نقش رسانه در رفتارهای تغذیه‏ای و زمینه اجتماعی مرتبط با آن مورد مطالعه: شهروندان بالای 15 سال شهر تبریز

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، ایران

2 استادیار، گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد، پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، ایران

چکیده

تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش رسانه در رفتارهای تغذیه‏ای به انجام رسیده است. روش پژوهش، پیمایشی است و جامعه آماری آن تمام شهروندان بالای 15 سال ساکن شهر تبریز هستند. حجم نمونه برابر با 483 نفر و شیوه نمونه‏گیری، نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای است. نتایج تحقیق نشان می‏دهد محاسبه ضریب همبستگی پیرسون بین متغیر میزان تماشای تبلیغات رسانه و رفتار تغذیه‏ای در سطح اطمینان 99 درصد معنی‏دار و معکوس است. همچنین میزان ضریب همبستگی محاسبه شده بین متغیر میزان اعتماد به تبلیغات رسانه و رفتار تغذیه‏ای در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار و معکوس است. در مقابل میزان همبستگی محاسبه شده بین متغیر میزان تماشای برنامه‏های مختلف رسانه و رفتار تغذیه‏ای غیرمعنی‏دار است. در بررسی میزان تفاوت رفتار تغذیه‏ای پاسخگویان از لحاظ متغیرهای زمینه‏ای (سن، وضعیت اشتغال، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل و طبقه اقتصادی) می‏توان گفت رفتار تغذیه‏ای پاسخگویان از لحاظ متغیرهای مذکور متفاوت و معنی‏دار است. در مقابل رفتار تغذیه‏ای پاسخگویان از نظر متغیر جنس متفاوت نیست. به عبارتی دیگر رفتار تغذیه‏ای مردان و زنان یکسان است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Study of the Media's Role in Feeding Behaviorand Its Social Context (Case Study: Citizens Over 15 Years in Tabriz)

نویسندگان [English]

  • Fatemeh Golabi 1
  • Tavakkol Agayari Hir 2
  • Marzie Saee 3
چکیده [English]

Introduction:In recent years we have witnessed the emergence of a "nutrition transition" between different societies. It means that a change inthetraditionaldiet, rich offiberand combined withintakeof grains, of fruits and vegetables toward to use of fat, sugar, salt and other processed foods.Accordingly, it must be said that in traditional feeding pattern, people turned to food consumptionto overcome hunger, but the new power model, the choice of food for people affected by different media and cultural factors (Madanat et al, 2011).Study of dietary patterns (including a variety of food), offer a good picture of diet and feeding habits of population and help us to identify help to identify at risk of nutrition-related chronic diseases and to identify and then have nutritional recommendations. Because the people in the choice of food,pay less attention to the nutrient content of food .Thus, according to the dietary patterns and social factors associated with dietary patterns, provide guidelines for diet and its effects on society(Barkoukis, 2007).One of the most important factors that influence the formation and persistence of consumption patterns and in particular, food choices, is advertising. Merton and Lazarsfield argued that the mass media make compatible people with existing economic and social status (quoting Severine and Tankard, 1992: 461-464). Gerbner and colleague(1980) point to implantable effects of mass media on society and believe that the news media, especially television, have the power to influence for order and harmony to deliver the message within a certain time, so that should be considered them shaping a society(Mehrdad,  2002). Also, Williamson(1987) argues thatadvertisingcreates newneeds andconsumption patterns, but it doesn’t people information about the specific features of a product(Williamson, 1987, quoted Abdollahian et al.,2010).In this regard, Popkin(2001), Boynton(2003), Mao(2007) and Akbayet al(2007) in their research on the impact of media in changing dietary behavior pattern of feeding.Methodology:   Due to the nature of the subject, method of research was survey; survey was cross-sectional and applied research. Unit of analysis was the individual (citizens over 15years in Tabriz). According to the latest census, all patients over 15 years were 1194453 persons. Using the formula Cochran and multi-stage cluster sampling were chosen483 patients as the sample size. The instrument used for data collection was questionnaire that includes questions about any of the dependent and independent variables.    In this study, the feeding behavior of individuals checked with regard to the selection of food items.In other words, it was questioned the respondents about their use of food items, bread and cereals, meat, beans, nuts, milk and milk products, fruits, vegetables and miscellaneous group consisting of fats and sweets during the week. Highest score (5) indicates a healthy feeding behavior and lowest score (1) represents the unhealthy feeding behavior. In this study, watching the media has been questioned. For measuring this variable, used 6 items are designed for media advertising of food items.    To measure level of trust in the media, designed 6 items and respondents were asked to rate their confidence in the media area in the food items. Also, the rate of watching TV programs (with different contents of sports, medicine and health, political, social, and scientific documentaries, cooking, religion-religious and entertainment)  measured by 8 items.Discussion and Conclusion:    According to the results, the average variable feeding behavior of the respondents indicated their attitude towards unhealthy eating behavior. About rate of watch advertisements and the level of trust should be noted that there was less effort among respondents for watching and trust them.   The correlation between watching and feeding behavior of the media indicated that increasing respondents’ media watching, decline rate of their healthy feeding behavior. As well, increasing respondents’ confidence of the media, reduce their feeding behavior. Also, the respondents’ trust the media increases, reduce their feeding behavior.    Comparison of mean values show that between age groups, older age groups have higher mean and   more healthy nutritional behavior but in younger group, the mean is less. Among respondents with different employment status, unemployed, lowest and average public sector employees have the highest average. Comparison of respondents’ educational level shows that with rising levels of education, nutritional behavior will lead to a healthy diet.  Comparison between singles and married and wife died persons, married have more healthy nutritional behavior. Finally, with comparing mean values can be concluded that the higher socio-economic class, dietary behavior will oriented to the use of healthy food. The mass media should strive to avoid indiscriminate advertising of consumer goods and unhealthy food, to make correct and accurate programs to promote food properly, provide healthy food for people, advertise on the entertainment programs and also produce videos and constructive programs, move to promotion of healthy lifestyles and behavior among the people.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Nutritional transition
  • Health
  • Media
  • Nutritional behavior

مقدمه و بیان مسأله

اثر مستقیم تغذیه بر تندرستی انسان از دیرباز شناخته شده است. انسان‌ها از قرن‏ها قبل طی تجربه‏های  مختلف به روش صحیح تغذیه پی برده‌اند و در طی هزاران سال تغذیه و رشد کرده‏اند. بنابراین، افرادی که در اثر همان تجارب، تغذیه صحیحی داشته‏اند، از زندگی سالم‏تر و طولانی‏تری برخوردار بوده‏اند. با استفاده از غذای لازم و کافی، کارایی و فعالیت، رضایت خاطر، نشاط زندگی و قدرت مبارزه با مشکلات در انسان تأمین می‏شود و در عین حال، سلامت و بهداشت نسل‏های بعدی نیز تضمین می‏گردد. اهمیت تغذیه تا حدی است که کمیته مشترک کارشناسان سازمان جهانی بهداشت[1] و سازمان غذا و دارو[2] تأکید کرده‏اند که برنامه‏ریزی درباره خوراک و تغذیه باید جایی را در برنامه کلی توسعه اقتصادی به خود اختصاص دهد (صدیقی، ۱۳۸٦).

در سال‏های اخیر شاهد پدیده‏ای با عنوان «انتقال تغذیه[3]» یا به عبارتی «گذار تغذیه» در بین جوامع مختلف بوده‏ایم. این پدیده که به عنوان پدیده‏ای جهانی به صورت بسیار گسترده مورد مطالعه قرار گرفته، عبارت است از تغییر رژیم غذایی سنتی سرشار از فیبر و توأم با مصرف دانه‏ها، میوه‏ها و سبزیجات به نوعی رژیم غذایی توأم با مصرف بالای چربی، شکر، نمک و سایر غذاهای فرآوری شده. به نوعی باید گفت که در الگوی تغذیه سنتی، افراد برای رفع گرسنگی به مصرف غذاها روی می‏آوردند ولی در الگوی تغذیه جدید، انتخاب نوع غذای افراد تحت تأثیر رسانه‏ها و عوامل فرهنگی مختلف مانند مد باشد. تغییرات مهمی که در گذار اقتصادی و جمعیتی اتفاق می‏افتد اثر بسیار مهمی در گذار تغذیه دارد. شهرنشینی، افزایش درآمد همراه با تغییر در عوامل فرهنگی و رسانه‏ها، نقش مهمی در گذار تغذیه به شکل جدید دارند. الگوی تغذیه جدید خود پیامدهای نامطلوبی مانند ابتلا به بیماری‏های مختلف (سکته ، فشارخون، سرطان و ....) را در افراد به همراه داشته است. این نوع الگوی تغذیه به خصوص در کشورهای درحال توسعه که با افزایش شهرنشینی مواجهند و در تلاش برای طی راه پیشرفت با تکیه بر الگوهای بیگانه غربی هستند، بسیار نمایان است (Madanat & et al. 2011).

از سوی دیگر، الگوی تغذیه در کل خاورمیانه و از جمله در ایران به سرعت در حال تغییر است.از نظر بیماری‌های مزمن مرتبط با تغذیه، تحلیل وضعیت تغذیه جامعه ایرانی حاکی از آن است که در حال حاضر علاوه بر سوء تغذیه و فقر غذایی، دوران گذار تغذیه‏ای نیز به سرعت در حال طی شدن است. نشانه‏های هشداردهنده گسترش بیماری‏های متابولیک در پی گسترش شهرنشینی و تغییر شیوه زندگی، به‌ویژه در شهرهای بزرگ دیده می‏شوند. بررسی ملی سلامت و بیماری در سال ۱۳٧۸ نشان می‏دهد که در حدود ۳۰ درصد مردان ۱۵ تا ٦۹ سال کشور و در حدود ٤۵ درصد زنان همین گروه سنی دچار اضافه وزن و چاقی هستند. بیماری‌های قلبی– عروقی یکی از علل عمده مرگ و میر در ایران است به طوری که بالاترین علل مرگ و میر در سال۱۳۸۰، مربوط به بیماری‌های قلبی – عروقی (۵ /۳٧ درصد) بوده است (دلاوری و همکاران، ۱۳۸۳).

تأثیر رسانه‏ها در شکل‏دهی رفتار و اعتقادات مردم بسیار بالاست و بسیاری از مردم تحت تأثیر تبلیغات و برنامه‏های رسانه‏ای، رفتارهای خود را در زمینه خرید و مصرف مواد غذایی تغییر می‏دهند و شاید نتوانند خطرات واقعی‏تری را که در رسانه‏ها مطرح نشده‏اند در کنار خود احساس کنند؛ بسیاری از مردم (اگر نگوییم همه) ظاهراً پیش‌داوری‏ها را جذب می‏کنند و بر اساس عادات غذایی که از طریق رسانه‏ها تبلیغ می‏شود و در اغلب موارد عادت غذایی ناسالم است، تغذیه می‏کنند (سیل، ۱۳۸٧ :۳٤۳).

به گفته پاکارد[4] (1957)، عادات ما، تصمیمات ما برای خرید و رفتار مصرف‏کنندگان، هر روزه در سطح ناخودآگاه تغییر پیدا می‏کند. وی بر این باور است که تبلیغات تکنیک‏های دستکاری کننده و تأثیری پنهان بر مصرف‏کنندگان دارند؛ بنابراین وی مدعی است که تبلیغات تجاری، از طریق تأثیرگذاری بر سطح نیمه هشیار مصرف کنندگان ، سبب خلق تقاضا در آن‏ها می‏شود (عبداللهیان و حسنی، 1389).

در ایران تلویزیون پرمخاطب‏ترین رسانه جمعی است و بیشتر بینندگان تلویزیون، بیینده آگهی‏های تجاری پخش شده از این رسانه هستند. بخش قابل توجهی از مخاطبان تلویزیون را نوجوانان تشکیل می‏دهند و حجم عمده‏ای از آگهی‏های تبلیغاتی تلویزیون، مستقیم یا غیر مستقیم به خصوص با نسل جوان و نوجوانان ارتباط دارد (اسمی و همکاران، 1389).

رژیم غذایی و نحوه تغذیه نقش بسیار مهمی در زندگی و سلامتی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ دارد. انسان با انتخاب غذا می‏تواند سلامتی خود را در معرض خطر قرار دهد یا موجب ارتقای آن گردد. توجه به الگوهای غذایی که پیچیدگی‏های دریافت‏های غذایی را در بر می‏گیرد، تصویر مناسبی از رژیم غذایی و عادات تغذیه‏ای افراد جامعه را به ما می‏دهد و به ما کمک می‏کند تا افراد در معرض خطر بیماری‏های مزمن وابسته به تغذیه را شناسایی کنیم و برای آن‏ها توصیه‏های تغذیه‏ای داشته باشیم زیرا مردم در انتخاب غذاهایشان کمتر به محتوای مواد مغذی آن توجه می‏کنند. به عبارتی، در نظر گرفتن ترکیب غذاهای مختلف که مردم غالباً با یکدیگر مصرف می‏کنند، برای توصیه‏ها و راهنماهای رژیمی ضروری است. بنابراین، توجه به الگوهای غذایی و عوامل اجتماعی مرتبط با الگوهای تغذیه‏ای، به ما کمک می‏کند تا پیامدها و مفهوم راهنماهای رژیمی را به راحتی در قالب الگوهای غذایی برای جامعه بیان کنیم (Barkoukis, 2007) .

شهر تبریز یکی از شهرهای بزرگ صنعتی کشور است که در مسیر حرکت به سمت توسعه یافتگی است و هر ساله مهاجران زیادی از نقاط مختلف استان آذربایجان شرقی برای سکونت به این شهر مهاجرت می‏کنند. تأثیر رسانه در جنبه‏های مختلف سبک زندگی در این شهر به وضوح قابل لمس است و رفتارهای غذایی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

ادبیات نظری

ترکیبی از عوامل اعم از عوامل زیستی و اجتماعی در تعیین رفتارهای تغذیه‏ای در طی دوران‏های مختلف تأثیرگذار هستند. اکثر تحقیقات صورت گرفته بر روی عوامل مرتبط با انتخاب غذاو رفتارهای تغذیه‏ای، بر روی عوامل فیزیولوژیک و روانی متمرکز بوده و توجه کمتری به عوامل فرهنگی، اجتماعی و جمعیتی، معطوف گردیده است. ولی با اندکی تأمل می‏توان پی برد که نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در بروز رفتارهای تغذیه‏ای بسیار حائز اهمیت است (Nestle et al. 1998).

پاپکین از جمله افرادی است که به طور همه جانبه به تحولات صورت گرفته در الگوهای غذایی پرداخته است. وی معتقد است به مرور زمان، جهان شاهد تغییری گسترده در الگوهای فعالیت انسان، ساختار رژیم غذایی و همچنین در زمینه بهداشت است و حرکتی تدریجی به سمت الگوی تغذیه‏ای که با بسیاری از بیماری‏های غیرواگیردار مرتبط بوده است، رخ می‏دهد. این حرکت به خصوص در کشورهای با درآمد پایین‏تر و یا درآمد متوسط که در مراحل اولیه توسعه اقتصادی و اجتماعی قرار دارند، مانند برخی کشورهای منطقه خاورمیانه، آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، به وضوح قابل مشاهده بوده است. دو فرآیند تاریخی گذار وجود دارد که معمولاً هم زمان یا قبل از گذار تغذیه‏ای اتفاق می‏افتد. اولین مورد گذار جمعیتی است، که با تغییر از یک الگوی باروری و مرگ و میر بالا به یک الگو با باروری و مرگ و میر پایین همراه است و دیگری گذار اپیدمولوژیک یا حرکت به سمت بیماری‏های مزمن غیرواگیر و بیماری های عفونی است. عوامل مختلف جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در وقوع گذار تغذیه‏ای موثرند. شهرنشینی، رشد درآمد، تغییرات تکنولوژی در زمینه کار و فراغت، رشد رسانه‏های جمعی و سرمایه‏داری جهانی از جمله عوامل مؤثر در گذار تغذیه‌اند (Popkin & Wen Ng, 2006).

یکی از مهم‏ترین عواملی که بر شکل‏گیری و تداوم الگوهای مصرف و به‏ویژه انتخاب مواد غذایی تأثیر دارد، آگهی‏های تبلیغاتی است. دو پژوهشگر ارتباطی و جامعه‏شناس معروف و برجسته، رابرت مرتون[5] و پل لازارسفیلد[6] در مقاله‏ای با عنوان «ارتباط جمعی، سلیقه‏های عامه و کنش اجتماعی سازمان یافته» (۱۹٦۰-۱۹٤۸) مطرح می‏کنند که به نظر می‏رسد قدرت اقتصادی بهره کشی مستقیم را کاهش داده است و این نتیجه عموماً با انتشار تبلیغات از طریق رسانه‏های جمعی به دست آمده است. برنامه‏های رادیو و تبلیغات، جای تهدید و اجبار را گرفته‏اند و رسانه‏های جمعی کار سازگاری توده‏ها را با وضعیت اجتماعی و اقتصادی موجود بر عهده گرفته‏اند (به نقل از سورین و تانکارد، 1381 :461-464).

براساس نظریه تکمله لازارسفیلد و رابرت مرتن، وسایل ارتباط جمعی دارای تأثیر قطعی خواهند بود که کمک‌های جانبی دریافت دارند و از جمله این کمک‌ها به نظر نویسندگان مذکور، باید از تماس‌های مستقیم و شخصی یاد کرد تا از این طریق هدف نهایی ارتباط که تأثیر بر مخاطب است، محقق شود. بدین سان در «گفت و گوی در محل» به تقویت محتوای تبلیغات در جمع می‌انجامد. این تأیید متقابل (تأیید وسایل ارتباطی توسط سخنران محل و تأیید نظرات گوینده توسط وسیله ارتباطی) موجبات پیدایی اثر پرچ یعنی استحکام و قوام تأثیر را فراهم می‌سازد. به نظر نویسندگان مذکور، پیام وسایل ارتباط جمعی زمانی موجبات بروز اثر قاطع را در انسان‌ها فراهم می‌سازد که از جانب محیط پیرامون تکمیل شود. این امر مستلزم همگن بودن پیام و شرایط محیطی است. چنان‌چه پیام ارتباطی حاوی نکاتی باشد که در محیط پیرامون قابل جذب نباشد، یا با امکانات عملی محیط سازگار نباشد ممکن است فرد در آغاز بحث تحت تأثیر پیام قرار گیرد، لیکن به زودی و بعد از خارج شدن از اثرات فاصله ناشی از پیام جذاب وسیله ارتباطی، دچار تحیر و سرگردانی شود (برگرفته از ساروخانی، 1375: 154).

به نظر لازارسفیلد و مرتون، تبلیغ تجاری معمولاً می‏کوشد الگوهای موجود رفتار یا نگرش را جهت‏دهی کند. تبلیغ اغلب می‏کوشد مصرف کننده را به طرف استفاده از محصولاتی سوق دهد که قبلا به استفاده از آن عادت کرده است، چه این محصول خمیر دندان باشد و چه اتومبیل. وقتی الگویی از رفتار یا نگرش برقرار شد، می‏توان آن را در یک مسیر یا مسیر دیگر جهت داد (به نقل از سورین و تانکارد، 265:1381).

گربنر[7] و همکارش (1980) معتقدند اثرات کاشتی رسانه‏های جمعی در جامعه جدید به خوبی مشهود است. بنا بر نظریه کاشت[8]، تلویزیون در گزارشگری خود به ابلاغ پیام‏های به هم پیوسته‏ای گرایش دارد که درس‏های یکسانی را مکرر به نمایش در می‏آورند. گربنر تماشاگران تلویزیون را به دو دسته « ضعیف» و « قوی» تقسیم می‏کند و معتقد است که هر آمریکایی به طور متوسط روزی چهار ساعت تلویزیون تماشا می‏کند. بینندگان دائمی علاقه بیشتری به تلویزیون دارند و ساعات بیشتری را صرف تماشا می‏کنند تلویزیون برای آنان، همه چیز را در انحصار خود دارد. در معرض همه گونه پیام‏های تلویزیونی قرار گرفتن و تأثیرپذیری از آن‏ها، همان چیزی است که گربنر آن را کاشت نامیده است. از نظر گربنر، رسانه‏ها به ارائه دیدگاه‏های هم‏شکل و کم و بیش یکسان از واقعیت اجتماعی تمایل دارند و مخاطبان آن‌ها نیز بر اساس چنین سازوکاری فرهنگ‏پذیر می‏شوند. گربنر تا آن‏جا پیش می‏رود که می‏گوید رسانه‏ها، به‏ویژه تلویزیون، به دلیل نظم و هماهنگی در ارائه پیام در طول یک زمان مشخص، از قدرت تأثیرگذاری فراوانی برخوردارند، به طوری که باید آن‌ها را شکل‏دهنده جامعه دانست (مهرداد، 1380).

گربنر در واکنش به انتقادهای مطرح شده به نظریه‏اش مبنی بر این‌که متغیرهای دیگری در تأثیرگذاری تلویزیون بر بینندگان دخیل هستند، با تجدید نظر کردن در نظریه کاشت، دو مفهوم دیگر یعنی جریان سازی[9] و تشدید[10] را به آن اضافه کرد. بر اساس این مفاهیم می‏توان نتیجه گرفت که تماشای بیش از حد تلویزیون، برای تمامی افراد پیامدهای یکسانی ندارد بلکه نتایج متفاوتی برای گروه‏های مختلف اجتماعی دارد (سورین و تانکارد، 1381: 39).

همسو با نظریه کاشت گربنر، نتایج مطالعاتی که درباره همبستگی بین مدت زمان تماشای آگهی‏های تلویزیون با رفتارها و نگرش‏های مخاطبان انجام شده است، نشان می‏دهد بینندگان دائمی آگهی‏های تلویزیونی، در مقایسه با سایر بینندگان، غذاهایی را که در آگهی‏ها تبلیغ شده است، بیشتر دوست دارند و بیشتر از دیگران شیرینی‏ها و مواد غذایی تبلیغ شده را درخواست می‏کنند (اسمی و همکاران، 1389).

تحلیل تبلیغات این نکته را آشکار می‏سازد که مفهوم فرهنگ مصرفی، چیزی بیشتر از رابطه مستقیم بین افراد و کالاهایی است که مصرف می‏کنند. تبلیغات علاوه بر این‌که به ما می‏گویند چه کالاهایی را مصرف بکنیم، معانی دیگری نیز با خود دارند و گرایش به رفتارهایی خاص را اغلب به شیوه‏ای غیر مستقیم موجب می‏شوند. در خصوص این نکته، ویلیامسون[11] (1987) معتقد است که تبلیغات، نیازها و الگوهای مصرفی جدیدی را خلق می‏کنند اما به افراد درباره ویژگی‏های خاص یک محصول آگاهی نمی‏دهند. وی این موقعیت را به این ترتیب تشریح می‏کند که ارزش مصرفی کالاهای مادی، نیازهای اولیه ما را پوشش می‏دهند. جامعه‏ای که ما در آن زندگی می‏کنیم، می‏تواند به وسیله تبلیغات تجاری تغییر کند و زمانی جامعه به وسیله تبلیغات تغییر می‏کند که الگوهای مصرف کنونی را تغییر دهد یا انواع جدیدی را خلق کند (به نقل از عبداللهیان و همکاران، 1389).

 

پیشینه پژوهش

در زمینه رفتارهای تغذیه‏ای به طور کلی و متغیرهای جمعیتی و اجتماعی مرتبط با آن، تحقیقات معدودی در داخل و خارج از کشور به انجام رسیده است که به برخی از آن‌ها اشاره می‏شود.

اسمی و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی با عنوان «رابطه تماشای آگهی‏های تلویزیون با الگوی مصرف در کودکان و نوجوانان تهرانی» تأثیر تماشای آگهی‏های تلویزیون را با مصرف کودکان و نوجوانان شهر تهران بررسی کرده‌اند. نتایج پژوهش حاکی از این است که بین میزان تماشای آگهی‏های بازرگانی تلویزیون و میزان استفاده از مواد خوراکی، لوازم و وسایل، مکان‏های خدمتی و تفریحی رابطه مثبت وجود دارد.

حسین‏نژاد و همکاران (1386)در تحقیقی با عنوان «نقش خود کارآمدی در پیش‏بینی رفتارهای غذایی دانش‏آموزان دختر دبیرستان‏های شهر کرمان» به بررسی نقش پیش‏بینی خودکارآمدی در پیش‏بینی رفتارهای غذایی دختران دبیرستان‏های شهر کرمان پرداختند. نتایج تحقیق حاکی از این است که ارتباط معنی‏دار و مثبتی بین میانگین نمره رفتار غذایی و خودکارآمدی وجود دارد و علاوه بر خود کارآمدی رفتارغذایی عواملی چون تحصیلات پدر، ارزیابی وضع اقتصادی خانواده در مقایسه با سایرین از دید دانش‏آموزان، میزان اهمیت دادن خانواده به مصرف غذای سالم، داشتن حق انتخاب مواد غذایی در خانواده، تعداد صرف وعده‏های غذا با خانواده و شغل مادر، پیش‏بینی کننده رفتارهای غذایی بودند.

معصومی و همکاران (1390) در تحقیقی با عنوان «بررسی وضعیت تغذیه و عوامل مرتبط با آن در سالمندان شهر رشت» به بررسی وضعیت تغذیه سالمندان بازنشسته در دو بخش غربالگری و تکمیلی بر حسب برخی مشخصات دموگرافی پرداختند. نتایج بررسی آن‌ها بدین شرح بود که ۱/۸٧ درصد از سالمندان تغذیه طبیعی، ۹/۱۲ درصد امکان سوء تغذیه و ٤ درصد سوء تغذیه داشتند. در بررسی ارتباط بین وضعیت تغذیه و مشخصه‏های دموگرافی، یافته‏ها نشانگر ارتباط تغذیه با جنس و درآمد بود و وضعیت تغذیه طبیعی در زنان و سالمندان با درآمد بالاتر، بیشتر بود.

بوینتون و همکاران (Boyton & et al. 2003) در پژوهش خود با عنوان «تأثیر الگوهای تماشای تلویزیون بر مصرف میوه و سبزیجات در نوجوانان» نشان دادند که با هر یک ساعت افزایش تماشای تلویزیون در هر روز، مصرف میوه و سبزیجات به میزان 14/0- کاهش یافته است. این پژوهشگران نتیجه گرفتند که این ارتباط ممکن است در نتیجه جایگزینی میوه و سبزیجات با مواد غذایی باشد که تلویزیون آن‏ها را تبلیغ می‏کند.

مائو (Mao, 2007) در رساله دکتری خود با عنوان «تعیین عوامل مؤثر بر گذار تغذیه در بین بزرگسالان چین» به مقایسه دریافت انرژی و میزان فعالیت بدنی سه گروه پردرآمد، کم درآمد و مهاجر شهری پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می‏دهد که تفاوت‏های عمده غذایی بین دو گروه پردرآمد و کم درآمد از نظر دریافت چربی، کربوهیدرات، فیبر و کلسترول وجود دارد و گروه پردرآمد، شیوه تغذیه‏ای غربی را بیش از گروه کم درآمد اتخاذ کرده است. پایگاه اقتصادی - اجتماعی، بعد خانوار، سطح تحصیلات، میزان درآمد، هزینه ماهانه برای اقلام غذایی، دفعات صرف غذا در بیرون از خانه در هفته، دفعات کار سخت بیرون از خانه در هفته و تمایل به مصرف بالای روغن - چربی مخصوص پخت و پز، رابطه خطی معناداری را با شاخص گذار تغذیه‏ای نشان داده‏اند. چنین رابطه‏ای روی متغیر وابسته از ناحیه میزان فعالیت بدنی نیز مشاهده شده است.

اکبای و همکارانش (Akbay & et al. 2007) در پژوهشی با عنوان «مصرف مواد غذایی خانوار در ترکیه» با کاربرد طرحی مقطعی و استفاده از داده‏های پیمایش هزینه‏های خانوار سال ۲۰۰۳ ترکیه، به برآورد یک سیستم کامل تقاضا با در نظر گرفتن تفاوت‏های جمعیتی خانوار اقدام کردند. نتایج این پژوهش حاکی از تأثیر معنادار متغیرهای جمعیتی در مدل‏های تبیینی سطح تقاضای غذا بود. تأثیر بعد خانوار روی کم و کیف تقاضا به این نحو بود که خانوارها با افزایش بعدشان تمایل بیشتری برای تقاضای غذاهای ارزان‏تر نشان دادند و از مصرف غذاهای گران قیمتی چون گوشت، میوه و برخی نوشابه‏ها دوری می‏جستند. تأثیر معنادار سطح تحصیلات نیز در مدل‏های مورد بررسی کاملاً مشهود بوده است (تأثیر منفی روی تقاضای نان و غلات، چربی و روغن، سبزیجات، قهوه و چای و تأثیر مثبت روی تقاضای گوشت، لبنیات، میوه و نوشابه‏های غیرالکلی). تفاوت‏های معنادار شهری و روستایی نیز در الگوهای مصرف همه انواع گروه‏های غذایی مورد بررسی مشاهده شده است. چنین تأثیری از ناحیه متغیر منطقه، تأثیر فصلی و وضعیت تأهل نیز در الگوهای مصرف قابل مشاهده است. آزمون‏های به کار رفته برای بررسی تأثیر متغیرهای جمعیتی بر الگوی مصرف غذا نیز حاکی از تأثیر معنادار آن‌ها در مدل‏هاست .

براساس یافته‌های این پژوهش، در تبیین الگوی مصرف مواد غذایی گروه‌های مختلف متغیرهای درآمد و قیمت اقلام خوراکی قابل تقاضا، دارای اهمیت هستند. به‏ویژه نتایج حاکی از تأثیر مهم عواملی چون بعد و ترکیب اعضای خانوار، تحصیلات، سن و جنسیت سرپرست خانوار و تأثیرات منطقه‏ای و فصلی روی الگوهای تخصیص هزینه‏های خوراکی خانوار بوده‏اند. این پژوهش به اتفاق افتادن تغییرات عمده و در عین حال نیاز به بررسی‏های بیشتر این تغییرات در الگوی مصرف خانوارهای ترکیه‏ای اذعان داشته است .

بری پاپکین در سال 2001 در تحقیقی با عنوان «تغذیه در حال گذار: چالش در تغذیه در حال تغییر جهانی» به بررسی میزان تغییر در تغذیه عموم مردم به‏ویژه در بین سال‏های ۱۹۸۹تا ۱۹۹۳پرداخت. نتایج این تحقیق حاکی از این است که تغییر سریعی در وضعیت تغذیه در حال وقوع است. به عبارتی، تغییر چشم‌گیری از تغذیه سالم به سمت الگویی بیمارگونه در کشورهای در حال توسعه در حال وقوع است. تغییرات در ترجیحات غذایی عمدتاً ناشی از تغییر در درآمد، قیمت محصولات غذایی، میزان در دسترس بودن مواد غذایی و همچنین تأثیر رسانه‏های جمعی بوده است. یکی از پیامدهای انتقال تغذیه کاهش سوء تغذیه همراه با چاقی قابل توجه بوده است. بر اساس این پژوهش، تفاوت قابل توجهی از لحاظ میزان استفاده از مواد غذایی آماده بیرون از خانه، بین مناطق شهری و روستایی مشاهده شده است. تغییر به سوی یک رژیم غذایی حاوی چربی‏ها و مصرف گوشت بالا همراه با مصرف پایین کربوهیدرات‏ها و فیبر و فعالیت‏های فیزیکی کمتر به‏ویژه در بزرگسالان، اثرات ناخواسته‌ای در تغذیه و سلامت به جا می‌گذارد.

با توجه به این‌که در پژوهش حاضر، محقق در پی بررسی ارتباط بین رسانه و رفتار تغذیه‏ای است، بهره‏گیری از پژوهش‏های مرتبط در این حیطه می‏تواند راهنمای مناسبی باشد. در تحقیقات مذکور، محققان بیشتر در پی بررسی نقش تبلیغات رسانه بر مصرف اقلام غذایی (سالم و نا سالم) توسط افراد بوده‌اند و در پژوهش حاضر هم این مورد یکی از اهداف اصلی است. توجه به محتوا و میزان اعتماد به تبلیغات رسانه یکی دیگر از اهداف این پژوهش است که کمتر در تحقیقات پیشین به پرداخته شده است. بررسی نقش این متغیرها بر رفتار تغذیه‏ای می‏تواند بر غنای نتایج تحقیقات در این حیطه کمک کند. در بررسی نقش متغیرهای زمینه‏ای (جنس، تحصیلات، اشتغال و...) بر رفتار تغذیه‏ای نیز می‏توان از متغیرها و نتایج مطرح در تحقیقات پیشین استفاده کرد و با در نظر گرفتن آن نتایج به بررسی هر چه بهتر نقش در این متغیرها تبیین رفتار غذایی پاسخگویان پرداخت. 

 

 


شکل 1- مدل تجربی تحقیق

 

 

فرضیات تحقیق

1- بین میزان تماشای تبلیغات رسانه و رفتار تغذیه‏ای شهروندان شهر تبریز رابطه وجود دارد.

2- بین میزان اعتماد به تبلیغات رسانه و رفتار تغذیه‏ای شهروندان شهر تبریز رابطه وجود دارد.

3- بین میزان تماشای برنامه‏های مختلف رسانه و رفتار تغذیه‏ای شهروندان شهر تبریز رابطه وجود دارد.

4- براساس سن، جنس، تحصیلات پاسخگو، اشتغال، وضعیت تأهل و طبقه اقتصادی، در رفتار تغذیه‏ای شهروندان شهر تبریز تفاوت وجود دارد.

 

تعریف مفاهیم

رفتار تغذیه‏ای: رفتارهای تغذیه‏ای مجموعه‏ای است از آداب و رسوم، عقاید و افکار و عرف ملت‏ها در زمینه‏های متعدد از قبیل طبخ و نگهداری مواد غذایی، انتخاب نوع غذاها، نحوه توزیع آن‏ها در گروه‏های سنی و تمایلات از نظر علاقه‏مندی یا عدم علاقه‏مندی به انواع خوراکی‏ها .رفتارهای تغذیه‏ای یا الگوهای غذایی در فرهنگ ها، نژادها، جنس ها و مناطق جغرافیایی مختلف با هم متفاوتند (صدیقی، ۱۳٦٧). در این تحقیق، رفتارهای تغذیه‏ای افراد در خصوص انتخاب نوع اقلام غذایی بررسی می‏شود. به عبارتی منظور از رفتارهای تغذیه‏ای در این تحقیق، ترکیب اقلام غذایی مصرفی توسط پاسخگویان است. به طور کلی هرم غذایی به ٦ گروه و ٤ طبقه به شرح زیر تقسیم می‏شود:

۱- نشاسته و غلات (طبقه اول)   ۲– سبزیجات (طبقه دوم) ۳- میو‏جات (طبقه دوم)   ٤- گوشت و حبوبات (طبقه سوم) ۵- لبنیات (طبقه سوم)   ٦- چربی‌ها و شیرینی‏جات (طبقه چهارم یا رأس هرم) .

از پاسخگویان در مورد این‌که از گروه اقلام غذایی نان و غلات (انواع نان، برنج، ماکارونی، گندم، جو و ذرت)، گوشت یا حبوبات و مغزها (گوشت‏های قرمز و سفید، تخم‏مرغ و انواع مغزها)، شیر و فرآورده‏های آن (شیر، ماست، پنیر، کشک و بستنی)، میوه‏ها (میوه‏های سبز تیره، نارنجی، زرد و آب میوه‏ها)، سبزیجات (خیار، گوجه فرنگی، پیاز، سیب زمینی و ...) و گروه متفرقه شامل چربی‏ها و شیرینی‏ها (مربا، شکلات، شورها، چاشنی‏ها و ترشی‏ها) در طول هفته چه قدر استفاده می‏کنند سؤالاتی می‏شود. سوالات مربوط به متغیر رفتارهای تغذیه‏ای به صورت تعداد وعده مصرف شده از هر گروه اقلام غذایی در طول هفته است. بالاترین نمره (5) نشان‏دهنده رفتار تغذیه‏ای سالم و کمترین نمره (1) نشان‏دهنده رفتار تغذیه‏ای ناسالم است. با بررسی این اطلاعات می‏توان پی برد که رفتارهای تغذیه‏ای افراد سه نسل از لحاظ مصرف اقلام غذایی متفاوت است یا تفاوتی وجود ندارد.

تبلیغات رسانه: تبلیغات عبارت است از هر گونه آگهی عمومی که برای جلب توجه مردم به ویژگی‏های قابل دسترس بودن، کیفیت و یا هزینه کالاها یا خدمات خاصی باشد. هدف از تبلیغات، آگاهاندن مخاطبان و ترغیب آنان به عملی خاص، یعنی خرید کالا یا خدمات تبلیغ شده است و به شکل مجموعه‏ای از کلمات، تصاویر، موسیقی و ... به سمت گیرنده پیام ارسال می‏شود تا به اهداف خود نایل آید. با توجه به گرایش‏های اساسی در حوزه تاریخچه تبلیغات در رسانه‏های مختلف صوتی و تصویری (رادیو و تلویزیون)، این گونه استنباط می‏شود که در این حوزه، استراتژی عقلانیت رو به کاهش و بالعکس احساسات گرایی رو به افزایش است؛ یعنی تبلیغات امروزی دیگر آن‌چنان برای ذهن عقلانی مصرف‏کننده طراحی نمی‏شود و بر کیفیت و قیمت کالا تأکید چندانی ندارد بلکه بیشتر به حالت احساسی مصرف کننده، شخصیت و سبک زندگی او توجه می‏شود (عبداللهیان و حسنی، 1389).

در این پژوهش، میزان تماشای تبلیغات رسانه توسط پاسخگویان مورد نظر است. برای سنجش این متغیر، گویه‏هایی در مورد تبلیغات رسانه در مورد اقلام غذایی طراحی شده است که در جدول 1 درج شده است. این گویه‏ها 6 گزینه دارند.

اعتماد به تبلیغات رسانه: اعتماد به معنای وجود حلقه‌ای مطمئن از روابط میان افراد و گروه‏هاست که این حلقه‏ها هنجارها را تعیین می‌کنند و انتظارات را بین افراد به وجود می‏آورند. وجود رسانه‏های حجیم در جوامع کنونی و ارتباطات گسترده بین آن‏ها، اساس و بنیان تغییر و تحول در جامعه انسانی تلقی می‏شود. یکی از اهداف بلند مدت رسانه‏ها ارتباط تنگاتنگ و مستمر آن‏ها با تمام اقشار جامعه است که مهم‏ترین دستاورد آن، تبلیغ کالا و شناساندن آن به افراد جامعه می‏باشد. آگهی‏های تبلیغاتی امروزی برای جلب و حفظ توجه مردم باید دارای برنامه‏ریزی بهتر باشد و مزایای بیشتری برای مصرف کنندگان به ارمغان آورد (شاه محمدی و احمدی اسکویی، 1390). در این پژوهش، میزان اعتماد به تبلیغات رسانه توسط پاسخگویان مورد نظر است. برای سنجش این متغیر، گویه‏هایی در مورد اقلام غذایی طراحی و از پاسخگویان خواسته شده است تا میزان اعتماد خود به تبلیغات رسانه را در حیطه این اقلام غذایی مشخص کنند. این گویه‏ها در جدول 1 درج شده است و 6 گزینه دارند.

محتوای برنامه‏های رسانه: متغیر مهم در بحث از رسانه‏ها به ویژه تلویزیون، توجه به محتوای برنامه‏های رسانه است. رسانه‏ها می‏توانند با برجسته کردن رویدادهای خاص، در ذهن مخاطبان تأثیرگذار باشند. محتوای برنامه‏های رسانه می‏تواند موضوعات مختلف ورزشی، اجتماعی، سیاسی، پزشکی و... باشد (خوانچه سپهر و ناصری، 1389). در این پژوهش میزان تماشای برنامه‏های تلویزیونی دارای محتواهای مختلف ورزشی، پزشکی و سلامت، سیاسی، اجتماعی، مستند و علمی، آشپزی، دینی – مذهبی و سرگرمی توسط پاسخگویان مورد نظر است. این متغیر توسط 8 گویه 6 گزینه‏ای بررسی شده است.

 

روش‏شناسی پژوهش 

با توجه به ماهیت موضوع، روش مورد استفاده در تحقیق حاضر پیمایشی و از نوع مقطعی است و نوع پژوهش نیز کاربردی و واحد تحلیل نیز فرد (شهروندان بالای 15 سال شهر تبریز) است. جامعه آماری، کلیه افراد بالای 15 سال است که طبق آخرین سرشماری 1194453 نفر هستند. با استفاده از فرمول کوکران، 483 نفر با استفاده از نمونه‏گیری خوشه‏ای چندمرحله‏ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‏ها پرسشنامه‌ای شامل سؤالاتی درباره هر کدام از متغیرهای مستقل و همچنین متغیر وابسته است .

 

 

جدول 1- میزان پایایی و روایی ابعاد متغیرهای تحقیق

نام متغیر

عامل‏ها و گویه‏های مورد سنجش

میزان تماشای تبلیغات رسانه

نشاسته و غلات (نان، برنج، ماکارونی و...)، سبزیجات (سبزیجات خردشده و سرخ شده) و میوه‏ها (آب میوه‏ها، نکتار)، شیر و لبنیات، گوشت و حبوبات و خشکبار، شیرینی‏جات، چربی‏ها، غذاهای آماده( پیتزا، سوپ آماده، کالباس و ...)و انواع کمپوت‏ها و کنسروها و تنقلات.

میزان اعتماد به تبلیغات رسانه

نشاسته و غلات (نان، برنج، ماکارونی و...)، سبزیجات (سبزیجات خردشده و سرخ شده) و میوه‏ها (آب میوه‏ها، نکتار)، شیر و لبنیات، گوشت و حبوبات و خشکبار، شیرینی‏جات، چربی‏ها، غذاهای آماده (پیتزا، سوپ آماده، کالباس و ...) و انواع کمپوت‏ها و کنسروها و تنقلات.

میزان تماشای برنامه‏های مختلف رسانه

برنامه ‏ای ورزشی، برنامه‏های پزشکی و سلامت، سیاسی، اجتماعی، مستند و علمی، آشپزی، مذهبی و سرگرمی

رفتار تغذیه‏ای

میزان استفاده از انواع سبزیجات، لبنیات، میوه، گوشت، نان، برنج و غلات، حبوبات و مغزهای گیاهی.

میزان استفاده از انواع چربی، غذاهای سرخ کردنی، شیرینی، شکلات، غذاهای آماده و کنسرو شده.

 

 

یافته‏های پژوهش

یافته‏های توصیفی

الف- ویژگی‏های اجتماعی جمعیتی پاسخگویان

نتایج به دست آمده در مورد متغیر سن پاسخگویان که در جدول 2 درج شده است، نشان می دهد که بیشترین فراوانی مربوط به گروه سنی 15 تا 29 سال (3/49) و کمترین فراوانی مربوط به گروه سنی 55 سال و بالاتر (3/14) است.

از مجموع پاسخگویان، 5/44 درصد از افراد مرد و 5/55 درصد زن هستند.

 

 

 

 

 

جدول 2- توصیف آماره‏های مربوط به متغیرهای زمینه‏ای

نام متغیر

طبقات

فراوانی

درصد فراوانی

سن

 

 

15 تا 29 سال

238

3/49

30 تا 54 سال

176

4/36

55 سال و بالاتر

69

3/14

جنس

مرد

215

5/44

زن

268

5/55

تحصیلات پاسخگو

بیسواد

20

1/4

ابتدایی

33

8/6

راهنمایی

57

8/11

دبیرستان/ دیپلم

197

7/40

کاردانی/ کارشناسی

66

6/13

کارشناسی ارشد/ بالاتر

110

7/22

اشتغال پاسخگو

 

 

 

 

کارمند دولتی

36

5/7

کارمند بخش خصوصی

21

3/4

شغل آزاد

132

3/27

بازنشسته

20

1/4

محصل

154

9/31

خانه دار

87

0/18

بیکار

19

0/6

طبقه اقتصادی

پایین

97

0/17

متوسط به پایین

161

7/37

متوسط به بالا

197

5/43

کل

483

100

وضعیت تأهل

مجرد

190

3/39

متأهل

276

1/57

مطلقه

7

4/1

همسر مرده

9

9/1

 

 

وضعیت تأهل پاسخگویان در قالب یک متغیر اسمی چند حالته سنجیده شده است. از بین 483 نفر پاسخگو، بیشترین فراوانی مربوط به افراد متأهل (1/57 درصد) و کمترین فراوانی مربوط به افراد مطلقه (1/4 درصد) است.

در مورد متغیر وضعیت اشتغال پاسخگو، از 483 نفر پاسخگو بیشترین فراوانی مربوط به وضعیت شغلی محصل (9/31 درصد) و کمترین فراوانی مربوط به وضعیت شغلی بیکار (0/6 درصد) است.

در مورد توصیف متغیر تحصیلات پاسخگو، بیشترین فراوانی مربوط به سطح تحصیلات دبیرستان/ دیپلم با فراوانی (7/40 درصد) و کمترین فراوانی مربوط به سطح تحصیلات بیسواد (1/4 درصد) است.

در مورد طبقه اقتصادی بیشترین فراوانی مربوط به طبقه اقتصادی متوسط به بالا (5/43 درصد) و کمترین فراوانی مربوط به طبقه پایین (17 درصد) است.

 

ب- توصیف متغیرهای مستقل و متغیر رفتار تغذیه‏ای

جدول 3 میانگین‏های به دست آمده برای متغیر رفتار تغذیه‏ای و متغیرهای مستقل را نشان می‏دهد. بر اساس نتایج حاصل، در مورد رفتار تغذیه‏ای به عنوان متغیر وابسته می‏توان اذعان نمود که میانگین این متغیر در بین پاسخگویان 38/48 درصد است که حاکی از گرایش داشتن رفتار تغذیه‏ای پاسخگویان به سمت رفتار تغذیه‏ای ناسالم است. در مورد متغیرهای میزان تماشای تبلیغات و میزان اعتماد به تبلیغات، به ترتیب 77/52 و 86/55 درصد از پاسخگویان نمراتی کمتر از میانگین کسب کرده‏اند. به عبارت دیگر، در بین پاسخگویان اهتمام کمتری به تماشای تبلیغات رسانه و اعتماد به این تبلیغات وجود دارد. هم‏چنین در مورد میزان تماشای برنامه‏های رسانه می‏توان گفت 88/45 درصد پاسخگویان نمره‏ای بیشتر از میانگین کسب کرده‏اند.

 

 

جدول 3- نتایج مربوط به فراوانی و درصد فراوانی نمرات طیف لیکرت متغیرهای مستقل و وابستة پژوهش

متغیر

کمینه

بیشینه

میانگین

درصد تجمعی کمتر از میانگین

رفتار تغذیه‏ای

28

66

38/48

81/50

میزان تماشای تبلیغات اقلام غذایی

7

42

74/23

77/52

میزان اعتماد به تبلیغات اقلام غذایی

7

63

00/24

86/55

میزان تماشای برنامه‏های رسانه

8

48

97/21

13/54

 

 

 


یافته‏های استنباطی پژوهش

الف- بررسی روابط بین متغیرهای مستقل با رفتار تغذیه‏ای

رابطه متغیرهای مستقل با متغیر وابسته با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون بررسی شده است. جدول 4 نتایج مربوط به محاسبه ضرایب همبستگی و میزان معنی‏داری آن را برای متغیرهای پژوهش نشان می‏دهد.

 

 

جدول 4- نتایج محاسبه ضریب همبستگی بین متغیرهای مستقل با متغیر رفتار تغذیه‏ای

نام متغیرها

ضریب پیرسون

سطح معنی‏داری

تعداد مشاهدات

میزان تماشای تبلیغات رسانه و رفتارتغذیه‏ای

**200/0-

000/0

483

 میزان اعتماد به تبلیغات رسانه و رفتار تغذیه‏ای

*114/0-

017/0

483

 میزان تماشای برنامه‏های مختلف رسانه و رفتار تغذیه‏ای

028/0

566/0

483

٭ معنی‏دار در سطح اطمینان 95 درصد                         ٭٭ معنی‏دار در سطح اطمینان ۹۹ درصد

  

 

بررسی میزان همبستگی بین متغیر میزان تماشای تبلیغات رسانه با رفتار تغذیه‏ای نشان می‏دهد مقدار این همبستگی (200/0-) معکوس و در سطح اطمینان 99 درصد معنی‏دار (000/0) است. به عبارتی دیگر، هر چه میزان تماشای تبلیغات رسانه در پاسخگویان افزایش پیدا می‏کند، میزان رفتار تغذیه‏ای سالم در آنان کاهش پیدا می‏کند. نتایج همچنین نشان می‏دهد بین متغیر میزان اعتماد به تبلیغات رسانه و رفتار تغذیه‏ای همبستگی معکوس (114/0-) و در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار (017/0) وجود دارد. به عبارتی دیگر، هر چه میزان اعتماد به تبلیغات رسانه در پاسخگویان افزایش پیدا می‏کند، رفتار سالم تغذیه‏ای در آنان کاهش می‏یابد. در نهایت نتایج بررسی میزان همبستگی بین متغیر میزان تماشای برنامه‏های مختلف رسانه با رفتار تغذیه‏ای نیز نشان می‏دهد میزان این ضریب همبستگی (028/0) مستقیم ولی غیر معنی‏دار (566/0) است.

 

ب- بررسی روابط متغیرهای زمینه‏ای با متغیر رفتار تغذیه‏ای

محاسبه واریانس یک طرفه برای مقایسه تفاوت میانگین‏های متغیرهای سن، وضعیت اشتغال، تحصیلات، وضعیت تأهل، طبقه اقتصادی با متغیر رفتار تغذیه‏ای که در جدول 5 ذکر شده است، نشان می‏دهد رفتار تغذیه‏ای پاسخگویان از نظر متغیرهای زمینه‏ای متفاوت و معنی‏دار است.

برای بررسی این نکته که تفاوت بین کدام یکی از طبقات متغیرهای زمینه‏ای معنی‏دار است از آزمون LSD تعقیبی استفاده شده است. طبق نتایج این آزمون، در مورد متغیر سن می‏توان گفت میانگین رفتار تغذیه‏ای نسل جوان با رفتار تغذیه‏ای نسل میانسال و بزرگسال در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار است.

طبق این آزمون، رفتار تغذیه‏ای کارمند دولتی با دو طبقه محصل و خانه‏دار، رفتار تغذیه‏ای شغل آزاد با سه طبقه محصل، خانه‏دار و بیکار و رفتار تغذیه‏ای گروه بیکار با طبقه شغل آزاد در سطح اطمینان 95 درصد متفاوت و معنی‏دار است.

همچنین نتایج آزمون LSD مربوط به متغیر سطح تحصیلات پاسخگو نیز نشان می‏دهد رفتار تغذیه‏ای افراد بیسواد با رفتار تغذیه‏ای افراد دارای تحصیلات دبیرستان / دیپلم، کاردانی/ کارشناسی، کارشناسی ارشد/ بالاتر متفاوت و در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار است. رفتار تغذیه‏ای افراد دارای تحصیلات ابتدایی با رفتار تغذیه‏ای سه سطح تحصیلی دبیرستان/ دیپلم، کاردانی/ کارشناسی و کارشناسی ارشد / بالاتر متفاوت و در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار است. رفتار تغذیه‏ای افراد دارای سطح تحصیلی راهنمایی با افراد دارای سطح تحصیلی دبیرستان / دیپلم و کارشناسی ارشد و بالاتر متفاوت و در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار است. همچنین رفتار تغذیه‏ای افراد دارای تحصیلات دبیرستان / دیپلم با رفتار تغذیه‏ای سه گروه بیسواد و دارای تحصیلات ابتدایی و راهنمایی متفاوت و در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار است.

مقایسه مقادیر میانگین‏ها نشان می‏دهد که در بین گروه‏های سنی، گروه سنی بزرگسال دارای میانگین بالاتر و به عبارتی رفتار تغذیه‏ای سالم‏تری است و در مقابل، گروه جوان با مقدار میانگین کمتر قرار می‏گیرد. در بین پاسخگویان با وضعیت اشتغال متفاوت، افراد بیکار کمترین میانگین و کارمندان بخش دولتی بیشترین میانگین را دارند. مقایسه میانگین پاسخگویان بر حسب سطح تحصیلات نشان می‏دهد که با بالارفتن سطح تحصیلات، رفتار تغذیه‏ای به سمت تغذیه سالم سوق پیدا می‏کند. در مقایسه بین متأهلان و مجردان و افراد همسر فوت کرده، متأهلان از لحاظ میانگین در حد بالا هستند و رفتار غذایی سالم‏تری را دارند. در نهایت، با ملاحظه مقادیر میانگین می‏توان نتیجه گرفت که هرچه طبقه اقتصادی اجتماعی بالاتر می‏رود ، رفتار غذایی به سمت استفاده از مواد غذایی سالم سوق پیدا می‏کند.

نتایج آزمون تعقیبی LSD وضعیت تأهل نیز نشان می‏دهد از بین طبقات متغیر وضعیت تأهل، رفتار تغذیه‏ای افراد مجرد با رفتار تغذیه‏ای افراد متأهل در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار است.

در نهایت بررسی نتایج مربوط به آزمون LSD متغیر طبقه اقتصادی پاسخگو نیز نشان می‏دهد میانگین رفتار تغذیه‏ای طبقه پایین با میانگین رفتار تغذیه‏ای دو طبقه دیگر متفاوت و در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار است.

 

 

 

جدول 5- نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه بین متغیرهای زمینه‏ای و متغیر وابسته

نام متغیر

میانگین رفتار تغذیه‏ای

F

سطح معنی‏داری

سن

و

 رفتار تغذیه‏ای

گروه سنی 15 تا 29 سال

63/47

 

013/9

  

   000/0

گروه سنی 30 تا 54 سال

80/49

گروه سنی 55 سال و بالاتر

11/50

 

 

وضعیت اشتغال

 و

 رفتار تغذیه‏ای

کارمند بخش دولتی

83/50

 

 

879/3

 

 

 

000/0

کارمند بخش خصوصی

90/49

شغل آزاد

37/50

بازنشسته

25/48

محصل

78/47

خانه‏دار

45/48

بیکار

34/47

 

تحصیلات

 و

 رفتار تغذیه‏ای

بیسواد

80/46

 

 

862/3

 

 

 

002/0

ابتدایی

14/48

راهنمایی

89/48

دبیرستان / دیپلم

61/49

کاردانی / کارشناسی

21/50

کارشناسی ارشد / بالاتر

30/51

وضعیت تأهل

و

 رفتار تغذیه‏ای

مجرد

89/47

 

543/3

 

014/0

متأهل

85/51

فوت همسر

26/46

طبقه اقتصادی

و

رفتار تغذیه‏ای 

پایین

09/48

 

233/3

 

007/0

متوسط به پایین

62/48

متوسط به بالا

72/49

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت

از متغیرهای زمینه‏ای و مستقل در این تحقیق است. برای مشخص کردن این که بین مردان و زنان از لحاظ رفتار تغذیه‏ای تفاوت وجود دارد یا نه، از آزمون تفاوت میانگین‏ها استفاده کرده‌ایم. جنسیت، متغیر اسمی دو حالته و رفتار تغذیه‏ای، متغیر فاصله‏ای است. بنابراین مناسب‏ترین دستورالعمل برای سنجش ارتباط دو متغیر مستقل و وابسته، آزمون t با نمونه‏های مستقل[12] است. مطابق نتایج پژوهش حاضر، در رفتار تغذیه‏ای، مردان میانگین بالاتری دارند و بنابراین، نسبت به زنان از رفتار غذایی سالم‏تری برخوردارند. با این حال  نتایج بررسی تحقیق حاضر نشان می‏دهد که مطابق با سطح معنی‏داری به‌دست آمده از آزمون تفاوت میانگین‏ها این تفاوت بین مردان و زنان معنادار نبوده است.

 

جدول 6- نتایج آزمون تفاوت میانگین رفتار تغذیه‏ای براساس جنس

متغیرها

میانگین رفتار تغذیه‏ای

t

سطح معنی‏داری

زن

مرد

جنسیت و رفتار تغذیه‏ای

55/48

96/48

750/0

650/0

 

 

 

 

 

بحث و نتیجه

این تحقیق با هدف بررسی نقش رسانه در رفتارهای تغذیه‏ای به انجام رسیده است. با توجه به نتایج تحقیق. بررسی میزان همبستگی بین متغیر میزان تماشای تبلیغات رسانه با رفتار تغذیه‏ای نشان می‏دهد که میزان این همبستگی (200/0-) معکوس و در سطح اطمینان 99 درصد معنی‏دار است؛ به عبارت دیگر، هر چه میزان تماشای تبلیغات رسانه در بین پاسخگویان افزایش پیدا می‏کند، از سالم بودن رفتار تغذیه‏ای آن‌ها کاسته می‏شود.

همچنین نتایج بررسی میزان همبستگی بین متغیر میزان اعتماد به تبلیغات رسانه با رفتار تغذیه‏ای نشان می‏دهد که میزان این همبستگی (014/0) معکوس و در سطح اطمینان 95 درصد معنی‏دار است؛ به عبارت دیگر، هر چه میزان اعتماد به تبلیغات رسانه در بین پاسخگویان افزایش پیدا می‏کند، از سالم بودن رفتار تغذیه‏ای آن‌ها کاسته می‏شود.

در نهایت، نتیجه بررسی میزان همبستگی بین متغیر میزان تماشای برنامه‏های مختلف رسانه با رفتار تغذیه‏ای نشان می‏دهد که میزان این همبستگی (028/0) مستقیم و غیر معنی‏دار است. این نتایج همسو با تحقیقات افرادی مانند اسمی و همکاران (1389) و بوینتون و همکاران (2003) و پاپکین (2001) است که به وجود ارتباط بین متغیر رسانه به طور کلی و میزان تماشای تبلیغات رسانه با افزایش میزان مصرف مواد خوراکی آماده و کاهش مصرف میوه و سبزیجات در افراد اذعان دارند.

به نظر لازارسفیلد و مرتون، تبلیغ تجاری معمولاً می‏کوشد الگوهای موجود رفتار یا نگرش را جهت‏دهی کند. تبلیغ اغلب می‏کوشد مصرف کننده را به طرف استفاده از محصولاتی سوق دهد که قبلاً به استفاده از آن عادت کرده است، چه این محصول خمیر دندان باشد و چه اتومبیل. وقتی الگویی از رفتار یا نگرش برقرار شد، می‏توان آن را در یک مسیر یا مسیر دیگر جهت داد (سورین و تانکارد، 265:1381).

از نظر گربنر نیز رسانه‏ها به ارائه دیدگاه‏های هم شکل و کم و بیش یکسان از واقعیت اجتماعی تمایل دارند و مخاطبان آن‏ها نیز بر اساس چنین سازوکاری فرهنگ‏پذیر می‏شوند. گربنر تا آن‏جا پیش می‏رود که می‏گوید رسانه‏ها، به‏ویژه تلویزیون، به دلیل نظم و هماهنگی در ارائه پیام در طول یک زمان مشخص، از قدرت تأثیرگذاری فراوانی برخوردارند، به طوری که باید آن‏ها را شکل‏دهنده جامعه دانست (مهرداد، 1380). همسو با نظریه کاشت گربنر، نتایج مطالعاتی که درباره همبستگی بین مدت زمان تماشای آگهی‏های تلویزیون با رفتارها و نگرش‏های مخاطبان انجام شده است، نشان می‏دهد بینندگان دائمی آگهی‏های تلویزیونی در مقایسه با سایر بینندگان، غذاهایی را که در آگهی‏ها تبلیغ شده است، بیشتر دوست دارند و بیشتر از دیگران شیرینی‏ها و مواد غذایی تبلیغ شده را درخواست می‏کنند (اسمی و همکاران، 1389).

پاپکین (2001) نیز به نقش رسانه در رفتار تغذیه‏ای اشاره داشته است. از نظر او عوامل مختلف جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در وقوع گذار تغذیه‏ای موثرند. شهرنشینی، رشد درآمد، تغییرات تکنولوژی در زمینه کار و فراغت، رشد رسانه‏های جمعی و سرمایه‏داری جهانی از جمله عوامل موثر در گذار تغذیه هستند.

نتیجه بررسی تفاوت میانگین رفتار تغذیه‏ای پاسخگویان از لحاظ متغیرهای زمینه‏ای نیز نشان می‏دهد که رفتار تغذیه‏ای پاسخگویان از لحاظ متغیرهای سن، وضعیت اشتغال، تحصیلات، طبقه اقتصادی و وضعیت تأهل متفاوت و معنی‏دار است. این نتایج همسو با نتیجه تحقیقات افرادی مانند اکبای و همکارانش (2007) و مائو (2007) است. یافته‏های پژوهش‏های حاضر حاکی از تأثیر مهم عواملی چون تحصیلات، سن و طبقه اقتصادی با گذار تغذیه‏ای و به طور کلی الگوی غذایی است.

بررسی و فهم تأثیرات عوامل جمعیتی و اجتماعی در زمینه تغییر الگوی غذایی و در ارائه برنامه غذایی سالم برای مصرف کنندگان اهمیت بسیاری دارد. رفتارها و عادات غذایی فرد به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، آگاهانه یا ناخودآگاه تحت تأثیر افرادی قرار می‏گیرد که در محیط اجتماعی پیرامون او زندگی می‏کنند. باید اشاره کرد که فرهنگ و اجتماع، زمینه‌ای مهم در انتخاب مواد غذایی هستند. از آن‏جا که همه افراد در اجتماع متولد می‌شوندو تحت تعلیم و جامعه‏پذیری هنجارهای آن جامعه قرار می‏گیرند و هر جامعه‏ای فرهنگ خاص خود را در ارتباط با عادت‏های غذایی دارد، بنابراین ساختارهای گروهی به هر نحوی بر سبک غذایی افراد تأثیرگذار است؛ از طرف دیگر کنش‏های فردی می‏تواند فضایی برای تنوع بخشی و تمایز و تغییرات اجتماعی ایجاد کند. بنابراین، توجه به الگوهای غذایی و عوامل مرتبط با الگوهای تغذیه‏ای به ما کمک می‏کند تا پیامدها و مفهوم راهنماهای رژیمی را به راحتی در قالب الگوهای غذایی برای جامعه بیان کنیم.

بر این اساس، رسانه‏های جمعی باید تلاش کنند از تبلیغات بی‏رویه کالاهای مصرفی و مواد غذایی ناسالم پرهیز کنند و با اتخاذ برنامه‏های دقیق و صحیح برای تبلیغ مواد غذایی و ارائه تغذیه سالم برای شهروندان و تبلیغ روی آن‌ها در بین برنامه‏های پربیننده و نیز ساخت و تولید فیلم‏ها و برنامه‏های سازنده در این راستا تلاش کنند تا در ترویج سبک زندگی و رفتار غذایی سالم در بین مردم جامعه گام بردارند.



[1] WHO

[2] FAO

[3] Nutrition Transition

[4] Pakard

[5] Robert Merton

[6] Lazarsfield

[7] Gerbner

[8] Cultivation theory

[9] Mainstreaming

[10] Resonance

[11] Williamson

[12] Independent samples T test

منابع

آقایاری هیر، ت. (۱۳۸۹). بررسی روند تحولات جمعیتی خانوار و تأثیر آن بر مصرف غذا در ایران طی سال‏های ۱۳۸۵۱۳٦۳، پایان‏نامه دکتری تخصصی، دانشگاه تهران

اسمی، ر.؛ سعدی‏پور، ا. و اسدزاده، ح. (1389). «رابطه تماشای آگهی‏های تبلیغاتی تلویزیون با الگوی مصرف در کودکان و نوجوانان تهرانی»، فصلنامه پژوهش‏های ارتباطی، ش 1، ص 93-117.

باکاک، ر. (۱۳۸۱). مصرف، ترجمه : خسرو صبوری، تهران : نشر و پژوهش شیرازی.

حسین‏نژاد، م.؛ عزیززاده فروزی، م.؛ محمدعلیزاده، س. و حق‏دوست، ع. (۱۳۸٧ ). «نقش خودکارآمدی در پیش‏بینی رفتارهای غذایی دانش آموزان دختر دبیرستان‏های شهر کرمان در سال ۱۳۸٦»، مجله علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزد، ش 3، ص 49-56.

خوانچه‏سپهر، ش. و ناصری، ع. (1389). «نقش بازنمایی رسانه‏ای الگوهای مصرف در شکل‏گیری نگرش‏ها و رفتارهای مصرفی مخاطبان»، فصلنامه پزوهش‏های ارتباطی، سال هفدهم، ش1، ص 119-147.

دلاوری، ع.؛ مهدوی هزاوه، ع.؛ نوروزی‏نژاد، ع. و یاراحمدی، ش. (۱۳۸۳). کارشناس تغذیه و دیابت، برنامه‏ریزی کشوری پیشگیری و کنترل دیابت، تهران : مرکز نشر صدا.

سیل، ک. (۱۳۸٧). رسانه و سلامتی، ترجمه : ناصر بلیغ، تهران: نشر طرح اینده.

سورین، و. و تانکارد، ج. (۱۳۸۱). نظریه‏های ارتباطات، ترجمه : علیرضا دهقان، تهران : نشر دانشگاه تهران.

ساروخانی، ب. (۱۳۸۳). «اقناع، غایت ارتباطات»، فصلنامه علوم اجتماعی، ش ۲۳، ص۹۳-115.

شیخ الاسلامی، م. و عسگریان، م. (۱۳۸۹). «رسانه، هویت و الگوی مصرف : رویکرد نظری»، فصلنامه پژوهش‏های ارتباطی، ش۲، ص 31-49.

شاه محمدی، ر. و احمدی اسکویی، ن. (1390). «سنجش میزان توجه مردم شهر مشهد به تبلیغات بازرگانی پخش شده از سیمای محلی»، فصلنامة مطالعات رسانه‏ای، سال 6، ش 13، ص 217-231.

صدیقی، ع. (۱۳٦٧). اصول تغذیه و رژیم‏های غذایی، تهران : نشر موسسه مطبوعاتی عطائی.

علیزاده‏اقدم، م. (۱۳۸۹). «تحلیل جامعه‏شناختی سبک غذایی شهروندان تبریزی»، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، ش ٤٤، ص 285-317.

عبدالهیان، ح. و حسنی، ح. (1389). «تبلیغات تجاری و مصرف‏گرایی: تحلیل نشانه شناختی آگهی‏های تجاری تلویزیونی در ایران»، فصلنامة پژوهش‏های ارتباطی، سال 17، ش 2، ص 107-125.

معصومی، ن.؛ جفرودی، ش.؛ قنبری، ع.؛ کاظم‏نژاد، ا.؛ شجاعی، ف. و رفیعی، ا. (۱۳۹۱). «بررسی وضعیت تغذیه و عوامل مرتبط با آن در سالمندان شهر رشت»، مجله دانشگاه علوم پزشکی گیلان، ش ۸٤، ص ٦۵ -70.

مهرداد، ه. (1380). مقدمه‏ای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی، تهران: نشر فاران.

Akbay, G., Aykut, G. (2007) “Consumer Characteristics Influencing Fast Food Consumption in Turkey,” Food Control, 18: 904 – 913.

Boynton, R.; Thomas, T.N., Peterson, K.E., Wiecha, J., Sobol, A. M., Gortmarker , S.L. (2003) "Impact of Television Viewing Patters on Fruit and Vegetable consumption among adolescents. Padiatrics", 112 (6), 1321-1326.

Becquey, E., Savy, M., Danel, P., Dabire, H., Tapsoba, S. (2010). “Dietary Patterns of Adults Living in Ouagadougou and Their Association with Overweight”, Nutrition Jornal, 9:13

Cockerham, W. (2000) "Health Lifestyles in Russia", Social Science & Medicine, 51: 1313 – 1324

Chowdhury turin, T., Rumana, N., Shahana, N. (2007) “DietaryPattern and Food Intake Habit of the Underprivileged Children Residing in the Urban Slums", Iran j ped, 17(3): 227 – 234.

Hu, F. (2002) “Dietary Pattern Analysis :ANew Direction In Nutritional Epidemiology", Nutrition and Metabolism, 13: 3- 9.

Madanat, H., Hawks, S. Campbell, T., Fowler, C., Hawks, J. (2010) "Young Urban Women and the Nutrition Transition in China: AFamiliar Pattern Emerges”, Global Health Promotion, 17(4): 43–51.

Mao, J. (2007) “Identifying Factor Affecting Nutrition Transition of Yong Adults in Hebei”, China Phd Dissertation in Nutritional Sciences. LowaState University. Ames, Lowa.

Nestle, M. Disogra, L., Arbot, M. Middleton, S. (1998) “Behavioral and Social Influences on Food Choice ", Nutrition Reviews, 56(5) :50 – 74

Popkin, B. (2001) “Nutrition In Transition : the Changing Global Nutrition Challenge", Asia Pacific J Clinnur, 10 : 13 -18. 

Popkin, B., Wen Ng, S. (2006) “The Nutrition Transition in High and Low – Income Countries: What Are The Policy Lessons", Gold Coast, Invited paper prepared for presentation at the International Association of Agricultural Economists Conference, Gold Coast, Australia, August 12-18.