زمینه‌‏های اجتماعی حسادت در تعاملات روزمره؛ مطالعه کیفی دانشجویان دانشگاه یزد

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استادیار، گروه جامعه ‏شناسی دانشگاه یزد، ایران

2 دانشیار، گروه مردم‏ شناسی دانشگاه یزد، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‏ شناسی دانشگاه یزد، ایران

چکیده

حسادت به عنوان یکی از هیجانات انسانی، دارای پیامدهای مهمی در زندگی اجتماعی است. هدف این پژوهش بررسی زمینه‏های اجتماعی حسادت در تعاملات روزمره است. این تحقیق در رویکرد تفسیری- برساختی و با روش کیفی انجام ‌شده و از روش نظریه داده بنیاد برای اجرای پژوهش و تحلیل داده‏ها استفاده‌ شده است. نمونه‌گیری در دسترس برای گزینش افراد مورد مصاحبه و نمونه‏گیری نظری برای تشخیص تعداد افراد پژوهش به کار گرفته ‌شد. به منظور گردآوری داده‏ها، با 40 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه یزد مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. بعد از انجام کدگذاری باز، محوری و گزینشی، 8 مقوله اصلی و مدل پارادایمی ارائه ‌شده است. مقوله‏های اصلی به‌دست ‌آمده عبارت است از: مخاطره محرومیت، نابرابری، مادی‏گرایی، محتوای محرک رسانه، مقایسه اجتماعی، حسادت آموخته، ارزیابی عدالت و خصوصیات شخصیتی. مقوله هسته نهایی در این پژوهش، انگیزش اجتماعی حسادت است. این مقوله در قالب یک مدل پارادایمی شامل شرایط، تعاملات و پیامدها ارائه‌ شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Social Contexts of Envy in Everyday Interactions: Qualitative Study of Students

نویسندگان [English]

  • Hossein Afrasiabi 1
  • Mohsen Saeidi madani 2
  • Kaveh Shokuhifar 3
1 Yazd University, Iran
2 Yazd University, Iran
3 Yazd University, Iran
چکیده [English]

Introduction
Emotions has crucial role in human personal and social life. Envy as a human emotion, has important consequences for social interactions. Emotions cannot be understood without some attention to the social forces that influence them. Emotions reflect the norms, attitudes, and values of groups as well as individuals; they are useful and dangerous for groups as well as individuals. Envy is one of the most pervasive human emotions that observed in all societies and experienced when person compared himself with others and found himself with lower position and opportunities. This experience that is mainly negative, have social consequences and influenced by social interactions and structures. Envy same to other human emotions, is socially constructed and shaped by social forces. The aim of this inquiry was to explore the student’s understanding and interpretation of envy and the social contexts and forces from their view of point.
 
Material & Methods
The research done in qualitative approach, and used grounded theory as research strategy and data analysis method. The research field was Yazd University and the population include students from different fields of study including humanities, engineering and basic sciences. Sample selected by Purposive sampling method for identifying interviewees and theoretical sampling used to determining the number of participants. Participant Students selected from different characteristics (gender, age, education, Socio-economic status) to have the maximum diversity. Theoretical sampling also used to achieving theoretical saturation. Data gathered by semi-structured interview were conducted with 40 male and female students. The results trustworthiness evaluated by 4 criteria including credibility, dependability, Conformability, Transformability as alternatives to the classical criteria of validity and reliability. Member Check, Analytical Comparison and Auditing used to assess findings credibility. In order to meet the criterion of transferability, the research field thoroughly be described. For assessing dependability, all interviews and data analysis process saved and in order to be necessary, could be provided to inspectors. To achieve criterion Conformability, Results Analysis and Theory derived from data analysis were compared with raw data to confirm the results by the data. The research data analyzed by theoretical coding in three levels include open, axial and selective coding.
 
Discussion of Results & Conclusions
During coding process, meaningful concepts and categories extracted from data and research theoretical model emerged finally. After doing open, axial and selective coding, 8 categories emerged. Main categories include deprivation risk, inequality, materialism, media, social comparison, learned envy, Evaluation of justice and Personal traits. “social motivation of envy” emerged as core category. Based on the views of Participants, different social contexts involved in motivating of envy. Inequality and materialism are social factors of the macro-level and structural conditions that creates envy. Inequality, sense of discrimination and Class difference lead to sense of deprivation among social actors. Also materialist value orientation and sense of Deprivation of privileges in compare to others cause envy. Media stimulating content and learned envy at the micro level, can be motivate envy in social interactions. Mass media, specially Television can be motivate social comparison, and presents inequalities, and Teaching the rules of envy In different positions. Personal traits Such as self-esteem and confidence and life satisfaction as intervening conditions increase the effect of structural and causal conditions on envy. Deprivation risk was a crucial phenomenon that envious persons encountered by it before experience envy. Persons at opposite deprivation risk they do strategies social comparison and evaluation of justice that can impulses social envy. In fact persons faced with the phenomenon deprivation risk, Fair or unfair pay the assessment of their deprivation compared with others and if their deprivation Assess unfair, become envious towards others. Finally according to main categories, paradigm model designed that consists of conditions, action-interactions and outcomes. According to research findings, envy experienced as a negative emotion in reaction to sense of inequality and deprivation. Learned envy was another important aspect of envy that revealed through socialization in family and society. Family and mass media has important role in teaching envy to persons.  
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Envy
  • Everyday life
  • Social Ethics
  • students
  • Grounded Theory

مقدمه و بیان مسأله

تمام کنش‏های انسانی دارای پیوست هیجانی است و تعاملات اجتماعی در بستری از هیجان شکل می‏گیرد. اگر هیجان را از زندگی بشر کنار بگذارند، شور زندگی باقی نخواهد ماند. در قرن‏های هفده و هیجده فیلسوفان غالباً تصور می‏کردند، هیجان یا عاطفه امری غریزی و غیر عقلانی است (پارسا، 1382: 158). احساس در نگاه اول پدیده‌ای روان‌شناختی می‏نماید؛ اما روان‌شناختی‌ترین پدیده‏ها نیز می‏توانند تبیین جامعه‌شناختی بیابند (مقدس و قدرتی، 1390: 143). احساسات به وسیله فرآیندهای اجتماعی و نیروهای اجتماعی، شکل می‏گیرند. بنابراین می‏توان گفت احساسات منعکس کننده هنجارها، نگرش‏ها، ارزش‏های گروه و همچنین افراد هستند (Clanton, 2006:410).

از نگاه جامعه‌شناختی می‏توانیم از احساساتی سخن‌گوییم که اساساً بدون وجود ارتباط اجتماعی و کنش متقابل انسانی وجود خارجی نمی‏توان یافت (ربانی خوراسگانی و کیانپور، 1388: 38). حسادت[1] یکی از این احساسات است. گورنیه و روسو[2] معتقدند: حسادت احساس منفی است که با دیدن امتیازی که نداریم یا آرزو داریم فقط ما داشته باشیم، به ما دست می‏دهد (گورنیه و روسو، 1384: 13). حسادت در  میان همه مردم از سنین و فرهنگ‏های مختلف فراگیر است و یک احساس جهانی است (Schoeck, 1969; Desteno ei al., 2006). می‌توان گفت، حسادت یک واکنش ذهنی به وضعیت نامطلوب اجتماعی است که از مقایسه با مزایای دیگران در حوزه‏های ارتباط شخصی ساخته ‌شده است (Salovey & Rodin, 1985; Smith, 1991 & Smith & Kim, 2007) و هر جا که مردم خود را با دیگران مقایسه می‏کنند و احساس کنند که از آن‌ها کمترند حضور دارد (Van et al., 2009). حسادت ترکیبی از تجربه حالات روانی ناخوشایند است – ازجمله حقارت، بی‏عدالتی ذهنی و خشم – که تمایل داریم از دیگران پنهان کنیم (Smith, 1991 & Smith & Kim, 2007). بر این اساس، این هیجانات منفی ممکن است انگیزه شماری از رفتارهای ضد اجتماعی همچون جرم و جنایت، به خطر انداختن منفعت شخصی برای کاهش دادن سود دیگران و خوشحالی که در پاسخ به شکست یا زیان دیگران ایجاد نماید (Smith et al., 1996; Thernstrom, 1998 & ZiZZo & Oswald, 2001).

نتایج تحقیقات نشان می‏دهد که حسادت تأثیر قدرتمندی بر رفتار مخرب افراد دارد (Schoeck, 1969 & Smith & Kim, 2007). حسادت می‏تواند در سطح خرد به روابط آسیب برساند، کیفیت زندگی اجتماعی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و رضایت از رابطه فرد را کاهش دهد (Bevan, 2008; Lavallee & Parker, 2009 & Paeker et al., 2005). همچنین حسادت باعث می‏شود که روابط کاری تیره‌ و تار گردد، تمایل به باقی ماندن در کنار همکاران موفق را از بین می‏برد و درنتیجه فرصت‏ها از دست می‏روند و ناکارآمدی در سازمان به وجود می‏آورد (Lim, 2013). منون و تامسون متوجه شدند که حسادت در سطح میانه می‏تواند اثرات منفی را در سراسر سازمان گسترش دهد (Menon & Thompson, 2010). برخی حتی از پیامدهای منفی حسادت در سطح کلان سخن گفته‏اند. به عنوان نمونه، میتسوپلاس[3] دریافت که حسادت می‏تواند به اقتصاد ملی ضربه بزند. حسادت ممکن است دیکتاتورها و نخبگان برخی از کشورها را تحریک کند که از توسعه اقتصادی کشور جلوگیری کنند، نه‌تنها به خاطر این‏که می‏خواهند از درآمد خود دفاع کنند، بلکه به دلیل این‏که می‏خواهند موقعیت سلطه خود را حفظ نمایند (Mitsopoulos, 2009).

باوجود این‏که حسادت بدون ارتباط اجتماعی و کنش متقابل انسانی نمی‏تواند شکل بگیرد و اساساً یک احساس اجتماعی است و جامعه و فرهنگ نقش اساسی در تشدید آن دارد، تاکنون پاسخ دقیقی از منظر علم جامعه‏شناسی در مورد آن داده نشده است و باوجود مسائل مختلفی که در سطح جامعه به وجود می‏آورد تاکنون کم‏تر به آن به‌عنوان یک پدیده اجتماعی نگریسته ‌شده است. این در حالی است که حسادت یک عامل پنهان در به وجود آوردن مسائل اجتماعی است. یکی از مسائل مهمی که جهان معاصر با آن روبه‏رو است، مسأله اخلاق به ویژه اخلاق اجتماعی است (موحد و همکاران، 1387: 39). اخلاق اجتماعی در انواع مختلفی از احساسات انسانی بروز می‏کند (موسوی خامنه و همکاران، 1390: 82)، احساساتی نظیر شرم، گناه، هم‏دردی، همدلی که اغلب احساسات اخلاقی در نظر گرفته می‏شوند، احساساتی که برای جامعه دارای کارکردهای مثبت هستند. اما حسادت در جامعه به عنوان احساسی غیر اخلاقی در نظر گرفته می‏شود و افراد به دلیل اینکه حسادت ازنظر هنجارها و ارزش‌های جامعه احساسی منفی تلقی می‏گردد و ابراز حسادت به‌طور آشکار و اعتراف به حسادت، سبب کاهش منزلت اشخاص می‏گردد، معمولاً آن را سرکوب و تکذیب می‏کنند و آن را از دیگران پنهان می‏کنند. همین  مسأله، بررسی جامعه‌شناختی حسادت و مسائل آن را مشکل می‏کند. بررسی تجربه‏ها، ادراکات و تفسیرهای افراد در مورد حسادت کمک می‏کند که جنبه‏های مختلف آن، آثار نظام‏های اعتقادی، هنجاری و باورداشت‌های هر جامعه بر این عاطفه، پیامدها و مسائلی که در زندگی انسان‏ها به وجود می‏آورد، شناسایی شود. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی جامعه‌شناختی حسادت به‌ عنوان یکی از عواطف انسان که می‏تواند تأثیرات مخربی را در سطوح مختلف خرد، میانه و کلان داشته است، میان دانشجویان به‌عنوان یکی از قشرهای مهم و آینده‌ساز کشور که جمعیت زیادی را نیز به خود اختصاص می‏دهند، با رویکرد تفسیری- برساختی و روش کیفی پرداخت.

 

تحقیقات پیشین

جستجوی مقالات و پایگاه‏های اطلاعاتی حاکی از این است که در ایران تحقیق جامعه‏شناختی چندانی در زمینه حسادت صورت نگرفته است؛ به همین جهت در ادامه به برخی از تحقیقات خارجی مرور می‏شود. ویلکین و کونلی[4] (2015) در پژوهشی با عنوان «حسادت و عصبانیت: تعدیل کنندهای واسط بین عدالت توزیعی و سرقت» انجام دادند. روش این پژوهش آزمایش و حجم نمونه 160 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی هستند. آزمایش با دستکاری حقوق و مزایای تعدادی از دانشجویان صورت گرفت. نتایج نشان داد حسادت عامل تعدیل‏گر بین رابطه عدالت توزیعی و سرقت است. رابطه معکوس بین عدالت توزیعی و حسادت و رابطه مستقیم بین حسادت و سرقت وجود داشت. لیم و یانگ[5] (2015) پژوهشی با عنوان «تأثیر حسادت و شرم کاربران شبکه‏های اجتماعی روی مقایسه اجتماعی انجام شده درون سرویس‏های شبکه‏های اجتماعی». انجام دادند. نتایج این مطالعه که با روش پیمایش و بر روی 446 نفر دانشجو انجام شده نشان داد که مقایسه اجتماعی 35 درصد از تغییرات حسادت کاربران را پیش بینی می‏ماید. کراسنوا[6] و همکاران (2013) پژوهشی را با عنوان «حسادت در فیس‏بوک: یک تهدید مخفی برای رضایت از زندگی کاربران» انجام دادند. روش انجام این پژوهش پیمایشی و حجم نمونه 584 نفر از کاربران فیس‏بوک بود. نتایج این پژوهش نشان داد که حسادت عامل واسط بین الگو برداری‏های منفعل کاربران فیس‏بوک و رضایت از زندگی آنان است، بدین صورت که الگو برداری‏های منفعل کاربران فیس‏بوک تأثیرگذار بر حسادت و حسادت بر رضایت از زندگی کاربران فیس‏بوک تأثیر دارد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که الگوبرداری منفعل کاربران فیس‏بوک در دراز مدت باعث کاهش رضایت از زندگی کاربران و افزایش مقایسه اجتماعی صعودی خواهد شد. استینبس و سینگر[7] (2013) پژوهشی را با عنوان «اثرات مقایسه اجتماعی در احساسات و رفتار اجتماعی در طول کودکی» انجام دادند. روش انجام این تحقیق آزمایشی و حجم نمونه شامل 182 کودک 7 تا 13 ساله بود؛ نتایج نشان داد که کودکان در هنگام پیروزی بیش از آن‏که از برد خود خرسند هستند از شکست رقیب خود خوشحال هستند، برعکس، کودکان هنگام باخت بیشتر به دلیل پیروزی رقیب‏شان ناراحت می‏شوند. همچنین حسادت و لذت بردن از بدبختی دیگران با یکدیگر به‏شدت در ارتباط هستند. یافته‏های دیگر حاکی از آن است که با افزایش سن، بدخواهی، کینه‏ورزی و نابرابری گریزی افزایش می‏یابد. آترگ [8] (2013) تحقیق خود را با عنوان «حسادت و ارتباط نزدیک: بررسی ابعاد خوب (واکنشی) و بد (مشکوک) حسادت رمانتیک» انجام داد. روش انجام این تحقیق پیمایشی و حجم نمونه شامل 229 نفر بود؛ یافته‏ها نشان داد که اشخاص حسادت را بیشتر به شریک عشق خود ابراز می‏کنند؛ همچنین مشخص شد که نزدیکی کلی و ابعاد نزدیکی رابطه معکوس با حسادت شناختی دارند. هریس و هنیگر [9] (2013) پژوهشی را با عنوان «حسادت، سیاست و سن» انجام دادند. این پژوهش با روش پیمایشی انجام شد و حجم نمونه شامل 357 نفر است. نتایج نشان داد که حسادت و سن در حد متوسط باهم در ارتباط هستند. جوان‏ترها حسادت بیشتری را بروز می‏دادند. ایدئولوژی و رویکرد سیاسی و حسادت ارتباط بسیار ضعیفی باهم نشان داد. دل‏پریور[10] و همکاران (2012) پژوهشی را با نام «حسادت: ویژگی‏های عملکردی و تمایز جنسیتی در طراحی ویژگی‏ها» انجام دادند. روش انجام این پژوهش از نوع اکتشافی و حجم نمونه 215 نفر است؛ نتایج نشان داد که زنان به «جذابیت فیزیکی، عاشقانه و باکره گی» بیش از مردان حسادت دارند؛ در حالی‏که مردان بیشتر به (داشتن شریک عشقی، استعدادهای ورزشی و وضعیت مالی برتر) حسادت می‏ورزند. کروچر[11] و همکاران (2012) پژوهشی را با نام «حسادت در هند و ایالات متحده: تجزیه و تحلیل میان فرهنگی از سه بعد حسادت» انجام دادند؛ روش این تحقیق پیمایشی و حجم نمونه شامل 1111 نفر از مردم هند و 1087 نفر از مردم ایالات متحده بود. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در تمام ابعاد حسادت بین زنان و مردان وجود دارد. دین به عنوان یک پیش‏بینی کننده قوی برای حسادت شناخته شد؛ حسادت شناختی و عاطفی هندوها بالاتر بود و همچنین مسیحیان حسادت شناختی بیشتری از مسلمانان داشتند؛ در واقع نتایج این پژوهش نشانگر آن است که عوامل زیستی و بافت اجتماعی در حسادت اثر دارد. ون دیجک[12] و همکاران (2006) پژوهشی را با عنوان «هنگامی که مردم از اوج سقوط می‏کنند: تجدید نظر در نقش حسادت در خوشحال شدن از بدبختی دیگران» به انجام رساندند. روش انجام این پژوهش پیمایشی و حجم نمونه شامل 249 نفر است که به‏صورت تصادفی انتخاب شدند؛ نتایج نشان داد که حسادت، احساسات خصمانه و جنسیت، 17 درصد از واریانس خوشحال شدن از بدبختی دیگران را تبیین می‏کنند؛ به‏علاوه جنسیت و خوشحال شدن از بدبختی دیگران، رابطه معناداری با یکدیگر داشتند.

در بررسی پیشنه پژوهشی حسادت مشاهده می‏شود که این پژوهش‏ها به طور عمده به روش پیمایش و آزمایش صورت پذیرفته است. این تحقیقات داده‏ها و اطلاعات قابل ‌توجه و ارزنده در مورد حسادت ارائه داده‏اند و در این پژوهش از نتایج این تحقیقات و نظریه‏هایی که در ادامه می‏آید، به منظور تقویت حساسیت نظری محققان و همچنین مقایسه با نتایج پژوهش حاضر استفاده شد.

 

مبانی نظری

از دهه 1970 نظریات گوناگونی در حوزه جامعه‏شناسی احساسات ارائه شده است. اگر یک طیف نظری برای رویکردهای مختلف در جامعه‏شناسی احساسات تصور کنیم، نسخه‏های برساخت‏گرایی اجتماعی و اثبات‏گرایی دو سر این طیف را تشکیل می‏دهند و چندین نظریه مختلف در حد وسط جای می‏گیرند. نظریه‏هایی که بر بعد اجتماعی احساس و ماهیت ذهنی آن تأکید دارند (برای مثال، نظریه تعاملی، کنش متقابل نمادین،روش‏شناسی مردمی، پدیدارشناسی، نظریه نمایشی) به برساخت‏گرایی اجتماعی نزدیک هستند و نظریه‏هایی که بر ابعاد زیستی، جهان شمول و ماهیت عینی احساس تأکید دارند (نظریه ساختاری، تضاد، مبادله) به طرف اثبات‏گرایی گرایش دارند (کیانپور، 1391: 26).

این تحقیق در چارچوب رویکرد تفسیری- برساختی انجام‌ شده است. بر اساس مبانی هستی شناختی این رویکرد، واقعیت آفریده انسان‏هاست و مستقل از فعالیت‏های اجتماعی آن‌ها وجود ندارد. واقعیت اجتماعی به ‌منزله محصول فرایندهایی در نظر گرفته می‏شود که از طریق آن‌ها کنشگران اجتماعی همراه با یکدیگر به مذاکره و توافق درباره معناهای کنش‏ها و موقعیت‏ها نائل می‏شوند؛ برخلاف واقعیت فیزیکی که باید توسط دانشمند تفسیر شود، واقعیت اجتماعی پیش تفسیر شده است؛ این واقعیت پیش از آن‏که دانشمندان اجتماعی کار تفسیر خود را آغاز کنند، مورد تفسیر قرارگرفته است (بلیکی، ۱۳۹۲: ۱۵۴-۱۵۵).

برای تبیین و تفسیر حسادت ابتدا باید دانست، حسادت چیست؟ حسادت نسبت به چیزهای مطلوبی است که شخص ندارد. خصومت نسبت به مافوق و احساس منفی نسبت به کسی که بهتر از فرد است (Scheler, 1961 & Schoeck, 1969). به ‌عبارت‌ دیگر حسادت نسبت به کسی است که دارای برخی اشیاء و ویژگی‏های با کیفیت و مطلوب است که شخص ندارد و نمی‏تواند به دست آورد. هرگونه کیفیت و دستاوردی که باعث تحسین است، به‌احتمال زیاد به تحریک حسادت منجر می‏شود. برخی از این ویژگی‏ها عبارت است از: ثروت، جایگاه طبقاتی، قدرت، شهرت، منزلت، استعداد، سلامتی، نمرات خوب، چهره خوب و محبوبیت (Clanton, 2006:412). حسادت فقط آرزوی به دست آوردن شی یا مزیتی که حسادت را تحریک می‏کند نیست، بلکه آرزویی بسیار تیره است که از دست دادن شی یا مزیت کسی که دارای آن‌هاست را می‏خواهد. حسادت لذتی مخرب است، شادی‏های مخرب است که از مواجه با شکست یا رنج کسی که مافوق فرد است حاصل می‏شود (Foster, 1972).

همچنین حسادت از تقلید[13] متفاوت است. در گفتار روزمره می‏توانیم بگوییم که حسادت چیز خوبی است، زیرا به مردم انگیزه می‏دهد، برای داشتن آن‏چه موجب حسادت آنان به دیگران شده است، سخت‏تر تلاش کنند. به جای حسادت به صاحب یک خودرو خوب، ما باید از او تقلید کنیم. این احتمالاً به آن معنی است که ما باید به سختی کار کنیم، مقدار زیادی پول پس‏انداز کنیم و چنین خودرویی را برای خودمان خریداری نماییم. اخلاق سرمایه‏داری ما را تشویق می‏کند، حسادت‏مان را به تقلید تبدیل نماییم، در نتیجه کاهش خطر آن حسود فقیر درخواست توزیع مجدد ثروت و مزایا را مطالبه می‏نماید. چون حسادت بسیار برانگیزاننده تفاوت‏هاست، نمی‏تواند به وسیله تقلید از بین برود، این نظرها حقیقت ندارد. اندکی حسادت می‏تواند به تقلید تبدیل شود در صورتی‏که افزایش سودمندی در دسترس است، اما مقدار زیادی حسادت در نتیجه تحمل نابرابری است که نمی‏توان از طریق تلاش زیاد آن را کاهش داد (Clanton, 2006:426).

یکی از جامعه‏شناسان برجسته رهیافت ساختمندی اجتماعی در جامعه‏شناسی احساسات آرلی هوقشیلد[14] است. هوقشیلد با استفاده از مدیریت عاطفه[15] توانسته رابطه‏ای بین تجربه عاطفی، قواعد احساسی[16] و ایدئولوژی را بررسی کند. آن گونه که وی توضیح می‏دهد قواعد احساسی جنبه‏ای از ایدئولوژی است که با عواطف سروکار دارد، ملاک‏هایی است که «آن‏چه در جریان احساس به درستی تصدیق شده یا تصدیق می‏شود» را تعیین و مشخص می‏سازد. در مقابل مدیریت عاطفه عمل لازم برای کنار آمدن با این قواعد احساسی است. از این نظر اعمالی که بر اساس مدیریت عاطفه صورت می‏گیرد صرفاً اعمالی شخصی نیست بلکه اعمالی است که تحت «هدایت» قواعد احساسی همگانی در تبادلات، مورد استفاده قرار می‏گیرد. قواعد احساسی در واقع، به اعمال مبتنی بر مدیریت عاطفه «الگویی اجتماعی» می‏دهد: الگوهایی که می‏تواند کم و بیش، بر حسب توزیع قدرت و اقتدار در جامعه‏ای خاص، شکلی یکسان و مشابه داشته است (ویلیامز، 1392: 368-367).

مثال‏های متعدد روزانه از این‏که انسان چگونه باید در یک موقعیت از خود ابراز احساسات کند، حکایت از وجود قواعدی دارد که بر نحوه مدیریت احساسات ما تأثیر می‏گذارند. همچنین با توجه به این‏که دیگران چگونه احساسات ما را استنباط می‏کنند و بر آن واکنش نشان می‏دهند، می‏توان به وجود این قواعد پی برد. برای مثال، یک قاعده احساسی می‏تواند بگوید که : «تو نباید این قدر احساس گناه کنی، تقصیر تو نبود» و یا «تو حق نداری نسبت به موقعیت فلانی حسادت کنی» (ربانی خوراسگانی و کیانپور، 1388: 52). همچنین قواعد احساسات در مورد حسادت می‏تواند بگوید که افراد در چه موقعیت‏هایی باید حسادت کنند.

گوردون کلیتون معتقد است تجربه ‌خصوصی در مورد حسادت به باورها و ارزش‌های اجتماعی مربوط به ثروت، منزلت و قدرت و این که چگونه باید این پدیده‏ها توزیع شود بستگی دارد. حسادت در مورد عدالت و بی‌عدالتی است (Clanton, 2006:411). عدالت و احساسات با هم هم‏پوشانی دارند، برای هر مرحله یک فرآیند عدالت، احساس عدالت محرک هیجان است. بنابراین فهمیدن عملکرد احساس عدالت و تمایل خاص محرک آن برای فهمیدن پروژه احساسات انسان مهم است (Jasso, 2006:321). از این رو بررسی نقشی که عدالت و احساس که افراد از عدالت دارند، بر روی برانگیختگی حسادت آنان دارد، برای شناخت عملکرد حسادت و نحوه مدیریت آن ضروری است.

لازاروس[17] (1991) ادعا کرد که مقایسه اجتماعی نه تنها به پاسخ‏های رفتاری منجر می‏شود، بلکه با احساسات نیز مرتبط است. او حسادت را به عنوان نمونه‏ای از احساساتی که به وسیله مقایسه اجتماعی برانگیخته می‏شود معرفی می‏نماید. از نظر او حسادت اغلب هنگامی که دیگران دستاوردهای برتر و یا اموال مطلوب را در اختیار دارند، رخ می‏دهد. کلیتون نیز معتقد است، ریشه حسادت در مقایسه است: برای حسادت کردن، باید نخست خود را با فرد یا افرادی که نسبت به ما در برخی از زمینه‏ها که مهم است، برتری دارند، در نظر گرفته شود. از آن جا که مقایسه با دیگران اجتناب ناپذیر است، حسادت یک احساس جهان شمول است. در هر جامعه حسادت یک پاسخ ممکن در یک طیف گسترده از تعاملات اجتماعی بین و درون افراد و گروه‏ها که در موقعیت نابرابر وضعیت، ثروت، قدرت، شهرت، موفقیت، سلامت، استعداد، نمرات، شهرت و محبوبیت است. حسادت تقریباً به طور بالقوه در تمام تعاملات انسانی وجود دارد (Clanton, 2006:428).

در زندگی واقعی افراد در برخی از زمینه‏ها برتر و در برخی زمینه‏های دیگر پایین‏تر از دیگران قرار دارند. اما به طور کلی افراد در زمینه‏هایی حسادت می‏ورزند که پایین‏تر از دیگران قرار می‏گیرند. به عنوان مثال، افراد جوان ممکن است به افراد مسن دارای ثروت و قدرت به دلیل ثروت و قدرت آن‏ها حسادت کنند، اما افراد مسن ممکن است به افراد جوان بدلیل سلامتی آن‏ا حسادت ورزند. جوانان بیکاری که وقت خودشان را به ماهیگیری اختصاص می‏دهند، به ثروت یک رئیس بانک حسادت می‏نمایند، اما رئیس بانک به دلیل آزادی وقت جوانان که برای خود به ماهیگیری رفته‏اند حسادت می‏کند (Clanton, 2006:425).

سالوی و همکارانش (Salovey & Rodin, 1985; Salovey & Alexander, 1991)، استدلال کرده‏اند که حسادت به احتمال زیاد زمانی بیشتر احساس می‏شود که مقایسه آن حوزه برای خودمان مهم است. ما فقط در مورد عملکرد خوبمان در مورد رابطه با تعداد محدودی از حوزه‏های زندگی مراقب هستیم. این فرضیه «ارتباط دامنه» بر آن است که احتمالاً حسادت زمانی تجربه می‏شود که مقایسه با فرد دیگر برای خود منفی است و این مقایسه در دامنه‏ای قرار دارد که به ویژه در تعریف خود مهم تلقی شده است.

 

روش تحقیق

این پژوهش در رویکرد کیفی و با استفاده از راهبرد نظریه داده بنیاد[18] اجرا ‌شده است. در این روش، گردآوری داده‏ها، تحلیل و نظریه نهایی با یکدیگر در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد. نظریه‏های داده بنیاد به سبب آن که از دل داده‏ها بیرون کشیده می‏شوند، بیشتر می‏توانند بصیرت افزا هستند و فهم را تقویت کنند و راهنمای عمل شوند (استراوس و کربین، 1391: 34). جامعه مورد مطالعه این پژوهش، دانشجویان دانشگاه سراسری یزد در سال 92-93 است. در این پژوهش با 40 نفر از دانشجویان رشته‏های مختلف این دانشگاه، از جنسیت‏ها، سنین و قومیت‏های متفاوت (جدول 1) مصاحبه شد. برای دستیابی به نمونه مناسب تحقیق، از دو شیوه نمونه‌گیری در دسترس و نمونه‌گیری نظری استفاده‌ شد. از نمونه‌گیری در دسترس برای گزینش افراد مورد مصاحبه و از نمونه‏گیری نظری برای تشخیص تعداد افراد، تعیین محل داده‏های مورد نیاز و یافتن مسیر پژوهش استفاده شد. مصاحبه‏شوندگان از میان دانشکده‏های مختلف و دانشجویانی با ویژگی‏های متفاوت (از لحاظ جنسیت، سن، وضعیت تحصیلی، قومیت و پایگاه اقتصادی- اجتماعی) نمونه‏گیری شدند تا حداکثر تنوع را داشته باشند. نمونه‌گیری نظری نیز تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در این بررسی محقق گرچه با مصاحبه با 35 نفر از مصاحبه‌شونده‌ها به اشباع نظری کافی دست‌یافت، اما برای دستیابی به اطمینان بیشتر، مصاحبه‏ها را تا 40 نفر ادامه دادیم.

از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده‏ها استفاده شد که با کسب اجازه از مشارکت‏کنندگان، مصاحبه‏ها ضبط می‌شد. مصاحبه‏ها بسته به علاقه و کیفیت پاسخ‏های مشارکت‏کنندگان هرکدام بین 34 دقیقه تا 2ساعت و 40 دقیقه به طول انجامید. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها نیز از روش کدگذاری نظری استفاده شد. کدگذاری فرایندی است تحلیلی که طی آن داده‏ها تفکیک، مفهوم‏بندی و یکپارچه می‏شوند؛ به‌گونه‌ای که بتوانند نظریه نهایی را شکل دهند. در فرایند کدگذاری، واحد تحلیل «مفهوم» است (Corbin & Strauss, 1998; Neuman, 2006 ). در این نوع کدگذاری که خاص داده‏های متنی و کیفی است، سه شیوه کدگذاری مطرح است: 1. کدگذاری باز[19] 2. کدگذاری محوری[20] 3. کدگذاری گزینشی[21].

قابلیت اعتماد: و sk ,shg ی در رابطه با ایدئولوژی‏های سیاسی رسیدیم. شرکت‏کنندگان این ازمایش به سوالاتی راجب به حسادت (بر اساس مقایس حسادت ) و خملینکلن و گوبا[22] (1985) با مطرح کردن مفهوم قابلیت اعتماد برای ارزیابی پژوهش کیفی، چهار معیار اعتبار پذیری، انتقال‏پذیری، قابلیت اطمینان و تأیید پذیری را به‌عنوان جایگزین‏هایی برای معیارهای کلاسیک اعتبار و پایایی ارائه کرده‏اند. این ملاک‏ها امروزه در اغلب پژوهش‏های کیفی به‌جای دو ملاک اعتبار و پایایی مورد استناد قرار می‏گیرند (حریری، 1385: 65-64). در این تحقیق نیز برای ارزیابی قابلیت اعتماد پژوهش از ملاک‏های مطرح ‌شده استفاده‌ شده است. برای دست‏یابی به معیار اعتبارپذیری، از سه تکنیک استفاده گردید. نخست اعتباریابی توسط اعضا که از مشارکت‌کنندگان خواسته شد تا یافته‏های کلی مطالعه را ارزیابی کرده و در مورد صحت آن نظر دهند. روش دوم، مقایسه تحلیلی است، در این روش به داده‏های خام رجوع شد تا ساخت‏بندی نظریه با داده‏های خام مقایسه و ارزیابی گردد. در روش سوم از بازرسی خارجی، توسط اساتید راهنما به‌ وسیله نظارت بر تمام مراحل پژوهش، استفاده شد. به‌ منظور برآورده کردن معیار انتقال‏پذیری، سعی شد که زمینه پژوهش به‌طور کامل توصیف شود و شرایط پژوهش و جزئیات کامل در مورد نکات اساسی آن ارائه گردد. برای حاصل شدن معیار قابل ‌اطمینان بودن در تحقیق حاضر، مصاحبه‏های ضبط و تایپ گردیده، فهرست مصاحبه‏شوندگان تهیه ‌شده و کلیه فرایند تحلیل داده‏ها تایپ و در رایانه و فلش مموری ذخیره‌ شده است و در صورت لزوم در اختیار بازرسان قرار خواهد گرفت. برای دستیابی به معیار تأیید پذیری، نتایج تحلیل‏ها و نظریه به‌دست ‌آمده از تحلیل داده‏ها با داده‏های خام مقایسه گردید تا همخوانی نتایج با داده‏ها تأیید شود. همچنین نتایج تحلیل داده‏ها از طریق تبادل‌نظر با اساتید راهنما و برخی از دانشجویان‌ هم رشته نیز مورد بررسی قرارگرفته است.

یافته‏ها

ابتدا کدگذاری باز در دو مرحله صورت پذیرفت، در مرحله اول مفاهیم و در مرحله دوم مقوله‏های عمده پژوهش به دست آمد. بعد از پایان یافتن کدگذاری باز، کد‏گذاری محوری انجام شد. در این مرحله مقوله‏ها در قالب فرآیند شرایط، تعاملات و پیامدها طبقه‏بندی شدند. در مرحله آخر کدگذاری گزینشی به منظور تعیین مقوله هسته انجام شد. در ادامه ابتدا ویژگی‏های جمعیت‏شناختی مصاحبه‏شوندگان در جدول 1 ارائه شده است، بعد از آن به بررسی رابطه بین جنسیت و حسادت از دیدگاه مشارکت‏کنندگان در بخش مجزایی با عنوان کلیشه‏های جنسیتی مرتبط با حسادت پرداخته شده و در انتها مقوله‏های عمده پژوهش شامل، محتوای محرک رسانه، حسادت آموخته، نابرابری، خصوصیات شخصیتی، ارزیابی عدالت، مادی‏گرایی، مقایسه اجتماعی و مخاطره محرومیت تشریح می‏گردد.

 

 

جدول 1- مشخصات مصاحبه‏شوندگان

محل زندگی

مقطع تحصیلی

رشته تحصیلی

جنس

سن

ردیف

محل زندگی

مقطع تحصیلی

رشته تحصیلی

جنس

سن

ردیف

خوزستان

ارشد

جامعه‏شناسی

زن

25

21

اصفهان

ارشد

زمین‏شناسی

مرد

25

1

اصفهان

ارشد

مدیریت صنعتی

زن

29

22

خوزستان

ارشد

جامعه‏شناسی

زن

25

2

اصفهان

ارشد

جامعه‏شناسی

مرد

25

23

یزد

ارشد

جامعه‏شناسی

زن

24

3

شیراز

ارشد

ادبیات

مرد

27

24

یاسوج

کارشناسی

نساجی

مرد

19

4

شیراز

ارشد

جامعه‏شناسی

مرد

27

25

مرکزی

ارشد

جامعه‏شناسی

مرد

24

5

فارس

ارشد

ادبیات

مرد

24

26

کرمان

ارشد

جامعه‏شناسی

زن

27

6

یاسوج

ارشد

جمعیت­شناسی

مرد

27

27

اصفهان

کارشناسی

مردم‏شناسی

زن

23

7

اصفهان

کارشناسی

مدیریت بازرگانی

زن

22

28

شیراز

ارشد

مکانیک

زن

24

8

شیراز

ارشد

ادبیات

مرد

23

29

شیراز

ارشد

شیمی- فیزیک

زن

25

9

شیراز

ارشد

ادبیات

زن

26

30

کاشان

ارشد

جامعه‏شناسی

زن

24

10

یاسوج

کارشناسی

زمین‏شناسی

مرد

22

31

اردبیل

ارشد

جامعه‏شناسی

زن

27

11

سنندج

کارشناسی

زمین‏شناسی

مرد

20

32

تبریز

ارشد

جامعه‏شناسی

زن

25

12

یزد

ارشد

ادبیات

مرد

25

33

کازرون

ارشد

آبخیزداری

زن

25

13

یزد

کارشناسی

مدیریت صنعتی

زن

20

34

بوشهر

کارشناسی

ادبیات

مرد

22

14

خراسان

کارشناسی

مدیریت صنعتی

مرد

20

35

اصفهان

ارشد

ریاضی مالی

زن

27

15

خوزستان

ارشد

جامعه‏شناسی

مرد

24

36

شیراز

ارشد

ریاضی مالی

زن

26

16

اصفهان

کارشناسی

مدیریت صنعتی

مرد

20

37

مشهد

ارشد

جامعه‏شناسی

زن

26

17

زاهدان

ارشد

جامعه‏شناسی

مرد

22

38

شیراز

ارشد

متالوژی

زن

25

18

بوشهر

ارشد

علوم سیاسی

مرد

24

39

لرستان

ارشد

جامعه‏شناسی

مرد

23

19

لرستان

ارشد

جامعه‏شناسی

مرد

25

40

ایلام

ارشد

اقتصاد

زن

25

20

 

 

کلیشه جنسیتی حسادت

این مقوله بیان‏گر وجود کلیشه‏ای رایج در میان دانشجویان است که حسادت را امری زنانه می‏دانند. در واقع باور اکثریت آنان این است که زنان به نسبت مردان در زندگی خود حسادت را بیشتر تجربه می‏کنند؛ این کلیشه جنسیتی از قوت زیادی در میان افراد برخوردار است. به‌ طوری‌ که شکل‌گیری این کلیشه در ذهن برخی از دانشجویان سبب ایجاد بی‏اعتمادی به زنان و در نتیجه ایجاد رفتار سوگیرانه نسبت به آنان شده است:

 «... شک نکن زن‌ها با حسادت تموم میشن. کسی که جنس زن بشناسه اولین ویژگی‌ای که تو ذهنش میاد حسادته، حتی اگه به منافعشون لطمه بخوره حتی به مادرشون و خواهرشون هم حسادت می‏کنن. این‌قدر می‏تونه شدید باشه...» (مصاحبه 38)

اگرچه حسادت در جامعه امری زنانه تلقی می‏شود، اما حسادت در دو جنس مشاهده می‏شود و مردان نیز حسادت‏های خاص خود را دارند. در واقع حسادت احساسی همگانی است و تفاوتی بین میزان حسادت افراد در جنسیت‏ها، نژادها، قومیت‌ها و ملت‏های متفاوت وجود ندارد. هر چند که ممکن است به دلیل قرارگرفتن در زمینه‏های اجتماعی مختلف، تفاوت در زمینه‏هایی که افراد حسادت می‏ورزند وجود داشته است:

«... به نظرم بستگی داره، توی خانم‌ها بخوای نگاه کنی تو زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی، زندگی معمولی، تو شرایط عادی زندگی به هم حسادت می‏کنن تو لباس پوشیدن خانمی که شوهر داره با خواهرش حتی تو لباس پوشیدن حسادت می‏کنه، مردا اگه تو مقام قیاس قرار بگیرن تو شرایط مختلف حسادت می‏کنن ...» (مصاحبه شماره 25)

اگر هم‌زمانی حسادت در میان گروهی بیشتر مشاهده شود، به دلیل محرومیت‏ها، محدودیت‏ها و تبعیض‏هایی است که علیه این گروه صورت پذیرفته است، نه به دلیل ویژگی ذاتی که این گروه دارد:

«... زن‌ها حسود ترن. مردا حق انتخاب دارن، ولی زن حق انتخاب نداره ...» (مصاحبه شماره 40)

«...، کلاً من حسودم، تو بچگیمم حسود بودم. به داداشم حسادت می‌کردم. تقصیر خانواده مادرم بود اونا خیلی پسر دوست داشتن و همش به اون توجه می‌کردن و اصلاً منو نمی‌دیدن، منم همش کاری می‌کردم که جلب‌توجه کنم، چیزیم نمی‌شد به من توجه نمی‌کردن و منم خیلی حسرت می‌خوردم ...» (مصاحبه شماره 8)

 

محتوای محرک رسانه­

رسانه یکی از عوامل اجتماعی محرک حسادت در جامعه امروزی است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم به حسادت دامن می‏زند. در این میان، تلویزیون و ماهواره، مهم‌ترین رسانه‏هایی که مصاحبه‏شوندگان به آن‌ها اشاره کردند. تبلیغات تجاری با برجسته‌سازی و بزرگ‌نمایی محصولات خود برخورداری از آن‌ها را برای افراد به امتیازی بدل می‌کنند که به صاحب آن احساس برتری بر دیگران را القا می‏نماید و کسانی که توانایی برخورداری از آن‌ها را ندارند خود را در موقعیت پایین‌تری می‏یابند و دچار احساس محرومیت می‏گردند. مشارکت‏کنندگان بر این باورند که رسانه‏ها به خصوص تلویزیون و ماهواره عامل ترویج و اشاعه حسادت در سطح جامعه‏اند:

«... رسانه‌ها و تبلیغات تو حسادت نقش دارن، دو بخشه تبلیغات اقتصادیه بیشتر. طرف که تلویزیون و روشن میکنه بازار ... و انواع چیزا تو تبلیغ هست، دومیش فیلما، مثلاً فیلمای ترکی ماهواره محور همشون حسادته نه خیانت...» (مصاحبه شماره 5)

«... این تبلیغ رو که دیدم که دو سه تا خانم بودن دورهم بودن بچه‌های اون خیلی بلد بودن بچه یکیشون بلد نبود بچه حسودیش شد نسبت به اون یکی رفت به مادرش گفت و مادره رفت خرید تبلیغات و بزرگنمایی‌ها باعث تشدید حسادت میشه...» (مصاحبه شماره 27).

چنان‌که از اظهارات مشارکت کنندگان بر می‏آید، رسانه‏ها زمینه مقایسه اجتماعی را در سطوح مختلف طبقاتی، جنسیتی، قومیتی و حتی ملی، در زمینه‏های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی فراهم می‏آورند. ‌طوری‌که فقط کافی است، فرد یک تلویزیون معمولی در اختیار داشته است تا بتواند وضعیت خود را با تمامی جهان مقایسه نماید؛ یعنی کسی که در محروم‌ترین نقطه کشور سکونت دارد، به‌وسیله یک دستگاه تلویزیون معمولی می‏تواند شرایط زندگی خود را باکسی که در مرفه‏ترین نقطه دنیا سکونت دارد مقایسه کند و ضمن بالا رفتن سطح توقعات، مدام با این چالش روبه‏رو است که چرا او از این امتیازات برخوردار نیست. بدین ترتیب تلویزیون با ایجاد زمینه «مقایسه صعودی» موجب تحریک احساس محرومیت افراد و در نتیجه تحریک حسادت می‏گردد:

«...تلویزیون یه چیزایی رو ترویج میده و بهشون ارزش میده که وقتی اون چیزا رو نداری و می‏بینی که دیگران دارن، باعث حسادت میشه مثلاً همون مادی‌گرایی که دارن ترویج میدن تفاوت‌های طبقاتی که وجود داره باعث میشه که تو اون موقعیت رو نداری حسادتت بیشتر میشه...» (مصاحبه شماره 21)

«... شاید تبلیغات و اینا یا مثلاً فیلما و اتفاقایی که فرد براش پیش میاد باعث بشه که یه سری حسادتا براش پیش بیاد یعنی مثلاً اولش اگه رسانه‌ها نبودن فرد از خیلی چیزا آگاهی ندارشت. ولی این رسانه‌ها می‏تونن باعث شن که فرد انتظارش بره بالا و به یکسری چیزا حسادت داشته باشه...» (مصاحبه شماره 6).

 

مادی‌گرایی

از دید دانشجویان ارزش انسان‌ها در عصر حاضر به میزان برخورداری آن‌ها از امتیازات مادی بستگی دارد. به‌ طوری ‌که محرومیت از مالکیت این امتیازات در مقایسه با دیگران سبب به وجود آمدن احساس حقارت در فرد می‏شود. دانشجویان به مدگرایی و تجمل‏گرایی به‌عنوان عوامل تحریک‌کننده حسادت در جامعه امروز اشاره کردند. به‌ عنوان‌ مثال اگر برای فرد تبعیت از مد به ‌عنوان یک ارزش تلقی شود درصورتی ‌که توانایی برخورداری از آن مد را نداشته است، نسبت به افراد برخوردار از مد حسادت می‏ورزد:

«... مد هم روی حسادت تأثیر داره، باید وضع مالی خوب باشه که بتونی از مد پیروی کنی وقتی‌که مد یه چیز مهم میشه تو جامعه و بروز بودن مهم میشه همه‌ افراد که نمی‏تونن مثل اونا باشن بعد اون افرادی که نمی‏تونن این موقعیت‌ها رو به دست بیارن و نمی‏تونن پیروی کنن از مد چون مد الآن یه ارزش شد و وقتی‌که دوستاتو می‌بینی که می‏تونن از مد پیروی می‏کنن و توانشو دارن این‏که حسادت رو تشدید می‏کنه تأثیر خودشو داره...» (مصاحبه شماره 31)

«... تجمل‌گرایی روز بروز داره بدتر میشه؛ هرچی بیشتر میشه حسادت بیشتر میشه...» (مصاحبه شماره 22)

«... همین ‌که الآن هرکی یک ماشین مدل ‌بالا دارد همه فکر می‏کنن این چه زندگی خوبی دارد، دو تا کارخانه داره و وضعش خوبه، همه‌ چیز شده مادیات ...» (مصاحبه شماره 7)

 

نابرابری

اغلب دانشجویانی که با آن‌ها مصاحبه شد، به فاصله طبقاتی اشاره کردند. این تأثیر زمانی بیشتر می‏شود که فاصله بین طبقات مختلف زیاد است. در چنین شرایطی است که فرد دائم خود را با طبقات بالاتر مقایسه می‏کند و دچار احساس محرومیت گشته، حسادتش نسبت به طبقات بالاتر برانگیخته شود و مرتب از خود بپرسد که چرا من نباید از امتیازات آن‌ها برخوردار باشم:

« ... مثلاً تو جامعه فاصله طبقات باهم زیاد باشه شاید فرض کن تو یه جامعه‌ای طبقه بالا خیلی کم باشه و متوسط و پایین خیلی زیاد باشه، طرف میگه چرا این داره من ندارم خب جامعه خیلی می‏تونه مؤثر باشه ...» (مصاحبه شماره 6)

به اعتقاد دانشجویان، یکی از مهم‌ترین عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر برانگیختگی و تشدید حسادت در افراد جامعه تبعیض اجتماعی است که بین افراد جامعه اعمال می‏شود. این تبعیض گاهی حقیقی و گاهی به‌ صورت احساس تبعیض است. تبعیض قائل شدن در هر سطحی (خرد، میانه و کلان) یکی از مهم‌ترین دلایل تحریک حسادت است.

حسادت آموخته

به باور بسیاری از مشارکت‏کنندگان، حسادت در خانواده و جامعه از طریق مشاهده رفتار والدین و سایرین آموخته می‏شود. حسادت از کودکی در فرد شکل می‌گیرد و به‌تدریج که بزرگ می‏شود حسادت نیز در او رشد می‏کند. فرد در جوانی و بزرگ‏سالی، در موقعیت‏هایی حسادت می‏ورزد که مشابه به موقعیت‏هایی است که در کودکی حسادت می‏ورزیده است. رفتار تبعیض‌آمیز والدین با فرزندان خود یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری حسادت در فرد است. زمانی که والدین در میزان ابراز توجه بین فرزندان خود تبعیض قائل می‏شوند حسادت در کودک به‏وجود می‏آید و او نسبت به سایر فرزندان احساس حسادت و کینه می‏کند. حسادت کودکان که یکی از حسادت‏های شایع درون خانواده‏ها است و عموماً در خانواده‏هایی که بیش از یک فرزند دارند، مشاهده می‏شود. علت این امر این است که با تولد کودک جدید و توجه والدین و اطرافیان به او، کودک بزرگ‌تر احساس می‏کند که از حق خود محروم شده و مورد بی‏عدالتی واقع ‌شده است، همین امر سبب شعله‏ور شدن حسادت در وجود او می‏شود. بدین‌سان کودک تازه متولد شده تبدیل به رقیبی برای او می‏شود:

«... مثلاً وقتی بین دوتا بچه فرق می‏ذارن تو آینده فرد ممکنه با دوستش تو همین موقعیت قرار بگیره. این می‏گه که خوب دوسته هم همینو داره تکرار می‏کنه. چون خانواده تو تربیت فرد مهم‌ترین نقش داره، به خاطر همین موقعیت‌های مشابه تو آینده باعث حسادت بیشتر فرد می‏شه. وقتی یکسان برخورد کنن با خواهر و برادراش و خودش فرد از جاش راضی می‏شه ..." (مصاحبه شماره 5)

گاهی والدین ناخواسته به دلیل کلیشه‏های تربیتی رایج بین فرزندان تبعیض قائل می‏شوند و سبب ایجاد حسادت بین آن‌ها می‏گردند که ممکن است این حسادت در سراسر عمر آن‌ها باقی بماند. کلیشه‏هایی نظیر توجه بیشتر نسبت به فرزند پسر، توجه بیشتر به فرزند بزرگ‌تر، حمایت بیشتر از دختر به دلیل ضعیف بودن، حمایت به دلیل کوچک‌تر بودن یک فرزند و با این توجیه که او کوچک است و نمی‏فهمد:

«...  به خواهر کوچیکم خیلی حسودیمون می‌شد. مثلاً وقتی دعوا می‌شد حق می‌دادن به اون. با چه توجیهی؟ می‌گفتن که دختره. ضعیفه. یا می‌گفتن بزرگ‏تری و رعایت کن؛ اما سعی کردم پرورشش ندم...» (مصاحبه شماره 5)

گاهی نیز والدین، فرزندان خود را با افراد موفق یا اطرافیان مقایسه می‌کنند. این عمل آن‌ها علاوه بر این‏که موجب تحقیر و سرخوردگی فرزندان می‏شود، معمولاً باعث می‏شود که علایق و استعدادهای خود را نادیده بگیرند. ناکامی حاصل از این عدم موفقیت سبب می‏شود که افراد اولاً به کسانی که از سوی والدین با آن‌ها مقایسه شده‏اند، حسادت کنند، ثانیاً به کسانی که در زمینه مورد علاقه خودشان موفق هستند حسادت بورزند:

«... خب از راه سرکوب کردن خواسته طرف می‏شه مثلاً بچه می خواد کامپیوتر بخونه می‏فرستنش پزشکی بخونه بچه حسادت می‏کنه به اونکه کامپیوتر می‏خونه ...» (مصاحبه شماره 22)

خانواده نخستین جایی است که فرد تربیت می‏گردد و حسادت نیز برای نخستین بار در خانواده آموخته می‏شود. زمانی که والدین حسادت خود را به دیگران ابراز نمایند، مشاهده حسادت والدین باعث یادگیری حسادت در فرزندان می‏شود. گاهی حتی والدین حسادت و کینه خود را نسبت به دیگران، به فرزندان خود انتقال می‏دهند:

«... من خودم اصلاً خاله هامو دوست ندارم، چون از همون اول مادرم یه جوری از بدی اینا گفته بود، مثلاً گفته بود از بس اذیتم کردن، مادرم می‌گفت اونا نسبت به ما حسادت می‌کردن که ما مثلاً این‌جوریم این تو ذهنم مونده این حسادتی که بین خواهرا بوده تو ذهنم مونده..." (مصاحبه شماره 3)

 

مقایسه اجتماعی

مقایسه اجتماعی یکی از مهم‌ترین ساز و کارهای محرک حسادت در میان کنشگران اجتماعی است. رد پای این سازوکار را می‏توان در بسیاری از مقولات دیگر این تحقیق نیز مشاهده کرد. زمانی که فرد وضعیت خود را با وضعیت دیگری مورد مقایسه قرار می‏دهد، اگر در جریان این مقایسه نسبت به دیگری در وضعیت پایین‌تری قرار گیرد، احتمال این‏که به موقعیت دیگری حسادت کند، افزایش می‏یابد. مقایسه به این صورت را مقایسه‌ صعودی گویند:

«... من یه کینه‌ دارم که چرا اون داره و من ندارم. چرا من تو شرایط اون نبودم اگه تو شرایط اون بودم اینو داشتم. مثلاً من می‏گم فلانی تو فلان خانواده به دنیا اومد ازش یه کینه بدل می‌گیرم من دلم می‏خواد خودمو جای اون بذارم چرا من نیستم و اون هست...» (مصاحبه شماره 1)

یکی از زمان‏هایی که فرد حسادت را تجربه می‏کند، هنگامی است که فرد توسط دیگران مورد مقایسه واقع می‏شود و در این مقایسه توسط آن‌ها تحقیر می‏گردد. از آن جا که فرد خود را از دید دیگران مورد ارزیابی قرار می‏دهد، در چنین شرایطی که مورد تحقیر دیگران واقع می‏شود، عزت ‌نفسش کاهش ‌یافته و نسبت به فردی که با او قیاس شده و آن را مسبب سرخوردگی خود می‏داند، حسادت می‏ورزد:

«... مقایسه افراد با همدیگه، وقتی آدمو با یکی مقایسه می‏کنن که تو از اون کمتری حسادت و کینه درون شخص به وجود میاد، دیدن نداشته‏ها اینه که فرد نسبت به بقیه کم داره به نظر من بیشترین عامل که باعث حسادت می‏شه، مقایسه افراده...» (مصاحبه شماره 17)

گاهی حتی افراد وضعیت خود را با افراد دورترین شهرها، کشورها و قاره‏ها مورد مقایسه قرار دهد؛ که این نوع مقایسه به دلیل افزایش ارتباطات و وجود رسانه‏های ارتباط‌جمعی در عصر حاضر افزایش‌یافته است.

 

خصوصیات شخصیتی

خصوصیات شخصیتی می‏تواند به‌ عنوان شرایط مداخله‏گر در تحریک حسادت باشند. پایین بودن عزت‌ نفس و اعتماد به ‌نفس امکان حسادت فرد را افزایش می‏دهد. حتی می‏تواند از نیروی حسادت خود به‌عنوان انگیزه‏ای برای تلاش بیشتر در جهت رفع امتیازی که از آن محروم مانده استفاده نماید:

«... تلاش می‌کنم ازش برم بالاتر و معمولاً به یک گام هم قانع نیستم تلاشم و خیلی بیشتر می‌کنم و چون می‏دونم حسم مثبته آرامش دارم، اعتماد به‌ نفس دارم، عزت ‌نفس دارم و احترام خودمو احترام طرف مقابلمو دارم و اینا همه باعث موفقیت می‏شه..." (مصاحبه شماره 27)

ویژگی شخصیتی دیگری که دانشجویان به آن اشاره کردند، رؤیاپردازی است. این مفهوم به این معنی است که فرد شخصیتی کمال‏گرا دارد. چنین افرادی معمولاً رؤیاپردازند و سطح توقعات آن‏ها بالاست. این امر سبب می‏شود که وضعیت موجود خود را نپذیرند. شخصیت کمال‏گرا معمولاً وضعیت خود را با وضعیت دیگران مورد مقایسه قرار می‏دهد و این مقایسه نیز به‌ صورت مقایسه صعودی (مقایسه با افراد بالادست) است. شکست در مقایسه صعودی به دلیل این‏که توقع این افراد از زندگی بالاست و این افراد خود را محقق داشتن زندگی بهتر می‏دانند، موجب احساس شکست و در نتیجه به وجود آمدن حسادت نسبت به افراد مورد مقایسه می‏شود:

«... مثلاً من یه دوستی داشتم همش رؤیاپردازی می‌کرد. کلاس زبان فرانسه رفته بود می‌گفت می‏خوام برم فرانسه! گفتم پدرت هشتش گرو نهشه. چجوری می‏خوای بری؟ ببین از اون جایی که داره راضی نیست؛ اما یکی می‏خواد پیشرفت کنه. فوق داره می‏خواد دکترا بخونه.از جای خودت راضی نباشی تو حرفات معلومه...» (مصاحبه شماره5)

دو ویژگی شخصیتی دیگر در افرادی که بیشتر مقایسه اجتماعی انجام می‏دهند نیز مهم است. این دو ویژگی عبارت است از روحیه سیری‌ناپذیری و برتری ‌طلبی که بسیار به هم مرتبطند. روحیه سیری‌ناپذیری به حرص و زیاده‏طلبی انسان اشاره دارد. روحیه سیری‌ناپذیری به گفته دانشجویان سبب تحریک حسادت به خصوص در میان ثروتمندان می‏شود. این امر نیز به دلیل وجود خصلت برتری طلبانه اشخاص است که دوست دارند از دیگران در مرتبه بالاتری قرار گیرند. کسانی که دارای میزان بالاتری از خصلت برتری‌طلبی هستند، به دلیل این‏که خود را برتر از دیگران ارزیابی می‌کنند، در موقعیت‏هایی که در سطح پایین‌تری نسبت به دیگران قرار می‏گیرند احساس محرومیت بیشتری را تجربه می‌کنند و در نتیجه احتمال برانگیخته شدن حسادت در آن‌ها بیشتر است:

«... پولدارا یه جورایی سیری ناپذیرن یعنی هر چی داشته باشن بازم کمشونه یعنی چشم دیدن موفقیت دیگران رو ندارن دوس دارن همیشه خودشون بالاتر از کسای دیگه باشن...» (مصاحبه شماره 34)

«... دوست نداری کسی موفقیت بیشتری از خودت پیدا بکنه...» (مصاحبه شماره 16)

از نظر دانشجویان، رضایت از زندگی به‌عنوان عاملی مداخله‏گر می‏تواند تأثیرگذار بر میزان برانگیختگی حسادت است. افرادی که رضایت از زندگی بالایی دارند کم‏تر خود را با دیگران مورد مقایسه قرار می‏دهند و حساسیت کم‏تری نسبت به زندگی دیگران دارند.

«... در حال حاضر راضی‌ام کاملاً از زندگی‌ام راضی‌ام و حسادتی هم به کسی ندارم...» (مصاحبه شماره 24)

 

مخاطره محرومیت

یکی از انواع حسادت، حسادتی است که به دلیل محرومیت از مزایای اجتماعی، زیستی و روانی در فرد تجربه می‏گردد. منشأ بروز حسادت را می‏توان در حس مالکیت انسان جستجو کرد. زمانی که فرد احساس می‏کند که باید امتیازی را داشته است و از آن امتیاز محروم است، زمانی که خود را با دیگران مقایسه نماید و ببیند دیگران از آن امتیاز برخوردارند، احساس محرومیت کرده و احتمال برانگیخته شدن حسادت در او افزایش می‏یابد:

«... وقتی یه نفری یه چیزی رو بخواد و اونو نداشته باشه و اونو در دست یه نفر دیگه ببینه در اختیار یه نفر دیگه ببینه ...» (مصاحبه شماره 2)

یکی دیگر از زمینه‏های حسادت، زمانی است که فرد مالکیت چیزی را در اختیار دارد یا احساس مالکیت بر چیزی دارد و برای این مالکیت خطر یا تهدیدی احساس می‏کند. این تهدید از طرف رقیبی است که به حیطه مالکیت شخص وارد می‏شود؛ هنگامی‌که فردی مالکیت چیزی را به ‌صورت انحصاری از آن خود می‏داند، با پیدا شدن شریک، احساس می‏کند که برای مالکیتش رقیبی پیدا شده که می‏خواهد او را محروم سازد:

«... اگه یه عروس بیاد تو خونه من ناراحت می‏شم چون من تو خونه تکم همه توجه‌ها به من است هشت‌ساله تنهام برادرم نبوده بازم برادرمو می‏تونم قبول کنم می‏گم برادرمه ولی یه دختر دیگه نه که توجه پدر و مادرمو جلب کنه...» (مصاحبه شماره 8)

 

ارزیابی عدالت

یکی از موقعیت‏هایی که حسادت برانگیخته می‏شود زمانی است که فرد احساس کند برتری و امتیازی که دیگری دارد حق اوست و او مورد بی‏عدالتی واقع ‌شده است. البته ارزیابی که فرد از عدالت و محرومیت خود دارد هم می‏تواند بر اساس واقعیت است؛ یعنی فرد واقعاً مورد بی‌عدالتی قرار گرفته است و هم بر اساس تصوری است که فرد از مورد بی‏عدالتی دارد. در چنین شرایطی فرد مقصر محرومیت خود را دیگران و شرایطی که در آن قرارگرفته ارزیابی می‏کند و با رفع مسؤولیت خود از محرومیتی که دارد، نسبت به دیگری حسادت می‏کند:

«... مثلاً تو خیابون رد می‏شم یه ماشین می‌بینم که دلم می‏خواد داشته باشم و نمی‏تونم داشته باشم آه می‌کشم دیگه دلم می‏خواد داشته باشم ولی نمی‏تونم برمی‌گردم به قبل که اگه من تو یه شرایط دیگه به دنیا اومده بودم می‏تونستم داشته باشم یه راه گریزیه از توقعی که می‏سازی برای خودت، توقعاتو یک سریشو می‏تونی فراهم کنی و یه سریاشو نمی‏تونی فراهم کنی، یه سری بهانه است برای شانه خالی کردن از توقعاتی که نمی‏تونی برآورده کنی، یه جور فرار کردن از مسؤولیت هست ...» (مصاحبه شماره 1)

 

انگیزش اجتماعی حسادت

مقوله هسته به‌ دست ‌آمده، «انگیزش اجتماعی حسادت» است. انگیزش اجتماعی حسادت بیانگر این است که حسادت، احساسی اجتماعی است و تحت جریان کنش متقابل اجتماعی برانگیخته می‏شود. برانگیختگی اجتماعی حسادت متأثر از دسته‌ای از شرایط علی، شرایط زمینه‏ای و شرایط مداخله‏گر است.

 

 

جدول 2- مفاهیم اولیه، مقوله‏های عمده و مقوله هسته­

مقوله نهایی

مقولات محوری

مفاهیم

انگیزش اجتماعی حسادت

محتوای­محرک رسانه

تبلیغات- برجسته‏سازی - زمینه مقایسه- ایجاد رقابت

حسادت آموخته

یادگیری- الگوهای نادرست تربیتی و تبعیض والدین- رشد حسادت- تحمیل خواسته

شخصیت

عزت‌نفس- اعتمادبه‌نفس- رؤیاپردازی- سیری‌ناپذیری- برتری‌طلبی- رضایت از زندگی

نابرابری

تبعیض- فاصله طیقاتی

مخاطره محرومیت

محرومیت- احساس محرومیت- مخاطره برای مالکیت

ارزیابی عدالت

محق دانستن خود- عدم شایستگی دیگران- مقصر دانستن دیگران و شرایط

مادی‌گرایی

پول‌گرایی- مدگرایی- تجمل‌گرایی

مقایسه اجتماعی

مقایسه صعودی- مورد مقایسه واقع‌شدن- قرار دادن خود جای دیگری-

 

 

نتیجه

حسادت یکی از فراگیرترین احساسات بشری است که در جامعه ما نیز دیده می‏شود. این احساس که عمدتاً منفی نیز تلقی می‏شود، هم برای زندگی اجتماعی پیامدهای مهمی دارد و هم از تعاملات و واقعیت‏های اجتماعی تأثیر می‏پذیرد. حسادت به عنوان یک امر به ظاهر فردی هم بر ساختارهای اجتماعی اثر می‏گذارد و هم از این ساختارها تأثیر می‏پذیرد. این پژوهش با هدف بررسی فهم و تفسیر دانشجویان از حسادت و زمینه‏های شکل‏گیری آن انجام شد. بر اساس دیدگاه مشارکت کنندگان تحقیق، زمینه‏های مختلف اجتماعی در شکل‏گیری حسادت نقش دارند. بر اساس تجارب مشارکت کنندگان، نابرابری، یادگیری و احساس محرومیت و نابرابری از مهم‏ترین زمینه‏های برانگیختن حسادت است.

نابرابری یکی از این عوامل اجتماعی است که در سطح کلان زمینه‏ساز برانگیختگی حسادت است. یکی از اشکال نابرابری زمینه ساز حسادت، تبعیض اجتماعی است. تبعیض‏هایی نظیر خویشاوند سالاری ، عدم شایسته سالاری، تبعیض در واگذاری امکانات و منابع، تبعیض‏های جنسیتی و قومیتی ازجمله عواملی هستند که موجب محرومیت افراد و احساس بی‏عدالتی در آن‌ها و در نتیجه تجربه کردن مخاطره محرومیت در آنان می‏گردد. این نتایج با پژوهش ویلکین و کونلی (2015) که نشان داد عدالت توزیعی با حسادت رابطه دارد، همخوانی دارد. تأثیر این عامل زمانی بیشتر می‏گردد که فاصله بین طبقات مختلف زیاد است و تعداد زیادی از مردم توانایی برطرف کردن نیازهای اولیه خود و را به‌ طور کامل نداشته باشند. نابرابری زمینه ساز مقایسه اجتماعی است. وجود نابرابری اجتماعی و ادراک نابرابری موجب می‏شود که افراد خود را بادیگران مقایسه نمایند. در واقع وجود وضعیت نابرابر بین افراد یا گروه‏ها وجود، مقایسه بین آنان را تشدید می‏نماید. تأثیر این عامل زمانی بیشتر می‏گردد که فاصله بین طبقات مختلف زیاد است و تعداد زیادی از مردم توانایی برطرف کردن نیازهای اولیه خود و را به‌طور کامل نداشته باشند و همان طور که کلیتون (2006) می‏گوید، مقدار زیادی حسادت در نتیجه تحمل نابرابری است که نمی‏توان از طریق تلاش زیاد آن را کاهش داد.

همان‏گونه که سالوی و همکارانش بیان کرده‏اند، حسادت بیشتر در زمینه‏هایی احساس می‏شود که مقایسه در آن زمینه برای تعریف از خودمان مهم ارزیابی گردد (Salovey & Rodin, 1985; Salovey & Alexander, 1991)، عوامل مادی از مهم‏ترین زمینه‏ها در حال حاضر است. مادی‌گرایی به معنایی غلبه ارزش‌های مادی و دنیوی بر ارزش‌های اخلاقی، معنوی و انسانی است. از آن‏جا که تفکر مادی‏گرایانه برخورداری از امتیازات مادی (مصرف، رفاه، مدگرایی، ثروت، تفریح و ...) را حق هر فرد می‏داند، محرومیت از این امتیازات در مقایسه با دیگران سبب به وجود آمدن احساس محرومیت فرد نسبت به افراد دارای این امتیازات، احساس بی‏عدالتی و در نتیجه برانگیخته شدن حسادت آنان می‏شود.

تبلیغات رسانه‏ها با برجسته‌سازی، زمینه‏ای برای رقابت بین افراد ایجاد می‌کنند و شکست در رقابت برخورداری از محصولات تبلیغی، سبب برانگیختگی حسادت در افراد می‏شود. رسانه‏ها زمینه مقایسه اجتماعی را نیز در سطوح مختلف طبقاتی، جنسیتی، قومیتی و فراملی فراهم می‏آورند. این نتایج با پژوهش کراسنوا و همکاران (2013) که به بررسی حسادت در میان کاربران فیس بوک پرداختند، همخوانی دارد. محتوای رسانه‏ها با برجسته کردن ارزش‏های مادیگرایانه به وسیله تبلیغات تجاری و سایر برنامه‏های خود از یک سو سطح توقعات افراد ارا بالا می‏برند و از سوی دیگر با فراهم کردن زمینه مقایسه اجتماعی در همه زمینه‏ها، نابرابری‏های اجتماعی را نمایان نموده، موجب ایجاد احساس محرومیت و بی‏عدالتی شده و در نتیجه حسادت افراد را تحریک می‏کنند.

 

 


نمودار 1- مدل پارادایمی انگیزش اجتماعی حسادت

 

حسادت از کودکی در فرد شکل می‌گیرد و به ‌تدریج که او بزرگ می‏شود حسادت نیز در او رشد پیدا می‏کند. هنگامی‌ که فرد به بلوغ می‏رسد در موقعیت‏هایی عموماً حسادت می‏ورزد که مشابه به موقعیت‏هایی است که در کودکی حسادت می‏ورزیده است. شیوه‏های تربیتی نادرستی که والدین به کار می‏برند، نظیر تبعیض‏های سنی و جنسی که میان فرزندان خود اعمال می‏کنند و حتی آموزش مستقیم حسادت به فرزندان بدین صورت که به فرزندان خود القا نمایند که برای موفق بودن باید به دیگران حسادت ورزند، بر اساس نظریه هوقشلید، این مورد یک قاعده احساسی در زمینه حسادت در جامعه ماست. طبق این قاعده والدین به فرزندان خود آموزش می‏دهند که زمانی که رقیبان آن‏ها به موفقیت رسیدن روی احساس حسادت خود کار احساسی انجام دهند، تا حسادت آنان انگیزه‏ای برای دستیابی به موفقیت و پیشرفت گردد. بهترین مثالی که در این زمینه می‏توان گفت، این قاعده احساسی است که والدین به فرزندان خود القا می‏کنند که «در زمینه درسی باید حسود باشی». همچنین تماشای حسادت ورزیدن والدین به دیگران، موجب یادگیری حسادت در فرزندان می‏شود.

خصوصیات شخصیتی به عنوان عامل مداخله‏گر برروی فرآیند برانگیختگی حسادت اجتماعی تأثیر گذار است. داشتن اعتماد به نفس، عزت نفس و رضایت از زندگی موجب می‏گردد که افراد زمانی که مقایسه اجتماعی انجام می‏دهند کمتر احساس بی‏عدالتی نمایند، چرا که با داشتن این خصوصیات افراد زمانی که مقایسه اجتماعی صعودی انجام می‏دهند، اولاً به دلیل رضایت زندگی و عزت نفس همزمان مقایسه نزولی (مقایسه با افراد پایین دست) نیز انجام دهند، ثانیاً بدلیل داشتن اعتماد به نفس بالا سعی نمایند به موقعیت ارفادی که در مرتبه بالاتری هستند، دست یابند.

مجموعه این شرایط موجب می‏شود فرد پدیده مخاطره محرومیت را تجربه کند. مخاطره محرومیت به دو صورت در فرد شکل می‏گیرد؛ اول هنگامی است که فرد خواسته‏ها و انتظاراتی دارد که از آن‏ها در مقایسه با دیگران محروم مانده است. دوم زمانی است که فرد برخوردار از امتیازاتی است که از جانب دیگران تهدید می‏شود. افراد در مقابل پدیده مخاطره محرومیت تعامل ارزیابی عدالت و مقایسه اجتماعی صعودی را انجام می‏دهند.

همان‏طور که بسیاری از محققان معتقدند مقایسه اجتماعی یکی از مهم‏ترین عوامل در تحریک حسادت است (Salovey & Rodin, 1985; Salovey & Alexander, 1991; Clanton, 2006; Lazarus, 1991 & Smith & Kim, 2007). مقایسه اجتماعی صعودی در زمینه‏های مختلف از نظر مشارکت‏ کنندگان ساز و کار مهمی در برانگیختن حسادت است. همان گونه که لیم و یانگ (2015) نشان دادند، مقایسه اجتماعی پیش‏بینی کننده حسادت کارابران سرویس‏های شبکه اجتماعی است. یکی از موقعیت‏های اجتماعی که فرد حسادت را تجربه می‏کند، هنگامی است که فرد توسط دیگران مورد مقایسه قرار می‏گیرد و گاهی تحقیر می‏شود. رقابت با دیگران و شکست در رقابت سبب تحریک حسادت در فرد می‏شود. این یافته‏ها با نتایج تحقیق استینبس و سینگر (2013)، همخوانی داشت که نشان می‏داد برای دانش‏آموزان شکست رقیب شادی بخش‏تر از پیروزی خود آن‏هاست.

همان طور که کلیتون (2006) معتقد است، حسادت در مورد عدالت و بی‏عدالتی است. افراد زمانی که مخاطره محرومیت را تجربه می‏نماید، خود را در موقعیت شخصی که خود را با آن مقایسه می‏نمایند، قرار داده، چنان‏چه خود را مستحق بهره‏مندی از امتیازاتی که از آن‏ها محروم مانده‏اند، ارزیابی کنند و دیگران و شرایط اجتماعی را مقصر محرومیت خود بدانند، احساس بی‏عدالتی کرده، نسبت به کسانی که از این امتیازات برخوردارند حسادت‏شان برانگیخته می‏شود. در واقع زمانی که افراد مخاطره محرومیت را تجربه می‏کنند، به تفسیر دلایل محرومیت خود می‏پردازند و برای توجیه محرومیت خود دیگران و شرایط ناعادلانه را عامل این محرومیت می‏دانند و در نتیجه احساس بی‏عدالتی کرده، احساس بی‏عدالتی نیز موجب تحریک حسادت آنان می‏گردد.

 

محدودیت‏های پژوهش

این پژوهش نیز مانند سایر پژوهش‏ها با محدودیت‏هایی مواجه بود. نخست کمبود منابع و مطالعات داخلی مرتبط با موضوع پژوهش است. این امر محقق را با فقدان الگوی پژوهشی مرتبط روبرو ساخت که موجب طولانی‏تر شدن زمان پژوهش شد. دومین محدودیت مربوط به ماهیت پژوهش کیفی است. پژوهش کیفی به دلیل انعطاف‏پذیری، عمق، پیچیدگی و وسعتی که دارند، پژوهشگران را با مشکلات و چالش‏های خاصی روبه‏رو می‌کنند.

 

پیشنهادات پژوهش

پیشنهاد می‏شود که به بررسی حسادت در زمینه‌های دیگر همچون سازمان‏ها و ادارات، گروه‏های دوستی، فامیلی و بر روی افرادی با سنین متفاوت بپردازند. همان گونه که نتایج تحقیق نشان داد نابرابری نقش مهمی در ایجاد حسادت در سطح جامعه دارد. حسادت احساسی است که در دوران کودکی در فرد پرورش می‏یابد. مشاهده و انتقال این احساس از طریق والدین نقش مهمی در یادگیری این احساس در کودکان دارد. همچنین الگوهای تربیتی و رفتاری غلط و تبعیض‌آمیز والدین یکی از عوامل زمینه‌ساز حسادت در افراد از دوران کودکی است. لذا پیشنهاد می‏شود کارگاه‏های آموزشی برای والدین به‌منظور شناساندن این احساس به آنان و آموزش الگوهای تربیتی مناسب به‌منظور مدیریت حسادت و جلوگیری از پرورش این احساس در کودکان برگزار شود.



[1]Jealousy

[2] Ghornie & Roso

3 Mitsopoulos

[4] Wilkin & Connelly

[5] Lim & Yang

[6] Krasnova

[7] Steinbeis & Singer

[8] Attridge

[9] Harris & Henniger

[10] DelPriore

[11] Croucher

[12] van Dijk

[13] EMULATION

[14] ArlieHochschild

[15] Emotion Managment

[16] Feeling rules

[17] Lazarus

[18] Grounded Theory

[19] Open Coding

[20] Axial Coding

[21] Selective Coding 

[22] Lincoln and Guba 

استراوس، آ. و کربین، ج. (1385). اصول و روش تحقیق کیفی، ترجمه: بیوک محمدی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

بلیکی، ن. (1392). طراحی پژوهش‏های اجتماعی، ترجمه: حسن چاوشیان، تهران: نشر نی.

پارسا، م. (1382). انگیزش و هیجان، تهران: انتشارات پیام‏نور.

حریری، ن. (۱۳۸۵). اصول و روش‏های پژوهش کیفی، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم و تحقیقات.

ربانی خوراسگانی، ع. و کیانپور، م. (۱۳۸۸). «جامعه‏شناسی احساسات»، فصلنامه جامعه‏شناسی کاربردی، سال بیستم، ش 2، ص ۶۴-۳۵.

کیانپور، م. (1391). «تجارب مدیریت احساسات در نظام مراقبت‏های پزشکی (مطالعه موردی شهر تورنتو)»، فصلنامه جامعه‏شناسی کاربردی، سال بیست و سوم، ش 48، ص 25-52.

گورنیه، ب. و رسو، ا. (1384). غلبه بر حسادت، ترجمه: فروزان تجویدی، تهران: جیحون.

موحد، ص.؛ باقری، خ. و سلحشوری، ا. (1387). «بررسی تطبیقی دیدگاه‏های امام محمد غزالی و نل نادینگز درباره تربیت اخلاقی»، فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز، ش 27، ص 39-60.

موسوی خامنه، م.؛ رجبلو، ع. و علوی، ل. (1390). «رابطه عمل در حوزه عمومی و میزان تجربه حس شرم به مثابه اخلاق اجتماعی در دانشجویان»، دانشنامه علوم اجتماعی، دوره 3، ش 1، ص81-180.

ویلیامز، س. (1392). آرلی راسل هوقشیلد، در متفکران بزرگ جامعه شناسی، راب استونز(ویراستار)، ترجمه: مهرداد میردامادی، تهران: نشر مرکز.

Attridge, M. (2013) “Jealousy and Relationship Closeness: Exploring the Good (Reactive) and Bad (Suspicious) Sides of Romantic Jealousy”,SAGE Open January-March, p. 1–16 .

Barbalet, J. M. (1992) "A Macro Sociology of Emotion: Class Resentment." Sociological Theory 10: 150-163.

Bevan, J. L. (2008) "Experiencing and Communicating Romantic Jealousy: Questioning the Investment Model". Southern Communication Journal, 73:42-67.

Blaikie, N. (2007) Approaches to Social Inquiry, Second Edition, London: Polity.

Bryman, A. (1988) Quality and Quantity in Social Research. London: UnwinHumanly.

Clanton, G. (2006) “Jealousy and Envy”, In: Handbooks of the Sociology of Emotions. by Stets, J. E. & J. H. Turner(Ed.), New York: Springer Science Business Media.

Corbin, J. & Strauss, A. (1998) Basics of Qualitative Research: Techniques and Procedures for Developing Grounded Theory. Thousands Oaks, CA: Sage Publications.

Creswel, J.W. (1998) Research Design: Quantitative, Qualitative and Mixed Methods,Approaches. Thousand Oaks: Sage Publications.

Crorty, Michael. (1998) The Foundations of Social Research: Meaning and Perspective in the Research Process, London: SagePublicatio.

Croucher, S. DeMaris, A. Oyer, B. Yartey, F. & Ziberi, L. (2012). “Jealousy in India and the United States: A Cross-Cultural Analysis of Three Dimensions of Jealousy”. In Human Communication. A Publication of the Pacific and Asian Communication Association, 15 (2): 139 – 158.

Danielle, J. DelPriore, D. J. & Hill, S. E. & Buss, D. M. (2012) "Envy: Functional Specificity and Sex-Differentiated Design Features", Personality and Individual Differences, 53: 317–322.

Denzin, N, & Y. Linclon. (2005) The Sage Handbook of Qualitative Research,Third Edition, Sage Publicatio.

DeSteno, D. Valdesolo, P. & Bartlett, M. Y. (2006) "Jealousy and the Threatened Self: Getting to the Heart of the Green-Eyed Monster", Journal of Personality and Social Psychology, 91(4): 641-626.

Foster, G. M. (1972) "The Anatomy of Envy: A Study in Symbolic Behavior." Current Anthropology,13: 165-186.

Glaser, B. and Anselm, S. (1967) The Discovering of Grounded Theory: Strategies for Qualitative Research. Chicago: Aldine.

Harris, C.R. & Henniger, N.E. (2013) "Envy, Politics, and Age". Journal of Frontiers in Psychology, 4:1-5.

Jasso, G. (2006) Emotion in Justice Processes. In: Handbooks of the Sociology of Emotions. Edited by Stets, Jan E & Jonathan H Turner. New York.Springer Science Business Media.

Johnson, J. (l989) Selecting Ethnographic Informants. London: Sage Publicatio.

Krasnova, H. Wenninger, H. Widjaja, T. & Buxmann, P. (2013) "Envy on Facebook: A Hidden Threat to Users’ Life Satisfaction?". International Conference on Wirtschaftsinformatik, 92:1-16.

Lavallee, K. L. & Parker, J. G. (2009) "The Role of Inflexible Friendship Beliefs, Rumination, and Low Self-Worth in Early Adolescents’ Friendship Jealousy and Adjustment". Journal of Abnormal Child Psychology, 37:873-885.

Lazarus, R. S. (1991) Emotion and adaptation. New York, NY: Oxford University.

Lim, M. & Yang, Y. (2015) "Effects of Users’ Envy and Shame on Social Comparison that Occurs on Social Network Services”. Computers in Human Behavior, 51:300–311.

Lim, T. B. (2013) The Insidious Nature of Envy. Regent University, n.d. Web. 24.

Lincoln,Y. and Guba, E. (l985) Naturalistic inquiry. Beverly Hils, CA:Sag.

Menon, T. & Thompson, L. (2010) "Envy at Work." Harvard Business Review, 88 (4): 74-79.

Mitsopoulos, M. (July 2009) "Envy, Institutions and Growth". Bulletin of Economic Research, 61 (3): 201-222.

Neuman, L. (2006) Social Research Methods: Quantitative and Qualitative Research, Third Edition, Sage Publicatio.

Parker, J. G. & Low, C. M. & Walker, A. R. & Gamm, B. K. (2005) "Friendship Jealousy in Young Adolescents: Individual Differences and Links to Sex, Self-Esteem, Aggression, and Social Adjustment". Developmental Psychology, 41: 235-250.

Salovey, P. & Judith, R. (1989) "Envy and Jealousy in Close Relationships." Pp. 221-246 in Review of Personality and Social Psychology: Close Relationships, edited by C. Hendrick. Newbury Park, CA: Sage.

Salovey, P. & Rodin, J. (1985) "Some Antecedents and Consequences of Social-Comparison", Journal of Personality and Social Psychology,47:780-792.

Salovey, P. & Alexander J. R. (1991) "Envy and Jealousy: Self and Society." Pp. 271-286 in The Psychology of Jealousy and Envy, edited by P. Salovey. New York: Guilford.

Scheler, M. (1961) Ressentiment. New York: Free Press.

Schoeck, H. (1969) Envy: A Theory of Social Behavior  (M. Glenny and B. Ross, Eds.). New York: Harcourt, Brace & World, Inc.

Seale, C. (1998) Researching Society and Culture, Lodon: SagePublications.

Shott, S. (1979). Emotion and Social Life: A Symbolic Interactionist Analysis. American.

Smith, R. H. & and Kim, S.H. (2007) "Comprehending Envy". Psychological Bulletin, 133:46-64.

Smith, R. H. Turner, T. Leach, C. W. Garonzik, R., Urch-Druskat, V. & Weston, C. M. (1996) "Envy and Schadenfreude", Personality and Social Psychology Bulletin, 22:158–168.

Steinbeis, N. & Singer, T. (2013) The Effects of Social Comparison on Social Emotions and Behavior During Childhood: The Ontogeny of Envy and Schadenfreude Predicts Developmental Changes in Equity-Related Decisions". Journal of Experimental Child Psychology,115(1):198-209.

Thernstrom, M. (1998) Halfway heaven: Diary of a Harvard murder. New York.

Van, V. Zeelenberg, M. and Pieters, R. (2009) "Levelling up and Down: The Experiences of Incomes? Benign and Malicious Envy". Emotion, 9:419-429.

Van, D. W. Ouwerkerk, J. W. Goslinga, S. Nieweg, M.  & Gallucci, M. (2006) "When People Fall From Grace: Reconsidering the Role of Envy in Schadenfreude". Emotion, 6: 156-160.

Wilkin, C. L. and Connelly, C. E. (2015) "Green with Envy and Nerves of Steel: Moderated Mediation between Distributive Justice and Theft". Personality and Individual Differences, 72:160–164.

Zizzo, D.J. & Oswald, A. (2001) Are people willing to pay to reduce others’ incomes?. Annales d’Economie et de Statistique, July/December, p 39–65.