تأثیر رسانه‌های جدید با واسطه‌گری متغیرهای اجتماعی بر مشارکت سیاسی دانشجویان مطالعۀ موردی: دانشجویان دانشگاه شیراز

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استاد بخش علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز،شیراز، ایران

2 دانشجوی دکتری در بخش جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 دانشجوی دکتری در بخش علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

چکیده

مشارکت سیاسی از نشانه‌های مهم توسعۀ سیاسی است که کم و کیف و قالب‌های آن از جامعه‌ای تا جامعۀ دیگر متفاوت است. تحقق مشارکت سیاسی و نهادینه‌شدن آن مستلزم وجود آمادگی‌ها و شرایط روحی - روانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خاص هر جامعه است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مشارکت سیاسی دانشجویان در تشکل‌های حزبی و سیاسی است. عواملی همچون رسانه‌‎ها، انجمن‌ها، شبکه‌های اجتماعی و گروه دوستان. روش پژوهش پیمایشی و کمی با استفاده از فن پرسش‌نامه است. جامعۀ آماری هم همۀ دانشجویان شاغل به تحصیل در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی‌ارشد و دکتری در سال 1395 هستند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ‌دادن به این پرسش است که رسانه‌‌های جمعی اعم از کلاسیک و جدید، داخلی و بین‌المللی، شبکه‌های اجتماعی و عوامل یا متغیرهای اجتماعی مانند گروه دوستان و عضوشدن و همکاری با انجمن‌ها تا چه اندازه بر گرایش و مشارکت سیاسی جوانان در احزاب و تشکل‌‌های سیاسی تأثیر می‌گذارند. نتایج پژوهش نشان می‌دهند به ترتیب، دسترسی و ارتباط فعالانه با شبکه‌های اجتماعی در فضای سایبری، گروه دوستان، عضوشدن در انجمن‌های مدنی و داوطلبانه، رسانه‌های داخلی و درنهایت رسانه‌های خارجی (رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌‎ای) بر تمایلات و مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه شیراز در احزاب و تشکل‌های سیاسی تأثیر مثبت و معنی‌داری داشته‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Impact of Media and Social Variables on Students Political Participation in Political Parties and Political Organizations; Case Study of Shiraz University Students

نویسندگان [English]

  • Khalil Sardarnia 1
  • Sina Aminizadeh 2
  • Mozaffar Hasanvand 3
1 Proffessor inDepartment of Political Sciences, Faculty of law & Political Sciences, Shiraz University, Shiraz, Iran
2 PH.D Candidate in Department of Political Sociology, Faculty of Social Sciences, Shiraz University, Shiraz, Iran
3 PH.D Candidate in Department of Political Sciences, Faculty of law & Political Sciences, Shiraz University, Shiraz, Iran
چکیده [English]

Introduction.
Political participation is one of the most important signs of political development, which its quality and format differs from society to society. The realization of institutionalization and political participation requires the preparation of the psycho-social, cultural, economic and political conditions of each society. The purpose of this research is to investigate the impact of effective social and cultural factors, such as media, associations, social networks and friendship groups, on the political participation of students in political and party organizations. Quantitative and qualitative studies have shown that modern and classical media have been influential in political parties and political and civil formations. Today, modern communication and information technologies are considered as the driving engine of political, economic and cultural globalization and the spread of democracy
 

 
Material & Methods
The research method is quantitative by using a questionnaire technique. Political participation is one of the fundamental requirements of citizenship and is one of the indispensable necessities of the political system in the twenty-first century and one of the main indicators of political development. This research is also based on a survey method and a questionnaire technique for collecting data and information. Dependent variable and some independent variables are measured based on the Likert spectrum. SPSS software was used to analyze the data; In order to extract the effect of each independent and intermediate variables on the dependent variable, Amos 22 software was used to analyze the paths. The statistical population in this study was Shiraz University students whose number in the academic year (1396) was about 16 thousand.
 
Discussion of Results & Conclusions.
The present research try to answer this question that which one of the below factors (mass media, both classical and new, domestic and international, social networks and factors or social variables such as friends' groups and membership and cooperation with associations) has the most effect on the young people's political orientation and participation in parties and political organizations?
The findings of present research indicate that the effects of media and virtual network with the intermediation of the association and friends on political participation are generally significant, up to the virtual network 0.110 and its lower limit is 0.040 that are both directional and its coefficient is 0.01. Also, the internal media has upper limit 0.0257 and bottom limit 0.0127 and significant is 0.01. The external media also has a high level of 0.042 and a low of 0.005 and its significant coefficient is equal to 0.02, which confirms the assumption that associations and friends have a mediating role in relation to the predictor variables of political participation. All relationships are meaningful. Internal media has the most impact on the community. The impact of it is 0.603, as well as the virtual network, has the highest impact after the medium, with a coefficient of 0.476. Interestingly, the virtual network has the greatest impact on political participation among variables. The group also has a significant impact (0.288) on the political participation. The results of the research indicate that, respectively, access and active communication with social networks in cyberspace, group friends, membership in civic and voluntary associations, domestic media and, ultimately, foreign media (radio and satellite television) on the tendencies and political participation of students at Shiraz University in political parties and political organizations have a positive and meaningful effect. The important role here is that the influence of the media on associations and friends that interfere with political participation. Of course, media are also directly affected. The importance of the media in the world today, especially in the broader field of policy, can be very effective in the process of community participation, especially political participation.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Media
  • Social Capital
  • Political Participation
  • Societies
  • Shiraz University

مقدمه و بیان مسئله

در ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی، فرض اساسی بر آن است که هیچ پدیده و رفتار سیاسی در خلأ رخ نمی‌دهد؛ بلکه محصول عوامل اجتماعی است. از همین منظر باید گفت مشارکت سیاسی و کم و کیف آن در ارتباط کامل با بسترهای اجتماعی یا متغیرهای اجتماعی قرار دارد و به‌دلیل تفاوت در بسترهای اجتماعی است که میزان و نحوۀ مشارکت سیاسی و نهادینه‎ بودن یا نبودن آن از جامعه‌ای به جامعۀ دیگر متفاوت است. تا زمانی که شاهد تحول در بسترهای اجتماعی نباشیم، نمی‌توانیم چندان به نهادینه‌شدن مشارکت سیاسی امیدوار باشیم. دربارۀ متغیرهای اجتماعی مهم تأثیرگذار بر مشارکت سیاسی نهادمند و قاعده‌مند می‌توان به مواردی همچون رسانه‌های جمعی، شبکه‌های اجتماعی اینترنتی، کانال‌های جامعه‌پذیری مانند گروه دوستان، مدارس، دانشگاه‌ها و متغیرهای اجتماعی از این دست اشاره کرد.

شواهد و مطالعات کمی و کیفی انجام‌شده نشان می‌دهند رسانه‌های جدید و کلاسیک در مشارکت سیاسی در احزاب و تشکل‌های سیاسی و مدنی تأثیرگذار بوده‌اند. امروزه از فناوری‌های جدید ارتباطی و اطلاعاتی به‌منزلۀ موتور محرک مهم در جهانی‌شدن سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و گسترش مردم‌سالاری‌ها یاد ‌می‌شود. رسانه‌ها اعم از داخلی و خارجی بر کنشگران و شهروندان تأثیر می‌‌گذارند. آنها در سطح داخلی با دراختیارگذاشتن اطلاعات و اخبار سیاسی و تحول فکری و نگرشی، شهروندان را نسبت به چالش‌ها و واقعیت‌های جامعه و تحولات سیاسی و اجتماعی آگاه می‌‌کنند. به‌واسطۀ این پشتوانۀ فکری و نگرشی است که شهروندان به‌سمت مشارکت سیاسی و مدنی روی ‌می‌آورند. در بعد خارجی نیز رسانه‌‌ها به حاکمیت بلامنازع دولت‌ها خاتمه می‌دهند و با اشاعه، چالشگری و گسترش بر ورای مرزهای ملی، شهروندان را در گسترۀ جهانی در ارتباط و تعامل قرار می‌‌دهند.

به نظر می‌رسد عوامل مختلفی می‌‌توانند بر مشارکت سیاسی دانشجویان تأثیر بگذارند. در پژوهش‌های مختلف انجام‌شده در این زمینه، عواملی نظیر ویژگی شخصیتی، ماهیت حکومت، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، سرمایة اجتماعی و... بر مشارکت سیاسی تأثیرگذار بوده‌اند. یافته‌های موثق این دست از پژوهش‌ها ‌می‌توانند پیش‌درآمد مهمی برای آسیب‌شناسی و ارائۀ راهبردها و برنامه‌ریزی‌های عملی بیشتر و مطلوب برای تشویق جوانان به مشارکت سیاسی و مدنی مطلوب و اثرگذار در زندگی سیاسی و اجتماعی و درنهایت، پویایی و نشاط سیاسی کشور داشته باشند. با توجه به توضیحات داده‌شده هدف این پژوهش نیز بررسی تأثیر رسانه‌ها با واسطه‌گری متغیر‌های اجتماعی بر مشارکت سیاسی است.

 

پیشینۀ پژوهش

نیک‌‌پورقنواتی و همکاران (1391) عوامل اجتماعی - اقتصادی مرتبط با مشارکت سیاسی را بررسی کردند. یافته‌‌های پژوهش آنها نشان می‌‌دهند محل تولد، تحصیلات، شغل، طبقۀ اجتماعی، جهت‌گیری مذهبی، درآمد، استفاده از رسانه‌‌های جمعی، سیاسی‌بودن خانواده، سیاسی‌بودن دوستان و علاقه به برنامه‌‌های سیاسی با مشارکت سیاسی زنان رابطۀ معناداری دارند؛ ولی بین سن، وضعیت تأهل و قومیت با مشارکت سیاسی رابطۀ معناداری مشاهده نشد.

گلابی و حاجی‌لو (1391) برخی عوامل مؤثر بر میزان مشارکت سیاسی زنان (مطالعۀ موردی: استان آذربایجان شرقی) را ازنظر جامعه‌شناختی بررسی کردند. یافته‌های پژوهش آنها نشان می‌دهند از بین متغیرهای خاستگاه اجتماعی و اقتصادی خانواده، عضوشدن و فعالیت فرد در انجمن‌ها، فعالیت والدین و دوستان فرد در انجمن‌های مختلف، تمایل فرد به مشارکت، تمایل والدین و دوستان فرد به مشارکت، متغیر فعالیت فرد در انجمن‌ها بیشترین تأثیر و تمایل والدین فرد به مشارکت، کمترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی زنان داشته است

پالیزبان (1390) میزان تمایل به مشارکت سیاسی دانشجویان و عوامل مؤثر بر آن را بررسی کرده است. نتایج پژوهش او نشان ‌می‌دهند رابطۀ مثبتی بین میزان تمایل مشارکت سیاسی دانشجویان با احساس کارآیی سیاسی، حساسیت سیاسی و آگاهی سیاسی آنها وجود دارد و بر همین اساس رابطه‌ای بین پایگاه اجتماعی – اقتصادی دانشجویان و میزان تمایل آنها به مشارکت سیاسی وجود ندارد.

سردارنیا (1388) ضرورت مشارکت سیاسی نسل سوم جوانان در ایران را بررسی و تشکل‌‌های مشارکتی را نقد کرده و الگوی کارآمدی را پیشنهاد داده است که براساس آن ابتدا، تأثیر تغییر و تحولات ساختاری – اجتماعی ایران در دهۀ اخیر در پیدایش برخی چالش‌ها برای حکومت و ضرورت مشارکت سیاسی فعالانۀ جوانان را تحلیل کرده است و در ادامه تشکل‌های مشارکتی جوانان را نقد کرده و درنهایت در طرحی جدید و کارآمد در چارچوب نظریۀ نهادمندی هانتیگتون و نظریۀ سیستمی دیوید ایستون الگوی پیشنهادی برای تحقق مشارکت سیاسی فعالانه در جوانان در ایران ارائه کرده است.

غفاری‌هشجین و همکاران (1389) عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی دانشجویان علوم سیاسی و فنی دانشگاه تهران را بررسی کرده‌اند. آنها براساس یافته‌های پژوهش خود اعتقاد دارند برای مشارکت سیاسی، دانشجویان علوم سیاسی بیش از دانشجویان فنی از رشتۀ تحصیلی خود و دانشجویان فنی بیشتر از دانشجویان علوم سیاسی از فضای دانشکدۀ خود تأثیر گرفته‌اند.

سیدامامی (1384) در پژوهشی به این یافته رسیده است که حدود نیمی از دانشجویان به سیاست علاقه و تمایل نشان داده‌اند و انتخابات مهم‌ترین عرصۀ تجلی مشارکت سیاسی آنها محسوب می‌‎شود. این در حالی است که همکاری و تعامل با احزاب و تشکل‌های سیاسی در سطح بسیار پایینی بوده است. به‌علاوه نتایج پژوهش او نشان ‌می‌دهند جناح‌بندی‌های سیاسی در کشور (اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی) تأثیر چندانی در مشارکت سیاسی دانشجویان نداشته‌اند.

اوون[1] (2018) نقش رسانه‌‌های جدید را در سیاست و مشارکت سیاسی بررسی کرده و معتقد است رسانه‌های جدید در انتخابات آمریکا از زمانی که برای اولین بار در سال 1992 به نمایش درآمدند، نقش مهمی را در انتخابات آمریکا ایفا کرده‌‌اند؛ در حالی که تلویزیون منبع اصلی اطلاعات انتخاباتی برای بیشتر رأی‌دهندگان است، سیستم‌‌های ارتباطی دیجیتال برجسته شده‌‌اند. رسانه‌های جدید تغییراتی را در راهبرد‌‌های مبارزات انتخاباتی احزاب سیاسی، نامزدها و سازمان‌‌های سیاسی ایجاد کرده‌‌اند و بر رسانه‌‌های انتخاباتی تأثیر گذاشته‌اند. او بر همین اساس، روند توسعۀ رسانه‌‌های جدید در فرایند مشارکت سیاسی (انتخابات) و تفاوت آن با روش‌‌های سنتی را بررسی کرده است.

هارنیاک[2] (2016) تأثیر احزاب سیاسی و رسانه‌ها را در شکل‌گیری افکار عمومی واکاوی کرده است و به‌دنبال بررسی چگونگی تأثیر احزاب سیاسی و رسانه‌‌های جمعی بر تصمیماتی است که عموم مردم می‌گیرند. هدف این مقاله بررسی این موضوع است که چگونه پاسخ‌های افکار عمومی با دریافت اطلاعات از احزاب سیاسی و رسانه‌ها تغییر ‌می‌کنند و احزاب جهت‌گیری آسان‌تری در دست‎کاری افکار عمومی فراهم ‌می‌کنند که ‌می‌تواند نظم و مسئولیت اجتماعی و محیطی را به‌طور غیرمستقیم بهبود بخشد.

مونتین[3] (2015) در رسالۀ خود تأثیر رسانه‌‌های اجتماعی بر مشارکت سیاسی در رومانی را بررسی کرده است. او با بیان رشد چشمگیر شبکه‌‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر، به نقش آن در زمینۀ انتخابات اشاره کرده و معتقد است بین شبکه‌‌ها و رسانه‌‌های مجازی و زمینه‌‌های انتخاب سیاسی همبستگی وجود دارد.

دیسینگ[4] (2013) نقش رسانه‌‌های اجتماعی را به‌منزلۀ راه‌حلی برای کاهش انگیزه‌‌های جوانان در سیاست بررسی کرده و معتقد است مشارکت سیاسی در بسیاری از دموکراسی‌‌های توسعه‌یافتۀ جهان کاهش یافته و تلاش رسانه‌‌ها برای افزایش مشارکت سیاسی با نتایج متفاوتی همراه بوده است. او بر همین اساس موضوع را در نیوزیلند تجزیه‌وتحلیل کرده و به این نتیجه رسیده است که جوانان داندین نیوزیلند، رسانه‌‌های اجتماعی را ابزاری اجتماعی و نه سیاسی در نظر ‌می‌گیرند؛ بنابراین، تغییری در سطح علاقه‌مندی سیاسی آنها ایجاد نمی‌‌شود.

گایسر و ریجیک[5] (2008) در پژوهشی ارزنده معتقدند بین کشورهای اروپایی، آلمان، دانمارک و هلند فرهنگ مدنی قوی‌‎تری دارند و مشارکت سیاسی جوانان به ریشه‌های متفاوت فرهنگی آنها بستگی دارد و سنت‌های ملی و فرهنگی تأثیر بسزایی در شکل‌گیری مشارکت سیاسی دارند که در این مهم ژرمن‌‌ها میزان مشارکت بسیار زیادی در فرایند سیاسی انتخابات نسبت به بقیه دارند.

مقالۀ حاضر با بهره‌‌گیری از نتایج جستارهای مذکور از چند نظر با آنها متفاوت است: 1- بسیاری از پژوهش‌های انجام‌شده در حوزۀ مذکور یک سطح یا بعد را مدنظر قرار داده‌‌اند. 2- جستارهای پژوهشی که این موضوع را بررسی کرده‌اند، بیش از هرچیز آن را ازنظر توصیفی بیان کرده‌اند یا اینکه جامعۀ آماری آنها مناطق و محدودۀ مکانی جدا از دانشجویان دانشگاه شیراز بوده است. 3- در این پژوهش تلاش شده است نگاهی سیستمی و چندسطحی به موضوع شود تا در پرتو آن دست‌کم در سطحی معقول به یکی از مشکل‌‌‌های پژوهشی حوزۀ علوم اجتماعی پاسخ داده شود.

 

بنیان نظری پژوهش

رسانه‌‌ها، کارگزاری مهم برای تجهیز و تشویق کنش مشارکتی

نقش رسانه‌های جمعی در دموکراسی‌ها و تحولات سیاسی و اجتماعی آنها تاحدی مهم است که از آنها به‌منزلۀ «قوۀ چهارم» یاد شده است. دموکراسی و تحکیم آن، ممکن نیست در خلأ و بدون بسترسازی‌های لازم و مکفی فکری، نگرشی، مدنی، مشارکتی، نهادسازی، اراده‌‎گرایی جمعی و ملزوماتی از این دست رخ دهد. بدون تردید، رسانه‌ها با قابلیت‌های بالای تجهیز شناختی، فکری - نگرشی و کنشی - مشارکتی و به‌طور کلی با شهروندسازی، قادرند نقش بسیار مهمی در پیشبرد و نهادینه‌کردن دموکراسی ایفا کنند.

پیش‌فرض اساسی برای دموکراسی و مشارکت سیاسی و مدنی، وجود شهروندان آگاه است. بدون وجود شهروندان آگاه به حقوق سیاسی و اجتماعی و تعهدات مدنی خویش، دموکراسی دوام نمی‌‎آورد و مشارکت هدفمند و آگاهانه روی نمی‌دهد، استمرار نمی‌یابد و نهادینه نمی‌‌‎شود. دسترسی آزادانۀ شهروندان به اطلاعات سیاسی ازطریق مجاری ارتباطی جامعۀ مدنی و رسانه‌های جمعی و تحول نگرشی ناشی از آن در جهت نظارت بر عملکرد مسئولان حکومتی و نهاد‌های سیاسی و ایفای نقش شهروندی مشارکتی، یک ضرورت است (سردارآبادی، 1383: 1). امروزه، اطلاعات و آگاهی‌های سیاسی دربارۀ حقوق شهروندی، رویدادها و مسائل سیاسی جامعه و جهان برای ایفای نقش شهروندی و مشارکت در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی بسیار ضروری است؛ بنابراین، آگاهی، تربیت سیاسی و آموزش مدنی، عناصری ضروری برای دموکراسی و شهروندی‌اند. مطبوعات و رسانه‌های مستقل، نشان‌دهندۀ پایندگی، پویایی و نیرومندی جامعۀ مدنی‌اند. برخی جامعه‌شناسان، سلامت و پویایی دموکراسی را با استقلال نظام‌های ارتباطی در جامعۀ مدنی مرتبط و همبسته می‌دانند. رسانه‌ها در نظام‌های سیاسی دموکراتیک، قلمرو اطلاعات و افکار عمومی را شکل و دیدگاه‌های انتقادی و دموکراتیک را در سطح گسترده بازتاب می‌دهند. در این نوع نظام‌های سیاسی، رسانه‌های جمعی، کوتاه‌ترین و دردسترس‌ترین معیار‌ها برای قضاوت‌اند؛ زیرا بدون اطلاعات صحیح نمی‌توان قضاوت کرد. در این نوع نظام‌ها بین عرضۀ اطلاعات واقعی توسط رسانه‌ها و رشد فکری رابطۀ مستقیم وجود دارد.

در جهان امروز به‌ویژه در عصر انقلاب ارتباطات و اطلاعات، رسانه‌های جمعی به نهاد‌های اصلی حوزۀ عمومی تبدیل شده‌اند (دالگرن، 1380: 19). از منظر هابرماس حوزۀ عمومی، قلمروی اجتماعی است که در آن افکار عمومی شکل می‌‌گیرند. حوزۀ عمومی، حوزۀ تبادل افکار است و نهادهای مدنی، احزاب و رسانه‌های گروهی در آن به اشاعه و تبادل افکار می‌پردازند و افکار عمومی شکل می‌‌گیرند. در این حوزه، مطبوعات، تریبونی برای مباحث روشن‌فکرانه، عقلانی، انتقادی وغیرپیش‌داورانه دربارۀ مسائل عمومی‌اند (in: Mcnair, 1999: 19). بدون شکل‌‎گیری و نهادینه‌شدن چنین حوزۀ عمومی، مشارکت آگاهانه و هدفمند شهروندان در احزاب و تشکل‌های مدنی به شکل مطلوب روی نخواهد داد. در نظام‌های دموکراتیک، رسانه‌ها قلمرو اطلاعات و افکار عمومی را سامان می‌دهند، دیدگاه‌های انتقادی و دموکراتیک را در سطح گسترده منعکس می‌کنند و افکار عمومی را پیرامون آن شکل می‌دهند. در اینگونه نظام‌‌ها، رسانه‌های جمعی دردسترس‌ترین معیار‌ها را برای قضاوت در اختیار مردم می‌گذارند (Baum, 2003: 173).

طبق نظریۀ وابستگی به رسانه، دفلور و روکیچ بر این باورند که میزان وابستگی مخاطب به اطلاعات رسانه‌‌ای، متغیری اساسی در پاسخ به چرایی تغییر اعتقادات، احساسات، شناخت و رفتار و کنش‌های مشارکتی افراد دارد. براساس مطالعات دفلور و روکیچ[6] (1982: 241-242) هرچه جوامع پیشرفته‌‌تر و پیچیده‌‌تر شوند، وابستگی افراد به رسانه‌ها بیشتر می‌شود. رسانه‌ها با انعکاس اطلاعات و اخبار، سبب شکل‌گیری تصورات شهروندان از حکومت، فرایند‌ها، پویش‌های سیاسی، هویت خود و حوادث سیاسی و اجتماعی می‌‌شوند. بر همین اساس، هر میزان که جامعه در معرض نوسازی، تنازع و تغییر قرار بگیرد، وابستگی مخاطبان به رسانه‌ها بیشتر خواهد شد. جوامع مذکور، به‌طور معمول میزان زیادی از کشمکش و تغییر را دارند. به‌طور طبیعی تجهیز شناختی بالای ناشی از وابستگی به رسانه‌ها، پیش‌درآمد و بسترساز مهم برای نهادینه‌شدن رفتار و کنشگری‌ها یا مشارکت مدنی و سیاسی قاعده‌مند و مسالمت‌آمیز است.

امروزه در ادامۀ نقش و کارکرد رسانه‌های کلاسیک، شبکه‌های اجتماعی سایبری و فناوری‌های جدید ارتباطی و اطلاعاتی در دامنۀ بسیار گسترده‌تر و فراگیرتر در سطح جهانی و با سرعت بسیار بالا، نقش و کارکردهای بسیار مهمی را در آگاهی‌‌رسانی، بسیج و تهییج افکار عمومی و مشارکت‌دادن مخاطبان در رفتار اعتراضی به سود جنبش‌های اجتماعی و کنشگران هویتی ایفا کرده‌اند. تحولات مربوط به جهان عرب و بهار عربی، از بارزترین مصداق‌های عینی در این ارتباط‌اند. اینترنت مهم‌ترین ابررسانه است که با برخورداری از شبکه‌های اجتماعی متنوع و جذاب با بالاترین ظرفیت‌ شبکه‌‌سازی، اطلاع‌‌رسانی و بسیج‌‌گری، جایگاه بسیار بالاتری نسبت به رسانه‌های کلاسیک در هویت‌سازی و بسیج افکار عمومی در سطح جهانی و بسیج اعتراضات سیاسی دارد  &Safizadeh, 2017: 5) (Sardarnia

امروزه سیاست، حکومت و جوامع بیش از گذشته رسانه‌ای شده‌اند و زندگی بشری به شکل شگفت‌آوری با رسانه‌ها آمیخته شده است. به گفتۀ کارل دوچ، سیاست یعنی ارتباطات (سیف‌زاده، 1373). منظور او این است که رسانه‌ها در هدایت افکار عمومی، اعتراضات، رفتار‌های سیاسی و بیان دیدگاه‌های نیروهای اجتماعی و سیاسی نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ به عبارت دیگر، رسانه‌های جمعی در تعیین سیاست‌ها و خط‌مشی‌ها تأثیر گذارند. جهانی‌شدن نقش زمان و مکان را در زندگی ما تغییر داده و انقلاب ارتباطات به‌منزلۀ موتور محرک مهم و اصلی برای جهانی‌شدن عمل کرده است. مک‌لوهان مهم‌ترین ویژگی‌های عصر ارتباطات جدید در موج سوم را در مؤلفه‌هایی همچون سرعت بالای فناوری ارتباطی و انفجار زمان و فضا، سیاسی‌شدن انسان با افزایش شدید آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی مردم جهان و راززدایی از انسان و جامعه در دنیای پیش از ارتباطات بر‌می‌شمارد (به نقل از پرویزی، 1386: 20). در این فضای پیچیده، اطلاعات می‌‌توانند عقاید جدیدی به ساختار نگرشی فرد اضافه کنند و به‌دنبال آن، نوع رفتار و کنش فرد را از سنتی و پیشامشارکتی به مشارکتی تغییر و تحول دهند (Little, 1996: 139).

 

مشارکت سیاسی

مشارکت سیاسی ازجمله ملزومات بنیادین مردم‌‌سالاری و شهروندی و از ضرورت‌‌ها‌‌ی جدانشدنی نظام سیاسی در قرن بیست‌و‌یکم است. اصلی‌‌ترین شاخص توسعه‌یافتگی سیاسی پاسخ به نیاز فزایندة مشارکت سیاسی و نهادینه‌کردن آن در قالب نهادهای مدنی است. مطالعة مشارکت سیاسی هر جامعه‌‌ای شناخت رفتار سیاسی مردم آن را میسر و مشخص می‌‌کند که در بسترهای اجتماعی گوناگون، میزان مشارکت سیاسی شهروندان چگونه و با تأثیرگرفتن از چه عواملی تغییر می‌کند (مسعودنیا و همکاران، 1393: 78).

مشارکت را نوعی کنش هدفمند دانسته‌‌اند که در فرایند تعاملی بین کنشگر و محیط اجتماعی او، برای رسیدن به اهداف معین و از پیش تعیین‌شده نمود پیدا می‌‌کند. در نگاهی دیگر، مشارکت را فرایند آگاهانۀ تقسیم قدرت و منابع کمیاب و فراهم‌کردن فرصت برای رده‌‌های پایین جمعیتی برای بهبود شرایط زندگی آنها عنوان کرده‌‌اند. وقتی مشارکت فراگرد نیرومندسازی در نظر گرفته می‌شود، مبتنی بر سه ارزش «سهیم‌کردن مردم در قدرت و اختیار، راه‌دادن مردم برای نظارت بر سرنوشت خویش و بازگشودن فرصت‌‌های پیشرفت به روی رده‌‌های زیرین جامعه خواهد بود» (ازکیا و غفاری، 1392: 290). مشارکت به معنای قائل‌شدن حق دخالت و ایجاد تعهد و مسئولیت برای خود یا به معنای درگیرشدن فضای ذهنی و عاطفی یک کنشگر در بستر و محیطی است که در آن قرار دارد. مشارکت سیاسی از مهم‌‌ترین مفاهیم جامعۀ مدنی در مقابل جامعۀ سیاسی است که کارگزار را تاحدی به میزان ارزش و تأثیر عمل خود امیدوار می‌‌کند. عموماً در نظام‌‌های اقتدارگرا با مشارکت سیاسی غیرحقیقی روبه‌رو هستیم؛ زیرا افراد تاحدی از تأثیرنداشتن کنش خویش آگاه‌اند و مشارکت اخیر به‌گونه‌ای جنبۀ ساختگی می‌‌یابد. در نظام‌‌های مردم‌سالار که در آنها سازوکار نهادها و سازمان‌ها بر مشارکت افراد بنا شده است و احزاب حلقۀ میانی جامعه و دولت‌اند، میزان و نحوۀ مشارکت حقیقی است و افراد آگاهانه به کنش می‌‌پردازند؛ درواقع، مشارکت سیاسی هم حاصل توسعۀ سیاسی است و هم عامل آن و به‌طور معمول میزان تأثیرگذاری آن در برهه‌‌های بلندمدت سنجیده می‌شود.

به نظر میجلی، مشارکت اجتماعی موضوعی کاملاً ایدئولوژیک و بازتاب‌دهندۀ اعتقادات ناشی از نظریه‌‌های اجتماعی و سیاسی در این زمینه است که جوامع چگونه باید سازماندهی شوند. منطق آن مبتنی بر واکنش در برابر تمرکزگرایی، دیوان‌‌سالاری، انعطاف‌‌ناپذیری و دردسترس ‌نبودن دولت است و با این اعتقاد از آن حمایت شده است که قدرت دولت به‌گونه‌‌ای بسط و گستردگی فزاینده‌‌ پیدا کرده است که با کنترل بر امور جوامع، حقوق و آزادی‌‌های مردم عادی را تقلیل داده است (به نقل از ازکیا و غفاری، 1392: 281). به نظر اولسن، نظریۀ مشارکت اجتماعی حاصل ایدۀ گستردۀ کثرت‌‌گرایی اجتماعی است که نظریه‌پردازانی مانند توکویل، ترومن، دال، لیپست و همکاران و کورنهاوزر و نیزبت آن را توسعه داده‌‌اند. به عقیدۀ او دربارۀ نظریۀ مشارکت در قالب دو مفهوم بسیج و واسطه‌‎بودن به‌منزلۀ پیش‌شرط و زمینۀ مشارکت سیاسی بحث شده است (به نقل از ازکیا و غفاری، 1392: 281).

فرهنگ مشارکت سیاسی به این معناست که افراد از نفوذ نظام سیاسی بر خود و میزان تأثیرگذاری خود بر نظام سیاسی آگاهی دارند و با علم به تأثیرگذاری متقابل بر یکدیگر، نسبت به ساخت سیاسی، اداری و روند تصمیم‌‌گیری و امر اجرایی حساسیت نشان می‌‌دهند و تلاش می‌‌کنند در خط‌‌مشی و تصمیم‌های نظام سیاسی تأثیر بگذارند (جعفری‌نیا، 1391: 90). مشروعیت هر نظام سیاسی تابع رضایت و اعتماد شهروندان است. در این ‌‌صورت شاهد مشارکت سیاسی مردم و شکل‌‌گیری شکاف‌‌هایی بر مبنای نظام تقسیم کار و نظام اقتصادی می‌شویم که با پویایی، نقد و راهکارهای سازنده سبب تقویت و تثبیت نظام سیاسی خواهند شد. حتی در صورت بروز بحران‌‌های سیاسی، به‌دلیل اعتقاد و باور ذهنی مردم به حاکمیت موجود در بهره‌‌برداری و سوءاستفادۀ گروه‌‌های داخلی و خارجی در این زمینه نتیجه‌‌ای حاصل نمی‌شود (عباس‌‌زاده و کرمی، 1390: 45).

به نظر هانتینگتون از میان عوامل منزلتی، میزان تحصیلات فرد بیشترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی دارد. عامل دوم، مجاری سازمانی، یعنی عضوشدن فرد در انواع گروه‌‌ و سازمان اجتماعی مانند اتحادیه‌‌های شغلی و صنفی، گروه‌های مدافع، علایق خاص و... است که احتمال مشارکت در فعالیت سیاسی و اجتماعی را بیشتر می‌کند. همچنین میان گسترش فرصت‌های تحرک اجتماعی فردی در کوتاه‌‌مدت و مشارکت سیاسی رابطه‌ای معکوس وجود دارد و چنانچه افراد با استفاده از افزایش سطح تحصیلات، انتقال به مشاغل پرمنزلت‌‌تر یا کسب درآمد بیشتر، به وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهتر دست یابند، معمولاً از مشارکت در سیاست و فعالیت اجتماعی صرف‌نظر می‌‌کنند (به نقل از گلابی و حاجی‌لو، 1391).

الگو‌‌های مشارکت سیاسی ازسوی نظریه‌‌پردازان جامعه‌شناسی و علوم سیاسی بررسی شده‌اند و می‌‌توان نظریات برخی از آنها را در جدول 1 (به نقل از جعفری‌‌نیا، 1391: 98-97) به‌صورت تطبیقی نمایش داد:

 

 

جدول 1- الگوهای مشارکت سیاسی ازنظر نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی و علوم سیاسی

متفکران

دیدگا‌‌ه‌‌ها دربارۀ مشارکت سیاسی

استوارت میل

او الگوی خود را از جامعه و اجنتاب‌‌ناپذیربودن نابرابری و شرایط عمومی قرن نوزدهم گرفت؛ اما از نیمۀ قرن نوزدهم، دو تغییر در جامعه به قلمرو متفکران لیبرال نفوذ کرد: نخست، احساس خطر از ناحیۀ طبقۀ کارگر و دوم، وقاحت و توجیه‌ناپذیربودن وضع کارگران.

هانتیگتون و نلسون

مهم‌‌ترین عامل توسعۀ سیاسی در کشورها مشارکت سیاسی است. مشارکت سیاسی تابعی از تصمیم‌های نخبگان حاکم و سیاست‌‌های آنها یا تابعی از محصول جانبی توسعه است و فرایند تأثیرگذاری آن را باید در دوره‌‌های طولانی زمان مشاهده کرد و عواملی نظیر مهاجرت، جنگ، علایق مذهبی و عقیدتی کاملاً مستقل از توسعۀ اقتصادی می‌‌توانند در افزایش مشارکت سیاسی مؤثر باشند.

شیلز

همۀ دولت‌‌های جدید به‌سوی الگویی از تجدد حرکت می‌‌کنند که چیزی جز دموکراسی غربی نیست. مگر آنکه اصلاحاتی جزئی در آن صورت گیرد تا تطبیق‌پذیر با محیط‌‌های جغرافیایی بیگانه با آن باشد. هر نظام سیاسی به‌سوی برقراری رژیمی حرکت می‌‌کند که ویژگی آن توافق قوانین مدنی، عملکرد نهادهای نمایندگی و اعمال بدون محدودیت آزادی‌‌های انسانی است. آنچه مانع این شکوفایی در جهان سوم می‌‌شود مجموعه داده‌‌های نامساعد به حال دموکراسی است که از شکاف عظیمی ناشی می‌‌شود که اندک نخبگان تازه متجددشده را از توده‌‌های بی‌‌علاقه به تجدد و علاقه‌مند به قواعد و ارزش‌‌های سنتی جدا می‌کند.

آلموند و وربا

فرهنگ سیاسی را الگوی نگرش‌‌ها و جهت‌‌گیری‌‌های فردی نسبت به سیاست میان اعضای یک نظام سیاسی تعریف می‌کنند که به سه نوع کوته‌بینانه، ذهنی و مشارکتی نقسیم می‌شود. فرهنگ سیاسی کوته‌‌بینانه با آگاهی اندک از حکومت و میزان مشارکت سیاسی اندک، فرهنگ سیاسی ذهنی با میزان آگاهی و انتظار بالاتر و میزان مشارکت اندک و فرهنگ سیاسی مشارکتی با میزان آگاهی، انتظار و میزان مشارکت زیاد مشخص می‌‌شوند.

هابرماس

خوش‌‌بین‌‌ترین نظریه‌‌پرداز دربارۀ پیچیدگی دموکراسی است که وجود نهادهای مدنی و گستردۀ همگانی را به‌منزلۀ آن بخش از زندگی اجتماعی می‌‌داند که ضمن حفظ استقلال خود نسبت به بخش‌‌های رسمی و غیررسمی، زمینه را برای گفتگوی آزاد و خردمندانه و به‌دور از سلطه و کنش ارتباطی رهایی‌بخش فراهم می‌‌‌کند. ضمن آنکه بر ویژگی‌‌های شخصیتی افراد و توان آنان برای خودیابی و قطع وابستگی از بخش‌‌های رسمی و غیررسمی تأکید می‌‌کند؛ زیرا شرکت‌‌های اقتصادی فراملیتی، دولت‌‌ها و رسانه‌‌های جمعی وابسته به آنها از تهدیدکنندگان نهادهای مدنی و گستردۀ همگانی‌‌اند.

 

 

روش پژوهش

در رویکردهای کمی در علوم، تجزیه‌وتحلیل داده‌‌ها بخش اصلی پژوهش است؛ زیرا علم در این پژوهش‌ها با نظریه‌آزمایی رشد می‌یابد و واقعیت‌های اجتماعی را تبیین می‌کند. به عبارت دیگر، تلاش پژوهشگر بر آن است تا بتواند با رویکردی نظری به واقعیت تجربی وارد شود و با توجه به یافته‌‌های به‌دست‌آمده از مطالعۀ خود، پس از تأیید آماری چارچوب نظری استفاده‌شده، تعمیم‎‌هایی را دربارۀ گروه بزرگ‌تری که جامعه نامیده می‌‌شود، انجام دهد.

در اینجا گویه‌های طیف‌های مطالعه‌شده در جدول‌های مجزا بررسی شده‌اند. ذکر این نکته ضروری است که داده‌های پرسش‌نامه‌ها پس از جمع‌آوری، وارد نرم‌افزار شد؛ سپس برازش شد و تغییرات لازم مانند ارزش‌گذاری داده‌ها، ساخت متغیرهای فاصله‌ای و تغییر گروه‌بندی متغیرها انجام شد. در برخی طیف‌ها که گویه‌های بدون پاسخ داشتند، با توجه به سطح سنجش آنها و با استفاده از شاخص‌های گرایش مرکزی، پاسخ‌ها جایگزین شده‌اند. همچنین این پژوهش بر روش پیمایش و فن پرسش‌نامه‌ای برای جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات مبتنی است و در آن متغیر وابسته و برخی متغیرهای مستقل براساس طیف لیکرت سنجیده شده‌اند. برای تحلیل اولیۀ داده‌‌ها از نرم‌‎افزار spss استفاده شد؛ برای استخراج تأثیر هر یک از متغیر‌های مستقل و واسط بر متغیر وابسته، از آزمون تحلیل مسیر با نرم‌افزار Amos 22 کمک گرفته شد. جامعۀ آماری دانشجویان دانشگاه شیرازند که تعداد آنها در سال تحصیلی 1396 حدود 16 هزار نفر بوده است. حجم نمونه نیز براساس جدول لین و درنظرگرفتن 5 درصد احتمال خطای نمونه‌‎گیری و سطح اطمینان 95 درصد، 380 نفر تعیین شد. نمونه‌ها با توجه به طبقه‌ای‌بودن جامعۀ آماری، از دانشجویان دانشگاه شیراز در مقطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی به شیوۀ طبقه‌بندی انتخاب شدند.

 

تعریف متغیرها

انجمنها

انجمن‌های داوطلبانه نقش مهمی در شکل‌گیری نظریه‌‌های متفکران سیاسی، از توکوویل، دورکیم، زیمـل و جـی. اس. میل گرفته تا کورنهاوزر، آلموند و وربا، گرتز و پاتنـام ایفـا کـرده‌انـد. این انجمن‌ها در سـطح فردی، درک اجتمـاعی و اعتمـاد را بـه مـردم آمـوزش می‌دهند؛ زیرا در آنها به افراد مختلف با پس‌‌زمینه‌‌ها و نظـام‌هـای ارزشـی گوناگون، اجازۀ فعالیت مشترک داده می‌‌شـود. ایـن انجمـن‌هـا، بـا گـردآوردن تیپ‌‌های اجتماعی گوناگون به افراد کمک می‌‌کنند دیگران را درک و با آنها همدلی کنند (زارعی، 1387).

 

رسانههای مجازی

رسانه‌هایی که تبادل یا انتشار محتوا در آنها، تنها به کمک ابزارهای مجهز به پردازشگر دیجیتال میسر باشد؛ شامل رسانه‌های برخط مبتنی بر شبکه، سرویس‌های مخابراتی از قبیل ام ام اس، اس ام اس و... . قلمرو موضوعی رسانه‌‌های مجازی عبارت‌اند از: اشتراک‌‎محور، انتشارمحور، گفتگومحور، پیام‌‌رسان محور، شبکه‌محور و همکارمحور.

رسانه‌‎های داخلی، مجموعه رسانه‌‌هایی‌اند که داخل یک کشور اجازۀ انتشار اخبار و اطلاعات را دارند. این رسانه‌ها شامل رادیو وتلویزیون ملی، مطبوعات و نشریات‌اند.

رسانه‌های خارجی، مجموعه رسانه‌‌هایی‌اند که درخارج از مرز یک کشور طبق اساس‌نامه‌ای غیر از اساس‌نامۀ منوط به رسانه‌های داخلی اخبار و اطلاعات را انتشار می‌دهند؛ همانند رادیو و تلویزیون بی بی سی، صدای آمریکا، دویچه وله و سایر رسانه‌ها.

گروه دوستان به گروهی اطلاق می‌‌شود که عموماً در یک ردۀ سنی براساس اشتراکات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی یا اجتماعی به هم نزدیک می‌شوند و بعد از خانواده، صمیمیت بین آنها در سطح بالایی است.

 

اعتباروپایاییپژوهش

پرسش‌نامه پس از طراحی برای اعتبار صوری در اختیار متخصصان خبره قرار گرفت و اصلاحات لازم انجام شد. پایایی پرسش‌نامه ازطریق محاسبۀ آلفای طیف‌‌های مدنظر حاصل شد که ضرایب آنها در جدول 2 ذکر شده است:

 

 

جدول 2- شاخص آلفای کرونباخ متغیرها

میزان شاخص آلفای کرونباخ

متغیر

تعداد گویه‌ها

70%

گروه دوستان

6

74%

انجمن

6

70%

رسانۀ داخلی

6

93%

شبکۀ مجازی (اینترنت)

7

80%

رسانه‌های خارجی

6

87%

مشارکت سیاسی

9

 

 

یافتهها

پیشنیاز تجزیه‌‎وتحلیل

از آنجا که اساس این پژوهش استفاده از تحلیل مسیر است، چندین نکته اهمیت دارد؛ ابتدا اینکه دادۀ بی‌ربطی در مجموع داده‌ها وجود نداشته باشد. این کار در پالایش داده‌ها به‌طور کامل صورت گرفته است. دوم اینکه توزیع متغیرها کاملاً نرمال باشد؛ البته مبنای معادلات ساختاری و تحلیل مسیر براساس رگرسیون خطی است که باید از خطی‌بودن رابطه مطمئن شد.

 

 

نمودار 1- الگوی نرمال‌بودن داده‌ها

 

 

همان طور که الگوی مذکور نشان ‌می‌دهد، توزیع نرمال متغیر‌ها در حدی پذیرفتنی قرار دارد. شاخص توزیع بین 3 و 3- است که این نشان‌دهندۀ نرمال‌بودن توزیع است.

 

 

نمودار 2- الگوی خطیبودن رابطۀ بین متغیر‌ها

 

 

همان طور که الگوی بالا نشان ‌می‌دهد رابطۀ بین متغیر‌های مدنظر خطی است و به‌نوعی توزیع فراوانی متغیر‌ها را با شیب نمایش ‌می‌دهد.

 

یافته‌‎های استنباطی

در این بخش برای تعیین چگونگی روابط میان متغیرهای پژوهش، فرضیه‌های پژوهش به آزمون گذاشته می‌شوند. آزمون‌های به کار گرفته‌شده براساس سطح سنجش متغیرها انتخاب شده‌اند. متغیر‌ها در قالب گویه‌های طیف لیکرت (ترتیبی) سنجیده شده‌اند که در ادامه متغیرها با ترکیب گویه‌ها در قالب سطح سنجش فاصله‌ای نسبی سنجیده شدند.

 

 

جدول 3- ضریب همبستگی پیرسون بین دوستان و مشارکت سیاسی

نتیجه

متغیر مستقل (دوستان)

متغیر وابسته

 

سطح معنی‌داری

مقدار همبستگی

تأیید

000/0

572/0

مشارکت سیاسی

 

 

همان گونه که اطلاعات این جدول نشان ‌می‌دهند، بین متغیر دوستان و مشارکت سیاسی رابطۀ معناداری وجود دارد و جهت رابطه مثبت است. ضریب همبستگی رابطه معادل 572% با جهت مثبت و معناداری 000% است.

 

 

جدول 4- ضریب همبستگی پیرسون بین رسانه‌های داخلی و مشارکت سیاسی

نتیجه

متعیر مستقل (رسانه‌های داخلی)

متغیر وابسته

 

سطح معنی‌داری

مقدار همبستگی

تأیید

000/0

345/0

مشارکت سیاسی

 

 

آزمون پیرسون بین دو متغیر رسانه‌های داخلی و مشارکت سیاسی نشان ‌می‌دهد رابطۀ بین این دو متغیر معنی‌دار و جهت رابطه مثبت است. ضریب همبستگی رابطه برابر با 345% و ضریب معناداری آن 000% است.

 

 

 

جدول 5- ضریب همبستگی پیرسون بین رسانه‌های خارجی و مشارکت سیاسی

نتیجه

متغیر مستقل (رسانه‌های خارجی)

متغیر وابسته

 

سطح معنی‌داری

مقدار همبستگی

تأیید

000/0

181/0

مشارکت سیاسی

 

 

طبق اطلاعات حاصل‌شده از بررسی رابطۀ بین متغیر رسانه‌های خارجی (رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای) و مشارکت سیاسی ازطریق آمارۀ پیرسون، رابطۀ بین این دو متغیر معنی‌دار و جهت رابطه مثبت است. ضریب همبستگی رابطه برابر با 181% و ضریب معنی‌داری آن برابر با 000% است.

 

 

جدول 6- ضریب همبستگی پیرسون بین شبکه‌های اجتماعی مجازی و مشارکت سیاسی

نتیجه

متغیر مستقل (شبکه‌های اجتماعی مجازی)

متغیر وابسته

 

سطح معنی‌داری

مقدار همبستگی

تأیید

000/0

623%

مشارکت سیاسی

 

 

 

رابطۀ بین دو متغیر شبکه‌های اجتماعی مجازی و مشارکت سیاسی معنی‌دار و جهت رابطه مثبت است. به این صورت که ضریب معناداری این رابطه برابر با 623% و ضریب همبستگی آن برابر با 000% است.

 

 

جدول 7- ضریب همبستگی پیرسون بین عضوشدن در انجمن‌های مدنی و مشارکت سیاسی

نتیجه

متغیر مستقل (انجمن)

متغیر وابسته

 

سطح معنی‌داری

مقدار همبستگی

تأیید

000/0

458%

مشارکت سیاسی

 

 

ضریب همبستگی پیرسون بین این دو متغیر نشان ‌می‌دهد ضریب معناداری دارند (معادل 458%) و جهت رابطه مثبت است.

براساس مدل‌سازی معادلات ساختاری، پرسش این است که آیا داده‌های تجربی گردآوری‌شده، الگو را تأیید می‌کنند یا خیر. به همین دلیل در این روش، تعدادی شاخص به‌منزلۀ شاخص برازش معرفی می‌شوند که نشان‌دهندۀ میزان همخوانی الگوی نظری و داده‌های تجربی‌اند. ازنظر گروه متخصصان دانشگاه ایالتی کالیفرنیای شمالی به چند دلیل قضاوت دربارۀ برازش الگو، اگر تنها بر مبنای مربع کا اسکوئر و سطح معنی‌داری باشد، ‌ممکن است گمراه‌کننده باشد. پژوهشگر بیشتر به توجه به شاخص خاص برازش برای تصمیم‌گیری نهایی نیازمند است (قاسمی، 1392). شاخص مربع کا (CMIN/DF) یکی از شاخص‌ها برای پذیرفتنی‌بودن الگوست. شوماخر و لومکس مقادیر بین 1 تا 5 و حتی گاهی مقادیر بین 1 تا 3 و 1 تا 2 را پذیرفتنی دانسته‌اند. در این الگو مربع کا بر درجۀ آزادی 127/2 است. شاخص دیگر استفاده‌شده، برازش هنجارشدۀ مقتصد است؛ در این شاخص بیشتر، مقادیر بالای 50% یا 60% مناسب تلقی شده‌اند (به نقل از قاسمی، 1392). در این الگو نیز PCFI  و PNFI  مقادیر نزدیک 50% دارند که برای تدوین الگو پذیرفتنی است. شاخص بعدی، شاخص تطبیقی است؛ به این معنی که هرچه عدد به یک نزدیک‌تر باشد، الگو تأیید ‌می‌شود. در اینجا مثال CFI 99% است که نشان‌دهندۀ برازندگی بالای الگوست. سایر معیار‌های برازش در جدول زیر آورده شده‌اند.

 

 

جدول 8- شاخص‌های برازندگی

GFI

IFI

RFI

NFI

RMSEA

PNFI

PCFI

CFI

TLI

CMIN/DF

شاخص برازش

99/

99/

95/

98/

60/

39/

40/

99/

97/

137/2

مقدار برازش

 

 

پایۀ اصلی مدل‌سازی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بر مبنای رگرسیون قرار دارد؛ برای این منظور به معناداری ضریب هر رابطۀ تعریف‌شده در الگو توجه می‌شود. در خروجی Amos بخش دیگری از خروجی‌ها، معناداری این روابط رگرسیونی را بررسی می‌کند. بنا به الگوی مفهومی، رابطه‌ای علی ادعا شده است؛ البته الگو‌های تحلیل مسیر و معادلات ساختاری خود به چند دسته تقسیم ‌می‌شوند؛ درواقع، برای آزمون فرضیه‌های پژوهش ازطریق روش مدل‌یابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر، سه رویکرد در دسترس پژوهشگران است. رویکرد اول (Total aggregation) تراکم‌سازی کلی نام دارد که در آن از نمرۀ کل یک متغیر به‌منزلۀ نشانگر متغیر استفاده ‌می‌شود. این رویکرد در ایران به نام تحلیل مسیر مشهور شده است. رویکرد دوم تراکم‌سازی جزئی (Partial aggregation) نام دارد که در آن از مؤلفه‌های پرسش‌نامه به‌منزلۀ نشانگرهای متغیر مکنون استفاده ‌می‌شود. رویکرد سوم نامتراکم‌سازی کلی (Total disaggregation) نام دارد که در آن از سؤالات پرسش‌نامه به‌منزلۀ نشانگرهای متغیرهای مکنون استفاده ‌می‌شود (Vieira, 2011). اساس این پژوهش بر رویکرد اول، یعنی تراکم‌سازی کلی است.

 

 

شکل 1- الگوی تجربی پژوهش

 

در قالب تحلیل مسیر، 50% از متغیر وابسته یعنی مشارکت سیاسی توسط متغیر‌های مستقل یعنی رسانه‌های داخلی، خارجی، شبکه‌های مجازی و متغیر‌های واسطه‌ای اجتماعی دوستان و انجمن‌های اجتماعی تبیین شدند. رابطۀ علی در قالب تحلیل مسیر، ضرایب رگرسیون دارد که در جدول زیر آورده شده‌اند.

 

 

جدول 9- ضرایب مسیر

بتا استاندارد(بتا)

معنا داریداری

نسبت بحرانی

خطای استاندارد

برآوردد

مسیر تأثیر

متغییر‌ها

448%

***/

482/9

051%

484%

رسانه داخل>

دوستان

261%

***/

777/6

018%

123%

شبکه مجازی>

دوستان

190%

***//

476/5

038%

206%

رسانه خارج>

انجمن

603%

***/

058/14

061%

853%

رسانه داخل..>

انجمن

120%

034/

121/2

109%

231%

انجمن

مشارکت سیاسی

288%

***/

809/4

151%

725%

دوستان

مشارکت سیاسی

476%

***/

982/10

052%

566%

شبکه مجازی>

مشارکت سیاسی

 

 

همان طور که اطلاعات جدول نشان ‌می‌دهند، تمام روابط معنی‌دارند. متغیر رسانه‌های داخلی بیشترین تأثیر را بر انجمن‌ها با ضریب 603% دارد. شبکۀ مجازی نیز بیشترین تأثیر را بعد از رسانه‌های داخلی با ضریب 476% دارد. جالب این است که از میان متغیر‌ها شبکۀ مجازی بیشترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی دارد. گروه دوستان نیز با تأثیر زیادی بر مشارکت سیاسی به میزان %288 نشان داده شده است.

 

 

جدول 10- ضریب مسیر بوت‌استراپ

متغیر

شبکۀ مجازی

رسانۀ داخلی

رسانۀ

خارجی

 

 

انجمن

 

دوستان

 

حد بالا

حد پایین

معناداری

حد بالا

حد پایین

معناداری

حد بالا

حد پایین

معناداری

حد بالا

حد پایین

معناداری

حد بالا

حد پایین

معناداری

انجمن

000/

000/

.......

000/

000/

.........

000/

000/

.........

000/

000/

.......

000/

000/

.......

دوستان

000/-

000/-

.......

000/

000/

........

000/

000/

.........

000/

000/

.......

000/

000/

.......

مشارکت سیاسی

110/

040/-

010/

257//

127/

012/

042/

005/

023/

000/

000/

.......

000/

000/

.......

                                 

 

 

آنچه در جدول بالا مهم است، بررسی نقش واسطه‌گری انجمن و دوستان دربارۀ متغیر مستقل شبکۀ مجازی، رسانۀ داخلی و خارجی (پیش‌‎بین) و متغیر وابستۀ مشارکت سیاسی است. نکتۀ جالب‌توجه این است که تأثیر رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی با واسطه‌گری انجمن و دوستان بر مشارکت سیاسی به‌طور کلی معنادار است. حد بالای شبکۀ مجازی 110% و حد پایین آن 040% است که هم‌جهت‌اند و ضریب معناداری آن 10% است. همچنین رسانۀ داخلی حد بالای 257% و حد پایین 127% و معناداری 01% دارد. رسانۀ خارجی نیز سطح بالای 042% و حد پایین 005% دارد و ضریب معناداری آن برابر با 02% است که نشان‎‌دهندۀ تأیید این فرض است که انجمن و دوستان نقش واسطه‌گری در رابطۀ متغیر‌های پیش‌بین و وابستۀ مشارکت سیاسی دارند.

 

 

 

جدول 11- ضرایب تأثیر مستقیم و غیرمستقیم

 

تأثیر مستقیم

 

 

تأثیر غیرمستقیم

 

 

متغیر

شبکۀ مجازی

رسانۀ داخلی

رسانۀ خارجی

انجمن

دوستان

شبکۀ مجازی

رسانۀ داخلی

رسانۀ خارجی

انجمن

دوستان

انجمن

0

603%

190%

0

0

0

0

0

0

0

دوستان

261%

448%

0

0

0

0

0

0

0

0

مشارکت سیاسی

476%

0

0

120%

288%

089%

548%

048%

0

0

 

 

رسانۀ داخلی بیشترین تأثیر را بر انجمن و مشارکت سیاسی دارد. همچنین رسانۀ داخلی بیشترین تأثیر مستقیم را بر گروه دوستان با ضریب 448% دارد. گروه دوستان نیز ضریب تأثیر 228% بر مشارکت سیاسی دارد. ازنظر تأثیر غیرمستقیم، رسانۀ داخلی بیشترین تأثیر غیرمستقیم را بر مشارکت سیاسی با ضریب 54% دارد که بعد از متغیر شبکۀ مجازی با ضریب تأثیر 89% قرار می‌گیرد.

 

نتیجه

مشارکت سیاسی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های توسعۀ سیاسی و نقطۀ تمایز جوامع توسعه‌یافتۀ سیاسی از توسعه‌نیافته است که تحقق بهینۀ آن ‌می‌تواند نشانگر پویایی و نشاط سیاسی و مقدمه‌ای برای بهبود حکمرانی و توسعۀ جامعه در ابعاد گوناگون باشد؛ اما نکتۀ مهم آن است که صرف وجود برخی نشانه‌‎های اولیه مانند شرکت در انتخابات، عضوشدن حزبی و انجمنی، همکاری با رسانه‌ها و تجمعات و مانند آن ‌می‌تواند نشانگر نهادینه‌بودن و ماهیت واقعی و کاربردی مشارکت باشد. همچنان که نمی‌توان مشارکت را تنها به حضور فعال در انتخابات محدود کرد؛ بنابراین، تحقق مشارکت سیاسی مؤثر، به وجود فرهنگ و آمادگی‌های روحی - روانی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در کنار وجود ارادۀ سیاسی مؤثر در حاکمیت نیازمند است. به‌علاوه در مشارکت سیاسی به تعهد کنشگران سیاسی و مدنی و شهروندان به مسئولیت‌پذیری و اخلاق مدنی و متعهدشدن عملی به باورهای مدنی نیاز است. اگر مشارکت سیاسی در جامعه‌ای نهادینه نشد، آسیب‌شناسی بسیار ضرورت دارد؛ بنابراین، پژوهش‌هایی از این دست ‌می‌توانند دربارۀ آسیب‌شناسی و تحقق مشارکت سیاسی مطلوب و محیط سیاسی پویا مؤثر باشند.

این پژوهش درصدد پاسخ‌دادن به این سؤال اصلی برآمد که رسانه‌‌ها چه تأثیری بر گرایش جوانان به احزاب سیاسی و تشکل‌‌های سیاسی دانشجویان دانشگاه شیراز دارند. یافته‌‌های پژوهش بیانگر آن است که تأثیر رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی با واسطه‌گری انجمن و دوستان بر مشارکت سیاسی به‌طور کلی معنادار است. حد بالای شبکۀ مجازی 110% و حد پایین آن 40% است که هم‌جهت‌اند و ضریب معناداری آن 10% است. همچنین رسانۀ داخلی حد بالا 257% و حد پایین 127% و معناداری 01% دارد. رسانۀ خارجی نیز سطح بالای 042% و حد پایین 005% دارد و ضریب معناداری آن برابر با 02% است که نشان‌دهندۀ تأیید این فرض است که انجمن و دوستان نقش واسطه‌گری در رابطۀ متغیر‌های پیش‌بین و وابستۀ مشارکت سیاسی دارند. تمام روابط معنی‌دارند. متغیر رسانۀ داخلی بیشترین تأثیر را بر انجمن دارد و ضریب تأثیر آن 603% است. شبکۀ مجازی بیشترین تأثیر را بعد از رسانۀ داخلی دارد و ضریب تأثیر آن 476% است. جالب این است که از میان متغیر‌ها، شبکۀ مجازی بیشترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی دارد. گروه دوستان نیز تأثیر زیادی با ضریب 288% بر مشارکت سیاسی دارد. این یافته‌ها نشان می‌دهند جامعۀ ایران در حال گذار است؛ زیرا بازاندیشی در اطلاعات افراد برای مشارکت در سیاست بیشتر براساس رسانه‌های جدید صورت گرفته است تا ازطریق عوامل اجتماعی همانند دوستان و خانواده؛ سنت (عوامل اجتماعی سنتی همچون خانواده) یکی از شیوه‌های بازاندیشی کنش با سازماندهی زمانی و مکانی است. سنت وسیلۀ برخورد با زمان و مکان است و هر فعالیت یا تجربۀ خاص در رشتۀ تداوم نیز به نوبۀ خود با عملکردهای اجتماعی تکرارشونده ساختار می‌گیرد. ساختار یکسره ایستا نیست؛ زیرا برای هر نسل تازه‌ای باید اختراع شود. در تمدن پیش از مدرن بازاندیشی هنوز به اندازۀ زیادی به بازتفسیر و توضیح سنت (عوامل اجتماعی چون خانواده) محدود بود. چنانچه در ترازوی زمان کفۀ گذشته بسیار سنگین‌تر از کفۀ آینده است (گیدنز، 1377). گیدنز بر این عقیده است که با کاهش نفوذ سنت و بازسازی زندگی روزمره برحسب عوامل جدید، افراد ناچارند شیوه‌های زندگی خود را از میان گزینه‌های مختلف برگزینند. در این میان اگرچه عوامل یکسان‌‎ساز و استانداردکننده هم وجود دارد، به‌دلیل بازبودن زندگی اجتماعی امروزی و تکثریابی زمینه‌های عمل و تنوع مراجع (چون رسانه‌ها) انتخاب شیوۀ زندگی بیش از پیش در ساخت فعالیت روزمره اهمیت می‌یابد (گیدنز، 1378: 21-20).

نتیجۀ مطالعۀ گلابی و حاجی‌لو (1391) نشان می‌دهد از بین متغیرهای خاستگاه اجتماعی و اقتصادی خانواده، عضویت و فعالیت فرد در انجمن‌‎ها، فعالیت والدین و دوستان فرد در انجمن‌های مختلف، تمایل فرد به مشارکت و تمایل والدین و دوستان فرد به مشارکت، متغیر فعالیت فرد در انجمن‌ها بیشترین تأثیر و تمایل والدین فرد به مشارکت، کمترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی زنان داشته‌اند. نیک‌‌پورقنواتی و همکاران (1391) معتقدند استفاده از رسانه‌‌های جمعی، سیاسی‌بودن دوستان و علاقه به برنامه‌‌های سیاسی با مشارکت سیاسی زنان رابطۀ معناداری دارند. نتایج پژوهش حاضر نیز این موارد را نشان ‌می‌دهد و با یافته‌های سایر پژوهش‌ها همسوست. آنچه در اینجا موردتوجه است تأثیر رسانه‌ها بر انجمن‌ها و دوستان است که به‌صورت واسطه‌گر بر مشارکت سیاسی تأثیر می‌گذارند؛ البته رسانه‌ها نیز به‌صورت مستقیم تأثیرگذارند. اهمیت رسانه‌ها در دنیای امروز به‌ویژه در عرصۀ سیاست بسیار گسترده است که این امر در فرایند مشارکت جامعه به‌ویژه مشارکت سیاسی بسیار مؤثر است.

پیشنهادها

- به نظر ‌می‌رسد بررسی هویت ملی و مذهبی و جهانی دربارۀ مشارکت سیاسی ‌می‌تواند ابعاد تازه‌ای از رابطۀ بین متغیر‌های مشارکت سیاسی و انواع هویت را نشان دهد.

- لازم است ارتباطات میان‌فردی و ویژگی‌های شخصیتی نامزدهای انتخاباتی با مشارکت سیاسی اقشار مختلف بررسی شود.

- پیشنهاد ‌می‌شود دربارۀ مشارکت سیاسی در آن نواحی که قومیت‌ها نقش فعالی دارند و نقش قومیت در میزان و نوع مشارکت، بررسی‌ها و تحلیل‌هایی انجام شود.

 



[1] Owen

[2]Horniak

[3] Muntean

[4] Diesing

[5]Gaiser & Rijike

[6]Defleur & Rokeach

ازکیا، م. و غفاری، غ. (1392). توسعۀ روستایی با تأکید بر جامعۀ روستایی ایران، تهران: نشر نی.

پالیزبان، م. (1390). «بررسی میزان تمایل به مشارکت سیاسی دانشجویان و عوامل مؤثر بر آن»، فصلنامۀ سیاست، د 41، ش ، ص 49-33.

پرویزی، ب. (1386). «جهانی‌شدن و انقلاب ارتباطات»، فصلنامۀروابطعمومی، ش 52، ص 25-18.

جعفری‌‌نیا، غ. (1391). «بررسی عوامل اقتصادی – اجتماعی مؤثر بر میزان مشارکت سیاسی شهروندان شهر خورموج»، پژوهشنامۀ علوم سیاسی، س 7، ش 2، ص 122-87.

دالگرن، پ. (1380). تلویزیون و گسترۀ عمومی، ترجمۀ: مهدی شفقتی، تهران: سروش.

زارعی، الف. (1387). «اعتماد و نهادهای مدنی به‌مثابۀ کارگزاران سرمایۀ اجتماعی»، پژوهشکدۀ تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، ش 16، ص 23-1.

سردارآبادی، خ. (1383). بررسی مقایسهای تأثیر رسانه‌های جمعی، فناوری‌های نوین ارتباطی - اطلاعاتی و ارتباطات میانفردی بر اطلاعات سیاسی دانشجویان، پایان‌نامۀ دکتری علوم سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس.

سردارنیا، خ. (1388). «اثر سرمایۀ اجتماعی بر حکمرانی خوب»، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، ش 259–260، ص 143-132.

سیدامامی، ک. (1384). سنجش اشکال و سطوح مشارکت سیاسی دانشجویان و نگرش‌های آنان دربارۀ مشارکت سیاسی، گزارش طرح پژوهشی، تهران: سازمان ملی جوانان.

سیف‌زاده، ح. (1373). نظریههای مختلف در نوسازی و دگرگونی سیاسی، تهران: قومس.

عباس‌‌زاده، هـ. و کرمی، ک. (1390). «سرمایۀ اجتماعی و امنیت ملی پایدار»، فصلنامۀ مطالعات راهبردی، س 14، ش 1، ص 58-31.

غفاری‌هشجین، ز.؛ بیگی‌نیا، ع. و تصمیم‌قطعی، الف. (1389). «بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی دانشجویان علوم سیاسی و فنی دانشگاه تهران»، دانش سیاسی، س 6، ش 2، ص 240-207.

قاسمی، و. (1392). مدل‌سازی معادلۀ ساختاری در پژوهش‌های اجتماعی باکاربرد. تهران: جامعه‌شناسان.

گلابی، ف. و حاجی‌لو، ف. (1391). «بررسی جامعه‌شناختی برخی عوامل مؤثر بر میزان مشارکت سیاسی زنان؛ مطالعۀ موردی: استان آذربایجان شرقی»، مطالعاتوتحقیقاتاجتماعی، ش 4، ص 200-173.

گیدنز، آ. (1377). پیامدهایمدرنیته، ترجمۀ: محسن ثلاثی، تهران: مرکز.

گیدنز، آ. (1378). تجددوتشخص، ترجمۀ: ناصر موفقیان، تهران: نشر نی.

مسعودنیا، ح.؛ رهبرقاضی، م.؛ مهرابی‌کوشکی، ر. و پوررنجبر، م. (1393). «بررسی تأثیر اعتماد اجتماعی بر شیوه‌‌های مختلف مشارکت سیاسی»، مسائلاجتماعیایران، س 5، ش 2، ص 943-77.

نیک‌پورقنواتی، ل.؛ معینی، م. و احمدی، ح. (1391). «بررسی عوامل اجتماعی - اقتصادی مرتبط با مشارکت سیاسی»، فصلنامۀجامعهشناسیزنان، س 3، ش 1، ص 62-39.

Baum, M. A. (2003) “Soft News & Political Knowledge,” Political Communication, 20: 173-190.

Defleur, M. & Rokeach, B. (1982) Theories of Mass Communication, London: Longman.

Diesing, J. (2013) “Social Media: A Solution to Declining Youth Engagement in Politics?” University of Otago Available at: https://ourarchive.otago.ac.nz/bitstream/handle.

Gaiser, W. & Rijike, J. (2008) “Political Participation of Youth Young Germans in the European Context,” Asia Eroup Journal, 5: 541-555.

Horniak, R. (2016) "Influence of Political Parties and the Media on the Formation of Public Opinion", Izzivi Prihodnosti, Challenges of the Future, 1 (4): 188-200. Available at: http://www.fos-unm.si/media/pdf/ip.

Little, J. S. (1996) Theories of Human Communication, London: Wadsworth Publishing company.

Mcnair, B. (1999) An Introduction to Political Communication, New York: Routledge Press.

Muntean, A. (2015) The Impact of Social Media Use of Political Participation, MA in Corporate Communication Aarhus University, Available at: http://pure.au.dk/portal/files.

Owen, D. (2018) New Media and Political Campaigns. the Oxford Handbook of Political Communication, Available at: http://www.oxfordhandbooks.com.

Sardarnia, Kh. & Safizadeh, R. (2017) “The Internet and its Potentials for Networking and Identity Seeking: A Study on ISIS.” Terrorism and Political Violence, Available at:

 http://dx.doi.org/10.1080/09546553.2017.1341877.

Vieira, A. L. (2011). Interactive LISREL in Practice: Getting Started with a SIMPLIS Approach, New York: Springer.