بررسی اثرات رقابت‌های درون‌گروهی بر توسعة محلی (مورد مطالعه: شهر زرنق در استان آذربایجان شرقی)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشیار، جامعه‌شناسی توسعه، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ایران

2 کارشناس ارشد توسعة اجتماعی دانشگاه تهران، ایران

چکیده

در ادبیات جامعه‌شناسی توسعه دربارة نقش مؤلفه‌های تعاون، همکاری، مشارکت و ... در توسعه به‌طور عام و توسعة محلی به‌طور خاص قلم‌فرسایی شده است؛ اما دربارة جایگاه رقابت و کشمکش­های فردی و گروهی به‌عنوان عناصری تعیین‌کننده در مناسبات اجتماعات محلی کوتاهی شده است. هدف این پژوهش در درجة اول، بررسی ارتباط میزان رقابت­گرایی مردمی با توسعة اجتماعات محلی و در گام بعدی، بررسی این رابطه با حضور متغیرهای واسطی مانند اعتماد، انسجام، مشارکت و روابط اجتماعی به‌عنوان عناصر تشکیل‌دهندة سرمایة اجتماعی است. پژوهش با روش «پیمایش» متکی بر نمونة 370 نفری از افراد بالای 18 سال ساکن در شهر زرنق از توابع استان آذربایجان شرقی بوده است. یافته­ها نشان می‌دهد بین رقابت­گرایی و تمایزخواهی­های مردمی با سطح توسعة عینی و ذهنی در منطقة مطالعه‌شده ارتباط مستقیم وجود داشته است؛ به‌طوری‌که هرچه میزان رقابت­گرایی مردمی بالاتر بوده، به همان میزان، توسعة محلی افزایش یافته است؛ اما این رابطه با حضور متغیرهای واسطی مانند اعتماد، انسجام، مشارکت و روابط اجتماعی ناپدید می­شود. بدین معنا که متغیرهای واسط، خود نیز به‌عنوان متغیرهای مستقل، ارتباط مستقیم با توسعة محلی دارند؛ اما در تقابل با رقابت‌گرایی عمل کرده­اند. درواقع میزان قوت یا ضعف جمع‌گرایی یا گروه‌گرایی میان اعضای اجتماع مطالعه‌شده، رابطة مستقیم با توسعة محلی را تبیین می­کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Study of the Effects of Intra-Group Competition on Community Development (Case Study: Zarnagh in East Azerbaijan)

نویسندگان [English]

  • Moosa Anbari 1
  • Mehdi Valinasab 2
1 University of Tehran, Iran
2 University of Tehran, Iran
چکیده [English]

Introduction
Community development is an important part of the ongoing development debate. Now the community development is referred to as a substitute for macro-based approaches to development. This form of development is in contrast with the integrated and homogenizing trends. It suggests that people's participation and engagement in development, encouraging development from the bottom, and exploiting the potential and capacities of the local community are vitally important. Various interpretations of community development and various examples have been presented. For a long time, the notion was that for the sake of development, a form of cultural and social cohesion was inevitable. That is why most policies and plans were implemented to realize the same idea. But over the time, it has become clear that many social differences and inequalities are inseparable, and they must be recognized and accepted in order to organize development plans with these differences. Geography, language, ethnicity, and different experiences of life, constitute a form of unity and social cohesion, which, despite some similarities, should be examined and understood based on the "difference" pattern. In spite of the very powerful flow of social spaces, the "communities" are joined by a an external force and formulated under the international community and based on specific cultural and economic patterns. Therefore, there comes an opposing force in which its specific social and cultural patterns are created to shape a collective life in accordance with a self-imposed pattern. To this end, these divergent social forces justify a concept called " community development”.
The purpose of the present study is to examine the relationship between competition and community development to demonstrate that not only the priori conception of community development as a form of cooperation, participation, integration and trust between the members of the community that led to development, but it is no longer relevant to the present realities of these local communities; rather, this normative viewpoint can be misleading, if we neglect the capacity and potentiality of forces such as competitions, conflicts of local communities, etc. It should be noted that the second dimension of the dichotomy of the current research is cooperation in the form of a social capital indicator, which is a more comprehensive concept.
 
Materials & Methods
 
The present study was carried out by survey method. Survey is a method for obtaining information about the views, beliefs, opinions or actions of members of a statistical society (Babbie, 2006:530). The data gathering tool was a researcher-made questionnaire based on available scales. In order to evaluate the validity of the questionnaire, the viewpoint of scholars and experts were considered and the Cronbach's alpha coefficient was used to determine its reliability. According to official statistics, the population of the citizens over the age of 18 living in the city of Zarnagh is 3285, of whom we collected a sample of 345 individuals based on Cochran formula and simple sampling method.
 
Discussion of Results & Conclusions
The findings show that there is a direct correlation between the sense of competition and popular differentiation with the level of objective and subjective developments in the studied region, so the more popular competition, the more community development. But this relationship disappears with the presence of such intermediating variables as trust, solidarity, partnership and social relations. The meaning of this is that moderating variables as independent variables have a direct relationship with community development, but they have been in opposition to competing. In fact, what explains this direct relationship with community development is the degree of strength or weakness of collectivism or grouping among members of the community.
study.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Competitiveness
  • Community Development
  • Trust
  • Solidarity
  • Participation
  • Zarnagh

مقدمه و بیان مسأله

گفتمان و فراروایت «توسعه» به‌مرور اقتدار هژمونیکِ معرفت‌شناختی ناظر بر خود را از دست داده است. اگرچه هنوز پیش‌فرض توسعه (توسعه‌یافتگی)، سیاست­گذاری و برنامه­ریزی برای رسیدن به آن، هستة مقوم هر نظام اجتماعی را برمی‌سازد و جریان­ها و نیروهای مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را در راه رسیدن به توسعه بسیج می­کند، باید اضافه کرد اجماع گذشته دربارة الگوی تک­ساحتی توسعه به‌تدریج تضعیف شده است و آواهای مختلفی در این گفتمان طنین­‌انداز شده‌اند. انگارة پیشین توسعه و تقلیل­گرایی حاکم بر آن، تمام دغدغة خود را بر رشد اقتصادی و انباشت سرمایه و ثروت قرار داده بود و توسعه­یافتگی را با تحقق این اهداف «این­همان» فرض می­کرد. هدف، دگرگونی ساحت­های مختلف اجتماعی براساس اصل نوسازی و زدودن و محو بارقه­های فرهنگ بومی و محلی بود؛ اما سپری‌شدن زمان و برملاشدن سیاست­های ناظر بر صنعت توسعه سبب ایجاد پرسش­هایی شد. اگرچه این سؤالات و دغدغه‌های پسین، ریشه در پروژه­های نوسازانه داشت، نقد گفتمان مسلطِ توسعه به اصلی­ترین راهبرد آنها بدل گشته بود. بنابراین، فهم کلی و یکپارچه­ساز از پیشرفت و توسعه به‌تدریج جای خود را به دیدگاه­های زیاد و متنوعی داد که در تباین با آن، توسعه را به‌مثابة همزیستی فرهنگی، واگرایی­های مقوم اجتماعی، تحمل تفاوت­ها، پاسداشت و احترام به ارزش­های محلی و نه حذف آنها می‌‍فهمید. بدین­ترتیب، با یک چرخش معرفت­شناسانه نسبت به فهم­ از توسعه روبه‌رو هستیم که خود را در مفاهیم جدیدی متبلور می­کند. محیط­زیست­گرایی، توسعة محلی، توسعة فرهنگی و ... فقط بخشی از این فهم جدید به توسعه هستند.

توسعة محلی هم­اکنون بخش مهمی از مباحث جاری دربارة توسعه را به خود اختصاص داده است و از آن به‌عنوان بدیل رویکردهای کلان­محور توسعه یاد می­شود. این شکل از توسعه در تباین با عاملیت کلان­ و جریان­های یکپارچه‌ساز و همگن­کننده­ قرار دارد؛ مشارکت و تعامل سازندة مردمی را برای توسعه پیشنهاد می­کند؛ به تجویز توسعه از پایین می‌پردازد و سودای بهره­گیری از پتانسیل­ها و ظرفیت­های مقبول اجتماع محلی را در سر می­پروراند. برداشت­های مختلفی از توسعة محلی[1]، ارائه و مصداق­های گوناگونی برای آن برشمرده شده است. تا مدت زیادی این تصور حاکم بود که برای توسعه­یافتگی شکلی از همگونی و همگرایی فرهنگی و اجتماعی اجتناب­ناپذیر است. به این دلیل، بیشتر سیاست­ها و برنامه­ها برای تحقق همین ایده به اجرا درمی‌آمد؛ اما با گذشت زمان معلوم شد بسیاری از تفاوت­ها و ناهمسانی­های اجتماعی غیرقابل حذف هستند و باید بر موجودیت آن، گردن نهاد و آنها را پذیرفت و نظام برنامه­ریزی را باتوجه‌به همین تفاوت­ها سازماندهی کرد. جغرافیا، زبان، قومیت و تجربه­های مختلف زیسته، برسازندة شکلی از وحدت و انسجام اجتماعی است که با وجود برخی شباهت­ها آنها را باید براساس الگوهای «تفاوت» بررسی کرد و فهمید. با وجود جریان بسیار قدرتمندی که با درنوردیدن فضاهای اجتماعی، «اجتماع»‌ها را به پیوست یک نیروی فرامکانی درمی­آورد و تحت جامعة جهانی و براساس الگو­های ویژة فرهنگی و اقتصادی صورت‌بندی می­کند، جریانی مخالف نیز در کار است که الگوهای خاص اجتماعی و فرهنگی خود را به وجود می­آورد و حیات جمعی را براساس الگویی خودبسنده به انتظام می‌کشد. برایند این نیروهای اجتماعیِ همسان و واگرا، مفهومی به نام توسعة محلی را امکان­پذیر و دفاع از آن را موجه می‌کند. در همین راستا آنچه منطقة مطالعه‌شده را از مناطق دیگر متمایز کرده است و ضرورت توجه به توسعة محلی را برجسته می­کند، وجود منابع طبیعی و انسانی غنی و همچنین توجه‌نکردن به دارایی‌ها و داشته‌های اجتماع مطالعه‌شده است که به مواردی ذیل می‌توان اشاره کرد؛ عدم توجه کافی به تنها اثر باستانی منطقه یعنی «تپه دوزده باغیر[2]» که با تخریب و حفاری‌های غیرقانونی حتی پس از ثبت ملی مواجه شده است؛ کشاورزی مکانیکی و سنتی با وجود قنات و چشمه­های آب و زمین­های حاصلخیز و همچنین تغییر کاربری آنها به مسکونی؛ از بین رفتن مراتع چهارگانه در اثر زمین‌خواری و تبدیل آنها به زمین­های کشاورزی؛ استفاده از نیروی کار غالباً غیربومی با وجود بیش از 40 کارگاه و کارخانه در شهرک صنعتی؛ وجود کشمکش­های عینی بین آحاد مختلف اجتماع محلی و پایین‌بودن اعتماد و سرمایة اجتماعی؛ نبود صندوق­ها و اعتبارات خرد برای اقشار ضعیف به‌خصوص زنان سرپرست خانوار؛ توجه‌نکردن به مشاغل غالب و سنتی در رابطه با قالی‌بافی و وجود مشکلات عدیدة دیگر. در این‌باره فقط با رویکرد دارایی‌محور توسعة محلی می­توان گام­هایی را در جهت کاهش فقر، توسعه، حفظ و گسترش دادوستدهای محلی، اشتغال­زایی و درآمدزایی، بهبود سلامت جسمی، روحی، روانی و عاطفی، ارتقای مشارکت گسترده، توزیع قدرت، مدارا و برابری، همکاری و به‌طور کلی ایجاد تغییرات مثبت برداشت.

در پژوهش حاضر، رابطة بین رقابت و همکاری با توسعة محلی مطالعه می‌شود. رقابت و برخی کشمکش­ها و ستیزهای اجتماعی در فضای اجتماعی به پیامدهایی منجر می­شود که ممکن است توسعه­ای یا ضدتوسعه­ای تلقی شود. باتوجه‌به اینکه هر «اجتماع»ی دارایی­ها و سرمایه­های خاص خود را دارد و جریان تحولات اجتماعی براساس همین «بود»ها و «داشته»­ها رقم خواهد خورد؛ بنابراین، داشتن تصور هنجارین نسبت به بحثی مانند توسعة محلی ممکن است گمراه­کننده باشد. یکی از تصورات هنجارین و ارزش­گذار این است که با شناسایی برخی ظرفیت­ها و مشارکت بیشتر مردم محلی می‌توان توسعة محلی را رقم زد که ظرفیت و پتانسیل مخرب این رویکرد نظری و سیاست­های ناظر بر آن را آشکار می­کند. اگر پیش­فرض این باشد که فضای اجتماعی، فضایی است که در آن انواع مختلف هنجارهای اجتماعی و جریان­­ها و نیروهای متعارض آن مانند انواع ستیزها، رقابت (مصالحه‌جویانه یا تخاصم‌آمیز)، تعارض و تضاد، همکاری، اعتماد و عدم اعتماد، مشارکت و مشارکت­گریزی، تفاخر و حسادت و ... - که آنها را باید تنها بخشی از عوامل برسازندة هر نظام اجتماعی دانست - در کنار هم، شکلی از زیست اجتماعی را به وجود می­آورد، وضعیتی ایجاد می‌شود که دانش نظری از پیش موجود به تنهایی قادر به تحلیل این پیچیدگی­ها نخواهد بود؛ بلکه واقعیت اجتماعی در جریان تعین­پذیریش چنان پیچیدگی را در خود بازتاب خواهد داد که تنها جرح و تعدیل همان دانش تئوریک (در اینجا توسعة محلی) توصیف و تبیین واقع­­گرایانه و واقع­بینانه­ای از مورد تجربی به دست خواهد داد. بر این اساس، پژوهش حاضر با اشراف بر این ظرایف، درصدد است تأثیر رقابت­ و همکاری را بر توسعة محلی بررسی کند. گفتنی است بعد دوم دایکاتومی و دوگانة پژوهش حاضر، یعنی همکاری در قالب شاخص سرمایة اجتماعی آورده شده که مفهومی جامع­تر و کامل­تر است.

 

چارچوب مفهومی

توسعة محلی در بسیاری از رشته­های دانشگاهی مانند جامعه‌شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی، برنامه‌ریزی، کار اجتماعی و حتی معماری ریشه دارد (Green & Haines, 2003:2 & Phillips & Pittman, 2009: 4) که در طی چند دهة اخیر به‌عنوان رشتة دلخواه دانشگاهیان و کارگزاران شکل گرفته است. با این حال، تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است (Phillips & Pittman, 2009: 5) و هنوز یک نظریة سیستماتیک در واژگان علوم اجتماعی نیست.

فیلیپس و پیتمان (2009)، توسعة محلی را به‌مثابه فرایند[3] و پیامد[4] تعریف می­کنند؛ به‌طوری‌که بیشتر کارگزاران، توسعة محلی را به‌مثابه پیامد[5] (نتیجه یا خروجی) - پیشرفت فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی در اجتماع محلی - در نظر می­گیرند و دانشگاهیان، توسعة محلی را به‌عنوان فرایند - توانایی اجتماع محلی برای عمل دسته جمعی و افزایش توانایی برای انجام کارها - می­دانند.

در تعریفی دیگر، توسعة محلی متد و روش کارکردن با مردم است، به‌خصوص آنهایی که در مناطق محروم زندگی می­کنند. به‌عبارتی، تمام تلاش توسعة محلی، کمک به مردم عادی در راستای برآورده‌کردن نیازهای روزمره و رسیدن به سطحی از رفاه و آسایش انسانی است (Vargas, 2000: 3). آنیانو[6] توسعة محلی را گروهی از افراد تعریف می‌کند که در مکان­های مختلفی پخش شده­اند؛ اما می­توانند در رابطة نزدیک با یکدیگر باشند و به‌صورت هماهنگ اقدام به عملی کنند (Okoji, 2013: 2)

با مرور ادبیات مربوط به توسعة محلی، تعاریف متفاوت و متنوع دیگری نیز مشاهده می‌شود که به موارد ذیل اشاره می‌شود؛ توسعة محلی به‌مثابه ظرفیت‌سازی در سطح محلی (Vargas, 2000: 4)، فرایند تسهیل­گر (Warren, 1968: 2)، استراتژی مداخله در جوامع روستایی (Mequanent, 1998: 2)، تلاش دولت و مردم برای رفع مشکلات اجتماع محلی (Bolnick, 1976: 4; Mayo, 1958: 2; Okoji, 2013: 2 & Tinker, 1961: 3)، تلاش آگاهانه برای افزایش مسئولیت افراد اجتماع محلی (Behzad & Ahmad, 2012: 5)، همکاری ذی‌نفعان مختلف در اجتماع محلی (Eversole, 2014: 2)، متکی‌بودن اجتماع محلی بر تعامل بین مردم و عمل جمعی (Flora & Flora, 1993: 3)، توانمندکردن افراد اجتماع محلی (Christenson & Robinson, 1989: 4)، تلاش برای بهبود کشاورزی و ارتقای استانداردهای بهداشتی (Matthews & Holland, 1965: 2)، فرایند سازماندهی اجتماع محلی (Toussaint, 1968: 2)، فرایند طراحی‌شده برای ایجاد شرایط پیشرفت اقتصادی و اجتماعی (Lotz, 1967: 3) ازجمله مهم‌ترین و تکرارنشدنی‌ترین حرکت‌های اقتصادی و اجتماعی دوران مدرن (Francis, 1969: 2)، بازتابی از توانایی مردم محلی برای بسیج و مدیریت منابع در دسترس برای رفع نیازهای اجتماع محلی (W. A. Amir Zal et al., 2014: 5)، مقوم پیوندهای اجتماعی میان اعضای اجتماع محلی (Schiele et al., 2005: 2). در برخی منابع نیز توسعة محلی با واژگانی مانند نوسازی (مدرنیزاسیون)، شهرنشینی، صنعتی‌شدن (Simpkins, 1977: 3)، بهبود و ترقی (Harris & Johnson, 1975: 4) مترادف در نظر گرفته­اند.

در زیرمجموعة بحث توسعة محلی از دو رویکرد نام برده می‌شود؛ رویکرد توسعة نیاز­مبنا[7] و توسعة محلی دارایی‌مبنا[8]. رویکرد نخست که به رویکرد سنتی یا متعارف نیز معروف است با تمرکز بر نیازها، کاستی­ها و مشکلات یک اجتماع محلی آغاز می­شود. در بسیاری از نواحی کم‌درآمد، ذکر مشکلات آسان است مانند خانه­های خالی و متروک، فروشگاه­های تعطیل‌شده، مکان­های پر از آشغال و موارد بی‌شمار دیگر. با تمرکز بر مشکلات، ساکنان اجتماع محلی به تمرکز بر کمبودهای اجتماع محلی تمایل دارند که این امر در طول زمان به ناامیدی و شکست منجر می‌شود. به همین دلیل، استراتژی نیاز(Phillips & Pittman,2009:40)مبنا فقط بقا را تضمین می‌کند و از آنجا که انرژی تمام اجتماع محلی را استفاده نمی‌کند، هرگز به تغییر جدی یا توسعة محلی منجر نخواهد شد (1993: 6‌ Kretzmann et al.,). در مقابل رویکرد نخست، رویکرد دارایی­مبنا است که بر شناسایی و اعمال نفوذ دارایی اجتماع محلی برای منافع اجتماع محلی متمرکز است. دارایی­ها در این رویکرد به دارایی­های فیزیکی مانند ساختمان­ها، تجهیزات یا فقط عوامل اقتصادی محدود نیست (W. A. Amir Zal, 2014: 2)؛ بلکه مهارت­های محلی، شبکه­های اجتماعی، سازمان‌ها و افراد کلیدی و هرچیزی را شامل می‌شود که ممکن است در به دست آوردن اهداف اجتماع محلی مفید باشد (Eversole, 2014:28). ایدۀ اصلی در این رویکرد، ظرفیت­سازی در یک اجتماع محلی و قدرتمندکردن دارایی‌های آن است (Phillips & Pittman, 2009:39). به‌عبارتی، توسعة دارایی­مبنا اشاره می‌کند به تمرکز بر سرمایه­ها و دارایی‌های اجتماع محلی به‌عنوان سکوی پرتابی برای تغییرات به‌جای ضعف­ها و کمبودها می‌توان توجه کرد. آنچه در این رویکرد اهمیت دارد این است که اجتماع محلی را باید عرصه­ای از میدان کنش اجتماعی در نظر گرفت که نیروهایی مانند اعتماد، انسجام، مشارکت، روابط اجتماعی و به‌طور کلی سرمایة اجتماعی دارد و همچنین پتانسل‌ها، نیروها و عواملی متعارضی (حداقل در ظاهر امر) مانند تعارضات، کشمکش‌ها و رقابت‌ها دارد که به‌عنوان موتور محرکه توسعه در اجتماع محلی نقش مهمی ایفا می‌کنند.

در رشته­های انسان‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، روان‌شناسی آموزشی، اقتصاد، مدیریت و جامعه‌شناسی به مقولة رقابت[9] توجه شده است. باتوجه‌به آنچه گفته شد، پارادایم­های چندگانه­ای دربارة رقابت مشاهده می‌شود. درواقع در مطالعات دربارة رقابت، با وجود ترمینولوژی یکسان، از معانی متفاوتی استفاده می­کنند (Trapido, 2008: 29). در جامعه‌شناسی از زمان هورتون کولی[10] به بعد، جامعه‌شناسان به این واقعیت توجه کرده­اند که تعقیب هدف­های صعب‌الوصولی که دیگران نیز در تعقیب آن هستند، ممکن است بدون آگاهی دیگران یا در صورت آگاهی آنان، بدون کشمکش انجام شود. کولی در مقالة خود به نام رقابت فردی نوشت «رقابت لزوماً یک هم­چشمی خصمانه نیست و حتی چیزی نیست که فرد رقیب همواره به آن آگاهی داشته باشد...؛ بلکه شایستگی برای اجرای وظیفه­ای اجتماعی است که انسان را سبقت‌جو و رقابت‌گر می­کند؛ درحالی‌که خود ممکن است متوجه این امر باشد یا نباشد، اگر هم متوجه باشد ممکن است هوشیارانه از در مخالفت با دیگران درآید یا درنیاید».

تحت‌تأثیر شدید نظریه­های زیست‌شناسی و اقتصادی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، پارک و بورگس[11] رقابت را «که امری ناهوشیارانه و غیرشخصی تلقی می­شد» سنگ بنای رشتة بوم‌شناسی انسانی قرار دادند. آنها رقابت را «شکل اصلی، عمومی و بنیادی» کنش متقابل توصیف می‌کردند و می­افزودند رقابت «به معنی دقیق، کنش متقابلی بدون برخورد اجتماعی است» و وظیفه و نقش رقابت را ایجاد «یک نظام اجتماعی غیرشخصی» توصیف می­کردند که «در آن هر فرد درحالی‌که در پی نفع خویش است، در فضای رقابتی به‌وجودآمده، دیگری را وسیلة رسیدن به اهداف خود قرار می‌دهد»؛ اما این امر با این بیان مشخص می­شد که «در جامعة انسانی، رقابت همیشه با سایر فرایندهای کنش متقابلی آمیخته است» و «رقابت میان آدمیان... تا حد بسیار زیادی به هم‌چشمی و ستیزه‌جویی تبدیل شده است» که اموری هوشیارانه و شخصی انگاشته می­شوند (گولد و کولب، 1392: 448).

به کاربرد مفهوم رقابت از دیدگاه جورج زیمل[12] و تورشتاین وبلن[13] نیز می‌توان پرداخت که برداشت این دو شخص از مفهوم رقابت، متفاوت و تا حدودی در تقابل همدیگر قرار می­گیرد؛ به‌طوری‌که وبلن می­گفت حرمت نفس، همان بازتاب حرمتی است که دیگران برای انسان قائل می‌شوند. درنتیجه، شخص اگر به‌دلیل موفق‌نشدن در کوشش‌های رقابت‌آمیز مورد پسند جامعه، چنین حرمتی را به دست نیاورد، از فقدان حرمت‌نفس رنج خواهد برد. پس انگیزة تلاش وقف‌ناپذیر در یک فرهنگ رقابت­آمیز در هراس از دست‌دادن حرمت‌نفس ریشه دارد. در یک فرهنگ رقابتی که انسان­ها ارزش خود را در مقایسه با ارزش دیگران می‌سنجند، هر کس پیوسته در تکاپوی آن است که از همسایگانش پیشی گیرد و تب‌وتاب چشم و هم‌چشمی، همگان را فرا می­گیرد. به نظر وبلن، مفاهیم ساده‌انگارانه انگیزش بشری که اقتصاد کلاسیک برپایة آنها استوار است، نمی­تواند سرچشمه­های کنش انسانی را در تمدن پولی نوین تبیین کند. آنچه انسان امروزی را به جنبش وا می­دارد، دلبستگی او به پس‌انداز و دادوستد نیست؛ بلکه میل به پیشی‌گرفتن از دیگران او را به تکاپو وا می­دارد. مصرف نمادین، تن‌آسایی نمادین و نمایش نمادهای بلندپایگی، وسایلی هستند که انسان­ها می‌کوشند با آنها در چشم همسایگانشان برتر جلوه کنند و در ضمن برای خودشان نیز ارزش بیشتری قایل شوند (وبلن، 1392: 225-98).

نظر زیمل دربارة مفهوم رقابت با نظر وبلن متفاوت است؛ به‌طوری‌که زیمل، رقابت را فرم متمدنانه ستیزه می‌دانست که برای تمایز جوامع پیشرفته و عقب‌مانده ضروری است او بیان می­کند «اگر اصلاً ستیزه­ای نبود، آنگاه چگونه نوع پیشرفته­تر می­توانست در برابر انواع عقب‌مانده­تر انتخاب شود»؛ بنابراین، زیمل، وجود جهان عاری از ستیزه و رقابت یا به‌عبارتی «جهان در صلح و کامل» را امکان‌پذیر و به نفع پیشرفت و توسعه جوامع نمی‌دانست. آنچه ازنظر زیمل دربارة رقابت بسیار خاص است، فقط این نیست که این سطح عالی ستیزه آسیب کمتری به شرکت‌کنندگان می­رساند؛ بلکه برای مردم دیگری که حتی در مواجة دو رقیب یا بیشتر به‌طور مستقیم درگیر نیستند نیز فواید آشکاری به همراه می­آورد. عموم مردم از رقابت بهره می­برند؛ زیرا این فرم ستیزه به کیفیت بهتر و قیمت پایین­تر اجناس و خدماتی می‌انجامد که در بازار در دسترس قرار می­گیرند. بنابراین، زیمل این تأثیر مثبت را بر کسانی که خارج از صف هستند در تعریفش از رقابت می‌گنجاند فرمی از ستیزه فقط در صورتی- ازنظر زیمل- رقابت محسوب می­شود که سودی برای همه داشته باشد و خیر عموم را ترویج کند.

زیمل در ادامه به تأثیر اجتماعی‌کنندة رقابت اشاره می­کند که عملاً افراد درحال رقابت را آموزش می­دهد؛ بنابراین، جامعه به عملکرد رقابت وابسته است. ازاین­رو او معتقد است حکومت­ها وظیفه دارند مانع رقابت نشوند و حتی از آن محافظت کنند و با غیرقانونی‌کردن ابزار و اعمال خاصی رقابت را خالص کنند (هله، 1393: 138-133).

گفتنی است رقابت از دیدگاه وبلن، بیشتر بر «اصول فردگرایی» استوار است؛ به‌طوری‌که او رقابت را عملی شخصی برای مصرف بیشتر و در نتیجه جلب احترام و عزت‌نفس بیشتر می‌دانست که انگیزة شخصی فرد رقابت‌کننده را نشان می‌دهد و بنابراین هماهنگی آن با منافع عمومی اجتماعی دشوار است. در مقابل، زیمل، رقابت را به‌مثابه نوعی اجتماعی‌شدن و شیوه­ای برای رسیدن به وحدت و به‌مثابه نیرویی انسجام‌دهنده (به‌عنوان فرم اجتماعی) در نظر می‌گرفت (زیمل، 1393: 20-19). به‌عبارتی او معتقد بود جامعه بدون رقابت نمی­تواند وجود داشته باشد و توسعه یابد (Helle, 2008: 6).

 مطالعات تجربی متعددی با فرض اثرگذاری رقابت بر گونه‌های رفتار انسانی انجام شده است که یافته‌های درخور توجهی دارند. مورتون گلدمن و همکاران[14] (1977) در پژوهشی با عنوان رقابت و همکاری درون­گروهی و برون‌گروهی نتیجه گرفتند در شرایطی که وابستگی متقابل اعضای گروه بالاست، میزان همکاری درون‌گروهی آنها نیز بالاست؛ درحالی‌که وقتی وابستگی متقابل اعضای گروه پایین است به‌جای همکاری، رقابت­های درون‌گروهی آنها بیشتر است. به‌عبارتی میزان همکاری یا رقابت بین اعضای گروه به میزان وابستگی آنها به یکدیگر بستگی دارد. عملکرد خوب نیز برای گروه زمانی اتفاق می­افتد که همکاری بین­گروهی به‌جای رقابت بین­گروهی حکم‌فرما باشد؛ ازاین­رو وقتی گروه­ها شروع به رقابت با یکدیگر می­کنند، اهمیت نسبی انگیزه درون­گروهی کمتر می­شود. نتایج مطالعة ماریو ویتچن و همکاران[15] (2013) با عنوان دو طرف رقابت: رقابت باعث ایجاد تلاش و تأثیر بر رقابت درون­گروهی در مقابل رقابت بین­گروهی می­شود نشان می‌دهد رقابت به‌شدت بر تلاش فردی هر دو عملکرد فردی و گروهی تأثیر می­گذارد؛ به‌خصوص در محیط کاری این تلاش­ها باعث رفاه افراد می‌شود. تان و بوله[16] (2007) در مقالة خود با عنوان رقابت‌های گروهی و بازی کالاهای عمومی به‌طور تجربی اثر رقابت­های بین­گروهی بر همکاری درون­گروهی را بررسی کردند که نتایج نشان می‌دهد رقابت­های بین­گروهی، افزایش انگیزه­های همکاری درون­گروهی را سبب می‌شود. جانسون و همکاران[17] (1981) در مطالعة خود در شمال آمریکا با عنوان اثرات ساختارهای اهداف تعاونی، رقابتی و فردی در پیشرفت و موفقیت دریافتند الف) همکاری به‌طور درخور توجهی مؤثرتر از رقابت­ است. ب) همکاری یا رقابت بین­گروهی از رقابت­های بین فردی برتر[18] است. تلاش­های رقابتی در مقابل تلاش­های تعاونی و حل مشکل، عنوان پژوهشی است که تلاش­های رقابتی با تلاش­های تعاونی در حل مشکلات با یکدیگر را مقایسه می‌کند (Qin, 1995:3). این پژوهش در راستای حل‌وفصل این مناقشه است که آیا این رقابت است که باعث افزایش کیفیت افراد در حل مشکلات می­شود یا همکاری. بر این اساس، 43 مطالعة انجام‌شده در سال‌های 1929 تا 1993 بررسی شد که نتایج آنها نشان داد تلاش­های مشترک و همکارانه در حل مشکلات بهتر از تلاش­های رقابتی بوده است. اوکوجی او[19] مطالعه­ای با عنوان تأثیر برنامه‌های توسعة محلی شرکت‌های چندملیتی نفت بر توانمندسازی اقتصادی – اجتماعی زنان در نیجریه با روش پیمایشی انجام داد و نتیجه گرفت شرکت­های چندملیتی نفت اصول توسعة محلی را به‌دلیل دخالت‌ندادن اجتماعات محلی میزبان در امر شناسایی، برنامه‌ریزی و اجرای پروژه­ها در برنامه‌های مداخله‌ای خود رعایت نمی­کنند. بهزاد و احمد[20] (2012) در مقاله‌ای با عنوان نقش اجتماع محلی در توسعة محلی: افزایش اعتماد به نفس از طریق تحصیلات دریافتند آموزش‌دادن، توانمندکردن و درگیرکردن افراد اجتماع محلی در کارهای جمعی باعث افزایش اعتماد به نفس آنها می­شود و در­نتیجه برای رسیدن به توسعة اجتماعی و اقتصادی ضروری است. نویسندگان نیز عنوان می­کنند توسعة محلی به معنای کار با مردم است نه کار برای آنها و آموزش وسیله­ای است که اذهان و اعمال مردم را برای رسیدن به توسعة اجتماعی و اقتصادی تغییر می‌دهد.

در ایران نیز مطالعات همسو با این ادبیات، فراوان هستند. حسن‌زاده (1387) در مطالعه­ای با عنوان رویکرد اجتماع محور به کیفیت زندگی اجتماعات محلی، کیفیت زندگی اجتماعات محلی را به‌صورت تحلیل ثانویه و با روش طولی - مقایسه­ای در فاصلة سال‌های 65 تا 85 بررسی کرده است و نتیجه گرفت برنامه­های توسعه با رویکرد اجتماع‌محور به‌دلیل برخورداری از ظرفیت سازمانی بالاتر قادر هستند در حوزه‌های مختلف برنامه­ریزی ازجمله برای ارتقای کیفیت زندگی به کار گرفته شوند. او بیان کرد پیچیدگی و تنوع مسائل اجتماعات محلی ایجاب می­کند برنامه­های توسعه همراه با مشارکت فعال ساکنان محلی صورت گیرد. مطوف و رحیمی (1387) در مقاله‌ای با عنوان توسعه دارایی­مبنا رهیافتی موثر در حل معضلات سکونتی محلات شهری، ابعاد مختلف رویکرد دارایی­مبنا را بررسی کردند که در پی بازشناسی ظرفیت‌های موجود در سطوح پایین­تر برنامه­ریزی شهری به وجود آمده‌اند. نویسندگان نتیجه می­گیرند که استفاده از دارایی­های محلی و توجه ویژه به امکانات موجود در کنار شناسایی کمبودها و نیازها، پیشبرد اهداف طرح‌های توسعة شهری را با موفقیت بیشتری همراه خواهد کرد. همچنین در مقاله­ای با عنوان نقش سرمایة اجتماعی در توسعة پایدار محلی (مورد مطالعه: محله نارمک تهران) که با رویکرد تحلیلی - کمی و با استفاده از مطالعات اسنادی، میدانی و پیمایشی انجام شده است، نویسندگان بدین نتیجه رسیدند که میان مؤلفه­های سرمایة اجتماعی و توسعة پایدار محلی رابطة مثبت و معناداری وجود دارد (احدنژاد روشتی و همکاران، 1393: 12).

به‌منظور جمع­بندی مطالب ارائه‌شده، می­توان گفت مطالعات خارجی به سه دسته تقسیم می‌شود؛ نخست، مطالعاتی که در مقایسه بین دوگانه رقابت / همکاری با توسعه، صرفاً بر همکاری (Johnson et al., 1981: 7) یا رقابت (Wittchen et al., 2013: 10) به‌عنوان عامل توسعه‌آفرین تأکید می­ورزند. دوم، مطالعاتی که تمایز و تفکیکی بین رقابت / همکاری درون‌گروهی و برون‌گروهی قائل هستند؛ به‌طوری‌که برخی همکاری درون‌گروهی (Goldman et al., 1977: 4) و برخی رقابت بین گروهی (Tan & Bolle, 2007: 6) را باعث عملکرد بهتر فردی و گروهی تلقی می‌کنند؛ این درحالی است که موارد مطالعه‌شده در حوزة شهری صورت گرفته است و به مناطق روستایی توجهی نشده است. همچنین، کمتر مطالعه­ای است که نقش عوامل جامعه‌پذیری مانند خانواده، رسانه، گروه مرجع و همسالان را در ارتباط بین رقابت / همکاری با توسعة محلی مطالعه کرده باشد. در مقایسه با مطالعات خارجی، مطالعات داخلی، بیشتر رویکرد توسعة اجتماع‌محور در قالب دو رویکرد نیازمحور و دارایی‌محور (مطوف و رحیمی، 1387: 4)، توسعه به‌مثابه مشارکت (حسن‌زاده، 1387: 5) و همچنین رابطة توسعة محلی و سرمایة اجتماعی (احدنژاد روشتی و همکاران، 1393: 3) را بررسی می‌کند. علاوه بر انتقاداتی که در مطالعات خارجی ذکر شد و در اینجا نیز مصداق دارد، گفتنی است در مطالعات داخلی، بیشتر توسعة محلی را با توسعة محله‌محور[21] یکسان می­انگارند؛ درحالی­که محله صرفاً به یک جغرافیای خاصی اشاره دارد؛ اما اجتماع محلی به تعامل اجتماعی مربوط است که ممکن است مکان‌محور باشد یا نباشد. مطالعه­ای نیز درخصوص بررسی نقش و تأثیر کشمکش به‌طور عام و رقابت به‌طور خاص دربارة توسعة محلی انجام نشده است.

به‌طور کلی براساس نظریه‌های موجود و یافته‌های تجربی بیشتر پژوهش‌های مربوطه، باید فرض کنیم رابطة مستقیمی بین رقابت و توسعة محلی وجود دارد و مؤلفه­های سرمایة اجتماعی مانند اعتماد، انسجام، مشارکت و روابط اجتماعی در تقابل با رابطة مذکور، به‌مثابه متغیرهای واسط و میانجی نقش ایفا می­کنند. بین خود مؤلفه­های سرمایة اجتماعی رابطة دو طرفه برقرار است.

 

 

 

 

 
   
 

 

 

 

 

 

 

 

 


نمودار 1- الگوی مفهومی پژوهش

 

 

روش‌شناسی

مطالعة حاضر به روش پیمایش انجام شده است. پیمایش، روشی برای به دست آوردن اطلاعاتی دربارة دیدگاه­ها، باورها، نظرات، کنش­ها یا مشخصات گروهی از اعضای یک جامعة آماری است (ببی، 1385: 530). ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش‌نامة محقق‌ساخته با استناد به مقیاس‌های موجود بوده است. برای بررسی اعتبار پرسش‌نامه نیز از نظر نخبگان و اساتید استفاده شده است. پس از توزیع نمونة مقدماتی (30 نفر)، پایایی و روایی پرسش‌نامه، آزمون و برای تعیین پایایی پرسش‌نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب محاسبه‌شده برای متغیرهای پژوهش در جدول 1 نشان داده شده است.

 

جدول 1- ضرایب روایی شاخص‌‌‌ها (آلفای کرونباخ)

متغیر

ضریب (a)

رقابت

643/0

توسعه محلی

627/0

اعتماد

706/0

انسجام

764/0

مشارکت

678/0

روابط اجتماعی

569/0

 

باتوجه‌به داده­های آماری سایت مرکز آمار جامعة آماری افراد بالای 18 سال ساکن شهر زرنق، 3285 نفر بوده است که حجم نمونه باتوجه‌به فرمول کوکران، 345 نفر محاسبه شد و برای کاهش خطا این میزان به 370 نفر افزایش یافته است. روش نمونه‌گیری از نوع احتمالی و با استفاده از انتخاب تصادفی ساده صورت گرفته است.

 

تعریف مفهومی متغیرها

رقابت: موقعیت اجتماعی است که در آن، عملکرد بهتر شخصی نسبت به عملکرد شخص دیگر باعث پیروزی او بر دیگران می‌شود (Mulvey & Ribbens, 1999: 653) یا به‌عبارتی رقابت، عملی است در راستای اهدافی که افراد آن را در صورتی به دست می­آورند که دیگران بدان دست نیافته باشند (Peng & Hsieh, 2012: 1). به‌عبارت دیگر، رقابت، تلاشی برای به دست آوردن اهداف یا پاداشی است که تنها یک یا تعداد اندکی از اعضای گروه می­تواند با عملکرد بهتر نسبت به دیگران آن را به دست آورند (Johnson, 2016: 4). برای سنجش رقابت در میان افراد اجتماع محلی آن را به سه بخش رقابت در تمایزخواهی، تفاخر و ثروت‌اندوزی تقسیم کرده و گویه­های مرتبط در جدول 2 آورده شده است.

توسعة محلی: متد و روش کارکردن با مردم است، به‌خصوص آنهایی که در مناطق محروم زندگی می­کنند. به‌عبارتی، تمام تلاش توسعة محلی، کمک به مردم عادی در راستای برآورده‌کردن نیازهای روزمره و رسیدن به سطحی از رفاه و آسایش انسانی است (Vargas, 2000: 3). آنیانو[22]، توسعة محلی را گروهی از افراد تعریف می­کند که با وجود اینکه در مکان­های مختلفی پخش شده­اند، در رابطة نزدیک با یکدیگر هستند و به‌صورت هماهنگ عمل می‌کنند (Okoji, 2013: 2). متغیر توسعة محلی، متغیری در سطح کلان است و برای اندازه­گیری آن به ترتیب از دو شاخص رضایت از زندگی و کیفیت زندگی استفاده شده است.

اعتماد: اعتماد در متن کنش­های انسان نمود می‌یابد، به‌خصوص در آن دسته از کنش­ها که جهت­گیری معطوف به آینده دارند و آن، نوعی رابطة کیفی است که به تعبیر کلمن، «قدرت عمل‌کردن را تسهیل می­کند» (کلمن، 1390: 298).

انسجام: مفهوم انسجام اجتماعی در سطح جامعه به پیوندها و همگرایی یک جامعه و درواقع به پیوندها و روابطی اشاره دارد که اعضای یک جامعه یا گروه را به یکدیگر مرتبط می­کند (چلبی، 1372: 19).

مشارکت: به آن دسته از فعالیت­های ارادی دلالت دارد که با آن، اعضای یک جامعه در امور شهر، محله، روستا به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در شکل‌دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند (محسنی تبریزی، 1375: 56).

روابط اجتماعی: از لحاظ لغوی، رابطه به هر نوع وابستگی میان دو یا چند چیز گفته می­شود و نیز تأثیر و نفوذی که آنها بر یکدیگر دارند (شعاری‌نژاد، 1391: 345). در حوزة جامعه‌شناسی، اصطلاح رابطة اجتماعی برای ترسیم شرایطی به کار می­رود که دو یا چند نفر در رفتاری مشارکت دارند که در چارچوب آن، هریک از آنان رفتار دیگری را به‌طور معناداری به حساب می­آورند و درنتیجه، رفتار مذکور بر همین اساس جهت‌گیری می­شود (وبر، 1393: 34).

برای پاسخ‌گویی به سؤالات پژوهش، از آمار توصیفی (فراوانی و درصد)، آزمون همبستگی و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است.

 

یافته‌ها

براساس داده‌های به‌دست‌آمده، دامنة سنی پاسخ‌گویان بدین‌ترتیب بوده است؛ 81 نفر از آنها بین 18 تا 24 سال، 126 نفر بین 25 تا 34 سال، 80 نفر بین 35 تا 44 سال، 44 نفر بین 45 تا 54 سال، 36 نفر بین 55 تا 64 سال و 3 نفر بالای 65 سال قرار داشتند. ازنظر توزیع پاسخ‌گویان برحسب جنس نشان می­دهد 287 نفر از آنها را مردان و 83 نفر را زنان تشکیل می­دهند. ازنظر وضعیت تأهل، 239 نفر متأهل، 102 نفر مجرد و 29 نفر جزء سایرین (مطلقه، فوت همسر و ...) بودند. ازنظر سطح تحصیلات، 36 نفر سطح تحیلات ابتدایی، 64 نفر زیر دیپلم، 144 نفر لیسانس، 48 نفر فوق لیسانس و 18 نفر سطح تحصیلات دکتری داشتند.

 

 

جدول 2- تعریف عملیاتی متغیرها

متغیر

اشکال

 

رقابت

تمایزخواهی

- معتقدم باید فرقی بین من و دیگران در نوع سبک زندگی وجود داشته باشد.

- اگر در جمعی باشم که همه از یک نوع طرز تفکر دفاع می‌کنند، من ترجیح می­دهم با آن مخالفت کنم تا همدلی.

- من موافق این جمله هستم که «هنر، شناکردن در جهت عکس رودخانه است وگرنه همه می‌توانند در جهت موافق شنا کنند».

- آنچه در خرید لباس و ماشین و ... برای مردم مهم است، متفاوت‌بودن با چیزی است که دیگران دارند.

 

تفاخر

- اگر یکی از اعضای فامیل به جایگاه مهمی دست پیدا کند، بازگوکردن آن حس خوبی به من نمی­دهد.

- از اینکه مرا منتسب به فلان محله یا طایفه می‌کنند، به خودم می­بالم.

- از اینکه بخواهم از داشته­های خودم (ماشین و ثروت) به دیگران بگویم، ابایی ندارم.

- همواره به خانواده­ای که در آن بزرگ شدم افتخار می­کنم.

ثروت‌اندوزی

- فکر می کنم زندگی ارزش این همه دویدن را ندارد.

- مردم حق دارند برای پول جمع‌کردن حرص بخورند؛ زیرا زندگی بدون ثروت معنا ندارد.

- موافق این جمله هستم که «از وجود مال و مکنت، ضرری به کسی نمی­رسد».

- هر چقدر از آدم پولدار (سرمایه‌دار) حمایت شود باز هم کم است؛ زیرا روزی نفعش به دیگران هم می­رسد.

توسعة محلی

کیفیت زندگی

- چقدر در زندگی روزمرة خود احساس امنیت می­کنید؟

- چقدر از شرایط محل سکونت خود رضایت دارید؟

- چقدر از دسترسی خود به خدمات بهداشتی درمانی رضایت دارید؟

- چقدر از زندگی خود لذت می‌برید؟

- چقدر احساس می‌کنید زندگی شما معنادار است؟

- چقدر دچار حالاتی مانند غمگینی، ناامیدی، اضطراب و افسردگی می­شوید؟

- چقدر درد جسمانی مانع انجام کارهای مدنظرتان می‌شود؟

- چقدر برای فعالیت‌های روزمره به درمان پزشکی نیازمند هستید؟

- آیا برای زندگی روزمرة خود انرژی کافی دارید؟

 

رضایت از زندگی

- از وضعیت شغلی خود راضی هستم.

- اگر می­توانستم زندگی دوباره داشته باشم تقریباً هیچ‌چیز را تغییر نمی­دادم.

- از رفتار و برخورد دیگران در ارتباط با خود رضایت دارم.

-  از وضعیت مالی خود راضی هستم.

اعتماد

 

-  ظاهر و باطن مردم با هم فرق می‌کند، نمی‌توان به کسی اعتماد کرد.

-  وصلت با خودی و غریبه فرقی ندارد. خیلی از غریبه‌ها از خودی‌ها بهترند.

- بیشتر مردم در معامله با دیگران درستکار و بی‌ریا هستند.

-  خیلی از مردم فقط ازآن‌رو با تو دوست هستند که چیزی از تو می‌خواهند.

انسجام

 

- مردم چشمِ دیدن همدیگر را ندارند.

- اگر خدای ناخواسته مشکلی برای یکی از اهالی پیش آید، سراغ کارش را می‌گیرند.

- اگر دستشان برسد، روی زخم آدم نمک می‌پاشند.

- به فکر در و همسایه­ها هستند.

 

مشارکت

 

- عضویت در انجمن‌‌ها، شوراها، گروه‌ها و ... باعث دردسر است. بهتر است آدم خود را از آنها کنار بکشد.

- کار شراکتی و جمعی کمتر به نتیجه می‌رسد و به گرفتاری‌های آن نمی‌ارزد.

- به نظرم هر کسی باید گلیم خود را از آب بیرون بکشد و کار نداشته باشد به اینکه گلیم همسایه را آب می‌برد.

- اینکه اهالی شهر در اماکنی مانند مسجد و ... جمع می‌شوند و دربارة مسائل و مشکلات شهر بحث می‌کنند، این امر دردی را دوا نمی‌کند.

 

روابط اجتماعی

 

-  اگر به مشورت و راهنمایی احتیاج داشته باشم، به این کار اقدام می‌کنم.

- از روابط شخصی خود با دیگران رضایت دارم.

- یکی از مهم­ترین چیزها برای من حمایتی است که از دوستان و فامیل دریافت می­کنم.

- از روابط عاطفی خود با همسرم راضی هستم.

 

 

1-               رقابت و توسعة محلی

متغیرهای مستقل و وابسته، هر دو در سطح خرد سنجیده شده­اند؛ به‌طوری‌که مفهوم توسعة محلی به‌دلیل ابعاد کلان و انتزاعیش به دو مقولة کیفیت زندگی، متشکل از چهار بعد سلامت فیزیکی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و سلامت محیط و رضایت از زندگی تقسیم شد. متغیر رقابت پس از مطالعات اکتشافی در میدان مطالعه‌شده، در سه دستة رقابت در تمایزخواهی، تفاخر و ثروت­اندوزی و سرمایة اجتماعی در ابعادی مانند اعتماد، انسجام، مشارکت و روابط اجتماعی جای گرفته است. همة گویه‌ها با استفاده از طیف لیکرت سنجیده شده و با آماره­های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شده است.

دربارة فرضیة نخست پژوهش مبنی بر «وجود رابطة معنی­دار بین رقابت­ و توسعة محلی»، نتایج آزمون همبستگی پیرسون که در جدول 2 ارائه شده است، نشان می‌دهد رابطة معنی­داری بین رقابت و توسعة محلی وجود دارد. مقدار ضریب همبستگی، 106/0 و سطح معنی­داری، 042/0 است که نشان‌دهندة همبستگی مستقیم بین دو متغیر است؛ یعنی هرچه رقابت بیشتر باشد، میزان توسعه‌یافتگی محلی نیز بالاتر است.

 

جدول 3- نتایج آزمون همبستگی پیرسون

 

رقابت و توسعة محلی

ضریب همبستگی پیرسون

 

سطح معنی­داری

 

تعداد

106/0

042/0

370

دگرگونی هر اجتماعی مرهون همکاری و رقابت بین نیروهای مختلف اجتماعی است. در باب همکاری بسیار سخن گفته شده است؛ اما شاید بیش از آن، این رقابت است که در اشکال مختلف بر کمیت و کیفیت مناسبات بین فردی و اجتماعی تأثیر می‌گذارد؛ به‌طوری‌که زیمل بیان می‌کند جامعه به عملکرد رقابت وابسته است و بدون رقابت، جامعه­ای نمی‌تواند وجود داشته باشد و توسعه یابد؛ زیرا رقابت به‌عنوان فرم متمدنانه و غیرمستقیم ستیزه، از طریق آموزش‌دادن و اجتماعی‌کردن افراد جامعه، خیر عموم را فراهم می­کند. ازهمین­رو او از حکومت­ها می­خواهد مانع رقابت نشوند و از آن نیز محافظت کنند تا بتواند هر حمله‌ای را تاب بیاورد و بقا یابد و همچنین با غیرقانونی‌کردن ابزار و اعمال خاصی برای خالص‌شدن آن بکوشند.

 

2-        رقابت و توسعة محلی با واسطة سرمایة اجتماعی

این فرضیه به دنبال این است که رقابت با ایجاد هریک از مؤلفه­های سرمایة اجتماعی بر توسعة محلی تأثیر دارد. بنابراین با استفاده از تحلیل رگرسیونی و تحلیل مسیر، تأثیر رقابت بر توسعة محلی با حضور متغیرهایی مانند اعتماد، انسجام، مشارکت و روابط اجتماعی (به‌عنوان متغیرهای واسط) بیان شده است.

فرض اصلی پژوهشگران این بوده است که بین رقابت و توسعة محلی با واسطة مؤلفه­های سرمایة اجتماعی رابطه وجود دارد؛ به‌طوری­که رقابت­گرایی بیشتر با میانجی­گری انسجام، مشارکت، اعتماد و روابط اجتماعی توسعة محلی بالاتری را رقم می­زند؛ اما نتایج تحلیل رگرسیونی و تحلیل مسیر که در جدول شماره 3 و نیز شکل­های 4-1 آورده شده است نشان می‌دهد همة اشکال سرمایة اجتماعی (اعتماد، انسجام، مشارکت و روابطه اجتماعی) به‌عنوان متغیرهای مستقل (نه به‌عنوان متغیرهای واسط) عمل کرده و به‌طور مستقیم و همسو با متغیر رقابت بر توسعة محلی تأثیرگذار بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

جدول 4- پیشبینی توسعة محلی براساس متغیرهای رقابت و سرمایة اجتماعی و معنی­داری آن

متغیر

میزان همبستگی

(R)

ضریب تعیین

()

ضریب تعدیل‌شده

 

(Adjusted R Square)

مقدار

F

ضرایب استاندارد شده

Beta

ضرایب استاندارد نشده

B

 

درجه آزادی

(df)

سطح معنی داری

(Sig)

رقابت

اشکال سرمایه اجتماعی

رقابت

اشکال سرمایه اجتماعی

رقابت

اشکال سرمایه اجتماعی

رقابت و انسجام

183/0

034/0

028/0

392/6

141/0

154/0

181/0

096/0

2

008/0

004/0

رقابت و مشارکت

185/0

034/0

029/0

473/6

141/

155/0

182/0

099/0

2

008/

003/0

رقابت و اعتماد

160/0

025/0

019/0

725/3

122/0

130/0

162/0

088/0

2

028/0

007/0

رقابت و روابط اجتماعی

413/0

171/0

166/0

804/37

108/0

400/0

139/0

282/0

2

024/0

000/0


 

 

   
   

شکل­های 4-1- ترسیم رابطة بین رقابت با توسعة محلی به واسطة اشکال سرمایة اجتماعی

تحلیل مسیر روابط مؤلفه‌‌ها

 

نمودار 2- تحلیل مسیر روابط مؤلفه­ها

 

 

نمودار مذکور، رابطة بین همة متغیرهای پژوهش اعم از مستقل، واسط و وابسته را به‌صورت یکجا نشان می­دهد؛ بر این اساس، بین رقابت­گرایی و تمایزخواهی­های مردمی با سطح توسعة عینی و ذهنی در مناطق مطالعه‌شده ارتباط مستقیم وجود داشته است. به‌طوری‌که هرچه میزان رقابت‌گرایی مردمی بالاتر بوده است، به همان میزان توسعة محلی افزایش یافته است؛ اما این رابطه با حضور متغیرهای واسطی مانند اعتماد، انسجام، مشارکت و روابط اجتماعی ناپدید می­شود. بدین معنا که متغیرهای واسط، خود نیز به‌عنوان متغیرهای مستقل، ارتباط مستقیم با توسعة محلی دارند؛ اما در تقابل با رقابت‌گرایی عمل کرده­اند.

همچنین در بین متغیرهای پژوهش، متغیر روابط اجتماعی با 394/0 و رقابت­گرایی با 189/0- به ترتیب بیشترین تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بر متغیر وابسته را داشته­اند.

 

 

جدول 5- میزان تأثیر مستقیم و غیرمستقیم و کل متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته (توسعة محلی)

متغیرها

انواع تأثیر

تأثیر مستقیم

تأثیر غیرمستقیم

تأثیر کل

رقابت­گرایی

106/0

189/0-

295/0-

اعتماد

134/0

078/0

212/0

مشارکت

105/0

107/0

212/0

روابط اجتماعی

394/0

039/0

433/0

انسجام

-

186/0

186/0

 

 

 

همچنین در بررسی تأثیر رقابت ­/ همکاری بر توسعة محلی، نقش انسجام، اعتماد، مشارکت و روابط اجتماعی در توسعة محلی سنجیده می‌شود. بر این اساس، متغیرهای مذکور به‌عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته می‌شوند تا میزان تأثیرشان بر توسعة محلی  بررسی شود.

 

 

جدول 6 - تبیین تغییرات توسعة محلی براساس رقابت­گرایی، اعتماد، مشارکت و روابط اجتماعی و معنی­داری آن

متغیر

میزان همبستگی

(R)

ضریب تعیین

()

ضریب تعدیل‌شده

 

(Adjusted R Square)

مقدار

F

ضرایب استانداردشده

Beta

ضریب استانداردنشده

B

 

درجه آزادی

(df)

سطح معنی‌داری

(Sig)

رقابت­گرایی

449/0

201/0

190/0

338/18

182/0

242/0

5

000/0

اعتماد

102/0

085/0

033/0

مشارکت

152/0

062/0

005/0

انسجام

074/0

041/0

121/0

روابط اجتماعی

375/0

265/0

000/0

 

 

میزان همبستگی (R) پنج متغیر مذکور برابر 449/0، همبستگی چندگانه یا ضریب تعیین (R Square) بین متغیرها 201/0 و ضریب تعیین تعدیل‌شده (Adjusted R Square) نیز برابر با 190/0 گزارش شده است که یعنی پنج متغیر رقابت‌گرایی، اعتماد، انسجام، مشارکت و روابط اجتماعی، 19% تغییرات توسعة محلی را تبیین کرده است و باقی به عواملی بستگی دارد که در الگوی ما وارد نشده است.

 

بحث و نتیجه‌

در بیان مسئله، موضوعی مطرح شد که حال با پشتوانة تجربی و پژوهشی بیشتری به بسط مفهومی و نظری آن می‌پردازیم. دیدگاه ما بر این پایه استوار بود که تصور پیشینی و ناب از اجتماع محلی، دیگر با واقعیت­های زمان حاضر این زیست‌بوم­ها تناسب ندارد؛ تصوری مبتنی بر درک یکسویة فرهنگ اجتماع­ محلی که صرفاً از فرم­های «همکاری، یک‌پارچگی و اعتماد» متقابل بین اعضای اجتماع محلی تشکیل شده است که در نهایت این صور تعیین‌کنندة توسعه و به‌عبارتی توسعه‌آفرین هستند؛ اما نتایج پژوهش حاضر نشان داد «اجتماع» مطالعه‌شده - دربارة هر «اجتماع»ی به شکلی خاص می­تواند صادق باشد – کم‌وبیش درگیر مناسبات خودویژه­ای است که نسبتی با واقعیت­ها و منافع اجتماعی - فرهنگی و اقتصادی دارد و بازتولید منطق حاکم بر آن از الگوی رقابت محلی و منطقه­ای پیروی می­کند. «رقابت»، موتور محرکه و اصل برسازندة پویاییِ اجتماع محلی است و این پژوهش نیز با تأکید بر همین وجه، عوامل، شرایط و زمینه­های پویایی آن را مطالعه کرده است.

یکی از مهم‌ترین نتایج پژوهش حاضر این بود که «رقابت» باعث «توسعة محلی» می­شود؛ یعنی رقابت بر توسعة محلی تأثیر مستقیم دارد و رقابت بالا، توسعة بیشتر را سبب خواهد شد. اگر اصل رقابت و کشمکش را - در معنای مثبت و  طبق نظر زیملی به‌عنوان مبارزة غیرمستقیم و متمدنانه و نیز شیوه­ای برای اجتماعی‌شدن افراد - در نظر بگیریم که برای بقا و استمرار هر اجتماعی ضروری و اجتناب‌ناپزیر است، ایدئالیزه‌ کردن محتوای این کنش­های جمعی یا تلطیف و ساده­سازیِ صورت این کنش­ها امری به‌شدت گمراه­کننده خواهد بود. گمراه­کننده از این نظر که واقعیت­های اجتماعی را براساس تصوری به رشتة فهم درمی­آورد که نسبت آن با اصل واقعیت مخدوش و فریبنده خواهد بود تا انضمامی و تجربی. با این پیش­فرض، فهم گمین­شافتی (تونیس) از اجتماع محلی از الگوهای برسازنده و قوام­بخش این زیست‌بوم‌ها، علاوه بر اینکه قابل دفاع است، به‌طور عمیق بحرانی خواهد بود. این تحولات عمیق اقتصادی و اجتماعی و تأثیر الزام­آور آن بر الگوهای حیات جمعی، ارائة تحلیلی متناسب و واقع‌گرایانه از پیچیدگی­های آن را ملزم می‌کند.

پژوهش حاضر نشان داد از یکسو رقابت­گرایی و تمایزخواهی­های مردمی به توسعة محلی منجر می­شود و از سویی دیگر، این رابطه با حضور متغیرهای واسطی مانند اعتماد، انسجام، مشارکت و روابط اجتماعی ناپدید می­شود. بدین معنا که متغیرهای واسط، خود نیز به‌عنوان متغیرهای مستقل با توسعة محلی ارتباط مستقیم دارند؛ اما در تقابل با رقابت‌گرایی عمل کرده­اند. درواقع آنچه این رابطة مستقیم با توسعة محلی را تبیین می­کند، میزان قوت یا ضعف جمع‌گرایی یا گروه‌گرایی میان اعضای اجتماع مورد مطالعه است.

دربارة مقایسة نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش با پژوهش­های پیشین، گفتنی است یافته­های فعلی از جهاتی با یافته‌های مطالعات دیگر مشابه است؛ به‌طوری‌که ویتچن و همکاران[23] (2013) در مطالعة خود نتیجه گرفتند رقابت باعث افزایش تلاش­های فردی و گروهی می­شود. نتایج مطالعاتی دیگر (Gneezy et al., 2003; Gneezy & Rustichini, 2004; Julian & Perry, 1967; Maller, 1929; Whittemore, 1924 & Triplett, 1898) نقش مؤثر رقابت در بهبود عملکرد افراد را نشان می‌دهد. به پژوهش جن و بندرسکی[24] (2003) نیز اشاره می‌شود که پس از بررسی چندین پژوهش در حوزة تضاد و کشمکش نتیجه گرفتند تضاد باعث افزایش خلاقیت، بهره­وری سازمانی، تصمیم­گیری و برنامه­ریزی بهتر، ایجاد فرایندهای تفکر متفاوت، تولید ایده­های اصیل، عملکردهای عالی، افزایش درک دیدگاه­های مختلف و خلاق، توزیع مجدد قدرت و کنترل رفتارهای فرصت‌طلبانه و مکانیزمی برای جلب توجه به منافع جمعی می­شود. دربارة وجود رابطة معکوس بین رقابت و سرمایة اجتماعی نیز به پژوهش جن و بندرسکی (2003) اشاره می‌شود که پس از بررسی چندین پژوهش در حوزة تضاد بدین نتیجه رسیدند که سطوح بالای تضاد، مانعی برای مشارکت و انجام کارهای جمعی، وجود روابط حسنه بین افراد، همکاری سازمانی و تهدیدی برای انسجام گروهی و ایجاد اختلاف و نفاق و فروپاشیدن خانواده­ها است.

مطالعة تان و بوله (2007) ازجمله مطالعاتی است که در راستای پژوهش حاضر نبوده و نتایجی متفاوت با آن داشته است. آنها ادعا می­کنند رقابت باعث افزایش تقلب می­شود. به‌عبارتی تصور رایج این است که با افزایش رقابت، تلاش برای موفق‌شدن هم بیشتر می­شود؛ درحالی‌که نتیجة آن نشان داد افزایش فشار رقابت، افراد را به‌سمت تقلب سوق می‌دهد. نتایج مطالعة برنت و همکاران[25] (2005) نیز نشان می‌دهد رقابت بر رفاه افراد تأثیر منفی داشته و نابرابری‌هایی را نیز موجب شده است.

در پایان، باتوجه‌به نتایج پژوهش و اهمیت و نقش رقابت و همکاری در توسعة اجتماعات محلی به مسئولان و دست‌اندرکاران اجتماعات محلی موارد زیر پیشنهاد می‌شود:

-           توجه هرچه بیشتر به مقولة رقابت­گرایی و به کارگیری این پتانسیل در پیش‌بردن مقاصد توسعة محلی؛

-           مشارکت‌دادن افراد اجتماع محلی در تمام مراحل برنامه­ریزی، تصمیم­گیری و اقدام در پروژه­های مربوط به اجتماعات محلی؛

-           تقویت حس همبستگی، انسجام، اعتماد و به‌طور کلی سرمایة اجتماعی در میان اقشار مختلف مردم؛

-           توجه به پتانسیل­ها و توانایی­های افراد اجتماع محلی و به کارگیری آنها در امور مختلف؛

-      گسترش اخلاق­گرایی و تأکید بر تساهل و تسامح در روابط و مناسبات اجتماعات محلی به‌خصوص از سوی مسئولان به‌منظور جلوگیری از هرگونه کشمکش و ستیز عینی؛

-           استفاده از افراد بومی و آشنا با فرهنگ اجتماعات محلی در امور مربوط به اجتماع محلی؛

-           تأکید بر رویکرد دارایی‌محور توسعة محلی؛

-           توانمندکردن اقشار مختلف افراد محلی برای قبول و ایفای نقش­های اجتماعی و حل‌وفصل مسائل و مشکلات زیست‌بوم خویش؛

-           ایجاد فرصت­های برابر برای شرکت­های خصوصی، دولتی و محلی به‌منظور رقابت سالم در اجتماع محلی؛

-           استفاده از مکانیزم­های تشویقی برای مشارکت خودانگیختة مردم.



[1] Community Development

[2] این تپه باستانی در سال 85 با استناد به شماره 16354 نامه سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان شرقی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

[3]Process

[4] Outcome

[5]outcome

[6] Anyanwu

[7] Need-Based Community Development

[8] Asset-Based Community Development

[9] Competition

[10] Horton Cooley

[11] Park and Burgess

[12] Georg Simmel

[13] Thorstein Veblen

[14] Morton Goldman et al.

[15] Marion Wittchen et al.

[16] Tan & Bolle

[17] Johnson et al.

[18] superior

[19] OKOJI, O.O.

[20]Behzad and Ahmad

[21] Neighborhood

[22] Anyanwu

[23] Wittchen et al.

[24] Jehn & Bendersky

[25] Brandts et al.

احدنژاد روشتی، م.؛ یاری قلی، و. و اجاقلو، ر.ا. (1393). «نقش سرمایة اجتماعی در توسعة پایدار محلی»، مجله مطالعات جامعه‌شناختی شهری، ش 12، ص50-25.

ببی، ا. (1385). روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه: فاضل، ر.، تهران: سمت.

چلبی، م. (1372). «وفاق اجتماعی»، فصلنامه علوم اجتماعی، ش 3، ص30-16.

حسن‌زاده، د. (1387). «رویکرد اجتماع‌محور به کیفیت زندگی اجتماعات محلی»، فصلنامه مدیریت شهری، ش 20، ص 22-7.

زیمل، گ. (1393). دربارة فردیت و فرم­های اجتماعی، ترجمه: مسمی پرست، ش.، تهران: ثالث.

شعاری‌نژاد، ع.ا. (1391). فرهنگ علوم رفتاری، تهران: امیرکبیر.

کلمن، ج. (1390). بنیادهای نظریة اجتماعی، ترجمه: صبوری، م.، تهران: نی.

گولد، ج.و. و کولب، و. (1392). فرهنگ علوم اجتماعی، چ سوم، ترجمه: زاهدی، م.ج و همکاران، تهران: مازیار.

محسنی تبریزی، ع.ر. (1375). بررسی راه‌های جلب مشارکت مردمی در برنامه‌های توسعه پایدار، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران.

مطوف، ش. و رحیمی، ز. (1387). «توسعة دارایی مبنا رهیافتی مؤثر در حل معضلات سکونتی محلات شهری»، مجله شهر نگار، ش 47، ص 49-42.

وبر، م. (1393). اقتصاد و جامعه، ترجمه: عمادزاده، م.، ترابی‌نژاد، م. و منوچهری، ع.، تهران: سمت.

وبلن، ت. (1392). نظریه طبقه تن‌آسا، ترجمه: فرهنگ ارشاد، چاپ سوم، تهران: نی.

هله، ه. (1393). اندیشه اجتماعی گئورک زیمل، ترجمه: مسمی پرست، ش.، تهران: گل آذین.

Behzad, S. & Ahmad, N. (2012) "The Role of the Community in Community’s Development: Promotion of Self Dependence Through Education". African Journal of Business Management, 6(49): 11896–11901.

Brandts, J. Riedl, A. & Van Winden, F. (2005) Competition and well-being. (No. 033).The Economist.

Bolnick, B. R. (1976) "Collective Goods Provision Through Community Development". Economic Development and Cultural Change, 25(1): 137–150.

Christenson, J. A. & Robinson, J. W. (1989) Community development in perspective. Iowa State University Press.

Eversole, R. (2014) Knowledge partnering for community development (Vol. 5). Routledge.

Flora, C. B. & Flora, J. L. (1993) "Entrepreneurial Social Infrastructure: A Necessary Ingredient". The Annals of the American Academy of Political and Social Science, 529(1):48–58.

Francis, S. (1969) "The Evolution of Community Development in Jamaica (1937-1962)". Caribbean Quarterly, 15(2-3):40–58.

Gneezy, U. Niederle, M. & Rustichini, A. (2003) "Performance iIn Competitive Environments: Gender Differences". Quarterly Journal of Economics-Cambridge Massachusetts, 118(3):1049–1074.

Gneezy, U. & Rustichini, A. (2004) "Gender and Competition at A Young Age". The American Economic Review, 94(2): 377–381.

Goldman, M. Stockbauer, J. W. & McAuliffe, T. G. (1977) "Intergroup And Intragroup Competition and Cooperation". Journal of Experimental Social Psychology, 13(1): 81–88.

Green, G. P. & Haines, A. L. (2003) "The Role of Assets in Community-Based Development". Asset Building & Community Development, 1–24.

Harris, J. J. & Johnson, L. (1975) "A Theoretical Rationale: General Education Through an Urban Public Community College Can Promote Community Development". The High School Journal, 58(8):348–360.

Helle, H. J. (2008) "Soziologie der Konkurrenz-Sociology of Competition by Georg Simmel". Canadian Journal of Sociology, 33(4):945.

Jehn, K. A. & Bendersky, C. (2003) "Intragroup Conflict In Organizations: A Contingency Perspective on the Conflict-Outcome Relationship". Research in Organizational Behavior, 25:187–242.

Johnson, D. W. Maruyama, G, Johnson, R. Nelson, D. & Skon, L. (1981) "Effects of Cooperative, Competitive, and Individualistic Goal Structures on Achievement: A Meta-Analysis". Psychological Bulletin, 89(1): 47–62.

Johnson, R. T. (2016) Cooperative versus Competitive Efforts and Problem Solving Author (s): Zhining Qin , David W. Johnson and Roger T. Johnson Published by: American Educational Research Association Stable URL: http://www.jstor.org/stable/1170710 References Linked refe, 65(2): 129–143.

Julian, J. W. & Perry, F. A. (1967) "Cooperation Contrasted with Intra-Group and Inter-Group Competition". Sociometry, 30(1):79–90.

Kretzmann, J. P. McKnight, J. & Network, N. I. (1993) Building communities from the inside out. Center for Urban Affairs and Policy Research, Neighborhood Innovations Network Northwestern Univeristy, Evanston, IL.

Lotz, J. (1967) "Introduction: Is Community Development Necessary?" Anthropologica, 9(2): 3–14.

Maller, J. B. (1929) Cooperation and competition: an experimental study in motivation. Teach. Coll. Contrib. Educ.

Matthews, J. L. & Holland, L. B. (1965) "Procedures and Methods for Community and Resource Development". Review of Educational Research, 35(3):224–230.

Mayo, S. C. (1958) "An Approach to the Understanding of Rural Community Development". Social Forces, 37(2):95–101.

Mequanent, G. (1998). Community development and the role of community organizations: A study in northern Ethiopia. Canadian Journal of African Studies/La Revue Canadienne Des Études Africaines, 32(3), 494–520.

Mulvey, P. W., & Ribbens, B. a. (1999). The Effects of Intergroup Competition and Assigned Group Goals on Group Efficacy and Group Effectiveness. Small Group Research, 30(6), 651–677. http://doi.org/10.1177/104649649903000601

 

Okoji, O. O. (2013). Influence of Community Development Programs of Multinational Oil Corporations on Socio-Economic Empowerment of Rural Women in Niger Delta, Nigeria. Ethiopian Journal of Environmental Studies and Management, 6(6), 581–588.

Peng, W., & Hsieh, G. (2012). The influence of competition, cooperation, and player relationship in a motor performance centered computer game. Computers in Human Behavior, 28(6), 2100–2106. http://doi.org/10.1016/j.chb.2012.06.014

Phillips, R., & Pittman, R. (2009). A framework for community and economic development. An Introduction to Community Development. Routledge.

Qin, Z., Johnson, D. W., & Johnson, R. T. (1995). Cooperative versus competitive efforts and problem solving. Review of Educational Research, 65(2), 129–143.

Schiele, J. H., Jackson, M. S., & Fairfax, C. N. (2005). Maggie Lena Walker and African American Community Development. Affilia, 20(1), 21–38.

Simpkins, O. N. (1977). A “Scale” Approach to Community Development. American Journal of Agricultural Economics, 59(5), 931–937.

Tan, J. H. W., & Bolle, F. (2007). Team competition and the public goods game. Economics Letters, 96(1), 133–139.

Tinker, H. (1961). Community Development: A New Philosopher’s Stone? International Affairs (Royal Institute of International Affairs 1944-), 309–322.

Toussaint, W. D. (1968). Discussion: The Theory and Strategy of Community Development. American Journal of Agricultural Economics, 50(5), 1247–1249.

Trapido, D. (2008). Competition as stimulus and obstacle to economic cooperation and positive ties. Stanford University.

Triplett, N. (1898). The dynamogenic factors in pacemaking and competition. The American Journal of Psychology, 9(4), 507–533.

Vargas, C. M. (2000) "Community Development and Micro-Enterprises: Fostering Sustainable Development". Sustainable Development, 8(1): 11–26.

Amir Zal, W. A. Mustaffa Omar, Hood Salleh, & Sharina Ab. Halim. (2014) "The Vulnerability of Community Capitals as a Threat to Orang Kuala Community Development in Malaysia". SAGE Open, 4(2): 1–9.

Warren, R. L. (1968) "Theory and Practice in Community Development". American Journal of Agricultural Economics, 50(5):1226–1238.

Whittemore, I. C. (1924) "The Influence of Competition on Performance: An Experimental Study". The Journal of Abnormal Psychology and Social Psychology, 19(3):236.

Wittchen, M. Krimmel, A. Kohler, M. & Hertel, G. (2013a) "The Two Sides of Competition: Competition-Induced Effort and Affect During Intergroup Versus Interindividual Competition". British Journal of Psychology, 104(3): 320–338.