Social Construction of National Identity:A Data-Based Study of the Conflict between Ethnic and National Identities of the Arabs of Khuzestan

Document Type : Research Paper

Authors

1 Ph.D. in Sociology and a post-doctoral researcher, Department of Social Sciences, Faculty of Economics and Social Sciences, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran

2 Associate professor, Department of Social Sciences, Faculty of Economics and Social Sciences, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran

Abstract

Introduction
The study of the relationship between ethnic and national identities in today's world is of significant interest to scholars, researchers, and policymakers. Ethnocentrism remains a critical social issue in multi-ethnic countries. Among the various ethnic groups in Iran, the Arab community frequently exemplifies the conflict between ethnic and national identities. The sporadic emergence of extremist terrorist groups in Khuzestan, along with the resulting events, underscores the relevance of this issue. The conflict between ethnic and national identities is ultimately a subjective phenomenon that exists "in the minds" of individuals. Therefore, addressing this problem requires an analysis of how individuals perceive these identities, which is essential for understanding the underlying causes of ethnic and national identity conflicts, as well as the reactions of the involved parties. Given the importance of this issue in undermining national unity and security, as well as threatening Iran's territorial integrity and the geopolitical stability of Khuzestan Province, several critical questions arise: What are the causes of the emergence of this phenomenon among the Arabs of Khuzestan? What are the resultant consequences? What strategies have the involved parties adopted in response to this phenomenon? And what factors and conditions are those strategies influenced by?
 
 
Materials & Methods
The present study employed a grounded theory approach, reflecting the qualitative nature of its research questions. In this methodology, concepts and categories were derived from interviews and organized into a paradigmatic model through 3 stages: open, axial, and selective coding. Our aim was to conduct a sociological analysis of the issue at hand. Using the qualitative grounded theory method, this study examined the process of social construction of national identity among the Arabs of Khuzestan. Sampling was conducted through purposive methods with data collection achieved via in-depth interviews until theoretical saturation was reached, thus resulting in a total of 30 interviews. The coding process proceeded as follows: After each interview was transcribed, open coding was performed to identify the main categories. During this phase, the interview texts were segmented into sentences, generating 563 primary raw codes. These primary codes were then refined into 392 secondary codes, which were grouped into related conceptual codes or concepts, resulting in 66 distinct concepts. By clustering several related concepts, we formed 29 subcategories, which were subsequently organized into 14 main categories through further categorization of related subcategories.
 
Discussion of Results & Conclusion
The findings indicated that the phenomenon of "identity conflict" had arisen from several causal conditions: 1) racial-ethnic distinctions, 2) historical-cultural conflicts, 3) economic and climatic deprivation, and 4) socio-political exclusion. In response, various actors had engaged in the social construction of national identity. This strategy was shaped by the following background conditions: 1) demographic characteristics, 2) socio-economic foundations, and 3) proximity to other groups. Additionally, intervening conditions included: 1) social pluralism, 2) cultural convergence, and 3) experiences of patriotic disasters. The consequences of these dynamics were twofold: social cohesion (national unity) and political cohesion (national security). In general, the creation of a national identity could occur through two pathways: political and social. The social approach developed by grassroots activists at the micro level proved to be more effective in sustaining national security. Ultimately, the resolution of the identity conflict stemmed from the social construction of national identity by these actors rather than from the political identity constructed by the state. In essence, the grassroots social strategies employed by individuals to foster national identity had demonstrated greater effectiveness than the broader political strategies implemented by the government.

Keywords

Main Subjects


مقدمه و بیان مسئله

در نهم نوامبر ۱۹۹۳م. پطروس غالی[1]، دبیرکل وقت سازمان ملل، هشدار داد امنیت جهانی به علت گسترش منازعات قومی در معرض تهدید است. مطابق با گزارش وی، از پایان جنگ جهانی دوم تا ۱۹۹۳، تعداد ۱۲۷ جنگ رخ داده که بیشترشان ناشی از اختلافات قومی بوده و بیشتر جوامع، پیامدهای چنین خشونتی را متحمل شده‎‌اند (Christie, 1998: 2). بروز خشونت‌های قومی به‌ویژه در اوراسیا و آفریقا در اوایل دهۀ ۹۰، بحث‎‌هایی جدی را دربارۀ آیندۀ نظام بین‎‌الملل، دولت‌ها و امنیت شهروندان آنها پیش کشید. چشم‎‌اندازهای بدبینانه به این موضوع در آثاری همچون منازعات بی‎‌پایان از ریچارد هاس[2] (1999آشوب  از دانیل موینیهان[3] (1993) و برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی از ساموئل هانتینگتون[4] (1996) بازتاب یافت. آنچه آثار مذکور متفقاً بر اهمیت آن تأکید دارند، نقش تعارض میان «هویت ملی[5]» و «هویت قومی[6]» در بروز منازعات قومی است.

دیوید ایستون[7] (1965) در کتاب تحلیل سیستمی زندگی سیاسی معتقد است که سرنوشت سیاسی یک ملت را حمایتش از حاکمیت رقم می‎‌زند؛ حمایتی که مبتنی‌بر «احساس ما بودن» یا همان هویت ملی و وفاداری به جامعۀ سیاسی است (Easton, 1965). همچنین، به دلیل آنکه عدم حمایت سیاسی شهروندان از حاکمیت ممکن است آنها را به سمت شورش سوق دهد، ایجاد مشروعیت سیاسی و تأمین امنیت ملی از چالش‌های اصلی حکومت‎‌ها در جوامع چندقومی است (Flesken & Hartl, 2020). امنیت ملی به معنای حفظ تمامیت ارضی، ثبات سیاسی و اجتماعی و توسعۀ اقتصادی یک کشور است. ایستون (1965) همچنین میان «حمایت فراگیر[8]» و «حمایت اختصاصی[9]»، که بقای یک نظام سیاسی منوط به وجود هم‌زمان آنهاست، تمایز قائل می‌شود. حمایت فراگیر به وفاداری عمیق و عاطفی شهروندان به جامعۀ سیاسی خود و همبستگی اجتماعی اشاره دارد؛ یعنی احساسات جمعی مردم در رابطه با کار و زندگی مشترک در یک جامعه برای برآوردن نیازهایشان (Easton, 1965: 185). اگرچه ممکن است اعضای یک جامعۀ سیاسی دارای قومیت‎‌ها و فرهنگ‌های متفاوتی باشند، با یک تقسیم کار سیاسیِ توافقی (همچون مشارکت سیاسی) به هم پیوند خورده‌‎‌اند (Easton, 1965:177). این تعریف ایستون (1965) از جامعۀ سیاسی، به‌ویژه با کشور ایران تطابق دارد؛ زیرا در ایران هویت‌های قومی-منطقه‌ای و ملی به موازات یکدیگر وجود دارند. ازنظر وی، برای حفظ امنیت ملی، حمایت فراگیر باید بر حمایت اختصاصی غالب باشد. حمایت اختصاصی، عقلانی‌تر یا مبتنی‌بر منفعت و به معنای حمایت از نهادها یا سیاست‌مداران خاص است. برخلاف حمایت فراگیر که کمتر احتمال دارد در طول زمان دچار تحول شود، حمایت اختصاصی مشروط به عملکرد سیاست‌مداران است. اگر نظام سیاسی خواسته‌های اعضای ملت را برآورده نکند، به شکل‎‌گیری احساس نارضایتی عمیق در ابتدا از مقامات و سپس از کل نظام سیاسی منجر خواهد شد و درنتیجه از حمایت اختصاصی و نیز از حمایت فراگیر دست خواهند کشید (Easton, 1965:231).

تنوع و تکثر قومیِ چشمگیر در درون مرزهای یک کشور، ناچار مسئلۀ تهدیدآمیز تعارض هویت ملی و هویت قومی را همواره به‌صورت بالقوه داراست؛ مسئله‎‌ای که به‌خصوص هنگام خیزش جریانات هویت‎‌خواه، بالفعل و عیان می‎‌شود و می‎‌تواند پتانسیل منازعات قومی را افزایش دهد. «ایران کشوری است که تنوع قومیتی به‌عنوان یک واقعیت تاریخی-سیاسی همواره با جغرافیای سیاسی آن گره خورده و ازنظر تنوع قومیتی با تنها 24درصد همانندی در رتبۀ شانزدهم جهان قرار دارد. اگرچه حدود 60درصد از جمعیت ایران را فارس‎‌ها تشکیل می‎‌دهند، درعین‌حال وجود شش قومیت عمده در درون این واحد ملی و تأثیرات عظیم آنها در تحولات تاریخی، واقعیت مشهودی است که می‎‌تواند مبنای پیش‎‌بینی وضعیت آیندۀ امنیتی کشور قرار گیرد.» (غلامرضایی،1400: 36) ناصر فکوهی (1395) معتقد است که وحدت ملی در ایران از زمان هخامنشی تاکنون بر مبنای محورهای سیاسی، زبانی، فرهنگی و... حفظ شده و به‌طورکلی راهبردهای حاکمیت در این راستا از دو الگو تبعیت کرده است: الگوی اول از تنوع، تفاوت و تکثر فرهنگی دفاع کرده است و در آن، دولت به‌ دنبال یکدست‌سازی و سلطۀ قومی نیست، بلکه بیشتر به دنبال احترام به تنوع و تکثر قومی است که نتیجۀ آن، افزایش قدرت حاکمیت، انسجام داخلی و رشد و شکوفایی کشور است؛ اما الگوی دوم مبتنی‌بر یکدست‌سازی قومی و تخریب هویت‌های قومی است که راهبرد مخرّبی بوده و نتیجۀ آن تضعیف حکومت مرکزی و ایجاد هرج‎‌ومرج در کشور است (فکوهی، 1395)؛ اما به‌ نظر می‌رسد تاکنون در طرح مسئلۀ اجتماعی تعارض هویت قومی و ملی و ارزیابی شواهد ناشی از آن، بررسی چندان دقیقی صورت نگرفته و بیشتر دچار کلی‌گویی و تکرار شده است. این بدان دلیل است که «در ادبیات این موضوع خلأ تحقیقات تجربی و بررسی‌های جامعه‌شناختی به‌‌وضوح دیده می‌شود و البته ناگفته پیداست که در شرایط فقدان این‌گونه مطالعات، بررسی و ارزیابی فرضیه‌های مربوط به وحدت ملی در شرایط کنونی و آینده، به‌سختی امکان‌پذیر خواهد بود» (حاجیانی، 1387: 144). درعین‌حال «بررسی مسئلۀ وحدت ملی بدون تأمل در سطح فرد (کنشگران ایرانی) و نیز بدون سنجش هویت اجتماعی-فرهنگی امکان‌پذیر نیست؛ زیرا درنهایت موضوع همگرایی (یا بالعکس واگرایی) جز با مطالعۀ کنشگران و آن هم بر مبنای برداشت‌ها، تعاریف، تفاسیر و در کل هویت‌هایی که خود را بدان وسیله شناسایی و تشخیص می‌دهند، امکان‌پذیر نیست» (حاجیانی، 1387: 145). امروزه اعضای اقوام مختلف با بهره‌گیری از ابزارهای ارتباطی و تکیه بر عناصر اصیل قومی و فرهنگی (همچون زبان، دین، پوشش، موسیقی و...) به بازتعریف هویت قومی خود می‎‌پردازند و بر آن تأکید می‎‌کنند که ممکن است در جوامع دارای تکثر و تنوع قومی به تضعیف اقتدار و امنیت ملی و کم‌رنگ شدن هویت ملی در مقابل هویت قومی منجر شود. «پس باید پذیرفت که اقوام ایرانی وجود دارند و بـا بحران هویت روبه‌رو هستند؛ بنابراین، تفکیک بین دو نکته در اینجا مهم است: اول اینکه ایران از تنوع قومی برخوردار است؛ دوم، این تنوع قومی موجب مشکلاتی در شکل‎‌گیری هویت ملی شده است.» (حاجیانی، 1380: 120) «سوابق حوادث تاریخی مانند جدایی آذربایجان و کردستان از ایران در سال ۱۳۲۴ و برخی زمزمه‎‌های عربی‌بودن خوزستان و حتی خلیج فارس و ادعاهای برون‎‌مرزی در این زمینه و پژواک آن در اذهان عده‎‌ای از مرزنشینان ایران، نشان می‎‌دهد که هویت ملی ایرانی بـا اشکالات فرهنگی و کلان روبه‎‌روست.» (شیخاوندی، 1380: 114) یکی از اقوام ایرانی که همواره مسئلۀ تعارض میان هویت ملی و قومی در رابطه با آن مطرح می‎‌شود، قوم عرب است. «ظهور گروه‎‌های افراطی تروریستی در خوزستان و به‌ویژه در شهر اهواز و وقایع ناشی از آن، کـه طی چند سال گذشته به وقوع پیوسته است، همگی مؤید این نظر است.» (مقدس و همکاران، 1388: 47) بروز چنین وقایعی حاکی از بُعد امنیتی مسئله است؛ زیرا «عواملی در حوزه‎‌های فرهنگی و سیاسی باعث پررنگ شدن تمایزات قومی و زبانی شده و نهایتاً تعمیق نوعی خودآگاهی قومی را به دنبال داشته است.پ» (نبوی، 1383: 25). «یکی از عوامل مؤثر در امنیت، به‌ویژه امنیت نرم، انسجام و یکپارچگی اجتماعی و فرهنگی است. ارتباط و اتصال لایه‎‌های اجتماعی و تعامل اجزای نظام فرهنگی (فرهنگ آرمانی، فرهنگ عمومی، فرهنگ تخصصی و...) در قالب یک نظام یکپارچه، ظرفیت‎‌های تولید قدرت فرهنگ (نرم) را افزایش داده و کارکرد نظام اجتماعی را به سوی یکپارچگی و انسجام ساختاری سوق می‎‌دهد.» (خادم‎‌دقیق و همکاران، 1395: 104) «احساس تبعیض قومی نه‌تنها می‎‌تواند به کاهش انسجام و همبستگی منجر شود، بلکه می‎‌تواند زمینه‎‌ساز قیام‎‌ها و شورش‎‌های قومی باشد.» (صفا و همکاران، 1402: 155)

باتوجه‌به آگاهی سیاسیِ روزافزونِ گروه‎‌های قومی و افزایش مطالبات سیاسی آنان، وضعیت خطیری پیش روی سیاست‎‌گذاران قرار دارد، به‌ویژه اینکه فقدان هویت ملی، اغلب به وجود منازعات قومی و توسعۀ اقتصادی ضعیف نسبت داده می‌شود؛ بر همین اساس محقق ژاپنی، کاژیرو یوکی[10] (2021)، به شکلی معکوس پرسیده است: آیا سیاست‌های ملت‌سازی و پرورش غرور ملی که به‌منظور تسهیل نوسازی صنعتی جامعه و دستیابی به توسعۀ اقتصادی طرح می‎‌شوند، به کاهش منازعات و درگیری‎‌های قومی منجر خواهند شد؟ نتیجۀ جالب توجه تحلیل وی نشان داده که درواقع این عدم برجستگی تفاوت‎‌های قومی «در ذهن» مردم است که باعث موفقیت سیاست‎‌های ملت‎‌سازی و نهادهای مربوط به آن در ایجاد غرور ملی می‎‌شود و نه برعکس. نکتۀ مهم‎‌تر اینکه درصورت وجود برجستگی چنین تفاوت‎‌ها و تعارضاتی، حتی فرایندهای نوسازی نیز پیامدهای مخرّب و افزایش منازعات قومی را به دنبال خواهند داشت (Yuki, 2021). از تحلیل یوکی (2021) چنین برداشت می‎‌شود که تعارض هویت قومی و ملی، امری سوبژکتیو است که «در ذهن» افراد شکل می‎‌گیرد و درنتیجه پیش‎‌نیاز حل این مسئله، واکاوی معانی ذهنی افراد دراین‌باره به‌منظور فهم علل شکل‎‌گیری پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی و نوع واکنش کنشگران به آن است. باتوجه‌به اهمیت نقش این مسئله در تضعیف وحدت و امنیت ملی و به خطر انداختن تمامیت ارضی ایران و نیز موقعیت ژئوپلیتیک استان خوزستان، این پرسش‎‌ها پیش کشیده می‎‌شود که علل ظهور پدیدۀ مذکور در میان اعراب خوزستان و نیز پیامدهای ناشی از آن چه هستند و کنشگران در مواجهه با این پدیده چه راهبردی را، متأثر از چه عوامل و شرایطی اتخاذ کرده‌‎‌اند. پاسخ‌دادن به چنین پرسش‎‌هایی مستلزم به‌کارگیری روش تحقیق کیفی بوده است تا بتوان به‌صورت عمیق ادراک کنشگران از پدیدۀ فوق را واکاوی کرد؛ بر همین اساس پژوهشگران مقالۀ حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی نظریۀ زمینه‎‌ای به دنبال تحلیل جامعه‎‌شناختی این مسئله بوده‎‌اند.

پیشینۀ تحقیق

تاکنون در رابطه با موضوع تعارض هویت قومی و ملی پژوهش‎‌های خارجی متعددی در کشورهای چندقومی همچون آمریکا، فرانسه، استرالیا، چین، روسیه، قرقیزستان، افغانستان، مالزی، اندونزی، نیجریه و... انجام گرفته، اما مهم این است که وضعیت پژوهش‎‌های داخلی در این رابطه چگونه است و آیا باتوجه‌به اهمیت این موضوع در کشور چندقومی ایران، به‌نحوی شایسته از منظر جامعه‎‌شناختی بدان پرداخته شده یا خیر. جدول (1) شرح مختصری از یافته‎‌های پژوهش‎‌های داخلی مرتبطی را نشان می‎‌دهد که تاکنون ثبت شده است.

 

جدول 1- پژوهش‎‌های داخلی مرتبط با موضوع تعارض هویت قومی و ملی

Table 1- Domestic research related to the issue of ethnic and national identity conflict

محقق/محققان

روش

نتایج

یوسفی (1380)

پیمایش ملی

بررسی روابط اقتصادی (معیشتی)، سیاسی (تعارض‌آمیز)، فرهنگی (فکری) و اجتماعی (عاطفی) در بین اقوام آذری، بلوچ، فارس، کرد و لر نشان داده است که تعلق به اجتماع ملی با افزایش همکاری‎‌های بین‎‌قومی که از ترکیب سه نوع رابطۀ فکری، عاطفی و معیشتی اقوام حاصل می‎‌شود، افزایش و درمقابل با افزایش تعارضات قومی، کاهش می‎‌یابد.

عالمی‎‌نیسی (1383)

پیمایش محلی

دو متغیر ارتباطات فراملی-فرصت یکسان و ارتباطات فراملی-فرصت متفاوت، بر متغیر برجستگی هویت‎‌های ملی و قومی اعراب خوزستان تأثیر معنادار دارند؛ اما متغیرهای ارتباطات درون‎‌ملی، جهانی‎‌سازی و آزادی‎‌های مدنی تأثیر معناداری ندارند.

محمدهیودی (1384)

پیمایش محلی

مشارکت اعراب خوزستان در مقایسه با فارس‎‌ها در انتخابات سطح ملی کم بوده است؛ اما در انتخاباتی که با انگیزۀ قومی صورت گرفته، زیاد بوده است.

نواح و تقوی‎‌نسب (1386)

پیمایش محلی

با افزایش احساس محرومیت نسبی در میان اعراب خوزستان، هویت قومی تشدید می‌شود و در پی آن برخی جنبه‌های هویت ملی کاهش می‌یابد؛ بنابراین، بین هویت قومی و هویت ملی اعراب خوزستان رابطۀ معکوسی وجود دارد.

حاجیانی (1387)

پیمایش ملی

هویت قومی و هویت ملی هر دو در میان کُردها، بلوچ‌ها، آذری‌ها، عرب‌ها، ترکمن‌ها و لرها به‌طور توأمان، قوّت و برجستگی دارند و میان آن‌ها رابطۀ تعارض‌آمیز و قطبی وجود ندارد.

جلایی‎‌پور و قنبری (1388)

پیمایش محلی

گرایش بـه ارزش‎‌های جهانی‎‌شدن در برجسـتگی هویت قـومی در برابر هویـت ملی اعراب خوزستان مؤثر است.

ربانی و همکاران (ب1388)

پیمایش ملی

نتایج بررسی رابطۀ بین هویت ملی و قومی دانشجویان آذری، کرد و عرب دانشگاه‌های دولتی نشان داده است که بین دو متغیر هویت ملی و هویت قومی رابطۀ مثبت، هم‌افزا و متوسطی وجود دارد. بین متغیر «احساس محرومیت نسبی» و «هویت ملی» رابطۀ منفی نسبتاً زیادی وجود دارد و این ارتباط با متغیر «هویت قومی» مثبت و در حد ضعیفی بوده است. همچنین متغیر «جامعه‌پذیری قومی» با «هویت ملی» رابطۀ ضعیف و مثبت و با «هویت قومی» رابطۀ مثبت، هم‌افزا و متوسط داشته است.

مقدس و همکاران (1388)

پیمایش محلی

بررسی عوامل مؤثر بر هویت قومی و هویت ملی اعراب شهرستان اهواز نشان داده است که میان متغیرهای سن، شغل، درآمد خانواده، میزان مالکیت خانواده، احساس محرومیت نسبی در بُعد اقتصادی، منطقۀ مسکونی (عرب‎‌نشین و مختلط)، میزان اعتماد به قوم، پایبندی به هنجارهای قومی، تحصیلات، استفاده از وسایل ارتباط‎‌جمعی، رضایت از نظام سیاسی، مشارکت در امور سیاسی و احساس محرومیت نسبی در بُعد سیاسی و متغیر هویت قومی رابطۀ معناداری وجود دارد؛ اما رابطۀ متغیرهای جنس، وضعیت تأهل و سابقۀ شهرنشینی با آن معنادار نیست. رابطۀ هویت قومی و هویت ملی نیز معکوس است.

فکوهی و آموسی (1388)

کیفی (تماتیک)

احساس تعلق به هویت کُردی در بین جوانان پیرانشهر بسیار قوی‏تر از احساس تعلق به هویت ایرانی است.

میرزایی و

عباس‎‌زاده (1392)

پیمایش محلی

براساس مطالعۀ چگونگی تعامل هویت ملی و قومی دانشجویان آذری، عرب و بلوچ، رابطۀ معنادار و مثبت بین هویت ملی و هویت قومی بلوچ 33درصد بوده و با افزایش احساس محرومیت، هویت ملی تضعیف و هویت قومی تقویت می‎‌شود.

آقایاری‎‌هیر و همکاران (1392)

پیمایش محلی

رابطۀ بین هویت ملی با عزت‎‌نفس و احساس محرومیت دانشجویان آذری دانشگاه تبریز معنادار و منفی است؛ اما با زبـان مادری، معنادار نیست. دانشجویان طبقۀ پایین از هویت ملی پایین‎‌تری در مقایسه با سایر دانشجویان برخوردار بوده‎‌اند.

امیرکافی و حاجیانی (1392)

فراتحلیل

نتایج نشان می‎‌دهد که هر دو هویت قومی و ملی در میان اقوام ایرانی برجسته است. همچنین همبستگی میان احساس تعلق به قومیت و دلبستگی به ملیت در کل نمونه مثبت است؛ اما میزان رابطه و جهت آن در میان اقوام متفاوت است.

حیدری و جعفرزاده‎‌پور (1393)

پیمایش محلی

نتایج بررسی رابطۀ هویت ملی و هویت قومی در بین جوانان دهدشت بیانگر مثبت و معنی‏دار بودنِ این رابطه بوده و بین مؤلفه‏های میراث فرهنگ ملی و تمامی مؤلفه‏های هویت قومی همبستگی مثبت وجود داشته است.

بهجتی ‎‌اصل و همکاران (1393)

پیمایش محلی

رابطۀ هویت قومی و ملی دانش‏آموزان متوسطه یاسوج با فرض‌گرفتن نقش مرکزگرایی دین در ایران مثبت بوده و ابعاد چهارگانۀ دینداری، به‌ویژه ابعاد اعتقادی و عاطفی آن، همبستگی مثبت و مستقیمی با هویت ملی پاسخ‌گویان داشته‎‌اند. همبستگی ابعاد دینداری، به استثنای بُعد پیامدی، با هویت قومی پاسخ‌گویان معنی‏دار نبوده است.

مسعودنیا و همکاران (1393)

پیمایش محلی

بررسی رابطۀ هویت ملی و هویت قومی در میان دانشجویان کرد، ترک، لر و فارس دانشگاه تهران نشان می‌دهد که میان هویت ملی و قومی رابطه‌ای مثبت و هم‎‌افزا برقرار است.

احمدی و گنج‎‌خانلو (1393)

پیمایش محلی

بررسی رابطۀ هویت ملی و قومی جوانان آذری شهر زنجان نشان داده است که بین هویت ملی و هویت قومی نه‌تنها رابطۀ منفی وجود ندارد، بلکه رابطه‎‌ای تقویتی (با شدت کم) برقرار است.

مصرآبادی و همکاران (1394)

پیمایش محلی

بررسی ابعاد هویت قومی، ملی و جهانی دانشجویان (ترک، لر و کرد) دانشگاه شهید مدنی آذربایجان نشان داده است که از بین نُه بُعد هویتی شناسایی‌شده، شش مورد مربوط به مؤلفۀ قومیت‎‌گرایی و سه مؤلفه مربوط به ملیت‎‌گرایی بوده‌اند.

عبداله (1395)

پیمایش محلی

نتایج بررسی میزان توجه به هویت قومی و ملی ایرانی در دو گروه از دانشجویان کرد و آذری در دانشگاه‎‌های تهران حاکی از اهمیت‌دادن آنها به بُعد قومی هویت خویش است.

مروت (1396)

پیمایش محلی

نتایج بررسی نسبت هویت قومی و ملی در میان جوانان 18 تا 30 سال متعلق به شش گروه قومی ساکن شهر کرج بیانگر وجود قرابت‎‌هایی بین هویت قومی و ملی است.

بهشتی و

حقمرادی (1396)

فراتحلیل

نتایج فراتحلیل 50 مقاله دربارۀ رابطۀ هویت قومی و هویت ملی در ایران نشان داده است که رویکرد اثبات‌گرایانه تحقیق وجه غالب روش‎‌شناختی مقالات بوده است. مبحث قومیت در بین دو قوم کرد و عرب با حساسیت بیشتری دنبال شده است. 40درصد مقالات قائل به همسازی بین هویت ملی و هویت قومی بوده‎‌اند. درمجموع، فقط در بین دو قوم کرد و عرب تعلق به هویت قومی بیشتر از هویت ملی بوده است.

صادق‎‌زاده و نادی (1397)

پیمایش محلی

نتایج بررسی رابطۀ بین هویت ملی و هویت قومی دانشجویان آذری، لر، فارس، کرد و عرب دانشگاه‎‌های تهران، آذربایجان غربی، اهواز و لرستان نشان داده است که بین هویت ملی و قومی رابطۀ مثبتی وجود دارد.

محمودی و همکاران (1398)

فراتحلیل

ارزیابی الگوهای مدیریت تعارض هویت قومی و ملی در ایران با فراتحلیل‌ 127 مقاله نشان می‌دهد که توسعۀ ناموزون به‌ویژه در بُعد اقتصادی و نابرابری اجتماعی-سیاسی، برخورد سیاسی و ایدئولوژیک با اقوام، عدم رعایت قانون مربوط به اقوام، کنترل فرهنگی اقوام، روش‌های اقتدارگرایانه، دخالت بیگانگان، دستگاه بوروکراتیک حکومتی و تمرکزگرایی و تأکید بر هویت ملی بیشتر از هویت قومی از علل عدم کامیابی این الگوها بوده‎‌اند.

احمدی

(1398)

ترکیبی

(پیمایش و GT)

در پژوهشی با عنوان «از مرز تا مرز» در بین اقوام فارس‌، ترک‌، کرد، عرب‌ و بلوچ‌ در 13 استان، به مدلی مفهومی رسیده که در آن، پدیدۀ ‌محوری (مطالبۀ عدالت/گسست اجتماعی)، شرایط علّی (اقتصادی، ایدئولوژیک)، شرایط مداخله‌گر (رسانه‌ها، سبک زندگی)، شرایط زمینه‌ای (شاخص‌های قانونی/ فرهنگی، سوءمدیریت)، کنش راهبردی (کنش صلح‌آمیز/ پذیرش وضعیت موجود/ تعامل دولت و ملت) و پیامدها (ثبات/ زوال سرمایۀ اجتماعی) هستند. نتایج نشان داده است که تنوعات هویتی-قومیتی ایران معاصر با فرایندهای جهانی‌شدن همراه شده و مناقشات بین‌قومی را رقم زده است که در جهتِ رفع تبعیض و نیل به توسعۀ اجتماعی به ‌هویت‌خواهی و عدالت‌طلبی گرایش دارد؛ زیرا هویت‌های اجتماعی ایرانی از سیطرۀ عناصر هویت فارسی بر ارکان خویش ناراضی‌اند و وضعیت تقلیل‌یافتۀ هویت ایرانی را عادلانه و در جهت توسعۀ هویت‌های جمعی نمی‌دانند.

لجمیری و همکاران (1399)

پیمایش محلی

بررسی رابطۀ هویت قومی و دلبستگی ملی دانش‎‌آموزان دورۀ دوم مقطع متوسطۀ تهران نشان داده است که بین دو متغیر هویت قومی و دلبستگی ملی رابطۀ معنادار قوی و مثبتی وجود دارد.

غلامرضایی (1400)

مروری

نتایج مطالعۀ کتابخانه‎‌ای نشان داده است که هویت‎‌های ملی و قومی در میان اقوام ایرانی برجسته هستند و تفاوت معنی‌داری از لحاظ میانگین گرایش اقوام به این دو بُعد هویت وجود ندارد.

موحدمجد و همکاران (1401)

پیمایش محلی

بین هویت قومی دانش‎‌آموزان شهر زاهدان و هویت ملی و هویت دینی و هویت جهانی رابطۀ معنادار مثبت و مستقیمی وجود دارد و دو عامل قومیت و مذهب تفاوت‎‌های جدی قوم بلوچ از مابقی کشور است.

 

همان‌طور که پیداست در نتیجۀ جست‌وجوی ترکیب‎‌هایی از واژگان کلیدی و نیز جست‌وجوی درختی پیشینۀ استفاده‌شده در هر تحقیق مرتبط، درنهایت تعداد 27 تحقیق داخلی از سال 1380 به بعد از میان شمار فراوان تحقیقات ملاحظه‌شده، مرتبط‎‌ترین تحقیقات انجام‌شده با موضوع تحقیق حاضر بودند که این تعداد باتوجه‌به بافت چندقومی جامعۀ ایران، گسترۀ وسیع و متنوع اقوام ایرانی و اهمیت موضوع تعارض هویت قومی و ملی و پیامدهای مخرب ناشی از آن بسیار اندک است و ضرورت انجام تحقیقات مرتبط را آشکار می‎‌سازد. تحقیقات مذکور (جدول1) درمجموع شامل 21 تحقیق پیمایشی (18 پیمایش محلی و 3 پیمایش ملی)، 3 تحقیق فراتحلیل، یک تحقیق کیفی (تحلیل مضمون)، یک تحقیق ترکیبی (پیمایش و GT) و یک تحقیق مروری هستند. همان‌طور که پیداست، بیشتر تحقیقات پیشین به روش پیمایش انجام شده‎‌اند و جامعۀ هدف تحقیق کیفی فکوهی و آموسی (1388)، جوانان کُرد پیرانشهر و تحقیق ترکیبی احمدی (1398) اقوام فارس‌، ترک‌، کرد، عرب‌ و بلوچ‌ است؛ به‌عبارت‌دیگر ‎باوجود بافت چندقومی جامعۀ ایران و مسائل ناشی از آن، نه‌تنها تاکنون دربارۀ تعارض هویت قومی و ملی تحقیقات جامعه‎‌شناختی کیفی متناسب و در حد مطلوب انجام نشده، بلکه اساساً هیچ تحقیق کیفی‎‌ای به‌طور خاص بر اعراب خوزستان متمرکز نشده است. همچنین تحقیقات مذکور تنها رابطۀ میان برخی از متغیرها را با هویت قومی سنجیده‎‌اند و نه فرایند شکل‎‌گیری پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی و نوع مواجهۀ کنشگران با آن؛ بر همین اساس تحقیق حاضر سعی داشته است تا این فرایند را با استفاده از روش تحقیق کیفی نظریۀ زمینه‎‌ای و در میان جامعۀ اعراب خوزستان واکاوی و تحلیل کند.

   چارچوب مفهومی

«هویت»[11] اساساً مفهومی دووجهی است که هم‌زمان دلالت بر تفاوت و تشابه دارد و از نیازهای روانی انسان و پیش‎‌نیاز هرگونه زندگی اجتماعی است (فکوهی و عیاری، 1388: 2). اساس دوام و بقای جامعۀ انسانی، هویت اجتماعی آن جامعه و نتیجۀ فرایند تعامل بین فرد و میدان اجتماعی است (ربانی و کجباف، 1386: 30). هویت جمعی یا اجتماعی به پیوند روان‌شناختی بین افراد و گروه‌های اجتماعی‎‌ای اشاره دارد که عضوشان هستند (Tajfel, 1981). یک هویت جمعی قوی، احساس تعلق و تعهد متقابل را در میان اعضای یک گروه تقویت می‌کند و موجب دلبستگی و وفاداری آنها به گروه، اغلب به بهای از دست دادن پیوندهای برون‎‌گروهی، می‎‌شود؛ ازاین‌رو، هویت اجتماعی هم‌زمان به صورتی متناقض، مردم را یکپارچه و جدا از هم می‎‌سازد. مهم‎‌ترین گروه‏های اجتماعی‎‌ای که افراد با عضویت و احساس تعلق به آنها نوعی هویت جمعی کسب می‏کنند، گروه‏های ملی و قومی هستند. پیوستگی به این دو گروه، به ترتیب به خلق، بسط و تثبیت هویت‏های جمعیِ ملی و قومی می‏انجامد. «هویت ملی» عبارت است از «ویژگی‎‌های ابعاد پنج‌گانۀ ملت در هر جامعۀ خاص: 1) بُعد روان‎‌شناختی مخصوص یک ملت، 2) فرهنگ و آداب و رسوم متمایز از فرهنگ ملل دیگر، 3) سرزمین و قلمرو مخصوص یک ملت، 4) نظام سیاسی و 5) اتفاقات تاریخی خاص یک ملت» (گیبرنا، 1378: 81). «هویت قومی» نیز هویتی است که موجب می‎شود تا اعضای یک قوم، خود را ازلحاظ ویژگی‏های خاص قومی-فرهنگی از سایر اعضای جامعۀ بزرگ‌تر (مثلاً ملت) متمایز بدانند (داوری، 1376: 44). همان‌طور که از تعاریف پیداست، هم‌پوشانیِ مفهومیِ زیادی بین مفاهیم هویت قومی و هویت ملی وجود دارد.

بندیکت اندرسون[12] (1991) معتقد است که هویت ملی چیزی نیست جز ایدئولوژی دولت که توسط نخبگان سیاسی ساخته می‌شود و ریشه‌های مشترک تبارشناسی و جغرافیایی را به‌عنوان اسطوره‌هایی برای ایجاد پیوند مؤثر میان اعضای جامعه به کار می‎‌برد (Anderson, 1991). توماس اِریکسِن[13] (1991) نیز بر این باور است که هویت ملی به آگاهی افراد از عضویت در یک «ملت» بالقوه یا بالفعل که توسط دولت ساخته شده است، همراه با تمایل به دستیابی، حفظ و تداوم هویت، یکپارچگی و رفاه آن ملت اشاره دارد. ملت‎‌سازی زمانی موفق می‌شود که همۀ اعضای جامعۀ سیاسی کاملاً یکپارچه شوند و از ایدئولوژی سیاسی آن حمایت کنند (Eriksen, 1991). اندرسون هویت ملی را یک «اجتماع خیالی» می‎‌نامد؛ زیرا «ملت» متشکل از مجموعۀ افرادی است که خود را برخوردار از هویتی مشترک می‎‌دانند، اما هرگز با همه اعضا ارتباط واقعی ندارند، بلکه این تصور به‌واسطۀ عواملی همچون زبان، فرهنگ، تاریخ و نمادهای ملی شکل گرفته است. به باور اندرسون «اطلاعات ابتدایی ما دربارۀ موطن و هم‎‌میهنانمان، به‌واسطۀ اجتماعات شخصی و چهره‎‌به‎‌چهره به دست نمی‎‌آید، بلکه ازطریق کارگزاران جامعه‎‌پذیریِ غیرشخصی و گسترده ازجمله نظام‎‌های آموزشی، موزه‎‌ها و رسانه‎‌ها کسب می‎‌شود» (Van Den Bluck, 2001: 53 به نقل از ربانی و همکاران، الف1388: 73). اریک هابزباوم[14] نیز هویت ملی را امری تصنعی و ابداعی می‎‌داند که به‌صورت هژمونیک برای کنترل افکار عمومی به کار می‎‌رود؛ به‌عبارت‌دیگر نخبگان سیاسی با آنچه که هابزباوم «ابداع سنت» می‎‌نامد، به قدرت دولت خود مشروعیت می‎‌بخشند (Kong, 1999: 570 به نقل از ربانی و همکاران، 1390: 71). نکتۀ مهم نظریات اندرسون، اریکسن و هابزباوم این است که هویت ملی را هویتی می‎‌دانند که به طریق «سیاسی» «ساخته» می‎‌شود؛ درحالی‌که هویت قومی، آن‌طور که جوآن ناگِل[15] (1994) شرح می‎‌دهد، هویتی است که به‌صورت «اجتماعی» و با استفاده از عناصر زبان، مذهب، فرهنگ، پوشش، تبار، منطقه و... «برساخته» می‌شود؛ بنابراین، اگرچه هویت قومی تا حد زیادی ماهیت انتسابی دارد، «مکان و معنای مرزهای قومی خاص، هم توسط خود اعضای قوم و هم توسط ناظران خارجی، به‌طور مداوم مورد مذاکره، بازنگری و بازآفرینی قرار می‌گیرد» (Nagel, 1994: 153). برخلاف ناگِل، سینیشا مالشویچ[16] (1399) عقیده دارد که هویت قومی پدیده‌ای ازلی نیست که مشخصه‌های آن نژاد، زبان، مذهب و خاطرات جمعی مشترک یا سبک زندگی مشترک بین گروه‌ خاصی باشد، بلکه متأثر از عواملی غیر از اشتراکات ازلی یا تاریخی شکل می‎‌گیرد و درواقع کنشی اجتماعی-سیاسی است (مالشویچ، 1399: 260). چنانچه پیداست، تعریف مالشویچ از هویت قومی با تعاریف اندرسون، اریکسن و هابزباوم از هویت ملی هم‌پوشانی دارد. آنتونی اسمیت[17] (1991) مدعی است که نظریات فوق، خاستگاه‎‌های «قومی» ملت‎‌ها را نادیده گرفته‎‌اند. او بر اهمیت این خاستگاه‎‌های ازلی یا هم‎‌بودی‎‌های قومی (یک نام جمعی، اسطورۀ نیای مشترک، تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک، همبستگی و پیوند با یک «میهن» مشخص) به‌عنوان عناصری اساسی که ملی‎‌گرایی بر آنها مبتنی است، تأکید می‎‌کند (Smith, 1991: 21). همچنین قوم‎‌مداری را عامل انسجام‎‌زدایی در عرصۀ هویت و قدرت ملی می‎‌داند. به باور وی برایند هم‎‌بودی‎‌های قومی، تشکیل هویت قومی و تقویت انسجام قومی در مقابل هویت ملی است. این برایند ازلحاظ سیاسی به نیرویی تبدیل می‌شود که معطوف به قدرت و دولت مستقل بوده و ازنظر فرهنگی به دنبال رسمیت‌بخشیدن به ارزش‌های فرهنگی و قومی خود است (امیدی، 1381: 54).

به باور آنا بریگِویچ[18] (2018) اینکه فردی هویت قومی-منطقه‌ای یگانه یا دوگانه داشته باشد، پیامدهای مهمی برای نگرش‌های سیاسی او دارد. مطالعات نشان می‌دهد افرادی که هویت دوگانه دارند، در مقایسه با گروه‌های دیگر پذیراتر، جهان‌وطن‌تر و از نهادهای دولتی ملی حمایت بیشتری می‌کنند (Brigevich, 2018). رونالد اینگلهارت[19] (1977) در کتاب انقلاب خاموش معتقد است که تبدیل هویت «محدود» به «جهان‌وطنی» نوعی تغییر روان‌شناختی است که با شهرنشین‌شدن، باسوادشدن، قرارگرفتن در معرض رسانه‌های جمعی و توانایی ارتباط با یک جامعۀ سیاسی گسترده به‌جای قوم و قبیله، در فرد رخ می‌دهد (Inglehart, 1977: 57-60). گرایش شدید به برجستگی هویت قومی که با عنوان «قوم‎‌گرایی»[20] یا «ملی‎‌گرایی قومی»[21] از آن یاد می‎‌شود، یکی از مسائل اجتماعی اساسی کشورهای چندقومی به شمار می‎‌رود. اهمیت این مسئله، به‌ویژه در کشورهای درحال‎‌توسعه بیشتر است؛ زیرا تشدید هویت قومی می‎‌تواند اثرات مخربی بر روند توسعۀ ملی آنها بگذارد. اگرچه اختلال در روند توسعۀ ملی پیامدی در سطح کلان محسوب می‎شود، مسئلۀ مذکور در سطح خُرد نیز می‎‌تواند چالش‎‌ها و آسیب‎‌هایی برای افراد در جریان تعاملات و مناسبات اجتماعی‎‌شان به بار آورد.

ازنظر پای[22] و همکاران (1380) بحران در هویت ملی زمانی رخ می‎‌دهد که دولت نمی‎‌تواند به‌عنوان یک واحد ملی کارآمد اجرای نقش کند، آن هم به دلیل اینکه عناصر مهمی از جمعیت کشور به گروه‎‌بندی‌های فروملی التزام بیشتری دارند (پای و همکاران، 1380). باری بوزان[23] (1378) نیز عقیده دارد که هویت ملی اغلب در کشورهای چندقومی مورد تهدید قرار می‌گیرد و فرایند شکل‎‌گیری ملت-دولت اغلب به سرکوب یا حداقل یکسان‎‌سازی هویت‌های قومی منجر می‌شود. در چنین شرایطی چالش‌هایی از طرف هویت‌های قومی نسبت به هویت ملی ایجاد می‌شود (بوزان، 1378). ادوارد آزِر و چونگ‎‌این مون[24] (1379) بحران یکپارچگی را مهم‌ترین متغیر امنیت ملی در جهان سوم می‎‌دانند. به اعتقاد آنها چندپارگی اجتماعی و تبدیل جامعۀ چندقومی به دولت-ملت، ابعاد جدیدی را به مسئلۀ پیچیدۀ امنیت ملی در جهان سوم افزوده است که شاید ملموس‌ترین شاخص آن، ناکامی کشورهای درحال‌توسعه در ایجاد احساس مشترک عمومی دربارۀ ارزش‌ها و علایق مشترک ملی باشد (آزر و مون، 1379). مانوئل کاستلز[25] (1380) جهانی‎‌شدن را عامل ایجاد جوامع شبکه‎‌ای می‎‌داند که تنوع و چندپاره‎‌شدن منافع اجتماعی از ویژگی‎‌های مهم آنهاست. این منافع به‌صورت هویت‎‌های متمایز تجلی می‎‌یابند که این هویت‎‌ها، مطالبات و چالش‎‌های جامعۀ مدنی را پیش روی دولت قرار می‎‌دهند (کاستلز، 1380). تد رابرت گار[26] (1990) در کتاب مردم علیه دولت‎‌ها به بیش از 50 منازعۀ قومی در جهان طی سال‎‌های 94-1993 اشاره می‎‌کند که هدف آنها، خودمختاری بوده و درنهایت بسیاری از آنها به انقلاب و شورش، دموکراسی یا تشکیل دولت‎‌های جدید ملی یا محلی ختم شده است. او معتقد است زمانی که قومیتی از طرف گروه‎‌ها یا دولت به طرق متفاوت مورد تهدید و تعدی قرار گیرد، تعارض هویت قومی و ملی رخ می‎‌دهد (Gurr, 1990). برایان جاب[27] معتقد است که بسته به اینکه مرجع اصلی امنیت در کشور چه کسی یا نهادی باشد، ماهیت تهدیدات نیز می‎‌تواند متفاوت باشد و جوامعی که دارای گروه‎‌های قومی و جماعتی (هویتی) هستند، به لحاظ تعیین ماهیت تهدیدات و متغیرهای امنیتی مرتبط با مرجع امنیت، وضعیت پیچیده‎‌ای دارند؛ زیرا امنیت گروه‎‌های قومی نیز همچون شهروندان، ملت و دولت وارد معادلات امنیتی می‎‌شود (افتخاری، 1381: 33). کومار روپسینگه[28] تعارضات هویتی را فراگیرترین و خشن‎‌ترین نوع نزاع جمعی می‎‌داند که هر کجا مؤلفه‎‌ای قومی، مذهبی، عشیره‎‌ای یا اختلافات زبانی حاکم است، این نوع از تعارضات هویتی زمینۀ بیشتری برای ظهور دارند و هدف آنها آمیزه‎‌ای از هویت‎‌جویی و امنیت‎‌جویی است (حاجیانی، 1387: 87). ساندرز[29] (1380) نیز شکاف‎‌های ساختاری را که یکی از مهم‎‌ترین منابع بی‎‌ثبات‎‌کنندۀ امنیت ملی است، شامل شکاف‎‌های اجتماعی مربوط به گروه‎‌های مذهبی و قومی-زبانی می‎‌داند و تأکید می‎‌کند که شکاف ریشه‎‌دار قومی-زبانی به‌طور اجتناب‎‌ناپذیری مشکلات پیچیده‎‌ای را برای یکپارچگی سیاسی و تأمین نظم سیاسی و ثبات پایدار به وجود می‎‌آورد (ساندرز، 1380). بریگِویچ و اُریتسِجافور[30] (2022) نیز معتقدند افرادی که هویت قومی غالبی دارند، در مقایسه با افرادی که هویت‌های قومی و ملی خود را به یک اندازه ترکیب می‌کنند، از دموکراسی رضایت کمتری دارند و نارضایتی عمیق آنها زمانی بروز می‎‌کند که احساس می‌کنند در گذشته با گروه قومی آنها ناعادلانه رفتار شده است (Brigevich & Oritsejafor, 2022).

در جمع‎‌بندی نظریات این بخش می‎‌توان گفت که تعاریف اندرسون و اریکسن از هویت ملی، این تصور را رد می‌کند که ملی‌گرایی به‌طور طبیعی قومیت‌محور است؛ به‌عبارت‌دیگر، هویت ملی بر هویت قومی مبتنی نیست. مطابق با نظریات آنها، اگرچه ممکن است که پرورش هویت ملی در بین همۀ مردم یک کشور چندقومی دشوار باشد، به نظر می‎‌رسد که ایجاد هویت ملی همواره قابل‌دستیابی است؛ زیرا واکنشی اجتماعی-سیاسی است از سوی مردم برای سازگاری تدریجی با خواسته‎‌های ملت؛ بااین‌حال، اگر فرایند ساخت هویت ملی ناموفق باشد، ملت به قومیت‌هایی تجزیه می‌شود که به‌طور تعارض‎‌آمیزی در محدودۀ ارضی و سیاسی دولت ساکن هستند؛ بنابراین، نظریات اندرسون و اریکسن به تبیین چگونگی ظهور جنبش‌های افراطی جدایی‎‌طلبانه در کشورهای چندقومی کمک می‌کنند. اندرسون، اریکسن و هابزباوم معتقدند که هویت ملی به شیوۀ «سیاسی» «ساخته» می‎‌شود (ابداع یکباره)؛ درحالی‌که هویت قومی، مطابق با نظریۀ ناگِل به‌صورت «اجتماعی» «برساخته» می‌شود (شکل‎‌گیری تدریجی). هویت قومی ازنظر مالشویچ پدیده‎‌ای غیرازلی و درواقع واکنشی اجتماعی-سیاسی است؛ درحالی‌که ازنظر اسمیت هویت قومی و ملی خاستگاه‎‌های ازلی دارند. اگرچه بریگویچ معتقد است افرادی که هویت دوگانه دارند، در مقایسه با گروه‌های دیگر از نهادهای دولتی ملی حمایت بیشتری می‌کنند، پای، بوزان، آزِر و مون، کاستلز، روپسینگه و ساندرز خلاف این نظر را دارند و معتقدند شکاف‎‌های میان هویت قومی و ملی به قوم‎‌گرایی منجر خواهد شد و نه ملی‎‌گرایی. البته گار، جاب و بریگویچ و اُریتسِجافور، علت چنین تعارضی را نارضایتی گروه‎‌های قومی از عملکرد دولت می‎‌دانند.

در نقد نظریات مذکور می‎‌توان گفت که این نظریات عموماً از چشم‎‌انداز عملکرد سیاسی دولت، مسئلۀ تعارض هویت قومی و ملی را تحلیل کرده‌‎‌اند و نه از چشم‎‌انداز کنش اجتماعی اعضای گروه‎‌های قومی؛ درنتیجه، آنچه برجسته شده، کنش سیاسی افراد علیه حاکمیت ملی در قالب شورش است که عامل مهم آن نیز نارضایتی از عملکرد دولت عنوان شده است. اینکه کنشگران چه واکنش اجتماعی‎‌ای به پدیدۀ تعارض هویتی داشته‎‌اند و چه راهبردهایی برای حل آن اتخاذ کرده‎‌اند، در نظریات فوق غایب است. به نظر می‎‌رسد که واکاوی ساحت ذهنی این پدیده در آگاهی و معانی ذهنی اعضای گروه‎‌های قومی، این خلأ روش‎‌شناختی را پُر کند.

  روش‎‌شناسی تحقیق

روش تحقیق در پژوهش حاضر باتوجه‌به ماهیت کیفی پرسش‎‌های آن، گرانددتئوری[31] یا نظریۀ زمینه‎‌ای بوده است. در این روش طی سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مفاهیم و مقولات از مصاحبه‎‌ها استخراج و در قالب مدل پارادایمی ارائه می‎‌شوند (استراوس و کربین، 1391). مقوله‎‌بندی عبارت است از غلبه‌کردن بر پراکندگی داده‎‌ها و رسیدن به شکل داده‎‌ها و انواع چیزهایی که در یافته‎‌ها بازنمایی شده‎‌اند. مفاهیم نیز عبارت‌اند از رسیدن به برساخته‎‌هایی کلی‎‌تر و انتزاعی‎‌تر. توانایی در نشان‌دادن اینکه این مفاهیم و مقولات چگونه به شکلی نظام‎‌مند با یکدیگر ارتباط متقابل دارند، محققان را به پروراندن نظریه رهنمون می‎‌شود (سالدنا، 1395: 21-20)؛ بر همین اساس و با هدف بازنمایی آنچه در ورای داده‎‌های خام وجود دارد، در تحقیق حاضر شیوۀ کدگذاری بدین صورت بوده که با انجام هر مصاحبه، پس از پیاده‎‌سازی آن به‌صورت متن، مرحلۀ کدگذاری باز تا کشف مقولات اصلی انجام شده است. در این مرحله متن مصاحبه‎‌ها به جملات، خُرد شده و کدهای خام اولیه (563 کد) تولید شده‎‌اند. سپس از کدهای اولیه، کدهای ثانویه (392 کد) تولید شده است و کدهای ثانویه‎‌ای نیز که با هم مرتبط بوده‎‌اند، در قالب کدهای مفهومی یا همان مفاهیم (66 مفهوم) درآمده‎‌اند. از کنار هم قراردادن چندین مفهوم مرتبط، مقولات فرعی (29 مقوله فرعی) و از دسته‎‌بندی چند مقولۀ فرعی مرتبط، مقولات اصلی (14 مقولۀ اصلی) شکل گرفته‎‌اند. در روش نظریۀ زمینه‎‌ای «اولین گام در یکپارچه‎‌سازی داده‎‌ها، تعیین مقولۀ مرکزی است. مقولۀ مرکزی که گاه آن را مقولۀ هسته خوانده‎‌اند، نمایانگر مضمون اصلی پژوهش است. اگرچه مقولۀ مرکزی از درون پژوهش بیرون می‎‌آید، باز یک مفهوم انتزاعی است. با قدری اغراق، مقولۀ مرکزی حاصل همۀ تحلیل پژوهشگران را در قالب چند کلمه می‎‌ریزد. این چند کلمه می‎‌گوید که کل پژوهش در باب چیست.» (استراوس و کربین، 1391: 167). در مرحلۀ کدگذاری محوری، پدیدۀ «تعارض هویتی» به‌عنوان مقولۀ مرکزی یا همان پدیدۀ[32] محوری تعیین شد و سرانجام در مرحلۀ کدگذاری انتخابی سایر مقولات اصلی باتوجه‌به نسبتی که با مقولۀ مرکزی داشتند (شرایط علّی[33]، راهبردها[34]، شرایط مداخله‎‌گر[35]، شرایط زمینه‎‌ای[36] و پیامدها[37]) در جای مخصوص خود در مدل پارادایمی قرار گرفته‌اند.

قلمرو مکانی تحقیق حاضر استان خوزستان و جامعۀ مطالعه‌شدۀ آن، اعراب بالای 15 سال بوده است؛ بدین دلیل که هویت قومی و ملی آنها تا حد مطلوبی قوام یافته و درکی از پدیدۀ تعارض هویتی داشته باشند و درنتیجه قابل‌بررسی جامعه‎‌شناختی باشند. نمونه‎‌ها به روش هدفمند و نیز زنجیره‎‌ای انتخاب شده‎‌اند؛ بدین معنا که محقق با حضور در مراسم قومی اعراب، ضمن مشاهدۀ مشارکتی به مصاحبۀ عمیق با موارد مطالعه (در نقش مشارکت‎‌کننده) پرداخته و سپس به‌منظور گردآوری داده‎‌های بیشتر، به سراغ افراد معرفی‌شده ازسوی مصاحبه‎‌شوندگان رفته است. فرایند انتخاب نمونه و تحلیل داده‎‌ها تا زمانی ادامه یافته که اشباع نظری حاصل شده است؛ درنهایت 30 مصاحبه انجام گرفت که از مصاحبۀ بیست‎‌وچهارم به بعد با مشاهدۀ داده‎‌های تکراری و عدم مشاهدۀ دادۀ جدید، اشباع نظری اعلام شد. همچنین در تحقیق حاضر به‌منظور رعایت اخلاق پژوهش و جلب اعتماد از تکنیک‎‌هایی همچون عدم ثبت اطلاعات هویتی مصاحبه‎‌شوندگان و حذف مصاحبه‎‌های ضبط‎‌شده در پایان پژوهش استفاده شده است (والی‎‌من، 1387). روایی[38] یا اعتبار در تحقیق حاضر با استفاده ازنظر اساتید و همچنین شیوۀ «اعتبار اعضا» حاصل شده است؛ یعنی متن پیاده‌شدۀ مصاحبه برای جرح و تعدیل و نیز نتایج نهایی تحقیق برای تأیید، به نمونه‎‌های مطالعه‌شده بازگردانده شده است (ایمان، 1388).

یافته‎‌ها

مقولۀ مرکزی که در محور مدل پارادایم قرار می‎‌گیرد، «دارای قدرت تحلیل است. آنچه این قدرت را به آن می‎‌دهد، توانایی به هم نزدیک‌کردن [سایر] مقوله‎‌ها برای توضیح کل مطلب است. [...] مقولۀ مرکزی می‎‌تواند از درون مقوله‎‌های موجود سر بر آورد یا آنکه پژوهشگر مقوله‎‌ها[ی موجود] را بررسی کند و به این نتیجه برسد که گرچه هر مقوله چیزی از قصه را باز می‎‌گوید، ولی هیچ یک حق کل مطلب را ادا نمی‎‌کنند؛ ازاین‌رو نیاز به اصطلاح یا عبارت انتزاعی‎‌تر و مفهومی است که بتواند تمام مقوله‎‌ها را در بر بگیرد.» (استراوس و کربین، 1391: 168) مقولۀ مرکزی اغلب همان پدیدۀ اجتماعی‎‌ای است که تحقیق حاضر در پی تحلیل علل و پیامدهای آن است و در این تحقیق، پدیدۀ «تعارض هویتی» به معنای وجود تعارض میان هویت قومی و ملی است. به بیان دقیق‎‌تر، میان جنبه‎‌هایی از هویت قومی اعراب خوزستان با برخی از جنبه‎‌های هویت ملی آنها به مثابه یک ایرانی، ناسازگاری‎‌هایی وجود دارد. پدیدۀ «تعارض هویتی» مطابق با کدگذاری داده‎‌ها دارای دو مؤلفۀ عمده است: 1) دوگانۀ عرب/عجم و 2) ملی‎‌گرایی قومی.

مؤلفۀ «دوگانۀ عرب/عجم» به احساس عدم تعلق ملی اشاره دارد. در زبان عربی، «عرب» به نژاد سامی و «عجم» به‌طور عام به مردم غیرعرب و به‌طور خاص به اقوام ایرانی غیرعرب یعنی فارس‎‌ها یا نژاد آریایی اشاره دارد. اظهارات مصاحبه‎‌شوندگان نشان‎‌دهندۀ آن بود که تجارب آنها از نوع برخورد سایر ایرانیان و نیز برخورد دستگاه حاکمیتی با قوم عرب، آنها را به این باور رسانده بود که به کشور ایران تعلقی ندارند. این احساس عدم تعلق، تمایز هویتی میان عرب و عجم (نه به معنای غیرعرب، بلکه به معنای ایرانیِ ضدعرب) و نیز تعارض میان این دو را در آگاهی آنان تقویت کرده است. مؤلفۀ «ملی‎‌گرایی قومی» نیز به برجستگی هویت قومی در مقابل هویت ملی اشاره دارد. «ناسیونالیسم قومی، ملت را برحسب قومیتی تعریف می‎‌کند که اجداد از عناصر اصلی آن است و علاوه‌براین شامل عقاید و فرهنگ مشترک میان اعضای گروه و اجدادشان است که معمولاً دارای زبان مشترکی هستند.» (Barth & Noel, 1972: 33) بیشتر مصاحبه‎‌شوندگان، به‌ویژه آنهایی که در شهرهای عرب‎‌نشین سکونت داشتند، هنگامی که دربارۀ قوم خود صحبت می‎‌کردند، با تأکید بر ویژگی‎‌های متمایز خود در مقایسه با سایر اقوام ایرانی (مانند نسب و تبار)، از اصطلاح «ملت عرب» استفاده می‎‌کردند که نشان‎‌دهندۀ نوعی ملی‎‌گرایی قومی و تعارض میان هویت ملی و قومی آنها بود.

جدول2- مقولات اصلی و فرعی پدیدۀ محوری

Table 2- Main and subcategories of the Axial Phenomenon

مقولات اصلی

مقولات فرعی

نمونه متن مصاحبه

تعارض هویتی

دوگانۀ عرب/عجم

مهدیس (20ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی):‌ «دولت ایران ما اعراب رو مورد اجحاف قرار داده نسبت‌به اقوام دیگه. تعداد کمی از اعراب مشاغل دولتی دارن. انگار ما ایرانی نیستیم و از یه طرف دیگه اینکه بقیۀ قومیت‎‌ها دوستمون نداشتن، باعث شد که منزوی بشیم و احساس کنیم ایرانی نیستیم. توی زبان عربی، در اصل عجم یعنی غیرعرب، ولی به‌خاطر رفتارهای نژادپرستانه‎‌ای که با ما اعراب میشه، این تصور به وجود اومده که عجم یعنی ایرانی و ایرانی هم یعنی ضدعرب.»

ملی‎‌گرایی قومی

عقیل (42ساله، دارای تحصیلات کاردانی و شغل آزاد): «تلاش حاکمیت و دولت توی برگزاری برنامه‎‌ها و جشنواره‎‌ها و... به‌جای پیونددادن قوم عرب به ایران، جوریه که اتفاقاً به بی‎‌احترامی به اعراب منجر میشه؛ چون توی این برنامه‎‌ها به مردم عرب که اصل و نسب خودشونو میشناسن میگن عرب‎‌زبان. این یه توهینه؛ چون مردم عرب اصالت براشون فوق‎‌العاده مهمه. ما ملت عرب هستیم و نه ایرانیِ عرب‎‌زبان.»

الف) شرایط علّی

«شرایط علًی یا سبب‎‌ساز معمولاً آن دسته از رویدادها و وقایع‎‌اند که بر پدیده‎‌ها اثر می‎‌گذارند.» (استراوس و کربین، 1391: 153) به عبارت دیگر شرایط علّی، علل شکل‎‌گیری پدیدۀ محوری هستند. طبق کدگذاری مصاحبه‎‌ها این شرایط عبارت بودند از: 1) تمایز تبار-نژادی، 2) تعارض تاریخی-فرهنگی، 3) محرومیت اقتصادی-اقلیمی و 4) طرد اجتماعی-سیاسی.

«تمایز تبار-نژادی» به تفاوت میان ریشه و تبار اقوام مختلف اشاره دارد. اعراب خوزستان با یادآوری شجره‎‌نامۀ غیرایرانی خود و نیز تأکید بر اجداد مهاجر، خود را از مابقی اقوام ایرانی متمایز می‎‌کنند. «تعارض تاریخی-فرهنگی» به تعارضات میان قوم عرب و قوم فارس (آریایی) با عناوین «تقاطع تاریخی» (مسیر تاریخی جداگانۀ قوم عرب که با مسیر تاریخی قوم آریایی در زمان صدر اسلام تلاقی کرده است)، «تضاد فرهنگی» (آداب و رسوم و آیین‎‌ها و سنت‎‌های ایرانی که گاه در تضاد با آداب و رسوم قوم عرب قرار می‎‌گیرد، همچون آیین چهارشنبه‎‌سوری) و «ناهمخوانی ساختاری» (ساختار اجتماعی قوم عرب با استفاده از روابط تأنیسی و به‌صورت قبیله‎‌ای و عشیره‎‌ای پیوندهای اجتماعی را سازمان می‎‌دهد؛ درحالی‌که سازمان‎‌دهی روابط اجتماعی در ساختار اجتماعی قوم فارس بر دیوان‎‌سالاری و روابط تأسیسی مبتنی است) اشاره دارد. «محرومیت اقتصادی-اقلیمی» شامل فقر اقتصادی و نیز شامل مسائل اقلیمی خاص استان خوزستان می‎شود. فقر اقتصادی به معنای محرومیت عینی اعراب خوزستان از حمایت‎‌های اقتصادی و بودجه‎‌های دولتی و نیز به معنای احساس محرومیت ذهنی آنها در مقایسه با سایر استان‎‌ها و سایر اقوام ایرانی در زمینۀ رفاه اقتصادی و معیشتی است. مسائل اقلیمی نیز به شرایط دشوار آب و هوایی اشاره دارد که شامل گرمای طاقت‎‌فرسا، ریزگردها و آلودگی هوای ناشی از سوزاندن مازوت و تأسیسات نفتی و نیز خشک‌سالی و کمبود منابع آبی مخصوص کشاورزی است که عموماً آن را ناشی از احداث بی‎‌رویه و غیرکارشناسی سدها می‎‌دانند. وجود مجموعۀ این مسائل و محرومیت‎‌ها موجب شده که اعراب خوزستان میان هویت قومی و هویت ملی خود تعارضی ببینند و آن را به قومیت غیرآریایی خود نسبت دهند. «طرد اجتماعی-سیاسی» نیز شامل دو گونه طرد است: 1) طرد اجتماعی از ملت و 2) طرد سیاسی از دولت. اعراب خوزستان معتقدند که حاکمیت سیاسی ایران و نیز مابقی بدنۀ اجتماعی ایران، آنها را طرد کرده و بیگانه تلقی می‎‌کند. مطالب توهین‎‌آمیز منتشرشده در فضای مجازی نقش عمده‎‌ای در شکل‎‌گیری این تصور اعراب دارد.

جدول 3- مقولات اصلی و فرعی شرایط علّی

Table 3- Main and subcategories of causal conditions

مقولات اصلی

مقولات فرعی

نمونه متن مصاحبه

تمایز تبار-نژادی

شجره‎‌نامۀ غیرایرانی

احمد (35ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل آزاد): «ما همگی شجره‎‌نامۀ خودمون رو می‎‌دونیم که اجدادمون چه کسانی هستن؛ مثلاً اگر یه عرب از عراق یا عربستان ببینم، زود متوجه میشیم که چه نسبتی با هم داریم. حتی اگه هیچ وقت در عمرمون همدیگه رو ندیده باشیم؛ ولی یه ایرانی چنین چیزی نداره.»

اجداد مهاجر

حسین (70ساله، دارای تحصیلات راهنمایی و بازنشسته): «اعراب اینجا درواقع از یمن اومدن. وقتی سد بلقیس شکسته میشه و زمین‎‌هاشونو آب میبره، میان اینجا و اینجا ساکن میشن. بعد از اسلام هم مهاجرت‎‌های دیگه‎‌ای اتفاق میفته. مخصوصاً دوران حکومت عباسیان که اعراب تا خراسان هم میرن؛ چون پایتختشون بوده. این نشون میده ما ریشۀ ایرانی نداریم.»

تعارض تاریخی-فرهنگی

تقاطع تاریخی

احمد (35ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل آزاد): «همین چفیۀ عربی نماد یه تاریخ مستقله. سفیدیش به معنای حور هست و خطوط شطرنجیش نماد تور ماهیگیری. این چفیه قدمتی داره که به پیش از سومری‎‌ها برمی‎‌گرده. حکومتی که قبل از سومری‎‌ها اینجا بوده، پوشش اونا مثل اعراب امروزی ساکن خوزستان بوده. همین چفیه رو بر سر میذاشتن. این منطقه یه سرزمین مشخص بوده، مال حکومت مشعشعیان با پرچم و سکه و سیستم حکومتی مستقل که در زمان شاه اسماعیل صفوی تحت سلطۀ ایران قرار گرفت. وقتی میگیم ما جزوی از ایران نبودیم و نیستیم، منظور ما تاریخ ماست. اعراب از 500 سال پیش در این منطقه ساکن بودن و ما فقط در صد سال گذشته به زور حکومت جزوی از ایران شدیم.»

تضاد فرهنگی

مریم (37ساله، دارای تحصیلات دکترا و خانه‎‌دار): «بخش وسیعی از جمعیت اعراب خوزستان نمی‎‌تونن به زبان فارسی صحبت کنن. حتی دانش‎‌آموزا. به نظر من زبان یه مؤلفۀ خیلی مهمه در شکل‎‌گیری تعارض هویت قومی و ملی.»

جلیل(50ساله، دارای تحصیلات راهنمایی و شغل آزاد): «ما الآن به زور با هزار مکافات چند جمله فارسی بتونیم بگیم یا بخونیم و بنویسیم. مجبوریم، چون زبان ملی فارسیه و این ما رو اذیت میکنه.»

احمد (35ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل آزاد): «فرهنگ ما با مابقی ایران متفاوته؛ مثلاً چهارشنبه‎‌سوری که ریشه در دین زرتشتی و آتش‎‌پرستی داره با فرهنگ ما در تضاده که عمیقاً با دین اسلام عجین شده و معرفۀ اصلی فرهنگ ماست.»

ناهمخوانی ساختاری

احمد (35ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل آزاد): «یک درصد از مشکلات ما به دادگاه‎‌ها میرسه. به‌خاطر اون نوعی از سازمان‌دهی که در قوم خودمون داریم و مشکلات رو ازطریق وساطت شیوخ حل می‎‌کنیم.»

عقیل (42ساله، دارای تحصیلات کاردانی و شغل آزاد): «نوعی سازمان‎‌دهی در میان اعراب وجود داره که در سایر اقوام ایرانی به این اندازه و اهمیت دید نمیشه: از فرد به بِیت [خانواده]، از بیت به خِشبه [مجموعۀ چند خانوادۀ عموزاده با یک پدربزرگ]، از خشبه به عشیره [مجموعۀ چند خشبه با جَد مشترک]، از عشیره به طایفه [مجموعۀ چند عشیرۀ متحد با نیای مشترک]، از طایفه به قبیله [مجموعۀ چند طایفۀ متحد]، از قبیله به قَطَر [مکانی که چند قبیله گرد هم آمده‎‌اند] و از قطر به ملت عرب. همۀ روابط اجتماعی ما براساس این ساختار شکل می‎‌گیره؛ به‌ویژه اموراتی مثل ازدواج و طلاق و حل‌وفصل درگیری‎‌ها.»

محرومیت اقتصادی-اقلیمی

فقر اقتصادی

آسیه (39ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل دولتی): «ما هم ایرانی هستیم؛ ولی شما ببینید چقدر محرومیت هست توی منطقۀ ما نسبت به استان‎‌های دیگه. با اینکه استان خوزستان این همه درآمد نفتی داره برای این کشور، ولی بهش نمیرسن. اهواز مثل یه روستای بزرگه. هیچ امکاناتی نداره. حتی یه آسفالت خوب نداره.»

مسعود (32ساله، دارای تحصیلات دیپلم و شغل آزاد): «توی اهواز امکانات کیانپارس که جای فارس‎‌هاست رو با امکانات ملاثانی که جای عرب‌هاست مقایسه کنید که مثل قرون وسطی‎‌ست. ببینید چقدر تفاوت داره. این محرومیت باعث شده که ما احساس کنیم ایرانی به حساب نمیایم. کار به ما بومی‎‌ها نمیدن. این همه صنایع توی خوزستان هست، همش نیروی غیربومی.»

مسائل اقلیمی

مسعود (32ساله، دارای تحصیلات دیپلم و شغل آزاد): «سد میزنن و آب ما رو قطع میکنن. کشاورزیمون خشک میشه، گاومیش‎‌هامون میمیرن، بی‌موقع دریچه سدها رو باز میکنن و محصولاتمون رو آب میبره. جوری شده من عرب توی کشوری که شناسنامه‎‌اش رو دارم، احساس می‌کنم غریبه‎‌ام.»

سلمان (45ساله، دارای تحصیلات ابتدایی و شغل آزاد): «اعراب خوزستان در بدترین شرایط نسبت‌به جاهای دیگۀ ایران زندگی می‎‌کنن. گرمای اینجا مخصوصاً تابستون‌ها قابل‌تحمل نیست؛ ولی ما تو همون هوا هم کارگری می‎‌کنیم. بیشتر روزهای سال گردوخاک و آلودگی. اینجا مازوت می‎‌سوزونن که گاز به بقیۀ کشور برسه. ما چه گناهی کردیم مگه ما ایرانی نیستیم؟»

طرد اجتماعی-سیاسی

طرد اجتماعی از ملت

عبدالله (65ساله، دارای تحصیلات دکترا و شغل دولتی): «پان‎‌ایرانیسم و اقبال به دین زرتشتی و به‌طورکلی باستان‎‌گرایی افزایش پیدا کرده و اقوام غیرعرب ایرانی با استناد به حملۀ اعراب به ایران در صدر اسلام، اعراب رو باعث و بانی مشکلات امروز ایران تلقی می‎‌کنن و این دیدگاه رو تعمیم میدن به اعراب ساکن ایران. دین اسلام کارآمدی سابق خودش رو در جامعۀ ایران از دست داده و همین به‌نوعی باعث طردکردن اعراب که نماد دین اسلام هستن از طرف سایر اقوام شده.»

فردوس (20ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی):‌ «توی فضای مجازی شاهد توهین‎‌های زیادی نسبت‌به اعراب هستیم. به ما میگن ملخ‎‌خور. میگن برید از ایران. برخورد تهاجمی نسبت‌به ما دارن؛ ولی اینها فقط توی فضای مجازی اتفاق میفته.»

معصومه (22ساله، دارای تحصیلات کارشناسی‎‌ارشد و بیکار):‌ «توی فضای مجازی تصاویری از نقشۀ ایران میذارن که اعراب ازش حذف شدن؛ یعنی ما جزوی از ایران نیستیم؟‌ اونا خودشون باعث میشن ما حس غریبه‌بودن داشته باشیم.»

طرد سیاسی از دولت

عبدالله (65ساله، دارای تحصیلات دکترا و شغل دولتی): «خود حاکمیت و دولت ایران با قرارندادن اعراب در پست‎‌های مدیریتی کلیدی به‌ویژه در این استان، به‌نوعی اونها رو از مناسبات سیاسی کشور کنار گذاشته. این وضعیت باعث میشه ما احساس کنیم که غریبه به حساب میایم و باورمون بشه که ایرانی نیستیم.»

مسعود (32ساله، دارای تحصیلات دیپلم و شغل آزاد): «این رفتارهای نژادپرستانه رو ما از حکومت می‎‌بینیم، از رسانۀ ملی می‎‌بینیم. یه‌جوری که انگار ما همین‌جوری اینجا هستیم و قومیت رسمی نیستیم. چون جمعیتمون نسبت‌به کل ایران کمه، همین باعث شده بهمون ظلم بشه و ما رو جدا در نظر بگیرن.»

معصومه (22ساله، دارای تحصیلات کارشناسی‎‌ارشد و بیکار):‌ «قوم عرب نیاز داره که بهش بها داده بشه، محدودشون نکنن، کنارشون نذارن؛ چون این برخوردها باعث میشه کم‎‌کم به انزوا کشیده بشن و قوم‎‌گرایی واکنشی هست به همین کنار گذاشته شدن. اگر باهشون ارتباط برقرار بشه، اونها هم استقبال می‌کنن.»

ب)شرایط زمینه‎‌ای

«شرایط زمینه‎‌ای مجموعۀ خاصی از شرایط (شکل‎‌های شرایط) هستند که در زمان و مکانی خاص جمع می‎‌آیند تا مجموعۀ اوضاع و احوال یا مسائلی را به وجود آورند که اشخاص با عمل/تعامل‎‌های [راهبردهای] خود به آن پاسخ می‎‌دهند.» (استراوس و کربین، 1391: 153) بنابراین شرایط زمینه‎‌ای در ظاهر با راهبرد بی‎‌ارتباط هستند، اما درواقع بستری برای اتخاذ راهبرد هستند و بر آن مؤثرند. براساس تحلیل مصاحبه‎‌ها، شرایط زمینه‎‌ای در رابطه با راهبرد «برساخت اجتماعی هویت ملی» عبارت بودند از: 1)ویژگی‎‌های جمعیت‎‌شناختی، 2)پایگاه اقتصادی-اجتماعی و 3)همجواری با غیر.

«ویژگی‎‌های جمعیت‎‌شناختی» به متغیـرهای زمینه‎‌ای سـن، تحصیلات و شغـل فـرد و والدینش اشاره دارد که به گفتـۀ مصاحبه‎‌شوندگان در نوع واکنش آنها به پدیدۀ تعارض هویتی مؤثرند؛ برای مثال جوان‎‌ترها و به‌ویژه نسل موسوم به نسل Z، نسلی که با اینترنت بزرگ شده است، گذار راحت‎‌تری از ملی‎‌گرایی قومی به هویت ملی ایرانی داشته است؛ زیرا ازطریق فضای مجازی ارتباط بیشتری با سایر اقوام ایرانی و آداب‌ و رسوم و زبان آنها داشته است. همچنین تحصیلات، به‌ویژه تحصیلات دانشگاهی در این امر مؤثر بوده است؛ زیرا فرد به‌واسطۀ تحصیلات توانسته است که در فضای تکثرگرایانۀ قومی و به‌عنوان یک ایرانی حضور یابد. همچنین اشتغال داشتن فرد، به‌ویژه در مشاغل دولتی، موجب ارتباط بیشتر او با غیرعرب‎‌ها شده است. همین دو متغیر تحصیلات و شغل در رابطه با هویت ملی والدین شخص نیز مؤثر بوده و این هویت ازجانب والدین به وی منتقل شده است. «پایگاه اقتصادی-اجتماعی» نیز به ترکیب متغیرهای تحصیلات، شغل و درآمد اشاره دارد و در مواردی که فرد دارای پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالاتری بوده، بیشتر توانسته است با اقوام ایرانی غیرعرب به‌ویژه ازطریق همکاری، مسافرت، مطالعه و... در ارتباط باشد و هویت ملی خود را بیشتر نهادینه سازد. «همجواری با غیر» به زندگی اعراب در میان غیراعراب اشاره دارد. سکونت در شهرها و به‌ویژه کلان‌شهر اهواز که مجموعۀ کاملی از اقوام ایرانی را در خود گرد آورده است و بیشتر، مهاجران شغلی هستند، همجواری اعراب با سایر اقوام ایرانی را امکان‎‌پذیر ساخته که این همجواری به پیوندها و ارتباطات اجتماعی بیشتر میان آنها منجر شده است.

جدول 4- مقولات اصلی و فرعی شرایط زمینه‎‌ای

Table 4- Main and subcategories of contextual conditions

مقولات اصلی

مقولات فرعی

نمونه متن مصاحبه

ویژگی‎‌های جمعیت‎‌شناختی

سن(فرد/والدین)

محمد (41ساله، دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و شغل دولتی): «شما در سه نسل اعراب خوزستان تفاوت رو دربارۀ هویت ملی میبینی. نسل والدین ما که علاقۀ باطنی خاصی به ایران دارن، به‌ویژه به‌خاطر تجربۀ جنگ؛ نسل ما که هویت عربی براشون پررنگ‌تر شده، به‌خاطر محرومیت‎‌هایی که نسبت‌به سایر اقوام ایرانی تجربه کردن و نسل موسوم به نسل Z که به‌خاطر فضای مجازی، از این هویت‎‌های ملی و قومی عبور کردن و جهان‎‌وطن شدن.»

مهدیس (20ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی): ‌«الآن دیگه همۀ خانواده‎‌های جوون به بچه‎‌هاشون فارسی هم یاد میدن در کنار عربی؛ چون ما ایرانی هستیم و باید فارسی بلد باشیم تا بتونیم کنار دیگران زندگی کنیم، درس بخونیم، کار کنیم و ارتباط داشته باشیم.»

تحصیلات (فرد/والدین)

عقیل (42ساله، دارای تحصیلات کاردانی و شغل آزاد): «سطح سواد هرچه بیشتر باشه، چه سواد فرد و چه سواد پدر و مادرش، این باعث دانسته‎‌های تاریخی معتبر و مستند بیشتر میشه. بیشتر دربارۀ هویت قومی و ملی خودت اطلاعات کسب می‎‌کنی و حتی سواد رسانه‎‌ای‎‌ات زیاد میشه و هر چیزی رو راحت باور نمی‎‌کنی. مخصوصاً تبلیغاتی که در فضای مجازی برای تجزیه‎‌طلبی اعراب میشه.»

شغل(فرد/والدین)

بتول (28ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی‎‌ارشد):‌ «تحصیلات و شغل پدر و مادر هم مهمه توی شکل‎‌گیری هویت ملی؛ مثلاً من پدرم خودش کارمند، مادرم معلمه، اینها باعث شده توی خونه از بچگی با ما فارسی هم حرف بزنن و با همکارانشون در ارتباط هستیم و رفت و آمد داریم.»

پایگاه اقتصادی اجتماعی

تحصیلات+شغل+درآمد

عقیل (42ساله، دارای تحصیلات کاردانی و شغل آزاد): «این یه واقعیته که اگر شما وضع مالیت خوب باشه و بتونی بری همه‌جای ایران رو ببینی، بهش علاقه بیشتری پیدا می‌کنی و به ایرانی بودنت بیشتر افتخار می‌کنی که کشوری به این وسعت و زیبایی و رنگارنگی داری. وقتی یه شغل خوب داری و خیالت بابت درآمد راحته و می‌دونی اگر شغل دولتی داری به‌خاطر تحصیلاتت و ایرانی بودنت بوده که استخدام شدی معلومه که هویت ملیت پررنگ میشه.»

همجواری با غیر

محل سکونت

شیما (20ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی): «اعرابی که توی محلاتی زندگی می‌کنن که غیرعرب اونجا زیاده یا مثلاً با غیرعرب ازدواج کردن، اینا راحت‌تر تونستن هم با غیرعرب‎‌ها ارتباط برقرار کنن و هم خودشونو ایرانی بدونن و اینو نشون بدن. درواقع همین حضورشون بین غیرعرب‌ها باعث شده سازگاری پیدا کنن و در کنار بقیه خودشونو ایرانی بدونن.»

سلمان (45ساله، دارای تحصیلات ابتدایی و شغل آزاد): «ما هم نوروز رو برگزار می‌کنیم و آیین‎‌های ایرانی دیگه مثل یلدا و... . علتش اینه توی اهواز با همه قومی کنار هم زندگی می‌کنیم با فرهنگ‎‌های اونها برخورد داریم. قبلاً اینجا اکثراً عرب بودن. الآن از همه قومی اینجا هست.»

محل کار و تحصیل

مهدیس (20ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی):‌ «ما الآن دانشجو هستیم و اینجا با دانشجویانی از سراسر کشور و از اقوام مختلف ارتباط داریم و دوست هستیم و بیشتر احساس ایرانی بودن می‎‌کنیم، مخصوصاً توی فضای خوابگاه با اونها شبانه‎‌روزی زندگی می‎‌کنیم. تا قبل از اینکه بیام دانشگاه من تصور دیگه‎‌ای از عجم‎‌ها داشتم الآن دوستان غیرعرب زیادی دارم.»

محمد (41ساله، دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و شغل دولتی): «من به‌خاطر شغلم با افرادی از قومیت‎‌های دیگه و حتی غیرایرانی‎‌ها ارتباط دارم. این مسئله کمک کرده که هویت ملی من پررنگ‎‌تر بشه. زمانی که بیکار بودم، بیشتر به عرب‎‌بودن خودم می‎‌بالیدم. الآن که شاغلم بیشتر به ایرانی بودنم.»

ج) شرایط مداخله‎‌گر

شرایط مداخله‎‌گر یا دخیل، شرایطی هستند که «شرایط علّی را تخفیف یا به‌نحوی تغییر می‎‌دهند [...] و اکثراً برخاسته از اوضاع و احوال نامنتظره و اتفاقی‎‌اند که لازم است با عمل/تعامل [راهبرد] به آنها پاسخ داده شود» (استراوس و کربین، 1391: 153-154)؛ به‌عبارت‌دیگر شرایط مداخله‎‌گر به‌عنوان میانجی یا واسطه عمل نموده و اتخاذ راهبردها را تسهیل و یا تحدید می‎‌کنند. این شرایط در تحقیق حاضر بنابر اظهارات مصاحبه‎‌شوندگان عبارت بودند از: 1) تکثرگرایی اجتماعی، 2) همگرایی فرهنگی و 3) بلایای میهن‎‌نما.

«تکثرگرایی اجتماعی» که ازطریق دو مؤلفۀ جامعه‎‌پذیری رابطه‎‌گرا و ساختار اجتماعی جامعه‎‌جو صورت می‎‌پذیرد، به این معناست که اعراب خوزستان از کودکی در ساختاری اجتماعی که مبتنی‌بر اجتماعات انسانی همبسته است، به‌نحوی پرورش می‎‌یابند و به بیان جامعه‎‌شناختی، اجتماعی می‎‌شوند که به‌راحتی با افراد دیگر، عرب و نیز غیرعرب، ارتباط برقرار می‌کنند. تکثرگرایی اجتماعی «اجتماعی‎‌شدن»[39] که «اجتماعی‎‌سازی» یا «جامعه‎‌پذیری» نیز ترجمه شده است، در معنای رایج فرایندی است که انسان طی آن هنجارها و ارزش‎‌های جهان اجتماعی خود و نیز شیوۀ رفتار در آن را می‎‌آموزد و این فرایند از بدو تولد تا پایان عمر ادامه دارد. طبق تعریف دیانا کِندال[40] «جامعه‎‌پذیری فرایندی مادام‎‌العمر در تعاملات اجتماعی است که طی آن افـراد هویت و مهارت‎‌های جسمی، روانی و اجتماعی لازم برای بقا را به دست می‎‌آورند. بین فرد و جامعه پیوندی ضروری وجود دارد و جامعه‎‌پذیری ما را قادر می‎‌سازد تا فعالیت‎‌های انسانی خود را تحقق بخشیم و روش‎‌های تفکر، گفت‌وگو و اقدام را که از ضرورت‎‌های زندگی اجتماعی هستند یاد بگیریم.» (کندال، 1400: 142) به دلیل آنکه جامعه‎‌پذیری روندی است که فرد را برای زندگی گروهی آماده می‎‌کند و نقش اساسی در شکل‎‌گیری شخصیت، نگرش و رفتار فرد دارد. (Elkine & Handel, 1972 :4) این نحوۀ تربیت ازسوی خانواده و به‌ویژه پدر نسبت‌به پسران موجب شده که فرزندان راحت‎‌تر بتوانند نوعی هویت ملی اجتماعی را برساخته کنند. همچنین «همگرایی فرهنگی» که مبتنی‌بر فرهنگ‎‌پذیری ملی (جذب عناصر فرهنگی فراقومی) و تلفیق فرهنگی است، به تأثیر تدریجی فرهنگ‎‌های مختلف بر همدیگر به علت هم‎‌جواری و وجود مراودات اجتماعی بین آنها اشاره دارد که به مرور موجب می‎شود تا تفاوت‎‌ها، تضادها و تعارضات هویتی کاهش یابد و اعضای اقوام ایرانی و به‌ویژه اعراب، بیشتر بتوانند بر شباهت‎‌هایی همچون هویت ملی تکیه کنند. «بلایای میهن‎‌نما» نیز به اتفاقات و حوادثی همچون سیل، زلزله، جنگ، آتش‎‌سوزی و... در هر نقطه‎‌ای از سرزمین ایران اشاره دارد که وقوع آنها موجب می‎شود مردم قوم عرب به نحو بارزتری دریابند که ایران میهن آنهاست و هویت ملی آنها بر هویت قومی‎‌شان غالب می‌شود.

جدول 5- مقولات اصلی و فرعی شرایط مداخله‎‌گر

Table 5- Main and subcategories of intervening conditions

مقولات اصلی

مقولات فرعی

نمونه متن مصاحبه

تکثرگرایی اجتماعی

جامعه‎‌پذیری رابطه‎‌گرا

شیما (20ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی): «خانواده‎‌هایی از اعراب که خودشون با غیرعربا رفتار مسالمت‎‌آمیزی دارن، بچه‎‌هاشونم همون‌طوری رفتار می‎‌کنن؛ یعنی از پدر و مادرشون یاد میگیرن. اونایی هم که رفتار تعارض‎‌آمیزی با غیرعربا دارن، ذاتاً این‌جوری نیستن، بلکه از رفتار پدر و مادرشون یاد گرفتن؛ چون والدینشون اون هویت متعصبانه رو در اونها شکل داده.»

مسعود (32ساله، دارای تحصیلات دیپلم و شغل آزاد): «ما اعراب اساساً از کودکی به‌طور اجتماعی بار میایم. به‌خاطر ساختار قبیله‎‌ای که داریم و خلق‌وخوی ما ذاتاً اجتماعیه. این باعث میشه فرهنگ مهمان‎‌نوازی و صله‎‌رحم پیش ما قوی بشه و تعامل با اقوام و فرهنگ‎‌های دیگه برای ما آسون باشه.»

ساختار اجتماعی جامعه‎‌جو

احمد (35ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل آزاد): «ما اعراب اتحاد رو یک اصل اساسی زندگی اجتماعی می‎‌دونیم. رسمه ما اینه وقتی کسی میاد در همسایگی ما زندگی می‌کنه توی جمع ما، تا همیشه مهمان اون قبیله و تحت حمایت اون قبیله‎‌ست؛ مثل دزفولی‎‌هایی که از قدیم اینجا ساکن بودن.»

مهدیس (20ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی): «ما عربها کلاً به‌خاطر مراسمات زیادی که داریم دوست داریم توی شلوغی باشیم توی جمع باشیم؛ مثلاً هر پسری که ازدواج می‌کنه، پیش خانواده‎‌ش می‌مونه. اگر جدا بشه، دیگران اینو بد میدونن. این باعث شده کنار هر گروهی بتونیم زندگی کنیم؛ عرب یا غیرعرب.»

همگرایی فرهنگی

فرهنگ‎‌پذیری ملی

فردوس (20ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی): ‌«من سبک پوششم ایرانیه. مانتویی هستم. عبا نمیپوشم. وقتی میریم عراق، حتی حرف هم که نزنیم متوجه میشن ما ایرانی هستیم؛ چون نوع پوشش ما، آرایش چهرۀ ما و کردار ما با اعراب اونجا متفاوته و تأثیر گرفته از فرهنگ اقوام دیگۀ ایران به‌ویژه فارس‌هاست. عرب ایرانی لهجۀ خاصی داره. کلمات دخیل فارسی زیاد داره. ما غذاهای ایرانی زیادی داریم.»

جمیله (26ساله، دارای تحصیلات دیپلم و خانه‎‌دار): «ما هم عید نوروز رو برگزار می‎‌کنیم. با اینکه عید اصلی ما عید فطر هست، جشن یلدا هم می‎‌گیریم. این توی خانواده‎‌های جوون‌تر بیشتر دیده میشه.»

تلفیق فرهنگی

عقیل (42ساله، دارای تحصیلات کاردانی و شغل آزاد): «اهواز یه میکس [مخلوط] فرهنگی جالبی داره. از همۀ اقوام توش هست: فارس، عرب، کُرد، لُر، گیلک و... این میکس فرهنگی یه لهجۀ جالبی ایجاد کرده که مخلوطی از همۀ اینهاست و باعث شده الآن ارتباط اعراب با بقیۀ اقوام بیشتر و راحت‎‌تر بشه، وصلت بینشون بیشتر بشه. حتی ما داریم برخی از نکات منفی فرهنگ خودمونو تحت تأثیر فرهنگ‎‌های اونها کنار میذاریم و نکات مثبتی که از اونها می‎‌گیریم، جایگزینش می‎‌کنیم.»

بلایای میهن‎‌نما

بلایای طبیعی (زلزله، سیل و...)

عیسی (65 ساله، دارای تحصیلات ابتدایی و بازنشسته): «وقتی دشمن عراقی سوسنگرد رو گرفت، همه چیزمون رو رها کردیم و رفتیم به جاهای مختلف ایران. اونها به ما پناه دادن و بعد برگشتیم خونه‎‌هامون؛ چون ما هم مثل اونها ایرانی بودیم، ما هم بعداً زلزله رودبار شد، رفتیم کمک. الآن هم وقتی اتفاقی در جایی از ایران میفته، زلزله، سیل، حتی کارگرانی که توی معدن یورت کشته شدند، ما برای همۀ اینها ناراحت می‌شیم و اگر کمکی از دستتون بیاد انجام میدیم؛ چون اون لحظه ما فقط به ایرانی‌بودن فکر می‎‌کنیم، به اینکه هم‎‌وطن ما در رنجه و وظیفۀ ما همدردی و کمکه.»

بلایای انسانی (جنگ، ترور و...)

احمد (35ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل آزاد): «اعراب زمان جنگ تحمیلی مقابل صدام ایستادن. صدام که پسرعموی ما حساب می‎‌شد، حتی به اعراب ایران قول‎‌هایی داده بود برای زندگی خوب و... درصورت الحاق به عراق؛ اما ایستادن و جنگیدن و کلی شهید دادن و نذاشتن یه وجب ازین خاک از دست بره. چرا این کار رو کردیم؟ چون اول ایرانی هستیم و بعد عرب.»

عبدالله (65ساله، دارای تحصیلات دکترا و شغل دولتی): «وقتی دانشمندان هسته‎‌ای ما ترور شدن یا سرداران نظامی ما، چرا این همه ناراحت شدیم؟ چون اون زمان از هر قومی که باشیم ایرانی هستیم.»

د) راهبردها

در روش نظریۀ زمینه‎‌ای «دغدغۀ ما در مقام تحلیلگر، آن‌قدر که انواع مختلف شرایط و اَشکال تلاقی آنها و خلق وضعیت‎‌هایی است که به عمل/تعامل می‎‌انجامد، نفس مفهوم علیّت نیست. ما می‎‌خواهیم بدانیم که انسان‎‌ها چرا و چطور دست به عمل می‎‌زنند و به چه موقعیت‎‌ها و مسائل یا اموری پاسخ نشان می‎‌دهند. این موضوع ما را به وجه پارادایمیِ عمل/تعامل می‎‌رساند. عمل/تعامل یا کنش/کنش‎‌متقابل[41] اصطلاحاتی هستند که برای اشاره به تاکتیک‎‌های راهبردی و طرز عمل‎‌های عادی یا روتین و چگونگی مدیریت موقعیت‎‌ها توسط افراد در مواجهه با مسائل و امور به کار ‎برده می‌شوند. [...] عمل/تعامل‎‌های راهبردی کنش‎‌های بامنظور و عمدی هستند که برای حل یک مسئله صورت می‎‌گیرند.» (استراوس و کربین، 1391: 155) راهبرد واکنشی است که کنشگر به وقوع پدیدۀ محوری از خود نشان می‎‌دهد؛ در نتیجۀ کدگذاری مصاحبه‎‌ها مشخص شد که کنشگران در اثر وقوع پدیدۀ تعارض هویتی، واکنش «برساخت اجتماعی هویت ملی» را اتخاذ کرده‎‌اند که دارای دو مؤلفۀ عمده است: 1) جامعه‎‌جویی ملی: به معنای گسترش روابط اجتماعی به بیرون از محدوده‎‌های قومی (به‌ویژه ازطریق شهرنشینی، اشتغال در محیط‎‌هایی با کارکنان دارای قومیت‎‌های متنوع، مهاجرت و ازدواج) به‌منظور دستیابی به سرمایۀ اجتماعی برون‎‌گروهی و 2) هویت‎‌نمایی ملی: به معنای اثبات هویت ملی ایرانی ازطریق دفاع از مرزهای سرزمینی در برابر دشمنان و نیز ایستادگی در مقابل تعرضات کلامی و غیرکلامی غیرایرانیان (ولو عرب) به ایران و ایرانی است.

«برساخت اجتماعی هویت ملی» مقوله‎‌ای که نشان می‎‌دهد اعراب خوزستان در مقابل پدیدۀ «تعارض هویتی»، هویت ملی را در مقام کنشگر فعال ‌به‌صورت «اجتماعی» و به‌ویژه با تکیه بر «سرزمین مشترک» برساخته‎‌اند؛ زیرا مقابله با پیشامدها و مسائلی که سرزمین مشترک را در بر می‎‌گیرد (همچون بلایای طبیعی زلزله، سیل و... یا جنگ با دشمن خارجی مشترک) نیازمند سرمایۀ اجتماعی برون‎‌گروهی و به عبارت بهتر سرمایۀ اجتماعی برون‎‌قومی است تا بتوان از سرزمین مشترک دفاع و امنیت آن را حفظ کرد. این نوع از کنشگری مستلزم وجود مسئولیت‎‌پذیری شخصی و جمعی به‌عنوان عضوی از جامعۀ بزرگ‌تر یا همان ملت است که دارابودن هویت ملی را پیش‎‌فرض می‎‌گیرد و ازطریق کنش مذکور به اثبات آن می‎‌پردازد.

جدول 6- مقولات اصلی و فرعی راهبرد

Table 6- Main and sub-categories of the strategy

مقولات اصلی

مقولات فرعی

نمونه متن مصاحبه

برساخت اجتماعی هویت ملی

جامعه‎‌جویی ملی

مرتضی(30 ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل دولتی): «الآن ازدواج با اقوام دیگه افزایش پیدا کرده. ما خودمون در تلاش هستیم که پیوندهای بیشتری برقرار کنیم.»

عقیل (42 ساله، دارای تحصیلات کاردانی و شغل آزاد): «ما سعی نکردیم از بدنۀ ایران مستقل بشیم. اگر می‎‌خواستیم این کارو بکنیم، بهترین فرصت زمان جنگ بود. ما تلاش کردیم که جزوی از این کشور باشیم. خودمون تلاش کردیم با مردم دیگه ارتباط داشته باشیم.»

هویت‎‌نمایی ملی

عیسی (65 ساله، دارای تحصیلات ابتدایی و بازنشسته): «وقتی جنگ شد، اعراب اینجا رشادت‎‌های زیادی کردن. با اعراب عراقی جنگیدن که هم‎‌زبونشون بودن؛ ولی نذاشتن یک وجب ازین خاک بره. همۀ اقوام دیگه اومدن اینجا، همه از مرز دفاع کردن؛ چون همۀ ما ایرانی هستیم. من الآنم از عراقی‎‌ها بدم میاد. با اینکه اقوام ما اون ور مرز هستن، میریم خونه‎‌شون. وقتی بحث میشه، میگیم اگر بازم روزی به ایران حمله کنید، بازم با شما می‎‌جنگیم و از کشورمون دفاع می‎‌کنیم؛ چون ایرانی هستیم.»

ه) پیامدها

«هرجا انجام یا عدم‎‌انجام عمل/تعامل معینی در پاسخ به امر یا مسئله‎‌ای یا به‌منظور اداره یا حفظ موقعیتی، ازسوی فرد یا افرادی انتخاب شود، پیامدهایی پدید می‎‌آید.» (استراوس و کربین، 1391: 156) در تحقیق حاضر پیامدهای اتخاذ راهبرد «برساخت اجتماعی هویت ملی» ازسوی کنشگران عبارت بودند از: 1) انسجام اجتماعی (وحدت ملی) و 2) انسجام سیاسی (امنیت ملی).

«انسجام اجتماعی» به وحدت ملی اقوام ایرانی با همدیگر اشاره دارد که دارای دو مؤلفۀ همبستگی اجتماعی ذهنی و همبستگی اجتماعی عینی است. برساخت اجتماعی هویت ملی موجب شده است که اعراب ساکن خوزستان خود را بخشی جدایی‎‌ناپذیر از بدنۀ اجتماعی ایران و قومی ایرانی در کنار سایر اقوام تلقی کنند و این تلقی ذهنی در روابط اجتماعی آنها با سایر اقوام ایرانی نمود عینی یابد و به وحدت ملی منجر شود. «انسجام سیاسی» نیز به وحدت سیاسی اقوام ایرانی اشاره دارد که با مؤلفه‎‌های تعهد سیاسی و وفاداری سرزمینی و تأکید بر دارابودن کارت شناسایی ملی، داشتن تعهد سیاسی به دولت و نظام سیاسی و حاکمیتی مشترک، پرچم مشترک، مرزهای سرزمینی مشترک، دشمن مشترک و... نمود می‎‌یابد و موجب امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور و مقابله با تهدید تجزیه‎‌طلبی می‎شود.

جدول 7- مقولات اصلی و فرعی پیامدها

Table 7- Main and subcategories of consequences

مقولات اصلی

مقولات فرعی

نمونه متن مصاحبه

انسجام اجتماعی

(وحدت ملی)

همبستگی اجتماعی ذهنی

عقیل (42ساله، دارای تحصیلات کاردانی و شغل آزاد): «اینکه ما تلاش کردیم نشون بدیم ایرانی هستیم و پیوندهامون رو با سایر اقوام ایرانی گسترش دادیم، باعث شد که به این باور برسیم هر زمان مشکلی برای قوم ما پیش بیاد و نیاز به کمک داشته باشیم، یک ایران پشت ماست.»

همبستگی اجتماعی عینی

سلمان (45ساله، دارای تحصیلات ابتدایی و شغل آزاد): «کشورهای عربی هم رفتیم با اینکه هم‌زبون ما هستن، ولی دوست داریم توی ایران و کنار هم‎‌وطنانمون زندگی کنیم و همه باهم برای آبادانی کشورمون تلاش کنیم. ما ایرانی هستیم، عربِ‎‌ایرانی. اجازه نمیدیم کسی به ایران توهین کنه، حتی اگر عرب باشه.»

انسجام سیاسی

(امنیت ملی)

تعهد سیاسی

محمد (41ساله، دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و شغل دولتی): «یه چیز رو نباید فراموش کنیم اینکه ما توی خاورمیانه داریم زندگی می‎‌کنیم و غرب برای تصاحب اینجا همیشه برنامه داشته و داره؛ بنابراین، ما نه‌تنها باید با اقوام ایرانی همبستگی داشته باشیم، بلکه باید فرزندانمون طوری پرورش بدیم که ملیت ایرانی براشون معنا داشته باشه؛ چون غرب میخواد یک سری از چیزها برای ما ضعیف بشه؛ مثل تعهد سیاسی ما به امنیت ملی کشورمون تا بتونه ارادۀ خودشو به ما تحمیل کنه.»

سلمان (45ساله، دارای تحصیلات ابتدایی و شغل آزاد): «ما همه زیر یه پرچم زندگی می‎‌کنیم، همه یه رهبر داریم، یه رئیس جمهور داریم. لُر و تُرک و عرب و فارس نداره، همه ایرانی هستیم. پس باید توی انتخابات شرکت کنیم تا فکر غلبه بر این کشور رو از سر دشمنان بیرون کنیم.»

وفاداری سرزمینی

جلال (37ساله، دارای تحصیلات کارشناسی و شغل دولتی): «در حرب جهاد که ارتش انگلیس به ایران حمله کرد، اعراب جلوش رو گرفتن و ارتش انگلیس رو شکست دادن. کلی از مردم عرب شهید شدن؛ اما از خاک این کشور دفاع کردن و نذاشتن به دست دشمن بیفته، توی هشت سال جنگ هم همین‌طور.»

عیسی (65ساله، دارای تحصیلات ابتدایی و بازنشسته): «ایران وطن ماست. ما بهش می‌گیم مسقط‎‌الرأس؛ یعنی زادگاه. با جونمون ازین مرز دفاع می‎‌کنیم. من عاشق پرچم ایران هستم. بهم میگن وطن‎‌پرست. عرب‌ها سه چیز براشون خیلی مهمه که به‌خاطرش کشته میشن حتی. اول وطن، بعد ناموس بعد زمین. با تمام وجودشون حفظش می‌کنن؛ مثل وقتی که با دست خالی جلوی توپ و تفنگ ارتش انگلیس ایستادن و شکستشون دادن. این وفاداری اعراب به خاک و مرز ایران بود.»

کُربین[42] در آخرین ویرایش کتاب مبانی پژوهش کیفی (2015) می‎‌نویسد:

«وقتی زمان ادغام مفاهیم حول مقولۀ اصلی فرا رسید، متوجه شدم که رسم مدل یکپارچه بسیار مفید است. تجربۀ من در رسم مدل این است که مدل‎‌ها راهی مطمئن برای شناسایی شکست‌های منطقی هستند. می‌توان آنها را بارها و بارها تغییر داد تا [وقتی که] روابط بین مقولات در جای خود قرار گیرند و ازنظر منطقی «درست به نظر برسد». برای روشن‌شدن موضعم وقتی یک محقق شروع به ادغام مقولات حول مقولۀ اصلی می‌کند، اصطلاح «داستان» دیگر مناسب نیست؛ زیرا محققان دیگر روایت یا داستان توصیفی نمی‌نویسند؛ بلکه، محققان اکنون به دنبال راهی برای توسعۀ نظریه هستند. مدل نهایی‎‌ای که محققان ترسیم می‎‌کنند باید «اسکلت»[43] یک نظریه را نشان دهد؛ یعنی باید نشان دهد که چگونه مفاهیم و مقولات اصلی با هم مرتبط می‌شوند. پس از تکمیل مدل، محقق آماده است تا با استفاده از آن به‌عنوان راهنما، یادداشت‌های خود را تجمیع کند. هر مقوله و روابط بین مقولات، به‌طور خلاصه شرح داده می‎‌شود. مقولات و زیرمقولات مرتبط، بین علامت‌های توضیح [«»] قرار گرفته‌ و یادداشت خلاصه و مدل، نوشتن یافته‌های بعدی را راهنمایی می‎‌کنند.» (Corbin & Strauss, 2015:299)

حال می‎‌توان براساس توضیح کُربین، مقولات اصلی به‌دست‌آمده از کدگذاری را (شامل پنج گروه: 1) شرایط علّی، 2) راهبرد، 3) شرایط زمینه‎‌ای، 4) شرایط مداخله‎‌گر و 5) پیامدها) با پدیدۀ محوری مرتبط ساخت. شکل (1) مدل پارادایمی پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی در میان اعراب خوزستان را نشان می‎‌دهد.

شکل1- مدل پارادایمی پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی در میان اعراب خوزستان

Fig 1- Paradigmatic model of the phenomenon of ethnic and national identity conflict among the Arabs of Khuzestan

بحث و نتیجه‎‌

ارتباط فرد با بیرون از خودش به شکل‎‌گیری هویت او منجر می‎شود که بستر اصلی تعاملات و کنش‎‌های اجتماعی اوست؛ به‌عبارت‌دیگر هویت، پیش‎‌نیاز زیست اجتماعی است و بدان معنا می‎‌بخشد. اگرچه با رشد فزایندۀ تعاملات غیرمستقیم و ارتباطات الکترونیک نوین، بخشی از هویت افراد و گروه‎‌های اجتماعی در فضای مجازی شکل می‎‌گیرد و تجلی می‎‌یابد، هنوز هم عمیق‎‌ترین لایۀ تعلقات اجتماعی با ارجاع به پیوندهای مذهبی و قومی تعریف می‎‌شود. امروزه و در عصر «جهانی‎‌شدن»، از یک‌سو، فرد هویت‎‌های متعدد و متکثر جهانی، ملی، قومی و مذهبی دارد که گاهی ممکن است با هم در تعارض قرار گیرند و از سوی دیگر هویت‎‌های ملی و قومی، اَشکال جدیدی یافته و از حالت محلی‎‌بودن خارج شده است. هویت ملی، هویتی در سطح کلان است که مهم‌ترین مشخصۀ آن وفاداری به حاکمیت ملی و سیاسی یک سرزمین است. هویت قومی نیز اگرچه گاهی ذیل هویت ملی قرار می‎‌گیرد، درعین‌حال تحلیل و تبیین آن مستلزم چشم‎‌انداز سطح خُرد است؛ زیرا اگرچه جهانی‌شدن موجب شده است قومیت‎‌ها تا حدی از هویت‌های بستۀ قومی فاصله گیرند، هنوز هم می‌توان هویت قومی را مهم‌ترین شاخص تمایز در مرزهای درون‎‌سرزمینی به حساب آورد. بهره‌گیری از رسانه‎‌های الکترونیک نوین به‌منظور بازتعریف و برجسته‌کردن هویت قومی با تکیه بر عناصر اصیل فرهنگی (همچون زبان، دین، پوشش، موسیقی و...) ممکن است در جوامعِ چندقومی به تعارض میان هویت قومی و هویت ملی، کم‌رنگ شدن هویت ملی و درنتیجه تضعیف امنیت ملی بینجامد؛ بر همین اساس و یاتوجه‌به اهمیت مسئلۀ تعارض هویت قومی و ملی در میان اعراب خوزستان و خطری که نادیده‌گرفتن این پدیده و نپرداختنِ به آن برای امنیت ملی و به‌ویژه حفظ تمامیت ارضی ایران دارد، پژوهش حاضر با هدف فهم علل شکل‎‌گیری پدیدۀ مذکور و نوع واکنش کنشگران این مسئله را ازطریق واکاوی کیفی معانی ذهنی اعراب خوزستان با استفاده از روش کیفی نظریۀ زمینه‎‌ای بررسی علمی و جامعه‎‌شناختی کرده است. یافته‎‌های تحقیق نشان داد که پدیدۀ «تعارض هویتی» بر اثر شرایط علّی 1) تمایز تبار-نژادی، 2) تعارض تاریخی-فرهنگی، 3) محرومیت اقتصادی-اقلیمی و 4) طرد اجتماعی-سیاسی شکل گرفته است و کنشگران در واکنش به آن راهبرد «برساخت اجتماعی هویت ملی» را اتخاذ کرده‎‌اند که متأثر از شرایط زمینه‎‌ای 1) ویژگی‎‌های جمعیت‎‌شناختی، 2) پایگاه اقتصادی-اجتماعی و 3) همجواری با غیر، و متأثر از شرایط مداخله‎‌گر 1) تکثرگرایی اجتماعی، 2) همگرایی فرهنگی و 3) بلایای میهن‎‌نما بوده و دو پیامد مهم انسجام اجتماعی (وحدت ملی) و انسجام سیاسی (امنیت ملی) را به دنبال داشته است.

درواقع مهم‎‌ترین یافتۀ تحقیق حاضر این بود که نشان داد هویت ملی به دو گونه شکل می‎‌گیرد: یک نوع آن هویتی «سیاسی» است که «توسط نظام حاکمیتی» و «به شیوۀ سیاسی» «ساخته» می‎‌شود؛ همان تعریفی که اندرسون، اریکسن و هابزباوم از هویت ملی ارائه کرده‎‌اند و نوع دیگر آن «هویتی اجتماعی» است که «توسط مردم» در نقش کنشگران فعال «به شیوۀ اجتماعی» «برساخته» می‎شود که مشابه تعریف ناگِل از هویت قومی است. همچنین اندرسون و اریکسن، هویت ملی و مالشویچ، هویت قومی را پدیده‎‌ای غیرازلی و واکنشی اجتماعی-سیاسی می‎‌دانند؛ درحالی‌که ازنظر اسمیت هویت‎‌های ملی و قومی خاستگاه‎‌های ازلی دارند. درواقع هویت قومی و نیز هویت ملی با تکیه بر خاستگاه‎‌های ازلی،‌ امکان برساخته‌شدن به شیوۀ اجتماعی را دارند و این نشان‎‌دهندۀ نقدی بر نظریۀ اندرسون و اریکسن است که معتقدند ملی‎‌گرایی، قومیت‎‌محور نیست. یافته‎‌های تحقیق حاضر نشان داد که هویت ملیِ اجتماعی اساساً مبتنی‌بر هویت قومیِ اجتماعی است؛ زیرا افراد با اتکای به اینکه همۀ اقوام مختلف ساکن در درون یک کشور (خاستگاه ازلی سرزمین واحد و مشترک) باوجود اختلافات فرهنگی بخشی از یک سازۀ اجتماعی بزرگ‌تر به نام ملت هستند، هویت ملی را برمی‎‌سازند. پای، بوزان، آزِر و مون، کاستلز، روپسینگه و ساندرز برخلاف بریگویچ معتقدند شکاف‎‌های میان هویت قومی و ملی به قوم‎‌گرایی منجر خواهد شد و نه ملی‎‌گرایی. البته گار، جاب، بریگویچ و اُریتسِجافور، علت چنین تعارضی را نارضایتی گروه‎‌های قومی از عملکرد دولت می‎‌دانند. تحقیق حاضر نشان داد که کنشگران خود به‌صورت فعالانه با تکیه بر مؤلفۀ وطن (سرزمین مشترک)، ازطریق گسترش روابط و پیوندهای اجتماعی برون‎‌قومی و برساختن هویت ملی به شیوۀ اجتماعی در رفع شکاف میان هویت قومی و ملی کوشیده‎‌اند. پیمایش یوسفی (1380) نیز نشان داده است که تعلق به اجتماع ملی با افزایش همکاری‎‌های بین‎‌قومی افزایش می‎‌یابد. یافته‎‌های پیمایش‎‌های نواح و تقوی‎‌نسب (1386)، ربانی و همکاران (ب1388) و میرزایی و عباس‎‌زاده (1392) نیز مؤید این نکته است که محرومیت اقتصادی (یکی از مقولات شرایط علّی) با افزایش احساس محرومیت نسبی در میان اعراب خوزستان، به تعارض میان هویت قومی و هویت ملی منجر می‎شود. اگرچه نتایج تحقیق پیمایشی حاجیانی (1387) و تحقیق مروری غلامرضایی (1400) حاکی از عدم تعارض میان هویت قومی و ملی اقوام ایرانی و پیمایش‎‌های ربانی و همکاران (الف1388)، حیدری و جعفرزاده‎‌پور (1393)، بهجتی‎‌اصل و همکاران (1393)، مسعودنیا و همکاران (1393)، احمدی و گنج‎‌خانلو (1393)، موحد مجد و همکاران (1401)، مروت (1396)، صادق‎‌زاده و نادی (1397)، لجمیری و همکاران (1399) و فراتحلیل امیرکافی و حاجیانی (1392) حاکی از رابطۀ مثبت و هم‎‌افزا میان این دو است؛ اما این تحقیقاتِ عموماً پیمایشی نشان نداده‎‌اند که چنین عدم تعارض و رابطۀ مثبتی چگونه حاصل شده است؛ درحالی‌که تحقیق حاضر با تحلیل کیفیِ واکنش اعراب خوزستان به پدیدۀ تعارض هویتی نشان داد که درواقع حل تعارض هویتی، نتیجۀ برساخت اجتماعی هویت ملی ازسوی کنشگران بوده است و نه نتیجۀ ساخت هویت ملی سیاسی ازسوی دولت؛ به‌عبارت‌دیگر، راهبردِ اجتماعیِ «از پایین به بالا» کنشگران در سطح خُرد برای ایجاد هویت ملی، کارآمدی بیشتری در مقایسه با راهکارِ سیاسیِ «از بالا به پایین» دولت در سطح کلان داشته است. همچنین اگرچه پیمایش مقدس و همکاران (1388) به رابطۀ معکوس میان هویت قومی و هویت ملی اعراب خوزستان رسیده، در تحقیق مذکور نقش متغیرِ میانجیِ احساس محرومیت نسبی در بُعد اقتصادی در این رابطه پررنگ است. همچنین نشان داده است که میان سن، شغل، تحصیلات و درآمد و نیز نوع منطقۀ مسکونی (عرب‎‌نشین و مختلط) و میزان برجستگی هویت قومی در مقایسه با هویت ملی رابطۀ معناداری وجود دارد که مؤید شرایط زمینه‎‌ای (ویژگی‎‌های جمعیت‎‌شناختی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و همجواری با غیر) در تحقیق حاضر است. البته تحقیق مقدس و همکاران (1388) به عدم معناداری متغیر سابقۀ شهرنشینی با برجستگی هویت قومی رسیده است؛ درحالی‌که تحقیق حاضر نشان داد که سابقۀ همجواری با غیر تکثرگرایی اجتماعی و همگرایی فرهنگی را در پی دارد که به‌نوبۀ خود بر حل تعارض میان هویت قومی و ملی، ازطریق برساخت اجتماعی هویت ملی مؤثرند. در رابطه با علل ناکارآمدی ساخت هویت ملی سیاسی ازسوی دولت نیز می‎‌توان به نتایج فراتحلیل محمودی و همکاران (1398) اشاره کرد که در آن ارزیابی الگوهای مدیریت تعارض هویت قومی و ملی در ایران با فراتحلیل‌ 127 مقاله نشان می‌دهد که توسعۀ ناموزون به‌ویژه در بُعد اقتصادی و نابرابری اجتماعی-سیاسی، برخورد سیاسی و ایدئولوژیک با اقوام، عدم رعایت قانون مربوط به اقوام، کنترل فرهنگی اقوام، روش‌های اقتدارگرایانه، دخالت بیگانگان، دستگاه بوروکراتیک حکومتی و تمرکزگرایی و تأکید بر هویت ملی بیشتر از هویت قومی از علل عدم کامیابی این الگوها بوده‎‌اند. سرانجام در پژوهش ترکیبی احمدی (1398) اگرچه پدیدۀ ‌محوری، مطالبۀ عدالت/گسست اجتماعی بوده است، درعین‌حال ثبات/زوال سرمایۀ اجتماعی را پیامد راهبرد (کنش صلح‌آمیز/ پذیرش وضعیت موجود/ تعامل دولت و ملت) دانسته است که تا حدودی با راهبرد «برساخت اجتماعی هویت ملی» و پیامد «انسجام اجتماعی» در تحقیق حاضر همخوانی دارد.

به‌طورکلی پژوهش حاضر با تمرکز بر قوم عرب ساکن استان خوزستان و یاتوجه‌به تعداد اندک تحقیقات مرتبط با پدیدۀ تعارض میان هویت قومی و ملی به‌طورکلی و به‌طور خاص در میان اعراب خوزستان،‌ به این نتیجه دست یافت که باید پدیدۀ مذکور را به روش کیفی و از نگاه کنشگران و نوع واکنش آنها در مواجهه با این پدیده بررسی کرد تا آشکار شود که آنها چگونه تلاش می‎‌کنند به موازات حفظ هویت قومی، هویت ملی را نیز نهادینه سازند. همچنین درحالی‌که همۀ تحقیقات پیشین بر هویت ملی سیاسی و «از بالا به پایین» تمرکز داشته‎‌اند که با تکیه بر آموزش رسمی زبان فارسی و تأکید بر تمامیت ارضی سرزمین ایران، ازسوی حاکمیت به‌منظور یکپارچه‌کردن اقوام ایرانی تعریف شده است، درمقابل، تحقیق حاضر به تحلیل کیفی هویت ملی اجتماعی به‌منظور شناخت بهتر پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی پرداخته است که هویتی «از پایین به بالا» با تکیه بر همبستگی و انسجام اجتماعی است و ازسوی کنشگران به‌منظور بهره‎‌مندی از سرمایۀ اجتماعی برون‎‌گروهی برساخته می‎‌شود.

  پیشنهاد

مهم‎‌ترین نقش و به نوعی هنر یک حاکمیت سیاسی، ایجاد تعادل بین هویت‎‌های قومی و هویت ملی است. این تعادل‎‌بخشی گاهی بسیار دشوار است؛ زیرا برخی عناصر قومیتی، باورها و ارزش‌هایی در کُنه خود دارد که ممکن است با اِلمان‎‌های اصلی هویت ملی در تعارض قرار گیرد. تعارضات فراوانی بین عناصر زبان، تعلقات سیاسی، مشارکت اجتماعی و اقتصادی و سبک زندگی در هویت قومی و هویت ملی وجود دارد که لزوماً همواره همسو و مسالمت‎‌آمیز نیستند و برقراری توازن در این زمینه مهم‎‌ترین پیش‎‌شرط امنیت سرزمینی، حفظ تمامیت ارضی و تحقق تعلقات ملی است. هویت قومی ناظر بر برخی ویژگی‌های فرهنگی ازجمله زبان، گویش، رسوم، ارزش‎‌ها و هنجارها و... است که گروه‌های قومی با تفاخر به این ویژگی‌ها و برجسته‌کردن برخی از آن‎‌ها، احساس برتری بر اقوام دیگر دارند که این رواج تفکرات قوم‎‌مدارانه، خود منشأ تعارض قومی و مانع ایجاد اتحاد در سطح جامعه است. تعارض و تضاد میان هویت‎‌های قومی و ملی موجود در جامعه متکثر و متنوع قومی-فرهنگی ایران مایۀ نگرانی و دغدغه‎‌مندی نخبگان و پژوهشگران است؛ زیرا اگر دربارۀ امر قومی در ایران غفلت مطالعاتی شود، می‎‌تواند با پتانسیلی که برای ایجاد بستر ظهور شکاف اجتماعی-سیاسی دارد، انسجام و تمامیت جامعه و ملت ایران را به مخاطره اندازد؛ بر همین اساس و باتوجه‌به استفاده از روش تحقیق کیفی در پژوهش حاضر و یافته‎‌های آن، پیشنهاد می‌شود که برای پُرکردن خلأ روش‎‌شناختی در این حوزۀ موضوعی، تحقیقات کیفی بیشتری دربارۀ قوم عرب و نیز دربارۀ سایر اقوام ایرانی انجام گیرد.

اگرچه ایجاد برابری رفاه اقتصادی در میان اقوام مختلف ایرانی، فعالیت‎‌های رسانه‎‌ای وحدت‎‌بخش ازطریق احترام به اقوام مختلف و تلاش برای شناساندن آنها، تأکید بر وجوه اشتراک و دوری از وجوه افتراق تنش‎‌زا در طراحی و تدوین بسته‌های فرهنگی، برگزاری همایش‎ها و جشنواره‎‌ها، استفاده از ظرفیت نخبگانی، عدم وابستگی سمن‎‌‎ها به دولت و... باید در اولویت برنامه‌ریزی‎‌‎های دولت قرار گیرد، درعین‌حال مطابق با یافته‎‌های تحقیق حاضر، فراهم‌کردن بستر افزایش ارتباطات اجتماعی برون‎‌قومی و میان‎‌قومی و افزایش مشارکت اجتماعی اعضای اقوام مختلف، به‌منظور افزایش همبستگی میان اقوام ایرانی و برساخت اجتماعی هویت ملی پیشنهاد می‎شود. در مورد خاص تحقیق حاضر نیز، رویکردهای بوم‎‌شناختیِ طراحی مناطق شهری درهم‎‌تنیده و نه دارای خطِ تمایز مشخص (مثال: مناطق زیتون کارمندی و زیتون کارگری شهر اهواز)‌، بهبود شرایط سکونت در محلات مختلف کلان‌شهر اهواز و نیز شهرهای عرب‎‌نشین استان خوزستان، با هدف نگهداشت بومیان و همچنین جذب مهاجران از سایر اقوام ایرانی و فراهم‌کردن بستر همجواری اقوام مختلف و افزایش همگرایی پیشنهاد می‎‌شود.

14.               

15.             تقدیر و تشکر

این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی پسادکترای نرگس خوشکلام در رشتۀ جامعه‎‌شناسی است که با راهنمایی و به میزبانی دکتر عبدالرضا نواح در دانشکدۀ اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز به انجام رسیده است. نویسندگان مقاله از مشارکت‎‌کنندگان در تحقیق و نیز مجموعه عوامل مرتبط با واحد پژوهش دانشگاه شهید چمران اهواز تشکر می‎‌کنند.

 

[1] Boutros Ghali

[2] Richard Haas

[3] Daniel Moynihan

[4] Samuel Huntington

[5] National Identity

[6] Ethnic Identity

[7] David Easton

[8] Diffuse Support

[9] Specific Support

[10] Kazuhiro Yuki

[11] Identity

[12] Benedict Anderson

[13] Thomas Eriksen

[14] Eric Hobsbawm

[15] Joane Nagel

[16] Siniša Malešević

[17] Anthony Smith

[18] Anna Brigevich

[19] Ronald F. Inglehart

[20] Ethnocentrism

[21] Ethnic Nationalism

[22] Lucian Pye

[23] Barry Buzan

[24] Edward E. Azar & Chung-in Moon

[25] Manuel Castells

[26] Ted Robert Gurr

[27] Brian Job

[28] Kumar Rupesinghe

[29] David Sanders

[30] Emmanuel Oritsejafor

[31] Grounded Theory

[32] Phenomena

[33] Causal Conditions

[34] Strategies

[35] Intervening Conditions

[36] Contextual Conditions

[37] Consequences

[38] Validity

[39] Socialization

[40] Diana E. Kendall

[41] Action/Interaction

[42] Corbin

[43] Skeleton

احمدی، ح.، و گنج‎‌خانلو، م. (1393). رابطه هویت ملی و هویت قومی بین جوانان شهر زنجان. رهیافت‎‌های سیاسی و بین‎‌المللی، 6(40)، 92-62 .
احمدی، ک. (1398). مطالبات قومی در ایران بر مدار عدالت و توسعه. ماهنامه جامعه‎‌شناسی سیاسی ایران، 2(1)، 2386-2429.
استراوس، ا.، و کربین، جی. (1391). مبانی پژوهش کیفی (ابراهیم افشار، مترجم). نی.
افتخاری، ا. (1381). مراحل بنیادین اندیشه در مطالعات امنیت ملی. پژوهشکده مطالعات راهبردی.
امیدی، ع. (1381). خودمختاری و مدیریت مناقشات سیاسی جوامع دارای اقلیت قومی [پایان‎‌نامه دکتری، دانشگاه تهران]. نورداک.
امیرکافی، م.، و حاجیانی، ا. (1392). نسبت هویت قومی و ملی در جامعه چندقومیتی ایران: بررسی و مقایسه سه رهیافت نظری. راهبرد، 22(1)، 117-146.
ایمان، م. (1388). مبنای پارادایمی روش‎‌های تحقیق کّمی و کیفی در علوم انسانی. حوزه و دانشگاه.
آزِر، ای.، و مون، سی. (1379). امنیت ملی در جهان سوم. پژوهشکده مطالعات راهبردی.
آقایاری‎‌هیر، ت.، میرزایی، ح.، و قربانپور، س. (1392). بررسی عوامل مرتبط با هویت ملی و هویت قومی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه تبریز. راهبرد اجتماعی فرهنگی، 2(4)، 81-59.
بوزان، بی. (1378). مردم، دولت‎‌ها و هراس. پژوهشکده مطالعات راهبردی.
بهجتی‎‌اصل، س. ف.، حیدری، آ.، موحد، م. (1393). بررسی رابطه هویت قومی و ملی با تأکید بر نقش دینداری: نمونه موردی دانش‏آموزان متوسطه شهر یاسوج. جامعه‎‌شناسی کاربردی، 25(2)، 188-171.
بهشتی، س. ص.، حقمرادی، م. (1396). فراتحلیل مطالعات مرتبط با رابطه بین هویت قومی و هویت ملی در ایران با تأکید بر نقش رسانه. مسائل اجتماعی ایران، 8(2)، 5-27.  https://www.sid.ir/paper/173516/fa
پای، ل. و.، بایندر، ل.، کلمن، ج. س.، لاپالومبارا، ج.، وربا، س.، و واینر، م. (1380). بحران‎‌ها و توالی‎‌ها در توسعه سیاسی (غلامرضا خواجه سروری، مترجم). پژوهشکده مطالعات راهبردی.
جلایی‎‌پور، ح. ر.، و قنبری، ع. (1388). بررسی هویت ملی و ارزش‎‌های جهانی‎‌شدن با تأکید بر ایرانیان عرب زبان. پژوهش‌های جامعه‌شناختی، 3(2)، 165-188.
حاجیانی، ا. (1380). الگوی سیاست قومی در ایران. مطالعات راهبردی، 4(12-11)، 119-138.
حاجیانی، ا. (1387). نسبت هویت ملی با هویت قومی در میان اقوام ایرانی. جامعه‎‌شناسی ایران، 9(3)، 143-164.
حیدری، ح.، و جعفرزاده‎‌پور، ف. (1393). فراتحلیل رابطه هویت ملی و هویت قومی در ایران. راهبرد اجتماعی فرهنگی. 3(11)، 63-96.
خادم‎‌دقیق، ا. ه.، فینی‎‌زاده، ج.، و رضاییان، م. (1395). نقش همبستگی، انسجام و وحدت ملی به عنوان یک ظرفیت اساسی جهت مقابله با جنگ نرم دشمن. امنیت ملی، 6(20)، 103-142.
داوری، ر. (1376). ناسیونالیسم و انقلاب. مؤسسه مطالعات ملی.
ربانی، ر.، و کجباف، م. ب. (1386). روانشناسی اجتماعی. انتشارات دانشگاه اصفهان.
ربانی، ع.، ربانی، ر.، و حسنی، م. ر. (الف1388). رسانه‎‌های جمعی و هویت ملی (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه اصفهان). پژوهش‎‌های ارتباطی، 16(2)، 65-93.
ربانی، ع.، ربانی، ر.، و حسنی، م. ر. (1390). رابطه احساس محرومیت نسبی با گرایش به هویت ملی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه اصفهان). جامعه‎‌شناسی کاربردی، 22(2)، 67-94.
ربانی، ع.، یزدخواستی، ب.، حاجیانی، ا.، و میرزایی، ح. (ب1388). بررسی رابطه هویت قومی و ملی با تأکید بر احساس محرومیت و جامعه‎‌پذیری قومی: مطالعه موردی دانشجویان آذری، کرد و عرب. مطالعات ملی، 10(39)، 137-158.
سالدنا، ج. (1395). راهنمای کدگذاری برای پژوهشگران کیفی (علی گیویان، مترجم). علمی فرهنگی.
ساندرز، د. (1380). الگوهای بی‎‌ثباتی سیاسی. پژوهشکده مطالعات راهبردی.
شیخاوندی، د. (1380). تأخیر در تکون هویت ایرانی در جریان تجدد. نامه انجمن جامعه‌شناسی ایران، (3)، 113-135.
صادق‎‌زاده، ر.، و نادی، م. ع. (1397). رابطه هویت ملی و هویت قومی در بین دانشجویان آذری، فارس، لر، کرد و عرب در دانشگاه‎‌های ایران. پژوهشنامه فرهنگی هرمزگان، 9(14)، 100-115.
صفا، س.، ترکمان، ف.، و صبوری خسروشاهی، ح. (1402). تأثیر احساس تبعیض قومی در هویت جمعی جوانان کرد کرمانج خراسان شمالی (مطالعه شهرهای کرمانج‎‌نشین خراسان شمالی-سال 1399). امنیت ملی، 13(47)، 157-180.
عالمی‎‌نیسی، م. (1383). مطالعه میزان برجستگی هویت‎‌های فرهنگی و جمعی و پیش‎‌بینی آینده آن [پایان‎‌نامه کارشناسی ارشد منتشرنشده، دانشگاه شهید بهشتی].
عبداله، ع. (1395). بررسی میزان توجه به مؤلفه‎‌های هویت قومی و ملی بین دانشجویان کرد و آذری دانشگاه‎‌های تهران. پژوهش‎‌های راهبردی سیاست، 5(16)، 39-67.
غلامرضایی، ع. (1400). قومیت‎‌گرایی و شکل‎‌گیری تهدید ناسیونالیسم قومی در ایران. مطالعات جنگ، 3(8)، 35-49.
فکوهی، ن. (1395). هویت‎‌های قومی و ملی در ایران در تضاد نیستند. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات. بازنشانی شده در 15 دی ماه. آنلاین. قابل دسترس در:
فکوهی، ن.، و آموسی، م. (1388). هویت ملی و هویت قومی در کردستان (مطالعه موردی معیشت اقتصادی و تعلق‏های هویتی نزد جوانان شاغل در اقتصاد غیر رسمی پیرانشهر). پژوهش جوانان، فرهنگ و جامعه، (2)، 49-75. https://www.sid.ir/paper/144754/fa
فکوهی، ن.، و عیاری، آ. (1388). اینترنت و هویت در پنج هویت قومی ایرانی. مجله جهانی رسانه، 4(1)، 1-26.
کاستلز، ام. (1380). عصر اطلاعات؛ ظهور جامعۀ شبکه‎‌ای (احد علیقلیان، مترجم). طرح نو.
کندال، د. (1400). جامعه‎‌شناسی معاصر (فریده همتی، مترجم). جامعه‎‌شناسان.
گیبرنا، ا. (1378). مکاتب ناسیونالیسم و دولت-ملت در قرن بیستم (امیرمسعود اجتهادی، مترجم). وزارت امور خارجه.
لجمیری، ل.، احمدبیگی، ف.، و صباغیان، ز. (1399). بررسی روانشناختی احساس تضاد و تعارض بین هویت قومی و دلبستگی ملی. مجله دانشگاه علوم پزشکی مشهد، 63، 178-186.
مالشویچ، س. (1399). جامعه‎‌شناسی قومیت (پرویز دلیرپور، مترجم). کتاب آمه.
محمدهیودی، م. ر. (1384). نقش تمایلات قومی در مشارکت سیاسی. پایان‎‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.
محمودی، ا.، افضلی، ر.، ذکی، ی.، و یزدان‎‌پناه، ک. (1398). ارزیابی الگوهای سیاست‎‌گذاری و مدیریت قومی در ایران. مجلس و راهبرد، 26(99)، 249-276.
مروت، ب. (1396). نسبت هویت قومی و ملی در نزد جوانان استان البرز. مطالعات راهبردی ورزش و جوانان، 16(37)، 21-41.
مسعودنیا، ح.، مهرابی کوشکی، ر.،‌ و کیانی، ن. (1393). بررسی رابطه هویت ملی و قومی (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه تهران). مطالعات توسعه اجتماعی-فرهنگی، 3(2)، 139-165.
مصرآبادی،‌ ج.، یارمحمدزاده، پ.، فیضی، ا. (1394). تعیین ابعاد هویت ملی-قومیتی و مقایسه ابعاد هویت ملی، قومی و جهانی دانشجویان قومیت‎‌های مختلف. مطالعات میان‎‌فرهنگی، 10(25)، 27-48.
مقدس، ع. ا.، لهسایی‎‌زاده، ع.، و تقوی‎‌نسب، س. م. (1388). بررسی عوامل داخلی مؤثر بر هویت قومی و هویت ملی در میان اعراب شهرستان اهواز. جامعه‎‌شناسی کاربردی، 20(1)، 45-70.
موحد مجد، م.، علی‎‌گو، م.، ایمان، م.، و طبیعی، م. (1401). مطالعه جامعه‎‌شناختی هویت قومی نوجوانان شهر زاهدان و تأثیر ابعاد مذهبی، ملی و غربگرایانه بر آن. مطالعات جامعه‎‌شناختی، 29(1)، 429-457.
میرزایی،‌ ح.، و عباس‎‌زاده، م. (1392). مطالعه چگونگی تعامل هویت ملی و قومی دانشجویان (مطالعه موردی دانشجویان آذری، عرب و بلوچ). علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، 10(2)، 243-275.
نبوی، س. ع. (1383). خوزستان و چالش‎‌های قوم‎‌گرایانه: ایران، هویت، ملیت، قومیت. مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی.
نواح، ع.، و تقوی‎‌نسب، س. م. (1386). تأثیر احساس محرومیت نسبی بر هویت قومی و هویت ملی (مطالعه موردی: اعراب استان خوزستان). جامعه‎‌شناسی ایران، 8(2)، 122-140.
والی‎‌من، ن. (1387). روش‎‌های تحقیق در علوم اجتماعی (محسن نیازی، مصطفی صلابت و فریدون بهادرانی‌، مترجمان). پندار پارس
.یوسفی، ع. (1380). روابط بین قومی و تأثیر آن بر هویت ملی اقوام در ایران، تحلیلی ثانویه بر داده‎‌های یک پیمایش ملی. مطالعات ملی، 2(4)، 42-13.
 
References
Abdollah, A. (2016). Study of the attention to the components of ethnic and national identity among the Azeri and Kurdish students in Tehran Universities. Political Strategic Studies, 5(16), 39-67. [In Persian] https://qpss.atu.ac.ir/article_3978.html.
Aghayari-Hir, T., Mirzaei, H., & Ghorbanpour, S. (2014). Investigating factors related to national identity and ethnic identity (Case study: Tabriz University students). Socio-Cultural Strategy, 2(4), 59-81. [In Persian]. https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_123244.html
Ahmadi, H., & Ganjkhanlou, M. (2015). Relevence of national and ethnic identity among Zanjan’s Youth. Political and International Approaches, 6(2), 62-92. [In Persian]. https://piaj.sbu.ac.ir/article_99285.html
Ahmadi, K. (2019). Ethnic demands in Iran on justice and development. Political Sociology of Iran, 2(1), 2386-2429. [In Persian]. https://kameelahmady.com/fa/ethnic-demands-in-iran-on-the-path-of-justice-and-development/
Alami-Nisi, M. (2004). Study of the level of salience of cultural and collective identities and predicting its future [Master’s thesis, Shahid Beheshti University]. [In Persian]
Amirkafi, M., & Hajiani, E. (2013). Relationship between ethnic and national identities in Iran’s multiethnic society: Study and comparison of three teoretical approaches. Strategy, 22(1), 117-146. [In Persian]. https://rahbord.csr.ir/article_124476.html
Anderson, B. (1991). Imagined communities: Reflections on the origin and spread of nationalism. Verso.
Azer, E., & Moon, C. (2000). National security in the third world. Strategic Studies Research Institute (Translator and Publisher). [In Persian]
Barth, E. A. T., & Noel, D. L. (1972). Conceptual frame works for the analysis of race relations: An evalution. Social Forces, 50(3), 333-348. https://doi.org/10.1093/SF%2F50.3.333
Beheshti, S. S., & Haqmoradi, M. (2017). A meta-analysis of studies related to the relationship between ethnic identity and national identity in Iran with emphasis on the role of the media. Iranian Social Issues, 8(2), 5-27. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/173516/fa
BehjatiAsl, S. F., Heidari, A., & Movahed, M. (2014). Analyzing the relationship between national identity and ethnic identity with emphasis on the role of religiosity: The case of high-school students of Yasuj. Journal of Applied Sociology, 25(2), 171-188. [In Persian] https://jas.ui.ac.ir/article_18363.html
Bozan, B. (2000). People, states and fear. Strategic Studies Research Institute (Translator and Publisher). [In Persian]
Brigevich, A. (2018). Regional identity and support for integration: An EU-wide comparison of parochialists, inclusive regionalists, and pseudo-exclusivists. European Union Politics, 19(4), 639–662. https://doi.org/10.1177/1465116518793708
Brigevich, A., & Oritsejafor, E. (2022). Ethnic versus national identity and satisfaction with democracy: The decline of the ethnic cleavage in Nigeria? Regional & Federal Studies, 34(4), 441-472. https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/13597566.2022.2128339
Castells, M. (2001). The information age; the emergence of the network society (A. Qolian, Trans.). Tarh No. [In Persian]
Christie, K. (1998). Ethnic conflict, tribal politics (A Global Perspective). Psychology Press.
Corbin, J., & Strauss, A. (2015). Basics of qualitative research. Thousand Oaks, CA: Sage.
Davari, R. (1997). Nationalism and revolution. National Studies Institute. [In Persian]
Easton, D. (1965). A systems analysis of political life. Wiley.
Eftekhari, A. (2002). Fundamental stages of thought in national security studies. Strategic Studies Research Institute. [In Persian]
Elkin, F., & Handel, G. (1972). The child and society: The process of socialization. Random House.
Eriksen, T. H. (1991). Ethnicity versus nationalism. Journal of Peace Research, 28(3), 263–278. https://www.jstor.org/stable/424407
Fakouhi, N. (2016). Ethnic and national identities in Iran are not in conflict. Research Institute for Culture, Art and Communication. Retrieved 15 January. [In Persian]. https://www.ricac.ac.ir/news/1918
Fakouhi, N., & Amosi, M. (2009). National identity and ethnic identity in Kurdistan (Case study of economic livelihood and identity affiliations among young people working in the informal economy of Piranshahr). Youth, Culture and Society Research, (2), 49-75. [In Persian] https://www.sid.ir/paper/144754/fa
Fakouhi, N., & Ayari, A. (2009). Internet and identity among five tribal groups in Iran. Global Media Journal-Persian Edition, 4(1), 1-26. [In Persian]. https://gmj.ut.ac.ir/article_66562.html
Flesken, A., & Hartl, J. (2020). Ethnicity, inequality, and perceived electoral fairness. Social Science Research, 85, 1–13. https://research-information.bris.ac.uk/files/222102050/MANUSCRIPT_Revised_20190619.pdf
Gholamrezaee, A. (2021). Ethnicity and the formation of the threat of ethnic nationalism in Iran. War Studies, 3(8), 35-49. [In Persian]. https://www.qjws.ir/article_249457.html
Giberna, M. (2009). Schools of nationalism and the nation-state in the twentieth century (A. Ejtehad, Trans.). Ministry of Foreign Affairs Publications. [In Persian]
Gurr, T. R. (1990). Peoples versus states: Minorities at risk in the new century. Institute of Peace.
Haas, R. (1999). Conflicts unending: The U.S and regional disputes. Yale U.P.
Hajiyani, E. (2001). The model of ethnic politics in Iran. Strategic Studies, 4(11-12), 119-138. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/444751/fa
Hajiyani, E. (2008). Relationship between national and ethnic identities among Iranian ethnic groups. Iranian Journal of Sociology, 9(3), 143-164. [In Persian]. http://www.jsi-isa.ir/article_21815.html
Heydari, H., & Jafarzadehpour, F. (2014). Meta-analysis of relation between national identity and ethnic identity in Iran. Socio-Cultural Strategy, 3(2), 63-96. [In Persian]. https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_123257.html
Huntington, S. (1996). The clash of civilizations and the remaking of world order. Simon and Schuster.
Iman, M. T. (2009). Paradigmatic basis of quantitative and qualitative research methods in the humanities. Seminary and University. [In Persian]
Inglehart, R. (1977). The silent revolution: Changing values and political styles among western publics. Princeton University Press.
Jalaeipour, H. R., & Ghanbari, A. (2009). A study of national identity and the values of globalization with emphasis on Arabic-speaking Iranians. Journal of Social Sciences, 3(2), 165-188. [In Persian]. https://elmnet.ir/doc/1193666-81402
Kendall, D. (2001). Contemporary sociology (F. Hemmati, Trans.). Sociologists. [In Persian]
Khademdaghigh, A. H., Finizadeh, J., & Rezaeeian, M. (2016). The role of solidarity, cohesion and national unity as a fundamental capacity to deal with the enemy's soft war. National Security, 6(20), 103-142. [In Persian]. https://ns.sndu.ac.ir/article_626.html
Lajmiri, L., Aahmadbeigi, F., & Sabaghian, Z. (2020). Psychological study of the feeling of conflict between ethnic identity and national attachment. Medical Journal of Mashhad University of Medical Sciences, 63, 178-186. [In Persian]. https://mjms.mums.ac.ir/article_18533.html
Mahmoodi, A., Afzali, R., Zaki, Y., & Yazdanpanah, K. (2019). Assessment of Iranian ethnic policy and Management Patterns. Majlis and Rahbord, 26(99), 249-276. [In Persian]. https://nashr.majles.ir/article_337.html
Maleshevich, S. (2010). Sociology of ethnicity (P. Delirpour, Trans). Ketab Ame. [In Persian]
Masoudnia, H., Mehrabi-Kushki, R., & Kiani, N. (2014). Investigating the relationship between national and ethnic identity (a case study of students at the University of Tehran). Sociocultural Development Studies, 3(2), 139-165. [In Persian]. https://sid.ir/paper/246612/fa
Mesrabadi, J., Yarmohammadzadeh, P., & Feyzi, A. (2015). Determining the dimensions of national-ethnic identity and comparing the dimensions of national, ethnic and global identity of students of different ethnicities. Intercultural Studies, 10(25), 27-48. [In Persian] https://journals.iau.ir/article_525047.html
Mirzaei, H., & Abbaszadeh, M. (2014). Studying the relationship between students’ national and ethnic identities. Ferdowsi University of Mashhad Journal of Social Sciences, 10(2), 243-275. [In Persian]. https://social.um.ac.ir/article_39026.html
Moghadas, A., Lahsaeizadeh, A., & Taghavi Nassab, S. M. (2009). The study of internal factors affecting ethnic and national. Journal of Applied Sociology, 20(1), 45-70. [In Persian]. https://jas.ui.ac.ir/article_18170.html
Mohammad-Hivadi, M. R. (2005). The role of ethnic tendencies in political participation [Master’s thesis, Tarbiat Modares University]. [In Persian]
Morovat, B. (2017). Youth ethnic and national identity (Case Study: Youth in Alborz Province). Strategic Studies on Youth and Sports, 16(37), 21-41. [In Persian] https://faslname.msy.gov.ir/article_214.html
Movahed Majd, M., Aligo, M., Iman, M. T., & Tabeiy, M. (2022). Sociological study of ethnic identity of adolescents in Zahedan and the impact of religious, national and Western dimensions on it. Sociological Review, 29(1), 429-457.
Moynihan, D. (1993). Pandemonium: Ethnicity in international politics. O.U.P.
Nabavi, S. A. (2004). Khuzestan and the challenges of ethnocracy: Iran, identity, nationality, ethnicity. Institute for Research and Development of Humanities. [In Persian]
Nagel, J. (1994). Constructing ethnicity: Creating and recreating ethnic identity and culture. Social Problems, 41(1), 152–176. https://academic.oup.com/socpro/article-abstract/41/1/152/2925319
Navah, A., & Taghavi-Nasab, S. M. (2007). The effect of feeling of relative deprivation on ethnic identity and national identity (Case study: Arabs of Khuzestan Province). Iranian Journal of Sociology, 8(2), 122-140. [In Persian]. http://www.jsi-isa.ir/article_23893.html
Omidi, A. (2002). Autonomy and political conflict management of ethnic minority societies [PhD thesis, University of Tehran]. Noordoc. [In Persian] https://noordoc.ir/thesis/22115
Pye, L. W., Binder, L., Kolman, J. S., Lapalombara, J., Werba, S., & Weiner, M. (2001). Crises and sequences in political development (G. Khajeh Sarvari, Trans.). Strategic Studies Research Institute. [In Persian]
Rabbani, A., Rabbani, R., & Hassani, M. (2011). Relation between relative deprivation and attitude toward national identity (Case sampling: Students of Isfahan University). Journal of Applied Sociology, 22(2), 67-94. [In Persian] https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.20085745.1390.22.2.4.2
Rabbani, A., Rabbani, R., & Hassani, M. R. (2009). Mass media and national identity (Case study of Isfahan University Students). Communication Research, 16(2), 65-93. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/152853/fa
Rabbani, A., Yazdkhasti, B., Hajiyani, E., & Mirzaei, H. A. (2009). Relationship between national and ethnic identities of Azari, Kurd and Arab students in the State Universities of Iran. National Studies Journal, 10(39), 137-158.
Rabbani, R., & Kajbaf, M. B. (2007). Social psychology. Isfahan University Press. [In Persian]
Sadeghzadeh, R., & Nadi, M. A. (2018). The relationship between national identity and ethnic identity among Azeri, Fars, Lor, Kurd and Arab students in Iranian Universities. Hormozgan Cultural Research Journal, 9(14), 100-117. [In Persian] https://rdch.ir/article-1-213-fa.html
Safa, S., Torkman, F., & Saboori Khosroshahi, H. (2023). The effect of feeling of ethnic discrimination on the collective identity of Kurd Youth of North Khorasan Kurds (Study of Kurmanj Cities in North Khorasan- 2019). National Security, 13(47), 157-180. [In Persian]. https://journals.sndu.ac.ir/article_2472.html
Saldana, J. (2016). Coding guide for qualitative researchers (A. Giviyan, Trans.). Cultural and Scientific Research. [In Persian]
Saunders, D. (2001). Patterns of political instability. Strategic Studies Research Institute (Translator and Publisher). [In Persian]
Sheykhavandi, D. (2001). Delay in the movement of Iranian identity in the process of modernization. Iranian Sociological Association Letter, (3), 113-135. [In Persian]
Smith, A. (1991). National identity. Penguin.
Strauss, A., & Corbin, J. (2012). Fundamentals of qualitative research (E. Afshar. Trans.). Ney. [In Persian]
Tajfel, H. (1981). Human groups and social categories. Cambridge University Press.
Wallimanis, N. (2008). Research methods in social sciences (M. Niyazi, F. Bahadorani, & M. Salabat, Trans.). Pendarpars. [In Persian]
Yousefi, A. (2001). Interethnic relations and their impact on the national identity of ethnic groups in Iran, a secondary analysis of data from a national survey. National Studies, 2(4), 13-42. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/428280/fa
Yuki, K. (2021). Modernization, social identity, and ethnic conflict. European Economic Review, 140, 103919. https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0014292121002233
Volume 37, Issue 1 - Serial Number 101
Journal of Applied Sociology, Vol. 37, Issue 101, No. 1, 2026
April 2025
Pages 39-70
  • Receive Date: 07 June 2025
  • Revise Date: 31 August 2025
  • Accept Date: 03 September 2025
  • Publish Date: 21 March 2026