Document Type : Research Paper
Authors
1 Master of Sociology, Faculty of Literature and Human Sciences, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Assistant Professor. Department of Social Sciences. Faculty of Literature and Humanities. University of Isfahan. Isfahan, Iran
3 Professor in Sociology, Faculty of Literature and Human Sciences, University of Isfahan, Isfahan, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
بدبینی مفهومی است که توجه اندیشمندان مختلف را در رشتههایی چون روانشناسی، مدیریت، فلسفه، علوم سیاسی و جامعهشناسی به خود جلب کرده است و اندیشمندان مختلف از دیدگاههای متفاوت عوامل و آثار این پدیده را بررسی کردهاند.
در بیشتر تعاریفی که از بدبینی ارائهشده این ویژگی را بهعنوان خصلت فردی و روانشناختی معرفی نمودهاند؛ برای مثال آکاری و ییلدریم[1](2017) بدبینی را ویژگی میداند که در آن فرد، دیگران را دروغگو، خودخواه، بیعلاقه و بیتوجه در نظر میگیرد، به انگیزههای آنان تردید میکند، در روابط خود محتاط است و اعتمادبهنفس ندارد، رفتار وی خصمانه و ظالمانه است و به خواستههای تحمیلی افراد تنفر دارد (Acaray & Yıldırım, 2017 به نقل از ناستیزایی و رئیسی، 1397: 112).
برخی تعاریف بدبینی را نوعی باور دانستهاند؛ برای مثال رایزمن بدبینی را مجموعهای منسجم از باورها و انتظارات از رفتار مردم تعریف میکند که بخشی از چشماندازهای کلی فرد به طبیعت بشر است. بر این مبنا بدبینی، نگرش بدبینانۀ فرد دربارۀ آینده و انتظارات نامعقول برای خود و دیگران تعریف میشود (Raisman, 1992 به نقل از موسویزاده و همکاران، 1402). افراد بدبین بر این باورند که دیگران وانمود میکنند به دیگران اهمیت میدهند، درحالیکه درواقع چنین نیست. آنها بر آناند که دیگران سطح فکر پایینی دارند، خودخواهاند و برای اعتماد و وفاداری ارزش قائل نیستند (FitzGerald, 2002: 8). بدیهی است که وجود چنین نگرشی به جامعه میتواند تهدیدی بهویژه بهلحاظ همبستگی اجتماعی باشد. بهزعم استین ووردن[2](2016) بدبینی اجتماعی با بدبینی عمومی یا بدبینی شخصی که ویژگی فردی است و دارای معایب روانی و جسمی است، متفاوت است و درواقع نوعی نگرانی در بین شهروندان و اعتقاد به این است که جامعۀ آنها رو به زوال است (Steenvoorden, 2016). بدبینی در این معنا نهتنها به انتظار بدترینها اشاره دارد، بلکه به موفقنشدن فرد در هر آنچه برای آن تلاش میکند نیز مربوط میشود. لی و لیونگ[3] (2012) بدبینی اجتماعی را یکی از ابعاد بدیهیات اجتماعی میدانند که به دیدگاه منفی به مردم، تعصب در برابر برخی گروههای اجتماعی، بیاعتمادی به نهادهای اجتماعی و نادیدهگرفتن روشهای اخلاقی برای دستیابی به اهداف اشاره دارد. لیونگ و همکاران (2010) بدبینی اجتماعی را ویژگیای تلقی میکنند که به این باور کلی اشاره دارد که به افراد، نهادها و دیگر امور نمیتوان اعتماد کرد و حاکیازآن است که ماهیت انسان و دنیای اجتماعی نتایجی منفی به ارمغان میآورند. این نگرش بدبینانه با اضطراب و مواجهۀ تدافعی با مردم همراه است. آنها بر این اعتقادند افرادی که ازلحاظ اجتماعی بدبیناند، ازنظر اجتماعی کنارهگیرند. مفهوم بدبینی اجتماعی دیدگاه افرادی را توصیف میکند که منافع فردی را عامل اصلی انگیزش رفتارهای انسانی میدانند و به خلوص نیت، فضیلت انسانی و نوعدوستی بهعنوان انگیزانندههای انسانی اعتقادی ندارند (شکرریز، 1398).
یافتههای تحقیق پیمایشی که در سطح ملی انجام شده است، نشان میدهد که به بیاعتمادی، نبود اعتماد به آینده و سیستمهای اجتماعی و ترس نهادینه از خشم مقتدر و کینۀ بدخواهان و واهمه از دسیسهها و ناپایداریها بهمنزلۀ مشکلات محوری خلقیات ایرانی توجه میشود(فراستخواه،1395 :21)نتایج حاصل از طرح ملی «سنجش سرمایۀ اجتماعی کشور» (1394) بیانگر آن است که اعتماد عمومی (قابلاعتماد دانستن دیگران) در استان اصفهان وضعیتی بهمراتب نامطلوبتر از شاخص مربوط در کل کشور داشته است؛ برای مثال شاخص ارزیابی مثبت به منفی اعتماد عمومی برای کل کشور حدود 60.5 است؛ درحالیکه این شاخص برای اصفهان حدود 38 به دست آمده است. در این پژوهش هرچند تأکید بر ناکافیبودن اعتماد عمومی در بین شهروندان اصفهانی شده است، به دلیل پیوستگی این متغیر با بدبینی اجتماعی قابل اعتنا است.
همچنین نتایج حاصل از طرح ملی پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان (1394) نشان داده است که به اعتقاد حدود 11درصد از مردم اصفهان، ویژگی بدبینی به میزان زیاد و خیلی زیاد در بین افراد جامعه رواج دارد. این رقم در مقایسه با نتیجۀ بهدستآمده در کل کشور (حدود 5درصد) تفاوت چشمگیری دارد.
همچنین مطالعۀ کیفی شمس قهفرخی و همکاران (1401) در شهر اصفهان آیندههراسی و هراسهای اقتصادی را بهعنوان چالشهای فرزندآوری مطرح کردند. آیندههراسی و هراسهای اقتصادی مفاهیمی نزدیک با بدبینی اجتماعی هستند؛ بنابراین، به نظر میرسد بدبینی اجتماعی در بین شهروندان اصفهانی بهطور چشمگیری زیاد است و باتوجهبه پیامدهای منفی بدبینی اجتماعی که ذکر آن در سطور پیشین رفت، این موضوع را میتوان مسئلهای اجتماعی تلقی کرد که درصورتیکه برای حل آن چارهای اندیشیده نشود، میتواند زمینهساز بحرانهای اجتماعی شود. یکی از راهکارهایی که میتوان برای این مسئله متصور بود، انجام پژوهشهای عمیقتر در این زمینه است. این موضوع بیشتر از این جهت اهمیت دارد که پژوهشهای اندکی در این حوزه صورت گرفته است و تحقیقات صورتگرفته نیز کمتر بهلحاظ جامعهشناختی این مسئله را مورد مداقه قرار دادهاند. اهمیت موضوع بدبینی از منظر جامعهشناختی از آن جهت است که این پدیده معلول برخی از متغیرهای اجتماعی است و نیز میتواند علت برخی از متغیرهای اجتماعی شود؛ به بیان دیگر، بدبینی ارتباط تنگاتنگی با بسیاری از متغیرهای اجتماعی دارد. در این زمینه دورکیم (1389) معتقد است در بحرانهای اقتصادی، امیال از تعادل خارج میشوند و جامعه قدرت نظارت و کنترل را از دست میدهد و به دنبال آن نارضایتی، احساس محرومیت، بدبینی و سرخوردگی و بحرانهای اجتماعی حادث میشود.
ازآنجاکه بدبینی اجتماعی مجموعهای از باورها و نگرشهاست، برای یافتن عوامل مؤثر بر شکلگیری و تشدید آن، ضرورت دارد عوامل مؤثر بر نگرش افراد در ارتباط با بدبینی بررسی شود و در این میان «خانواده» بهعنوان گروه نخستین محل اعتناست. همانگونه که ساروخانی بیان میکند، روابط افراد در خانواده بر نگرش آنان تأثیرگذار است (ساروخانی و دودمان، 1389: 108). در تعریف رایج، خانواده براساس ساختار آن عبارت است از کلیۀ روابط بین اعضا؛ بنابراین، ازآنجاکه قدرت در همۀ روابط متقابل بین افراد ساری و جاری است، بر شکل تصمیمگیریها و انجام کارها در گروه خانواده نیز تأثیر میگذارد. قدرت، متغیر اجتماعی مهمی است که در بررسی هر ساختار اجتماعی، نهاد، گروه و حتی روابط مرسوم بین افراد باید به آن توجه شود و خانواده نیز از این قاعده مستثنی نیست (گروسی، 1387). در نهاد خانواده همچون جامعه میتوان نوعی تضاد طبقاتی را تشخیص داد. همانطور که در جامعه عدهای حاکم هستند و عدهای محکوم و فرمانبردار، در خانواده نیز گاهی شوهر یا زن در رأس امور قرار میگیرند. در چنین وضعیتی طرف دیگر مجبور به اطاعت از وی میشود (عسگری ندوشن و همکاران، 1391)؛ بنابراین، جایگاه فرد در ساختار قدرت در خانواده میتواند بر احساسات، رفتارها، اندیشهها و نگرشهای افراد تأثیرگذار باشد؛ ازاینرو در این مقاله تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی بررسی میشود.
پیشتر گفته شد که بهزعم دورکیم بحرانهای اقتصادی سرخوردگی و بدبینی در پی خواهد داشت؛ بنابراین، به نظر میرسد بدبینی اجتماعی میتواند از شرایط اقتصادی متأثر شود. ازآنجاکه شرایط اقتصادی افراد با مفهوم طبقۀ اجتماعی پیوند خورده است و بنا به نظر سورنسن (1395) که مفهوم طبقه را میتوان برای تحلیل چگونگی تغییر الگوهای نگرش، رفتار و جامعهپذیری برحسب جایگاه افراد در ساختار اجتماعی استفاده کرد، به بررسی رابطۀ بدبینی اجتماعی و طبقۀ اجتماعی افراد میتواند توجه شود (سورنسن، 1395 به نقل از رایت، 1395)
تحقیقات متعدد حاکیاز تفاوت ساختار قدرت در خانواده در طبقات اجتماعی مختلف است (بخشیپور و همکاران (1398)؛ مردانی و موحد (1395)؛ عسگری ندوشن و همکاران (1391). تفاوت در سبک زندگی خانوادهها در طبقات مختلف به قدری مشهود است که «پارسونز طبقۀ اجتماعی را به مجموعهای از واحدهای خانوادگی اطلاق میکند که سطح زندگی برابر و سبک زندگی مشابهی دارند و از فرصتهای برابری برای آموزش فرزندانشان تا سطح معینی برخوردارند» (خادمیان،1387: 79).
همانگونه که گفته شد، ساختار قدرت در خانواده میتواند بر بدبینی اجتماعی مؤثر باشد و ازآنجاکه به نظر میرسد ساختار قدرت در خانواده در طبقات اجتماعی متفاوت است، طبقۀ اجتماعی میتواند بر رابطۀ بدبینی اجتماعی و ساختار قدرت در خانواده تأثیرگذار باشد و بنابراین نقش تعدیلگر در این رابطه داشته باشد.
دهقانی (1398) اذعان داشته است که صنعتیشدن افسارگسیختۀ اصفهان و شهرنشینی بدون شهرگرایی و توسعۀ پایدار باعث ایجاد محلههایی با آسیب اجتماعی زیاد و احساس ناامنی شده است که فقر و بیکاری در این مناطق نیز بر شکاف طبقاتی در شهر اصفهان افزوده است. شکاف طبقاتی در شهر اصفهان و تأثیر طبقه بر سبک زندگی و نگرش افراد، میزان بیشتر بدبینی اجتماعی نسبتبه کل کشور ایجاب میکند که در پژوهش حاضر نقش طبقۀ اجتماعی در تأثیر ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی لحاظ شود. در این نوشتار تلاش شده است تا حد امکان چگونگی این روابط ترسیم شود. ازآنجاکه سیاستگذاری و برنامهریزی با هدف کاهش بدبینی اجتماعی نیازمند شناخت ابعاد و عوامل بدبینی اجتماعی است، امید آن میرود که یافتههای این پژوهش به شناخت جنبههایی از موضوع یاری رساند.
پیشینۀ تحقیق
مرور مطالعات پیشین بیانگر آن بود که تحقیقی دقیقاً با عنوان مطالعۀ حاضر انجام نشده است؛ بنابراین، مواردی ذکر میشود که بیشترین نزدیکی را با تحقیق حاضر دارند. در زمینۀ بدبینی اجتماعی در داخل کشور تحقیقات صورتگرفته بیشتر بدبینی سازمانی را مطالعه کردهاند. همچنین تحقیقات متعددی از منظر روانشناسی موضوع بدبینی را بررسی کردهاند. پژوهشهایی نیز موجودند که به مفاهیمی نزدیک به بدبینی اجتماعی مانند آیندههراسی، هراس اقتصادی و... توجه کردهاند؛ ولی کمتر مطالعهای یافت شد که مفهوم بدبینی را از منظر جامعهشناسی بررسی کرده باشد. این مسئله تا جایی در این مطالعه نمایانگر بود که پژوهشگر ناچار از ذکر این مورد در محدودیتهای تحقیق شد.
مطالعات خارجی در مقایسه با پژوهشهای داخلی تمرکز بیشتری بر تحقیقات مرتبط با بدبینی اجتماعی داشتهاند.
افشانی و کبریایی (1399) بدبینی اجتماعی و عوامل اجتماعی مرتبط با آن را در میان شهروندان شهر یزد بررسی کردهاند و نتایج حاصل از آن وجود ارتباط معنادار بین پایگاه اجتماعی-اقتصادی، سرمایۀ اجتماعی، تیپ شخصیتی، احساس عدالت اجتماعی و استفاده از وسایل ارتباطجمعی و احساس محرومیت نسبی با بدبینی اجتماعی را نشان داده است. باوجود معرفی بدبینی اجتماعی بهعنوان متغیر مطالعهشده در پژوهش مذکور، گویههای استفادهشده برای سنجش این متغیر حاکیازآن است که بدبینی روانشناختی در ارتباط با متغیرهای روان شناختی(تیپ شخصیتی) و جامعهشناختی (دینداری، رسانه و..) بررسی شده است.
شکرریز و همکاران (1398) بهمنظور طراحی الگوی بدبینی سازمانی دانشگاههای دولتی، آزاد و پیام نور شهرستان کاشان، شش دسته عوامل شامل شرایط علّی، پدیدۀ مرکزی، راهبردها، پیامدها و عوامل مداخلهگر و زمینهای را برای ارائۀ الگوی بدبینی سازمانی به روش دادهبنیاد به دست آوردند. شرایط علی شامل سه دسته عوامل عمدۀ شخصیتی، عوامل شغلی و عوامل سازمانی بود و تزلزل شخصیتی بیشترین بار عاملی را در این دسته عوامل دارا بود. در پدیدۀ مرکزی عوامل فردی، شغلی، سازمانی بهعنوان عوامل اصلی شناسایی شدند که از بین آنها عوامل فردی مؤثرترین عوامل بوده است و بین عوامل زمینۀ تعارض سازمانی بیشترین تأثیر را داشته است. امیرتیموری و منظری (1388) در مطالعۀ رابطۀ بین خوشبینی و بدبینی و رضایت از زندگی بین زنان شاغل و خانهدار در شهر رابر دریافتند که بین میزان رضایت از زندگی و خوشبینی رابطۀ معنادار وجود دارد. همچنین میزان رضایت از زندگی در زنان شاغل بیش از زنان خانهدار است و بین بدبینی با سلامت روان و ابعاد آن (نشانههای بدنی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی) رابطۀ معنادار وجود دارد.
در پژوهشهای خارجی بر مبنای مفهوم بدبینی اجتماعی دو دسته پژوهش وجود دارد. یک دسته از این پژوهشها بدبینی اجتماعی را بهعنوان یکی از ابعاد بدیهیات اجتماعی[4] معرفی کرده اند (لیونگ و باند[5] (2004)، لیونگ و همکاران[6] (2012)؛ لی و لیونگ[7] (2012)؛ الکساندرا و همکاران (2017)؛ استاوروا و آلبرت (2016)؛ کلاوز بونکه[8] (2009)). در این پژوهشها بدبینی اجتماعی[9] به دستهای از باورهای کلی اطلاق شده است، مبنیبر اینکه به افراد، نهادها و دیگر امور نمیتوان اعتماد کرد و این مسئله حاکیازآن است که ماهیت انسان و دنیای اجتماعی نتایجی منفی به ارمغان میآورند و دستۀ دوم، بدبینی اجتماعی[10] را مفهومی متفاوت از بدبینی عمومی یا شخصی تلقی میکنند و آن را به معنی تمایل به انتظار نهتنها بدترینها شناسایی کردهاند، به موفقنبودن در آنچه که فرد تلاش میکند انجام دهد، نیز مربوط میشود. تحقیقات دستۀ اول نشان داد باورهای بدبینانه دربارۀ طبیعت انسان بر درآمد اثر نامطلوبی دارد و تأثیر منفی آن در کشورهایی معنادار است که نرخ رفتار اجتماعی مثبت بالایی دارند ( Ehlebracht, 2016&Stavrova ). بدبینی اجتماعی در سطح فردی ارتباط مثبتی با جهتگیری سلطۀ اجتماعی دارد و ازطریق تأثیر بر جهتگیری سلطۀ اجتماعی بر ادراک افراد از رفتار غیراخلاقی تأثیرگذار است (Alexandra et al., 2017). مطالعۀ طولی لی و لیونگ (2012) نشان داد که همبستگی معناداری بین ارزیابی شرایط اجتماعی و بدبینی اجتماعی وجود دارد و ارزیابی از شرایط اجتماعی در زمان اولیه پیشبینیکنندۀ بدبینی اجتماعی در زمان ثانویه است. لیونگ و همکاران (2012) در بررسی تفاوت جنسیتی در بدبینی اجتماعی جوامع در نمونهای متشکل از 40 کشور دریافتند که مردان بدبینی اجتماعی بیشتری از زنان دارند و این تفاوت تحت تأثیر فرهنگهای مختلف است؛ بهگونهای که در کشورهایی که زنان در مقایسه با مردان در مرتبۀ فرودست قرار میگیرند، بدبینی اجتماعی در زنان افزایش مییابد و حتی ممکن است بیش از مردان باشد. بونکه (2009) در بررسی انتقال بین نسلی باورها دریافت که بدبینی اجتماعی در هر نسلی به شکل خاصی تعریف میشود و بدبینی اجتماعی در فرزندان به بدبینی اجتماعی ابرازشده توسط مادرانشان بستگی دارد؛ ولی همزمان فرزندان بدبینی اجتماعی بیشتری دارند که به سطح بدبینی اجتماعی پدران میرسد که به میزان درخور توجهی از مادران بیشتر است.
دستۀ دوم از پژوهشهای خارجی که مفهوم بدبینی اجتماعی را انتظار بدترینها تعریف کرده است، توسط وودن (2016) در کشور هلند بررسی شده است و بدبینی اجتماعی را متأثر از عوامل اقتصادی شامل کاهش قدرت دولت رفاه، رشد اقتصادی و بیکاری و عوامل سیاسی شامل فراملیشدن و بیثباتی و فساد عنوان کرده است. در مطالعۀ دیگری که استین وودن (2018) در بین هشت کشور اروپایی انجام داده است، تأثیر بدبینی اجتماعی بر رفتار سیاسی افراد بررسی شده است و نشان داده است افرادی که به پوپولیستهای راست رادیکال رأی دادهاند، بدبینی اجتماعی بیشتری داشتهاند. ویگنولی[11] و همکاران(2020) ارتباط بدبینی اجتماعی و تمایل افراد به فرزندآوری را بررسی کردهاند و دریافتهاند که عدم قطعیت اقتصادی و روایت افراد از آیندۀ خود بر رفتارهای باروری آنها تأثیرگذار است. تحقیق ایوانوا و بالبو[12] (2024) نیز نشان داد اگر افراد از آیندۀ نسل بعدی ارزیابی منفی داشته باشند، احتمال کمتری دارد که تمایل به فرزندآوری داشته باشند. نگرانی افراد از آینده در زمینۀ اقتصاد و کار نسل آینده و نیز شکل روابط اجتماعی فرزند بوده است.
مقایسۀ این دو دسته پژوهش در زمینۀ بدبینی نشان میدهد که دستۀ اول بدبینی اجتماعی را مفهومی فرهنگی و دستۀ دوم عارضهای محصول شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میداند. در این مقاله تلاش شده است هر دو مفهوم شاخصسازی و عملیاتی شود. همچنین در هیچکدام از تحقیقات پیشین تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی و با در نظر گرفتن نقش طبقۀ اجتماعی بهعنوان متغیر تعدیلگر بررسی نشده است و این مطالعه با ترسیم چنین رابطهای تا حد امکان خلأها و نقایص تحقیقات پیشین را رفع میکند.
چارچوب نظری
برای ساخت چارچوب نظری تحقیق رویکردهای مختلف جامعهشناسی احساسات در ارتباط با بدبینی اجتماعی و نظریههای مرتبط با آن، نظریههای طبقۀ اجتماعی اعم از مارکسیستی و غیرمارکسیستی و نظریههای مربوط به ساختار قدرت در خانواده بررسی و تدقیق شد.
کالینز مفهوم انرژی احساسی را در تفسیر انگیزههای احساسی کنش به کار گرفته است و انرژی احساسی پایین را معادل احساس ناتوانی یا انتظار ناچیز از موفقیت در آینده میداند که باعث تشدید ناامیدی و ناکامی در فرد میشود (کیانپور و آقابابایی، 1396)؛ بنابراین، بدبینی اجتماعی میتواند بازتابی از انرژی احساسی پایین قلمداد شود. ترنر معتقد است میزان همخوانی و ناهمخوانی آنچه فرد انتظار دارد در موقعیتی خاص رخ دهد و آنچه فرد تجربه میکند، برانگیزانندۀ احساسات مختلف است. وی عواملی چون عوامل جمعیتشناختی، ساختاری، فرهنگی و مبادلهای را در فرایند شکلگیری انتظارات تأثیرگذار میداند. به نظر وی قرارگرفتن فرد در سلسلهمراتب قدرت و منزلت (عوامل ساختاری) باعث آگاهی از جایگاهش میشود و درنتیجه پتانسیل نشاندادن واکنشهای احساسی به کنشهای دیگران در افراد افزایش پیدا میکند؛ بهعبارتدیگر مناسبات قدرت و منزلت در این مواجههها دارای اهمیت میشوند و به رسمیت شناختن یا نشناختن آنها واکنشهای احساسی شدیدتری به دنبال دارد.
عوامل فرهنگی معیارهای کنشی و هنجاری هستند که بهعنوان نمادهایی برای مشارکتکنندگان در یک موقعیت، معیارها و دستورالعملهای کنشی فراهم میکنند و تعیینکنندۀ نوع کنش فرد و انتظار او از نوع کنش دیگران هستند. عوامل مبادلهای نیازهای بنیادینی هستند که فرد در مواجهات خود انتظار آن را دارد؛ برای مثال نیاز به دریافت منفعت از منابع معقول، نیاز به این احساس که آنها پاسخهای دیگران را میتوانند پیشبینی کنند، نیاز به اعتماد به دیگران مبنیبر اینکه آنها به تعهدات خود عمل میکنند، نیاز به این تصور که «خود» و «دیگری» جهان را در راستای تحقق اهداف کنش متقابل به یک شکل میبینند و نیاز به این احساس که «خود» هرچند بسیار اندک، در جریان زنده کنش متقابل وارد شده است (کیانپور و آقابابایی، 1396).
کمپر معتقد است روابط مبتنیبر قدرت و منزلت، احساسات متفاوتی را در افراد برمیانگیزانند (ربانی و کیانپور، 1388). وی ساختار اجتماعی را آرایش عمودی کنشگران نسبتبه یکدیگر در طول ابعاد ارتباطی قدرت و منزلت برمیشمارد. بنا به دیدگاه کمپر قدرت به کنشهایی ارجاع داده میشود که ماهیتی الزامآور، اجباری، تهدیدکننده و مجازاتکننده دارند و بهواسطه آن کنشگر بر دیگری تسلط مییابد و منزلت، بُعدی کمیتی دارد و نشاندهندۀ مقدار احترام، تأیید، تشویق و تبعیت داوطلبانه و حمایت مالی و احساسی است که کنشگران به یکدیگر عرضه میکنند.
ساروخانی (1370) خانواده را محل شکلگیری نگرش افراد به خود و دیگران میداند. گود معتقد است «حتی خوشبختترین خانوادهها نیز میتوانند بهعنوان نظامی از قدرت ملاحظه شوند؛ زیرا در بیشتر اوقات هریک از اعضا سعی در وادارنمودن دیگران به انجام یا جلوگیری از انجام کاری در مقابل خواستههای دیگران دارد (روشه، 1391). بهزعم ساروخانی (1370) خانواده میتواند واجد مناسبات مبتنیبر سلطه و سرکوب باشد؛ این بدان معنی است که فرد سلطهگر برای تحقق خواستهای خود از روشهای توأم با خشونت استفاده کند. در نظریات خانواده مفهوم قدرت به وجه تصمیمگیری اطلاق شده است و فردی صاحب قدرت بیشتر است که در بیشتر امور خانواده تصمیمگیرنده است. شاخص قدرت میان زن و شوهر براساس تصمیمگیری، مشخصکنندۀ میزان پدرسالاری در خانواده محسوب میشود (Bates et al., 2003). وجه دیگر قدرت در خانواده نحوۀ تصمیمگیریها برای عمل است. ترغیب، تحریک، اجبار و فعالکردن تعهد در افراد برای انجام تصمیمات از نحوههای اعمال قدرت به حساب میآید. درحقیقت در خانواده ساختاری شکل میگیرد که فرد صاحب قدرت تصمیمگیرنده است و با استفاده از شیوههای ترغیب، تحریک، اجبار یا فعالکردن تعهد در دیگران به تصمیمات خود تحقق میبخشد و ازاینرو بنا به نظریۀ کمپر فردی که در ارتباطات خانوادگی در جایگاه فرودست قرار میگیرد، مستعد بدبینی اجتماعی بالاتری است و بنا به نظریۀ کالینز انرژی احساسی پایینتری را تجربه میکند.
دارندورف (1393) نیز به این موضوع اشاره دارد که در خانواده، قدرت بهصورت ناعادلانه توزیع میشود و افراد با قدرت زیاد میتوانند به شکل ناعادلانهای بر اعضای دیگر تأثیر بگذارند و استبداد برقرار کنند. این استبداد میتواند بهصورت مادی (مثل کنترل منابع) یا نمادین (مثل تحقیرکردن و تحت فشار قرار دادن) بروز کند. بهزعم وی نقش قدرت در خانواده میتواند به دو شکل اساسی تأثیر بگذارد: اولاً، قدرت میتواند بهعنوان یک منبع توانمند کنترل برای اعضای خانواده عمل کند. افراد با قدرت زیاد ممکن است بتوانند منافع و نیازهای خود را بر منافع و نیازهای اعضای دیگر ترجیح دهند و درنتیجه، توزیع منابع، فرصتها و قدرت در خانواده ناعادلانه باشد؛ ثانیاً، قدرت میتواند بهعنوان عامل برای تحت فشار قرار دادن و تحقیرکردن اعضای خانواده عمل کند. افراد با قدرت زیاد میتوانند اعضای دیگر را تحت فشار قرار دهند و ناعادلانه با آنها برخورد کنند. این نوع تعاملها ممکن است باعث بدبینی اجتماعی در افرادی شود که به قدرت دسترسی کمتری دارند و احساس کنند که نمیتوانند به اندازۀ کافی موفقیت و رضایت در زندگی داشته باشند؛ بنابراین، دارندورف معتقد است که ساختار قدرت در خانواده میتواند به بدبینی اجتماعی منجر شود؛ زیرا ناعادلانهبودن توزیع قدرت، فرصتها و منابع در خانواده، احساس بیاعتمادی و ناامیدی را در افراد به وجود میآورد.
بنابراین، فرضیۀ اول تحقیق بهصورت زیر استنتاج میشود:
ساختار قدرت در خانواده بر میزان بدبینی اجتماعی تأثیر دارد.
بر مبنای نظرات مطرحشده در سطور پیشین میتوان دریافت روابط قدرت در همۀ روابط متقابل بین افراد ساری و جاریست و روابط درون خانواده نیز از این امر مستثنی نیست. قدرت در روابط خانوادگی در تصمیمگیریها به نمایش درمیآید. حوزهها و شیوههای اعمال تصمیمگیری به صورتهای گوناگون مطرح شده است. شیوههای تشویق، اجبار، اقناع و... هرکدام بهنحوی بر طرفین تعامل تأثیر میگذارد و احساسات متفاوتی را در فرد برمیانگیزاند. براساس نظریۀ کالینز کسانی که در سلسلهمراتب قدرت در مرتبۀ فرودست قرار گیرند، از انرژی احساسی کمی برخوردار هستند و درنتیجه همسو با این انرژی کم، احساسات منفی را تجربه خواهند کرد. بنابر آنچه گفته شد هرچه قدرت در خانواده نامتقارنتر باشد، میتواند انرژی احساسی کمتری و درنتیجه بدبینی بیشتری را در فردی ایجاد کند که در جایگاه فرودست قرار گرفته است. از طرف دیگر براساس نظریۀ منابع و تئوری مبادله، قدرت در خانواده به سمت کسی است که از منابع ارزشمند بیشتری چون تحصیلات و درآمد و ثروت برخوردار باشد و توانایی ارائۀ این منابع ارزشمند را به خانواده داشته باشد؛ به عبارت بهتر، منابع ارزشمند به خانواده میدهد و در ازای آن قدرت به دست میآورد؛ بنابراین، باتوجهبه اینکه طبقات پایین جامعه از منابع ارزشمند کمتری برخوردارند و ازآنجاکه شاخصهای طبقۀ اجتماعی منابع ارزشمندی چون درآمد و ثروت، منزلت شغلی و تحصیلات هستند، زنان متعلق به طبقۀ پایین از این منابع بهرۀ کمتری دارند و ازاینرو در ارائۀ منابع ارزشمند به خانواده ناتوان یا کمتوان هستند؛ برایناساس، به نظر میرسد ساختار قدرت در خانوادههای عضو طبقۀ پایین نامتقارن است و مردان قدرت بیشتری دارند؛ ولی در طبقات بالاتر زنان از منابع ارزشمند بیشتری برخوردارند؛ ازاینرو دارای توان بیشتری در ارائۀ منابع ارزشمند به خانواده هستند و بنابراین، قدرت بیشتری در ساختار خانواده در مقایسه با زنان طبقۀ پایین دارند و میتوانند ساختار قدرت در خانواده را بهسوی تقارن سوق دهند. از سوی دیگر قرارگرفتن در طبقۀ پایین جامعه ازآنجاکه با مقایسه و آگاهی از جایگاه پایین و همراه با انتظارات برآورده نشده است، منجر به انرژی احساسی ضعیفتر میشود. این تأثیرات را میتوان بهصورت زیر خلاصه کرد:
در طبقات پایین، ساختار قدرت در خانواده نامتقارنتر و بنابراین، انرژی احساسی برای فرد فرودست کم است که میتواند منجر به بدبینی اجتماعی بیشتری در وی شود. از سوی دیگر در طبقات بالا، ساختار قدرت در خانواده متقارنتر است که باعث کمشدن تجربۀ انرژی احساسی کمتر و بنابراین، بدبینی اجتماعی کمتر میشود. باتوجهبه مباحث مطرحشده فرضیۀ اصلی تحقیق به شکل زیر صورتبندی میشود:
رابطۀ ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی در طبقات مختلف اجتماعی متفاوت است.
براساس چارچوب نظری مطرحشده مدل نظری این مطالعه تدوین و در شکل 1 نشان داده شده است.
شکل1- مدل نظری پژوهش*
Fig 1- Research theoritical model
* معرفهای متغیرهای مدل در جداول (2) و (3) آمده است
جدول 1- تقسیمبندی محلات شهراصفهان براساس پایگاه اجتماعی و اقتصادی به تفکیک منطقۀ شهری
Table1- The classification of neighborhoods in Isfahan based on social and economic status by urban region
|
|
پایین پایین |
پایین |
متوسط پایین |
متوسط بالا |
بالا |
بالای بالا |
|
منطقۀ 1 |
|
|
|
خرم، جامی، علی قلی آقا، بیدآباد، جوزدان الیادران |
درب کوشک، خلجا، لنبان |
شاهزاده ابراهیم، صائب، عباسآباد |
|
منطقۀ 2 |
ولدان |
برزان، بابوکان، دهنو، جاوان |
بختیاردشت، رسالت، مشکین |
آفاران |
|
|
|
منطقۀ 3 |
|
|
جویباره، شهشهان |
سرچشمه، سرتاوه، احمدآباد، سنبلستان، امامزاده اسماعلیل |
نقش جهان، گلزار، قلعه طبره، ملک، خواجو، باغکاران |
چرخاب |
|
منطقۀ 4 |
|
کردآباد، زوان، پینارت |
کلمان، کلمهخواران- شهرک زاینده رود |
همدانیان، شهرک فاضل _ بهاران، رکنالدوله شرقی |
مفتح، چشمه باقرخان، شاهزید، باغ غدیر – خلیلآباد، رکنالدوله غربی، شهرستان |
فرهنگیان، مهرآباد |
|
منطقۀ 5 |
|
|
|
وحید |
حسینآباد، فرحآباد |
باغ زرشک، سیچان، جلفا، باغ دریاچه، بهار آزادی، کوی امام جعفر صادق(ع)، کوی سپاهان، سپاهانشهر، محدوده دانشگاه اصفهان |
|
منطقۀ 6 |
دنارت |
ردان |
همتآباد، تخت فولاد، فیزیدان |
شهید کشوری |
مسجدمصلی، کوی امام |
باغنگار- آیینهخانه، فیض، آبشار، سعادتآباد، هزارجریب |
|
منطقۀ 7 |
شهرک ولیعصر |
شاهد، فروردین |
شهرک میلاد، باغ فدک، شهرک کاوه، رحیمآباد، پوریای ولی، مولوی |
برازنده، شیخ اشراق، بابلدشت |
|
|
|
منطقۀ 8 |
|
مارچین، بهرامآباد، کوجان، پرتمان، فردوان، شمسآباد |
کساره، آهنگران |
گل محمدی، جلالیه، بهارستان، میرعماد، شهریار، رزمندگان، دستگرده، تیران |
خانهاصفهان، طامه |
|
|
منطقۀ 9 |
|
جروکان، کارلادان_ کلیچه، گلستان- سودان، کوهانستان |
آزادان، جنیران-لادان، جاوان پایین- مهدیه، گورتان، بهارانچی، نصرآباد محدوده ناژوان منطقه ۹ |
زهران |
ناژوان |
|
|
|
پایین پایین |
پایین |
متوسط پایین |
متوسط بالا |
بالا |
بالای بالا |
|
منطقۀ 10 |
گرکان، جوهران، حصه جنوبی |
شیخ طوسی، لاله، هفتون، فجر، عطارنیشابوری، مصلی، اطشاران |
کوی نرگس |
پروین، ملاصدرا، خواجه عمید |
عسکریه، دشتستان، سروستان |
|
|
منطقۀ 11 |
بابوکان جنوبی-لیمجیر- زاجان |
ماشاده- طاحونه- محلۀ اسلامی |
|
|
|
|
|
منطقۀ 12 |
عاشقآباد، ناصرخسرو |
امیرعرب، امینآباد، محمودآباد |
کوثر، شهرک نگین |
ملکشهر، مهدیآباد |
شهرک منتظری |
|
|
منطقۀ 13 |
|
قائمیه |
باغ فردوس، محدودۀ ناژوان منطقه ۱ |
کشاورزی، کوی گلزار، شفق |
باغ زیار، کوی ولیعصر، امیریه، محدوده نظامی- آمادگاه ارتش |
|
|
منطقۀ 14 |
حصه شمالی، سودان، عمان سامانی، باتون، جلوان، منتظرالمهدی، ارزنان- زینبیه، امام خمینی، شهرک امام حسین-دارک |
دوطفلان |
شاهپسند، الهیه |
|
|
|
|
منطقۀ 15 |
اندوان، گیان، دهنو، قلعه برتیانچی |
کنگاز، ستار، درب سیبه_علیا، سفلی، خیادان، راران، خاتونآباد، قلعه نو، گورت، سنجوانمره |
بوزان، ابر، ارداجی، شهید رجایی، سلطانآباد، ارغوانیه، پزوه، هیستان |
جی شیر |
|
|
شاخصسازی متغیرها
شاخصسازی بدبینی اجتماعی
سنجش بدبینی اجتماعی تلفیقی از دو مفهوم ذکرشده در تحقیقات جهانی است؛ بدینترتیب بدبینی اجتماعی در این مطالعه با استفاده از شاخصهای پیشنهادی لیونگ و باند (2004) از بدبینی اجتماعی حاصل شد که آن را مقولهای فرهنگی و بهعنوان یک دسته از پنج باور عمومی اجتماعی دانستهاند و در افراد یک جامعه مشترک است و شاخصهای پیشنهادی وودن (2016) که بدبینی اجتماعی را انتظار بدترینها معرفی کرده است که عوامل سیاسی و اقتصادی را در تشدید آن مؤثر دانستهاند، شاخصسازی شده است؛ بدینترتیب متغیر بدبینی اجتماعی در چهار سطح فردی، بین فردی، گروهی و نهادی شاخصسازی و عملیاتی شده است.
جدول 2- شاخصسازی بدبینی اجتماعی
Table 2- Indexing Social Cynicism
|
سطح |
گویه |
بارعاملی |
|
فردی |
اعتقاد به اینکه خوشقلب بودن معمولاً باعث ضرر آدم میشود. |
0.78 |
|
اعتقاد به اینکه بهندرت میتوان پایان خوشی را در زندگی واقعی دید. |
0.8 |
|
|
اعتقاد به اینکه مقام و قدرت چیز خوبی نیست؛ چون آدم را مغرور انسان میکند. |
0.43 |
|
|
اعتقاد به اینکه هر چی سنگه پیش پای لنگه (مشکلات بیشتر برای کسی پیش میآید که ضعیفتره). |
0.38 |
|
|
اعتقاد به اینکه آدم هرچه خودخواهتر باشد، اهداف و مقاصد خود را بهتر پیش میبرد. |
0.41 |
|
|
بین فردی |
اعتقاد به اینکه مردم اکثراً ظاهر خوب به آدم نشان میدهند، ولی در دلشان نیت خوب ندارند. |
0.9 |
|
اعتقاد به اینکه معمولاً قدرتمندان دوست دارند از دیگران بهرهکشی کنند. |
0.11* |
|
|
اعتقاد به اینکه خوبیکردن به دیگران باعث میشود که توقع آنها بالا برود. |
0.33 |
|
|
اعتقاد به اینکه بیشتر مردم از وجود اختلاف بین دیگران خوششان میآید. |
0.46 |
|
|
اعتقاد به اینکه مردم فقط به این دلیل از تعریف و تمجید استفاده میکنند که میخواهند از قِبل دیگران چیزی به دست آورند (سلام گرگ بیطمع نیست). |
0.67 |
|
|
اعتقاد به اینکه بیشتر مردم تا به نان و نوایی میرسند، دوستان قدیمیخود را کنار میگذارند. |
0.39 |
|
|
گروهی |
اعتقاد به اینکه قوم و خویش و فامیل بیشتر از اینکه سودی داشته باشند، مایۀ دردسر و ناراحتی هستند. |
0.32 |
|
اعتقاد به اینکه بیشتر مردها غیرقابلاعتمادند و قصد سوء استفاده از زنان را دارند. |
0.71 |
|
|
اعتقاد به اینکه بیشتر دختران در ازدواج فقط به فکر مادیات و منافع شخصی خودشان هستند. |
0.94 |
|
|
اعتقاد به اینکه افراد موفق و ثروتمند معمولاً دیگران را پلهکان کردهاند تا به اینجا رسیدهاند. |
0.36 |
|
|
نهادی (جامعهای) |
اعتقاد به اینکه اگرچه مشکلاتی وجود دارد، کشور ما در مسیر درستی پیش میرود. |
0.93 |
|
اعتقاد به اینکه برای بیشتر مردم زندگی بهجای بهترشدن بدتر میشود. |
0.73 |
|
|
اعتقاد به اینکه شهر اصفهان به دلیل مشکل آب رو به نابودی است. |
0.3 |
|
|
اعتقاد به اینکه بدون داشتن پارتی در هیچ سازمانی کار مردم راه نمیافتد. |
0.65 |
|
|
اعتقاد به اینکه مسئولین تلاش خود را میکنند تا به وعدههایی عمل کنند که به مردم میدهند. |
0.9 |
|
|
اعتقاد به اینکه مسئولین فقط به فکر حفظ قدرت خودشان هستند. |
0.83 |
* بار عاملی این گویه مقدار کمّی به دست آمد؛ ولی باتوجهبه اینکه در مدل معنادار بود، از حذف آن خودداری شد.
سنجش طبقۀ اجتماعی
در این پژوهش برای سنجش طبقۀ اجتماعی بُعد عینی طبقۀ اجتماعی لحاظ شد. برای سنجش بّعد عینی طبقۀ اجتماعی، نظریۀ وبر مبنا قرار گرفت که آن را دارای شاخصهای تحصیلات، منزلت شغلی و درآمد میداند؛ ازاینرو در مرحلۀ اول هریک از این سه شاخص در پنج سطح، مطابق جدول (3) ارزیابی شد و پس از میانگین وزنی این سه معرف محاسبه شد و درنهایت نتیجۀ بهدستآمده در سه طبقه تقسیم شد.
جدول 3- شاخصسازی طبقۀ اجتماعی
Table 3- Indexing Social Class
|
درآمد (وزن2) |
تحصیلات (وزن1) |
منزلت شغلی (وزن1)* |
|
زیر 5 میلیون تومان |
زیر دیپلم |
خیلی ضعیف |
|
5 تا 10 میلیون تومان |
دیپلم |
ضعیف |
|
10 تا 15 میلیون تومان |
فوق دیپلم و لیسانس |
متوسط |
|
15 تا 20 میلیون تومان |
فوق لیسانس |
خوب |
|
بالای 20 میلیون تومان |
دکتری و بالاتر |
عالی |
*منزلت شغلی با استفاده از جدول 4 رتبهبندی شده است.
جدول 4- رتبهبندی منزلت شغلی
Table 4- Ranking of Occupational Status
|
عناوین شغلی |
عالی5 |
خوب4 |
متوسط3 |
ضعیف2 |
خیلی ضعیف1 |
|
رئیسجمهور، استاد دانشگاه رسمی، پزشک، دکتر داروساز، رئیس دانشگاه، دندانپزشک، قاضی، وکیل، خلبان، استاندار، فرماندار، نمایندۀ مجلس، مدیر شرکت بازرگانی، فنی و مهندسی شاغل در بخش رسمی، کارخانه، بازاری عمدهفروش، اداری خدماتی بخش مدیریت |
* |
|
|
|
|
|
طراح یا گرافیست، حسابدار، فروشگاه کامپیوتری،دامپزشک، پزشک عمومی، فرشفروشی، کارگردان، موسیقیدان، مرغداری، آتشنشان، کارگاه تراشکاری، مکانیک خودرو، نویسنده، سردفتر محضر، مدیر هتل، هنرپیشه، زرگری و جواهرفروش، مرجع تقلید، نمایشگاه اتومبیل، فرهنگی، نویسندۀ اجناس لوکس، رانندۀ ماشین سنگین، کشاورز و باغدار، فنی و مهندسی بخش غیررسمی، نظامی درجۀ 2 |
|
* |
|
|
|
|
کارمند اداری عادی، رانندۀ ماشین سبک، نظامی درجهدار، بازاری خردهفروش، کارگر فنی، سلمانی، نقاش، ساندویچ، پیتزا، بقالی، نجار، خشکشویی، قفل و کلیدسازی، لولهکش، صافکاری اتومبیل، فروشنده، فیلمبردار، صحافی، کلهپزی و نانوایی، خیاطی، آرایشگاه زنانه، منشی، بنگاه مسکن، پستچی، کارکنان حراست، روضهخوان، خادم مسجد و زیارتگاه |
|
|
* |
|
|
|
استاد یا معلم حقالتدریس، روحانی بازنشسته، مستخدم منازل، کارگر ساده، سمساری، رفتگر، کارگر آرامستان |
|
|
|
* |
|
|
سیگارفروش، کوپنفروشی، دلال، واکسی، دستفروش |
|
|
|
|
* |
(پیرک، 1397، 117)
شاخصسازی ساختار قدرت در خانواده
در این پژوهش ساختار قدرت در خانواده در سه بُعد حوزۀ قلمروی قدرت (مردسالاری)، وجه تصمیمگیری و شیوۀ اعمال قدرت سنجش شده است. گویهها در هر بُعد در جدول (5) مطرح شده است:
جدول 5- شاخصسازی ساختار قدرت در خانواده
Table 5- Indexing the Poweer Structure in the Family
|
ابعاد |
گویهها |
|
حوزۀ قلمرو قدرت |
معمولاً شوهر(پدر) در تصمیماتی که در خانه گرفته میشود، نظر زن (مادر) را میخواهد. گاهی اوقات مخالفت بقیۀ اعضای خانواده با تصمیماتی که شوهر (پدر) در امور زندگی میگیرد، بیفایده است. بهطورکلی مرد (پدر) کمتر به نظرات زن (مادر) در زندگی توجه دارد. درخانواده وقتی موضوع مهمی در میان است انتظار میرود، بقیه بدون هیچ چونوچرایی از پدر اطاعت کنند. اگر قرار باشد زن (مادر) جایی برود، از مرد اجازه نمیگیرد فقط اطلاعدادن کافی است. اگر شوهر (پدر) قصد انجام کاری را داشته باشد، در بیشتر مواقع با خانواده مشورت میکند. در گرفتن تصمیمات زندگی مشترک، نظرات زن (مادر) برای شوهر (پدر) بسیار مهم است. درخانواده همۀ افراد بهراحتی نمیتوانند نظر خلاف میل پدر (شوهر) را اظهار کنند. رویهمرفته در خانواده حرف آخر را مرد (پدر) میزند |
|
بُعد تصمیمگیری |
چگونگی تصمیمگیری در زمینۀ مواردی چون: عوضکردن منزل و چگونگی تنظیم دخلوخرج روزانه خرید یا تعویض خودرو، فرش، یخچال و... رفتن به دیدن اقوام و مهمانی گرفتن در منزل انتخاب اسم برای فرزندان و ازدواج فرزند با فرد مورد نظر استفاده از تلویزیون و انتخاب نوع برنامهها و مشخصکردن مقصدی برای مسافرت |
|
شیوۀ اعمال قدرت |
شوهر (پدر) در برابر تصمیماتی که میگیرد، انتقادپذیر است. در خانواده رسم بر این است که زن و شوهر اگر بخواهند کار مهمی انجام دهند، همدیگر را راضی میکنند. در تصمیماتی که شوهر (پدر) میگیرد، از زن (مادر) انتظار دارد فقط به حرفش گوش کند و کاری به کارش نداشته باشد. شوهر (پدر) کمتر مسئولیت تصمیمهای اشتباهش را بر عهده میگیرد. شوهر (پدر) معمولاً برای اینکه کاری انجام گیرد، بیش از اندازه دلیلتراشی میکند. در بحثهای خانوادگی به ما گفته میشود بهجای اینکه افراد دیگر را عصبانی کنیم، باید سکوت کنیم و تسلیم باشیم. پدر (شوهر) نظر فرزندان را میشنود، حتی اگر با آنها موافق نباشد. |
پایایی پرسشنامه
برای بررسی پایایی پرسشنامه، سه مرحله نمونهگیری پایلوت انجام شد. در هر مرحله با استفاده از 27 الی 30 پرسشنامه تکمیلشده، ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد و گویهها اصلاح یا حذف شد و درنهایت ضریب آلفای کرونباخ برای بُعد فردی بدبینی اجتماعی (0.587)، بُعد بین فردی (0.739)، بُعد گروهی (0.656)، بُعد نهادی (0.802) و برای ابعاد ساختار قدرت درخانواده محاسبه شد. ضریب آلفای کرونباخ برای ساخت روابط قدرت در خانواده (0.771)، بُعد تصمیمگیری در خانواده (0.725) و برای شیوۀ اقناع (0.671) به دست آمد.
روایی پرسشنامه
در این مطالعه برای سنجش اعتبار از اعتبار محتوایی و اعتبار صوری استفاده شده است.اعتبار محتوا بر دو نوع است: اعتبار نمونهای و اعتبار صوری.
برای اطمینان از اعتبار نمونهای پس از مطالعه و فیشبرداری، سؤالات مختلفی مطرح شد و این سؤالات در کنار سؤالاتی قرار گرفت که از پرسشنامههای اعتباریابیشده در ارتباط با متغیرهای ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی استخراج شده بود. سپس با مرور و بازبینی آنها و سرانجام با مطالعۀ مقدماتی برخی پرسشها حذف و اصلاح شدند. بهنحویکه سؤالات باقیمانده نمایانگر ویژگیهای این دو متغیر بودند. درواقع برای دستیابی به این گویهها سؤالات زیادی طرح و یک مخزن سؤالات مشخص ایجاد شد و از بین گویههای مطرحشده مواردی انتخاب شد. بهطوریکه گویههای باقیمانده معرفی از کل سؤالات بود؛ بنابراین، تا حدود زیادی از اعتبار نمونهای اطمینان حاصل شد. همچنین این پرسشنامه در اختیار پژوهشگران مختلف قرار گرفت و با اعمال نظر آنها از اعتبار صوری پرسشنامه تا حد زیادی اطمینان حاصل شد؛ بنابراین، پرسشنامه بهطورکلی دارای اعتبار محتوایی است.
در تمامی طول مسیر مطالعه، سازههای ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی بهدقت بررسی شدند. مفاهیم آنها تعریف و ابعاد و شاخصهای آنها براساس مبانی نظری و پیشینۀ تحقیق مشخص شد و همبستگی بالای مولفههای تشکیلدهندۀ هرکدام از این سازهها با یکدیگر به تأیید رسید. همچنین تفاوت این سازهها با یکدیگر در طول مسیر مطالعۀ مبانی نظری و بهویژه در جریان شاخصسازی و تعریف عملیاتی مشخص شد و با حذف گویههای ناهماهنگ از اینکه گویههای باقیمانده حول سازههای ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی گرد هم میآیند، اطمینان حاصل شد و بنابراین، پرسشنامه دارای اعتبار سازه است.
یافتهها:
جدول 6- توصیف طبقۀ پاسخگویان برحسب جنسیت و وضعیت تأهل
Table 6- Description of the respondent’s class based on gender and marital status
|
جنسیت طبقۀ اجتماعی |
زن |
مرد |
مجموع |
||
|
مجرد |
متأهل |
مجرد |
متأهل |
||
|
طبقۀ پایین |
4.5% |
17% |
4.5% |
9.6% |
35.6% |
|
طبقۀ متوسط |
6.2% |
9.1% |
9.5% |
12.8% |
37.6% |
|
طبقۀ بالا |
4% |
10.7% |
3.6% |
8.5% |
26.8% |
|
مجموع |
14.7% |
36.8% |
17.6% |
30.9% |
100% |
همانگونه که در جدول فوق مشاهده میشود، نتایج نشان میدهد که 51.5درصد از پاسخگویان زن و 48.5درصد مرد بوده اند. 67.7درصد از پاسخگویان متأهل و 32.3درصد مجرد بوده اند. 26.8درصد از پاسخگویان از طبقۀ بالا و 37.6درصد طبقۀ متوسط و 35.6درصد نیز عضو طبقۀ پایین بودهاند.
جدول 7- توزیع فراوانی پاسخگویان براساس گروه سنی
Table 7- Frequency distribution of respondents based on age group
|
گروه سنی |
فراوانی |
درصد |
درصد معتبر |
|
18 تا 25 سال |
58 |
14.1 |
15.9 |
|
26 تا 35 سال |
88 |
21.5 |
24.1 |
|
36 تا 45 سال |
111 |
27.1 |
30.4 |
|
46 تا 55 سال |
48 |
11.7 |
13.2 |
|
56 تا 65 سال |
39 |
9.5 |
10.7 |
|
بالاتر از 66 سال |
21 |
5.1 |
5.8 |
|
مجموع معتبر |
365 |
89.0 |
100.0 |
|
بدون پاسخ |
45 |
11.0 |
|
|
مجموع |
410 |
100.0 |
|
در جدول فوق مشاهده میشود که گروه سنی 36 تا 45 سال بیشترین فراوانی و گروه سنی بالاتر از 66 سال کمترین فراوانی را دارد.
جدول 8- توصیف آمارههای بدبینی اجتماعی و ساختار قدرت در خانواده به تفکیک ابعاد و طبقۀ اجتماعی
Table 8- Description of the statistics of social cynicism and power structure in the family,broken down by dimentions and social class
|
متغیرها |
ابعاد |
میانگین کل جامعه |
انحراف معیار |
میانگین طبقۀ پایین |
میانگین طبقۀ متوسط |
میانگین طبقۀ بالا |
|
بدبینی اجتماعی |
فردی |
3.0341 |
79755. |
3.2685 |
2.9113 |
2.8846 |
|
بین فردی |
3.3972 |
75436. |
3.6725 |
3.2781 |
3.2099 |
|
|
گروهی |
2.9506 |
87855. |
3.243 |
2.8896 |
2.6394 |
|
|
نهادی |
3.8541 |
86813. |
3.789 |
3.7846 |
4.0513 |
|
|
بدبینی اجتماعی |
3.3562 |
63054. |
3.49325 |
3.2159 |
3.0313 |
|
|
ساختار قدرت در خانواده |
حوزۀ قلمرو قدرت |
2.5350 |
68713. |
2.7063 |
2.5476 |
2.3109 |
|
تصمیمگیری |
3.2059 |
47223. |
3.2706 |
3.1968 |
3.1173 |
|
|
شیوۀ اعمال قدرت |
2.6913 |
70054. |
2.8422 |
2.6568 |
2.5646 |
|
|
ساختار قدرت در خانواده |
2.8351 |
48572. |
2.9599 |
2.8267 |
2.6893 |
میانگین نمرۀ بدبینی اجتماعی براساس شاخصسازی صورتگرفته بهصورت طیف لیکرت مقداری بین 1 تا 5 است که 5 نشاندهندۀ بیشترین میزان بدبینی اجتماعی و 1 نشاندهندۀ خوشبینی است. مقدار 3 در میانۀ این طیف مقداری خنثی در نشاندادن میزان بدبینی اجتماعی است. همانگونه که مشاهده میشود افراد جامعۀ مطالعهشده در سطح نهادی بیشترین میزان بدبینی اجتماعی را دارند (3.84 در کل جامعه) ولی در سطح فردی و گروهی ، میانگین بهدستآمده کمتر از مقدار 3 به دست آمده و بنابراین، بدبینی اجتماعی وجود ندارد.[13] این در حالی است که میانگین شاخصها به تفکیک طبقۀ اجتماعی گویای تفاوت در طبقات مختلف است. مشاهده میشود که با بالارفتن طبقۀ اجتماعی بدبینی اجتماعی کمتر شده است. همچنین باتوجهبه شاخصسازی صورتگرفته برای ساختار قدرت در خانواده در دو بُعد حوزۀ قلمرو قدرت و شیوۀ اعمال قدرت، میانگین 1 نشاندهندۀ تقارن کامل است و هرچه این میزان به 5 نزیکتر میشود، نشاندهندۀ آن است که ساختار قدرت در خانواده به سمت مردسالاری نزدیکتر میشود. در بُعد تصمیمگیری طیف 1 تا 5 از ساختار کاملاً زنسالار تا ساختار کاملاً مردسالار را نشان میدهد. همانطور که در جدول نشان داده شده است، میانگین حوزۀ قلمرو قدرت 2.53 و شیوۀ اعمال قدرت 2.69 برای کل نمونه به دست آمده است و این میانگینها نشاندهندۀ عدم تقارن است. همچنین در بُعد تصمیمگیری میانگین کل نمونه 3.2 به دست آمده است که باتوجهبه اینکه از مقدار 3 بیشتر است، نشاندهندۀ ساختار قدرت مردسالارانه در این بُعد نیز میباشد. بهطورکلی میانگینهای ارائهشده در جدول 8 نشان میدهد که بدبینی اجتماعی در جامعه مطالعهشده وجود دارد (میانگین برای کل جامعه حدود 3.36) و ابعاد ساختار قدرت در خانواده عدم تقارن به سمت ساختار مردسالارانه را نشان میدهد و این عدم تقارن در طبقات پایین بیشتر مشهود است.
یافتههای استنباطی
شکل 2 مدل ساختاری ارتباط بین متغیرهای پژوهش برای بررسی فرضیههای تحقیق است. مدل ارائهشده در نرمافزار AMOS ترسیم شده است و شاخصهای برازش مدل در کادر نمودار ارائه شده است.
همانگونه که در مدل ارائهشده در شکل (2) مشاهده میشود، ضریب تأثیر ساختار قدرت در خانواده 0.35 به دست آمده است و این بدان معناست که 35درصد از بدبینی اجتماعی افراد توسط ساختار قدرت در خانواده تبیین میشود. ناحیۀ بحرانی برای این ضریب مقدار 4.863 است (جدول7) که نشاندهندۀ معناداری آن است. به عبارتی میتوان چنین نتیجه گرفت که هرچه ساختار قدرت در خانواده به تقارن نزدیکتر باشد، میزان بدبینی اجتماعی کمتر است.
فرضیۀ اصلی پژوهش بدین صورت مطرح شد که رابطۀ ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی در طبقات مختلف اجتماعی متفاوت است. بهمنظور آزمون این فرضیه ابتدا دادهها ازطریق نرمافزار براساس طبقۀ اجتماعی به سه گروه تقسیم شده[14] است. سپس مدل برای طبقات و همچنین کل نمونه اجرا شد و ضرایب تأثیر و نواحی بحرانی مطابق با جدول (7) به دست آمد.
Fig 2- Structural Model
شکل 3- مدل ساختاری (بدون نشاندادن ابعاد متغیرها) برای طبقات اجتماعی
Fig 3- Structural Models for social classes
جدول9- ضرایب رگرسیون و نواحی بحرانی تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی
Table9- Regression coefficients and critical regions for examining the impact of family power structure on social cynicism
|
بُعد عینی طبقۀ اجتماعی |
ضرایب رگرسیون استاندارد |
ناحیۀ بحرانی |
|
Gamma (کل نمونه) |
0.35 |
4.863 |
|
Gamma1 (طبقۀ پایین) |
0.08 |
0.987 |
|
Gamma2 (طبقۀ متوسط) |
0.42 |
3.31 |
|
Gamma3 (طبقۀ بالا) |
0.4 |
2.793 |
همانگونه که در شکل (3) نشان داده شده است، ضریب تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی در طبقات مختلف، متفاوت است. در طبقۀ پایین این ضریب بسیار کم (0.08) برآورد شده است. در طبقۀ متوسط مقدار ضریب رگرسیونی استاندارد 0.42 و در طبقۀ بالا 0.4 برآورد شده است. مقدار ناحیۀ بحرانی برای ضریب بهدستآمده نشان میدهد که در طبفۀ پایین اثر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینیاجتماعی معنادار نیست؛ ولی در طبقات متوسط و بالا این اثر معنادار است. در جدول (12) نواحی بحرانی مقایسۀ ضریب تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی در طبقات اجتماعی مختلف ارائه شده است.
جدول10- ناحیۀ بحرانی برای بررسی معناداری تفاوت بین پارامترها
Table10- Critical region for testing the significance of differences between parameters
|
|
Gamma |
Gamma1 |
Gamma2 |
Gamma3 |
|
Gamma |
0.000 |
|
|
|
|
Gamma1 |
2.061 |
0.000 |
|
|
|
Gamma2 |
1.113- |
2.351 |
0.000 |
|
|
Gamma3 |
0.116- |
1.638 |
0.886- |
0.000 |
اثر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی در طبقۀ بالا در مقایسه با طبقۀ پایین و متوسط تفاوت معناداری نشان نداده است؛ ولی ناحیۀ بحرانی مقایسۀ Gamma1 و Gamma2 بیش از 1.96 است؛ بنابراین، نتیجه میشود که رابطۀ بین ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی در طبقات پایین و متوسط متفاوت است. این بدان معناست که طبقۀ اجتماعی نقش متغیر تعدیلگر در رابطۀ ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی دارد.
نتیجه
هدف مقالۀ حاضر تبیین نظری و تجربی مدل رابطۀ بدبینی اجتماعی و ساختار قدرت در خانواده و با در نظرگرفتن طبقۀ اجتماعی بهعنوان متغیر تعدیلگر این رابطه بود. بدبینیاجتماعی در جامعۀ مطالعهشده 3.356 و نشاندهندۀ میزان درخور توجه بدبینی اجتماعی بود. در بُعد فردی و گروهی بدبینی اجتماعی وجود نداشت؛ ولی در بُعد بین فردی حدود 3.4 و در بُعد نهادی حدود 4 به دست آمد که این مقادیر نشاندهندۀ بیشترین میزان بدبینی در بُعد نهادی است.
همانگونه که در چارچوب نظری آورده شد، بنا به نظریۀ ساختاری/ارتباطی کمپر روابط مبتنیبر قدرت و منزلت، منجر به تولید احساسات متفاوتی در افراد میشود. ساختار اجتماعی عبارت است از آرایش عمودی کنشگران نسبتبه یکدیگر در طول ابعاد ارتباطی قدرت و منزلت. قدرت ماهیتی الزامآور دارد و ماهیت ارتباط را بهگونهای شکل میدهد که یک کنشگر بر دیگری مسلط باشد و او را در کنترل خویش درآورد؛ بنابراین، در ارتباط بین افراد و نهادهای اجتماعی باتوجهبه قدرت بیشتر نهادها به دلیل اعمال قوانین و الزام افراد به تبعیت از ساختار، افراد جامعه جایگاه فرودست و نهادها جایگاه فرادست مییابند (برای مثال الزام به اخذ مجوز از نهادها برای انجام بسیاری از امور، الزام به پرداخت پول در ازای خدماتی بالاجبار با عناوین مختلف و اعمال آن به همۀ افراد و...). از طرف دیگر نظریۀ کالینز اذعان داشت که موضع قدرت انرژی احساسی بیشتر برای افراد دارد و معمولاً انرژی احساسی در افرادی کاهش مییابد که در موضع فرودست هستند و انرژی احساسی کم منجر به احساساتی نظیر افسردگی، دستپاچگی و ازخودبیگانگی میشود که اینگونه احساسات مقارن با بدبینی هستند؛ بنابراین، افراد عموماً به نهادها بدبینی بیشتری دارند تا به افراد یا گروهها؛ زیرا هیچ گروه یا فردی بهطور معمول به اندازۀ یک نهاد، قدرت کنترل و الزام بر افراد ندارد. ترنر نیز انتظارات افراد از موقعیتها را در شکلگیری احساسات آنان مؤثر میداند. باتوجهبه بدبینی اجتماعی زیاد در بُعد نهادی به نظر میرسد شهروندان به نهادهای رسمی بیاعتماد هستند و بنا به نظریۀ ترنر این بدان معناست که انتظارات شهروندان از این نهادها برآورده نشده است. ووردن (2016) نیز ریشههای اقتصادی و سیاسی بدبینی اجتماعی را در انتظارات و ارزیابیهای شهروندان از برخی استانداردها عنوان کرده بود. پژوهش جلاییپور و عزیزیمهر (1396) نشان داده است که طبقات مختلف اجتماعی وجود نابرابری را در جامعه امری اجتنابناپذیر دانستهاند؛ ولی موفقیت برخی از افراد را بدون داشتن استحقاق آن بیعدالتی قلمداد کردهاند. همۀ طبقات بر این باور بودهاند که امروزه تعاملات شکل ابزاری پیدا کرده و این وضعیت را نکوهش کردهاند و خواهان جامعۀ اخلاقی مبتنیبر اعتماد بودهاند؛ ولی رسیدن به چنین جامعهای را وظیفۀ دولت دانستهاند و این انتظار از دولت میتواند مصداقی از انتظار برآوردهنشدۀ شهروندان از نهادهای رسمی باشد.
ساختار قدرت در خانواده در سه بُعد حوزۀ قلمرو قدرت، تصمیمگیری و شیوۀ اعمال قدرت نشاندهندۀ عدم تقارن ساختار قدرت در خانواده در جامعۀ مطالعهشده بود. بنا به نظریۀ منابع، قدرت در خانواده از آن کسی است که از منابع مادی بیشتری بهرهمند است. به نظر میرسد ازآنجاکه به اقتضای فرهنگ و قوانین، مردان از منابع بیشتری برخوردار هستند و باتوجهبه نقشی که مردان در تأمین اقتصادی خانواده دارند، از قدرت بیشتری در خانواده برخوردارند.
نتایج بررسی رابطۀ ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی مؤید این فرضیه بود که ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی تأثیرگذار است؛ به بیانی دیگر هرچه ساختار قدرت در خانواده نامتقارنتر باشد، بدبینی اجتماعی در بین اعضای آن خانواده بیشتر مشهود است. نظریۀ کمپر و کالینز تبیینکنندۀ این موضوع هستند. خانوادۀ نامتقارن باعث ایجاد روابط طولی در بین اعضا میشود. بهنحویکه یکی از اعضا که از منابع بیشتری برخوردار است، دارای قدرت بیشتری خواهد بود و درنتیجه توانایی اعمال قدرت بر سایر اعضای خانواده را دارد و سایر اعضای خانواده در جایگاه فرودست از این فرد قرار میگیرند و بنا به نظریۀ کمپر مستعد بدبینی اجتماعی بیشتری هستند؛ بهعبارتدیگر افراد فرودست در رابطهای طولی انرژی احساسی کمتری را تجربه میکنند و زمینۀ ایجاد بدبینی اجتماعی زیاد در آنها بیشتر است.
مقایسۀ رابطۀ ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی در طبقات اجتماعی مختلف نشان داد که ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی در طبقۀ متوسط و بالا تأثیر معنادار دارد؛ به بیانی دیگر در طبقۀ متوسط و بالا هرچه ساختار خانواده نامتقارنتر باشد، اعضای آن خانواده بدبینی اجتماعی بیشتری را تجربه میکنند؛ ولی در طبقۀ پایین، معناداری رابطۀ بین این دو متغیر تأیید نشد؛ بهعبارتدیگر میتوان گفت تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی در طبقات مختلف متفاوت بود و معناداری این تفاوت مؤید نقش تعدیلگری طبقه در رابطۀ این متغیرها بود.
چنین به نظر میرسد که در طبقۀ پایین عوامل تأثیرگذار دیگری بر بدبینی وجود دارند که میتوانند اثر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی را تحتالشعاع قرار دهند؛ به عبارتی عواملی وجود دارد که در خانوادههای طبقۀ پایین، حتی با ساختار نسبتاً متقارن، باعث افزایش بدبینی اجتماعی میشود.
افراد طبقۀ پایین، از آن جهت که در ساختار طولی جامعه ازنظر قدرت و منزلت در جایگاه پایینتری قرار میگیرند، مستعد کاهش انرژی احساسی هستند و احساساتی مانند بیعدالتی، محرومیت و ... را بیش از سایر طبقات تجربه میکنند و این احساسات مقارن با بدبینی هستند؛ بنابراین، بدون در نظرگرفتن متغیری چون ساختار قدرت در خانواده، تعلق به طبقۀ پایین در افراد میتواند زمینهای برای افزایش بدبینی اجتماعی شود و ازاینرو نقش ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی کمرنگ میشود.
توصیههای سیاستی
نتایج پژوهش نشان داد که شهروندان اصفهان در ابعاد بین فردی و نهادی، بدبینی اجتماعی زیادی دارند و این موضوع میتواند بر زندگی فردی و اجتماعی افراد تأثیر بگذارد و کاهش اعتماد و درنتیجه سرمایۀ اجتماعی را در بر داشته باشد؛ بنابراین، متولیان امور فرهنگی این شهر در راستای افزایش سرمایۀ اجتماعی ضرورت دارد که بدبینی اجتماعی و عوامل تأثیرگذار بر آن را مد نظر قرار دهند و بهمنظور کاهش بدبینی اجتماعی برنامههای فرهنگی مناسب را با در نظر داشتن موارد زیر در شهر اصفهان اجرا کنند:
[1] Acaray & Yıldırım
[2] Steenvoorden
[4] Social Axioms
[9] Social Cynicism
[10] Societal Pessimism
[12] Ivanova & Balbo
[13] لازم به توضیح است که نتایج آزمونهای آماری انجامشده دراینخصوص در پایان نامهای با عنوان «تبیین جامعه شناختی بدبینی اجتماعی با تأکید بر نقش تعدیلگری طبقۀ اجتماعی در شهر اصفهان»، ترک لادانی، زهرا، دانشگاه اصفهان ارائه شده است.
[14] در تحلیل تعدیلگری ابتدا سه طبقۀ اجتماعی بهعنوان سه گروه داده برای نرمافزار تعریف میشود و با اجرای مدل برای هر طبقه و برای کل دادهها ضرایب رگرسیونی و نواحی بحرانی به دست میآید و رابطۀ دو متغیر بدبینی اجتماعی و ساختار قدرت در خانواده و در هر سه طبقه و کل دادهها قابل مقایسه میشود. باتوجهبه اینکه امکان ارائۀ مدل کامل و ضرایب رگرسیونی در هر طبقه در این مقاله امکانپذیر نیست؛ بنابراین، به ارائۀ مدل برای کل دادهها اکتفا شد و در شکل (2) قسمت اصلی متغیر ساختاری برای نشاندادن رابطۀ دو متغیر در هر طبقۀ جداگانه ارائه شد.