تحلیل تجربه ‌ های زنان سنندجی از فالگیری (مطالعه کیفی دلایل و پیامدهای فالگیری)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه کردستان

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه کردستان

چکیده

      مقاله حاضر به روش کیفی و به قصد راه بُردن به دلایل روی آوردن زنان به فالگیری، دلالت­ها و پیامدهای فالگیری در زندگی فردی و خانوادگی زنان صورت گرفته است. یافته‌های تحقیق به کمک تکنیک مشاهده و مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته گردآوری و برای عملیات میدانی تحقیق و تحلیل داده­ها نیز روش نظریه مبنایی استفاده شده است. با کمک روش نمونه‌گیری گلوله برفی با 30نمونه از مطلعان کلیدی مصاحبه شده تا اشباع نظری حاصل گردد. بر مبنای نتایج تحقیق، زنان به دلایلی چون روزمرگی، آینده­نگری، فشارهنجاری، فقدان حمایت اجتماعی به فالگیری روی می­آورند. در این میان، مدرن‌شدن و روانکاوانه شدن فالگیری به عنوان شرایط مداخله­گر و فردی شدن باورها و کلیشه­های جنسیتی به عنوان زمینه تسهیلگر عمل می­نماید. بر مبنای تجربه و درک زنان، مراکز فالگیری در کنار کارکردهای مشکل‌گشا و فراغتی به نوعی پاتوق زنانه مبدل شده است. زنان تخلیه روانی، افسون­زدگی زندگی، احساس ندامت را از مهم­ترین پیامدهای مراجعه به فالگیر تلقی می­کنند. مقوله هسته استخراج شده از تجربه و درک زنان از فالگیری بر ناامنی زندگی زنان دلالت دارد.    

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

An Analysis of Women,s Experiances of the Augury (A Qualitative Study of Reasons and Consequences of Augury)

نویسندگان [English]

  • fatemeh gholami 1
  • omid ghaderzadeh 2
1 M.A. in Sociology, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran
2 Associate Professor, Department of Sociology, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran
چکیده [English]

Introduction
Field evidences suggest that the augury has taken a specific gender base And a greater willingness to it among women is seen. Though, in the past, due to the Lack of access to resources that would help them to know their identity and to know who they are and what they can do, women had been drawn toward the thoughts of fate and destiny. Today, the promotion of women's literacy ,dwelling them in slightly different social places have nothing to do much with the willingness of women to augury. So, Field evidence suggests that the willingness and interset to augury is seen even in educated women and visiting a fortune teller has become a part of the everyday life of married women and young girls. This problem illustrates the complex and fluid nature of augury as a cultural and social reality. from a variety of auguries, This research deals with and studies Tasseomancy and palmistry, because they are more popular nowadays. Despite improving economic capital , social and cultural rights of women, this problem is more and more significant in Sanandej. Noting that this problem has turned into a daily activity for a part of Kurdish women. The number of the Augury centers in the city reveals the Social demand for this type of social and cultural act. According to above, this reseach aims to qualitatively studying the causes, contexts and consequences of augury among the customers in Sanandaj.


Matherial and Method
The method used in this research is qualitative. Qualitative method is appropriate to examine the issues in which in-depth understanding of complexities, details and context of the phenomenon under study are emphasized. the augury is also a complex, multi-dimensional and diverse phenomenon, which means that it has many obscure and unknown aspects, and there are many components and elements consisting of the augury, which may vary among individuals. Among the various methods that can be used for the qualitative researches, we will benefit from the grounded theory method. Grounded theory means the discovery of theory from the data that are produced as a posterior on the basis of social research. Thus, unlike methods that focus primarily on the evidence of hypotheses and theoretical propositions, this approach emphasizes the generation of theory. study field according to the variety of augury centers is sanandaj. researcher during the research has gone to 12 augury centers in the city and gathered the data by attention. In this research the snow balling sampling is used for selecting interviewees and theoretical sampling was used for recognizing the number of persons, determining the place of required data, and finding the way of research. The data gathering strategy had been in-depth interview. Participators in the research were women of 21 to 38 years old who went to one of the augury centers of sanandaj. After accomplishing 25 in-depth interviews, theoretical saturation was attained and because of being sure , interviews continued up to 30 persons. According to the grounded theory method, it was used of 3 stages of open coding, axial coding and selecting coding to data analyzing.

Discussion of Results and Conclusions
In this research it is tried that by emphasizing on women experiences and perception, conditions and circumstances after augury adoption in sanandaj city be considered. Besides, Restoring these stages relies on what women had experienced and expressed it orally or did it practically. According to paradigm model(model 1) can be said that acting of women in augury had been under impact of some specific conditions. These conditions are categorized as 3 columns of causative, context and intervening.results indicated that women react to, loneliness, lack of social support, Womanly Routines, Forsighting, goes to fortune-tellers. Here, Gender stereotype and individualization of religion act as contextual conditions and Modernization of fortune telling act as intervention condition. Women in thier own approaches experienced fortune-telling as Troubleshooting, leisure fortune-telling, augury as frindly resorts Channel angery for rethinking.Women consider the followings as the most important consequences for visiting fortune-tellers Mental drain, psychiatristic fore telling, laugury attraction, Being metaphysical of augury, Cynicism lifestyle, Felling remorse and at last social isolation. The extracted topic of perception and experience of women from fortune- telling is woman,s life Insecurity.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Fortune-Felling (Divination)
  • Grounded Theory
  • Fortune
  • Felling (Divination)
  • Woman s life Insecurity
  • Sanandaj

مقدمه و طرح مسأله

هر چند داده­ها و شواهد تجربی که نشان دهد در گذشته چه میزان مردم به فالگیری اقبال نشان ­داده­اند و هم‌اکنون چه تعداد مردم فال می­گیرند یا چه میزان بر فعالیت­های فالگیری افزوده شده است، وجود ندارد؛ اما می­توان این واقعیت را پذیرفت که فالگیری همیشه در زندگی بشر وجود داشته است. گاهی به عنوان یک دانش رازآلود و مبهم و بعضی مواقع هم به عنوان معرفتی حاشیه­ای در گوشه و کنار جامعه به زندگی خود ادامه داده است؛ اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان می­دهد اخیراً این پدیده، نقش ویژه­ای در زندگی روزمره مردم پیدا کرده است. در سال­های اخیر، چاپ و ترجمه کتاب­های متنوع درباره فالگیری، گسترش و تنوع روش­های فالگیری، پذیرش اجتماعی این پدیده، رجوع دارندگان مدارک دانشگاهی به فالگیری، و طرد مداوم آن توسط گفتمان رسمی، سبب اهمیت روزافزون این موضوع شده است (نوذری و دیگران، 1389 :162).

«فالگیری، یک سازه یا نوعی تولید اجتماعی و فرهنگی است که همواره در گذشته بوده؛ اما در هر دوره تاریخی متناسب با شرایط خاص آن دوره، برای این پدیده «معنای فرهنگی» و «کارکرداجتماعی» خاص وجود داشته است. فالگیری یک کنش است که معنای آن در بستر اجتماعی و زمینه فرهنگی شکل می­گیرد. این پدیده با کلیت زندگی اجتماعی ما در ارتباط است؛ پس نمی­توان آن را چیزی خارق‌العاده تصور کرد. فالگیری، پدیده­ای محلی و مختص به ایران نیست، بلکه ماهیتی جهانی- محلی به خود گرفته است. از این­رو، برای رسیدن به شناخت جهانی- محلی باید پدیدۀ فالگیری را در بستر تحوّلات مدرنیته و فرایندهای فرهنگی- جهانی، مانند: جهانی شدن، رسانه‌ای شدن، زنانه شدن، مصرفی شدن، فراغتی شدن، عامه‌پسند شدن یا توده­ای شدن و تجاری شدن مورد توجه و بررسی قرار داد» (فاضلی، 12:1386) .

«شواهد میدانی گویای آن است که فالگیری جنبۀ جنسیتی به­خود گرفته است و در میان زنان، رغبت بیشتری به آن دیده می­شود. اگر «در گذشته زنان به­دلیل عدم برخورداری و دسترسی به منابع هویت‌بخش و معنابخش بیشتر به سمت و سوی سرنوشت­گرایی و افکار قضا و قدری کشانده می‌شدند» (خواجه‌زاده، 1385 :22)؛ امروزه با ارتقای سطح سواد زنان و قرار گرفتن آنان در فضاهای نسبتاً متفاوت، گرایش و رغبت به فالگیری نا‌موجّه به نظر می­آید. با این وصف، مشاهدات میدانی گویای این است که رغبت و تمایل به فالگیری حتی در زنان تحصیل­کرده نیز دیده می­شود و مراجعه به فالگیر به بخشی از زندگی روزمرۀ زنان متأهل و دختران جوان تبدیل شده است. همین مسأله، گویای ماهیت پیچیده و سیّال فالگیری به مثابه یک واقعیت فرهنگی - اجتماعی است.

نگاهی اجمالی به صفحات حوادث روزنامه­ها نشان می‌دهد، فالگیری از زمرۀ عواملی است که خانواده­های زیادی قربانی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن می­شوند. کلاهبرداری رمالان و فالگیران، نه تنها هزینه­های هنگفتی را با شیوه­هایی نظیر: فالگیری، دعانویسی، جادوگری و کف­ بینی بر افراد تحمیل می­کند، بلکه در مواردی بسیار کانون خانواده‌ها را متلاشی نموده است. بر مبنای برخی گزارش­ها حدود 5 درصد از طلاق­ها با موضوع فالگیری و جادوگری ارتباط دارد[1].

علاوه بر این، جرایم متعدد دیگری، مانند: سوء‌استفاده جنسی، کلاهبرداری و سرقت نیز توسط رمالان رخ داده است. با توجه به اهمیت و کارکردهای آشکار و پنهان این قِسم از جهت­گیری­های شناختی و کنشی در زندگی زنان، ضرورت دارد بسترها، کارکردها و دلالت­های معنایی فالگیری و پیامدهای آن در زندگی اجتماعی و خانوادگی زنان واکاوی شود؛ به­ویژه اینکه امروزه فالگیری و طالع­بینی نه تنها به حوزه‌های سنتی زندگی افراد، بلکه به حوزه­های نوین زندگی هم رسوخ کرده و در زیر نقاب به ظاهر فردگرای جامعۀ نوین اشتیاق گسترده نسبت به پدیده­های اسرارآمیز فزونی یافته است» (فاضلی، 162:1387).

این پژوهش، از میان انواع فال، به بررسی فال‌قهوه[2] و کف­‌بینی[3] می­پردازد که امروزه رواج بیشتری در میدان مورد مطالعه دارد. این مسأله در شهر سنندج با وجود ارتقای سرمایه­های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان نمود قابل توجهی به­خود گرفته است؛ به­ویژه اینکه در بین بخشی از زنان سنندجی به یک کنش روزمره تبدیل شده است، تعدد مراکز فالگیری در سطح شهر به نوعی مؤید تقاضای اجتماعی به این قسم کنش اجتماعی و فرهنگی است. با توجه به موارد فوق، مسألۀ اصلی این پژوهش، مطالعۀ کیفی  دلالت­های فالگیری، بسترها و پیامدهای های فالگیری در نزد مشتریان فال در شهر سنندج است.

 

ادبیات پژوهشی

مروری هر چند گذرا بر ادبیات تجربی فالگیری نشان‌دهنده کثرت پژوهش­های به انجام رسیده در این حوزه؛ به ویژه در چارچوب روش‌شناسی کمّی دارد. این دسته از مطالعات، طالع‌بینی و دعانویسی را در ذیل رفتارهای خرافی دسته‌بندی نموده­اند. بر مبنای مطالعات تجربی موجود، فالگیری ماهیت جنسیتی به خود گرفته است و زنان مهم‌ترین مشتریان فال به شمار می‌آیند (جانعلیزاده چوب‌بستی و همکاران، 1388؛ افشانی، 1385؛ خواجه‌زاده، 1385؛ رهنمافرد، 1383؛ سمیعی،1381). در این دسته از مطالعات در تبیین فالگیری و گرایش به رفتارهای خرافی، با اتخاذ نگاه بیرونی به عواملی چون بخت­گشایی، حل اختلافات زناشویی، شفا، یافتن اشیای گمشده، رفع نازایی، پسرزایی، استخاره، تعبیر خواب و کنجکاوی نسبت به آینده (خواجه‌زاده، 1385)، ک‍م‍ب‍ود م‍راک‍ز م‍ش‍اوره‌ و ح‍ق‍وق‍ی‌ و ع‍دم‌ ح‍م‍ای‍ت‌ ع‍اطف‍ی‌ و ق‍ان‍ون‍ی‌ از‌ زن‍ان (رهنمافرد، 1383)، پایگاه نازل اقتصادی ـ اجتماعی، میزان تقدیرگرایی (خواجه­زاده، 1385؛ سمیعی، 1381)، بهره­مندی نازل از وسایل ارتباط‌جمعی، سطح نازل نوگرایی (افشانی، 1385؛ جانعلیزاده چوب‌بستی و همکاران، 1388)، سطح پایین تحصیلات، درگیری کمتر با شرایط جامعه مدرن (افشانی، 1385؛ سمیعی، 1381؛ فروغی و مقدّم، 1388)، شرایط اقتصادی و تغییرات ارزشی در باورها (ربیعی، قاسمی و ارزانی، 2013) و تجرد (سمیعی، 1381) اشاره شده است. در پژوهش­های خارجی، تحقیق پیرامون موضوع خرافه و خرافه­گرایی از قدمت بیشتری برخوردار است. بر مبنای مطالعات اِمه[4] (1940)، گرایش به باورهای خرافی در بین زنان بیشتر از مردان مشاهده شده است. این مسأله در مطالعات تجربی زب و باربارا[5] (2001) و پلتزر[6](2002)، گرفتس و بینگهام[7] (2005) نیز تأیید شده است. از دیگر متغیرهای مورد توجه در این دسته از مطالعات رابطه سن وسطح تحصیلات و گرایش به باورهای خرافی است. بر مبنای پژوهش اِمه (1940)، پلتزر (2002)، با افزایش سن و سطح تحصیلات، گرایش به باورهای خرافی کاهش پیدا می­کند. نتایج مطالعات گرفتس و بینگهام (2005) گویای آن است که با افزایش سن، گرایش به باورهای خرافی افزایش می­یابد.

مطالعات هامرمان[8] (2010) و مک گریگور[9] و همکاران (2008) گویای آن است که هرچه رویدادها و محیط پیرامون شفاف‌تر، قابل ‌پیش‌بینی‌تر باشد، به همان اندازه گرایش افراد به باورهای خرافی کاهش می‌یابد. بورمان و زاوگ[10] (1981) و گالوپ و نیوپورت[11]،1990) در مطالعات خود نشان داده‌اند که تمایل به باورهای خرافی با مذهبی بودن افراد رابطه معنادار مستقیمی دارد. با این وصف، مطالعات بلیک و فردریک (1998) نشان داد که رابطه معناداری بین تمایل به باورهای خرافی و مذهبی بودن افراد وجود ندارد (ربیعی و همکاران، 2013 : 75-76).

مطالعات پیمایشی مورد اشاره با اتّخاذ موضع بیرونی از فرایندهای معنایابی، تکوین و تغییر بسترها، دلالت­های معنایی و پیامدهای فالگیری در زندگی فردی و جمعی مشتریان فال غفلت نموده­اند. فاضلی (1387) در مقالۀ «فال، فرهنگ و فراغت»، ضمن مرور و نقد تبیین­های موجود فالگیری، بر این باور است که باید به فالگیری به مثابه امری فرهنگی نگاه شود، این پدیده در بستر تحولات جامعۀ امروزی بررسی شود. جواهری (1381) در مطالعۀ کیفی دعانویسی با تلقی دعانویسی به مثابه یکی از اشکال دین عامیانه که از فرهنگ عامیانه نشأت می­گیرد، بر این باور است که در ایران با وجود پیشرفت روزافزون پزشکی علمی، شیوه­های سنتی شفایابی همچنان از مطلوبیت برخوردار است. از دیدگاه جامعه­شناسی، این امر گویای آن است که حرکت جوامع در مسیر تجدد و نوگرایی الزاماً با حذف شیوه­های سنتی انجام امور همراه نیست؛ بلکه این شیوه­های سنتی، به­خاطر کارکردهایی که ایفا می­کنند، همچنان باقی خواهند ماند. نوذری و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان «تحلیل گفتمان‌های فالگیری در ایران» با استفاده از نظریه نظم گفتار فوکو و تحلیل گفتمان، به بررسی گفتار کنشگران فالگیری و مقایسه آن با گفتمان علمی فال می‌پردازد. بر مبنای یافته­های پژوهشی کنارگذاری و تفسیر سازوکار اصلی گفتمان علمی- رسمی در مواجهه با فال است. برحسب این دو سازوکار، فال، غیرحقیقی، غیرواقعی و شیادی است و کنشگران آن ساده‌اندیش و فاقد بینش علمی پنداشته می­شوند؛ درحالی‌که کنشگران گفتمان غیررسمی که اغلب تحصیلکرده هستند، به فایده­مندی فال در زندگی روزمره­ اشاره می­کنند.

 

ادبیات نظری

در مطالعۀ فالگیری می­توان به دو رویکرد اصلی تبیینی و تفهمی اشاره نمود. در چارچوب رویکرد تبیینی، محقق به دنبال بررسی و شناسایی علل رفتار در یک مسیر علت و معلولی خطی است. یکی از قدیم­ترین رویکردها در تبیین فالگیری رویکرد نوسازی است. یکی از جامع‌ترین تعریف اثبات‌گرایانه از نوسازی، تعریف کلاسیک ویلبرت مور است. از نگاه این رویکرد، فرایند نوسازی عبارت است از: «دگرگونی کامل یک جامعه سنتی یا ماقبل مدرن به جامعه­ای مدرن، تکنولوژیک و دارای سازمان اجتماعی مرتبط که از عقلانیت، ثبات سیاسی و رفاه اقتصادی برخوردار است (محمدپور و رضایی، 6:1387).

در این رویکرد، فالگیری، طالع­بینی، افسونگری، و... در ذیل رفتارهای خرافی طبقه­بندی می­شود و با الصاق عنوان غیرمنطقی و غیرعقلانی، به­عنوان شیوه­های ابتر دستیابی به معرفت از آنها یاد می­شود. از این‌رو، «چنین کنش­هایی خارج از دایرۀ شناخت و دانش علمی در نظر گرفته می­شود و به سطح فهم عامه تقلیل داده می­شود» (نیومن، 1997 :66).

بسیاری از جامعه­شناسان کلاسیک در ذیل این رویکرد و با اتّخاذ نگاه خطی و تکاملی در بیان سنخ­شناسی جوامع، به توصیف و تبیین ماهیت و فرایندهای حاکم بر گذار از کنش‌های غیرعقلانی به کنش­های عقلانی پرداخته­اند. از نظر آگوست کنت، خرافه یکی از مراحل رشد ذهنی است و جوامعی که در این مرحله از تفکر واقع شده­اند، از نظر سطح بلوغ، پایین­تر از جوامع عقلانی هستند. به بیانی دیگر، جوامع رشد یافته و بالغ، عقلانی عمل می­کنند و رفتارهای خرافی مختص جوامع نابالغ و رشد نیافته است» (افشانی، 71:1385). پارتو[12](1848)، نیز با تقسیم‌بندی رفتارهای انسانی به منطقی و غیرمنطقی، رفتارهای غیر­منطقی انسان را توجیهات و استدلال­های نادرست مشتقاتی می­داند که توجیه‌کنندۀ رفتارهای غلط آدمی هستند» (کوزر، 516:1379). به زعم لوئی برول، در جوامع سنتی، جوّ فکری، عاطفی، شاعرانه و اساطیری است و زبان، فرهنگ قومی و مذهب، همه دست به دست می­دهند تا ذهن در حال رشد فرد را چنان شکل دهند که پذیرای تداوم چیزی باشد که آن را به طور کلی خرافات می­نامند؛ زیرا خود و جهان خارج هرگز به صورت کامل از هم تفکیک نمی­شوند، در نتیجه، مفاهیم رمزی – جادویی در سراسر زندگی شخص بر تفکر او فرمان می­دهد؛ اما در جوامع علمی که بر خردگرایی تکیه دارد، اندیشه اولیه کنار گذاشته و نفی می­شود و به جدا شدن از محیط و تشکیل یک جهان­بینی کمک می­کند (ازکیا، 1377: 111).

بر خلاف رویکردهای کمّی که از مشتریان فال صرف‌نظر کرده و بر نرخ و آمارهای رسمی تأکید می­کند، در رویکرد تفسیری، تلاش می­شود تا با تمرکز بر معنایی که فال برای افراد دارد و توصیف و کندوکاو در تجربه دورنی، فرد و وضعیت اجتماعی او مدّنظر قرار گیرد و از منابعی استفاده شود که محقق را هرچه بیشتر به دنیای درونی مشتریان فال نزدیک نماید. در چارچوب رویکرد تفسیری، فالگیری به مثابه امر فرهنگی و در چارچوب فهم و باور عامه تلقی می­شود. بر این اساس، فهم عامه هدایتگر افراد عادی در زندگی روزمره است و از آن برای تبیین و سازماندهی رویدادها در زندگی روزمره بهره گرفته می­شود. فهم عامه حاوی معانی­ای است که افراد در تعاملات اجتماعی روزمره آن را به‌کار می‌گیرند. فهم عامه یک منبع شناختی اساسی برای افراد است. فهم عامه و معنای واقعیت از جهت‌گیری عمل‌گرایانه و مجموعه­ای از مفروضات در باب جهان نشأت می­گیرد (نیومن[13]، 1997 :70-71).

عنوان رویکرد تفسیری در برگیرندۀ شماری از نظریات جامعه شناختی، نظیر: پدیدارشناسی، روش‌شناسی مردمی، تأویل‌گرایی، کنش متقابل نمادین و سازه­گرایی است که بر سطوح خُرد زندگی اجتماعی تأکید دارند و پدیده­های اجتماعی در سطوح میانی و کلان را در چارچوب نظام معنایی و تعاملات اجتماعی مفهوم سازی می­نمایند.

در چارچوب رویکرد تفسیری، فال، برای مراجعه­کنندگان به فالگیر و فالگیرندگان، در بردارندۀ یک معنای اجتماعی است. معنای خاص این کنش به نظام معانی فرهنگی وابسته است که کنشگران اجتماعی در آن سهیم هستند؛ از این­رو، برای فهم یک کنش اجتماعی خاص (مانند فالگیری)، باید معناهایی را فهمید که آن کنش را می­سازد. فالگیری یک «سازه» یا نوعی «تولید اجتماعی» است. این پدیده همواره وجود داشته است؛ اما در هر دوره از تاریخ، متناسب با شرایط خاص آن دوره، برای این پدیده «معنای فرهنگی» و «کارکرد اجتماعی» خاص وجود داشته است؛ برای مثال، در گذشته‌های دور که انسان با «منطق اسطوره­ای» می­اندیشید، باورهایی از نوع فالگیری، با نظام و منطق اسطوره­ای توجیه و تفسیر می­شدند. در برخی جوامع، فالگیری با دین نیز مرتبط بوده است. در بسیاری از اقوام افریقایی، نمونه­هایی وجود دارد که فالگیری با آیین­های دینی آنها درآمیخته است و توجیه و معنای دینی دارد. به هرحال، فالگیری کنشی است که معنای آن در بستر و زمینۀ فرهنگی­اش شکل می­گیرد. در عین حال، پدیدۀ فالگیری با کلیت زندگی اجتماعی ما در ارتباط است؛ از این­رو، نمی­توان آن را مجزا از زندگی یا خارق‌العاده تصور کرد» (فاضلی، 1387؛181).انسان­شناسانی چون مالینوفسکی و ریموند فرت کوشیده­اند تا جادو را در زمینه روزآنهاش مطرح کنند و اهمیت و نقش جادو را در سازماندهی و تنظیم فعالیت­های سازنده نشان دهند. فرت چنین استدلال می­کند که جادو هالۀ تقدسی را بر عملیات فنی می­افکند و چنان اعتباری برای این عملیات فراهم می­آورد که باعث می­شود افراد آنها را بسیار جدی بگیرند. جادو مکان کار و مراحل گوناگون را مشخص می­سازد و به همین دلیل وسیلۀ مفید و سازمان‌دهنده­ای است. جادو به انسان اعتماد می­بخشد و اضطرابش را تخفیف می­دهد و در صورت شکست، تبیین جانشین را فراهم می­سازد (همیلتون، 77:1377).

با توجه به ماهیت پیچیده، سیال و زمینه­محور فالگیری، در پژوهش حاضر برای ارتقای حساسیت نظری از رویکرد برساختی تفسیری برای رجوع به میدان فالگیری بهره گرفته می­شود. دراین رویکرد، تمایز بین عمل و کردار خرافی و غیرخرافی بر مبنای خرد عامه مشخص می­شود. در این رویکرد، به­جای شناخت و تصدیق حقیقت پدیده­ها، به‌دنبال کندوکاو و اکتشاف فهم و بینش کنشگران از پدیدۀ مورد بررسی است. در رویکرد برساختی تفسیری، فالگیری به مثابه امر فرهنگی و اقتضایی تلقی می­شود و نوعی تمهید ذهنی در مواجهه با مخاطرات پیش­رو و شرایط ناپایدار، متزلزل و تهدیدآمیز است. این نوع تمهید ذهنی از گنجینه معرفتی باورهای عامه تغذیه می­کند. به میانجی مناسک و فعالیت­های جادویی و رمزآلود، افراد درگیر در چنین فعالیت­هایی تصور می­کنند که کنترل­شان بر منابع مخاطره آمیز محیطی، افزایش و فشارها و اضطراب محیطی در آنها تنزل و کاهش می‌یابد (کینان، 1994 :81؛ به نقل از ربانی و دیگران، 20013 :75).

روش پژوهش

انتخاب روش: «به دلیل تناسب روش­شناسی کیفی برای کشف پیچیدگی­ها و زوایای پنهان یک پدیده، برای تفسیر تجربۀ زیستۀ متفاوت و جهان عینی و ذهنی زنان در کنش فالگیری از روش­شناسی کیفی بهره گرفته می­شود. یکی از رایج­ترین رویکردهای روش کیفی، نظریۀ مبنایی است که یک سلسله رویه­های سیستماتیک را به کار می­گیرد تا نظریه­ای مبتنی بر استقرا دربارۀ پدیده­ ایجاد نماید» (استراس و کوربین، 1385 :23). «نظریۀ مبنایی یکی از روش­های مستقل پژوهش‌های کیفی است که نظام کارآمد و روشمندی برای گردآوری، سازمان­دهی و تحلیل داده­ها فراهم می­کند. در این روش در طی فرایندی رفت و برگشتی به تدریج از دل کدها، مفاهیم، از دل مفاهیم، مقوله­ها و از دل مقوله­ها نظریه بیرون می­آید» (فاضلی، 1391:65).

میدان پژوهش: میدان مطالعه با توجه به تعدد مراکز فالگیری شهر سنندج است. این موضوع با توجه به گسترش مظاهر نوگرایی؛ از جمله تعدد مراکز دانشگاهی، افزایش دسترسی زنان به مراکز علمی و به تبع آن، افزایش سطح تحصیلات زنان، دسترسی به مجاری نوین ارتباطی و اطلاعاتی، گسترش میدان تعاملاتی زنان در شهر سنندج اهمیت دوچندان یافته است. دسترسی محقق به این مراکز از طریق پرس‌وجو از افراد مختلف و بحث و گفتگو با دوستان در مورد فالگیری، در مهمانی­ها و جمع­های دوستانه انجام شد. آمار دقیقی از تعداد مراکز فالگیری در شهر سنندج در دست نیست. همچنین با توجه به اینکه محدودیت قانونی برای فعالیت مراکز فالگیری وجود دارد؛ اما برخی از این مراکز به صورت پنهانی فعالیت می­کنند. محقق در طی انجام تحقیق به 12 مرکز فالگیری در سطح شهر مراجعه کرد و از نزدیک فرایند گردآوری داده­ها را انجام داد. در این پژوهش از نمونه­گیری گلوله‌برفی برای دستیابی به افراد مورد مصاحبه و از نمونه­گیری نظری برای تشخیص تعداد افراد، تعیین محل داده­های مورد نیاز و یافتن مسیر پژوهش استفاده شده است. گردآوری داده­ها، از راه مصاحبه عمیق بوده است.

مشارکت­کنندگان در پژوهش زنان 21 تا 38 ساله­ای بودند که در شهر سنندج به یکی از مراکز فالگیری مراجعه نموده­اند. بر این اساس، کلیدی­ترین افراد مشاهده و مطالعه شده­اند تا اشباع نظری[14] فرارسد و همین اشباع نظری مرحلۀ پایانی نمونه­گیری بوده است. تعداد نمونه در این پژوهش، بسته به حدّ کفایت رسیدن برای نتیجه­گیری نظری است که این مهم در فرایند تحقیق حاصل می­شود. در این مصاحبه، با هدف گردآوری اطلاعات لازم از مطلعان، به انجام مصاحبه­های مختلفی با مشتریان فال (مراجعه کنندگان به مراکز فالگیری) در شهر سنندج پرداخته شد. پس از انجام 25 مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته، اشباع نظری حاصل شد و برای اطمینان بیشتر مصاحبه­ها تا 30 نفر ادامه یافت.

راهبرد تحلیل داده­ها: در نظریۀ مبنایی از سه مرحله کُدبندی برای تحلیل داده­ها استفاده می­شود که به ترتیب عبارتند از: کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی. در این مراحل که به صورت پیوسته دنبال می­شود، مصاحبه­های انجام شده به صورت خط به خط تحلیل و کدگذاری شده است. در ابتدا و در مرحله کدگذاری باز مفاهیم پدیدار شدند. در ادامه و در مرحله کدگذاری محوری، هر تعداد از کدهایی که به لحاظ مفهوم و خصایص مرتبط بودند، گردآوری و به محوریت یک مقوله سازماندهی شدند. بدین ترتیب، پس از فرایند مصاحبه­ها به کدها و زیر مقوله­ها در کدگذاری باز، در این مرحله به دسته­بندی و مرتبط­کردن آنها حول یک محور موضوع‌های اصلی پرداخته شد. کدگذاری گزینشی نیز با استفاده از انتخاب مفاهیم و موضوع‌هایی که در استخراج مضمون اصلی پژوهش مؤثر به نظر می­رسیدند، دنبال شد. این مرحله با هدف یکپارچه­سازی و پالایش داده­ها به منظور پدیدآیی مقوله اصلی و نظریه انجام می­شود. طبق مدل نظریه مبنایی، داده­هایی که نشآنهای از حوادث، وقایع و اتفاقات منجر به وقوع یا گسترش فالگیری داشت، تحت شرایط مقدم قرار گرفت و عکس العمل­های نتیجه و حاصل کنش برای فرد به عنوان تأثیرات و پیامدهای فالگیری مشخص شد (استراس و کوربین، 177:1385).

 

یافته­های پژوهش

زمینه­ها و بسترهای فالگیری

در این بخش داده­ها و یافته­های گردآوری شده، ساماندهی و تنظیم شده­اند و تلاش شده است تا به سؤال‌های تحقیق پاسخ داده شود. در این بخش شرایط، بسترها، تعاملات و پیامدهای پدیدۀ فالگیری بر اساس نظریۀ مبنایی به تصویر کشیده شده است. شایان ذکر است که در آوردن نقل­قول­ها از اسامی مستعار استفاده شده است.یافته­های گردآوری شده در این تحقیق بیانگر این هستند که عوامل گوناگونی در ظهور این پدیده و تحقق آن به شکل کنونی نقش و دخالت داشته­اند. این عوامل از مجموع مصاحبه­ها و دیگر یافته­ها از قبیل مشاهدات استخراج و در چند سطح (مفاهیم، مقوله­های عمده و مقوله هسته) تلخیص و طبقه‌بندی شده­اند.در سطح مفاهیم، حدود 57 مفهوم استخراج شده بود که با توجه به اصل قرابت محتوایی و معنایی در هفت مقوله کلی­تر و جامع­تر طبقه­بندی شدند؛ به‌گونه­ای که هر کدام بتوانند مفاهیم با قرابت بیشتر را زیر پوشش قرار دهند. دست آخر، مقوله­های به‌دست آمده را در مقوله‌ای بسیار کلی­تر تلخیص نمودیم. این مفاهیم و مقوله­ها در جدول (1) تلخیص شده­اند.

 

 

جدول1- مفاهیم و مقولات استخراج شده

مفاهیم ( 57)

مقولات( 7)

مقولات ظهوریافته (از 30 مصاحبه)

نوع مقوله

شکست عشقی، مشکلات شخصی، ناکامی، مشکلات زندگی زناشویی، شکست عشقی، طلاق، بی وفایی، طلاق، بخت­گشایی، مسائل شغلی، مشکلات خانوادگی

فشار اجتماعی

23

شرایط علی

کنجکاوی نسبت به آینده، امیدوار شدن به زندگی، آرامش بخشی، علاقه­  شخصی، رهایی از ناامیدی، حس ششم، لذت طلبی

آینده‌نگری

21

شرایط علی

فالگیر به مثابه­ مشاور، راستگویی، هزینه­ پایین، خوش اخلاق بودن فالگیر، تعریف مراجعان، قدرت پیشگویی، ترفندهای روان‌شناسی، خبره بودن فالگیر، درست از آب درآمدن حرف فالگیر، اعتماد به فالگیر، درد دل با فالگیر، اعتیاد به فال، گفتگو با فالگیر

مدرن شدن فالگیری

 

27

شرایط مداخله­گر

احساساتی بودن زنان، خرافاتی بودن زنان، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن آزادی، فشارهای عاطفی، ناتوانی در تعیین سرنوشت، تقدیرگرایی، زنانه پنداشتن فالگیری

کلیشه­های جنسیتی

24

زمینه

فقدان آگاهی جنسیتی، یکنواختی زندگی، زندگی تکراری،

روزمرگی زنانه

23

شرایط علی

بی‌اطلاعی از دستورهای دین در باب فال، شریک قائل شدن برای خدا، بی‌تفاوتی نسبت به نگاه دین به فالگیری، تفسیر فردی از دین، مذهبی نبودن، اعتقاد به قلمرو غیر تجربی، دور شدن از خدا

فردی شدن باورها

25

زمینه

ارتباط اجتماعی صوری، رسمی شدن روابط، بی‌عاطفه شدن، بی‌پناهی، احساس تنهایی، بی‌وفایی، دغدغه پذیرش، نیاز به‌گفتگو

فقدان حمایت اجتماعی

21

شرایط علی

 

فقدان حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی مفهومی چند بعدی است و به میزان برخورداری فرد از کمک، محبّت، همراهی، مراقبت، احترام و توجه افراد یا گروه­های دیگر نظیر اعضای خانواده، دوستان و دیگران مهم دلالت دارد. مصاحبه­ها و مشاهدات پژوهشگر نشان می­دهد که زنان به‌علت دل­مشغولی­های مداوم نسبت به فقدان حمایت­های اجتماعی به فالگیر پناه می­جسته­اند، در این­باره"ش"36 ساله چنین می­گوید: «آخه کسی نیست کمکم کنه. خیلی دوست دارم یکی واسطه باشه مشکلم حل بشه؛ ولی نیست. دوست دارم کارم از راه منطقی و مشورت حل بشه؛ ولی کسی نیست؛ تنها راهش همین فالگیره. جدیداً هر مشکلی برام پیش بیاد، میام پیش فالگیر ... اگه واقعاً حل کنه، حاضرم میلیونی پول بدم. از بهمن ماه نزدیک 800 هزار تومان خرج کردم؛ ولی نتیجه­ای نگرفتم.»

"م"21 ساله مجرد نیز در این باره اظهار داشت:«وقتی نمی‌تونم مشکلم رو حل کنم و هیچ راه دیگه­ای وجود نداره، میام پیش فالگیر. بعضی وقت­ها از زندگی ناامید می‌شم؛ کسی هم نیست که کمکم کنه و از ته دل باهاش حرف بزنم. فالگیر بهترین انتخابیه که می‌تونم داشته باشم .»

آینده­نگری: همه انسان‌ها در طول تاریخ این حس را داشته­اند که از آینده مطلع شوند. البته، کسانی­که نسبت به آینده احساس عدم امنیت می­کنند، دانستن اینکه چه اتفاقی برای آنها ممکن است رخ دهد، لذت­بخش یا آرام­بخش­تر است؛ اما برای کسانی­که احساس بدی نسبت به آینده ندارند نیز وقوف به آینده لذت­بخش و هیجان­آفرین است» (فاضلی، 15:1387). کنجکاوی نسبت به آینده و اطلاع از آینده، یکی از انگیزه­های فالگیری است. "م"23ساله مجرد علت مراجعۀ خود به فالگیر را این­گونه عنوان می­کند: «نسبت به آینده­ام کنجکاوم. دوس دارم ببینم چه اتفاقاتی در انتظارم هست. یه مشکل داشتم، اومدم پیش فالگیر که شاید فالگیر مشکلم رو حل کنه. با توصیه­های فالگیر راحت می‌تونم با مشکلاتم کنار بیام.» "س"21 ساله دانشجو نیز در این خصوص اظهار داشت: «واقعاً من خیلی ناامید بودم. رفتم پیش فالگیر که امیدوارم کنه. شاید فالگیرها واقعاً شخصیت­شناس هم هستند، می‌دونن که درون انسان چی می‌گذره. من خیلی حالم خراب بود، دوستام بهم گفتن برو پیش فالگیر، ببین این پسری که تو اینقد دوسش داری و نگرانشی، اصلاً به دردت می‌خوره یا نه. میخواستم ببینم پسر منو واقعاً می­خواد.»

بدبینی و تردید زنان مورد مصاحبه نسبت به محیط اجتماعی و هنجاری موجب شده است تا آنها به پیش‌بینی آینده رغبت پیدا نمایند."س"29 ساله و متأهل در این خصوص اظهار داشت: «برای اینکه بدونم آینده­ام چی می‌شه. کنجکاوم نسبت به آینده‌ام. با شوهرم خیلی اختلاف دارم. به عنوان یه راه نجات میام پیش فالگیر برای حل اختلافمون». "س"27 ساله مجرد در این باره اظهار داشت: «برای اطلاع از آینده­ام، ازدواجم، کلاً بدونم زندگی آینده­ام چی می‌شه، من واقعاً به این فالگیر اعتقاد دارم. اگر اعتقاد داشته باشی، هرچی بگه برات اتفاق میفته».

فشارهای اجتماعی: یکی از مسائلی که به وضوح در مراکز فالگیری مشاهده می­شود، مراجعه زنان برای بخت‌گشایی است؛ فشارهای اجتماعی برای ازدواج از یک طرف، مهیا نبودن شرایط ازدواج از طرف دیگر، موجب شده است دختران جوان به عنوان راه چاره به فالگیر رجوع کنند. در این زمینه "ف" 40 ساله مجرد اظهار داشت :«خب من الان سنم بالا رفته؛ ولی خواستگار ندارم. این شرایط برام عذاب‌آوره، تحمل نگاه اطرافیان رو ندارم. واقعاً ازدواج نکردن تو جامعه ما مصیبته. از فالگیر می‌خوام برام دعا بنویسه که شاید بختم باز بشه».

ناکامی اجتماعی یکی دیگر از دلایل و زمینه­های مراجعه به مراکز فالگیری است. بسیاری از زنان برای گریز از واقعیت­های خشنِ زندگی فالگیری را انتخاب کرده­اند؛ مثلاً "ش" 23 ساله در این باره می­گوید: «به‌خاطر راه چاره و فرار از مشکلات اومدم فال بگیرم و ببینم که فالگیر می‌تونه مشکل من رو حل کنه. بیست سالم بود که طلاق گرفتم؛ چون شوهرم معتاد بود. اولین بار استخاره [15] گرفتم، بهم گفت تا بهمن طلاق می­گیری، یه معجزه اتفاق می­افتد برات و از این جور حرف‌ها.»

برخی از زنان برای جبران این فشارها و اضطراب­ها به فالگیر مراجعه می­کنند. برای این دسته از زنان فالگیری نوعی تخدیر و تسکین دهنده به شمار می­آید."ک" 24 ساله در این باره می­گوید: «همیشه می‌رم پیش فالگیر. اولش احساس ناامیدی می‌کنم؛ ولی واقعاً بهم امید می‌ده. حرفهاشون مثل مواد مخدره برای یه آدم معتاد. انگار نعوذ بالله خدا داره برام حرف می‌زنه. مثل اینکه نماز می‌خونم و خدا بعدش بهم می‌گه این اتفاق برات میفته و بهم امید بده! تا این حد بهش اعتقاد دارم.»

کلیشه­های جنسیتی: کلیشه­های جنسیتی مجموعه­ای از باورها درباره خصوصیات همه اعضای گروهی خاص است، کلیشه دربرگیرنده اطلاعاتی درباره ظاهر جسمانی، نگرش­ها، علایق، صفات روانی، روابط اجتماعی و نوع شغل است» (گولومبوک و فی وش، 1382 :28). بر اساس کلیشه­های جنسیتی، زنان و مردان در جامعه دارای ویژگی­ها، رفتار و حالات روانی خاص هستند و در نهایت، قابلیت انجام اموراتی را دارا هستند که به صورت معمول با یکدیگر متفاوتند. کلیشه­سازی از طرفی خصوصیات و توانایی­هایی را به زنان نسبت می­دهد که زنان از آن بی­بهره­اند» (اعزازی،45:1380).

در فرهنگ ما، اینکه مرد نباید گریه کند، زن احساساتی است و نمی­تواند قضاوت درستی بکند، یا اینکه زن ترسو، خرافاتی و نازک­دل است؛ مرد عقلانی، سنگ­دل، سلطه­گر و پرخاشگر است، در زمرۀ کلیشه­های جنسیتی به­شمار می­رود. زنان مورد مصاحبه بارها به این کلیشه­های جنسیتی اذعان کرده و آنها را به مثابه صفات و مشخصه­های ذاتی، طبیعی و بدیهی خود پذیرفته­اند. "ژ" 24 ساله و مجرد در خصوص دلایل مراجعه به فالگیر چنین می­گوید: «به‌نظرم زنان به‌خاطر اینکه خیلی احساساتی هستن، بیشتر می‌رن سراغ فالگیر؛ مثلاً پسرا براشون شکست عشقی مهم نیست؛ میگن این دختر نشد، یکی دیگه؛ ولی من می‌گم نه فقط و فقط پسری رو می­خوام که دوسش دارم. به‌نظرم دخترا نسبت به پسرا صادق­اند، و مسلماً اگر یه پسر بهش خیانت کنه و بهش دروغ بگه، بیشتر افسرده می‌شه. حس می‌کنم زنان به این خاطر می‌رن پیش فالگیر که نمی‌تونن سرنوشت خودشون رو رقم بزنن، ناتوان هستند، بیکارند، کاری ندارند که روش تمرکز کنند و سرگرم بشن، بیشتر وقت خودش رو با مسائل کم اهمیت می‌گذرونه، که باعث می‌شه به چیزهای بیهوده­ای فکر کنه و بره پیش فالگیر که دلخوشیش بده. پسرا اگر از یه مسأله­ای ناراحت باشن، می‌رن بیرون از سرشون بیرون می‌ره. ساعت 2 شبم برگرده کسی کاریش نداره؛ ولی اگر دختر ساعت 8 بیاد خونه، کلی بازخواست می‌شه، و بهش می‌گن تو ضعیفه­ای و همین احساس ضعف باعث می‌شه زنان بیشتر تمایل داشته باشند برن پیش فالگیر. واقعاً زنان افسرده­اند.»"ش" 26 ساله نیز در این خصوص چنین می­گوید: «چون زنان بیشتر احساساتی و خرافاتی هستند، زنان اعتماد به نفس ندارند؛ ولی مردان به خودشون متکی هستند. زنان موجودات ضعیفی هستند. مردان مشغول هستند؛ مثل ما زنان بیکار که نیستند.» در این مورد"ژ"29 ساله معتقد است: «همیشه پای یک مرد در میان است. 90 درصد مشکلات برمی‌گرده به مردان. زنان موجودات وابسته­ای هستند، اعتماد به نفسشون ضعیفه، به خودشون متکی نیستند، آویزان هستند.»

روزمرگی: روزمرگی به انجام اعمال روزآنهای دلالت دارد که فرد در فرایند انجام آن به هیچ گونه رشد فکری دست نمی­یابد. زنانِ مراجعه‌کننده به فالگیر هم به نوعی روزمرگی دچار شده­اند؛ برای مثال، در پاسخ به این سؤال که عموماً چه افرادی به فالگیر مراجعه می­کنند،"پ" 45 ساله در این باره چنین پاسخ داد: «راستش خیلی زندگیم تکراری شده. هر روز که بیدار می‌شم، تا شب همش کارهای تکراری انجام می‌دم. دوس دارم زندگیم یه تنوع داشته باشه، حالا با فال باشه یا هر چیز دیگه­ای. فال گرفتن منو از اون حالت افسردگی نجات می‌ده.»"ن" 26 ساله این­گونه اظهار نظر می­نماید: «می‌دونی اصولاً بیشتر آدم­هایی که میان، گذشته هاشون مثل هم هست. زنی که 9 سال کارش اینه، خب دیگه معلومه بلده به مشتری­هاش چی بگه. یه روان­شناس ماهر هستن. اکثراً مشکلاتشون بهم شبیه هست.»

مدرن شدن فالگیری: اماکن فالگیری امروزه مدرن شده و شکل مطب پزشکان به‌خود گرفته است؛ گرفتن وقت قبلی، هماهنگی با فالگیر، اتاق انتظار و وجود منشی در مراکز فالگیری، از نشانه­های مدرن شدن فالگیری است."ر"26 ساله در پاسخ به این سؤال که: «آیا با فالگیرها هماهنگ می­کنید یا بدون وقت قبلی مراجعه می­کنید؟» می­گوید:"آره هماهنگ می­کنم. الان همه فالگیرها اینجورین که قبل از رفتن باید حداقل یه تماسی باهاشون بگیری. بعضی وقتا شده که من نفر 30ام بودم، بعضی فالگیرها وقت می‌دن و می‌گن از ساعت 10 تا 11 بیا؛ ولی باز شلوغ هستن با وجود اینکه وقت قبلی دارم؛ ولی باز یه 20 نفری هستن.»

یکی دیگر از ابعاد مدرن شدن فالگیری، روان­کاوانه شدن فالگیری است. برخی از فالگیرها به­راحتی ذهن فرد را می‌خوانند و با نگاه به چهره و تحلیل غمگین و شاد بودن مراجعان، مبادرت به گرفتن فال می­کنند. به نظر برخی از مراجعه­کنندگان، فالگیرها از حس ششم استفاده می­کنند."س" 25 ساله دانشجو از روان­شناس بودن فالگیر سخن می‌گوید: "به‌نظرم نه حدس می­زنند، نه پیشگویی می­کنند، از ترفندهای روان­شناسی استفاده می­کنند. این فالگیر که من میام پیشش، لیسانس روان­شناسی از دانشگاه اربیل عراق داره، حتی روزهای پنجشنبه و جمعه مشاوره روان­شناسی می­ده.» "س"26 ساله دانشجو می­گوید : «وقتی میرم پیش فالگیر کامل گوش می­کنم، چون فالگیرها روان­شناسی‌شون قوی هست؛ راحت می­دونن از حرفی که من می‌زنم، استفاده کنن و یه چیزهایی بهش اضافه می­کنن و دوباره تحویل خودم میدن.»

فردی شدن باورها: امروزه متأثر از مجاری نوین ارتباطی و اطلاعاتی و افزایش سطح تحصیلات، ردپای چندگانه شدن زیست­جهآنهای اجتماعی و فردی شدن باورها؛ به ویژه در میان زنان جوان و تحصیلکرده دیده می‌شود. در میان زنان تحصیلکرده مورد مصاحبه، نگاه فردباورانه‌ای به دین دیده می‌شود و این دسته از زنان قائل به سخت­گیری دین در مورد فال و جادو نیستند و تفاسیر فردی از این مسأله ارائه می­دهند. در پاسخ به این سؤال‌ها که «تا چه حد به دستورهای دینت عمل می­کنی؟ روایات و دین چه نگاهی به فالگیری دارند؟ "ر" 29 ساله چنین می­گوید: «من یه سری اعتقادات خاصی دارم در مورد دینم. یه راز و نیاز مخصوص خودم رو با خدا دارم. به حرف دلم گوش می­کنم. فالگیری هم نوعی سرگرمی هست و زیاد به این که با دین منافات داره یا نه برام مهم نیست.»"م" 23ساله در این باره چنین اظهار نظر می­نماید: «آدم مذهبی نیستم و به دستورهای دین عمل نمی­کنم؛ شاید در آینده بتونم به دینم عمل کنم. اطلاع دارم که فالگیری گناه هست از لحاظ دینی، ولی مهم نیست.»"ک"24 ساله در این باره می­گوید: «نمی‌دونم. تا الآن به این فکر نکردم که فال با دین منافاتی داشته باشه و اطلاع ندارم. البته، شنیدم می‌گن اگر یه فال خاصی رو بگیری تا 40روز نمازت قبول نیست.» "آ" 29 ساله در این خصوص اظهار داشت: «هرچند قرآن می‌گه که به غیر خدا از کسی کمک نخوایم و شریک برای خدا قرار ندیم و کسی علم غیب نداره؛ ولی آدم دیگه یهو وسوسه می‌شه و دوست داره بره طالع­اش رو بگیره. بعضی فالگیرها چیزهای نادرستی به آدم می‌گن. به هر قیمتی ارزش نداره بری و عقاید خودت رو زیر پا بذاری؛ ولی خب دیگه دینم زیادی سخت گرفته. فال نگیریم، چیکار کنیم؟»" ن" 25 ساله مجرد دانشجو در این باره می­گوید: «زیادم مذهبی نیستم. به‌نظرم فالگیری وقتی با دین منافات داره که آدم برنامۀ زندگیش رو بر مبنای فال بذاره؛ وقتی برای تفریح و سرگرمی باشه، به‌نظر من منافاتی نداره. یه چیزی هست که به زندگی آدم هیجان می‌ده. یه بازی وقتی بر حسب شرط بندی باشه حرامه؛ ولی اگه شرط­بندی نباشه، برای تفریح باشه، حرام نیست.»

 

تجربه و درک زنان از فالگیری (تعاملات)

مشکل­گشایی: مصاحبه­ها و مشاهدات گویای آن است که برخی از زنان برای دستیابی به خواسته­‌ها و رفع موانع پیش‌رو در زندگی از فالگیر می­خواهند برای آنان دعا بنویسد؛ دعایی که مهر و محبت ایجاد کند و از این طریق توجه همسر را جلب نماید."ش"23 ساله در این باره می­گوید: «بعضی فالگیرها دعا هم می­نویسند. خودم ازش می­خوام برام دعا بنویسه، برای اینکه بتونم با فرد مورد علاقه­ام ازدواج کنم؛ مثلاً برام دعا نوشته که مهر و محبت من بیفته تو دل خانواده پسره و راضی بشن ما با هم ازدواج کنیم. البته؛ من فقط به این فالگیر اعتقاد دارم و کار اینو قبول دارم.»"ف" 40 ساله و مجرد در این باره اظهار داشت: «از فالگیر خواستم برام دعا بنویسه که با یکی از فامیلامون ازدواج کنم. برام دعا نوشت و یه چیزهایی بهم داد که بریزم تو چایی و بخوره. این کارها رو کردم؛ ولی تأثیری نداشت.»

فالگیری به مثابه پاتوق زنانه: امروزه مراکز فالگیری به پاتوق­های زنانه تبدیل شده است. زنان در این مراکز اغلب با هم گفتگو می­کنند، پای درد دل هم می­نشینند و در مورد کار فالگیرهای مخلتف بحث می­کنند و بهترین فالگیرها را به یکدیگر معرفی می­کنند؛ برای مثال،"ک"24 ساله می­گوید: «معمولاً با هم گفتگو می­کنیم؛ مثلاً می­پرسم کارش خوبه، برای شما کارش درست بوده، یا می‌گن دعا برام نوشته خوب بوده، گذشته­ام رو کامل درست گفته، بیشتر باهم حرف می‌زنیم. تو حرفهاشون فالگیر و حرفهاش رو تأیید میکنن.» "س"29 ساله نیز در بیان تجربۀ خود چنین می­گوید: «اونجا اتفاقاً با چند نفری آشنا شدم که عین مشکل منو داشتند. خیلی خوشحال شدم که یه همدرد پیدا کرده­ام. از اون روز به بعد با هم تصمیم می­گرفتیم چکار بکنیم و به کی مراجعه کنیم.» "ش"23ساله و مجرد در این باره می‌گوید: «بیشتر وقت­ها هم که با دوستام حرف می‌زنم، چون یک درد مشترک داریم بهشون توصیه می­کنم برن پیش فالگیر؛ چون حداقل اون فضا و شرایط براشون عوض می‌شه.» " س" 26 ساله و مجرد نیز در این خصوص اظهار می­دارد: «از بعضی فالگیرها وقت می­گیرم و بعد می‌رم، راستش دوس دارم منتظر بمونم؛ چون تو این فاصله با بقیه مشتری­ها حرف می‌زنم، درد دل می­کنم؛ کلاً فضای جالبی هست؛ یه تغییری تو زندگی آدم ایجاد می‌شه.»

فراغتی شدن فالگیری: بیشتر فعالیت­های اوقات فراغت فرصتی را پیش می­آورد که انسان از حالت رسمی بیرون آید و از قید و بندهای زندگی عادی و کاری رهایی یابد و خوش بگذراند. یکی از فرض­های مسلم عصر مدرن و پسامدرن این است که اوقات فراغت برای حوزه­های عاطفی یا احساسی شخص فرصت­هایی را فراهم می­آورد تا بتواند بر خودِآگاه و معقول خویش چیره گردد و برای مدتی آن را کنار بگذارد» (پاپلی یزدی و سقایی، 1381 :196). امروزه فالگیری به مثابه نوعی «تفریح فرهنگی» کارکردهای فراغتی فالگیری را تقویت و تکمیل نموده است.

یکی از ابعاد مهم فالگیری تناسب و نسبت آن با فردیت است. در شرایط امروز فرد احساس می­کند با انجام فالگیری فردیت خودش را محقق می­کند. هنگام فالگیری فرد می­تواند از چیزهایی لذت ببرد که خودش انتخاب کرده است. فردیت؛ یعنی اولویت دادن به خواست­ها و ارزش­هایی که لزوماً ریشه تاریخی یا در ساختارهای جمعی سنتی ریشه ندارد؛ بلکه معیار مشروعیت آن پذیرش و میل فرد است. فردی که اقدام به فالگیری می­کند، دقیقاً رفتاری خارق‌العاده انجام می­دهد که ممکن است با برخی ارزش­های دینی یا عقلانی سازگار نباشد. دقیقاً این «سرپیچی اجتماعی» است که برای او تولید هیجان می­کند و هنگامی که او را سرزنش می­کنند که چرا پولت را بیهوده هزینه می­کنی، با قاطعیت می­گوید: دلم می‌خواهد، دوست دارم، از این کار لذت می­برم. فالگیری برای دختران جوان و تحصیل­کرده بخشی از فرایند امروزی شدن است» (فاضلی، 1387).

از منظر زنان مورد مصاحبه، فالگیری نوع تفنن، سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت و لذت بردن است. بخشی از این لذت در نتیجه ارضای حس کنجکاوی و بخصوص کنجکاوی درباره آینده افراد برآورده می­شود. "گ" 25 ساله در پاسخ به این سؤال که: «برای چه موضوعاتی به فالگیر مراجعه می‌کنید؟» می­گوید: «برای سرگرمی و پرکردن اوقات فراغتم اومدم فال بگیرم. پول زیاد آدم رو می‌کشه به سمت این چیزا دیگه. یکی از دوستانم به فال اعتقاد داره، از یه فالگیر خیلی تعریف می­کرد، به منم توصیه کرد که برم فال بگیرم.» "س "26 ساله مجرد اظهار می­دارد: «من به فال به عنوان یه سرگرمی نگاه می­کنم. اطمینان کامل ندارم. فالی که برام گرفته، بعضی حرف‌هاش درست بوده و برام اتفاق افتاده؛ ولی دلیل نمی‌شه بهش اطمینان کامل داشته باشم.»

 

آثار و پیامدهای فالگیری

تخلیه روانی: بنا به اظهار زنان مورد مصاحبه، آنها با مراجعه به فالگیر به زندگی امیدوار می­شوند. هر چند این امیدواری موقتی و مقطعی است؛ اما در کاستن استرس و اضطراب آنان مؤثر بوده است. بنا به گفته­های زنانِ مراجعه­کننده بعضی وقت­ها در گرفتاری­های مختلف چنان سردرگم می­شوند که نیاز فوری به تخلیه روحی و روانی پیدا می­کنند. به زعم این دسته از زنان، دردهایشان را هم به هر کسی نمی­توانند بگویند و چاره را در مشورت و درددل با دیگران می­بینند. زنان با این کار می­خواهند نوعی امنیت روانی به دست آورند و حتی اگر به زبانی و قول و وعده هم باشد، از مشکلات روحی که به آن دچار شده­اند، رهایی پیدا کنند. اظهارت فالگیرها لذت‌بخش و امیدوار کننده است. به همین دلیل، زنان برای حل مشکلات و گرفتاری­ها به فالگیر مراجعه می­کنند تا شاید با درددل نمودن با فالگیر از لحاظ روحی- روانی تخلیه شوند. "ک" 24 ساله در پاسخ به این سؤال که «فالگیری چه تأثیری در زندگی شما داشته است؟» می­گوید: «بعضی وقت­ها از ناامیدی­هام کم کرده؛ چون من نمی‌تونم مشکلاتم رو پیش خانواده‌ام بگم؛ با فالگیر بهتر می‌تونم حرف بزنم و مشکلاتم رو مطرح کنم. دلم رو خوش کرده و از غم‌هام کم کرده.»"ژ "29 ساله دراین باره چنین اظهارنظر نموده است: «خیلی راضی­ام؛ چون وقتی میام پیش فالگیر، حداقلش اینه که احساس آرامش می­کنم، امیدوارم می­کنه، راهنماییم می‌کنه، به زندگیم جهت می‌ده، خوشحال می‌شم. احساس می­کنم یه واسطه‌ای هست که می‌تونم بهش اعتماد کنم.» "پ" 45 ساله نیز چنین می­گوید: «کلاً راضی هستم، فالگیر کارش درسته، نیتش خوبه، نفوسش خوبه، آرام بخش هست، وقتی میام پیش فالگیر احساس آرامش می­کنم، خیلی برام خوشایند هست، سبک می­شم، به زندگی امیدوار می­شم، از افسردگی در میام.»

احساس ندامت: زنان ضمن اذعان به کارکرد آرامش بخشی مقطعی فالگیری، به دلیل عدم تحقق پیش بینی­ها و توصیه­های فالگیر در زندگی شخصی خود احساس ندامت و پشیمانی می­کنند. این­دسته از زنان هدر دادن پول، بی‌فایده بودن دعانویسی و توصیه­های فالگیر را دلیل پشیمانی خود عنوان می‌نمایند؛ برای مثال، "ن" 25 ساله در پاسخ به این سؤال: «تا حالا شده از رفتن پیش فالگیر پشیمون بشی؟» چنین اظهار کرده است:"90درصد اوقات از اتاق فالگیر میام بیرون با خودم می‌گم آه این چی بود وقتم رو گذاشتم براش، اینکه هیچی نگفت. وقتی خوشحال می‌شم که حرف‌هاش در مورد گذشته­ام هم درست باشه و بهم انرژی مثبت بده. بعضی وقتا پرت می‌گه. بیشتر افرادی که میان با فالگیر دردودل می­کنن و کل جریان زندگیشون رو بهش می‌گن. چون چیز خاصی نمی‌گه پشیمان می‌شن.» "آ" 28 ساله نیز بر این باور است: «قبلاً پیش فالگیرهای دیگه رفتم، چون حرفهاشون درست نبوده پشیمون شدم و دیگه نرفتم. حس می­کنم شیاد بودن؛ ولی بعضی فالگیرها واقعاً بمب روحیه هستن و هیچ وقت پشیمان نشدم انسان فراموشکار هست، حتی اگه اشتباه بگه، باز فراموش می‌کنه و وقتی مشکلی پیش بیاد، دوباره می‌ره.» "ش"23 ساله در این باره چنین گفت: «آره، شده بارها پشیمان شدم؛ ولی به‌نظر تو من چیکار کنم؟ اگه حرف‌هاش درست نبود، اولش می‌گم دیگه نمیام ولی باز اینقد مشکلات بهم فشار میاره که برای دلخوش شدن و امیدوار شدن یه لحظه‌ای هم میام.»

افسون­زدگی زندگی: در مردم­شناسی «سحر و افسون به عنوان باورهایی تعریف می­شود که طبق آن اعضای یک گروه اجتماعی به وسیله مافوق طبیعی متشبث می­شوند تا به شیوه‌هایی که مورد پسند و تأیید جامعه قرار ندارد، چشم زخمی به دیگران برسانند» (آبرکرامبی و همکاران، 1376 :418). افسون واژه­ای است که جادوگران هنگام جادوکردن کسی می­خوانند. به کسی که افسون می­خواند، افسونگر می­گویند. زندگی زنانی که به فالگیر مراجعه­ می­کنند نیز دچار نوعی افسون­زدگی شده است؛ به ­طوری­که برخی از زنان حتی برای برخی از مسائل پیش پاافتاده به فالگیر مراجعه می­کنند و چاره کار را در دعانویسی و توصیه­های فالگیر می­بینید."س" 25 ساله در این خصوص اظهار می­دارد: «راستش فال جزئی از زندگیم شده، خیلی باهاش عجین شده‌ام، طوری که هفته­ای دو سه بار میام فال می­گیرم، برای سرگرمی، برای حل مشکلم، کلاً عادت کردم.»" ف" 40 ساله در این باره می­گوید: «تقریباً هر وقت مشکلی برام پیش میاد که نتونم حلش کنم، میام پیش فالگیر. البته، از بچگی به فالگیری عادت کردم، چون مادرم زیاد پیش دعانویس می­رفت؛ خودمم خیلی به فال علاقه دارم، تقریباً همه نوع فالی رو امتحان کردم.»" س" 29 در این خصوص اظهار داشت: «مثلاً دین من می‌گه که فال و این چیزا دروغه، اصلاً یه جوری ما برای خدا شریک قائل می‌شیم. من تا حالا چند بار توبه کردم که دیگه نیام پیش فالگیر؛ ولی چون عادت کردم، توبه­م رو می­شکنم و باز میام.»

 

هسته مرکزی: ناامنی هستی شناختی[16]

مقوله هسته این پژوهش با عنوان ناامنی هستی‌شناختی بر اساس هجده زیر مقوله (نمودار2) شکل­گرفته است. این مقوله به انتزاعی­ترین نحو ممکن به پرسش­های بستری، تعاملی و پیامدی پاسخ می­دهد و می­توان مسیر روییدن آن از دل داده‌های زمینه را از طریق رجوع به مقولات محوری پی گرفت. مقوله فشاراجتماعی، فقدان حمایت اجتماعی، کلیشه‌های جنسیتی، روزمرگی، آینده­نگری، افسون زدگی زندگی زنانه، دلالت­های مشکل گشایانه و فراغتی فالگیری و تبدیل شدن مراکز فالگیری به پاتوق زنانه، نشان از این دارد که زنان در حال تجربۀ زیست جهان، دشوار و پیچیده و ناامنی هستند که گیدنز از آن با عنوان «نا امنی هستی­شناختی» یاد می­کند. از نظرگاه هستی­شناختی، ایمن بودن؛ یعنی در اختیار داشتن پاسخ­هایی برای پرسش­های وجودی بنیادین که همۀ آدمیان در طول عمر خود به نحوی به آن پرداخته­اند. به نظر گیدنز ناخودآگاه و خودآگاه عملی انسان، محمل و لنگرگاه عاطفی و شناختی احساس امنیت وجودی است» (گیدنز، 75:1377). فردی که از نظر وجودی احساس ناامنی می‌کند، ممکن است از دستیابی به استنباط پایداری از زنده بودن خود عاجز باشد. نگرانی از فراموش شدن و اضطراب از یاد رفتن، ترس از غرق شدن در مشکلات، یا درهم شکسته شدن زیر فشارِ رویدادهای خارجی، در بیشتر موارد از عواقب چنین احساساتی هستند. این نگرانی­ها و ترس­ها، نوعی تجربۀ فردی به نام «مرگ درونی» را به بار می­آورد. چنین فردی احساس می­کند که نیروی پویایی و تحرکش از بین رفته و هستی­اش مرده و بی‌حالت شده است (گیدنز، 83:1377). جدایی ناگهانی زمان و فضا، یا حرکت شتابزده و ناموزون از فرهنگ پیش مدرن به فرهنگ مدرن، با درهم شکستن محیط‌های اعتماد روابط خویشاوندی، اجتماعات محلی، باورداشت­های دینی و سنت‌های اجتماعی، چارچوب­های عاطفی و شناختی، احساس امنیت زنان را درهم می­شکند. جدایی ناگهانی زمان و فضا، نقش شناختی هستی را برهم می­زند و اضطراب حاصل از این از هم­پاشیدگی و بی­نظمی، ذهن را به ترسیم نقشه­های شناختی جدید وادار می­کند، ساختن فضاهای تخیلی یا جست­و جو برای مکان‌های معنادار، اضطراب را کاهش و امنیت وجودی را افزایش می‌دهد و زنان این احساس تنهایی را با مراجعه به فالگیر جبران می­کنند. این مسأله مؤید مطالعات نظری و تجربی مرتبط با مسأله مورد بررسی است. بر مبنای این دسته از مطالعات تجربۀ شرایط ناایمن، متزلزل و مبهم، یکی از دلایل اصلی تمایل افراد به باورهای خرافی به‌شمار می­آید (ربیعی و همکاران، 2013 :80).

 

نمودار1- رابطه مقوله اصلی با سایر مقوله‌ها  

 

 

نظریه مبنایی پژوهش

در این پژوهش سعی شده است با تکیه بر تجربه و درک زنان، شرایط و بسترهای پذیرش فالگیری در شهر سنندج در نظر گرفته شود. در کنار این امر، سعی شده است که تعامل و کنش زنان- آن­طور که خود آنها تجربه کرده­اند- ارایه شود. بازسازی این مراحل مبتنی بر آن چیزی است که زنان تجربه کرده و آن را به طور شفاهی و در عمل بیان نموده­اند. بر اساس مدل پارادایمی (شکل1) می­توان گفت که اقدام به فالگیری زنان تحت تأثیر یک سری شرایط خاصی بوده است. این شرایط در سه دستۀ علّی، بستری و مداخله­گر طبقه بندی شده­اند. شرایط علّی عبارتند از: روزمرگی، آینده نگری، فشارهای هنجاری، نبودِ حمایت اجتماعی. در این میان، فردی شدن باورها و کلیشه‌های جنسیتی به مثابه زمینه و مدرن و روانکاوانه شدن فالگیری به عنوان شرایط مداخله­گر عمل می‌نمایند. شرایط مذکور به طورکلی و در امتداد با یکدیگر موجب شده­اند که پدیده­ای به نام فال و عناصر آن مورد توجه زنان سنندجی قرار بگیرد. با پذیرش فال، زنان در برابر آن تعاملات خاصی را انجام می­دهند یا به عبارت دیگر، راهکارهای خاصی را اتخاذ می­نمایند. تعاملات مذکور را می‌توان در قالب مشکل گشایی، پاتوق زنانه، فراغتی شدن فالگیری دسته‌بندی کرد. بنابراین، روی آوردن زنان به فالگیری ماهیت بازاندیشانه دارد. مراجعه به فالگیر از دیدگاه زنان پیامدها و نتایجی برای زندگی آنها دارد که می‌توان پیامدهای مذکور را در چند مقوله دسته‌بندی کرد: تخلیه روانی، احساس ندامت، افسون زدگی زندگی زنان.

 

شکل 1- درک زنان از شرایط، تعاملات و پیامدهای فالگیری

 

 

بحث و نتیجه‌گیری

زنان یکی از مخاطبان و مصرف‌کنندگان فال به شمار می‌آیند. بر مبنای نتایج حاصل از مصاحبه­های کیفی، غلبۀ نگاه ابزاری که به میانجی کلیشه­های جنسیتی و فشارهای هنجاری بازتولید می­شود، محدودیت منابع در دسترس زنان، ضعف نسبی شبکه­ها و نهادهای حمایتی، از جمله دلایل روی آوردن زنان به فالگیری است. زنان مورد مصاحبه برای رهایی از ملال زندگی روزمره، کسالت، بی‌حوصلگی، بیکاری به فالگیری مبادرت می­ورزند. زنان در این مواجهه، فالگیری را به مثابه مشکل‌گشا و ابزاری برای نیل به فرصت­ها و امتیازهای اجتماعی– اقتصادی و در نهایت، موفقیت اجتماعی تجربه و درک می­کنند.

بر مبنای مشخصات زمینه­ای زنان مورد مصاحبه، از نظر سطح سواد، 13درصد زیر دیپلم، 26 درصد دیپلم و فوق‌دیپلم،40 درصد لیسانس و20 درصد فوق لیسانس بودند. روی آوری زنان تحصیلکرده مؤید مطالعات تجربی نوذری و همکاران (1389) و در تقابل با یافته­های پژوهشی اِمه (1940) و پلتزر (2002) است. گرایش زنان تحصیل­کرده به فالگیری به نوعی نشان‌دهنده وجود موانعی بر سر راه تبدیل‌پذیری سرمایه فرهنگی (تحصیلات و مهارت­های حرفه­ای) به سرمایه­های اقتصادی و اجتماعی است. این نتیجه مؤید مطالعه تجربی قادرزاده (1390) در میدان مورد مطالعه (سنندج) است. در بافت میدان مورد مطالعه، با وجود اقبال زنان به تحصیلات و کسب صلاحیت­ها و توانایی­های فکری بر کمیت و کیفیت مناسبات و روابط اجتماعی زنان افزوده نشده است و به‌علت مردانه بودن ساختار اشتغال، تبدیل سرمایه فرهنگی به سرمایه اقتصادی آسان نیست و این مسأله دشواری­هایی را فراروی تحرک اجتماعی زنان و بهره‌گیری از ظرفیت­ها و قابلیت­های زنان برخوردار از سرمایۀ فرهنگی به­وجود آورده است (قادرزاده،1390 :56). بنابراین، این وضعیت یک عامل ساختاری بازدارنده جدی بر سر راه  تبدیل‌پذیری سرمایه­های زنان به شمار می رود. اصلاح قوانین موجود و حرکت در جهت ادغامی کردن هر چه بیشتر  قوانین موجود، زمینه را برای حضور و مشارکت سازنده زنان در عرصه­های مختلف و افزایش احساس اثرگذاری آنان فراهم می­کند. بر مبنای مطالعات تجربی فاضلی (1387)، «این­که زنان بیشتر از مردان به فالگیری می‌پردازند، تا حدودی در این واقعیت ریشه دارد که به دلیل نابرابری­ها در توزیع قدرت و ثروت و تبعیض­های جنسیتی، زنان به ناچار با مسائلی مواجه می­شوند که از یافتن پاسخ­های لازم برای آن ناتوانند و به مشاوران اجتماعی نیاز دارند که بتواند به زبان آنها با ایشان صحبت نماید (فاضلی، 1387).

از وجوه مشترک مطالعات تجربی موجود این است که نیازمندی­ها و مشکلات اقتصادی و روانی افراد در گرایش به فالگیری مؤثر است، در حالی­که بسیارند افرادی که صرفاً به منظور تأمین نیازها و مشکلات اقتصادی و روانی فال نمی‌گیرند. یکی از دلایل قابل توجه روی‌آوری زنان به فالگیری، روزمر­گی و یکنواختی زندگی است. زنان به میانجی فالگیری به‌دنبال مجرایی برای کسب لذت، سرگرمی، کنجکاوی و تنوع‌بخشی به زندگی روزمره خود هستند. این مسأله نشان از کارکرد فراغتی فالگیری دارد که به نوعی مؤید منفعلانه شدن گذران فراغتی زنان در میدان مورد بررسی است. بنابراین، مهیا نمودن شرایط لازم برای درگیرساختن زنان در الگوهای گذران فراغتی فعالانه ضروری به نظر می­رسد. از طرف دیگر فقدان شبکه‌های حمایتی و اختلال رابطه­ای موجب شده است تا اماکن و مراکز فالگیری به نوعی پاتوق دوستانه و حوزه عمومی زنانه تبدیل شود. بنا به اظهارات این دسته از زنان، آنها از این کار لذت می­برند؛ این دسته از زنان، خیلی درگیر حرف­های فالگیر نمی­شوند، بلکه به عنوان یک تفریح فرهنگی از آن استفاده می­کنند. این مسأله به نوعی مؤید جنسیتی شدن عرصه­های عمومی در میدان مورد مطالعه است. فضا به وسیله روابط جنسیتی و روابط قدرت حاکم و به صورت اجتماعی و فرهنگی شکل می­گیرد و بازتولید می­شود. این نابرابری در ابعاد مختلفی چون الگوی کاربری اراضی، مثل فرم، موقعیت و نوع مناطق مسکونی، شبکه­های حمل و نقل، فضای عمومی نمود می‌یابد که مبتنی بر تمایز شهر از خانه، عمومی از خصوصی، تولید از بازتولید و مردان از زنان است (عرشی­ها و مدیری، 1390: 125). بر این اساس، جنسیت‌زدایی از عرصه­های عمومی ضرورت دارد.

بر مبنای اظهارات زنان مورد مصاحبه، فالگیری به جز آرامش مقطعی و امیدواری نسبت به آینده تأثیر چندانی در تحول زندگی آنها نداشته است و تنها یک مسکّن مقطعی به شمار می­رود که با افسون‌زده ساختن زندگی و فردی نمودن مسائل پیش روی زنان، امکان کنشگری و اثرگذاری در تغییر مناسبات اجتماعی را از زنان می­گیرد. به بیان دیگر، کنش فالگیری به نوعی در تداوم و بازتولید کلیشه­های جنیستی سهیم بوده است. بر این مبنا، توانمندسازی و ارتقای سطح آگاهی­های زنان ضرورت دارد. البته، در سطح کلان نیز ضرورت دارد رویکرد ادغامی ساختارهای کلان بیش از پیش تقویت شود و ماهیت دربرگیرنده­ای به خود بگیرند.

نگاهی به زمینه­ها و بسترها و دلالت­های معنایی فالگیری، نشان از "ناامنی زندگی زنان" به مثابه مقوله هسته مطالعه حاضر دارد. نتایج حاصل نشان می­دهد که زندگی زنان دچار یک ناامنی است و آنها نوعی اضطراب را در وجود خود احساس می­کنند که این اضطراب به نوبۀ خود مانع تحرک و پویایی آنها در زندگی خانوادگی و اجتماعی می­شود. این احساس ناامنی بیشتر متوجه زنان است که باعث فشار روانی و اضطرابی ناشناخته در آنها می­شود. زنان برای جبران این اضطراب و فرار از وضعیت موجود به فالگیر پناه می­جویند. با توجه به تداخل معنایی باورداشت­های عامیانه با بخشی از معرفت دینی، شناساندن و آگاهی بخشی در خصوص سرنوشت و تقدیر در حوزه معارف دینی و فلسفی برای جلوگیری از تداخل این مفاهیم با باورداشت‌های غلط عامیانه، از طریق بهره‌گرفتن از ظرفیت­های موجود در آموزش و پرورش، و مساجد و رسانه های همگانی ضروری به نظر می‌رسد.



[2] Tasseomancy

[3] palmistry

[4]Emme

[5] Zebb &Barbara

[6] Peltzer

[7] Griffiths & Bingham                                                                                                              

[8] Hamerman                                                                                                                              

[9] McGregor                                                                                                                              

[10] Buhrman & Zaugg                                                                                                                

[11] Bleak & Fredrieck                                                                                    

[12]Pareto

[13]Neuman

[14] Theoretical Saturation

[15]. استخاره در لغت به معنی طلب خیر کردن و نیکویی جستن است. استخاره با قرآن، تسبیح، ورقه و رقعه (ذات الرقاع) انجام می­شود. بین استخاره و فال تفاوت‌هایی وجود دارد: تفأل، پیش‌بینی و حکم به وجود یا فقدان نفع و خیر امری از امور است؛ اما استخاره، پرسش از بود یا نبود این خیر و نفع است. در تفأل از نیک آمدن فال، پیش‌بینی و استنباط و بلکه به عقیده جازم حکم می­کنند که از آنچه در پیش دارند، نتیجه خوب می­گیرند؛ ولی در استخاره باید به هر نیک و بدی که حکم استخاره باشد، عمل کنند (خلعت‌بری لیماکی، 119:1383).

[16] Ontological Insecurity

منابع

آبرکرامبی، ن.، هیل، ا. و ترنر، ب. (1991). فرهنگ جامعه‌شناسی، ترجمۀ: حسن پویان، تهران: چاپخش.

استراس، آ. و جولیت، ک. (1385). اصول روش تحقیق کیفی: نظریه مبنایی، رویه­ها و شیوه­ها، ترجمۀ: بیوک محمدی،  تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

ازکیا، م. (1377). جامعه­شناسی توسعه، تهران: مؤسسه نشر کلمه.

اعزازی، ش. (1380). تحلیل ساختاری جنسیت، نگرشی بر تحلیل جنسیتی در ایران، تهران: دانشگاه شهید بهشتی.

افشانی، ع. (1385). تبیین جامعه‌شناختی گرایش به خرافات در ایران: (مطالعه موردی شهرهای اصفهان، اهواز و ایلام). پایان­نامه دکتری، دانشگاه اصفهان، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی.

بهنام، ج. (1383). مقدمه­ای بر جامعه­شناسی ایران، تهران: انتشارات خوارزمی.

پاپلی یزدی، م.ح. و سقایی، م. (1381). «سنت و مدرنیته»، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، ش66-65، ص 25-44.

جانعلیزاده چوب بستی، ح.؛ بابازاده بائی، ع. و ابراهیمی، س. (1388). «کاوشی جامعه­شناختی در  وضیعت خرافه­گرایی دانشجویان»، راهبرد فرهنگ، ش5، ص.129-107.

جواهری، ف. (1381). «مطالعه جامعه شناختی پدیده­ دعا نویسی در ایران»، پژوهشنامه  علوم انسانی، ش35، ص63-85.

خلعت بری لیماکی، م. (1383). «انواع استخاره و جایگاه آن در اعتقادات مردم»، فرهنگ مردم ایران، ش5 و 6، ص 117-140.

خواجه‌زاده، ن. (1385). بررسی علل اجتماعی، فرهنگی گرایش زنان به خرافه، (مطالعه­ موردی شهرستان دزفول)، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات تهران.

ذکایی، م.س. (1386). «جامعه­شناسی اوقات فراغت در ایران»، رشد آموزش علوم اجتماعی، ش3، ص12-35.

رهنمافرد، ن. (1383). بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زنان به طالع­بینی در شهر تهران، دانشکده علوم اجتماعی و روان­شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

سمیعی، م. (1381). گرایش به فال­بینی و عوامل فرهنگی مرتبط با آن در بین دبیران دبیرستآنهای دخترانه (تهران)، دانشکده روان­شناسی و علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

عرشی‌ها، م. و مدیری، آ. (1390). «تأثیر فضای جنسیتی شده بر احساس امنیت زنان (میدان مادر و راه آهن)»، پژوهش اجتماعی، ش 13. ص 120-142.

فاضلی، ن. (1386).«فال، فرهنگ و فراغت»، رشد آموزش علوم اجتماعی، ش350، ص 12-24.

ـــــــــــــــــ . (1387). مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

ــــــــــــــــــ . (1391). «مصرف فرهنگی اینترنت و شکل نگرفتن هویت مجازی (مردم­نگاری دانشجویان سه دانشکده­ ارتباطات، عمران و معماری) »، مطالعات فرهنگ ارتباطات، ش16، ص 55-91.

فروغی، ع. و عسگری‌مقدّم، ر. (1388). «بررسی میزان گرایش به خرافات در بین شهروندان تهرانی»، فصلنامه راهبرد، ش53، ص161-193.

فلیک، ا. (2004). درآمدی بر تحقیق کیفی، ترجمۀ: هادی جلیلی، تهران: نی.

قادرزاده، ا. (1390). «تأثیر اشکال مختلف سرمایه بر هویت جمعی زنان». زن در توسعه و سیاست، ش3، ص35-65.

کوزر، ل. (1997). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی.

گولومبوک، س. و فی وش، ر. (2001). رشد جنسیت، ترجمۀ: مهرناز شهرآرای، تهران: ققنوس.

محمدپور، ا. و رضایی، م. (1387). «درک معنایی پیامدهای ورود نوسازی به منطقه اورامان کردستان ایران به شیوه پژوهش زمینه­ای»، مجله جامعه شناسی ایران، ش1و2، ص3-33.

نوذری، ح، کریمی، ع. و غلامی، م. (1388). «تحلیل گفتمان‌های فالگیری در ایران»، فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، سال ششم، ش 18، ص1601-180.

همیلتون، م. (1997). جامعه­شناسی دین، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: مؤسسه فرهنگی انتشارات تبیان.

Bleak, J.l. & Frederick, C.M. (1998) “Superstition Behavior in Sport: Levels of Effectiveness and Determinants of Use in Three Collegiate Sport”. Journal of Sport Behavior, No. 21, P 1-15.

Emme, E.E. (1912) “Modification and Origin of Certain Belifs in Superstition among College Students”. Journal of psychology, No. 10, P 279 – 291.

Gallup, G. H. & Newport, F. (1990) “Belief in the Psychic Ad Paranormal Widespread among Americans”. Gallup New Service, No. 55, P 1-7.

Griffiths M.D. & Bingham, C. (2005) “A Study of  Superstitious Belifs among Bingo Players”. Journal of Gambling Issues, No. 13, P 1-13.

McGregor, Haji, R. Nash, K.A. & Taper, R. (2008) “Religious Zeal and the Uncertain Self”. Besic and Applied Social Psychology, No. 30, P 183-188.

Neuman, W. Lawrence. (1997) Social Research Methods: Qualitative and Quantitative Approaches . Boston: Allyn and Bacon.

Peltzer, K. (2002) “Magical Thinking and Paranormal Beliefs among Secondary and University Students in South Africa”. Personality and Individual Differences, Vol. 35, Issue 6, P 1419-1426.

Rabiei, K. V. Ghasemi & H.R. Arzani, (2013) “Superstition and Cultural Diversity- Case Study: Isfahan Province, Iran. Mediterranean”. Journal of Social Science, Vol. 4, No. 4, P 73-82.

Zebb, Barbara, j. and Amoore. Michael C. (2001) Superstitiousness and perceived Anxiety Control as Predictors of Psychological Distress In Elsevier Science Inc.