<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جامعه شناسی کاربردی</title>
    <link>https://jas.ui.ac.ir/</link>
    <description>جامعه شناسی کاربردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مطالعۀ پدیدارشناختی زیست‎‌جهان دینی زنان مشارکت‎‌کننده در کلاس‎‌های قرآن (نمونۀ مورد مطالعه زنان شهر لار)</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30218.html</link>
      <description>آموزش و یادگیری مفاهیم و اصول اعتقادی، مناسکی و کرداری هر کیش و آیینی برای بازتولید و تداوم آن امری گریزناپذیر و ضروری است. دین اسلام نیز از این قاعده مستثنی نیست و اصول و آیین&amp;amp;lrm;‌های انتقال و فراگیری دانش و اعمال مذهبی در آن جایگاه خاصی دارد. یکی از مهم‌ترین راه‌های نهادی چنین انتقالی وجود کلاس‌های قرآنی غیررسمی در اقصی نقاط کشور است. هرچند می&amp;amp;lrm;‌توان آثار چنین کلاس‌هایی را از منظرهای مختلف بررسی کرد؛ از منظر کیفی توصیف و شناساییِ تجربۀ زیستۀ مشارکت‌کنندگان از چنین کلاس‌هایی یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای درک اهمیت و آثار آنها است؛ بر این اساس، تحقیق حاضر با روش کیفی از نوع پدیدارشناسی به توصیفِ زیست&amp;amp;lrm;‌جهان زنان مشارکت&amp;amp;lrm;‌کننده در کلا‌س‌های قرآن&amp;amp;lrm;‌ سازمان&amp;amp;lrm;‌یافته و نیمه&amp;amp;lrm;‌ &amp;amp;lrm;‌سازمان&amp;amp;lrm;‌یافتۀ شهر لار پرداخته است. مشارکت‌کنندگان 15 نفر از زنان شرکت&amp;amp;lrm;‌کننده در کلاس&amp;amp;lrm;‌های قرآن مناطق قدیمی و جدید شهر لار بودند که با روش نمونه&amp;amp;lrm;‌گیری&amp;amp;lrm;‌ هدفمند انتخاب شدند. براساس تحلیل مضامین مصاحبه&amp;amp;lrm;‌ها، عناصر و ماهیتِ تجربۀ زیسته این زنان ذیلِ 6 مقولۀ اصلی توصیف و تحلیل شد. این مقولات شاملِ زیستن در حدود قرآنی، گسترش دامنه و تعمیقِ کیفیتِ تعامل اجتماعی با گروه&amp;amp;lrm;‌های زنانه، معنابخشی به زندگی و احساس خودشکوفایی، انجام فعالیت&amp;amp;lrm;‌های اقتصادی خیرخواهانه، اعتقاد به نمادهای مقدس و میمنت آنها (اثربخشی)، و احساس اجبار در مکان‌های عرفی بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرایند مداخلات مددکاری اجتماعی برای بازادغام اجتماعی محکومین براساس مدل مدیریت مورد: از زندان تا اجتماع</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30175.html</link>
      <description>پژوهش حاضر برای پاسخ&amp;amp;lrm;‌دهی به پرسش اصلی از فرایندی چندمرحله&amp;amp;lrm;‌ای گذر کرده است. فرایندی به‌هم‌پیوسته که درنهایت به ارائۀ مدل مطلوب مددکاری اجتماعی برای بازادغام اجتماعی گروه هدف منجر شده است. روش&amp;amp;lrm;‌شناسی پژوهش از نوع مطالعات کیفی است. در مرحلۀ اول، فرایند تکرار جرم در جوانان مهاجر و در مرحلۀ دوم در امتداد پاسخ&amp;amp;lrm;‌دهی به پرسش اصلی پژوهش، نقطه&amp;amp;lrm;‌نظرات کارشناسان حول ملاحظات و مداخلات مرتبط با بازادغام اجتماعی بررسی شد. حجم نمونه در گروه اول 26 و در گروه دوم برابر با 10 نفر بود و ازطریق مصاحبۀ نیمه&amp;amp;lrm;‌ساختاریافته به جمع‌آوری اطلاعات اقدام شد؛ درنهایت، ازطریق روش&amp;amp;lrm;‌های کدگذاری نظری و تماتیک، به ترتیب به تجزیه‌وتحلیل اطلاعات پرداخته شد. مدل مدیریت مورد، برایند ادغام یافته&amp;amp;lrm;‌های کیفی پژوهش به‌منظور دست&amp;amp;lrm;‌یافتن به پرسش اصلی پژوهش بود. یافته&amp;amp;lrm;‌های بخش اول پژوهش، مبنای اصلی برای تشریح مراحل مختلف مدیریت مورد است و از یافته&amp;amp;lrm;‌های بخش دوم در جهت تشریح مداخلات مرتبط با گروه هدف و ملاحظات مرتبط با آن&amp;amp;lrm;‌ها استفاده شد. براساس مدل مدیریت مورد، فرایند بازادغام اجتماعی گروه هدف دربردارندۀ 7 مرحلۀ اصلی شامل 1) مورد&amp;amp;lrm;‌یابی، 2) ارزیابی روانی اجتماعی، 3) هدف&amp;amp;lrm;‌گذاری و برنامه&amp;amp;lrm;‌ریزی، 4) مداخله و عمل، 5) پایش و ارزیابی، 6) پیگیری و 7) مداخلات مراقبتی اجتماع&amp;amp;lrm;‌مدار است. می&amp;amp;lrm;‌توان نتیجه گرفت که مدل مدیریت مورد نه‌تنها در کار با مراجعان محکوم به سرقت و مواد، نیز در کار با محکومین مختلف که به نوعی نیازمند مداخلات مددکاری اجتماعی هستند، می&amp;amp;lrm;‌تواند به بهبود و ارتقای وضعیت آن&amp;amp;lrm;‌ها بینجامد و گامی مهم در راستای توانمندسازی و ادغام مجدد اجتماعی آن&amp;amp;lrm;‌ها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>احساس تعلق به مکان در شهرهای چندفرهنگی و متکثر (مطالعه موردی: رضوانشهر گیلان)</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30305.html</link>
      <description>پایداری شهری به‌عنوان یکی از محورهای اساسی توسعۀ شهری، مستلزم برخورداری شهروندان از احساس تعلق به محیط زندگی است؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و عوامل مؤثر بر احساس تعلق به شهر در شهروندان رضوانشهر به‌عنوان شهر چندفرهنگی انجام شده است. ازنظر روش‌شناسی، پژوهش در زمرۀ‌ مطالعات کمّی قرار می‌گیرد. داده‌های تحقیق با استفاده از پرسشنامه‌ و ازطریق نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی از میان ۴۰۰ نفر از ساکنان مناطق و محله‌های مختلف رضوانشهر گردآوری شده است. چارچوب نظری پژوهش، نظریۀ آنتونیچ است که بر پایۀ آن، احساس تعلق به مکان در میان شهروندان رضوانشهر تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سطح تعلق شهری در میان شهروندان رضوانشهر نسبتاً بالا است و آنان پیوند عاطفی و شناختی درخورتوجهی با شهر خود دارند. نتایج حاکی‌ازآن است که با افزایش نشاط اجتماعی، تقویت روحیۀ‌ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری و ارتقای اعتماد به نهادهای مدیریت شهری، میزان احساس تعلق به شهر افزایش می‌یابد. درمقابل، افزایش خشونت و ناهنجاری‌های شهری موجب کاهش این احساس در میان شهروندان می‌شود؛ علاوه‌براین، بررسی متغیرهای جمعیت‌شناختی نشان داد که احساس تعلق به شهر در میان گروه‌های سنی، سطح تحصیلات و قومیت‌های گوناگون تفاوت معناداری دارد؛ درحالی‌که ازنظر متغیر مذهب تفاوت معناداری مشاهده نمی‌شود. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز بیانگر آن است که متغیرهای مستقل پژوهش درمجموع نزدیک به ۴۵درصد از تغییرات احساس تعلق به شهر را تبیین می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی آسیب ‌شناسانه از وضعیت اشتغال فرزندان مستقل‌شده از سازمان بهزیستی</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30280.html</link>
      <description>گذار به استقلال یا همان گذار به بزرگسالی مرحله ای مهم از زندگی جوانان است. اشتغال  از شاخص های مهم گذار به بزرگسالی به ویژه در مورد پسران جوان می باشد که تحت تأثیر ساختارهای اجتماعی بوده و انواع سرمایه ها بر آن مؤثر است. این مقاله به بررسی تجربه زیسته جوانان مستقل شده از بهزیستی در باره اشتغال می پردازد. این بررسی از روش پدیدارشناسی و با تکنیک مصاحبه عمیق با 9 نفر از پسران مستقل شده صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد اشتغال برای آنها پس از مستقل شدن اجتناب ناپذیر است. به نظر می رسد آن ها اغلب وارد حاشیه بازار کار شوند و و بازتولید ابژگی در مورد آنها صورت گیرد، در چنین فرایندی، فرد جایگاه خود را به‌عنوان عامل اجتماعی از دست می‌دهد و به موضوعی برای مدیریت، نظارت یا کنترل بدل می‌شود. این وضعیت به ‌ویژه در گروه‌ های به‌حاشیه‌راند ه‌شده یا فاقد سرمایه‌های لازم، در قالب تکرار موقعیت‌های انفعال، وابستگی و ناتوانی در تغییر سرنوشت خود بازتولید می‌شود و موجب شکست آنها در انتقال به بزرگسالی می گردد. در این شکست می توان از عوامل تاثیر گذار در سه سطح فردی، نهادی و ساختاری نام برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سرمایه اقتصادی بر مدارای اجتماعی با میانجی‌گری سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی در میان شهروندان استان اصفهان</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30314.html</link>
      <description>مدارای اجتماعی به‌عنوان پایه‌ای برای انسجام و توسعه پایدار جوامع، نیازمند پذیرش تفاوت‌ها و همزیستی مسالمت‌آمیز است. این پژوهش در استان اصفهان، تأثیر سرمایه اقتصادی بر مدارای اجتماعی و نقش میانجی‌گرانه سرمایه اجتماعی و فرهنگی را بررسی کرد. با توجه به تنوع فرهنگی، قومی و اقتصادی این استان، درک عوامل مؤثر بر مدارای اجتماعی برای کاهش تعارضات و تقویت همبستگی اجتماعی اهمیت دارد. پژوهش با رویکرد کمی و روش توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل شهروندان بالای 18 سال بود و با فرمول کوکران، نمونه‌ای 384 نفره به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد. داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS تحلیل و از مدل‌سازی معادلات ساختاری برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شد. نتایج نشان داد که سرمایه اقتصادی تأثیر مثبت و معناداری (46/0) بر مدارای اجتماعی دارد. سرمایه اجتماعی و فرهنگی نیز به‌عنوان میانجی، نقش مهمی ایفا می‌کنند. سرمایه اقتصادی با تقویت سرمایه اجتماعی (47/0) و فرهنگی (51/0)، به‌صورت غیرمستقیم بر مدارای اجتماعی اثر می‌گذارد. ضرایب اثر غیرمستقیم از طریق سرمایه اجتماعی و فرهنگی به ترتیب 23/0 و 24/0 بود که اهمیت میانجی‌گری این متغیرها را تأیید کرد. شاخص‌های برازش مدل، تناسب خوب آن را نشان داد. افزایش سرمایه اقتصادی با بهبود شرایط زندگی، کاهش نابرابری‌ها و ایجاد فرصت‌های تعامل اجتماعی و دسترسی به منابع فرهنگی، مدارای اجتماعی را تقویت می‌کند. برای ارتقای مدارای اجتماعی در اصفهان، سیاست‌های توسعه اقتصادی فراگیر، تقویت شبکه‌های اجتماعی و افزایش دسترسی به منابع فرهنگی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پارادوکس امید: واکاوی تجربه زیسته دانشجویان از امید اجتماعی و سیاسی</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30335.html</link>
      <description>امید اجتماعی برآمده از شناخت و تجربه مشترک انسان‌ها، ریشه در بسترهای فرهنگی، تاریخی و سیاسی دارد. این پژوهش از پارادوکس کاهش امید اجتماعی-سیاسی در میان دانشجویان علوم اجتماعی، علی‌رغم قرارگیری در محیط دانشگاهی معناساز، آغاز می‌شود و با هدف فهم این تجربه زیسته آنها با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. داده‌ها از طریق ۱۲ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با دانشجویان علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد گردآوری و به‌صورت گام‌به‌گام تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد امید در زیست‌جهان دانشجویان پدیده‌ای چندلایه و سیال است که در تنش میان آگاهی انتقادی، محدودیت‌های ساختاری و سازوکارهای معناسازی روزمره شکل می‌گیرد. تجربه امید از سه مسیر اصلی ظهور می‌کند: مواجهه با بی عدالتی و بی‌ثباتی که تبعیض جنسیتی، محرومیت نسبی و نااطمینانی اقتصادی–سیاسی را به انسداد افق آینده تبدیل می‌کند؛ امید پارادوکسیکال که در آن آگاهی از نابرابری‌ها با احساس ناتوانی در تغییر همراه می‌شود؛ و معناسازی چندمنبعی که طی آن دانشجویان برای بازسازی امید از خانواده، دینداری انتخابی، فضای مجازی و فضاهای غیررسمی آنلاین بهره می‌گیرند. همچنین سه الگوی تعلق سیاسی—سنتی، مشروط و بی‌تعلقی— بازتاب تجربه پذیرش یا طردشدگی در ساختار سیاسی است. در نهایت، مشارکت اجتماعی در قالب کنشگری خرد، راهبردی جبرانی برای حفظ احساس اثرگذاری به شمار می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناختی تأثیر هوش مصنوعی بر مناسبات اجتماعی نسل Z در اصفهان</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30371.html</link>
      <description>تعاملات اجتماعی به‌عنوان سازوکار اصلی پیوند میان فرد و جامعه، نقشی اساسی در معنا‌بخشی به کنش‌های انسانی ایفا می‌کنند. هدف پژوهش، بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر الگوهای تعاملات اجتماعی نسل زد در شهر اصفهان است. این پژوهش از نظر روش، پیمایشی؛ از حیث زمان، مقطعی؛ از نظر هدف، کاربردی؛ و از لحاظ گستره، پهنانگر است. جامعه آماری شامل ۴۵۱۰۳۸ نفر از نسل زد ساکن شهر اصفهان در سال ۱۴۰۴ بوده که حجم نمونه ۳۴۰ نفر تعیین و به روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای متناسب با حجم جامعه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه بوده است که روایی محتوای آن در سطح قابل قبولی ارزیابی شد و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد میانگین «کنش متقابل» (61.76) پایین‌تر از مقدار نظری مورد انتظار است که بیانگر ضعف نسبی در کیفیت و انسجام تعاملات اجتماعی نسل زد می‌باشد، در حالی که میانگین «نقش‌های اجتماعی» (55.13) بالاتر از سطح نظری قرار دارد و نشان‌دهنده آگاهی و ایفای مناسب نقش‌های اجتماعی است. همچنین میانگین متغیر «هوش مصنوعی» (93.76) پایین‌تر از حد نظری ارزیابی شد. نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری نیز بیانگر آن است که هوش مصنوعی به ترتیب 38% و 41% از واریانس کنش متقابل و نقش‌های اجتماعی را تبیین می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمانِ نوسازی در دورانِ پهلوی دوم با تأکید بر صنعتِ خودروسازی داخلی (1357-1341 ه.ش)</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30389.html</link>
      <description>ضرورت، چگونگی و امکان توسعه، همواره در ایران مناقشه‌برانگیز بوده و جریان‌های متکثر فکری به ایده‌پردازی در مورد آن پرداخته‌اند. در این مطالعه، عطف به صنعت خودروسازی داخلی به‌مثابه‌ی «مترونوم توسعه»، به فهمی گفتمانی از مقوله‌ی نوسازی و تحولات خودروسازی در عصر پهلوی تا وقوع انقلاب اسلامی پرداخته می‌شود. خودروسازی به‌عنوان صنعتی بنیادین، محل نزاع‌های گفتمانی میان دو اردوگاه مخالف با رویکردهای متفاوت است. از این‌رو، با بهره‌گیری از چارچوب نظری و روش‌شناختی لاکلا و موف و تدقیق برنامه‌های سوم تا پنجم توسعه، زمینه‌های گفتمانی این حوزه واکاوی شده است.
یافته‌ها نشان می‌دهد گفتمان پهلوی با مفصل‌بندی دال‌هایی نظیر «انقلاب سفید»، «تمدن بزرگ» و «رفاه طبقه‌ی متوسط» حول محور «تولید خودرو»، در پی تثبیت معنای نوسازی و طرد مخالفان خود با ایجاد یک زنجیره‌ی تفاوت بود. در مقابل، با بروز رخدادهای بحران‌ساز در دهه‌ی پنجاه، پادگفتمان‌های رقیب - عمدتاً تحت‌تأثیر سه جریان شامل گفتمان چپ، اسلام مارکسیستی و حامیان اسلام سیاسی- در یک زنجیره‌ی هم‌ارزی حول نفی «صنعت مونتاژ»، «غرب‌زدگی» و «وابستگی» مفصل‌بندی شدند.
نتایج پژوهش مؤید آن است که این پیوند گفتمانیِ رقبا در کنار ناتوانی گفتمان حاکم در پُر کردن دال‌های تهی (مانند «استقلال» و «خودکفایی») و تبدیل‌شدن خودرو به مقوله‌ای بحران‌ساز، زمینه را برای هژمونیک شدن گفتمان انقلابی فراهم آورد. این گفتمان با طرد «صنعت مونتاژ» و تأکید بر «بازگشت به خویشتن»، معنای نوینی از توسعه را در آستانه‌ی انقلاب ۱۳۵۷ برساخت و فروپاشی هژمونی حاکم را رقم زد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر نگرش به اهدای عضو (مورد مطالعه: شهروندان شهر یاسوج)</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30393.html</link>
      <description>موضوع: پیوند اعضاء به عنوان یک شیوه درمانی تنها یک موضوع پزشکی یا درمانی نبوده و عوامل مختلف قانونی، اخلاقی، سازمانی، اجتماعی و فرهنگی بر آن اثر می گذارند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر برخی عوامل اجتماعی و فرهنگی بر نگرش به این پدیده در بین شهروندان یاسوجی است.
روش: روش به کار رفته در این پژوهش, روش پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر تمامی شهروندان بالای 15سال شهر یاسوج در سال 1402 با تعداد 134532 نفر می باشند. از بین آنها400 نفر با شیوه نمونه‌گیری تصادفی چند‌مرحله‌ای انتخاب شدند و اطلاعات آنها با ابزار پرسشنامه جمع آوری شد. داده های تحقیق با استفاده از نرم افزارهای spss و PLS تحلیل شدند.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند که نگرش مثبت به اهدا عضو و روحیه نوعدوستی بالاتر از سطح متوسط و میزان اگاهی از مرگ مغزی، سنت گرایی، اعتماد به حرفه پزشکی کمتر از سطح متوسط هست و نهایتا میانگین دینداری در سطح جامعه آماری در سطح متوسط قرار دارد. این متغیرها در مجموع توانسته‌اند 42 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی نگرش به اهدا عضو را تبیین کنند. همچنین مقایسه میانگین ها نشان داد کسانی که سابقه اهدای عضو در بین آشنایانشان دارند در مجموع نگرش مثبت تری نسبت به این عمل دارند.
نتیجه گیری: نتیجه اینکه با فائق آمدن بر برخی موانع اجتماعی و فرهنگی از جمله مواردی که در این تحقییق بررسی شده اند، می توان زمینه را برای اهدای عضو بیشتر و نجات جان بیماران فراهم کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیالیت تکوینی، کاوشی زمینه‌ای از هویت اکیپی در میان جوانان شهر یزد</title>
      <link>https://jas.ui.ac.ir/article_30405.html</link>
      <description>گروه‌های دوستی از دیرباز در جوامع وجود داشته‌اند، اما در بستر تحولات فرهنگی و اجتماعی، امروزه زندگی اکیپی به‌عنوان یکی از اشکال دوستی و به‌مثابه یکی از پدیده‌های نوظهور در زیست جوانان مطرح شده است. مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر فهم چگونگی شکل‌گیری هویت اکیپی در میان جوانان یزدی است. بر این اساس مطالعۀ حاضر با استفاده از پارادایم تفسیری، رویکرد کیفی و با روش نظریۀ زمینه‌ای سیستماتیک انجام شده است. داده‌های این مطالعه از طریق مصاحبه‌های عمیق گردآوری شده است. به این منظور، 25 نفر از جوانان عضو اکیپ‌‎ها در شهر یزد با نمونه‌گیری نظری و هدفمند انتخاب شده و در این زمینه با آنها مصاحبه‌های عمیق صورت گرفته است. در این مسیر یافته‌های مطالعۀ حاضر در قالب 14 مقولۀ اصلی از جمله 1. سیالیت روابط،2. پدیدۀ نوظهور،3. فرایندهای تکوین اکیپ،4. تعادل ناپایدار بین زندگی فردی و اکیپ، 5. همگرایی ارزشی-رفتاری، و 6. کارکردهای جنسیت‌زدایانه پدیدار شده‌اند. مقوله‌های ذکرشده در نهایت مقولۀ هستۀ «هویت اکیپی: سیالیت تکوینی» را ساختند.در نهایت با توجه به یافته‌ها و مقولات برساخت‌شده، مدل پارادایمی و نظریۀ تجربی مطالعه تدوین و ارائه شد. یافته‌های این پژوهش روشن ساخت که تجربۀ زندگی اکیپی با فراز و نشیب‌های زیادی همراه است. در واقع فرایند هویت‌یابی جوانان در اکیپ‌ها، یک فرایند سیال است که در بستر برخوردهای فرهنگی، اهداف جمعی، تعاملات گروهی، روابط کلیشه‌زدا و تکامل تدریجی اکیپ‌ها شکل می‌گیرد. از این رو نتایج نشان داد که اکیپ نه یک ساختار ثابت، بلکه میدانی سیال است که در آن جوانان به بازتعریف هویت خود و روابط با دیگران می‌پردازند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
