Document Type : Research Paper
Authors
1 Associate professor, Department of Knowledge and Information Science, Faculty of Social Sciences, Razi University, Kermanshah, Iran
2 Associate professor, Department of Knowledge and Information Science, Faculty of Educational Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
در دهۀ ۱۹۸۰ و بعد از آن، کشورهای سکولار-لیبرال رویکرد فرجامشناختی[1] به مدرنیته اتخاذ کردند و در آن تلاش داشتند تا هستیشناسی محلی خود را به مقیاس جهانی گسترش دهند؛ درنتیجه، جهانیشدن با مفاهیمی مانند دموکراتیزاسیون، لیبرالیسم و ایدئولوژیهای مرتبط همراه شد (Yaqoub et al., 2023). مفهوم جهانیشدن از اواسط دهۀ 1980 متداول شد و بهعنوان فرایندی پیچیده و چندوجهی به افزایش تعاملات و وابستگی متقابل بین کشورها در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و فناوری اشاره دارد. این پدیده که با پیشرفتهای فناوریهای ارتباطی و حملونقل شتاب گرفته، تأثیرات عمیقی بر جوامع بشری گذاشته و دنیای ما را به دهکدهای جهانی تبدیل کرده است. از گسترش تجارت بینالمللی و جریان سرمایه گرفته تا تبادل فرهنگی و مهاجرت، جهانیشدن بر جنبههای گوناگون زندگی انسانها تأثیر گذاشته است. در دهههای اخیر، شاهد حجم فراوانی از پژوهشها در زمینۀ جهانیشدن بودهایم که ابعاد مختلف این پدیده، پیامدها و چالشهای آن را بررسی کردهاند؛ بااینحال، گستردگی و پیچیدگی این حوزه، بررسی جامع و سیستماتیک روندهای پژوهشی را ضروری میسازد تا بتوان تصویر واضحتری از وضعیت فعلی و مسیرهای آیندۀ این حوزه ترسیم کرد. مطالعات جهانیشدن[2] چارچوبی نظری و تحلیلی برای درک تعاملات پیچیده بین عوامل جهانی و محلی در شکلدهی دنیای معاصر ارائه میدهد و قابلیت ارائۀ بینشهای ارزشمند در زمینههای مختلف مطالعاتی را داراست.
تحلیل همواژگانی[3] بهعنوان روشی کمّی، امکان بررسی روابط بین مفاهیم و موضوعات مختلف در حوزهای علمی را فراهم میکند. این روش با تحلیل همرخدادی واژگان قادر است خوشههای موضوعی، روندهای غالب و تغییرات در طول زمان را شناسایی کند.
جهانیشدن بهعنوان پدیدهای چندوجهی، ساختارهای جوامع را دگرگون ساخته است؛ اما پراکندگی موضوعی و پیچیدگی مفاهیم مرتبط، تحلیل نظاممند روندهای پژوهشی را ضروری میکند. این پژوهش با تمرکز بر تولیدات علمی پایگاه آی اس سی، بهمنظور ترسیم نقشهای جامع از خوشههای مفهومی، سیر تحول مفاهیم حوزه را ترسیم میکند. استفاده از روش تحلیل همواژگانی، نهتنها خلأ و موضوعات نوظهور را آشکار میسازد، بلکه به سیاستگذاری همسو با ارزشهای فرهنگی-علمی در داخل کشور کمک میکند و مسیر پژوهشهای آتی را در مواجهه با پیچیدگیهای جهانیشدن روشن میسازد.
باوجود حجم انبوه مطالعات در این حوزه، فقدان نقشهای جامع از خوشههای موضوعی، سیر تحول مفاهیم و موضوعات نوظهور با تمرکز بر پایگاه آی اس سی محسوس است. این خلأ مانع از درک جهتگیری پژوهشهای داخلی در تعامل با گفتمان جهانی و شناسایی نقاط قوت یا ضعف آنها میشود. هدف این پژوهش، شناسایی ساختار دانش این حوزه و کشف شکافهای پژوهشی و جهتدهی به مطالعات آتی باتوجهبه ضرورت همسویی با ارزشهای فرهنگی-علمی است.
در این میان، تحلیل همواژگانی بهمثابه ابزاری کارآمد در شناسایی الگوهای معنایی در متون علمی عمل میکند. این روش با کشف همرخدادی واژگان کلیدی، امکان استخراج خوشههای موضوعی، شناسایی ارتباطات بینرشتهای و پیشبینی روندهای آتی را فراهم میسازد؛ برای نمونه، در حوزۀ جهانیشدن، کاربرد این روش میتواند تقابل گفتمانهایی مانند جهانیشدن فرهنگ و ضدجهانیشدن یا همپوشانی مفاهیمی مانند ژئوپلیتیک و امنیت ملی را آشکار کند. تحلیل همواژگانی با تمرکز بر همرخدادی واژگان در مدارک علمی، امکان کشف شبکههای معنایی را فراهم میکند. این روش قادر است سیر تحول مفاهیم را در بازههای زمانی مشخص ردیابی کند؛ برای نمونه، کاهش تدریجی توجه به جهانیشدن اقتصادی و افزایش تمرکز بر گلوکالیزیشن در سالهای اخیر میتواند نشاندهندۀ تغییر پارادایمهای پژوهشی در پاسخ به چالشهای محلیسازی باشد. همچنین، تحلیل همواژگانی با شناسایی واژگان پرتکرارِ نوظهور (مانند هویت دیجیتال یا جهانیشدن سلامت)، بهعنوان ابزاری پیشنگر در شناسایی زمینههای پژوهشی آینده عمل میکند. این ویژگی بهخصوص در حوزۀ جهانیشدن که ذاتاً پویا و متأثر از تحولات فناورانه است، از اهمیت راهبردی برخوردار است.
پرسشهای پژوهش
مرور پیشینههای پژوهش
تحلیل همواژگانی در بسیاری از حوزهها به کار رفته است؛ ازقبیل مهندسی دانش (Liu & Liu, 2019)، سواد اطلاعاتی (Li et al., 2021)، سواد مالی (Shollapur et al., 2023)، سواد دیجیتال (Park et al., 2021)، سازماندهی دانش (دانش و نعمتالهی، 1399؛ دانش، 1399)، فناوری اطلاعات (خاصه و همکاران، 1403)، سردردهای ضرباندار (رحیمی و همکاران، 1399)، مطالعات آموزش عالی ایران (رحیمی و همکاران، 1400) و سواد (رحیمی و همکاران، 1403)، تصمیمگیری (رحیمی و همکاران، 1403) و اقتصاد مقاومتی (رحیمی و سهیلی، 1404).
پژوهشهای متعددی دربارۀ ابعاد مختلف جهانیشدن و پدیدهای مرتبط با آن انجام شده است؛ ازجمله پژوهش دانش و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که جهانیشدن با ایجاد شبکههای دانشی فراملی و استانداردسازی معیارهای سنجش، از یکسو موجب رشد کمّی و کیفی شاخصهای علمی شده و از سوی دیگر، چالشهایی نظیر یکنواختسازی فرهنگی و نادیدهگرفتن تفاوتهای بومی در ارزیابیهای علمی را به همراه داشته است. درودی و فیروزآبادی (۱۴۰۰) سیاستگذاری اطلاعاتی کتابخانههای عمومی را در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در فرایند جهانیشدن بررسی کردند. یافتههای آنان نشان داد که جهانیشدن پدیدهای چندبُعدی است که بر ابعاد مختلف زندگی بشر تأثیر میگذارد و در سه بُعد اصلی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی قابلبررسی است. این پژوهش نشان داد که تأثیر جهانیشدن در تمامی ابعاد از حد متوسط بالاتر است و کتابخانهها ظرفیت مناسبی برای هماهنگی با این فرایند دارند. شاهآبادی و همکاران (۱۴۰۰) تأثیر شاخص جهانیشدن و نوآوری را بر پیچیدگی اقتصادی بررسی کردند. نتایج این مطالعه حاکیاز تأثیر مثبت و معنادار جهانیشدن و نوآوری بر پیچیدگی اقتصادی بود. همچنین، متغیرهای حکمرانی خوب، سرمایۀ انسانی و توسعۀ مالی، تأثیر مثبت و معنادار و فراوانی منابع طبیعی تأثیر منفی و غیرمعنادار بر پیچیدگی اقتصادی در کشورهای مطالعهشده داشتند. رحمتی و همکاران (۱۴۰۲)، با رویکرد جامعهشناختی تأثیر جهانیشدن را بر گرایشهای قومی در استان ایلام بررسی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که بین جهانیشدن و گرایشهای قومی رابطۀ معناداری وجود دارد. همچنین، بین سبک زندگی و گرایشهای قومی رابطۀ مثبت معناداری مشاهده شد؛ به این معنا که ورود جوامع سنتی مانند استان ایلام به دنیای مدرن، باعث کاهش احساس تعلق و وابستگی قومی در آنها شده است.
بهرمن[4] (2008) جهانیشدن را بهعنوان یکپارچگی اقتصادی جهانی معرفی میکند که باوجود تبلیغ مزایای آن، موانع پذیرش و پیامدهای منفیاش کمتر بررسی شدهاند. وی بر لزوم توجه به جنبههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جهانیشدن و سیاستهای لازم برای کاهش تعارضات تأکید میکند و آشتی میان سیستمهای مبتنیبر روابط و بازار را ضروری میداند. مطالعۀ بروملی[5] (2010) تحلیلی مقایسهای از تأثیرات جنسیتی و طبقاتی جهانیشدن بر کارگران در ردههای مختلف ارائه میدهد. یافتههای وی نشان داد که جهانیشدن به منافع مشابهی برای زنان و مردان باتوجهبه استقلال و تصمیمگیری در محل کار منجر میشود؛ اما بسته به طبقه بهطورمتمایز قاببندی میشوند. جهانیشدن جنسیتی است؛ زیرا مزیت استقلال اقتصادی را برای زنان فراهم میکند؛ با این حال، زنان در سطوح مختلف وجاهت شغلی، فرایند جهانیشدن را به شیوههای متفاوتی تجربه میکنند. وی نتیجه میگیرد که جهانیشدن منجر به تنشی در داخل شرکت در چگونگی ادغام کارگران زن به طریقی معنادارتر میشود. ویژن و اسلانگن[6] (2012) در پژوهشی تأثیرات منفی جهانیشدن را بررسی کردند که شرکتهای چندملیتی اروپایی با آنها مواجه میشوند. آنان اظهار داشتند که به جنبههای نادیدهگرفتهشده اما مهم (جنبۀ تاریک جهانیشدن) توجه کردهاند که شرکتهای چندملیتی اروپایی با آنها مواجه هستند و نتیجه گرفتند که جهانیشدن مانند شمشیری دو لبه عمل میکند و نهتنها فرصتهایی برای شرکتهای چندملیتی اروپایی فراهم کرده است، بلکه آنها را با تهدیدهای جدید و مهم نیز مواجه کرده است. یعقوب[7] و همکاران (2023) با استفاده از تکنیکهای کتابسنجی، تحلیلی جامع از سه دهۀ پژوهش در زمینۀ جهانی-محلیسازی[8] ارائه دادند. هدف پژوهش، ارائۀ دیدگاههایی دربارۀ وضعیت کنونی و جهتگیریهای پژوهشی آینده در این حوزه بود. پژوهشگران موضوعات کلیدی، روندهای انتشار و طراحیهای روششناختی مرتبط با جهانی-محلیسازی و شبکههای همکاری را شناسایی کردند و نشان دادند که شبکههای همکاری جهانی و محلی در ترویج جهانی-محلیسازی در پژوهشهای علمی نقش مهمی دارند. تحلیل شبکۀ همرخدادی نشان داد که گرههای مرکزی در این مجموعه، جهانیشدن و جهانی-محلیسازی هستند. آکوستا[9] (2024) در مطالعهای، تأثیر جهانیشدن و زیرابعاد آن بر ریسک امنیت انرژی برای کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی[10] را تحلیل کرد. نتایج این تحلیل نشان داد که جهانیشدن اقتصادی، سیاسی و کلی، ریسک امنیت انرژی را افزایش میدهد؛ درحالیکه جهانیشدن اجتماعی ازنظر آماری نقش معناداری ندارد. همچنین، تفاوتهای درخور توجهی در جهت، اهمیت و اندازۀ ضریب رابطۀ بین کشورها وجود دارد. این یافتهها نشان میدهد که اثرات جهانیشدن بر ریسکهای امنیت انرژی در کشورهای مختلف، متفاوت است؛ بنابراین، کشورها باید سیاستهایی برای به حداقل رساندن ریسکهای امنیت انرژی با در نظر گرفتن ویژگیهای خاص خود توسعه دهند. رول[11] و همکاران (2024) در پژوهشی، میزان تأثیر جهانیشدن و هریک از سه مؤلفۀ آن (اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) را بر نابرابری اقتصادی مبتنیبر جنسیت بررسی کردند. یافتهها رابطۀ مثبتی بین جهانیشدن و احتمال نسبی مشارکت زنان در نیروی کار نشان میدهد. همچنین رابطۀ منفی بین جهانیشدن و احتمال دستیابی زنان به مشاغل مدیریتی و حرفهای پرسود وجود دارد و جهانیشدن اجتماعی برای نابرابری جنسیتی در بازار کار از جهانیشدن اقتصادی یا سیاسی مهمتر است. گارگ و سوشیل[12] (2024) در پژوهشی تأثیر جهانیشدن را بر جنبههای مختلف عملکرد بازار نوظهوری مانند هند بررسی کردند. یافتهها نشان داد که جهانیشدن تقریباً به نفع هر جنبهای از عملکرد اقتصاد هند بوده است. هند از جهانیشدن در سطح ملی، صنعتی و شرکتی بهرهمند شده است.
مطالعات انجامشده نشان میدهند که جهانیشدن پدیدهای چندوجهی و پیچیده با تأثیرات گسترده و متنوع بر ابعاد مختلف زندگی بشر ازجمله اقتصاد، سیاست، فرهنگ، امنیت انرژی، نابرابری جنسیتی و عملکرد بازارها است. درمجموع میتوان گفت که جهانیشدن نه نیرویی صرفاً مثبت و نه صرفاً منفی است، بلکه مجموعهای از فرصتها و چالشها را به همراه دارد و بسته به شرایط و زمینههای مختلف، تأثیرات متفاوتی بر جوامع و افراد میگذارد؛ بنابراین، رویکردی جامع و انتقادی که به ابعاد مختلف و تأثیرات متضاد جهانیشدن توجه داشته باشد، برای درک بهتر این پدیده ضروری است.
پژوهش حاضر در مقایسه با مطالعات پیشین، از چند منظر خلأهای موجود را پوشش میدهد و به دانش موجود در حوزۀ جهانیشدن میافزاید. ابتدا آنکه درحالیکه پژوهشهای پیشین عمدتاً بر ابعاد خاصی از جهانیشدن (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) یا پیامدهای آن در حوزههای محدودی مانند کتابخانهها، پیچیدگی اقتصادی یا گرایشهای قومی متمرکز بودند، این مطالعه با رویکردی کلنگر و با استفاده از تحلیل همرخدادی واژگان و ترسیم نقشههای مفهومی، یازده خوشۀ موضوعی را شناسایی کرده است که طیف وسیعی از زیرحوزهها ازجمله ژئوپلیتیک، امنیت ملی، محیط شهری و تعامل جهانی_محلی (گلوکالیزیشن) را دربرمیگیرد. این جامعیت، امکان درک ارتباطات پنهان و تکامل موضوعی بین حوزههای بهظاهر مجزا را فراهم میکند. همچنین، درحالیکه برخی مطالعات بینالمللیYaqoub et al., 2023) ) نیز از روشهای کتابسنجی استفاده کردهاند، تمرکز این پژوهش بر پایگاه دادههای بومی (آی اس سی) و بازۀ زمانی ۲۴ساله (۱۴۰۲-۱۳۷۸) امکان رصد روند پژوهشی در داخل کشور و شناسایی سوگیریهای موضوعی خاص این زمینۀ جغرافیایی_فرهنگی را ممکن ساخته است.
روش پژوهش
نوع پژوهش حاضر کاربردی است و با استفاده از روش علمسنجی انجام شده است. بهمنظور پردازش و تحلیل دادههای استخراجشده از نرمافزارهای وسویور[13]، یوسیآینت[14] و بیباکسل[15] استفاده شد. دادههای این پژوهش از پایگاه نمایۀ استنادی علوم ایران استخراج شد. بازۀ زمانی 15ساله (1387-1402) برای انتخاب دادهها انتخاب شد. با استفاده از کلیدواژهای جهانیشدن یا[16] جهانیسازی و جستوجو در فیلد عنوان دادهها استخراج و در تحلیل نهایی فقط به منابع فارسی محدود شد.
در این پژوهش فایلهای متنی سادۀ استخراجشده از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام به نرمافزار بیباکسل فراخوانی شد. با استفاده از این نرمافزار و فنون پردازش زبان طبیعی آن، اصطلاحات کلیدی (اسمها یا عبارات اسمی) از کلیدواژهها استخراج شد. سپس آستانۀ برش اصطلاحات بر روی عدد 4 تعریف شد؛ یعنی حداقل تعداد دفعاتی که یک اصطلاح باید در نمونه ذکر شود تا در نقشۀ علمی نمایش داده شود؛ زیرا این مقدار بهعنوان عددی مطلوب برای حذف مؤثر اصطلاحات اشتباه یا بیاهمیت توصیه شده است. بعد از انجام این کار و طی یکسری مراحل و دستورهای مختلف در نرمافزار، ماتریسی متقارن ایجاد شد. سپس با فراخوانی این ماتریس در نرمافزار یوسیآینت، ماتریس همبستگی ایجاد شد. در ادامه، این ماتریس با استفاده از نرمافزار وسویور فراخوانی شد. این نرمافزار قدرت ارتباط بین اصطلاحات باقیمانده را اندازهگیری میکند که با آستانۀ تعیینشده مطابقت دارند. قدرت ارتباط بین دو اصطلاح، معیاری از شباهت اصطلاحات است که نشان میدهد این دو اصطلاح تا چه اندازه با هم در مقایسه با سایر اصطلاحات در نمونه رکوردها همزمان ظاهر میشوند (Van Eck & Waltman, 2010; 2009).
دادههای استخراجشده طی 25 سال گذشته از 1378 تا 1402 شامل 1281 مدرک بود. در این مدارک تعداد 4502 کلیدواژه توسط نویسندگان استفاده شده است. پس از استخراج کلیدواژهها، یکدستسازی و استانداردسازی مفاهیم صورت گرفت. بعد از استانداردسازی کلیدواژهها تعداد 2169 واژۀ منحصربهفرد باقی ماند. با انتخاب نقطۀ برش، ماتریس 162 در 162 ایجاد شد. ارزش سلولهای مورب ماتریس برابر صفر در نظر گرفته شد. برای ترسیم نقشه از روش تحلیل خوشهای با روش کیمینز[17] در نرمافزار وسویور استفاده شد.
یافتهها
نتایج حاصل از تحلیل دادهای مرتبط با جهانیشدن نشان میدهد که درمجموع 1281 مدرک منتشر شده است که در عنوان آنها کلمۀ جهانیشدن یا جهانیسازی وجود دارد. تعداد مفاهیم و کلیدواژههای منحصربهفرد در این پژوهش، معادل 2169 واژه بود. توزیع فراوانی مفاهیم پرتکرار در دورۀ بررسیشده در جدول (1) نمایش داده شده است.
جدول1- بیست مفهوم پرتکرار به ترتیب فراوانی
Table 1- Twenty most frequently used concepts in the globalization field
|
شماره |
مفهوم |
فراوانی |
شماره |
مفهوم |
فراوانی |
|
1 |
جهانیشدن |
703 |
11 |
منطقهگرایی |
20 |
|
2 |
ایران |
54 |
12 |
حقوق بشر |
19 |
|
3 |
جهانیشدن فرهنگ |
45 |
13 |
شاخصجهانیشدن کیاواف1 |
19 |
|
4 |
فرهنگ |
44 |
14 |
سبک زندگی |
19 |
|
5 |
هویت |
41 |
15 |
آموزش عالی |
19 |
|
6 |
جهانیشدن اقتصاد |
35 |
16 |
رشد اقتصادی |
18 |
|
7 |
هویت ملی |
35 |
17 |
راهبرد |
17 |
|
8 |
فناوری اطلاعات و ارتباطات |
26 |
18 |
کشورهای درحال توسعه |
17 |
|
9 |
توسعه |
24 |
19 |
گفتمان |
16 |
|
10 |
اسلام |
20 |
20 |
رسانه |
16 |
1- واژۀ KOF(schungsstelle for Konjunktur)، عنوان مؤسسهای اقتصادی در سوئیس است که در قسمت فدرال تکنولوژی دانشگاه ETH درگروههای مدیریت، فناوری و اقتصاد فعالیت میکند. ﺷﺎﺧﺺﺟﻬﺎنیﺷﺪن kof ﻧﯿﺰ ﺳﺎﻻﻧﻪ ازﺳﻮی اﯾﻦ ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻣﻨﺘﺸﺮ میﺷﻮد
از تعداد 1281 مدرک بررسیشده، 4502 کلیدواژه شناسایی شدند. پس از تحلیل و یکدستسازی مفاهیم تعداد 2169 کلیدواژه منحصربهفرد باقی ماند؛ مفاهیمی که فراوانی آن 16 و بیشتر است، در جدول (1) نمایش داده شده است. همانگونه که مشاهده میشود مفاهیم مرتبط با جهانیشدن فرهنگ، فرهنگ، هویت و هویت ملی از تکرار بیشتری برخوردار هستند. و این نشاندهندۀ آن است که این موارد، مفاهیم محوری در متون حوزۀ پژوهشی است؛ علاوهبر مفاهیم پرتکرار که در بالا ذکر شد، جدول (2) نمایانگر زوجهای همرخدادی پرتکرار در بازۀ زمانی بررسیشده است.
دادههای مندرج در جدول (2) مفاهیمی را نشان میدهد که بالاترین همرخدادی با هم دارند. این مفاهیم بهصورت همزمان در دو مدرک نمایان بودهاند.
جدول 2- زوجهای پرتکرار کلیدواژههای جهانیشدن به ترتیب فراوانی طی دورۀ بررسیشده
Table 2- Frequent co-occurring pairs of globalization keywords
|
فراوانی |
همرخدادی |
ردیف |
فراوانی |
همرخدادی |
ردیف |
||
|
16 |
اسلام |
جهانیشدن |
12 |
38 |
ایران |
جهانیشدن |
1 |
|
16 |
جهانیشدن |
حقوق بشر |
13 |
37 |
جهانیشدن |
فرهنگ |
2 |
|
14 |
جهانیشدن |
راهبرد |
14 |
34 |
جهانیشدن |
هویت |
3 |
|
13 |
امنیت |
جهانیشدن |
15 |
29 |
جهانیشدن |
هویت ملی |
4 |
|
13 |
جهانیشدن |
چالش |
16 |
18 |
توسعه |
جهانیشدن |
5 |
|
12 |
تهدید |
جهانیشدن |
17 |
17 |
جهانیشدن |
منطقهگرایی |
6 |
|
12 |
جهانیشدن |
هویت قومی |
18 |
16 |
جهانیشدن |
گفتمان |
7 |
|
12 |
جهانیشدن |
خاورمیانه |
19 |
16 |
جهانیشدن |
فناوری اطلاعات و ارتباطات |
8 |
|
12 |
جهانیشدن |
زنان |
20 |
16 |
جهانیشدن |
رشد اقتصادی |
9 |
|
12 |
جهانیشدن |
کشورهای درحالتوسعه |
21 |
16 |
آموزش عالی |
جهانیشدن |
10 |
با نگاهی به جدول (2) درمییابیم که زوجهای همرخدادی جهانیشدن_ایران، فرهنگ_جهانیشدن و هویت_جهانیشدن دارای بیشترین همرخدادی در این بازۀ زمانی هستند. بهطورکلی، میتوان گفت مفهوم جهانیشدن در ترکیب با مفاهیم متعدد استفاده میشود.
خوشهبندی مفاهیم جهانیشدن براساس تحلیل خوشهای
بهمنظور مشخصشدن تعداد خوشهها از بخش تحلیل خوشهای نرمافزار وسویور استفاده شد که تصاویر آن در شکل (1) و جدول (3) نمایش داده شده است. همانطوری که در این تصویر مشخص است، مفاهیم حوزۀ جهانیشدن در بازۀ زمانی بررسیشده در یازده خوشه قرار میگیرند. نتایج حاصل از شکل (1) نقشۀ همرخدادی واژگان نشان میدهد که مفاهیم جهانیشدن در یازده خوشه عبارتاند از: جهانیشدن و اقتصاد (1)، ژئوپلیتیک جهانیشدن (2)، جهانی محلیشدن (گلوکالیزیشن) (3)، جهانیشدن و ضدجهانیشدن (4)، جهانیشدن و فراملیشدن (5)، جهانیشدن فرهنگ (6)، جهانیشدن آموزش (7)، جهانیشدن و امنیت ملی (8)، جهانیشدن و هویت (9)، جهانیشدن و ژئوکالچر (10)، جهانیشدن و محیط شهری(11).
شکل1- نقشۀ همواژگانی مدارک حوزۀ جهانیشدن
Fig 1- Co-word map of documents
در جدول3، نام خوشهها و زیرشاخههای مهم آنها همراه با وزن هر زیرشاخه نمایش داده شده است.
جدول 3- اسامی خوشهها و زیرشاخههای حوزۀ جهانیشدن
Table 3- Clusters and sub-branches names.
|
شمارۀ خوشه |
نام خوشه |
مفاهیم مهم |
وزن |
شمارۀ خوشه |
نام خوشه |
مفاهیم مهم |
وزن |
|
1 |
جهانیشدن و اقتصاد |
ایران جهانیشدن اقتصاد کشورهای درحالتوسعه رشد اقتصادی شاخص جهانیشدن kof فقر آزادسازی اقتصادی توزیع درآمد اشتغال بازار کار تورم دادههای تابلویی نوآوری بازاریابی توسعۀ مالی فناوری کشورهای توسعهیافته اندازۀ دولت نابرابری درآمدی جهانیشدن سیاسی جهانیشدن مالی دادههای پانل |
206 112 82 68 66 40 38 38 30 24 24 24 24 22 22 22 20 18 18 16 16 16 |
2
|
ژئوپلیتیک جهانیشدن |
هویت گفتمان خاورمیانه دولت ژئوپلیتیک نئولیبرالیسم داعش تجارت شرکتهای چندملیتی نظام جهانی حاکمیت حکومت سازمآنهای بینالمللی اقتصاد سیاسی بینالمللی تحلیل گفتمان خلیج فارس سیاست جهانی هژمونی عدالت سرزمینزدایی |
196 80 58 46 42 34 26 24 22 20 18 18 18 16 16 14 14 14 12 8 |
|
3 |
جهانی محلیشدن (گلوکالیزیشن) |
حقوق بشر تهدید فرصت تروریسم اتحادیۀ اروپا جهانیشدن حقوق واقعگرایی حقوق بینالملل لیبرالیسم جرایم فراملی جهانیشدن جرم کشورهای اسلامی تنوع فرهنگی جهانیشدن سیاست جهانوطنی حقوق شهروندی حقوق کیفری |
78 76 56 46 36 30 28 24 24 20 20 20 16 16 12 10 8 |
4
|
جهانیشدن و ضدجهانیشدن |
توسعه اسلام راهبرد غرب دولت ملی اسلام سیاسی بنیادگرایی مصر بحران دولت توسعهگرا آمریکا ملی گرایی ارتباطات نوسازی حکمرانی خوب |
96 90 72 46 36 32 32 26 24 22 20 20 16 16 14 |
|
5 |
جهانیشدن و فرامل شدن |
فرهنگ شهر جهانی دین سیاست خارجی همگرایی تهران حاکمیت ملی دیپلماسی اقتصاد سیاست انقلاب اطلاعات دهکدۀ جهانی دیپلماسی فرهنگی قدرت نرم مهدویت |
204 46 40 36 32 30 30 30 26 26 24 24 24 22 22 |
6 |
جهانیشدن فرهنگ |
جهانیشدن فرهنگ فناوری اطلاعات و ارتباطات سبک زندگی زنان انقلاب اسلامی بازاندیشی نوگرایی فرهنگ اسلامی ابعاد جهانیشدن مناطق روستایی قرآن اصفهان فردگرایی هویت اجتماعی هویت اسلامی |
166 104 78 70 58 56 30 24 22 22 18 16 16 16 14 |
|
7 |
جهانیشدن آموزش |
جهانیشدن آموزش عالی چالش بینالمللیشدن دانشگاه برنامۀ درسی آموزشوپرورش دانشجویان سرمایۀ اجتماعی آیندهپژوهی جامعۀ اطلاعاتی تعلیموتربیت آموزش زبان کارآفرینی |
2092 68 62 58 44 36 30 30 24 20 18 14 12 12 |
8
|
جهانیشدن و امنیت ملی |
امنیت سرمایهگذاری خارجی مرز امنیت ملی قدرت پلیس توسعۀ اقتصادی نظام بینالملل جغرافیای سیاسی صادرات تجارت خارجی اقتصاد جهانی سازمان تجارت جهانی عرضه |
84 56 40 38 34 30 28 26 24 22 18 16 16 16 |
|
9 |
جهانیشدن و هویت |
هویت ملی هویت قومی رسانه قومیت مدرنیته بحران هویت خاصگرایی فرهنگی پست مدرنیسم هویت جهانی دینداری جامعۀ شبکهای هویت مقاومت |
166 82 62 52 52 50 26 20 20 14 10 8 |
10 |
جهانیشدن و ژئوکالچر |
منطقهگرایی فرهنگ جهانی اینترنت خانواده دولت-ملت هویت فرهنگی آمریکا یکپارچهسازی امپریالیسم فرهنگی |
76 50 48 42 40 38 30 30 18 |
|
شماره خوشه |
نام خوشه |
مفاهیم مهم |
وزن |
||||
|
11 |
جهانیشدن و محیط شهری |
دموکراسی روابط بینالملل شهر آموزش توسعۀ پایدار محیطزیست توسعۀ اجتماعی بازیگران غیردولتی فضاهای شهری |
54 40 30 26 20 20 16 10 8 |
||||
با استفاده از الگوریتم خوشهبندی کی-مینز در نرمافزار وسویور خوشهها مشخص شد. سپس با مشورت متخصصان موضوعی و براساس مفاهیم موجود در هر خوشه و وزن مفاهیم هر خوشه اقدام به نامگذاری خوشهها شد. همانطوری که در شکل (1) و جدول (3) مشاهده میشود. جهانیشدن اقتصاد را میتوان فرایندی در نظر گرفت که در آن مرزهای اقتصادی میان کشورها هر روز کمرنگ میشود و تحرک روزافزون منابع، فناوری، کالا و خدمات، سرمایه و حتی نیروی انسانی در ماورای مرزها سهلتر صورت میگیرد (محمودی، 1398). خوشۀ اول به مفهوم جهانیشدن و اقتصاد اختصاص یافت و مفاهیمی مانند جهانیشدن اقتصاد، کشورهای درحالتوسعه، رشد اقتصادی، شاخص جهانیشدن کیاواف، آزادسازی اقتصادی، اشتغال، توسعۀ مالی، کشورهای توسعهیافته، نابرابری درآمدی، جهانیشدن مالی و غیره در این خوشه هستند و در مقایسه با سایر مفاهیم از وزن بالایی برخوردارند. دومین خوشه به مفهوم ژئوپلیتیک جهانیشدن اختصاص یافت. واژۀ ژئوپلیتیک امروزه در حوزههای مطالعاتی گوناگون کاربرد فراوانی دارد و برای تحلیل و تبیین رویدادهای سیاسی و جغرافیایی در سطوح مختلف به کار گرفته میشود (واثق و همکاران، 1396). همچنین، مفاهیمی مانند هویت، گفتمان، خاورمیانه، ژئوپلیتیک، شرکتهای چندملیتی، نظام جهانی، سازمانهای بینالمللی، خلیج فارس، سرزمینزدایی و غیره که در این خوشه هستند، در مقایسه با سایر مفاهیم از وزن بالاتری برخوردارند.
خوشۀ سوم به مفهوم جهانی محلیشدن (گلوکالیزیشن) اختصاص یافت. واژه گلوکالیزایش مفهومی است که جهانیشدن و محلیشدن را درهم میآمیزد و بر نحوۀ انطباق نهادهای جهانی با فرهنگها و بازارهای محلی تمرکز دارد. همچنین، مفاهیمی مانند حقوق بشر، تهدید، فرصت، تروریسم، جهانیشدن حقوق، حقوق بینالملل، لیبرالیسم، جرائم فراملی، کشورهای اسلامی، جهانوطنی، حقوق شهروندی و غیره که در این خوشه هستند، از وزن بالاتری در مقایسه با سایر مفاهیم برخوردارند. خوشۀ چهارم به مفهوم جهانیشدن و ضدجهانیشدن اختصاص یافت. اعتراضات جهانیشده درواقع پاسخی ازسوی گروههای بهحاشیهراندهشده و جنبشهای اجتماعی به فرایند مستمر جهانیشدن هستند (آقاعلی نادرشاهی و تاجیک، 1399). مفاهیمی مانند توسعه، اسلام، راهبرد، غرب، دولت ملی، اسلام سیاسی، بنیادگرایی، بحران، ملیگرایی، حکمرانی خوب و غیره که در این خوشه هستند، از وزن بالاتری در مقایسه با سایر مفاهیم برخوردارند. پنجمین خوشه به مفهوم جهانیشدن و فراملیشدن اختصاص یافت و مفاهیمی مانند فرهنگ، شهر جهانی، دین، همگرایی، حاکمیت ملی، دیپلماسی، اقتصاد، انقلاب اطلاعات، دهکدۀ جهانی، دیپلماسی فرهنگی و غیره که در این خوشه هستند، در مقایسه با سایر مفاهیم از وزن بالاتری برخوردارند.
امروزه یکی از تأثیرات جهانیشدن بر حوزۀ فرهنگ است؛ بدین صورت که فروریزی مرزها و فضاهای محدود موجب برخورد فرهنگها با یکدیگر و با فرهنگ جهانی میشود که در اثر این برخورد، با فرهنگهای دیگر مستحیل میشوند (فرهادی محلی، 1390). خوشۀ ششم به مفهوم جهانیشدن فرهنگ اختصاص یافت و مفاهیمی مانند جهانیشدن فرهنگ، فناوری اطلاعات و ارتباطات، سبک زندگی، زنان، انقلاب اسلامی، بازاندیشی، فرهنگ اسلامی، هویت اجتماعی، هویت اسلامی و غیره که در این خوشه هستند، در مقایسه با سایر مفاهیم از وزن بالاتری برخوردارند.
به جهانیشدن همانند بسیاری از پدیدههای جهانشمول در بیشتر حوزهها توجه شده است. یکی از حیطههایی که جهانیشدن در آن بهسرعت درحال پیادهشدن است، یادگیری و بهطوراخص آموزشوپرورش است که به شناخت استعدادهای بالقوۀ دانشآموزان و ارزیابی دقیق آمادگی آنان برای یادگیری و مسئولیتپذیری در جامعه میپردازد (مطلق و جعفریگلنسایی، 1389). خوشۀ هفتم به مفهوم جهانیشدن آموزش اختصاص یافت و مفاهیمی مانند جهانیشدن، آموزش عالی، بینالمللیشدن، دانشگاه، برنامۀ درسی، آموزشوپرورش، دانشجویان، آیندهپژوهی، جامعۀ اطلاعاتی، تعلیموتربیت و غیره که در این خوشه هستند، در مقایسه با سایر مفاهیم از وزن بالاتری برخوردارند.
حجم روبهرشد آثار علمی گواه این است که جهانیشدن موجب تضعیف امنیت ملی دولت شده است (حری، 1382). هشتمین خوشه به مفهوم جهانیشدن و امنیت ملی اختصاص یافت و مفاهیمی مانند امنیت، سرمایهگذاری خارجی، مرز، امنیت ملی، قدرت، پلیس، نظام بینالملل، تجارت خارجی و غیره که در این خوشه هستند، از وزن بالاتری در مقایسه با سایر مفاهیم برخوردارند. نهمین خوشه به مفهوم جهانیشدن و هویت اختصاص یافت و مفاهیمی مانند هویت ملی، هویت قومی، رسانه، قومیت، مدرنیته، بحران هویت، خاصگرایی فرهنگی، پستمدرنیسم، هویت جهانی، هویت مقاومت و غیره که در این خوشه هستند، در مقایسه با سایر مفاهیم از وزن بالاتری برخوردارند.
فضای ژئوکالچر ترکیبی از فرایندهای مکانی فضایی_قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بیشماری است که در لایههای مختلف اجتماعی و در عرصۀ محیط یکپارچۀ سیارۀ زمین به نقشآفرینی میپردازد و در تعامل دائمی با یکدیگر بهسر میبرند و بر اثر همین تعامل مداوم است که در هرزمان چشمانداز فرهنگی ویژهای خلق میشود (شعبانخواه لیلی و یوسفپور، 1395). دهمین خوشه به مفهوم جهانیشدن و ژئوکالچر اختصاص یافت و مفاهیمی مانند منطقهگرایی، فرهنگ جهانی، اینترنت، خانواده، دولت-ملت، هویت فرهنگی، یکپارچهسازی و غیره که در این خوشه هستند، در مقایسه با سایر مفاهیم از وزن بالاتری برخوردارند.
جهانیشدن بهویژه از بّعد اقتصادی آن موجب شده است تا نوع، شرایط و سطح زندگی روزمرۀ انسانها بهخصوص ساکنان شهرها بهطور اساسی متحول شود (زالی و اشرفی، 1392). یازدهمین خوشه به مفهوم جهانیشدن و محیط شهری اختصاص یافت و مفاهیمی مانند دموکراسی، روابط بینالملل، شهر، توسعۀ پایدار و غیره که در این خوشه هستند، در مقایسه با سایر مفاهیم از وزن بالاتری برخوردارند.
ساختار مفهوم جهانیشدن با استفاده از نمودار راهبردی
پس از تشکیل ماتریس برای هرکدام از خوشهها و فراخوانی آن در نرمافزار یوسیآینت، نمرۀ مرکزیت و تراکم خوشهها مشخص شده و نمودار راهبردی ترسیم گردید. مرکزیت یکی از شاخصهای اساسی در محاسبۀ قدرت موجودیتها در تحلیل شبکه است. سنجۀ مرکزیت یکی از مهمترین و پراستفادهترین سنجهها در تحلیل شبکههای اجتماعی است، مرکزیت یک موجودیت در شبکۀ اجتماعی نشاندهندۀ پرستیژ و اقتدار آن موجودیت در شبکه است. موجودیتی که در مرکز شبکه قرار دارد، تأثیرگذاری بیشتری دارد (سهیلی و عصاره، 1392). لازم به توضیح است که مبدأ نمودار باتوجهبه میانگین مرکزیت و تراکم خوشهها به ترتیب بر روی 14/7 و 541/0 تنظیم شد. تراکم شاخصی برای سنجش سطح کلی ارتباط در یک شبکه است. تراکم شبکه بهعنوان تعداد پیوندها تقسیم بر تعداد رأسها در یک گراف کامل با تعداد یکسانی را سنجۀ تراکم مینامند (سهیلی و عصاره، 1392). نمرات مربوط به تراکم و مرکزیت خوشهها در جدول (4) نمایش داده شده است.
جدول4- تراکم و مرکزیت خوشههای حاصل از تحلیل همواژگانی حوزۀ جهانیشدن
Table 4- Density and centrality of clusters
|
شماره خوشه |
نام خوشه |
تراکم |
مرکزیت |
|
1 |
جهانیشدن و اقتصاد |
45/0 |
455/9 |
|
2 |
ژئوپلیتیک جهانیشدن |
232/0 |
4/4 |
|
3 |
جهانی محلیشدن (گلوکالیزیشن) |
316/0 |
059/5 |
|
4 |
جهانیشدن و ضدجهانیشدن |
4/0 |
6/5 |
|
5 |
جهانیشدن و فراملیشدن |
371/0 |
2/5 |
|
6 |
جهانیشدن فرهنگ |
724/0 |
133/10 |
|
7 |
جهانیشدن آموزش |
451/1 |
857/18 |
|
8 |
جهانیشدن و امنیت ملی |
396/0 |
143/5 |
|
9 |
جهانیشدن و هویت |
591/0 |
5/6 |
|
10 |
جهانیشدن و ژئوکالچر |
611/0 |
889/4 |
|
11 |
جهانیشدن و محیط شهری |
417/0 |
333/3 |
خوشۀ 7 با مقدار 857/18 بیشترین مرکزیت و با مقدار 451/1 بالاترین تراکم را داراست؛ این بدان معناست که ارتباط زیادی بین شبکۀ همرخدادی مفاهیم این خوشه وجود دارد. بیشترین مرکزیت ازنظر نفوذ و ارتباط با سایر موضوعات و پیونددهی در خوشۀ 7 وجود دارد. نمودار راهبردی یکی از روشهای رایج و مهم برای شناسایی روند موضوعی مفاهیم است. استفاده از این نمودار، روشی است که در تعیین و تحلیل جایگاه خوشهها و مفاهیم موضوعی ذیل هر رشته موضوعی به پژوهشگران کمک شایانی میکند. نمودار راهبردی، توصیف ارتباط درونی و همبستگی بین خوشههای موضوعی را نشان میدهد. در این نمودار، بیشتر از محور افقی برای ارائۀ مرکزیت (میزان همبستگی خوشهها) و از محور عمودی برای ارائۀ تراکم (میزان توان ارتباط درونی هر خوشه) استفاده میشود (Ke et al., 2013; Melcer et al. 2015). ملسر[18] و دیگران (2015) نمودار راهبردی را کوششی در جهت مصورسازی بهتر و نمایش بلوغ و انسجام خوشههای موضوعی در یک حوزۀ پژوهشی معرفی میکنند. همانگونه که از نمودار (1) پیداست، نمودار راهبردی به چهار قسمت تقسیم میشود که هر قسمت یک ربع از نمودار را تشکیل میدهد. خوشههایی که در ربع اول قرار میگیرند، منسجم هستند و در حوزۀ پژوهششده مرکزیت دارند. این خوشههای اصلی بر بخش بزرگی از شبکه تمرکز دارند. خوشهها در ربع دوم، همچنان منسجم هستند؛ اما از حالت مرکزیت درآمده و هرکدام بخشهای تخصصی کوچکتری از حوزۀ پژوهششده را نمایش میدهند. در ربع سوم خوشهها ریزش میکنند. خوشههای این ربع، بخشهای نوظهور یا زوالپذیر شبکه هستند و سرانجام، ربع چهارم حاوی خوشههایی است که هنوز به بلوغ نرسیدهاند، اما پتانسیل آنرا دارند که به بخشهای اصلی تبدیل شوند (Melcer et al., 2015; Khasseh et al., 2017).
نمودار 1- نمودار راهبردی حوزۀ جهانیشدن
Chart 1- Strategic diagram of the globalization
باتوجهبه نمودار راهبردی، ربع اول جهانیشدن فرهنگ (6)، جهانیشدن آموزش (7)، موضوع اصلی این بازۀ زمانی است. این خوشهها منسجم هستند و در حوزۀ پژوهششده مرکزیت دارند و بر بخش بزرگی از شبکه تمرکز دارند. خوشۀ جهانیشدن و هویت (9)، جهانیشدن و ژئوکالچر (10) ازلحاظ اهمیت و تأثیر در حوزۀ پژوهششده در مرتبۀ پایینتری از خوشههای ربع اول قرار گرفته است. این خوشه، همچنان منسجم است؛ اما از حالت مرکزیت درآمده است و بخش تخصصی کوچکتری از حوزۀ پژوهششده را نمایش میدهد. خوشههای ژئوپلیتیک جهانیشدن (2)، جهانی محلیشدن (گلوکالیزیشن) (3)، جهانیشدن و ضدجهانیشدن (4)، جهانیشدن و فراملیشدن (5)، جهانیشدن و امنیت ملی (8)، جهانیشدن و محیط شهری (11) بخشهای نوظهور شبکه هستند. ربع چهارم خوشههایی را نمایش میدهد که هنوز به بلوغ نرسیدهاند، اما پتانسیل آنرا دارند که به بخشهای اصلی تبدیل شوند که در این پژوهش خوشۀ جهانیشدن و اقتصاد (1) در این بخش قرار گرفته است. نمودار راهبردی و تحلیل خوشهها بازتابدهندۀ پیچیدگی و گستردگی مطالعات این حوزه هستند.
بحث و نتیجه
این پژوهش با هدف تحلیل ساختار مفهومی مطالعات جهانیشدن در ایران انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که جهانیشدن و ابعاد مختلف آن (فرهنگی- اقتصادی- ابعاد فناورانه) در کانون توجه قرار دارند؛ درحالیکه مفاهیم مرتبط با هویت، فرهنگ و حقوق بشر بهطور همزمان نیاز به بررسی دارند. این یافتهها میتواند به گفتوگوهای آتی و بررسیهای عمیقتر در حوزههای اجتماعی و فرهنگی کمک کند.
نتایج پژوهش مرتبط با زوجهای پرتکرار پژوهش همچنین نشان میدهد که مفهوم جهانیشدن همایندی بالای با دیگر مفاهیم بهطور مکرر دارد و میتوان آنها را در قالب توجه به تنوع فرهنگی، مفاهیم اجتماعی و سیاسی، مفاهیم اقتصادی و فناورانه و مانند آن برشمرد.
جهانیشدن با هویت و فرهنگ، مفاهیم مرتبط با هویت، هویت قومی و فرهنگ همرخدادی بالایی دارند. این موضوع اشاره به چالشهایی است که جهانیشدن برای هویتهای ملی و قومی به همراه دارد و به بررسی عمیقتر احوال فرهنگی و اجتماعی در دوران مدرن نیاز دارد.
نتایج این بخش از پژوهش نشان میدهد که جهانیشدن بهعنوان پدیدهای چندوجهی، تأثیرات عمیقی بر جنبههای مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد. این پدیده نهتنها به تغییراتی در ساختارهای اجتماعی و هویتی منجر میشود، بلکه سؤالات جدیدی در زمینۀ حقوق بشر، توسعه و امنیت به وجود میآورد؛ بنابراین، برای درک بهتر ابعاد جهانیشدن، باید از یک رویکرد چندگانگی و بینرشتهای استفاده کرد که پیوندهای میان این مفاهیم را شناسایی و تحلیل کند.
ربع اول نمودار راهبردی، ناحیهای است که خوشههای موضوعی با بالاترین سطح انسجام (تراکم) و مرکزیت (اهمیت و ارتباط با سایر خوشهها) قرار دارند. این خوشهها بهعنوان موضوعات اصلی و محوری در حوزۀ پژوهش مد نظر شناخته میشوند و بخش درخور توجهی از شبکۀ ارتباطات بین مفاهیم را در بر میگیرند؛ بهعبارتیدیگر، این خوشهها هستۀ اصلی مباحث و پژوهشها در آن حوزه را تشکیل میدهند. در این پژوهش، خوشههای جهانیشدن فرهنگ (۶) و جهانیشدن آموزش (۷) در ربع اول قرار گرفتهاند. این نشان میدهد که این دو موضوع، نهتنها بهصورت درونی دارای انسجام بالایی هستند (یعنی مفاهیم مرتبط با آنها بهشدت با یکدیگر مرتبط هستند)، بلکه ازنظر ارتباط با سایر موضوعات حوزۀ جهانیشدن نیز نقش محوری و تعیینکنندهای ایفا میکنند؛ بهعبارتدیگر، بحثهای مربوط به جهانیشدن فرهنگ و جهانیشدن آموزش، بهطورگستردهای با سایر جنبههای جهانیشدن مانند اقتصاد، سیاست، هویت و غیره در ارتباط هستند و بر آنها تأثیر میگذارند. باتوجهبه جدول ۴، خوشۀ جهانیشدن آموزش با بالاترین میزان مرکزیت 857/18 و تراکم 451/1 در بین همۀ خوشهها از اهمیت ویژهای برخوردار است. این موضوع نشان میدهد که جهانیشدن آموزش، نهتنها موضوعی مهم و پرطرفدار در حوزۀ مطالعات جهانیشدن است، بلکه بهشدت با سایر موضوعات این حوزه در ارتباط است و نقش کلیدی در شکلگیری و توسعۀ مباحث مربوط به جهانیشدن ایفا میکند. خوشۀ جهانیشدن فرهنگ نیز با مرکزیت 133/13 و تراکم 724/0، در رتبۀ بعدی اهمیت قرار دارد و نشاندهندۀ اهمیت و تأثیرگذاری بالای این موضوع در حوزۀ جهانیشدن است. بهعبارتی، قرارگرفتن خوشههای جهانیشدن فرهنگ و جهانیشدن آموزش در ربع اول نمودار راهبردی، بیانگر اهمیت محوری و تأثیرگذار این دو موضوع در حوزۀ مطالعات جهانیشدن است. این دو خوشه هستۀ اصلی مباحث و تحقیقات را در این حوزه تشکیل میدهند و بهطورگستردهای با سایر جنبههای جهانیشدن در ارتباط هستند.
باتوجهبه نمودار راهبردی ارائهشده، خوشههای جهانیشدن و هویت (۹) و جهانیشدن و ژئوکالچر (۱۰) در ربع دوم قرار گرفتهاند. ربع دوم نمودار راهبردی خوشههایی را شامل میشود که از انسجام بالایی برخوردارند، اما در مقایسه با خوشههای ربع اول از مرکزیت کمتری در حوزۀ پژوهش برخوردارند؛ بهعبارتدیگر، این خوشهها همچنان دارای ارتباطات درونی قوی هستند و مفاهیم مرتبط با آنها بهخوبی با یکدیگر پیوند خورده است؛ اما دامنۀ تأثیرگذاری و ارتباط آنها با سایر موضوعات اصلی حوزۀ پژوهش محدودتر است. این خوشهها معمولاً بهعنوان حوزههای تخصصیتر و فرعیتر در نظر گرفته میشوند که بر جنبههای خاصی از موضوع اصلی تمرکز دارند. دربارۀ خوشههای جهانیشدن و هویت و جهانیشدن و ژئوکالچر و قرارگرفتن آنها در ربع دوم نشان میدهد که این دو موضوع اگرچه دارای انسجام درونی خوبی هستند و مباحث مرتبط با آنها بهصورت منسجم درحال پیگیری است، در مقایسه با خوشههای ربع اول از مرکزیت کمتری در مباحث کلی جهانیشدن برخوردارند؛ بهعبارتدیگر، این دو خوشه بیشتر بر جنبههای خاص و تخصصیتر جهانیشدن تمرکز دارند و ارتباط آنها با سایر جنبههای اصلی جهانیشدن کمتر است. این بدان معنا نیست که این دو موضوع کماهمیت هستند، بلکه نشان میدهد که آنها بیشتر بهعنوان زیرشاخههای تخصصیتر در حوزۀ مطالعات جهانیشدن شناخته میشوند.
خوشههای ژئوپلیتیک جهانیشدن (۲)، جهانی محلیشدن (گلوکالیزیشن) (۳)، جهانیشدن و ضدجهانیشدن (۴)، جهانیشدن و فراملیشدن (۵)، جهانیشدن و امنیت ملی(۸) و جهانیشدن و محیط شهری (۱۱) در ربع سوم قرار گرفتهاند. ربع سوم نمودار راهبردی خوشههایی را شامل میشود که ازنظر انسجام و نیز مرکزیت در سطح پایینی قرار دارند. این خوشهها معمولاً بهعنوان موضوعات نوظهور، درحال افول در نظر گرفته میشوند؛ به عبارتی، این خوشهها هنوز به اندازۀ کافی توسعه نیافتهاند و ارتباطات درونی و بیرونی آنها ضعیف است. خوشههای این بخش در مقایسه با خوشههای ربع اول و دوم از انسجام و مرکزیت کمتری در مباحث مربوط به جهانیشدن برخوردارند و هنوز بهطورکامل در ادبیات و تحقیقات مربوط به جهانیشدن قرار نگرفتهاند. بهطورخلاصه، خوشههای ربع سوم نشاندهندۀ موضوعاتی هستند که نیازمند توجه و بررسی بیشتر برای تعیین جایگاه و نقش آنها در آیندۀ این حوزه هستند.
باتوجهبه نمودار راهبردی ارائهشده، خوشۀ جهانیشدن و اقتصاد (۱) در ربع چهارم قرار گرفته است. ربع چهارم نمودار راهبردی خوشههایی را شامل میشود که از مرکزیت پایینی برخوردارند؛ اما پتانسیل بالایی برای توسعه و تبدیلشدن به خوشههای اصلی و مرکزی را دارند؛ بهعبارتدیگر، این خوشهها درحال حاضر ارتباطات و تأثیرگذاری محدودی در حوزۀ پژوهش دارند، اما به دلیل پتانسیل موجود میتوانند در آینده نقش مهمتری ایفا کنند. جهانیشدن و اقتصاد با مفاهیمی کلیدی مانند رشد اقتصادی، کشورهای درحالتوسعه و شاخص جهانیشدنKOF نشاندهندۀ تأثیرات گستردۀ جهانیشدن بر اقتصادهای ملی و بینالمللی است. این خوشه بر نقش آزادسازی اقتصادی، توزیع درآمد و اشتغال در توسعۀ اقتصادی کشورها تأکید دارد و به تحلیل پیامدهای مثبت و منفی، مانند فقر و نابرابری درآمدی توجه دارد. مفاهیمی نظیر توسعۀ مالی، فناوری، و نوآوری نیز نشاندهندۀ تعاملات پیچیده بین پیشرفتهای اقتصادی و تکنولوژیکی در اقتصاد جهانیشده هستند.
یافتههای این پژوهش مبنی بر تمرکز مفاهیمی مانند جهانیشدن فرهنگ، هویت و اقتصاد بهعنوان مفاهیم محوری، همسو با نتایج پیشینههای پژوهشی است که جهانیشدن را پدیدهای چندبُعدی و پیچیده میدانند؛ برای مثال، پژوهش دانش و همکاران (۱۳۹۲) و درودی و فیروزآبادی (۱۴۰۰) بر تأثیر جهانیشدن بر ابعاد فرهنگی و اقتصادی تأکید کردهاند که این موضوع در یافتههای حاضر با بسامد بالای مفاهیمی مانند فرهنگ، هویت ملی و جهانیشدن اقتصاد بازتاب یافته است. همچنین، تأکید بر چالش یکنواختسازی فرهنگی در پیشینهها (دانش و همکاران، ۱۳۹۲) با همرخدادی بالای مفاهیم هویت و سبک زندگی در یافتههای این پژوهش همخوانی دارد و نشان میدهد که تنش بین جهانیشدن و حفظ تفاوتهای بومی همچنان بهعنوان مسئلهای کلیدی در ادبیات موضوعی مطرح است. در بُعد اقتصادی، نتایج این پژوهش که خوشۀ جهانیشدن و اقتصاد را در ربع چهارم نمودار راهبردی (خوشههای با پتانسیل تبدیل به جریان اصلی) قرار میدهد، با یافتههای شاهآبادی و همکاران (۱۴۰۰) و گارگ و سوشیل (2024) همسوست که بر نقش مثبت جهانیشدن و نوآوری در پیچیدگی اقتصادی و توسعۀ بازارهای نوظهور تأکید میکنند؛ بااینحال، تفاوت در جایگاه این خوشه بهعنوان موضوعی با پتانسیل تبدیل به جریان اصلی نشان میدهد که باوجود تأثیرگذاری اقتصادی جهانیشدن، این حوزه هنوز در ادبیات پژوهشی ایران به بلوغ نرسیده و نیازمند توجه بیشتر است. این مسئله با نتایج آکوستا (2024) نیز هماهنگ است که نشان میدهد تأثیر جهانیشدن بر امنیت انرژی در کشورهای مختلف متفاوت است و سیاستگذاری باید مبتنیبر ویژگیهای بومی باشد. از منظر روششناختی، تحلیل شبکۀ همرخدادی و شناسایی خوشههای موضوعی در این پژوهش، مشابه رویکرد یعقوب و همکاران (2023) است که از تکنیکهای کتابسنجی برای ترسیم نقشۀ پژوهشی جهانی_محلیسازی استفاده کردند. تمرکز این پژوهش بر خوشههای جهانیشدن فرهنگ و جهانیشدن آموزش بهعنوان هستههای مرکزی، بازتابدهندۀ اهمیت روزافزون ابعاد فرهنگی و آموزشی جهانیشدن در ادبیات ایران است که پیشازاین در پژوهشهایی مانند درودی و فیروزآبادی (۱۴۰۰) بر ظرفیت کتابخانهها برای هماهنگی با فرایند جهانیشدن اشاره شد. همچنین، نتایج مرتبط با جنبۀ تاریک جهانیشدن (مانند تهدیدهای شرکتهای چندملیتی در مطالعۀ (Wijen & Slangen, 2012) و تنشهای جنسیتی (Brumley, 2010; Roll et al., 2024) در یافتههای این پژوهش به شکل غیرمستقیم در خوشههایی مانند جهانیشدن و امنیت ملی و جهانیشدن و هویت منعکس شده است. این موضوع نشان میدهد که اگرچه به برخی ابعاد منفی جهانیشدن در پژوهشهای داخلی کمتر توجه مستقیم شده است، اما مفاهیمی مانند امنیت و هویت بهعنوان مفاهیم پرتکرار میتوانند دریچهای برای بررسی این چالشها در آینده باشند؛ درنهایت، نتیجهگیری این پژوهش مبنی بر لزوم رویکرد چندرشتهای برای تحلیل جهانیشدن، همسو با تأکید بهرمن (2008) بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. این پژوهش با ارائۀ نقشۀ مفهومی از جایگاه خوشههای موضوعی، گامی در جهت درک پیچیدگی تعاملات بین ابعاد مختلف جهانیشدن برمیدارد و چارچوبی برای پژوهشهای آتی فراهم میکند که میتواند به سیاستگذاریهای هماهنگ با ویژگیهای بومی، همانند پیشنهاد آکوستا (2024) بینجامد.
پیشنهادهای پژوهشی
پیشنهاد کاربردی
پیشنهادهای پژوهش برای آینده
[1] Teleological
[2] Globalization
[3] Co-word analysis
[4] Behrman
[5] Brumley
[6] Wijen & Slangen
[7] Yaqoub
[8] Glocalization
[9] Akusta
[10] Organization for Economic Co-operation and Development
[11] Roll
[12] Garg & Sushil
[13] VOSviewer
[14] Ucinet
[15] Bibexcel
[16] OR
[17] K-means
[18] Melcer