میزان دینداری و ارتباط آن با استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه یاسوج)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشیار بخش جامعه شناسی و برنامه ریزی رفاه اجتماعی دانشگاه شیراز، ایران

2 استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه یاسوج، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه یاسوج، ایران

چکیده

پژوهش حاضر، با هدف مطالعه میزان دینداری و ارتباط آن با میزان و نوع استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی بر اساس نظریۀ گلوله جادوئی و مدل دینداری گلاک و استارک انجام شده است. روش پژوهش، روش پیمایشی است. بر اساس فرمول لین، حجم نمونه 400 نفر محاسبه شد که با روش نمونه‏گیری تصادفی از نوع طبقه‏ای چندمرحله‏ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‏ها، پرسشنامه‏ای با 32 پرسش، ترکیبی محقّق‏ساخته و دیگران‏ساخته است که اعتبار آن‌ها را صاحب‏نظران تأیید کردند. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (939/0) محاسبه شد. نتایج نشان داد بین میزان دینداری دانشجویان با توجه به وضعیّت عضویت و نوع فعالیت آن‌ها در شبکه‏ها تفاوتی معنادار وجود داشته است و بین سابقۀ عضویت در شبکه‏ها و میزان دینداری آنان نیز رابطه‏ای معنادار وجود داشته است؛ ولی بین میزان استفاده (فعالیت) از شبکه‏های اجتماعی و میزان دینداری، رابطۀ معناداری دیده نشد. نتایج، همچنین گویای تفاوتی معنادار بین میزان دینداری دانشجویان با توجه به جنسیت و گروه تحصیلی آن‌ها بود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Study of Religiosity and its relationship to degree and kind of web-based social networks usage (the case of Yasouj university’s students)

نویسندگان [English]

  • Asghar Mirfardi 1
  • Maryam Mokhtari 2
  • Abdollah Valinezhad 3
1 University of Shiraz, Iran
2 University of Yasoj, Iran
3 University of Yasouj, Iran
چکیده [English]

Introduction: Religiosity in society such as Iran is critical and this debate is conserning while various studies which has been done in this regard (Kalantari et. Al., 2009; Ganji et. Al, 2010; Alavi et. Al., 2010; Mousavi & Kalantari, 2011; Safiri & Meamariani, 2011; Safiri & Neamatollahi, 2011; Bahonar & Jafari, 2012; Karimian Seyghalani, 2012; Ahmadi et. Al., 2014; and Riahi et. Al., 2014) showed that religiosity and religious identity has been decreased among Iranian youth. This situation can be lead to harmfull and negative consequences, thus, it is necessary to being investigate, scientifically. The scientific investigation of web-based social networks is so important because of rapid expansion of  web-based social networks among various social stratums, especially among youth, extention of various matrials, from which, some matrials may be in contradiction with Islamic ideas, and necessary of awarening and public education via increasing growth of mass media. The religiosity reduction mentioned in previous researchs, from one side, and increasing the web-based social networks among various social stratious of society, especially youth, lead to study this subject in a research project in Yasouj University. This paper aimed to evaluate the religiosity of students and its relationship to degree and kind of web-based social networks usage based on "Uses and gratification" theory and Giddens' "Structuration" theory.
Material & Methods: Using survey method, Statistics society had been Yasouj university students during 2014-2015 semesters (by 4,195 students) ; from which 400 persons were determined based on Lin Sampling Table (1976) as sample size and were selected by classified-multi stage random sampling method. Researcher-made questionnaire was used as research tool for collecting data, which face validity and Cronbach's alpha (0.93) were used for its validity and reliability, respectively.
Discussion of Results & Coclusions: The findings showed that there is significant diference in religiosity according to membership situation in social networks, kind of social netwoks’ usage, gender and studying dicipline and there is significant direct relationship between membership history and religiosity. There is not significant relationship between the degree of social networks use and religiosity. Independent variables, can explained 15.5 percentages of dependent variable’s variance. It can be aguied, based on research findings, that internet and social networks, essentially, don,t reduce religiosity, but, as mass media, their contents, and kind of usage has some consequencies for users’ religiosity; so that some contents ans usages reduced religiosity. Thus, according findings, it can be said that while web-base social networks may have some advantages for users, but due to contents of used matrials and the kind of web-base social networks usages, lead to decrasing of youth religiosity, and consequencly, this situation can be lead to hrmfull situation in spiritual condition of society. As usages of web-base social networks, has been overwolmed during past decade and most of studies in this field have been done via survey method, qualitative methods for more understandings of social networks are suggested. According to importance of web-based social networks, ewarning and senseting family institution, education ministry, and Television and Radio organization of bad consequencies of web-base social networks is suggested. Thus, educational and cultural organizations must provide healthy contexts for youth and safeting them from bad consequences of web-base social networks via offering cultural and religious programas and contents in internet. As religious contents in web-base social networks are effective in empowerment of religiosity, it is necessary to insist local web-base social networks and provide and offer religious subjects to youth and by such services both lead youth attention to local web-base social networks and empowering youth religiosity; The Islamic culture and Adviserment ministry and Islamic Extension Organization can do effective programs in this regard.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Religious Identity
  • Web-Based Social Networks
  • student
  • Yasuoj University
  • Iran

مقدمه و بیان مساله

مذهب به‌عنوان عامل به‏وجودآورندۀ هویت مشخص برای معتقدانش (اشرفی، 1377) و میزان دینداری نیز به‌عنوان احساس تعلّق و تعهّد به دین و جامعۀ دینی (چیت‏ساز قمی، 1383: 196) از گذشته تاکنون وجود داشته است (حاجیانی، 1388) و همواره راهنمای مسیر زندگی افراد دیندار بوده است، مسیری که به نظر می‏رسد در عصر جهانی‏شدن، تحت تأثیر شبکه‏های اجتماعی درحال گسترش بین افراد مختلف جامعه و به‏خصوص جوانان قرار گرفته است.

اهمیت مبحث دینداری در کشوری مانند ایران، در حالی مطرح است که بسیاری از پژوهش‌هایی که در سال‏های اخیر در ایران انجام شده است (کلانتری و همکاران، 1388؛ گنجی و همکاران، 1389؛ علوی و همکاران، 1389؛ موسوی و کلانتری، 1390؛ سفیری و معماریانی، 1390؛ سفیری و نعمت‌اللهی، 1390؛ باهنر و جعفری، 1391؛ کریمیان صیقلانی، 1391؛ احمدی و همکاران، 1393 و ریاحی و همکاران، 1393) به کاهش میزان دینداری و هویت دینی جوانان ایران اشاره داشته‏اند که این مسأله می‏تواند تبعاتی منفی در پی داشته باشد و ضرورت توجه به این موضوع را به روش‏های علمی می‌طلبد. اهمیت مطالعۀ علمی شبکه‏های اجتماعی اینترنتی نیز به‌دلایلی همچون گسترش بی‏رویّۀ شبکه‏های اجتماعی اینترنتی بین اقشار مختلف جامعه، به‌خصوص جوانان، انتشار انواع گوناگونی از مطالب که ممکن است با آموزه‏های دین اسلام تضاد داشته باشد و آگاه‏کردن جامعه و آموزش همگانی در پرتو رشد و شتاب روزافزون رسانه‏ها است.

کاهش محدودیت‏های زمانی و مکانی عصر حاضر، نسبت به زمان‏های پیشین، گویای ورود بشر به عصر جدیدی از ارتباطات است که «ابررایانه‏ها»[1]، ایفاگران اساسی‏ترین نقش در آن هستند. بیرون‌رفتن بشر از ارتباطات چهره به چهره[2] و ورود به نوع جدیدی از ارتباطات الکترونیکی فوری به‌حدّی در زندگی بشر مهم و تأثیرگذار بوده است که کاستلز[3]، این فضای جدید را که به نظر می‏رسد متأثر از ورود فن‏آوری‏های ارتباطی، یعنی اینترنت باشد، «جامعۀ شبکه‏ای»[4] نامیده است.

از آن‏جایی که به اعتقاد استون[5]، «فضای مجازی در مقایسه با تعامل رو‏ در ‏رو، فرصت‏های بسیاری را برای تعبیر و تفسیر، پندار و پنداشت‏های دو‏طرف تعامل فراهم می‏کند» (Stone, 1991: 82-115). کاستلز نیز بستر اصلی شکل‏گیری انواع هویت را جامعۀ شبکه‏ای می‏داند (کاستلز، 1380: 20) همچنین با توجه به اینکه «انقلاب اطلاعات و ارتباطات، به‌سرعت، اقتصاد، فرهنگ و سیاست جهان را دستخوش دگرگونی کرده و جهان را عملاً به دهکدۀ جهانی تبدیل کرده است» (دایی‏زاده و همکاران، 1392) فن‏آوری اطلاعات و ارتباطات در عصر جدید را بخشی مهم و جدایی‏ناپذیر از زندگی بشر می‌توان دانست. بخشی مهم که با ظهور اشکال متنوع و جدیدی از ارتباط، بسترساز ایجاد فضاهای اجتماعی جدید و بدون مرزی شده که در نوع روابط، منش، ابعاد، مهارت‏های اجتماعی و نگرش انسان‏ها به مسائل مختلف، تأثیرگذار بوده است.

بر اساس این، کاهش دینداری اشاره‌شده در پژوهش‏های انجام‌شده و همچنین گسترش بی‏رویّۀ شبکه‏های اجتماعی اینترنتی بین اقشار مختلف جامعه به‌خصوص جوانان باعث شد در این پژوهش، شبکه‏های اجتماعی اینترنتی و ارتباط آنان با دینداری دانشجویان بررسی شود. در همین زمینه، مرکز آمار ایران (1389) با انجام پیمایشی در زمینۀ کاربران اینترنت، اعلام کرد از مجموع 856,57 کاربر اینترنت، 42/25 درصد به‌صورت مداوم در اینترنت و شبکه‏های اجتماعی فعالیت دارند که 2/21 درصد آنان جوانان بوده‏اند، جوانانی که در دورۀ تثبیت هویت و هویت‏یابی‏ هستند و به‌عنوان یکی از مهم‏ترین رده‏های سنی، به‏دلیل داشتن خصوصیات خاص دورۀ جوانی، بیشترین ارتباط را با این رسانه‏های ارتباط‏جمعی‏ دارند. به نظر می‏رسد پژوهش در باب تأثیرات شبکه‏های اجتماعی اینترنتی به‏ویژه در دانشگاه دولتی یاسوج با توجه به بافت نیمه‌سنتی- نیمه‌مدرن استان کهگیلویه و بویراحمد و آثار فراوان ازلحاظ فرهنگی و اجتماعی بر وضعیت این استان، اهمیت زیادی دارد. دیگر جنبۀ اهمیت این پژوهش، توجه اندک نظریه‏پردازان و پژوهشگران به مطالعه و فعالیت در این زمینه است.

در نهایت، شبکه‏های اجتماعی اینترنتی به‏دلیل قابلیت دسترسی آسان و دامنۀ وسیع مطالب متنوع در آن‌ها، جوانان زیادی را به خود جذب می‏کنند. با وجود پیامدهای مثبت این شبکه‏ها، به نظر می‏رسد تقابل این شبکه‏های جهانی که مطابق عرف غربی اداره می‌شوند و هرگونه خبر، مطلب، تحلیل، عکس، ویدئو و ...در آن‌ها بدون هیچ محدودیتی منتشر می‏شود، با شرایط جامعۀ دینی ایرانی که بر آموزه‏های اسلام استوار است، مشکلات و تناقض‏هایی را در پی داشته باشد که اهمیت پژوهش در این زمینه را آشکار می‏کند. بر اساس این، هدف از این پژوهش، بررسی دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج و ارتباط آن با میزان و نوع استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی است.

 

پژوهش‌های پیشین

الماسی (1387) در پژوهشی با عنوان «بررسی رابطۀ استفاده از اینترنت و هویت اجتماعی دختران دانشجو: مطالعۀ موردی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد ایلام» به این نتیجه رسید دخترانی که هویت دینی قوی‏تری داشتند، کم‏تر به چت‌کردن با جنس مخالف گرایش داشتند.

علوی و همکاران (1389) در مقاله‏ای با عنوان «مقایسۀ هویت ملی و مذهبی در افراد معتاد به اینترنت و غیرمعتاد» به این نتیجه رسیدند که استفادۀ زیاد از اینترنت با نقایصی در برخی جنبه‏های هویت ملی و مذهبی می‌تواند مرتبط باشد.

احمدپور و قادرزاده (1389) در مطالعه‏ای با عنوان «تعامل در فضای سایبر و تأثیر آن بر هویت دینی جوانان» به ماهیت آسیب‏زای تعامل در فضای سایبر بر هویت دینی دانشجویان در ابعاد پنج‏گانۀ تجربی، پیامدی، اعتقادی، مناسکی و شناختی دست یافتند.

فرهنگی و جامع (1389) در پژوهشی با عنوان «رسانه و دین» نشان دادند مطالب دینی اینترنت به‌میزان 1/69 درصد در باورها و اعتقادهای دینی کاربران تأثیر داشته است.

نجاتی حسینی (1391) در پژوهشی با عنوان «بازنمایی خدا در بلاگفای فارسی (تحلیل الهیّات مردم‏پسند مجازی اینترنتی در ایران)» به این نتیجه رسید که وبلاگ‏ها بنابر ماهیت رسانه‏ای و مجازی منحصر به فرد خود توانسته‏اند برداشت سنتی و قرائت پیشامجازی از خداوند و الهیّات آن را به چالش کشند و درعوض به هژمونی متنی و مجازی «خدای دین مردم‏پسند» اجازۀ بروز و ظهور دهند.

زکی (1392) در مقالۀ «اینترنت و میزان دینداری جوانان (مورد: دختران و پسران 19 تا 30 سالۀ شهر اصفهان)» با هدف بررسی رابطۀ استفاده از اینترنت و ارتباط آن با دینداری جوانان، در بخش توصیفی پژوهش به این نتیجه رسید که استفاده از اینترنت در جوانان، کم‏تر از حدّ متوسط و میزان دینداری جوانان بیشتر از حدّ متوسط است. تحلیل همبستگی نیز نشان داد رابطه‏ای خیلی ضعیف و منفی بین اینترنت و میزان دینداری وجود داشته است.

اسچرودر و همکاران[6](1999) در مقالۀ پژوهشی خود با عنوان «مقدس و مجازی: دین در واقعیت مجازی چندکاربری» تعامل اجتماعی میان شرکت‏کنندگان در مراسم کلیسا در محیط واقعیت مجازی چندکاربری آنلاین را واکاوی کرده‌اند. همچنین برخی از مشخصه‏های اصلی اجتماع‏های عبادی را در جهان مجازی با محوریت دینی و شکل‏های مجزاکنندۀ این اجتماع‏ها از دیگر جهان‏های مجازی بررسی کردند؛ سپس برخی از موضوع‏های پژوهشی مربوط به علم اخلاق و روش‏هایی را بررسی کردند که در مطالعۀ رفتار آنلاین در جهان‏های مجازی مطرح هستند.

خالد[7] (2007) در مقالۀ پژوهشی خود با عنوان «جهانی‏شدن و دین» ابتدا تعریفی از اوضاع جهانی‏شدن عرضه کرده و سپس به‌طور جدی دربارۀ رابطۀ میان جهانی‏شدن و دین با مطالعۀ تأثیرات متقابل و پیامدهای مثبت و منفی این دو بر یکدیگر، بحث کرده و سرانجام دربارۀ رابطۀ دین و جهانی‏شدن هم از منظر دین به‌ویژه اسلام و هم از جنبۀ نکات مثبت تعیین‌کننده در ایجاد یکنواختی درون فرایند جهانی‏شدن سخن گفته است.

مهتا[8] (2010) در مقالۀ «فرهنگ کالا و محدوده‏های اجتماعی- مذهبی: زنان مسلمان در دهلی» تأثیر رسانه‏های مدرن در زنان مسلمان دهلی را در طول 30 سال مؤثر بررسی کرد. یافته‏های پژوهش نشان داد زنان مسلمان، مفرضه‏های سنتی مصرف رسانه‌ای را کاملاً تغییر داده و سبک زندگی و الگوهای اندیشیده‌شده از خود را بازبینی کرده‏اند.

کالینزمایو[9] (2012) در مقاله‏ای با عنوان «جوانی و دین، با رویکردی بین‏المللی» نوع نگرش جوانان مذهبی و غیرمذهبی را به دین و امور مذهبی بررسی کرد. نتایج این پژوهش، دلایلی مانند فرهنگ و عرف محلی و همچنین تلاش‏های رسانه‌ها و دولت‌ها را برای شخصی‏سازی افکار و اعمال بر میزان دینداری جوانان تأثیرگذار برشمرد. در این پژوهش، حرکت از دینداری به معنویت مدّنظر بود.

شورت[10] (2015) در پژوهشی با عنوان «ارتباط بین میزان دینداری و مصرف سایت‏های اینترنتی پورن[11]» که در بین 223 نفر از دانشجویان امریکایی انجام شد، به این نتیجه رسید که افرد مذهبی، نسبت به افراد غیرمذهبی علاقۀ بسیار کم‏تری به تماشای سایت‌های پورن دارند. نتیجه‏گیری دیگر این پژوهش این بود که استفاده از سایت‏های اینترنتی پورن، میزان دینداری و معنویت دانشجویان را شدیداً کاهش می‏دهد. پژوهشگر درنهایت با وجود اینکه سایت‏های اینترنتی پورن را عاملی مهم در تضعیف دینداری دانشجویان قلمداد می‏کند، در عین حال پژوهشگران بعدی را به پژوهش هرچه بیشتر در این زمینه ترغیب می‏کند.

با وجود نقاط قوّت پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه، نقاط ضعفی نیز در آن‏ها دیده می‏شود، به این صورت که اولاً فضای مجازی و اینترنت را به‌صورت کلی در نظر گرفته‏اند و دوماً، با وجود اینکه در اینترنت، دامنۀ وسیعی از مطالب متنوع، دردسترس است که کاربران با توجه به علایق و سلیقه‏های خود به سمت آن‌ها می‏روند، بر نوع استفادۀ کاربران از این مطالب تأکید زیادی نشده است؛ ولی در پژوهش حاضر فقط بر شبکه‏های اجتماعی اینترنتی مانند واتسآپ، وایبر، نیمباز، هایک، تانگو، بی‏تاک، لاین، فیسبوک، یوتیوب، تویتر، اینستاگرام و ... تمرکز شده است و در کنار اهمیت‌دادن به وضعیت عضویت و میزان استفاده از این شبکه‏ها می‌کوشد رابطۀ نوع استفادۀ کاربران را از مطالب این شبکه‏ها بررسی کند.

 

چارچوب نظری

دین و مذهب به‌عنوان منابعی معنابخش در زندگی افراد که همواره نقشی پررنگ در زندگی مردم داشته‏اند، در آراء نظریه‌پردازانی مانند وبر[12]، دورکیم[13]، و گیدنز[14] ریشه داشته است (Mitchel, 2011) و پژوهشگران و نظریه‏پردازان بسیاری به آن توجه کرده‌اند. دورکیم به نقش مذهب بر میزان همبستگی میان افراد اشاره می‌کند و آن را از نیروهایی می‏داند که در فرد، احساس الزام اخلاقی به هواداری از درخواست‏های جامعه ایجاد می‏کند (کوزر، 1380: 196-187). رویکرد وبر به مذهب نیز شبیه همان سنتی است که دورکیم نمایندۀ آن است، سنتی که عواقب اجتماعی باورها و رسوم توتم‏پرستان، رقص و دیگر فعالیت‏هایی را بررسی می‌کند که جنبۀ عبادی می‌یابند و نسبت به اشیاء مقدس انجام می‏شوند (هیوز، 1369: 280-279). گیدنز نیز برای مشخص‌شدن هویت فردی، افرادی را مثال می‏زند که احساس منسجمی نسبت به پیوستگی سرگذشت خویش ندارند و به بیان بهتر، هویت شخصی ندارند (گیدنز، 1383: 83).

مید[15] «خود» را منشأ و مرکز روابط اجتماعی می‏داند (توسلی، 1371: 271). او خویشتن را فی‏نفسه همان هویت اجتماعی‏ای می‌بیند که از یکسو از مناسبات متقابل میان گفتگوی فرد در ذهن و از سوی دیگر، از گفتگوی فرد با دیگران در عرصۀ مناسبات اجتماعی نشأت می‏گیرد (جنکینز، 1381: 74). در نظریۀ کولی[16]، «خودِ» یک شخص، از رهگذر تبادل او با دیگران، رشد می‏کند (تنهایی، 1373: 405). به اعتقاد وی، روابط صمیمانه‏ای که در گروه‏های نخستین وجود دارد، مهم‏ترین نقش را در فرایند هویت‏یابی ایفا می‏کنند و این هویت از سطح این گروه‏ها، حتی به سطح جهانی هم می‌تواند گسترش یابد (توسلی، 1376: 298). جنکینز[17]، اندیشمند متأثر از آموزه‌های مکتب کنش ‏متقابل نیز معتقد است افراد، متفاوت هستند؛ اما خویشتن، به‌طور کامل در ظرف اجتماع ساخته می‏شود (جنکینز، 1381: 35)؛ یعنی افراد، خودشان و دیگران را در جریان فرایند اجتماعی‏شدن و تعامل با دیگران، تعریف و بازتعریف می‌کنند.

در زمینۀ دینداری، یکی از مدل‏های شاخصی که پژوهشگران در پژوهش‏ها استفاده می‌کنند، مدل دینداری گلاک و استارک است که برای سنجیدن نگرش‏ها و باورهای دینی و دینداری ساخته شده است. پرسشنامۀ دینداری گلاک و استارک برای استانداردکردن در کشورهای مختلف اروپا، امریکا، آفریقا و آسیا و روی پیروان ادیان مسیحیت، یهودیت و اسلام اجرا شده (گلاک و استارک، 1965 نقل از طالبان، ۱۳۷۷) و با دین اسلام هم انطباق یافته است (سراج‌زاده، ۱۳۷۴). این پرسشنامه یک مقیاس پنج بعدی است که شامل ابعاد پنجگانۀ اعتقادی، عاطفی (تجربی)، پیامدی، مناسکی (عملی) و فکری است و میزان دینداری را می‌سنجد.

بعد اعتقادی یا باورهای دینی عبارت است از باورهایی که انتظار می‏رود پیروان آن دین به آن‌ها اعتقاد داشته باشند.

بعد مناسکی یا اعمال دینی، شامل اعمال دینی مشخصی همچون عبادت، نماز، شرکت در آئین‌های دینی خاص، روزه‌گرفتن و... است که انتظار می‌رود پیروان هر دین آن‌ها را به جا آورند.

بعد تجربی یا عواطف دینی، بر عواطف، تصورات و احساسات مربوط به داشتن رابطه با جوهری ربوبی همچون خدا یا واقعیتی غایی یا اقتداری متعالی ناظر است.

بعد فکری دین یا دانش دینی بر اطلاعات و دانسته‌های مبنایی در مورد معتقدات هر دین مشتمل است که پیروان باید آن‌ها را بدانند.

بعد پیامدی یا آثار دینی ناظر به تأثیرات باورها، اعمال، تجارب و دانش دینی بر زندگی روزمرۀ پیروان است (گلاک و استارک، ۱۹۶۵ نقل از سراج‌زاده، ۱۳۷۴).

در بحث نظریه‏های ارتباطات، نظریۀ گلوله جادویی، رسانه را منبعی قدرتمند و خطرناک تلقی می‏کند که گیرنده یا مخاطب، درمقابل تأثیرهای پیام‏های آن، ضعیف است و چاره‏ای برای فرار از تحت تأثیر قرارگرفتن در مقابل آن‌ها ندارد (سورین و تانکارد، 1384: 310؛ دادگران، 68:1385). در نظریۀ برجسته‏سازی، انواع چیزهایی را که مردم دربارۀ آن‌ها بحث می‌کنند و یا می‌اندیشند، قویاً رسانه‏های خبری شکل می‏دهند (ویمر و دومینیک، 1384: 702). بیشتر مردم مطابق نظریۀ مارپیچ سکوت، از منزوی‏شدن هراس دارند و می‏کوشند هنگام ابراز عقیده، نظر خود را با عقیدۀ مورد اجماع اکثریت، هم‏آهنگ کرده و از آن تبعیّت کنند (محسنیان‏راد، 1384: 495) کانون تمرکز نظریۀ کاشت، تأثیر تصویرسازی تلویزیون از واقعیت بر فهم مخاطبان است. فرضیۀ اصلی این نظریه این است که فرد هر‏چه زمان بیشتری را صرف تماشای تلویزیون کند، احتمال آنکه ریشۀ مفاهیمی که از واقعیت گزارش می‏کند، در تصاویر تلویزیونی باشد، بیشتر است (گونتر، 1384: 309؛ بهرامیان، 1388: 144). استدلال نظریۀ وابستگی نیز این است که هرچه وابستگی رسانه‏ای مخاطب به یک پیام خاص، شدیدتر باشد، احتمال تغییر شناخت، احساس و رفتار او تحت تأثیر آن پیام بیشتر خواهد بود (سورین و تانکارد، 1384: 414-413).

بررسی میزان و نوع استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی و ارتباط آن با دینداری را از دیدگاه‏های گوناگون می‌توان بررسی کرد. برای چارچوب نظری این پژوهش، از نظریۀ گلوله جادویی استفاده شده است که درادامه تشریح می‏شود.

این نظریه که در اواسط قرن بیستم ارائه شد، مخاطب را منفعل و رسانه را همه‏کاره می‌داند و از بین عناصر ارتباطی، تأکید بیشتری بر پیام دارد. این نظریه با مفروض‌گرفتن «قدرت نامحدود پیام رسانه‏ها» و «شکنندگی بالای مخاطب در برابر پیام‏های ارتباط جمعی»، تأثیر رسانه‏ها را مستقیم، فوری و قوی می‏داند (سورین و تانکارد، 1384: 310). دو اصطلاح «شلیک گلوله[18]» و «تزریق‌کردن آمپول[19]» مؤید این امر است که جریان قوی و منسجم اطلاعات که به‌صورت مستقیم از یک منبع قدرتمند برای مخاطب یا دریافت‌کنندۀ پیام فرستاده می‏شود، بر وی تأثیر زیادی دارد. این نظریه معتقد است پیام، همانند گلوله‏هایی است که از دهانۀ تفنگ (رسانه) به مغز فرد (مخاطب یا دریافت‌کننده) شلیک می‏شود؛ به تعبیر دیگر پیام‏های رسانه‏ای، همانند آمپول‏هایی هستند که مستقیم در بدن مخاطبان منفعل تزریق می‏شود و بلافاصله تأثیر عمیقی روی آن‏ها برجای می‏گذارد. در این دیدگاه، رسانه، منبعی قدرتمند و خطرناک تلقی می‌شود؛ زیرا گیرنده یا مخاطب در مقابل تأثیرات پیام، ضعیف است و برای فرار از تحت تأثیر قرارگرفتن در مقابل پیام چاره‌ای ندارد (دادگران، 68:1385)؛ بنابراین نظریۀ سوزن تزریقی، از ‌یکسو مخاطبان را منفعل و از سوی دیگر رسانه‏های جمعی را دارای قدرت تعیین‌کننده می‌داند و وسایل ارتباط‏جمعی را به سرنگی تشبیه می‌کند که می‏توانند محتوای پیام خود را به مخاطبان تزریق کنند.

دوران شکوفایی این نظریه که رادیو و تلویزیون، دو عامل مهم شکل‏گیری آن به شمار می‏آیند، در خلال دو جنگ جهانی (1920-1940) بود. این نظریه، ضمن داشتن نقاط قوّت زیاد، با چند انتقاد رو‏به‏رو است:

الف. جامعه را به‌صورت مجزا و بدون ارتباط‏های میان‏فردی در نظر می‏گیرد؛

ب. تأثیر پیام‏های وسایل ارتباطی را پایدار می‏داند و این در حالی است که تأثیرهای کوتاه‏مدت نمی‏تواند نظم اجتماعی را استوار نگاه دارد؛

ج. تکرار پیام با تأثیر برابر نیست؛ زیرا در بعضی موارد، تکرار پیام تأثیر منفی دارد؛

د. این نظریه در جوامعی مطرح است که تنوع و تعدد رسانه‏ها و کثرت وسایل ارتباطی وجود ندارد (رزاقی، 1381: 85)؛ بنابراین از نظریۀ گلوله جادویی، فرضیه‏هایی را پیرامون رابطۀ میزان دینداری با میزان و نوع استفاده از شبکه‏های اجتماعی می‌توان استخراج کرد.

متغیر وابستۀ دینداری نیز بر اساس مدل گلاک و استارک سنجش و تحلیل شده است. 

 

فرضیه‏های پژوهش

1. به ‏نظر می‏رسد بین میزان دینداری پاسخگویان با توجه به وضعیت عضویت آن‌ها در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی، تفاوت معناداری وجود دارد.

2. به نظر می‏رسد بین سابقۀ عضویت در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی و میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، رابطۀ معناداری وجود دارد.

3. به نظر می‏رسد بین میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی و میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، رابطۀ معناداری وجود دارد.

4. به نظر می‏رسد بین میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج با توجه به نوع استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی، تفاوت معناداری وجود دارد.

5. به نظر می‏رسد بین میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، با توجه به جنسیت آن‌ها تفاوت معناداری وجود دارد.

6. به نظر می‏رسد بین میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، با توجه به گروه تحصیلی آن‌ها تفاوت معناداری وجود دارد.

 

روش‏شناسی

جامعۀ آماری این پژوهش که به روش‏های پیمایش و اسنادی انجام شده است، شامل کلیّۀ دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه یاسوج در سال تحصیلی 1394-1393 است که تعداد 195,4 نفر بوده‏اند. واحد آماری پژوهش نیز یک نفر دانشجوی دانشگاه یاسوج در سال تحصیلی 1394-1393 است. حجم نمونۀ پژوهش بر اساس جدول لین، 381 مورد برآورد شد که برای افزایش دقت، به 400 مورد ارتقاء یافت. روش نمونه‏گیری استفاده‌شده در پژوهش نیز، تصادفی از نوع طبقه‏ای چندمرحله‏ای[20] بوده است. روش نمونه‏گیری و گردآوری داده‏های پژوهش نیز به این صورت بود که پس از تعیین حجم نمونه بر اساس جدول لین، نسبت‏های هر دانشکده، مقطع تحصیلی و جنسیت محاسبه شد. در مرحلۀ بعد، به دانشکده‏ها مراجعه و پرسشنامه به‌صورت تصادفی در بین دانشجویان هر دانشکده، پرسشنامه توزیع شد. به‌طور میانگین، هر پاسخگو برای پرکردن هر پرسشنامه، 14 دقیقه نیاز داشت که پژوهش‌گر در این فاصله در نزدیکی پاسخگو قرار داشت تا به ابهام‌ها و پرسش‌های احتمالی وی جواب دهد. فرایند توزیع پرسشنامه در بازه‏ای 14 روزه انجام شد و در این چهارده روز (بدون احتساب روزهای جمعه و تعطیل) این فرایند از ساعت 9 صبح تا 18 عصر ادامه داشت.

در پژوهش حاضر، برای سنجش سازۀ دینداری (وابسته)، پرسشنامۀ گلاک و استارک (Glock & Stark, 1965) با ضریب آلفای 93/0 که در مطالعات تجربی سراج‏زاده (1375) با ضریب آلفای 94/0، طالبان (1379) با ضریب آلفای 93/0، غیاثوند (1380) با ضریب آلفای 91/0، آهنکوب‏نژاد (1388) با ضریب آلفای 84/0، سراج‏زاده و مهدوی (1390) با ضریب آلفای 97/0 و احمدی و همکاران (1393) با ضریب آلفای 91/0 استفاده شده است، با اندکی دخل و تصرف به کار گرفته شده است. این پرسشنامه از چهار بعد اعتقادی (6 پرسش)، احساسی (6 پرسش)، پیامدی (6 پرسش) و مناسکی (5 پرسش) تشکیل شده است که گویه‏های آن در سطح ترتیبی و در قالب 23 گویۀ 5 جوابی سنجیده شده است. روش نمره‌گذاری آن نیز به‌صورت کاملاً موافقم (نمرۀ 5)، موافقم (نمرۀ 4)، بی‏نظر (نمرۀ 3)، مخالفم (نمرۀ 2) و کاملاً مخالفم (نمرۀ 1) بوده است.

شبکه‏های اجتماعی اینترنتی که جوامعی آنلاین و حاصل تعامل بین گروه‏های هم‏فکر و دوستان هستند و ویژگی بازبودن و بی‌تمرکزی دارند (Castells, 2009: 20)، متغیر مستقل اصلی و متغیرهای مستقل زمینه‏ای پژوهش نیز جنسیت و گروه تحصیلی هستند.

در زمینۀ شبکه‏های اجتماعی اینترنتی، از پرسشنامه‏ای خودساخته با 7 پرسش استفاده شده است که وضعیت عضویت، سابقۀ عضویت، میزان فعالیت روزانه و نوع فعالیت کاربران این شبکه‏ها را می‌سنجد.

در این پژوهش، از دو نوع اعتبار[21] صوری و اعتبار تجربی بهره گرفته شده است. برای تعیین صوری پرسشنامه، از نظر چند تن از استادان جامعه‏شناسی استفاده و نکات اصلاحی آن‌ها در پرسشنامه لحاظ شد. در اعتبار تجربی نیز با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی، اعتبار ابزار پژوهش بررسی شد؛ یعنی با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی، تلاش شد این مسأله آزموده شود که آیا معرف‏های یک متغیر در تحلیل عاملی، قابلیت بارشدن روی یک عامل را دارند یا خیر. برای تعیین اعتبار سازه‏ای پرسشنامۀ دینداری، از دو آزمون  KMOو ضریب بارتلت[22] استفاده ‏شده که مشخص شد در سطح معنی‏داری (000/0)، میزان KMO و بارتلت دینداری به‌ترتیب 952/0 و 463/5636 بوده است.

برای تعیین پایایی[23] ابزار پژوهش نیز از آلفای کرونباخ شده است. ضریب آلفا برای متغیر دینداری کلی (939/0) و برای ابعاد اعتقادی (905/0)، احساسی (806/0)، پیامدی (730/0) و مناسکی (855/0) محاسبه شد. پس از جمع‏آوری و گرد‏آوری اطلاعات لازم برای استخراج آن‌ها، داده‏ها برای تجزیه و تحلیل به نرم‏افزار  SPSS انتقال داده شد. تحلیل یافته‏ها در دو بخش آمار توصیفی و آمار توصیفی و آمار استنباطی ارائه شد.

 

یافته‏های پژوهش

الف) یافته‏های توصیفی

همان‏طور که در جدول 1 آمده است، از میان 400 پاسخگو 25/53 درصد، زن و75/46 درصد، مرد بوده‏اند که از این میان،5/ 73درصد در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی عضویت داشته‌اند و 5/26 درصد نیز عضو این شبکه‏ها نبوده‌اند.

بیشترین سابقۀ عضویت، زیر 12 ماه (55/44 درصد) بوده و پس از آن به‌ترتیب، 24-13 ماه (21/27 درصد)، 49 ماه به بالا (58/12 درصد)، 36-25 ماه (54/10 درصد) و 48-37 ماه (10/5 درصد) بوده است.

میزان استفادۀ پاسخگویان از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی نیز به این صورت بوده است که 106 نفر از آن‌ها (5/26 درصد) فعالیتی در این شبکه‏ها نداشته‏اند. بیشترین میزان استفادۀ پاسخگویان مربوط به «بیش از 4 ساعت» (25/20 درصد) بوده و پس از آن «کم‏تر از یک ساعت» (25/17 درصد)، «بین یک تا دو ساعت» (75/15 درصد)، بین دو تا سه ساعت (12 درصد) و «بین سه تا چهار ساعت» (25/8 درصد) در رده‏های بعدی قرار دارند.

 

 

جدول 1- فراوانی جنسیت، گروه تحصیلی، وضعیت عضویت، سابقۀ عضویت و میزان فعالیت پاسخگویان در شبکه­های اینترنتی

متغیر

فراوانی

درصد معتبر

کل پاسخگویان

فراوانی

درصد

جنسیت پاسخگویان

زن

213

25/53

400

100

مرد

187

75/46

گروه تحصیلی پاسخگویان

علوم پایه

98

5/24

400

100

علوم انسانی

129

25/32

فنی و مهندسی

115

75/28

کشاورزی

58

5/14

وضعیت عضویت در شبکه‏های اینترنتی

بلی

294

5/73

400

100

خیر

106

5/26

سابقۀ عضویت در شبکه‏های اینترنتی

زیر 12 ماه

131

6/44

294

100

24-13 ماه

80

2/27

36-25 ماه

31

5/10

48-37 ماه

15

1/5

49 ماه به بالا

37

6/12

میزان فعالیت در شبکه‏های اینترنتی

صفر

106

5/26

294

100

کم‏تر از یک ساعت

69

25/17

بین یک تا دو ساعت

63

75/15

بین دو تا سه ساعت

48

12

بین سه تا چهار ساعت

33

25/8

بیشتر از چهار ساعت

81

25/20

             

 

 

 

در جدول 2 فراوانی و درصد نوع استفادۀ کاربران از مطالب شبکه‏های اینترنتی آمده است. مطابق نتایج، 12/23 درصد از پاسخگویان (68 نفر) اعلام کرده‏اند که مطالب احساسی- عاطفی را دنبال می‏کرده‏اند. پس از آن نیز به‌ترتیب، پاسخگویان، مطالب سیاسی (7/18 درصد)، ورزشی (94/13 درصد)، فرهنگی (9/10 درصد)، مذهبی (9/10 درصد)، روان‌شناختی (84/8 درصد)، علمی (1/5 درصد)، طنز (1/5 درصد) و سایر مطالب (4/3 درصد) را دنبال می‏کرده‏اند.

 

 

جدول 2- فراوانی نوع استفاده از شبکه‏های اینترنتی در بین پاسخگویان

 

مذهبی

سیاسی

ورزشی

روان‌شناختی

احساسی

فرهنگی

علمی

طنز

سایر

کل

فراوانی

32

55

41

26

68

32

15

15

10

294

درصد

9/10

7/18

94/13

84/8

12/23

9/10

1/5

1/5

4/3

100

 

 

 

بر اساس نتایج حاصل در جدول 3 که میزان دینداری و ابعاد آن در بین پاسخگویان را نشان می‏دهد، نمرۀ دینداری 75/13 درصد از پاسخگویان در سطح پایین، 25/71 درصد در سطح متوسط و 15 درصد نیز در سطح بالا بوده است.

 

 

 

جدول 3- میزان دینداری و ابعاد آن در بین پاسخگویان

متغیر دینداری و ابعاد آن

پایین

متوسط

بالا

کل

دینداری (کلی)

تعداد

55

285

60

400

درصد

75/13

25/71

15

100

بعد اعتقادی

تعداد

63

268

69

400

درصد

75/15

67

25/17

100

بعد احساسی

تعداد

54

279

67

400

درصد

5/13

75/69

75/16

100

بعد پیامدی

تعداد

81

256

63

400

درصد

25/20

64

75/15

100

بعد مناسکی

تعداد

64

263

73

400

درصد

16

75/65

25/18

100

 

 

ب) یافته‏های استنباطی

برای تعیین نرمال‌بودن متغیرهای کمّی پژوهش، از آزمون کولموگروف اسمیرنف[24] استفاده شد و مشخص شد که توزیع داده‏ها، نرمال است؛ بنابراین برای سنجش همبستگی متغیرهای کمّی پژوهش، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.

نتایج به‌دست‌آمده در جدول 4 نشان می‏دهد با توجه به مقدار آزمون  T(433,2-) و سطح معنی‌داری (015/0)‏، تفاوت معناداری بین میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، با توجه به وضعیت عضویت آن‌ها در شبکه‏های اینترنتی در سطح خطای کمتر از 05/0 و سطح اطمینان 95 درصد وجود داشته است. نتیجۀ این آزمون نشان می‌دهد عضویت در این شبکه‌ها، باعث کاهش نمرۀ دینداری می‏شود.

 

 

جدول 4- مقایسۀ میانگین دینداری پاسخگویان با توجه به وضعیت عضویت آن‌ها در شبکه‏های اینترنتی

وضعیت عضویت

تعداد پاسخگویان

میانگین دینداری

انحراف معیار

­ T

Sig

بله

294

3503/83

63422/17

433/2-

015/0

خیر

106

3113/88

96682/18

 

 

 

بر اساس نتایج به‏دست‌آمده در جدول 5 با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون (307/0-) و سطح معناداری (000/0)، بین مدت‏زمان استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی و میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، تفاوت معناداری وجود داشته است؛ به عبارت بهتر هرچه سابقۀ عضویت در این شبکه‏ها، بیشتر باشد، نمرۀ دینداری کاهش خواهد یافت. همچنین بین میزان استفاده از شبکه‏های اینترنتی و میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج با توجه به سطح معناداری ‏(209/0‏)، رابطۀ معناداری وجود نداشت.

 

 

 

جدول 5- نتایج تحلیل همبستگی پیرسون ارتباط بین میزان دینداری و سابقۀ عضویت و میزان استفاده از شبکه‏های اینترنتی

متغیر مستقل

تعداد پاسخگو

ضریب پیرسون

Sig

سابقۀ عضویت در شبکه‏های اینترنتی

294

307/0-

000/0

میزان فعالیت در شبکه‏های اینترنتی

400

63/0-

209/0

 

 

 

نتایج جدول 6 نشان می‏دهد با توجه به سطح معنی‏داری (000/0) و نسبتF  (645/3)، بین نوع استفاده از شبکه‏های اینترنتی و میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، تفاوت معناداری وجود داشته است.

 

 

 

جدول 6- نتایج تحلیل واریانس ارتباط بین میزان دینداری دانشجویان با توجه به نوع استفادۀ آن‌ها از شبکه‏ها

نوع استفاده

تعداد پاسخگویان

میانگین دینداری

انحراف معیار

F

Sig

احساسی-عاطفی

68

1618/84

96863/13

645/3

000/0

سیاسی

55

5455/77

71603/24

ورزشی

41

1220/85

31861/15

فرهنگی

32

2188/78

75048/17

مذهبی

32

6250/95

75759/10

روان‌شناختی

26

6538/82

76640/10

علمی

15

4000/88

54777/16

طنز

15

1333/80

84592/20

سایر مطالب

10

7000/78

73985/10

کل

294

3503/83

63422/17

 

 

بر اساس نتایج آزمون توکی که در جدول 7 آمده است، فقط بین مطالب مذهبی با سه نوع دیگر مطالب تفاوت معناداری دیده شد، به این صورت که با توجه به سطح معنی‌داری (000/0) بین مطالب مذهبی با مطالب سیاسی، سطح معنی‌داری (048/0)، بین مطالب مذهبی با مطالب احساسی- عاطفی و سطح معنی‏داری (002/0) بین مطالب مذهبی با مطالب فرهنگی، در سطح خطای کمتر از 05/0 و سطح اطمینان 95 درصد تفاوت معناداری وجود داشت.

 

جدول 7- نتایج آزمون توکی (HSD) دینداری پاسخگویان با توجه به نوع استفادۀ آنان از شبکه‏های اینترنتی

مطالب                   مطالب

تفاوت میانگین

خطای استاندارد

Sig

مذهبی                  سیاسی

              احساسی-عاطفی

                   فرهنگی

07955/18

46324/11

40625/17

78632/3

65077/3

25749/4

000/0

048/0

002/0

 

 

 

نتایج به‏دست‌آمده در جدول 8 نشان می‏دهد با توجه به مقدار آزمون  T(992/3) و سطح معنی‌داری (000/0)‏، بین میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، با توجه به جنسیت آن‌ها در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی نیز در سطح خطای کم‏تر از 05/0 و سطح اطمینان 95 درصد، تفاوت معنا‏داری مشاهده شد.

 

 

 

جدول 8- مقایسۀ میانگین دینداری پاسخگویان با توجه به جنسیت آن‌ها

جنسیت

تعداد پاسخگویان

میانگین دینداری

انحراف معیار

­ T

Sig

زن

213

0563/88

83197/14

992/3

000/0

مرد

187

2180/80

59931/20

 

 

نتایج به‌دست‌آمده در جدول 9 نشان می‏دهد با توجه به مقدار (001/0) نسبت F (858/5) معنادار است؛ بنابراین می‏توان گفت بین میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج، با توجه به گروه تحصیلی آن‌ها تفاوت معناداری وجود داشته است.

 

 

 

جدول 9- نتایج تحلیل واریانس ارتباط بین میزان دینداری دانشجویان با توجه به گروه تحصیلی آن‌ها

متغیر مستقل

فراوانی

میانگین دینداری

انحراف معیار

F

Sig

پایه

98

9694/86

86343/17

858/5

001/0

انسانی

129

0388/86

83765/16

فنی

115

9826/78

10588/19

کشاورزی

58

9828/88

95659/16

کل

400

6650/84

10600/18

 

 

بر اساس نتایج آزمون توکی که در جدول 10 آمده است، فقط بین دانشکدۀ فنی و مهندسی با دیگر دانشکده‏ها تفاوت معناداری دیده شد، به این صورت که با توجه به سطح معنی‏داری (006/0) بین میزان دینداری دانشجویان دانشکدۀ فنی و مهندسی با دانشکدۀ علوم پایه و سطح معنی‏داری (011/0) بین میزان دینداری دانشجویان دانشکدۀ فنی و مهندسی با دانشکدۀ علوم انسانی و سطح معنی‌داری (003/0) بین میزان دینداری دانشجویان دانشکدۀ فنی و مهندسی با دانشکدۀ کشاورزی، در سطح خطای کمتر از 05/0 و سطح اطمینان 95 درصد تفاوت معناداری وجود داشت.

 

 

جدول 10- نتایج آزمون توکی (HSD) میزان دینداری پاسخگویان با توجه به گروه تحصیلی آن‌ها

گروه تحصیلی               گروه تحصیلی

تفاوت میانگین

خطای استاندارد

Sig

 فنی و مهندسی                    پایه                    

                                      انسانی

                             کشاورزی

98678/7-

05615/7-

00015/10-

44489/2

28078/2

86413/2

006/0

011/0

003/0

 

نتایج به‌دست‌آمده در جدول 11 نیز نشان می‏دهد متغیرهای جنسیت، مطالب مذهبی، عضویت در شبکه، سابقۀ عضویت در شبکه‌ها، مطالب ورزشی و دانشکدۀ فنی و مهندسی توانسته‏اند در معادلۀ رگرسیونی باقی بمانند. بر اساس نتایج، قوی‏ترین متغیر پیش‌بینی‌کنندۀ دینداری، متغیر جنسیت (مرد) است. این متغیر به‌تنهایی 8/3 درصد از واریانس دینداری را تبیین می‏کند. در مرحلۀ دوم با ورود مطالب مذهبی، ضریب تعیین به 072/0 می‏رسد که نشان می‏دهد این متغیر، 4/3 درصد به قدرت پیش‏بینی افزوده است. در مراحل بعدی، با ورود متغیرهای عضویت در شبکه (بله)، سابقۀ عضویت، مطالب ورزشی و دانشکدۀ فنی به‌ترتیب به مقدار 6/1، 2/4، 3/1، و 2/1 درصد به قدرت پیش‏بینی افزوده می‏شود. بر اساس ضرایب بتای استانداردشده، متغیرهای مستقل جنسیت (مرد) با بتای 200/0Beta= - و مطالب مذهبی با بتای 192/0Beta= به‌ترتیب بیشترین سهم را در تبیین دینداری داشته‏اند. ضریب بتا به این معنا است که به‌عنوان مثال، 314/0- در بحث سابقۀ عضویت، به‌میزان هر واحد افزایش، 314/0 واحد از نمرۀ دینداری کسر خواهد شد. درنهایت مشخص شد مدل رگرسیونی پژوهش، مدل متوسطی است و مجموعۀ متغیرهای مستقلی که می‌توانستند در مدل بمانند، فقط 5/15 درصد از تغییرات متغیر وابستۀ دینداری را توانستند تبیین کنند.

 

 

 

جدول 11- نتایج آزمون تحلیل رگرسیون چندمتغیره (گام به گام) عوامل مؤثر بر میزان دینداری

مدل

Beta

T

Sig

R

R2

R2.adj

F

Sig

ثابت

-----

307/27

000/0

----

-----

----

-----

----

جنسیت (مرد)

171/0-

507/3-

001/0

200/0

040/0

038/0

610/16

000/0

مطالب مذهبی

187/0

901/3

000/0

277/0

077/0

072/0

521/16

000/0

عضویت در شبکه(بله)

377/0-

386/5-

000/0

308/0

095/0

088/0

845/13

000/0

سابقۀ عضویت

303/0-

394/4-

000/0

373/0

139/0

130/0

957/15

000/0

مطالب ورزشی

142/0

871/2

004/0

393/0

154/0

143/0

355/14

000/0

دانشکدۀ فنی

120/0-

498/2-

013/0

409/0

167/0

155/0

162/13

000/0

 

 

 

خلاصه و نتیجه

امروزه شبکه‏های ارتباط جمعی اینترنتی در بین تمام اقشار مردم، در حال گسترش است و پیامدهای این شبکه‏ها، هم از‌لحاظ اجتماعی و هم از لحاظ فرهنگی مهم است و تقریباً توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب کرده است. یکی از جنبه‏هایی که از این شبکه‏ها متأثر است، دینداری است و در این میان، دینداری جوانان می‏تواند بیشترین تأثیر را داشته باشد. از آنجایی که شبکه‏های اجتماعی اینترنتی، به‌عنوان فضایی جدید، خود را به کاربران می‌توانند تحمیل کنند و همچنین تنوع مطالب آن‌ها که گاهی با آموزهای دینی در تضاد است، در دینداری جوانان ایرانی می‌تواند تأثیرگذار باشد، مسألۀ اصلی پژوهش حاضر را شکل داد.

در این پژوهش مشخص شد بر اساس نظریۀ گلوله جادویی و همچنین نتایج پژوهش، نوع مطالبی که در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی عرضه می‏شوند، رابطه‏ای معنادار با دینداری داشته است. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، تفاوت معناداری بین وضعیت عضویت و نیز سابقۀ عضویت در این شبکه‏ها با دینداری دانشجویان وجود داشته است.

وجود تفاوت معنادار در دینداری دانشجویان با توجه به وضعیت عضویت آن‌ها در شبکه‏های اینترنتی، با توجه به مقدار آزمون  T (433/2-) و سطح معنی‌داری (015/0)‏ به این معنا بود که عضویت در این شبکه‏ها باعث کاهش نمرۀ دینداری می‏شود. بر اساس نظریۀ گلوله جادویی به نظر می‏رسید تفاوتی معنادار در دینداری افراد، با توجه به وضعیت عضویت آن‌ها در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی وجود داشته باشد. نتیجۀ این فرضیه مطابق نظریۀ گلوله جادویی و درراستای نتایج همین فرضیه در تمامی پژوهش‏های انجام‌شده در این زمینه بود.

همچنین مشخص شد بین متغیر میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی و میزان دینداری، ارتباط معناداری وجود ندارد، فرضیه‏ای که در پژوهش‌های عباسی‏قادی (1386)، احمدپور و قادرزاده (1389) و علوی و همکاران (1389) تأیید شده بود. بر اساس چارچوب نظری پژوهش، انتظار می‏رفت رابطۀ معناداری بین میزان استفاده از شبکه‏های اینترنتی و میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج وجود داشته باشد. میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعی به‌تنهایی رابطۀ معنی‏داری با دینداری دانشجویان ندارد و در معادلۀ رگرسیونی نیز اگرچه در تعامل با دیگر متغیرهایی مانند وضعیت عضویت و نوع استفاده از شبکه‌ها قرار گرفت؛ در معادلۀ رگرسیونی وارد نشد و سهمی در تبیین متغیر وابستۀ هویت دینی نداشت. این یافته با توجه به نتایج فرضیۀ قبلی (وضعیت عضویت و میزان دینداری) به‌لحاظ جامعه‏شناختی نشان می‏دهد اینترنت و شبکه‏های اجتماعی، فی‏نفسه باعث کاهش دینداری نمی‏شوند، بلکه ابزار ارتباطی‌ای هستند که ممکن است عضویت در آن‏ها، پیامدهایی را برای کاربران‏ داشته باشد.

تأییدشدن فرضیۀ دوم (سابقۀ عضویت و میزان دینداری) با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون (307/0-) و سطح معناداری ‏(‏000/0‏) به این معنا است که هرچه سابقۀ عضویت در این شبکه‏ها بیشتر باشد، نمرۀ دینداری، کمتر است. نتیجۀ این فرضیه نیز با چارچوب نظری پژوهش و پژوهش‏های عباسی‏قادی (1386)، احمدپور و قادرزاده (1389)، علوی و همکاران (1389)، فرهنگی و جامع (1389) همسو است.

در فرضیۀ نوع استفاده از شبکه‏های اینترنتی و میزان دینداری (فرضیۀ چهارم) نیز با توجه به سطح معنی‏داری (000/0) نسبتF  (645/3) معنادار تلقّی شد که به‌معنای وجود تفاوتی معنادار بین نوع استفاده از شبکه‏های اینترنتی و میزان دینداری دانشجویان دانشگاه یاسوج بود. مطابق نتایج تحلیل، مشخص شد کسانی ‏که در این شبکه‏ها مطالب مذهبی را دنبال می‏کنند، نمرۀ دینداری بالاتری دارند. این فرضیه در پژوهش‏های نجاتی حسینی (1391) و فرهنگی و جامع (1389) نیز تأیید شده بود. نتایج پژوهش فرهنگی و جامع نشان داده بود مطالب دینی اینترنت، به‌میزان 1/69 درصد در باورها و اعتقادهای دینی کاربران تأثیر دارد.

در معادلۀ رگرسیونی نیز فقط متغیرهای جنسیت (مرد)، مطالب مذهبی (از نوع استفاده)، عضویت در شبکه‏ها، سابقۀ عضویت در شبکه‏ها، مطالب ورزشی (از نوع استفاده) و گروه فنی و مهندسی (از گروه‏های تحصیلی) توانستند در معادله باقی بمانند و 5/15 درصد واریانس متغیر وابستۀ دینداری را تبیین کنند.

یافته‏های پژوهش نشان داد رابطۀ معناداری بین نوع استفاده، وضعیت عضویت و سابقۀ عضویت در شبکه‏های اجتماعی، از یکسو و میزان دینداری پاسخگویان از سوی دیگر وجود دارد. با وجود این و بر اساس این یافته‏ها به‌صورت قاطع شبکه‏های اجتماعی را مغایر با دین نمی‌توان در نظر گرفت. با توجه به اینکه بر اساس مدل رگرسیونی، تنها 5/15 درصد از واریانس متغیر وابسته (دینداری) در این پژوهش را متغیرهای مورد بررسی تبیین کرده‏اند، شرایط و عوامل دیگری در کنار این عوامل  نقش مهمی در دینداری دارند؛ اما آنچه که این میزان از واریانس را برای دینداری تبیین کرده است، با ویژگی‏های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کاربران شبکه‏های مجازی می‌تواند مرتبط باشد که در این شبکه‌ها عضویت و فعالیت دارند. می‌توان استدلال کرد که افراد با روحیۀ مذهبی بالا، کمتر از دیگران در شبکه‏های اجتماعی عضویت دارند و حتی افراد مذهبی در صورت عضویت، کمتر به شبکه‏های اجتماعی وابستگی نشان می‏دهند. بر اساس یافته‏های این پژوهش، نوع استفادۀ آن‌ها نیز تفاوت زیادی با افراد کمتر مذهبی دارد، اگرچه این مسأله می‏تواند ناشی از فقر و نداشتن گوشی مناسب و یا امکان استفاده از اینترنت نیز باشد.

بر اساس نتایج می‏توان گفت اینترنت و شبکه‏های اجتماعی، فی‏نفسه دینداری را کاهش نمی‏دهند، بلکه ابزاری ارتباطی هستند که نوع محتوای آن‌ها و نوع کاربرد و استفاده از آن‌ها، پیامدهایی را برای دینداری کاربران دارد، به‌گونه‏ای که برخی از محتواها و نوع کاربری‏ها- که در دوران کنونی بخش در خور توجهی از محتواها را به خود اختصاص داده است- باعث کاهش تقویت دینداری آن‌ها می‏شود؛ بنابراین با استناد به پژوهش حاضر و همچنین پژوهش‏های انجام‏شده در این زمینه، می‏توان به این نتیجه رسید که ممکن است شبکه‏های اجتماعی اینترنتی فوایدی در بر داشته باشند؛ ولی با توجه به محتوای مطالب مورد استفاده و نوع استفاده از شبکه‏های اجتماعی، بر کاهش دینداری جوانان تأثیر بسزایی دارند و این واقعیت می‏تواند برای وضعیت عقیدتی و معنوی جامعه، آسیب‏زا باشد؛ زیرا جوانان (به‌عنوان آینده‏سازان جامعه)، بیشتر در معرض این شبکه‏های اجتماعی اینترنتی قرار دارند و به همین دلیل ضرورت دارد کاربران و متولیان امور فرهنگی و اجتماعی نسبت به محتوای شبکه‏ها و پیامدهای فردی و اجتماعی آن‌ها آگاهی و نظارت لازم داشته باشند و با تهیۀ محتواهای سودمند، کارشناسانه و متناسب با نیاز روز جوانان، این ابزار ارتباطی را برای تقویت باورهای دینی و سالم‌سازی نسل جوان به کار بگیرند.

با توجه به اینکه استفاده از شبکه‏های اجتماعی اینترنتی در کشور ایران، در یک دهۀ اخیر فراگیر شده است و بیشتر پژوهش‌هایی که در این مدت کوتاه انجام شده‏اند به روش پیمایشی بوده است، پیشنهاد می‏شود پژوهشگران علاقه‌مند به این حوزه، مسائل مربوط را برای فهم بیشتر، به روش کیفی انجام دهند. همچنین پیشنهاد می‏شود نهادهای خانواده‏، وزارت آموزش و پرورش و به‏ویژه رسانۀ ملی، جوانان را از پیامدهای منفی عضویت در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی آگاه کنند و مراکز فرهنگی و تربیتی نیز با تدارک برنامه‏های فرهنگی- مذهبی در فضای اینترنت، بستری سالم را برای رشد جوانان و همچنین ایمن نگه‌داشتن آنان از پیامدهای منفی شبکه‏های اجتماعی اینترنتی فراهم کنند. با توجه به نتایج پژوهش، مبنی بر اینکه مطالب مذهبی‏ای که در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی وجود دارند، در تقویت دینداری اثرگذارند، پیشنهاد می‏شود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی با راه‏اندازی شبکه‌های اینترنتی بومی و ارائۀ مطالب دینی در آن‌ها با رویکرد علمی و کارشناسانه، هم جوانان را به فضاهای اینترنتی بومی جذب کنند و هم با عرضۀ این‌گونه مطالب مذهبی، باعث تقویت دینداری آنان شوند.



[1]Macro Computer

[2]Face to Face

[3] Castells

[4]Network Society

[5] Stone

[6] Schroeder

[7] Khaled

[8] Mehta

[9]Mayo

[10]Short

[11]Porn

[12] Weber

[13]Durkheim

[14] Giddens

[15] Mead

[16] Cooley

[17] Jenkinns

[18]Bullet

[19] Hypodermic Needle

[20] Classified Multistage Random Sampling

[21] Validity

[22] Bartlett

[23] Reliability

[24]Kolmogorov-Simirnov Test

 

آهنکوب‏نژاد، م. (1388). «مطالعۀ میزان پای‌بندی دینی جوانان شهر اهواز»، پژوهش جوانان، فرهنگ و جامعه، ش 3، ص 24-1.

اشرفی، ا. (1377). بی‏هویتی اجتماعی و گرایش به غرب: بررسی عوامل اجتماعی-فرهنگی مؤثر بر گرایش نوجوانان به الگوهای فرهنگی غربی (رپ و هوی متال) در تهران، پایان نامۀ کارشناسی ارشد دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس.

احمدپور، م. و آقازاده، ا. (1389). «تعامل در فضای سایبر و تأثیر آن بر هویت دینی جوانان»، دو فصلنامۀ علمی تخصصی پژوهش جوانان، فرهنگ و جامعه، ش 5، ص 99-75.

احمدی، س.؛ میرفردی، ا. و ابتکاری، م. (1393). «بررسی رابطۀ هویت دینی و سرمایۀ اجتماعی (مورد مطالعه: شهر یاسوج)»، جامعه‌شناسی کاربردی، س 25، ش 4، ص 16-1.

الماسی، م. (1387). «بررسی رابطۀ استفاده از اینترنت و هویت اجتماعی دختران دانشجو: مطالعۀ موردی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد ایلام»، مجموعه مقالات همایش جوانان و هویت ایرانی، تهران: پژوهشکدۀ علوم انسانی و مطالعات اجتماعی، ص 105-82.

باهنر، ن. و جعفری، ط. (1391). «تلویزیون و تأثیر آن بر هویت دینی، گروهی و جنسیتی ایرانیان؛ (مطالعه نظریه کاشت در ایران)»، مطالعات فرهنگ ارتباطات، س 13، ش 17، ص 7-44.

بهرامیان، ش. (1388). جزوۀ نظریه‏های ارتباطات جمعی، دانشگاه جامع علمی کاربردی.

تنهایی، ح. (1373). درآمدی بر مکاتب و نظریه‏های جامعه‏شناسی، تهران: نشر مرندیز.

توسلی، غ. (1371). نظریه‏های جامعه‏شناسی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت).

توسلی، غ. (1376). نظریه‏های جامعه‏شناسی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت).

جنکینز، ر. (1381). هویت اجتماعی، ترجمۀ: یاراحمدی، ت.، تهران: نشر شیرازه.

چیت‏ساز قمی، م. (1383). گسست نسلی در ایران: افسانه یا واقعیت، به اهتمام علیخانی، ع ا.، تهران: پژوهشکدۀ علوم انسانی جهاد دانشگاهی.

حاجیانی، ا. (1388). جامعه‏شناسی هویت ایرانی، تهران: پژوهشکدۀ تحقیقات استراتژیک.

باهنر، ن. و جعفری، ط. (1391). «تلویزیون و تأثیر آن بر هویت دینی، گروهی و جنسیتی ایرانیان؛ (مطالعۀ نظریۀ کاشت در ایران)»، مطالعات فرهنگ-ارتباطات، س 13، ش 17، ص 44-7.

دادگران، م. (1385). مبانی ارتباطات جمعی، تهران: مروارید، چاپ علم.

دایی‏زاده، ح.؛ فلاح، و.؛ حسین‏زاده، ب. و حسین‏پور، ح. (1392). «تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر مهارت دانش آموزان سال سوم متوسطه»، فصلنامۀ مطالعات جامعه‏شناختی جوانان، س 3، ش 9، ص 92-75.

ریاحی، م.؛ علیزاده، ت.؛ اشتیاقی، م. و کاظمیان، م. (1393). «تلویزیون و هویت دینی (مطالعۀ موردی دانشجویان دانشگاه مازندران)»، جامعه‌شناسی کاربردی، س 25، ش 2، ص 48-33.

زکی، م. (1392). «اینترنت و میزان دینداری جوانان (مورد: دختران و پسران 19 تا 30 سالۀ شهر اصفهان)»، فصلنامۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی، س 4، ش 2، ص 43-21.

سراج‏زاده، ح. (1375). بررسی رابطۀ دین‏داری و بزهکاری دانش‏آموزان دبیرستان‏های تهران، تهران: ادارۀ آموزش و پرورش .

سفیری، خ. و معماریانی، ز. (1390). «بررسی هویت دینی و ملی دختران و پسران مقطع متوسطه، با تأکید بر پایگاه اقتصادی و اجتماعی (مطالعۀ موردی: مناطق دو و یازده تهران)»، فصلنامۀ خانواده، ش 3 و 4، ص 31-7.

سفیری، خ. و نعمت‏اللهی، ز. (1391). «رابطۀ ابزارهای جهانی‏شدن و هویت دینی»، مطالعات و تحقیقات اجتماعی، دوره 1، ش 1، ص 70-39.

سورین، و. و تانکارد، ج. (1384). نظریه‏های ارتباطات، ترجمۀ: دهقان، ع ر.، تهران: دانشگاه تهران.

طالبان، م. (1379). بررسی تجربی دین‏داری نوجوانان کشور، گزارش پژوهشی، معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش.

عباسی‏قادی،م. (1386). «بررسی رابطۀ استفاده از اینترنت و هویت دینی کاربران»، فصلنامۀ رسانه، ش 69، ص 197-173.

علوی، س.؛ جنتی‏فرد، ف. و مرآثی، م. (1389). «مقایسۀ هویت ملی و مذهبی در افراد معتاد به اینترنت و غیرمعتاد»، جامعۀ پژوهش فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، س 1، ش 1، ص 119-107.

غیاثوند، ا. (1380). بررسی فرایند جامعه‏پذیری دینی جوانان (مطالعۀ موردی: دانشجویان دانشگاه تهران)، پایان‏نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.

فرهنگی، ع. و جامع، ر. (1389). «رسانه و دین»، فصلنامۀ پژوهش فرهنگی، س 11، ش 10،ص 182-147.

کاستلز، م. (1380). عصر اطلاعات، جامعۀ شبکه‏ای، ترجمۀ: علیقلیان، ا. و خاکباز، ا.، جلد 2، تهران: طرح نو.

کریمیان صیقلانی، ع. (1391). «شناخت هویت دینی دانشجو جهت تحول بنیادین در دانشگاه‏های ایران اسلامی»، فرهنگ در دانشگاه اسلامی، س 2، ش 3، ص 486-465.

کلانتری، ع.؛ عزیزی، ج. و زاهدانی، س. (1388). «هویت دینی و جوانان (نمونۀ آماری جوانان شهر شیراز)»، فصلنامۀ تحقیقات فرهنگی، دوره 2، ش 6، ص 141-125.

کوزر، ل. (1380). زندگی و اندیشۀ بزرگان جامعه‏شناسی، ترجمۀ: ثلاثی، م.، تهران: نشر علمی.

گنجی، م.؛ نعمت‏اللهی، ز. و. طاهری، ز. (1389). «رابطۀ هویت دینی و سرمایۀ اجتماعی در بین مردم شهر کاشان»، جامعه‏شناسی کاربردی، س 21، ش 4، ص 124-143.

گونتر، ب. (1384). روش‌های تحقیق رسانه‌ای، ترجمۀ: نیکو، م.، تهران: ادارۀ کل پژوهش‌های سیما.

گیدنز، آ. (1383). تجدد و تشخص، ترجمۀ: موفقیان، ن.، تهران: نشر نی.

گیدنز، آ. (1384). مسائل محوری در نظریۀ اجتماعی: کنش، ساختار و تناقض در تحلیل اجتماعی، ترجمۀ: رضایی، م.، تهران: سعاد.

مرکز آمار ایران. (1390). نتایج آمارگیری از کاربران اینترنت 1389، درگاه مرکز آمار ایران، در:

http://www.amar.org.ir/Portals/0/Files/abstract/1389/n_IT_89.pdf، [13/02/1393].

محسنیان‏راد، م. (1384). ارتباط‏شناسی ارتباطات انسانی (میان‌فردی و گروهی جمعی)، تهران: انتشارات سروش.

موسوی، م. و کلانتری، م. (1390). «راهکارهای تقویت هویت اسلامی و هویت ملّی از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظّم رهبری»، مطالعات قدرت نرم، س 2، ش 5، ص 93-71.

نجاتی ‏حسینی، م. (1391). «بازنمایی خدا در بلاگفای فارسی (تحلیل الهیّات مردم‏پسند مجازی اینترنتی در ایران)»، فصلنامۀ دین و ارتباطات، س 19، ش 1، ص 194-157.

ویمر، ر. و دومینیک، ج. (1384). تحقیق و رسانه‏های جمعی، ترجمۀ: سید‏امامی، ک.، تهران: انتشارات سروش.

هیوز، ا. (1369). آگاهی و جامعه، ترجمۀ: فولادوند، ع.، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اوّل.

Castells, M. (2009) Communication Power, Oxford University Press.

Collins-Mayo, S. (2012) “Youth and Religion. An International Perspective”, Theo-Web. Zeitschrift für Religion Spädagogik, 11(1):80-94.

Glock, C. & Stark, R. (1965) Religion and society in Tension, Chicago: Rand McNally.

Khaled, M. (2007)Globalization and Religion, Conference in Globalization, Conflict & the Experience of localities Rome, Italy.

Kia, A. (2007) Professional users' cyberspace and identity. Allameh Tabaabai University: Tehran.

Macfadyen, Leah. P. (2002) The Culture(s) of Cyberspace, Available at: http://homepage.mac.com/leahmac/LM/.

Mehta, S. (2010). “Commodity Culture and Porous Socio-Religious boundries: Muslim Women in Delhi”, South Asia Research, 30(1): 1-24.

Mitchel, P. (2011) National identity, London: Oxford University Press.

Schroeder, R. Heather, N. & M. Lee, R. (1999)The Sacred and the Virtual: Religin in Multi-User Virtual Reality. Jcmc.

Short, M.B. (2015) “The Relationship between Religiosity and Internet Pornography Use”, Journal of Religion and Health, 54(2):571-583.

Stone, R. (1991)Will the Real Body please stand up? This essay was first published in the anthology cyberspace: First steps. ed. Micheal Benedikt. Cambridge.

Vincent, R. & Basil, D. M. (1997) “College Student’s News Gratifications”,Media Use and Current Events Knowledge, 4(2):380-392.