گونه‌شناسی پوشش زنان شهر همدان و عوامل اجتماعی مرتبط با آن

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشگاه بوعلی سینا همدان

2 عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا

3 عضو هیات علمی دانشگاه بو علی سینا

چکیده

پوشش کنشی اجتماعی (همانند کنش‌های اجتماعی دیگر) است که از کم و کیف و محتوای جامعه تأثیر می‌گیرد. گونه‌شناسی پوشش طیفی است که گونه‌های مختلف پوشش را در بر می‌گیرد. این گونه‌ها طبق انگیزه‌های پوششی افراد در معرض تأثیر و در ارتباط با عوامل اجتماعی شکل می‌گیرد. در این پژوهش گونه‌های پوشش زنان شهر همدان و عوامل اجتماعی مؤثر و مرتبط با آنها بررسی شده‌اند. روش پژوهش پیمایشی و جامعۀ آماری شامل همۀ زنان 18 تا 50 سالۀ ساکن شهر همدان است. ابزار گردآوری اطلاعات در مرحلۀ اکتشافی برای تعیین گونه‌های پوشش و انواع آن، مصاحبه با 40 زن بوده است. بعد از مشخص‌شدن این گونه‌ها پرسش‌نامه‌ای برای بررسی ارتباط متغیرها با این گونه‌ها ساخته شد. حجم نمونه شامل 335 زن است که با فرمول کوکران محاسبه و با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب انتخاب شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند گونه‎‌شناسی پوشش زنان شهر همدان دربرگیرندۀ چهار گونۀ پوششی راحت‌طلب، عفت‌طلب، نمایش‌طلب و همسرطلب است. یافته‌های آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان می‎‌دهند بین هر چهار گونۀ پوششی زنان با تأثیرپذیری از گروه همالان، تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم، اشتهار و اعتباربخشی مالی، میزان اوقات فراغت، وضعیت تأهل، تمایل به جذب جنس مخالف برای ازدواج و پیروی از اعتقادات همسر روابط معنی‌داری وجود دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Typology of Hamadani Women Covering and its Related Social Factors

نویسندگان [English]

  • Zohreh Bakhshi-Nazar 1
  • Ali mohammad Ghodsi 2
  • Esmaeel Balali 3
1 Bu-Ali Sina university
2 faculty member of Bu-Ali Sina university
3 faculty member of Bu-Ali Sina university
چکیده [English]

Introduction
Covering as a social action, like other social actions, in a society is influenced by some social factors. Social actor consciously uses a type of covering to influence other actors. Covering, then, as a social action is done by some social factors that form its meaning and content. A typology of covering includes a range of covering types that distinguishes quality of covering according to individuals’ motives and intentions in the forms of different covering types. Society as a container and culture as a content provide these covering types for individuals. This research attempts to study a typology of covering according to some social factors related to its types in Hamadani women. There are two fundamental questions that this research is going to answer them. First, how is woman typology of covering in Hamadan? And second, what are some social factors that form this typology and its constituent types?
 
Material & Methods
The study method is survey and its population includes all Hamadani women aged 18-50. For gathering information in exploratory stage, 40 women were interviewed with a specified covering range and its types. For studying relationships between research variables and the covering types, a questionnaire was designed after specifying covering types. A sample of 335 women who were selected by proportionate stratified sampling has been estimated through Cochran formula. The collected data were analyzed by frequency tables, x2 test, Cramer V, and contingency tables.
 
Discussion of Results & Conclusions
The research finding shows there is a covering range of Hamadani women including four covering types: comfort-intensive type, modesty-intensive type, exhibition-intensive type, and husband-intensive type. Hypotheses findings show that there are meaningful relationships between every four covering types such as influence from peer group, influence from expectations of significant others, financial reputation and prestige, amount of leisure time, following husband believes, attracting opposite sex for marriage, and marital status.
Based on the above-mentioned relationships between the four covering types and their related social factors, findings suggest that husband-intensive type takes the most influence from peer groups. Peer groups and their social actions influence attitudes towards women type of covering. Peer groups act as a looking glass that women look themselves into it.
Women covering types of husband-intensive and exhibition-intensive are influenced respectively by expectations of significant others. Significant others and some expectations created by them cause behavioral norms and patterns for women clothing. Findings also show that both covering types of husband-intensive and exhibition-intensive have the most relationship with financial reputation and prestige. Having high social status is a sign of wealth and reputation. It seems that some happened social changes during the last decades in Iran have created a kind of exhibitive society in which women use clothing as a symbol for showing their social statuses. 
Covering types of husband-intensive and exhibition-intensive have the most relationship with leisure time, too. It follows that in an exhibitive society, having more leisure time is related to some types of coverings. Another finding indicates that a majority of unmarried women have a husband-intensive type of covering for attracting husband. These women try to increase their erotic capital through their covering. It also follows that for these women clothing means the more erotic capital, the more chance of finding a husband.
Finally, the research finding suggest that women with covering type of exhibitive-intensive and modesty-intensive have the most relationship with their husband believes. Covering types of these women, then, are influenced by their husband believes, whether secular beliefs or religious ones.
Findings of this research on women typology of clothing and its related social factors indicate that, as a whole, there are different types of covering in a society that form a range of covering types for it, and these covering types are influenced by some social factors.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Covering Types
  • Expectations of Significant Others
  • Financial Reputation and Prestige
  • Attracting for Marriage
  • Erotic Capital

مقدمه و بیان مسئله

انسان‌ها از زمانی که برای حفاظت از بدنشان در برابر عوامل طبیعی - محیطی و گرم‌‎نگهداشتن آن در برابر سرما به فکر چاره افتادند، از پوشش استفاده کردند. آنها ابتدا در انتخاب نوع و کیفیت پوشش آزادی زیادی نداشتند. با تحول انسان و شکل‌‎گیری جوامع مدرن و خارج‌شدن انسان از وضع اولیه‌اش، جدا از این دو انگیزه، انگیزه‌های دیگری برای انتخاب نوع پوشش به وجود آمدند: انگیزۀ حضور در جمع، تعامل با دیگران، نمایش هویت و غیره.

انسان‌‎ها هنگام تنهایی و انزوا، به چگونگی پوشش خود توجه چندانی ندارند؛ اما زمانی که در جمع قرار می‌‎گیرند و با دیگران وارد تعامل می‌شوند، این حضور در جمع و تعاملات موجب می‌شود به پوشش خود توجه کنند (Gilman, 2002: 5)؛ به عبارتی، هنگامی که فرد در زندگی روزمرۀ خود در اجتماعات ظاهر می‌شود، پوشش او حامل معانی اجتماعی است که از ارجاع به توجه جمع حاصل می‌شود. این معانی کم و کیف پوشش او را شکل می‌دهند. توجه به پوشش هنگام تعاملات اجتماعی افراد با هم و معانی حاصل از آن بیان‌کنندۀ این است که پوشش ساختی آگاهانه دارد و حاصل زندگی اجتماعی است. این ساخت آگاهانۀ پوشش در زندگی اجتماعی، بافتی اجتماعی به آن می‌دهد. این بافت اجتماعی پوشش را به پوست اجتماعی تبدیل می‌کند؛ بنابراین، جامعه و اجتماعات آن بنا به بافت اجتماعی پوششی‌شان می‌توانند پوست‌های اجتماعی برگرفته از محتوای فرهنگی - تعاملی جامعه داشته باشند.

راچ‌هیگینز و ایچر دو هدف اساسی برای پوشش در جامعۀ امروزی برشمرده‌اند؛ یکی پوشش به‌منزلۀ اصلاح‌کنندۀ اجزای بدن و دومی به‌منزلۀ رسانه‌ای برای ارتباط (Roach-Higgins & Eicher, 1992: 12). بر این اساس از پوشش استفاد می‌شود تا هم کم وکیف کاستی‌های بدن به‌وسیلۀ آن هنگام تعاملات اجتماعی افراد با هم جلوۀ مدنظر و مطلوب پیدا کند و هم اینکه پوشش براساس معانی‌ای که در خود دارد در تعاملات افراد به‌منزلۀ رسانه عمل می‌کند؛ ازاین‌رو، می‌تواند ظاهر بدن را به آنچه انتظار است، تبدیل کند و نمادی برای انتقال منظور و قصدی خاص باشد.

پوشش در بستر اجتماعی جوامع کنش اجتماعی است که مانند دیگر کنش‌های اجتماعی با تأثیرگرفتن از عوامل اجتماعی انجام می‌شود. بازیگر اجتماعی از این کنش در صحنۀ اجتماع استفاده می‌کند تا با مقاصد مشخص و آگاهانۀ خود بر دیگر کنشگران اثر بگذارد؛ ازاین‌رو، پوشش به‌منزلۀ کنش اجتماعی از عواملی تأثیر می‌گیرد که معنا و محتوای آن را شکل می‌دهد.

گونه‌شناسی پوشش دربرگیرندۀ طیفی از گونه‌های پوشش است که کیفیت و چگونگی پوشش را بنا به انگیزه‌ها و قصد افراد در قالب تیپ‌های پوششی متفاوت مشخص می‌کند (بخشی‌نظر، 1395). جامعه به‌منزلۀ ظرف و فرهنگ به‌منزلۀ مظروف این گونه‌ها را فراهم می‌کنند.

زنان به‌منزلۀ متعلق موضوع بررسی این پژوهش با توجه به انگیزه‌هایی که از پوشش دارند، در جامعه ظاهر می‌شوند؛ بنابراین، چگونگی این ظهور را جامعه و معانی فرهنگی‌اش ایجاد می‌کنند.

پوشش در ایران بیش از آنکه امری عرفی باشد، امری دینی است و یکی از مهم‌ترین مباحث دربارۀ نوع پوشش‌های به‌‌کاررفته ازسوی زنان، مسئلۀ حجاب است. اهمیت زیادی که قشر زیادی از جامعه برای دین و دستورات دینی در امور زندگی خود قائل‌اند، موجب شده است بازتاب دستورات دینی در زندگی روزمره امری مشهود و نمایان باشد؛ با این حال، همة شیوه‌های پوشش در ایران را نمی‌توان در قالب حجاب منحصر کرد. شیوۀ پوشش بخشی از افراد جامعه نیز برمبنای سنت و فرهنگ شکل گرفته است (حمیدی و فرجی، 1387: 74).

در زمینۀ پوشش زنان و انواع آن در ایران مطالعاتی انجام شده است که یکی از آنها مطالعۀ مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) (1394) است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهند 6/27 درصد از دانشجویان چادر مشکی با مقنعه و 5/18 درصد چادر مشکی و روسری را می‌پسندند. در مجموع 1/46 درصد مردم به پوشش چادر تمایل نشان داده‌اند. 3/16 درصد مانتو بلند و مقنعه، 9/10 درصد مانتو بلند با روسری، 8 درصد مانتو بلند با شال، 4 درصد مانتو با دامن، 2/6 درصد مانتو کوتاه با شلوار، 1 درصد کت و شلوار، 4/1 درصد مانتو کوتاه با ساپورت و 8/1 درصد مانتو بی‌دکمه با ساپورت را ترجیح می‌دهند.

پژوهش حاضر درصدد است گونه‎‌شناسی پوشش را بنا به عوامل اجتماعی مرتبط با گونه‌های آن بین زنان در شهر همدان بررسی کند. از آنجا که هدف این پژوهش گونه‌شناسی پوشش زنان همدان و عوامل اجتماعی مرتبط با آن است، پرسش‌های بنیادی آن چنین‌اند: گونه‌شناسی پوشش زنان در این شهر چگونه است؟ چه عوامل اجتماعی با شکل‌گیری این گونه‌شناسی پوشش و گونه‌های تشکیل‌دهندۀ آن ارتباط دارند؟

 

پیشینۀ پژوهش

دهقانیان و خیری (1393) در پژوهش «بررسی الگوی پوشش جوانان یاسوج» نشان دادند اﻟﮕﻮی ﭘﻮﺷﺶ ﺳﻨﺘﯽ و ﺷﺒﻪﻣﺪرن ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺗﻌﺪاد ﻓﺮاواﻧﯽ را ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده است و متغیرهای التزام دینی، سرمایۀ فرهنگی و مصرف به ترتیب بیشترین همبستگی را با الگوی پوشش داشته‌اند.

آدمیان و همکاران (1391) نیز نشان داده‌اند ﺳﺒﻚ‌های ﭘﻮﺷﺶ ﺳـﻨﺘﻲ و ﻣـﺪرن ﺑـﻴﻦ ﺟﺎﻣﻌـۀ ﻣﻄﺎﻟﻌـﻪ‌شده (زنان 20 تا 50 سالۀ شهر مشهد)، ﻓﺮاواﻧﻲ بیشتری دارند. ﻫمچنین ﺑﻴﻦ ﺳﻠﻴﻘﻪ، ﺳﺮﻣﺎیۀ اﻗﺘﺼﺎدی و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻣﻴﺰان ﻣـﺼﺮف با سبک پوشش زنان ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻌﻨﺎدار وﺟﻮد دارد.

وزیری و همکاران (1381) در پژوهش خود چنین گزارش کرده‌اند: 1- ﻣﻴﻞ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﻧﻤﺎﻳﺸﻲ ﭘﻮﺷﺎک ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺑﺎﻻﺳـﺖ. 2- ﺑﺨـش ﻋﻤﺪه‌ای از ﻧﻮﺳﺎﻧﺎت ﻣﻴﻞ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﻧﻤﺎﻳﺸﻲ ﭘﻮﺷﺎک به‌طور همزمان از ﭘﺎﻳﮕـﺎه اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، دﻳﻨﺪاری، ﺟﻨﺴﻴﺖ، ﺳﻦ، اﻧﮕﻴﺰۀ ﭘﻴﺮوی از دﻳﮕﺮانِ ﻣﻬﻢ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﻣﺼﺮﻓﻲ رﺳﺎﻧﻪ و ﺑﺮﺧـﻲ از اﺷﻜﺎل ﺗﺮﻛﻴﺒﻲ (ﺗﻌﺎﻣﻠﻲ) آنهاست. 3- اﺛﺮ ﻧﺴﺒﻲ ﺳﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮ اﻧﮕﻴـزۀ ﭘﻴـﺮوی از دﻳﮕـﺮانِ ﻣﻬﻢ، ﭘﺎﻳﮕـﺎه اجتماعی و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﻣﺼﺮﻓﻲ رﺳﺎﻧﻪ‌ﻫﺎ از ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ بیشتر است.

حمیدی و فرجی (1387) در پژوهش «سبک زندگی و پوشش زنان در تهران»، نوع پوشش زنان در محیط‌های اجتماعی گوناگون و برخی مؤلفه‌‎های زندگی آنان را توصیف کرده‌اند. نتایج این پژوهش نه تیپ پوششی را نشان می‌دهند: پوشش به‌منزلۀ سبک زندگی، پوشش مدمحور، فشن لس، پوشش فمینیستی، حجاب به‌منزلۀ تکلیف، حجاب به‌منزلۀ ایدئولوژی، حجاب سنتی، حجاب زیبایی‌شناختی و حجاب بازاندیشانه.

گروگان و همکاران[1] (2013) در پژوهش «لباس مناسب و تصور از خود: بررسی نظر زنان به هنگام پوشیدن لباس»، تجربیات زنان از پوشیدن لباس مناسب و ارتباط آن با تصور از خود را بررسی کردند. نتایچ پژوهش آنها نشان می‌دهند تصور زنان از خود رابطۀ پیچیده‌ای با لباس مناسب و اندازۀ آن دارد. انتخاب لباس مناسب سبب افزایش اعتمادبه‌نفس زنان شده است. زنان ازطریق پوشش خود ضعف‌های ادراک‌شده از بدن را پنهان می‌کنند و در پی دست‎یابی به اندام باریک ایده‌آل‌اند.

تیگمان و آندرو[2] (2012) در پژوهش «انتخاب لباس، وزن و ویژگی خود عینیت‌بخشی» که دربارۀ بررسی رابطۀ بین انتخاب لباس و جنبه‌های تصور بدن انجام شده است، دریافته‌اند که در درجۀ اول بین شاخص تودۀ بدنی (MBI) و وزن با انتخاب لباس برای استتار بدن رابطه وجود دارد. در درجۀ دوم بین خود عینیت‌بخشی با انتخاب لباس به‌منزلۀ مد رابطۀ مستقیم وجود دارد؛ اما بین خود عینیت‌بخشی با انتخاب لباس برای راحتی رابطۀ منفی وجود دارد.

تیگمان و لاسی[3] (2009) به این یافته رسیدند که زنان در تمام سنین برای افزایش عزت نفس از مد لباس استفاده می‌کنند و بین تجربۀ خرید لباس با پیروی از مد و فردیت رابطۀ مثبت وجود دارد. همچنین بین نارضایتی از بدن و استفاده از لباس برای پنهان‌کردن ضعف‌های بدن با تجربۀ خرید رابطۀ منفی وجود دارد.

رابینسون[4] (2003) درﻳﺎﻓﺖ زﻧـﺎن ﻟﺒﺎسﻫﺎﻳﻲ را ﺑﻴشتر ﻣﻲﭘﻮﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﻗﺴﻤﺖﻫﺎیی از ﺑﺪﻧﺸﺎن را به نمایش بگذارند ﻛـﻪ از آن رﺿـﺎﻳﺖ دارﻧـﺪ. همچنین، ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎی اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن می‌دهند ﺷﻴﻮۀ ﭘﻮﺷـﺶ ﺑـﺎ وﺿـﻌﻴﺖ ﺗﺄﻫﻞ و ﺳﻦ راﺑﻄﻪ دارد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ زﻧﺎﻧﻲ ﻛﻪ در ﺑﺮﻧﺎمۀ ﻛﺎﻫﺶ وزن ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، از ﻟﺒﺎس‌ﻫﺎﻳﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻇﺎﻫﺮ آنها را ﺑﻬﺘﺮ نشان دهد و ﺗﺼﻮر آﻧﺎن را از ﺑﺪﻧﺸﺎن ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺨﺸﺪ. اگر ﺗﺼﻮر و رﺿﺎﻳﺖ زنان از ﺑﺪﻧﺸﺎن اﻓﺰاﻳﺶ ﭘﻴـﺪا ﻛﻨـﺪ ﺑا جدﻳﺖ تمام ﺑﺮﻧﺎمۀ کاهش وزن را دﻧﺒﺎل و در آن موفق‌تر عمل می‌کنند.

جمع‌بندی پیشینۀ پژوهش نشان می‌دهد این پژوهش‌ها بنا به موضوعشان برخی عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روان‌شناختی مرتبط با پوشش را توصیف کرده‌اند. پژوهش حاضر درصدد است ضمن شناسایی و یافتن گونه‌های پوشش زنان در شهر همدان، این گونه‌های پوشش را در ارتباط با مجموعه‌ای از عوامل جامعه‌شناختی قرار دهد و سپس توضیح دهد که این عوامل چگونه در شکل‌گیری پوشش زنان تأثیر می‌گذارند.

1.                    

2.                   مبانی نظری

در این پژوهش برای توضیح پوشش زنان و عوامل اجتماعی مرتبط با آن از سه نظریۀ طبقۀ تن‌آسا، خود آیینه‌‎سان و سرمایۀ جنسی استفاده شده است. این سه نظریه با مؤلفه‌هایی که دربارۀ پوشش از آنها استخراج می‌شوند، پژوهش حاضر را در تدوین و طرح فرضیه‌ها راهنمایی می‌کنند.

 

3.                   نظریۀ طبقۀ تن‌آسا

پوشش و مد در نظر وبلن عناصر مهمی‌اند که طبقۀ تن‌آسا به‌وسیلۀ آنها برای اعتبار و منزلت اجتماعی رقابت می‌کند. وبلن عضوشدن در طبقۀ تن‌آسا را با نشانه‌های مصرف تظاهری و کارنکردن و بطالت نشان می‌دهد.

نظریۀ طبقۀ تن‌آسای وبلن تحلیلی از کارکردهای پنهان «مصرف تظاهری» و «ضایع‌کردن تظاهری» و ازجمله روش‌های رقابت‌آمیز است که برای بالابردن حیثیت فردی رواج یافته است (وبلن، 1386: 17).

وبلن در طبقۀ تن‌آسا به فراغت متظاهرانه و خودنمایانه اشاره می‌کند که رابطۀ نزدیکی با مصرف متظاهرانه دارد و اهداف این نوع فراغت نیز کسب عزت نفس و برانگیختن رشک دیگران است. این فراغت متظاهرانه و خودنمایانه که ازطریق اشتغال فرد به کارهای غیرتولیدی نمایش داده می‌شود، نشان‌دهندۀ ثروت فرد است.

بنا به نظر وبلن در هر مرتبۀ اجتماعی، معیار تجمل در مصرف از راه به ‌کار بستن معیار کسانی اعمال می‌شود که ازلحاظ اعتبار در سطح بالاتر قرار دارند. این جریان ‌به‌ویژه در جوامعی که در آنها تمایز طبقاتی تاحدودی نامعلوم است، تا آنجا ادامه پیدا می‌کند که تمام استانداردهای مصرف از طرز تفکر بالاترین طبقه تأثیر می‌گیرد؛ پس به‌‎طور کلی این طبقۀ برتر است که تعیین می‌کند جامعه کدام شیوۀ زندگی را به‌منزلۀ سبک زندگی آرمانی بشناسد (وبلن، 1386: 139). ازنظر او افراد در جوامع مدرن ازﻃﺮﻳﻖ ﻣﺼﺮف ﻧﻤﺎﻳﺸﻲ، ﺛﺮوت ﺧﻮد را ﺑﻪ دﻳﮕﺮان ﻧﺸﺎن ﻣﻲدهند و افراد طبقۀ متوسط و پایین جامعه از این رویه تقلید می‌کنند.

به نظر وبلن در دنیای مدرن مبنای افتخار، منزلت اجتماعی و پایگاه اجتماعی فرد است و ثروت و قدرت مالی فرد، مبنای شهرت او در جامعه است (استوری، 1386)؛ ازاین‌رو، مردم محصولات گران را نه به‌دلیل نیاز به آنها، بلکه برای به رخ کشیدن ثروتشان می‌‎خرند (Macionis, 2018: 628).

وبلن در ارائه و توضیح نظریه‌اش از شاخص‌های خانه، باغ، غذا و داشتن حیوانات خانگی بهره برده است؛ اما به پوشش و لباس به‌طور خاصی توجه کرده است؛ زیرا پوشش و لباس به‌لحاظ ویژگی‌شان، بهتر از شاخص‌های دیگر در تشریح نظریۀ او کاربرد دارند. ازنظر او لباس ضرورتی اجتماعی است و حضوریافتن در جمع متضمن لباس‌پوشیدن است. این ضرورت اجتماعی در قالب مصرف پوشش و لباس ازنظر وبلن نماد جایگاه و سلسله‌مراتب اجتماعی در نظر گرفته می‌شود (Warde, 2017: 35).

رویکرد شارلوت گیلمن مانند رویکرد وبلن دارد. او بسط‌دهندۀ نظریۀ طبقۀ تن‌آساست و معتقد است پوشش‌های رایج از کارکرد طبیعی خود که محافظت از بدن و گرم‌شدن است، دور شده‌‌اند و بیشتر جنبۀ متظاهرانه و نمایشی به خود گرفته‌اند.

با توجه به نظریۀ طبقۀ تن‌‌آسا دربارۀ پوشش زنان، پاشنۀ بلند کفش، لباس‌های تنگ و چسبان و به‌طور کلی بی‌‌توجهی به راحتی پوشنده - که نشانۀ آشکار لباس زنان متمدن کنونی است - گواه گویا بر آن است که در شیوۀ زندگی امروز، زن به‌طور نظری ازنظر اقتصادی به مرد وابسته است (وبلن، 1386: 202). ازنظر گیلمن اگر یک مرد برای زینت خود از ساعت مچی زنجیردار طلا، سردکمۀ آستین لباس از جنس الماس یا کت و شلوار و لباس‌‌های مارک‌‌دار استفاده کند، در‌واقع استطاعت مالی خود را نشان داده است؛ در حالی که اگر زن از کلاه گران‌‌‌قیمت، گردنبند، زیورآلات و لباس‌‌های مارک‌دار استفاده کند، نشان‌دهندۀ منزلت اجتماعی و استطاعت مالی مرد اوست؛ درواقع، گیلمن معتقد است زنان نمایشگاه یا تجلی‌‌گاه اعتبار و ثروت مردان‌اند (Gilman, 2002: 79).

بنا به نظریۀ طبقۀ تن‌‌آسا، زمانی که افراد با ویژگی‌‌های مصرفی طبقه‌‌بندی می‌‌شوند، سعی می‌‌کنند به لطف شباهت لباس‌‌هایشان روابط با افراد برخوردار را تنظیم کنند و از این طریق فاصلۀ طبقاتی را به‌گونه‌‌ای پنهان و به‌نوعی احساس رضایت کنند و براساس ارزش منزلتی پوشش خود بر دیگران تأثیر بگذارند.

4.                    

5.                   نظریۀ خود آیینه‌سان

کولی در چارچوب دیدگاه کنش متقابل نمادی، نظریۀ خود آیینه‌سان را طرح کرده است. ازنظر او «خود» محصولی کاملاً اجتماعی است که در قالب تعاملات اجتماعی شکل می‌گیرد (Tischer, 2011: 83)؛ بنابراین، جامعه و تعاملات اجتماعی درون آن بستر، مبنای شکل‌گیری و توسعۀ خود را فراهم می‌کنند. جامعه و خود، دوقلوی همزادند (Abrutyn, 2016: 361) و هر دو ضمن داشتن رابطۀ متقابل، پیوند ارگانیک با هم دارند.

جامعه در طی تعاملات اجتماعی آیینه‌ای را در برابر فرد قرار می‌دهد تا او خود را در آن ببیند. پیوند ارگانیک بین جامعه و خود را می‌توان چنین بیان کرد که جامعه با تعاملات تنظیم‌شده و هماهنگی ایجادشده‌ای شکل می‌گیرد که معانی مشترک دربارۀ زندگی اجتماعی را فراهم می‌کنند و در این بین «خود» ازطریق تعامل افراد با هم تعریف می‌شود. براساس پیوند ارگانیک ذکرشده در مرحلۀ اول قواعد و الگوهای رفتاری موردانتظار جامعه زمینۀ تعاملات را ایجاد می‌کنند و در مرحلۀ دوم واکنش‌ها و پاسخ‌های افراد به هم چگونگی تعریف، ارائه و شکل‌گیری «خود» را ضمن تعاملات اجتماعی فراهم می‌کنند.

کولی شکل‌گیری خود آیینه‌سان را بنا به پیوند بین جامعه و خود در سطح خرد جامعه‌شناسی توضیح می‌دهد. ازنظر او هنگامی که فرد با دیگران تعامل برقرار می‌کند و دیگران به او واکنش نشان می‌دهند، خود آیینه‌سان طی سه مرحله شکل می‌گیرد:

الف- این واکنش به فرد امکان می‌دهد که تصور کند چگونه او نزد دیگران ظاهر می‌شود.

ب- فرد قضاوت می‌کند که چطور دیگران او را ارزیابی می‌کنند.

ج- فرد طی این قضاوت مفهوم خود یا مجموعه‌ای از احساسات، اداراکات و ایده‌ها را دربارۀ اینکه او چه کسی است، شکل می‌دهد (Giddens et al., 2017: 132 Dillon, 2014: 276;).

احساسات، اداراکات و ایده‌هایی که کولی در قالب خود آیینه‌سان بیان می‌کند و فرد خود را با آنها تعریف می‌کند، به‌عمد به این وابسته است که او خودی را می‌بیند که دیگران آن را ارزیابی و ارائه کرده‌اند.

آیینه وسیله‎‌ای است که فرد ظاهر خود را در آن می‌بیند. این ظاهر که با پوشش همراه است، ظاهر و پوشش را با هم در معرض دیدن فرد قرار می‌دهد. در استعارۀ خود آیینه‌سان کولی، کم و کیف و نحوۀ ظاهر و پوشش «خود» در آیینۀ تعاملات اجتماعی دیده می‌شود. براساس خود آیینه‌سان اینکه فرد چه پوششی را انتخاب کند، سه مرحله را طی می‌کند:

اول- دیگرانی که فرد با آنها در تعامل است.

دوم- واکنش‌ها و ارزیابی‌های دیگران از پوشش فرد.

سوم- قضاوت و نظر فرد از واکنش‌ها و ارزیابی‌های دیگران دربارۀ پوشش خود.

طبق استعارۀ خود آیینه‌سان کولی، درست همان طور که فرد ظاهر خود را در آیینه می‌بیند، او پوشش خود را در واکنش دیگران در طی تعاملات می‌بیند و به ظاهر خود طبق پوشش موردانتظار دیگران شکل می‌دهد.

ازنظر کولی تعاملات اجتماعی که «خود» را براساس خود آیینه‌سان ایجاد می‌کنند، به‌طور عمده در گروه‌های نخستین انجام می‌شوند؛ بنابراین، گروه‌های نخستین تأثیر دیرپایی بر ایجاد و توسعۀ خود دارند (Giddens et al., 2017: 131). گروه‌های نخستین هم در فرایند جامعه‌پذیری اولیه و هم در مراحل بعدی زندگی نقش اساسی را برای فرد ایفا می‌کنند؛ ازاین‌رو، این گروه‌‎ها با هستی و وجود فرد عجین و همبسته‌اند. به‌گونه‌ای که فرد در این گروه‌‎ها ذوب می‌شود.

علاوه بر گروه‌های نخستین، دیگرانِ مهم نیز تأثیر بسزایی بر فرد و نقش مهمی در شکل‌گرفتن «خود» دارند (Schaefer, 2012: 83). طبق نظر جرچ هربرت مید، «خود» ساختۀ فرد نیست؛ بلکه آن چیزی است که دیگران مهم در نظر دارند که باید باشد (Maseda, 2017: 184). کسانی که دیگران مهم را برای فرد تشکیل می‌دهند، شامل والدین، معلمان، همسران، دوستان و گروه همالان‌اند. ازنظر مید، گروه همالان به‌طور فزاینده‌ای نقش دیگران مهم را ایفا می‌کند (Schaefer, 2012: 83). دیگران مهم و گروه همالان بنا به تأثیری که در شکل‌گیری «خود» دارند، می‌توانند در نوع پوشش، درک و تعریف فرد از ظاهرش نقش داشته باشند.

 

6.                   نظریۀ سرمایۀ جنسی

سرمایه دارایی است که وضعیت فرد را در بازارهای جامعه مشخص می‌کند. افراد دارای چهار نوع سرمایه‌اند: اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و جنسی (حکیم، 1391: 33). ریشه و منشأ همۀ این سرمایه‌ها کمیابی آنها در جوامع است و این کمیابی، مبنای ارزش این سرمایه‌هاست.

کاترین حکیم، مبدع و نظریه‌پرداز نظریۀ سرمایۀ جنسی، این سرمایه را نوعی دارایی در نظر می‌گیرد که با استفاده از آن می‌توان از مزیت‌های اجتماعی و اقتصادی آن بهره گرفت. ازنظر حکیم سرمایۀ جنسی نسبت به دیگر انواع سرمایه سه وجه تمایز دارد: اول، وجه غالباً زنانۀ سرمایه جنسی است. به‌گونه‌ای که زنان مقدار سرمایۀ جنسی زیادتری نسبت به مردان دارند (Hakim, 2010: 505) و سرمایۀ جنسی زنان در روابط خصوصی و به‌طور بالقوه در عرصۀ عمومی بیشتر است (Hakim, 2015: 327)؛ به‌دلیل همین وجه غالباً زنانۀ سرمایۀ جنسی است که زنان روی این دارایی سرمایه‌گذاری بیشتری می‌کنند (Hakim, 2010: 505). دوم، سرمایۀ جنسی که آن نوع توزیع طبقاتی را ندارد که دیگر سرمایه‌ها می‌توانند داشته باشند. بدون توزیع طبقاتی بودن، سرمایۀ جنسی بیان‌کنندۀ این است که وقتی سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از نظام قشربندی جامعه تبعیت می‌کنند، سرمایۀ جنسی بدون داشتن توزیع خاصی می‌تواند در افراد تمام طبقه‌های جامعه ازجمله طبقه‌های بالا و پایین، وجود داشته باشد. به عبارتی، می‌توان افرادی را در نظر گرفت که سرمایۀ اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ندارند؛ اما سرمایۀ جنسی دارند. مانند دختر فقیری که هیچ نوع سرمایه‌ای ندارد؛ اما زیباست (حکیم، 1391: 37) و سرمایۀ جنسی دارد. سوم، سرمایۀ جنسی با پا به سن گذاشتن و پیرشدن کاهش می‌یابد. به عبارتی، جوانی با سرمایۀ جنسی همبسته است و این سرمایه با افزایش سن و پیری کاهش می‌یابد و رو به زوال می‌گذارد.

سرمایۀ جنسی ازنظر حکیم از شش مؤلفۀ زیبایی، جذابیت جنسی، مهارت‌های اجتماعی در تعامل، سرزندگی، شیوۀ ظاهرشدن در جامعه و مهارت جنسی تشکیل می‌شود (Hakim, 2010: 500). سرمایۀ جنسی با در نظر گرفتن این مؤلفه‌ها ترکیبی از جذابیت‌های زیباشناختی، دیداری، ظاهری و اجتماعی است؛ بنابراین، هم شامل مهارت‌هایی می‌شود که می‌توانند آموخته یا تقویت شوند هم شامل ویژگی‎‌هایی می‌شود که در زمان تولد معین می‌شوند (حکیم، 1391: 31).

سرمایۀ جنسی می‌تواند به دو شکل ارتقا یابد و تکمیل شود. یکی با جراحی‌های زیبایی و آرایش بدن و دیگری با استفاده از پوشش و لباس. جراحی‌های زیبایی و آرایش قیافه و ظاهر طبیعی، زنان را با بدن اجتماعی برگرفته از ارزش‌های اجتماعی زیبایی منطبق می‌کند. پوشش و لباس به زنان در تبدیل قیافه و ظاهر طبیعی‌شان به بدن اجتماعی و بازنمود اجتماعی ارزش‌های سرمایۀ جنسی کمک می‌کند.

شیوۀ ظاهرشدن در جامعه به‌‍‌‌منزلۀ مؤلفۀ سرمایۀ جنسی با بازنمود اجتماعی زنان ارتباط دارد. حکیم این مؤلفۀ سرمایۀ جنسی را شامل سبک لباس، آرایش و سبک مو می‌داند (Hakim, 2010: 500). امروزه سرمایه‌گذاری در شیوۀ ظاهرشدن در جامعه به‌طور جالب‌توجهی با پوشش زنان ارتباط دارد و زنان با رجوع به گزینه‌های پوششی می‌توانند در پی بهبود و ارتقای ظاهرشان برآیند. از این لحاظ است که هزینه‌کردن برای لباس به‌منزلۀ بخشی از پوشش در زنان با زیبایی ادارک‌شدۀ آنها ارتباط مثبت دارد (Hamermesh et al., 1999: 50).

سرمایۀ جنسی به‌منزلۀ دارایی زنانه، ازنظر حکیم قابلیت تبدیل و تعویض با سرمایه‌های دیگر را دارد؛ ازاین‌رو، حامل مزیت‌های اجتماعی و اقتصادی برای زنان است. سرمایۀ جنسی در بازار کار، ازدواج، رسانه‌ها، ورزش، هنر و تعاملات روزمره اهمیت دارد (Hakim, 2010: 502). حکیم در مقالۀ «جذاب برنده است و زشت بازنده» در فعالیت‌‎های رقابتی امروزه بازده جذاب‌بودن را برابر با صلاحیت‌های دیگر در نظر می‌گیرد (Hakim, 2011: 15). از این نظر زن زیبا و جذاب می‌تواند با توجه به سرمایۀ جنسی‌اش با زنان تحصیلکرده و دارای سرمایۀ فرهنگی در بازار اشتغال رقابت کند. برای زن زیبا به‌لحاظ داشتن سرمایۀ جنسی، زیبایی‌اش برای ازدواج و اشتغال یک برند است (Brana & Parsons, 2011: 130). سرمایۀ جنسی در بازار ازدواج برای زنان امکان رقابت ایجاد می‌کند و در جوامع امروزی نقش فزاینده‌ای ایفا می‌کند (Green, 2013: 40; Hakim, 2010: 515). پژوهش هامرمش نشان می‌دهد سرمایۀ جنسی در بازار اشتغال بازده جالب‌توجهی برای زنان دارد؛ به‌گونه‌ای که علاوه بر تأثیر در اشتغال زنان موجب افزایش درآمد آنها می‌شود (Hamermesh, 1999: 47).

7.                    

8.                   جمع‌‎بندی و ارائۀ الگو

در سه نظریۀ طرح‌شده، نظریۀ طبقۀ تن‎‌آسا پوشش زنان را در ارتباط با به نمایش گذاشتن منزلت اجتماع آنها مطرح می‌کند. بر این اساس، نشان‌دادن منزلت اجتماعی بالا با نمایش‎‌دادن نمادهای پوششی که بیان‌کنندۀ منزلت بالا هستند، در منظر دیگران عیان و پیدا می‌شود؛ بنابراین، پوشش حامل معانی اجتماعی است که داشتن منزلت اجتماعی را به رخ می‌کشاند.

در دیدگاه کنش متقابل نمادی و نظریۀ خود آیینه‌‎سان، «خود» هنگام تعاملات اجتماعی با دیگران شکل می‌گیرد. «خود» که پوشش در شکل‌گیری آن نقش عمده‌ای دارد، در آیینۀ دیگران دیده می‌شود؛ بنابراین، دیگرانی که در دایرۀ تعاملات اجتماعی با فرد قرار دارند، در شکل‌دهی به پوشش او سهم اساسی را ایفا می‌کنند.

در نظریۀ سرمایۀ اجتماعی، بنا به مؤلفه‌های این سرمایه، پوشش همراه با جراحی‌های زیبایی موجب بازنمود اجتماعی بهتر و ارتقای ظاهر زنان می‌شود؛ بنابراین، زنان برای داشتن ظاهری بهتر و انطباق این ظاهر با ارزش‌های اجتماعی زیبایی ازطریق پوشش اقدام می‌کنند. این اقدام به بهبود و ارتقای ظاهر به‌وسیلۀ پوشش، سرمایه‌ای جنسی است که برای زنان دارایی سرمایه‌ای به حساب می‌آید. نمودار 1 الگوی نظری پژوهش را بنا به این سه نظریه نشان می‌دهد:

 

 

 

 

 

 

 

9.           

10.        


11.       نمودار 1- الگوی نظری پژوهش

 

 

12.                فرضیه‌های پژوهش

1- بین تأثیرپذیری از گروه همالان با گونه‌های پوشش زنان رابطه وجود دارد.

2- بین تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم با گونه‎‌های پوشش زنان رابطه وجود دارد.

3- بین اشتهار و اعتباربخشی مالی با گونه‌های پوشش زنان رابطه وجود دارد.

4- بین میزان اوقات فراغت با گونه‌های پوشش زنان رابطه وجود دارد.

5- بین وضعیت تأهل با گونه‌های پوشش زنان رابطه وجود دارد.

6- بین تمایل به جذب جنس مخالف برای ازدواج با گونه‌های پوشش زنان رابطه وجود دارد.

7- بین پیروی از اعتقادات همسر با گونه‌های پوشش زنان رابطه وجود دارد.

 

روش پژوهش

برای بررسی موضوع پژوهش و پاسخ به سؤالات آن با فرضیه‌های طرح‌شده، از روش پیمایشی استفاده شد و داده‌ها با پرسش‎‌نامۀ محقق‌ساخته جمع‌آوری شدند. جامعۀ آماری شامل تمام زنان 50-18 سالۀ ساکن شهر همدان است که طبق سرشماری نفوس و مسکن سال 1390 تعداد آنها 188076 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 335 نفر محاسبه شده است که با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب انتخاب شدند.

پوشش به‌منزلۀ موضوعی که این پزوهش درصدد توضیح و بررسی آن است، شامل همۀ چیزهایی است که به بدن پوشانده می‌شود، ازجمله سرپوش (روسری، چادر، شال، کلاه)، لباس و کفش است.

دامنۀ پوشش از مطالعۀ گیلمن در جامعه‌شناسی پوشش گرفته شده است. بنا به این دامنه انگیزه‌هایی که مبنای انواع وسیع پوشش را تشکیل می‌دهند، به چند دلیل اصلی تقلیل‌پذیرند. این انگیزه‌ها پنچ عامل زیر را در بر می‌گیرند: 1-حفاظت بدن 2-گرم‌کردن بدن 3-آرایش ‌بدن 4-عفت و 5- نمادگرایی و بیشتر پدیده‌ها را در پوشش توضیح می‌دهند (Gilman, 2002: 7).

برای اینکه مشخص شود آیا انگیزه‌های پوششی زنان مدنظر گیلمن با انگیزه‌های خود پاسخگویان مطابقت دارد یا نه، مصاحبه‌ای اولیه با 40 زن انجام شد. در این مطالعۀ مقدماتی که تنها روی انگیزه‌ها انجام شد و به‌منزلۀ کاری اکتشافی برای انطباق انگیزه‎‌ها بود، از میان تمام انگیزه‌ها تنها چهار انگیزه دربارۀ پاسخگویان انطباق بیشتری داشت. به همین دلیل این چهار انگیزه انتخاب شدند. پاسخ‌های برگرفته از مصاحبه در چهار مقولۀ راحت‌طلب[5]، عفت‌طلب[6]، نمایش‌طلب[7] و همسرطلب[8] قرار گرفتند. پاسخگویان عموماً ضمن اظهار استفاده از پوشش برای حفاظت و گرم‌کردن بدن، انگیزۀ اصلی و بنیادی پوشش خود را یکی از چهار مقولۀ ذکرشده بیان کردند؛ بنابراین، این چهار مقوله به‌منزلۀ مقوله‌های گونه‌های پوشش در پرسش‌نامه درج شدند.

در پرسش‌نامه اطلاعات دربارۀ متغیرهای اشتهار و اعتباربخشی، گروه همالان، تأثیرپذیری از انتظارات دیگران مهم، جذب جنس مخالف برای ازدواج، پیروی از اعتقادات همسر و میزان اوقات فراغت جمع‌آوری شدند. اعتبار پرسش‌نامه با اعتبار صوری (ارزیابی متخصصان) و پایایی متغیرها با ضرایب آلفای کرونباخ (جدول 1) به دست آمد.

 

جدول 1- ضرایب آلفای کرونباخ متغیرهای پژوهش

نام متغیر

ضریب آلفا

اشتهار و اعتباربخشی مالی

821/0

گروه همالان

825/0

تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم

724/0

جذب جنس مخالف برای ازدواج

845/0

پیروی از اعتقادات همسر

794/0

اطلاعات به‌دست‌آمده با استفاده از نرم‌افزار spss، جدول فراوانی، آزمون x2، وی کرامر و جداول توافقی تجزیه و تحلیل شدند.

 

یافته‌ها

13.           توزیع فراوانی جمعیت نمونه برحسب سن

همان‌‌ طور که در جدول 2 مشاهده می‌‌شود، بیشترین درصد جمعیت نمونه در گروه سنی 31 تا 35 سال قرار دارد که در کل 9/23 درصد جمعیت نمونه را تشکیل می‌‌دهند و کمترین درصد به ترتیب مربوط به گروه‌‌های سنی 45-41 سال و 50-46 است که به ترتیب 9/6 درصد و 6/6 درصد از کل جمعیت نمونه را تشکیل می‌‌دهند.

همچنین 3/49 درصد از جمعیت نمونه مجرد و 7/50 درصد متأهل‌اند. بیشترین درصد افراد جمعیت نمونه در پایگاه اقتصادی - اجتماعی متوسط و با در نظر گرفتن دو زیرگروه آن به ترتیب 1/33 درصد در پایگاه متوسط به پایین و 3/29 درصد در پایگاه متوسط به بالا قرار دارند.

 

جدول 2- توزیع فراوانی و درصد جمعیت نمونه برحسب سن

 

سن

وضعیت تأهل

پایگاه اجتماعی

18-20

21-25

26-30

31-35

36-40

41-45

46-50

مجرد

متأهل

پایین

متوسط پایین

متوسط بالا

بالا

فراوانی

42

66

70

80

32

23

22

165

170

61

111

98

65

درصد

5/2

7/19

9/20

23.9

9.6

6.9

6.6

49.3

50.7

18.2

33.1

29.3

19.4

کل

335

100

335

100

335

100

                                 

 

 

توزیع فراوانی جمعیت نمونه برحسب گونه‌های پوشش

همان طور که در جدول 3 مشاهده می‎‌شود، در جمعیت نمونه 8/18 درصد در گونۀ راحت‌‌‌طلب، 6/23 درصد در گونۀ عفت‎‌طلب، 29 درصد در گونۀ نمایش‌‌‌طلب و 7/28 درصد در گونۀ همسرطلب قرار دارند. بیشترین درصد فراوانی افراد جمعیت نمونه به ترتیب در گونه‌‌‌های نمایش‌طلب و همسرطلب قرار می‌گیرند.

 

 

جدول 3- توزیع فراوانی و درصد جمعیت نمونه برحسب گونههای پوشش زنان

گونه‌های پوشش زنان

فراوانی

درصد

گونۀ راحت‌طلب

63

8/18

گونۀ عفت‌طلب

79

6/23

گونۀ نمایش‌طلب

97

0/29

گونۀ همسرطلب

96

7/28

کل

335

100

 

 


تحلیل استنباطی داده‌ها طبق آزمون فرضیه‌های پژوهش

رابطۀ بین تأثیرپذیری از گروه همالان با گونه‌های پوشش زنان

در جدول 4 رابطۀ بین متغیر گروه همالان با گونه‌های پوشش زنان طبق یافته‌‌های آزمون  x2درج شده است. با توجه به مقدار x2 (299/50) و سطح معناداری (000/0) به‌دست‌آمده، بین دو متغیر گروه همالان و گونه‌های پوشش زنان رابطۀ معنادار وجود دارد. شدت این رابطه با توجه به وی کرامر به مقدار (387/0) است. براساس جدول توافقی 5 گونۀ همسرطلب (60 درصد) بیشترین تأثیرپذیری را از گروه همالان دارد.

 

 

جدول 4- رابطۀ متغیر تأثیرپذیری از گروه همالان با گونه‌های پوشش زنان

متغیرها

کای اسکوئر

درجۀ آزادی          وی کرامر

سطح معناداری

متغیرگروه همالان

با گونه‌های پوشش زنان

299/50

6            387/0

000/0

 

 

 

 

 

 

 

جدول توافقی 5- تأثیرپذیری از گروه همالان با گونه‌های پوشش زنان

گونه‌های پوشش زنان

تأثیرپذیری از گروه همالان

پایین

متوسط

بالا

کل

گونۀ راحت‌طلب

31

22.6

25

16.9

7

14.1

63

18.8

گونۀ عفت‌‌طلب

50

36.5

27

18.2

2

4.1

79

23.6

گونۀ نمایش‌طلب

35

25.5

51

34.5

11

23.1

97

29.0

گونۀ همسرطلب

21

15.3

45

30.4

30

60.0

96

28.7

کل

31

22.6

25

16.9

7

14.1

63

18.8

 

 

رابطۀ تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم با گونه‌های پوشش زنان

در جدول 6 رابطۀ بین متغیر تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم با گونه‌های پوشش زنان طبق یافته‌‌های آزمون x2درج شده است. با توجه به مقدار x2 (837/22) و سطح معناداری (001/0) به‎دست آمده، بین دو متغیر تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم و دامنۀ پوشش زنان رابطۀ معناداری وجود دارد. شدت این رابطه با توجه به وی‌‌کرامر به مقدار (261/0) است. براساس جدول توافقی 7 به ترتیب گونه‌های همسرطلب (9/39 درصد) و نمایش‌طلب (34/7 درصد) بیشترین رابطه را با تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم دارند.

 

 

جدول 6- رابطۀ متغیر تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم با گونه‌های پوشش زنان

متغیرها

کای اسکوئر

درجۀ آزادی           وی‌‌کرامر

سطح معناداری

تأثیر پذیری از انتظارات دیگران مهم

با گونه‌های پوشش زنان

837/22

6                        261/0

001/0

 

جدول توافقی 7- تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم با گونه‌های پوشش زنان

گونه‌های پوشش زنان

تأثیرپذیری از انتظارات دیگرانِ مهم

پایین

متوسط

بالا

کل

گونۀ راحت‌طلب

20

35.7

37

17.9

6

8.3

63

18.8

گونۀ عفت‌طلب

14

25

52

25.1

13

18.1

79

23.6

گونۀ نمایش‌طلب

15

26.8

57

27.5

25

34.7

97

29.0

گونۀ همسرطلب

7

12.5

61

29.5

28

39.9

96

28.7

کل

56

100

207

100

72

100

335

100

 

 

رابطۀ بین متغیر اشتهار و اعتباربخشی مالی با گونه‌های پوشش زنان

در جدول 8 رابطۀ بین متغیر اشتهار و اعتباربخشی مالی با گونه‌های پوشش زنان طبق یافته‌‌های آزمون x2 درج شده است. با توجه به مقدار x2 (353/21) و سطح معناداری (02/0) به‌دست آمده، بین دو متغیر اشتهار و اعتباربخشی مالی و دامنۀ پوشش زنان رابطۀ معنادار وجود دارد. شدت این رابطه با توجه به وی کرامر به مقدار (209/0) است. براساس جدول توافقی 9 گونه‌های همسرطلب (4/34 درصد) و نمایش‌طلب (4/34 درصد) بیشترین رابطه را با اشتهار و اعتباربخشی مالی دارند.

 

 

جدول 8- رابطۀ متغیر اشتهار و اعتباربخشی مالی با گونه‌های پوشش زنان

متغیرها

کای اسکوئر

درجۀ آزادی

وی کرامر

سطح معناداری

اشتهار و اعتباربخشی مالی

با گونه‌های پوشش زنان

353/21

6

209/0

02/0

 

جدول توافقی 9- اشتهار و اعتباربخشی مالی با گونه‌های پوشش زنان

گونه‌های پوشش زنان

اشتهار و اعتباربخشی مالی

پایین

متوسط

بالا

کل

گونۀ راحت‌طلب

15

34.9

38

16.5

10

16.4

63

18.8

گونۀ عفت‌طلب

12

27.9

58

25.1

9

14.8

79

23.6

گونۀ نمایش‌طلب

6

14.

70

30.3

21

34.4

97

29.

گونۀ همسرطلب

10

23.3

65

28.1

21

34.4

96

28.7

کل

43

100

231

100

61

 

335

100

 

 


رابطۀ بین متغیر میزان اوقات فراغت با گونههای پوشش زنان

در جدول 10 رابطۀ بین متغیر میزان اوقات فراغت با گونه‌های پوشش زنان طبق یافته‌‌های آزمون x2درج شده است. با توجه به مقدار x2 (782/61) و سطح معناداری (000/0) به‌دست‌آمده، بین دو متغیر میزان اوقات فراغت و گونه‌های پوشش زنان رابطۀ معناداری وجود دارد. شدت این رابطه با توجه به وی کرامر به مقدار (431/0) است. براساس جدول توافقی 11 به ترتیب گونه‌های همسرطلب (1/49 درصد) و نمایش‌طلب (5/35 درصد) بیشترین رابطه را با اوقات فراغت دارند.

 

 

جدول 10- رابطۀ متغیر میزان اوقات فراغت با گونه‌های پوشش زنان

متغیرها

کای اسکوئر

درجۀ آزادی

وی کرامر

سطح معناداری

میزان اوقات فراغت با

گونه‎های پوشش زنان

782/61

6

431/0

000/0

جدول توافقی 11- میزان اوقات فراغت با گونه‌های پوشش زنان

گونه‌های پوشش زنان

میزان اوقات فراغت

کم

متوسط

زیاد

کل

گونۀ راحت‌طلب

36

26.2

21

25.9

3

2.7

61

18.4

گونۀ عفت‌طلب

45

31.9

19

23.5

14

12.7

78

23.5

گونۀ نمایش‌طلب

29

20.6

29

35.8

39

35.5

97

29.2

گونۀ همسرطلب

30

21.3

12

14.8

54

49.1

96

28.9

کل

141

100

81

100

110

100

322

100

 

 

رابطۀ بین متغیر وضعیت تأهل با گونههای پوشش زنان

در جدول 12 رابطۀ بین متغیر وضعیت تأهل با گونه‌های پوشش زنان طبق یافته‌‌های آزمون x2درج شده است. با توجه به مقدار x2 (478/98) و سطح معناداری (000/0) به‌دست‌آمده، بین متغیر وضعیت تأهل با گونه‌های پوشش زنان رابطۀ معنادار وجود دارد. شدت این رابطه با توجه به وی کرامر به مقدار (548/0) است. براساس جدول توافقی 13بیشتر مجردها در گونۀ همسرطلب (7/52) و افراد متأهل به ترتیب در سه گونۀ‌‌ نمایش‌طلب (9/35 درصد)، راحت‌طلب (1/30 درصد) و عفت‌‌طلب (8/28 درصد) قرار دارند.

 

 

جدول 12- رابطۀ متغیر وضعیت تأهل با گونه‌های پوشش زنان

متغیرها

کای اسکوئر

درجه آزادی               وی‌‌کرامر

سطج معناداری

وضعیت تأهل با

دامنۀ پوشش زنان

478/98

5                   548/0

000/0

 

جدول توافقی 13- وضعیت تأهل با گونه‌های پوشش زنان

گونه‌های پوشش زنان

وضعیت تأهل

مجرد

متأهل

کل

گونۀ راحت‌طلب

12

7.3

51

30.1

63

18.8

گونۀ عفت‌طلب

30

18.2

49

28.8

79

23.6

گونۀ نمایش‌طلب

36

21.8

61

35.9

97

29.0

گونۀ همسرطلب

87

52.7

9

5.3

96

28.8

کل

165

100

170

100

335

100

 

 

رابطۀ بین متغیر جذب جنس مخالف برای ازدواج با گونه‌های پوشش زنان

در جدول 14 رابطۀ بین متغیر جذب جنس مخالف برای ازدواج با گونه‌های پوشش زنان طبق یافته‌‌های آزمون x2درج شده است. با توجه به مقدار x2 (333/33) و سطح معناداری (000/0) به‌دست‌آمده، بین دو متغیر جذب جنس مخالف برای ازدواج با دامنۀ پوشش زنان رابطۀ معنادار وجود دارد. شدت این رابطه با توجه به وی کرامر به مقدار (448/0) است. براساس جدول توافقی 15 گونۀ همسرطلب (3/62 درصد) بیشترین رابطه را با جذب جنس مخالف برای ازدواج دارد.

 

 

جدول 14- رابطۀ متغیرجذب جنس مخالف برای ازدواج باگونه‌های پوشش زنان

متغیرها

کای اسکوئر

درجۀ آزادی

وی‌‌کرامر

سطح معناداری

جذب جنس مخالف برای

ازدواج با گونه‌های پوشش زنان

333/33

6

448/0

000/0

 

جدول توافقی 15- جذب جنس مخالف برای ازدواج با گونه‌های پوشش زنان

گونه‌های پوشش زنان

جذب جنس مخالف برای ازدواج

پایین

متوسط

بالا

کل

گونۀ راحت‌طلب

 

6

17.1

5

6.4

1

1.9

12

7.2

گونۀ عفت‌طلب

 

15

42.9

12

15.4

3

5.7

30

18.1

گونۀ نمایش‌طلب

 

6

17.1

15

19.2

16

30.2

37

22.3

گونۀ همسرطلب

 

8

22.9

46

59.1

33

62.3

87

52.4

کل

 

35

0.100

78

0.100

53

0.100

166

0.100

 

 

رابطۀ بین متغیر پیروی از اعتقادات همسر با گونه‌های پوشش زنان

در جدول 16 رابطۀ بین متغیر پیروی از اعتقادات همسر با گونه‌های پوشش زنان طبق یافته‌‌های آزمون  x2درج شده است. با توجه به مقدار x2 (645/18) و سطح معناداری (005/0) به‌دست‌آمده، بین دو متغیر پیروی از اعتقادات همسر و گونه‌های پوشش زنان رابطۀ معنادار وجود دارد. شدت این رابطه با توجه به وی‌‌کرامر به مقدار (334/0) است. براساس جدول توافقی 17 به ترتیب گونه‌های نمایش‎‌طلب (4/41 درصد) و عفت‌طلب (7/39 درصد) بیشترین رابطه را با پیروی از اعتقادات همسر دارند.

 

 

جدول 16- رابطۀ متغیر پیروی از اعتقادات همسر با گونه‌های پوشش زنان

متغیرها

کای اسکوئر

درجۀ آزادی

وی کرامر

سطح معناداری

پیروی از اعتقادات همسر

با گونه‌های پوشش زنان

645/18

6

334/0

005/0

           

 

جدول توافقی 17- پیروی از اعتقادات همسر با گونه‌های پوشش زنان

گونه‌های پوشش زنان

پیروی از اعتقادات همسر

پایین

متوسط

بالا

کل

گونۀ راحت‌طلب

17

56.7

24

30.4

9

15.5

50

29.9

گونۀ عفت‌‌طلب

4

13.3

21

26.6

23

39.7

48

28.7

گونۀ نمایش‌طلب

7

23.3

29

36.7

24

41.4

60

35.9

گونۀ همسرطلب

2

6.7

5

6.3

2

3.4

9

5.4

کل

30

100

79

100

58

100

167

100

 

 

نتیجه

این پژوهش چهار مقولۀ پوششی در قالب چهار گونۀ پوشش راحت‌طلب، عفت‌طلب، نمایش‌طلب و همسرطلب را در زنان شهر همدان تشخیص داده است. این چهار گونه پوشش براساس مطالعۀ اکتشافی حاصل از مصاحبۀ اولیه و جمع‎‌بندی مستدل و منظم مجموعه تم‌های فرعی مصاحبه و دست‌یابی به تم اصلی در قالب چهار گونه پوشش استخراج شده است. توضیح فراوانی گونه‌های پوشش زنان جمعیت نمونه نشان می‌دهد 8/18 درصد زنان گونۀ پوشش راحت‌طلب، 6/23 درصد گونۀ پوشش عفت‌طلب، 29 درصد گونۀ پوشش نمایش‌طلب و 7/28 درصد گونۀ پوشش همسرطلب دارند.

یافتۀ آزمون فرضیۀ اول نشان می‌دهد بین تأثیرپذیری از گروه همالان با گونه‎های پوشش رابطۀ معنی‌دار وجود دارد. گونۀ پوششی همسرطلب براساس این رابطه بیشترین تأثیر را بر گروه همالان دارد؛ بنابراین، گروه همالان و تعاملات اجتماعی که بین اعضای آن برقرار است، در شکل‌‎دهی به نگرش و طرز پوشش گونه‌های پوششی تأثیرگذار است؛ ازاین‎‌رو، گروه همالان که در محافل اجتماعی متفاوت زنان قرار دارند، در حکم آیینه‌ای است که زنان نوع پوشش خود را در آن می‌بینند.

طبق یافتۀ آزمون فرضیۀ دوم بین تأثیرپذیری از انتظارات دیگران مهم با گونه‌های پوشش رابطۀ معنی‌دار وجود دارد.گونه‌های پوششی همسرطلب و نمایش‌طلب به ترتیب بیشترین تأثیرپذیری را از انتظارات دیگران مهم دارند؛ ازاین‌رو، دیگران مهم و انتظاراتی که ایجاد می‌کنند، عواملی‌اند که در ایجاد هنجارها و الگوهای رفتاری پوشش سهم مهمی را ایفا می‌کنند. بر این اساس برای گونه‌های پوششی، انتظارات دیگران مهم در ایجاد هنجارها و الگوهای پوشش اهمیت دارد. نتیجۀ پژوهش وزیری و همکاران (1381) با یافتۀ این فرضیه هماهنگ است.

یافتۀ آزمون فرضیۀ سوم نشان می‌دهد بین اشتهار و اعتباربخشی مالی با گونه‌های پوشش رابطۀ معنی‌دار وجود دارد. گونه‌های پوششی همسرطلب و نمایش‌طلب به‌طور مشترک بیشترین رابطه را با اشتهار و اعتباربخشی مالی دارند. دارابودن پایگاه اقتصادی و منزلت اجتماعی بالا بیان‌کنندۀ برخورداری و تمکن مالی است. به نظر می‌رسد تغییرات اجتماعی روی‌داده در جامعۀ ایران، جامعه‌ای نمایشی ایجاد کرده است که در آن پوشش، تجلی و شاخصی برای بیان تمکن مالی و ثروت است. پوشش زنان بین اموال منقولی که دارند با همراهی‌کردن آنها در محیط‌ها و محافل اجتماعی جامعه، می‌تواند تمکن و ثروتشان را بهتر به دیگران نشان دهد. نتیجۀ پژوهش آدمیان و همکاران (1391) با یافتۀ این فرضیه هماهنگ است.

یافتۀ آزمون فرضیۀ چهارم بیان می‌کند بین میزان اوقات فراغت با گونه‌‎های پوشش رابطۀ معنی‌دار وجود دارد. گونه‌های پوششی همسرطلب و نمایش‌طلب به ترتیب بیشترین رابطه را با اوقات فراغت دارند. در یک جامعۀ نمایشی، داشتن اوقات فراغت زیاد با نوع پوشش همراه است. از آنجا که اوقات فراغت به معنای رهاکردن موقت ساختارهای رسمی (مثل کار و فعالیت) و پرداختن به علایق و سلایق شخصی است، داشتن اوقات فراغت زیاد بیان‌کنندۀ درگیری هرچه کمتر در ساختارهای رسمی و داشتن زمان زیادتر برای پرداختن به مشغولیت‌های شخصی است. زنان گونۀ پوشش همسرطلب و نمایش‎‌طلب این مشغولیت و علایق را صرف پوشش خود می‌کنند.

یافتۀ آزمون فرضیۀ پنجم نشان می‌دهد بین وضعیت تأهل با گونه‌های پوشش رابطۀ معنی‌دار وجود دارد. بیشتر افراد گونۀ پوششی همسرطلب، مجردند. براساس این رابطه، تجرد زنان با گونۀ پوششی آنها ارتباط دارد. این گونۀ پوششی بنا به ساختار خود، زنان مجرد را به پوشش گونۀ همسرطلب متمایل می‌کند. نتیجۀ پژوهش رابینسون (2003) با یافتۀ این فرضیه هماهنگ است.

طبق یافتۀ آزمون فرضیۀ ششم بین جذب جنس مخالف برای ازدواج با گونه‌های پوشش رابطۀ معنی‎‌دار وجود دارد. گونۀ پوششی همسرطلب بیشترین رابطه را با جذب جنس مخالف برای ازدواج دارد. زنان گونۀ پوششی همسرطلب ازطریق پوشش خود برای ارتقا و بهبود سرمایۀ جنسی‌شان عمل می‌کنند. این ارتقا و بهبود سرمایۀ جنسی نوعی سرمایه‎‌گذاری برای به دست آوردن همسر است؛ ازاین‌رو، بازار ازدواج عموماً برای زنانی رواج و مطلوبیت بیشتر دارد که بنا به نوع و قابلیت این بازار، سرمایۀ جنسی داشته باشند؛ بنابراین، جراحی‌های زیبایی و پوشش (در نتیجۀ افزایش سرمایۀ جنسی در زنان) در بازار ازدواج، مطلوبیت زنان دارای پوشش همسرطلب را بالا می‌برند.

یافتۀ آزمون فرضیۀ هفتم نشان می‌دهد بین پیروی از اعتقادات همسر با گونه‌های پوشش رابطۀ معنی‌دار وجود دارد. گونه‌های پوشش نمایش‌طلب و عفت‌‎طلب به ترتیب بیشترین رابطه را با پیروی از اعتقادات همسر دارند. در اجتماعاتی که مردسالاری رواج دارد، نوع اعتقادات همسر بر رفتار و پوشش زنان تأثیر دارد. مردسالاری می‌تواند دارای محتوای متفاوتی برای پوشش زنان باشد. این محتوا ممکن است سهل‌گیرانه یا غیرسهل‌گیرانه و دینی باشد. از این لحاظ زنانی که در گونۀ پوششی نمایش‌طلب قرار دارند، می‌توانند همسرانی داشته باشند که اعتقادات سهل‌گیرانه نسبت به پوشش آنها دارند. ازسوی دیگر، زنانی که در گونۀ پوششی عفت‌طلب قرار دارند، می‌توانند همسرانی داشته باشند که اعتقادات غیرسهل‌گیرانه و مذهبی نسبت به پوشش آنها دارند. در هر دو صورت زنان با تأثیرگرفتن از باورها و اعتقادات همسرانشان پوشش‌هایشان را انتخاب می‌کنند. نتایج پژوهش وزیری و همکاران (1381)، دهقانیان و خیری (1393) و یاسینی (1395) با یافتۀ این فرضیه هماهنگ است.

در مجموع نتایج این بررسی دربارۀ موضوع گونه‌های پوشش زنان و عوامل اجتماعی مرتبط با آن بیان می‌کند که در درجۀ اول گونه‎‌های پوشش مختلفی در جامعه وجود دارند که طیف گونه‌های پوشش را برای آن تشکیل می‌دهند و در درجۀ دوم این گونه‎‌های پوشش متأثر و در ارتباط با عوامل اجتماعی شکل می‌گیرند.

 

پیشنهادها

با توجه به گستردگی جالب‌توجه دو گونۀ پوششی نمایش‎طلب و همسرطلب نسبت به سایر گونه‌های پوششی، نیاز به آسیب‌شناسی جامعۀ نمایشی و خودنمایی و تظاهر به ثروت و دارایی در زنان وجود دارد؛ ازاین‌رو، لازم است نهادهای مرتبط برنامه‌های فرهنگی برای کاهش جنبۀ نمایشی پوشش در زنان را تدارک ببینند. میزان بالای گونۀ پوشش زنان همسرطلب نیز خلأ کار نهادی در زمینۀ بسترسازی برای تسهیل ازدواج را نشان می‌دهد. در این زمینه لازم است مطالعات مربوط به علل کاهش شانس ازدواج دختران فراتحلیل و راهکارهای لازم برای یافتن شوهر مناسب استخراج شوند.

همچنین برای کاهش نقش جنسیت در لباس زنان، باید بسترهای لازم برای مشارکت زنان در فعالیت‌های خارج از منزل با توجه به افزایش سطح تحصیلات زنان ایجاد شود؛ زیرا طبق بخشی از نتایج، رابطۀ زنان با پوشش بیشتر در قالب جنسیتی باقی مانده است. این در صورتی است که برخلاف زنان، رابطۀ مردان با لباس بیشتر در شرایط غیرجنسیتی تغییر می‌کند.



[1] Grogan et al.

[3]Tiggemann & Lacey

[4]Robinson

[5]. گروه راحتطلب ملاک انتخاب نوع پوشش را راحتی لباس میدانستند (مثال: «من لباسی را ترجیح میدهم که باهاش راحت باشم»).

[6]. گروه عفتطلب ملاک انتخاب لباس را حفظ عفیفبودن زن میدانستند (مثال: «من لباسی را می‌پوشم که عفت منو حفظ کنه»).

[7]. گروه نمایشطلب کارکرد نمایشی لباس را مدنظر داشتند و برای جلب توجه آن را انتخاب می‌کردند (مثال: «من دوست دارم لباسی بپوشم که شأن و منزلت منو نشون بده»).

[8]. گروه همسرطلب دنبال یافتن همسر و جذب جنس مخالف بودند (مثال: «دوست دارم لباسی بپوشم که باهاش بتونم توجه پسرا رو جلب کنم»).

آدمیان، م.؛ عظیمی‌هاشمی، م. و صنعتی‌شرقی، ن. (1391). «تحلیل جامعه‌‎شناختی سبک پوشش زنان»، زن و جامعه، س 3، ش 4، ص 186-161.

استوری، ج. (1386). مطالعات فرهنگی دربارۀ فرهنگ عامه، ترجمۀ: حسین پاینده، تهران: آگه.

بخشی‎‌نظر، ز. (1395). عوامل جامعهشناختی مرتبط با دامنۀ پوشش زنان، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان.

دهقانیان، ح. و خیری، ح. (1393). «بررسی الگوی پوشش جوانان یاسوج»، معرفت فرهنگی اجتماعی، س 5، ش (4) 20، ص 76-45.

حکیم، ک. (1391). سرمایۀ جنسی و نقش آن در مناسبات قدرت جامعه، ترجمۀ: ژیلا سرابی، نشر الکترونیکی.

حمیدی، ن. و فرجی، م. (1387). «سبک زندگی و پوشش زنان در تهران». فصلنامۀ تحقیقات فرهنگی، س 1، ش 1، ص 92-65.

خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا. (1394). مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران.

وبلن، ت. (1386).  نظریۀ طبقۀ تن‌آسا، ترجمۀ: فرهنگ ارشاد، تهران: نشر نی.

وزیری، هـ؛ بهروان، ح. و یوسفی، ع. (1381). «مصرف نمایشی پوشاک و عوامل مؤثر بر آن؛ مطالعۀ موردی دانش‌آموزان دبیرستانی شاهرود»، علوم اجتماعی، ش 2، ص 198-183.

یاسینی، ر. (1395). «ارزیابی جامعه‌شناختی ـ زیبایی‌شناختی پوشاک سنتی زنان مناطق کویری ایران با تمرکز بر اقلیم فرهنگی و طبیعی»، جامعه‌شناسی هنر و ادبیات، د 8، ش 2، ص 189-163.

Abrutyn, S. (2016) Handbook of Contemporary Sociological Theory. University of Wisconsin, Madison, USA: Springer.

Brana, J. M. & Parsons, E. (2011) Branded Lives: The Pproduction and Consumption of Meaning at Work, Massachuestts,USA: Willian Patt House.

Dillon, M. (2014) Introduction to Sociological Theory, West Sussex, UK: Wiley Blackwell.

Giddens, A. Appelbaum, R. P. & Carr, D. (2017) Essentials of Sociology, Inc. New York, USA: Norton and Company.

Gilman, P. C. (2002) The Dress of Women: A Critical Introduction to the Symbolism and Sociology of Clothing, Micheal R. H. & Mary Jo Deegan (Eds). London, UK: Westport Greenwood Press.

Green, A. L. (2013) “Erotic Capital and the Power of Desirability.” Sexualities. 16 (1-2): 137-158.

Grogan, S. Gill, S. Brown, B. K. Kilgariff, S. & Whalley, A. (2013) “Dress Fit and Body Image: A Thematic Analysis of Women’s Accounts During and after Trying on Dresses.” Body Image, 10 (3): 380-388.

Hakim, C. (2010) “Erotic Capital.” European Sociological Review, 26 (5): 499–518.

Hakim, C. (2011) “Attractive Wins and Ugly Loses in Today’s Rat Race.” Evening Standard. Online:August 22, 2011, London, UK.

Hakim, C. (2015) “The Male Sexual Deficit: A Social Fact of the 21 Century.” International Sociology, 30 (3): 314-335.

Hamermesh, D. S. Xin, M. & Junsen, Z. (1999) “Dress for Success.” National Bureau of Economic Research, Cambridge, NBER Working Paper No 7167, Cambridge, UK

Macionis, J. (2018) Sociology, Pearson Education Limited. Edinburg: UK.

Maseda, R. V. (2017) Deciphering Goffman: The Structure of his Sociological Theory, New York, USA: Routledge.

Roach-Higgins, M. E. & Eicher, J. B. (1992) “Dress and Identity.” Clothing and Textiles Research Journal, 10 (4): 1-8.

Robinson, B. (2003) Method of Clothing and Influence of Body and Appearance Management. Ph.D. Dissertation, Department of Psychology, University of Gothenburg.

Schaefer, R. T. (2012) Sociology: A Brief Introduction. New York USA: Mc Groaw Hill.

Tiggemann, M. & Andrew, R. (2012) “Clothing Choices, Weight and Trait Self-Objectification, Clothing Choices, Weight and Trait Self-Objectification.” Body Image, 9 (3): 409-412.

Tiggemann, M. & Lacey, C. (2009) “Shopping for Clothes: Body Satisfaction, Appearance Investment and Functions of Clothing Among Female Shoppers.” Body Image, 6 (4): 285-291.

Tischer, L. H. (2011) Introduction to Sociology, New York, USA: Cengage Advantage Books.

Warde, A. (2017) Consumption: A Sociological Analysis. London, UK: Palgrave Macmillan.