بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر ورود بنگاه‌ها به بازرگانی خارجی

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه اصفهان

چکیده

  محیط نهادی و نقش عوامل نهادی در توسعه بازرگانی خارجی از موضوع‌های بین رشته‌ای است که مورد اقبال قرار گرفته است. مطالعات میدانی نشان می­دهد که سرمایه اجتماعی بر ورود و یا عدم ورود بنگاه­ها به بازرگانی خارجی تأثیر بسزایی دارد. در این راستا، در مطالعه حاضر، سرمایه اجتماعی به وسیله پرسشنامه کمّی‌سازی شده و پس از جمع­آوری اطلاعات از مدیران عامل بنگاه­های صادرکننده خشکبار، رابطه ورود به بازرگانی خارجی و سرمایه اجتماعی، آزمون شده است. جامعه پژوهش شامل دو گروه صادرکنندگان و بازرگانان داخلی خشکبار است که جمعاً 40 پرسشنامه از این دو گروه جمع­آوری گردید. نتایج نشان می­دهد که اغلب بنگاه­هایی به بازاریابی خارجی خشکبار وارد می­شوند که با مشتریان خارجی خود دارای روابط خانوادگی یا دوستی­های دیرینه هستند و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری با ورود بنگاه­ها به بازرگانی خارجی دارد . همچنین، نتایج این پژوهش نشان می­دهد اگرچه این سرمایه اجتماعی در استمرار صادرات مفید بوده است؛ اما موجب شده است که بنگاه­ها بیشتر با شیوه سنتی و مبتنی بر بازاریابی غیرفعال به امر صادرات مبادرت می‌ورزند. برای غلبه بر این چرخه کارایی پایین، دولت می­تواند از طریق تغییر در نهادهای رسمی و شیوه‌های اجرایی (مانند تضمین حقوق مالکیت نام تجاری، تشویق صادرکنندگان به شرکت در نمایشگاه­های بین­المللی از طریق اعطای یارانه، بیمه­های پوششی صادرات) و ایجاد شرایط نهادی مطمئن، از ایجاد نااطمینانی محیطی جلوگیری و بستر مطمئنی را برای ورود بنگاه­های با بازاریابی فعال فراهم کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analyzing the Effect of Social Capital on Firm Entry to Foreign Trade: A Case Study: Nuts Exporters

نویسندگان [English]

  • Hadi Amiri 1
  • Zohreh Rezapour 2

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Capital
  • Active Marketing
  • Foreign Trade
  • Entry or Non-entry of Firm

مقدمه

سرمایه اجتماعی یکی از مباحثی است که در دهه­های اخیر مورد توجه بسیاری از اندیشمندان حوزه­های علوم انسانی و سیاستگذاران قرار گرفته است و از حوزه‌های نوظهور و بحث­برانگیز در مطالعات میان رشته‌ای جامعه شناسی و اقتصاد تلقی می‌شود. در بسیاری از مطالعات، سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در توسعه و رشد کشورها در نظر گرفته شده است؛ تا آنجا که پاتنام[1] (1993)، علت تفاوت رشد مناطق جنوبی و شمالی ایتالیا را سرمایه اجتماعی معرفی می­کند و مطالعاتی نظیر بارتولینی[2] و همکاران (2007)، گروتهارت[3] و همکاران (2002) و فرانکوئیس[4] (2002) با مطالعه رابطه رشد و توسعه اقتصادی و سرمایه اجتماعی، به اهمیت سرمایه اجتماعی در سطح کلان پرداخته­اند. در برخی مطالعات داخل کشور نیز اهمیت سرمایه اجتماعی در رشد و توسعه کشور مورد تاکید قرار گرفته است؛ اما آنچه به آن کمتر توجه شده، مطالعه تجربی سرمایه اجتماعی در سطح خرد است که نیازمند توجه بیشتری به این حوزه است.

در شرایط بی­ثبات کنونی، مشاهده شده است که بیشتر بنگاه­های وارد شده به بازرگانی خارجی از تبحر و مهارت خاصی در تجارت برخوردار نیستند و اغلب با شیوه­های سنتی به تجارت می­پردازند و به همین علت، بیشتر ارزش افزوده زنجیره عرضه نصیب طرف‌های خارجی می­شود. علی­رغم اهمیت این موضوع، در سیاست­گذاری­های مربوط به توسعه صادرات غیر نفتی به عوامل نهادی؛ از جمله سرمایه اجتماعی توجهی نشده است. از این­رو، ضروری به نظر می­رسد که مطالعات دقیق­تری در سطح خرد این نظریات را پشتیبانی کند. تلاش این مطالعه بر این است که تأثیر سرمایه اجتماعی را در ورود بنگاه­ها به بازرگانی خارجی مورد سنجش قرار دهد. در این راستا، این مطالعه ابتدا مروری بر ادبیات سرمایه اجتماعی و مطالعات تجربی صورت گرفته در این زمینه خواهد داشت. سپس به تدوین پرسشنامه کمّی­سازی سرمایه اجتماعی پرداخته شده و در نهایت، با استفاده از داده­های جمع­آوری شده و با کمک تحلیل‌های آماری رابطه سرمایه اجتماعی و ورود و عدم ورود به بازرگانی خارجی، بررسی شده است.

 

ادبیات نظری

سیر تکوین مفهوم سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی از جمله مفاهیمی است که دارای تعاریف، عوامل، گونه­ها و اثرهای زیادی است و ادبیات کنونی حوزه سرمایه اجتماعی بیشتر متأثر از دیدگاه‌های "جیمزکلمن[5]" در دهه۱۹۸۰ و "رابرت پاتنام" در دهه۱۹۹۰ و تا حدی "فرانسیس فوکویاما[6]" است.

جیمز کلمن سرمایه اجتماعی را با کارکرد آن تعریف می­کند. به بیان وی، سرمایه اجتماعی انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند. همه آنها جنبه­ای از یک ساخت اجتماعی هستند، کنش­های افرادی را که درون آن ساختار قرار دارند، تسهیل می­نمایند. سرمایه اجتماعی، مانند شکل­های دیگر سرمایه مولّد است و دستیابی به اهداف معینی را، که در صورت نبود آن دست نیافتنی خواهد بود، امکان‌پذیر می­سازد. به اعتقاد کلمن سرمایه اجتماعی هنگامی به وجود می­آید که روابط میان افراد به شیوه­ای دگرگون می‌شود که کنش را تسهیل می‌کند (کلمن، 1377).

از نظر پاتنام (1995)، سرمایه اجتماعی عبارت است از: «اعتماد، هنجارها و شبکه­هایی که همکاری در زمینه منافع متقابل را امکان­پذیر می­سازند». از تعریف پاتنام سه مطلب اصلی استنباط می­شود که عبارتند از: الف) سرمایه اجتماعی به صورت اعتماد، هنجارها و شبکه­ها، که همکاری برای منفعت متقابل را تسهیل می­کند، تعریف می­شود؛ ب) هنجارهای اعتماد و اعتبار درون شبکه­ها منابع سرمایه­ای هستند که ذاتاً اجتماعی­اند و نتایج آنها در قالب اشکال متفاوتی از کنش جمعی تولید می­شود؛ ج) شبکه­های مدنی (انجمن­های همجواران، انجمن­های مذهبی، تعاونی­ها، باشگاه­های ورزشی و احزاب با اعضای فراوان) از آنجایی که هنجارهای اعتبار را تقویت می­کنند، عناصر اساسی سرمایه اجتماعی هستند.

فرانسیس فوکویاما (1995) به سرمایه اجتماعی از منظر ارزش­های اجتماعی و عاملیت آنها در خلق رونق اقتصادی می­نگرد. به اعتقاد فوکویاما، این میزان اعتماد موجود در یک جامعه معین است که رونق آن و میزان دموکراتیک بودن آن را همراه با توان رقابتی آن مقید به خود می­کند. فوکویاما با استفاده از آرای کلمن اعتماد را مبنای سنجش سرمایه اجتماعی معرفی می­کند. به اعتقاد وی، اعتماد از طریق هنجارهای اعتبار و همکاری موفق در شبکه­های تعهد مدنی انباشته می­شود. محور بحث فوکویاما این است که به منظور دستیابی به موفقیت اقتصادی استقرار سازمان­های سرمایه­داری دموکراتیک و بزرگ ضروری است. قانون، قرارداد و عقلانیت اقتصادی شرط ضروری و نه کافی برای پیشرفت و ثبات جوامع پساصنعتی[7] هستند. تعهدات اخلاقی، اعتبار، احساس وظیفه در قبال جامعه و اعتماد باید به آنها افزوده شوند. به اعتقاد فوکویاما، هنگامی که در جامعه مجموعه­ای از ارزش‌های اخلاقی به طریقی همه‌گیر می­شوند که انتظار رفتار صادقانه و قاعده­مند را به وجود می­آورند، اعتماد رشد می­کند.

در همه تعاریف سرمایه اجتماعی، درباره ارتباطات و هنجارهای موجود در اجتماع­ها که مزایایی برای مردم دارد، صحبت شده است؛ اما ظاهرا تعریف رابرت پاتنام از سرمایه اجتماعی به دلیل این که کلی است و کمتر آن را محدود کرده است، تعریف جامع­تری نسبت به سایر تعاریف است. البته، در این تعریف، از مزایای سرمایه اجتماعی برای جمع و گروه (همان طور که وی در تحلیل تفاوت رشد مناطق شمال و جنوب ایتالیا بیان می­کند) غفلت شده است و می‌توان این تعریف را به صورت زیر به عنوان تعریف کاملی برای سرمایه اجتماعی در نظر گرفت: ویژگی­های زندگی اجتماعی – شبکه­ها، هنجارها و اعتماد- که افراد را قادر می­کنند با کارایی بیشتر برای تحقق اهداف فرد و گروه تلاش کنند (متوسلی و همکاران، 1390).

 

سرمایه اجتماعی به عنوان دارایی

بسیاری از پژوهشگران سرمایه اجتماعی را به عنوان یک دارایی مطلوب –که باید تشویق شود- در نظر گرفته­اند (بانکز و چیرمن[8]، 2003). سرمایه اجتماعی در یک معنای عام، نوعی سرمایه­گذاری در روابط اجتماعی است که با هدف به دست آوردن بازده مورد انتظار انجام می­گیرد. اندیشه اصلی سرمایه اجتماعی این است که خانواده، دوستان و همکاران دارایی بسیار مهمی را تشکیل می­دهند که یک فرد می­تواند در شرایط بحرانی آنها را به کار گیرد و یا در جهت منافع مادی خود از آنها استفاده کند.

سرمایه اجتماعی گاهی دارایی فرد به شمار می­آید. در این صورت بر شبکه­های اجتماعی گسترده و منابع قابل دسترس برای فرد تأکید می­شود و در مواردی دیگر به کیفیت این روابط در قالب هنجارهای اعتماد و مشارکت پرداخته می‌شود و از این­رو، سرمایه اجتماعی یک دارایی جمعی تلقی می­شود.

لیدا هانیفان[9] (1916) نخستین شخصی است که واژه سرمایه اجتماعی را به طور شفاف به صورت دارایی بیان کرد. وی سرمایه اجتماعی را دارایی­های محسوسی تعریف می­کند که در زندگی روزمره مردم بیشترین آثار را دارد؛ مانند حسن نیت، مشارکت، همدردی و روابط اجتماعی بین افراد و خانواده­هایی که یک واحد اجتماعی را شکل می‌دهند.

بوردیو[10] در نخستین مقاله خود در سال 1973 سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف می­کند: سرمایه اجتماعی عبارت است از: سرمایه حاصل از ارتباطات اجتماعی که در صورت لزوم حمایت مفید از شخص را برای وی فراهم می­آورد. دارایی­ای از جنس مقبولیت و احترام که وجود آن، هنگامی که شخص در یک موقعیت اجتماعی مهم نیاز به توجه مردم دارد، ضروری است و شاید در یک حرفه سیاسی (مانند پول در یک فعالیت اقتصادی) به کار آید.

ناهاپیت و قوشال، سرمایه اجتماعی را حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعل درون یک شبکه می‌دانند که از شبکه­ای از روابط به دست می­آید و در اختیار یک واحد فردی یا اجتماعی است (ناهاپیت و قوشال[11]، 1998: 243).

کلمن در مقاله­ای در سال 1988 سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف می­کند: سرمایه اجتماعی یک منبع مفید و در دسترس برای یک کنشگر در عرصه اجتماعی است که سبب تسریع برخی از کارهای وی می­شود. کلمن سرمایه اجتماعی را پلی بین رفتار فردی و جمعی تعریف می­کند. وی سرمایه اجتماعی را نوعی دارایی برای فرد در نظر گرفته است که وجود آن به ساختارهای اجتماعی مشابه بستگی دارد؛ این که آیا این منابع در زمان لازم به کار می‌آیند یا نه.

به اعتقاد لوری[12] روابط اجتماعی به طور طبیعی در میان اشخاصی شکل می­گیرد که به کسب مهارت­ها و ویژگی‌های ارزشمند در بازار کمک می­کنند یا آنها را ترویج می­دهند... . یک دارایی که فقدان آن، به اندازه میراث مالی می­تواند در توضیح علت تداوم نابرابری در جامعه­ ما مهم و قابل توجه باشد (لوری، 1992: 100).

فوکویاما (1992) از سرمایه اجتماعی یک تعریف جمعی می­کند و سرمایه اجتماعی را به عنوان دارایی گروه­ها و جوامع تعریف می­کند.

از نظر ادلر و کون[13] (2002)، یکی از تعاریف سرمایه اجتماعی این است که مانند انواع دیگر سرمایه، به عنوان یک دارایی بادوام در نظر گرفته شود که در سایر منابع، با انتظار به دست آوردن جریانی از منافع در آینده (البته نامشخص)، سرمایه­گذاری می­شود. عوامل فردی و جمعی به واسطه سرمایه­گذاری در ساختار شبکه­ روابط خارجی خود، می­توانند سرمایه اجتماعی­شان را تقویت کنند و در نتیجه مزایایی را به شکل دسترسی بیشتر به اطلاعات، قدرت و انسجام به دست آورند و عوامل جمعی به وسیله سرمایه­گذاری در روابط داخلی، می­توانند هویت جمعی خود را تقویت کنند و ظرفیتشان را برای کنش جمعی افزایش دهند.

در رویکردهای جدیدتر نیز، از سرمایه اجتماعی به عنوان یک دارایی خاص مبادله یاد می­شود؛ برای مثال، گلداجلویک و کرنی[14] (2010)، سرمایه اجتماعی را نوعی دارایی اختصاصی مبادله[15] تلقی می­کنند که این دارایی بر خلاف دارایی­های مخصوص مبادله تعریف شده به وسیله ویلیامسون[16]، عام؛ ولی غیرقابل انتقال است و با افزایش این دارایی مبادلات درون ساختارهای خانوادگی شکل می­گیرد. عام بودن این دارایی­ها آنان را در زمان­ها و مکان­های مختلف قابل استفاده می‌کند و غیرقابل انتقال بودن آنها را پایدار به روابط خاصی می­سازد و موجب ارتقای آ‌ن می‌شود. دارایی­هایی که این دو ویژگی را داشته باشند، به سختی قابل خرید و فروش هستند یا خرید و فروش آنها غیرممکن است. در مطالعه حاضر نیز، سرمایه اجتماعی به عنوان یک دارایی مخصوص مبادله پذیرفته شد که مخصوص بنگاه است و قابل انتقال نیست.

سطوح سرمایه اجتماعی

در بین پژوهش­های صورت گرفته، دسته‌بندی‌های مختلفی از سطوح و گونه‌های سرمایه اجتماعی مطرح شده است. در یک دسته­بندی که تسای و قوشال[17] (1988) انجام داده­اند، سرمایه اجتماعی را به سه بعد ساختاری[18]، شناختی[19] و ارتباطی[20] تقسیم کرده‌اند. بعد شناختی شامل زبان، علائم مشترک و بینش‌های مشترک است. بعد ساختاری پیوندهای موجود در شبکه (تعاملات اجتماعی)، شکل و ترکیب شبکه، تناسب سازمانی و علایق اجتماعی و بعد ارتباطی شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات و روابط متقابل و تعیین هویت مشترک می‌شود. در دسته­بندی دیگر که توسط بین و هیکس[21] (1998) مطرح شد و کریشنا و شرادر[22] (1999) این تقسیم بندی را توسعه داده‌اند، سرمایه اجتماعی به دو سطح خرد و کلان تقسیم شد. سطح کلان سرمایه اجتماعی به محیطی اشاره دارد که سازمان در آن فعالیت دارد که شامل نقش قوانین، چارچوب حقوقی، نوع حکومت و نظام سیاسی، میزان عدم تمرکز و میزان مشارکت سیاسی افراد در خط‌ مشی کلان دارد. سرمایه اجتماعی در سطح خرد به دو بعد شناختی و ساختاری تقسیم می­شود. بعد شناختی به بخش نامحسوس سرمایه اجتماعی، مانند: ارزش­ها، عقاید، نگرش­ها، رفتارها و هنجارهای اجتماعی اختصاص دارد. بعد ساختاری دربرگیرنده ساختارها و شبکه‌هایی است که حاوی فرایندهای تصمیم‌گیری جمعی و روشن، رهبران پاسخگو و مسؤولان است.

اما از بین نویسندگان، پاتنام دو تقسیم‌بندی متفاوت از سرمایه اجتماعی به پیروی از ولکاک و دیگران، تحت عناوین سرمایه اجتماعی درون‌گروهی[23] (یا انحصاری) و سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده[24] (یا جامع) ارائه کرده است (پانتام، 2000). از نظر وی، سرمایه اجتماعی درون‌گروهی (یا انحصاری)، در خانواده، دوستان صمیمی و سایر خویشاوندان نزدیک به ­وجود می­آید. این نگاهی درون‌گرایانه است؛ به این صورت که افراد متعلق به یک رده جامعه شناختی مشابه را گرد هم می‌آورد. سرمایه اجتماعی درون‌گروهی به تقویت هویت‌های انحصاری و گروه­های همگون گرایش دارد. در عوض، سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده (یا جامع)، افراد را با آشنایان دورتری که در حلقه‌هایی غیر از حلقه خودشان قرار دارند، ارتباط می‌دهد. این نوع سرمایه به جای اینکه گروهی کوچک و محدود را تقویت کند، به ایجاد هویت‌هایی وسیع‌تر و مبادله گسترده‌تر گرایش دارد. پانتام سرمایه اجتماعی درون‌گروهی را برای گذشتن از موانع مفید می­داند و معتقد است که سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده برای پیشرفت کردن ضروری است.

در این مطالعه با توجه به موضوع، سرمایه اجتماعی در سطح خرد و بین فردی و یا در دسته­بندی دیگر، سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده مورد نظر است.

 

شاخص­های سرمایه اجتماعی

علی­رغم تلاش­های فراوانی که برای تعریف و اندازه­گیری سرمایه اجتماعی صورت‌گرفته، اتفاق نظر واحدی در اندازه‌گیری آن وجود ندارد و دانشمندان مختلف شاخص­های متفاوتی را برای اندازه­گیری سرمایه اجتماعی به­کار گرفته­اند. به طور کلی، سرمایه اجتماعی را با دو روش مستقیم و غیرمستقیم برآورد کرده­اند. در روش غیرمستقیم با استفاده از علایمی که در نبود سرمایه اجتماعی پدیدار می­شوند، می­توان سرمایه اجتماعی را برآورد کرد. در روش مستقیم از شاخص‌هایی، مانند: اعتماد و مشارکت و همیاری استفاده می‌شود. این مطالعه نیز برای کمّی­سازی سرمایه اجتماعی از روش مستقیم استفاده کرده است که در ادامه به توضیح آن پرداخته می­شود.

 

الف) اعتماد

اعتماد عنصر اصلی سرمایه اجتماعی است و همه افرادی که در مورد سرمایه اجتماعی بحث کرده­اند، از اعتماد به عنوان عنصر مهم سرمایه اجتماعی سخن گفته‌اند (فیلد[25]، 2003). افه اعتماد را به عنوان باور به عملی که از دیگران انتظار می‌رود، تعریف می­کند. این باور بر مبنای این احتمال که گروه­های بخصوصی از دیگران کارهای بخصوصی را انجام می‌دهند یا از انجام کارهای بخصوصی پرهیز می‌کنند، در هر صورت بر رفاه دیگران یا بر رفاه جمع اثر می‌گذارد (افه، 1384). همچنین، اعتماد به معنی اعتقاد به پایبندی افراد به تعهداتشان (قراردادهای رسمی، غیررسمی، کتبی، شفاهی و...) در تعاملات اقتصادی- اجتماعی است (رنانی و مویدفر، 1385). اعتماد به صورت­های مختلفی تقسیم‌بندی می‌شود: در یک تقسیم‌بندی‌، اعتماد فرد به دو قسمت اعتماد شخصی و اعتماد تعمیم‌ یافته تقسیم می‌شود. اعتماد شخصی به این صورت است که افراد تنها به عضوی از خانواده و یا همکار و یا هر کس دیگری که او را می‌شناسند و قبلاً با یکدیگر پیوند یا گره اجتماعی برقرار کرده‌اند، اعتماد می­کنند و اعتماد تعمیم یافته نیز زمانی ایجاد می­شود که افراد با کسانی که قبلاً هیچ رابطه و آشنایی با آنها ندارند، اعتماد می­کنند (پولیت[26]، 2002).

اکنون پرسش اساسی این است که اعتماد چگونه باعث تولید سرمایه اجتماعی می‌شود؟ اعتماد باعث ایجاد نگرش مثبت و معنادار افراد جامعه می­شود. نگرش‌های مثبت افراد به یکدیگر موجب ثبات در روابط اجتماعی می‌شود. ثبات در روابط اجتماعی موجب ایجاد سطح بالاتری از اعتماد؛ یعنی اعتماد اجتماعی می­شود. اعتماد اجتماعی سبب تقویت و نهادینه شدن ارزش‌های مشترک اجتماعی می‌شود و ارزش‌های مشترک اجتماعی، سرمایه اجتماعی را می‌سازد (هاشمیان‌فر، 1386).

به اعتقاد ارو (1974)، قابل اعتماد بودن یک دارایی عام است که به طور بالقوه ارزشمند است؛ اما به آسانی قابل مبادله نیست؛ زیرا اعتماد کالایی نیست که به آسانی خریداری شود. برخی مانند لین (1999) اعتماد را به عنوان یک دارایی جمعی که از سرمایه اجتماعی منتج می­شود، تفسیر می­کنند.

در این مطالعه، قابل اعتماد بودن یک دارایی عام در نظر گرفته شده است که به طور بالقوه ارزشمند است؛ اما به آسانی قابل مبادله نیست؛ زیرا اعتماد کالایی نیست که به آسانی خریداری شود.

 

ب) مشارکت

به نظر پارکر[27] «در آغاز مشارکت اجتماعی به مثابه بعدی از منزلت اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر این، مشارکت به عنوان ابزاری برای خود شکوفایی، حامی تکثرگرایی در جوامع، کاتالیزوری برای وحدت اجتماع محلی، جایگزینی برای پیوندهای ضعیف‌ شده خانواده و کلیسا، عامل جامعه‌پذیری سیاسی و نظام­های دینی غالب دیده شده است» (پارکر، 1983: 864). به نظر اولسن «نظریه مشارکت اجتماعی، حاصل ایده گسترده کثرت­گرایی اجتماعی است که نظریه‌پردازانی، چون: توکویل[28] (1961)، ترومن[29] (1951) دال[30] (1956)، لیپست و همکاران[31] (1956) توسعه داده‌اند (ازکیا و همکاران، 1380).

به طور کلی، مشارکت اجتماعی به عنوان فرایند‌ سازمان‌یافته‌ای است که افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی و با درنظر داشتن هدف­های معین و مشخص، که به سهیم شدن در منابع قدرت منجر می‌گردد، تعریف می­شود. بارنی (1986) فرهنگ مشارکتی را به عنوان یک دارایی توصیف می­کند؛ یک دارایی که برای انجام وظایف متعدد به کار می­رود؛ اما به سهولت قابل مبادله نیست.

ج) انسجام اجتماعی

«توافق جمعی میان اعضای یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی و تراکمی از وجود تعامل در میان افراد آن جامعه است». (غفاری، ۱۳۸۰: ۱۱۰) دورکیم دو مفهوم انسجام مکانیکی و ارگانیکی را از هم متمایز می­کند. در این تفکیک جوامع سنتی مبتنی بر انسجام مکانیکی و شبکه­های اجتماعی نزدیک به هم و بر پایه روابط ابرازی و جوامع مدرن مبتنی بر انسجام ارگانیکی با روابط ابزاری هستند. «جاناتان ترنر به نقل از دورکیم می­گوید: انسجام وقتی رخ می­دهد که عواطف افراد به وسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند؛ جایی که افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جایی که کنش­ها تنظیم شده و به وسیله هنجارها هماهنگ شده­اند و جایی که نابرابری­ها، قانونی تصور می شوند». (اکبری، ۱۳۸۳: ۱۷).

 

مطالعات تجربی

در این بخش، برخی از مطالعاتی که از سرمایه اجتماعی به عناون یک دارایی یاد می­کنند، مرور شده است. از آنجایی که مطالعات داخلی زیادی یافت نشد که تأثیر سرمایه اجتماعی را به عنوان یک دارایی در مبادلات ارزیابی کند، تلاش شد بخشی از مطالعاتی که مفهوم سرمایه اجتماعی را به صورت کاربردی­تر استفاده کرده‌اند، بررسی شوند.

 

مطالعات خارجی

سنخستینن و لوپز-فرنسنو[32] (2013)، در مطالعه­ای از اعتماد به عنوان دارایی ناملموسی یاد می­کنند که با ایجاد خلاقیت و انرژی، موجب بهبود سرمایه فکری می­شود. در این مطالعه، ابتدا درباره مفهوم اعتماد به عنوان یک دارایی ناملموس، از منظر سرمایه فکری بحث می­شود. سپس به بررسی این موضوع پرداخته می­شود که اعتماد چگونه موجب پیشرفت سرمایه فکری انسانی می­شود و بر آن تأثیر می­گذارد. این مقاله از این ایده حمایت می­کند که ارزش دارایی­های ناملموس، از قبیل اعتماد، بهبود منابع انسانی را چند برابر افزایش می­دهد و در مدیریت دانش مهم است که تعامل جنبه‌­های مختلف این دارایی­ها، بیشتر درک شود. همچنین، در این مطالعه، طی دو مطالعه موردی به بررسی این امر پرداخته شده است که چگونه اعتماد موجب ایجاد خلّاقیت و سرزندگی در سازمان می­گردد.

سوریناچ و مورنو[33] (2011) در مطالعه­ای به بررسی نقش دارایی­های ناملموس در رشد اقتصادی منطقه­ای در اتحادیه اروپا پرداخته­اند. آنها در این مقاله توجه ویژه­ای به چهار دارایی ناملموس کرده­اند که عبارتند از: سرمایه دانش، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه کارآفرینی. ایشان برای هر کدام از این دارایی­ها، ویژگی­های کلی، شاخص­ها و محدودیت­های اندازه­گیری و همچنین، نتایج مهم تأثیر این فاکتورها بر رشد اقتصادی منطقه­ای را توصیف کرده­اند. آنان در این پژوهش به این نتیجه رسیده­اند که فرضیه اصلی پژوهش؛ یعنی، «دارایی­های ناملموس نقش مهمی در توضیح رفتار بنگاه­ها و مسیرهای رشد اقتصادی در سطح منطقه­ای در اروپا ایفا می­کند» تأیید می‌شود.

برادبورن و کوکز (2004)، در مقاله­ای به توصیف ریشه‌ها، وظایف و ارزش دارایی­های ناملموسی، از قبیل: سرمایه اجتماعی، سرمایه فکری و سرمایه فرهنگی می­پردازند. ایشان نتایج 15 مورد از شرکت­های خدماتی در انگلستان از یک مطالعه موردی را گزارش می­کنند و از مفهوم سرمایه اجتماعی، سرمایه فکری و سرمایه فرهنگی به عنوان ابزارهای تحلیلی برای تفسیر داده­های مربوط به دارایی­های ناملموس استفاده می­کنند. نتایج این بررسی نشان می­دهد که سازمان­ها برای این دارایی­ها ارزش قائل هستند؛ اما تعداد کمی از این بنگاه­ها ارزش این دارایی­ها را اندازه‌گیری و منافع آن را ارزیابی می­کنند.

گلاف[34] (2003)، در مطالعه­ای با نام «سرمایه اجتماعی: دارایی ضروری در اقتصاد دانش بنیان»، به بررسی نقش سرمایه اجتماعی در اقتصاد دانش بنیان با تمرکز بر خلق و انتشار دانش در شرکت­ها پرداخته است. وی به این نتیجه می‌رسد که سرمایه اجتماعی به مبادله و آموزش مهارت­ها کمک می­کند، جریان دانش را در بین گروه­های مختلف در یک شرکت افزایش می­دهد و ریسک فاش شدن اطلاعات شرکت را کاهش می­دهد. از این­رو، بنگاه­هایی که در فعالیت­ها و هنجارهایی که آموزش مهارت­ها را در بین کارکنان تشویق می­کند، سرمایه­گذاری می­کنند، بهتر از دیگران عمل می­کنند.

 

مطالعات داخلی

سید محسن علامه و همکاران (2013)، در مطالعه­ای با نام «مطالعه تأثیر سرمایه اجتماعی بر سرمایه فکری؛ مطالعه موردی: شرکت پلی اکریل ایران» به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری (دانش) پرداختند. در این مطالعه از سرمایه اجتماعی و دانش به عنوان مهم­ترین دارایی­های ناملموس نام برده شده است. این دارایی­ها تأثیر بسزایی در موفقیت و بقای یک سازمان دارند. برای بررسی ارتباط سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری در شرکت پلی اکریل ایران، از روش همبستگی استفاده شده است. ایشان داده­های پژوهش را از طریق پرسشنامه جمع­آوری از بین نمونه 120 نفری از کارکنان شرکت پلی اکریل ایران که به صورت تصادفی انتخاب شده­اند، جمع­آوری کردند. نتایج پژوهش آنها نشان می­دهد که سرمایه اجتماعی تأثیر معناداری بر سرمایه فکری دارد. از این­رو، پیشنهاد می‌کنند که سرمایه فکری و اجتماعی برای افزایش مزیت رقابتی شرکت و بهبود عملکرد سازمان ارتقا یابد.

امیری و همکاران (1390)، در مطالعه­ای به بررسی نقش سرمایه اجتماعی در رقابت­پذیری برخی محصولات کشاورزی ایران پرداخته‌اند. ایشان به طور مفصل درباره مفاهیم، شاخص­ها و سطوح سرمایه اجتماعی و همچنین، سرمایه اجتماعی سازمانی بحث نموده­اند. سپس با استفاده از پرسشنامه، در چندین اتحادیه صادرکننده محصولات کشاورزی، سرمایه اجتماعی و تأثیر آن بر رقابت­پذیری را مورد سنجش قرار داده ­و به این نتیجه رسیده­اند که سرمایه اجتماعی میان اعضای اتحادیه پایین است؛ اما سرمایه اجتماعی رابطه معناداری با رقابت­پذیری صادرات محصولات کشاورزی دارد.

رنانی و مؤیدفر (1390) در کتاب چرخه­های افول اخلاق و اقتصاد، ابتدا به بررسی مفهوم سرمایه اجتماعی، بنیادها، نظریه­ها و پیامدها پرداخته‌اند و سپس با نگاهی تحلیلی، سرمایه اجتماعی در ایران را تبیین و برخی مطالعات داخلی درباره سرمایه اجتماعی را نیز بررسی کرده­اند.

قلیچ لی و مشبکی (1385) در مقاله «نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه فکری سازمان (مطالعه دو شرکت خودروساز ایرانی)» به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری در دو شرکت خودروساز ایرانی پرداخته‌اند. ایشان نشان می­دهند که با افزایش سرمایه اجتماعی، سرمایه فکری در سازمان­ها در ابعاد انسانی، ساختاری و رابطه‌ای افزایش یافته است. به عبارت واضح­تر، سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از قابلیت­ها و دارایی­های مهم سازمانی می­تواند به شرکت­های مطالعه شده در تسهیم دانش موجود در سرمایه‌های فکری­شان کمک بسیاری نماید و برای آنها در مقایسه با شرکت­های دیگر «مزیت سازمانی پایدار» ایجاد کند.

 

الگوی مطالعه

برای آزمون این فرضیه که «سرمایه اجتماعی، دارایی است که ارتباط معناداری با ورود بنگاه­ها به بازرگانی خارجی دارد[35]»، ابتدا با استفاده از مهم­ترین شاخص­ سرمایه اجتماعی (اعتماد)، به کمّی­سازی[36] سرمایه اجتماعی و جمع­آوری اطلاعات به وسیله پرسشنامه پرداخته شد. در صورتی که فقط رفتار بازرگانان شرکت کننده در صادرات بررسی شود، اثر عواملی که به انصراف گروهی از بازرگانان از صادرات منجر می­شود، نادیده گرفته می­شود و در نتیجه میزان اثرگذاری متغیرهای مستقل به طور واقع­بینانه منعکس نمی­شود. بنابراین،، برای برطرف کردن مشکل اریب بودن تخمین پارامترهای ناشی از حذف صادرکنندگان بالقوه (بازرگانان داخلی) از نمونه، دو نوع پرسشنامه تدوین گردید و نوع اول پرسشنامه برای صادرکنندگانی که دارای کارت بازرگانی هستند و مشخصات آنها در پایگاه صادرات خشکبار ایران ثبت شده است و نوع دوم برای بنگاه­هایی که در بازرگانی داخلی[37] مشغول به کار هستند، ارسال شد. حدود 50 نفر بازرگانی خارجی در پایگاه صادرات خشکبار ایران ثبت شده است که برخی از آنها بنا به عللی مانند ورشکستگی، در زمینه صادرات فعال نبودند. بعضی نیز به علت تغییر آدرس قابل دسترسی نبودند و برخی هم به سؤال‌های پرسشنامه پاسخ ندادند. در نهایت 40 پرسشنامه (از هر گروه 20 پرسشنامه) جمع­آوری گردید. پس از جمع­آوری اطلاعات، داده­ها به وسیله نرم­افزار SPSS تحلیل شد که در ادامه به توضیح آن پرداخته می­شود.

 

اعتبار و روایی پرسشنامه

پرسشنامه طراحی شده پس از دریافت نظرهای چند تن از متخصصان در زمینه سرمایه اجتماعی اصلاح و تکمیل و بر اساس تحلیل کارشناسی روایی کار تأیید شد. برای تعیین پایایی پرسشنامه نیز ابتدا 17 پرسشنامه تکمیل و ضریب آلفای کرونباخ آنها محاسبه گردید. میزان آلفا  0.881 بوده که به معنای پایایی پرسشنامه است.

 

جدول1- ضریب آلفای کرونباخ

N of Items

Cronbach's Alpha

17

0.881

 

در سؤال اول مربوط به صادرکنندگان، از آنها درباره «درصد مشتریانی که بنگاه با آنها روابط دوستی یا خانوادگی دارد» پرسیده شد که اطلاعات مربوط به آن در جدول (2) گزارش شده است. چنان که مشاهده می­شود، حدود 45 درصد از پاسخگویان با بیش از 75 درصد از مشتریان خود رابطه دوستی دارند.

 

جدول 2- روابط دوستی یا خانوادگی با طرف­های خارجی

 

درصد مشتریانی که با آنها روابط دوستی یا خانوادگی دارید

تعداد

درصد

بین 0 تا20 درصد

5

25

بین 21 تا 40 درصد

4

25

بین 41 تا 70 درصد

2

10

بین 71 تا 90 درصد

1

5

بین 91 تا 100 درصد

8

40

جمع

20

100

                                                                       منبع: یافته­های پژوهش

 

در جدول 3 نتایج مربوط به پرسش «طریقه نخستین تجربه صادراتی بنگاه» آورده شده است. همان گونه که مشاهده می­شود، 45 درصد نخستین تجربه صادراتی خود را از طریق دوستان و آشنایان، 20 درصد از طریق واسطه و 30 درصد از طریق بازاریابی عنوان کرده­اند. همان­طور که نتایج نشان می­دهد، در حدود 50 درصد از صادرکنندگان از طریق دوستان و آشنایان وارد صادرات شده­اند. بسیاری از بنگاه­های صادرکننده خشکبار با تعداد محدودی از تاجران خارجی کار می­کنند که با آنها روابط دوستی دیرینه یا خانوادگی دارند. اندازه این بنگاه­ها معمولا کوچک است؛ فاقد توانایی و مهارت لازم در امر بازاریابی هستند و هزینه مبادله ورود برخی از آنها به بازاریابی خارجی بسیار بالاست؛ به طوری که در صورت نبود چنین رابطه دوستانه‌ای آنها نمی‌توانند به صادرات بپردازند. از این مشاهدات می‌توان به اهمیت نقش سرمایه اجتماعی در ورود این صادرکنندگان به صادرات پی برد.

 

جدول 3- طریقه نخستین تجربه صادراتی

 

تعداد

درصد

دوستان و آشنایان

9

45

واسطه

4

20

بازاریابی

6

30

داه­های مفقوده

1

5

جمع

20

100

                                   منبع: یافته­های پژوهش

 

جدول (4) اطلاعات مربوط به این سؤال را که «چه میزان از مبادلات شما بر اساس اعتماد (بدون تضمین بانکی) صورت می­گیرد»، نشان می­دهد. نتایج نشان می­دهد که بیش از 85 درصد بنگاه­ها، بیش از 80 درصد از مبادلات خود را صرفاً بر اساس اعتماد انجام می­دهند. نقش اعتماد برای این بنگاه­ها به مثابه دارایی ارزشمندی است که بدون آن ورود به بازار خارجی برای آنها میسّر نبود.

 

جدول 4- میزان مبادلاتی که بر اساس اعتماد (بدون تضمین بانکی) صورت می­گیرد

میزان مبادلاتی که بر اساس اعتماد (بدون تضمین بانکی) صورت می­گیرد

تعداد

درصد

0 درصد

1

5

بین 50 تا 70 درصد

2

10

بین 71 تا 80 درصد

0

0

بین 81 تا 90 درصد

1

5

بین 91 تا 100 درصد

16

80

جمع

20

100

در جدول (5) نتایج مربوط به علت اعتماد به طرف‌های خارجی گزارش شده است. 40 درصد از بنگاه‌ها، روابط تجاری دیرینه با خریداران، 15 درصد روابط خانوادگی با خریداران و 40 درصد نیز اجبار را علت اعتماد خود دانسته‌اند. مشاهدات میدانی نشان می­دهد از آنجایی­که در شرایط تحریم و محدودیت در گشایش LC، مبادلات خارجی بدون تضمین و بر اساس اعتماد شکل می­گیرد، فقط کسانی توانسته­اند در صادرات حضور یابند که به منبع سرمایه اجتماعی دسترسی داشته باشند. بنگاه­هایی که بدون توجه به این مسأله به کشورهایی نظیر عراق و پاکستان صادرات پسته داشته­اند، ورشکست شده­اند و تداوم حضور تاجران در امر صادرات نیز به سرمایه اجتماعی شکل گرفته میان تاجر ایرانی و خارجی بستگی داشته است.

 

جدول5- علت اعتماد به طرف‌های خارجی

 

تعداد

درصد

روابط خانوادگی با خریدار

3

15

روابط تجاری دیرینه با خریدار

8

40

اجبار

8

40

داده­های مفقوده

1

5

جمع

20

100

                                             منبع: یافته­های پژوهش

 

نتایج حاصل از پرسش‌های مربوط به روابط بنگاه‌های صادرکننده خشکبار با طرف‌های خارجی خود در جدول (6) آمده است. 65 درصد از بنگاه‌ها بیان کرده‌اند که مشتریان خارجی آنها سالی یک بار از شرکت آنها در ایران بازدید دارند و 80 درصد از بنگاه‌ها اظهار کرده‌اند که سالی یک بار مهمان مشتریان خود در خارج هستند و 20 درصد به ندرت مهمان مشتریان خود در خارج بوده‌اند.

 

                                                    منبع: یافته­های پژوهش

جدول 6- روابط بنگاه‌ها با طرف‌های خارجی

 

بازدید مشتریان خارجی از شرکت

مهمان مشتریان خارجی شرکت در خارج

تعداد

درصد

تعداد

درصد

سالی یک بار

13

65

16

80

به ندرت

4

20

4

20

اصلا

3

15

0

0

جمع

20

100

54

100

                                                                                                                  منبع: یافته­های پژوهش

 

 

برای بررسی اهمیت سرمایه اجتماعی بر عدم ورود بازرگانان داخلی به عرصه صادرات خشکبار از پرسشنامه دیگری استفاده شد که در ادامه به توضیح نتایج آن پرداخته می­شود.

ابتدا از مصاحبه شوندگان پرسیده شد که: «آیا در خارج از کشور دوست یا آشنایی دارید که بتوانید با آنها تجارت کنید؟ چند نفر؟». از بین 20 پاسخگو، 8 نفر هیچ آشنای خارجی نداشتند، 5 نفر 1 آشنا و 5 نفر 2 آشنای خارجی داشتند که از بین اینها فقط 5 نفر به طور محدود قبلا صادرات داشته­اند.

همچنین، از پاسخگویان خواسته شد که به این پرسش­ها پاسخ دهند که: «قابل اعتماد نبودن تاجران خارجی چه میزان در عدم ورود شما به صادرات خشکبار مؤثر بوده است؟» و «آشنایی و دوستی بنگاه­های صادرکننده با تاجران خارجی چه میزان در برتری آنها نسبت به شما مؤثر بوده است که باعث ورود آنها به صادرات خشکبار شده است؟» و نتایج آن در جدول (7) گزارش شده است.

 

 

جدول 7- میزان اهمیت سرمایه اجتماعی در عدم ورود بازرگانان داخلی به صادرات

درجه اهمیت

قابل اعتماد نبودن تاجران خارجی

مزیت صادرکنندگان در آشنایی و دوستی با تاجران خارجی

تعداد

درصد

تعداد

درصد

بسیار زیاد

3

10

11

55

زیاد

5

5

45

9

متوسط

9

45

0

0

کم

1

25

0

0

خیلی کم

2

15

0

0

جمع

20

100

20

100

                                                                                                            منبع: یافته­های پژوهش

 

 

همان گونه که مشاهده می­شود، همه پاسخگویان دوستی و آشنایی صادرکنندگان با تاجران خارجی را عاملی مهم در ورود صادرکنندگان به بازرگانی خارجی دانسته­اند.

در ادامه، برای آزمون فرضیه پژوهش از ضریب همبستگی کندال استفاده شد. همان گونه که در جدول (8) مشاهده می­شود، نتایج ضریب همبستگی گویای این است که بین ورود یا عدم ورود بنگاه­ها به بازرگانی خارجی با سرمایه اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد و با شکل­گیری سرمایه اجتماعی میان بازرگانان داخلی و خارجی، احتمال ورود تاجران ایرانی به بازرگانی خارجی افزایش می­یابد.

 

 

جدول 8- همبستگی بین ورود بنگاه­ها به بازرگانی خارجی با سرمایه اجتماعی

متغیر توضیحی

همبستگی

معنی‌داری

فراوانی

اعتماد به تاجران خارجی

0.563

0.000

39

میزان دوستی و آشنایی با تاجران خارجی

0.511

0.001

39

                                                                                                                         منبع: یافته­های پژوهش

 

 

همه نتایج بالا گویای وجود سطح بالای سرمایه اجتماعی میان تاجران ایرانی و خارجی است. اغلب، بنگاه­هایی وارد بازاریابی خارجی می­شوند که دوست یا خویشاوندی در خارج از کشور داشته باشند و نخستین تجربه آنها در صادرات از این راه بوده است. اکثر بنگاه­ها تعداد محدودی مشتری خارجی دارند که برخی از آنها با همه مشتریان خود رابطه دوستی یا خانوادگی دارند. سهم عمده­ای از صادرات صرفاً بر اساس اعتماد و بدون تضمین بانکی انجام می­گیرد و عملاً در فقدان چنین سرمایه اجتماعی­ای، در شرایط تحریم، صادرات خشکبار امکان­پذیر نیست.

 

نتیجه­گیری و پیشنهادها

امروزه در جوامع توسعه­یافته اغلب مطالعات به گونه­ای است که در آن سعی شده است مسائل در قالب مطالعات میان رشته­ای بررسی گردد. سرمایه اجتماعی از جمله مفاهیم نو و بحث­برانگیز در مطالعات میان رشته‌ای اقتصاد و جامعه­شناسی است که در بیشتر مطالعات به آثار کلان آن در جامعه پرداخته شده و از نگاه به آن در سطح خرد تا اندازه‌ای غفلت شده است. در این مطالعه با تعریف سرمایه اجتماعی به صورت یک دارایی فردی کوشش شد تا از مفهوم سرمایه اجتماعی در توضیح مسائل در سطح خرد نیز استفاده گردد.

مطالعات میدانی در این مطالعه نشان داد که سرمایه اجتماعی نقش مهمی در ورود تاجران ایرانی به بازرگانی خارجی دارد. این امر اگرچه موجب غلبه بر عدم اطمینان­های محیطی شده و موجب عدم توقف صادرات گردیده است؛ اما از سوی دیگر، موجب گردیده که بنگاه­هایی وارد حلقه بازرگانی خارجی شوند که کارایی پایینی دارند. اکثر این بنگاه­ها، هیچ گونه مهارت و تبحری در امر بازاریابی ندارند و فقط نقش واسطه دارند. از آنجایی که توافق بازاری بین تاجران ایرانی و مشتریان خارجی اندک آنها، فعلاً بهینه است، باعث می­شود که این بنگاه­ها به سمت انجام فعالیت‌های بازاریابی نروند و اصطلاحاً به مرحله بازاریابی فعال وارد نشوند. به واسطه چنین روش صادراتی، بیشتر صادرات به صورت عمده و تنها به کشورهای محدودی انجام می­گیرد و آن کشورها توزیع کننده مجدد خشکبار ایرانی با نام تجاری خود هستند و بیشتر ارزش افزوده این زنجیره عرضه نصیب آنها می­شود. بر اساس ادبیات اقتصاد هزینه مبادله، کارایی تطبیقی یک شیوه خاص صادرات، ناشی از هزینه مبادله بالای سایر شیوه‌های ورود است. از همین رو، محیط نهادی موجب شده هزینه مبادله بازاریابی خارجی بسیار بالا باشد؛ لذا فعالیت­های بازاریابی، تبلیغات و بسته­بندی توسط بنگاه­های نوظهور و کارآمد قابل توجیه نیست و بنگاه­های سنتی با همان شیوه قدیمی خود به امر صادرات مبادرت می­ورزند. از آنجاکه پیش شرط سیاستگذاری مناسب، تبیین علمی وضع موجود است، پژوهش حاضر کارایی تطبیقی صادرات خشکبار را آسیب­شناسی کرده است. بدیهی است ارایه راهکار نهادی برای کاهش هزینه‌های مبادله بازاریابی فعال خارجی نیازمند پژوهش‌های مستقلی است؛ اما بر اساس اقتصاد نهادگرا، می‌توان پیشنهاد کرد برای غلبه بر این چرخه کارایی پایین، از طریق تغییر در نهادهای رسمی و شیوه‌های اجرایی (مانند تصویب و اجرای قوانین مربوط به حقوق مالکیت نام تجاری، ایجاد پوشش بیمه­ای برای حمایت از صادرکنندگان، ایجاد مؤسساتی برای مشاوره حقوقی بین­المللی) و ایجاد شرایط نهادی مطمئن (مانند تشکیل NGOهایی برای توسعه صادرات و تسهیم اطلاعات و تجربه­های موفق در بین اعضا)، از ایجاد نااطمینانی محیطی جلوگیری کرد و بستر مطمئنی را برای ورود بنگاه­های با بازاریابی فعال فراهم کرد.



1 Putnum

2 Bartolini

3 Grootaert

4 Francuis

5 James S. Colman

6 Fukuyama

[7] Postindustrial

2 Banks Gary and Chairman

3 Hanifan

4 Bourdieu

1 Nahapiet, J. and S. Ghoshal

2 Loury

3 Adler, Paul S. and Kwon Seok-Woo

4 Goldajlovic and Carney

 [15]در اغلب پژوهش­های انجام گرفته درباره درجه ادغام بنگاه­ها در یکدیگر، مشاهده شده که تئوری اقتصاد هزینه مبادله همچنان به عنوان چارچوب تئوریک مسلط برای مطالعه انتخاب مرزهای سازماندهی انتخاب و تخصصی شدن دارایی در این تئوری به عنوان یک مفهوم اساسی پدیدار شده است (جیسکنز[15] و همکاران، 2006). مفهوم تخصصی شدن دارایی به طور گسترده در تئوری هزینه مبادله توسط ویلیامسون (1971، 1975، 1979و 1983) به کار گرفته شد و از آن به عنوان مهم­ترین عامل در تعیین و انتخاب ساختارهای سازماندهی سلسله مراتب یا بازار نام برده شد. به آن درجه و میزانی که دارایی می­تواند بین استفاده­های مختلف و میان استفاده­کنندگان مختلف جایگزین ردّ ­و­ بدل شود، بدون اینکه از ارزش مولّد آن کاسته شود، تخصصی شدن دارایی (یا درجه تحدید دارایی به کاربری خاص) اطلاق می­شود.

6 Williamson

1 Tsai, W. & Ghoshal, S.

2 Structural

3 Cognitive

4 Relational

5 Bain and Hicks

6 Krishna, A.and Sharader, E.

7 Bonding

8 Bridging                                                                                                                          

1 Field

2 Pollit

3 Parker

4 Toqueville

5 Truman

6 Dahl

7 Lipset and et al.

[32] Tiana Savolainen and Palmira Lopez-frensno

[33] Jordi Surinach and Rosina Moreno

[34] George M.M. Gelauff

2 این مطالعه بر جهت علّیت تأکید ندارد؛ اما طبق مصاحبه­های اولیه انجام گرفته و پرسش‌ها به گونه­ای طراحی شده است که می­توان جهت علیت را از سرمایه اجتماعی به ورود به بازرگانی خارجی در نظر گرفت؛ اما برای به دست آوردن جهت علیت به طور دقیق،  مطالعات بیشتری نیاز است.

1 برای کمّی­سازی سرمایه اجتماعی از برخی سؤال‌های پرسشنامه استاندارد بانک جهانی بهره گرفته شده است.

[37]برخی از این بنگاه­ها در گذشته صادرات اندکی داشته­اند و یا هم‌اکنون ممکن است سالیانه دو یا سه مرسوله صادر کنند؛ اما به عنوان صادرکننده شناخته نمی­شوند و فعالیت اصلی آنها بازرگانی داخلی است.

منابع

ازکیا، مصطفی و غفاری، غلامرضا. (1380). «بررسی رابطۀ بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی شهر کاشان»، نامۀ علوم اجتماعی، ش17، ص3-31.

اکبری، امین. (1383). نقش سرمایه اجتماعی در مشارکت؛ بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر مشارکت سیاسی و اجتماعی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم اجتماعی تهران.

امیری، هادی. (1390). نقش سرمایه اجتماعی در رقابت­پذیری اقتصادی؛ مطالعه موردی: همکاری بین صادرکنندگان محصولات کشاورزی منتخب ایران، طرح پژوهشی جهاد دانشگاهی.

رنانی، محسن. (1385). «نقش سرمایه اجتماعی در توسعه ­اقتصادی»، فصلنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی دریچه، ش (3) 10، ص4-23.

رنانی، محسن و مؤیدفر، رزیتا. (1390). چرخه­های افول اخلاق و اقتصاد، تهران: طرح نو.

غفاری، غلامرضا.(1380). تبیین عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مشارکت اجتماعی و اقتصادی سازمان یافته به عنوان مکانیسمی برای توسعه روستایی در ایران، پایان نامه دکترا، دانشکده علوم اجتماعی تهران.

فرانکوئیس، پاتریک. (1386). سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی، ترجمه: رنانی، محسن و مؤیدفر، رزیتا، انتشارات معاونت برنامه­ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، مرکز مدارک علمی، موزه و دانشگاه.

قلیچ لی، بهروز؛ مشبکی، اصغر. (1385). «نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه فکری سازمان (مطالعه دو شرکت خودروساز ایرانی)»، فصلنامة دانش مدیریت، سال19، ش 75، ص 125-147.

کلمن، جیمز. (1377). بنیادهای نظریۀ اجتماعی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

متوسلی، محمود؛ طیب­نیا، علی و حسنی، محسن. (1390). «سرمایه اجتماعی از دید رویکرد منفی فوکویاما در ایران»، فرایند مدیریت و توسعه، ش 75، ص 5-24.

هاشمیان‌فر، سید جلال. (1386). عوامل مؤثر بر نابرابری های اجتماعی با تأکید بر سرمایه اجتماعی در شهر اصفهان، پایان نامه دکتری دانشگاه اصفهان.

Adler, Paul S. and Kwon Seok-Woo. (2002) “Social Capital: Prospects for a New Concept”, Academy of Management Review, Vol. 27, No.1, p 17-40.

Allameh, Seyyed Mohsen; Harooni, Alireza and Ahmadi, Esmaeil (2013) “Study of Social Capital on Intellectual Capital Case Study: Iran Polly Acryl Company”. International Journal of Management Academy, No.1 (1), p67-77.

Arrow, K.J. (1974) The limits of organization. New York: John Brockman Associates.

Bain, K. and N. Hicks, (1998) “Building Social Capital and Reaching out to Excluded Groups: The Challenge of Partnerships.” in Paper presented at CELAM meeting on The Struggle Against Poverty Towards the Turn of the Millenium. Washington D.C.

Banks, Gary. and Chairman, (2003) Social Capital: Reviewing the Concept and its Policy Implications, Productivity Commission, Research Paper, AusInfo, Canberra.

Barney, J.B. (1986) “Organizational Culture: Can it Be a Source of Sustained Competitive Advantage”. Academy of Management Review, No. 11(3), p 656–665.

Bradburn, Anton and Coakes, Elayne (2004) Intangible Assets and Social, Intellectual and Cultural Capital: Origins, Functions and Value. In: Conference on Organizational Knowledge, Learning and Capabilities, 02-03 Apr 2004, Innsbruck, Austria.

Bourdieu, P. (1973) “Cultural Reproduction and Social Reproduction.” In Knowledge, Education and Cultural Change, edited by R.K. Brown. London: Tavistock. Change, edited by R.K. Brown. London: Tavistock.

Coleman, J.S. (1998) "Social Capital in the Creation of Human-Capital." American Journal of Sociology, No. 94, p S95-S120

Field, J. (2003) Social Capital. London and New York: Rutledge Taylore & Francis Group.

Fukuyama, F. (1995) Trust: Social Virtues and the Creation of Prosperity. New York, NY: Free Press.

Gedajlolovic, Eric and Carney Michael (2010) “Markets, Hierarchies, and Families: Toward a Transaction Cost Theory of the Family Firm”, Entrepreneurship Theory and Practice, November, p. 1145-1171.

Gelauff, George M.M. (2003) "Social Capital: an Indispensable Asset in the Knowledge-based Economy", Paper for the workshop Social Capital and Economic Development on the occasion of the 75th anniversary of the University of Tilburg.

Hanifan, L.J. (1916) "The Rural School Community Center." Annals of the American Academy of Political and Social Science, No. 67, p 130-138.

Loury, G. (1992) “The Economics of Discrimination: Getting to the Core of the Problem.” Harvard Journal for African American Public Policy, No. 1, p 91 – 110.

Nahapiet, J. and S. Ghoshal, (1998) "Social Capital, Intellectual Capital, and the Organizational Advantage." Academy of Management Review, No. 23(2), p 242-266.

Parkhe, A. (1993) “Strategic Alliance Structuring: A Game Theoretic and transaction Cost Examination of Inter firm Cooperation”. Academy of Management Journal, No.36, p 794–829.

Pollit, M. (2002) “The Economics of Trust, Norms and Networks”. Business Ethics: A European Review, Blackwell Publishers, Vol. 11, issue 2, p 119-128.

Putnam, R.D. (1993) Making Democracy Work: Civic Traditions in Modern Italy. Princeton: Princeton University Press

Putnam, R.D. (1995) “Bowling Alone: American Declining Social Capital”. Journal of Democracy, No. 6, p65-78.

Savolainen, T. and Lopez‐Fresno, P. (2013 (”Trust as Intangible Asset ‐ Enabling Intellectual Capital Development by Leadership for Vitality and Innovativeness” The Electronic Journal of Knowledge Management Vol. 11Issue 3 (p244‐255) available online at www.ejkm.com

Suriach, Jordi and Moreno, Rosina. (2011) “The Role of Intangible Assets in the Regional Economic Growth”. Investing Actions Regionals. No. 20,p165 – 193.

Tsai, W. & Ghoshal, S. (1998) “Social Capital and Value creation: The Role of Intra Firm Networks.” Academy of Management Journal, No. 41 (4), p 464–476.