وسایل ارتباط جمعی، موقعیت اجتماعی- اقتصادی مخاطبان و برجسته‏سازی دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور

نویسندگان

1 همدان-دانشگاه بوعلی سینا-دانشکده اقتصاد وعلوم اجتماعی-گروه علوم اجتماعی

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه بوعلی سینا همدان، ایران

چکیده

امروزه بیماری‏های عفونی و مسری جای خود را به بیماری‏های مزمن و غیرواگیر داده‏اند. بنابراین به رهیافتی نو در حوزه سلامت  نیاز است تا فرد از این بیماری‏ها در امان ماند. این رهیافت، اتخاذ سبک زندگی سالمی است که از یک سو بر مسؤول بودن فرد تأکید می‏کند و از سوی دیگر، نیاز به کسب دانش کافی در حوزۀ سلامت را خاطر نشان می‏کند. وسایل ارتباط جمعی به عنوان یکی از منابع اصلی کسب اطلاع، می‏توانند دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور را در بین مخاطبان ارتقا دهند. این پژوهش، با آزمون رگرسیون چند متغیر و سپس تحلیل مسیر مدل تحقیق، نقش رسانه‏ها را با حضور سه متغیر کاربرد رسانه‏ای، احساس نیاز به راهنمایی و موقعیت اجتماعی- اقتصادی، در برجسته‏سازی سبک زندگی سلامت محور مطالعه کرده است. روش تحقیق در این بررسی کمّی و در قالب پیمایش و پرسشنامۀ تحقیق تکمیل شده است. سنجش اعتبار پرسشنامه به دو روش سازه‏ای و صوری و سنجش پایایی به روش‏های آلفای کرونباخ و آزمون- آزمون مجدد صورت گرفته است. جامعۀ آماری تحقیق، افراد 40 سال به بالای شهر کرمانشاه است. روش نمونه‏گیری تحقیق، نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای و حجم نمونه 400 نفر است. براساس نتایج پژوهش، رسانه‏ها با برجسته‏سازی سبک زندگی سلامت محور، دانش مخاطبان را در این زمینه ارتقا می‌دهند. البته تأثیر رسانه‏های چاپی بیش از رسانه‏های الکترونیک است و وقوع برجسته سازی نیز در بین مخاطبان، از جهت حس نیاز به راهنمایی متفاوت است. همچنین برخورداری از موقعیت اجتماعی- اقتصادی بالاتر، هم حس نیاز به راهنمایی بیشتر را در بین مخاطبان برمی‏انگیزد و هم میزان کاربرد رسانه را افزایش می‏دهد. حاصل چنین اختلافی، تفاوت در برخورداری از دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور است .

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Mass Media , Socio-economic Situation Audience and Agenda-Setting the Knowledge Related to Healthy Lifestyle ( Case Study : people over 40 years old in Kermanshah City )

نویسندگان [English]

  • Javad Afshar kohan 1
  • boroomand Sharafi 2
1 Bu-Ali Sina University, Iran
2 Bu-Ali Sina University, Iran
چکیده [English]

Introduction: We can study the history of research about diseases with emphasis on various parameters. One factor is verities or types of diseases and another factor is social conditions and contex, social situation and social actors (such as mass media ,family, and …). Nowadays, along with progress in human society, non-communicable diseases have become more common. So that, according to the World Health Organization, sixty percent causes of death are non-communicable diseases. With development the diseases discourse, we need to revise the fact of health and factors that affected on that. Now, for example, social conditions are important index for research about diseases. Then, following the "Health Transition" in the world, we need  a new approach for study and research about health. This approach is adopting a healthy lifestyle and emphasizes the responsibility of individuals in this respect. Also, that approach concentered on acquiring knowledge in the field of health. The mass media is a primary source of information for knowledge related to healthy lifestyle and its roles among audiences is important for analysis the subject. On the base of this approach, researchers should attend to some factors that increase or decrease the levels and death of people's knowledge. With development of people's knowledge, we can analysis the development of peoples 'actions, especially in the field of health. The concept of "Health-based lifestyle" or "healthy lifestyle" helps to understand the differences among the peoples in the field of everyday life and describes the effects of mass media, in the determination of that .also, socio-economic situation of people, effects on their knowledge .Material & Methods: This research uses the Multiple Regression and Path Analysis. We study the role of mass media on agenda-setting the knowledge related to healthy lifestyle. In this respect, are presented three variables: Media Application, need of Orientation and Socio-economic Status. The research method is survey study. A cross-sectional survey was conducted among a population of 400 media's users in Kermanshah city, the people who are over 40 years old. Validity is measured by method of Face validity. Also, the reliability of the study was assessed by the Cronbach's alpha and Test-retest methods. In first section of paper ; we describe and examine the theoretical framework of study. For example, we explain the agenda-setting theory and knowledge gap theory. With uses from this base, we analyses the problem and design a instrument for understanding the conditions. In the last section of paper, we use from theoretical framework for understanding and interpreting of data and ends .Discussion of Results & Conclusions: Based on the results, the mass media has important role in the actions of users in the field of health . Type and amount of their use is affected on user's knowledge and their actions and lifestyle. Change in With the agenda-setting the knowledge related to healthy lifestyle enhances the audience's knowledge in this field. Of course, agenda-setting the knowledge related to healthy lifestyle varies and depending on the need for orientation in terms of health related behaviors. Also, peoples with higher socio-economic status, have higher levels of media using. Also in this condition, the audience’s need for orientation raise. Then, differences in these variables cause the uneven levels of the knowledge related to healthy lifestyle. On the other hand, need for orientation has observable role in the life style of users of mass media, because of the amount of using these devices. With attention to these variables, it is clear that understanding the health and agenda-setting the knowledge related to healthy lifestyle is a complex process. Peoples have various need for orientations in this respect and different factors affected on their knowledge, orientations and actions .

کلیدواژه‌ها [English]

  • Mass Media
  • Healthy Lifestyle
  • Media Applications
  • Need for Orientation
  • Socio-Economic situations
  • Kermanshah city

مقدمه و بیان مسأله

از جمله توسعه‏های نو در نظریه جامعه‏شناختی، ارائه و توضیح مفهوم سبک زندگی است. کلاکهون[1] (1985) در تعریفی می‏گوید: «سبک زندگی عبارتست از مجموعه یا الگوهای خودآگاه و دقیقاً توسعه یافتۀ ترجیحات فردی در رفتار شخصی مصرف کننده» (Sills & Merton, 1991:349). گیدنز نیز آن را به عنوان مجموعه‏ای کم و بیش جامع از عملکردها تعریف کرده است که فرد آن‏ها را به‏کار می‏گیرد چون نه فقط نیازهای جاری او را برمی‏آورند بلکه روایت خاصی را هم که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است، در برابر دیگران مجسم می‏سازند (گیدنز[2]، 1388: 120) . یکی از اشکال سبک زندگی به طورکلی، سبک زندگی سلامت محور[3] است. بلوخ در توضیح مفهوم اخیر، آن را راهنمایی برای جلوگیری از مشکلات بهداشتی و تضمینی برای حد اعلای سلامتی فرد بیان داشته است (Divine & Lepisto, 2007:2). کاکرهام در تعریف خود اظهار می‏کند: «سبک زندگی سلامت محور، الگوهای تجمعی از رفتار مرتبط با سلامت مبتنی بر انتخاب‏های ممکن برای افراد است بنابر فرصت‏هایی که در زندگی دارند. این رفتارها که سلامت افراد را تحت تأثیر قرار می‏دهند- به‏گونه‏ای مثبت یا منفی- کنش‏های تصادفی افراد نیستند بلکه الگوهای قابل شناختی از فعالیت‏های ویژه برای گروه‏ها، موقعیت‏های اجتماعی و جوامع را تشکیل می‏دهند» (Cockerham, 1999:53). بنابراین محور بحث در تعاریفی که گذشت، مفهوم سلامت است.

امروزه همراه با پیشرفت جوامع بشری و تغییرات عمده در سبک‏های زندگی، می‏توان بیان داشت که به‏طورکلی، کیفیت زندگی بهبود یافته است و مسائل مرتبط با سلامت، تحت کنترل و نظارت بیشتر قرار گرفته‏اند. البته به دنبال تحول و گذار در سلامتی[4]، از یک سو بیماری‏های عفونی و مسری جای خود را به بیماری‏های مزمن و غیر واگیر داده‏اند و از سوی دیگر، نرخ مرگ و میر بالا در میان بزرگسالان جایگزین مرگ و میر بالا در بین نوزادان شده است (گیدنز، 1387: 230). به‏گونه‏ای که بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (2006) 60% علل مرگ و میر و 43% بار جهانی بیماری‏ها، مربوط به بیماری‏های مزمن است. در ایران نیز این نوع از بیماری‏ها، علت 70% از مرگ و میرها را به خود اختصاص داده‏اند. بیماری‏های قلبی- عروقی در ایران رتبۀ اول را از نظر مرگ و میر (50% از مرگ و میر سالیانه) به خود اختصاص داده است (جوادی و همکاران، 1390: 989). سرطان نیز به عنوان یکی از عمده بیماری‏های مزمن، با میزان بروز100 به100 هزار نفر، یکی از مسائل اصلی بهداشت و درمان است که گریبان‏گیر بسیاری از هموطنان است (MUS, 2011)[5]. در گزارش مرکز کنترل بیماری‏های قلب و عروق سازمان جهانی بهداشت، ایران از نظر شیوع بالای چاقی یکی از 7 کشور اول جهان است که علت آن تغییر سبک زندگی به خصوص خوردن مواد غذایی پرچرب و با شکر بالا، همراه کاهش فعالیت فیزیکی است (Rezaeipour & et al., 2006:17-25). در استان کرمانشاه، براساس رتبه‏بندی در میان علل اصلی مرگ و میر، مشابه با وضعیت ملی، بیماری‏های قلبی- عروقی رتبۀ اول (40%) را به خود اختصاص داده‏اند، سپس سوانح و حوادث غیرعمد در رتبۀ دوم (5/12%) و در رتبۀ سوم انواع بیماری‏های سرطان و تومورها (10%) قرار دارند (سایت اخبار سلامت). بر این اساس با وجود این‏که مردم عمر بیشتری می‏کنند اما عمدتاً از بیماری‏های مزمن رنج می‏برند و لذا به رهیافت نوینی در قبال تندرستی و مراقبت نیاز است. یکی از مباحث مهم و مرتبط با این موضوع در حوزۀ سلامت، مدیریت سلامت[6] است. در جامعه‏ای که بر مسؤولیت شخص در قبال سلامتی‏اش تأکید می‏شود، اطلاعات سلامت نقش مهمی برای جستجوگر ایفا می‏کند (احدزاده، 1391: 2).

در عصر جدید، با توسعه در تکنولوژی اطلاعات، رسانه‏ها به عنوان یکی از اجزای قدرتمند جامعۀ مدنی و تأثیرگذار بر افکار عمومی، با آموزش و اطلاع‏رسانی، دانش، نگرش و رفتارها را متأثر از خود می‏سازند و افراد جامعه را آمادۀ مشارکت و تصمیم‏گیری در جهت کنش و رفتاری خاص می‏نمایند. در ارتباط با این تأثیرگذاری، با توجه به اهمیت موضوع سلامت و شعار جهانی «انسان سالم، محور توسعه»، بسیاری از سیاست‏گذاری‏ها و برنامه‏ریزی‏های کلان ملی و بین‏المللی برای ارتقای سطح بهداشت و سلامت جوامع انجام می‏شود و رسانه‏های جمعی نیز سعی نموده‏اند با گسترش قلمرو انتشار و پخش برنامه‏های خود، در این زمینه نقش پررنگی را ایفا نمایند. در واقع می‏توان گفت در سراسر مراحل زندگی، افراد با منابع متعدد اطلاعات در مورد مطالب بهداشتی برخورد می‏کنند که بیشتر آن‏ها رسانه‏هایی از قبیل تلویزیون، رادیو، روزنامه، مجله و اینترنت هستند که پس زمینۀ ثابت زندگی ما را تشکیل می‏دهند و حاوی پیام‏های متعدد تلویحی یا صریح در مورد سلامت و بهداشتند (سیل[7]، 1387: 2).

رسانه‌ها همواره با نمایش و معرفی تازه‌ترین نوآوری‏های پزشکی، تغییر در رفتار سلامت، تولید اطلاعات سلامت، نمایش تصاویر مربوط به سلامت و سبک زندگی مرتبط با آن نقش برجسته‌ای در زندگی انسان امروزی بازی می‌کنند. نمایش‌های رسانه‌ای، باورها و ادراکات افراد از سلامت و بیماری را می‌سازند یا بر آن‏ها تأثیر می‌گذارند و این باورها و ادراکات به نوبۀ خود رفتار سلامت را تحت تأثیر قرار می‌دهند (Lepton, 1999:260). با توجه به اهمیت تأثیرات این وسایل در حوزۀ سلامت، بایدگفت علیرغم قدمت زیاد مطالعات در حوزۀ ارتباطات که به اوایل قرن بیستم باز می‌گردد در دهه‌های اخیر به نقش رسانه‌های جمعی در ارتقا رفتار سلامت، از طریق فعالیت‌های رسانه‌ای برای متقاعد ساختن افراد، توجه بیشتری شده است (Carno & Burgoon, 2002:19). البته این بخش از بررسی‌ها بیشتر در حوزۀ تحقیقات خارجی صورت گرفته است و در بخش مطالعات داخلی، خلأ تحقیقاتی بیشتری احساس می‌گردد.

بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است تا نقش وسایل ارتباط جمعی شامل تلویزیون، رادیو، روزنامه، مجله، کتاب و اینترنت را در برجسته‏سازی سبک زندگی سلامت محور، با بررسی مداخلۀ متغیر موقعیت اجتماعی- اقتصادی مخاطبان، در میان افراد 40 سال به بالای شهر کرمانشاه مطالعه کند. در این بررسی منظور از برجسته‏سازی، میزان دانش کسب شدۀ مرتبط با سبک زندگی سلامت محور از طریق رسانه‏هاست. زیرا وسایل ارتباط جمعی، ورای آن‏چه ما به‏طور مستقیم تجربه می‌کنیم، نقشۀ شناختی ما را از جهان فراهم می‌سازند، به ویژه در توجه به موضوعات یا ایده‌هایی که ما فرآیند شناختی بیشتری را به آن‏ها اختصاص می‌دهیم (McCombs & Bell, 1996:93-110). همچنین علت انتخاب افراد 40 سال به بالا برای مطالعه، از یک‏سو ابتلای بیشتر به بیماری‏های مزمن و از سوی دیگر نرخ بالاتر مرگ و میر آن‏هاست. زیرا آن‏گونه که گذشت، طی گذار سلامتی دو اتفاق مهم رخ داده است. نخست؛ شیوع بیشتر بیمار‏ی‏های مزمن به جای بیماری‏های عفونی است و دوم این‏که نرخ بالای مرگ و میر سالخوردگان جای مرگ و میر بالا در میان نوزدان را گرفت .

 

سؤالات تحقیق

-      کاربرد وسایل ارتباط جمعی چه تأثیری بر برجسته‏سازی دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور شهروندان چهل سال به بالای کرمانشاهی می‌گذارد ؟

-      موقعیت اجتماعی- اقتصادی مخاطبان چگونه برجسته‏سازی دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور را تحت تأثیر قرار می‏دهد ؟

-   احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت چگونه برجسته‏سازی دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

 

پیشینۀ تحقیق

در ارتباط با موضوع پژوهش حاضر، تحقیقات زیر انجام گرفته اند :

- رضوی و همکاران‏ش در بررسی خود بر روی مخاطبان 15 سال به بالای تلویزیون در شهر تهران بدین نتیجه رسیده‏اند که مخاطبان (9/99%) ، تلویزیون را از اولویت‏های خود برای دریافت پیام‏های سلامت می‏دانند. همچنین بر اساس نتایج تحقیق، الف) رابطۀ معنادار معکوسی میان تحصیلات و مشاهدۀ تلویزیون وجود دارد ب) تمایل بینندگان به سمت کارکرد آموزشی- سرگرمی تلویزیون است ج) مخاطبان توجه زیادی به پیام‏های سلامت از سوی تلویزیون دارند د) 91% از مخاطبان رضایت خود را از پخش این پیام‏ها و مفید بودن آن‏ها اعلام نموده‏اند (رضوی و همکاران، 1392) .

- در مطالعۀ قاسمی و همکاران با هدف بررسی سبک زندگی سلامت‏محور و تعیین کننده‌های آن، یافته‌های تحقیق نشان داد که سه نوع سرمایۀ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نیز متغیرهای ساختاری در اثرگذاری خود، ابعاد سبک زندگی سلامت محور را تحت تأثیر قرار می‌دهند. نتایج آزمون‏های تحقیق نشان می‌دهد که با بالا رفتن میزان سرمایۀ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی افراد، سبک زندگی آن‏ها سالم‏تر می‌شود. همچنین محققان دریافتند که طبقه، اشتغال، وضعیت تأهل و جنسیت افراد با سبک زندگی سالم آنان در ارتباط است (قاسمی و همکاران، 1387) .

- بَولز و همکارانش[8] در بررسی تأثیر برنامه‏های تبلیغاتی رسانه‏های جمعی، برای آموزش شهروندان در زمینۀ اثرات مصرف قند زیاد نوشیدنی‏ها، طی یک نظر سنجی تلفنی، آگاهی، نگرش و رفتار در زمینۀ مصرف نوشابه و دیگر نوشیدنی‏های شیرین را مورد مطالعه قرار داده‏اند. یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد 80 درصد از افرادی که در معرض تبلیغ رسانه‏ای قرار دارند، برای کاهش مصرف نوشابه و دیگر نوشیدنی‏های شیرین اقدام نموده و بر این اساس، زیادی قند و شکر را باعث مشکلات سلامتی می‏دانند. نتایج پژوهش گویای آن است که تبلغات رسانه‏ای در زمینۀ سلامت-همچون مصرف زیاد نوشابه و دیگر نوشیدنی‏های شیرین- می‏تواند در بالا بردن سطح آگاهی و ارتقای نیات رفتاری شهروندان، برای کاهش این گونه مصارف مؤثر باشد (Boles & et al., 2014) .

- مَنو[9] در بررسی تأثیر رسانه‏های اجتماعی بر استفاده از خدمات سلامت، اظهار می‏دارد که در جوامع امروزی، منابع آنلاین، جریان سیال اطلاعات را در بخش سلامت مهیا ساخته‏اند؛ از جمله تعامل با پزشکان، خانواده‏ها و بیماران. کاربرد رسانه‏های اجتماعی منبعی عمده از به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت را فراهم نموده و حس داشتن یا نداشتن نگرانی‏های بهداشتی را در میان افراد افزایش داده است. مطالعۀ این پژوهشگر نشان می‏دهد چگونه تفاوت در کاربرد آنلاین اطلاعات سلامت و رسانه‏های اجتماعی، استفاده از خدمات سلامت را تحت تأثیر قرار می‏دهد. بر اساس یافته‏های مطالعه : 1) اطلاعات سلامت آنلاین افراد مورد بررسی را در استفاده از خدمات سلامت توانمندتر می‏سازد 2) در میان رسانه‏های اجتماعی فقط آن‏هایی که مشاوره داده‏اند اثر معناداری را بر احتمال استفاده از خدمات سلامت گذاشته‏اند (Mani, 2014).

- در مطالعه لاوجوی[10] رابطۀ بین محیط رسانه‏ای و احتمال انجام رفتارهای تهدید کنندۀ سلامت همچون مصرف دخانیات و در معرض نور خورشید قرار گرفتن، به‏واسطۀ وضعیت‏های روان‏شناختی- شامل نگرش‏ها، هنجارهای نهادینه شده، کنترل رفتاری و خطر درک شده- بررسی شده است. بر اساس یافته‏های تحقیق، اگرچه استفاده از رسانه‏ها به طور مستقیم با تمایل به مصرف دخانیات، ارتباط معناداری ندارد، اما در ارتباط با در معرض نور خورشید قرار گرفتن برای برنزه کردن پوست بدن، رابطۀ معنادار است (غیر از کاربرد اینترنت). در این پژوهش پاسخگویانی که پرمصرف‏ترین مخاطبان بوده‏اند، همچنین کمترین انگیزه را برای برخورداری از یک سبک زندگی سالم داشته‏اند (Lovegoy, 2010).

- دیوتا- برگمن[11] در مطالعه‏ای به بررسی جستجوی اطلاعات سلامت از سوی مصرف‏کنندگان در حوزۀ اطلاعات بهداشتی می‏پردازد. این بررسی نشان می‏دهد که استفاده از کانال‏های ارتباطی فعال همانند ارتباطات بین فردی، خواندن متون چاپی و ارتباطات اینترنتی به عنوان منابع اصلی اطلاعات بهداشتی، با قدرت بیشتری باورهای سلامت و نیز پایبندی به آن‏ها را در بین افراد جهت‏دهی می‏کند. از سوی دیگر، کانال‏های ارتباطی منفعل همانند تلویزیون و رادیو، بیشتر از سوی افرادی استفاده می‏شوند که یا در مسیر سلامت جهت‏دهی نشده‏اند و یا این جهت‏دهی برای آنان به میزان کمتری اتفاق افتاده است. همچنین نتایج برنامه‏های رسانه‏ای نشان داده که برنامه‏های سرگرم کننده در تبلیغات پیشگیرانه بهداشتی مؤثرتر هستند (Dutta-Bergman, 2004).

بر اساس یافته‌های تحقیقات پیشین، وسایل ارتباط جمعی از جملۀ منابعی هستندکه در قالب برنامه‌های آموزشی و سرگرم‌کننده، با برانگیختن احساس نگرانی مخاطبان در برخورداری از رفتار سالم و نیز ارائۀ اطلاعات کافی در این زمینه، می‌توانند دانش سلامت افراد را ارتقا دهند. البته عمدۀ تحقیقات، صرفاً به وجود یا عدم ارتباط میان رسانه و دانش سلامت پرداخته‏اند اما اشاره‏ای به مکانیسم این رابطه یا متغیرهای واسطه در آن نکرده‏اند. همچنین یافته‌های تحقیقات نشان داده‌اند که ابعاد سبک زندگی سلامت‏محور، تحت تأثیر متغیرهایی ساختاری و سرمایه‌ای است که جایگاه افراد در هر یک از این موقعیت‌ها، نقش تعیین‏کننده و مهمی در سبک زندگی آن‏ها دارد.

 

پیشینه و چارچوب نظری

الف) نظریۀ برجسته‏سازی[12]

بررسی تحول تحقیق دربارۀ اثرات رسانه‏ای، نشان می‏دهد که در سال‏های اخیر محققان ارتباطی برآن بوده‏اند که در کل، رسانه‏ها از اثرات قوی برخوردارند. از جمله فرضیاتی که می‏توان برای نشان دادن وجود واقعی اثرات از آن استفاده کرد، برجسته‏سازی است. بررسی مک کامبز و شاو[13] در سال 1972، اولین پژوهش دربارۀ برجسته‏سازی است. آن‏ها کارکرد برجسته‏سازی رسانه‏ها را گرایش رسانه‏ها به تأثیر گذاشتن بر آن‏چه مردم دربارۀ آن فکر خواهند کرد یا آن‏چه مهم تلقی می‏کنند، توصیف کرده‏اند (ویندال و همکاران[14]، 1387: 362). راجرز و دیرینگ[15] نیز برجسته‏سازی را چنین تعریف می‏کنند: «فراگردی که به واسطۀ آن رسانه‏های جمعی اهمیت نسبی موضوعات و تأثیرات گوناگونی را به مخاطب منتقل می‏کنند» (Rogers & Dearing, 1988:556).

نظریۀ برجسته‏سازی برآن است که رسانه‏های جمعی این توان را دارند که موضوعات مختلف را وارد بحث عمومی نمایند. برجسته‏سازی یعنی این اندیشه که رسانه‏های خبری با ارائۀ خبرها موضوعی را که عامه راجع به آن فکر می‏کنند تعیین می‏نمایند. بر این اساس، زمانی‏که توجه رسانه‏های جمعی به موضوعی جلب می‏شود، اهمیت آن از نظر عموم افزایش می‏یابد. یکی از فرضیات این نظریه این است که تأثیرات مستقیم بر مخاطبان با اطمینان قابل توجهی بر مبنای محتوای رسانه‏ها پیش‏بینی شود (سورین و تانکارد[16]، 1386 :326). کورت لنگ و گلادیز اینگل لنگ بیان می‏دارند که «رسانه‏های جمعی توجه را به موضوعاتی خاص سوق می‏دهند. آن‏ها از چهره‏های سیاسی تصاویری عمومی می‏سازند. آن‏ها مدام موضوعاتی را عرضه می‏کنند که نشان‏دهندۀ چیزهایی است که تودۀ مردم باید راجع به آن‏ها فکر کنند، بدانند و احساس داشته باشند» (Lang & Lang, 1953:3-12).

به سبب بررسی فعالانه و اشتراک روایت‏های خبری مهم، رسانه‏های خبری قادرند زحمت عموم را برای یافتن موضوعاتی که نیازمند توجه بیشتر هستند کم کنند. به این دلیل هرچه بیشتر رسانه‏های خبری در ارائه روایت‏های خبری مصمم‏تر باشند، احتمال بیشتری وجود دارد تا به عنوان تنها منبع دریافتی اطلاعات برای مخاطبان باشند و هرچه روایت‏های رسانه‏ای بیشتر مورد تأکید قرار گیرند، احتمال بیشتری وجود دارد تا به روایت‏هایی تبدیل شوند که مخاطبان بیشتر مورد توجه قرار می‏دهند (Mc Combs, 2004).

بررسی‏های فرضیۀ برجسته‏سازی نشان داده است که وسایل ارتباط جمعی به طورکلی دارای تأثیری قوی در رابطه با موضوعاتی هستند که مخاطبان دربارۀ آن‏ها فکر می‏کنند. حتی اگر نگرش آنان دربارۀ این موضوعات به طور مستقیم، از طریق در معرض محتوای رسانه‏ای قرار گرفتن، تغییر نکند. به عبارت دیگر محتوای خبرها همیشه نمی‏توانند عقیدۀ موجود فرد را تغییر دهند اما می‏توانند بر این‏که توجه فرد را نسبت به ارزش موضوعی جلب نمایند، تأثیر بگذارند (Mc Combs & Reynolds, 2002:215-267). این فرضیه اساساً به مسألۀ یادگیری می‏پردازد، نه تغییر نگرش یا مستقیماً به تغییر افکار. بررسی‏های ارتباطات جمعی در واقع ثابت کرده است که بیشتر آثار مختلفی که اتفاق می‏افتد، در خصوص مسائل مربوط به اطلاعات است؛ افراد می‏آموزند که این مسائل چیست و چگونه به ترتیب اهمیت تنظیم می‏شوند (مک کوایل و ویندال[17]، 1388 : 103).

با وجود این، باید بیان داشت که برجسته‏سازی برای همۀ افراد به یک اندازه و به یک شیوه رخ نمی‏دهد. در تحقیق، یکی از متغیرهای معنادار، درجۀ نیاز به راهنمایی[18] است. یک گروه مخاطب فرعی ممکن است نیاز به راهنمایی دربارۀ یک مسألۀ خاص داشته باشد و خیلی آسان به آن موضوع برجستگی دهد. گروهی دیگر چنین نیازی ندارد بنابراین احتمال کمی وجود دارد که مسأله برای آن گروه اولویت پیدا کند (ویندال و همکاران[19]، 1387: 365). از منظر مک کامبز و ویور افراد از جهت نیاز به راهنمایی تفاوت دارند و این تفاوت، وقوع یا عدم وقوع برجسته‏سازی را تعیین می‏کند. نیاز به راهنمایی، آن‏چنان که مک کامبز و ویور تشخیص می‏دهند بر پایۀ دو عامل قرار دارد : ارتباط اطلاعات به فرد و درجۀ بی‏خبری از موضوع پیام. هرچه ارتباط اطلاعات[20] و بی‏خبری از موضوعات بیشتر باشد، نیاز به راهنمایی بیشتر است. دو محقق این فرض را مطرح کردند که هرچه نیاز به راهنمایی بیشتر باشد، فرد اثرهای برجسته‏سازی رسانه‏های جمعی را بیشتر می‏پذیرد (سورین و تانکارد، 1386: 350-349). زوخر در این باره بیان می‏دارد که اگر کسی تجربۀ مستقیم اندکی در ارتباط با موضوعی دارد، احتمالاً پوشش خبری ادراکات فرد از موضوع را بیشتر تحت تأثیر قرار خواهد داد زیرا وی شیوۀ دیگری برای کسب دانش در آن باره را در دسترس ندارد. در واقع باید گفت که الویت رسانه‏ای باورهای افراد دربارۀ موضوعات اجتماعی متنوع، عمدتاً با ارائۀ دلیلی دربارۀ شکلی از یک باور را تحت تأثیر قرار می‏دهد (Zucker, 1978:225-240).

 

ب) فرضیۀ شکاف آگاهی[21]

در جهان معاصر، اطلاعات ارزش فراوانی دارند و امکانات زیادی را برای افراد ایجاد می‏نمایند. با این وجود، آشکار است که آگاهی نیز مثل دیگر انواع ثروت، در جامعه به گونه‏ای برابر توزیع نشده است. افرادی که با فقر دست و پنجه نرم می‏کنند، اغلب از نظر اطلاعاتی هم فقیر هستند. بر این اساس یکی از فرضیات مطرح شده در مباحث اطلاعاتی، «فرضیۀ شکاف آگاهی» است. این فرضیه که نخستین بار توسط تیکنور، دونوهو و اولین مطرح شد، چنین توضیح می‏دهد : «وقتی ریزش اطلاعات رسانه‏های جمعی به نظام اجتماعی افزایش می‏یابد، بخش‏هایی از جمعیت با پایگاه اجتماعی- اقتصادی بالاتر سریع‏تر از بخش‏هایی با پایگاه پایین‏تر، این اطلاعات را کسب می‏کنند، به طوری‏که شکاف در آگاهی میان این بخش‏ها به جای این‏که کاهش یابد افزایش پیدا می‏کند» (سورین و تانکارد، 1386 : 160-159). فرضیۀ شکاف آگاهی پیش‏بینی می‏کند که به خاطر اطلاعات اضافه، افراد دارای پایگاه اجتماعی- اقتصادی پایین و افراد دارای پایگاه بالا هردو آگاهی به دست می‏آورند اما افراد دارای پایگاه بالا اطلاعات بیشتری به دست می‏آورند. بدین معنی که شکاف نسبی در آگاهی میان افراد مرفه و افرادی که رفاه کمتری دارند، افزایش خواهد یافت (سورین و تانکارد، 1386 : 364-363). غنای اطلاعاتی در جامعه اغلب کاملاً تحصلی و متعلق به قشر ثروتمند جامعه است. رشد شکاف آگاهی می‏تواند به این معنی باشد که بخش فقیرتر جامعه نمی‏تواند به طور معناداری در بحث از موضوعات اجتماعی مشارکت داشته باشد (Turow, 2009:167).

در تعریفی دیگر از فرضیۀ شکاف آگاهی، می‏توان اظهار داشت که این فرضیه برآن است که در توسعۀ هر موضوع اجتماعی یا سیاسی، بخش بیشتر آموزش دیدۀ جمعیت، دربارۀ موضوع بیشتر می‏داند و در حقیقت کسب اطلاعات دربارۀ آن موضوع سریع‏تر اتفاق می‏افتد و بنابراین اختلافات بین دو دسته از افراد گسترده‏تر می‏گردد (Turow, 2009:167). بر اساس این فرضیه، یکی از آثار کاربرد وسایل ارتباط جمعی در زمینۀ اطلاعات سلامت، ایجاد و تقویت شکاف در حوزۀ دانش سلامت است. آن چنان که داوسن[22] در مطالعۀ خود اظهار می‏دارد؛ افراد طبقات بالا و متوسط بیشتر تمایل دارند تا روش‏های مراقبت بهداشتی پیش‏گیرانه را از منابع اطلاعاتی گوناگون اقتباس نمایند و سبک زندگی‏شان را با آن‏ها سازگار سازند (Dawson, 1989:15-25). همسو با فرضیۀ شکاف آگاهی در حوزۀ سبک زندگی، کاکرهام مدلی نظری از سبک زندگی سلامت محور ارائه کرده است که در آن متغیرهای ساختاری (به ویژه شرایط اجتماعی- طبقاتی)، زمینه و شرایط اجتماعی را برای جامعه‏پذیری و تجربه فراهم می‌سازند که انتخاب‌های زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهند (Cockerham, 2005:77). در واقع سبک زندگی سلامت محور به عنوان الگویی تجمعی از رفتار مرتبط با سلامت، تحت تأثیر فرصت‌های زندگی افراد است. بعد شناختی سبک زندگی سلامت محور نیز به دور از این اثرپذیری نیست. لذا همان‏طورکه در نظریات تأثیر وسایل ارتباط جمعی آمد، موقعیت اجتماعی و جایگاه طبقاتی مخاطبان با اثرگذاری بر احساس نیاز به راهنمایی و میزان کسب اطلاعات از طریق منابع رسانه‏ای، شکافی قابل توجه را در میزان آگاهی مخاطبان ایجاد می‌نماید. در پایان می‏توان استنتاج نمود که کاربرد وسایل ارتباط جمعی به عنوان منبع عمدۀ کسب دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور، از سوی دو متغیر اصلی، یعنی احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت و موقعیت اجتماعی- اقتصادی مخاطبان تحت تأثیر قرار می‌گیرد. میان دو متغیر مستقل موقعیت اجتماعی- اقتصادی و احساس نیاز به راهنمایی نیز ارتباطی علّی وجود دارد، به‏گونه‏ای که موقعیت اجتماعی-اقتصادی مخاطبان، احساس نیاز به راهنمایی آنان را تحت تأثیر قرار می‏دهد و احساس نیاز به راهنمایی نیز با واسطۀ کاربرد وسایل ارتباط جمعی مخاطبان، دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور آنان را متأثر می‏سازند.

 

فرضیات تحقیق

فرضیۀ 1: "احساس نیاز به راهنمایی" در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت به واسطۀ میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور مخاطبان را تحت تأثیر قرار می‏دهد.

فرضیۀ 2 : "موقعیت اجتماعی- اقتصادی" مخاطبان به واسطۀ احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت، میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی را تحت تأثیر قرار می‏دهد.

فرضیۀ 3: "موقعیت اجتماعی- اقتصادی" مخاطبان به واسطۀ میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور را تحت تأثیر قرار می‏دهد.

فرضیۀ 4: "میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی" از سوی مخاطبان، دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور آنان را تحت تأثیر قرار می‏دهد.

 

 

مدل نظری و مفهومی تحقیق

 

 

روش تحقیق

در پژوهش حاضر از روش کمّی و پیمایش در زمینۀ تأثیر رسانه‏های جمعی بر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور استفاده شده است. این پژوهش از جملۀ انواع مطالعات کاربردی است که نتایج آن می‏تواند به عملکرد بهتر در جهت ارتقا سلامت جامعه کمک کند. واحد تحلیل در این تحقیق فرد است که با مطالعۀ تعداد 400 نفر از افراد جامعۀ آماری (با جمعیت 263670 نفر بر اساس آمارگیری سال 1390)، در دستۀ مطالعات پهنانگر قرار می‏گیرد. همان‌گونه‌ که‌ گذشت دلیل انتخاب افراد‌40‌ سال به بالا در شهر کرمانشاه برای مطالعه، اولاً ابتلای بیشتر این بخش از جمعیت به بیماری‌های مزمن حاصل از سبک زندگی ناسالم و در ثانی افزایش نرخ مرگ ‌و ‌میر آنان، در مقابل کاهش نرخ مرگ ‌و ‌میر نوزادان و ‌کودکان است که این دو رویداد، در پی «گذار سلامتی» جوامع امروزی اتفاق افتاده‏اند. حجم نمونه در این تحقیق با استفاده از فرمول کوکران (خطای 05/0) 384 نمونه به دست آمده است که جهت اطمینان بیشتر، تعداد پرسشنامه‏های به کار رفته در تحلیل را 400 مورد قرار داده‏ایم:

 

 

 

همچنین روش نمونه‏گیری در تحقیق حاضر نمونه‏گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای است؛ بدین معنی که شهر کرمانشاه به مناطق شش‌گانه (شهرداری) تقسیم ‌شده و متناسب با جمعیت آن‏ها، محله‌هایی انتخاب و از هر محله، خانه‌ها به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب گردیده‌اند. در نهایت جمعاً از کل شهر کرمانشاه 12 محله انتخاب شده است.

تعریف مفاهیم اصلی پژوهش نیز به شرح زیر است :

دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور : در تعریف سبک زندگی سلامت محور، شاخص‏های این سبک از زندگی کنش‏هایی در ارتباط با عادات غذایی، نوشیدنی، سیگار کشیدن، ورزش، شرایط استرس‏زا، استراحت کافی، بهداشت فردی و دیگر رفتارهای مرتبط با سلامت است. در تحقیق حاضر متغیر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور، اشاره به میزان آگاهی فرد در زمینۀ شاخص‏های مذکور دارد که با استفاده از پرسشنامه‏ای (پیوست) متشکل از 12 گویه، سنجیده شده است.

موقعیت اجتماعی- اقتصادی : موقعیت اجتماعی، مقام و موضعی است که یک فرد در یک جامعه و در زمانی معین اشغال می‏کند. هر موقعیت اجتماعی- اقتصادی با نمادها یا نشانه‏هایی مشخص می‏شود که موجب تمایز و برتری فرد یا گروهی نسبت به سایرین می‏شود (بیرو، 1366 : 371). سنجش این مفهوم، با 8 پرسش دربارۀ میزان درآمد و هزینه‏های خانوار، تحصیلات، وضعیت شغلی و ... صورت گرفته است (هر‌یک در دامنه‌ای از امتیاز صفر تا پنج). بر این اساس، افراد مورد مطالعه، در قالب پنج طبقۀ ‌پایین، متوسط رو‌به ‌پایین، متوسط، متوسط ‌رو‌به بالا و بالا دسته‌بندی شده‌اند.

احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت: نیاز به راهنمایی، اشاره به احساس فرد در مورد لزوم کسب اطلاع در زمینۀ موضوعی خاص دارد. بر اساس توضیح مک کامبز و ویور، متغیر احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت، بر پایۀ دو عامل ربط اطلاعات رفتار سالم و درجۀ بی‏خبری از موضوع با 8 گویه سنجیده شده است. هر یک از این گویه‏ها در قالب طیفی با پنج سطح اصلاً، خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد قرار دارند.

میزان کاربرد رسانه‏ای : این متغیر را می‏توان با سطح استفاده‏ای که مخاطبان از وسایل ارتباط جمعی دارند، تعریف کرد. در این تحقیق میزان کاربرد رسانه‏ای در زمینۀ کسب اطلاعات سلامت، با پرسش‏هایی دربارۀ سطوح استفاده از 6 وسیلۀ ارتباطی (تلویزیون، رادیو، اینترنت، روزنامه، مجله و کتاب)، در قالب طیف لیکرت و پنج سطح اصلاً، خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد، مورد سنجش قرار گرفته است.

در پژوهش حاضر اعتبار گویه‌های متغیر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور (جدول پیوست) با روش اعتبار صوری مورد سنجش قرار گرفته است. بر این اساس پرسشنامۀ دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور مورد تأیید تعدادی از پزشکان متخصص، عمومی و نیز استادان دانشگاهی است. در سنجش روایی پرسشنامه نیز محققان، طی دو مرحله آن را در میان 50 نفر از شهروندان کرمانشاهی، با ثبت آدرس و مراجعۀ دوباره (پس از 50 روز)، توزیع کرده، سپس با محاسبۀ همبستگی، میزان روایی آن را 878/0 به دست آورده‏اند. با توجه به این‏که همبستگی حاصله بیش از 85/0 است، می‏توان گفت که سنجۀ مورد نظر از پایایی مطلوبی برخوردار است.

همچنین در این تحقیق، بای سنجش پایایی گویه‌های احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار سلامت، از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقدار آلفای به دست آمده، پس از دو پیش آزمون و حذف و اصلاح گویه‏ها (با تعداد 8 گویه) 911/0 است.

نتایج توصیفی تحقیق : در این پژوهش از 400 نمونۀ آماری مورد مطالعه، 227 نفر مرد (8/56 درصد) و 173نفر زن (2/43 درصد) بوده‏اند. همچنین 2/87 درصد از جمعیت نمونه متأهل و 8/12 درصد مجرد هستند. از لحاظ قومیتی 85 درصد از نمونۀ آماری دارای قومیت کرد، 12 درصد فارس، 2/2 درصد لر و 8/0 درصد ترک هستند. جمعیت مورد مطالعۀ تحقیق در 8 گروه سنی دسته‏بندی شده‏اند که پایین‏ترین گروه سنی 44-40 سال و بالاترین گروه سنّی افراد 70 سال به بالا هستند.

متغیر کاربرد رسانه‏ای : برای ارزیابی میزان کاربرد رسانه‏ای از 6 گویه در سطح اندازه‏گیری رتبه‏ای، به‏صورت طیفی 6 قسمتی استفاده شده است. حداقل نمرۀ کسب شده توسط شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی، صفر و حداکثر نمرۀ کسب شده 29 می‏باشد. میانگین نمرات برای این شهروندان 15/8 از 30 نمره است که نشان می‏دهد این افراد در کسب اطلاعات سلامت، در سطح کمی از وسایل ارتباط جمعی، استفاده کرده‌اند. با تفکیک دو دسته رسانه‌های الکترونیک (رادیو و تلویزیون) و رسانه‏های چاپی (روزنامه، مجله، کتاب و اینترنت) از یکدیگر، این نتیجه به دست آمده است که میزان کاربرد رسانه‌های الکترونیک با میانگین 9/3 (از 2 گویه) و رسانه‏های چاپی با میانگین 28/4 (از 6 گویه)، به ترتیب در سطوح کم و بسیار کمی قرار دارند.

متغیر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور : در سنجش متغیر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور از 12 گویه استفاده شده است. حداقل نمرۀ کسب شده توسط شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی در این آزمون 1 و حداکثر نمرۀ کسب شده 12، میانگین نمرات نیز 9/6 است. این امتیاز، نشان‏دهندۀ آن است که میزان دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور این شهروندان در سطح متوسطی قرار دارد.

متغیر موقعیت اجتماعی- اقتصادی : این متغیر توسط 8 گویه سنجیده شده است. حداقل نمرۀ کسب شده توسط شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی، در این پرسشنامه 7 و حداکثر نمرۀ کسب شده 38 است. میانگین نمرات نیز 18/20 است. بر این اساس می‏توان گفت که بیشتر افراد مورد مطالعۀ تحقیق از موقعیت اجتماعی- اقتصادی متوسطی برخوردار هستند.

متغیر احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت : این متغیر توسط 8 گویه مورد سنجش قرارگرفته است. حداقل نمرۀ کسب شده توسط شهروندان کرمانشاهی 2 و حداکثر نمرۀ کسب شده 40 است. میانگین نمرات نیز 7/22 است. با دسته‏بندی افراد در پنج سطح بسیار ضعیف، ضعیف، متوسط، زیاد و بسیار زیاد، از نظر احساس نیاز به راهنمایی، می‏توان گفت که بیشتر جمعیت مورد مطالعۀ تحقیق، حس نیاز به راهنمایی زیادی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت دارند.

نتایج استنباطی تحقیق : برای بررسی فرضیات پژوهش، از سه مرحله تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. در هر یک از این مراحل، تأثیر مجموعه‏ای از متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته مورد آزمون قرار می‏گیرد و در پایان علاوه بر آزمون فرضیات، با استفاده از ضرایب رگرسیونی استاندارد شده (Beta) مدل نظری تحقیق تحلیل مسیر[23] می‏شود و مدل تجربی آن استخراج می‏گردد‏.

در مرحلۀ اول از تحلیل رگرسیون چند متغیره، متغیر وابسته، دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور است و متغیرهای مستقل نیز عبارتند از : میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت و موقعیت اجتماعی- اقتصادی. بر اساس نتایج، مقدار ضریب همبستگی بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته 603/0 است که نشان‏دهندۀ همبستگی نسبتاً قوی است. مقدار ضریب تعیین تعدیل شده[24] نیز با رقم 358/0 نشان می‏دهد که 8/35 درصد از کل تغییرات دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور، وابسته به متغیرهای مستقل است .

 

جدول 1- ضریب همبستگی و ضریب تعیین برای بررسی شدت رابطۀ متغیرهای مستقل با متغیر وابسته

مدل

همبستگی (R)

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

خطای معیار برآورد

دوربین-واتسون

1

603/0

363/0

358/0

256/2

983/1

 

جدول 2- آماره‏های توصیفی

متغیر

میانگین

انحراف استاندارد

N

دانش‌مرتبط‌ با سبک ‌زندگی ‌سلامت ‌محور

92/6

81/2

400

کاربرد وسایل ارتباط جمعی

15/8

12/6

400

موقعیت اجتماعی- اقتصادی

18/20

89/6

400

احساس نیاز به راهنمایی

66/22

27/9

400

 

با توجه به معنی‏داری F (306/75) در جدول 3، با سطح خطای کوچکتر از 01/0، نتیجه می‏گیریم که مدل تحقیق با چنین ترکیبی، مدل خوبی بوده است و مجموعه متغیرهای مستقل قادرند به خوبی تغییرات دانش سبک زندگی سلامت محور را تبیین کنند.

 

جدول 3- تحلیل واریانس برای بررسی معنی‏داری سطح تبیین تغییرات توسط کاربرد وسایل ارتباط جمعی، احساس نیاز به راهنمایی و موقعیت اجتماعی- اقتصادی

مدل

مجموعه مربعات

درجه آزادی

مربع میانگین

F

معناداری

رگرسیون

187/1150

3

396/383

306/75

000/0

باقیمانده

090/2016

396

091/5

 

 

کل

277/3166

399

 

 

 

بر اساس نتایج تحلیل (جدول 4) اثر آماری همۀ متغیرهای مستقل معنی‏دار است. ضمن آن‏که میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی با ضریب 331/0 بیشترین اثر را بر متغیر وابسته دارد. یعنی با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور افراد به میزان 331/0 انحراف استاندارد ارتقا خواهد یافت. ضرایب تأثیر دیگر متغیرهای مستقل عبارتند از : احساس نیاز به راهنمایی با ضریب 249/0 و موقعیت اجتماعی- اقتصادی با ضریب 165/0 .

 

 

جدول 4- ضرایب تأثیر رگرسیون جزئی و رگرسیون جزئی استاندارد شده

 

مدل(1)

ضرایب استاندارد نشده

ضرایب استاندارد شده (Beta)

t

معناداری

B

انحراف معیار

(مقدار ثابت)

602/2

382/0

 

806/6

000/0

میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی

152/0

022/0

331/0

825/6

000/0

احساس نیاز به راهنمایی

076/0

015/0

249/0

982/4

000/0

موقعیت اجتماعی- اقتصادی

067/0

018/0

165/0

666/3

000/0

 

 

در مرحلۀ دوم از تحلیل رگرسیون چند متغیره، اثر دو متغیر موقعیت اجتماعی- اقتصادی و احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار سلامت بر میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی بررسی می‏شود. براساس نتایج آزمون (جدول 5)، همبستگی (563/0) بین متغیرهای مستقل و وابسته متوسط است. ضریب تعدیل شده (314/0) نیز گویای آن است که 4/31 درصد از تغییرات میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، وابسته به دو متغیر مستقل ذکر شده در این معادله است.

 

جدول 5-  ضریب همبستگی و ضریب تعیین برای بررسی شدت رابطۀ متغیرهای مستقل با متغیر وابسته

مدل

همبستگی (R)

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

خطای معیار برآورد

دوربین-واتسون

1

563/0

317/0

314/0

070/5

728/1

 

مقدار آزمون F (267/92) در این تحلیل، با سطح خطای کوچک‏تر از 01/0، معنادار است. نتیجۀ آزمون نشان می‏دهد که مدل موجود‏، با چنین ترکیبی از متغیرها، تبیین کنندۀ مناسبی برای تغییرات متغیر میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی است .

 

جدول 6- تحلیل واریانس برای بررسی معنی‏داری سطح تبیین تغییرات توسط موقعیت اجتماعی- اقتصادی و احساس نیاز به راهنمایی

مدل

مجموعه مربعات

درجه آزادی

مربع میانگین

F

معناداری

رگرسیون

632/4742

2

316/2371

268/92

000/0

باقیمانده

065/10203

397

700/25

 

 

کل

697/14945

399

 

 

 

 

بنابر جدول 7، هر دو متغیر مستقل وارد شده بر میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، از تأثیر آماری معنی‏داری برخوردارند. البته احساس نیاز به راهنمایی با ضریب 475/ ، تأثیر بیشتری دارد بدین معنی که با افزایش یک انحراف استاندارد در احساس نیاز به راهنمایی در بین مخاطبان، میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی 475/0 انحراف استاندارد در جهت مثبت تغییر می‏کند. ضریب تأثیر متغیر موقعیت اجتماعی- اقتصادی نیز 162/0 است .

 

جدول 7- ضرایب تأثیر رگرسیون جزئی و رگرسیون جزئی استاندارد شده

مدل (1)

ضرایب استاندارد نشده

ضرایب استاندارد شده (Beta)

t

سطح معناداری

B

انحراف معیار

(مقدار ثابت)

853/1-

854/0

 

171/2-

031/0

موقعیت اجتماعی- اقتصادی

144/0

041/0

162/0

544/3

000/0

احساس نیاز به راهنمایی

313/0

030/0

475/0

358/10

000/0

 

در مرحلۀ سوم تحلیل رگرسیون چند متغیره، تأثیر دو متغیر موقعیت اجتماعی- اقتصادی و احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار سلامت مورد آزمون قرار گرفته است. ضریب همبستگی در این مرحله (426/0) نشان‏دهندۀ همبستگی متوسط در بین متغیرهاست. ضریب تعیین تعدیل شده نیز به مقدار 179/0، گویای وابستگی 9/17 درصدی تغییر در متغیر احساس نیاز به راهنمایی به متغیر موقعیت اجتماعی- اقتصادی است .

 

جدول 8 - ضریب همبستگی و ضریب تعیین برای بررسی شدت رابطۀ متغیر مستقل با متغیر وابسته

مدل

همبستگی (R)

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

خطای معیار برآورد

دوربین-واتسون

1

426/0

181/0

179/0

405/8

912/1

 

در این مرحله نیز مقدار آزمون F (045/88) در سطح خطای کوچک‏تر از 01/0 معنادار است. آن‏چه استنتاج می‏گردد، تبیین مناسبی است که این مدل با استفاده از متغیر مستقل خود می‏تواند از تغییرات متغیر وابسته ارائه دهد .

 

جدول 9- تحلیل واریانس برای بررسی معنی‏داری سطح تبیین تغییرات توسط متغیر مستقل

مدل

مجموعه مربعات

درجه آزادی

مربع میانگین

F

معناداری

رگرسیون

913/6219

1

913/6219

045/88

000/0

باقیمانده

477/28116

398

644/70

 

 

کل

390/34336

399

 

 

 

 

بر اساس جدول 10 تأثیر متغیر موقعیت اجتماعی-اقتصادی بر متغیر احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت، با ضریبی معادل 426/0، از لحاظ آماری معنادارست .

 

جدول 10- ضریب تأثیر رگرسیونی متغیر موقعیت اجتماعی- اقتصادی بر متغیر احساس نیاز به راهنمایی رفتار سلامت

مدل (1)

ضرایب استاندارد نشده

ضرایب استاندارد شده (Beta)

t

سطح معناداری

B

انحراف معیار

(مقدار ثابت)

093/11

302/1

 

520/8

000/0

موقعیت اجتماعی- اقتصادی

573/0

061/0

426/0

383/9

000/0

 

فرضیۀ 1 : احساس نیاز به راهنمایی، کاربرد وسایل ارتباط‌جمعی و دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت‌ محور : آن گونه ‌که در تحلیل رگرسیون چند متغیره گذشت، متغیر احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت با ضریبی معادل 475/0 (سطح معناداری = 000/0)، میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی را در جهتی مثبت، تحت تأثیر قرار می‌دهد. از سوی دیگر متغیر میزان‌ کاربرد وسایل ارتباط جمعی نیز، خود با ضریب 331/0 (سطح معناداری = 000/0) بر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور تأثیرگذار است؛ بدین معنی‌که با هر واحد تغییر در احساس نیاز به راهنمایی شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی، میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی آنان 475/0 واحد تغییر نموده و هر واحد تغییر در میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی نیز به مقدار 331/0 واحد دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت‌ محور این شهروندان را در جهت مثبت تغییر می‌دهد. نتیجه‌ آن‏که تأثیر متغیر احساس نیاز به راهنمایی بواسطۀ میزان‌کاربرد وسایل ارتباط جمعی بر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت‌ محور 157/0 واحد در هر یک واحد تغییر است (تأیید فرضیه).

فرضیۀ 2 : موقعیت اجتماعی- اقتصادی، احساس نیاز به راهنمایی و میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی : بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره، موقعیت اجتماعی-اقتصادی شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی با ضریب رگرسیون 426/0 (سطح معناداری = 000/0) بر احساس نیاز به راهنمایی آنان در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت تأثیر می‏گذارد. احساس نیاز به راهنمایی نیز با ضریب 475/0 (سطح معناداری = 000/0)، میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عبارت‌ دیگر، هم‌ جهت با هر واحد تغییر در موقعیت اجتماعی- اقتصادی شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی، 426/0 واحد در احساس نیاز به راهنمایی آنان تغییر ایجاد خواهد شد و هر واحد تغییر در احساس نیاز به راهنمایی، 475/0 تغییر در میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی آن‏ها را به همراه خواهد داشت. بر این اساس می‏توان بیان داشت با هر واحد تغییر در موقعیت اجتماعی-اقتصادی شهروندان به واسطۀ احساس نیاز به راهنمایی، 202/0 واحد در میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی تغییر در جهتی مثبت ایجاد می‏شود (تأیید فرضیه).

فرضیۀ 3 : موقعیت اجتماعی- اقتصادی، کاربرد رسانه‏ای و دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور : بنابر نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره، متغیر موقعیت اجتماعی-اقتصادی به طور مستقیم با ضریب 162/0 (سطح معناداری = 000/0) و به طور غیرمستقیم با ضریب 202/0 (به واسطۀ احساس نیاز به راهنمایی)، میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی را در جهت مثبت، تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر این اساس با احتساب ضریب تأثیر کاربرد وسایل ارتباط جمعی (331/0) بر متغیر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور، می‏توان اظهار داشت که هر واحد تغییر در موقعیت اجتماعی-اقتصادی شهروندان کرمانشاهی، به‏واسطۀ میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، با ضریب 121/0 دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور آنان را تغییر می‏دهد (تأیید فرضیه).

فرضیۀ 4 : میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی و دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور: متغیر دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور، به طور مستقیم از سه متغیر مستقل میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، موقعیت اجتماعی-اقتصادی و احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت، با ضرایب گوناگونی تأثیر می‏پذیرد. ضریب تأثیر میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی بر این متغیر معادل 331/0 (سطح معناداری = 000/0) است. این ضریب نشان‏دهندۀ آن است که با هر واحد تغییر در میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی، در بین شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی، 331/0 واحد دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور آنان در جهتی مثبت تغییر خواهد یافت (تأیید فرضیه).

 

تحلیل مسیر

پس از انجام مراحل تحلیل رگرسیون چند متغیره، حال می‌توان علاوه بر ترسیم جدول تأثیرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرهای مستقل بر متغیر وابستۀ تحقیق، مدل تجربی پژوهش را نیز با استفاده از تحلیل مسیر به آزمون گذاشت :

همان‏گونه که در جدول 11 آمده است، متغیر احساس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت با اثر کل 406/0، بیشترین تأثیر را در بین مجموعه متغیرهای مستقل بر متغیر وابستۀ نهایی (دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور) دارد سپس موقعیت اجتماعی- اقتصادی با اثر کل 392/0 و میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی با اثر کل 331/0 از بیشترین تأثیر معنادار برخوردار هستند.

جدول 11- تأثیرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته

نام متغیر

اثر مستقیم

اثر غیرمستقیم

اثر کل

میزان‌کاربرد وسایل ارتباط جمعی

331/0

ــــــ

331/0

موقعیت اجتماعی- اقتصادی

165/0

227/0

392/0

احساس نیاز به راهنمایی

249/0

157/0

406/0

 

مدل تجربی حاصل از تحلیل مسیر و ضرایب رگرسیونی معنادار در پژوهش به شکلی است که در ذیل آمده است : 

 


مدل تجربی تحقیق

 

نتیجه

همزمان با پیشرفت در ابعاد گوناگون زندگی بشری و «گذار در سلامتی»، بسیاری از بیماری‏ها و عوامل خطرآفرینی که در گذشته خیل عظیم جمعیت را تهدید می‏کردند، تحت کنترل بیشتر قرار گرفته‏اند. اگرچه این تحول در عرصۀ سلامت توانسته است بر بهبودکیفیت زندگی بیفزاید اما باید دانست که انسان امروزی با انواع جدیدتر و پایدارتری از بیماری‌ها، تحت عنوان بیماری‌های مزمن یا غیرواگیر دست به گریبان است که پس از ابتلا تا پایان عمر همدم و جزئی از زندگی او محسوب می‌گردند. بر این اساس اخذ رهیافتی تازه در قبال تندرستی و داشتن سبک زندگی سلامت محور، فرد را در مقابل بسیاری از این بیماری‌ها ایمن می‌سازد. در برخورداری از سبک زندگی سلامت محور که اشاره به مسؤولیت فردی در قبال بهداشت و تندرستی دارد، اطلاعات سلامت می‌تواند نقش مهمی را برای شخص جستجوگر ایفا نماید. از جملۀ منابع کسب اطلاع در این حوزه، وسایل ارتباط جمعی هستند که به عنوان جزء قدرتمندی از جامعۀ مدنی، می‌توانند با آموزش و اطلاع‏رسانی، دانش مخاطبان را در زمینه سبک زندگی سلامت محور تحت تأثیر قرار دهند.

بر اساس نظریات متفکرانی همچون مک کامبز و شاو (1972)، راجرز و دیرینگ (1988)، کورت لنگ و گلادیز اینگل لنگ (1953)، در حوزۀ تأثیر وسایل ارتباط جمعی، می‏توان اظهار داشت که نمایش‌های رسانه‌ای، با جهت‌دهی افکار عمومی و مهم تلقی نمایاندن آن‏چه را که توصیف می‌کنند، با اطمینان قابل توجهی مخاطبان را بر مبنای محتوای خود تحت تأثیر قرار می‏دهند. لذا رسانه‏ها این توانایی را دارند که شاخص‌های سبک زندگی سالم و لزوم اخذ آن‏ها را برای مخاطبان برجسته سازند. با برجسته‏سازی سبک زندگی سلامت محور، وسایل ارتباط جمعی آن‏چه را که مخاطب باید به آن فکر کند، بداند و احساس نماید، تعیین می‌کنند. در پژوهش حاضر طی مدل ارائه شده و نتایج حاصل از تحقیق نظریات بالا تأیید گردید و نشان داده شد که وسایل ارتباط جمعی (شامل تلویزیون، رادیو، روزنامه، مجله، کتاب و اینترنت) قادرند با برجسته‏سازی دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور، میزان آگاهی و شناخت شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی را در زمینۀ رفتارهای مرتبط با این سبک از زندگی ارتقا دهند. البته از منظر مک کامبز و ویور، وقوع برجسته‏سازی دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور در بین مخاطبان وسایل ارتباط جمعی، از جهت احساس نیاز به راهنمایی نمی‏تواند یکسان اتفاق ‌افتد. بر این اساس، همان گونه که در یافته‏های تحقیق نیز اثبات گردید، هرچه نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت در بین شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی بیشتر باشد، افراد اثر برجسته‏سازی رسانه‏ای در ارتباط با دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور را بیشتر پذیرفته و دانش بیشتری کسب می‌نمایند. همچنین مخاطبان از جهت حس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت نیز یکسان نیستند. مبتنی بر چارچوب نظری (به ویژه فرضیۀ شکاف آگاهی) و نیز در تأیید مطالعۀ داوسن (1989)، نتایج تحقیق نشان داده است شهروندانی که از لحاظ موقعیت اجتماعی- اقتصادی با هم اختلاف دارند، هم در میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی و هم در میزان درک حس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت متفاوت هستند‏. به عبارت دیگر در بین شهروندان 40 سال به بالای کرمانشاهی، کسانی که از موقعیت اجتماعی- اقتصادی بالاتری برخوردارند، از یک سو نیاز به راهنمایی بیشتری در زمینۀ رفتار مرتبط با سلامت را در خود احساس می‏نمایند و از سوی دیگر میزان کاربرد رسانه‏ای آنان بیشتر است. این تفاوت‏ها نیز تفاوت در بهره‏مندی از دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور را به دنبال دارد؛ افرادی که در موقعیت اجتماعی- اقتصادی بالاتری قرار گرفته‏اند، از دانش بیشتری در زمینۀ سبک زندگی سلامت محور برخوردار هستند.

 

پیشنهادی کاربردی

راهکارهای حاصل از نتایج تحقیق عبارتند از : 1) تمرکز بیشتر بر ارائه و توضیح مؤلفه‌های سبک زندگی سلامت محور از طریق وسایل ارتباط جمعی پرکاربرد (رادیو و تلویزیون) 2) توجه ویژه به طبقات اجتماعی پایین و زیر گروه‌های موقعیتی در ارائۀ اطلاعات سلامت 3) بر انگیختن حس نیاز به راهنمایی در زمینۀ رفتارهای مرتبط با سلامت از طریق تبلیغات رسانه‏ای 4) ترویج فرهنگ مطالعه و کاربرد هدفمند از وسایل ارتباط جمعی در جهت تخصیص وقت بیشتر به استفاده از رسانه‏های چاپی و نیز الکترونیک در کسب اطلاعات سلامت.



1 Kluckhohn

2 Giddens

3 Healthy Lifestyle

4 Health Transition

5 Medical University of Shiraz

6 Health Managment

1 Seale

1 Boles & et al.

2 Mano

3 Lovegoy

1 Dutta-Bergman

2 Agenda-setting Theory

3 Mc Combs & Shaw

4 Windahl

5 Rogers & Dearing

6 Severin & Tankard

1 Mc Quail & Windahl

2 Need for orientation

3 Windahl et al.

4 Information relationship

5 Knowledge Gap

1 Dawson

1 Path Analysis

2 Adjusted R-Square

منابع

احدزاده، ا. (1391). رسانه و سلامت، مرکز آموزش و پژوهش همشهری، 23 اسفند، به آدرس زیر:

http://www.hamshahritraining.ir/news-3624.aspx .

جوادی، م.؛ کریمی، س. و جعفرزاده، ف. (1390). «بار اقتصادی و هزینه‏های سلامت ناشی از بیماری‏های مزمن در ایران و جهان»، مدیریت اطلاعات سلامت (ویژه نامۀ اقتصاد سلامت)، دورۀ 8، ش 7، ص 984-995.

رضوی‏طوسی، م.؛ آذرهمایون، ر.؛ یاهک، س. و غلامی‏پور، ا. (1392). «برساخت پیام‏های سلامت پزشکی در رسانه و تأثیر آن بر آگاهی مردم»، فصلنامه اخلاق زیستی، سال 3، ش 8، ص43-77 .

سیل، ک. (1387). رسانه و سلامتی، ترجمه: ناصر بلیغ، تهران: دفتر پژوهش‏های رادیو.

سورین جی. و تانکارد، دیلیو. (1386). نظریه‏های ارتباطات، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.

قاسمی، و.؛ ربانی، ر.؛ ربانی‏خوراسگانی، ع. و علیزاده‏اقدم، م. (1387). «تعیین کننده‌های ساختاری و سرمایه‌ای سبک زندگی سلامت محور»، فصلنامۀ مسائل اجتماعی ایران، سال 16، ش63، ص 181-214.

گیدنز، آ. (1388). تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمۀ: ناصر موفقیان، تهران: نشرنی.

گیدنز، آ. (1387). جامعه‏شناسی، ترجمۀ: حسن چاوشیان، تهران: نشرنی.

مک‏کوایل، د. و ویندال، س. (1388). مدل‌های ارتباطات جمعی، ترجمه: گودرز میرانی، تهران: طرح آینده.

ویندال، س.؛ سیگنایترز، ب. و اولسون، ج. (1387). کاربرد نظریه‌های ارتباطات، ترجمه: علیرضا دهقان، تهران: انتشارات جامعه‏شناسان.

Arber, S. Cooper, H. (1999) "Gender Differences in Health in Later Life: the New Paradox?", Social Science & Medicine, 48:61–76.

Boles, M. Adams, A. Gredler, A. Manhas, S. (2014) "Ability of a Mass Media Campaign to Influence Knowledge, Attitudes, and Behaviors about Sugary Drinks and Obesity", Preventive Medicine, 67:540-545

Carno, W.D. Burgoon, M. (2002) Mass Media and Drug prevention: Classic and Contemporary theories and research, Mahvah, NJ: Lawrence Erlbaum .

Cockerham, C. W. (2005) "Health Lifestyle Theory and the Convergence of Agency and Structure”, Journal of Health and Social Behavior, 46: 51-67.

Cockerham, W. C. (1999) Health and social change in Russia and Eastern Europe,  New York: Routledge.

Dawson, S. (1989) “Health Care Consumption and Consumer Social Class : A Different Look at the Patient”. Journal of Health Care Marketing, 9:15-25.

Divine, R.T. Lepisto, L. (2007) Analysis of the Health Lifestyle Consumer, Michigan: Centeral Michigan University.

Dutta-Bergman, M.J. (2004) “Primary Sources of Health Information: Comparisons in the Domain of Health Attitudes, Health Cognitions, and Health Behaviors”, Health Communication, 16(3):273-288.

Lovejoy, J.P. (2010) Relationships among Media Use , Psychological States and Health Behavior Intenions. For degree Doctor of Philosophy . The Scripps College of Communication of Ohio State University .

Lang, K. Lang, G.E. (1953) “The Unique Perspective of Television and Its Effect : A Pilot Study”, American Socioligical Review, 18(1):3-12.

McCombs, M. Bell, T. (1996) The Agenda-setting role of mass communication . in M. Salwen & D. Stacks (Eds), An integrated approach to communication theory and research (pp.93-110) . Mahwah , NJ : Lawrence Erlbaum .

McCombs, M. (2004) Setting the agenda: The Mass Media and Public Opinion. Malden, MA: Blackwell .

McCombs, M. Reynolds, A. (2002) “News Influence on Our Picture of the World”. In J.Brayant & D. Zillman (Ed.) Media Effects : Advances in Theory and Research, (pp.215-267). Mahwah, NJ : Lawrence Erlbaum .

Medical University of Shiraz. (2011). Shiraz City health center department of to combat non-communicable diseases [Online], Available from : URL : http://shc.sums.ac.ir/inex.htm/ .

Mano, Rita S. (2014) “Social Media and Online Health Services: A Health Empowerment Perspective to Online Health Information”, Computers in Human Behavior, 39: 404-412.

Rezaeipour, A. Yousefi, F. Mahmoudi, M. Shakeri, M. (2006) “Investigate the Relationship between Physical Activity and Sedentary Behaviors with Dietary Patterns in Boys12-14 Years”, J Hayat,13(3):17-25.[Persian].

Rogers, E. M. Dearing, J.W. (1988) Agenda-Setting research : Where It Has Been , Where It Is Going. In J.A. Anderson (Ed.), Mass Communication Review Yearbook, Vol. 11. Newbury Park : Sage .

Sills, David L. Merton, R.K. (1991) International Encyclopedia of the Social Sciences, New York, Macmillan, vol 3 & 7.

Turow, J. (2009) Media Today; An introduction to mass communication, New York: Routledge.

World Health Organization. (2006) “The Impact of Chronic Disease in the Islamic Republic of Iran [Online]”, Available from : URL : www.who.int/entity /chp/chronic_disease_report.

http://pavehhosp.kums.ac.ir/fa/news/print/26259

Zucker, H. (1978) The variable nature of news media influence. In B. Ruben (Ed.), New Brunswick: Communication.