بررسی رابطه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با سرمایه اجتماعی و ابعاد آن (‌مطالعه شهروندان اصفهانی)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان، ایران

2 دکتری جامعه شناسی فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

3 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سنندج، ایران

چکیده

باتوجه‌به اهمیت اشکال سرمایه در توسعه شهری و نیز قابلیت تبدیل آنها به یکدیگر، در پژوهش حاضر تلاش شد تا رابطة بین دسترسی کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی شهروندان شهر اصفهان در سال 92-91 بررسی شود. پژوهش حاضر به لحاظ زمانی، تک‌مقطعی و ازنظر میزان ژرفایی ازجمله مطالعات پهنانگر است. جامعه آماری، شهروندان 20 تا 64 سالة مناطق چهارده‌گانه شهر اصفهان را شامل بوده است که براساس فرمول کوکران، 400 نفر از شهروندان به روش نمونه‌گیری خوشه­ای برای پاسخ‌گویی به سؤالات پژوهش انتخاب شدند. در سطح توصیفی، نتایج نشان‌دهندة مطلوب‌نبودن متغیرهای پژوهش است. در سطح تحلیلی، نتایج نشان داد بین سازه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با سازه سرمایه اجتماعی ارتباط معناداری وجود نداشته است؛ اما با برخی از مؤلفه­های آن، یعنی مؤلفۀ احساس امنیت (به‌صورت معکوس) و مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت مدنی (به‌طور مستقیم) رابطه معناداری وجود دارد. در ارتباط با سازه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی در بین مؤلفه­های تشکیل‌دهنده، باتوجه‌به مقادیر استاندارد برآوردشده ضریب گاما، مقیاس­های استفاده از وسایل و امکانات فرهنگی و هنری با ضریب 627/0، خلق اثر با ضریب 572/0 و مالکیت کالاهای فرهنگی و هنری با ضریب 390/0، به ترتیب بیشترین همبستگی را داشته‌اند. در ارتباط با سازه سرمایه­های اجتماعی نیز در بین ابعاد سرمایه اجتماعی، هنجارهای اجتماعی با بار عاملی 018/1، اعتماد اجتماعی با بار عاملی 613/0 و شبکه­های اجتماعی با بار عاملی 932/0- نیز میزان همبستگی با نمرات سازه سرمایه اجتماعی را گزارش می­دهد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Relationship between Access to Cultural Services and Artistic Goods with Social Capital and Its Dimensions (Research Subjects: Isfahani Citizens)

نویسندگان [English]

  • Reza Esmaeili 1
  • Sahar Faeghi 2
  • Bahman Bayangani 3
1 Associated professor, Department of Management of Cultural Affairs, Isfahan Branch, Islamic Azad University, Isfahan, Iran.
2 PhD in Cultural Sociology, Department of Sociology, Science and Research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
3 Assistant professor, Department of Social Sciences, Sanandaj Branch, Islamic Azad University, Sanandaj, Iran
چکیده [English]

Introduction
One of the most well-known concepts in the social sciences in recent years is the concept of capital.  Pierre Bourdieu, the French sociologist, believes that “if we want to have the grasp of social world, we should introduce the idea of capital, its accumulation and impression to the social world, again” (Bourdieu, 2005:405). However, a revolutionary change took place in the concept of capital in recent decades and concept of new capitals have been introduced. Therefore, this concept has become more prevalent and entered into many areas of social life. Among new capitals, cultural and social capitals together with mechanism of changing such capitals into one another played an important role in experimental and theoretical investigations in sociological studies (Fazeli, 2003). Bourdieu believed that “the class structure of developed countries is not determined only by the economy but social and cultural capital and their relationship with one another should be considered as well” (Bourdieu, 2005:408). Therefore, the present study aims at investigating the relationship between access to cultural services and artistic goods with social capital and its dimensions among isfahani citizens.
Materials and Methods
 This is a descriptive correlational study regarding data collection, cross sectional regarding time and extensive regarding depth. Statistical population of the study are citizens of region 14 of the municipal districts of Isfahan city, in the age range of 20 to 64 years old. 400 individuals among these citizens were selected using cluster sampling method to answer research questions, which were included in a researcher-made questionnaire.
Discussion of Results and Conclusions
 In order to consider the main research question, first theoretical basis of the study was established. By focusing on the phenomenon of cultural turn and increasingly important role of culture in society, we argued that social and cultural capitals are also important as part of the cultural turn in the social and cultural development of the city. Then, views of the most influential theorists of social and cultural capitals such as Pierre Bourdieu and Robert Putnam were introduced. Bourdieu believes that social and cultural capitals have the ability to be transformed into one another in addition to economic capital. Although there will be some problems on the way of such transformations. Findings of the study show that there is not a significant relationship between access to artistic goods and cultural services with social capital. However, examination of other hypotheses of the study shows that there is significant (reverse and direct) relationship between access to artistic goods, cultural services and components of social capital such as feeling of security, social participation, social cohesion and civic participation. Generally speaking, the current study is not a proof of cultural turn and it does not confirm the view of Bourdieu regarding ability of capital to be transformed. It shows that there is not a meaningful relationship between access to artistic goods, cultural services and the three dimensions of social capital among citizens of Isfahan city. The results show that research variables are not suitable at the explanatory level. However, regarding the access to artistic goods and cultural services, according to the evaluated standard values of gamma coefficient, the scales of use of cultural artistic devices and facilities with the coefficient of 0.627, work creation with the coefficient 0.572 and ownership of artistic cultural goods with the coefficient of 0.390 have the highest correlations. Regarding dimensions of social capital, social norms with the load factor of 1.018, social trust with the load factor of 0.613 and social networks with the load factor of -0.932, correlations amount to structural grades of social capital.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cultural Capital
  • Access to Artistic Goods and Cultural Services
  • Social Capital
  • the Dimensions of Social Capital

مقدمه و بیان مسأله

مفهوم توسعه ازجمله مفاهیمی بود که بعد از جنگ جهانی دوم، جامعه­شناسان و سیاستمداران به شدت از آن استفاده کردند. مفهوم توسعه در فضای شهر و اندیشه­های مرتبط با مدیریت و برنامه­ریزی شهری نوین به معنای رسیدن به شهر سالم است. بر این اساس، شهر سالم شهری است که به‌طور مستمر به ایجاد و بهبود محیط اجتماعی و منابع اجتماعی خود می­پردازد تا امکان بهره­گیری از تمام ظرفیت­ها برای فراهم‌کردن شرایط مطلوب­تر زندگی را مهیا کند (فائقی و اسماعیلی، 1388: 36). دهل[1]، شهر سالم را شهری می­داند که به‌طور مداوم در ایجاد یا بهبود شرایط اجتماعی، فرهنگی، کالبدی و توسعه منابع تلاش می­کند تا امکان عملکرد منطقی برای رسیدن به بیشترین بهره­وری از توانایی­های شهروندان را فراهم آورد؛ بنابراین در هر شهری برای اینکه مردم و خانواده‌هایشان سلامتی کامل داشته باشند، مجموعه­ای از پیش­نیازهای محیطی (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خدماتی) باید برآورده شود (صالحی، 1388: 546).

برای بررسی این پیش­نیازهای محیطی، توجه به توسعه اجتماعی، فرهنگی و به‌ویژه انواع و اشکال سرمایه (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی) لازم است و ارتباط آنها با یکدیگر ازنظر برخی از متفکران جامعه‌شناسی مانند پی­یر بوردیو[2] اهمیت خاصی دارد. به نظر او، توضیح ساختار و کارکردهای جهان اجتماعی ناممکن است، مگر اینکه سرمایه در تمام شکل­هایش دوباره بررسی شود و نه فقط به‌گونه‌ای‌که با نظریه­های اقتصادی شناخته می­شود (الوانی و شیروانی، 1385: 37). فضای تاریخی و فرهنگی شهر اصفهان، تبلوری از مقولات غنی فرهنگی و اجتماعی، بازتاب‌دهندة ظرافت، زیبایی، روح خلاق و هویت اجتماعی و فرهنگی مردمی است که سالیان طولانی این بافت را براساس سنن، فرهنگ و نوع معیشت خود، به وجود آورده است و در آن پذیرای رفت‌وآمدها و دادوستدهای مادی و معنوی بوده­اند. محدودة بافت­های تاریخی و قدیمی شهر اصفهان به‌دلیل وجود جاذبه­های نوستالژیک، معماری، فرهنگی و بناهای ارزشمند، از مقاصد مهم حوزه پژوهشی به شمار می­روند که نمادی از شرایط اقتصادی، اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی دوران خود است. مدیریت شهری اصفهان با رویکرد باز­آفرینی شهری تلاش می‌کند با مرمت شهری، نوسازی، احیای فضاهای تاریخی و در دسترس قراردادن کالاهای فرهنگی و هنری و همچنین پیاده­سازی فرهنگ شهروندی و بهبود تعاملات اجتماعی و احساس تعلق به مکان، افزایش مشارکت و انسجام اجتماعی شهروندان و بازگرداندن میراث­های مادی و معنوی به چرخه زندگی اجتماعی، سطوح سرمایه اجتماعی و فرهنگی شهر را ارتقا دهد و رسیدن به شهر سالم به‌ویژه در ابعاد اجتماعی و فرهنگی را فراهم کند تا جایی که در چشم‌انداز 20 ساله و برنامه­های راهبردی شهرداری اصفهان به آن توجه شده و در دستور کار مجریان، مسئولین و مدیران شهری قرار گرفته است. در پژوهش حاضر به این سؤال پاسخ داده می‌شود که آیا بین دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با سرمایه اجتماعی شهروندان اصفهانی ارتباط معناداری وجود دارد یا نه؛ به‌عبارت‌دیگر در شهر اصفهان که میراث غنی فرهنگی و هنری دارد، میزان دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی به چه میزانی است و آیا این میزان از دسترسی به کالاهای هنری و فرهنگی با سرمایه اجتماعی، زمینه‌ساز توسعه اجتماعی و فرهنگی، ارتباط معناداری وجود دارد یا نه.

واقعیت آن است که شهر، محصول فرهنگ و فرایند رشد فکری بشر است؛ اما در عین حال مکانی است که ارزش­ها و معانی فرهنگی در فرم­هایی مانند معماری، هنر و مد به عرصه ظهور می­رسند و بخش وسیعی از فرهنگ در آن شکل می‌گیرد و توسعه می­یابد (Miles et al., 2000: 23). همچنین فضای شهری که ازنظر متفکرانی همچون هالبواکس[3]، تجسم اراده جمعی است، قادر به تقویت یا تضعیف گروه­های اجتماعی، کنش­های متقابل میان این گروه­ها و در نهایت انسجام و همبستگی در یک اجتماع شهری است (فیالکوف، ۱۳۸۸: 51). در این روایت، وجود رابطه متقابل و دوسویه میان میراث فرهنگی و همبستگی اجتماعی آشکار می‌شود که میراث فرهنگی، «سرمایه فرهنگی[4]» نیز مطرح می‌شود و همبستگی اجتماعی درنتیجة پیوندها، روابط و کنش­های متقابل جمعی شکل می­گیرد و از آن با عنوان «سرمایه اجتماعی[5]» یاد می­شود.

ارائه تعریفی جامع از شهر، امری دشوار است که به بازنمایی کلیه ابعاد شهر و سرمایه­های نهفته در تار و پود آن بپردازد و تا به امروز نیز بسیاری از اندیشمندان در حوزه­های مختلف علوم در این جهت همت گمارده­اند؛ اما در این راستا، تعریف لوئیس مامفورد (مورخ و جامعه­شناس امریکایی) از مفهوم شهر برای برجسته‌کردن ابعاد انسانی شهر و نیز نگریستن به شهر، یک پدیده اجتماعی، بیش از سایر تعریف­ها توجه پژوهشگران را در حوزه علوم اجتماعی به خود جلب کرده است. به عقیدة مامفورد، «معنی فیزیکی وجود یک شهر، محل ثابت، سرپناه پایدار، امکانات دائمی برای جمع‌شدن، مبادله و ذخیره­سازی و معنی اجتماعی شهر، تقسیم اجتماعی کار است که علاوه بر اینکه در خدمت زندگی اقتصادی است، به فرایند فرهنگی نیز کمک می‌کند. شهر به معنای کامل آن، یک شبکه جغرافیایی، سازمان اقتصادی، فرایند صنعتی، نمایشی از عمل اجتماعی و نمادی زیباشناسانه از وحدت جمعی است. شهر، هنر را پرورش می­دهد و خود هنر است. در شهر، فعالیت­های هنرمندانه انسان متمرکز می­شود و به اوج درخور اهمیتی دست می­یابد» (مامفورد[6]، ۱۹۹۶ به نقل از زبردست، ۱۳۸۳). در این تعریف، مامفورد بر شاخص­های انسانی، اجتماعی و فرهنگی شهر بیش از سایر مؤلفه­ها مانند اندازه جمعیت و شهر یا سایر مفاهیمی از این نوع توجه کرده و به‌عبارتی شهر را تجلی­گاه ارزش­های اجتماعی و فرهنگی یک اجتماع انسانی در نظر گرفته است که براساس این رویکرد (که عموماً از آن به‌عنوان رویکرد انسان­گرایانه یاد می­شود)، شهر، درون یک گفتمان اجتماعی و فرهنگی وارد می‌شود و آن را به‌مثابه سرمایه و میراثی اجتماعی و فرهنگی مطالعه و کنکاش می‌کند که به نظر بوردیو، قابلیت تبدیل به سایر اشکال سرمایه را دارد.

آنچه بیش از همه، فضاهای شهری را سرمایه و میراث اجتماعی و فرهنگی مطرح می­کند، بازنمایی هویت در این فضاهاست. هویت در چشم‌اندازهای اجتماعی و فرهنگی با نمادهای شهری تجلی می­یابد که گفتنی است سبک معماری، طراحی شهری، مجسمه­ها و فضاهای عمومی، هویت یک گروه اجتماعی را القا می­کنند و هدف از کاربرد نمادها در فضاهای شهری، بازتولید هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و تثبیت ارزش­های برجسته در کل جامعه است (کانسگرو[7]، ۱۹۸۹، به نقل از زبردست، 1383). آنچه امروز، میراث فرهنگی جوامع شهری را به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه با مخاطراتی مواجه کرده است، غلبه و برتری سرمایه اقتصادی بر سایر سطوح سرمایه همچون سرمایه فرهنگی و اجتماعی در بخش‌های مختلف ازجمله مدیریت و توسعه شهری است. تسلط سرمایه اقتصادی باعث شده است مشارکت­ها و همکاری­های مدنی، اعتماد اجتماعی و ظرفیت­های آن و شبکه­های اجتماعی (که پاتنام[8] آنها را مهم­ترین مؤلفه­های سرمایه اجتماعی می‌داند) در اداره شهرها بسیار کاهش یابد و از پویایی، سرزندگی و امنیت شهرها کاسته شود و متعاقب آن، سرمایه فرهنگی یا آنچه به‌عنوان میراث فرهنگی (ملموس یا ناملموس) یک ملت شناخته می­شود و شامل خلق اثرات فرهنگی و هنری، ترغیب به استفاده از کالاهی فرهنگی و گسترش مالکیت نسبت به کالاهی فرهنگی و هنری با آسیب جدی مواجه شود. بنابراین، توجه به سرمایه­های فرهنگی و اجتماعی در دستیابی به توسعه شهری پایدار، بسیار با اهمیت‌تر از توجه صرف به سرمایه اقتصادی است؛ به‌طوری‌که دو سرمایة مذکور می‌توانند مولد سرمایه اقتصادی و عاملی مهم در توسعه اقتصادی باشند.

باتوجه‌به اهمیت و نقش مفاهیم سرمایه فرهنگی و اجتماعی در توسعه فرهنگی و اجتماعی شهرها، هدف نهایی پژوهش حاضر، تعیین رابطه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با سرمایه اجتماعی و ابعاد آن در بین شهروندان اصفهانی است.

 

ادبیات تجربی

بررسی ادبیات تجربی مربوط به دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری (به‌عبارت‌دیگر سرمایه فرهنگی عینیت‌یافته) با ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی در داخل و خارج نشان می­دهد هیچ مطالعه مشخصی با این عنوان انجام نشده است؛ اما در پژوهش‌های محدودی، تأثیر سرمایه فرهنگی و اجزای آن بر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن مطالعه شده است. برای مثال، موحد و همکاران (1391) در پژوهشی، رابطة سرمایه فرهنگی و اعتماد نهادی را به‌عنوان یکی از ابعاد سرمایه اجتماعی بررسی کرده­اند. آنها در این پژوهش، 384 نفر از جوانان شهر شیراز را مطالعه کردند و در نهایت نتایج پژوهش نشان داد بین این دو متغیر، رابطه معناداری وجود دارد. زلفعلی فام و آقایی (1393) نیز در پژوهشی، تأثیر سرمایه فرهنگی بر تعهد اجتماعی شهروندان به مسائل شهری را در میان 400 نفر از شهروندان شهر تبریز مطالعه کرده­اند. نتایج پژوهش آنها در پایان نشان داده است سرمایه فرهنگی با میزان تعهد اجتماعی شهروندان رابطه مثبت و معناداری دارد و سرمایه فرهنگی یکی از متغیرهای مهم در تعهد اجتماعی شهروندان نسبت به مسائل اجتماعی است. در نهایت، حیدری و محمدجانی (1394) در پژوهشی، رابطه هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی را در میان اعضای هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آباده مطالعه کردند و به این نتیجه رسیده­اند که رابطه معناداری بین هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی و ابعاد آن وجود ندارد.

 همچنین در پژوهش‌های خارج از کشور، مطالعه­ای دربارة رابطه بین متغیرهای ما در این پژوهش یافت نشد؛ اما مطالعاتی انجام شده که به نحوی از انحاء به مطالعه حاضر نزدیک است و نتایج آن در فهم و مقایسة نتایج مطالعه حاضر راهگشا است. برای مثال جینت[9] (2003) در مطالعه­ای، نقش سرمایه فرهنگی در انسجام اجتماعی و پایداری اجتماعات را در کانادا بررسی کرده است. او در مطالعه خود از چارچوب نظری بوردیو و پاتنام استفاده کرده و از داده­های یک پیمایش اجتماعی عمومی برای تحلیل استفاده کرده است. جینت در مطالعۀ خود به این نتیجه رسیده است که سرمایه‌گذاری در سرمایه فرهنگی، منافع جمعی زیادی به همراه دارد و این منافع جمعی در انسجام اجتماعی نقش مهمی ایفا می­کند. همچنین، اتانسی و همکاران[10] (2013)، نقش سرمایه فرهنگی در توسعه محلی و سرمایه اجتماعی را در ناحیه­ای کوچک در جنوب ایتالیا مطالعه کرده‌اند. آنها به‌طور موردی، اهمیت جشنوارة موسیقی «شب رتیل[11]» را بررسی کردند که مهم‌ترین جشنوارة موسیقی اروپایی درزمینة موسیقی سنتی است و هر ساله حدود 170 هزار نفر در آن شرکت دارند. یافته­های این پژوهش نشان داد جشنواره­های فرهنگی که در جریان آن تجمع­های عظیمی صورت می­گیرد، قابلیت ایجاد پیوندهای محکمی در میان افراد شرکت­کننده و بین شرکت­کنندگان و محل برگزاری آن رویداد دارد. موپفو[12] (2012) نیز در پژوهشی، رابطة بین سرمایه فرهنگی و پایداری برنامه­های توسعه­ای سازمان‌های غیردولتی را در زیمباوه بررسی کرده است. او در این پژوهش به این نتیجه رسید که برنامه­های این نوع سازمان­ها معمولاً از قبل طراحی شده­اند و فرهنگ­های اجتماعاتی را لحاظ نمی­کنند که قرار است برنامه در آن اجرا شود و در مقابل او پیشنهاد می‌دهد اگر قرار است بسیاری از برنامه‌ها موفق عمل کنند، حتماً باید سرمایه­های فرهنگی اجتماعات بررسی‌شده لحاظ شود. در نهایت، پوپوویسی[13] (2012) در مطالعه­ای، نقش مکانیسم­های انباشت سرمایه فرهنگی و تأثیر آن در عادت‌وارة شغلی پرستاران رومانیایی را بررسی کرده است. این مطالعه به روشی کیفی بوده است و 10 نفر از پرستاران بالای 20 سال سابقه کاری مصاحبه شده‌اند. نتایج این پژوهش در پایان نشان داده است تغییر در شیوة آموزش پرستاران رومانیایی در ده سال اخیر در استقلال و انسجام درونی و نیز در همبستگی گروه­های شغلی پرستاران نقش بسیار مهمی دارد.  

به‌طورکلی، با وجود اهمیت موضوع، بررسی ادبیات تحقیق در داخل و خارج نشان می­دهد درزمینة ارتباط تجربی بین دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری و سرمایه اجتماعی، هیچ پژوهش مشخص یا به‌طور جداگانه‌ای مطالعه نشده است. مطالعاتی که در اینجا مرور شد، دلالت­های راجع به موضوع بررسی‌شدة پژوهش حاضر است؛ اما به‌طورکلی، این خلأ پژوهشی نشان‌دهندة اهمیت تجربی مطالعه حاضر است و نتایج پژوهش حاضر، پایه­ای برای پژوهش‌های بعدی عمل می‌کند و زمینه­ای برای مقایسة پژوهش‌هایی را فراهم می‌کند که در آینده انجام خواهد شد.

 

مبانی نظری

واقعیت آن است که از نیمه دوم قرن بیستم، مفهوم فرهنگ، موقعیت مسلطی در جامعه‌شناسی یافته است (Chaney,1994:18)؛ موقعیتی که از چرخش فرهنگی ناشی بوده است. چرخش فرهنگی، مفهوم‌سازی جدیدی در علوم اجتماعی را موجب شده است و فهم تحولات حوزۀ فرهنگ و بسیاری از مباحث مدرنیتۀ متأخر ازجمله سبک زندگی، زندگی روزمره، مصرف‌گرایی، اوقات فراغت، سرمایه فرهنگی و ... بدون توجه به مفهوم چرخش فرهنگی ناتمام است (بنت، 1386: 97). چرخش فرهنگی یعنی فرهنگ، تغییر و تحول زیادی به خود دیده است. به‌عبارتی، فرهنگ از انحصار نخبگان بیرون آمده و همچنین به فرهنگ در فرایند اجتماعی موقعیت مهمی داده شده است. این اصطلاح در نظریه جامعه­شناختی معاصر، دو شکل متفاوت به خود گرفته است. از یکسو، ازنظر معرفت‌شناختی این یعنی فرهنگ به‌طورکلی سازندۀ هویت­ها و روابط اجتماعی است و از سوی دیگر، به لحاظ تاریخی، این وضعیت بر آن دلالت دارد که در جوامع معاصر، فرهنگ در برساخت هویت­ها و روابط اجتماعی نقش بی‌سابقه­­ای یافته است (Nash, 2001: 78).

مفهوم سرمایه فرهنگی یکی از مفاهیم تحلیلی است که درنتیجة چرخش فرهنگی رواج یافته است. سرمایه فرهنگی در معنایی ساده به تمرکز و انباشت انواع مختلف کالاهای ملموس فرهنگی و قدرت و توانایی در اختیارگرفتن این کالاها و همچنین استعداد و ظرفیت فرد در شناخت و کاربرد این وسایل اطلاق می­شود (Throsby, 1999: 3). به‌عبارت‌دیگر، سرمایه فرهنگی به معنای عادت­ها و گرایش­هایی است که به‌واسطة وجود کالاها و منابع فرهنگی (مانند کتاب و امکانات آموزشی) در فرد درونی شده است و قابلیت فرد را در جهت استفاده از این امکانات بالا می­برد. سرمایه فرهنگی در واقع بازنمای جمع نیروهای غیراقتصادی مانند زمینة خانوادگی، طبقه اجتماعی، سرمایه‌گذاری‌های گوناگون، تعهدات نسبت به تعلیم و تربیت، منابع مختلف و مانند آنها است. نظریه‌پردازان مختلفی مانند بونی اریکسون[14]، لامونت[15]و لاریو[16]، پل دیماجیو[17]، دیوید تراسبی، هایس[18]، آشافنبرگ[19]و ماس[20] و دومایس[21] به مفهوم سرمایه فرهنگی پرداخته و تعاریف مختلفی از آن ارائه داده­اند (باینگانی و کاظمی، 1389: 9)؛ اما پی­یر بوردیو نخستین‌بار سرمایه فرهنگی را در دهة 60 میلادی مطرح کرده است و به همین دلیل از او در محافل جامعه‌شناختی با عنوان مَرد «سرمایه فرهنگی» یاد می­شود (Grenfell, 2004: 4).

بوردیو معتقد است سرمایه فرهنگی، سه بعد دارد. در حالت تجسم‌یافته، یعنی به شکل خصایل دیرپای فکری و جسمی؛ در حالت عینیت‌یافته، به شکل کالاهای فرهنگی (تصاویر، کتاب­ها، لغت­نامه­ها، ادوات، ماشین­آلات و ...) که ردپا یا تحقق نظریه­ها یا نقد این نظریه­ها و ... است؛ در حالت نهادینه‌شده، ]یعنی[ شکلی از عینیت­یافتگی که باید حسابش را جدا کرد؛ زیرا خواص اصلی خود را یکسره به سرمایه فرهنگی واگذار می­کند که باتوجه‌به فرض ضمانت‌کنندة آن است (بوردیو، 1384: 137). باتوجه‌به ابعاد مادی (عینیت‌یافته) سرمایه فرهنگی، مصرف کالاها و فرآورده­های فرهنگی یکی از شاخصه­های اصلی این بعد از سرمایه فرهنگی تعریف می‌شود. کالاهای فرهنگی، تعریف‌کنندة شیوه متمایزی از زندگی و دربرگیرندة اندیشه ویژه­ای هستند؛ ازاین‌رو به مصرف الگو­های پوشش، وسیله­های تزئینی بدن («سیاست بدن» و «سیاست کالبد»)، داشتن ابزارها و تکنولوژی­ها (وسایل خانگی، وسیله­های ارتباطی و ...)، رفتن به فضاهای فرهنگی خاص مانند کافی‌شاپ‌ها، سینماها، فرهنگ­سراها، سالن­های ورزشی، کتابخانه­ها و دیگر فضاهای معروف به اماکن فرهنگی می‌توان اشاره کرد. از دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی، هرچه تعداد (فراوانی تجمعی) و کیفیت مهارت­های فردی بیشتر باشد، جایگاه و موقعیت اجتماعی فرد نیز افزایش می­یابد؛ زیرا اشخاص بیشتری برای برخورداری و رفع نیاز به او رجوع خواهند کرد و او خواهد توانست فضای ویژه­ای را به خود اختصاص دهد و در شیوه­های مخصوص به خود در میدان فعالیت­های فرهنگی، شروع به آفرینندگی کند (غفاری، 1388: 16).

انسان­ها از طریق برقراری روابط با یکدیگر، سعی دارند نیازمندی­های خود را تأمین و اهداف مدنظر را محقق کنند؛ درنتیجه پدیده­ای به نام «جامعه» شکل می­گیرد. هرچه این روابط، استحکام بیشتر و کیفیت و کمیت بالاتری داشته باشند و نظام­مندتر و هماهنگ­تر عمل کنند، ما شاهد دستیابی به اهداف جمعی در مدت زمانی کوتاه­تر و با صرف هزینه­ای کمتر خواهیم بود. در این حالت ما می­توانیم از «سرمایه اجتماعی» صحبت کنیم که ترکیب ویژة روابط اجتماعی و کیفیت این روابط است. ارتباطات اجتماعی هنگامی به‌مثابه سرمایه اجتماعی عمل می‌کنند که مبتنی بر اعتماد متقابل باشند و تأثیرگرفته از ارزش­ها و هنجارهای مشترکی باشد که افراد جامعه در آن شریک­اند (قاسمی و همکاران، 1392: 10 - 11). از سرمایه اجتماعی، تعاریف مختلفی ارائه شده است (برای مثال بوردیو (1986)، پاتنام (1995)، رز[22] (1998) وOESD (2004) و از همۀ تعاریف استنباط می‌شود ویژگی­هایی در سرمایه اجتماعی وجود دارد که کنش­های متقابل موجود میان افراد را سامان می­بخشد و آنها را به سمتی هدایت می­کند که منافع جمعی به شکل آسان‌تری تأمین شود. در ادامه، دیدگاه پاتنام دربارۀ سرمایه اجتماعی ارائه شده که ویژگی­های سرمایه اجتماعی را بهترین وجه ارائه کرده است. ازنظر او سرمایه اجتماعی سه بخش اصلی دارد:

الف) شبکه­ها؛ ب) هنجارها، ارزش­ها و انتظارات؛ ج) ضمانت­های اجرایی (نوابخش و فائقی، 1393: 173).

- شبکه: ارتباطات و مبادلات شبکه­های رسمی و غیررسمی در هر جامعه­ای - اعم از مدرن و سنتی، اقتدارگرا و دموکراتیک، فئودالی یا سرمایه­داری – وجود دارند. شبکه­ها دو نوع­اند: «افقی» و «عمودی». در شبکه­های افقی، شهروندانی عضویت دارند که قدرت و وضعیت برابری دارند. در شبکه‌های عمودی، شهروندان نابرابر، از طریق روابط نابرابر مبتنی بر سلسله مراتب و وابستگی به هم پیوند دارند(نوابخش و فائقی، 1393: 99). پاتنام، شبکه­های عمومی را برای برقراری اعتماد و هنجارهای همیاری ناتوان معرفی می­کند و شبکه­های افقی را در قالب مشارکت­های مدنی (انجمن­ها، باشگاه­ها، احزاب و ...) به‌دلیل ارائه چارچوب فرهنگی برای همکاری، مولد هنجارهای اعتماد و همیاری می­داند (Putnam & Goos,2002: 6). علاوه‌بر ساخت شبکه، فشردگی یا تراکم شبکه، ویژگی دیگری است که پاتنام بر آن تأکید دارد. منظور او از فشردگی، افزایش انجمن­ها و امکان عضویت­های متداخل و مشارکت در عرصه­های چندگانة زندگی اجتماعی است (Putnam & Goos, 2002: 313).

- هنجارها: پاتنام، نوع خاصی از هنجارهای همیاری را مولدترین جزء سرمایه اجتماعی می­داند و حتی آن را ملاک سرمایه اجتماعی می­نامد: «ملاک سرمایه اجتماعی اصل همیاری تعمیم یافته است» (Putnam, 2000: 134). پاتنام در تعریف هنجارهای همیاری به دو نوع هنجار متوازن2 و تعمیم یافته3 اشاره می­کند. در نوع متوازن با مبادله همزمان مواردی با ارزش برابر، مانند موقعی مواجه هستیم که همکاران، روزهای تعطیلشان را با هم عوض می­کنند. در نوع تعمیم‌یافته رابطه تبادل مداومی در جریان است که در همه حال یک‌طرفه و غیرمتوازن است؛ اما انتظارات متقابلی ایجاد می­کند، مبنی بر سودی که اکنون اعطا شده است باید در آینده باز پرداخت شود (Putnam, 2000: 138).

- ضمانت­های اجرایی: به‌صورت رسمی یا غیررسمی در قالب پاداش­ها و مجازات­هایی شناسایی می‌شوند که به رفتار افراد داده می­شود. در بسیاری اوقات، ترس از محروم‌شدن از بسیاری مزایا و محروم‌شدن از روابط با کسانی که مایل به داشتن ارتباط با آنان هستیم، ما را از انجام برخی کارها باز می­دارد. گاهی نیز پاداش­های در نظر گرفته شده برای برخی کارها (مثلاً کسب اعتبار، کسب منزلت و ...) ما را به انجام برخی کارها ترغیب می­کند (نوابخش و فائقی، 1393: 98). ضمانت­های اجرایی گاهی هنجاری نیستند؛ بلکه به شکل قانون رسمی، به پیشتوانة رسمی دولت، روابط اجتماعی را تنظیم می­کند (Australian bureau of statistics, 2003: 34). درزمینة نحوة ارتباط سرمایه اجتماعی و فرهنگی گفتنی است ازنظر بوردیو، سرمایه فرهنگی در منافع اقتصادی و اجتماعی نقش مهمی ایفا می­کند (میلنر و براویت، 1385: 79)؛ به‌طوری‌که نکتة مهم ازنظر بوردیو دربارة دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی، بخش مهمی از سرمایه فرهنگی و ارتباط آن با سرمایه اجتماعی، به قابلیت تبدیل آنها به هم برمی­گردد. در این زمینه، بوردیو معتقد است انواع سرمایه­های غیر­اقتصادی یا غیر­مادی (ازنظر او سرمایه­های اجتماعی، فرهنگی و نمادین) قابل انباشت، مبادله و تبدیل به یکدیگر هستند (کروبی، 1387: 313). به عبارت دقیق­تر، به‌طور مشخص دربارة مطالعه حاضر، یعنی افراد با سرمایه فرهنگی بالا از این سرمایه از طریق مکانیزم چرخش فرهنگی برای به دست آوردن سرمایه اجتماعی استفاده می‌کنند؛ یعنی این سرمایه­ها با هم در ارتباط هستند و قابلیت تبدیل‌شدن به همدیگر را دارند. بوردیو در مقالة اشکال سرمایه به وضوح این مسئله را بیان کرده است که «تحصیلات این قابلیت را دارد که گاهی به سرمایه اجتماعی تبدیل شود» (ممتاز، 1383: 151)؛ اما از این نقل قول بر می­آید که گفتة بوردیو بیشتر به بعد نهادینه‌شدة سرمایه فرهنگی ناظر است و به دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری، یعنی بعد عینیت­یافتة سرمایه فرهنگی اشاره­ای نشده است. توجه به این مسئله در مطالعه حاضر، این خلأ نظری را پر می‌کند و به لحاظ تجربی نقش دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی را در افزایش سرمایه اجتماعی در میان شهروندان اصفهانی نشان می‌دهد. براساس مطالب بیان‌شده در بخش نظری، الگوی مفهومی استخراج‌شده از مبانی نظری به شکل زیر ترسیم می‌شود:

 

 

 

 

 

 

 

 
   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 1- الگوی مفهومی پژوهش

 


فرضیه­های پژوهش

فرضیه اصلی: به نظر می­رسدبین عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با عامل سرمایه اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه­ فرعی: به نظر می­رسد بین عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی، هنجارهای اجتماعی ، شبکه اجتماعی) و مؤلفه­های آن رابطه معناداری وجود دارد.

 

روش پژوهش

پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های کمّی است و به روش همبستگی انجام شده است. هدف این پژوهش، بررسی رابطة دسترسی به کالاهای فرهنگی با سرمایه اجتماعی بوده است؛ ازاین‌رو پژوهش به لحاظ هدف، از نوع پژوهش­های کاربردی و به لحاظ جمع­آوری اطلاعات توصیفی است. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، درصد خالص؛ در سطح آمار استنباطی از آزمون­ ضریب همبستگی پیرسون؛ برای آزمون الگوی تجربی پژوهش از معادلات ساختاری و برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم‌افزار­های SPSS و AMOS استفاده شده است.

 

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

- دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی

در این نوشتار منظور از دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی، همان بعد عینی سرمایه فرهنگی است. همان‌طورکه گفته شد، سرمایه فرهنگی سه بعد تجسم­یافته، عنیت­یافته و نهادی شده دارد. در این میان، بعد عینی سرمایه فرهنگی، بدیهی‌ترین و آشکار­ترین بعد سرمایه فرهنگی است که بیشتر در کالاها و اشیای مادی تجسم می­یابد و از ویژگی‌های بارز آن قابل انتقال‌بودن آن است. به‌طور خلاصه، این بعد به تمامی اشیا و کالاهای فرهنگی و هنری گفته می‌شود (شارع‌پور و خوش‌فر، 1381: 137). در این پژوهش باتوجه‌به آنچه در بالا ذکر شد، برای عملیاتی­کردن دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی، داشتن کالاها و امکانات فرهنگی، خلق آثار مختلف در زمینه­های فرهنگی و دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری، معرف در نظر گرفته شد.

- سرمایه اجتماعی و ابعاد آن

از دیدگاه پاتنام، سرمایه اجتماعی سه بعد اعتماد اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و شبکه­های اجتماعی­ دارد. هر کدام از این بعدها نیز به مؤلفه­هایی تقسیم شده­اند که در ادامه به آنها اشاره شده است.

- اعتماد: میزان ریسک­پذیری و معتمددانستن محیط زندگی از دید فرد (وجودنداشتن دزدی یا کلاهبرداری در آن محیط) (Grootaert et al., 2005: 2).

- احساس امنیت: میزان احساس امنیت و آسودگی و آرامش مردم در خانه­های خود یا قدم‌زدن در کوچه و خیابان‌های شهر در طول شبانه‌روز (Bullen & Onyx, 1998:3).

- همیاری: هنجار همیاری، احساس درونی افراد برای کمک به دیگران است و به اجتماعی اشاره دارد که در آن زندگی می کنند و بین منافع فردی و منافع جمعی تعادل ایجاد می­کند (Krishna & Shrader, 2000: 37).

- همکاری: همکاری در محل جمعی مردم برای دستیابی به نتیجه یا هدفی مشترک (Grootaert et al., 2005: 3).

- ظرفیت پذیرش تفاوت­ها (مدارا): اشاره می‌کند افراد تا چه حد هنجارها، سبک زندگی و عقایدی را می‌پذیرند و به آن احترام می­گذارند که متفاوت است با آنچه خود دارند (اسماعیلی، 1385: 310).

- احساس اثرگذاری و کارایی: درک و تصور افراد و اجتماعات از میزان توانایی، تأثیر­گذاری آنان در فعالیت­ها و روند موجود در جامعه است (Australian bureau ofstatistics, 2003: 34).

- ارزش زندگی: ارزش زندگی به احساس رضایتمندی فرد از زندگی و با ارزش‌دانستن خود در جامعه اشاره دارد؛ همچنین باور به اینکه جامعه به‌طور متقابل احترام لازم را به آن خواهند گذاشت (Bullen & Onyx, 1998: 4).

- وساطت اجتماعی: حضور فعال فرد به‌عنوان میانجی­گر در حل اختلافات و منازعات موجود میان آشنایان، همسایه­ها، همکاران یا همشهری­ها است (اسماعیلی، 1385: 310).

- حمایت اجتماعی: حمایت افراد از یکدیگر در زمان نیازمندی به‌صورت مالی و عاطفی یا بخشی از حیات روزمره (Australian bureau of statistics, 2003: 35).

- مشارکت اجتماعی: انواع مشارکت را شامل می­شود که برای فرد رضایت به بار می­آورد و عامل شکل‌دهی به روابط است و همچنین عامل سازندة شبکه­های حمایتی بالقوه است (اسماعیلی، 1385: 310).

- مشارکت مدنی: فعالیت­هایی که در ارتباط با فضای سیاسی، حکومتی، مدیریت باشگاه­ها و انجمن­ها و نیز سازمان­های غیردولتی سازماندهی می­شود و معمولاً در قالب عضویت رسمی فرد در گروه­های مختلف خود را نشان می‌دهد و تابع مقررات و سلسله مراتب است (Grootaert et al.,2005: 4).

- انسجام اجتماعی: بهره­مندی از احساس پذیرش از سوی دیگران و احساس آرامش و راحتی در محیط همسایگی و اجتماع محلی و گروه­هایی که افراد در آنها عضویت یا مشارکت دارند (Grootaert et al., 2005: 4).

برای تعریف عملیاتی هر کدام از مؤلفه­های بالا در ابعاد سه­گانة سرمایه اجتماعی در پژوهش حاضر، براساس پژوهش‌های پیشین، جامعة مطالعه‌شده و نیز دلالت­های نظری از گویه­های خاصی استفاده و به پاسخ‌گویان ارائه شد.

 

روایی و پایایی

برای سنجش روایی پرسش‌نامه­های پژوهش حاضر از روایی محتوی استفاده شد. برای بررسی روایی محتوایی متغیرهای پژوهش، ابتدا تعریفی از ابعاد و مؤلفه­های سرمایه اجتماعی و دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی ارائه و سپس معرف­های تجربی متغیر­ها ذکر شد. در مقابل هر معرف، جدول طیف لیکرت پنچ درجه­ای (از خیلی کم تا خیلی زیاد) چیدمان شد. پس از تنظیم، چک لیست نهایی با پست الکترونیک برای 8 نفر از اساتید رشته­های علوم اجتماعی در کل کشور و 4 نفر از اساتید رشته­های علوم اجتماعی و فرهنگ‌شناسی خارج از کشور ارسال شد. از 12 چک لیست ارسالی، 7 چک لیست در زمان مقرر برای بررسی نظرات برگشت داده شد. اساتید، نظر خود را مبنی بر میزان تطابق متغیرهای تجربی با مؤلفه­های ارائه‌شده برای سنجش سازه­های دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری و سرمایه اجتماعی با تیک‌زدن چک لیست اعلام کردند. بین نظرهای متخصصان، ضریب توافق گرفته شد؛ هرچه میزان این ضریب به عدد یک نزدیک­تر باشد، میزان توافق نظرات داوران نسبت به آن گویه بیشتر است. گویه­هایی که نظرات داوران دربارة آنها مختلف بود، گویة مربوط، استخراج و دوباره ضریب توافق گرفته می‌شد. در این پژوهش، ضریب توافق بین نظرهای داوران نسبت به دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری 87/0 و سرمایه اجتماعی 91/0 گزارش شد. این ضریب نشان­دهندة روایی بالای پرسش‌نامه­ها است.

در این پژوهش برای مشخص‌کردن پایایی متغیرها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج آن در جدول­های 2 و 3 ارائه شده است.

 

جدول 1- تعیین پایایی پرسش‌نامة دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی از طریق روش آلفای کرونباخ

ردیف

مؤلفه ها

آلفای کرونباخ

1

عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی

861/0

2

استفاده از وسایل و امکانات فرهنگی و هنری

891/0

3

خلق آثار فرهنگی و هنری

865/0

4

مالکیت کالاهای فرهنگی و هنری

824/0

 

براساس جدول 1، پایایی دسترسی به کالاهای فرهنگی و ابعاد آن با آلفای کرونباخ 861/0، نشان­دهندة اعتبار بالای پرسش‌نامة محقق‌ساخته در این سازه است.

 

جدول 2- تعیین پایایی پرسش‌نامه سرمایه اجتماعی از طریق روش آلفای کرونباخ

ردیف

مؤلفه ها

آلفای کرونباخ

1

عامل سرمایه اجتماعی

865/0

2

اعتماد اجتماعی

871/0

3

هنجار های اجتماعی

834/0

4

شبکه های اجتماعی

892/0

 

براساس جدول 2، پایایی سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با آلفای کرونباخ 865/0، نشان دهندة اعتبار بالای پرسش‌نامه در این سازه است.

 

جامعه آماری و حجم نمونه

جامعه آماری این مطالعه، شهروندان زن و مرد ساکن در 14 منطقة شهرداری شهر اصفهان بودند که در سنین بین 20 تا 64 سال قرار داشتند. ملاک انتخاب گروه سنی جامعه آماری پژوهش حاضر براساس تعریف مرکز آمار از جمعیت فعال (گروه سنی 15 تا 65 سال) بوده است. رده سنی از20 سالگی به‌جای 15 سالگی لحاظ شد که به‌دلیل فعال‌بودن بالفعل این دامنة سنی است. به بیان دیگر، جمعیت سنی 15 تا 20 سال، بیشتر مشغول به تحصیل هستند و کمتر به‌صورت جدی در فعالیت­های اقتصادی مشارکت دارند و کمتر ثروت و خدمات در سطح جامعه تولید می‌کنند. براساس آمار به‌دست‌آمده از مرکز آمار ایران در سال 1385 و برآورد آن در سال 1391، تعداد این جمعیت 1005207 نفر گزارش شد. حجم نمونه مطالعه حاضر نیز برحسب فرمول کوکران 384 نفر از ساکنین مناطق چهارده‌گانة شهر اصفهان به دست آمد که این حجم به 400 نفر افزایش یافت که با روش نمونه‌گیری چندمرحله­ایی و براساس نسبت سن و جنس، پرسش‌نامه در اختیار جامعه نمونه در هر منطقه قرار گرفت. همچنین، واحد تحلیل پژوهش حاضر، شهروندان (فرد به نمایندگی از خانواده) و قلمرو مکانی پژوهش، شهر اصفهان بوده است.

یافته­های توصیفی

الف) متغیرهای زمینه­ای

 

جدول3- ویژگی های جمعیت­شناختی پاسخ‌گویان

درصد

ابعاد

متغیر

5/49

مرد

جنس

5/50

زن

5/67

متأهل

وضعیت تأهل

0/30

مجرد

0/2

همسر فوت شده

5/0

طلاق

2/29

34-20

گروه سنی

8/63

54-35

0/7

64-55

5/32

زیر دیپلم

تحصیلات

0/44

دیپلم و کاردانی

5/21

کارشناسی و کارشناسی ارشد

0/2

دکترای تخصصی

5/2

بالا

نگرش شهروندان نسبت به پایگاه اجتماعی و اقتصادی خانواده­هایشان

2/79

متوسط

3/18

پایین

2/26

برخوردار

پایگاه اجتماعی و اقتصادی شهروندان

2/32

نیمه‌برخوردار

5/41

محروم

 

 

ب) عامل سرمایه اجتماعی

 

جدول 4- توزیع پراکندگی عامل سرمایه اجتماعی در بلوک‌های انتخابی مناطق چهارده‌گانة شهر اصفهان

خطای میانگین استاندارد

انحراف معیار

تعداد

میانگین

منطقه شهری

37/0-

74/0

38

12/0

1

25/0-

98/0

32

17/0

2

49/0

06/1

18

25/0

3

07/0-

34/1

16

33/0

4

17/0

01/1

18

23/0

5

400/0-

96/0

58

12/0

6

162/0

97/0

58

12/0

7

363/0

07/1

28

20/0

8

632/0

51/0

16

12/0

9

027/0-

02/1

26

20/0

10

331/0

60/0

50

08/0

11

279/0-

90/0

14

12/0

12

025/0-

07/1

20

17/0

13

807/0-

71/1

8

25/0

14

 

 

براساس یافته­های جدول 4، وضعیت سرمایه اجتماعی بلوک­های انتخابی از مناطق چهارده‌گانة شهرداری شهر اصفهان براساس بیشترین میانگین به بلوک­های انتخابی مناطق به ترتیب 4، 14، 3 و 5 و کمترین میانگین به بلوک­های انتخابی مناطق 1، 6، 7، 9 و 12 گزارش شد که در یک سطح قرار دارند.

ج): عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی

 

 

جدول 5- توزیع پراکندگی عامل دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری در بلوک‌های انتخابی مناطق چهارده‌گانة شهر اصفهان

خطای میانگین استاندارد

انحراف معیار

تعداد

میانگین

منطقه شهری

189/0

16/1

38

117/0

1

180/0

02/1

32

538/0-

2

354/0

50/1

18

601/0

3

124/0

498/0

16

340/0-

4

230/0

976/0

18

300/0

5

157/0

19/1

58

124/0

6

127/0

967/0

58

146/0

7

161/0

856/0

28

409/0

8

092/0

369/0

16

377/0

9

173/0

884/0

26

047/0

10

049/0

315/0

40

746/0-

11

091/0

341/0

14

518/0-

12

096/0

429/0

20

408/0

13

208/0

590/0

8

439/0-

14

 

 

 

براساس یافته­های جدول 5، وضعیت سرمایه فرهنگی بلوک­های انتخابی از مناطق چهارده‌گانة شهرداری شهر اصفهان براساس بیشترین میانگین به بلوک­های انتخابی مناطق به ترتیب 3، 8، 13و 5 و کمترین میانگین به بلوک­های انتخابی مناطق 11، 12، 14 و 4 گزارش شد.

 

یافته های استنباطی

درروش‌شناسیالگویمعادلاتساختاری،ابتدالازماستتارواییسازه،مطالعه تامشخصشودنشانگرهایانتخاب‌شدهبرایانداز‌ه‌گیریسازه­هایمدنظردقتلازمرا دارند؛ برایاینمنظورازتحلیلعاملیتأییدی[23] استفادهمی­شود. بدین‌صورت کهبارعاملیهرنشانگرباسازةخود، مقدار t بالاتراز96/1 داشته باشد؛ دراینصورت ایننشانگر، دقتلازمبرایاندازه‌گیریآنسازهیاصفتمکنونرا دارد(Gefen & Straub, 2004: 112). در ادامه به ارائه الگو­های اندازه­گیری عاملی تأییدی سازة سرمایه اجتماعی و دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری اشاره شده است.

-اندازه‌گیری الگوی تک عاملی تأییدی مرتبه اول دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی

در الگو­های عاملی تأییدی مرتبه اول[24]، فرض بر این است که نمرات هر مطالعه در یک متغیر، منعکس­کنندة وضعیت آن مورد در یک عامل زیربنایی­تر است که به‌دلیل پنهان‌بودنش امکان اندازه­گیری مستقیم آن وجود ندارد؛ اما این عامل زیربنایی و پنهان، خود از ابعاد عامل پنهان دیگری محسوب نمی­شود و درواقع تنها یک لایه از متغیر یا متغیرهای پنهان در الگو وجود دارد (قاسمی، 1389: 182).

در الگوی تک عاملی مرتبه اول دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی، استفاده از وسایل و امکانات فرهنگی، خلق آثار هنری و فرهنگی و مالکیت کالاهای هنری و فرهنگی، متغیرهای آشکار و دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی، متغیر پنهان مرتبه اول در نظر گرفته شد.

 

جدول 6 - شاخص‌های ارزیابی برای جزئیات الگوی اندازه‌گیری رابطه بین متغیرهای مشاهده‌شده و متغیر پنهان دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری

ضریب تأثیر استاندارد

سطح معناداری

نسبت بحرانی

برآورد استاندارد

پارامتر

56/0

***

45/7

558/0

دسترسی به وسایل و امکانات هنری و فرهنگی

<---

دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری

66/0

***

17/10

661/0

خلق آثار هنری و فرهنگی

<---

دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری

39/0

***

58/7

388/0

مالکیت کالاهای هنری و فرهنگی

<---

دسترسی به کالاهای فرهنگی و هنری

 

در الگوی اندازه­گیری متغیرهای آشکار دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی از بین سه مقیاس اصلی وسایل و امکانات فرهنگی، خلق آثار هنری و فرهنگی و مالکیت کالاهای هنری و فرهنگی، باتوجه‌به مقادیر استاندارد برآوردشده برای بارهای عاملی، مقیاس خلق آثار فرهنگی و هنری با ضریب 66/0، دسترسی به وسایل و امکانات هنری و فرهنگی با ضریب 56/0 و در نهایت مالکیت کالاهای هنری و فرهنگی با ضریب 39/0 به ترتیب همبستگی بیشتری با نمرات متغیر مکنون دارند و بنابراین وزن بیشتری نیز در محاسبات مربوط به این متغیر پنهان دارند.

-اندازه‌گیری الگوی چهار عاملی تأییدی مرتبه دوم سرمایه اجتماعی

الگوی عاملی تأییدی مرتبه دوم[25]، نوعی از الگو­های عاملی تعریف می­شود که در آن، عامل­های پنهانی که با استفاده از متغیرهای مشاهده‌شده اندازه­گیری می­شوند، خود تحت‌تأثیر یک متغیر زیربنایی­تر و به‌عبارتی متغیر پنهان (اما در یک سطح بالاتر) قرار دارند (قاسمی، 1389: 206).

شایان ذکر است در الگوی چهار عاملی مرتبه دوم سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و شبکه­های اجتماعی به عنوان متغیرهای پنهان مرتبه اول و سرمایه اجتماعی به عنوان متغیر پنهان مرتبه دوم در نظر گرفته شدند. علت نام‌گذاری این متغیرها به متغیر­های پنهان آن است که از یک پرسش ساده به دست نمی­آیند و ابعاد چندگانه­ای دارند که این عامل باعث می­شود برای اندازه­گیری متغیرهای پنهان از متغیرهای معرف آنها­ (متغیر آشکار) استفاده کنیم که امکان جمع‌آوری اطلاعات مربوطه از سطح جامعه وجود دارد (قاسمی، 1389: 208).

 

 

جدول 7 - شاخص‌های برگزیده برای ارزیابی کلیت الگوی اندازه‌گیری رابطه بین متغیرهای مشاهده‌شده و متغیر پنهان سرمایه اجتماعی

ضریب تأثیر استاندارد

سطح معناداری

نسبت بحرانی

برآورد استاندارد

پارامتر

55/0

***

57/4

549/0

اعتماد اجتماعی

<---

سرمایه اجتماعی

42/0

***

87/3

417/0

هنجارها

<---

سرمایه اجتماعی

44/0

004/0

86/2-

435/0

شبکه‌های اجتماعی

<---

سرمایه اجتماعی

81/0

---

 

808/0

اعتماد رسمی

<---

اعتماد اجتماعی

65/0

***

56/10

682/0

اعتماد غیررسمی

<---

اعتماد اجتماعی

65/0

---

 

649/0

احساس امنیت

<---

هنجارها

61/0

***

08/9

608/0

همیاری

<---

هنجارها

47/0

***

52/4

472/0

همکاری

<---

هنجارها

78/0

***

95/10

779/0

ظرفیت پذیرش تفاوت‌ها

<---

هنجارها

56/0

***

89/9

563/0

احساس اثرگذاری و کارایی

<---

هنجارها

41/0

***

24/7

407/0

ارزش زندگی

<---

هنجارها

40/0

***

88/3

403/0

وساطت اجتماعی

<---

شبکه‌های اجتماعی

45/0

---

 

449/0

مشارکت اجتماعی

<---

شبکه‌های اجتماعی

73/0

***

17/6

730/0

انسجام اجتماعی

<---

شبکه‌های اجتماعی

 

 

درصورتیکهنشانگرهایسازه­هایموردمطالعه، مقدارt کمتر از96/1 داشته باشند اهمیتلازمبرایاندازه­­گیریرا ندارندوازاین‌روبایستیازفرایندتحلیلکنارگذاشته شوند. اگرمقدار P-Value برایهرنشانگرکمتراز 01/0 محاسبهشود،یعنیمقدار  t آننشانگر، بالاتراز 96/1 بوده استودرفرایندتحلیلواردمی­شوند. همچنیندر الگوی عاملی تأییدی سرمایه اجتماعی دو مؤلفه اصلی با عنوان متغیر حمایت اجتماعی و مشارکت مدنی و همچنین دو مؤلفه فرعی اعتماد اجتماعی با عنوان اعتماد تعیم­یافته و قابلیت­های اعتماد به محیط به‌دلیلبارعاملی بسیار پایین (کمتر از 4/0) و نداشتن رابطه معنادار با کل متغیرها ازروندمحاسباتحذفشدند (Gefen & Straub, 2005)؛ ازاینرورواییسازهکهبرایبررسی دقتواهمیتنشانگرهایانتخاب‌شدهبرایاندازه‌گیریسازه‌هاانجامشدنشانمی­دهد نشانگرهایباقی­مانده،ساختارهایعاملیمناسبیرابرایاندازه­­گیریابعادمطالعه‌شدهدرالگوی پژوهشفراهممی­آوردند.

در الگوی اندازه­گیری متغیرهای آشکار ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی در بعد اعتماد اجتماعی از بین دو مقیاس فرعی اعتماد رسمی و غیررسمی، باتوجه‌به مقادیر استاندارد برآوردشده برای بارهای عاملی، مقیاس اعتماد رسمی با ضریب 81/0، همبستگی بیشتری با نمرات اعتماد اجتماعی و بنابراین وزن بیشتری نیز در محاسبات مربوط به این متغیر پنهان دارد؛ در مقابل، مقیاس اعتماد غیررسمی با دارابودن ضریب 65/0، همبستگی کمتری با نمرات اعتماد اجتماعی و به همین ترتیب وزن کمتری در تعریف این متغیر پنهان دارد.

 در بعد هنجارهای اجتماعی از بین شش مقیاس فرعی احساس امنیت، همیاری، همکاری، ظرفیت پذیرش تفاوت­ها، احساس اثرگذاری و کارایی و ارزش زندگی، باتوجه‌به مقادیر استاندارد برآوردشده برای بارهای عاملی، مقیاس ظرفیت پذیرش تفاوت­ها با ضریب 78/0، همبستگی بیشتری با نمرات هنجارهای اجتماعی و بنابراین وزن بیشتری نیز در محاسبات مربوط به این متغیر پنهان دارد؛ در مقابل، مقیاس ارزش­ زندگی با دارابودن ضریب 41/0، همبستگی کمتری با نمرات هنجارهای اجتماعی و به همین ترتیب وزن کمتری در تعریف این متغیر پنهان دارد.

در بعد شبکه­های اجتماعی از بین سه مقیاس فرعی وساطت اجتماعی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی، باتوجه‌به مقادیر استاندارد برآوردشده برای بارهای عاملی، مقیاس انسجام اجتماعی با ضریب 73/0، همبستگی بیشتری با نمرات شبکه­های اجتماعی و بنابراین وزن بیشتری نیز در محاسبات مربوط به این متغیر پنهان دارد؛ در مقابل، مقیاس وساطت اجتماعی با دارابودن ضریب 40/0، همبستگی کمتری با نمرات شبکه­های اجتماعی و به همین ترتیب وزن کمتری در تعریف این متغیر پنهان دارد.

در ارتباط با الگوی اندازه­گیری متغیرهای پنهان مرتبه اول سازه سرمایه­های اجتماعی نیز در بین بعدها اعتماد اجتماعی با ضریب 55/0، شبکه­های اجتماعی با ضریب 44/0 و هنجارهای اجتماعی با ضریب 42/0 به ترتیب همبستگی بیشتری با نمرات سرمایه اجتماعی و بنابراین به ترتیب وزن بیشتری نیز در محاسبات مربوط به این متغیر پنهان دارد.

 

بررسی فرضیه اصلی و فرضیه ­فرعی پژوهش

1- بین عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با عامل سرمایه اجتماعی در کل جامعه هدف رابطه معناداری وجود دارد.

در ادامه در الگوی ساختاری بررسی رابطه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با سرمایه اجتماعی و ابعاد آن، فرضیه­های پژوهش بررسی خواهند شد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 2- الگوی ساختاری بررسی رابطه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

جدول 8- شاخص های برگزیده برای ارزیابی کلیت الگوی معادله ساختاری رابطه بین عامل دسترسی به کالاهای فرهنگی و ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی

دامنه قابل قبول

مقدار

شاخص

نوع شاخص

1-9/0

864/0

TLI

تطبیقی

1-9/0

903/0

CFI

1-5/0

609/0

PNFI

مقتصد

1-5/0

645/0

PCFI

08/0 -0

062/0

RMSEA

-

5/165

CMIN

مطلق

1-9/0

948/0

GFI

1-9/0

915/0

AGFI

<5

54/2

CMIN/DF

شاخص نسبی

 

 

 نتایج جدول 8، نشان می‌دهد شاخص­های برگزیده برای ارزیابی کلیت الگوی اندازه­گیری رابطه بین دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با سرمایه اجتماعی و ابعاد آن، باتوجه‌به دامنه­های قابل قبول شاخص­ها، در وضعیت خوبی قرار دارد و داده­های گردآوری‌شده حمایت‌کنندة الگویی است که به لحاظ نظری تدوین شده است.

 

 

جدول 9- شاخص های ارزیابی برای جزئیات الگوی اندازه‌گیری رابطه بین عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با سرمایه اجتماعی و ابعاد سه‌گانه

ضریب تأثیر استاندارد

سطح معناداری

نسبت بحرانی

برآورد استاندارد

پارامتر

613/0

***

374/7

138/4

اعتماد اجتماعی

<---

سرمایه اجتماعی

018/1

***

848/7

566/2

هنجارهای اجتماعی

<---

سرمایه اجتماعی

932/0-

***

962/4-

576/2-

شبکه‌های اجتماعی

<---

سرمایه اجتماعی

165/0-

063/0

859/1-

354/0-

عامل دسترسی به کالاهای فرهنگی

<---

سرمایه اجتماعی

647/0

---

 

650/0

احساس امنیت

<---

هنجارها

661/0

***

589/10

368/0

همیاری

<---

هنجارها

560/0

***

460/8

360/0

همکاری

<---

هنجارها

147/0

010/0

584/2

134/0

ظرفیت پذیرش تفاوت‌ها

<---

هنجارها

680/0

***

791/10

471/0

احساس اثرگذاری و کارایی

<---

هنجارها

614/0

***

902/9

395/0

ارزش زندگی

<---

هنجارها

422/0

***

153/7

187/0

وساطت اجتماعی

<---

هنجارها

317/0

---

 

730/0

انسجام اجتماعی

<---

شبکه‌های اجتماعی

232/0-

001/0

252/3-

069/0-

مشارکت اجتماعی

<---

شبکه‌های اجتماعی

843/0

---

 

810/0

اعتماد رسمی

<---

اعتماد اجتماعی

642/0

***

287/8

743/1

اعتماد غیررسمی

<---

اعتماد اجتماعی

627/0

---

 

1

استفاده از وسایل و امکانات فرهنگی و هنری

<---

عامل دسترسی به کالاهای فرهنگی

572/0

119/0

560/1

322/0

خلق آثار فرهنگی و هنری

<---

عامل دسترسی به کالاهای فرهنگی

390/0

***

700/4

374/0

مالکیت کالاهای فرهنگی و هنری

<---

عامل دسترسی به کالاهای فرهنگی

 

به‌منظور آزمون فرضیه اصلی پژوهش با مراجعه به شکل 2 (الگوی سنجش رابطه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی) و جدول 8 (شاخص­های برگزیده برای ارزیابی کلیت الگوی اندازه­گیری رابطه بین متغیرهای مشاهده‌شده و پنهان دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی)، آمارهای به‌دست‌آمده نشان می­دهد بین عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با عامل سرمایه اجتماعی براساس ضریب تأثیر استاندارد 16/0-، نسبت بحرانی 85/1- و سطح معناداری 063/0، هیچ رابطة معناداری وجود ندارد. همچنین در ارتباط با سازه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی در بین مؤلفه­های تشکیل‌دهنده، باتوجه‌به مقادیر استاندارد برآوردشده برای ضریب گاما، مقیاس­های استفاده از وسایل و امکانات فرهنگی با ضریب 627/0، خلق آثار فرهنگی و هنری با ضریب 572/0 و ماکیت کالاهای فرهنگی و هنری با ضریب 390/0 به ترتیب بیشترین همبستگی با نمرات سازه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی را داشته‌اند. در ارتباط با سازه سرمایه‌های اجتماعی، باتوجه‌به مقادیر استاندارد برآوردشده برای ضریب گاما در بین ابعاد سرمایه اجتماعی، هنجارهای اجتماعی با بار عاملی 018/1، اعتماد اجتماعی با بار عاملی 613/0 و شبکه‌های اجتماعی با بار عاملی 932/0- نیز میزان همبستگی با نمرات سازه سرمایه اجتماعی را گزارش می­دهد که در جدول 9 آمده است.

2- بین عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، شبکه اجتماعی) در بین شهروندان ساکن شهر اصفهان رابطه وجود دارد.

 

 

جدول 10- رابطه بین عامل دسترسی به کالاهای فرهنگی با ابعاد سه‌گانة (شامل دوازده مؤلفه) سرمایه اجتماعی در کل جامعه

بعد هنجارهای اجتماعی

بعد اعتماد اجتماعی

ابعاد

ظرفیت پذیرش تفاوت‌ها

همکاری

همیاری

احساس امنیت

اعتماد اجتماعی

مؤلفه­ها

n

p

R

N

P

r

n

P

R

N

P

R

N

P

r

دسترسی به کالاهای فرهنگی

400

449/0

038/0-

400

664/0

022/0

400

647/0

023/0-

400

001/0

158/0-

**

400

259/0

057/0-

بعد شبکه‌های اجتماعی

بعد هنجارهای اجتماعی

ابعاد

مشارکت اجتماعی

حمایت اجتماعی

وساطت اجتماعی

ارزش زندگی

احساس اثرگذاری و کارایی

مؤلفه­ها

n

p

R

N

P

R

n

P

R

n

P

R

n

P

r

دسترسی به کالاهای فرهنگی

400

001/0

231/0

**

400

112/0

080/0

400

792/0

013/0-

400

389/0

043/0-

400

093/0

084/0-

 

بعد شبکه‌های اجتماعی

ابعاد

 

انسجام اجتماعی

مشارکت مدنی

مؤلفه­ها

 

N

P

R

n

P

r

دسترسی به کالاهای فرهنگی

 

400

003/0

151/0

**

400

015/0

122/0

*

                                                     

 

 

 

طبق یافته­های جدول 7، براساس ضریب همبستگی پیرسون در سطح معناداری 05/0p، بین عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با عامل سرمایه اجتماعی در مؤلفه احساس امنیت (به‌صورت معکوس) و مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت مدنی (مستقیم) رابطه معناداری وجود دارد.

 

بحث و نتیجه‌

در پژوهش حاضر، رابطه بین دسترسی به کالاهای فرهنگی و ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی بررسی شد. در ابتدا مبانی نظری پژوهش، بررسی و با تمرکز بر بحث چرخش فرهنگی و افزایش اهمیت فرهنگ و نقش آن در جامعه بر نقش و اهمیت سرمایه فرهنگی و اجتماعی به عنوان بخشی از چرخش فرهنگی در توسعه فرهنگی و اجتماعی شهر تأکید شد. سپس آرای مهم‌ترین نظریه­پردازان سرمایه فرهنگی و اجتماعی، یعنی پیر بوردیو و رابرت پاتنام معرفی شد؛ اما آن بخش از مبانی نظری که محوریت زیادی در پژوهش حاضر داشت، قابلیت تبدیل سرمایه به هم است؛ یعنی بر خلاف نظریه­پردازان قبلی، بوردیو معتقد است علاوه‌بر سرمایه اقتصادی، سرمایه­های فرهنگی و اجتماعی نیز قابلیت تبدیل به یکدیگر را دارند؛ اگرچه در راه این تبدیل ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد.

بر این اساس در پژوهش حاضر، ارتباط بین دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی بعد عینیت‌یافته سرمایه فرهنگی (شامل مالکیت وسایل و امکانات فرهنگی و هنری – خلق آثار فرهنگی و هنری و دسترسی به کالاهای فرهنگی) و ابعاد سه‌گانة (اعتماد اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی) سرمایه اجتماعی و همچنین مؤلفه­های این سه بعد (شامل اعتماد اجتماعی، احساس امنیت، همیاری، همکاری، ظرفیت پذیرش تفاوت­ها، احساس اثرگذارای و کارایی، ارزش زندگی، وساطت اجتماعی، حمایت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت) بررسی شد. یافته­های پژوهش در نهایت نشان داد بین عامل دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی با عامل سرمایه اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد؛ اما هنگام بررسی فرضیه فرعی این مطالعه مشخص شد بین دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی و مؤلفه­های احساس امنیت (به‌صورت معکوس)، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت مدنی (مستقیم) رابطه معناداری وجود دارد.

مطالعه حاضر، تأییدکنندة مسئله چرخش فرهنگی نیست و نظر بوردیو درزمینة قابلیت تبدیل سرمایه­ها به همدیگر را تأیید نمی­کند و نشان می­دهد بین سازه دسترسی به کالاهای هنری و خدمات فرهنگی و ابعاد سه‌گانة سرمایه اجتماعی شهروندان ساکن در شهر اصفهان رابطه معناداری وجود ندارد و البته این عدم معناداری دربارة دو بعد دیگر سرمایه فرهنگی شامل بعد ذهنی و ضابطه­ای باید سنجیده شود که با قطعیت بیشتری دربارة تبدیل سرمایه­ها به یکدیگر در شهر اصفهان بتوان سخن گفت.

 به لحاظ تجربی نیز به‌طورکلی نتایج مطالعه حاضر با مطالعات تجربی مرورشده در بخش ادبیات پژوهش، یعنی پژوهش‌های موحد و همکاران (1391) و زلفعلی فام و آقایی (1393) در داخل و پژوهش‌های جیانوتی (2003)، موپفو(2012)، پوپوویسی (2012) و اتانسی و همکاران (2013) همسویی ندارد و تنها با پژوهش حیدری و محمدجانی (1993) در داخل، همسویی داشته و تأییدکنندة نتایج آن است.



[1] Dohole

[2]Pierre Bourdieu

[3] Halbovaxs

[4] Cultural capital

[5]Social capital

[6]Mamphord

[7]Cosgrove

[8] Putnam

[9]Jeannotte

[10]Attanasi et al.

[11]La Notte della Taranta

[12]Mopfu

[13]Popovici

[14]Erickson

[15]Lamount

[16]Lareau

[17]Dimagio

[18] Hayes

[19] Aschavonberg

[20]Muss

[21] Dumais

[22]Rose

2 Balanced reciprocity

3 Generalized reciprocity

[23] Confirmatory factor model

[24] First-order Confirmatory factor model

[25] Second-order Confirmatory factor model

اسماعیلی، ر. (1385). بررسی شاخص‌های توسعه اجتماعی و سطح‌بندی آن در شهرستان‌های استان اصفهان، پایان‌نامه دکتری، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه اصفهان.

الوانی، م. و شیروانی، ع.ر. (1385). سرمایه اجتماعی (مفاهیم، نظریه‌ها و کاربردها)، اصفهان: انتشارات مانی.

باینگانی، ب. و کاظمی، ع. (1389). «بررسی مبانی تئوریک مفهوم سرمایه فرهنگی»، نشریه برگ فرهنگ، ش 21، ص 21-1.

بنت، ا. (1386). فرهنگ و زندگی روزمره، ترجمه: جوافشانی، ل. و چاوشیان، ح.، تهران: اختران.

بوردیو، پ. (1384). شکل‌های سرمایه، ترجمه: خاکباز، ا.، تهران: انتشارات شیرازه.

حیدری، م. و محمدجانی، ص. (1394). «رابطه هوش فرهنگی با سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری اعضای هئیت علمی»، فصلنامه علمی - پژ‍وهشی رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، س 6، ش 3، ص 144-127.

زبردست، ا. (۱۳۸۳). اندازة شهر، وزارت مسکن و شهرسازی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.

زلفعلی فام، ج. و آقایی، ه. (1393). «بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی بر تعهد اجتماعی شهروندان به مسایل شهری (مطالعه موردی: تبریز)»، نشریه بررسی مسائل اجتماعی ایران، دوره 5، ش 1، ص 112-77.

شارع‌پور، م، خوش‌فر، غ.ر. (1381). «رابطة سرمایه فرهنگی با هویت اجتماعی جوانان (مطالعه موردی: شهر تهران)»، مجله علوم اجتماعی، ش 20، ص 148-133.

صالحی، ا. (1388). دانشنامه مدیریت شهری و روستایی، سازمان شهرداری‌ها و دهداری‌های کشور، زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.

غفاری، غ.ر. (1388). «سازه‌های سرمایه فرهنگی و منابع مولد آن». مجله رشد علوم اجتماعی، دوره 12، ش 2، ص21-10.

فائقی، س. و اسماعیلی، ر. (1388). «نقش سرمایه‌های اجتماعی شهروندان در ایجاد، حفظ و بهبود شهر سالم»، مجموعه چکیده مقالات اولین جشنواره پژؤوهشی اصفهان، فرهنگ، شهر سالم، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان، ص56-34.

فیالکوف، ی. (1388). جامعه‌شناسی شهر، ترجمه: نیک گهر، ع.ا.، تهران: مؤسسه انتشارات آگاه.

قاسمی، و. (1389). معدل سازی ساختاری در پژوهش‌های اجتماعی، تهران: جامعه‌شناسان.

قاسمی، و.؛ فائقی، س. و امیر، آ. (1392). «سنجشسرمایهاجتماعیوسطحبندیآندرطبقاتمختلفمناطق چهارده‌گانهشهراصفهاندر سال 91-1390»، مجله علمی پژوهشی مطالعات توسعه اجتماعی ایران، دوره 5، ش 3، ص 7-30.

کروبی، م. (1387). «فرهنگ قومی، سرمایه فرهنگی و صنعت گردشگری»، فصلنامۀ علمی - پژوهشی رفاه اجتماعی، س 7، ش 28، ص 309-324.

ممتاز، فر. (1383). «معرفی مفهوم طبقه از دیدگاه بوردیو»، پژوهشگاه علوم انسانی، ش 42-41، ص 160-149.

موحد، م.؛ مظفری، ر.ا. و علیزاده، س. (1391). «مطالعة رابطة سرمایه فرهنگی با اعتماد نهادی»، نشریه مطالعات توسعه اجتماعی و فرهنگی، دوره 1، ش 3، ص 97-71.

میلنر، ا. و براویت، ج. (1385). درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر، ترجمه: محمدی، ج.، تهران: نشر ققنوس.

نوابخش، م. و فائقی، س. (1393). درآمدی بر سرمایه اجتماعی با رویکرد جامعه‌شناسی شهری، تهران: نشر فرهنگ و تمدن.

Attanasi, Giuseppe, Casoria, Fortuna, Centorriono, Samuele, and Urso, Giulia (2013) "Cultural Investment, Local Development and Instantaneous Social Capital: A Case Study of A Gathering Festival in South Italy", The Journal of Socio-Economics, 47:228-247

Australian bureau of statistics. (2003) Abs draft social capital indicators for discussion at workshop.

Bourdieu, P. (1986) The Form of Capital, in A. H. Halsey, Philip, Brown, Lauder Weus, Amy Stuart (Eds) Education, Culture, Economy Society, London, oxford university press.

Bullen, P. and Jenny, O. (1998) Measuring Social Capital in Five Communities in NSW, neibourhood and community centers.

Chaney, D. (1994) The Cultural Turn, London, Routledge.

Gefen, D. & Straub, D. (2005) “A Practical Guide to Factorial Validity Using PLS-Graph: Tutorial and Annotated Example”, Communications of the Association for Information Systems, 16: 91-109.

Grenfell, M. (2004) Pierre Bourdieu Agent Provocateur, London, Continuum.

Grootaert, Ch. Deepa, Narayan, v. Nyhan, J and Michael W. (2005) "Measuring Social Capital An Integrated Questionnaire", World Bank working paper, 18:1-53.

Jeannotte, Sharon. M. (2003) "Slnging Alone? The Contribution of Cultural Capital to Social Cohesion and Sustainable Communities", The International Journal of Cultural Policy, 9 (1):35–49

Krishna, A. and Elizabeth, Sh. (2000) "Cross-Cultural Measure of Social Capital: A Tool and Results from India and Panama", Washington DC: World Bank Social Capital Initiative paper , 21:1-32.

Miles, M. & Borden, L. & Hall, T. (2000) The City Cultures Reader. Routledge. 

Mopofu, P. (2012) "Cultural Capital and the Sustainability of NGOs’ Development Programs in Zimbabwe: An Integrative Approach", Journal of Sustainable Development, 5(10): 89-98

Nash, K. (2001) "The Cultural Turn in Social Theory: Toward a Theory of Cultural Politics", Sociology, 35(1):77-92.

OECD. (2004) The Well – Being of Nations: The Role of Human and Social Capital, OCED.

Popvici, S. (2012) "Cultural Capital Accumulation Mechanisms and Their Effects on the Professional Habitués of Romanian Nurses", In Journal of Revista Romaneasca Penttru Educatie Multidimrnsionala, 3: 205-217

Putnam, R. D. (2002) "Bowling together: American respect", 13, and 3, accessed on 1 September 2002 at http://www. Prospect, org/print/v13/3/Putnam-r. Html

Putnam, RD. (1995) "Bowling Alone; America's Declining Social Capital", Journal of Democracy, 6:68-82.

Putnam, RD. (2000) Bowling alone: the collapse and revival of American community, Simon and Schuster, New York.

Rose, R. (1998) Getting Things Does in an Ant-Modern Society: Social Capital Networks in Russia, Washington DC, World Bank Social Capital Initiative paper, NO.6. November.

Throsby, D. (1999) "Cultural Capital", Journal of Cultural Economics, 23: 3-12.