<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جامعه شناسی کاربردی</title>
    <link>https://jas.ui.ac.ir/</link>
    <description>جامعه شناسی کاربردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 22 Dec 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 22 Dec 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>جامعه شناسی کاربردی، سال سی و هفتم، شماره پیاپی 104، شماره، چهارم؛ 1405</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30723.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر نگرش به اهدای عضو (مورد مطالعه: شهروندان شهر یاسوج)</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30393.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;موضوع: پیوند اعضا به‌عنوان شیوه‌ای درمانی تنها یک موضوع پزشکی یا درمانی نیست و عوامل مختلف حقوقی، سازمانی، اجتماعی و فرهنگی بر آن اثر می‌گذارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر برخی عوامل اجتماعی و فرهنگی بر نگرش به این پدیده در بین شهروندان یاسوجی است. روش: روش به‌کاررفته در این پژوهش، روش پیمایشی است. جامعۀ آماری تحقیق حاضر تمامی شهروندان بیش از 15سال شهر یاسوج با تعداد 134532 نفر است. از بین آنها400 نفر با شیوۀ نمونه&amp;amp;lrm;‌گیری تصادفی چند&amp;amp;lrm;‌مرحله&amp;amp;lrm;‌ای انتخاب شدند و اطلاعات آنها با ابزار پرسشنامۀ محقق‌ساخته جمع‌آوری شد. اعتبار پرسشنامه ازطریق اعتبار صوری و اعتبار همگرا در سطح معرف و عامل برآورد شد. پایایی آن نیز ازطریق ضریب آلفای کرونباخ و نیز آلفای کرونباخ ترکیبی محاسبه و داده‌های تحقیق با استفاده از نرم افزارهای spss و PLS تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان داد که نگرش مثبت به اهدای عضو و روحیۀ نوع‌دوستی بیشتر از سطح متوسط و میزان اگاهی از مرگ مغزی، سنت‌گرایی، اعتماد به حرفۀ پزشکی کمتر از سطح متوسط است ودرنهایت میانگین دینداری در جامعۀ آماری در سطح متوسط قرار دارد. این متغیرها درمجموع توانسته است 42درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی نگرش به اهدای عضو را تبیین کند. مقایسۀ وضعیت نگرش به اهدای عضو باتوجه‌به برخی ویژگی‌های زمینه‌ای نیز نشان داد که برحسب جنسیت و وضعیت تأهل تفاوت نگرشی بین افراد وجود ندارد؛ ولی افراد در طبقات اجتماعی و اقتصادی خیلی عالی نگرش مثبت‌تری به اهدای عضو دارند تا سایر طبقات. همچنین مقایسۀ میانگین‌ها نشان داد کسانی که سابقۀ اهدای عضو در بین آشنایانشان دارند، درمجموع نگرش مثبت‌تری به این عمل دارند.نتیجه‌گیری: داشتن آگاهی، اعتماد به کادر درمان و داشتن حس نوع‌دوستی می‌تواند به گرایش مثبت به اهدای عضو منجر شود؛ ولی سنت‌گرایی عکس این روند عمل می‌کند. دینداری تأثیر دوگانه‌ای بر این پدیده دارد؛ به این معنی که نوعی از دینداری که به اخلاقیات و حس نوع‌دوستی تمرکز دارد، می‌تواند تأثیر مثبت و نوع دیگری از آن که تحت‌تأثیر تفسیر سنت‌گرایانه از دین است، می‌تواند اثری منفی بر تمایل به اهدا داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‎‌شناختی تأثیر هوش مصنوعی بر مناسبات اجتماعی نسل Z در اصفهان</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30371.html</link>
      <description>مناسبات اجتماعی به‌عنوان سازوکار اصلی پیوند میان فرد و جامعه، نقشی اساسی در معنا‌بخشی به کنش‌های انسانی ایفا می‌کند. هدف پژوهش، تبیین نقش هوش مصنوعی در بازآرایی الگوهای کنش متقابل و ایفای نقش‌های اجتماعی نسل زد در بستر فرهنگی&amp;amp;nbsp;_&amp;amp;nbsp;شهری اصفهان است. پژوهش حاضر ازنظر روش، پیمایشی، ازحیث زمان، مقطعی، ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ گستره، پهنانگر است. جامعۀ آماری شامل ۴۵۱۰۳۸ نفر از نسل زد ساکن شهر اصفهان در سال ۱۴۰۴ بوده که حجم نمونه ۳۴۰ نفر تعیین و به روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای متناسب با حجم جامعه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه بوده است که روایی محتوای آن در سطح قابل‌قبولی ارزیابی و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ سنجش شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که میانگین &amp;amp;laquo;کنش متقابل&amp;amp;raquo; (76/61) کمتر از مقدار نظری موردانتظار است که بیانگر ضعف نسبی در کیفیت و انسجام مناسبات اجتماعی نسل زد است؛ درحالی‌که میانگین &amp;amp;laquo;نقش‌های اجتماعی&amp;amp;raquo; (13/55) بیشتر از سطح نظری قرار دارد و نشان‌دهندۀ آگاهی و ایفای مناسب نقش‌های اجتماعی است. همچنین میانگین متغیر &amp;amp;laquo;هوش مصنوعی&amp;amp;raquo; (76/93) کمتر از حد نظری ارزیابی شد. نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری نیز بیانگر آن است که هوش مصنوعی به ترتیب 38% و 41% از واریانس کنش متقابل و نقش‌های اجتماعی را تبیین می&amp;amp;lrm;‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیالیت تکوینی، مطالعه‌ای کیفی از هویت اکیپی در میان جوانان شهر یزد</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30405.html</link>
      <description>گروه‌های دوستی از دیرباز در جوامع وجود داشته‌اند؛ اما در بستر تحولات فرهنگی و اجتماعی، امروزه زندگی اکیپی به‌عنوان یکی از اشکال دوستی و به‌مثابه یکی از پدیده‌های نوظهور در زیست جوانان مطرح شده است. مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر فهم چگونگی شکل‌گیری هویت اکیپی در میان جوانان یزدی است؛ بر این اساس مطالعۀ حاضر با استفاده از پارادایم تفسیری، رویکرد کیفی و با روش نظریۀ زمینه‌ای سیستماتیک انجام شده است. داده‌های این مطالعه ازطریق مصاحبه‌های عمیق گردآوری شده است؛ به این منظور، 25 نفر از جوانان عضو اکیپ‌&amp;amp;lrm;ها در شهر یزد با نمونه‌گیری نظری و هدفمند انتخاب شده و در این زمینه با آنها مصاحبه‌های عمیق صورت گرفته است. فرایند نمونه‌گیری تا مرحلۀ اشباع داده‌ها ادامه پیدا کرده و داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شده‌ است. در این مسیر یافته‌های مطالعۀ حاضر در قالب 14 مقولۀ اصلی ازجمله 1. سیالیت روابط، 2. پدیدۀ نوظهور، 3. فرایندهای تکوین اکیپ، 4. تعادل ناپایدار بین زندگی فردی و اکیپ، 5. همگرایی ارزشی&amp;amp;nbsp;_&amp;amp;nbsp;رفتاری، و 6. کارکردهای جنسیت‌زدایانه پدیدار شده‌اند. مقوله‌های ذکرشده درنهایت مقولۀ هستۀ &amp;amp;laquo;هویت اکیپی: سیالیت تکوینی&amp;amp;raquo; را ساختند؛ درنهایت باتوجه‌به یافته‌ها و مقولات برساخت‌شده، مدل پارادایمی و نظریۀ تجربی مطالعه تدوین و ارائه شد. یافته‌های این پژوهش روشن ساخت که تجربۀ زندگی اکیپی با فراز و نشیب‌های زیادی همراه است. درواقع فرایند هویت‌یابی جوانان در اکیپ‌ها، فرایندی سیال است که در بستر برخوردهای فرهنگی، اهداف جمعی، تعاملات گروهی، روابط کلیشه‌زدا و تکامل تدریجی اکیپ‌ها شکل می‌گیرد؛ ازاین‌رو برایند این مقولات نشان داد که اکیپ نه ساختاری ثابت، میدانی سیال است که در آن جوانان هویت خود و روابط با دیگران را بازتعریف می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربۀ زیستۀ مادران با اختلال مصرف مواد (در دورۀ بارداری تا نوپایی فرزند): مطالعه‌ای پدیدارشناختی در مددکاری اجتماعی</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30462.html</link>
      <description>هدف این پژوهش که از منظر مددکاری اجتماعی انجام شده، فهم و توصیف تجربۀ زیستۀ مادران باردار یا دارای کودک شیرخوار و نوپا مبتلا به اختلال مصرف مواد است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. ۲۵ نفر از مادران دارای اختلال مصرف مواد در شهر تهران با نمونه‌گیری هدفمند و راهبرد گلوله‌برفی انتخاب شد و داده‌ها ازطریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی تحلیل گردید. یافته‌ها در قالب چهار مضمون اصلی سازمان‌دهی شد: پیکربندی درحال‌گذار اجتماعی&amp;amp;nbsp;_&amp;amp;nbsp;فرهنگی، زمینه‌های بین‌نسلی و ساختاری گرایش به مصرف، شبکه‌های حمایتی (با تأکید بر زاغه‌های مصرف مواد) و زیست‌جهان مادرانه (شامل طردشدگی چندلایه، گسست از فرزند، فروپاشی هویت مادری و اخلاق خودسروری). بیشتر مشارکت‌کنندگان مهاجر، ساکن مناطق حاشیه‌ای و دارای سرمایۀ فرهنگی پایین بودند؛ شبکه‌های دوستی در زاغه‌های مصرف مواد مهم‌ترین منبع حمایت آنان را تشکیل می‌داد؛ درحالی‌که دسترسی به خدمات رسمی حمایتی بسیار محدود بود. یافته‌ها با بهره‌گیری از نظریۀ انگ گافمن، رویکرد نقاط قوت، رویکرد شخص در محیط، رویکرد زیستی روانی اجتماعی و رویکرد اکولوژیکی مورد بحث قرار گرفت و مدل چرخۀ محرومیت انباشتی ترسیم شد. از منظر مددکاری اجتماعی، پژوهش حاضر ضرورت مداخلات چندسطحی مبتنی بر کاهش آسیب، توانمندسازی و گذار از رویکردهای سرزنش‌محور به مداخلات ساختاری و حساس به زمینه را برجسته می‌کند. همچنین یافته‌ها به مددکاران اجتماعی یادآوری می‌کند که تجربۀ مادری در بستر اختلال مصرف مواد را نمی‌توان جدا از ساختارهای فقر، خشونت، طرد و سیاست‌های تنبیهی حضانت فهم کرد و مداخلات مؤثر نیازمند بازنگری در سیاست‌های حضانت و طراحی برنامه‌های حمایتی دوستدار مادر و کودک است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دلایل و زمینه‌های نگهداری از حیوان خانگی در شهر شیراز؛ یک مطالعۀ کیفی</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30460.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر نگهداری از حیوانات خانگی سبک زندگی جدیدی را رقم زده که به‌صورت چشمگیری درحال فراگیری است. هدف این پژوهش، مطالعۀ دلایل و زمینه‌های نگهداری از حیوان خانگی در شهر شیراز است که با روش کیفی مبتنی بر رویکرد نظریۀ زمینه‌ای به کمک کدگذاری سه‌مرحله‌ای رهیافت استراوس و کوربین(1390) انجام شده است. داده‌ها ازطریق مصاحبۀ عمیق، با روش‌های نمونه‌گیری هدفمند و نظری از ۱۶ نفر از سرپرستان حیوانات خانگی به دست آمده است. حاصل انتزاع داده‌ها دربارۀ شرایط زمینه‌ای نگهداری از حیوانات خانگی سه مقولۀ سابقۀ زیست با حیوانات، تنگنای معیشتی، بازدارندگی اقتصادی در تمایل به فرزندآوری و گریز از مسئولیت‌های تربیتی فرزند بود. همچنین شرایط علّی نگهداری از حیوانات خانگی ذیل مقولۀ محوری جست‌وجوی مهر و معنا در پیوندهای غیرانسانی و دو مقولۀ پذیرش توصیه‌گرایانه و پذیرش غیرمنتظره ذیل مقولۀ محوری پذیرش تصادفی/تحمیلی دسته بندی شد که درنهایت حول محور مقولۀ هسته &amp;amp;laquo;برساخت رابطۀ شبه‌خانوادگی با حیوان خانگی&amp;amp;raquo; انتزاع گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که سرپرستان حیوانات خانگی در مواجهه با ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها سه راهبرد اصلی را در پیش می‌گیرند: راهبرد توجیهی، تعویقی و گریز؛ درنهایت، پیامدهای این پدیده در چهار حوزه شناسایی شد: در لحظه‌ زندگی‌کردن، پرشدن خلأ قدرت و امنیت، پیامدهای ارتباطی و پیامدهای روان‌شناختی. این یافته‌ها نشان می‌دهد که نگهداری از حیوانات خانگی را می‌بایست ذیل بخشی از تحولات اجتماعی&amp;amp;nbsp;_&amp;amp;nbsp;فرهنگی وسیع‌تر در سبک زندگی جامعۀ ایرانی تحلیل کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل اجتماعی _ روانی مؤثر بر گرایش به خرافه‌گرایی (مورد مطالعه شهروندان 15 سال به بالای منطقۀ 15 تهران)</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30430.html</link>
      <description>خرافه‌گرایی به‌عنوان بخشی از زندگی بشر از ابتدا تاکنون با وی همراه بوده است. در هر عصری این گرایش به اشکال متفاوت خود را نشان داده است و عوامل متعددی بر شدت و حدت آن اثرگذار بوده است. خرافه‌گرایی پدیده‌ای دیرینه و چندوجهی است که در جوامع معاصر باوجود پیشرفت‌های علمی، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد. این مقاله برآن است که با مرور پیشینه و نظریه‌های مرتبط با این حوزه، عوامل اجتماعی و روانی مؤثر بر آن را شناسایی و در بین نمونه‌‌ای از شهروندان تهرانی بررسی کند. پژوهش حاضر به‌صورت پیمایشی، در بین 284 نفر از شهروندان منطقۀ 15 تهران صورت گرفته است. روش نمونه‌گیری تصادفی و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Amos23و SPSS26 است. نتایج نشان می‌دهد که رابطۀ میزان گرایش به خرافه‌گرایی با عوامل اجتماعی (شامل دینداری، تقدیرگرایی و نوگرایی) (با متغیر تقدیرگرایی معنادار و مستقیم و متغیرهای دینداری و نوگرایی بدون رابطۀ معنادار) به دست آمد و با مجموع عوامل روانی (شامل اضطراب، ناکامی و احساس ناامنی) همۀ این متغیرها ارتباط مستقیم و معنادار به دست آمد. برحسب گرایش به خرافه‌گرایی در بین متغیرهای زمینه‌ای (جنس، گروه‌های سنی، تحصیلات و درآمد)، نمرۀ میانگین زنان بیشتر مردان، نمرۀ میانگین بیشتر به کمتر در بین بیوه، مجرد و متأهل‌ها، نمرۀ میانگین بیشتر افراد مسن‌تر در مقایسه با جوان‌ترها، نمرۀ میانگین بیشتر کم‌سوادان در مقایسه با باسوادترها و نمرۀ میانگین بیشتر کم‌درآمدها در مقایسه با پردرآمدها به دست آمده است.در بررسی مدل رگرسیونی از بین متغیرهای مستقل، متغیر احساس ناامنی و جنسیت بیشترین تأثیر و با اثر مستقیم و به ترتیب متغیرهای اضطراب (اثر غیرمستقیم)، تقدیرگرایی (اثر مستقیم)، تحصیلات (اثر غیرمستقیم)، نوگرایی (اثر مستقیم)، سن (اثر مستقیم)، میزان ساعات استفاده از فضای مجازی (اثر مستقیم) و درآمد (اثر غیرمستقیم)، در تبیین متغیر وابسته نقش داشته‌اند. همچنین در مدل معادلۀ ساختاری نیز، اثرگذاری عوامل اجتماعی بر گرایش به خرافه‌گرایی بیشتر از عوامل روانی بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روستاییت و حس تعلق به روستا یک سنجش و ارزیابی آماری پیرامون پیوند میان مکان و مردمان</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30479.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با تعریف روستاییت به‌عنوان شاخصی از میزان روستایی‌بودن یک سکونتگاه و سنجش آن براساس کمّ‌وکیف ساختارها و کارکردهایش، به رابطۀ آن را با احساس تعلقی بررسی می‌کند که افراد از جنبه‌های مختلف فردی، اجتماعی و محیطی به روستای خود دارند. دو بُعد &amp;amp;laquo;ساختارهای جمعیتی روستاییت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کارکردهای کشاورزی روستاییت&amp;amp;raquo; براساس پایگاه داده‌های دست‌ِدوم آخرین سرشماری‌های 1395 جمعیت و 1393 کشاورزی، با شاخص‌سازی‌های متعدد سنجیده شد. &amp;amp;laquo;حس تعلق به مکان&amp;amp;raquo; با اجرای پیمایشی در جامعۀ روستایی دهستان کَروَن سفلی در شهرستان تیران و کرون، به‌کمک پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته و اعتبارسنجی‌شده و تکمیل آن برای نمونه‌ای تصادفی و طبقه‌ای به حجم 158 نفر سنجیده شد. در میان عوامل دموگرافیک روستاییت، ساختار جمعیت تأثیر بیشتری از اندازۀ آن بر حس تعلق افراد به روستا داشته و جوانی و اشتغال پیشران‌هایی برای تقویت آن بوده‌ است. همچنین تأثیرپذیری حس تعلق به روستا از عوامل کارکردی بیشتر بوده است و اگرچه کم‌آبی‌های مستمر روستاها با اثر منفی بر سیستم کشاورزی منطقه تا اندازه‌ای باعث تضعیف پیوند احساسی ساکنان با روستا شده، زمین همچنان از نقش و جایگاه هویت‌بخشی و منزلتی خود در عرصه‌های فردی و اجتماعی برخوردار است. همچنین، تغییر در نظام بهره‌برداری عمدتاً زراعی منطقه و افزایش تدریجی سهم باغداری در آن نیز، به‌عنوان الگویی از سازگارشدن با تغییرات اقلیمی و کم‌آبی‌های دهه‌های اخیر، توانسته به تقویت حس تعلق افراد به روستا کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربۀ زیستۀ فقر در زیست‌جهان زنان افغان: مطالعه‌ای پدیدارشناسی در شهر بامیان</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30523.html</link>
      <description>فقر در میان زنان در بافت‌های بحران‌زده و محروم، پدیده‌ای چندبُعدی است که فراتر از کمبودهای صرف اقتصادی به تجربه‌ای وجودی، چندلایه و بازتولیدشونده بدل می‌شود؛ در همین راستا، تحقیق حاضر با پژوهش کیفی و بهره‌گیری از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری به واکاوی ساختار تجربۀ زیستۀ فقر زنان در شهر بامیان پرداخته است. چارچوب تحلیلی پژوهش بر مفهوم &amp;amp;laquo;زیست‌جهان&amp;amp;raquo; و ادراکات ذهنی زنان استوار است و با تأکید بر درهم‌تنیدگی سازه‌های کلان و خرد، تقاطع بحران‌های اقتصادی و سیاسی، ساختارجنسیتی و محرومیت طبقاتی را در فهم تجربۀ فقر لحاظ می‌کند. داده‌ها ازطریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۰ زن سرپرست خانوار (نمونه‌گیری هدفمند) گردآوری و با روش تحلیل مضمون پدیدارشناختی پردازش شد. یافته‌ها هستۀ تجربۀ فقر را در قالب سه مضمون اصلی آشکار ساخت: &amp;amp;laquo;تنگنای زیستی&amp;amp;raquo; (نبرد روزمره برای بقا)، &amp;amp;laquo;فرسودگی روانی‌&amp;amp;nbsp;_&amp;amp;nbsp;اجتماعی&amp;amp;raquo; (شرم، طرد و فرسایش عزت‌نفس) و &amp;amp;laquo;فشار چندبُعدی&amp;amp;raquo; (تعامل مخرب عوامل ساختاری و ذهنی). درهم‌تنیدگی این مضامین، ساختاری واحد پدید می‌آورد که فقر را نه صرفاً کمبود منابع، بلکه وضعیتی تمام‌کننده و هویت‌زدا می‌سازد؛ امری که کرامت فردی و جایگاه اجتماعی زنان را مخدوش کرده و آنان را در چرخه‌ای معیوب از محرومیت مادی و رنج روانی گرفتار می‌کند. تداوم این چرخه ریشه در هم‌افزایی و بازتولید نظام‌های سلطه در سطوح ملی، زیستی، جنسیتی و طبقاتی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی آسیب ‌شناسانه از وضعیت اشتغال فرزندان مستقل‌شده از سازمان بهزیستی</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30280.html</link>
      <description>گذار به استقلال یا همان گذار به بزرگسالی مرحله ای مهم از زندگی جوانان است. اشتغال  از شاخص های مهم گذار به بزرگسالی به ویژه در مورد پسران جوان می باشد که تحت تأثیر ساختارهای اجتماعی بوده و انواع سرمایه ها بر آن مؤثر است. این مقاله به بررسی تجربه زیسته جوانان مستقل شده از بهزیستی در باره اشتغال می پردازد. این بررسی از روش پدیدارشناسی و با تکنیک مصاحبه عمیق با 9 نفر از پسران مستقل شده صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد اشتغال برای آنها پس از مستقل شدن اجتناب ناپذیر است. به نظر می رسد آن ها اغلب وارد حاشیه بازار کار شوند و و بازتولید ابژگی در مورد آنها صورت گیرد، در چنین فرایندی، فرد جایگاه خود را به‌عنوان عامل اجتماعی از دست می‌دهد و به موضوعی برای مدیریت، نظارت یا کنترل بدل می‌شود. این وضعیت به ‌ویژه در گروه‌ های به‌حاشیه‌راند ه‌شده یا فاقد سرمایه‌های لازم، در قالب تکرار موقعیت‌های انفعال، وابستگی و ناتوانی در تغییر سرنوشت خود بازتولید می‌شود و موجب شکست آنها در انتقال به بزرگسالی می گردد. در این شکست می توان از عوامل تاثیر گذار در سه سطح فردی، نهادی و ساختاری نام برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان فضای سوم؛ فضای شهری به عنوان عرصه مقاومت فضایی-سیاسی در شیلی و ایران</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30486.html</link>
      <description>گفتمان فضای‌سوم طی سال‌های ‌اخیر در اعتراضات در جوامع مختلف مشابهت‌های زیادی پیدا کرده‌است.پژوهش کنونی با هدف مطالعه تاریخی-تطبیقی گفتمان فضای‌سوم در دو اعتراضات شیلی و اعتراضات آبان ماه ایران که هر دو در سال 1398 رخ دادند ، انجام شده‌است.با روش تحلیل گفتمان تاریخی که توسط روث وداک ارائه‌شده، انجام شده‌‌است. منابع تحقیق، مجموعه‌ای از منابع دست اول و دوم اعم از روزنامه‌ها و ژورنال‌های خبری و پژوهش‌های دانشگاهی بودند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که سه توپوی اصلی گفتمان این دو اعتراض شهری یعنی توپوی تغییر و کرامت، سوژگی سیاسی و دربرگیرندگی و عدالت در هردو نمونه از اعتراضات مشترک هستند و معترضان در هر دو اعتراض، خواهان اعمال سوژگی خودشان در مقابل دولت هستند، به نحوی که آن را وادار به اعمال سیاست‌های عادلانه اقتصادی بکند؛ سیاستی که امکان تحقق یک زندگی با کرامت را برای آن‌ها محقق می‌کند. علاوه برآن، الگوهای‌کنشگری فضایی در اعتراضات نیز متأثر و بازتولید کننده گفتمان اعتراضات هستند. الگوهای کنشگری وندالیستی بیانگر خشم از بی‌عدالتی‌های موجود و الگوی کنشگری کارناوالیستی بیانگر مدنی‌بودن اعتراضات است. این دو الگوی کنشگری بازنمای توپوی تغییر و کرامت است زیرا بازنمای تمایل به گذار به وضعیتی کرامت‌مندانه است. علاوه‌برآن، الگوی کنشگری نمادین نیز نشان دهنده تمایل شدید معترضان به تغییر وضعیت کنونی و بازاندیشی تاریخی است که بازنمای عملی توپوی دربرگیرندگی و عدالت در راستای سیاستگذاری‌های آینده است. الگوی کنشگری سایبری-ریزوماتیک نشان‌دهنده تداوم و گسترش دامنه کنش‌های اعتراضی در شبکه‌های اجتماعی و تحقق عملی توپوی سوژگی سیاسی بوده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درگیرى رسانه با پیوندهای خانوادگی: مطالعه‌ای در باب بازاندیشی و انسجام در خانواده ایرانی</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30557.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین مصرف رسانه‌ای (با تأکید بر نوع محتوا و نقش بازاندیشی) و انسجام خانوادگی با در نظر گرفتن متغیرهای زمینه‌ای در میان زنان متأهل شهر شیراز می‌پردازد. به‌کارگیری نظریه‌های کاشت، استفاده و رضایت و نیز مدل دایره‌ای انسجام خانوادگی اولسون در شناخت بیشتر این پدیده  یاری رسانند. این مطالعه به روش پیمایش و با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای بر روی ۴۰۷ زن متأهل ساکن شیراز انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق‌ساخته‌ بود و روایی و پایایی ابزار با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و آلفای کرونباخ تأیید گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که مصرف محتواهای فرهنگی و اجتماعی و میزان بازاندیشی با انسجام خانوادگی رابطه مثبت و معناداری دارند وسن و سال‌های ازدواج رابطه معکوس معناداری نشان دادند. تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای مصرف‌رسانه‌ای و زمینه‌ای درمجموع ۲۳ درصد از واریانس انسجام خانوادگی را تبیین می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رفتارهای سلامت‌محور و تعیین‌کننده‌های اجتماعی و فرهنگی آن: مطالعه‌ای در میان شهروندان شهر کاشان</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30609.html</link>
      <description>مطابق با پارادایم نوین سلامت عمومی، رفتارهای سلامت‌محور نه صرفاً به عنوان انتخاب‌های فردی، بلکه به عنوان برآیندی پیچیده از تعیین‌کننده‌های ساختاری، اجتماعی و فرهنگی شناخته می‌شوند که نقش محوری در پیشگیری از بار فزاینده بیماری‌های غیرواگیر ایفا می‌کنند. با این حال، بررسی چگونگی تأثیر این عوامل زمینه‌ای بر تصمیم‌گیری‌های سلامت در بافتارهای محلی، نیازمند گذار از رویکردهای تقلیل‌گرا به تحلیل‌های تجربی چندبعدی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظری و تجربی تعیین‌کننده‌های اجتماعی و فرهنگی رفتارهای سلامت‌محور شهروندان شهر کاشان طراحی و اجرا شده است. روش پژوهش از نوع پیمایشی و جامعه آماری شامل شهروندان ساکن در مناطق پنج‌گانه شهر کاشان بود که از این میان، ۵۵۰ نفر با استفاده از نرم‌افزار Sample Power و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که بین متغیرهای سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی، سواد سلامت و سواد سلامت الکترونیک با رفتارهای سلامت‌محور رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج اجرای مدل معادله ساختاری (Amos) گویای برازش مطلوب مدل بود (CMIN/DF=2.047؛ CFI=0.902؛ PCFI=0.827؛ RMSEA=0.044). در مجموع، عامل‌های اصلی پژوهش توانستند 9/76 درصد از واریانس رفتارهای سلامت‌محور را تبیین نمایند که در این میان، سه متغیر سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سواد سلامت بالاترین میزان تأثیر را بر این رفتارها داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ناامنی آب به مثابه مسئله‌ای اجتماعی: تحلیلی نظری برای فهم عوامل ساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30653.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، بحران آب از یک مسئله صرفا زیست‌محیطی فراتر رفته و به پدیده‌ای چندبعدی با پیامدهای اجتماعی، روانی و نهادی بدل شده‌است. با این حال، تمرکز غالب مطالعات همچنان بر جنبه‌های مادی، اقتصادی و  بهداشت است. در این میان، مفهوم «ناامنی آب ادراک‌شده» با تاکید بر تجربه‌های ذهنی، معانی اجتماعی و پیامدهای روانی ناپایداری دسترسی به آب، این خلا را برجسته می‌سازد. مقاله حاضر با هدف تبیین ناامنی آب ادراک‌شده به‌مثابه یک مسئله اجتماعی–انسانی، به بررسی عوامل مؤثر، پیامدها و مکانیسم‌های مقابله با آن می‌پردازد. چارچوب‌ نظری پژوهش، تلفیقی از نظریه بوم‌شناختی–اجتماعی و تقاطع‌گرایی است که نشان می‌دهد چگونه نابرابری‌های ساختاری، روابط قدرت و تفاوت‌های اجتماعی در قالب تجربه‌های زیسته افراد «تجسم» یافته و به پیامدهای روانی–اجتماعی منجر می‌شوند. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مرور ادبیات نظری و تجربی مرتبط است. یافته‌ها نشان می‌دهد که «ناامنی آب ادراک‌شده» تحت‌تأثیر عوامل اجتماعی گوناگون شکل گرفته و پیامدهایی چندسطحی شامل اضطراب، استرس مزمن، شرم اجتماعی، تضعیف روابط خانوادگی، کاهش اعتماد نهادی، تعارضات اجتماعی و تشدید چرخه فقر را به همراه دارد. همچنین، خانوارها برای مواجهه با این وضعیت از مکانیسم‌های مقابله‌ای متنوعی همچون خرید آب از بازار، بهره‌گیری از شبکه‌های حمایتی و راهبردهای روانی–اجتماعی استفاده می‌کنند که خود می‌تواند نابرابری‌های موجود را بازتولید کند. در مجموع، مقاله استدلال می‌کند که فهم و مدیریت بحران آب مستلزم توجه هم‌زمان به ابعاد مادی، اجتماعی و روانی آن و بازاندیشی در سیاست‌گذاری‌های آب با رویکرد عدالت اجتماعی و سلامت عمومی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وارونگی امر اخلاقی در نظام سلامت : تحلیل جامعه شناختی خطای پزشکی و پیامدهای نهادی</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30675.html</link>
      <description>نهاد پزشکی نوین عرصه کنش اجتماعی و حاصل کنش میان پزشک و بیمار است و در این عرصه رفتار کنشگران با  درصدی از خطا و آسیب روبه‌رو است، این جریان یک چالش قابل‌توجه در سیستم‌های بهداشتی جهانی است که پیامدهای گسترده‌ای درپی دارد. هدف این پژوهش، فهم نحوه مواجهه بیماران با خطای پزشکی است.لذا از رویکرد کیفی و روش داده‌‌بنیاد (مدل نظام‌مند استراوس و کوربین)  استفاده شد. داده‌ها حاصل مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با بیماران و خانواده‌هایی است که تجریه خطای پزشکی داشتند. مشارکت کنندگان از طریق نمونه‌گیری هدفمند و نظری با حداکثر تنوع به‌صورت پیوسته و انعطاف‌پذیر انتخاب شدند. نتایج نشان می‌دهد  که شرایط علی اثرگذار ذیل سه مقوله اصلی؛ محدودیت سرمایه انسانی پزشکی، ناکارامدی نهادی و بی سازمانی نقش حرفه‌ای قرار می‌گیرد. سه عامل نادیده انگاری شهروند ، مشارکت فعالانه- منفعلانه و انتخاب غیرعقلانی و آنومیک، به عنوان شرایط زمینه‌ای و مداخله گر است؛ خودیاری در برابر بحران، بازسازی و ترمیم هویت، تسکین خود گزین، سه راهبرد برای مدیریت موقعیت است که افراد درگیر در خطای پزشکی به کار گرفته اند. مطابق یافته‌ها و هزینه‌ها، پیشنهاد می‌شود برای اصلاح این وضعیت، به تغییرات ساختاری، ایجاد نظام‌های نظارتی مستقل، بهبود استانداردهای آموزشی پزشکی، و تقویت شفافیت و پاسخگویی در نظام درمانی همچنین مداخلات حمایتی برای بیماران آسیب‌دیده، آموزش عمومی در زمینه انتخاب آگاهانه پزشک مبادرت گردد. با این فرایند می‌توان روند وارونگی امر اخلاقی را متوقف کرده و مسیر نظام سلامت را به سمت عدالت، کارآمدی و پاسخگویی سوق داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ابعاد حمایتی خانواده در فرایند ازدواج جوانان: مطالعه‌ای کیفی در یزد</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30679.html</link>
      <description>ازدواج در بستر فرهنگی ایران صرفاً کنشی فردی نیست، بلکه در تعامل با خانواده و روابط میان‌نسلی شکل می‌گیرد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ابعاد حمایت خانوادگی در فرایند ازدواج جوانان یزدی انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون  صورت گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۱ جوان متأهل ۱۸ تا ۳۵ ساله که با نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع نظری انتخاب شدند، گردآوری و تحلیل شد. یافته‌ها به شناسایی شش مقوله اصلی شامل ریل‌گذاری اقتصادی خانواده، همراهی‌های عاطفی، آموزش پیوسته، عاملیت جوانان، مدیریت تعارضات زناشویی و کارکرد هنجاری خانواده در فرایند ازدواج انجامید. نتایج نشان داد که حمایت خانوادگی صرفاً به حمایت اقتصادی یا عاطفی محدود نیست، بلکه ابعاد آموزشی، هنجاری و فرهنگی را نیز دربرمی‌گیرد و در فرایند گذار جوانان به بزرگسالی و ازدواج نقش مهمی ایفا می‌کند. یافته‌های پژوهش بر لزوم سیاستگذاری در جهت بهبود شرایط اقتصادی و همچنین تقویت و توانمندسازی خانواده‌های زوجین در تأمین اقلام هزینه‌های سنگین ازدواج، جهیزیه و مسکن جوانان در ابتدای زندگی مشترک  تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحولات گفتمانی حکمرانی آب در ایران (1358-1403): فراترکیب کیفی مطالعات حکمرانی و سیاست‌گذاری آب</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30680.html</link>
      <description>حکمرانی آب در ایران طی پنج دهه اخیر دستخوش تحولات گفتمانی متعددی بوده است که بازتابی از تغییرات در ایدئولوژی‌های سیاسی، الگوهای توسعه و رویکردهای مدیریتی به منابع آب محسوب می‌شوند. با وجود ظهور تدریجی مفاهیمی چون توسعه پایدار، مشارکت اجتماعی و حفاظت زیست‌محیطی، سیاست‌گذاری آب در ایران همچنان عمدتاً تحت تأثیر رویکردهای دولت‌محور، سازه‌ای و بهره‌بردارانه قرار داشته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب کیفی و رویکرد متااتنوگرافی، به تحلیل تحولات گفتمانی حکمرانی آب در ایران طی سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۴۰۳ پرداخته است. در این راستا، ۱۲ مطالعه کیفی از پایگاه‌های علمی ملی و بین‌المللی به‌صورت نظام‌مند انتخاب و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری آب در ایران نه بر اساس یک مسیر خطی و پایدار، بلکه در قالب گسست‌ها، چرخش‌های گفتمانی و شکاف‌های مکرر میان سیاست و اجرا شکل گرفته است. سه الگوی فراتکرارشونده در مطالعات شناسایی شد: «شکاف گفتمان و اجرا»، «بحران هژمونی» در دهه ۱۳۹۰، و «چرخش درون‌دولتی» در اوایل دهه ۱۴۰۰. نتایج همچنین نشان می‌دهد که جایگاه مردم عمدتاً به‌صورت مشارکت محدود یا نمادین بازنمایی شده و محیط زیست، علی‌رغم ورود به اسناد رسمی، غالباً تحت تأثیر اولویت‌های توسعه‌ای قرار گرفته است. این پژوهش نشان می‌دهد که تداوم بحران آب در ایران را می‌توان بیش از آنکه صرفاً ناشی از محدودیت‌های طبیعی دانست، نتیجه ناپایداری الگوهای حکمرانی، ضعف هماهنگی نهادی و شکاف میان سیاست‌های اعلامی و رویه‌های اجرایی تلقی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محدودیت گریزی با عواقب بی منتها: کاوشی کیفی در سرقت در بوشهر</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30688.html</link>
      <description>«سرقت» به عنوان جرم علیه اموال در سال‌های اخیر روند صعودی یافته و همین امر باعث شده است این پدیده به یکی از مسائل اجتماعی حاد در کشور تبدیل شود. پژوهش حاضر تلاش کرده است «سرقت» را  در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه‌ای در بستر اجتماعی استان بوشهر در سال  1404مورد مطالعه قرار دهد. مشارکت کنندگان در پژوهش، 16 نفر سارق بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و به صورت «باز»، «محوری» و «گزینشی» کدگذاری شدند. فرآیند کدگذاری داده‌ها منجر به استخراج 143 کد، 23 مفهوم و 11مقوله گردید. «فقر اقتصادی» و «فقدان حمایت اجتماعی» شرایط علّی سرقت هستند؛ «نابسامانی اجتماعی» و «انحرافات اجتماعی» شرایط زمینه‌ای آن را فراهم می‌آورند؛ «گمشدگی عقلانیت» و «گسست در خانواده» شرایط مداخله‌گر سرقت‌اند؛ «برنامه‌ریزی» و «مهارت‌ورزی» راهبردهای سارقان می‌باشند؛ و بالاخره، «بیماری‌های روان‌تنی»، «مجازات» و «اختلال اجتماعی» پیامدهای سرقت هستند. نتایج پژوهش منجر به ظهور «هسته» با عنوانِ «محدودیت گریزی با  چرخه عواقب بی پایان» گردید. افراد در یک ساختار اقتصادی ناکارآمد، که با تنگناهای متعدد توام است، برای رهایی از محدودیت ها اقدام به سرقت می کنند اما به سرعت با عواقب بی پایان آن مواجه می شوند. این امر آنان را در چرخه طولانی سرقت  گرفتار می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سوژه‌های معلق: تحلیل سوژه‌گی نسل زِد در زیست دیجیتال</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30743.html</link>
      <description>این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل روایت، به بررسی بازنمایی‌های سوژه‌گی نسل زد در زیست دیجیتال می‌پردازد. بدین منظور کاربران فعال نسل زد در اینستاگرام با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مشاهده متمرکز گردآوری و با روش تحلیل روایت موضوعی ریسمن تحلیل شد. در این چارچوب، مضامین بازنمایی شده، در سه سنخ روایی اصلی شناسایی شد: «سوژه‌های در حال تکوین»، «سوژه‌های در تلاطم یأس و امید» و «سوژه‌های مسئله‌مند بر پایه این سنخ‌ها، سوژه‌های نسل زد در قالب مفهوم «سوژه‌های معلق» صورت‌بندی شد؛ وضعیتی که در تقاطع تعلیق‌های اجتماعی و دیجیتال و در بستر کاستی‌ها، محدودیت‌ها و ناپایداری‌های زیست روزمره شکل می‌گیرد و تجربه‌ای چندوجهی از زیست نسلی را بازنمایی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سوژه معلق صرفاً بیانگر وضعیتی آسیب‌زا یا منفعل نیست؛ بلکه در زیست شبکه‌ای و در مواجهه با شرایط ناپایدار، بهره‌گیری از ظرفیت‌های خلاقانه، معنابخشی، انعطاف‌پذیری و اشکال گوناگون مقاومت، عاملیت خود را بروز می‌دهند؛ جایی که قدرتِ جریان‌های شبکه‌ای از قدرت‌های سنتی فراتر می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی شکننده: کشف موانع محرومیت زدایی، طراحی مدل محرومیت زدایی در منطقه ۱۴ اصفهان</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30762.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای بازتولید فقر و محرومیت در منطقه ۱۴ اصفهان انجام شده است؛ منطقه ای که به‌عنوان کانون نابرابری‌های اقتصادی، فرهنگی و نهادی شناخته می‌شوند. با توجه به فقدان یک الگوی منسجم برای فهم هم‌زمان عوامل ساختاری، اجتماعی و نهادی این محرومیت، مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه‌ای بر پایه مدل اشتراوس و کوربین، به تحلیل تجربیات و ادراکات ساکنان پرداخته و مدلی بومی و متناسب با بافت منطقه ارائه می‌کند.
تحلیل داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. نتایج نشان داد که باتلاق سیاست‌های ناهمخوان، حکمرانی ناکارآمد و نبود نظام علمی نیازسنجی و پایش شرایط علی اصلی تداوم محرومیت‌اند. در بخش شرایط زمینه‌ای، عواملی چون فروپاشی خانواده، گسست اجتماعی و فرهنگی، فضای امن ناهنجاری و چرخه استثمار، ساختار اجتماعی منطقه را مستعد بازتولید آسیب‌ها کرده‌اند. عوامل مداخله‌گر نیز شامل ناکارآمدی آموزش و پرورش و آشفتگی فعالیت گروه‌های مردم‌نهاد بودند که به افزایش ترک تحصیل، ایجاد وابستگی و تقویت مددجوپروری انجامیده‌اند.راهبردهای موجود، عمدتاً در قالب تلاش‌های محدود برای توانمندسازی آموزشی و اجتماعی توسط گروه‌های مردم‌نهاد شکل گرفته‌اند؛ بااین‌حال پیامدهای مشاهده‌شده—ازجمله مارپیچ محرومیت، انزوای هویتی و الگوهای مالی متناقض—نشان می‌دهد که این راهبردها نتوانسته‌اند چرخه محرومیت را متوقف کنند و حتی در برخی موارد به تداوم آن انجامیده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای انصراف از سقط‌جنین عمدی در میان زنان متأهل: مطالعه ای کیفی در شهر یزد</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30767.html</link>
      <description>سقط‌جنین عمدی یکی از واکنش‌های شایع به بارداری‌های ناخواسته است؛ بااین‌حال، برخی زنان پس از تصمیم اولیه برای سقط، از انجام آن منصرف می‌شوند. پژوهش حاضر در سال ۱۴۰۴ با هدف واکاوی پیامدهای انصراف از سقط‌جنین عمدی در میان زنان متأهل شهر یزد انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، بر ۱۷ زن متأهل ۲۵ تا ۴۲ ساله متمرکز بود که پس از تصویب و اجرای قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت»، از تصمیم خود برای سقط منصرف شده و فرزند زنده به دنیا آورده بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و بر اساس چارچوب شبکه مضامین اتراید-استیرلینگ تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که پیامدهای انصراف از سقط در ابعاد معنوی-هویتی، عاطفی-روانی، خانوادگی-زناشویی و حمایتی-رفاهی نمود می‌یابد. مشارکت‌کنندگان بارداری ناخواسته را موهبتی الهی دانسته و توقف فرایند سقط را نشانه اراده پروردگار تلقی می‌کردند. همچنین، مشاوره‌های تخصصی و حمایت‌های مالی نظام سلامت، در تداوم بارداری و کاهش فشارهای اقتصادی و روانی نقش داشت. در مقابل، تلاش پیشین برای سقط و خشونت یا بی‌توجهی همسر، در برخی موارد موجب اضطراب، فشار روانی و تضعیف روابط زناشویی و خانوادگی شد و گاه به فروپاشی خانواده انجامید. در سوی دیگر، تولد نوزاد سالم و حمایت عاطفی خانواده و همسر، به تقویت روابط خانوادگی و شکل‌گیری تجربه‌ای مثبت از فرزندآوری کمک کرد. در مجموع، انصراف از سقط، در تعامل میان معنابخشی معنوی، حمایت‌های اجتماعی و کیفیت روابط خانوادگی، پیامدهای متنوعی به همراه دارد و می‌تواند هم‌زمان زمینه‌ساز بازسازی معنای مادری و بروز تنش‌های خانوادگی باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
