تحلیل جامعه شناختی تأثیر استفاده از فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی (موردمطالعه: شهر اصفهان)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان، ایران

2 استادیار، گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان، ایران

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان، ایران

چکیده

کم‌رنگ‌شدن روابط عاطفی درون خانواده اعم از روابط بین همسران، والدین و فرزندان و تحلیل‌رفتن فضای تعاملی بین آنها نشان‌دهندة ازبین‌رفتن بسیاری از پیوندهای سنتی گذشته در انسان‌های عصر جدید است. یکی از دلایل اصلی بروز این مسئله، فناوری‌های ارتباطات است که ‌تغییرات گسترده‌ای را مانند هر دگرگونی ناشی از فناوری سبب شده است. امروزه نشانه‌های کمتری از خانواده‌هایی می‌یابیم که ساعاتی از روز را با یکدیگر گفتگو می‌کنند. باتوجه‌به اهمیت این مسئله، در این پژوهش، تأثیر فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی افراد در خانواده‌ها بررسی شده است. پژوهش حاضر به‌صورت پیمایشی و با استفاده از روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای و بهره‌گیری از پرسش‌نامة محقق‌ساخته، باتکیه‌بر نظریه‌های حوزة ارتباطات، خانواده و دوجهانی‌شدن انجام شده است. جامعة آماری پژوهش حاضر، خانواده‌های با فرزند بالاتر از 15 سال شهر اصفهان هستند. متغیر مستقل، استفاده از فضای مجازی با دو شاخص کمیت وکیفیت و متغیر وابسته، سنجش فرهنگ شفاهی با دو شاخص ارتباط شفاهی و ادبیات شفاهی بین والدین، فرزندان و همسران است. نتایج پژوهش حاضر، تأثیر کیفیت وکمیت استفاده از فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی خانواده را نشان می‌دهد؛ به‌طوری‌که با افزایش استفاده از فضای مجازی، کمیت وکیفیت ارتباط شفاهی ناشی از ارتباط افراد در دنیای واقعی و ارتباطات رودررو کاهش می‌یابد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Sociological Analysis of the Effects of Using Cyber Space on Oral Culture (Research Case: Isfahan city)

نویسندگان [English]

  • Ebrahim Ansari 1
  • Masoud Kianpour 2
  • Pari Ataee 3
1 University Islamic Azad Branch Dehaghan, Iran
2 University of Isfahan, Iran
3 University Islamic Azad Branch Dehaghan, Iran
چکیده [English]

Introduction
Changes in the relationships within family is indicative of losing traditional ties between modern people. Dilution of emotional relations inside the family, between wives and husbands and their children, and superficial interactive relationships among them show that modern citizens are not anymore attached to many of their old traditional ties. One main reason of this is communication technologies, which, like any other change caused by technology, bring about big transformations. We cannot any more see family members talking to each other during the day. Due to the importance of this issue, the present article aims at studying the influence of cyber space on oral culture, using theories of communication, family, and globalization in sociology.
Materials and Methods
This is a survey study. The research population is consisted of families who have children over 15 years of age in Isfahan city, whose number is 579302. The independent variable is use of cyber space with two criteria (quality and quantity of the use), and dependent variable is oral culture with two criteria (oral communication and exchange of oral literature among parents and children). Sample size includes 384 individuals, which was calculated using quota sampling method. A research-made questionnaires was designed and distributed among research sample after it was verified for reliability and validity tests.
Discussion of Results and Conclusions:
In this research, the effect of using cyber space on oral culture, namely, verbal communication has been studied. The hypotheses of this study were tested by structural modeling. The independent variable with two dimensions of quantity and quality of using cyber space and the dependent variable of oral communication with two dimensions of verbal communication between spouses and verbal communication between parents and their children were examined. The results showed that the quality and quantity of using cyber space have influenced oral communication and culture of family negatively, in the sense that when there is more usage of cyber space, the quality and quantity of oral communication diminish. This is so because of a lack in common aims among family members and also lack of transferring cultural traits from one generation to the next. We believe that sufficient verbal interaction between family members is necessary to transfer cultural heritage and experiences of parents to their children, providing therefore a desirable emotional atmosphere at home, which would strengthen feelings of support and protection in a way that family members, especially children, do not feel left alone. In such a situation, a collective spirit develops inside the family, which, in turn, increases trust and social capital. However, the study of our study showed that oral communication between family members has decreased compared to the past. Finally, it should be pointed out that oral culture and its advantages cannot be ignored, in the same way that the effective and beneficial role of cyber space should not be trivialized.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cyber space
  • Family
  • Oral culture
  • Communication

مقدمه و بیان مسأله

خانواده، اساسی‌ترین و نخستین نهاد اجتماعی است که پیوند عاطفی بین اعضای خود را با گفتگو و برقراری ارتباط و تعامل کلامی حفظ می‌کند و مهم‌ترین کارکرد خود را انجام می‌دهد که انتقال ارزش‌ها و اجتماعی‌نمودن فرزندان است. گفتنی است اساس فرهنگ شفاهی، ارتباط رودررو بین افراد است که در آن ارزش‌ها، نگرش‌ها، دیدگاه‌ها و دیگر عناصر فرهنگی منتقل می‌شود. فرهنگ شفاهی در برابر فرهنگ نوشتاری قرار می‌گیرد. این فرهنگ، مجموعه اندوخته‌های ذهنی و الگوهای رفتاری را شامل می‌شود که نانوشته است و به‌صورت کلام، گفتار و ایما و اشاره منتقل می‌شد. فرهنگ شفاهی، دو مؤلفة اصلی ارتباطات دو طرفة کلامی‌ و ادبیات شفاهی را شامل می‌شود. کلام، وسیله‌ای برای برقراری ارتباط و تحکیم آن است. یکی از بهترین شاخص‌ها برای ارزیابی سلامت رابطة خانواده، برقراری ارتباط کلامی بین اعضای آنهاست. ادبیات شفاهی، انتقال افسانه‏ها، قصه‏ها‌، حکایت‏های واقعی‌، امثال و لطیفه‌ها است و معمولاً در جریان ارتباطات بین والدین و فرزندان از نسلی به نسل بعد منتقل می‌شود. امروزه، براساس پژوهش‌های انجام‌شده، رسانه‌های جمعی در ارتباط افراد ممکن است آسیب محسوب شوند. امروزه، جهان اجتماعی به دو بخش جهان واقعی و جهان مجازی تقسیم شده که نحوة ارتباط در این دو جهان متفاوت است (عاملی، 1390: 2).

طبق آمارهای ارائه‌شدة مرکز مدیریت توسعة ملی اینترنت در آخرین گزارش خود، شمار کاربران اینترنت در ایران تا پایان 6 ماهة نخست سال 1391 برابر 45 میلیون و 5 هزار و 644 نفر اعلام شده است و با پارامترهایی مانند اینترنت دایل‌آپ، ADSL، موبایل GPRS، وایمکس و فیبر به شبکه متصل می‌شوند. استان اصفهان سومین استان کشور بعد از استان مازندران و تهران است و بیشترین ضریب نفوذ اینترنت را دارد (مرکز مدیریت توسعة ملی اینترنت، 1392). شهر اصفهان یکی از بزرگ‌ترین کلان شهرهای ایران است و مانند دیگر مناطق کشور، اینترنت و فضای مجازی در آن نفوذ یافته است. بیشترین مخاطبان فضای مجازی، فرزندان بالای 15 سال هستند؛ باوجوداین، افراد بسیاری به‌دلیل مشغله‌های فراوان و برای سهولت در ارتباط با دیگران، تمایل زیادی برای استفاده از این فضا دارند. اثرگذاری این رسانة جمعی بر تعاملات افراد خانواده باعث شد در پژوهش حاضر، تأثیر فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی در خانواده‌های شهر اصفهان در فاصلة زمانی سال 94-1393 بررسی شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر استفاده از فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی افراد در خانواده‌ها است. اهداف فرعی آن، بررسی کمیت و کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی افراد و بررسی کمیت و کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ادبیات شفاهی افراد در خانواده‌ها است.

 

مروری بر پژوهش‌های پیشین:

در پژوهش گنجی با عنوان بررسی الگوی کاربران اینترنت و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن، در سال 1385 الگوی کاربران اینترنت در ایران بررسی شده است. این پژوهش نشان می‌دهد با افزایش محدودیت ارتباطات اجتماعی، افراد به بهره‌گیری از الگوی ارتباطی اینترنت تمایل بیشتری نشان می‌دهند. پیوند اجتماعی نیز در این زمینه نقش مهمی دارد. به‌عبارت‌دیگر، کسانی که به دلایل مختلف، پیوند اجتماعی قوی‌تری دارند،‌ به بهره‌گیری از الگوی ارتباطی اینترنت، به‌ویژه الگوی ارتباطی نامناسب و ناهنجار، تمایل کمتری خواهند یافت. عواملی مانند دلبستگی به دیگران و افراد پیرامون؛ تعهدات گوناگون مانند تعهد نسبت به خانواده، شغل، دوستان و ...؛ درگیری‌ها و مشغولیت‌های مختلف مانند مشارکت مداوم در فعالیت‌های زندگی، کار، خانواده، و ...؛ باورها؛ ارزش‌ها و اصول اخلاقی در این زمینه تأثیر اساسی دارد (گنجی، 1385: 152-146).

نتایج پژوهش گلچین و همکاران (1391) با عنوان مطالعة میزان و نوع استفاده از شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان و مناسبات خانوادگی، نشان داد درخصوص مناسبات خانوادگی و ابعاد آن (روابط زناشویی، روابط والدین و فرزندان و اعتماد زناشویی)، در شاخص روابط والدین و فرزندان و روابط زناشویی وضعیت به‌نسبت بینابین، اما درخصوص شاخص اعتماد زناشویی، وضعیت نامطلوبی وجود دارد. رابطة بین نوع استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای با مناسبات خانوادگی و ابعاد آن نشان داد خانواده‌هایی که از شبکه‌های ماهواره‌ای استفاده نمی‌کنند، در مقایسه با خانواده‌هایی که از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، به‌مراتب مناسبات خانوادگی بهتری دارند و درنهایت دو متغیر «میزان استفاده» و «نوع استفاده» از شبکه‌های ماهواره‌ای، 26 درصد از تغییرات مناسبات خانوادگی را تبیین می‌کنند. بدین‌ترتیب، با افزایش استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای و نیز استفادة منظم از این برنامه‌ها، مطلوبیت مناسبات خانوادگی، مطلوبیت روابط والدین و فرزندان و روابط زناشویی و اعتماد زناشویی آنها کمتر خواهد شد.

نتایج پژوهش جواانا کارالهو و همکاران (2015) با عنوان عملکرد خانواده و فناوری خانواده، نشان می‌دهد خانواده در زندگی روزمره جایگاه برجسته‌ای در حوزة پژوهشی کسب کرده است. در این پژوهش، 45 مقاله از سال‌های 1998 تا 2013 بررسی شده است که درخصوص رابطة فناوری اطلاعات و ارتباطات و عملکرد خانواده منتشر شده‌اند. در پژوهش‌های انجام‌شده، حوزه‌های نگرش نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات، انواع ICT و استفاده از الگوها، انسجام خانواده، نقش خانواده، قوانین و درگیری بین نسلی و مرزهای خانواده جستجو شده است. نتایج نشان می‌دهد فناوری اطلاعات و ارتباطات، تغییرات کیفی در عملکرد خانواده و شکل جدید حالت‌های تعاملی ایجاد کرده است و ضرورت چینش دوبارة الگوهای رابطه در خانواده را نشان می‌دهد.

برتون به پیامدها و آثار منفی اینترنت اشاره دارد و معتقد است اینترنت، انزوای اجتماعی کاربران را سبب می‌شود. برتون در پژوهشی با عنوان آیین اینترنت، تهدیدی برای پیوند اجتماعی، پیامدها و آثار مخرب اینترنت را روی 256 نفر طی دو سال در ایالات متحده بررسی کرده است. نتایج آن نشان داد استفاده از اینترنت، حلقة روابط اجتماعی دور و نزدیک را کاهش و گوشه‌گیری و افسردگی را افزایش می‌دهد. درنتیجه، نوع جدیدی از گوشه‌گیران ظاهر می‌شوند که تنها ارتباط اطلاعاتی و ابزاری دارند. این افراد پیوند اجتماعی متفاوت با پیوند اجتماعی جامعة بشری بنا می‌کنند (برتون، به نقل از ساروخانی، 1382: 165- 162).

بیکر در پژوهشی در سال 2000 نشان داد اینترنت برای زنان یکی از ابزارهای ایجاد ارتباط بیشتر با شبکه‌های اجتماعی مانند دوستان و خانوادة آنها بوده است. این زنان اظهار داشته‌اند با استفاده از اینترنت، احساس پیوند اجتماعی و حمایت عاطفی بیشتر می‌شود (بیکر، به نقل از گنجی، 1385: 14).

در جمع‌بندی، این نکته به دست آمد که پژوهش‌های فراوانی دربارة مسئلة این پژوهش انجام شده است که هر کدام ابعادی را بررسی کرده‌اند؛ اما پژوهشی دربارة بررسی تأثیرات فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی در خانواده‌ها یافت نشد. فضای مجازی از فراگیرترین محیط‌های ارتباطات افراد در خانواده‌ها و فرهنگ شفاهی از مهم‌ترین مؤلفه‌های کمک به تحکیم خانواده و زندگی اجتماعی است؛ بنابراین در پژوهش حاضر سعی شده است تأثیر فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی افراد در خانواده‌ها بررسی شود.

 

مبانی نظری

ابتدا برای درک بهتر مفاهیم به‌کاررفته در این پژوهش، دو مفهوم فضای مجازی و فرهنگ شفاهی را شناسایی می‌کنیم. معنای لغوی فضای مجازی عبارت است از «فضای قابل هدایت» که به معنای هدایت‌کردن و سکان‌داری کشتی است. کیزا فضای سایبرنتیک را محیط بر ساخته از اطلاعات نامرئی -اطلاعاتی که اشکال متفاوتی به خود می‌گیرد- می‌داند (Kizza, 1998: 131). فضای مجازی درواقع نامی است که تعداد زیادی از کاربردهای امروز فناوری‌های جدید ارتباطی را دربرمی‌‌گیرد. این نام را نخستین‌بار ویلیام گیبسون[1] در رمان نورومانسر[2] (1984) ابداع کرد (هولمز، 1384). به باور کاستلز فضای مجازی، مکان نیست، دالان و راهرویی بین مکان‌ها است. شما درحالی‌که در محل خودتان اقامت دارید، در فضای مجازی، گردش و مردمی را ملاقات می‌کنید که در مکان‌های دیگری زندگی می‌کنند؛ اما با استفاده از فضای مجازی در جهان ذهنی خودتان هستید؛ بنابراین، فضای مجازی نوعی فرافضا و فضای ذهن است. فضایی که ما هر روز در آن دست به عمل می‌زنیم و با مردم، اندیشه‌ها، مکان‌ها و زمان‌هایی دیگر ملاقات می‌کنیم (کاستلز واینس، 1384: 47). به‌عبارت‌دیگر، فضای سایبر در معنا به مجموعه‌ای از ارتباطات درونی انسان‌ها با کامپیوتر و وسایل مخابراتی، بدون درنظرگرفتن جغرافیای فیزیکی گفته می‌شود. فضای مجازی مجموعه‌ای از سخت‌افزار و تعاریف نمادین است که شبکه‌ای از عقاید و باورها را در قالب دادوستد بین افراد منتقل می‌کنند. برخلاف فضای واقعی در فضای مجازی نیاز به جابه‌جایی‌های فیزیکی نیست و کلیة فعالیت‌ها ازطریق فضای سایبر، انجام و ایجاد شبکة عظیمی از افراد را سبب می‌شود که مرزهای سیاسی و جغرافیایی را درهم می‌شکنند و گاه مرزهای فرهنگی را کم‌رنگ می‌کنند و بر تمام ابعاد زندگی بشر تأثیر می‌گذارند (Suler, 2008: 63). شبکه‌های اجتماعی، محل گردهمایی صدها میلیون کاربر اینترنت است که بدون توجه به مرز، زبان، جنس و فرهنگ به تعامل و تبادل اطلاعات می‌پردازند (سلطانی فر، 1389: 53). شبکه‌‌های اجتماعی، متناسب با نوع موضوع فعالیتشان امکانات دیگری ازجمله خبرخوانی اینترنتی، بازی‌های آنلاین، قابلیت‌ بارگذاری ویدئو و فایل‌های رایانه‌ای و برقراری ارتباط با سایر رسانه‌های شخصی در گزینه‌هایشان دارند. پس بی‌دلیل نیست که کاربران، بخش زیادی از زمان اینترنت را به حضور در شبکه‌های اجتماعی اختصاص می‌دهند (سلطانی فر، 1389: 57).

فرهنگ شفاهی، اندیشه، هوش، هنر و عواطف یک ملت است و از گذشتة مردم مایه می‌گیرد و خصلت جمعی دارد. در فرهنگ شفاهی، هوش و ذکاوت را با استعداد به‌خاطرآوردن اصطلاحات کوتاه، چندبُعدی و مفید مرتبط می‌دانند و توانایی و استعداد نگهداری مطالب در ذهن، همواره ارزش بالایی دارد. در این میان قدرت حافظه و توانایی به‌خاطرآوردن، نقش کتابخانة بسیار بزرگی را ایفا می‌کند؛ زیرا فراموش‌شدن آنچه باید گفته یا انجام شود، خطری بزرگ برای جامعه و حماقتی بارز و شاخص است (پستمن، 1375: 99). با ظهور اینترنت، تمایز آشکار بین اشکال گوناگون ارتباطات (یعنی ارتباطات شفاهی، نوشتاری، چاپی و الکترونیک) تاحدودی از بین می‌رود و اینترنت تمامی این اشکال ارتباطات را با همدیگر ترکیب می‌کند. این رسانة ارتباطی نوین، گفتار شفاهی را بلافاصله به پیام، تبدیل و آن را چاپ می‌کند و به‌صورت الکترونیک به تعداد نامحدوی از کاربران می‌فرستد. ازاین‌رو فضای مجازی، رسانة تک‌بعدی، یک‌سویه و تک‌گویانه نیست؛ بلکه امکان حرکت از یک نقش به نقش دیگر و نیز بازگشت به نقش پیشین را فراهم می‌کند. فضای اینترنت به‌صورت عمومی و خصوصی و به‌طور هم‌زمان فرستنده و گیرنده است (Rantanen, 2006: 139 به نقل از ساروخانی).

در راستای انتقال اطلاعات از فضای سایبر، برخی نظریه‌پردازان معتقدند جامعة اطلاعاتی، پدیدة جدیدی نیست و پیشرفت‌های جدید تکنولوژیک مانند گذشته در خدمت سرمایه­داری، نابرابری اجتماعی و اقتصادی است. گروهی متعتقدند در سایة پیشرفت‌های تکنولوژیک، جامعه‌ای با ساختار دموکراتیک شکل گرفته است. ارتباطات بین افراد و گروه‌ها در این جامعه افقی است. مردم به آگاهی­های بسیاری دسترسی دارند و الگوهای ارتباطات رسانه­ای تغییر یافته­­اند. این اندیشمندان ظهور جامعه­ای نو را نوید می­دهند. جامعه­ای که در آن تولید پیام از انحصار عده­ای معدود خارج شده است. اندیشمندان این گروه به نقش رسانه­ای تکنولوژی‌های نوین توجه دارند و آثار آن را بر روابط میان فردی، گروهی و جامعه بررسی و بیان می­کنند. ازنظر این گروه در جامعة نو حاکمیت اصلی با رسانه­های الکترونیک است. به‌هرحال وسایل ارتباطی، زمینة تغییرات آنی و موقتی در وقایع و دگرگونی‌های اجتماعی را فراهم می‏آورند. این وسایل، معرفی‏کنندة الگوها، نقش‌ها، دیدگاه‏ها و شیوة روی‌آوری به سبک‌های زندگی هستند و ممکن است مردم از راه دیگر هرگز به آنها دسترسی پیدا نکنند. طبقة جوان نیز با تبلیغات رسانه‌های گروهی، مطالبی دربارة نقش‌های آینده خود فرا می‌گیرد.  

چهارچوب نظری پژوهش حاضر براساس دیدگاه‌های مربوط به حوزة ارتباطات و خانواده مطرح شده است. در دیدگاه‌های تاریخی به نظرات مک لوهان[3]، رایزمن[4] و تونیس[5] اشاره می‌شود. این نظریه‌پردازان باتوجه‌به گذر جوامع از دوران مختلف، روابط افراد را در آنها بررسی می‌کنند. مک لوهان معتقد است بعد از ظهور کتابت، سنت شفاهی شروع به ضعف کرد؛ اما در عصر تلویزیون، فرهنگ شفاهی، مشارکت، همکاری و اندیشة جهانی شکل گرفت. مک لوهان معتقد است وسایل ارتباط الکترونیکی، انسان­ها را وارد مرحلة جدیدی از زندگی اجتماعی می­کنند. این وسایل جدید به انحصار ارتباط چاپی پایان می‌دهند و بیان شفاهی و ادراک سمعی را احیا می­کنند. اکنون تحت‌تأثیر وسایل الکترونیکی در راه ایجاد چنین جامعه­ای طرز زندگی، نظام آموزشی، ادبیات، هنرها و به‌طور کلی همة نظام فرهنگ انسانی دگرگون شده است (ساروخانی، 1394: 67).

رایزمن به سه نوع جامعه اشاره می‌کند و ازنظر او در جامعه دگرراهبر با رهبری رسانه‌های جمعی مواجهیم که پس از دورة رهبری صنعت و دوران درون‌راهبر (ظهور فردگرایی) دوران سوم، صحنة ظهور انبوه‌ تنها درون شهرهای بزرگ است. او این دوره را دوران امحای روابط سنتی و پابرجای خانوادگی، خویشاوندی می‌داند‌. زمانی که وسایل ارتباط جمعی، هدایت عواطف، احساسات و الگوهای حیات اجتماعی را به دست دارند. رایزمن، دوران سوم ارتباطی را دورانی می‌داند که در جریان آن، انبوه‌های تنها در درون شهرهای بزرگ پدید می‌آیند. او در اثرش به همین نام «انبوه تنها» انسان‌هایی را مجسم می‌کند که در راهروهای تنگ قطارهای زیرزمینی در دریایی از انسان‌ها غوطه‌ور هستند و ‌راهی برای رفتن نیست و ازدحام، نفس‌کشیدن را مشکل می‌کند؛ اما با این همه تراکم، انسان تنهاست و هیچ‌گاه در تاریخ چنین تنها نبوده است. هیچ‌یک از این انسان‌ها را نمی‌شناسد، هرگز آنها را ندیده است و به یقین می‌داند هیچ‌یک از آنها را بار دیگر نخواهد دید. او در پی امحای روابط سنتی و پابرجای خانوادگی، خویشاوندی، همسایگی و دوستی‌های پایای قدیم تنهاست و در برابر وسایل ارتباط جمعی و صاحبان قدرتمند آن و همچنین وسوسه‌های ناشی از آن سخت آسیب‌پذیر است. آنها به‌آسانی از او یک طرفدار متعصب فوتبال پدید می‌آورند که در این راه حتی حاضر به کشتن انسان‌های رقیب (هوادارن تیم‌های دیگر) است. پس به اعتقادرایزمن، این دوران در تاریخ انسان به دورانی ثبت خواهد شد که در آن «دیگرانی چند» (صاحبان وسایل ارتباطی) الگوهای حیات اجتماعی را می‌سازند (ساروخانی، 1392: 67).

تونیس به دو نوع جامعه اشاره می‌کند که در هر کدام نوع رابطة افراد با یکدیگر متفاوت است. در اجتماع، حرکت در خدمت جمع و برای وحدت جمع است و در خدمت فرد نیست و در این جامعه ارادة اورگانیک حاکم است. هر عضوی خود را جزء جدایی‌ناپدیر مجموعه می‌داند. ارتباطات عمقی و سطح جمع محدود و ارتباط بین افراد تام است؛ اما گزلشافت جامعه‌ای است که در آن فراوانی و تنوع انسان‌ها وجود دارد. روابط صوری، قراردادی و منطقی، مصلحت‌اندیشی و تنهایی انسان جزء ویژگی‌های آن است (ساروخانی، 1392: 70-75).

دیدگاه کنش متقابل نمادین، ارتباط شفاهی را بنیاد نهاد سنتی می‌داند که در آن به استمرار مشاهدات تأکید می‌کند. به نظر مید[6] ارتباطات، اساسی‌ترین روندی است که در جوامع انسانی جریان دارد. ارتباط زمانی برقرار می‌شود که شرکت‌کنندگان از نمادهای معنی‌دار استفاده کنند؛ نمادهایی که برای استفاده‌کنندگان معنای یکسانی دارد. اشتراک در معنی یک نماد، شرکت‌کنندگان را به‌سوی رابطة ناب اجتماعی سوق می‌دهد؛ بنابراین، ارتباط، روند ساماندهی تلقی می‌شود. به همان میزان که ارتباط گسترش می‌یابد ـ‌ در هر جهتی که باشد ـ ایجاد سازمان‌های بزرگ‌تر و گسترده‌تر را موجب می‌شود. مید با مطرح‌کردن دیگری عام پذیرفتن این نقش را مقدمه‌ای برای پذیرش منطق آن نهاد با مجموعة نهادهایی می‌داند که او برای راه‌یابی به نحوة رفتار خود در یک موقعیت نهادی خاص از این منطق استفاده می‌کند؛ به‌این‌ترتیب عمل او در هر لحظه بر یک عمل بزرگ اجتماعی مبتنی است. دیگری عام درونی‌ساختن موقعیت‌های اجتماعی درمجموع ‌یا خودی‌ساختن وضعیت‌های اجتماعی خارج از وجدان فرد است که عامل انسانی تشکیل‌دهندة هر شخصیت خودآگاه است. در این دیدگاه، ارتباطات، اساسی‌ترین روند جریان‌یافته در جوامع انسانی است. ازنظر او رسانه‌ها با تنش‌سازی بر رفتار کودکان تأثیر می‌گذارند. درحقیقت مید با مطرح‌کردن دیگری عام معتقد است رسانه‌ها بر ذهن کودکان ساده و بدون شبکة به‌هم‌پیوستة اندیشه‌ها تأثیر می‌گذارند (توسلی، ‌1391: 302).

کاستلز نیز در نظریة شبکة خود بر روابط اجتماعی بسیار تأکید دارد. به باور او ارتباط، بلوک‌های اصلی شبکه است. او معتقد است افراد حمایت‌های متنوعی را از اعضای شبکة خود، دریافت و پیوندهای گوناگون حمایت‌های اجتماعی متنوعی را برای اعضای شبکه فراهم می‌کنند. کاستلز معتقد است در هزارة سوم میلادی و با گسترش وسایل ارتباط جمعی، همة جوامع در معرض تغییرات ساختاری قرار گرفته‌اند. این فناوری‌ها اگرچه نقش تعیین‌کننده‌ای در فرایند جهانی‌شدن دارند، نقش واسطة در کنش متقابل بین ساختارهای اجتماعی و کنشگران را ایفا می‌کنند؛ به همین دلیل در مرکز کنش انسانی قرار می‌گیرند (کاستلز، 1387: 375).

 گربنر[7] با طرح نظریة کاشت، بر کنش متقابل بین رسانه‌ها و مخاطبانی که از آنها استفاده می‌کنند و چگونگی تأثیرگذاری رسانه‌ها به مخاطبان تأکید دارد. او معتقد است ساعت‌های متمادی مواجهه با رسانه‌ها، تغییر در نگرش و دیدگاه‌ها نسبت به رسانه را ایجاد می‌کند. گربنر معتقد است رسانه‌ها به ارائة دیدگاه‌های هم‌شکل و کم‌وبیش یکسان از واقعیت اجتماعی متمایل هستند و مخاطبان آنها براساس چنین سازوکاری فرهنگ‌پذیر می‌شوند. او معتقد است رسانه‌ها به‌دلیل نظم و هماهنگی در ارائة پیام، قدرت اثرگذاری بسیاری دارند و درحقیقت این‌گونه جامعه را شکل می‌دهند (سورین و تانکارد، به نقل از کیخایی، 1384: 392).

در مکتب فرانکفورت، دیدگاه‌های خوش‌بینانه و بدبینانه وجود دارد. آدورنو[8]، هورکهایمر[9] و مارکوزه[10] معتقدند وسایل ارتباط جمعی برای به‌ثمررساندن خواست صاحبان صنایع به وجود آمدند. آدورنو معتقد است عادت به تماشای تلویزیون نوعی روان‌کاوی معکوس است؛ زیرا تماشاگر با بی‌توجهی، کیفیت هنر را به سطح کالاهای مصرفی کاهش می‌دهد و نزول سلیقه‌ها و ارزش‌ها را سبب می‌شود. هابرماس[11] ، حوزة عمومی را مطرح می‌کند و اینترنت را بخشی از حوزة عمومی می‌داند. در این حوزه، مباحاث بازو کنش ارتباطی با بیان و گفتگو انجام می‌شوند. ازنظر او اینترنت، حوزة عمومی مجازی و به‌شدت درحال رشد است. در این حوزه، نیازهای اساسی مطرح می‌شوند که در حین ارتباط صمیمانة افراد با یکدیگر کشف می‌شوند. در محیط‌های تعاملی (ایمیل، وبلاگ، چت‌روم‌ها و شبکه‌های اجتماعی مجازی)، افراد نیازهای خود را راحت‌تر، بیان و احساسات خود را ابراز می‌کنند و از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند (ساروخانی و بابایی‌فرد، 1392: 4).

براساس نظریة ساخت‌یابی گیدنز استنباط می‌شود شبکه‌های اجتماعی مجازی محصول کنش معنادار بین افراد هستند؛ اما پس از شکل‌گرفتن، محدودیت‌هایی را بر عاملان اعمال می‌کنند. ساختار این شبکه‌ها بر بازتولید یا تکرار رفتارهاست. گیدنز جامعه‌شناسی متأخر را جامعه‌شناسی جهانی‌شدن می‌داند؛ زیرا مهم‌ترین ویژگی جهانی‌شدن، چندبعدی‌بودن آن است. او معتقد است جهانی‌شدن، بنیان‌های هویت و فرهنگ را در جامعه کنونی دگرگون کرده است. گیدنز معتقد است روابط انسانی ازجمله روابط صمیمانه بین انسان‌ها هستند که تأثیر مهمی در تکوین هویت انسانی دارند و در دنیای مدرن دچار دگرگونی شده‌اند. حقوق و وظایفی که اعضای خانوادة سنتی را به هم پیوند می‌داد، بیشتر ضعیف شده‌اند. ما دیگر نمی‌توانیم به حمایت خویشاوندان دلگرم باشیم و به آنها اعتماد کنیم. به‌دلیل ضعف نهادهای سنتی وحدت‌بخش، افراد ناچارند نسبت به گذشته بیشتر به خود متکی باشند (گیدنز، 1377: 18-17). به گفتة گیدنز «اگر خواسته‌ باشیم ماهیت مدرنیته را به‌درستی دریابیم، باید از چشم‌اندازهای موجود جامعه‌شناختی دوری کنیم. باید پویایی شدید و پهنة جهانی نهادهای مدرن را تبیین کنیم و ماهیت انقطاع‌های این نهادها را از فرهنگ‌های سنتی توضیح دهیم». گیدنز بارها به این قضیه تأکید می‌کند «پویایی مدرنیته از جدایی زمان و مکان و بازترکیب‌شدن آنها سرچشمه می‌گیرد؛ به‌صورت‌هایی که منطقه‌بندی دقیق زمانی ـ مکانی زندگی اجتماعی را امکان‌پذیر می‌کند و باعث ازجاکندن نظام‌های اجتماعی می‌شود (پدیده‌ای که با عوامل مؤثر در فاصله‌گیری زمانی ـ مکانی ارتباط نزدیک دارد) و ساماندهی و بازساماندهی بازاندیشانة روابط اجتماعی را در پرتو درون‌دادهای مداوم دانشی موجب می‌شود که بر کنش‌های افراد و گروه‌ها تأثیر می‌گذارند» (گیدنز، 1377: 21-14).

گیدنز به رابطة میان امر بیرونی و امر درونی توجه شایانی می‌کند، به‌خصوص به دلیل تأثیری که این رابطه بر روابط شخصی و ماهیت هویت شخصی می‌گذارد». وی معتقد است روابط انسانی ـ ازجمله روابط صمیمانه بین انسان‌ها که تأثیر مهمی در تکوین هویت انسانی دارند ـ در دنیای مدرن دگرگون شده‌اند. «طبق دیدگاه گیدنز، روابط شخصی به‌طور فزاینده‌ای از قیدوبندهایی آزاد می‌شوند که بیرون از این روابط هستند؛ برای مثال، هرقدر اقتصاد سرمایه‌داری، رسانه‌ها، نهادهای رسمی آموزشی و سایر نظام‌های انتزاعی، تعهد افراد را بیشتر به خود جلب می‌‌کنند، ماهیتِ اجباری حقوق و وظایف به هم پیونددهندة اعضای خانوادة سنتی بیشتر تضعیف می‌شود. ما دیگر نمی‌توانیم برای برخورداری از همراهی‌های شایستة اعتماد، به وجود شبکه‌ای از خویشاوندان دلگرم باشیم؛ بااین‌حال، از ضرورت کمک‌کردن به اقوامی آزادیم که نفعی در همراهی با آنها نمی‌بینیم؛ زیرا هنوز هیچ نظام‌ انتزاعی جایگزینی برای خانواده یا اجتماع روستایی منسجم پدید نیامده است. جستجو و پی‌ریزی  این روابط اعتماد‌آمیز با دیگران بر عهدة فرد است؛ روابطی که برای حفظ تمامیت نفس [خود] همچنان ضرورت دارند» (کسل، 1383: 49- 48). نقطه تمرکز نظریة ساخت‌یابی گیدنز، بر مفهوم جدایی زمان از مکان است. طبق فرض گیدنز، تغییرات ساختاری در قدرت به‌دلیل‌ سطوح چندگانة جهانی‌شدن مانند مبادلة پولی، پیشرفت‌های فناورانه و مردم‌سالاری سیاسی گسترده، تغییر و دگرگونی حس ما از زمان و مکان را سبب شده‌اند. در جوامع پیشامدرن، زمان و مکان، یکنواخت و هم‌بسته بودند (یعنی مردم به تعامل در مجاورت یکدیگر تمایل داشتند)؛ اما یکی از پیامدهای مهم مدرنیته، گسترش‌یافتن ظرفیت ما برای زندگی و کار در گسترة زمان و مکان به‌صورت مجزا از یکدیگر است. به نظر گیدنز، کنش‌های روزمره با خود کنش‌گران به‌لحاظ ساختاری مقید می‌شوند و فناوری‌های رسانه‌ای نیز در این امر دخیل هستند. در فرایند امتداد زمان و مکان، تجربه‌های رسانه‌‌ای‌شده، رویدادهای متفاوت را به درون‌آگاهی روزمره وادار می‌کنند و به احساس بی‌امنیتی و واژگونی واقعیت منجر می‌شوند. برای وی، تجربه‌های رسانه‌ای‌شده، شرط بیرونی کنش هستند و به ما اطلاعاتی دربارة دیگران می‌دهند و تغییردهندة روایتی هستند که ما درباره دیگران داریم (Laughey, 2007: 97).

اوقات فراغت از مؤلفه‌های مهم در زندگی امروز است. برداشت افراد از اوقات فراغت و نحوة گذراندن آن باتوجه‌به شرایط متفاوت است. فراغت را گاهی در معنای زمان آزاد و گاه به معنای فعالیتی آزادانه و دلخواه به کار برده‌اند. دومازدیه باتوجه‌به گوناگونی فراغت و فعالیت‌های فراغتی، سه کارکرد برای اوقات فراغت برشمرده است.

 الف) نخستین هدف و کاربرد اوقات فراغت، استراحت و رفع خستگی است. فراغت این فرصت را به افراد می‌دهد که خستگی کار را از تن خود بیرون کنند.

ب) کارکرد دیگر اوقات فراغت، تفریح و سرگرمی است. تفریح، دنیایی تازه چه واقعی و خیالی را دربرابر فرد می‌گشاید و آدمی خسته از کار روزانه به آن فرار می‌کند.

ج) فراغت به معنای امکان رشد و خودشکوفایی؛ برای هر فرد فرصتی فراهم می‌کند تا کارهای تکراری را پشت سر بگذارد که از نهادهای اجتماعی بر او تحمیل می‌شود. به حوزه‌ای پا بگذارد که در آن نیروهای آفریننده‌اش آزادانه با ارزش‌های مسلط تمدنش به مخالفت برخیزد یا آنها را تقویت کند. فراغتی که این سه کارکرد را انجام دهد در جامعة امروزی از حیث نیازهای شخصیت انسان، ناقص تلقی می‌شود (دومازدیه، 1352: 19).

طولانی شدن دوره جوانی و نوجوانی و رواج شیوه‌های جدید فناوری اجتماعی برای پرکردن فضای زندگی فردی شده و کم‌رنگ‌شدن شکاف‌های متداول اجتماعی، شرایط جدیدی را پیش پای افراد در جامعه گذاشته است. امر تأثیرپذیری بیش‌ازپیش از رسانه‌های جمعی و گرایش به استفاده از این فضا در زمان فراغت بر کسی پوشیده نیست. نسل فعلی، نخستین نسلی است که از ابتدا با کامپیوتر و استفاده از اینترنت کاملاً آشناست. تحولات تکنولوژیک بر ذوق، سلیقه، نیاز ارتباطی افراد و گذراندن اوقات فراغت آنها نیز تأثیرگذار است. دو فرایند رسانه‌ای‌شدن [12]و خانگی‌شدن[13]، گذران بخش عمده‌ای از فراغت در جوامع مدرن را توصیف می‌کنند (ذکایی، 1383: 1).

جوانان بیشتر فراغت خود را در خلوت می‌گذراند و برای سرگرم‌شدن به‌طور فزاینده‌ای به رسانه‌های جدید متکی هستند. ارتباطات با واسطة کامپیوتر در فرهنگ فراغت و اجتماع فراغت تأثیرگذار هستند. شبکه‌های کامپیوتری جهان، فرهنگ جدیدی را در ده سال گذشته پدید آورده‌اند که تأثیرات شگرفی در تعاملات و روابط اجتماعی ایجاد کرده است (Rhien gold, 1993: 4).

ارتباطات اینترنتی در محیط‌های چت، ضمن تقویت‌کردن روابط غیروابسته به زمان و مکان، به فضایی برای جستجو و ارضای کنجکاوی جوانان تبدیل شده است. همچنین فضای مجازی و دیجیتال اینترنت، صورت‌های جدید مشارکت‌های اظهاری و عاطفی را به صورت‌های متداول مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی در عرصه‌های حقیقی جامعه جایگزین کرده است. در وجه منفی، استدلال بر این است که سرگرمی‌های مجازی اینترنتی معمولاً به تقلیل سرمایة اجتماعی، انزوا و بریدگی از مشارکت‌های محسوس و عینی، تغییر روابط از اجتماعات و گروه‌های آشنا به اجتماعات شبکه‌ای، قطعه‌قطعه‌شدن افراطی سلیقه‌ها و خرده فرهنگ‌ها و درنتیجه توده‌وارسازی منجر می‌شود (Shills, 1963: 28).

مفهوم‌سازی بوردیو از عادت و میدان در تحلیل فرهنگی و ساختاری تأثیرات ارتباطات اینترنتی به کار برده می‌شود. ارتباطات اینترنتی، زمینة شکل‌گیری عادات جدید را فراهم می‌کند؛ زیرا برای بوردیو، عادات، شیوه‌های عمل است که فاعلان اجتماعی در جریان اجتماعی‌شدن کسب می‌کنند و با تجربه‌های عملی آموخته می‌شوند. او معتقد است دنیای عملی که در ارتباط با عادات – که به‌مثابه نظامی از ساختارهای شناختی و انگیزه‌بخش عمل می‌کنند - شکل گرفته است، روش‌های رسیدن به هدف، مسیرهای درخور انتخاب و موضوعاتی را از قبل مشخص کرده که واجد یک خصلت غایت‌شناسی دائمی است (Bourdieo, 1990: 53).

 براین‌اساس گفتنی است میدان‌ها درحال تغیرند و رابطة بین عادت و میدان در معرض گسست است؛ زیرا انتخاب وجود دارد. بدین‌ترتیب استنباط می‌شود کنشگران نیز در انتخاب وجود دارند و باتوجه‌به شرایط، نوع بهره‌مندی از اوقات فراغت خود را گزینش می‌کنند و فراغت مجازی را جایگزین شرایط واقعی فراغت می‌کنند؛ همان‌طورکه فرانسیس کایرنکراس [14]می‌گوید «مهم‌ترین جزء دربارة یک فناوری نوپدید، چگونگی کارکرد آن نیست، چگونگی استفادة مردم از آن و تغییراتی است که در زندگی بشر ایجاد می‌کند. امروزه کرة جدیدی به جهان اضافه شده است که به کرة زمین مجازی تعبیر می‌شود و بدین‌ترتیب با مفاهیم جدیدی مانند زمان مجازی، شغل مجازی و فراغت مجازی مواجه می‌شویم» (ذکایی، 1383: 2).

هال[15] براساس رویکرد مخاطب فعال مطرح می‌کند آنچه مسلم است در ارتباط از طریق اینترنت، مخاطب فعال است و چنین ارتباطی یک‌سویه و تحمیل‌شونده نیست. مخاطب به‌طور فعال متن را تفسیر می‌کند. براین‌اساس اینترنت فضایی است که قابلیت تبدیل به یک گسترة عمومی جهانی را دارد و کاربران به دور از هژمونی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند. ازنظر او کنش‌های انسانی، کنش‌های معناداری هستند که در تحلیل جامعه و تحولات اجتماعی از الگوی تفسیر وبر[16] پیروی می‌کنند. هال دو واژة رمزگذاری و رمزگشایی را برای چگونگی مصرف برنامه‌های تلویزیونی به کار می‌برد. ازنظر او متن‌ها، معانی قطعی ندارند و مخاطبان به دلخواه خود آن را تفسیر می‌کنند. او معتقد است اثرپذیری از رسانه‌های جمعی به‌ویژه اینترنت به‌طورخاص تابع عوامل اجتماعی و فرهنگی هستند و کاربران سلیقه‌های گوناگونی دارند. پس رسانه‌های جمعی باتوجه‌به تنوع زمینه‌ها و سلیقه‌ها، محصولات رسانه‌ای را تولید و پخش می‌کنند (ساروخانی، 1394: 155-156).

دانیل لرنر[17] معتقد است رسانه‌ها ارزش‌های سنتی را در جوامع تغییر می‏دهند و ارزش‌های مدرن را جایگزین می‏کنند. وی در کتاب گذر از جامعة سنتی؛ نوسازی خاورمیانه، نوشته است این کار با بالارفتن انتظارها و توقعات، بازشدن افق‌ها، تواناشدن مردم به تخیل‌ورزیدن و تمایل به جایگزینی شرایط زندگی بهتر برای خود و خانواده عملی می‌شود (مک کوئیل، 1382: 144). رسانه‌ها پدیده‌ای با عنوان «تحرک روانی» یا پدیدة دیگری با عنوان «بیگانگی عاطفی» به وجود می‏آورند که لرنر آن را به‌مثابه امتیازی روانی در نوسازی، مؤثر می‌داند. بیگانگی عاطفی، در نظر لرنر، به معنای قدرت تطابق با محیط سرشار از دگرگونی است؛ بنابراین، وسایل ارتباط جمعی، ابتدا درک وضعیت‌های مختلف را آموزش می‏دهند، سپس با برانگیختن تخیل افراد، آنها را به جای کسانی قرار می‏دهند که کارگردان قضایا هستند. این وسایل همچنین تجربه‌های جدید مختلفی به وجود می‏آورند که لرنر آن‌ها را عوامل افزایش تحرک روانی می‌داند (روشه، 1366: 232 - 233).

در دیدگاه‌های ما بعد نوگرایی به نظرات بوردیو اشاره می‌شود. به اعتقاد بوردیو، در دوران معاصر، شکاف نسل‏ها در میدان‏های مختلف اجتماعی اعم از نهادی یا غیرنهادی، رویارویی جوانان و افراد مسن در عمل از تعارض بین افرادی با جایگاه‏های گوناگون قدرت و ثروت حکایت دارد. به نظر او تقسیم‏بندی براساس سن و به‌صورت پیر و جوان، تقسیمی خودسرانه است و در تمام جوامع، این نوع تقسیم‏بندی نسل‌ها تنش‏زا هستند (بوردیو، 1374: 143). با جریان کنش متقابل اجتماعی، انسان‏ها شخصیت خود را به دست می‌آورند و شیوة زندگی در جامعة خود را می‌آموزند. جامعه‏پذیری، نقطة اتصال ضروری بین فرد و جامعه است. همچنین فرد را به آموزش هنجارها، ارزش‏ها، زبان، مهارت‏ها، عقاید و الگوهای فکر و عمل قادر می‏کند که همگی برای زندگی اجتماعی ضروری است (رابرتسون، 1374: 112).

هایدگر[18] نیز خانه را یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های یکپارچه‌سازی اندیشه‌ها و خاطره‌های بشر می‌داند. دریفوس[19] معتقد است در ارتباطات اینترنتی، بدن وجود ندارد و کاربران صرفاً با چشمانشان ارتباط برقرار می‌کنند. چنین ارتباطی حقیقی و ناب نیست و جایگزین ارتباطاتی نمی‌شود که در آنها بدن حضور دارد. وی معتقد است اینترنت به جای فرهیختگی به‌وجودآورندة عوام‌زدگی است (چاوشیان، 1391: 286).

ازنظر ولمن[20]، افراد مختلف به شبکه‌های متفاوت متصل می‌شوند و برای یک فرد منابع متنوع‌تری فراهم می‌کنند؛ اما در زندگی واقعی معمولاً با افرادی رابطه برقرار می‌کنند که به خود آنها شباهت دارند و از این لحاظ منابع موجود در شبکة اجتماعی شخصی خود را کاهش می‌دهند. در فضای مجازی شرایط به‌گونه‌ای دیگر است. نداشتن‌شناخت اولیه از کسانی که در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مجازی حضور دارند، احتمال ایجاد رابطه بین افرادِ بسیار متفاوت را فراهم می‌کند. چنین رابطه‌ای که تنوع بیشتری نسبت به روابط موجود در زندگی واقعی دارند توان شخص را برای دستیابی به منابع بیشتر (به‌ویژه اطلاعات بیشتر و متنوع‌تر) فراهم می‌کند. هرچند ممکن است این پیوندها ضعیف تلقی شوند. ولمن معتقد است اثرات اینترنت برای افزایش ارتباطات اینترنتی، یکسان نیستند. ولمن اثرات اینترنت را کاملاً برای افزایش ارتباطات اجتماعی ارزیابی نمی‌کند؛ بلکه آن را تابع نوع استفادة آن می‌داند. ولمن معتقد است ما در عصری زندگی می‌کنیم که پارادایم جوامع درحال تغییر است. این تغییر در شیوة فهم ما از جامعه و نیز فراتر از آن در نحوة ارتباط بین مردم و نهادها وجود دارد. در جوامع شبکه‌ای، برعکس جوامع صنعتی - که روابط بین افراد سلسله مراتبی است - روابط افقی گسترش می‌یابد و مرزها نفوذپذیر می‌شوند (محسنی، 1385: 82).

تامپسون[21] معتقد است مخاطبان برنامه‌های رسانه‌ای، در جریان فرایند خاصی پیام‌های رسانه‌ها را درک، جذب و درونی می‌کنند که در آن عوامل اجتماعی و فرهنگی دخالت می‌کنند. تامپسون می‌گوید هرچند در کنار رسانه‌های ارتباطی، نهادهایی مانند خانواده و آموزش و پرورش در ساخته و پرداخته‌شدن هویت و شخصیت افراد نقش دارند؛ اما رسانه‌های ارتباطی به‌ویژه رسانه‌های با برد جهانی، فراتررفتن انسان‌ها از کنش چهره به چهره و واردشدن آنها به ارتباطات و کنش‌های جهانی را سبب شده‌اند. به نظر تامپسون، یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه‌های ارتباطی مدرن، به‌وجودآمدن فرایند جدید شکل‌گیری هویت است که در طول تاریخ بی‌سابقه بوده است (تامپسون، 1380: 56- 55).

 در بررسی تعاملات افراد در خانواده‌ها باید به دو نهاد اثر‌گذار خانواده و رسانه توجه شود. یکی از نظریه‌های درخور توجه در زمینة رسانه‌های جمعی، نظریة دوجهانی‌شدن است. عاملی معتقد است مهم‌ترین تغییر ساختاری در خانواده‌ها دوفضایی‌شدن است. ازنظر او امروزه دوجهانی‌شدن فهم واقعیت‌های فردی و اجتماعی را موجب می‌شود و صنعت ارتباطات باعث توسعة ارتباطات در جهان مجازی و کاهش ارتباطات محسوس و واقعی در جهان واقعی می‌شود. در فضای واقعی فرد و جامعه، تعاملی واقعی و عینی دارند و این نوع ارتباط در دوستی‌ها، همسایگی‌ها وخانواده‌ها پیوند‌های روانی و ارزش‌های اخلاقی را معنا می‌بخشد؛ اما در فضای مجازی نسبی‌گرایی اخلاقی و ارزشی وجود دارد که به‌دلیل وجود خصیصه‌هایی مانند غیرعینی‌بودن، داشتن قدرت انتخاب زیاد و متفاوت با زندگی روزمره و دیجیتالی‌بودن است. عاملی معتقد است سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی با ورود به فضای مجازی، قابلیت‌های متفاوت و توان بازتولید بی‌نهایت یافته‌اند. عاملی معتقد است با دوفضایی‌شدن، تغییرات زیادی در خانواده ایجاد می‌شود، ازجمله اینکه در گذشته ارتباط با خارج از خانه حضوری بود؛ اما امروزه در خانه از راه فضای مجازی با فضاهای متنوعی ارتباط برقرار می‌شود. پس فرد ممکن است در یک دقیقه در فضاهای متفاوت اخلاقی و ارزشی حضور داشته باشد. او همچنین معتقد است در فضاهای مجازی با تغییر در روش‌های تعامل پدر و مادر روبه‌رو هستیم. دوفضایی‌شدن بر ارزش‌های خانواده تأثیرگذار است و تکثر فرهنگی و ازبین‌رفتن هویت‌های جمعی مشترک را موجب می‌شود. تکثر فرهنگی ناشی از دوفضایی‌شدن، فاصله و تفاوت ارزشی وکم‌رنگ‌شدن ارزش‌های نهادینة خانواده را سبب می‌شود. درحقیقت فضای مجازی، واقعیت‌های جدیدی وارد زندگی فرد می‌کند که به آن واقعیت، مجازی گفته می‌شود و به‌دنبال خود ارزش‌های جدیدی را وارد خانواده می‌کند (عاملی، 1390: 29).

او در ادامه مطرح می‌کند دوفضایی‌شدن خانواده، مهم‌ترین تغییر به‌دنبال ظهور هم‌زمان ارتباطات و شکل‌گیری جهان مجازی است. این تغییر بنیادین فرد را به‌صورت نامرئی در ارتباط با جهان دیگری قرار می‌دهد و حوزة خارج از خانه را در خانواده گسترده می‌کند. در این روند سه تغییر مهم ارتباطی به‌وجود می‌آید:

الف) تغییر در فضای تعامل و ارتباطات اجتماعی با خارج از خانه: در گذشته، ارتباط با خارج از خانه و پیوند‌های ارتباط اجتماعی حضوری بود؛ اما ظهور جهان مجازی و قدرتمندشدن این جهان، اعضای خانواده را در خانه با فضاهای متنوع و زیادی مرتبط کرده است.

ب) تغییر در امکان دسترسی به خارج از خانه: امکان دسترسی به محیط‌های فراوان خارج از خانه، به‌صورت لحظه‌ای و هم‌زمان خواهد بود. زمان انتقال در فضای مجازی به سرعت نور نزدیک می‌شود و در برنامة اینترنت 2، سرعتی معادل صد مگابایت امکان پذیر می‌شود؛ بنابراین، فرد در یک دقیقه به چند فضای متفاوت اخلاقی و ارزشی منتقل می‌شود.

ج) تغییر در خودیابی فردی: این سؤال مطرح است که وقتی فردی فقط در محیط خانواده زندگی می‌کند و هیچ پیوند متفاوتی با خارج از خانه از راه فضای مجازی برقرار نمی‌کند، چه تلقی از خود دارد و هویت خود را چگونه می‌یابد. فرد در این روند چقدر خود را عضو خانواده می‌یابد و چقدر منابع مجازی خارج از خانه بر حس فردی و خانوادگی او تأثیر می‌گذارد. عاملی معتقد است در فضای جدید اساساً با فرد متفاوتی مواجه هستیم و در روش‌های تعامل پدر و مادر با فرزندان تغییر ایجاد می‌شود. در خانوادة سنتی، هویت مستقل فرد از خانواده کم‌رنگ بود؛ اما در فضای دوجهانی‌شدة جدید، گسترش پیوند‌ها و ارتباطات فردی، حوزة مستقل فرد در درون خانواده را تقویت کرده است (عاملی، 1390: 161). با این فرض، رفتار هنجاری، تحکمی و احساس جهت‌دهی متعین در خانواده، منشأ بروز تضاد‌های درون‌خانوادگی می‌شود؛ یعنی فرد جدید نیازمند تعامل تفاهمی است. تعامل در درون خانواده در فرایند ایجاد انتخاب جایگزین یا توسعة انتخاب اعضای خانواده دیده می‌شود . با این نگاه باید از تعیین انتخاب قطعی پرهیز کرد و احترام به ارزش‌های فردی اعضای خانواده، مبنای تعامی خانوادگی قرار گیرد. استمرارداشتن یا نداشتن ارزش‌ها در درون خانواده به پذیرش ارزشمند معانی اخلاقی برای فرد بستگی دارد. درواقع استمرار ارزش در فضای جدید، آگاهی‌مدار است و تابع هنجارهای عمومی جامعه و خانواده نیست.

ترکل[22] معتقد است فضای مجازی، دنیاهایی را به تصویر می‌کشد که از تخیلات علمی برخاسته‌اند؛ بااین‌حال برای بسیاری از مردم فضای مجازی بخشی از زندگی روزمره شده است. هنگامی‌که نامه‌های الکترونیکی خود را می‌خوانیم یا در یک بحث هم‌زمان اینترنتی شرکت می‌کنیم، در فضای مجازی هستیم. در این فضا قادریم ضمن تبادل نظر، شخصیتی مجازی برای خود بیافرینیم و همچنین فرصت آشنایی با اجتماعات جدیدی را داریم که در آن با مردمی از سراسر دنیا ارتباط برقرار می‌کنیم؛ درحالی‌که شاید با داشتن روابط صمیمانه، هرگز در دنیای واقعی آنها را ملاقات نکنیم Turkle, 1997: 6) به نقل از کیخایی).

هورکهایمر معتقد است از بین تمام نهادهای اجتماعی که فرد را برای قبول اقتدار (حکومتی) آماده می‌کند، در مقام اول خانواده قرار دارد؛ زیرا خانواده یکی از مهم‌ترین قدرت‌های تربیتی است که از بازتولید و شخصیت انسان‌ها مراقبت می‌کند و این عمل را همان‌طور انجام می‌دهد که زندگی اجتماعی آن را درخواست می‌کند. افراد با خانواده، قابلیت قول رفتارهای اقتداری ـ که موجودیت جامعه بورژوازی به آن وابسته است ـ را کسب می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر، او معتقد است خانواده، روابط اقتداری را به افراد می‌آموزد و تنها مکانی است که افراد آن مشکلات خود را به‌راحتی بیان می‌کنند. «مکانی که روابط افراد براساس قوانین بازار تنظیم نشده است و افراد، یکدیگر را رقیب در نظر نمی‌گیرند و این امکان را دارند که «به‌عنوان کارکرد نباشند؛ بلکه انسان مؤثری باشند» (Horkheimer, 1978: 62 به نقل از کیخایی).

وایدمر[23] معتقد است خانواده با جمع‌های خانوادگی معنا پیدا می‌کند. وایدمر نشان می‌دهد اگر رفتارهای فردی در قالب کنش‌های جمعی معنا و مفهوم خاصی پیدا کند، افراد در متن خانواده نگرش تازه‌ای پیدا می‌کنند و طبق عادت نوینی می‌یابند؛ حالتی که از بین‌رفتن جدایی و لذت‌بردن از جمع تلقی می‌شود. او معتقد است افراد در دنیای امروز، جمع‌های خانوادگی گذشته را سامان نمی‌دهند؛ بلکه خود در انتخاب افرادی دخالت دارند که مایلند در جمع آنها قرار گیرند. او این پدیده را نوعی چرخش فرهنگی می‌داند و معتقد است به همین دلیل خانواده درحال افول نیست؛ بلکه نوعی بازنگری در ماهیت و کارکردهای آن روی می‌دهد و به شکلی ساده‌تر خانواده به‌طور دائم درحال بازسازی و ترمیم خود است (لبیبی، 1392: 7).

ازنظر صاحب‌نظرانی مانند دریفوس، در ارتباطات اینترنتی بدن وجود ندارد و در چنین ارتباطاتی اطلاعات و واقعیت‌ها به‌طور کامل درک نمی‌شود. در اینترنت انبوهی از اطلاعات و شمار زیادی افراد وجود دارند و کاربران صرفاً با چشم با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. چنین ارتباطاتی حقیقی و ناب نیستند و جایگزین ارتباطاتی نمی‌شوند که در آنها بدن حضور دارد. شکل حرکت بدن انسان در درک دنیای اطرافش نقشی حیاتی ایفامی‌کند؛ به‌طوری‌که عدم تجسد منجر به ازدست‌رفتنِ تشخیص ارتباط می‌شود (دریفوس، 1383: 35- ‌11).

براساس همین مباحث نظری، پژوهش حاضر به این مسئله می‌پردازد که فضای مجازی چه تأثیری بر فرهنگ شفاهی افراد در خانواده دارد؟

فرضیه‌های پژوهش به شرح زیر است:

فرضیة اصلی: استفاده از فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی خانواده مؤثر است.

فرضیه‌های فرعی:

1-        کمیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی خانواده‌‌‌‌ها تأثیرگذار است .

2-        کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی خانواده‌ها تأثیرگذار است .

3-        کمیت استفاده از فضای مجازی بر ادبیات شفاهی خانواده‌ها مؤثر است .

4-        کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ادبیات شفاهی خانواده‌ها مؤثر است .

 

 

 

الگوی نظری پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

ارتباط شفاهی خانواده‌ها

 

ادبیات شفاهی خانواده‌ها

 
روش پژوهش

این پژوهش به‌لحاظ نوع پژوهش در زمرة پژوهش‌های کاربردی و در زمرة پژوهش‌های پیمایشی مقطعی قرار می‌گیرد. در مرحلة طرح مسئله و سوابق پژوهش برای بررسی ابعاد نظری و تجربی پژوهش از روش کتابخانه‌ای (شامل بررسی اسناد، کتب، مقالات، پایان‌نامه‌ها، مجلات‌، نشریات و سیستم اطلاع‌رسانی اینترنتی) و برای به‌دست‌آوردن اطلاعات به‌روز از روش میدانی (پرسش‌نامه) استفاده شده است. جامعة آماری در این پژوهش کلیة خانواده‌های شهر اصفهان هستند و براساس سرشماری سال 1390 این تعداد 579302 خانواده گزارش شده است. برای برآورد حجم نمونة مطالعه‌شده، از فرمول کوکران با جمعیت بزرگ (بیش از 20000 نفر) استفاده شده است. به‌این‌ترتیب حجم نمونة مطلوب برابر 384 خانواده محاسبه شده است. باتوجه‌به احتمال دریافت پرسش‌نامه‌های ناقص، موضوع پژوهش و وجودنداشتن آمار دقیق درخصوص تعداد خانواده، برای رفع این نواقص تعداد 400 خانواده انتخاب شدند. با درنظرگرفتن ملاک ورود به پژوهش (حضور اعضای خانواده شامل پدر، مادر و فرزند)، تعداد پرسش‌نامه‌های توزیع‌شده 1200 نفر است. از این تعداد با حذف پرسش‌نامه‌های مخدوش و ناقص، 1152 پرسش‌نامه با ضریب بازگشت بالای 90/0 برای فرایند تجزیه و تحلیل داده‌ها در اختیار پژوهشگر قرار گرفته است که اعضای 384 خانواده را شامل می‌شود. شیوة نمونه‌گیری در پژوهش حاضر، باتوجه‌به ناهمگن‌بودن جمعیت شهر اصفهان، سهمیه‌ای و براساس محلة مسکونی انجام شده است؛ به‌طوری‌که ابتدا براساس مناطق شهرداری اصفهان به تقسیم‌بندی نقشة شهر اصفهان اقدام می‌شود. پس از انتخاب تعدادی منطقه و نیز انتخاب تصادفی خیابان و کوچة مدنظر در داخل محله‌ها، پرسش‌نامه‌ها در بین خانواده‌هایی با فرزند بالاتر از 15سال توزیع می‌شود. اجازة والدین به فرزندان برای استفاده از فضای مجازی، ملاک سن آنها در نظر گرفته شده است .

در جدول 1 اطلاعات دقیق و جزئی‌تر دربارة هر یک از نواحی و محدودة جغرافیایی آنها آمده است.

 

جدول1- محدودة جغرافیایی مناطق 15‌گانة نمونة پژوهش و تعیین حجم نمونة هر منطقه

منطقه

تعداد خانوار

درصد

حجم نمونه

1

25790

45/4

17

2

19787

42/3

13

3

36049

22/6

23

4

39868

88/6

26

5

48374

45/8

32

6

35803

29/6

24

7

45383

83/7

30

8

71060

26/12

48

9

22572

9/3

15

10

62901

85/10

43

11

17005

93/2

11

12

37395

45/6

25

13

35696

16/6

24

14

46722

06/8

31

15

33896

85/5

22

جمع

579302

100

384

مآخذ: سالنامة آماری کشور 1392 و آمارنامة شهر اصفهان (درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان)

 

شیوۀ تجزیه و تحلیل داده‌ها بر مبنای روش کمّی بوده است. برای انجام محاسبات آماری از نرم افزار spss استفاده شده که بیشتر مربوط به اطلاعات پرسش‌نامه است؛ به‌طوری‌که ابتدا فراوانی هر متغیر، محاسبه و سپس جهت گویه‌ها با recode یکسان شده است. روش‌های محاسبات آماری مناسب با سطوح سنجش انتخاب شده است. ابتدا داده‌های جمع‌آوری‌شده ازطریق پرسش‌نامه‌ها با استفاده از آمار توصیفی (جدول فراوانی، درصد فراوانی،. .) بیان شده‌اند که این روش‌ها برای سازماندهی و خلاصه‌کردن اطلاعات به کار می‌روند. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش و آزمون الگوی مفهومی از مدل‌سازی معادلة ساختاری با تأکید بر پارامتر  و الگوهای دومتغیره و چندمتغیره استفاده شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار کامپیوتری SPSS/windows/Ver: 18 و برای آزمون مدل‌سازی معادلة ساختاری از برنامة Amos: 18 استفاده شده است. متغیرهای پژوهش با ترکیب، وزن‌دهی و استاندارد‌سازی سؤالات مربوط در سطح فاصله‌ای ساخته‌شده‌اند.

 

مفاهیم و متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل

متغیر مستقل پژوهش حاضر، استفاده از فضای مجازی است که به‌صورت زیر سنجیده می‌شود .

1- میزان استفاده از فضای مجازی: مدت زمانی از شبانه‌روز است که فرد از فضای مجازی استفاده می‌کند که براساس طیف لیکرت و در پنج طبقة اصلاً استفاده نمی‌کنم، یک تا سه ساعت، سه تا پنج ساعت و  بیشتر از پنج ساعت سنجیده شده است.

2- مدت زمان استفاده از فضای مجازی: مدت زمانی است که فرد در فضای مجازی عضو شده است که بین دو تا شش سال سنجیده شده‌اند.

3- خدمات اینترنتی استفاده‌شده: مشارکت و درگیری فرد در فضای مجازی که با گویه‌های جستجو در مقالات علمی و پژوهشی؛ چت‌کردن؛ پست الکترونیکی؛ اخبار؛ اطلاعات؛ وبلاگ؛ جستجو در سایت‌های سیاسی؛ گشت‌و‌گذار در سایت‌های مختلف؛ برقراری ارتباط با دیگران در وایبر، واتس‌آپ، لاین، تانگو، اینستاگرام و تلگرام و خرید کالا ازطریق اینترنت سنجیده شده‌اند.

 

متغیر وابسته

در پژوهش حاضر، متغیر وابسته، فرهنگ شفاهی خانواده است که با دو بعد ارتباط شفاهی و ادبیات شفاهی اعضای خانواده سنجیده شده است:

1-        ادبیات شفاهی، گویه‌های زیر را شامل می‌شود:

به‌کاربردن ضرب‌المثل در گفتگو با اعضای خانواده، شنیدن / خواندن ترانه‌های محلی، گفتن / شنیدن لالایی، شعرخواندن، بازی مشاعره

2-        ارتباط شفاهی، گویه‌های زیر را شامل می‌شود:

در خانوادة ما قانون این است: حداقل روزی یک وعده با هم غذا بخوریم.

آن‌قدر فرزندم / والدینم مشغول کار با موبایل می‌شوند که فرصت صحبت‌کردن با من را ندارند.

ما روزانه حداقل نیم ساعت با یکدیگر دربارة مسائل مختلف گفتگو می‌کنیم.

 

روایی و پایایی

برای سنجش روایی پژوهش از اعتبار صوری استفاده شده است. اعتبار صوری مبتنی بر قضاوت و داوری متخصصان است. برای انتخاب بهترین گویه‌های متغیرهای پژوهش، از دیدگاه اساتید، مشاور و پژوهشگران دیگر استفاده شد. بدین‌ترتیب پرسش‌نامة تهیه‌شده به اساتید دانشگاه و متخصصان نشان داده و از نظر آنها برای تصحیح پرسش‌نامه کمک گرفته‌ شد؛ بنابراین، پرسش‌نامة پژوهش، نوعی اعتبار صوری دارد. برای تعیین پایایی پرسش‌نامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است و در بیشتر متغیرها میزان آلفا بیش از 7/0 به دست آمد. این محاسبات در جدول 2 آمده است:

 

جدول 2- ضرایب آلفای کرونباخ برای متغیرهای پرسش‌نامه

آلفای کرونباخ

تعداد گویه

مقیاس


متغیر

 

 

 

 

717/0

4

ارتباط شفاهی

فرهنگ شفاهی

709/0

وابسته

714/0

4

ادبیات شفاهی

702/0

3

کمیت استفاده از فضای مجازی

مستقل

73/0

10

کیفیت استفاده از فضای مجازی

مستقل

 

یافته‌های پژوهش

یافته‌های پژوهش در دو بخش توصیفی (اطلاعات مربوط به والدین و فرزندان) و استنباطی ارائه می‌شود.

نتایج توصیفی:

 

 

جدول3- توزیع فراوانی پاسخ‌گویان برحسب سن اعضای خانواده

گروه‌های سنی

والدین

فرزند

مرد

زن

فراوانی

درصد معتبر

فراوانی

درصد معتبر

فراوانی

درصد معتبر

کمتر از 20 سال

0

0

0

0

139

8/37

20 تا 25

0

0

0

0

89

2/24

25 تا 30

2

5/0

6

5/1

89

2/24

30 تا 34 سال

4

1

29

6/7

89

2/24

35 تا 39 سال

47

2/12

77

2/20

12

2/3

40 تا 44 سال

88

9/22

92

1/24

0

0

45 تا 49 سال

94

5/24

97

4/25

0

0

50 سال و بالاتر

144

5/37

80

9/20

0

0

کل

384

100

384

100

384

100

بدون پاسخ

5

 

3

 

16

 

 

 

از بین اعضای 384 خانوادة شرکت‌کننده در پژوهش، بیشترین فراوانی سنی در گروه مردان به 50 سال و بالاتر با 5/37 درصد فراوانی و در گروه زنان به 45 تا 49 سال با 4/25 درصد فراوانی و بیشترین فراوانی سن در گروه فرزندان به گروه سنی کمتر از 20 سال با 8/37 درصد فراوانی تعلق دارد.

 

 

جدول4- شاخص میزان استفاده از فضای مجازی

اتصال به اینترنت به‌طور روزانه

پدر

مادر

فرزند

درصد معتبر

درصد معتبر

درصد معتبر

استفاده نمی‌کنم

5/43

8/32

8/19

کمتر از یک ساعت

7/23

8/31

9/28

بین یک تا سه ساعت

6/27

2/23

3/32

بین سه تا پنج ساعت

2/5

1/8

4/15

بیشتر از 5 ساعت

0

2/4

6/3

کل

100

100

100

 

 

 پردازش جدول 4 نشان می‌دهد بیش‌ترین فراوانی استفاده از فضای مجازی در گروه پدران، گزینة استفاده نمی‌کنم با 5/43 درصد فراوانی و بعد از آن گزینة کمتر از یک ساعت به‌طور روزانه با 7/23 درصد فراوانی است. در گروه مادران، بیشترین فراوانی، گزینة استفاده نمی‌کنم با 8/32 درصد و بعد از آن گزینة کمتر از یک ساعت با 8/31 درصد فراوانی است. در گروه فرزندان، بیشترین فراوانی، گزینة بین یک تا سه ساعت استفاده با فراوانی 3/32 درصد است.

 

 

جدول 5- شاخص فرهنگ شفاهی

متغیر

همسران

فرزند

 

ارتباط شفاهی

ادبیات شفاهی

ارتباط شفاهی

ادبیات شفاهی

خیلی

کم

درصد معتبر

2/5

3/17

8/0

3/0

کم

درصد معتبر

7/16

3/22

5/0

4/29

متوسط

درصد معتبر

8/38

1/28

7/48

1/20

زیاد

درصد معتبر

8/37

8/16

5/44

6/34

خیلی زیاد

درصد معتبر

6/1

5/15

5/5

6/15

کل

درصد معتبر

100

100

100

100

 

 

در جدول 5- متغیرهای مربوط به شاخص فرهنگ شفاهی مشاهده می‌شود. بیشترین فراوانی متغیر ارتباط شفاهی همسران به گزینة متوسط با 8/38 درصد فراوانی و در گروه فرزندان نیز به گزینة متوسط با 7/48 درصد فراوانی تعلق دارد. بیشترین فراوانی متغیر ادبیات شفاهی در گروه همسران به گزینة متوسط با 1/28 درصد و در گروه فرزندان به گزینة زیاد با 6/34 درصد فراوانی تعلق دارد.

 

تحلیل استنباطی

پژوهش حاضر 4 فرضیه دارد و برای بررسی و آزمون فرضیه‌های مطرح‌شده از آزمون‌های مختلفی استفاده شده است.

در فرضیة اول پژوهش، تأثیر کمیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی اعضای خانواده بررسی شده است؛ به‌طوری‌که هرچه میزان و مدت زمان استفاده از فضای مجازی بیشتر باشد، احتمال کمترشدن ارتباط شفاهی بین همسران، والدین و فرزندان وجود دارد و برعکس. برای این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده کرده‌ایم. طبق جدول 6، میزان ضریب همبستگی و سطح معنی‌داری، نشان‌دهندة تأثیر کمیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی همسران است؛ به‌طوری‌که با استفادة بیشتر از فضای مجازی، ارتباط شفاهی همسران کاهش می‌یابد (315/0-). این تأثیر بر کمیت استفاده از فضای مجازی و ارتباط شفاهی والدین و فرزندان نیز وجود دارد (305/0-)؛ بنابراین، فرضیة اول با اطمینان 95/0 و سطح معنی‌داری 000/0 تأیید می‌شود.

 

 

جدول 6- کمیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی همسران، والدین و فرزندان

ضریب تعیین

سطح معناداری

ضریب همبستگی

روابط متغیرها

1/0

***

315/0-

ارتباط شفاهی همسران - کمیت

093/0

***

305/0-

ارتباط شفاهی والدین و فرزندان – کمیت

 

 

در فرضیة دوم پژوهش، تأثیر کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی اعضای خانواده بررسی شده است. برای این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده کرده‌ایم. طبق جدول 6، میزان ضریب همبستگی و سطح معنی‌داری، نشان‌دهندة تأثیر کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی همسران است؛ به‌طوری‌که کیفیت استفاده از فضای مجازی با ارتباط شفاهی همسران رابطة معکوس دارد (33/0-). این تأثیر بر کیفیت استفاده از فضای مجازی و ارتباط شفاهی والدین و فرزندان نیز وجود دارد (316/0-)؛ بنابراین، فرضیة اول با اطمینان 95/0 و سطح معنی‌داری 000/0 تأیید می‌شود.

 

 

جدول 7- کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی همسران، والدین و فرزندان

ضریب تعیین

سطح معناداری

ضریب همبستگی

روابط متغیرها

11/0

***

33/0-

ارتباط شفاهی همسران - کیفیت

1/0

***

316/0-

ارتباط شفاهی والدین و فرزندان – کیفیت

 

 

فرضیة سوم پژوهش، تأثیر کمیت استفاده از فضای مجازی بر ادبیات شفاهی خانواده را مطرح می‌کند؛ به‌طوری‌که هرچه میزان و مدت زمان استفاده از فضای مجازی بیشتر باشد، خانواده با کاهش ادبیات شفاهی همسران، والدین و فرزندان روبه‌رو شده است و برعکس. برای این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده کرده‌ایم. طبق جدول 8، میزان ضریب همبستگی و سطح معنی‌داری، تأثیر کمیت استفاده از فضای مجازی بر ادبیات شفاهی همسران را نشان می‌دهد؛ به‌طوری‌که با استفادة بیشتر از فضای مجازی، ادبیات شفاهی همسران کاهش می‌یابد (283/0-)؛ اما این تأثیر بر کمیت استفاده از فضای مجازی و ادبیات شفاهی والدین و فرزندان ازلحاظ آماری وجود ندارد (105/0-).

 

 

جدول 8- کمیت استفاده از فضای مجازی بر ادبیات شفاهی همسران، والدین و فرزندان

ضریب تعیین

سطح معناداری

ضریب همبستگی

روابط متغیرها

08/0

014/0

283/0-

ادبیات شفاهی همسران - کمیت

011/0

58/0

105/0-

ادبیات شفاهی والدین و فرزندان – کمیت

 

 

در فرضیة چهارم پژوهش نیز تأثیر کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ادبیات شفاهی خانواده بررسی شده است. برای این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده کرده‌ایم. طبق مشاهدات جدول 9، میزان ضریب همبستگی و سطح معنی‌داری نشان می‌دهد کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ادبیات شفاهی همسران تأثیر دارد؛ به‌طوری‌که کیفیت استفاده از فضای مجازی با ادبیات شفاهی همسران ارتباط معکوس دارد (57/0-). این تأثیر بر کیفیت استفاده از فضای مجازی و ادبیات شفاهی والدین و فرزندان نیز وجود دارد (513/0-)؛ بنابراین، فرضیة اول با اطمینان 95/0 و سطح معنی‌داری 000/0 تأیید می‌شود.

 

 

جدول 9- کیفیت استفاده از فضای مجازی بر ارتباط شفاهی همسران، والدین و فرزندان

ضریب تعیین

سطح معناداری

ضریب همبستگی

روابط متغیرها

32/0

***

57/0-

ارتباط شفاهی همسران - کیفیت

26/0

***

513/0-

ارتباط شفاهی والدین و فرزندان – کیفیت

 

 


فرضیة کلی و الگوی پژوهش: استفاده از فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی خانواده مؤثر است.


 

جدول 10- برآوردهای استاندارد و غیراستاندارد در سطح استنباطی برای بررسی تأثیر استفاده از فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی خانواده

ضریب تعیین

سطح معناداری

نسبت بحرانی

خطای معیار

برآورد غیراستاندارد

برآورد استاندارد

روابط متغیرها

302/0

***

162/9-

005/0

044/0-

537/0-

فرهنگ شفاهی-- کیفیت

030/0

166/2

026/0

056/0

114/0

فرهنگ شفاهی-- کیفیت

 

 

الگوی 1- الگوی معادلة ساختاری برای تعیین مقدار تأثیر استفاده از فضای مجازی بر تعامل و ادبیات شفاهی خانواده

 

در رسم الگوی نهایی برای مناسب‌بودن بارهای عاملی از رویکرد دومرحله‌ای بهره گرفتیم و بعد از پذیرفته‌شدن آنها به تدوین الگوی نهایی اقدام کردیم. الگوی ذیل به آزمون اعتبار سازه‌ای تعامل خانواده، ادبیات شفاهی خانواده، کمیت و کیفیت استفاده از فضای مجازی و آزمون نیکویی برازش ساختار آن پرداخته است. در بخش اندازه‌گیری چنانکه از الگو برمی‌آید بیشتر معرف‌های متغیرهای پنهان به‌طور نسبتاً مناسب روی آنها بار شده و البته متغیرهای با بار گویۀ پایین از معادله خارج شده‌اند. بخش ساختاری الگو نیز نشان می‌دهد متغیر کمیت استفاده از فضای مجازی (80/0) بیشترین مقدار واریانس تعامل خانواده و کیفیت استفاده از فضای مجازی (41/0 -) تعامل خانواده را تبیین کرده است. همچنین متغیر کمیت استفاده از فضای مجازی (10/0-) واریانس ادبیات شفاهی خانواده و کیفیت استفاده از فضای مجازی (11/0) ادبیات شفاهی را تبیین کرده است. گفتنی است تأثیر متغیر کمیت استفاده از فضای مجازی ادبیات شفاهی خانواده براساس مقادیر موجود در الگو معنادار نشده است؛ اما ازآنجاکه پشتوانة نظری قوی دارد با رابطة معکوس به میزان (10/0-) در الگو حفظ شده است. همچنین نتایج نشان می‌دهد تعامل خانواده به میزان (16/0) واریانس ادبیات شفاهی خانواده را تبیین می‌کند. شاخص‌های الگو، آزمون نیکویی برازش ساختار نظری مطرح‌شده با داده‌های مشاهده‌شده و اعتبار سازه‌ای وسیلۀ اندازه‌گیری بحث‌شده را نشان می‌دهد. کلیة شاخص‌های تطبیقی الگو نیز مقادیر بالاتر از 90/0 را نشان می‌دهند که به معنای توان الگو، از فاصله‌گرفتن از یک الگوی استقلال و نزدیک‌شدن به یک الگوی اشباع‌شده بر مبنای معیارهای تعریف‌شده برای آنهاست. معیارهای 95/0=GFI، 89/0=TLIو 95/0IFI=نزدیک به یک هستند؛ بنابراین، برازش زیاد الگو و معیار 08/0=RMSEA، عملکرد ضعیف باقیمانده‌ها در الگو را نشان می‌دهد (البته حجم نمونۀ مطالعه‌شده کاملاً بر آمارۀ ²χ تأثیر می‌گذارد و حجم نمونه در این پژوهش زیاد است؛ درنتیجه، معناداربودن و نبودن ²χ، ملاک مناسبی برای قضاوت دربارة الگو نیست).

 

 

 

DF

P

Chi-square

AGFI

RMSEA

GFI

IFI

NFI

TLI

CMIN/DF

5

00/0

36/25

9/0

08/0

95/0

95/0

94/0

89/0

07/5

 

 

نتیجه‌

امروزه با استفاده از اینترنت، بهره‌گیری اطلاعات زیاد در کمترین زمان و برقراری ارتباط گفتاری، نوشتاری و دیداری با هزینه‌ای نسبتاً کم امکان‌پذیر شده است. افراد بسیاری در شبکه‌های اجتماعی مجازی جذب شده‌اند و این نفوذ و گستردگی، شبکه‌های اجتماعی مجازی را به بخشی از زندگی روزمرة افراد تبدیل کرده است؛ حتی اگر این عضویت به معنی فعال‌بودن این کاربران نباشد، دگرگونی در تعاملات و زندگی آنها را موجب می‌شود. عصر جدید، عصر ارتباطات انسانی است و ابعاد گوناگونی را دربرمی‌گیرد. در خانواده‌ها افراد با دورهمی‌های خانوادگی و برقراری ارتباطات شفاهی، احساس «بودن» و حضور در جمع می‌کنند که برای افراد بسیار خوشایند است. بدین‌ترتیب هر فرد نشان می‌دهد به کدام جمع خانوادگی تعلق دارد و چگونه در مسائل، مشکلات، شادی‌ها و غم‌های آنها سهیم است. با حضور وسایل ارتباط جمعی به‌خصوص در جوامع جدید - که ارتباطات مجازی بیشتر شده است - با افرادی برخورد می‌کنیم که در انبوه وسیع شهر و با کاستی روابط سنتی در انزوا و فردیت بی‌سابقه‌ای به سر می‌برند. فضای مجازی همواره پیام‌ها و اطلاعات متنوعی دارد؛ بنابراین، نقش مهمی در ایجاد ارتباط ایفا می‌کند. به عقیدة هایدگر، خانه «یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های یکپارچه‌سازی اندیشه‌ها، خاطره‌ها و رؤیاهای نوع بشر» است. با ورود رسانه‌های جمعی و سپس حضور افراد در فضای مجازی، اعضای خانواده‌ها به‌جای برقراری ارتباطات شفاهی (که به ایجاد ارتباطات صمیمانه‌تر منجر می‌شود)، صرفاً به یک نقطه خیره شده‌اند؛ به‌طوری‌که از جهان واقعی خارج می‌شوند (چاوشیان، 1391: 286). دراین‌ارتباط، بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند باید به دنبال طرحی متوازن برای روابط افراد در خانواده باشیم تا آسیب‌های ناشی از ورود به دنیای مدرن را کاهش دهیم. دراین‌صورت انتظار می‌رود افراد، زمان و شرایط مناسبی برای استفاده از فضای مجازی برگزینند؛ زیرا فضای مجازی، مجموعه قابلیت‌هایی دارد که باعث سهولت زندگی می‌شود. این رسانة ارتباطی، قابلیت دیداری، شنیداری و نوشتاری دارد و کاربران با هزینة نسبتاً کم با افراد مدنظر خود در سراسر جهان ارتباط برقرار می‌کنند. ارتباط ازطریق این رسانه، یک‌سویه و تحمیل‌شونده نیست؛ بلکه ارتباطی است که در آن فرد نقش فعالی دارد. افراد در این ارتباطات از دیگران تأثیر می‌پذیرند و بر آنها نیز تأثیر می‌گذارند. براساس نتایج پژوهش حاضر، تعادل‌نداشتن کاربران در استفاده از فضای مجازی، بروز آسیب‌هایی مانند انزوای اجتماعی کاربران، کاهش مشارکت افراد در فعالیت‌های دسته‌جمعی خانوادگی و ایجاد فاصله بین والدین و فرزندان را سبب می‌شود که البته بروز این آسیب‌ها باتوجه‌به میزان و نوع استفادة افراد از فضای مجازی متفاوت است. بدیهی است به میزانی که کاربران در استفاده از فضای مجازی، حد تعادل را رعایت کنند و لطمه‌ای به روابط رودررو در دنیای واقعی نیز وارد نکنند، به همان نسبت از مزایای ارتباطات در این فضا برخوردار می‌شوند؛ زیرا استفاده از فضای مجازی و دسترسی به شبکه‌های اجتماعی مختلف، به افراد در صرفه‌جویی وقت و انجام فعالیت‌های بدون نیاز به حضور فیزیکی کمک می‌کند. امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا با اتصال به شبکه‌های اجتماعی، مراکز اینترنتی و هدایت درست کاربران دریافته‌اند اینترنت و امکانات وابسته به آن از بهترین و مهم‌ترین وسایل ارتباط جمعی است که با آن می‌توان در زمینه‌های مختلف علمی، تکنولوژیکی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی با جهان پیرامون به مبادله پرداخت، گپ دوستانه داشت، اطلاعات را در سراسر جهان مبادله کرد و بهتر و هدفمندتر از زمان فراغت استفاده کرد. به‌طورکلی اینترنت و امکانات ایجادشده، یکی از قدرتمند‌ترین رسانه‌های جمعی هستند که افراد را در ابعاد مختلف به یکدیگر پیوند می‌دهند. عاملی معتقد است وقتی فردی فقط در محیط خانواده زندگی می‌کند و هیچ پیوند متفاوتی با خارج از خانه از راه فضای مجازی برقرار نمی‌کند، چه تلقی از خود دارد و هویت خود را چگونه می‌یابد. فرد در این روند چقدر خود را عضو خانواده می‌یابد و چقدر منابع مجازی خارج از خانه بر حس فردی و خانوادگی او تأثیر می‌گذارد. عاملی معتقد است در فضای جدید، بیشتر با فرد متفاوتی مواجه هستیم و تغییر در روش‌های تعامل پدر و مادر با فرزندان است. در خانوادة سنتی، هویت مستقل فرد از خانواده کم‌رنگ بود؛ اما در فضای دوجهانی‌شدة جدید، گسترش پیوند‌ها و ارتباطات فردی مستقل، حوزة مستقل فرد در خانواده را تقویت کرده است (عاملی، 1390: 161). در شناخت اثرات فضای مجازی بر فرهنگ شفاهی و تعاملات افراد در خانواده‌ها مسلم است که به‌صورت مطلق نمی‌توان مطرح کرد این تأثیرات مثبت یا منفی است؛ زیرا فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز مانند سایر فناوری‌ها کارکردهای متفاوتی دارد و کاربران با چگونگی استفاده و به‌کار‌گیری آن در نتیجة بهره‌برداری از این امکانات مؤثر هستند. سطح آگاهی کاربران و خانواده‌های آنها؛ محیطی که افراد در آن قرار دارند؛ تلاش نهاد‌های مختلف مانند خانواده، آموزش و پرورش، مؤسسات فرهنگی و هنری و هدایت آنها برای گذران اوقات فراغت به‌طور مطلوب در کنترل بروز آسیب‌های ناشی از فضای مجازی تأثیرگذار است. بوردیو نیز مطرح کرده است اثر‌پذیری افراد از واقعیت‌ها، نهاد‌ها، سازمان‌های اجتماعی و فراورده‌های آنها تابع میزان سرمایة اجتماعی و فرهنگی آنهاست. به‌عبارت‌دیگر، دارایی فرهنگی هر خانواده در نوع بهره‌برداری از فضای مجازی، امکانات و اطلاعات آن مؤثر است. عاملی نیز معتقد است پارادایم دو‌فضایی‌شدن به نقش حداقلی رسانه‌ای فضای مجازی و نقش فراگیر فرهنگی آن توجه دارد؛ به‌این‌ترتیب این دو جهان در یک تعامل پویا با یکدیگر قرار دارند. همان‌طورکه روابط دوستی یکی از منابع مهم ارزشی است و بر اخلاق فردی تأثیر می‌گذارد، منابعی مثل جماعت‌های مجازی، گروه‌های دوستی مجازی، بازی‌ها و سرگرمی‌های مجازی، انتقال به فضای متفاوت، خرده فرهنگ‌ها، جمع‌های اجتماعی متفاوت و ارتباط با جهان رسانه‌ها مسیر‌های متفاوتی از زندگی را در خانه منعکس کرده است (عاملی، 1390: 163). دو‌فضایی‌شدن، پیامدهای ماندگاری بر ارزش‌های اخلاقی و خانواده دارد. پیامد‌های منفی این فضا بر ارزش‌های اخلاقی در قلمروهایی مانند تغییرات شناختی دربارة زندگی، کاهش واقعیت‌گرایی و گسترش ارزش‌های مجازی مشاهده می‌شود. درحقیقت، فضای مجازی واقعیت‌های جدیدی وارد زندگی می‌کند که به آنها واقعیت‌های مجازی می‌گویند و اعضای خانوادة پیوندداده‌شده با واقعیت‌های مجازی، تعاملاتی کاملاً متفاوت دارند با اعضایی که صرفاً در فضای واقعی زیست می‌کنند. ظهور ارزش‌ها، خواسته‌ها و انتظارات جدید از مسیر واقعیت‌های رسانه‌ای و مجازی به خانواده منتقل می‌شوند (عاملی، 1390: 165-170). مهم‌ترین فرایند رشد و تربیت افراد، جامعه‌پذیری است که حین آن افراد ارزش‌ها و الگوهای رفتاری را می‌آموزند و در جریان تعامل با دیگران به کار می‌برند. دراین‌میان نقش خانواده و نظام آموزشی در انتقال این بخش از فرهنگ بسیار مهم است. به نظر می‌رسد اعضای خانواده در جامعة ایرانی امروز به آموزش مهارت‌های زندگی نیازمند است. آموزش مدرن و سازمان‌یافته در مدارس و دانشگاه‌ها به نوجوانان و جوانان، استحکام‌بخشیدن به رابطه‌های فرالکترونیکی در قالب طرح‌های اجرایی مثبت و آموزش‌های مرتبط با نحوة استفادة درست جوانان و نوجوانان از فضای مجازی لازم است. افزایش سواد رسانه‌ای خانواده‌های نوجوانان و جوانان در برخورد با محتوا و مطالب هنگام استفاده از فضای مجازی، توجه بیشتر به سلیقة مخاطبان به‌ویژه قشر جوان در تهیة برنامه‌های صدا و سیما و برگزاری نشست‌های علمی با حضور اساتید و دانشجویان در رابطه با تأثیر فضای مجازی در ابعاد مختلف خانواده‌ها به استفادة مؤثرتر از این فضا کمک می‌کند. سخن آخر اینکه ما در مواجهه با تأخر فرهنگی قرار داریم که به دنبال ورود و شیوع ابزارهای الکترونیکی و فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات ایجاد شده است و هنوز اطلاع دقیق و کاملی نداریم که این فناوری‌ها چه جایگاهی در شکل‌دهی رفتار ما دارند و تأثیرات مثبت آنها در زندگی افراد بیشتر است یا تأثیرات منفی؛ اما اندیشمندان معتقدند باتوجه‌به تغییر الگوهای ارزشی و رفتاری که به دنبال ورود این فناوری‌ها در زندگی افراد ایجاد شده است، بررسی این تغییرات و علت‌یابی آنها ضروری به نظر می‌رسد. امروزه با ورود فناوری‌های ارتباطی، بیشتر مردم ترجیح می‌دهند باوجود تنهایی، روابط گسترده‌ای با جهان پیرامون خود داشته باشند؛ زیرا هنگام حضور در فضای مجازی، کنترل، بازخواست و قضاوت نمی‌شوند. درنتیجه معاشرت در فضای مجازی افزایش یافته و برای کاربران دلپذیر می‌شود؛ زیرا هویت دلخواه خود را به دیگران ارائه می‌دهند و به دنبال آن کیفیت ارتباطشان با محیط واقعی مانند جمع‌های خانوادگی‌ کاهش‌یافته و روابط چهره به چهرة آنها نیز با مشکل مواجه می‌شود. امروز به‌دلیل نبود اهداف مشترک بین اعضای خانواده و انتقال‌نیافتن مسائل فرهنگی از نسل قبل به نسل بعدی، گفتگو بین اعضای خانواده کم‌رنگ شده است؛ زیرا گفتگو بین اعضای خانواده، تجربه و فرهنگ را به فرزندان انتقال می‌دهد و افزایش فضای عاطفی بین آنها را سبب می‌شود. فضای صمیمی بین اعضا، حس پشتیبانی و حمایت از یکدیگر در خانواده را تقویت می‌کند؛ به‌طوری‌که آنها خود را تنها حس نمی‌کنند. در خانواده‌ها روح جمعی حاکم می‌شود و به افزایش اعتماد، یگانگی و ارتباط با اجتماع منجر می‌شود. این نکته درخور تصدیق است که نقش ارتباطات شفاهی در مقایسه با گذشته کمتر شده است؛ اما نمی‌توان مدعی شد که بخش عمدة ارتباطات افراد در خانواده‌ها نیست. در جوامع سنتی، فرهنگ، بیشتر از راه ارتباطات چهره به چهره انتقال می‌یابد و امروز در جامعة ما این نوع ارتباط اهمیت دارد. به‌هرحال ممکن نیست به فرهنگ شفاهی و نتایج مثبت آن بی‌اعتنا بود؛ همان‌طورکه نادیده‌گرفتن حضور مؤثر و مفید فضای مجازی در زندگی امروز امکان ندارد.



[1] Gibson

[2] Neuromancer

[3] McLuhan

[4] Reisman

[5] Tönnies

[6] Mead

[7] Grebner

[8] Adorno

[9] Horkheimer

[10] Marcuse

[11] Habermas

[12] Mediatisation

[13] Domestification

[14] Frances Caincross

[15] Hall

[16] Weber

[17] Daniel Lerner

[18] Heidegger

[19] Derifuse

[20] Wellman

[21] Tomphson

[22] Turkle

[23] Widmer

برتون، ف. (1382). آیین اینترنت: تهدیدی برای پیوند اجتماعی؟، ترجمة: سرحدی، ع.ا. و جمشیدی، ن.، تهران: انتشارات امیرکبیر.

بوردیو، پ. (1384). شکل‌های سرمایه، در سرمایة اجتماعی، اعتماد و دموکراسی، ترجمة کیان تاجبخش، ی.، تهران: شیرازه.

بیکر، ج.ا. (1382). سرمایة اجتماعی و مدیریت،ترجمة: الوانی، م.، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

پستمن، ن. (1375). زندگی در عیش مردن در خوشی، ترجمة: طباطبایی، ص.، تهران: انتشارات اطلاعات.

تامپسون، ج.ب. (1380). رسانه‌ها و مدرنیته: نظریة اجتماعی رسانه‌ها، ترجمة: اوحدی، م.، تهران: سروش.

توسلی، غ.ع. (1376). نظریه‌های جامعه‌شناسی،‌ تهران: سازمان مطالعه و تدوین علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).

دریفوس، ه. (1383). دربارة اینترنت، ترجمة: فارسی‌نژاد، ع.، تهران: نشر ساقی.

دومازدیه، ژ. (1352). مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی فراغت، ترجمة اسدی، ع.، فرهنگ و زندگی، شماره 12، ص19.

ذکایی، م.س. (1383). «جوانان و فراغت مجازی»، فصلنامة مطالعات جوانان، ش6، ص1-25.

رابرتسون، ی. (1374). درآمدی بر جامعه با تأکید بر نظریه‌های کارکردگرایی، ستیز، کنش متقابل نمادی، ترجمة: بهروان، ح.، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.

روشه، گ. (1366). تغییرات اجتماعی، ترجمه: وثوقی، م.، تهران: نشر نی.

ساروخانی، ب. و بابایی‌فرد، ا. (1392). اینترنت جهانی‌شدن و هویت فرهنگی در ایران، تهران: نشر دیدار.

ساروخانی، ب. (1394). جامعه‌شناسی ارتباطات، تهران: انتشارات اطلاعات چاپ بیست و هشتم.

سلطانی‌فر، م. (1389). دیپلماسی عمومی نوین و روابط عمومی الکترونیک، تهران: انتشارات سیمای شرق.

عاملی، س.ر. (1390). مطالعات جهانی‌شدن دو‌فضایی‌شدن‌ها و دوجهانی‌شدن‌ها، تهران: انتشارات سمت.

کاستلز، م. و اینس، م. (1384). گفتگوهایی با مانوئل کاستلز، ترجمه: چاوشیان، م.، تهران: نشر نی.

کسل، ف. (1383). چکیدة آثار آنتونی گیدنز، ترجمة: چاوشیان، م.، تهران: ققنوس.

کیخایی، ا. (1392). تحلیل جامعه‌شناختی چالش‌های فرهنگی اجتماعی شبکه‌های اجتماعی مجازی بر کاربران جوان در شهر اصفهان، پایان‌نامه کارشناسی ارشد.

گلچین، م.، سخایی، ا. و افشانی، ع.ر. (1391). «مطالعه میزان و نوع استفاده از شبکه‌های فارسی زبان و مناسبات خانوادگی در بین شهروندان تهرانی»، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال چهاردهم، ش 56، ص 83-118.

گنجی، ا. (1385). بررسی الگوی کاربران اینترنت و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن، مطالعة موردی نوجوانان و جوانان شهر تهران، پایان‌نامه کارشناسی ارشد پژوهش در علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

گیدنز، آ. (1378 الف).  تجدد و تشخص جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمة: موفقیان، ن.، تهران: نشر نی

-. (1377). پیامدهای مدرنیته، ترجمة: ثلاثی، م.، تهران: نشر مرکز.

لبیبی، م.م. (1392). «مروری بر یافته های نوین در حوزه مطالعات رسانه و خانواده»، جامعة فرهنگ و رسانه، ش 6، ص83.

محسنی، م.؛ دوران، ب. و سهرابی حقیقت، م.ه. (1385). «بررسی اثرات استفاده از اینترنت بر انزوای اجتماعی کاربران اینترنت (در میان کاربران کافی‌نت‌های تهران)»، مجلة جامعه‌شناسی ایران، ش 4، ص 72-95

مک کوییل، د. (1382). درآمدی بر نظریه‌های ارتباط جمعی، ترجمه: اجلالی، پ.، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.

هولمز، م. (1384). جنسیت و زندگی روزمره، ترجمة: لبیبی، م.م. با مقدمة ایاز فکوهی، ن.، تهران: نشر افکار

Bourdieo, PS. (1990) The logic of practice. Cambridge: policy press.

Horkheimer, Max. (1978) “Studien uder Autoritant und Familie”. In franzfilsner (hrsg.) Einfuhrnung in die familien soziologie. paderborn, munch.Wien, Zurich: UTB, Schoningh.

Kizza, J. M. (1998) Ethical and social Issues in the information Age. New York: springer-verlag

Laughey, D. (2007) Key Themes in Media Theory, McGraw Hill Publication.

Rantanen, T. (2006) The Media Globalization, London: Thousand Oaks.

Rhiengold, H. (1993) The virtual community: Homeesteading on the electronic frontier readin, The MTT Press Cambridge, Massachusetts London, England.

Shills, E. (1963) The theory of mass society in American as mass society, Ed, Polson, PP.30 50 Glenooe: free press.

Suler, J. (2008) The Psychology of cyber spsce. Department of psychology. Sience of technology Center Rideruniversity. http: //users ride. Edu.

Urkle, J. (1997) Life on screen:Identity in the age of the internet, New York:Touchstone.

Wellman, B. (1992) "Which Type of Ties and Network Provide What Kinds of Social Support?", Advances in Group Proccese, 9:52.