تحلیل عوامل مؤثر بر بی‏نظمی اجتماعی (با تأکید بر رفتار زباله پراکنی)

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم‌اجتماعی، دانشگاه مازندران، ایران

2 کارشناس ارشد پژوهش علوم‌اجتماعی، دانشگاه مازندران، ایران

چکیده

نظم اجتماعی در هر جامعه اهمیت بالایی دارد. اخلال در نظم اجتماعی هزینه‏های زیادی برای جامعه در پی خواهد داشت. زباله پراکنی مصداقی از بی‏نظمی اجتماعی شهروندان، در حوزه شهروندی زیست محیطی است که در جامعه ما به مسأله‏ای اجتماعی تبدیل شده است. هدف تحقیق حاضر تحلیل عوامل مؤثر بر بی‏نظمی اجتماعی با تأکید بر زباله پراکنی است. در این تحقیق از رویکرد تلفیقی پاول استرن برای تحلیل زباله پراکنی استفاده شده است. روش تحقیق از نوع پیمایشی و ابزار جمع‏آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری شامل کلیه گردشگران داخلی است که در تابستان 1393 وارد استان مازندران شده‏اند. حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 385 نفر برآورد شده است. نتایج تحقیق نشان داد که رفتار زباله پراکنی با متغیرهایی چون نگرش زیست محیطی ضعیف، کنترل اجتماعی، ارزیابی منفی نسبت به زباله پراکنی، عدم احساس مسؤولیت، احساس منفی نسبت به زباله، زباله پراکنی توسط دیگران، عادت، گمنامی، فقدان خدمات و عدم آگاهی زیست محیطی رابطه معناداری دارد. همچنین با توجه به مدل مسیر ارائه شده، همه این متغیرها 36 درصد از تغییرات متغیر وابسته (رفتار زباله پراکنی) را تبیین کرده‏اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Analysis of Effective Factors on Social Disorder (with Emphasis on Littering)

نویسندگان [English]

  • ali asghar firozjaeyan 1
  • fateme gholamrezazade 2
1 university of Mazandaran, Iran
2 university of Mazandaran, Iran
چکیده [English]

IntroductionSocial order include the high importance in every society. The Disturbing in the social order will contain a lot of costs for society. Littering is an example of citizens’ social disorder in field of environmental citizenship that is transformed as social problem in our society. The purpose of this research is Analysis of effective factors on social disorder (with emphasis on littering).in this research has used Paul stern synthesis approach for analyzing the littering.What is littering?Whilst there is no official definition of litter, the broadly accepted definition of litter (as used by ENCAMS and Keep Britain Tidy) is ‘waste in the wrong place caused by human agency’. This means that littering behaviors are more complex than might be expected; in addition to simply ‘dropping’ litter, it includes other sub-behaviors such as folding Rapid Evidence Review of Littering Behavior and Anti-Litter Policies litter up and tucking it into small spaces, placing litter down carefully in a chosen location, and leaving litter nearby for a length of time before abandoning itWith regarding to importance of social order in ever society, we try to explain effective causes on social disorder with emphasis on littering as one example of social problem in field of environment citizenship.Materials and MethodsThe method of the research is survey and data is collected from 385 tourists of Mazandaran province by questionnaires with multi-stage cluster sampling. After gathering information, Research hypotheses were analyzed by using SPSS and Amos packages. We used Pearson correlation coefficient and structural equation modeling (SEM) for testing our hypothesis and model.Dependent variable in the research is littering and independent variables include: weak environmental attitudes, social control, lack of responsibility, negative sense on litter, littering by others, the habit, and anonymity, Absence of services and lack of environmental information. Discussion and ResultsThis study has shown that tourists littering scale is average level to upward. The data in this study were collected between 385 tourists of Mazandaran province. The data present that % 50/4 respondents are female and %49/6 male and the average age is 30 years. It was determined on the basis of data obtained from independent variables; about 70 percent of respondents have Weak social norms in the littering context. Responsible feel is for half of the respondents in the average. Over 35% of respondents are habit to littering. More than half the respondents, 74% agree with the loss of services.  The results of the pearsonian correlation show that there is significant relation between weak environmental attitudes, social control, lack of responsibility, negative sense on litter, littering by others, the habit, anonymity, Absence of services and lack of environmental information with littering. Also on the path model, all of the variables in the research can explain 36 percent from variances in dependent variable (littering).ConclusionsLittering is one of the important problems in our society.it has imposed much costs to society. A key to the success of any litter prevention activity is to clean up and remove existing litter. Reducing the amount of existing litter in a location is a surefire way to reduce the rate of littering behavior.so it is necessary that change attitude of people toward environment and increase knowledge about pollution risks. One way to promote individual-level motivations is through outreach and media messages.With regarding the results of the research, littering was based on the tow type of factors: individual and structural factors. So, we should notice to this tow levels in planning on field of environmental citizenship specially littering.in the individual level, we should change social norms toward pro-environment values in society. Citizen should like the nature and behave with it as a capital. And in the structural level, state and correspondent organization should make and improve possibilities in management of litter and waste.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social disorder
  • Littering
  • Social Norms
  • Environmental Attitudes
  • Tourists

مقدمه و بیان مسأله

نظم اجتماعی[1] برای هر جامعه اهمیت حیاتی دارد و به همین دلیل همواره دغدغه اصلی جامعه‏شناسان پرداختن به مقوله نظم یا بی‏نظمی اجتماعی بوده و هست (چلبی، 1375). اساس نظم اجتماعی در هر جامعه‏ای مجموعه‏ای از ارزش‏ها و هنجارهای اجتماعی است. با پایبندی افراد جامعه به قواعد اجتماعی است که نظم اجتماعی در جامعه‏ای برقرار می‏شود و تداوم می‏یابد چرا که بدون نظم، جامعه دچار نوعی گسیختگی اجتماعی یا آشفتگی اجتماعی می‏گردد. عدم پایبندی به قواعد اجتماعی یا بی‏نظمی در هر جامعه‏ای تا اندازه‏ای وجود دارد اما در برخی موارد این موضوع به مسأله‏ای اجتماعی تبدیل می‏گردد. جامعه شناسان معمولاً مسأله اجتماعی را وضعیت اظهار شده‏ای می‏دانند که با ارزش های شمار مهمی از مردم مغایرت دارد و معتقدند باید برای تغییر آن وضعیت اقدام کنند (رابینگتن، 1382: 12). ویلیام سون و همکارانش مشکل اجتماعی را این‏گونه تعریف کرده‏اند: مشکل اجتماعی موقعیتی است که بیشتر مردم آن را غیرمطلوب تلقی می‏کنند و بر زندگی بسیاری در فرآیند کنش اجتماعی به طور مستقیم و غیر‏مستقیم اثر می‏گذارد و بیشتر مردم آن را احساس می‏کنند و درخواست حل آن را دارند (سون به نقل از آزاد، 1377: 19). بر این اساس بسیاری از موضوعات اجتماعی در جامعه ایرانی از جمله مسؤولیت گریزی شهروندی در حوزه زیست محیطی، به ویژه زباله پراکنی[2] را می‏توان به عنوان مصداقی از بی‏نظمی اجتماعی[3] شهروندان، مورد بررسی قرار داد.

امروز شهروندی زیست محیطی[4] یکی از مهم‏ترین انواع شهروندی است که مستلزم حقوق و مسؤولیت‏هایی است. منظور از حقوق داشتن حق شرکت در تصمیم‏گیری‏های زیست محیطی و داشتن محیطی تمیز و قابل زندگی است. در بخش مسؤولیت‏ها نیز حفاظت از منافع نسل‏های آینده و موجودات دیگر و شرکت فعال در بحث‏های آزاد در رابطه با توسعه پایدار زیست محیطی در مد نظر است. در واقع بعد زیست محیطی اخلاق شهروند در برگیرنده اخلاق مراقبت است (Steward, 1991:68).

در عین حال بی‏توجهی به وظایف شهروندی زیست محیطی و مسؤولیت گریزی در این مورد می‏تواند پیامدهایی چون تخریب محیط زیست، هزینه‏های مضاعف خدمات شهری، فرسایش و تخریب سریع اموال عمومی و مبلمان شهری را به همراه داشته باشد. در همین راستاست که امروزه زباله پراکنی مصداقی از مسؤولیت گریزی شهروندی زیست محیطی و مسأله اجتماعی در سراسر جهان مطرح است

زباله پراکنی به مثابه دفع سهل انگارانه و نامناسب مقداری زباله (Geller & et al., 1982; Stokols & Altman, 1987; Keenan, 1996) تعریف می‏شود. زباله پراکنی به عنوان یک مسأله زیست محیطی، منبع قابل توجهی از آلودگی است. مشکلات اجتماعی مرتبط با زباله پراکنی شامل خطرات ایمنی، آتش‏سوزی، سلامت انسان، و خطرات غیرمستقیم بهداشتی است (Schultz & et al., 2013:36). شواهد تجربی نشان داده است وجود زباله در فضاهای گوناگون شهری در افزایش تخلفات اجتماعی مانند سرقت تأثیرگذار است (Ellickson, 1996; Keizer & et al., 2008; Defra, 2012).

زباله پراکنی به عنوان مصداقی از بی‏نظمی اجتماعی، یکی از مهم‏ترین مسائل زیست محیطی، اجتماعی، زیباشناسی است که بیش از 40 سال مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفته است و به پژوهش‏های رفتاری نظام‏مند منجر شده است (Clark & et al., 1971; Geller & et al., 1980, 1982; Schultz & et al., 2013). بررسی این مسأله در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 آغاز شده است. زمانی که مطالعات و نظرسنجی‏های اولیه در سال 1968در زمینه حفظ امریکای زیبا[5] آغاز شد و نتایج نشان‏دهنده آن بود که زباله‏ریزی و پاکسازی فضاهای عمومی از زباله در ایالت متحده (Clark & et al., 1971; Cone & Hayes, 1980; Geller & et al., 1982) منجر به هزینه‏های اقتصادی (Torgler & et al., 2008; Cadena & et al., 2012) زیادی شده است. این خود به افزایش مطالعات در رفتار زباله پراکنی و مداخلات مؤثر برای غلبه بر این مسأله (Cooley, 2005; Scholtz & et al, 2013) منجر شده است.

نتایج تحقیقات گوناگون در کشورهای دیگر نشان داده است که وجود و تجمع زباله در فضاهای عمومی یک مسأله زیست محیطی و انسانی کاملاً شناخته شده‏ای است (Cadena & et al., 2012:1734) که علاوه بر مسائل زیبایی‏شناختی محیط، تهدید بهداشتی و سلامتی، روحی، روانی و جسمی شهروندان (Arafat & et al., 2007; Armitage & Roozeboom, 2000) و هزینه‏های اقتصادی (Keyhanian & et al., 2008)، موجب نقض هنجار اجتماعی می‏گردد. زباله‏ریزی به عنوان بخشی از آسیب شهری بر میزان جرم به دو صورت تأثیر دارد: الف. زباله پراکنی آشکارا به ساکنان شهری این پیام را می‏دهد تا در مقابل انحراف از بی‏نظمی اجتماعی مدارا کنند و در جلوگیری از جرم و رفتارهای مخل دخالتی نکنند. ب. ساکنان احساس می‏کنند که به وسیله عناصر مخل در محیط‏های محله تهدید می‏شوند و بدون برقراری روابط با همسایگان و برخورداری‏شان از فضاهای عمومی، درون خانه‏هایشان در انزوا می‏مانند. در صورتی که اهل محله حفظ فضاهای عمومی را مثلاً از طریق جمع‏آوری زباله رد کند این وضعیت کنترل اجتماعی را تحلیل برده و در نتیجه رفتارهای اخلال کننده در نظم و جرائم بیشتری را موجب می‏شود (Ellickson, 1996; Defra, 2012).

امروزه زباله به عنوان یکی از مهم‏ترین چالش‏های زیست محیطی جامعه ما بدل شده است. در این رابطه اطلاعات سازمان مدیریت پسماند با اشاره به میزان سرانه زباله تولیدی در دنیا نشان می‏دهد که: میزان تولید زباله در جهان 450 تا 500گرم در روز برای هر فرد است ولی در کشور ما به 800 گرم تا یک‌ کیلو می‌رسد، به گونه‌ای که اگر هر خانواده در طول یک روز، زباله کمتری تولید کند، نتایج خوبی را مشاهده می‌کنیم. میزان تولید زباله در ایران 2 برابر جهان است. استان مازندران که یکی از قطب‏های گردشگری کشور است متأسفانه روزانه حدود 2700 تن زباله در جنگل‌ها و سواحل آن تخلیه می‏گردد که این می‏تواند ضررهای زیست محیطی (آلودگی منابع آب (زیرزمینی و سطحی)، خاک، هوا)، زیباشناختی، تهدید بهداشت، سلامت و تحمیل هزینه‏های زیاد اقتصادی برای کشور به همراه داشته باشد. بنابراین پرداختن به مسأله زباله پراکنی که خود موجب تشدید مسائل زباله در ایران شده است، امری ضروری است. از این رو تحقیق حاضر به دنبال بررسی عوامل مؤثر بر بی‏نظمی اجتماعی، با تأکید بر رفتار زباله پراکنی در بین گردشگران پرداخته است.

 

ادبیات تحقیق

مقصود اصلی از مرور ادبیات این است که پشتوانه و زمینه‏ای برای پژوهش فراهم آورد و پلی بین پروژۀ تحقیقاتی و وضع فعلی معرفت دربارۀ موضوع، ایجاد کند (بلیکی، 1389: 99). برای تحقق این هدف و آگاهی از نتایج و یافته‏های تحقیقات قبلی، در این قسمت به مرور تحقیقاتی خواهیم پرداخت که در زمینه موضوع مورد نظر و یا حوزه‏های نزدیک به آن صورت گرفته است.

با بررسی و مروری بر تحقیقات انجام شده در داخل کشور به نظر می‏رسد تحقیق مستقیمی درباره مسأله زباله پراکنی در ایران صورت نگرفته است. از این رو  مطالعات انجام شده در کشور در سه زمینه مسأله زباله، پسماند، بازیافت صورت گرفت و به مساله زباله پراکنی در برخی از این تحقیقات به صورت متغیری فرعی اشاره شده است. از آن‌جایی که حجم مطالعات گسترده بوده به صورت موردی ذکر نشده بلکه یک دسته‏بندی از مجموعه تحقیقات بر اساس موضوع (اینکه به چه چیزی پرداخته‏اند) صورت گرفته که به شرح زیر است:

الف. تحلیل شکلی از زباله و بازیافت: تحقیقات در این بخش به بررسی کمی و کیفی زباله‏های شهری (آبادی، 1379؛ صفایی و همکاران، 1386؛ علی‏دادی و همکاران، 1386)، بررسی وضعیت جمع‏آوری و دفع زباله‏ها (اسمی و همکاران، 1383؛ یعقوبی‏فر و خمیرچی، 1386)، بررسی میزان زباله و مواد قابل بازیافت (منوری و همکاران، 1387؛ عبدلی و همکاران، 1388؛ دهقانی و همکاران، 1388)، بررسی وضعیت پسماندهای جامد شهری (حسنوند و همکاران، 1387؛ بذرافشان و مصطفی‏پور، 1387؛ عباسوند، 1387؛ اکبرزاده و همکاران، 1388) پرداخته‏اند.

ب. بررسی رفتار و نگرش نسبت به بازیافت: در این بخش تحقیقات به بررسی نگرش و میزان آگاهی مردم نسبت به بازیافت (مسگراف و همکاران،1380؛ ابراهیمی و همکاران، 1388؛ علوی‏مقدم و دلبری، 1388؛ پیرصاحب و همکاران، 1389؛ صالحی، 1392) پرداخته‏اند. در واقع تحقیقات به نگرش سنجی افراد جامعه نسبت به رفتار بازیافت پرداخته‏اند.

ج. مشارکت و تغییر رفتار افراد: تحقیقات در این بخش به بررسی نحوه مشارکت شهروندان در مدیریت شهری (مصطفی‏پور،1380؛ قهرمان، 1388؛ ملازاده،1390؛ بوربور و بیگی، 1391) و عوامل اجتماعی مؤثر بر جلب مشارکت افراد (آراسته، 1389؛ نوابخش و نعیمی،1390؛ عمادزاده، 1391)، تغییر رفتار افراد با آموزش و فرهنگ‏سازی (علوی‏مقدم و همکاران، 1387؛ دهقانی و همکاران، 1391) پرداخته‏اند.

در رابطه با تحقیقات داخلی می‏توان گفت که اغلب آن‏ها با دیدگاه محیط زیستی یا اقتصادی به موضوع پرداخته‏اند. بیشتر تحقیقات از نوع نگرش سنجی و گرایش سنجی هستند؛ بررسی‏ها خلاء مطالعه در این حوزه را با دیدگاه جامعه‏شناختی آشکار می‏کند. به طوری‏که هیچ تحقیقی رفتار زباله پراکنی را به عنوان متغیری محوری و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را بررسی نکرده است. برخلاف تحقیقات داخلی، تحقیقات خارجی به طورگسترده و عمیق به مسأله زباله پراکنی پرداخته‏اند؛ بر حسب موضوع می‏توان آن‏ها را به سه دسته ذیل تقسیم کرد:

الف. بررسی دلائل رفتار زباله پراکنی: این نوع تحقیقات به بررسی رفتار زباله پراکنی، این‏که چرا افراد در خیابان‏ها زباله می‏ریزند؟ آن‏ها چه نوع زباله‏ای و در چه مکان‏هایی بیشتر زباله می‏ریزند؟ (Geller & et al.,1982,1980. Stokols & Altman,1987, Nkwocha & Okeoma, 2009. Schultz & et al., 2013) پرداخته‌اند.

ب. موانع مرتبط با دفع مناسب زباله: این نوع تحقیقات به بررسی موانع مرتبط با دفع زباله (گرین، 2001؛ کیزر و همکاران، 2008؛ دفرا، 2012؛ شوکور و همکاران، 2012) پرداخته‏اند.

ج. انگیزه‏های دفع مناسب زباله: تحقیقات در این بخش به بررسی عوامل روانی و اجتماعی مؤثر بر رفتار و انگیزه‏های افراد (ترگلر و همکاران، 2008؛ اولاینکا و بلگان، 2011) پرداخته‏اند.

در مجموع مرور مطالعات داخلی نشان می‏دهد که محققان بر رفتار زباله پراکنی شهروندان به عنوان منبع اصلی تولید زباله در جامعه توجهی نشان نداده‏اند و بیشتر بر مباحث مربوط به مسائل بعد از تولید زباله از جمله بازیافت و مشارکت در بازیافت توجه نشان داده‏اند اما باید توجه داشت که برای پیشگیری از مسائل زباله لازم است زباله‏ریزی و صورت‏های نامناسب دفع زباله کاهش یابد. از این رو با توجه به عدم بررسی رفتار زباله پراکنی در ایران، تحقیق حاضر بر آن است تا رفتار زباله پراکنی را به عنوان مصداقی از بی‏نظمی اجتماعی و مسؤولیت گریزی شهروندان مورد تحلیل جامعه‏شناختی قرار دهد.

 

چارچوب نظری

نظریه‏هایی که در رابطه با رفتار و کنش وجود دارد به دو دسته مدل تقسیم می‏شوند:

الف- مدل‏هایی که به مدل‏های فهم و تبیین رفتار معروفند. این نوع مدل‏ها که به آن‏ها مدل‏های خطی هم گفته می‏شود درصددند تا به بررسی عوامل مؤثر بر انجام یک فعل یا رفتار بپردازند. در اینجا با سه دسته نظریه روبرو هستیم. 1- نظریه‏هایی که رفتار را تحت تأثیر عوامل درونی مثل عوامل روان‏شناختی، عقلانی و هزینه- فایده می‏دانند.2- نظریه‏هایی که رفتار را تحت تأثیر عوامل بیرونی مثل زمینه اجتماعی- نهادی، هنجارها، ارزش‏ها و جهت‏گیری های اجتماعی می‏دانند. 3- نظریه‏های تلفیقی که به هر دو دسته عوامل در تبیین رفتار توجه داشته‏اند.

ب- مدل‏هایی که به مدل‏های تغییر رفتار معروفند. این نوع مدل‏ها که به آن‏ها مدل‏های دوری گفته می‏شود درصددند تا فرایند تغییر رفتار را از طریق ارتباط بین متغیرها نشان دهند. در این دسته از نظریه‏ها به عواملی چون تغییر، ترغیب و یادگیری تأکید می‏شود (Darnton, 2008).

در این تحقیق برای تحلیل رفتار زباله پراکنی بر نظریه‏ها و مدل‏های دسته اول تأکید می‏شود و برای توضیح نظری متغیرهای اصلی تحقیق از نظریه تلفیقی «ارزش، باور، هنجار[6]» پاول استرن[7] برای تبیین رفتار زباله پراکنی استفاده می‏شود.

نظریه تلفیقی پاول استرن تحت تأثیر نظریه‏های ارزش‏های مورد انتظار به خصوص نظریه رفتار برنامه‏ریزی شده آیزن[8] (1991) نظریه تلفیقی تریاندیس[9] تلاش کرد تا با تعدیل آن‏ها به سوی نظریه‏ای کامل‏تر و ترکیبی گام بردارد. او نظریه خود را در رابطه با رفتار محیط‏گرا ارائه کرده است. او در نظریه خود علاوه بر توجه به عوامل نگرشی- فردی به عوامل اجتماعی- ساختاری در تبیین رفتار محیط‏گرا اشاره دارد. استرن با مطاله نظریات قبلی بر این عقیده است که تأکید بر یک عامل به خصوص، نمی‏تواند تبیین درستی از رفتار ارائه دهد. مدل‏های تبیینی باید بیشتر از یک عامل نگرشی را در تبیین رفتار در نظر بگیرند. از این رو در تبیین رفتارهای محیطی باید به دنبال مدل‏هایی تلفیقی بود که عوامل مختلف فردی، زمینه‏ای، نگرشی و عادتی را در بربگیرد (Stern, 2000).

استرن در نظریه خود نگرش‏ها را تحت تأثیر باورهای فرد می‏داند امّا برخلاف آیزن، ارزش‏ها را قبل از همه این عوامل قرار می‏دهد. ارزش‏ها گرایش‏های کلی هستند که در زندگی افراد پیش از باورها و نگرش‏ها شکل می‏گیرند. آن‏ها همچنین در طول زمان ثابت‏تر هستند. در عین حال، ارزش‏ها نسبت به نگرش‏ها از تأثیر کمتری در پیش‏بینی رفتار برخوردارند. استرن بر سه دسته ارزش‏های زیست کره‏ای[10]، دگرخواهانه[11] و خودخواهانه[12] اشاره می‏کند. هر یک از این نوع ارزش‏ها با تأثیر بر نگرش‏ها و هنجارهای شخصی رفتارهای متفاوتی را نسبت به محیط در فرد ایجاد می‏کنند. ارزش‏ها موجب شکل‏گیری باورهای مختلفی نسبت به محیط زیست می‏شود و این بر هنجارهای شخصی نسبت به محیط زیست تأثیر می‏گذارد و در نهایت موجب کنش‏های فعال یا انفعالی در عرصه خصوصی یا عمومی نسبت به محیط زیست می‏گردد.

  

 


نمودار1- مدل علی سلسله مراتبی استرن از رفتار محیطی (استرن، 2010: 14)

 

استرن به دنبال ارائه نظریه‏ای تلفیقی در رابطه رفتار محیطی است. از نظر او مدل‏های قبلی عمدتاً بر نگرش در توضیح رفتار تأکید داشته‏اند امّا به نظر می‏رسد برای تبیین رفتار باید به عوامل غیر نگرشی هم توجه داشت. بر این اساس او به چهار عامل به عنوان تعیین کننده‏های رفتار (که بسیار شبیه به نظریه تری اندیس است) در رابطه با محیط اشاره می‏کند. این عوامل عبارتند از:

 

الف- عوامل نگرشی[13]

از نظر استرن این عوامل شامل هنجارها، باورها و ارزش‏هاست. این عوامل را می‏توان در قالب مفاهیمی چون پیش فرض‏های کلی در زمینه محیط، باورهای و هنجارهای مشخص رفتاری، نگرش‏های ضد محیط، هزینه- فایده متصور کنش مورد برررسی قرار داد. پاوو و پیتگین (2010) نیز در همین راستا به تأثیر نگرش و عکس‌العمل دیگران بر تصمیم به اقدام به رفتار اشاره کرده‌اند. در رابطه با زباله پراکنی به‏عنوان مصداقی از بی‏نظمی اجتماعی می‏توان به متغیرهایی چون ارزش‏های زیست محیطی فرد، باور منفی نسبت به زباله‏ریزی، عدم احساس مسؤولیت نسبت به محیط زیست و حس منفی نسبت زباله را می‏توان به عنوان شاخص‏های این عامل در نظر گرفت.

 

ب- عوامل زمینه‏ای[14] (بیرونی)

این عوامل شامل تأثیرات بین شخصی (مثل ترغیب و مدل‏سازی)، انتظارات اجتماع، تبلیغات، قوانین دولتی، عوامل قانونی و نهادی دیگر، مشکلات فیزیکی کنش‏های مشخص، ویژگی‏های مختلف زمینه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کلان می‏شود. در این رابطه می‏توان به کنترل اجتماعی- هنجاری اشاره کرد. محققان هنجارهای اجتماعی را به عنوان مؤلفه مفیدی برای درک بهتر رفتار اجتماعی انسان به ویژه رفتارهای زیست محیطی تلقی می‌کنند (Minton & Rose, 1997; Mehmetoglu, 2010; Borgstede & Biel, 2002). هرچه کنترل هنجاری در جامعه بیشتر باشد طبعا رفتار افراد بیشتر در راستای نظم اجتماعی و به طور مشخص معطوف به حفاظت از محیط زیست خواهد بود. همچنین در رابطه عوامل زمینه‏ای موثر بر رفتار زیست محیطی، استرن به مشکلات فیزیکی نیز اشاره دارد که در این تحقیق به تأثیر نبود یا ضعف امکانات دفع زباله و مسأله گمنامی بر رفتار زیست محیطی (زباله‏ریزی) تأکید شده است. در عین حال زباله‏ریزی دیگران می‏تواند به‏عنوان یکی از مهم‏ترین عوامل زمینه‏ای مؤثر بر رفتار زباله‏ریزی افراد در نظر گرفته شود. از  نظر دیتز و دیگران (2005) مشاهده رفتار دیگرانی که در همسایگی‌مان زندگی می‌کنند، به احتمال زیاد بر ما تأثیر قابل ملاحظه‌ای دارد، به ویژه زمانی‌که این رفتارهای قابل مشاهده به‌عنوان هنجار (اینکه ما بایستی چگونه رفتار کنیم) شناخته شوند. در مجموع از نظر استرن عوامل زمینه‏ای- ساختاری تأثیر مهمی بر کنش‏های نظام‏مند زیست محیطی دارند. نامناسب بودن این عوامل طبعا زمینه را برای بی‏نظمی زیست محیطی و به‏طور مشخص زباله‏ریزی فراهم خواهد کرد.

 

پ- توانایی‏های شخصی[15]

این توانایی‏ها، شامل شناخت و مهارت‏هایی است که برای کنش‏های مشخصی نیاز است. همچنین دسترسی به زمان برای کنش توانایی‏های عمومی و منابعی چون سواد، درآمد، پایگاه و قدرت اجتماعی. از نظر استرن دانش و آگاهی‏های زیست محیطی فرد به عنوان بخش از توانایی‏های شخصی افراد در کنش زیست محیطی آنان تأثیرگزار است. فقدان یا ضعف اگاهی‏های زیست محیطی می‏توان موجب رفتارهای مخرب زیست محیطی (مانند زباله‏ریزی) گردد. دانش زیست محیطی توسط نظریه پردازان دیگر از جمله فیتکائو و کسل هم مورد تأکید قرار گرفته است. البته از نظر این دو دانش به‏طور غیر مستقیم و از طریق تأثیرگذاری بر نگرش زیست محیطی بر رفتار زیست محیطی تأثیر دارد (فیتکائو و کسل، 1981، به نقل از کولموس و آیژمن، 2002: 246). طبعا ناتوانی زیست محیطی از جمله فقدان آگاهی و دانش زیست محیطی می‏تواند موجب رفتارهای ضد محیط از جمله زباله پراکنی در افراد گردد.

 

ت- عادت[16]

عادات نوع متمایزی از متغیرهای علّی هستند. تغییر رفتار اغلب نیاز به کنار گذاشتن عادات قدیمی و تثبیت عادات جدید است. عادت عاملی کلیدی در تبیین رفتار محیطی است (Stetn, 200:416-418). بر اساس نظر تریاندیس (Triandis, 1977)، عادت یک متغیر کلیدی و تأثیرگذار بر روی رفتار است. عادت که مبتنی بر رفتار گذشته افراد است، موجب می‏شود تا رفتار در موقعیت‏هایی به طور خود به خودی انجام پذیرد. به طوری که وقتی فرد در موقعیتی خاص قرار می‏گیرد آن رفتار را طبق عادت انجام می‏دهد. بر اساس دیدگاه او (Triandis, 1980:204) می‏توان عادت‏ها را بر اساس تعداد دفعات تکرار رفتار، ارزیابی رفتار فرد در موقعیت‏های مختلف و این‏که فرد اغلب چگونه به یک موضوع یا موقعیت واکنش نشان می‏دهد، اندازه‏گیری کرد. اولاندر و توجرسون (1995) معتقدند عادات در تحقق نیات افراد مؤثر هستند. مردم هر روزه یاد می‌گیرند و یا عاداتی دارند که آن‏ها را به‌ گونه تقریباً خودکار قادر به انجام وظیفه می‌کند. طبق نظر استرن (2000) نیز عادت یک عامل کلیدی در تبیین رفتار محیطی است. به طوری که تغییر رفتار اغلب نیاز به کنار گذاشتن عادات قدیمی و تثبیت عادات جدید است. بر این اساس عادت می‏تواند عامل کلیدی در رفتار زباله‏ریزی افراد باشد.

بر این اساس استرن با نقد نظریات یک جانبه‏گرای رفتاری و تحت تأثیر نظریه تری اندیس به سوی نظریه‏ای تلفیقی در رابطه با رفتار محیطی گام بر می‏دارد. او هم به عوامل بیرونی و هم عوامل درونی در تبیین رفتار توجه نشان می‏دهد. باید توجه داشت که نظریه استرن معطوف به رفتارهای محیط‏گراست. از نظر او فرد تحت تأثیر این عوامل چهارگانه، رفتاری را در حمایت یا مخالف با ارزش‏های محیطی از خود بروز می‏دهد. از این رو می توان از نظریه او در تبیین رفتار زباله پراکنی به‏عنوان مصداقی از بی‏نظمی اجتماعی استفاده کرد. چرا که نظم اجتماعی زمانی به خطر می‏افتد که افراد قواعد پذیرفته شده اجتماعی را به دلائلی رعایت نکنند. این قواعد می‏تواند در حوزه‏های مختلف مصداق داشته باشد. در رابطه با موضوع تحقیق وقتی قواعد زیست محیطی در رابطه با دفع مناسب زباله از طرف افراد جامعه رعایت نگردد، طبعا ما با محیطی کثیف روبرو خواهیم بود که می‏توان آن را به‏عنوان مصداقی از بی‏نظمی زیست محیطی در نظر گرفت. این بی‏نظمی می تواند دلائل مختلفی داشته باشد که در این تحقیق از منظر پاول استرن بر چهار عامل نگرشی، زمینه‏ای، توانایی‏های شخصی (دراین تحقیق عدم آگاهی زیست محیطی) و عادتی تأکید شده است. مصادیق هر کدام از این عوامل در بالا توضیح داده شده است. و در بخش تعریف مفاهیم آمده است. بر این اساس می‏توان مدل نظری زیر را بر اساس نظریه استرن ارائه کرد. 


مدل 1- مدل نظری عوامل مؤثر بر زباله پراکنی

 

روش تحقیق

از لحاظ منطق روش‌شناختی، روش تحقیق پژوهش حاضر پیمایشی[17] و از نوع مقطعی[18] است. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه گردشگرانی که در فصل تابستان 1393 وارد استان مازندران شدند. تعداد نمونه با استفاده از فرمول نمونه‏گیری کوکران، 385 نمونه تعیین شده است. در این تحقیق از روش نمونه‏گیری چند مرحله‏ای استفاده شد. با توجه به این که گردشگران در فصل تابستان شهرهای ساحلی را به عنوان مقصد خود انتخاب می‏کنند، ابتدا شهرهای ساحلی مازندران در سه خوشه غرب، مرکز، شرق قرار گرفته، بعد از آن از هر خوشه دو شهر به تناسب امکانات تفریحی، موقعیت ساحلی، پارک‏های جنگلی به صورت تصادفی انتخاب گردید. سپس از خوشه غرب شهرهای نوشهر و کلاردشت، از خوشه مرکز محمودآباد و بابلسر، از خوشه شرق ساری و بهشهر انتخاب شدند. در مرحله نهایی از روش نمونه‏های در دسترس و آن‏هایی که تمایل به پاسخگویی داشتند برای انتخاب نمونه استفاده شده است. داده‏های مورد نیاز تحقیق از طریق ابزار پرسشنامه به روش میدانی جمع‏آوری شده است. برای ارزیابی میزان اعتبار پرسشنامه از اعتبار صوری استفاده شده است. بعد از تهیه پرسشنامه اولیه،توسط سه داور متخصص مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای سنجش میزان پایایی مقیاس‏ها، بعد از تهیه پرسشنامه اولیه، آن را در یک نمونه 40 نفری مورد آزمون قرار داده‏ایم. میزان آلفای به دست آمده در همه مقیاس‏ها بالای 7/0 بوده است..برای تجزیه و تحلیل داده‏های این پژوهش از نرم‏افزار SPSS و برای آزمون مدل نظری از نرم‏افزار AMOS  استفاده شده است.

 

تعریف مفاهیم

الف- تعریف متغیر وابسته

زباله پراکنی همچنین به معنی رها کردن چیزهای غیر ضروری و غیر طبیعی در محیط است (Green, 2001) زباله پراکنی به مثابه دفع سهل انگارانه و نامناسب مقداری زباله (Geller & et al., 1982; Stokols & Altman, 1987; Keenan, 1996) تعریف می‏شود. رفتار زباله پراکنی به رفتارهایی که به ریختن و پاشیدن زباله در محیط منجر می‏گردد، اشاره می‏کند. در این تحقیق رفتار زباله پراکنی با شاخص‏هایی چون رهاسازی دستمال کاغذی، تکه‏های کاغذ یا تکه‏های روزنامه، ظرف نوشیدنی‏ها، پوست میوه، آدامس، ته سیگار، کیسه‏های کاغذی و ... در محیط مورد سنجش قرار خواهد گرفت.

 

ب- تعریف متغیرهای مستقل

بر اساس مدل نظری تلفیقی استرن، متغیرهای مستقل تأثیرگذار بر رفتار زباله پراکنی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت عبارتند از:

1- ارزیابی منفی فرد از زباله پراکنی: ارزیابی منفی یک رفتار به وضعیتی اشاره دارد که فرد نگرش مطلوبی نسبت به انجام رفتار ندارد سپس بر اساس آن ارزیابی تصمیم می‏گیرد که چگونه رفتار کند. در زمینه زباله پراکنی، ارزیابی منفی فرد از زباله پراکنی به‏صورت شاخصی مورد سنجش قرار گرفت.

2- عدم آگاهی زیست محیطی: منظور از عدم آگاهی، عدم اطلاع و دانش فرد نسبت به تأثیر کنش‏های انسانی بر محیط زیست به ویژه تأثیرات مخرب زباله پراکنی است. از این رو افراد بدون آگاهی از مضرات زباله و زباله پراکنی به راحتی زباله‏هایشان را رها می‏کنند. در این تحقیق میزان آگاهی زیست محیطی افراد با طراحی شاخصی از چند سؤال مورد سنجش قرار گرفت.

3- ارزش‏های محیط زیست گرایانه ضعیف: ارزش به معنی باور به شرایط مطلوب رسیدن به هدف مشخص است. ارزش زیست‌محیطی شامل جهت‌گیری‌های اساسی فرد در قبال محیط‌زیست و مبین جهان‌بینی او در باب جهان طبیعی است (Schwartz, 1977). در این تحقیق میزان مطلوبیت و اهمیت منابع زیست محیطی به مثابه ارزش‏های زیست محیطی فرد به صورت شاخصی مورد سنجش قرار گرفت.

4- زباله پراکنی توسط دیگران: زباله پراکنی توسط دیگران به شرایطی اشاره دارد که در آن فرد با دیدن زباله‏ریزی توسط اطرافیان یا افراد جامعه (دیگری) تشویق می‏شود که زباله بریزد یا استنباطش این است که باید زباله را در محیط خاص رها کند.

5- کنترل اجتماعی: به سازوکارهایی که جامعه برای حفظ نظم اجتماعی اتخاذ می‏کند کنترل اجتماعی می‏گویند. این سازوکارها می‏تواند به صورت رسمی (از طریق نهادهای قانونی) و غیر رسمی (از طریق مردم و نهادهای مدنی) در جهت کنترل هنجاری در جامعه فعال شوند. در این تحقیق میزان کنترل اجتماعی جامعه در حوزه زیست محیطی مورد سنجش قرار گرفته است. هرچه کنترل اجتماعی زیست محیطی قوی‏تر باشد، زباله‏ریزی هم کاهش می‏یابد.

6- عدم احساس مسؤولیت: احساس مسؤولیت یعنی این‏که چقدر فرد احساس می‌کند که رفتارش تأثیرگذار است و به چه میزان فرد شخصاً مسؤول عواقب رفتارش است، می‏تواند بر رفتار و عملکردش تأثیر داشته باشد (Davies et al., 2002). افرادی که به گونه‌ای محیط‌زیستی رفتار نمی‌کنند، احساس می‌کنند که آن‏ها نمی‌توانند بر موقعیت‌شان تأثیر بگذارند و یا نبایستی نسبت به آن احساس مسؤولیت داشته باشند. این بدان معنی است که هرچه عدم احساس مسؤولیت شخص بیشتر شود، رفتار زباله پراکنی او بیشتر خواهد شد.

7- عادت : طبق نظر استرن (2000) عادت یک عامل کلیدی در تبیین رفتار محیطی است.بر اساس دیدگاه تریاندیس (Triandis, 1980:204) می‏توان عادت‏ها را بر اساس تعداد دفعات تکرار رفتار، ارزیابی رفتار فرد در موقعیت‏های مختلف و این‏که فرد اغلب چگونه به یک موضوع یا موقعیت واکنش نشان می‏دهد؛ اندازه‏گیری کرد. در این تحقیق عادت به زباله‏ریزی فرد در قالب شاخصی مورد بررسی قرار گرفت.

8- فقدان خدمات مربوط به دفع مناسب زباله: طبق نظریه استرن رفتار افراد متأثر از شرایط، عوامل زمینه‏ای و امکانات فیزیکی است. فقدان خدمات مربوط به دفع مناسب زباله به معنی فقدان یا عدم وجود امکانات دفع زباله چون سطل زباله، پر بودن سطل زباله، فاصله زیاد سطل‏های زباله از هم است. در واقع فقدان خدمات، شرایط را برای زباله‏ریزی افراد تسهیل می‏کند. بدین معنی که فقدان خدمات موجب افزایش زباله پراکنی می‏گردد.

9- گمنامی: گمنامی به معنی ناشناخته بودن فرد در زمینه‏ای است که در آن قرار می‏گیرد. در این تحقیق گمنامی به‏عنوان یکی از شرایط زمینه‏ای به وضعیتی اشاره دارد که در آن افراد در مکان‏های ناشناس، خلوت یا به دور از دید دیگران که امکانات سامان‏دهی زباله نباشد، راحت‏تر و بیشتر زباله می‏ریزند. بدین معنی که محیط ناشناخته شرایط را برای زباله پراکنی افراد تسهیل می‏کند و موجب افزایش زباله پراکنی می‏گردد.

10- احساس منفی نسبت به زباله: استرن در بحث از عوامل نگرشی به باورهای مشخص فرد اشاره دارد. درین راستا احساس منفی نسبت به زباله به باور و تصور منفی یا ناخوشایند فرد نسبت به نگه داشتن زباله (در دست، داخل ماشین، محیط اطراف) اشاره دارد که این امر با زباله‏ریزی در ارتباط است.

 

تحلیل یافته‏ها

توصیف اجمالی نمونه آماری

اطلاعات در این تحقیق از بین 385 نفر از گردشگران استان مازندران جمع‏آوری گردیده است که 4/50 درصد زن (194 نفر) و 6/49 درصد (191 نفر) مرد بوده‏اند. همچنین میانگین سنی افراد 30 سال بوده و پایین‏ترین سن 15 سال و بالاترین سن نیز 71 سال بوده است. به لحاظ وضعیت تأهل 2/39 درصد مجرد (151نفر) و 8/60درصد هم متأهل (234نفر) بوده‏اند. در رابطه با تحصیلات هم افراد با تحصیلات دیپلم با 8/33 درصد (130 نفر) بیشترین افراد نمونه و ابتدایی با 8/. درصد (3 نفر) کمترین افراد نمونه را تشکیل می‏دهند. بیشتر پاسخگویان 6/80 درصد وضعیت اقتصادی خود را متوسط ارزیابی کرده‏اند. 3/5 درصد هم وضعیت اقتصادی خود را بالا ارزیابی کرده و تنها 1/14 درصد وضعیت اقتصادی خود را پایین ارزیابی کرده‏اند. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که 6/33 درصد افراد میزان زباله پراکنی‏شان بالا، 9/33 درصد دارای زباله پراکنی متوسط و 6/32 درصد هم میزان زباله پراکنی‏شان پایین بوده است.

 

آزمون فرضیه‏ها

برای آزمون فرضیات تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. همچنین برای تحلیل ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته، تحلیل مسیر از طریق نرم‏افزار Amos ارائه شده است. در ادامه ابتدا به تحلیل و تفسیر روابط بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته (زباله پراکنی) می‏پردازیم و در پایان روابط چندگانه بین متغیرها از طریق تحلیل مسیر ارائه می‏شود. در این تحقیق از ده متغیر مستقل برای سنجش رفتار زباله پراکنی استفاده شده است. طبعا ده فرضیه مورد آزمون قرار گرفت که نتایج آزمون همبستگی آن‏ها در جدول زیر آمده است. برای رعایت اختصار از بیان فرضیات صرف نظر شده است.

 

جدول 1- آزمون همبستگی بین متغیرهای مستقل و زباله پراکنی

سطح معناداری

میزان همبستگی

متغیرهای مستقل

00/.

14/.-

ارزیابی منفی فرد از زباله پراکنی

00/.

26/.

ارزش‏های محیط زیست گرایانه ضعیف

00/.

16/.

عدم آگاهی زیست محیطی

00/.

29/.-

کنترل اجتماعی

00/.

27/.

عدم احساس مسؤولیت

00/.

24/.

احساس منفی نسبت به زباله

00/0

32/.

زباله پراکنی توسط دیگران

00/.

55/.

عادت به زباله ریزی

00/.

43/.

گمنامی

00/.

15/.

فقدان خدمات

 

جدول فوق بیانگر آزمون همبستگی بین متغیرهای مستقل تحقیق و رفتار زباله پراکنی است. همان‏گونه که از جدول بر می‏آید رابطه بین دو متغیر معنی‏دار و معکوس است. هرچه فرد ارزیابی منفی‏تری از زباله‏ریزی داشته باشد، کمتر زباله پراکنی می‏کند و همچنین وقتی کنترل اجتماعی اعم از رسمی و غیررسمی در رابطه با زباله‏ریزی افراد در جامعه قوی‏تر باشد، زباله ریزی گردشگران کمتر خواهد بود. در عین حال رابطه بین متغیرهای دیگر تحقیق با متغیر وابسته معنی‏دار و جهت رابطه هم مثبت و مستقیم است. هرچند همه متغیرها رابطه‏ای معنی‏دار با متغیر وابسته دارند اما میزان همبستگی برخی از متغیرها بالا و برخی دیگر پایین‏تر است. عادت به زباله‏ریزی (r=0.55) و گمنامی (r=0.43) بیشترین تأثیر را بر زباله‏ریزی افراد دارد. در عین حال ارزیابی منفی فرد از زباله‏ریزی و فقدان خدمات کمترین میزان همبستگی را با زباله‏ریزی دارد.

 

مدل مسیر

همان‏گونه که ذکر شد در این تحقیق برای سنجش رفتار زباله پراکنی افراد از نظریه تلفیقی پاول استرن استفاده شده است. نظریه استرن هم به ویژگی‏های فردی و هم به شرایط و زمینه ساختاری- هنجاری در انجام کنش مبتنی بر محیط زیست تأکید دارد.‏ برای آزمون مدل نظری- مفهومی استرن به بررسی و آزمون رابطه بین شاخص‏های چهار عامل مورد نظر استرن با زباله پراکنی پرداختیم. در این مدل با توجه به این‏که استرن تحت تأثیر تری اندیس، متغیر عادت را به‏عنوان متغیر نهایی در تبیین رفتار در نظر می‏گیرد، به‏عنوان متغیر مستقل میانی در نظر گرفته شده است. روابط میان برخی از شاخص‏های عوامل مورد نظر استرن به دلیل عدم معنی‏داری حذف گردید و در نهایت مدل نهایی به صورت زیر ارائه گردید.

 

Degrees of freedom = 26      sig=0.06     RMSEA=0.05    

مدل 2- مدل مسیر روابط بین متغیرهایی مستقل و وابسته (زباله پراکنی)

 

همان‏گونه که از مدل هم بر می‏آید ضریب تعیین متغیرهای حاضر در مدل برابر با () است. در این مدل 5 متغیر (عادت به زباله پراکنی و ارزیابی منفی فرد از زباله پراکنی، کنترل اجتماعی، ارزش محیط زیست‏گرایانه ضعیف و گمنامی) مستقیما بر متغیر وابسته تأثیر دارند که بیشترین تأثیر مربوط به متغیر عادت است .(Beta=0.40) بعد از آن متغیر ارزیابی منفی به زباله پراکنی قرار دارد که تأثیری معکوس بر زباله پراکنی دارد. متغیرهای دیگر دارای تأثیری غیر مستقیم بر زباله پراکنی هستند. نکته مهم در تأثیرات غیر مستقیم، تأثیر و رابطه اکثر آن‏ها بر متغیر عادت است. بدین معنی که این متغیرها موجب شکل‏گیری عادت به زباله‏ریزی شده، در نهایت رفتار زباله پراکنی را در افراد نهادینه می‏کنند. مثلا افرادی که احساس مسؤولیت زیست محیطی‏شان پایین است و زباله‏ریزی افراد دیگر جامعه را می‏بینند، به‏خصوص در وضعیت گمنامی (وضعیت گردشگران) بیشتر عادت به زباله‏ریزی دارند و در نهایت زباله ریزتر از دیگرانند.

آماره‏های برازش بیانگر قابل قبول بودن روابط بین متغیرهای حاضر در مدل است چرا که این آماره‏ها نشان می‏دهند که آیا مدل نظری با داده‏های نمونه‏ای تناسب دارد یا خیر. با بررسی انواع شاخص‏های برازش مشخص می‏شود که مدل ما از برازش قابل قبولی برخوردار است. شاخص‏های برازش مطلق که مبتنی بر تفاوت دو ماتریس بوده در حد قابل قبول هستند. چرا که آماره کای اسکوئر معنی‏دار نیست و شاخص نیکوئی برازش GFI=.98)) و نیکوئی برازش اصلاح شده (AGFI=.95) در حد قابل قبول هستند که این بیانگر برازش مدل تجربی ارائه شده در بالاست. همچنین شاخص‏های برازش تطبیقی از جمله شاخص برازش هنجار شده (NFI=.96) و شاخص برازش تطبیقی (CFI=.98) هم بیانگر مناسب بودن مدل هستند. در نهایت شاخص‏های برازش مقتصد که در رابطه با درجه آزادی است نیز در حد قابل قبول هستند. چرا که آماره ریشه دوم میانگین مربعات خطای برآوردRMSEA=0.05 ) ) بیانگر برازش قابل قبول مدل مسیر است. در کل این آماره‏ها نشان می‏دهند که مدل نظری ما توسط داده‏ها نمونه‏ای مورد حمایت قرار گرفته است.

مجموع تأثیرات مختلف (مستقیم و غیرمستقیم) متغیرهای مستقل در جدول 2 آمده است. در این جدول بیشترین تأثیر مستقیم مربوط به متغیر عادت (Beta=0.40) است که این بیانگر عادتی بودن رفتارهای زیست محیطی ماست. همچنین بیشترین تأثیر غیر مستقیم مربوط به متغیر کنترل اجتماعی (Beta=-0.15) و کمترین تأثیر غیر مستقیم مربوط به متغیرهای عدم آگاهی زیست محیطی و فقدان خدمات (Beta=0.03) است. بیشترین تأثیر کل مربوط به متغیر عادت به زباله پراکنی و کمترین آن هم مربوط به متغیرهای عدم آگاهی و فقدان خدمات است.

 

 

جدول 2- اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرهای مستقل بر متغیر زباله پراکنی

نام متغیر

اثر مستقیم

اثر غیر مستقیم

اثر کل

ارزیابی منفی فرد از زباله پراکنی

22/0-

-

22/0-

ارزش‏های محیط گرایانه ضعیف

14/0

-

14/0

عدم آگاهی زیست محیطی

-

03/0

03/0

کنترل اجتماعی

14/0-

15/0-

29/0-

عدم احساس مسؤولیت

-

04/0

04/0

احساس منفی نسبت به زباله

-

07/0

07/0

زباله پراکنی توسط دیگران

-

14/0

14/0

عادت به زباله پراکنی

40/0

06/0-

34/0

گمنامی

17/.

08/0

25/0

فقدان خدمات

-

03/0

03/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه

از این‏که ایران جامعه‏ای است در حال گذار بر هیچ کس پوشیده نیست. جوامع در حال گذار معمولا با تغییرات سریع و نابسامان در حوزه‏های مختلف روبرو هستند. مهم‏ترین ویژگی این نوع جوامع این است که دیگر آن شرایط پایدار سنتی بر جامعه حاکم نیست و بخش‏های مختلف جامعه به شکل ناموزون دستخوش تغییر به سمت توسعه شده است. این تغییرات ناموزون مسائل متعددی را در حوزه‏های مختلف به‏وجود آورده است. از ایجاد نابرابری تا مسائل اجتماعی مختلف از پیامدهای جامعه گذار است. در همین راستا یکی از مسائلی که جوامع در حال گذار با آن روبرو است، عدم پایبندی افراد به قواعد اجتماعی است. در حقیقت زباله پراکنی در فضاهای شهری و عمومی مصداقی از مسؤولیت گریزی و بی‏نظمی اجتماعی شهروندان، در حوزه شهروندی زیست محیطی است که امروزه به عنوان یکی از مهم‏ترین مسائل زیست محیطی،اجتماعی و زیباشناسی در جامعه مطرح است. از این رو، تحقیق حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر بی‏نظمی اجتماعی با تأکید بر رفتار زباله پراکنی پرداخته است.

برای بررسی رفتار زباله‏ریزی، گردشگران استان مازندران به‏عنوان جامعه مورد بررسی انتخاب و از طریق پرسشنامه به بررسی متغیرهای برآمده از مدل نظری پژوهش پرداخته شد. در این تحقیق از نظریه تلفیقی پاول استرن برای بررسی رفتار زباله‏ریزی گردشگران استفاده شده است. استرن با نقد رویکردهای قبلی در مطالعه رفتار زیست محیطی به ارائه نظریه‏ای تلفیقی می‏پردازد که در آن هم بر ساختارهای و هنجارهای اجتماعی و هم بر عوامل نگرشی- فردی افراد در کنش‏های زیست محیطی تأکید دارد.

بر اساس نظریه استرن نگرش فرد تأثیر مهمی بر رفتار او دارد. از نظر او نگرش شامل ارزش‏ها و باورهای زیست محیطی فرد است. طبق نتایج حاصل از آزمون فرضیه‏های تحقیق، بین نگرش زیست محیطی که در این تحقیق شامل ارزیابی منفی فرد از زباله پراکنی، ارزش‏های محیط زیست گرایانه ضعیف فرد و عدم احساس مسؤولیت فرد است، با زباله پراکنی رابطه معناداری وجود دارد. به طوری که هر چه نگرش‏های زیست محیطی فرد قوی باشد، کمتر زباله پراکنی می‏کند. تحقیقات تجربی در زمینه رفتار زباله پراکنی نیز تأثیر نگرش زیست محیطی را بر رفتار زباله پراکنی تأیید می‏کنند (Schultz & et al., 2008, 2013). از نظر پرتینگا و همکاران (2004) در ارتباط با مسائل محیط زیستی، که اغلب از تضاد بین منافع جمعی و فردی بر می‏خیزد، ارزش‏ها ممکن است نقش مهمی بازی کنند. رفتارهای محیط زیستی ممکن است به خوبی از ارزش‏هایی که نفع شخصی را تعالی می‏بخشند، برخیزند. از طرفی دیگر در بحث ارزش‏ها، تعادل بین ارزش‏های درونی و بیرونی محیط زیست گرایانه فرد، نقش مهمی در رفتار فرد ایفا می‏کنند. ارزش‏هایی چون احترام به دیگران، میل به مراقبت از محیط زیست یا فضاهای خاص، احساس مالکیت مانع از رفتارهای ضد محیط گرانه می‏گردند. این موضوع در رابطه با تأثیر احساس مسؤولیت بر رفتار نیز تأیید شده است (Davies & et al., 2002; Oluyinka & Balogun, 2011).

استرن در بحث از رفتارهای زیست محیطی به بحث از تأثیر عوامل زمینه‏ای و بیرونی نیز اشاره می‏کند. از این منظر می‏توان به بحث ضعف هنجاری در جامعه اشاره کرد. در این رابطه می‏توان به تأثیر کنترل اجتماعی (اعم از رسمی و غیر رسمی) زیست محیطی و زباله‏ریزی دیگران بر زباله پراکنی گردشگران پرداخت که در این تحقیق رابطه زباله پراکنی با هر یک از این متغیرها معنادار بوده است. بدین معنی که هر چقدر کنترل هنجاری جامعه قوی‏تر عمل کنند، رفتار زباله پراکنی کمتر می‏گردد. بر اساس نتایج تحقیق ترگلر و همکارانش (2008) نیز هنجارهای اجتماعی نقش به سزایی در بهبود رفتارهای زباله پراکنی افراد داشتند. اولاینکا و بلگان (2011) مطرح کردند که منبع کنترل مانع رفتار انحرافی به ویژه زباله پراکنی می گردد.گمنامی و ضعف امکانات دفع زباله از جمله عوامل زمینه‏ای تأثیرگذار بر زباله‏ریزی گردشگران است. چرا که وقتی افراد در محیطی باشند که نسبت به افراد دیگر شناخت نداشته باشند و در عین حال امکانات دفع زباله محدود و ضعف کنترل هم وجود داشته باشد، طبعا زباله‏ریزی با سهولت و بدون هزینه‏ای صورت می‏گیرد. استرن در بحث از عوامل عاملیتی تأثیرگذار بر رفتار به بحث توانایی‏های شخصی (مثلا دانش و آگاهی‏های زیست محیطی) و عادت اشاره دارد که در این تحقیق روابط‏شان با زباله پراکنی معنی‏دار بوده است. به نظر می‏رسد تجربه زیست ما نشان می‏دهد که افراد در مسافرت و در مکان‏هایی که به لحاظ هویتی گمنام هستتند راحت‏تر زباله را در محیط رها می‏کنند که البته فقدان امکانات دفع زباله در فضاهای گردشگری می‏تواند موجب تشدید این امر شود.

در نهایت تحلیل چند متغیر نشان می‏دهد که همه متغیرهای حاضر در مدل توانسته‏اند 36 درصد تغییرات متغیر وابسته را تحلیل کنند. در میان این متغیرها بیشتر تأثیر مستقیم مربوط به متغیر عادت و ارزیابی منفی از زباله‏ریزی است. هرچند در تأثیرات کل عادت و گمنامی تأثیر مثبتی در زباله‏ریزی گردشگران دارند اما کنترل اجتماعی، ارزیابی منفی و ارزش‏های زیست محیطی می‏تواند نقشی کاهنده در زباله‏ریزی افرد داشته باشد.

 

پیشنهادها

هر تحقیق با توجه به متغیرهایی که مورد بررسی قرار می‏دهد به نتایجی دست می‏یابد. با توجه به این نتایج است که محقق می‏تواند به ارائه راهکارها و پیشنهادهایی دست زند. در این بخش علاوه بر پیشنهادات تحقیق، به پیشنهادات پاسخگویان (گردشگران) هم توجه شده است که در مجموع می‏توان آن‏ها را به دو دسته تسهیلات زیست محیطی و شهروند سازی زیست محیطی تقسیم کرد:

1- تسهیلات زیست محیطی

- توزیع رایگان کیسه‏های زباله در ورودی مکان‏های تفریحی.

- نصب تعداد بیشتری سطل زباله در محیط‏های تفریحی و مکان‏های عمومی.

- تمیز کردن به موقع محیط از زباله و خالی کردن سطل‏های زباله.

- گسترش و بهبود فضای سبز.

- حمایت بیشتر شهرداری‏ها جهت حفظ محیط و فعالیت‏های محیط زیستی.

2- شهروندسازی زیست محیطی

- تدوین قوانین محیط زیستی در زمینه زباله پراکنی.

- جریمه و برخورد قانونی با افراد زباله‏ریز.

- آموزش محیط‌زیستی بین اقشار و سنین مختلف برای آگاه‌سازی افراد درباره مسایل محیط‌زیستی.

- فرهنگ‏سازی، اطلاع‏رسانی از طریق خانواده و مدرسه به ویژه از سنین پایین.

- تعیین سیاست‌هایی در جهت افزایش مسؤولیت‌پذیری شهروندان و مشارکت‏های زیست محیطی.

- تبلیغات و توزیع بروشور در مکان‏های تفریحی.

- شهروند سازی از طریق فرهنگ‏پذیری به وسیله نهادها آموزشی و رسانه

- تشکیل و حمایت از سازمان‏های غیر دولتی فعال در زمینه حفظ محیط زیست



[1] Social order

[2] littering

[3]  Social Disorder

[4] Environmental citizenship

[5] Keep America Beautiful (KAB)

[6] Value-belief-norm

[7] Paul stern

[8] Ajzen

[9] Triandis

[10]  Biospheric values

[11]  Altruistic

[12] Egoistic

[13] Attitude factors

[14] Contextual

[15] Personal capabilities

[16] Habit

[17] Survey

[18] Cross - sectional

منابع

آبادی، ا. (1379). «بررسی کمّی و کیفی زبالة شهری در شهر سبزوار»، مجله دانشکده علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی سبزوار، سال هفتم، ش 3، ص 92-97.

اسمی، ن.؛ مهرابی توانا، ع.؛ عمرانی، ق.؛ کریمی زارچی، ع.؛ خوبدل، م.؛ فلاح، ف. و ولیپور، ف. (1383). «بررسی وضعیت جمع‏آوری و دفع بهداشتی زباله در یگان های صعودکننده به قله سبلان»، مجله طبّ نظامی، دوره ششم، ش3، ص 195-200.

آراسته، م.؛ شهاب، س. و سهیلی‏پور، ص. (1389). «ارزیابی میزان رضایت از سیستم جمع‏آوری مکانیزه زباله و مشارکت شهروندان در طرح تفکیک از مبدأ (نمونه موردی: محله یوسف آباد)»، مجموعه مقالات پنجمین همایش ملی مدیریت پسماند، ص 142-157، مشهد: سازمان شهرداری و دهداری‏های کشور.

آزاد ارمکی، ت. و بهار، م. (1377). بررسی مسائل اجتماعی، تهران: موسسه نشر جهاد .

اکبرزاده، ا.؛ طلا، ح.؛ منشوری، م. و بشیری، س. (1388). «بررسی وضعیت مدیریت پسماندهای روستاهای شهرستان تهران»، دوازدهمین همایش ملی بهداشت محیط ایران، ص 65-81، تهران: دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی.

بذرافشان، ا. و کرد مصطفی‏پور، ف. (1387).  «بررسی کمی پسماندهای خطرناک تولیدی در استان سیستان و بلوچستان در سال 1386»، مجله طبیب شرق، دوره دهم، ش4، ص 305-314.

بلیکی، ن. (1389). طراحی پژوهش‏های اجتماعی، مترجم: حسن چاوشیان، تهران: نشر نی.

پیرصاحب، م.؛ خدادادی، ت.؛ شرفی، ک. و ویسی، ع. (1389). «بررسی میزان آگاهی و نگرش مردم شهر ایلام نسبت به بازیافت مواد زائد جامد»، پنجمین همایش ملی مدیریت پسماند، ص 172-191، مشهد: سازمان شهرداری‏ها و دهداری‏های کشور، سازمان حفاظت محیط زیست.

چلبی، م. (1375). جامعه‏شناسی نظم، تهران: نشر نی.

حسنوند، م.؛ نبی‏زاده، ر. و حیدری، م. (1387). «آنالیز پسماندهای جامد شهری در ایران»، مجله سلامت و محیط، دوره 1، ش 1، ص 9-18.

دهقانی تفتی، م. و پروانه اول، ا. (1391). «فرهنگ‏سازی در مدیریت پسماندهای شهری به عنوان یک استراتژی دوسویه در توسعه پایدار زیست محیطی شهرها»، دومین کنفرانس برنامه‏ریزی و مدیریت محیط زیست، ص 79-103، تهران: دانشگاه تهران.

دهقانی، م.؛ دهقانی فرد، ع.؛ اعظم، ک.؛ عسگری، ع. و بانشی، م. (1388). «بررسی کمی و کیفی پتانسیل بازیافت پسماندهای جامد شهر تهران»، فصلنامه دانش و تندرستی، دوره چهارم، ش 1، ص 40-44.

رابینگتن، ا. و مارتین، و. (1382). رویکردهای نظری هفتگانه در بررسی مسائل اجتماعی، ترجمه: رحمت الله صدیق سروستانی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

صالحی، ص. و خوش‏فر، غ. (1392). «بررسی نگرش زنان نسبت به بازیافت زباله‏های خانگی در مازندران»، برنامه‏ریزی رفاه و توسعة اجتماعی، سال پنجم، ش 15، ص 200-241.

صفایی، م.؛ حسینی، م. و منصوری، ق. (1386). «بررسی کمی کیفی زباله شهر آباده و ارزیابی آن بر محیط زیست جایگاه دفن زباله شهر آباده»، دهمین همایش ملی بهداشت، ص 372-390، همدان.

عباسوند، م. (1387). «بررسی فرآیند مدیریت پسماندهای شهری استان گلستان»، چهارمین همایش ملی مدیریت پسماند، ص 321-337، مشهد: سازمان شهرداری‏ها و دهداری‏های کشور، سازمان حفاظت محیط زیست.

عبدلی، م.؛ کرباسی، ر. و غزنوی کاشانی، م. (1388). «بازیافت زباله‏ها ـ مطالعه موردی شهر تهران»، دوازدهمین همایش ملی بهداشت محیط ایران، ص 221-237، تهران: دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

علوی‏مقدم، م. و دلبری، ا. (1388). «ارزیابی میزان آگاهی دانشجویان مقطع کارشناسی از موضوع مدیریت مواد زاید جامد در محیط زیست»، نشریه فناوری آموزش، سال سوم، ش 4، ص 309-313.

علوی‏مقدم، م.؛ اعظم، ق. و علوی‏مقدم، ب. (1387). «آموزش و نقش کلیدی آن در مدیریت صحیح جامع مواد زاید جامد در ایران»، انسان و محیط زیست، ش 6، ص 14-23.

علیدادی، ح.؛ نقی‏زاده، ع. و دادپور، ر. (1386). «بررسی کمیت و کیفیت زباله تولیدی شهر خواف در سال 1385»، دهمین همایش ملی بهداشت، ص 173-189، همدان: دانشگاه علوم پزشکی همدان.

عمادزاده، م.؛ علامی، س. و پیرعلی، و. (1391). «بررسی عوامل مؤثر بر رفتار بازیافتی و مشارکت شهروندان در برنامه‌های بازیافتی (مطالعه موردی: روستای یاسه چای)»، دومین کنفرانس ملی برنامه‌ریزی و مدیریت محیط‌زیست، ص 26- 27، تهران: دانشگاه تهران، دانشکده محیط زیست.

مسگراف، ح.؛ صادقی، ح.؛ جعفری، ع. و داوودی، ر. (1380). «بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد مردم در ارتباط با مدیریت مواد زائد جامد شهری کرمانشاه»، چهارمین همایش ملی بهداشت، ص 38-53، یزد: دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد.

مصطفی پورکندلوسی، ک. (1380). بررسی طرز تلقی شهروندان منطقة 7 تهران از مشارکت شان در مدیریت شهری، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز.

ملازاده، ن. (1390). «روش‏های جلب مشارکت مردم و بخش خصوصی در آموزش زیست محیطی و ارائه راهکارهای ظرفیت سازی»، پنجمین همایش ملی و نمایشگاه تخصصی مهندسی محیط زیست، ص 156-173، تهران: دانشگاه علم و صنعت انجمن مهندسی محیط زیست ایران.

منوری، م.؛ عابدی، ز. و قره‏بخش، ه. (1387). «ارزشیابی اقتصادی بازیافت پسماندهای خانگی منطقه بیست شهرداری تهران»، علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره دهم، ش 4، 71-80.

نوابخش، م. و نعیمی، م. (1390). «تبیین عوامل اجتماعی مؤثر بر جلب مشارکت شهروندان در تفکیک و جمع‏آوری زباله‏های خانگی (مطالعه موردی منطقه 13 شهرداری تهران)»، مطالعات شهری، سال اول، ش 1، ص 19-52.

یعقوبی‏فر، م. و خمیرچی، ر. (1386). «بررسی وضعیت جمع‏آوری و دفع زباله‏های بیمارستانی در بیمارستان‏ها و مراکز درمانی شهر سبزوار»، فصلنامه دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، دوره چهاردهم، ش 2، ص 128-134.

Arafat, H.A. Al-Kathhib, I.A. Daoud, R. Shwahneh, H. (2007) “Influence of Socio-Economic Factors on Street Litter Generation in the Middle East: Effects of Education Level, Age, and Type of Residence”, Waste Manag. Resour, 25:363–370.

Armitage, N. & Rooseboom, A. (2000) “The Removal of Urban Litter from Stormwater Conduits and Streams: Paper 1-the Quantities Involved and Catchment Litter Management Options”, Water SA, 26:181–188.

Ajzen, I. (1991) “The Theory of Planned Behavior”, Organizational Behavior and Human Decision Processes, 50(2):179–211.

Burgess, R.L. Clark, R.N. Hendee, J.C. (1971) “An Experimental Analysis of Antilittering Procedures”, Journal of Applied Behavior Analysis, 4:71-74.

Borgstede, Chris von; Biel, Anders, (2002). “Pro-Environmental Behaviour: Situational Barriers and Concern for the Good at Stake”, Göteborg Psychological Reports, 32(1): 1-10.

Cadena, C.E. Manjarrez, P.L. Izquierdo, I.E. Gallegos, E.R. (2012) “An Approach to Litter Generation and Littering Practices in a Mexico City Neighborhood”, Sustainability, 4: 1733-1754.

Clark, R.N. Burgess, R.L. & Hendee, J.C. (1972) “The Development of Anti-litter Behavior in a Forestcampground”, Journal of Applied Behavior Analysis,5:1-5.

Cone, J.D. Hayes, S.C. (1980) Environmental problems: Behavioral solutions. Monterey, CA: Brooks/Cole.

Cooley, R.R. (2005) The effectiveness of signage in the reduction of litter in backcountry and front country campsites. University of Manitoba: Masters of Arts Dissertation.

Darnton, A. (2008) Reference Report: An overview of behaviour change models and their uses, Centre for Sustainable Development, University of Westminster: London.

Defra. (2012) Litter-Organizing a cleanup. Keep Britain Tidy. Available online: http://www.encams.org

Davies, J. Foxall, G.R. and Pallister, J. (2002) “Beyond the Intention–Behavior Mythology. An Integrated Model of Recycling”, Marketing Theory, 2: 29-113.

Dietz, T. Fitzgerald, A. Shwam, R. (2005) “Environmental Values”, Annual Review Environmental Research, 30: 335-372.

Ellickson, R.C. (1996) Controlling Chronic Missconduct in City Spaces: of Panhandlers, Skid Roads and Public Space Zoning; Yale Law School Legal Scholarship Repository. Faculty Scholarship Series Paper 408; Yale Law School: New Haven, USA.

Geller, E.S. (1980) Applications of behavioral analysis for litter control. In D. Glenwick& L. Jason (Eds.), Behavioral community psychology: Progress and prospects, New York, Praeger publisher, 254-283.

Green, C.A. (2001) The effect of prior litter on sewing class students` clean-up behavior. http://www.clearinghouse.missouriwestern.edu/de fault.asp. Curled from the Internet on 14th Dec, 2007.

Geller, E. S. Winett, R. A. & Everett, P. B. (1982) Preserving the environment: New strategies for behavior change. Elmsford, NY: Pergamon.

Geller, E. S. Brasted, W. & Mann, M. (1980) “Waste Receptacle Designs and Interventions for Litter Control”. Journal of Environmental Systems, 9: 145-160.

Kayhanian, M. Stransky, C. Bay, S. Lau, S.L. Stenstorm, M.K. (2008) “Toxicity of Urban Highway Runoff with Respect to Storm Duration”, Sci. Total Environ, 38:386–406.

Keenan, M. (1996) “The A, B, C of Litter Control”, Irish Journal of Psychology, 17 (4):327–339.

Kollmuss, A. & Agyeman, J. (2002) “Mind the Gap: Why do People Act Environmentally and What Are the Barriers to Proenvironmental Behavior?”, Environmental Education Research, 8(3): 239-260.

Keizer, K. Lindenberg, S. & Steg, L. (2008) “The Spreading of Disorder”,Science, 322: 1681-1685.

Mehmetoglu, M. (2010) “Factors Influencing the Willingness to Behave Environmentally Friendly at Home and Holiday Settings”, Scandinavian Journal of Hospitality and Tourism, 10(4): 430-447.

Minton, A.P. & Rose, R. L. (1997) “The Effects of Environmental Concern on Environmentally Friendly Consumer Behavior: An Exploratory Study”, Journal of Business Research, 40: 37-48.

Oluyinka, O. Balogun, S.K. (2011) “Psycho-Sociocultural Analysis of Attitude Towards Littering in a Nigerian Urban City”, Ethiopian Journal of Environmental Studies and Management, 4(1): 68-80.

Pauw, J. Petegen, P. (2010) “A Cross-National Respective Youth Environmental Attitude”, Environmentalist, 30: 133-144.

Steward, F. (1991) Citizens of planet earth, in G. Andrews (ed.), Citizenship, London: Lawrenceand Wishart, p. 65–75.

Stern, P. (2000) “Towards a Coherent Theory of Environmentally Significant Behaviour”, Journal of Social Issues, 56(3):407-424.

Stern, P.C. (2010) Environmentally significant behavior and how to change it. national congress on behavior change sustainability, Sydney, Australia.1-28

Schultz, P.W. Bator, R.J. Large, L.B. Bruni, C.M. Tabanico, J.J. (2013) “Littering in Context: Personal Andenvironment Predictors of Littering Behavior”, Environment and Behavior, 45(1): 35–59.

Schultz, P. W. Tabanico, J. & Rendَn, T. (2008) Normative beliefs as agents of influence: Basic processes and real‐world applications. In R. Prislin & W. Crano (Eds.), Attitudes and attitude change (pp. 385‐409). New York:Psychology Press.

Schwartz, S. (1977) Normative Influences on Altruism. In Minton, Ann P. & Rose Randall L. (1997) “The Effects of Environmental Concern on Environmentally Friendly Consumer Behavior: An Exploratory Study”. Journal of Business Research, 40: 37-48.

Stokols, D. & Altman, I. (Eds.), (1987) Handbook of Environmental Psychology, Vols.1– 2. John Wiley, NY

Triandis, H.C. (1977) Interpersonal Behaviors. Monterey, CA: Brooks/Cole.

Triandis, H.C. (1980) Values, attitudes and interpersonal behavior. In H. Howe and M. Page (Eds.), Nebraska Symposium on Motivation, 1979, 27: 195

Torgler, B. Garcia-Valinas, M. Macintyre, A. (2008) Justifiability of littering: An empirical investigation. (Working Paper No. 2008-8). Basil, Switzerland: Center for Research in Economics, Management, and the Arts.