بررسی جامعه‌شناختی ابعاد مدارای اجتماعی با تأکید بر ویژگی‌های شخصیتی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‏ شناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران

2 دانشیار، گروه جامعه‏شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران

3 کارشناس ارشد روان‏شناسی، دانشگاه تهران، ایران

چکیده

    مدارای اجتماعی را می‏توان به عنوان پایه و اساس دموکراسی و جامعه مدنی در نظر گرفت که بدون وجود آن نظام اجتماعی دچار اختلال خواهد گردید. عوامل مختلفی را می‏توان در نظر گرفت که بر کنش‏های مداراگرانه مؤثر است که در این میان می‏توان به نقش ویژگی‏های شخصیتی اشاره کرد. بدین منظور مطالعه حاضر درصدد است به پیش بینی ابعاد مدارای اجتماعی بر اساس ویژگی‏های شخصیتی بپردازد. به روش پیمایشی 377 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران به روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای انتخاب شدند. نتایج نشان داد که از بین ویژگی‏های شخصیتی، تنها وظیفه‏شناسی نقش تبیین‏کنندگی مدارای اجتماعی را دارد. در مورد تأثیر ویژگی‏های شخصیتی بر ابعاد مدارای اجتماعی، توافق‏پذیری تبیین‏کننده مدارای عقیدتی، وظیفه‏شناسی و توافق‏پذیری تبیین‏کننده مدارای رفتاری، وظیفه‏شناسی، توافق‏پذیری و باز بودن تبیین‏کننده مدارای سیاسی و هم‏چنین ویژگی بازبودن و برون‏گرایی تبیین‏کننده مدارای هویتی هستند.   

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Study of Sociological Aspects of Social Tolerance With Emphasis on Personality Traits

نویسندگان [English]

  • Masoud ZaliZadeh 1
  • Ali Hossein HosseinZadeh 2
  • Mohsen ZaliZadeh 3
1 M.A. Student of Sociology University of Shahid Chamran University of Ahvaz, Iran
2 Associate Professor, Department of Sociology, Shahid Chamran University of Ahvaz, Iran
3 M.A. Psychology, University of Tehran, Iran

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Tolerance
  • Aspects of Tolerance
  • personality traits
  • Shahid chamran university

مقدمه و بیان مسأله

تفاوت و تنوع پدیده‏ای است که از آغاز شکل‏گیری جوامع انسانی وجود داشته است. در طول تاریخ همواره گروه‏ها و افرادی به دنبال آن بوده‏اند تا این تنوع و تفاوت را از مجاری مختلفی از قبیل سرکوب، جنگ، شکنجه و ... به نفع منافع و اهداف خود از بین برده و نوعی یکسان‏سازی ارزشی را در جامعه اجرا نمایند. ولی تجربه زیسته بشر نشان می‏دهد که این یکسان‏سازی و همگونی در همه زمینه‏ها، تنها در کوتاه مدت حاکمیت خود را حفظ کرده است و پس از مدتی دوباره همان تفاوت‏ها و تنوع‏ها بر جامعه حاکم گردیده است. پدیده‏ای که در جهان معاصر، واکنش مبتنی بر حذف نسبت به تفاوت‏ها را شدت بیشتری بخشیده، گسترش ارتباطات میان افراد، قومیت‏ها، ملیت‏ها، مذاهب و اندیشه‏های متفاوت است؛ چرا که با گسترش تعاملات، فرد هویت خود را بیشتر در معرض نابودی می‏بیند و نسبت به ذوب شدن «خود»ش واکنش شدیدتری نشان می‏دهد (ویلیامز[1]، 1377).

امروزه حذف تفاوت‏ها و تنوع‏ها بیش از هرجا خود را در گروه‏های چون داعش، جبهه‏النصره، القاعده و ... نشان می‏دهد، به طوری که این گروه‏ها هرگونه اندیشه و نگرش متفاوت با خود را سرکوب کرده، مجالی برای زندگی مسالمت‏آمیز میان پیروان ادیان و نژادهای گوناگون باقی نمی‏گذارند. توجه به امر تنوع و تفاوت در کشور ما از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا ایران از جمله کشورهای جهان است که در آن قومیت‏ها، مذاهب و ادیان مختلفی وجود دارد و جهت‏دهی به این تفاوت‏ها موجب انسجام و یکپارچگی هر چه بیش‏تر جامعه خواهد شد. در چنین شرایطی آن چه امکان ضرورت همزیستی میان افراد و گروه‏های متفاوت را فراهم می‏آورد مدارا[2] است. مدارا را می‏توان پذیرش و کنار آمدن با افراد و گروه‏هایی که از نظر نظام ارزشی و عقیدتی با ما متفاوت هستند، تعریف کرد (kobayashi, 2010). مدارا به عنوان مسؤولیتی است که در ایجاد حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون اثر می‏گذارد. مفهوم مدارا شامل طرد جزم‏اندیشی[3]، مطلق‏گرایی[4] و تأیید استانداردهای آورده شده در حقوق بشر بین‏الملل است (صابر، 1384). بدون وجود تحمل و مدارا، افراد جامعه تنها راه مقابله با عقاید متفاوت را خشونت خواهند دانست که در چنین صورتی نظام اجتماعی دچار اختلال و نابسامانی خواهد شد (Djupe & Calfano, 2012). اهمیت مدارا در جوامع امروز به گونه‏ای است که بشیریه جوهر دموکراسی را مدارا دانسته (61:1374)، هابرماس[5] نیز آن را برای کنش ارتباطی و مفاهمه‏ای مورد نظر خویش ضروری می‏داند (158:1379).

به نظر می‏رسد در مورد مدارای اجتماعی، با تفاوتی اساسی در میزان و شدت آن در کنش‏های روزمره افراد روبرو هستیم. این امر بیش از هر چیز نقش عوامل روان‏شناختی و خصوصاً ویژگی‏های شخصیتی[6] را برجسته می‏سازد. مک کری و کاستا (1985،1987؛ به نقل از شولتز[7]، 1383: 324) با ارائه یک نظریه جامع درباره ویژگی‏های شخصیتی که به نظریه پنج عامل بزرگ[8] معروف است، گام مهمی برای توصیف و تشریح نسبت میان عوامل شخصیتی و کنش‏های اجتماعی برداشتند. ویژگی‏های شخصیتی را می‏توان گرایش‏های درونی نسبتاً پایدار در اندیشه، احساس و رفتار شخص دانست که موجب تفاوت هر فردی با دیگری می‏شود (McCrae & Costa, 1999). این ویژگی‏ها شامل روان رنجور خویی[9]، برون‏گرایی[10]، باز بودن[11]، توافق‏پذیری[12] و وظیفه‏شناسی[13] است (McCrae & Costa, 1999:323). در مورد نسبت میان این ویژگی‏ها و کنش‏های اجتماعی، مک‏کری و کاستا (1996) معتقدند ویژگی‏های شخصیتی باز بودن، توافق‏پذیری، وظیفه‏شناسی و برون‏گرایی می‏توانند نقش مثبت و اثرگذاری بر تجارب و تعاملات فرد خصوصاً مدارا ایفا کنند. در مقابل ویژگی روان رنجورخویی به دلیل سلامت روانی پایین مثل اضطراب، افسردگی و سرزنش خود، به نظر می‏رسد آمادگی کمتری برای رفتارهای مدارا جویانه با دیگران داشته باشند. با عنایت به آن چه شرح داده شد، این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر ویژگی‏های شخصیتی بر ابعاد مختلف مدارای اجتماعی است.

 

پیشینه پژوهش

مدارای اجتماعی از جمله مسائلی است که پژوهش‏های اندکی در درون کشور درباره آن صورت گرفته است. پژوهش بهمن‏پور (1378) نشان داد که ویژگی شخصیتی اقتدارگرا و جزم‏اندیش با بردباری اجتماعی رابطه منفی دارد. سراج‏زاده، شریعتی و صابر (1383) رابطه بین نوع و میزان دینداری را با ابعاد مدرای اجتماعی تأیید کردند. مطالعه دیگری نسبت میان قوم‏مداری و جامعه‏پذیری را با مدارای اجتماعی مورد بررسی قرار داد که نتایج نشان‏دهنده رابطه منفی بین این دو متغیر با مدارای اجتماعی بود (بهشتی و رستگار، 1392). پژوهشی با هدف بررسی تأثیر مشارکت اجتماعی بر مدارای اجتماعی توسط گلابی و رضایی (1392) نشان داد که بین مشارکت اجتماعی و ابعاد مدارای اجتماعی رابطه معنی‏داری وجود دارد.

از آن جا که مفهوم سازگاری روان‏شناختی مشابه با مفهوم مدارا است، می‏توان به پژوهش‏هایی اشاره کرد که رابطه بین ویژگی‏های شخصیتی و سازگاری را مورد بررسی قرار داده‏اند. از جمله مطالعه پورشهریار و همکاران (1387) که نشان دادند ویژگی شخصیتی انعطاف‏پذیری نقش مهمی در پیش‏بینی سازگاری فرد با دنیای پیرامون دارد. خدری و عسگری (1390) رابطه بین ویژگی‏های شخصیتی با سازگاری فردی و اجتماعی را مورد بررسی قرار داده که نتایج حاکی از نقش پیش‏بینی‏کننده پنج بعد شخصیتی داشت.

اما در مورد رابطه ویژگی‏های شخصیتی و مدارا در خارج از کشور نیز مطالعات بسیار معدودی انجام شده که می‏توان به مطالعه ویتنبرگ و باترس[14] (2012) اشاره کرد. آن‏ها در پژوهش خود به بررسی رابطه برخی ویژگی‏های شخصیتی با ابعاد مدارا پرداختند. ابعاد مدارا شامل مدارای عقیدتی، مدارای عملی و مدارای گفت‏وگو بود. نتایج نشان داد که ویژگی شخصیتی بازبودن و توافق‏پذیری پیش‏بینی‏کننده مدارای عقیدتی، ویژگی شخصیتی همدلی[15] (که مؤلفه‏های آن ارتباط نزدیکی با ویژگی توافق‏پذیری دارد) مهم‏ترین پیش‏بینی‏کننده مدارای گفت‏وگو است. ضمناً توافق‏پذیری و همدلی پیش‏بینی کننده مدارای عملی هستند. اما از آن جا که در گذشته مفهوم مدارا تحت عنوان تعصب صورت‏بندی می‏شد، بیش‏تر مطالعات در واقع تعصب را مورد بررسی قرار می‏دادند اما اخیراً با عنایتی که به ایضاح مفاهیم و واژگان صورت گرفته، این دو مفهوم به صورت جداگانه مورد بحث و بررسی قرار گرفته‏اند (Witenberg, 2007). با توجه با این گفته می‏توان به پژوهش‏هایی که پیرامون رابطه ویژگی‏های شخصیتی و تعصب صورت گرفته‏اند استناد کرد.

اکرمی و اکهمر[16] (2003) در پژوهش خود به این نتایج دست یافتند که میان ویژگی‏های شخصیتی بازبودن و توافق‏پذیری با تعصب رابطه معنی‏داری وجود دارد. در این تحقیق رابطه میان ویژگی‏های برون‏گرایی، وظیفه‏شناسی و روان نژندی با تعصب دیده نشد. پژوهشی دیگر درباره ویژگی شخصیتی بازبودن و نگرش‏های نژادی و تعصب نشان داد که افراد با ویژگی باز بودن نگرش‏های نژادی کمتری دارند (Flyn, 2005). مک فارلند[17] (2002) نیز در پژوهش خود رابطه بین ویژگی برون‏گرایی و تعصب را مورد تأیید قرار داد.

مطالعات دیگری هم به بررسی رابطه ویژگی‏های شخصیتی با متغیرهای روان‏شناختی و جامعه‏شناختی که متضمن مدارا هستند پرداخته‏اند. دوریز، سوئنز و بیرز[18] (2004) نسبت میان ویژگی شخصیتی بازبودن را در پیش‏بینی سبکی از هویت و دینداری که متناسب با مدارا با دیگران بود، مورد تأیید قرار دادند. دوریز و سوئنز (2006) نتایج پژوهش پیشین خود را مورد تأیید قرار دادند.

در مجموع می‏توان به سه دلیل عمده که این پژوهش را از دیگر پژوهش‏ها متمایز می‏کند، اشاره کرد. دلیل اول این است که مطالعات بسیار کمی چه در کشور و چه خارج از کشور، نسبت میان ویژگی‏های شخصیتی و مدارا را مورد بررسی قرار داده‏اند. دلیل دوم آن است که در اکثر مطالعات صورت گرفته ویژگی‏های شخصیتی با تعصب مورد بررسی قرار گرفته است در حالی‏که در تک پژوهش یافت شده (البته مطابق با بررسی‏های پژوهشگران) رابطه دو ویژگی شخصیتی با مدارا بررسی شده است. دلیل سوم این‏که پژوهشگران از ابزار متفاوت و جدیدی که امکان سنجش ابعاد مدارا را فراهم می‏کند، استفاده کرده‏اند. در مجموع این سه دلیل لزوم انجام این پژوهش را آشکار می‏سازد.

 

مبانی نظری پژوهش

مدارا را می‏توان عملی دانست که به مردم اجازه می‏دهد بدون اقدام به جنگ آزاردهنده علیه دیگران، عقاید یا ویژگی‏های آنان را دوست نداشته یا حتی از آن‏ها متنفر باشند (فلچر[19]، 1383). در بیانیه اصول مدارا که در طی نشست بیست و هشتمین کنفرانس عمومی یونسکو در 16 نوامبر 1995 مورد تصویب دولت‏ها قرار گرفت، مدارا تحت عنوان احترام گذاشتن، پذیرش و ارج نهادن به فرهنگ‏های متنوع پیرامونی و اشکال مختلف آزادی بیان تعریف شده است (Agius, ambrocewicz, 2003).

در بین صاحبنظران، مدارا به عنوان مفهومی چند بعدی در نظر گرفته شده است. فتحعلی در کتاب خود به بررسی انواع مدارا پرداخته است. به همین منظور وی سه نوع مدارای اخلاقی، دینی و سیاسی را از هم تفکیک می‏کند. تساهل اخلاقی عبارتست از محترم دانستن باورها و رفتارهای اخلاقی افراد و گروه‏های مختلف. مبنای اصلی تساهل اخلاقی نسبی‏گرایی اخلاقی است (فتحعلی، 44:1378). مدارای دینی، مدارا و تحمل در برابر باورها و رفتارهای مخالف دیگران، خصوصاً باورها و رفتارهای ادیان دیگر است (فتحعلی، 1378 :66). مدارای سیاسی به روش و منش حاکمیت باز می‏گردد و بیانگر آن است که حکومت باید در مقابل گروه‏ها و افراد مخالف مدارا کند و به دیدگاه آن‏ها احترام بگذارد (فتحعلی، 1378 :106). وگت نیز مدارا را به سه نوع مدارای سیاسی، اخلاقی و اجتماعی تقسیم‏بندی می‏کند (به نقل از عسگری، شارع‏پور، ارمکی، 1388). اما پیتر کینگ (king, 1976:40) در مدل خود درباره ابعاد مدارا چهار بعد را در نظر می‏گیرد که به نظر می‏رسد نسبت به دیگر مدل صورت جامع‏تری داشته باشد این ابعاد که مبنای این پژوهش هم قرار گرفته‏اند شامل مدارای عقیدتی، مدارای سیاسی، مدارای هویتی و مدارای رفتاری هستند.

مدارای عقیدتی را می‏توان مدارا نسبت به وجود یا بیان و یا تبلیغ عقایدی مخالف با عقاید عامل تساهل، مثل باور به دگر اندیشی، نسبی‏گرایی فرهنگی، عدم تعصب و باور به آزادی عقیده دیگران دانست. مدارای سیاسی به عنوان شناسایی حق گردهمایی صاحبان عقاید مختلف، ایجاد نهادهای مربوط به حل و فصل تضادها، حق اعتراض در قالب نشریات یا راهنمایی‏ها در نظر گرفته می‏شود. در تعریف مدارای هویتی، می‏توان به اعمال مدارا نسبت به ویژگی‏های دیگران مانند ملیت، دین و قومیت اشاره کرد. در نهایت مدارای رفتاری مفهومی است که مدارا نسبت به رفتارهای مختلف دیگران (قانونی و غیرقانونی) مانند روابط جنسی، رفتار با مجرمان و عدم سخت‏گیری نسبت به بعضی جرم‏ها در جامعه را در بر می‏گیرد.

در تبیین میزان مداراگری در گروه‏های مختلف، دیدگاه‏های گوناگونی وجود دارد که به بازشناسی عوامل مؤثر بر این رفتار اجتماعی کمک می‏کند. این تبیین‏ها بر عوامل هستی‏شناختی، زیست‏شناختی، جامعه‏شناختی و روان‏شناختی اجتماعی تأکید کرده‏اند (جهانگیری و افراسیابی، 1390). متفکرینی که مبنای هستی شناختی برای مدارا و عدم مدارا در نظر می‏گیرند، جهان هستی را سرشار از تفاوت‏ها، اختلافات و ناسازگاری میان موجودات از کوچک‏ترین ذرات الکترون و پروتون تا شب و روز می‏دانند. این تفاوت‏ها سراسر جهان را در بر گرفته و درگیری میان دو قطب مثبت و منفی، قوی و ضعیف، زشت و زیبا، خشن و نرم و... در همه جای هستی هویداست. قائلین به این رویکرد بر این باورند که ناسازگاری و عدم مدارا، در سرشت طبیعت بنا نهاده شده و عین عالم طبیعت است (فتحعلی، 1378: 29). لذا سازگاری در طبیعت امری فرعی و متاخر نسبت به مدارا است. بنابراین عدم مدارا پدیده‏ای هستی شناختی بوده به طوری که هستی و بودن به معنای عدم مدارا است و هر قدر تلاش کنیم از عدم مدارا گریزی نیست (جهانگیری و افراسیابی، 1390).

گروهی دیگر از متفکرین بر نقش عوامل زیست‏شناختی بر مدارا و عدم مدارا تأکید می‏کنند. اومبرتو اکو[20] (1378: 14) نشانه‏شناس و فیلسوف ایتالیایی قرن بیستم، براین باور بود که عدم مدارا صرفاً ریشه‏های زیست‏شناختی دارد. این ویژگی غریزی و زیست‏شناختی در میان جانورن به شکل قلمرو گزینی بروز می‏کند و بر واکنش‏های هیجانی غالباً سطحی بنیان نهاده شده است. ما به صورت غریزی افراد متفاوت با خود را دوست نداریم. عدم مدارا در برابر دیگران مانند غریزه تصاحب آن چه دوست دارند، یک ویژگی طبیعی است. اما انسان‏ها در طول زندگی مدارا را می‏آموزند؛ انسان‏ها به آرامی همان گونه که یاد می‏گیرند جسم خود را کنترل کنند، مدارا را نیز می‏آموزند. برخلاف این که انسان سریعاً موفق به کنترل جسم خود می‏شوند اما مدارا را با کمک تربیت مداوم برزگسالان به دست می‏آورند. از نظر وی انسان‏ها در زندگی روزمره خود، پیوسته در معرض تکانه حاصل از تفاوت و عدم مدارا قرار دارند (اکو، 1378: 15).

در رویکرد جامعه‏شناختی به مدارا بر نقش مؤثر نهادها و ساختارهای اجتماعی در رفتارهای مداراجویانه تأکید می‏شود. بر این اساس تفکیک و عدم تفکیک نهادی (برای مثال در باب دین و دولت)، موکول شدن محتوای فرهنگ به تشخیص دولت، نخبگان می‏توانند نقش مؤثری در گسترش رفتارهای مدارا جویانه در جامعه ایفا کنند (فراستخواه، 1389). همچنین مشارکت فرد در جامعه و حضور در یک شبکه ارتباطی متنوع و گسترده می‏تواند منبع قابل توجهی برای افزایش مدارای اجتماعی باشد (ایکدا و ریچی[21]، 2009؛ به نقل از گلابی و رضایی، 1392).

اما در رویکرد روان‏شناختی می‏توان روی عوامل شخصیتی متمرکز شد. با عنایت به یکی از معروف‏ترین نظریه‏های شخصیت به نام مدل پنج عامل بزرگ شخصیتی که توسط مک کری و کاستا (1999) ارائه شده تفاوت‏ها و تمایزهای موجود میان افراد در میزان مدارا را تبیین کرد. این پنج عامل به همراه خصائصی که هر کدام دارد در جدول 1 آمده است:

 

جدول 1- ویژگی‌های شخصیتی و رفتارهای متصف به آن‌ها

ویژگی‏های شخصیتی

رفتارهای متصف به این ویژگی‏ها

باز بودن

(opennes)

اهل مدارا، منعطف، دارای تفکرات روشنفکرانه، داشتن تفکرات متنوع و نگرش‏های غیر معمول

توافق‏پذیری

(agreeableness)

نوع دوستی، همکاری، نفع رساندن به دیگران، مهربان و خوش قلب بودن، اهل اعتماد به دیگران، اهل سازگاری و توافق

روان رنجوری

(neurosis)

بی‏ثباتی عاطفی، سطوح بالای بیماری‏های روانی و مستعد برای رفتارهای ناسازگارانه با دیگران

برون‏گرایی

(extraversion)

علاقه به تعاملات اجتماعی، اهل فعالیت، نیاز به تحریک داشتن و توانایی برای شادی

وظیفه‏شناسی

Conscientiousness))

خود- منضبطی، مسؤول بودن، کارآمدی و گرایش به رفتارهای متاملانه و دقیق

 

 

به نظر می‏رسد در تحلیل نظری ارتباطی بین این ویژگی‏ها و مدارای اجتماعی وجود داشته باشد. وگت (1997) منشأ مدارا را به ویژگی باز بودن نسبت می‏دهد، به طوری که این افراد از آن جا که قابلیت تطبیق و سازگاری در شرایط مختلف را دارند توانایی بیشتری جهت کنارآمدن با تکثر و تنوعات جامعه را داشته و در نتیجه دارای مدارای بیشتری هستند. ویژگی توافق‏پذیری هم علی‏رغم این که قابل تفکیک از ویژگی باز بودن است اما به دلیل داشتن حس مسؤولیت‏پذیری، رفتارهای موافق با هنجارها و ارزش‏ها جامعه و داشتن علاقه به همکاری با دیگران در فرد زمینه و ظرفیت مناسبی برای رفتارهای مداراجویانه فراهم می‏کند (Witenberg, 2007 & Vogt, 1997). از آن جایی که پژوهشگرانی چون وگت (1997)، ویتنبرگ (2012)، دوریز و سوئنز (2004) به رابطه میان ویژگی بازبودن و توافق‏پذیری با مدارا تأکید می‏کنند اما سه ویژگی دیگر کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته‏اند. به نظر می‏رسد با عنایت و توجه به مؤلفه‏های این سه ویژگی می‏توان از نظر مک کری و کاستا (1999) نسبت آن‏ها با ابعاد مدارای اجتماعی را تبیین کرد. در همین ارتباط از آن جا که افراد برون‏گرا تمایل زیادی برای تعاملات اجتماعی و انتقال عواطف به دیگران دارند(McCrae & Costa, 1999) در نتیجه تجاربی در ارتباط با دیگران و در گروه‏های اجتماعی به دست می‏آوردند که به فهم رفتار و همچنین سازگاری با دیگران (پورشهریاری و همکاران، 1387) کمک کرده و با توجه به پایداری هیجانی و سلامت روانی آن‏ها می‏تواند زمینه‏ساز مدارای اجتماعی باشد. در مورد ویژگی وظیفه‏شناسی نیز می‏توان گفت، این افراد به دلیل داشتن سلامت روانی بالا، علاقه به همکاری و همراهی با دیگران، ویژگی از خود گذشتگی (McCrae & Costa, 1999) و داشتن رفتارهای کمتر سلطه جویانه (Heaven & Bucci, 2001) تحمل بیشتری در پذیرش عقاید و رفتارهای دیگران داشته و مدارای بیشتری را نشان می‏دهند. اما در مورد ویژگی روان رنجورخویی، از آن جا که این افراد دارای ویژگی‏هایی چون دمدمی مزاجی، مضطرب بودن، غیر منطقی بودن و در نتیجه سلامت روانی پایین (McCrae & Costa, 1999) هستند، مستعد تعارض در روابط بوده که این عوامل زمینه را برای عدم پذیرش و کنار آمدن با دیگران فراهم می‏کنند.

 

روش‏شناسی

جمعیت و نمونه

روش این تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز تشکیل می‏دهند که در سال تحصیلی 1393-1392 مشغول به تحصیل بوده‏اند. لازم به ذکر است که دانشجویان کارشناسی به دلیل تمایل بیش‏تر و هم‏چنین به دلیل حضور مستمر و داشتن زمان کافی گزینه مناسب‏تری نسبت به دانشجویان تحصیلات تکمیلی برای پاسخگویی به سؤالات بودند.

شیوه نمونه‏گیری، خوشه‏ای چند مرحله‏ای بود. دانشگاه دارای یازده دانشکده است که از این میان سه دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، علوم پایه و فنی مهندسی به صورت تصادفی انتخاب شدند. از هر کدام از این دانشکده‏ها دو رشته به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب، و سپس لیستی از کلاس‏ها تهیه شد و پس از انتخاب کلاس‏ها، پژوهشگر با ارائه توضیحاتی پرسشنامه‏ها را بین دانشجویان تقسیم کرد. جامعه آماری دانشجویان کارشناسی 12769 بود که با فرمول کوکران حجم نمونه به اندازه 372 نفر تعیین شد که برای رسیدن به این حجم نمونه 390 پرسشنامه بین دانشجویان تقسیم شد اما 13 پرسشنامه به دلیل مخدوش بودن، از تحلیل کنار گذاشته شدند و در نتیجه حجم نمونه 377 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت.

 

نحوه سنجش متغیرها

در این پژوهش متغیر وابسته ابعاد مدارای اجتماعی و متغیر مستقل ویژگی‏های شخصیت می‏باشند. در این قسمت به نحوه سنجش متغیرهای تحقیق می‏پردازیم.

 

ابعاد مدارای اجتماعی

ابعاد مدارای اجتماعی در این پژوهش بر اساس تقسیم‏بندی پیتر کینگ (75:1976) شامل چهار بعد مدارای سیاسی، عقیدتی، رفتاری و هویتی می‏شود. شاخص‏های هر یک از این ابعاد در جدول 2 آمده است.

 

 

جدول 2- ابعاد مدارای اجتماعی و شاخص‌های هر یک از ابعاد

ابعاد مدارای اجتماعی

شاخص‏ها

 

مدارای سیاسی

موافقت با برگزاری تجمعات و میتینگ‏های احزاب مختلف، موافقت با برگزاری اجتماعات سیاسی در سطح دانشگاه، حق دادن به گروه‏های سیاسی مخالف برای راهپیمایی، پذیرش مکانیسم‏های غیر خشونت‏آمیز برای رفع تضادها در جامعه.

 

مدارای عقیدتی

اعتقاد به این که همه انسان‏ها طبق بیانیه حقوق بشر، حق آزادی مذهب، سکونت، بیان و غیره را دارند و همه با هم برابرند. باور به این که فرهنگ و عقاید و باورهای مختلفی در جهان وجود دارد و باید در عین اعتقاد به باورهای خویش به عقاید دیگران نیز احترام بگذاریم (نسبی‏گرایی فرهنگی).

 

مدارای رفتاری

مدارا نسبت به رفتارهای خارج از عرف اجتماعی نظیر روابط جنسی آزاد، مصرف مشروبات الکلی، مصرف مواد مخدر، ارتداد، فیلم‏های مستهجن، هم‏جنس‏گرایی، مدارا نسبت به مجرمان و نحوه برخورد با آن‏ها.

 

 

مدارای هویتی

این متغیر با استفاده از شش موقعیت که فرد در روابط خویش با دیگران ممکن است در آن قرار بگیرد، در ارتباط با پیروان ادیان دیگر، افرادی از ملیت‏های دیگر و قومیت‏های دیگر سنجیده می‏شود. این نوع موقعیت‏ها عبارتند از ازدواج، همسایگی، همسفرگی، شراکت، همنشینی و معامله. میزان تمایل فرد به قبول این موقعیت‏ها در ارتباط با افراد متعلق به ادیان، اقوام و ملیت‏های دیگر نشان‏دهنده میزان مدارای هویتی وی خواهد بود (شریعتی و همکاران، 1383).

 

 

شاخص‏های فوق از با استفاده از یک طیف پنج 5 قسمتی از یک تا پنج مورد اندازه‏گیری قرار گرفتند: 1- کاملاً مخالف، 2- مخالف، 3- تاحدودی، 4- زیاد، 5- خیلی زیاد

این پرسشنامه در پژوهش‏های شریعتی و همکاران (1383) و هم‏چنین ترکارونی (1388) مورد استفاده قرار گرفته است. در پژوهش ترکارونی تحلیل عاملی نشان داد که گویه‏های هریک از ابعاد از وزن بالایی برخوردار است و پرسشنامه اعتبار درونی بالایی دارد.

برای بررسی تعیین اعتبار پرسشنامه ابعاد مدارای اجتماعی، این پرسشنامه به تعدادی از استادان و کارشناسان برای بررسی اعتبار داده شد تا نظر خود را در این مورد ارائه کنند که این افراد اعتبار پرسشنامه را مورد تأیید قرار دادند. پایایی پرسشنامه هم از طریق آلفای کرونباخ محاسبه گردید.

 

ویژگی‏های شخصیتی

برای گردآوری داده‏ها جهت اندازه‏گیری ویژگی‏های شخصیتی، از پرسشنامه استاندارد نئو اف اف آی استفاده شد که به وسیله مک کری و کاستا برای اندازه‏گیری پنج عامل شخصیت (روان رنجورخویی، برون‏گرایی، توافق‏پذیری، باز بودن و وظیفه‏شناسی) تهیه شده است. فرم اصلی این پرسشنامه 240 سؤالی دارد و فرم تجدید نظر شده آن که در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است دارای 60 سؤال است. حق شناس (1385) ثبات درونی براساس ضریب آلفا برای ویژگی‏های شخصیتی را از داده‏های مربوط به گروهی از متقاضیان استخدام (1539 نفر) محاسبه کرد و ضرایب 86.، 77.، 73.، 68.، و 81. درصد را به ترتیب برای شاخص‏های روان رنجورخویی، برون‏گرایی، توافق‏پذیری، بازبودن و وظیفه‏شناسی به دست آورد. هم‏چنین روشن چسلی و همکاران (1385) به تحلیل عاملی پرداخته و اعتبار و پایایی پرسشنامه را مورد تأیید قرار دادند.

تعداد سؤالات مربوط به هریک از متغیرها (مستقل و وابسته) به همراه ضریب آلفای کرونباخ در جدول 3 آمده است.

جدول 3- ضریب آلفای کرونباخ متغیرهای پژوهش

 

ابعاد مدارا

تعداد گویه

ضریب آلفای کرونباخ

مدارای سیاسی

6

71.

مدارای عقیدتی

6

72.

مدارای رفتاری

12

88.

مدارای هویتی

18

82.

بازبودن

12

0.72

توافق‏پذیری

12

0.81

روان رنجورخویی

12

0.71

برون‏گرایی

12

0.82

وظیفه‏شناسی

12

0.79

یافته‏های پژوهش

در این بخش یافته‏های حاصل از تحلیل داده‏های پژوهش گزارش خواهد شد. جدول 4 در برگیرنده شاخص‏های گرایش مرکزی و پراکندگی متغیرهای پژوهش است

 

 

جدول 4- شاخص‏های توصیفی متغیرهای پژوهش

متغیرها

میانگین

انحراف استاندارد

کمینه

بیشینه

کجی

کشیدگی

مدارای عقیدتی

75/18

38/4

7

35

12/0

96/0

مدارای رفتاری

07/27

39/10

11

60

90/0

07/0

مدارای سیاسی

09/10

03/3

2

15

26/0-

61/0-

مدارای هویتی

23/69

65/11

30

95

35/0-

37/0

مدارای اجتماعی

41/139

37/19

72

193

34/0-

71/0

بازبودن

12/37

43/4

24

50

08/0-

07/0

روان رنجورخویی

17/34

55/6

14

57

37/0-

72/0

توافق‏پذیری

50/39

39/5

24

53

05/0

09/0-

برون‏گرایی

22/26

76/4

10

37

15/0-

04/0

وظیفه‏شناسی

57/41

60/7

15

60

13/0

26/0-

 

در جدول فوق می‏توان میانگین، انحراف استاندارد، کمترین نمره، بیشترین نمره، کجی و کشیدگی توزیع نمرات گزارش شده است. بر اساس نتایج آزمون کلموگروف اسمیرنوف توزیع تمام متغیرها نزدیک به نرمال بود.

برای بررسی رابطه بین متغیرها از روش همبستگی پیرسون استفاده شده است (جدول 5).

 

 

جدول 5- ضریب همبستگی و سطح معنی داری بین متغیرهای مستقل و وابسته

 

مدارای اجتماعی

مدارای هویتی

مدارای سیاسی

مدارای رفتاری

مدارای عقیدتی

متغییر وابسته

 

متغییر مستقل

07/0

24/0

0.17**

0.04

0.26**

0.000

0.09

0.13

0.08

0.16

بازبودن

سطح معنی‏داری

06/0

32/0

0.04-

0.427

0.20-**

0.00

0.09

0.138

0.11-

0.059

روان رنجورخویی

سطح معنی‏داری

01/0-

92/0

0.28**

0.000

0.38**

0.000

0.35- **

0.000

0.27**

0.000

توافق‏پذیری

سطح معنی‏داری

02/0

69/0

0.025**

0.000

0.24**

0.000

0.21-**

0.000

0.08

0.19

برون‏گرایی

سطح معنی‏داری

21/0**

00/0

0.21**

0.000

0.38**

0.000

0.44-**

0.000

0.15**

0.01

وظیفه‏شناسی

سطح معنی‏داری

01/0P<  : **

 

 

به منظور بررسی سهم هر یک از ویژگی‏های شخصیتی در پیش‏بینی ابعاد مدارای اجتماعی از تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام استفاده شد. همان‏گونه که در بخش شاخص‏های توصیفی مشاهده شد، توزیع نمرات در تمامی متغیرها نزدیک به حالت نرمال بود. هم‏چنین شاخص تلرنس در برون‏داد تحلیل‏رگرسیون نشان داده است که هم‏خطی چندگانه بین ویژگی‏های شخصیتی وجود ندارد (بیش از 80/0 در تمامی موارد). جدول 6 خلاصه تحلیل رگرسیون مدارای عقیدتی بر پایه ویژگی‏های شخصیتی را نشان می‏دهد.

 

 

جدول 6- خلاصه رگرسیون مدارای عقیدتی بر پایه ویژگی‏های شخصیت

مدل

متغیر(های)پیشبین

R

R2

خطای استانداری برآورد

F

معنی‏داری

β

t

معنی‏داری

1

توافق‏پذیری

27/0

07/0

20/4

99/18

00/0

26/0

36/4

00/0

 

 

در تحلیل رگرسیون معلوم شد که از پنج ویژگی شخصیتی تنها توافق‏پذیری توانست پیش‏بینی‏کننده مدارای عقیدتی باشد. این متغیر توانست به میزان هفت درصد واریانس مدارای عقیدتی را پیش‏بینی کند. اگر چه میزان واریانس تبیین شده اندک است اما بر اساس آماره F به لحاظ آماری می‏تواند قابل توجه باشد (01/0P<). ضریب استاندارد شده شیب رگرسیون (β) نشان‏دهنده شدت و جهت تغییرات همزمان دو متغیر است. به عبارت دیگر به ازای هر واحد انحراف استاندارد افزایش در نمره توافق‏پذیری، نمره مدارای عقیدتی 26/0 انحراف استاندارد افزایش می‏یابد.

در تحلیل دوم مدارای رفتاری به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شد. در جدول 7 می‏توان نتایج تحلیل رگرسیون مدارای رفتاری بر پایه ویژگی‏های شخصیت را مشاهده کرد.

 

 

جدول 7- خلاصه رگرسیون مدارای رفتاری بر پایه ویژگی‏های شخصیت

مدل

متغیر(های) پیشبین

R

R2

خطای استانداری برآورد

F

معنی‏داری

β

t

معنی‏داری

1

وظیفه‏شناسی

44/0

20/0

30/9

13/66

00/0

44/0-

13/8-

00/0

2

وظیفه‏شناسی

47/0

22/0

19/9

96/37

00/0

36/0-

99/5-

00/0

 

و توافق‏پذیری

 

 

 

 

 

17/0-

84/2-

00/0

3

وظیفه‏شناسی

48/0

23/0

13/9

01/27

00/0

39/0-

33/6-

00/0

 

توافق‏پذیری

 

 

 

 

 

20/0-

25/3-

00/0

 

و روان رنجوری

 

 

 

 

 

12/0-

05/2-

04/0

 

 

بر اساس نتایج وظیفه‏شناسی، توافق‏پذیری و روان رنجور خویی توانستند مدارای رفتاری را پیش‏بینی کنند. در گام آخر با اضافه شدن روان رنجورخویی میزان واریانس تبیین شده، به 23 درصد رسید. مقادیر F برای هر سه مدل به لحاظ آماری معنادار است و نشان می‏دهد که میزان واریانس تبیین شده در هر سه مدل قابل توجه است.

در جدول فوق هم‏چنین می‏توان ضرایب استاندارد شده شیب رگرسیون را مشاهده کرد. در مدل اول ضریب شیب رگرسیونی وظیفه‏شناسی برابر با 44/0- است. این ضریب منفی نشان می‏دهد که تغییر نمرات وظیفه‏شناسی و مدارای رفتاری در جهت معکوس است. به عبارت دیگر به ازای هر واحد انحراف استاندارد افزایش در نمره وظیفه‏شناسی نمره مدارای رفتاری به میزان 44/0 انحراف استاندارد کاهش می‏یابد. ضرایب رگرسیونی در مدل پایانی برای وظیفه‏شناسی، توافق‏پذیری و روان رنجوری به ترتیب برابر با 39/0-، 20/0- و 12/0- است. تمامی این ضرایب منفی هستند و رابطه منفی با مدارای رفتاری را بازنمایی می‏کنند. مقادیر t نشان داد که میزان شیب رگرسیون تمامی متغیرهای پیش‏بین به لحاظ آماری معنادار است. قابل ذکر است که در مدل سوم ضریب شیب رگرسیون روان رنجور خویی تنها در سطح 05/0 معنادار است.

جدول 8 نتایج تحلیل رگرسیون مدارای سیاسی بر پایه ویژگی‏های شخصیتی را نشان می‏دهد.

 

 

جدول 8- خلاصه رگرسیون مدارای سیاسی بر پایه ویژگی‏های شخصیت

مدل

متغیر(های) پیشبین

R

R2

خطای استانداری برآورد

F

معنی‏داری

β

t

معنی‏داری

1

وظیفه‏شناسی

38/0

14/0

79/2

86/44

00/0

38/0

70/6

00/0

2

وظیفه‏شناسی

44/0

19/0

71/2

19/32

00/0

26/0

21/4

00/0

 

و توافق‏پذیری

 

 

 

 

 

25/0

11/4

00/0

2

وظیفه‏شناسی

47/0

22/0

67/2

74/25

00/0

25/0

09/4

00/0

 

توافق‏پذیری

 

 

 

 

 

22/0

61/3

00/0

 

و بازبودن

 

 

 

 

 

18/0

25/3

01/0

 

نتایج نشان داد که بهترین پیش‏بین برای مدارای سیاسی وظیفه‏شناسی و پس از آن توافق‏پذیری و بازبودن است. با اضافه شدن باز بودن در گام آخر میزان واریانس تبیین شده در مجموع به 22 درصد رسید. مقادیر F برای هر سه مدل به لحاظ آماری معنادر بود و نشان داد که میزان واریانس تبیین شده قابل توجه است.

ضرایب شیب رگرسیون و مقادیر t متناظر با هر ضریب نیز در جدول قابل مشاهده است. ضریب استاندارد شده شیب رگرسیون وظیفه‏شناسی روی مدارای سیاسی 38/0 بود. این ضریب مثبت است و نشان می‏دهد تغییر نمرات مدارای سیاسی و وظیفه‏شناسی هم جهت است. ضریب رگرسیون توافق‏پذیری و باز بودن نیز روی مدارای سیاسی مثبت و معنادار بود. در مدل پایانی ضرایب رگرسیون وظیفه‏شناسی، توافق‏پذیری و بازبودن روی مدارای سیاسی به ترتیب برابر با 25/0، 22/0 و 18/0 بود.

نتایج تحلیل رگرسیون مدارای هویتی بر پایه ویژگی‏های شخصیت را می‏توان در جدول 9 مشاهده کرد.

 

 

جدول 9- خلاصه رگرسیون مدارای هویتی بر پایه ویژگی‏های شخصیت

مدل

متغیر(های) پیش‏بین

R

R2

خطای استانداری برآورد

F

معنی‏داری

β

t

معنی‏داری

1

بازبودن

28/0

08/0

24/11

18/23

00/0

28/0

81/4

00/0

2

بازبودن

33/0

11/0

08/11

49/16

00/0

23/0

77/3

00/0

 

برون‏گرایی

 

 

 

 

 

18/0

02/3

00/0

01/0P<  : **

 

 

بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون بازبودن و برون‏گرایی توانستند به طور معنادار واریانس نمرات مدارای هویتی را پیش‏بینی کنند. در نهایت با اضافه شدن برون‏گرایی میزان واریانس تبیین شده به 11 درصد افزایش یافت. مقادیر F تأییدی بر کارآمدی مدل‏های رگرسیونی فوق برای پیش‏بینی مدارای هویتی بود.

ضریب رگرسیونی باز بودن و برون‏گرایی روی مدارای هویتی مثبت بود. در مدل نهایی نشان داده شد که به ازای هر واحد افزایش در نمره باز بودن، نمره مدارای هویتی به میزان 23/0 انحراف استاندارد افزایش می‏یابد. این میزان افزایش در نمرات مدارای هویتی به ازای تغییر نمرات برون‏گرایی 18/0 انحراف استاندارد بود. بر اساس مدل‏های رگرسیونی چندگانه فوق ویژگی‏های شخصیتی توانستند در تبیین واریانس مؤلفه‏های مدارای اجتماعی نقش قابل توجهی داشته باشند.

به منظور تعیین سهم هر یک از عوامل پنج گانه شخصیت در پیش‏بینی ابعاد مدارای اجتماعی از تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام استفاده شد. نتایج تحلیل را می‏توان در جدول 10 مشاهده کرد.

 

 

جدول 10- خلاصه رگرسیون مدارای اجتماعی بر پایه ویژگی‏های شخصیت

متغیرپیش بین

R

R2

خطای استانداری برآورد

F

معنی‏داری

β

T

معنی‏داری

وظیفه شناسی

21/0

05/0

05/19

63/12

00/0

21/0

81/4

00/0

 

 

بر پایه نتایج وظیفه‏شناسی، تنها پیش بین معنادار برای مدارای اجتماعی بود. میزان واریانس تبیین شده 5 درصد است. شاخص F برای مدل به لحاظ آماری معنادر بود و نشان داد که میزان واریانس تبیین شده قابل توجه است. ضریب شیب رگرسیون و ارزش t متناظر نیز در جدول قابل مشاهده است. ضریب استاندارد شده شیب رگرسیون وظیفه‏شناسی روی مدارای اجتماعی 21/0 بود. این ضریب مثبت است و نشان می‏دهد تغییر نمرات مدارای اجتماعی و وظیفه‏شناسی هم جهت است. به عبارت دیگر با افزایش میزان وظیفه‏شناسی، میزان مدارای اجتماعی افزایش می‏یابد. این افزایش در ازای هر واحد انحراف استاندارد در وظیفه‏شناسی 21/0 انحراف استاندارد مدارای اجتماعی است.

 

بحث و نتیجه

همان‏طور که اشاره شد این پژوهش در پی پیش‏بینی ابعاد مدارای اجتماعی بر اساس ویژگی‏های شخصیتی می‏باشد. یافته‏ها نشان داد که متغیر توافق پذیری پیش‏بینی‏کننده مثبت مدارای عقیدتی است که با مطالعه ویتنبرگ و باترس (2012) مبنی بر نقش پیش‏بینی‏کنندگی توافق‏پذیری برای مدارای عقیدتی همخوان است. البته با توجه به این که مطالعات بسیار کمی نسبت میان این دو متغیر را بررسی کرده‏اند می‏توان از متغیرهایی که به لحاظ اشتراک در مؤلفه‏‏ها شبیه ویژگی شخصیت توافق‏پذیری و مدارای عقیدتی باشند، به عنوان پیشینه مطرح کرد؛ براین اساس از آن جا که افراد دارای ویژگی توافق‏پذیری تمایل زیادی به تعاملات اجتماعی و هم چنین همیاری دارند، می‏توان به پژوهش‏هایی که رابطه بین مشارکت اجتماعی و مدارا را تأیید کرده‏اند اشاره کرد (شارع‏پور، ارمکی و عسگری، 1388؛ گلابی و رضایی، 1392). پژوهش‏های دیگری نیز نسبت میان توافق‏پذیری و نوعی از دینداری که مبتنی بر تحمل و مدارا با عقاید دیگران است را تأیید کرده‏اند (دوریز و همکاران، 2004؛ دوریز و همکاران، 2006، دوریز، اسمیث و گوسنز[22]، 2008). با این توصیف به نظر می‏رسد افراد دارای ویژگی توافق‏پذیری به دلیل حضور مستمر و فعال در جامعه، شناخت بیش‏تری نسبت به تنوع و تکثر عقاید، اندیشه‏های مخالف و حقوق دیگران داشته که این شناخت اجتماعی نقش مهمی در نسبی‏گرایی و عدم مطلق‏گرایی که از مؤلفه‏های اصلی مدارای عقیدتی است، ایفا می‏کند. 

نتیجه به دست آمده در مورد مدارای رفتاری نشان می‏دهد که بهترین پیش‏بینی‏کننده، متغیر وظیفه‏شناسی و سپس متغیر توافق‏پذیری است، به طوری که وظیفه‏شناسی و توافق‏پذیری توانستند به صورت منفی مدارای رفتاری را پیش‏بینی کنند که با پژوهش گلابی و رضایی (1392) مبنی بر رابطه منفی بین مدارای رفتاری و مشارکت اجتماعی همسو بوده (چنان‏که پیش‏تر اشاره شد، متغیر مشارکت اجتماعی با برخی ویژگی‏های شخصیتی مثل توافق‏پذیری و در این جا وظیفه‏شناسی تناسب و تلائم زیادی دارد) و با پژوهش ویتنبرگ و باترس (2012) مبنی بر رابطه مثبت بین ویژگی توافق‏پذیری با مدارای رفتاری ناهمخوان است.

در تبیین این یافته می‏توان گفت که چون افراد دارای ویژگی وظیفه‏شناسی و توافق‏پذیری نسبت به هنجارهای جامعه احساس مسؤولیت می‏کنند، و به دلیل متفاوت بودن این ارزش‏ها و هنجارها در جوامع مختلف، در کشورهایی مثل ایران که بافت دینی حاکم بر کنش‏های افراد است، مؤلفه‏های مدارای رفتاری از قبیل روابط جنسی خارج از چارچوب زناشویی، جرم، مصرف مشروبات الکلی، پخش فیلم‏های مستهجن، همجنس‏گرایی و ... جزء تابوهای اجتماعی محسوب می‏شوند که با توجه به این امر رابطه منفی میان این ویژگی‏ها و مدارای رفتاری منطقی به نظر می‏رسد. همسو با این سخن، ماکس وبر[23] (375:1382) بر موضع‏گیری بافت فرهنگی- اجتماعی هر جامعه مانند دین در جهت نفی برخی امور تأکید کرده که به تنش میان چارچوب‏های فرهنگی با این امور منجر می‏شود؛ به طوری که دینداران به تبعیت از این شرایط فرهنگی همین موضع‏گیری را نشان می‏دهند. قواعد اخلاقی و احکام صریح سنت دینی همه ادیان و به خصوص اسلام درباره روابط جنسی و سایر رفتارهای مجرمانه که در قوانین جزایی اسلام آمده، موجب می‏شود میزان مدارا نسبت به این امور کم باشد (شریعتی و همکاران، 1383).

یافته دیگر نشان داد که ویژگی وظیفه‏شناسی، توافق‏پذیری و بازبودن، مدارای سیاسی را به صورت مثبت پیش‏بینی می‏کند. این یافته‏ها همسو با پژوهش‏های مک‏کری (1996)، مک‏کری و کاستا (1985 : به نقل از شولتز و شولتز، 1379)، پاتو[24] (1994)، استریفیلر و مک نالی[25](1998)، ساسییر[26](2000) مبنی بر رابطه بین بازبودن با ارزش‏های سیاسی- اجتماعی لیبرال و اکهمر، اکرمی (2003) در مورد رابطه باز بودن و توافق‏پذیری با تعصب، مک فارلند[27] (2002) رابطه منفی وظیفه‏شناسی با تعصب همسو بود. در تبیین نسبت میان ویژگی باز بودن و مدارای سیاسی می‏توان به گفته وگت (1997) اشاره کرد که باز بودن را منشا مدارا در نظر می‏گیرد. به طوری که این افراد به دلیل ساختار نفوذپذیر آگاهی‏شان، به جستجوگری و چالش، کشف تجربه‏های جدید و تغییر گرایش داشته که این عامل زمینه را برای مواجهه با گروه‏های مختلف سیاسی- اجتماعی فراهم می‏کند. در همین ارتباط، می‏توان به بررسی‏هایی اشاره کرد که رشد اخلاقی بالا در این افراد را تأیید کرده است (دوریز و همکاران، 2004). به نظر می‏رسد رشد اخلاقی بالا، تمایل به تغییر و جستجوگری این افراد زمینه را برای رفع تضادها در جامعه، پذیرش حق اعتراض و تحمل مخالفان از طریق مکانیزم‏های غیر خشونت‏آمیز فراهم می‏کند.

در مورد یافته مربوط به ویژگی توافق‏پذیری می‏توان بر تبیین‏هایی که پیشتر ذکر شد نکاتی را  افزود. چرا که پژوهش‏ها نشان می‏دهد این افراد به دلیل سازگاری (خدری، عسگری، 1390) و شبکه اجتماعی گسترده و متنوعی که دارند با تکثر آراء پیرامون موضوعات سیاسی- اجتماعی بهتر کنار می‏آیند.

قابل توجه است که نتایج از بین این سه ویژگی بر نقش مهم‏تر متغیر پیش‏بینی‏کننده وظیفه‏شناسی در تبیین مدارای سیاسی تأکید می‏کند. مک‏کری و کاستا (1999) این افراد را مسؤولیت‏پذیر، قابل اعتماد و کارآمد در نظر گرفته به طوری که این ویژگی‏ها نقش مهمی در ایجاد سلامت هیجانی و سرمایه اجتماعی برای فرد ایفا می‏کنند. با توجه به پژوهش‏هایی که مدارا را نیازمند سطوحی از سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد اجتماعی، روابط گسترده، تعهد و مسؤولیت‏پذیری دانسته‏اند (شارع‏پور، ارمکی، عسکری، 1388) می‏توان گفت افراد دارای ویژگی وظیفه‏شناسی (که مؤلفه‏هایی شبیه به سرمایه اجتماعی دارد) آمادگی بیش‏تری برای انجام کنش‏های مسالمت‏آمیز در حوزه سیاسی – اجتماعی دارند.

یافته دیگر مربوط به بعد مدارای هویتی است. نتایج نشان داد که افراد با ویژگی باز بودن و برون‏گرایی توانستند پیش‏بینی کننده مثبت مدارای هویتی باشند. طبق گفته کینگ (1976) به لحاظ مفهومی مدارای هویتی دارای سه مؤلفه دین، قومیت و ملیت می‏شود. همسو با این یافته، می‏توان به پژوهش‏های (دوریز، 2004، 2006، 2008) اشاره کرد که نسبت میان باز بودن و دینداری مبتنی بر مدارا را تأیید کرده‏اند. مطالعات دیگری نیز نشان داد افرادی که دارای قوم مداری و جامعه‏پذیری قومی هستند (هویت قومی) مدارای اجتماعی کمتری دارند (بهشتی و رستگار، 1392). از آن جا که افراد قوم مدار، گرایش‏های متعصبانه دارند، می‏توان پژوهش‏هایی را ذکر کرد که این گفته را تأیید کند. برای مثال اکهمر و همکاران (2003) رابطه منفی بین بازبودن و تعصب را تأیید کرده‏اند. متغیر بعدی ویژگی برون‏گرایی بود که توانست مدارای هویتی را البته با میزان کمتری نسبت به باز بودن پیش‏بینی کند. نتایج پژوهش‏های پیشین در مورد رابطه برون‏گرایی با مدارا مبهم می‏باشد. به طوری که اغلب پژوهش‏ها که نسبت میان تعصب و مدارا با ویژگی‏های شخصیتی را مورد برسی قرار داده‏اند، از بعد برون‏گرایی استفاده نکرده‏اند، که می‏توان به پژوهش ویتنبرگ و باترس (2012) اشاره کرد. اما در پژوهش دیگری که اکهمر و همکاران (2003) انجام داده‏اند رابطه معناداری میان برون‏گرایی و تعصب یافت نشد که با پژوهش حاضر ناهمخوان می‏باشد. در توجیه این یافته می‏توان گفت که به نظر می‏رسد افراد برون‏گرا به این دلیل که تمایل زیادی به مشارکت اجتماعی دارند، می‏توانند افراد مداراگری باشند اما این گرایش به تعاملات اجتماعی لزوما منجر به مدارا نمی‏شود چرا که صرف حضور و تمایل در جامعه تبیین‏کننده مدارای اجتماعی نیست و به نظر می‏رسد عوامل دیگری نیز مشارکت داشته باشند. به هر حال نیاز است مطالعات بیش‏تری جهت وضوح بیش‏تر این یافته انجام شود.

در زمینه نقش پیش‏بینی‏کنندگی ویژگی‏های شخصیتی برای کل مدارای اجتماعی نتایج نشان داد که تنها بعد وظیفه‏شناسی نقش پیش‏بینی‏کنندگی نشان می‏دهد. به نظر می‏رسد از آن‏جا که ویژگی وظیفه‏شناسی به دلیل خصوصیاتی چون اعتماد اجتماعی بالا، تعهد و مسؤولیت اجتماعی، روابط اجتماعی و همچنین مشارکت اجتماعی محتوی اجتماعی بیش‏تری نسبت به دیگر ابعاد دارد توانست بر مدارای اجتماعی تأثیر خود را نشان دهد.

 

پیشنهادها

در این زمینه می‏توان به دو پیشنهاد که نهادهای اثرگذار در حوزه تعلیم و تربیت باید آن‏ها را به کار گیرند، اشاره کرد:

1- از آن‏جا که مطالعات اخیر ویژگی‏های شخصیتی را به عنوان مقولاتی که از تعامل بین جامعه و وراثت ناشی می‏شوند مشخص کرده، نقش نهادهایی که به نوعی در امر تعلیم و تربیت جامعه سهیم هستند بیش‏تر احساس می‏شود. با این توصیف پیشنهاد می‏شود در نهادی چون آموزش و پرورش برنامه‏ریزی جهت اثرگذاری و رشد ویژگی‏هایی چون وظیفه‏شناسی، توافق‏پذیری و باز بودن در کودکان و نوجوانان ایجاد شود چرا که در نتیجه چنین کاری می‏توانیم شاهد افزایش مدارا در جامعه باشیم.

2- نهاد دانشگاه که به نوعی برنامه‏ریزی‏های آن باید تداوم و استمرار فعالیت‏هایی باشد که در آموزش و پرورش صورت گرفته نیز می‏تواند نقش مهمی داشته باشد. با عنایت به این موضوع معاونت فرهنگی- اجتماعی دانشگاه‏ها که به نوعی متولی مقوله فرهنگ در فضای دانشگاه هستند با استفاده از استادان مجرب و با توجه ویژگی‏های شخصیتی اثرگذار در افزایش مدارا برنامه‏های آموزشی برای دانشجویان تدارک ببینند.

 

پیشنهاد کاربردی

با عنایت به این‏که پژوهش‏های بسیار معدودی نسبت میان ویژگی‏های شخصیتی و ابعاد مدارای اجتماعی را بررسی کرده‏اند، نیاز است مطالعات بیشتری در این زمینه انجام شود. ضمناً با توجه به اینکه این پژوهش در نمونه دانشجویان انجام شده برای وضوح و روشن شدن روابط میان متغیرها لازم است پژوهش‏های دیگری در نمونه‏های متفاوت انجام شود. لازم به ذکر است نسبت میان برون‏گرایی با مدارای اجتماعی در پژوهش حاضر و پژوهش‏های گذشته متفاوت است که نیاز پژوهش‏های بیشتری صورت گیرد. بهتر است تفاوت‏های جنسیتی نیز مد نظر قرار گیرد. از آن‏جا که در پژوهش‏های گذشته بیش‏تر بر نقش روابط مستقیم میان ویژگی‏های شخصیتی و مدارا تأکید شده، به نظر می‏رسد مناسب است که پژوهش‏های آینده نقش متغیرهای میانجی نظیر سبک‏های هویت، سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، بهزیستی روان‏شناختی را نیز مورد بررسی قرار دهند.



1 Williams

2 Tolerance

[3] Recriminations

[4] absolutism

[5] Habermas

6 personality Traits

7 Schultz

[8] big five

[9] neurosis

[10] extraversion

[11] opennes

12 agreeableness

13 conscientiousness

1 Witenberg & Butrus

2 empathy

[16] Akrami & Ekehammar

[17] McFarland

[18] Duriez & Soenens & Beyers

[19] Flacher

[20] Eco

[21] Ikeda & Richi

[22] Smits & Goossens

[23] Max Weber

[24] Patto

[25] Streyffeler & McNally

[26] Saucier

[27] McFarland

منابع

اکو، ا. (1378). تعاریف بی‏مدارایی، در تسامح از دیروز تا امروز، ترجمه: مازیار مهیمنی و محمد رضا شیخ محمدی، تهران: نشر ثالث.

بشیریه، ح. (1374). دولت عقل: ده گفتار در فلسفه و جامعه‏شناسی سیاسی، تهران: موسسه نشر علوم نوین. 

بهشتی، ص. و رستگار، ی. (1392). «تبیین جامعه‏شناختی مدارای اجتماعی و ابعاد آن در بین اقوام ایرانی»، مجله مسائل اجتماعی ایران، سال 4، ش2، ص 35-7

بهمن‏پور، ث. (1378). بردباری اجتماعی و نشانگان فرهنگی، پایان‏نامه کارشناسی ارشد جامعه‏شناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی.

پورشهریار، ح.؛ رسول‏زاده طباطبایی، ک.؛ خداپناهی، م.؛ کاظم‏نژاد، ا. و خفری، ث. (1387). «بررسی رابطه بین سطوح سازگاری و رگه‏های شخصیتی نوجوانان»، مجله علوم رفتاری، دوره2، ش2، ص106-97

جهانگیری، ج. و افراسیابی، ح. (1390). «مطالعه خانواده‏های شهر شیراز در زمینه عوامل و پیامدهای مدارا»، مجله جامعه‏شناسی کاربردی، سال بیست و دوم، شماره سوم، ص 175-153

حق‏شناس، ح. (1385). طرح پنج عاملی ویژگی‏های شخصیت: راهنمای تفسیر و هنجارها، شیراز: انتشارات دانشگاه علوم پزشکی شیراز.

خدری، ز. و عسگری، پ. (1390). «مقایسه ویژگی‏های شخصیتی و سازگاری فردی - اجتماعی نوجوانان تک والد و دو والد شهر اصفهان»، مجله روان‏شناسی کاربردی، دوره 5، ش 19، ص55-45.

شارع‏پور، م.؛ آزاد ارمکی، ت. و عسکری، ع. (1388). «بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با مدارا در بین دانشجویان دانشکده‏های علوم اجتماعی دانشگاه تهران و علامه طباطبایی»، مجله انجمن جامعه‏شناسی ایران، دوره 10، ش 1، ص 98-64.

شریعتی، س.؛ سراج‏زاده، ح. و صابر، س. (1383). «بررسی رابطه میزان و انواع دینداری و مدارای اجتماعی»، مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، دوره 1، ش 4، ص 142-109.

شولتز، د. و شولتز، ا. (1383). نظریه‏های شخصیت، ترجمه: سید محمدی، تهران: انتشارات نشر ویرایش.

صابر، س. (1384). بررسی رابطه میزان و انواع دینداری با مدارای اجتماعی، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، رشته جامعه‏شناسی، تهران: دانشگاه تربیت معلم تهران.

فتحعلی، م. (1378). تساهل و تسامح اخلاقی، دینی و سیاسی، قم: انتشارات موسسه فرهنگی طه.

فلچر، ج. (1383). بی‏ثباتی در تساهل، در مجموعه مقالات تساهل، گردآورنده: دیوید هید، ترجمه: پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

گلابی، فا. و رضایی، ا. (1392). «بررسی تأثیر مشارکت اجتماعی بر مدارای اجتماعی در دانشجویان دختر»، مجله مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دوره دوم، شماره یک، ص86-61

مهدی، ع. (1372). «عدم تحمل در فرهنگ ایرانی-اسلامی»، مجله کنکاش، دفتر دهم، ص 45-35.

هابرماس، ی. (1379). «کنش ارتباطی بدیل خشونت»، ترجمه: ابراهیم سلطانی، مجله کیان، ش 45، ص 159-157.

وبر، م. (1382). دین، قدرت و جامعه، ترجمه: احمد تدین، تهران: انتشارات هرمس.

ویلیامز، ب. (1377). «آیا مدارا فضیلتی محال است؟»، مجله کیان، ش 45، ص 51-48.

Agius, E. & Ambrosewicz, J. (2003) Toward a culture of tolerance & peace, saint-mathiea street montreal (Quebec) Canada, http://www.ibcr.org

Duriez, B. Soenens, B. & Beyers, W. (2004) "Personality, Identity Styles and Religiosity: An Integrative Study among Late Adolescents in Flanders (Belgium)". Journal of Personality, No.72, p 877–910.

Duriez, B. & Soenens, B. (2006) "Personality, Identity Styles and Religiosity: An Integrative Study among Late and Middle Adolescents". Journal of Adolescence, No. 29, p 119–135.

Duriez, B. Smits, L. & Goossens, L. (2008) "The Relation between Identity Styles and Religiosity in Adolescence: Evidence from a Longitudinal Perspective". Journal Personality and Individual Differences, No. 44, p 1022-1031

Ekehammar, B. Akrami, N. & Araya, T. (2003) "The Relation between Personality and Prejudice: A Variable- and a Person-Centred Approach". European Journal of Personality, No. 17, p 449-464.

Flynn, F. J. (2005) "Having an Open mind: The Impact of Openness to Experience on Interracial Attitudes and Impression Formation". Journal of Personality and Social Psychology, No. 88, p 816–826.

Heaven, P. C. L. & Bucci, S. (2001) "Right-Wing Authoritarianism, Social Dominance Orientation and Personality: An Analysis Using the IPIP Measure". European Journal of Personality, No. 15, p 49–56.

King, P. (1976) Toleration, London: George Allen & Unwin

Kobayashi, T. (2010) "Social Bridging Social Capital in OnlineCommunities: Heterogeneity and Social Tolerance of Online Game Players in Japan". Journal of Human Communication Research, No. 36, p 546-569.

McCrae, R. R. & Costa, P. T. Jr. (1999) A Five-factor Theory of personality. In L. A. Pervin & O. P. John (Eds.), Handbook of personality: Theory and research (2nd Ed. p 139–153). New York: Guilford Press.

McCrae, R. R. (1996) "Social Consequences of Experiential Openness". Psychological Bulletin, No. 120, p  323–337.

McFarland, S. G. & Mattern, K. (2002) Generalized explicit and implicit prejudice. Postersession presented at the annual meeting of the Society for Personality and Social Psychology, Savannah, GA.

Djupe, A. Paul and Calfano, Brian, R. (2012) "American Muslim Investment in Civil Society: Political Discussion, Disagreement, and Tolerance". Journal of Political Research Quarterly, No. 65, p 516-528.

Pratto, F. Sidanius, J. Stallworth, L. M. & Malle, B. F. (1994) "Social Dominance Orientation: A Personality Variable Predicting Social and Political Attitudes". Journal of Personality and Social Psychology, No. 72, p 741–763.

Saucier, G. (2000) "Isms and the Structure of Social Attitudes". Journal of Personality and Social Psychology, No. 78, p 366–385.

Streyffeler, L. L. & McNally, R. J. (1998) "Fundamentalists and Liberals: Personality Characteristics of Protestant Christians". Journal of Personality and Individual Differences, No. 24, p 579–580.

Vogt, W. P. (1997) Tolerance and education: Learning to live with diversity and difference. Thousand Oaks, CA: Sage.

Witenberg, R. T. (2007) "The Moral Dimension of Children’s and Adolescents’ Conceptualisation of Tolerance to Human Diversity". Journal of Moral Education, No. 36, p 433–451.

Witenberg, R. T. & Butrus, N. (2012) "Some Personality Predictors of Tolerance to Human Diversity:The Roles of Openness, Agreeableness, and Empathy". Journal of Australian Psychological Society, No. 65, p 220-235.