر و مؤنث (مانند کلمات مرد و زن، پسر و دختر)، الگوها و ویژگی‌های کارهای داخل و خارج خانه، ترکیب بُعد خانواده بر حسب جنس فرزندان، و فعالیت‌های ورزشی نیز وجود دارد. نکته‌ مهم‌تر آن‌که، غالباً همبستگی مستقیم و معناداری بین پایه‌ تحصیلی و این نوع سوگیری‌های جنسیتی مشاهده می‌شود. به‌علاوه، تفاوت‌های کمابیش مهمی در خصوص چگونگی بازنمایی برخی از نقش‌های جنسیتی به تفکیک عنوان کتاب‌های درسی نیز وجود دارد (فروتن، 1389) .

v       مقاله «زنان و زبان: بازنمایی هویت جنسیتی در کتاب‌های زبان­های فارسی، عربی و انگلیسی مدارس ایران» با رویکردی اجتماعی درصدد پاسخگویی به این پرسش است که چه مناسباتی بین زبان و جنسیت وجود دارد؟ نتایج این پژوهش نشان داده که پدیده تقدم مرد به اشکال متعدد در این کتاب­ها وجود دارد. مطابق نتایج پژوهش، این برتری جنسیتی به درجات گوناگونی در این کتاب­ها مشاهده می­شود؛ اما الگوها و کدهای جنسیتی کمابیش یکسان و مشابهی در این کتاب­های درسی انعکاس یافته است (فروتن، 1390).

v       مقاله «تحلیل تطبیقی محتوای تصاویر کتاب­های آموزش عمومی از منظر بازنمایی فرهنگ پوشش بین دو کشور ایران و سوریه» نیز، با تکنیک تحلیل محتوا به مقایسه­ای تطبیقی بین تصاویر کتب درسی پرداخته­است و مقوله­ پوشش را بررسی کرده است. از نظر روش مشابه پژوهش حاضر است؛ ولی محتوای بررسی از نظر مقولاتی که بررسی شده است، تفاوت دارد (قاسمی و دیگران، 1392).

 

پایه‌های نظری

نابرابری جنسیتی از دیدگاه‌های گوناگونی قابل بیان است. سه دیدگاه عمده مربوط به کارکردگرایان[8]، تضاد گرایان و انسان شناسان است:

کارکردگرایان با این فرض آغاز می‌کنند که همه‌ جوامع تفاوت‌های جنسیتی را تشویق می‌کنند؛ زیرا این تفاوت‌ها اثرهای مثبتی بر کل جامعه دارد. نظر به این که زنان برای گذران زندگی خود به حمایت جنس مرد نیاز دارند و از آنجایی که مردان قادر به رفع این نیاز هستند، به طور اجتناب‌ناپذیری مردان به عنوان عضو مسلط این رابطه شناخته می‌شوند و در همه موارد خواسته خود را بر زن تحمیل می‌کنند. این جریان در طول حیات جوامع از ساخت عمیقی برخوردار می‌گردد. دورکیم و پارسونز از کسانی هستند که در این رابطه از این نوع تفاوت‌ها همواره حمایت کرده‌اند؛ چرا که معتقدند این امر به اثرهای مثبتی برای جامعه منجر می‌شود.

از طرفی دیگر، منشأ کلی نابرابری جنسیتی از دیدگاه ستیزگرایان عبارت است از: نابرابری اقتصادی بین مردان و زنان. دسترسی و مالکیت ابزار تولید توسط مردان و کسب ثروت، مهم‌ترین عامل نابرابری جنسیتی شمرده می‌شود. ثروت به فوریت به دیگر منابع قدرت و منزلت تبدیل می‌شود و مردان را همواره در جایگاه بالاتری از زنان نگه می‌دارد.

انسان‌شناسان اذعان می‌کنند که اگر تفاوتی در بین مردان و زنان وجود دارد، باید در همه اعصار و در همه جوامع قابل شناخت باشد؛ اما مطالعات انسان­شناسان گویای آن است که نقش‌های جنسیتی بالقوه، کاملاً انعطاف‌پذیر هستند و محتوای خاص زنانگی و مردانگی قبل از هر چیز محصولی اجتماعی است که توسط هر نسل، آموخته می‌شود.

ریتزر[9] معتقد است نظریات متفاوتی در مورد جنسیت وجود دارد که می‌توان آنها را به سه دسته تقسیم‌بندی کرد: نظریه‌های تفاوت جنسیتی[10] که جایگاه و تجربه زنان را در بیشتر موقعیت‌ها متفاوت از جایگاه مردان در همان موقعیت‌ها قلمداد می‌کند و در سه بعد زیست شناختی، نمادی و اجتماعی بحث می‌کنند؛ اما نظریاتی که حول محور نابرابری جنسیتی[11] شکل گرفته‌اند. علاوه بر این، متفاوت بودن جایگاه آنها در موقعیت‌های مشابه، اذعان می‌کنند که جایگاه زنان کمتر از جایگاه مردان است و معتقدند این نابرابری‌ها از سازمان جامعه نشأت می‌گیرند و در قالب نظریات فمینیستی لیبرال و مارکسیستی بحث می‌کنند و نظریات ستمگری جنسیتی[12] رابطه قدرت بین مردان و زنان را در یک نظام پدرسالار[13] به شکلی می‌بینند که در آن زنان همواره در قید و بند و تابعیت و سوء استفاده و بدرفتاری مردان قرار دارند (ریتزر، 1385).

در اوایل دهه 1980 میلادی رالزر بلومبرگ (1984) نظریه قشربندی جنسیتی[14] خود را عرضه کرد. نظریه بلومبرگ مبتنی بر دانش تجربی وسیعی در مورد انواع جوامع و رابطه زنان و مردان است. وی بر این باور است که قشربندی جنسیتی به میزان کنترل وسایل تولید و تخصیص مازاد تولید به زنان وابسته است. چنین کنترلی توسط زنان به آنها قدرت اقتصادی، نفوذ سیاسی و نهایتاً وجهه اجتماعی می­دهد. به نظر بلومبرگ، نابرابری جنسیتی در سطوح گوناگونی آشیان ساخته است: روابط مرد و زن آشیانه در خانوارها دارد؛ خانوارها مبتنی بر جماعات محلی هستند؛ جماعات بر ساختارهای طبقاتی قرار دارند و بالاخره ساختارهای طبقاتی در کشور سکنی گزیده­اند. کنترل مردان در سطوح مختلف باعث کاهش قدرت زنان در جوامع شده­است. در این زمینه، او یک قضیه بیان می­کند: «هرچه زنان قدرت اقتصادی بیشتری داشته باشند، بیشتر قادر خواهند بود بر شکل­های دیگر قدرت- سیاسی، ایدئولوژیک و غیره دسترسی پیدا کنند« (لهسایی‌زاده، 1387: 24).

بلومبرگ تأکید می­کند که در دوران انتقال قدرت اقتصادی از مردان به زنان، مردان احساس خطر می­کنند و در نتیجه تلاش­های زنان را سرکوب می­کنند تا آنها قدرت برابر به دست نیاورند. اگر در این مرحله زنان مقاومت کنند و دوران انتقال را پشت سر بگذارند، خط مشی­های سیاسی علیه زنان کنار گذاشته می­شود و خشونت علیه زنان با تنبیه روبه‌رو می­شود. بنابراین، به دست آوردن کنترل اقتصادی شرط لازم برای موقعیت برابر زنان در قشربندی اجتماعی است؛ اما زنان چگونه می­توانند کنترل اقتصادی را به‌دست آورند؟ به نظر او، این امر رابطه مستقیمی با تقاضا برای کار زنان دارد. از سوی دیگر، کار مولّد زنان به کار بازتولیدی آنها بستگی دارد. مردان، از وجود کار بازتولیدی زنان به عنوان مانعی بر سر راه کار مولّد زنان استفاده می­کنند (لهسایی‌زاده؛ به نقل از بلومبرگ، 1984).

در جوامعی که کار زنان اهمیت پیدا می­کند، زنان می‌توانند قدرت بیشتری به‌دست آورند. این اهمیت، در گرو مهارت تکنیکی و درجه خودمختاری کار زنان است؛ همچنین به اندازه سازمانی وابسته است که زنان در آن کار می­کنند. افزون بر این، به این مربوط است که تا چه اندازه زنان می‌توانند در جهت منافع جنسیتی خود را سازماندهی کنند؛ و نهایتاً بستگی به این دارد که زنان چقدر می­توانند در بازار کار با مردان رقابت کنند (لهسایی‌زاده،1387: 25).

علاوه بر این دیدگاه‌های کلی، می‌توان از میان نظریاتی که به نابرابری جنسیتی پرداخته شده است، به نظریه لایه‌بندی چافتز و نظریه­ نابرابری بوردیو اشاره کرد:

 

چافتز[15]

چافتز، از نظریه‌پردازانی است که تبیین‌های علمی خود را در جهت لایه‌بندی جنسیتی گسترش داده است. او به دو نوع نیروی اساسی که به حفظ یک نظام نابرابر جنسیتی منجر می‌شود، اشاره می‌کند: نیروهای اجباری[16] و نیروهای اختیاری[17]، که این دو به هم پیوسته و وابسته هستند.

چافتز معتقد است قشربندی نهایتاً به تقسیم کار در جامعه منجر می‌شود. اگر تقسیم کار در سطح کلان یک جامعه‌ جنسیت یافته صورت گیرد و کارها بر اساس جنس تقسیم شود، این امر باعث می‌شود که مردان به منابع مادی و قدرت بیشتری دست پیدا کنند و این تفاوت بین زنان و مردان در منابع مادی و قدرت به برتری مردان منجر می‌شود و این برتری از سطح کلان جامعه به سطح روابط خرد بین زن و مرد می‌رسد.این مسأله باعث می‌شود زنان به انجام امور منزل بپردازند و مردان در جایگاه‌های عمودی مادی و قدرت به صورت نخبه درآیند و مالک زن، بدن زن و محصول بدن زن ‌شوند و زنان همواره خود را با مردان خویش سازگار می‌نمایند. تعاریف جنسیتی که شامل ایدئولوژی‌های جنسیتی و باورهای قالبی جنسیتی است؛ چه در سطح کلان و چه در سطح خرد، فرادستی مردان و فرودستی زنان را تضمین می‌نماید که این تقسیم‌بندی از طرف هر دو جنس پذیرفته می‌شود. اینجاست که نیروهای اختیاری نابرابری جنسیتی به صورت ناخود آگاه عمل می‌کند؛ زیرا افراد در فعالیت روزمره زندگی‌شان، فعالیت‌های کاری و در عرصه‌های عمومی شاهد تفاوت­ها و نابرابری‌های جنسیتی هستند. در نتیجه آنها را برای نسل بعدی در رفتارهایشان نشان می‌دهند. در واقع، افراد به صورت داوطلبانه به تداوم تقسیم کار بر اساس جنسیت اقدام می‌کنند و نابرابری جنسیتی را در سطوح‌های مختلف در روابط بین زن و مرد بازتولید می‌کنند.

نظریه وبلن[18] با نظریه چافتز بسیار همسوست. وبلن با بررسی نقش جنسیت در جامعه متذکر شد که در ابتدای تاریخ بشر، مرد و زن سهم یکسانی از بار زندگی را بر دوش داشتند؛ اما با گذشت زمان، زنان فقیر بیشتر و بیشتر متحمل وظایف سنگین شدند. بارداری و پرستاری که از واقعیات بیولوژیک زنان است، قطعا امکان تحرک زنان نخستین را محدود می‌کرد؛ حال آن که مردان می­توانستند برای مدتی قبیله را ترک گویند، بدون آن که بقایشان به مخاطره افتد. به این ترتیب، زنان بیشتر به اشتغال در امور معمول روزانه، و هرچند مولّدتر رانده شدند. از نظر وی، زندگی زنان نباید نسبت به زندگی مردان در رتبه­ دوم اهمیت باشد و جامعه­ صنعتی مدرن باید آنان را برای شکوفا کردن نقش­های جنسیتی­شان آزاد بگذارد (دیلینی، 1387: 310).

 

بوردیو[19]

بوردیو نظریه‌پرداز دیگری است که کار خود را در باره طبقه‌بندی جنسیتی با یک سؤال آغاز می‌کند: «چرا نظم نمادین جهانی، به گونه‌ای گسترده از سوی همه؛ حتی کسانی که با این نظم از پیشرفت بازمانده‌اند، پذیرفته می‌شود؟» بوردیو حوزه جنسیتی را حوزه‌ای می‌داند که در آن زنان، فرودستی خود را در مقایسه با فرادستی مردان پذیرفته‌اند. جهان اجتماعی نیز به صورت سلسله ‌مراتبی از طبقات برتر فرادست مردان و طبقات فروتر زنان شکل می‌گیرد که در آن کار مردان همواره باعث توسعه و دگرگونی می‌شود؛ اما کار زنان تکراری و عادی قلمداد می‌شود.

بوردیو در این زمینه از خشونت نمادین[20] نام می‌برد. بوردیو و پاسِرون با برساختن نظریه خشونت نمادین می‌کوشند فرایندهایی را به صورت نظری مشخص و معلوم کنند که از طریق آنها، در همه جوامع، نظم و منع اجتماعی توسط سازوکارهای غیرمستقیم فرهنگی، و نه با کنترل اجتماعی مستقیم و قهری تولید می­شود (جنکینز، 1385: 162).

خشونت نمادین به طبقه مسلط این امکان را می‌دهد که با تعریف واقعیت به دلخواه خود جایگاه خود را کنترل کنند. خشونت نمادین در دیدگاه بوردیو با مفهوم سرمایه نمادین پیوند کاملی دارد. در واقع، خشونت یا قدرت نمادین صرفاً یک پتانسیل و امکان اعمال قدرت یا خشونت است؛ اما همین امکان سبب می‌شود که افراد به شدت رفتارهای خود را کنترل و خود را با منشأ بروز آن خشونت هماهنگ کنند.

خشونت نمادین در ساختن واقعیت‌ها نقش دارد. خشونت نمادین به معنای تحمیل نظام‌های نمادها و معناها (یعنی فرهنگ) به گروه‌ها و طبقات است؛ به نحوی که این نظام‌ها به صورت نظام‌هایی مشروع تجربه شوند. از دیدگاه او، قرارگاه اصلی خشونت نمادین، فعالیت پرورشی و تربیتی است (جنکینز، 1385: 163). می‌توان گفت خشونت نمادین بوردیو مبتنی بر باورهای قالبی جنسیتی است که گونه‌ای حمایت را برای نظم اجتماعی مسلط فراهم می‌کند و با تعاریف اجتماعی که چافتز آن را بیان می‌کند، همسوست.

بوردیو در نظریه خود در باب نابرابری، به فراسوی مفهوم مارکسیستی که تنها از بعد اقتصادی به قضیه نگاه می‌کند، گام برمی‌دارد. او نابرابری را حاصل ترکیبی از انواع سرمایه (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادی) می‌داند که افراد در یک میدان اجتماعی می‌توانند به آنها دسترسی پیدا کنند.

سرمایه اجتماعی مجموعه امکانات بالقوه و بالفعل است که فرد با عضویت در شبکه‌های اجتماعی مرتبط می‌تواند آنها را به‌دست آورد. سرمایه اقتصادی، سرمایه‌ای است که مستقیماً تبدیل شونده به پول است و به صورت حقوق مالکیت نهادینه می‌شود. سرمایه فرهنگی به استفاده از کالا و ابزار و وسایل فرهنگی مربوط می‌شود و سرمایه نمادین به صورت اعتبار و قدرت نمایان می‌شود.

بوردیو می‌گوید: مجموعه این سرمایه‌ها و دسترسی کنشگران به آنها، طبقه و موقعیت فرد را مشخص می‌کند. اگر قشربندی جنسیتی را درون خانواده‌ها وارد کنیم، میزان سهم‌بری زوجین از این سرمایه‌ها، موقعیت آنها را درون روابط بین زن و مرد آشکار می‌کند.

 

 

مدل پژوهش: فرایند شکل‌گیری نابرابری جنسیتی

 

 

 

 

 

 

در این مدل که با استفاده از آرای چافتز و بوردیو ایجاد شده­است، جامعه‌پذیری جنسیتی به عنوان متغیری مهم و مستقل در نظر گرفته شده است که بر روی ایدئولوژی و باورهای قالبی و نقش­های جنسیتی تأثیر می­گذارد. همچنین، نقش­هایی که افراد در زندگی اجتماعی خود بر عهده می‌گیرند، باعث ایجاد ایدئولوژی و باورهای قالبی جنسیتی می­شود. در همان ابتدای تولد که افراد نقش دختر بودن و پسر بودن را کسب می­کنند، با دو دنیای صورتی و آبی مواجه می‌شوند، که دنیای صورتی مختص دختران است و دنیای آبی به پسران اختصاص دارد. پس از همان ابتدای تولد نقش­های جنسیتی، باورهای قالبی جنسیتی را بازتولید می­کند. روابط میان این متغیرها باعث شکل­گیری فرایند نابرابری جنسیتی در میان سطوح مختلف جامعه می­شود.

 

روش پژوهش

با توجه به اهمیت موضوع پژوهش، از روش تحلیل محتوا برای تجزیه و تحلیل داده­ها استفاده شده­است و ابزاری که برای جمع‌آوری داده­ها به کار رفته، کدنامه­ای است که توسط پژوهشگران ساخته ­شده است. پس از جمع­آوری داده­ها از طریق نرم‌افزار  spssداده­ها برای تجزیه و تحلیل نهایی آماده شده­اند. کدنامه اولیه توسط اساتید صاحبنظر بازبینی شد و چک لیست اولیه مورد آزمون ابتدایی قرار گرفت و نکاتی به آن افزوده شد. از همان ابتدای کار، طی انجام استخراج داده­ها، پایایی و روایی آن همواره سنجیده می­شد؛ برای مثال، علاوه بر خود پژوهشگر، کدنامه توسط افراد دیگر آزمون می­شد که آنها نیز نتایج مشابه به‌دست می­آوردند.

بنا به نظر کریپندورف تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی است برای استنباط[21] تکرارپذیر[22] و معتبر[23] از داده­ها در مورد متن[24] آنها. تحلیل محتوا فقط ابزار است و بس و از هر ابزار علمی انتظار می­رود که پایا[25] باشد. به عبارت دیگر، هنگامی که پژوهشگران دیگر در زمان­های دیگر و احتمالاً در شرایط و اوضاع و احوالی دیگر همان تکنیک را در مورد همان داده­ها به کار برند، باید همان نتایج به دست آید . این شرط برخورداری تحلیل محتوا از تکرارپذیری است (کریپندورف، 1388: 25-26).

تحلیل محتوا که به آن تحلیل گفتمان نیز گفته شده، روشی است که براساس آن می‌توان ویژگی‌های زبانی یک متن گفته یا نوشته شده را به طور واقع­بینانه، عینی و منظم شناخت و نیز درباره مسائل غیرزبانی، همچون: ویژگی‌های فردی و اجتماعی گوینده یا نویسنده متن و نظرها و گرایش‌های وی استنتاج‌هایی نمود. منظور از متن یا محتوا، کلیه ساخت ها از علایم گوناگون (زبانی، موسیقیایی، تصویری؛ حتی جسمی مانند مجسمه­ای) است که از طریق آن ارتباط برقرار می‌شود (ضیغمی و دیگران، 1387: 43). تحلیل محتوا روشی مناسب برای پاسخ دادن به سؤال هایی درباره محتوای یک پیام است (سرمد و دیگران، 1385: 132).

حال با توجه به اهمیت نقش کتاب­های درسی که در فرایند جامعه­پذیر کردن افراد سهمی بسزا دارد، این پژوهش صرفاً با پیام­هایی که در راستای بازتولید نقش­های جنسیتی در تصاویر کتاب­های درسی موجود است، سر و کار دارد. در این پژوهش، افرادی که درون تصویر وجود داشتند، به عنوان واحد تحلیل انتخاب شدند. در بعضی تصاویر، جمعی از افراد حضور داشتند (مانند کلاس درس) که تک تک آنها بررسی شدند. این مقاله با بررسی 2075 داده مندرج در 1104 تصویری که در کتاب­های درسی ایران[26] و سوریه[27] موجود بود، سعی دارد با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا به تجزیه و تحلیل داده­ها بپردازد .

در کشور ایران کتاب­های درسی در دو مقطع تحصیلی دبستان (اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم) و راهنمایی (اول، دوم و سوم) و در کشور سوریه کتاب‌های درسی (اول و دوم و سوم و چهارم دبستان )، 21واحد نمونه‌گیری این مقاله را تشکیل می­دهند که از روش سرشماری به دست آمده­اند. کتاب­ها از طریق اینترنت و در سایت­های آموزشی وزرات آموزش و پرورش دانلود شده­اند؛ ولی در مورد سوریه به علت محدودیت دسترسی به تمامی کتاب­های درسی­اش و همچنین، تفاوت داشتن سال­های آموزش در مقاطع مختلف تحصیلی­اش با ایران، تنها پایه­های تحصیلی اول، دوم، سوم و چهارم دبستان­اش انتخاب شدند.

 

یافته­های پژوهش

جامعه آماری مورد بررسی، کتاب­های درسی ایران (فارسی بخوانیم، فارسی بنویسیم، ریاضی، علوم‌تجربی، آموزش قرآن، هدیه­های آسمانی، ‌کتاب کار هدیه­های آسمانی، تعلیمات اجتماعی، عربی،‌تاریخ، ‌جغرافیا، حرفه و فن، فارسی، انگلیسی و دینی) و کتاب­های درسی سوریه (العربیه لغتی کتاب التلمیذ[28]، العربیه لغتی کتاب المعلم[29]، التربیه الدینیه المسیحیه المعلم[30]، الدراسات الاجتماعیه کتاب المعلم[31]، التربیه الموسیقیه دفتر التلمیذ[32] و التربیه الدینیه الاسلامیه کتاب التلمیذ[33]) است که جمعاً از میان 21 کتاب درسی 1104 تصویر، 2075 داده به‌دست آمد که حدود 75 درصد از داده­ها مربوط به کشور ایران و حدود 25 درصد از داده­ها مربوط به کشور سوریه است. جنس مذکر حدود 60 درصد از تصاویر را به خود اختصاص داده است و حدود 40 درصد از تصاویر نیز به جنس مؤنث مربوط است. با توجه به سؤال‌ها و عنوان پژوهش، به تجزیه داده­های به‌دست آمده پرداخته‌ایم که در قالب هفت جدول به نمایش درآمده­اند.

 

جدول 1- فراوانی سن و جنس به تفکیک کشورها

جمع کل

سن

آماره

جنس

کشور

سالخورده

جوان و میانسال

کودک و نوجوان

917

55

320

542

فراوانی

مذکر

ایران

58.51

5.99

34.89

59.10

درصد

650

25

203

422

فراوانی

مؤنث

41.48

3.84

31.23

64.92

درصد

1567

80

523

964

فراوانی

جمع

75.51

5.10

33.37

61.51

درصد

327

17

139

171

فراوانی

مذکر

سوریه

64.37

5.19

42.50

52.29

درصد

181

8

78

95

فراوانی

مؤنث

35.62

4.41

43.09

52.48

درصد

508

25

217

266

فراوانی

جمع

24.48

4.92

42.71

52.36

درصد

2075

105

740

1230

فراوانی

 

جمع کل

100

5.06

35.66

59.27

درصد

 

 

همان­طور که در جدول 1 مشاهده می­شود، در کشور ایران 917 واحد تحلیل مربوط به مردان است و 650 واحد تحلیل مربوط به زنان،  که در سه گروه سنی تقسیم شده­اند. بر این اساس، زنان بیشتر در گروه سنی «‌کودک و نوجوان» به تصویر کشیده شده‌­اند و در گروه­های سنی دیگر؛ یعنی «جوان و میانسال» و «سالخوردگان» مردان نقش­های بیشتری را به خود اختصاص داده­اند؛ در حالی که در کشور سوریه 327 واحد تحلیل مرد و 181 واحد تحلیل زن بوده­اند و هر دو جنسِ گروه­های سنی مختلف نسبتاً با هم هماهنگ هستند و تفاوت زیادی میان آنها مشاهده نمی­شود.

این نکته نیز حائز اهمیت است که تصاویر مربوط به جنس مذکر در هر دو کشور، به وضوح بیشتر از تصاویر مربوط به جنس مؤنث است. به طور کلی، مردان حدود 60 درصد و زنان حدود 40 درصد تصاویر را به خود اختصاص داده­اند؛ اما همان‌طور که گفته شد، زنان بیشتر در نقش­های کودکی مجسم شده­اند و مردان در نقش‌های بزرگسالی به تصویر کشیده شده­اند. نکته­ای که نیز باید به آن توجه شود، این است که تشخیص سن افراد از روی تصاویر به طور دقیق امکان‌پذیر نبوده است؛ به همین علت، دسته‌بندی‌ای به ترتیب «کودک و نوجوان» و «جوان و میانسال» و «سالخورده» ایجاد شده است.

 

 

 

 

جدول 2- فراوانی نسبی سن و جنس به تفکیک پایه تحصیلی در کشور ایران

جمع کل

سن

جنس

پایه تحصیلی

جمع

سالخورده

جوان و میانسال

کودک و نوجوان

6.57

99.98

6.79

49.51

43.68

مذکر

اول دبستان

5.29

99.98

4.81

43.37

51.80

مؤنث

5.93

99.98

10.75

32.25

56.98

مذکر

دوم دبستان

4.53

100.00

7.04

39.43

53.53

مؤنث

6.44

99.99

7.92

34.65

57.42

مذکر

سوم دبستان

5.48

99.99

6.97

33.72

59.30

مؤنث

6.70

99.99

9.52

16.19

74.28

مذکر

چهارم دبستان

4.40

99.98

5.79

13.04

81.15

مؤنث

6.25

99.99

3.06

30.61

66.32

مذکر

پنجم دبستان

3.19

100.09

8.09

28.00

64.00

مؤنث

10.97

99.99

5.23

31.39

63.37

مذکر

اول راهنمایی

7.72

99.98

1.65

30.57

67.76

مؤنث

9.44

99.98

2.02

39.18

58.78

مذکر

دوم راهنمایی

6.19

99.99

0.00

28.86

71.13

مؤنث

6.19

99.99

5.15

46.39

48.45

مذکر

سوم راهنمایی

4.65

99.99

0.00

30.13

69.86

مؤنث

100.00

99.98

5.10

33.37

61.51

 

جمع کل

    

 

جدول (2) توزیع فراوانی جنس و سن واحدهای تحلیل‌ها را بر حسب پایه­های تحصیلی در کشور ایران نشان می‌دهد. همان‌طور که گفته شد، در ایران مقطع دبستان و مقطع راهنمایی بررسی شده­اند. بیشترین تصاویر از پایه‌های تحصیلی اول راهنمایی و دوم راهنمایی و سوم و اول دبستان به‌دست آمده است.

در پایه­های تحصیلی اول و سوم و چهارم دبستان و سه پایه تحصیلی مقطع راهنمایی، زنان بیشتر در سنین کودکی به تصویر کشیده شده­اند؛ مخصوصاً در دوم و سوم راهنمایی این نسبت به وضوح به چشم دیده می­شود. فقط در پایه تحصیلی دوم دبستان است که دو گروه سنی «جوان و میانسال» و «سالخوردگان» فراوانی زنان از فراوانی مردان بیشتر شده است و در بقیه موارد مردان بیشتر از زنان به تصویر کشیده شده­اند.

همان‌طور که ملاحظه می­شود، گروه سنی «کودک و نوجوان» حدود 62 درصد از موارد را به خود اختصاص داده است و بعد از آن، به ترتیب گروه­های سنی«جوان و میانسال» و «سالخوردگان» قرار دارد. در همه پایه­های تحصیلی مردان نقش­های بیشتری را به خود اختصاص داده­اند.

 

 

 

 

جدول3- فراوانی نسبی سن و جنس به تفکیک پایه تحصیلی در کشورسوریه

جمع کل

سن

جنس

پایه تحصیلی

کل

سالخورده

جوان و میانسال

کودک و نوجوان

22.24

99.98

8.84

46.01

45.13

مذکر

اول دبستان

13.38

99.99

7.35

38.23

54.41

مؤنث

15.74

100.00

2.500

43.75

53.75

مذکر

دوم دبستان

8.46

99.99

0.00

51.16

48.83

مؤنث

14.76

99.99

1.33

36.00

62.66

مذکر

سوم دبستان

7.67

99.99

2.56

38.46

58.97

مؤنث

11.61

99.98

6.77

42.37

50.84

مذکر

چهارم دبستان

6.10

99.99

6.45

48.38

45.16

مؤنث

100.00

99.98

4.92

42.71

52.36

 

جمع کل

   

 

جدول (3) توزیع فراوانی جنس و سن واحدهای تحلیل را به تفکیک پایه­های تحصیلی کشور سوریه نشان می‌دهد. در کشور سوریه چهار پایه تحصیلی اول و دوم و سوم و چهارم دبستان بررسی شده‌اند که بیشتر تصاویر در پایه­ تحصیلی اول دبستان موجود است. در کشور سوریه فقط در پایه­ اول دبستان است که تعداد زنان از تعداد مردان در گروه سنی «کودک و نوجوان» بیشتر است و در بقیه موارد، مردان بیشتر در سنین کودکی به نمایش درآمده­اند، که با کشور ایران تفاوت دارد.

 در گروه سنی «جوان و میانسال» این زنان هستند که در سه پایه تحصیلی دوم و سوم و چهارم دبستان بیشتر از مردان به تصویر کشیده شده­اند و در گروه سنی «سالخوردگان» تفاوت زیادی بین دو جنس وجود ندارد.

در مقایسه با کشور ایران می­توان گفت که در کشور سوریه بیشتر تصاویر در دو گروه سنی « کودک و نوجوان» و «جوان و میانسال» توزیع شده است؛ ولی در کشور ایران به نسبت قابل توجهی گروه سنی» کودک و نوجوان» در تصاویر دیده می­شود.

 

 


جدول4- توزیع فراوانی نسبی  سن و جنس به تفکیک کتاب­های درسی ایران

جمع

سن

جنس

کتاب درسی

سالخورده

جوان و میانسال

کودک و نوجوان

12.31

10.88

39.37

49.74

مذکر

فارسی بخوانیم

7.91

6.45

41.93

51.61

مؤنث

2.04

6.25

43.75

50.00

مذکر

فارسی بنویسیم

1.21

0.00

52.63

47.36

مؤنث

3.50

3.63

30.90

65.45

مذکر

ریاضی

3.25

1.96

23.52

74.50

مؤنث

4.72

1.35

20.27

78.37

مذکر

علوم تجربی

3.76

1.69

10.16

88.13

مؤنث

4.40

4.34

30.43

65.21

مذکر

آموزش قرآن

3.63

5.26

31.57

63.15

مؤنث

4.78

10.66

25.33

64.00

مذکر

هدیه­های آسمانی

3.38

9.43

20.75

69.81

مؤنث

0.63

0.00

30.00

70.00

مذکر

کتاب کار هدیه­های آسمانی

0.70

9.09

27.27

63.63

مؤنث

5.67

8.98

43.82

47.19

مذکر

تعلیمات اجتماعی

4.40

8.69

34.78

56.52

مؤنث

6.82

2.80

47.66

49.53

مذکر

عربی

4.08

0.00

46.87

53.12

مؤنث

0.19

-

100.00

-

مذکر

تاریخ

0.06

-

100.00

-

مؤنث

5.10

1.25

18.75

80.00

مذکر

حرفه­فن

4.46

0.00

10.00

90.00

مؤنث

0.31

-

0.00

100.00

مذکر

جغرافیا

0.25

-

25.00

75.00

مؤنث


0.89

42.85

35.71

21.42

مذکر

فارسی

0.19

0.00

100.00

0.00

مؤنث

6.70

-

37.14

62.85

مذکر

انگلیسی

4.14

-

38.46

61.53

مؤنث

0.38

-

50.00

50.00

مذکر

دینی

 

-

-

-

مؤنث

100.00

5.10

33.37

61.51

 

جمع کل

 

 

 

جدول (4) فراوانی جنس و سن را به تفکیک کتاب­های درسی ایران نشان می­دهد. بیشترین داده­ها در کتاب­های فارسی بخوانیم، عربی، انگلیسی، تعلیمات اجتماعی و حرفه‌ و فن مندرج است. همان‌طور که ملاحظه می­شود، در کتاب­های فارسی بخوانیم، ریاضی و علوم تجربی و هدیه­های آسمانی و تعلیمات اجتماعی، عربی و حرفه­فن، زنان بیشتر از مردان در نقش­های کودکی به تصویر کشیده شده­اند.

مردان گروه سنی «جوان و میانسال» در کتاب­های ریاضی، علوم تجربی، هدیه­های آسمانی، کتاب کار هدیه­های آسمانی، تعلیمات اجتماعی، عربی، تاریخ، حرفه و فن و دینی بیشتر از زنان هستند و در گروه سنی آخر؛ یعنی «سالخوردگان» کتاب­های فارسی بخوانیم و فارسی بنویسیم و ریاضی و هدیه­های آسمانی و تعلیمات اجتماعی و عربی و حرفه و فن و فارسی مردان بیشتر از زنان هستند. نکته قابل توجه در این است که در کتاب دینی فرد مؤنثی اصلاً وجود ندارد و در کتاب تاریخ همه­ نقش­ها در گروه سنی «جوان و میانسال» به تصویر کشیده شده­اند.

 

 

جدول5- توزیع فراوانی نسبی جنس و سن به تفکیک کتاب­های درسی سوریه

جمع کل

سن

جنس

کتاب درسی

جمع

سالخورده

جوان و میانسال

کودک و نوجوان

31.49

99.96

6.87

38.75

54.34

مذکر

العربیه لغتی کتاب التلمیذ

(پایه­های اول تا چهارم)

18.50

99.99

4.25

47.87

47.87

مؤنث

0.39

100.00

-

0.00

100.00

مذکر

العربیه لغتی کتاب المعلم

(پایه­های اول تا چهارم)

0.39

100.00

-

50.00

50.00

مؤنث

5.90

99.98

6.66

40.00

53.32

مذکر

التربیه المسیحیه کتاب المعلم

(پایه­های اول تا چهارم)

4.92

100.00

8.00

32.00

60.00

مؤنث

13.77

99.98

2.85

64.28

32.85

مذکر

الدراسات الاجتماعیه کتاب المعلم

(پایه­های اول تا چهارم)

6.29

99.99

3.12

50.00

46.87

مؤنث

3.34

99.99

-

17.64

82.35

مذکر

التربیه الموسیقیه دفترالتلمیذ

(پایه­های اول تا چهارم)

3.14

100.00

-

25.00

75.00

مؤنث

9.44

99.98

4.16

35.41

60.41

مذکر

التربیه الدینیه الاسلامیه کتاب التلمیذ

(پایه­های اول تا چهارم)

2.36

99.97

8.32

33.33

58.33

مؤنث

100.00

99.89

4.92

42.71

52.36

 

جمع کل

    

 

جدول (5) فراوانی جنس و سن را به تفکیک کتاب­های درسی سوریه نشان می­دهد. همان‌طور که ملاحظه می‌شود، کتاب العربیه لغتی کتاب التلمیذ بیشترین داده­های تحلیل را به خود اختصاص داده است. تنها در دو کتاب التربیه المسیحیه کتاب المعلم و الدراسات الاجتماعیه کتاب المعلم، زنان در گروه سنی «کودک و نوجوان» بیشتر از مردان به تصویر کشیده شده­اند و در گروه سنی «جوان و میانسال» سه کتاب العربیه لغتی کتاب التلمیذ و العربیه لغتی کتاب المعلم و التربیه الموسیقیه دفترالتلمیذ، زنان بیشتر از مردان هستند و در سه کتاب التربیه المسیحیه کتاب المعلم و الدراسات الاجتماعیه و التربیه الدینیه الاسلامیه، مردان بیشتر از زنان هستند و نسبتاً در توزیع جنسیت افراد در گروه­های مختلف سنی، هماهنگی وجود داد.

 

جدول6- فراوانی نسبی شغل در تصاویرکتاب­های درسی ایران به تفکیک دو جنس

جمع

جنس

شغل

زن

مرد

505

179

326

مشخص نیست

100.00

35.45

64.55

460

230

230

دانش آموز

100.00

50.00

50.00

120

61

59

فرزند

100.00

50.84

49.16

78

78

0

مادر

100.00

100.00

0.00

53

0

53

پدر

100.00

0.00

100.00

59

32

27

معلم

100.00

54.24

45.76

30

16

14

نمازگزار

100.00

53.34

46.66

31

1

30

جنگنده

100.00

3.23

96.77

16

4

12

پزشک

100.00

25.00

75.00

15

15

0

مادربزرگ

100.00

100.00

0.00

14

0

14

پدربزرگ

100.00

0.00

100

185

34

151

سایر

100.00

18.38

81.62

1567

650

917

جمع

100.00

41.49

58.51

 

 

جدول (6) به معرفی مشاغل موجود در تصاویر کتاب‌های درسی ایران به تفکیک دو جنس می­پردازد، که برای بهتر نشان دادن آن درصدهای آن نیز محاسبه شده است. از میان 1567 داده 917 نفر مرد و 650 نفر زن هستند. به غیر از 505 داده­ای که در آن شغل افراد مشخص نیست، بیشترین داده­ها به نقش­ «دانش‌آموز» اختصاص دارد که در هر دو جنس مساوی است.

در نقش فرزندی، افراد مؤنث بیشتر وجود دارند و نقش مادر و مادربزرگ نسبت به نقش پدر و پدربزرگ بسیار پررنگ‌تر است. در نقش‌های جنگنده و پزشک نیز مردان بیشتر حضور دارند. سایر مشاغل که در جدول نام برد نشده، عبارت است از: بقال، نانوا،‌ مدیر، نجار، پستچی، میوه‌فروش، گلفروش، کفاش، خریدار، موذن، متصدی هتل و باغ‌وحش و قطار، کشاورز، رفته‌گر،‌ پلیس، ‌بیمار، نقاش ساختمان، خیاط، کوهنورد، باغبان، کارگر، مسافر، فروشنده، خاله، چوپان، اپراتور، دانشمند، بازیگر، شخصیت معروف، دامدار، کارمند، معدنچی، باستان‌شناس، داور، تماشاچی، نقاش، پرستار، مهندس، کارگردان، قالب‌باف، عکاس، خلبان، فیلمبردار، آرایشگر، قناد، بنا، سوارکار، کتابفروش، دندانپزشک، ماهی فروش، پیشنماز مسجد، سفالگر، آهنگر، آتش نشان، ورزشکار. تنها بعضی از مشاغل، همچون: خاله، اپراتور، خیاط و قالی‌باف اختصاص به زنان دارد و بقیه مشاغل را مردان عهده‌دار هستند.

هنوز در ایران مردان از لحاظ اقتصادی مسؤول هستند. بار تکلیفی که بر دوش مردان است، آنان را به کار در دو یا سه نوبت کاری وادار می­کند. به این ترتیب، مردان و پدران در خانواده به ابزار اقتصادی و تأمین­کننده مخارج، و زنان و کودکان به مصرف کننده­ تبدیل می­شوند (اعزازی، 1390: 31).

با تسریع روند صنعتی شدن، زنان هرچه بیشتر از نقش‌های سنتی خود (همسری، مادری) جدا شده­اند و دوش به دوش مردان در بیرون از خانه هم به فعالیت می­پردازند و بیشتر از مردان با تداخل نقشی رو به رو هستند. البته امروزه تحول عظیمی را نیز در به کارگیری نقش­های جنسیتی شاهد هستیم؛ مخصوصاً با وقوع جنگ جهانی دوم و روند صنعتی شدن کشورها، که حتی استخدام زنان، یکی از نشانه­های توسعه محسوب می­شود. هرچند هنوز در نوع به‌کارگیری زنان، حقوق و درآمدشان (قشربندی جنسیتی)، نابرابری­هایی به چشم می­خورد؛ اما همین امر باعث شد که زنان علاوه بر قلمرو خانگی خود پا به عرصه­ اجتماعی نیز بگذارند. در واقع، زنان از حوزه خصوصی به حوزه عمومی قدم گذاشته‌اند؛ ولی مشکل آنها در برقراری توازن و تعادل در این دو حوزه‌، باعث تعارضاتی در زندگی آنها شده است.

 

 

جدول 7- فراوانی نسبی شغل در تصاویرکتاب­های درسی سوریه به تفکیک دو جنس

جمع

جنس

شغل

زن

مرد

184

60

124

مشخص نیست

100.00

32.60

67.40

58

24

34

دانش آموز

100.00

41.38

58.62

58

28

30

فرزند

100.00

48.28

51.72

29

29

0

مادر

100.00

100.00

0.00

23

0

23

پدر

0.00

0.00

100.00

13

8

5

معلم

100.00

61.54

38.46

21

7

14

خریدار

100.00

33.33

66.66

13

3

10

مسافر

100.00

23.08

76.92

246

159

87

سایر

100.00

64.63

35.37

508

181

327

جمع

100.00

35.63

64.37

 

 

 

جدول (7) مشاغل موجود در تصاویر کتاب­های درسی سوریه را به تفکیک دو جنس نشان می­دهد. از میان 508 داده مربوط به کشور سوریه، 181 داده مربوط به زنان و 327 داده مربوط به مردان است؛ به غیر از 184 داده‌ای که شغل آنها مشخص نیست. دانش‌آموز و فرزند نقش­هایی هستند که بیشترین داده­ها را به خود اختصاص داده­اند.

سایر مشاغل که در جدول ذکر نشده، عبارتند از : منشی، دوچرخه سوار، رقصنده، گارسن، موزیسین، قصاب، چشم پزشک، کارمند، شخصیت معروف، چوپان، فروشنده، کارگر، باغبان، ماهی فروش، دندانپزشک، سوارکار، قالی‌باف، پرستار، ‌نقاش، خیاط، بیمار، پلیس، رفتگر، کشاورز، میوه‌فروش، سرباز، نجّار، مدیر، نانوا، ورزشکار، مادربزرگ، آتش‌نشان، پزشک، آهنگر، پدربزرگ و پیشنماز مسجد. در کشور سوریه تنها مشاغل منشی و پرستار به زنان اختصاص دارد.

 

نتیجه‌گیری

در این مقاله با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا به بررسی بازتولید نقش­های جنسیتی در تصاویر کتاب­های درسی دو کشور ایران و سوریه پرداخته شده است. یکی از اصلی­ترین وظایف آموزش و پرورش انتقال اطلاعاتی است که افراد برای بهتر زیستن به آن نیاز دارند. علاوه بر آموزش افراد، به پرورش آنها نیز اهمیت داده می­شود. در واقع، نظام آموزشی به مثابه دستگاهی عمل می­کند که آدمیان بیولوژیک را به سوژه­های اجتماعی بدل می­کند.

نظام آموزشی ایران به دلیل آن­که می‌خواهد از طریق کتب، در کمترین زمان با ارائه محتوا به سیستمی متحدالشکل در سراسر کشور دست یابد، تأکید بسیاری برروی آن دارد. در واقع، از آنجا که نظام آموزش و پرورش کشور ایران در مورد محتوای برنامه‌های درسی موضوع مدار و کتاب محور است، کتاب‌های درسی در این نظام آموزشی نقش برجسته‌ای به عهده دارند (میرآشتیانی، 1385: 70).

در همه جوامع، یکی از ابزارهای مدارس برای جامعه‌پذیری سیاسی، کتاب‌های درسی است. بچه‌ها از طریق کتاب با جهان خارج و محیط بیرونی بیشتر آشنا می­شوند. آنها یاد می­گیرند که دیگران چگونه عمل می­کنند، سخن می­گویند و احساس می­کنند. آنها درست و نادرست را می‌آموزند و می­فهمند که از آنها چه انتظاری می‌رود. به‌طور کلی، کتاب‌ها کودکان را با نقش­هایی که قرار است درآینده ایفا کنند، آشنا می­کنند. کتاب­ها ارزش‌های فرهنگی را بازتاب می­دهند و ابزار مهمی برای ترغیب کودکان به پذیرش این ارزش‌ها هستند. همچنین کتاب­ها شامل انتظارات نقشی هستند که کودک را تشویق می­کنند تا رفتارهای بهنجار و پذیرفته شده را بروز دهند. (Weitzman, 1972: 1126)

به نظر می­رسد که هنجارهای جنسیتی در ایران دچار تغییرات فراوان شده­اند. تغییر نگرش جنسیتی در میان جوانان، بیشتر از سایر گروه­ها به چشم می­خورد. نگاهی به کارگزاران جامعه­پذیری، نشان می­دهد که هرچند هنوز در مدراس و رسانه­ها، نگرشی مبتنی بر کلیشه­های جنسیتی ارائه می­شود؛ اما دختران و پسران جوان اعتقاد چندانی به نابرابری میان زن و مرد ندارند. احتمالاً تغییرات نگرشی بیشتر ناشی از آشنایی با سایر هنجارهای سایر فرهنگ­ها و همچنین تلاش و کوششی است که دختران، به‌ویژه در عرصه تحصیلات و همچنین، از لحاظ عهده­دار شدن وظایف خانگی و اجتماعی از خود نشان می­دهند. با وجود این، هنوز نمی­توان مطمئن بود که این تغییرات نگرشی، در رفتار نیز دیده ­شود (اعزازی،1390: 92- 93). در نظریات بلومبرگ نیز ما شاهد این امر بودیم که زنان با به دست آوردن کنترل قدرت  مادی می‌توانند خود را در عرصه­های دیگر زندگی از فرودستی به فرادستی حرکت دهند.

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که تصاویر مربوط به جنس مذکر به وضوح خیلی بیشتر از جنس مؤنث است؛ در واقع، حدود 60 درصد از داده­های پژوهش متعلق به جنس مذکر و حدود 40 درصد از آنها متعلق به جنس مؤنث است.  

در صورتی که امروزه با موج عظیمی از زنان شاغل و تحصیل کرده در جامعه مواجه هستیم که با آنچه در کتاب­های درسی ما وجود دارد، متفاوت است . کتاب­های درسی زن را به صورتی نامرئی و بسیار کمرنگ در نقش­های حاشیه­ای نشان می­دهد؛ در حالی که در طول تاریخ مذهبی – ملی کشور ایران، زنان نقش­های بسیار برجسته­ای داشته­اند که نویسندگان کتب درسی می‌توانند این موارد را به کتاب­های درسی دانش‌آموزان اضافه کنند تا تصورات قالبی و کلیشه‌ای نقش زن که در کتاب­های درسی موجود است کمرنگ شود و در نتیجه، فاصله و شکافی که در فکر و عمل دانش‌آموزان وجود دارد نیز به این طریق کاهش یابد. دختران محصل در رشته ­های پزشکی، مهندسی و ... می‌توانند تحصیل کنند؛ ولی وقتی تصویر همجنس خود را در کتاب درسی مشاهده می‌کنند، تصویری کمرنگ و حاشیه‌ای است و این موضوع در عزت نفس و میل به پیشرفت آنها دخیل است. در مسیر پیشرفت یک کشور، زنان نیمی از جمعیت را تشکیل می‌دهند؛ به همین علت، به حاشیه راندن آنها به مثابه این است که کشور را از مسیر توسعه دور نگه داریم.

داده­ها بیانگر آن است که زنان بیشتر در سنین کودکی به تصویر کشیده شده­اند و آنهایی هم که در سنین بالاتر نشان داده شده­اند، غیر از نقش مادری، نقش‌هایی چون: پرستاری، معلمی و خیاطی و قالی‌بافی فقط به زنان اختصاص داشته است. در مقابل مشاغل بسیار زیادی (خدماتی، تخصصی، نظامی، حرفه­ای و تولیدی) به مردان اختصاص داشته ‌است که فقدان تعادل در محتوای تصاویر کتاب­های درسی را نشان می­دهد.

در معرفی نقش­های پدر و مادری، داده­ها بیانگر آن است که مادر بسیار پررنگ‌تر از پدر به تصویر کشیده شده است. «هر اندازه که در جامعه ایران بر اهمیت مادران تأکید می­شود، به اهمیت نقش پدر در خانواده بی‌توجهی نشان داده می­شود. نبودِ پدر در این خانواده­ها در تربیت و الگوگیری فرزندان، اعم از دختر و پسر، تأثیر دارد (اعزازی،1390: 31)؛ ولی در نقش­های خانوادگی مثل فرزندی، پدر بودن و مادر بودن و مادر بزرگ و پدر بزرگ نسبتاً متعادل است؛ با وجود این، نقش مادر، همان طور که گفته شد، پررنگ‌تر از بقیه به چشم می­خورد.

تعداد و تنوع مشاغل در تصاویر بسیار زیاد است؛ ولی مشاغل زنانه نسبت به مشاغل مردانه بسیار کمتر دیده می­شود و انتساب زن به نقش­های خاص و کلیشه­ای، چون: مادر و معلم و پرستار محدود شده است. نقش­های خانه­داری کاملاً بر عهده زنان است؛ در حالی که مردان در مشاغلی که بیرون از خانه قرار دارند، به تصویر کشیده شده­اند. اگر چه به نظر می­رسد در سال­های اخیر حرکتی به سمت برابری جنسیتی صورت گرفته است؛ اما هنوز این نابرابری به چشم می­خورد.

به طور کلی، بر اساس یافته­های این پژوهش می­توانیم نتیجه بگیریم که  کاستن از نقش زنان تا مرز خانه­داری و مادر بودن، در گذشته خیلی بیشتر به چشم می­خورد؛ ولی با تغییراتی که در کتب درسی صورت گرفته است تعادل بیشتری بین دو جنس برقرار شده است؛ اما همچنان مردان در مشاغل سخت‌تر و بیرون از خانه حضور دارند و در سنین جوانی دیده می­شوند و زنان در مشاغل خدماتی ساده و مشاغل خانگی مجسم شده‌اند.

 همان‌طور که دیده می­شود، نتایجی که به دست آمده، با سایر پژوهش‌های مشابهی که در پیشینه پژوهش از آنها نام برده­شده، همسوست (افشانی، شیخاوندی، سیف اللهی، ابراهیمی، هاشمی، شهرآرای، فروتن و قاسمی)؛ اما تفاوتی که پژوهش حاضر با سایر پژوهش‌هایی که از آنها نام برده شد دارد، مقایسه­ای است که با کتب درسی یک کشور دیگر شده است. تصاویر مورد بررسی این پژوهش با جهت‌گیری فرهنگی نظام سیاسی کشور ایران و سوریه هماهنگ است و تمامی تصاویر با حفظ موازین و اصول کلی کشورهاست؛ ولی با مشاهده در سطح اجتماع و شکافی که بین فرهنگ رسمی و غیررسمی وجود دارد، به نظر می­رسد بین سطح تولید پیام و مصرف پیام فاصله وجود دارد که این فاصله باید کمرنگ‌تر شود.

در تدوین کتب درسی توجه قابل ملاحظه­ای به مقوله جنسیت نشده­است و این امر باید در اولویت پژوهشی مدارس و نظام آموزشی ما قرار گیرد و بازنگری در محتوا و تصاویر کتب درسی باید صورت گیرد تا نسل­های آینده به خوبی با نقش­هایی که در آینده باید بر عهده بگیرند، آشنا شوند و به این ترتیب، مسیر پیشرفت کشور هموار شود. کتاب بهترین رسانه برای انتقال ارزش­های اجتماعی و اخلاقی برای هر فردی است و با ایجاد تعادل بین دو نقش مذکور زنان از محیط­های اندرونی به محیط­های بیرونی کشیده می‌شوند و از نیرویی که آنها دارند می‌توان در راه ترقی کشور استفاده کرد و همین موضوع ضرروت بررسی و بازنگری کتب درسی را نشان می‌دهد.

در نهایت، لازم است توجه شود که پژوهش به انجام رسیده با برخی از محدودیت­ها مواجه بوده است که یکی از مهم­ترین آنها، عدم دسترسی پژوهشگر به محیط­های آموزشی در کشور سوریه بود. تحلیل محتوای کتاب­های درسی هر چند گام مهمی در شناخت تطبیقی کشورهای اسلامی از ابعاد مختلف است؛ اما ضرورت دارد تفسیرهای انجام شده بر مبنای کتاب‌های درسی براساس دیدگاه و نظر دانش­آموزان و معلمان مورد تحلیل عمیق‌تر و دقیق­تر قرار



[1]Gendered

[2]Sex

[3]Gender

[4]Social constract

[5]subject

[6]Karen Horney

[7]Male-Headed family

[8]functionalist

[9]Ritzer

[10]Gender Difference theories

[11]Gender Inequality theories

[12]Gender Oppression theories

[13]Paternal system

[14]Gender Stratification Theory

[15]Chafetz

[16]Coercive bases

[17]Voluntaristic bases

[18]Veblen

[19]bourdieu

[20]Symbolic violence

[21]Inference

[22]Replicable

[23]Valid

[24]Context

[25]Reliable

[26]کتاب­های درسی ایران که در این تحقیق استفاده شده است، مربوط به سال انتشار 88-1387 است و تا پایان سال تحصیلی 1390 هیچ تغییری نیافته­است.

[27] کتاب­های درسی سوریه که در این تحقیق استفاده شده­است، مربوط به سال انتشار 2011-2010 میلادی و 1431 قمری است.

[28] عربی من کتاب دانش‌آموز

[29] عربی من کتاب معلم

[30] آموزش دین مسیحی برای معلم

[31] تعلیمات اجتماعی کتاب معلم

[32] آموزش موسیقی دفتر دانش‌آموز

[33] آموزش دین اسلام کتاب دانش‌آموز

منابع

اعزازی، شهلا. (1390). دگرگونی در نقش زنان، تهران: نشر علم.

افشانی، علیرضا؛ عسکری ندوشن، عباس و فاضل نجف‌آبادی، سمیه. (1388). «بازتولید نقش­های جنسیتی در کتاب­های فارسی مقطع ابتدایی»، پژوهش زنان، دوره 7، ش1، ص87-107.

بیکر، تز ال. (1388). نحوه انجام تحقیقات اجتماعی، ترجمه: هوشنگ نایبی، چاپ سوم، تهران: نشر نی.

توکلی، شهریار. (1389). «سالشمار تصویری 1377-1357»، نشریه هنرهای تصویری حرفه هنرمند. ش 34، ص 176-192.

جنکینز، ریچارد. (1385). پی­یر بوردیو، ترجمه: لیلا جوافشانی و حسن چاووشیان، تهران: نشر نی.

دیلینی، تیم. (1387). نظریه های کلاسیک جامعه‌شناسی، ترجمه: بهرنگ صدیقی و وحید طلوعی، تهران: نشر نی.

رایف، دانیل؛ لیسی، استفن؛ فیکو، فریدریک جی. (1381). تحلیل پیام­های رسانه­ای کاربرد تحلیل محتوای کمّی در پژوهش، ترجمه: مهدخت بروجردی علوی، تهران: انتشارات سروش و مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه­ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

ریتزر، جورج. (1385). نظریه­ جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.

سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس و حجازی، الهه. (1385). روش‌های پژوهش در علوم رفتاری، تهران: انتشارات آگاه، چاپ سیزدهم.

سیف‌اللهی، سیف الله و مریم ابراهیمی. (1387). «نقش و منزلت زن در کتاب­های درس فارسی مدارس آموزش و پرورش ایران»، پژوهشنامه علوم اجتماعی، سال دوم، شماره اول، 49-75.

شیخاوندی، داور. (1385). «بازتاب هویت­های جنسیتی در کتاب­های تعلیمات اجتماعی آموزش ابتدایی و دوره راهنمایی تحصیلی»، فصلنامه تعلیم و تربیت، ش87، ص93-120.

ضیغمی، رضا؛ باقری نسامی، معصومه؛ حق دوست اسکویی، سیده فاطمه و یادآور نیکروش، منصوره. (1387). «تحلیل محتوا»، فصلنامه پرستاری ایران، دوره بیست و یکم، ش 53، ص41-51.

فروتن، مسعود. (1389). «جامعه­پذیری جنسیتی در کتاب­های درسی مدارس ایران»، زن در توسعه و سیاست، دوره 8، ش 3، ص 195-216.

فروتن، مسعود. (1390). «زنان و زبان: بازنمایی هویت جنسیتی در کتاب­های زبان­های فارسی، عربی و انگلیسی مدارس ایران»، مطالعات زنان، سال 9، ش 2، ص 161-181.

فیست، جس و گریگوری جی فیست. (1386). نظریه شخصیت، ترجمه: یحیی سید محمدی، تهران: نشر روان.

قاسمی، وحید؛ علی نوروزی، رضا و رعنا محمدتقی‌نژاد. (1392). «تحلیل تطبیقی محتوای تصاویر کتاب­های آموزش عمومی از منظر بازنمایی فرهنگ پوشش بین دو کشور ایران و سوریه»، فصلنامه جامعه‌شناسی کاربردی، سال 24، ش 49، ص 92-122.

لهسایی‌زاده، عبدالعلی. (1387). «نظریه­های جدید در مکتب تضاد»، مجله جامعه‌شناسی، ش 32، ص 9-10.

محمدپور، احمد. (1389). ضدّ روش ( منطق و طرح در روش شناسی کیفی). جلد 1، تهران: انتشارات جامعه‌شناسان.

میرآشتیانی، ‌الهام. (1385). «جامعه­شناسی آسیب­های نظام آموزشی کشور با تأکید بر جنبه­های کیفی»، نشریه علمی پژوهشی راهبرد، ش 40، ص 63-86.

نرسیسیانس، امیلیا. (1383). مردم‌شناسی جنسیت، تهران: نشر افکار.

هاشمی، سهیلا و مهرناز شهرآرای. (1387). «بررسی باورها و ارزش­های دانش‌آموزان، خانواده و کتاب­های درسی درباره­ تساوی جنسیت»، فصلنامه مطالعات زنان، سال 6، ش 2، ص 27-46.

هولمز، ماری. (1389). جنسیت در زندگی روزمره، ترجمه: مهدی لبیبی، تهران: نشر افکار.

Blumberg, Rae Lesse. (1984) "A General Theory of Gender Stratification," Sociological Theory, N. 2, p. 23-101.

Chapman. J. (1995) The Feminist Perspective. In Marsh and Stoker (Eds.) Theory and Methods in Political Science, p. 94 – 114, Michigan: University of Michigan.

Táboas-Pais, María; Rey-Cao, Ana).2012) Gender Differences in Physical Education Textbooks in Spain: A Content Analysis of Photographs Sex Roles; Vol. 67, Issue 7/8, p389.

Turner, Jonathan. (2003) Structure of sociological Theory, New York: Wadsworth Publication.

Weitzman, Lenore J. (1972) "Sex-Role Socialization in Picture Books for Preschool Children the American", Journal of Sociology, Vol. 77, No.6, P 1126.