بازنمایی فرهنگ سیاسی در شعر کردی: تحلیل محتوای اشعار هژار و هیمن

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جامعه‌شناسی دانشگاه کردستان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه کردستان، ایران

چکیده

این مقاله با هدف نحوۀ بازنمایی فرهنگ سیاسی در اشعار کردی، اشعار عبدالرحمن شرفکندی (متخلص به هژار) و سید محمدامین شیخ الاسلامی موکری (متخلص به هیمن) را بررسی می‌کند. معیارهای اصلی انتخاب شاعران، مقبولیت اجتماعی و فرهنگی و جایگاه نخبگی بوده است. دوران حیات دو شاعر (1369-1300) دورۀ تجربۀ ظهور و توسعۀ مدرنیزاسیون و  ناسیونالیسم در کردستان است و ادبیات این دوره مجرایی برای شناسایی تغییرات به‌وجودآمده در مناسبات فرهنگی و سیاسی اجتماع کردی است. در این پژوهش، از تحلیل محتوای آثار این دو شاعر بهره گرفته شده است که در فواصل زمانی 1320- 1369 سروده شده‏اند. نتایج پژوهش نشان می‏دهد ابعاد و مؤلفه‏های فرهنگ سیاسی سنت‏گرا، بازتابی بسیار اندک در اشعار مورد بررسی داشته است و چرخشی به سوی فرهنگ سیاسی تجددگرا دیده می‏شود. غلبۀ نگاه عاملیت‏گرایانه و بازاندیشانه به ساختار اجتماعی و فرهنگی مناطق کردنشین که بخشی از جامعۀ ایران است، تأکید بر ضرورت وجود مجاری نهادمند تغییرات مسالمت‌آمیز و خشونت‎زدایی از زندگی سیاسی از مشخصه‏های اصلی این اشعار محسوب می‌شود. در میان ابعاد و مؤلفه‏های فرهنگ سیاسی، بیشترین مشابهت به بعد نگرش به آزادی‏های فردی معطوف است. ابعاد عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی در اشعار هژار و ابعاد نگرش به جنسیت و نگرش به تغییرات اجتماعی و سیاسی در اشعار هیمن بیشتر بازنمایی شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Representation of Political Culture in Kurdish Poetry: Content Analysis of Hazhar and Hemn’s Poems

نویسندگان [English]

  • Omid Ghaderzadeh 1
  • Khaled Miyarghonj 2
1 Kurdistan University, Iran
2 Kurdistan University, Iran
چکیده [English]

Introduction
Advent and development of modernization, nationalism, and nation-building in the multicultural society of Iran have been associated with evolution and development of political and social aspect of literary texts. This impact was highly clear on Kurdish poetry and its ancient tradition that arose in the 16th Century (Ahmadzadeh, 2007: 198). Superiority of poetry over other genres is a phenomenon that is common in the history of numerous Oriental nations. Even during the 20th Century, despite of the advent of Kurdish journalism and literary prose in Kurdish literature, the quality and quantity of Kurdish poetry are still at a higher level.
Poetry is a mediating tool to understand social and political issues (Ahmadzadeh, 2007: 25).“The beginning of the entry of poetry to the field of politics, in the form of integration of these two, in Mukryan Kurdistan goes back to Saif Ghazi’s time” (Dashti, 2009: 47), and it reached its climax in Hemn and Hazhar’s poems. Both claims that Hemn stepped into the field of politics through poetry or entered poetry through politics are acceptable (Ibid, 48). This claim is also correct even more intensely about Hazhar. In this regard, due to their political activism, their poems depict the political, social, and cultural circumstances and help us understand the political culture of the Kurds as an important and effective part of Iran’s civilization.
 
Materials & Methods
 In the present study, content analysis method was utilized in order to quantitatively analyze the content of Hemn and Hazhar’s poems. The analysis unit is “line”. The published poems composed by Hazhar were retrieved from his books “Bo Kurdistan”[1] (1979) including 5,274 lines and “Alakok”[2] (2001) including 553 lines, and Hemn’s were collected from his book “Bargay Yaran”[3] (2003) including 2,526 lines. These poems were composed over 1941-1990. The reason for choosing the poems was their political nature which indicates these two poets’ attitude toward political culture. The sample size was all of the lines that have political concepts and themes. Stratified sampling was employed to select the poems.
The data of the present study were collected through reverse questionnaire and based on categorization. In order to enhance the validity of the instrument, first, the face validity of political culture categories was examined by making use of the views of some field experts and scholars. To enhance the reliability of the study, the texts of the poems were encoded again and validity coefficient formula was used to calculate the consistency between the two tests.
Discussion of Results and Conclusions
According to the results of the study, only 12.36% of the poems reflect the components and themes of modern and traditional political culture. The signs of modern political culture are reflected about 20 times more than traditional political culture signs in the poems, which indicates the modern view of these two poets. One of the most important features of the political culture of the poets was the dominance of functional and reflexive view on the sociocultural structure of Kurdish regions as a part of Iran’s community. Comparing the main components of political culture indicates that themes related to “individual” are more reflected than other themes while “gender” is least reflected. This issue indicated the importance of major trends like individualism, human agency, and democracy as the main components of modernism according to these two poets. The dimension of attitude toward gender in Hemn’s poems was reflected 5% more than Hazhar’s, which indicates that the former paid more attention to women’s issues. Low reflection of gender-related issues indicates that there were social, cultural and political problems and issues beyond gender, which had drew the poets’ attention. Moreover, apart from the quantity of the poems, this issue has been reflected in a very modern and advanced form in Hemn’s poetry. His famous poem “Yadgari Shirin”[4] (Hemn, 69) is a reason for such claim. Moreover, comparing the method of representing the components of political culture in Hemn and Hazhar’s poetry lightens the fact that political culture is reflected more in Hazhar’s poems (980 lines) than Hemn’s (620 lines). Therefore, themes related to individualism are reflected more than other themes in the poems composed by Hemn and Hazhar.



[1] For Kurdistan


[2] Buttercup


[3] Friends’ Bundle


[4] Sweet Memory

کلیدواژه‌ها [English]

  • Political Culture
  • content analysis
  • Attitude Toward Individual
  • attitude toward gender
  • social justice
  • Political Participation
  • sociopolitical changes

مقدمه و بیان مسأله

در رویکرد «جامعه‏شناسی در ادبیات» یا «جامعه‎شناسی ادبی»، ادبیات از جنبۀ پیام و محتوا و نقش آن در تحولات اجتماعی بررسی می‏شود (شادرو، 1384). متن ادبی صرفاً وسیله‏ای برای سرگرمی نیست. چیزی است که با بسیاری از جنبه‏های دیگر جهان ارتباط و ریشه مشترک دارد- جنبه‏های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی- که همۀ آن‏ها دنیوی‌بودنش را تشکیل می‏دهند و پایه‌ای مستحکم برای مشاهده، تحلیل و درک زندگی انسان‏ها و شرایط درونی و بیرونی آن‏ها فراهم می‏آورد.

ظهور و توسعۀ مدرنیزاسیون، ناسیونالیسم و ملت‌سازی در جامعۀ چندفرهنگی ایران با تکوین و توسعۀ جنبه‏های سیاسی و اجتماعی متون ادبی همراه بوده است. این تأثیر بر شعر کردی و سنت کهن آن که از قرن شانزدهم نشأت می‏گیرد، بسیار واضح است (احمدزاده، 198:1386). برتری شعر بر انواع ادبی دیگر، پدیده‏ای مشترک در تاریخ بسیاری از ملت‏های شرقی است، حتی در خلال قرن بیستم نیز با وجود ظهور روزنامه‌نگاری کردی و نثر ادبی در ادبیات کردی، هنوز هم شعر کردی از لحاظ کمّی و کیفی در سطح بالاتری قرار دارد (کریم،1990 :25 به نقل از: احمدزاده، 1386).

شعر ابزار درک و واسطه‏ای است که با آن مسائل سیاسی و اجتماعی را می‌توان بررسی کرد (اکشرافت و اهلوالیا، 1999، به نقل از: احمدزاده، 1386 :25). هرچند «سرآغاز سرکشی شعر به حوزۀ سیاست، به معنای ادغام این دو مفهوم با هم در کردستان مکریان به سیف قاضی بر می‏گردد» (دشتی، 47:2009)؛ در اشعار «هژار» و «هیمن» به اوج خود می‌رسد. درواقع خواه گفته شود هیمن از ابتدا با شعر به حوزۀ سیاست پا نهاده و خواه گفته شود با سیاست به عرصۀ شعر و ادب وارد شده است، هر دو ادعا درست است (دشتی، 2009: 48). این ادعا دربارۀ هژار با شدت بیشتری نیز صدق می‏کند.   

با توجه به زیست چندفرهنگی جامعۀ ایران، فرهنگ سیاسی شهروندان در جامعۀ چندقومی ایران از هویت قومی و فرهنگی تأثیر می‏پذیرد و همواره نخبگان قومی تلاش کرده‏اند از قالب‏های فرهنگی برای حفظ مرزبندی‏های هویتی و ایجاد تشابه و تمایز استفاده کنند (مفصل‌نژاد، 60:1388-47). شناخت و درک نخبگان نه‌تنها به دلایل ساختاری، بلکه به دلایل فرهنگی مهم است. نخبگان، اعضایی از جامعه هستند که بر عمل و کنش سیاسی، تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم دارند. نخبگان سیاسی، فرهنگ سیاسی غالب را می‌سازند. آن‌ها نه‌تنها گفتمانی را ایجاد می‌کنند که لازمۀ کار دولت است بلکه منابع فرهنگی را تدوین می‌کنند که دولت از آن برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کند. نخبگان سیاسی در ایجاد ایدئولوژی و گفتمان فرهنگ سیاسی، نقشی تعیین کننده دارند (Irons, 2009:459-474). در این راستا اشعار هژار و هیمن به‌دلیل کنش‌گری سیاسی، معرّف زیست-جهان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کردها است که به درک ما از فرهنگ سیاسی کردها یاری می‌رساند که بخشی از حوزة تمدنی مهم و اثرگذار جامعۀ ایران است.

 

شرایط اجتماعی زیست هژار و هیمن

نویسنده، محقق، مترجم و شاعر نامدار، عبدالرحمن شرفکندی مشهور و متخلص به «هژار»، به سال 1300 هجری شمسی در شهر مهاباد دیده به جهان گشود. پدرش مشهور به ملا محمدبور، مردی روحانی و متدین بود که از راه کسب و کار امرار معاش می‌کرد و زندگی ساده و فقیرانه‌ای داشت. با شروع پنج سالگی، نزد پدرش الفبا و قرائت قرآن را آغاز کرد و سپس مدتی به مکتب‌خانه رفت و از آنجا رهسپار خانقاه شیخ برهان شد و پس از فراگرفتن مقدمات، به روستاهای اطراف عزیمت کرد و در کلاس تنی چند از مدرسان علوم اسلامی آن زمان حاضر شد. در تاریخ ادبیات معاصر زبان‌های فارسی و عربی نام هژار نامی ناآشنا نیست. وی پس از هزار سال، قانون ابن‏سینا را از آن عربی معماگونه، به فارسی روان و یکدست ترجمه کرد. وی سال‌های زیادی از ترس حکومت پهلوی در آوارگی به سر برد. علاوه بر کارهای پژوهشی و ترجمه، اشعار وی در دو کتاب بو کوردستان (برای کردستان) و آله‏کوک (اسم نوعی گیاه) به چاپ رسیده است. بیشتر این اشعار در قالب مثنوی است و مضامین سیاسی، اجتماعی و حماسی و عاشقانه دارند و به زبانی ساده و عامیانه سروده شده‌اند. این شاعر در سال 1369 وفات یافت و در زادگاهش شهر مهاباد به خاک سپرده شد.

سید محمد امین شیخ الاسلامی متخلص به «هیمن»، فرزند سید حسن شیخ الاسلامی مکری در بهار سال 1300 هجری شمسی در یکی از روستاهای مهاباد به نام «لاچین» متولد شد. پس از یادگیری قرآن مجید و کتب مقدماتی فارسی و عربی به مهاباد رفت و مدت چهار سال در خانقاه و مدرسۀ جدّ مادریش شیخ یوسف برهان در سلک طلاب علوم دینی تحصیلات خود را ادامه داد و در‌‌ همان ایام با «هژار» -که آن‌جا به سر می‌برد- هم‌درس و هم‌صحبت شد. هیمن در سال 1323 شمسی به عضویت شورای نویسندگان نشریۀ نیشتمان در آمد که به‌طور مخفیانه از سوی جمعی از ادبا و شعرا علیه رژیم ستم‌شاهی منتشر می‌شد. در سال 1347 به‌علت اشعاری که نشان‌دهندۀ اوضاع نا‌مطلوب جامعه و ستم‌هایی بود که از طرف رژیم شاه بر مردم می‌رفت، خانه و زندگی را ترک گفت و سال‌ها متواری و آواره بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به وطن بازگشت و خدمات ادبی و اجتماعی و فرهنگی خود را از سر گرفت. عمده‌ترین اشعار وی در دو کتاب با عناوین تاریک و روون (تاریک و روشن) و نالۀ جدایی به چاپ رسیده است. بیشتر این اشعار در قالب‏های غزل، مثنوی و دوبیتی سروده شده‌اند و مضامین سیاسی، اجتماعی و عاشقانه دارند. وی در سال 1365 درگذشت و در شهر مهاباد در مقبره الشعرا به خاک سپرده شد.

دوران حیات دو شاعر (1369-1300) تقریباً با حکومت پهلوی اول و دوم همزمان است. جنگ جهانی دوم، نهضت ملی‌شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی ایران که هر یک از این دوره‏ها، شرایط اجتماعی و سیاسی خاص خود را داشته و بر زندگی و افکار دو شاعر تأثیر گذاشته‌اند. همچنین جنبش‏های کردی در برساختن نظام معرفتی آن‏ها نقش داشته است. حرکت‏های سیاسی کردها را در سه دورۀ تاریخی می‌توان مطالعه کرد: دورۀ رضاشاه، دورۀ محمدرضاشاه پهلوی و دورۀ جمهوری اسلامی (احمدی، 1392 :93). این دو شاعر در تمام این دوره‏ها زیسته‏اند و از شرایط اجتماعی و سیاسی سراسری و محلی ایران تأثیر گرفته‌اند. ظهور نخبگان و روشنفکران مدرن و قوم‏گرا، نتیجۀ نوسازی رضاشاه از یک‌سو و تمرکزگرایی بیش از حد و تبعیض‏های زبانی و قومی او از سویی دیگر بود. درواقع ظهور نخبگانی چون هژار و هیمن با تغیرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی سراسری و محلی در رابطه بود. ظهور نخبگان تحصیل‌کردۀ جدید، پدیده‌ای ناگهانی نبود. قدرت‌گرفتن آن‏ها فرایندهای تدریجی بود که با تحولات اجتماعی و اقتصادی ایران به‌طور عام و کردستان به‌طور اخص ارتباط داشت (احمدی، 1392: 242).

مک داول دربارۀ شرایط اجتماعی منطقۀ مکریان (جنوب استان آذربایجان غربی- محل زیست جهان دو شاعر) می‌گوید: با توسعۀ شهرنشینی و نوسازی، طبقه‌ای تحصیل‌کرده رشد کرد (مک داول، 1383 :404). وجود شهر مانند محیط اجتماعی خاصی که از ساخت سنتی جامعۀ کردستان متفاوت بود، موجب ظهور نوعی گفتمان به‌ظاهر مدرن را شد. این محیط اجتماعی همان‌گونه که ماکس شلر عقیده دارد، تأثیرهای ذهنی ناشی از محیط اطراف است که تا حدودی دریافت می‌شود. این تأثیرهای ناشی از محیط اجتماعی شهر، عاملی مهم در شکل‌گیری اندیشۀ دو شاعر بوده است. مفاخر و نخبگان کرد در این دوره با الگوسازی بر فضای فرهنگی و سیاسی کردستان، تأثیرات وسیعی برجای گذاشتند. فرهیختگانی چون هژار و هیمن در زمرۀ این نخبگان به ‏شمار می‏روند. در این دوره، ادبیات کردی به‌طور عام و شعر کردی به‌طور خاص با پیشاهنگی هژار و هیمن ضمن حفظ ساختار و قالب در مضامین و مفاهیم متحول شد و همپای تحولات سیاسی عصر خود، مفاهیم و مضامینی جدید را وارد شعر و ادبیات کردی کردند. مضامین و مفاهیمی که سرشار از درون‌مایه‏های اجتماعی و سیاسی بود .در ادبیات کردی اشعار بزرگانی چون هژار و هیمن پیوندی ناگسستنی با جامعه دارند. نبوغ آن‏ها در ابداع عناصر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، رابطۀ سیاست و جامعه و فرهنگ را بازنمایی می‏کند.

 

پیشینۀ پژوهش

برویین سن در کتاب جامعه‌شناسی مردم کرد (1378) با دیدگاهی مردم‌شناسانه و جامعه‏شناختی، پیوندهای کهن و بیعت‏های اولیه و اساسی مردم کرد را بررسی کرده و تأثیر این پیوندها را در تحولات سیاسی کردستان ارزیابی کرده است. این پیوندها به‌ترتیب اهمیت شامل پیوندهای خانوادگی و قبیله‌ای، پیوند با رؤسای قبایل، بیعت‌های مذهبی به‌ویژه پیوند با شیوخ و رهبران طریقت‌های درویشی است. وی نشان می‏دهد چگونه ناسیونالیسم کرد در پیوند متقابل با این پیوندهای کهن رشد کرده است. نویسنده معتقد است مردم کرد در قرن 19 فرهنگ سیاسی سنتی و محدودی داشته و همین امر عقب‌ماندگی و توسعه‌نیافتگی آن‌ها را تداوم بخشیده است.

رشیدی و امینی (1391) در پژوهشی با عنوان «هویت ایرانی در شعر کردی با تأکید بر اشعار هژار و هیمن» با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا نشان داده‌اند در اشعار هژار و هیمن، الفاظ، مفاهیم، معانی، مضامین و لغات فراوانی وجود دارد که ریشۀ فارسی دارند و یا در بین دو زبان کردی و فارسی مشترک هستند. بر اساس این می‌توان گفت شعر کردی جلوه‌ای از هویت ایرانی است و بایسته‌های این هویت، تعلق‌ها، گرایش‌ها و تأثیراتی را در شعر کردی ایجاد کرده است که ریشه‌های آن در رشته ارتباطات گستردۀ فرهنگی و تاریخی جستجوکردنی است.

دشتی (2009) در پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد با عنوان «هیمن: بررسی محتوای سیاسی و اجتماعی اشعار» با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، محتوای سیاسی اشعار (چگونگی انعکاس اعتقادات ملی و ناسیونالیستی، بازتاب مقاومت و مبارزه و نگرش شاعر دربارۀ احزاب سیاسی) و اجتماعی اشعار (چگونگی انعکاس عدالت اجتماعی، آداب و رسوم اجتماعی و صلح و دوستی) را واکاوی کرده است.

 

مبانی نظری

در مبانی نظری مرتبط با جامعه‎شناسی و فلسفة هنر، هنر (شعر به‌مثابه یک فرم هنری) در سه سطح مفهوم‎سازی شده است: هنر به‌ مثابه ساختی زیبایی‎شناختی، هنر در مقام بخشی از خلاقیت ذاتی و محصول روحیات، احساسات و رشد فردی، هنر به ‌مثابه برساخت اجتماعی و تولید اجتماعی. برمبنای رویکرد سوم، ابعاد زیبایی‎شناختی اثر هنری و تجلی احساسات و عواطف فردی، در شرایط تاریخی و اجتماعی ریشه دارد.

این، هنر بیشتر از آنکه تولید مادی صرف و فردی باشد، نوعی «جهان بینی» قلمداد می شود که از زاویۀ آن، زمینۀ اجتماعی خلق اشکال هنری را می‌توان مشخص و بیان کرد (Paul, 2005: 10).چنین نگرشی به‌شکلی مشابه در دیدگاه گلدمن مشاهده می‏شود. وی هنر و آفریده‏های نبوغ را محصول جهان‌بینی و تصاویر ذهنی افراد و عاملان آن می‏داند. این نوع نگرش دربارۀ هنر و آثار هنری، ما را به دیدگاه‏های مربوط به نظریات بازنمایی[1] رهنمون می‌کند. مجموعۀ آنچه نظریه‏های بازنمایی خوانده می‏شود، بنیان نظری مقالۀ حاضر را شکل می‏دهد. این رویکرد معتقد است هنر دربردارندۀ اطلاعاتی دربارۀ جامعه است. این رویکرد به هیچ نوع خط مستقیمی میان هنر و جامعه قائل نیست، بلکه آفرینش هنری را  به‌مثابه بخشی از جامعه و بازتابی از آن و در عین حال مؤثر بر آن می‌توان دانست (Alexander, 2003: 21). پیچیدگی‏های تحلیل‏های پژوهشگرانی مثل گلدمن، لوکاچ، ولف، دو وینیو و بوردیو دربارۀ چگونگی این تعامل نشان می‌دهد هنر صرفاً رونویسی یا عکسی از جامعه نمی‌تواند باشد. رویکرد بازنمایی برای بررسی میزان انطباق محتوای پیام‏های اثر هنری با آنچه در واقعیت اجتماعی می‏گذرد، رویکردی مناسب به نظر می‌رسد و معتقد است آنچه هنر و دیگر رسانه‏ها نمایش می­دهند، بازتابی از شرایط اجتماعی است. از دید آلن، اگر از منظر جامعه‏شناسی هنر بنگریم، هنر مجموعه‏ای است از رسومی که حامل معانی و نقش‏های رفتاری است که افراد جامعه لحاظ می‏کنند. کنش‏های هنری همانند رمزگان رفتاری هستند که درون افراد نهادینه شده و در متن رمزگان و نقش‏ها بیرونی می‏شوند. آن‏ها همچنین به شکل کنش‏های نمادین، عامل تغییر در ساختار اجتماعی‏ هستند. بدین‌ترتیب تجربیات زیبایی‏شناختی همیشه با ساخت گروهی درون جامعه ارتباط تنگاتنگ دارد (Allen, 1954: 6-7). نقطۀ شروع هرگونه تلاش برای تحلیل جامعه‏شناختی اثر هنری، بررسی همزمان تجربۀ واقعی خلاقیت و تجربۀ عملی و پویایی زندگی در متن جامعه است. هدف مطالعه، رابطۀ بین تجربۀ تخیلی و دینامیسم اجتماعی است (دو وینیو، 1388 : 7). بر اساس این، ماهیت شیء هنری تابعی از شبکه‌ای اجتماعی-ارتباطی است که شیء هنری در آن جای گرفته است. از آنجا که این پژوهش می‎کوشد ابعاد و گونه‎های فرهنگ سیاسی موجود در جامعۀ کردستان ایران در خلال سال‎های 1300 تا 1370 را از دریچۀ نوع خاصی از آفرینش هنری (شعر) تحلیل کند، باید با تحلیل محتوای آثار هنری مدّنظر این نوع درهم‏تنیدگی یا دیالکتیک را نشان دهد. منظومۀ نظری مذکور پژوهشگر را یاری می‏رساند با بازخوانی و تحلیل محتوای اشعار دو شاعر، راهی برای شناخت فرهنگ سیاسی جامعه مدّنظر در این مقطع زمانی بیابد.

در دوران مدرن اولین کسی که در مورد فرهنگ سیاسی سخن گفته، منتسکیو[2] است. «روح القوانین» در عین حال که متنی فلسفی است، نوعی تحلیل فرهنگ سیاسی نیز به شمار می‏آید (گل‌محمدی، 1386: 153-131) به‌نظر او فرهنگ بر حکومت و دین تأثیر دارد. ژان ژاک روسو[3] با بیان عبارت‌هایی چون «روحیة ساکنان» و «معنویت، سنت و اعتقادات آن‌ها» از فرهنگ سیاسی تقدیر می‌کند (سریع‌القلم، 1386: 19). دوتوکویل[4] هنجارها و ارزش‌های مردم امریکا را بر دمکراسی مؤثر می‏داند. پیشینۀ تحلیل و تبیین فرهنگی سیاست در قرن بیستم، دهۀ 30 میلادی است که با شکل‌گیری «خصیصۀ ملی» همزمان بوده و ریشۀ رستاخیز فرهنگ سیاسی پژوهشی دهۀ 80 میلادی است (گل‌محمدی، 151،1386-131).

آلموند و وربا بعد از جنگ جهانی دوم به‌طور وسیع و عمیق، فرهنگ سیاسی را در کشورهای اروپایی مطالعه کردند. فرهنگ سیاسی، مجموعه‏ای از باورها، ارزش‏ها، احساسات و دانش سیاسی نسبت به چهار بعد از زندگی سیاسی است (نظام سیاسی، یک کل، جنبه‏های ورودی یا فرایند، جنبه‏های خروجی یا سیاست‏گذاری و خود یک موضوع است) است (Almond & verba, 1963). آلموند و وربا بر اساس نوع نگرش و جهت‏گیری به سیاست، تیپولوژی سه‏گانه‏ای را از فرهنگ سیاسی ارائه کردند: فرهنگ سیاسی محدود (افراد در این نوع فرهنگ نه از عملیات و یا خط مشی‌های نظام سیاسی آگاهی دارند و نه خود را عضوی از یک ملت می‌شناسند. این دسته از افراد، انجماد فکری داشته و از نظام سیاسی انتظاری ندارند). فرهنگ سیاسی تبعی (افراد در این نوع فرهنگ از نتایج کار حکومت آگاهند؛ ولی در فرایندهایی شرکت نمی‌کنند که به سیاست‌گذاری منجر می‏شود). فرهنگ سیاسی مشارکتی (افراد در این نوع فرهنگ در فرایندهای سیاسی مشارکت بالفعل و بالقوه دارند. از مسائل سیاسی آگاهی دارند و تقاضاهای سیاسی را می‌توانند مطرح کنند و حمایت‌های سیاسی خود را در اختیار رهبران سیاسی قرار می‌دهند) (چیلکوت، 346:1377).

از دیگر صاحب‌نظران این حوزه به اینگلهارت و ولزل می‌توان اشاره کرد. آن‏ها دو نوع فرهنگ یا نظام ارزشی را از هم متمایز می‌کنند: نظام ارزشی ماده‏گرا و نظام ارزشی فرامادی‏گرا که به ارزش‏های استعلایی بیشتر از ارزش‌های مادی بها می‏دهد (قیصری و شکوری، 1381). شاخص‏های اصلی فرهنگ مادی‏گرا عبارتند از: مبارزه با تورم، گسترش رشد اقتصادی، حفظ ثبات اقتصادی، حفظ نظم، مبارزه با افزایش جرم و جنایت و حفظ و تقویت نیروهای نظامی. شاخص‌های فرهنگ فرا مادی‏گرا نیز عبارتند از: نقد حکومت، آزادی بیان، سخن بیشتر در مورد مکان کار، زیبایی شهرها و محیط زندگی، تأکید بر رشد ویژگی‏های انسانی و جامعه انسانی. موضوع اصلی اینگلهارت و ولزل دربارۀ فرهنگ سیاسی، ارزش‏های ابراز وجود  یا ارزش‏های رهاینده است. اینگلهارت و ولزل ارزش‏های ابراز وجود یا رهاینده را گونه‌ای از فرهنگ سیاسی در نظر می‌گیرند که مستعد دموکراسی است. اصلی‏ترین عامل گذار به دموکراسی، رشد ارزش‏های ابراز وجود است (احمدی،1390 :299-256).

الازار[5] گونه‌شناسی دیگری از فرهنگ سیاسی را انجام داده است. گونه‌شناسی او، فرهنگ سیاسی را به سه دستۀ اصلی تقسیم می‏کند: اخلاق‌گرایی، فردگرایی و سنت‏گرایی. اخلاق‌گرایان معیار سنجش دولت را تعهد دولت به رفاه اجتماعی و توجه به تولید و عرضۀ کالاهایی می‌دانند که نفع عموم را در پی دارد. برخلاف اخلاق‏گرایان، فردگرایان روی نگرانی‌ها و حرفۀ افراد تمرکز بیشتری دارند. سنت‏گرایی، ساختاری نخبه‏گرا است که سعی می‏کند نظم اجتماعی موجود را حفظ کند (Zoellick, 2000).

 

چارچوب نظری

به‌لحاظ اینکه جامعۀ آماری ما اشعار هژار و هیمن است و واحد مطالعۀ ما «بیت» شعر است نه افراد، با هیچ یک از گونه‎های ذکرشده به‌تنهایی نوع فرهنگ سیاسی را در اشعار نمی‌توان مشخص کرد. به همین دلیل با بهره‏گیری از گونه‌شناسی‎های آلموند- وربا، اینگلهارت- ولزل و الازار و سایر نظریه‌پردازان علوم اجتماعی و سیاسی، گونه‌شناسی دیگری از فرهنگ سیاسی در این پژوهش ارائه می‌شود که با جامعۀ آماری سنخیت بیشتری دارد و با آن نوع فرهنگ سیاسی را در اشعار آن‌ها بهتر می‌توان بازشناخت. گونه‌شناسی مذکور با توجه به پنج شاخص نگرش افراد به آزادی فردی، نگرش به جنسیت، عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی، تغییرات اجتماعی- سیاسی شامل دو نوع فرهنگ سیاسی زیر است:

1. فرهنگ سیاسی سنت‏گرا: سنت، مجموعه‏ای از ذهنیت‌ها و ایده‏هایی است که در گذشته ریشه داشته و در جامعه عمومیت دارد، بیشتر از یک نسل را شامل می‏شود و مبنای رفتار و عمل قرار می‏گیرد (غفاری و ابراهیمی لویه، 1387 :307). محافظه‏کاری و گذشته‏گرایی، دو رکن اصلی سنت‏گرایی هستند. ویژگی‌های محافظه‏کاری عبارتند از: 1. سلب حق گزینش از انسان، 2. استدلال‌گریزی، 3. ممانعت از نوآوری و ابتکار، 4. گذشته‏گرایی وتقویت احساس نوستالژیک، 5. احترام و حرمت به سنت‏ها و 6. آن چیزی که وجود دارد، خوب است (اکبر،1370: 84-82).

2. فرهنگ سیاسی تجددگرا: عمومی‏ترین معنای تجدد را باید در تغییرات و تحولات اجتماعی گسترده‌ای جستجو کرد که جوامع در دورۀ جدید تجربه کرده‌اند. تجدد با ویژگی‌ها و روندهای عمده‏ای چون اصالت انسان، ظهور فردگرایی، عاملیت انسانی، گسترش عقلانیت، سلطۀ معرفت علمی، لیبرالیسم، دموکراسی و فردی‌شدن همراه بوده است (غفاری و ابراهیمی لویه، 1387 :316). به‌نظر گیدنز در مدرنیته اتکایی به سنت وجود ندارد؛ زیرا همۀ جنبه‌های زندگی به‌طور بالقوه تابع عقل هستند و تنها در پرتو این عامل می‌توانند توجیه شوند؛ بنابراین نظارت بازاندیشانه که ذاتی فعالیت بشر است در مدرنیته شدت می‌گیرد (نش، 1392 :90).

 

روش‌شناسی

تعریف متغیرها

فرهنگ سیاسی سنت‏گرا: فرهنگی است که از سلب حق انتخاب و گزینش فردی، مردسالاری و پدرسالاری، سلسله‌مراتب که نظم طبیعی جامعه است، حق مشارکت سیاسی عده‌ای از نخبگان خاص در نظام سیاسی، ممانعت از نوآوری، ابتکار و دگرگونی و تلقی دین به‌مثابه عامل انسجام‌بخش زندگی گروهی حمایت می‏کند (اکبر، 1370 :131).

فرهنگ سیاسی تجددگرا: فرهنگی است که از برتری فرد بر جمع، برابری جنسیتی و قومی، عدالت اجتماعی به‌معنای برابری در بهره‏گیری از فرصت‏ها و امکانات موجود و بر اساس شایستگی افراد، مشارکت سیاسی فعال و آگاهانۀ گروه‏های گوناگون در نظام سیاسی، تغییرات اجتماعی و سیاسی با اصلاحات و تساهل در برابر مذاهب گوناگون و مشروعیت مدنی حمایت می‏کند (اکبر، 1370: 19).

 

روش پژوهش

در پژوهش حاضر، از روش «تحلیل محتوا»[6] بهره گرفته شده است. تحلیل محتوا یکی از روش‏های مهم مطالعۀ اجتماعی است که با استفاده از آن پیام‌های مطرح‌شده در رسانه‌ها را از نظر کمیّت (فراوانی و تکرار) و کیفیت (اهمیت و ارزش) می‌توان بررسی کرد (معتمدنژاد، 1356 :20). با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا در این پژوهش، محتوای ابیات مندرج در اشعار هژار و هیمن به‌صورت کمّی مطالعه شده است. در این بررسی، واحد تحلیل پژوهش شامل تمامی اشعار منتشرشدۀ هژار و هیمن است. واحد تحلیل «بیت» است.

در این پژوهش، اشعار چاپ‌شدۀ هژار در دو کتاب بو کوردستان (1358) شامل 5274 بیت و آله کوک (2001) شامل 553 بیت که جمعاً 5827 بیت است و اشعار هیمن در کتابی به نام بارگۀ یاران (2003) مجموعاً شامل 2526 بیت است، بررسی می‌شود. این اشعار در فواصل زمانی سال‏های1320 تا حدود 1369 سروده شده‌اند. دلیل انتخاب این اشعار ماهیت سیاسی آن‏ها است که نگرش این دو شاعر را به فرهنگ نشان می‌دهد. حجم نمونۀ پژوهش شامل تمام ابیاتی است که مفاهیم و مضامین سیاسی داشته‏اند. برای اینکه نمونه‏گیری متناسب با حجم باشد، با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی نظا‌م‌مند تعداد 40 صفحه از اشعار هژار حذف شد. با این روش، تعداد اشعار از 5827 بیت به 4820 بیت کاهش یافت. درنتیجه از مجموع 4820 بیت شعر هژار، 664 بیت (77/13درصد) و از مجموع 2526 بیت شعر هیمن، 369 بیت (6/14درصد) مفاهیم سیاسی دارند و حجم نمونه را تشکیل می‌دهند.

داده‏های این پژوهش با استفاده از پرسشنامة معکوس و بر اساس مقوله‎بندی تهیه و گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها، مفاهیم و مقوله‏های فرهنگ سیاسی مشخص و بر اساس دستورالعمل از پیش تعیین‌شده، کدگذاری شده و در برگه‏های مخصوص ثبت شدند. چون متغیرها در سطح اسمی سنجیده شده‎اند، آماره‌های توصیفی برای هر یک از مقوله‏ها محاسبه و در جدول‌های توزیع فراوانی ثبت شد تا تحلیل کمّی میسر شود.

برای افزایش روایی ابزار، ابتدا روایی صوری مقوله‏های فرهنگ سیاسی با بهره‏گرفتن از ‎نظرات تعدادی از متخصصان و پژوهشگران مرتبط با مسألة پژوهش بررسی شد. برای بالابردن میزان پایایی، متن (اشعار) مجدداً کدگذاری و سپس با استفاده از فرمول ضریب روایی درجۀ توافق دو آزمون محاسبه شد. در کدگذاری اول 98 مقوله و در کدگذاری دوم 103 مقوله کدگذاری شد. با استفاده از فرمول ضریب پایایی مشخص شد میان دو کدگذاری میزان 94/0 توافق وجود دارد و این نشان‌دهندۀ ضریب پایایی بالای آزمون است. 

 

یافته‌های پژوهش

توزیع فراوانی اشعار بررسی‌شده برحسب فرهنگ سیاسی سنتگرا

همان‏گونه که در جدول 1 نشان داده شده است، از میان 1033 بیت از اشعار مدّنظر، مضامین فرهنگ سیاسی داشته‌‎اند. فقط تعداد 53 بیت (13/5 درصد) ابعاد فرهنگ سیاسی سنت‏گرا داشته‌اند که نشان می‌دهد هر دو شاعر در زمرۀ شاعران مترقی و نوخواه محسوب می‌شوند. به‌دلیل بازنمایی بسیار اندک ابعاد فرهنگ سیاسی سنت‏گرا، توصیف ابعاد پنج‏گانۀ این نوع فرهنگ سیاسی بررسی نشد.

 

 

oellick, 2000-474

 

 

جدول 1- نسبت توزیع شاخص‏های اصلی فرهنگ سیاسی سنت‏گرا در اشعار بررسی‌شده

ابعاد فرهنگ سیاسی سنت‌گرا

هژار

هیمن

 

جمع

 

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

نگرش به فرد

43

72/97

9

100

52

11/98

نگرش به جنسیت

1

77/2

0

0

1

88/1

نگرش به عدالت اجتماعی

0

0

0

0

0

0

نگرش به مشارکت سیاسی

0

0

0

0

0

0

نگرش به تغییر اجتماعی و سیاسی

0

0

0

0

0

0

جمع

44

100

9

100

53

100

 

توزیع فراوانی اشعار بررسی‌شده برحسب فرهنگ سیاسی تجددگرا

 

جدول 2- نسبت توزیع شاخص‌های اصلی فرهنگ سیاسی تجددگرا در اشعار بررسی‌شده

ابعاد فرهنگ سیاسی تجددگرا

هژار

هیمن

 

جمع

 

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

نگرش به فرد

347

96/55

200

55/55

547

81/55

نگرش به جنسیت

10

61/1

24

66/6

34

46/3

نگرش به عدالت اجتماعی

78

58/12

28

77/7

106

81/10

نگرش به مشارکت سیاسی

53

54/8

17

72/4

70

14/7

نگرش به تغییر اجتماعی و سیاسی

132

29/21

91

27/25

223

75/22

جمع

620

100

360

100

980

100

نگرش به فرد

مضامین مرتبط با نگرش فرد که یکی از ابعاد اصلی فرهنگ سیاسی تجددگرایانه است، تقریباً به یک اندازه در اشعار دو شاعر بازنمایی شده است. میزان بازنمایی این بعد در اشعار هر دو شاعر 81/55 درصد (547 بیت از 980 بیت) است. در میان ابعاد نگرش به فرد، مؤلفه‏های آزادی بیان (124بیت)، آزادی انتخاب (90 بیت)، پشتکار فردی (88 بیت)، علم‏گرایی (63 بیت)، تأکید بر حقوق بشر (47 بیت)، آینده‌نگری (36 بیت)، خرافات‎ستیزی (36 بیت) و تأکید بر استقلال (26 بیت) بیشتر از سایر مؤلفه‏ها انعکاس یافته و کمترین بازنمایی به مؤلفه‏ها‏ی پایگاه اکتسابی (4 بیت) وخلاقیت فردی (2 بیت) بوده است.

 

خرافات‌ستیزی

هژار (174:1358) از نادانی و خرافاتی‌بودن مردم جامعۀ خود انتقاد می‌کند و گرفتاری آن‏ها را در دام نادانی به تصویر می‏کشد.

هیندیکی سوور و هیندیکی شین

                                     هیندیک هه‏رتی نه‎گه یون چین

زوربه‏ی نوقمی ریش و پرچه  

                                  پیت وایه: آموزای ورچه

ترجمه: مردم از خود بی‏خبرند، تفرقه و تضاد دارند و هنوز نفهمیده‌اند چه هستند و در دام جهل و نادانی گرفتارند.      

به‌نظر هیمن (2001:68) اگر تصور می‏شد که با جنگ و شمشیر از مام میهمن می‌توان دفاع کرد، این جهالت محض است. راه حفظ وطن ستیز با جهل و خرافات است.

پیت ده لی نووکی قه‎له‏م : نووکی قه‎له‏م

                                 زور له شیر باشتر ده پاریزی عه‏له‏م

ترجمه: نوک قلم می‏گوید: نوک قلم بسیار بهتر از شمشیر پرچم را حفظ می‏کند.

 

قانون‏گرایی

هژار (294:1358) در کنار آزادی، خواستار قانون است. وی قانون و آزادی را مکمل همدیگر دانسته و جامعه‏ای را مطلوب می‏داند که نسبت متعادلی از هر دو موجود باشد. جامعه‏ای که در آن نه آزادی آن قدر محدود باشد که حقوق انسانی را به خطر اندازد و نه بی‎قانون باشد و به آنارشیسم منجر شود.

آزادن به پیی قانوون                  آی چه‏ند خوشه آزاد بوون

قانوون دیموکراتی‏یه                  شتی وا باش هه‏ر نییه  

ترجمه: آزادی بر اساس قانون، بسیار دلپذیر است. قانون دمکراتیک بهتر از هر چیزی است.

 

آزادی بیان و آزادی انتخاب

هژار (73:1358)، به مناسبت تأسیس حکومت جمهوری عرب و کرد در سال 1958به رهبری عبدالکریم قاسم در عراق که در مقطعی فضای باز سیاسی را به همراه داشت، آزادی بیان را می‏ستاید:

آزادی پینووس و ده‎مه                   تا بیژی و بنووسی که‏مه

پاله‏وان عه‎بدوولکه‏ریمه                 قایم داده‎ریژی ا‏و هیمه 

ترجمه: هنگامۀ آزادی قلم است و فرصتی استثنایی است و هر قدر گفته و نوشته شود کم است. عبدالکریم قاسم قهرمان است و این نهاد (نهاد آزادی) را محکم پی‎ریزی می‏کند.

هیمن (218:1363) آزادی را حق همۀ انسان‏ها می‌داند و خواهان جامعه‏ای است که در آن مردم در کمال آزادی و آسایش و به دور ازهرگونه وحشت و ترس زندگی کنند.

آره‏زوومه هه‏رچی اینسانه به آزادی بژی

              چون گه‎لی داماو و دیل و مات و خه‎مگینم ده‎وی؟

ترجمه: آرزو دارم تمام انسان‏ها آزادانه زندگی کنند. به هیچ وجه ملتی درمانده، اسیر و ماتم زده را نمی‎خواهم.

هیمن (2001: 97) ظهور دوبارۀ استبداد پهلوی دوم را نقد می‏کند و از توقف روزنامه و سلب حق نوشتن به زبان مادری ناراضی است:

داخرا ده‏رکی روژنامه             شکان نووکی خامه

کوردی نووسین حه‏رامه         دوژمن ده‎لی بی‏تامه

ترجمه: روزنامه‏ها متوقف شدند، نوشتن به زبان کردی حرام است. دشمن (حکومت پهلوی) آن را تحمل نمی‏کند.

 

تأکید بر استقلال

هژار (176:1358) سرسپردگی و وابستگی را نکوهش می‏کند و انتخاب شیوۀ زندگی را از حقوق اساسی می‌داند.

ژینی کویله‏یی با به به‏س بی         حیزه بخویی بو که‏س نابی

ترجمه: زندگی برده‏وارانه و غیرمستقل بس است، ذلت و خواری شایستۀ هیچ کس نیست.

به سه با به‏س بی دیلی و ژیر ده‏ستی

                             به‏سه بی به‏ش بوون له ژین و هه‎ستی (هژار، 53:2001)

ترجمه: اسارت و قید و بند و محرومیت و از زندگی و استقلال شخصی بس است .

هیمن (112:2001) استقلال و اختیار را از اقتدار و منزلت شاهانه برتر می‎داند و فقر با اختیار را بر رفاه بی‎اختیار ترجیح می‏دهد.

چ خوشه عیشق و سه‏رمه ستی، چ خوشه

                           چ خوشه ژین به سه‎ربه ستی، چ خوشه

ترجمه: زندگی با عشق و مستی و استقلال چه شیرین است.

به سه‏ربه‏ستی ژیانی سه ر حه‏سیری

                          به قوربانی بی‏ته‏خت و به‏ختی میری (هیمن، 236:2003)

ترجمه: زندگی مستقل روی حصیر بسیار بهتر از زندگی شاهانه است.

 

پشتکاری فردی

هژار و هیمن تلاش و پشتکار را برای هر فردی لازم می‎دانند و پشتکاری و تلاش را عامل سربلندی وآزاد زیستن می‏دانند.

وه‏رزش مروف آزا ده‏کا                       آزا ولات آوا ده‏کا

ماندوو بوون و کار مایه‏ی ژیانه 

                                  بیکار رابواردن ره‏نج و زیانه

مروف کار نه‏کا کاری زور له‏نگه

                                   ژه‏نگی بیکاری شووریی و نه‏نگه (هژار، 211:1358)

ترجمه: ورزش فرد را شجاع می‏کند. فرد شجاع و ساعی کشور را آباد می‏کند. کار و زحمت مایۀ زندگی است. بیکاری عار و ننگ است.   

له سایه‏ی زه‏حمه‏ت و ره نج و له سایه‏ی کار و آزایی

             به سه‏ربه‏رزی ده‏ژین بو کومه‏ل و گه‏ل نابنه سه ربار (هیمن، 58:2001)

ترجمه: به‌دلیل زحمت و تلاش و شجاعت مردم سربلند زندگی می‏کنند و سربار جامعه نمی‏شوند.

 

تأکید بر حقوق بشر

حق مردم برای ادارۀ عمومی کشور، حق تحصیل به زبان مادری و غیره از مفاهیمی هستند که بارها در اشعار مورد بررسی تکرار شده است.

میلله‏ت بچووک و گه‏وره حه‏ققی خوی وه ده‏س که‏وی

               مه‏ئموور و شا له‏ خوی بی ‏چ جایی خه‏ت و زمان

پیویسته قه‏ومی کوردم وه کوو سایری به‎شه‏ر

                            به‎هرۀ ببی له حه‎ققی ژیان بیته نیو ا‏مان

 (هژار، 51:2001)

ترجمه: ملت کوچک و بزرگ به حقش برسد، هر ملتی مأمور و رهبرانش را خود انتخاب کند، به زبان خود تحصیل کند. لازم است قوم کرد نیز مانند سایر اقوام از حق زندگی بهره‏مند باشد.

خویندن به زمانی خومان                   سووچ و تاوانه بومان

چاپخانه و بلیندگومان               بوونه به ردی بن گومان (هیمن، 97:2001)

ترجمه: چرا حق تحصیل به زبان مادری جرم است؟! چرا چاپخانه و رسانه‏هایمان را می‏بندید؟!

 

رضایت فردی

هژار (54:1358) تا زمانی که روش‎های مسالمت‎آمیز برای استحقاق حقوق وجود داشته باشد، روش‏های خشونت‌آمیز را کنار می‏گذارد و معتقد است باید از در رضایت و قرارداد و دوستی وارد شد، نه از در خصومت و دشمنی.

آشتی خوازن جه‏وانانی مه رد و گورد

                             باوی چه‏کداری شه‏رانی که‏وت و مرد

ترجمه: جوانان مرد و گرد کرد صلح طلبند، زمان مبارزۀ مسلحانه به سر رسیده است.

هیمن (122:2001) نیز تأکید می‏کند زمان جنگ و دشمنی به سر رسیده و زمان صلح و دوستی است.

لاگری سولحه ته‎واوی ره نجبه‏ری وشیاری کورد

             چاوه نوری ده‏رفه‏تیکه خه‏لکی لادی و شاری کورد

کووندی شوومی شه‏ر له زه ندولان خزی به دزی و فزی

          کوتری سولح و ئاشتی نیشتووه له سه ر دیواری کورد

ترجمه: تمام اقشار زحمتکش و آگاه طرفدار صلح هستند، مردم روستا و شهر منتظر فرصتی هستند. جغد شوم جنگ خود را مخفی کرده، کبوتر صلح و آشتی بر بام مردم کرد نشسته است.

 

آینده‌نگری

چشم‌پوشی از منافع آنی به‌دلیل منافع آینده ازجمله مضامینی است که بارها در اشعار مدّنظر بازتاب داشته است.

هه‏ر کاری ده ستی پی‎ده‏کری             بیری دواروژی نه‎بری

وه‏ک زه‏نگی مشکی لیدی            داخوا به‏هره‏ی بو کی بی؟! (هژار، 222:1358)

ترجمه: هر کاری شروع شود اگر به عاقبت و آیندۀ آن توجه نشود، مانند جرسی می‏شود که موش‏ها می‏خواهند بر گردن گربه نهند (یعنی برای هر کاری باید آینده‌نگری شود).

هیمن (177:2001) آینده را در نظر دارد و به سوی آینده‏ای روشن برنامه‌ریزی و حرکت می‏کند.

ده‏روم به‏ره‎و آسو به‏ره و آسوی روون 

                               ده‎روم ده‎روم تا تروپکی رزگار بوون

ترجمه: به سوی افق‎ می‌روم. به سوی قله‏های رهایی می‌روم.

 

پایگاه اکتسابی

هژار در سه بیت زیر از داستان منظوم سر گوسفند، جامعۀ ایدئال خود را ترسیم می‏کند، جامعه‏ای که در آن شایستگی و لیاقت تعیین‏کنندۀ پایگاه اجتماعی است نه اصل و نسب.

ایتر به میرات نه‎بوو                     کوری خان و خات نه‎بوو

زمان پیس، ده‏م بوگه‎نیو              به هوی لیره­ی مام توپیو

ببیته گه‏وره‏ی کومه‏ل                    که‏ر ده‏به ر کا پیسته که‏ل

(هژار، 284:1358)      

ترجمه: بزرگی به اصل و نسب نبود، به‌گونه‌ای که فرزندان طبقات بالا با بهره‏گیری از ثروت پدرانشان بزرگ جامعه شوند و به قول معروف خر پوست شیر را به تن کند.

 

علمگرایی

‏هژار (324:1358) جانبدار دانش و علم است و مردم را به آن توصیه می‏کند. به‌نظر او در نبرد میان علم و جادو، علم پیروز خواهد شد و آیندۀ بشریت از آن عالمان و دانشمندان است.

کار و زانین نه بی له ‏آرا دا     

                         سه‏د نزا و جادو به هره‎یه‏ک نادا

قه‏له‏م ده‏ست ده‏یه، ببه مه‏کته بی

                             وه خت و بی وه‏خت له خویندن نه‎بی

هه‏ی لایه لایه روله لای لایه

                                    بخوینه نه‏زان چی له ده‏س نایه

ترجمه: اگر کار و دانش نباشد صدها دعا و جادو بهره‎ای ندارد. قلم به دست گیر و هردم درس بخوان. لالا لالا فرزندم لالا، بخوان که نادان هیچ چیزی از دستش بر نمی‏آید.

هیمن (2003:283) نیز جامعۀ خود را گرفتار جهالت و نادانی می‏داند و تنها راه نجات را در ترویج و گسترش دانش و علم می‏داند.

نایه‏لم تاریکی چی دیکه ولاتم داگری

                  خوا مه‎ده‎دکار بی چرای زانستی تیدا هه‎لده‏که‏م

ترجمه: دیگر نمی‏گذارم تاریکی [جهالت] سرزمینم را فرا گیرد. به پشتیبانی خدا چراغ دانش را روشن خواهم کرد.

 

نگرش به جنسیت

مضامین مرتبط با جنسیت در اشعار مورد بررسی به میزان 4/3درصد (34 بیت از 980 بیت) بازنمایی شده است. این مسأله نشان‎ می‌دهد مسألة زنان برای دو شاعر به اندازة دیگر ابعاد اهمیت نداشته است؛ ولی به دلیل اینکه هیچ شعری از هیمن مبنی مخالفت او با حقوق زنان یافت نشد و تنها یک بیت از هژار در قالب نگرش سنت‎گرایانه یافت شد، نگرش آنان را در گونة فرهنگ سیاسی سنت‎گرا نمی‌توان جای داد. گفتنی است این مسأله در اشعار هیمن (66/6 درصد) بیشتر از اشعار هژار (61/1) انعکاس یافته است و این نشان می‌دهد هیمن بیشتر از هژار برای مسألة زنان اهمیت قائل بوده است. علاوه بر آن، فارغ از کمیّت اشعار، این مسأله در اشعار هیمن به‌صورت بسیار مدرن و مترقی بازنمایی شده است. شعر مشهور «یادگار شیرین» (هیمن، 2003: 69) دلیلی بر این ادعا است. در میان ابعاد مورد بررسی، برابری جنسیتی (16 بیت) و تأکید بر حضور زنان در عرصه‌های بیرونی (در مقایسه با نگاه ابرازی و عاطفی محصور در اندرونی منزل) (12بیت) بیش از سایر مؤلفه‏ها انعکاس یافته و کمترین بازنمایی به مؤلفۀ حضور زنان در مناصب عالی سیاسی و رهبری سیاسی (1 بیت) مربوط بوده است.

 

برابری جنسیتی

هیمن (2003:70) زن و مرد را در بستر جامعه لازم و ملزوم یکدیگر می‎بیند و هیچ‏کدام را بر دیگری ترجیح نمی‌دهد و معتقد است زنان نیز مانند مردان باید در عرصۀ عمومی جامعه حضور داشته باشند. جامعۀ انسانی زمانی به کمال خواهد رسید که زن نیز مانند مرد، حقوق انسانی داشته باشد.

با هه‏زار(زی) و(گاده‎ر) و(لاوینی) روونیشمان هه‏بی

                 تا کوو ژن آزاد نه‏بی، سه رچاوه که‏ی ژین لیخنه

ترجمه: اگر هزاران رود زلال و شفاف داشته باشیم تا زمانی که زن آزاد نباشد، منشأ زندگی و هستی کدر و گل‎آلود است.

 

برابری در تحصیل

هژار (308:1358) در داستان منظوم «سر گوسفند» که مدینۀ فاضلۀ اوست بر برابری جنسیتی تأکید می‏کند و معتقد است باید درس‌خواندن برای هر دو جنس تا چهارده سالگی اجباری باشد.

چ کچ بی و چ کور منال                 تا ده‎گاته چارده سال

مه یلی بینی ونه‎یهینی                     به زور ده بو بخوینی 

ترجمه: درس‌خواندن در مدرسه برای دختر و پسر باید تا سن چهارده سالگی اجباری باشد.

هیمن (218:1363) با انتقاد از جامعۀ خود که در آن زن در چارچوب منزل تعریف می‏شود، تلاش می‏کند زنان مانند مردان تحصیل کنند.

من ته‏شی ریسیکی وه‏ک شیرینی (وفایی)م بو چییه

                      کیژی وریای چاو کراوه‏ی فیره زانینم ده‏وی

ترجمه: من ریسنده‏ای مانند شیرین وفایی را نمی‌خواهم که فقط مشغول ریسندگی باشد، بلکه دختری آگاه، هوشیار و اهل دانش می‏خواهم.

 

تأکید بر حضور زنان در عرصه‌های بیرونی (پذیرش نقش ابزاری)

در اجتماعات کردنشین ایران، زنان در میان گروه‏های مختلف اجتماعی به‏‌ویژه در مقایسه با مردان از نظر هویت‏یابی (تعریف خود در چارچوب نقش‏های ابزاری و ابرازی) با دشواری‏های متعددی روبه‏رو هستند، به‌ویژه آنکه منابع لازم را برای معنا‏بخشی، تعریف و بازاندیشی در نشانگان هویتی خود ندارند و عمدتاً منابع هویتی زنان تحت‏الشعاع جنسیت یا خاستگاه اجتماعی و طبقاتی همسران آن‏ها قرار گرفته است. این مسأله موجب شده است شناسه‌های هویتی زنان در چارچوب نقش‏های متعارف و محول زنانه (نقش ابرازی و عاطفی) محدود شود. بی‌جهت نیست که در اغلب اجتماعات ایران، زن با مفاهیمی همچون منزل تداعی شده است. از نکات در خور توجه شاعران مورد بررسی (هرچند شدت در خور توجهی ندارد) اذعان به ضرورت حضور و مشارکت زنان در عرصه‌های بیرونی است.

هژار (187:1358) در شعر «کاوۀ آهنگر» که در آن چگونگی قیام علیه استبداد را توصیف می‏کند، به مشارکت زنان و مردان در پیروزی اشاره کرده و همه را اعم از زن و مرد به جشن و پایکوبی دعوت می‏کند. مشخص می‏شود هژار برای زن تنها نقش ابرازی و عاطفی قائل نیست و نقشی ابزاری برای زن در خارج از خانواده قائل است.

هه‏رچی کیژی کورد و کوره           هه‏رچی دل له دوژمن پره

با بیکا به به‏زم و خوشی               آزادی خه­می داپوشی

ترجمه: تمام دختران و پسران شادی کنند که آزادی ناراحتی را پوشاند.

هیمن (2003:70) نیز در سه بیت زیراز کسانی انتقاد می‌کند که زنان را از عرصۀ عمومی محروم کرده‌اند.

چون ده‏بی سه ربه‏ست گه‏لی ژیرده‎ست که کچ دابه‎سته ‏بی

              به‎س نه‏بی او کویله‏تی و او کچ  له ژوور دابه‎ستنه

ده‏رکی داخستووه له تو بابت که چی ده‏رکی نییه

                      ده‏رکه داخستن له تو ده‎رکی هومید داخستنه

دارزینه، مردنه، آخر هه‏تا که‏ی پیت بلیین

                          نابی بیته ده‎ر له مال، مافی ژیان کوا؟ ژنه

ترجمه: ملتی که زنانش محبوس هستند، هیچ‌وقت مستقل نخواهد شد. این همه حبس و نگه‌داشتن زن در خانه بس است. پدرت در را روی تو (زن) بسته در حالی که درِ معرفت خود را بسته است. در را به روی تو بستن، بستن در به روی امید است.

 

نگرش به عدالت اجتماعی

مضامین مرتبط با عدالت اجتماعی در اشعار مورد بررسی به میزان 81/10 درصد (104 بیت از 980 بیت) بازنمایی شده است. در میان ابعاد مورد بررسی، بیشترین بازنمایی به توجه یکسان به افراد فارغ از قوم، جنس و مذهب (36 بیت)، برابری در امکانات و فرصت‏ها (29 بیت)و پاداش برمبنای تلاش فردی (26 بیت) مربوط بوده است. با وجود مشابهت و نزدیکی نسبت بازنمایی مؤلفه‏ها در اشعار هر دو شاعر، مؤلفۀ کسب پاداش مطابق با تلاش فردی در اشعار هیمن حدود 30 درصد بیشتر منعکس شده است.

 

پاداش مطابق با تلاش فردی

هژار و هیمن، حق مالکیت آغاها و خوانین را به  چالش می‏کشند و معتقدند بهره و سود از آن کسی باید باشد که رنج و زحمت می‏کشد، نه اشخاصی که نقشی در آن نداشته‏اند و این به معنی کسب پاداش مطابق با تلاش فردی است.

خاوه‏نی آو و زه‏وی درویه       که تو ره‏نج بده‏ی حه‏لالی تویه (هژار، 73:2001)

ترجمه: مالکیت آب و زمین (مالکیت خان) دروغ است. هرکس روی زمین کار کند، بهرۀ آن حلال اوست.

من جووتیارم، من جووتیارم         من له گه‏ل هه تاو هاوکارم

من به آره‏ق و او به‏تین               دامان رشتووه بناغه‏ی ژین

تاکه‏ی وابم، تا که‎ی وابم            ده‎س به‎تال و ره‎نج به بابم

تاکه‏ی ره‎نجی شان و پیلم        بو دوژمن بی بو من دیلم؟ (هیمن، 189:2001)

ترجمه: من کشاورزم، همکار خورشیدم، من و خورشید با زحمت و گرما اساس زندگی را استوار کرده‏ایم. تا کی رنجم بر باد رود، تا کی حاصل رنج من برای دشمن (خان‌ها) باشد.

 

برابری در امکانات و فرصت‏ها

هژار (117:1358) امیدوار است در آینده همه در بهره‏گیری از فرصت‏ها و امکانات با هم برابر باشند. ضرب‎المثلی که او به آن اشاره می‏کند «شنده کمتر از منده نیست» به معنای تأکید بر برابری همه در حقوق، امکانات و فرصت‏ها است.

لاوی آزا و مه‏رد و ره‎ندت    

                               زور کچی گول به ده‏م ولیو قه‏ندت

شان به شان ده‏س له ده‏سا گووه‎نده

                                  ریکی یه‏ک دینه‎وه شه‏نده و مه‏نده

ترجمه: جوانان شجاع و دختران لب به خنده، جشن و پایکوبی می‌کنند و شنده و منده مثل هم می‎شوند.

عه‏داله‏ت گه‎ر هه‏بی پیویسته هه‏ر که‏س  

                                         له مالی خوی بکا چاودیری

(هیمن، 275:2003)

ترجمه: اگر عدالت وجود داشته باشد، هر کسی باید چشمش به مال خودش باشد، نه به مال دیگران.

 

توجه یکسان به افراد فارغ از قوم، جنس و مذهب

هژار (275:1358) در قالب شعر زیر، مسألۀ آپارتاید نژادی در آفریقا و امریکا را نقد می‏کند. وی به انسان‏ها فارغ از قوم، نژاد و مذهب توجه یکسانی دارد و همه را در انسان‌بودن برابر می‏بیند.

ایستا اینسانم ده‏بی اینسان بم  

                              ره‏شیش بم ده‎بی وه‏ک سپییه‎کان بم

فه‏رقی شه و و روژ لای خوا نییه

                                        شه‏و بو روژ وه‏ک کانی‏یه

ترجمه: حالا انسانم، سیاه‌پوست هم باشم باید با سفیدپوستان برابر باشم. نزد خدا هیچ تفاوتی میان شب (سیاه پوست) و روز (سفیدپوست) نیست.

هژار (2001:64) احترام و توجه یکسان به فرهنگ‏های متنوع جامعه را می‏ستاید:

هه موو که‏س وه‏ک یه‏ک ته‏ماشا کرا  

                               به غیلی نه‏ما پاکی بوونه ‏برا  

ترجمه: اگر به همه به یک دیده نگریسته شد، حسادت نمی‏ماند و همه با هم برادر می‏شوند.  

هیمن (2003:2) همه را در انسانیت مشترک می‏داند و به همۀ اقوام و گروه‏ها توجهی یکسان دارد.

شیوه‏نی من شینی اینسانی یه 

                              بانگی ئازادی و گروی یه‏کسانی‏یه

ترجمه: شیون من شیونی انسانی است، بانگ آزادی و فریاد یکسانی است.

 

توزیع عادلانه درآمدها و اموال

هژار (2001:23) در قالب شعر زیر، توزیع عادلانۀ درآمدها و اموال در جامعه را مطرح می‌کند:

شوان و گاوان و جوتیر  

                                چووک و زل‏ یانی کاسب و بی‎خیر

لیکی ده‏ن، لیکی که‏ن له یه‏ک آنا   

                                سووک و سه‏نگین نه‎بی له میزانا

ترجمه: همه اعم از چوپان و کشاورز، بزرگ و کوچک، کاسب و بی‎خیر باید حق استفاده از اموال و دارایی‎های جامعه را به‌صورت برابر داشته و اموال و دارایی‏ها باید به‌صورت عادلانه میان آن‏ها توزیع شود.

 

مشارکت سیاسی

مضامین مرتبط با مشارکت سیاسی در اشعار مورد بررسی به میزان 14/7 درصد (70 بیت از 980 بیت) بازنمایی شده است. در میان ابعاد مشارکت سیاسی، مؤلفه‏های حق دخالت مردم در تعیین سرنوشت (50 بیت) و مشارکت آگاهانه (17 بیت) بیشتر از سایر مؤلفه‏ها انعکاس یافته است. در میان مؤلفه‏ها «حق دخالت مردم در تعیین سرنوشت» در اشعار هیمن به میزان 5/14درصد بیشتر بازتاب یافته است.

 

مشارکت آگاهانه

هژار (2001:16) شعر زیر را در زمان جنگ جهانی دوم و زمانی سروده است که قوای ارتش شاهنشاهی غرب و شمال غرب را تخلیه و برای یک دورۀ کوتاه این مناطق از استبداد رهایی یافتند. در این شعر، به نقش انتشار روزنامه‌ها در رشد و ارتقای آگاهی مردم اشاره کرده است. اینکه آن‏ها با مشارکت سیاسی آگاهانه‎، دیکتاتوری محمدرضاشاه را توانستند به عقب‌نشینی وادار کنند.

به بلاو بوونی دوو په ر آگاهی 

                                    بلاو بوو ارته‎شی شاهه‎نشاهی

(هه‏ژار، 2001: 16)

معنی: با انتشار دو صفحه اعلامیه، ارتش شاهنشاهی در هم شکست.

به‌نظر هیمن (219:1363)، برای رهایی جامعه از استبداد و زورگویی و فقر و فلاکت، اقشار و گروه‏های مختف جامعه باید آگاه شوند و آگاهانه در عرصه‏های سیاسی و اجتماعی شرکت کنند.

بو نه‏جاتی ئه‏م گه‏له کویله و هه‏ژار و بیکه‎سه

                      گیانی پاک و بیری تیژ و ریگه‎ناسینم ده‏وی

بو به گژ داچوونی زورداری و هه‏ژاری و ناهه‏قی

                  کارگه‏ر و جووتیری ئاگا و مستی ئاسنینم ده‏وی

ترجمه: برای نجات مردم از بردگی و بدبختی، روح پاک و هوش تیز و راه‌شناسی می‏خواهم. برای مبارزه علیه زورگویی و فقر و ناحقی، شهروندان آگاه می‏خواهم.

 

حق دخالت مردم در تعیین سرنوشت خود

هژار و هیمن در قالب ابیات زیر بر حق ملت‏ها در تعیین سرنوست خود تأکید می‏کنند.

بو خه‏باتی خویناویمان ریگۀ آزادی ته‏خت ده‏که‏ین

  بومافی چاره‏نووسی کورد، خوین و سه‏ر و مال ته‏خت اکه‌ین (هژار، 213:1358)   

ترجمه: برای انقلاب خونین‏مان راه آزادی را هموار می‏کنیم. برای حق تعیین سرنوشت جان و مال‏مان را فدا می‏کنیم.

ده‏زانن زامی دیلی چه ند به اش و چه‏ند به آزاره

            ده‎بی رابیین هه‎تا ایمه ش ده‏گه‏ینه ریزی سه‏ربه‏ستان (هیمن، 256:2003) 

معنی: درد اسارت بسیار سخت است. ما نیز باید تلاش و تمرین کنیم جزء کسانی شویم که حق تعیین سرنوشت خود را دارند.

 

تغییر اجتماعی و سیاسی

مضامین مرتبط با تغییر اجتماعی و سیاسی در اشعار مورد بررسی به میزان 8/22 درصد (223 بیت از980 بیت) بازنمایی شده است. در میان ابعاد تغییر اجتماعی و سیاسی، مؤلفه‏های تغییرات انقلابی (82 بیت)، رد سازمان‏ها، تشکیلات و ارزش‏های موجود و مشارکت آگاهانه (54 بیت)،آن چیزی که وجود دارد، بد است (40بیت)، طرد و نقض قواعد و وضع موجود (22 بیت) بیشتر از سایر مؤلفه‏ها انعکاس یافته است و کمترین بازنمایی به مؤلفۀ موافقت با اصلاحات در زمینۀ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی (4 بیت) مربوط است.

 

موافقت با نوآوری و ابتکار

منظور از موافقت با نوآوری و ابتکار که 21 بار در اشعار دو شاعر منعکس شده است، باور ذهنی به ایجاد یک مفهوم یا ایدۀ جدید است که با مفاهیم و ایده‏های رایج متفاوت باشد. هژار (2001:70) در بیت زیر مردم را به دستیابی به ابتکار و پیشرفت و نوآوری دعوت می‌کند و تنها راه دستیابی به آن ‏را تحصیل و درس‌خواندن می‌داند.

پیت ده‏لی نووکی قه‏له م گه ر ژینی خوشت پی ده‎وی

             غه‏یری من ده‏س ناکه‎وی بو ریی ته ره‎قی پیشره‎وی

ترجمه: قلم می‏گوید برای رفاه و آسایش، ترقی و پیشرفت غیر از من هیچ چیز دیگری وجود ندارد.

هیمن شعر زیر را در سال 1332و در زمانی سروده است که کشاورزی هنوز مکانیزه نشده و تکنولوژی به جامعه وارد نشده بود؛ اما وی آرزو می‏کند روزی مردم با ابتکار و نوآوری، جامعه را به سوی صنعتی‌شدن بتوانند حرکت بدهند.

داده‎مه‎زرینن له گشت شاری ولات کارخانه‎یه‏ک

          تا به ده‏ستی خوی به‎رهه‏م بی به‎رهه‏م و کرگاری کورد

به‏ر‎ده‏ده‏ن گاجووتی له‏ر، سواری تراکتوران ده‏بن

                         دیته ده‎ر بووره و به نده‏ن و نیساری کورد

ترجمه: مردم در تمام شهرها کارخانه راه می‏اندازند تا خودشان محصول تولید کنند. شخم‌زدن با گاو را رها می‏کنند و با تراکتور زمین‌های خود را شخم می‌زنند.

 

رد سازمان‌ها، تشکیلات و ارزش‏های موجود

هژار و هیمن در 54 بیت، ارزش‏ها و سازمان‏های زمانۀ خود را نفی کرده‏اند؛ زیرا در آن دوره، وضعیت یک انسان دانا چیزی جز بدبختی و حسرت نبوده است.

گه‏ر دیموکراتی و آزادی گه‏لان

                                    ا‏مه یه خوزگه م به ورچی ته‎لان

که‏نگی قانوونی جه نگه‎ل وابووه 

                                   چ جانه‎وه‎ریک امه‏ی خواردووه؟

گه‏ر ازادی مانای هه‏ر شادی      

                           بو به هیزان بی؟ تف له ازادی

(هژار، 38:1358)   

ترجمه: اگر دموکراسی و آزادی اقوام و ملت‌ها این است خوشا به حال خرس کوه‌ها. کی قانون جنگل بدین شیوه بوده است؟ اگر معنای آزادی تنها شادی برای قدرتمندان باشد، لعنت بر آزادی.

به تووتووش تووشی مه‏کته‏ب بو ده هاتم من که زانیبام

     خه‏فه‏ت، مه‏ینه‏ت، که‏سه‏ر، حه‏سره‏ت به شی اینسانی زانایه (هیمن، 133:2001)

ترجمه: اگر می‏دانستم سهم انسان دانا در این جامعه، غم و ناراحتی و بدبختی است، هیچ وقت به مکتب نمی‏رفتم.

 

موافقت با تغییرات انقلابی

مفهوم تغییرات انقلابی بارها (82 بیت) در اشعار مورد بررسی بازنمایی شده است. هژار (51:1358) سه بیت شعر زیر را در سال 1334 سروده و در آن مردم ایران را از هر قومی بر علیه حکومت پهلوی به قیام و انقلاب دعوت می‌کند تا جامعه از علف‏های هرز پاک شود.

هاکا دیت منیش راپه‏ریم            خوریم،گوریم، چریم، دریم

له‏گه‏ل تورک و عاره بی‏چاک       گه‏لی ایرانی باش و پاک

نیشتمانمان ده‏که‏ین بژار          خوین مژده برین له‏سه‏ر هه‏ژار

ترجمه: روزی خواهید دید که ما کردها، عرب‏ها، ترک‏ها و تمام ملت خوب و پاک ایران، همه علیه استبداد قیام کرده و کشورمان را از ظالمان پاک می‏کنیم.

کورده گیان اورو چاو و دلت روون 

                                      لاوانی ولات پاک آماده بوون

ته‏مای وه یانه راپه رن، ببزوون    

                                  لیوی دوژمنی هه رزه گو بدروون (هیمن، 2001 :78)

ترجمه: ای مردم کرد! مژده که تمام جوانانت قصد قیام و انقلاب علیه دشمن زورگو را دارند.

 

طرد و نقض قواعد و وضع موجود

هژار (22:1358) در دو بیت زیر، قواعد و وضع موجود زمانۀ خود را نقد و طرد می‌کند که در آن ایران و جهان زیر سلطه و هژمونی امپریالیسم امریکا است و خواهان تغییر مناسبات نابرابر در عرصۀ جهانی است.

تا او مابی ماوه شه‏ر و خوین رشتن   

                                     استعباد کردن و، بیچاره کوشتن

مه لین نازی مرد که‏س نه ما بومان 

                                   هیتله‏ر ناوی خوی ناوه ترومان 

ترجمه: تا زمانی که او (امریکا) باشد جنگ و خونریزی، بردگی و بدبختی خواهد ماند. فکر نکنید نازیسم مرد، ترومن (سی وسومین رئیس‌جمهور امریکا) نیز یک هیتلر است.

 

مقایسۀ شاخص‏های اصلی فرهنگ سیاسی

الف. مقایسه ابعاد فرهنگ سیاسی سنت گرا:

همان‏گونه که در جدول 1 نشان داده شده است، در میان ابعاد پنج‏گانۀ فرهنگ سیاسی سنت‏گرا، فقط دو بعد آن هم به میزان کمی در اشعار دو شاعر بازتاب یافته است. بعد اول، نگرش به فرد است: نسبت بسیار کمی (5 درصد) از اشعار هر دو شاعر به این مؤلفه اختصاص داده شده است. نسبت بازنمایی این مؤلفه در اشعار هژار بیشتر بوده است. بعد دوم، نگرش به جنسیت است: این بعد بسیار کم (حدود 1 درصد) در اشعار هر دو شاعر  بازتاب یافته است.

 

ب. مقایسۀ ابعاد فرهنگ سیاسی تجددگرا

در میان ابعاد پنج‏گانۀ فرهنگ سیاسی تجدد‏گرا، بعد نگرش به فرد، بیشتر از همه (حدود 53 درصد) در اشعار دو شاعر بازتاب یافته است. میزان بازتاب این بعد در اشعار هر دو شاعر بسیار به هم نزدیک بوده است.

بعد نگرش به جنسیت، کمترین (29/3 درصد) میزان بازتاب را داشته است. انعکاس بیشتر این بعد در اشعار هیمن، نشان‌دهندۀ توجه وی به مسألۀ زنان است. بعد عدالت اجتماعی در اشعار دو شاعر در مرتبۀ سوم و به میزان 26/10 درصد انعکاس یافته است. عدالت اجتماعی در اشعار هژار نمود بی‏تری داشته است. بعد مشارکت سیاسی به میزان 77/6 درصد بازتاب داشته است. این بعد در اشعار هژار بیشتر انعکاس داشته است. آخرین بعد مربوط به نگرش به تغییر اجتماعی و سیاسی است. این بعد، بعد از نگرش به فرد بیشتر از همه در اشعار مورد بررسی انعکاس داشته است. میزان بازتاب این بعد در اشعار هیمن بیشتر بوده است.

 

نتیجه‌

هژار و هیمن، دو شاعر مطرح هستند که در دورۀ حساسی از تاریخ ایران زیسته‎اند. به‌قدرت‌رسیدن رضاشاه، جنگ جهانی دوم، جمهوری‎های آذربایجان و کردستان، جنگ سرد و انقلاب اسلامی ایران همه در زمان حیات این دو شاعر رخ داده‏ است و این وضعیت در نگرش سیاسی و فرهنگی آن‏ها به‌ویژه در تکوین فرهنگ سیاسی آن‌ها بازتاب داشته است، به‌خصوص که آن‌ها نخبگان و مشاهیر مورد ارجاع و اجماع کردها هستند. این دو شاعر به نوعی بازنمای جهت‌گیری‏های شناختی، عاطفی و کنشی مردمان کردی است که در فعالیت‎های اجتماعی و سیاسی زمانۀ خود مشارکت داشته‌اند، از این‌رو با اشعار آن‏ها نوع فرهنگ سیاسی کردها را در فواصل زمانی1320-1369 در کردستان ایران می‌توان درک کرد. به‌نظر گلدمن، نظام مفهومی نهفته در اثر ادبی دو کارکرد دارد: از سویی وحدت اثر را می‎رساند و از سویی دیگر جهان‎نگری و آگاهی یک گروه اجتماعی را بیان می‎کند (پوینده، 1392: 18). نتایج یافته‎های پژوهش به‌وضوح مؤید این نظریة گلدمن است. اشعار هژار و هیمن دربارۀ فرهنگ سیاسی از یک‌سو، نشان‌دهندۀ نوعی وحدت و انسجام ادبی است و از سویی دیگر، بیان‎کنندة نوعی بینش و آگاهی‎ سیاسی کردها است که گروه اجتماعی خاصی هستند. بر اساس این، با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، میزان و نوع بازنمایی ابعاد و گونه‏های فرهنگ سیاسی در اشعار هژار و هیمن که در نیمۀ دوم قرن 20 میلادی سروده شده‌اند، مطالعه شد. نتایج نشان می‌دهد فقط در 36/ 12درصد اشعار، مؤلفه‏ها و مضامین فرهنگ سیاسی سنت‏گرا و تجددگرا انعکاس یافته است. با این وصف نشانگان فرهنگ سیاسی تجددگرا حدود بیست برابر نشانگان فرهنگ سیاسی سنت‏گرا در متن اشعار انعکاس یافته است و این مسأله بر نگاه نوگرایانۀ این دو شاعر دلالت دارد؛ بنابراین مردم کرد برخلاف استدلال بروئیین سن (1378) مستعد فرهنگی مدرن و مترقی هستند. برخلاف نگاه بروئیین سن، قطاعی‌بودن ساختار اجتماعی و توسعه‎نیافتگی اجتماعات قومی را باید در سیاست‏های هویت‎سازی دورۀ پهلوی جستجو کرد. این سیاست‏ها بر اعمال سیاست‏های توسعۀ نابرابر استوار بود (Vali, 1998: 83).

یکی از مهم‏ترین مشخصه‏های فرهنگ سیاسی شاعران مدّنظر، غلبۀ نگاه عاملیت‏گرایانه و بازاندیشانه به ساختار اجتماعی و فرهنگی مناطق کردنشین بوده که بخشی از جامعۀ ایران است. یافته‏ها نشان می‌دهد با وجود نشانه‏های اندکی از باور به گذشته و عرف و عادت (52 بیت) ابعاد 12گانۀ فردگرایی در اشعار این دو شاعر شدت در خور توجهی دارد و حدود 56 درصد (547 بیت از 980 بیت) از اشعار را به خود اختصاص داده است. در میان ابعاد 12گانۀ فردگرایی، بعد آزادی بیان (65/12 درصد) بیشتر از سایر ابعاد بازنمایی شده است.

واسازی تمایز اندرون و بیرون خانه و نقش‏های ابرازی و ابزاری از مؤلفه‏های اصلی مدرنیته و فرهنگ سیاسی تجددگرا به شمار می‏آید. در نزد شاعران مدّنظر، نگرش تجددگرایانه به جنسیت شدت چندانی نداشته است و به میزان 5/3 درصد (34 بیت از مجموع 980 بیت) انعکاس یافته است. در میان ابعاد چهارگانۀ نگرش تجددگرایانه به جنسیت، برابری جنسیتی (21 بیت) و تأکید بر نقش ابزاری برای زن در خارج از خانواده (12 بیت) بیش از سایر ابعاد بازنمایی شده است.

در نزد شاعران مدّنظر، توجه به عدالت اجتماعی به میزان 61/10 درصد (104 بیت از مجموع 980 بیت) انعکاس یافته است. از میان ابعاد عدالت اجتماعی، توجه یکسان به افراد فارغ ازهر قوم، جنس و مذهبی (61/34 درصد) بیشتر از سایر ابعاد بازنمایی شده است. بازتاب عدالت اجتماعی در آثار شاعران نشان‌دهندۀ سیاست‏های نابرابر دورۀ پهلوی است. نادر انتصار، ضمن تأیید ماهیت نابرابر سیاست‏های نوسازی رژیم پهلوی، وضعیت مناطق کردنشین را در این دوره توصیف می‌کند و در این باره چنین می‌افزاید: سیاست‏های نوسازانۀ رضاشاه عموماً به کردستان گسترش پیدا نکرد. هیچ جاده یا کارخانۀ جدیدی در کردستان ساخته نشد و سطح مراقبت‏های بهداشتی در سطح ابتدایی باقی ماند. الگوی مالکیت زمین وحتی ساختار زمین‏های وقفی اساساً بدون تغییر ماند و این بدین معنا بود که صاحبان قدرت سنتی در کردستان – خوانی قبایل و شیوخ - استثمارشان را می‌توانستند تداوم بخشند. کردستان ایالتی و شدیداً توسعه‌نیافته باقی ماند و در اقتصاد ملی ادغام نشد و این در حالی بود که در دستگاه اداری، نخبگان کرد حضور نداشتند. با توجه به مسائل دیرینۀ قومی و مذهبی بین قومی این سیاست در حکم محرومیت و به‌حاشیه‌راندن کردها به شمار می‏آمد (Entessar, 1992: 13-14).

مشارکت سیاسی در اشعار مدّنظر به میزان 14/7 درصد (70 بیت از مجموع 980 بیت) انعکاس یافته است. در میان ابعاد مشارکت سیاسی، حق دخالت مردم در تعیین سرنوشت (50 بیت از مجموع 70 بیت) بیشتر از سایر ابعاد بازنمایی شده است و ابعاد شرکت در تصمیم‏گیری‏های سیاسی، شرکت در بحث‏های سیاسی، شرکت در اجتماعات عمومی، بازتابی در این اشعار نداشته است. انعکاس نازل مشارکت سیاسی و ابعاد آن در اشعار مورد بررسی، نشان‌دهندۀ نبود ساخت فرصت‏های سیاسی در اجتماعات قومی ایران به‌ویژه در مناطق کردنشین در دورۀ پهلوی است.

نگاهی به مضامین مرتبط با نگرش به تغییرات اجتماعی و سیاسی در اشعار مورد بررسی، گویای انسداد سیاسی و گرایش مشاهیر و نخبگان به واپس‎زنی ساختارهای سیاسی و اجتماعی در دورۀ زمانی مورد بررسی و حمایت از تغییرات رادیکال است. در حدود 23 درصد (223 بیت از مجموع 980 بیت) از اشعار، ضرورت تغییرات اجتماعی و سیاسی را بررسی کرده است که در این میان مضامین حمایت از تغییرات انقلابی (7/36 درصد)، رد سازمان‏ها، تشکیلات و ارزش‏های موجود (2/24 درصد)و آن چیزی که وجود دارد، بد است (9/17درصد) بیشتر از سایر مؤلفه‌ها انعکاس یافته است. نکتۀ در خور توجه آن است که شاخص «موافقت با اصلاحات در زمینۀ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی» (8/1 درصد) کمترین بازنمایی را در اشعار مورد بررسی داشته است.

مقایسۀ مؤلفه‏های اصلی فرهنگ سیاسی نشان می‏دهد مضامین مرتبط با «فرد» بیشتر از سایر مؤلفه‏ها و مضامین مرتبط با «جنسیت» کمتر از همه انعکاس یافته است. این مسأله گویای اهمیت روندهای عمده‌ای چون فردگرایی، عاملیت انسانی و دموکراسی نزد شاعران مورد بررسی است. این روندها، مؤلفه‏های اصلی تجددگرایی هستند. بعد نگرش به جنسیت در اشعار هیمن به میزان 5 درصد بیشتر از اشعار هژار بازتاب یافته است. این افزایش نشان می‌دهد مسألۀ زنان برای هیمن مهم‌تر بوده است. انعکاس پایین موضوعات مرتبط با جنسیت، به‌دلیل اینکه هیچ بیتی از هیمن دربارۀ مخالفت با برابری جنسیتی یافت نشد و تنها یک بیت از هژار یافت شد، نمی‎تواند بیان‎کنندۀ نگرش سنت‎گرایانة آنان به مسألة زنان باشد؛ بلکه نشان از ماهیت فراجنسیتی مسائل و دغدغه‏های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مورد توجه شاعران در دورۀ حیات‏شان دارد. علاوه بر آن، فارغ از کمیّت اشعار، این مسأله در اشعار هیمن به‌صورت بسیار مدرن و مترقی بازنمایی شده است. شعر مشهور « یادگار شیرین» (هیمن، 2003: 69) دلیلی بر این ادعا است. همچنین مقایسۀ نحوۀ بازنمایی مؤلفه‏های فرهنگ سیاسی در اشعار هژار و هیمن گویای آن است که در اشعار هژار (980 بیت) بیشتر از اشعار هیمن (620 بیت) فرهنگ سیاسی بررسی شده است. با این وصف، مضامین مرتبط با فردگرایی بیشتر‏ از سایر ابعاد در اشعار این دو شاعر انعکاس پیدا کرده است.

ناگفته پیداست وجود تشابه در انعکاس ابعاد پنج‎گانۀ فرهنگ سیاسی در اشعار هژار و هیمن، از تشابه زیست جهان این دو شاعر در ابعاد مکانی (تولد و زندگی در مهاباد) و زمانی (تولد در سال1300 و مرگ در دهۀ 60 شمسی)، دوستی طولانی‌مدت، حضور در فعالیت‏های فرهنگی و سیاسی مشترک، تجربۀ مشترک حضور در فضای اجتماعی و سیاسی شهر مهاباد در جنگ جهانی دوم تأثیر پذیرفته است. دوران تاریخی خاصی که این دو شاعر در آن زیسته‌اند، دوران گسترش امواج مدرنیته در ایران  بوده است و از ورود و مواجهۀ افکار و اندیشه‌های دنیای غرب در ایران بسیار متأثر شده‏اند (فوران، 1383 :313).



[1] reflection theories

[2] Montesquieu

[3] Rousseau

[4] de Tocqueville

[5] Daniel Elazar

[6] Content Analysis

 

احمدزاده، ه. (1386). از رمان تا ملت، پژوهشی در گفتمان روایی فارسی و کردی، ترجمۀ: سجادی، ب.، سنندج: انتشارات دانشگاه کردستان.

احمدی، ح. (1392).  قومیت و قوم‏گرایی در ایران، تهران: نشر نی.

اکبر، ع. (1370). سیری در اندیشه‏های سیاسی معاصر، تهران: مؤسسۀ خدمات فرهنگی انتشاراتی الست.

امینی، ش. و رشیدی، ح. (1391). «هویت ایرانی در شعر کردی با تأکید بر اشعار شاعران معاصر (هژار و هیمن)»، فصلنامۀ مطالعات ملی، ش 51، ص131-152.

اینگلهارت، ر. و ولزل، ک. (1389). نوسازی، تغییر فرهنگی و دموکراسی، ترجمۀ: احمدی، ی.، تهران: نشر کویر.

آل غفور، م.ت. (1380). «خاستگاه فرهنگ سیاسی ایران معاصر»، نشریۀ علوم سیاسی، ش 16، ص16-35.

الکساندر، و. (1390). جامعه‎شناسی هنرها، ترجمة: راودراد، ا، تهران: نشر متن.

پوینده، م.ج. (13992). درآمدی بر جامعه‎شناسی ادبیات، تهران: انتشارات نقش جهان.

جعفرپور، ر. و خواجه سروری، غ.ر. (1391). «چارچوبی برای تحلیل و تطبیق فرهنگ سیاسی در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی، ش 20، ص85-116.

چیلکوت، ر. (1387). نظریه‏های سیاست تطبیقی، ترجمۀ: بزرگی، و. و طیب، ع.ر.، تهران: مؤسسۀ رسا.

دو وینیو، ژ. (1388). جامعه‏شناسی هنر، ترجمۀ: سحابی، م.، تهران: نشر مرکز.

سریع‌القلم، م. (1386). فرهنگ سیاسی ایران، تهران: پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

شادرو، م.ر. (1384). جزوۀ کلاسی جامعه‌شناسی ادبیات، دوره کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی.

غفاری، غ.ر. و ابراهیمی لویه، ع. (1387). جامعه‌شناسی تغییرات اجتماعی، تهران: نشر آگرا.

فوران، ج. (1383). مقاومت شکنندۀ تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمۀ: تدین، ا.، تهران: نشر مؤسسۀ خدمات فرهنگی رسا.

قیصری، ن. و شکوری، ا. (1381). «فرهنگ سیاسی، پژوهشی در ساختار و تحولات نظری یک مفهوم»، فصلنامۀ مفید، ش 32، ص 29-54.

گل‌محمدی، ا. (1386). «درآمدی بر تبیین فرهنگی سیاست (نگاهی به رهیافت فرهنگ سیاسی در علم سیاست)»، فصلنامۀ پژوهشنامۀ علوم سیاسی، ش6، ص 131-154.

مصلی‌نژاد، ع. (1388). «واکاوی فرهنگ سیاسی در ایران معاصر بر اساس تئوری انتقادی»، فصلنامۀ مطالعات سیاسی، ش 5، ص 47-60.

مک داول، د. (1383). تاریخ معاصر کرد، ترجمۀ: یونسی، ا.، تهران: نشر پانیذ.

نش، ک. (1392). جامعه‌شناسی سیاسی معاصر: جهانی‌شدن، سیاست و قدرت، ترجمۀ: بشیریه، ح.، تهران: نشر کویر.

وان برویین سن، م. (1387). جامعه‌شناسی مردم کرد، ترجمۀ: یونسی، ا.، تهران: انتشارات پانیذ.

ده‎شتی، ع. (2009). ده‎ربارۀ ناو‎روکی سیاسی و کومه‎لایه‎تی شیعره‎کانی، هه‎و‌لیر، چاپخانۀ روژهه‎لات.

ده‎شتی، ع. و ئه‎حمه‎د، ب. (2003). بارگۀ‎ یاران: سه‎رجه‎می شیعری هیمن، به‎رگی یه‎که‎م، هه‎ولیر، ئاراس.

شه‎ره‎فکه‎ندی، ع. (2001). ئاله‎کوک، هه‎ولیر.

شه‎ره‎فکه‎ندی، ع. (1385). بو کوردستان، تاران.

شیخولئیسلامی، موحه‎ممه‎دئه‎مین. (1363). پاشه‎روک، مهاباد.

Alexander,Victoria. D. (2003) Sociology of the Arts, London: Blackwell publishing.

Allen, P.M. (1954) The Sociology of Art in America, Phd Diss: Atlanta: Emory University.

Almond, G. & Sidney, V. (1963) Civic Culture, Princton university Press.

Entessar, N. (1992) Kurdish Ethnonationalism, The United States of America: Lynne Rienner Publishers.

Kornblum, W. (1994) Sociology in a changing Society, Tx: Harcourt Brace.

Paul, J. (2005) "Art as Weltanschauung: An Overview of Theory in The Sociology of Art", Electronic Journal of Sociology, 2:22-41.

Irons, J. (2009) “Political Elites and the Culture of Social Movements”. Sociology Compass, 3/3: 459–474.

Vali, A. (1998) "The Kurds and Their Others: Fragmented Identity and Fragmented Politics". Comparative Studies of South Asia ,Africa and the Middle East, 2:82-95.

Zoellick, T. (2000) "Daniel Elazar, Bogus or Brilliant: A Study of  Political Culture Across the American States,"  Res Publica - Journal of Undergraduate Research, Vol. 5 Available at: http://digitalcommons.iwu.edu/respublica/vol5/iss1/9.