Document Type : Research Paper
Authors
1 Assistant Professor, Department of Management, Imam Javad Institute of Higher Education, Yazd, Iran
2 MA., Department of Management, Imam Javad Institute of Higher Education, Yazd, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
تأمین مالی یکی از کارکردهای نظام سلامت و یکی از چالشهای عمدۀ پیش روی نظامهای سلامت بهخصوص در کشورهای با درآمد کم و متوسط است (Global Health, 2019). سالمندشدن جمعیت، پیشرفت فناوریهای پزشکی، افزایش هزینههای نیروی انسانی، تکانههای اقتصادی ناشی از تورم در حوزۀ سلامت و برخی سوءمدیریتها، ساختارهای سنتی و افزایش انتظارات جامعه باعث افزایش تقاضای خدمات سلامت و به دنبال آن افزایش فشار بر هزینههای نظام سلامت و پیچیدگیهای سیاست تأمین مالی شده است (Kutzin, 2008; Toth 2010). باتوجهبه پایینبودن سهم هزینههای بخش بهداشت و درمان از مجموع هزینههای ناخالص ملی، سیستم تأمین مالی نظام سلامت باید منابع مـالی لازم برای ارائۀ خدمات سلامت را بهگونهای فراهم کند تا مردم دسترسی عادلانه به خدمات سلامت داشـته باشـند و بـه دلیل هزینـههـای سلامت دچار فقر نشوند. به نظر می رسد در بین تمام چالشهای حوزۀ بهداشت و درمان، افزایش هزینهها و محدودیت منابع مهمترین موانعی است که ذهن سیاستمداران و مدیران را بهشدت اشغال کرده است (زارع و همکاران، 1384).
انساندوستی، کمک به دیگران، انفاق و نیکوکاری، زمینه های لازم را برای زندگی عزتمندانه همه آحاد جامعه فراهم می نماید (مجمع خیرین سلامت کشور، 1404) مشارکت خیّرین نیز در قوانین نظام سلامت دیده شده است؛ بهطوریکه در مادۀ ۱۰ قانون تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به نقش وزارت بهداشت برای تشکیل مؤسسه، سازمان یا بنیاد خیریۀ بهداشتی درمانی بهمنظور هماهنگی و نظارت بر امور واحدهای بهداشتی درمانی خیّرین و تقویت آنها، تسهیل و تسریع در جریان امور و مقابله با بوروکراسی و تشریفات زاید اداری، جلب مشارکت مردمی و استفاده از کمکهای افراد خیر و نیز تقلیل هزینهها اشاره شده است. باتوجهبه محدودیت منابع در نظام سلامت، اولویتگذاری استفاده از منابع باتوجهبه سطحبندی ارائۀ خدمات اغماضناپذیر است. همچنین نظام سلامت کشور ایران به علت محدودیت منابع تاکنون بهطورکامل نتوانسته است ازنظر کمّی و کیفی پاسخگوی نیاز افراد بهخصوص اقشار کم درآمد و تهیدست باشد. یکی از تدابیر و راهکارها ازسوی مدیران و رؤسای حوزۀ سلامت و بیمارستان ها، استفاده از منابع خیّرین است. بخش سلامت همواره از کمک خیریهها و مشارکتهای مردمی برخوردار بوده است؛ بنابراین، خیّرین یکی از منابع تأمین مالی و ارائۀ خدمت نظام سلامت هستند. در کشور ایران باتوجهبه نقش فرهنگ و اعتقادات دینی، خیّرین فراوانی وجود دارند که میتوانند نقش فعالی در حوزۀ بهداشت و درمان داشته باشند.؛ با اینوجود مشارکت آنها در نظام سلامت آنطور که باید نیست. در مطالعهای مشارکت مردمی در نظام سلامت را در فاصلۀ سالهای ۲۰۰۴- ۱۹۹۸ در میان ده کشور منتخب از میانگین 0.8درصد در سوئد تا میانگین 12.2درصد در آمریکا متغیر نشان داد. میزان مشارکت مردمی در کشور ایران با میانگین 0.5درصد از متوسط کشورهای پژوهششده (3.6درصد) کمتر بود (ماهر و همکاران، 1387). بهطورکلی، خیّرین در نظام سلامت ایران به ارائۀ خدمات سلامت در ابعاد جسمی، روانی و اجتمـاعی در سـطوح خـدمات پیشـگیری، درمانی و توانبخشی میپردازند. خیّرین سلامت نقش بسزایی در تأمین مالی، توسـعۀ منـابع، ارائـۀ خدمات سلامت و حمایت مالی از بیماران در نظـام سلامت کشـور ایران بر عهده دارند. بخشی از منـابع مـالی مـوردنیـاز بخـش سلامت، ازطریق مجمع خیّرین سلامت، مؤسسات خیریه سلامت، توزیع صندوق کمک مالی در بین اقشار مختلف جامعه، شـبکههـای اجتماعی فضای مجـازی و برگـزاری مراسـمهـای هدفمنـد جـذب میشود و صـرف توسـعۀ فضـاهای فیزیکـی، تـأمین تجهیـزات و ملزومات، پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان سازمانهای بهداشتی و درمانی و همچنین، پرداخت هزینههای خدمات سلامت بیمـاران میشود (مصدقراد و همکاران، 1398). خیّرین بهطورمستقیم با ارائۀ انواع خدمات سلامت و بهطور غیرمستقیم با ارائۀ خدمات پشتیبانی مثـل سـاخت و تعمیر بیمارستانها و مراکز بهداشتی و درمانی و تعمیر تجهیـزات پزشـکی مشـارکت دارنـد. مشـارکت خیّـرین بـهصـورت فـردی و غیـرسازمانیافته یا گروهی و سازمانیافته انجام میگیرد.
در کشور ایران، از سال ۱۳۹۵ با تشکیل معاونت اجتماعی وزارت بهداشت، ادارۀ کل خیّرین و مؤسسات خیریۀ سلامت معاونت اجتماعی نیز اقدامات مؤثری را برای تهیۀ بانک اطلاعات خیّرین، تعیین نیازمندیها و اولویتهای نظام سلامت، آموزش و توانمندسازی خیّرین و مؤسسات خیریۀ سلامت انجام داده است. در سالهای اخیر، حمایت خیّرین در نظام سلامت کشور با نوسان و تغییرات چشمگیری روبهرو بوده است. براساس آمار رسمی، میانگین کمکهای خیّرین در دورۀ ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰ سالانه حدود ۲۰۰۰ میلیارد تومان بوده که در دولت سیزدهم با رشد ۸۰درصدی مواجه شده است. افزون بر این، در سال ۱۴۰۱ رشد ۱۰۰درصدی کمکها در مقایسه با سال قبل محقق شد. این رشد سریع اگرچه مطلوب است، بازتابی از بحرانها و نیازهای فوری جامعه و بیماریهای پراسترس مانند کرونا بود که موجب افزایش توجه عمومی شد. همچنین، نقش مراکز درمانی خیریه در ارائۀ خدمات سلامت درخور توجه است و طبق گزارشها، این مراکز شامل حدود ۴۷ بیمارستان و ۷۰۰ مرکز درمانی بوده که مسئول تأمین ۳۰درصد از خدمات سلامت کشور هستند؛ علاوهبراین، شناسایی ۲۱ هزار خیّر سلامت و تشکیل بانک اطلاعاتی ازسوی وزارت بهداشت نشان میدهد که میتوان شاهد شکلگیری سازوکار ساختاری برای مشارکت خیّران بود؛ با این وجود ظرفیتها و قابلیتها، ادامهدار نبودن حمایتها و واکنشمحور بودن آنها (برای مثال در شرایط بحران) به شکلگیری شرایطی ناپایدار منجر شده که در آن مشارکت خیّرین زمینهای نهادینه نشده است. در چنین بستری، نقش مدیران بیمارستانها و نهاده1ای مدیریتی در ایجاد ثبات، سازماندهی هدفمند، اعتمادسازی و حفظ مشارکت خیّرین ضروری به نظر میرسد. پژوهش حاضر با این دغدغه شکل گرفته است تا نقش کلیدی مدیران را در جلب و نگهداشت مشارکت خیّرین حوزۀ سلامت شناسایی کند و الگویی کاربردی برای استفادۀ مستمر و اثربخش از این ظرفیت ارائه دهد؛ به این منظور، با ارائۀ رویکردی مرکب از روشهای کیفی و کمّی تحلیلی، ضمن شناسایی و استخراج نقش مدیران در جلب حمایت خیّرین حوزۀ سلامت، الگوی جامعی برای مدیریت هرچهبهتر این مهم ترسیم میشود. الگوی ارائهشده در پژوهش به مدیران حوزۀ سلامت کمک خواهد کرد تا باتوجهبه محدودیتهای مالی و زمانی موجود، نقشهای کلیدی را برای جلب خیّرین شناسایی و با عنایت بر آنها راهکارهای مرتبط با تقویت هر نقش را پیشنهاد کنند.
پیشینۀ پژوهش
در این بخش از پژوهش حاضر تلاش شده است تا پیشینۀ علمی مرتبط با جذب و حفظ خیّرین بررسی شود. عربزاده و همکاران (1400) در مطالعهای با عنوان «تأثیر توانمندسازی روانشناختی بر جذب خیّرین با نقش میانجی خلاقیت مدیران ورزشی» پژوهشی توصیفی _ همبستگی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام دادند. جامعۀ آماری این پژوهش شامل 266 نفر از مدیران و معاونان سازمانهای ورزشی، ازجمله ادارۀ کل ورزش و جوانان استان تهران، رئیسها و روابط عمومی فدراسیونهای ورزشی، مدیران و مسئولان ورزشی سازمان آموزشوپرورش شهر تهران بود. نتایج نشان داد که توانمندسازی روانشناختی تأثیر مثبت و معناداری بر خلاقیت مدیران و همچنین بر جذب اهداکنندگان دارد و خلاقیت مدیران نیز نقش میانجی در این رابطه ایفا میکند. نجفیزاده و همکاران (1400) در تحقیقی با عنوان «سازمانهای مردمنهاد ایران (خیریه) و ذینفعان در رسانههای اجتماعی» بر ضرورت اصلاح ساختار ارتباطی در سمنها، افزایش دانش جامع دربارۀ کارکردهای رسانههای اجتماعی، شناخت ویژگیهای گروههای مختلف ذینفع و شبکهسازی آنها تأکید کردند. این پژوهش با ماهیت توصیفی و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده کرد و جامعۀ آماری شامل 13 نفر از خبرگان و ذینفعان رسانههای اجتماعی و سمنها بود. نتایج نشان داد که استراتژیهای ارتباطی عمومی تعمیمپذیر نیست و استفاده از استراتژیهای ارتباطی اقتضایی و تعاملی با ذینفعان مؤثرتر است. زیلوچی (1397) در مطالعهای با عنوان «تحلیل سیاستگذاری مشارکتهای خیریه در تأمین مالی نظام سلامت ایران» با رویکرد کیفی سیاستها و مشارکتهای خیریه را در حوزۀ سلامت بررسی کرد. دادهها از مرور اسناد، مصاحبه با 55 خیّر، سیاستگذار و مدیر نظام سلامت، و برگزاری پنل خبرگان جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از چارچوبهای سیاستگذاری و مدل بازاریابی اجتماعی انجام گرفت و نتایج نشان داد که مشارکتهای خیریه نیازمند اصلاح قوانین و تدوین سیاستهای جدید است و مدلی برای جمعآوری و مصرف کمکهای خیریه مبتنی بر عوامل انگیزانندۀ خیّرین ارائه شد. اسدی جنتی و همکاران (1398) در پژوهشی با عنوان «بررسی مؤلفههای مؤثر بر تخصیص منابع مالی حاصل از مشارکت خیرین در نظام سلامت» نیز به بررسی این مؤلفهها پرداختند. . این پژوهش با مصاحبۀ نیمهساختاریافته با 41 نفر از مدیران، سیاستگذاران، کارشناسان، خیّرین فعال و استادان دانشگاه انجام شد و یافتهها در سه گروه اصلی «بسترسازی برای پایداری منابع مالی، سازماندهی مشارکتها و تخصیص بهینۀ منابع مالی»، شش طبقۀ اصلی و 36 طبقۀ فرعی دستهبندی شد. نتایج نشان داد که کمکهای خیّرین اگر براساس قوانین و نیازهای واقعی جامعه نباشد، بازده مطلوبی نخواهد داشت و سیاستگذاران باید اولویتهای نظام سلامت را در سازماندهی منابع مدنظر قرار دهند.
در سطح بینالمللی، بولز و همکاران (2022) در مقالهای با عنوان «جایگاه خیریه در خدمات بهداشت عمومی: نابرابری و تداوم در حمایت خیریه از تراستهای NHS در انگلستان» نابرابریها را در دسترسی به منابع خیریه تحلیل کردند و نشان دادند که سطح درآمد خیریه در تراستهای مختلف متفاوت است و این تفاوتها پیامدهایی برای سیاستگذاری دارد (Bowles et al., 2023). ووا و همکاران (2020) در مطالعهای با عنوان «تحلیل روایات متقاعدکننده در تأمین مالی جمعی پزشکی» سبکهای اقناع را در پروژههای جمعسپاری پزشکی براساس نظریۀ ارسطو به سه دستۀ عقلانی، اعتباری و احساسی تقسیم کردند و با استفاده از متنکاوی و خوشهبندی دادهها نشان دادند که اعتبار و جذابیتهای احساسی نقش مهمی در جذب کمکهای مالی دارد (Wua et al., 2022). موسیدو و کوهنچن (2021) نیز در پژوهشی با عنوان «القای نیات اقدام جمعی برای اصلاح مراقبتهای بهداشتی ازطریق چارچوبهای تأمین مالی جمعی پزشکی» با استفاده از طرحی آزمایشی نشان دادند که سرمایهگذاری جمعی پزشکی توسط افراد محافظهکار بیشتر تأثیرگذار است و استفاده از روایتهای سیاسی میتواند اهداف اقدام جمعی را تقویت کند (Moysidou et al., 2021). زیا و یو (2023) در مطالعهای با عنوان «نقشی که بازی میکنید، زندگیای که دارید: حفظ کمکهای مالی در پلتفرم تأمین مالی جمعی خیریه آنلاین» رفتار حفظ اهداکنندگان را در پلتفرمهای تأمین مالی جمعی خیریۀ آنلاین بررسی کردند و مدلهایی ساختاری برای تحلیل مشارکت و فرسایش اهداکنندگان ارائه کردند. نتایج نشان داد که معلمان اهداکننده و ارجاعشده در مقایسه با اهداکنندگان عادی، مشارکت بیشتر و فرسایش کمتری دارند و برخی برنامههای بازاریابی اجتماعی میتواند بهطور همزمان مشارکت و فرسایش را افزایش دهد (Xiao & Yue, 2021). کلمن (2018) نیز در پژوهشی با عنوان «جذب و حفظ وجوه اهداکنندگان فردی در سازمانهای غیرانتفاعی» بررسی کرد که چگونه رهبران سازمانهای غیرانتفاعی با استفاده از کارت امتیازی متوازن میتوانند استراتژیهایی برای جذب و حفظ اهداکنندگان ایجاد کنند (Coleman, 2018). باتوجهبه مطالعات موجود، مشخص میشود که بیشتر پژوهشها بر روشهای جذب خیّرین، رفتار اهداکنندگان و موانع جذب تمرکز کردهاند؛ اما نقش مدیران و رهبران در جلب حمایت خیّرین بهطور جامع بررسی نشده است. پژوهش حاضر با ساختار تلفیقی کمّی و کیفی، ضمن شناسایی نقشهای مدیران در جذب خیّرین، اولویتبندی آنها را انجام داده و مدلی جامع و ساختاری برای هدایت استراتژیهای جذب حمایت خیّرین ارائه میدهد.
چارچوب مفهومی
مشارکت در سلامت و نقش آن در تأمین مالی نظام سلامت
ایدۀ مشارکت اجتماعی در حوزۀ سلامت اولین بار در دهۀ ۱۹۷۰ مطرح شد. سازمان جهانی بهداشت این سازه را در سال ۱۹۸۷ تأیید کرد و از آن بهعنوان سنگبنای دستیابی به سلامت یادشده و مفاهیمی چون توانمندسازی، ارتقای سلامت و عملکرد اجتماعی اشاره میکند. طی فرایند مشارکت در سلامت، فرصت توزیع دانش سلامت در جامعه ایجاد و کسب درونی تبحر و تسلط در امور سلامت امکانپذیر شده و باعث افزایش منابع و کاهش بار هزینهها و امکان تجمع منابع در دسترس میشود؛ همچنین سهولت اختصاص منابع برای نیازمندان صورت میپذیرد. براساس بند 10 قانون تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر لزوم تشکیل سازمان، مؤسسه یا بنیادی در این مجموعه برای تسهیل و نظارت بر کار خیریههای مرتبط با سلامت، در سال ۱۳۹۵ نخستین بار معاونت اجتماعی در ساختار وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران تشکیل شد. هماکنون واحد «معاونت اجتماعی» در راستای سیاستهای وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی بهمنظور استفاده از ظرفیت عظیم مشارکت عمومی در تأمین سلامت شکل گرفت. از حوزههای بسیار مهم این معاونت، واحد مشارکتهای مردمی، خیّرین سلامت و مراکز خیریه است. درمجموع نزدیک به ۶۵۰ سازمان غیردولتی و خیریه در حوزۀ سلامت فعالیت دارند. ازجمله وظایف و مسئولیتهای این معاونت، مدیریت و راهبری ظرفیتهای اجتماعی در بخش سلامت در مناطق زیر پوشش، هدایت آنها در جهت توسعه و ارتقای نظام سلامت ازطریق سازماندهی، توسعه و حمایت از مؤسسات خیریه و سازمانهای مردمنهاد، و ارتباط مؤثر با واحدهای درون بخشی و سازمانهای بینبخشی است (مصدق راد، 1399).
انواع مختلف مشارکت مردمی در حوزۀ سلامت
بهطور عمده مشارکت در حوزۀ سلامت ازطریق مشارکت خیّرین سلامت، داوطلبان سلامت بهصورت فردی و گروهی، عضویت در مؤسسات خیریه و سازمانهای مردمنهاد است.
الف) مشارکت خیّرین در نظام سلامت: خیّرین سلامت برای مشارکت در تأمین مالی نظام سلامت میتوانند براساس علاقۀ خود در پروژههای بهداشت عمومی، واکسیناسیون، آموزش بهداشت، ارتقای سلامت و ساخت و تجهیز بیمارستانها کمک کنند. سازمان جهانی بهداشت به لزوم قراردادن مردم در کانون فعالیتهای مرتبط با ارتقای سلامت بهعنوان اصل اساسی اهمیت داده و معتقد است که بخشی از سازوکار تأمین هزینههای ارتقای سلامت بستگی به مشارکت مردم دارد (World Health Organization, 2007).
ب) داوطلب سلامت: ارائۀ خدمات سلامت داوطلبانه فراتر از مواردی مانند تأمین مالی، تولید منابع و ادارۀ مراکز درمانی است. داوطلبان سلامت بهصورت غیرمستقیم در مواردی همچون کاهش هزینهها، افزایش کارایی و اثربخشی نظام سلامت مشارکت دارند. داوطلبان سلامت ازطریق حرفه و تخصص بهصورت مستقل و غیرسازمانیافته یا بهصورت سازمانیافته با عضویت و همکاری در مؤسسات خیریه، گروههای داوطلب و جهادی، سازمانهای بهداشتی و و درمانی یا در اماکن مذهبی مانند مساجد به ارائۀ خدمات سلامت مشغول میشوند.گروههای داوطلب سلامت در راستای ارتقای سلامت جامعه با اهداف گوناگون و عمدتاً در مناطق محروم و کمتوسعۀ کشور به خدمترسانی میپردازند (رمضانینژاد و همکاران، 1388).
ج) مؤسسات خیّریۀ سلامت: در طبقهبندی سازمانهای مردمنهاد برحسب جهتگیری، فعالیت تعدادی از سازمانهای مردمنهاد با جهتگیری امور خیریه و رفاهی است و تمرکز آنها در راستای کمک به رفع نیازهای اساسی و معیشتی نیازمندان است. این سازمانها شامل مؤسسات خیریه و بنیادهای نیکوکاری و عامالمنفعه بوده و در تلاش برای رفع نیازهای معیشتی، رفاهی، تحصیلی، بهداشتی و درمانی، و سایر نیازهای گروههای هدف هستند (ملکزاده، 1396).
د) سازمانهای مردمنهاد سلامت: در کشور ما طبق مصوبۀ وزارت کشور، سازمانهای غیردولتی با معادل انگلیسی (NGOs[1]) به نام سازمانهای مردمنهاد یا به اختصار سمن نامیده شدهاند. این اصطلاح برای اولین بار در سال ۱۹۴۹ توسط سازمان ملل استفاده شد و دربارۀ «هر گروه غیرانتفاعی داوطلبانه از شهروندان جهانی که در سطح محلی، ملی و بینالمللی برای اهداف متنوع فرهنگی، اجتماعی، خیریۀ تخصصی و صنفی تشکیل شده باشد، استفاده میشود». (دماری و همکاران، 1393). سازمانهای مردمنهاد در زمینههای مختلف قادر به فعالیت هستند و بنابر نیاز و امکانات موجود میتوانند خود را سازماندهی کنند. انعطافپذیری این سازمانها که با نوعی ساختار زیستی و غیردیوانسالار فعالیت دارند، رشد سریع آنان را در شرایط کنونی موجب شده است. (عشایری و همکاران، 1395).
نقش مدیران در حمایت خیّرین
روشن است که سیاستگذاران نظام سلامت باید با بهکارگیری راهبردهای مناسب، روی عقاید و نگرش خیّرین به اهمیت و ضرورت مشارکت در فعالیتهای نوعدوستانه و خیرخواهانه در حوزۀ سلامت توجه کافی داشته باشند. سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت بایستی نیازهای بهداشتی _ درمانی جامعه را شناسایی و اولویتبندی کنند و به اطلاع خیّرین برسانند تا از منابع مالی آنها استفادۀ بهینه شده و از اتلاف منابع جلوگیری شود. رسانههای عمومی و شبکههای اجتماعی مجازی، نقش بسزایی در اطلاعرسانی نیازهای بهداشتی _ درمانی مردم ایفا میکنند. در سالهای اخیر، قوانین و مقررات، آییننامهها و بخشنامهها، دستورالعملها و تفاهمنامههایــی بــرای تقویــت مشــارکت خیّرین در نظــام سلامت ایــران تدویــن و ابـلاغ شـده کـه لازم است تا اطلاعرسانی مناسب دربارۀ آنها صورت پذیرد. در ایـن قوانیــن و بخشنامههــا تمرکز روی هدفمنــدی مشــارکت مالــی خیّرین بــرای دســتیابی بــه هــدف اصلــی نظــام سلامت یعنــی تأمیــن، ارتقــا و حفــظ سلامتی مــردم ضروری است. مدیـران سـازمانهای بهداشـتی _ درمانـی بایـد بـا مدیریـت صحیـح ارتبـاط بـا خیّرین، سعی در تقویت رفتـار خیرخواهانـۀ آنها داشته باشند. لازم است تا مدیــران ســازمانهای بهداشــتی _ درمانــی با شــفافیت، پاســخگویی، مســئولیتپذیری و ارائۀ گزارشهــای عملکــردی دورهای بــه خیّرین، اعتمــاد آنهــا را به دســت آورنــد تــا اقدامــات خیرخواهانــۀ ایشــان همچنــان تــداوم داشته باشد. سیاســتگذاران و مدیــران نظــام سلامت باید برای تقویــت مشــارکت خیّرین در نظــام سلامت اقداماتی را انجام دهند. استفاده از مکانیزمهــای تشــویقی و حمایتــی در ایــن زمینــه مانند ارائۀ معافیتهــای مالیاتــی بــه خیّرین و مؤسســات خیریــه میتوانــد باعث افزایش مشارکت خیّرین شود. علاوهبراین، تدویـن قوانیـن و مقـررات حمایتـی مناسـب در تأمیـن مالـی و ارائۀ خدمـات مؤسسـات خیریـه و نظـارت بــر فعالیــت آنهــا میتواند باعث پیشگیری از بــروز مشــکلات شود. نکتۀ حائز اهمیت، توجه به کاهــش بروکراســیهای غیرضــروری و موازیکاریهــا در تدویــن قوانیــن و مقــررات است (مصدقراد و همکاران، 1398).
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر از منظر هدف، روش گردآوری دادهها و میزان کنترل متغیرها به ترتیب کاربردی، پیمایشی و توصیفی است. جامعۀ آماری در برگیرندۀ کلیۀ مدیران و کارشناسان فعال در نظام بهداشت و سلامت استان یزد و همچنین خیّرین فعال در حوزۀ سلامت بود که از دانش نظری و تجربۀ عملی در حوزۀ مربوط برخوردار بودند. شایان ذکر است که برای نمونهگیری از روش نمونهگیری قضاوتی بهره گرفته شد؛ درنهایت باتوجهبه اشباع نظری دادهها، تعداد 8 نفر از مدیران و کارشناسان فعال در این زمینه و همچنین خیّرین بهعنوان اعضای نمونه انتخاب شدند (5 نفر مدیر و کارشناس، دو نفر خیّر و یک نفر رابط خیّرین). همچنین، نمونه گیری در این پژوهش طی دو مرحله انجام شد: نخست برای مصاحبه و سپس برای توزیع پرسشنامه که در مرحلۀ مصاحبه تعداد 8 نفر انتخاب شدند و همچنین در مرحلۀ توزیع پرسشنامه، پرسشنامه بین همان افراد (8 نفر) توزیع و جمعآوری شد. در این پژوهش برای گردآوری دادهها از دو روش کتابخانهای و میدانی استفاده شد. در بخش کتابخانهای از کتب و مجلات تخصصی فارسی و لاتین و مقالات متعدد استخراجشده از اینترنت استفاده شد که تحقیقات کتابخانهای برای استخراج مبانی نظری و تئوری بود و در بخش میدانی پژوهش نیز برای جمعآوری دادهها از نمونۀ پژوهش، از مصاحبۀ نیمهساختاریافته در راستای سؤالهای پژوهش و نیز پرسشنامۀ محققساخته استفاده شد. در پژوهش حاضر، باتوجهبه آنکه مصاحبهها بدون هرگونه جهتگیری صورت گرفت، همواره تلاش شد تا دقت لازم در ثبت و ضبط اطلاعات لحاظ شود؛ فرایند جمعآوری اطلاعات خبرهمحور بود و انتخاب افراد خبره بهصورت دقیق صورت گرفت؛ ازاینرو روایی فرایند انجام مصاحبهها بهعنوان ابزار گردآوری داده، تأیید شده است. همچنین روایی محتوایی پرسشنامۀ استفادهشده و مدل تبیینکنندۀ نقش مدیران در جلب حمایت خیّرین ارائهشده در پژوهش، به تأیید خبرگان شامل سه تن از اساتید دانشگاهی با تحصیلات مرتبط و همچنین کارشناسان حوزۀ سلامت یزد رسید.
با عنایت بر آنکه هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی تبیینکنندۀ نقش مدیران بیمارستان در جلب حمایت خیّرین در حوزۀ سلامت با بهرهگیری از رویکرد تلفیقی Dematel-ISM در فضای فازی شهودی است، سؤالات پژوهش به شرح زیر تبیین شد:
الگوی تبیینکنندۀ نقش مدیران بیمارستان در جلب حمایت خیّرین در حوزۀ سلامت چگونه است؟
مدیران بیمارستان چه نقشی را در جلب حمایت خیّرین در حوزۀ سلامت بر عهده دارند؟
روابط علت و معلولی موجود میان نقش مدیران بیمارستان در جلب حمایت خیّرین در حوزۀ سلامت چگونه تبیین میشود؟
بهمنظور پاسخ به سؤالهای پژوهش و تحقق هدف پژوهش، در گام اول برای شناسایی کلیۀ نقشهای مدیران بیمارستان در جلب حمایت خیّرین، از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شد؛ به این منظور برای استخراج نقشهای مذکور، مقالات مرتبط با موضوع مطالعه شد و از خبرگان فعال در حوزۀ بهداشت و سلامت و همچنین از خیّرین فعال در حوزۀ سلامت مصاحبه به عمل آمد. پس از مطالعۀ عمیق متون حاصل از مصاحبههای صورتگرفته و مقالات مرتبط، استخراج کلیۀ نقشهای مدیران، کدگذاری نقشها صورت گرفت و پس از شناسایی دستههای مفهومی، مقولۀ مرتبط با آنها در نظر گرفته شد. درواقع نقشهای مدیران در قالب مقولهها ارائه گردید. سپس باتوجهبه نقشهای استخراجشده از گام اول، در گام دوم به طراحی پرسشنامۀ دیمتل پرداخته شد و بهمنظور جمعآوری دادههای لازم برای ورود به گام تجزیهوتحلیل دادهها، پرسشنامۀ مذکور میان اعضای نمونه توزیع گردید. پس از تحلیل دادههای گردآوریشده بر مبنای رویکرد دیمتل در فضای فازی شهودی، میزان تأثیرگذاری هریک از عوامل مشخص شد. بهمنظور طراحی مدل تبیینکنندۀ نقش مدیران در جلب حمایت خیّرین، میزان تأثیرگذاریها و تأثیرپذیریها به گام سوم انتقال داده شد و با استفاده از روش مدلسازی ساختاری _ تفسیری، سطح هریک از نقشها در مدل مذکور تبیین گردید.
یافتههای پژوهش
با عنایت بر آنکه هدف از پژوهش حاضر، شناسایی نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین بود، برای تحقق هدف از رویکـرد تحلیـل محتـوا بهره گرفته شد؛ به این ترتیب، در گام اول ابتدا پایگاه داده ایجـاد شـد که متشکل از 38 مقالۀ فارسـی و لاتـین و متن 8 مصاحبه بـود. معیـار انتخـاب مقالات، اعتبار پایگاههای علمی منتشرکنندۀ مقـالات و تأکیـد مقـالات بـر مشارکت خیّرین بود. با مطالعۀ دقیق متن مقالات، عبارتهایی مشـخص شـد که بهنوعی بیانکنندۀ نقش مدیران و مشارکت خیّرین در حوزۀ سلامت هسـتند. سپس عبارتهای مذکور براساس شمارۀ مقاله و متن مصاحبه، کدگذاری و در قالب دسـتههـای مفهـومی بررسی شد. شایان ذکر است که کدگذاری به روش دستی انجام شد؛ به این صورت که برای مقالات فارسی حرف F، مقالات لاتین حرف L، پایاننامه حرف P و برای متن حاصل از مصاحبههای برگزارشده، حرف I در نظر گرفته شد. کلیۀ مقالات و متن حاصل از مصاحبهها به ترتیبی شمارهگذاری شد که بررسی و مطالعه شدند؛ برای مثال «سازماندهی جمعآوری کمکهای خیرین ...» عبارتی است که ضمن مطالعۀ مقالۀ شمارۀ 3 استخراج شده که فارسی است و بهعنوان یکی از نقشهای مدیران، کد F3 را به خود اختصاص میدهد. پس از استخراج کدها، دستههای مفهومی شناسایی شد و با بررسی دستههای مفهومی، مقولـههـای مـرتبط تعیین گردید. در مرحلۀ بـازبینی دربارۀ مقولـههـا در جلسـات هـماندیشـی بحث شد کـه اعضـای آن جلسات بـا بهـرهگیـری از روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب شدند. نتـایج حاصـل از تحلیـل محتـوا در جدول (1) مشاهده میشود.
جدول 1- نتایج بهدستآمده از تحلیل محتوا
Table 1- Results obtained from content analysis
|
مقوله |
دستۀ مفهومی |
کدها |
|
برند شخصی مدیر |
اعتبار شخصی شناخت خیّرین ویژگیهای فردی پیشینۀ مدیریتی |
سابقه و پیشینۀ مدیریتی و نیکوکاری، تحصیلات، محل زندگی، تولد و جایگاه اجتماعی، رفتار گذشته و ذهنیت مثبت خیّرین به مدیر، افتادگی، اخلاقمداری و ظرافتهای مدیریتی، قدرت برند شخصی در جذب خیرین |
|
قدرت توجیه و اقناع |
گفتوگوی اقناعی همسوسازی با نیازها مدیریت چالشها تیم تخصصی اقناع |
قدرت اقناع مدیر در توجیه خیّر، برخورد اقناعی و گفتوگومحور با خیّرین، عدمانعقاد قرارداد در پروژههای بدون اولویت معرفی گزینههای جایگزین به خیّرین، رفع ناآگاهی، کاهش تعصب، پاسخ به مقاومتها، کار گروهی برای رضایتگیری و جلب حمایت |
|
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
سیستمسازی جذب شبکهسازی خیّرین کار تیمی تفویض اختیار |
ایجاد سیستم و نظاممند بودن روند جذب خیّرین، سازماندهی مراکز خیریه، ایجاد صندوق مالی و بخش مشارکت خیّرین، تدوین آییننامهها، دستورالعملها و مجامع خیّرین، هماهنگی بین ارگانهای دولتی و مؤسسات غیردولتی، تفویض اختیار و توانمندسازی کارکنان، نظارت، پایش و مدیریت مستقیم فرایندها، استفاده از شبکههای انسانی (پرسنل، پزشکان و کارکنان) برای شناسایی خیّرین، تدوین راهبرد جذب و حفظ خیّرین، توانایی ایجاد نتورک و شبکهسازی |
|
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
مهارت مذاکره ارتباط مستمر زبان مشترک احترام و اعتماد |
دانستن راه و روش گفتوگو و دیپلماسی مذاکره، صداقت، صراحت، شفافیت و مستند صحبتکردن، وجود رفتار خیرانه در تعامل، ارتباط مستمر با خیّر (دیدار حضوری، تماس تلفنی)، مراجعۀ حضوری مدیران و ادای احترام (هدایا، گل و شیرینی)، استفاده از افراد معتمد در محلات، راهنمایی سالمندان برای اختصاص بخشی از اموال |
|
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
بازخورد مستمر شفافسازی احترام به خیّرین گزارشدهی منظم |
شفافسازی محل صرف منابع، گزارشدهی ماهانه از پیشرفتها، ارائۀ نتایج هزینهکرد کمکهای خیّرین، ارائۀ بازخورد منظم به خیّرین، پاسخگویی مداوم به خیّران و واقفان، پیگیری نتایج اقدامات و اطلاعرسانی به خیّرین، احترام به خیّرین و تصمیمات آنها، ادای حق خیّر، ایجاد سقف و نظاممند کردن مشارکتها، انعکاس فعالیت خیّرین در رسانهها و شبکههای اجتماعی، برجستهسازی ارزشهای معنوی وقف و کار خیّر |
|
اعتمادسازی |
اعتماد سازمانی شفافیت و پاسخگویی ارزشهای معنوی نقش افراد معتمد |
ایجاد و تقویت اعتماد عمومی به سازمانها، شفافسازی و گزارشدهی مالی و عملکردی، اطلاعرسانی دقیق به خیّرین دربارۀ پروژهها جلب اعتماد خیّرین ازطریق صداقت و تعهد |
|
شناخت نیازهای بیمارستان |
نیازسنجی دقیق اولویتبندی جلوگیری از اتلاف منابع فهرست نیازها |
شناخت مدیر از محل کار خود و نیازهای بیمارستان، شناسایی تجهیزات، امکانات و مشکلات بیمارستان، داشتن لیست تشکیلات و تجهیزات لازم به همراه قیمت، شناسایی نیاز منطقه ازطریق بررسی شیوع و بروز بیماریها، انجام پژوهشها برای شناسایی نیاز واقعی، اولویتدهی به برنامههای بلندمدت درمقابل کوتاهمدت، اولویتدهی به مناطق محروم، دستهبندی اولویتهای عمرانی، تجهیزاتی، پشتیبانی و حمایتی، جلوگیری از اتلاف منابع و بودجۀ خیّرین |
|
شناخت سازوکارهای جذب |
اطلاعات خیّرین مشاوره و آموزش ابزارهای تبلیغاتی بازاریابی اجتماعی |
ایجاد بانک اطلاعاتی خیّرین و شناخت سلایق آنان، استفاده از مشاوره، آموزش و تجربۀ کشورهای موفق، جذب خیّرین در ایام و مناسبتهای مذهبی و ملی، وجود مشاوران شایسته و کادر متخصص، برگزاری جلسات حضوری (ابتدای سال تحصیلی، بازههای زمانی خاص)، دیدارهای فردی و رودررو، تدوین آییننامه و ساختار جذب خیّرین، سیاستگذاری و قراردادن موضوع در برنامۀ سازمان، انعقاد تفاهمنامه با مؤسسات خیریه، تعامل بینبخشی (اوقاف، وزارت بهداشت، سازمانهای مردمنهاد)، تبلیغات دهانبهدهان مثبت، ابزارهای اطلاعرسانی (کاتالوگ، فیلم، عکس، مجله، دیجیتال و ...)، بهرهگیری از رسانهها، شبکههای اجتماعی و بازاریابی |
|
شناخت موانع و چالشها |
مشکلات ساختاری موانع مدیریتی چالشهای قانونی کمبود آگاهی خیّرین |
ضعف مدیریتی، بروکراسی اداری و نبود قوانین جامع، کمبود منابع مالی و نیروی انسانی متخصص، ناهماهنگی بین سازمانها و ارگانهای مرتبط، کاهش اعتماد، آگاهی ناکافی خیّرین و سوءاستفادههای احتمالی، فرسودگی زیرساختها و تجهیزات، تمرکز قدرت در رأس هیئتامنا، نبود فرد یا ادارۀ متولی جذب خیّرین، ضعف در شناسایی و جذب خیّرین، نبود برنامه درازمدت و استراتژیک، موازیکاری و اتلاف منابع، فقدان دانش و آگاهی مدیران از منابع خیّرین، عدمبازخورد به خیّرین، ارتباط ناکافی و ضعیف با خیّرین، نبود شفافیت در هزینهکرد منابع، کاهش رغبت خیّرین به همکاری با دولت، تعصب یا ترجیحات شخصی خیّرین |
|
ایجاد انگیزه در خیّرین |
تقدیر و تشویق شهرت و جایگاه منافع و مشوقها رضایت درونی
|
کسب آرامش روحی و رضایت درونی، لذت از کمک، کاهش احساس گناه یا ناراحتی، مسئولیتپذیری و احساس دین به جامعه، نقش خانواده و تربیت در ایجاد انگیزه، کسب جایگاه اجتماعی و پذیرش، ماندگاری نام و شهرت، جذابیت و وجهۀ مثبت کار خیّر، تحصیل ثواب و اطاعت از دستورات الهی، بهرهمندی از معافیتها و مشوقهای مالیاتی و تسهیلات بانکی، حمایتهای مالی، برگزاری مراسم تقدیر و تجلیل، دلجویی فردی از خیّرین (مانند عیادت)، حمایت و قدردانی دولت و سازمانها. |
|
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
باورهای مذهبی نوعدوستی اجتماعی ارزشهای اخلاقی گرایشات معنوی |
ترویج برکات و ثواب وقف و خیرات، تقویت باورهای دینی، اخلاقی و ارزشهای اسلامی، تکیه بر نوعدوستی، همدلی و هنجارهای اخلاقی، رشد داوطلبی و مسئولیتپذیری اجتماعی خیّرین |
|
فرهنگسازی |
ترویج فرهنگ خیرخواهی نهادینهسازی اجتماعی رسانه و تبلیغات آگاهیبخشی عمومی
|
علاقهمندی به مشارکت از دوران کودکی و نوجوانی، زمینههای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در انگیزش خیّرین، باورها و زمینههای فرهنگی حاکم بر زندگی خیّر، فرهنگ دینی و اسلامی مبنی بر انجام کار خیر، ایجاد بستر فرهنگی مناسب برای مشارکت خیّرین، اطلاعرسانی رسانۀ ملی و معرفی الگوهای خیّرین، فرهنگسازی طریق برگزاری سمینارها و جلسات با خیّرین، گسترش فرهنگ از خیرخواهی در جامعه |
همانطور که مشاهده میشود کلیۀ نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین، در 12 مقوله شناسایی و استخراج شد که این مقولهها در برگیرندۀ 48 دستۀ مفهومی یا زیرمقوله بود. برای تعیین تأثیرگذارترین نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، لازم بود تا در گام دوم با بهرهمندی از نقشهای مدیران شناساییشده در گام اول، پرسشنامۀ پژوهش تدوین شود؛ ازاینرو ماتریسی متشکل از نقشهای مدیران بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد طراحی شد که شامل برند شخصی مدیر، قدرت توجیه واقناع، توانایی شبکهسازی و سازماندهی، شناخت نیازهای بیمارستان، دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر، تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر، فرهنگسازی، اعتمادسازی، ایجاد انگیزه در خیّرین، رفتار خیّرانه و باورهای دینی، شناخت سازوکارهای جذب و شناخت موانع و چالشها بود و از پاسخدهندگان خواسته شد تا با در نظر گرفتن هریک از نقشها و مقایسۀ زوجی، نوع رابطه و میزان رابطۀ آنها را با دیگر فرایندها تعیین کنند (نمونۀ این پرسشنامه در پیوست 1 با عنوان پرسشنامۀ دیمتل ضمیمه شده است). شایان ذکر است که در این مرحله از نظرات هشت تن از مدیران، کارشناسان فعال و خیّرین در حوزۀ سلامت دانشگاه علوم پزشکی یزد بهرهگرفته شد که این افراد با روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب شدند. در مرحلۀ بعد دادههای حاصل از توزیع پرسشنامه با روش دیمتل فازی شهودی تجزیهوتحلیل شد که در ادامه به تشریح مراحل آن پرداخته شده است. بهمنظور ایجاد ماتریس روابط مستقیم اولیه، ماتریسی از عناصر موردبررسی تهیه و از پاسخدهندگان خواسته شد تا با مقایسۀ زوجی، میزان تأثیر یک عامل بر عوامل دیگر را در بازۀ مقادیر صفر تا چهار (صفر عدمتأثیرگذاری و چهار تأثیرگذاری زیاد) تعیین کنند. پس از گردآوری پرسشنامهها، نظر پاسخدهندگان در قالب متغیرهای زبانی فازی شهودی ذوزنقهای تعریف شد و ماتریس روابط مستقیم اولیۀ فازی شهودی برای هریک از خبرگان شکل گرفت. سپس باتوجهبه رابطۀ (1)، میانگین حسابی نظرات افراد خبره محاسبه شد و میانگین روابط مستقیم فازی شهودی به دست آمد.
رابطۀ (1)
برای محاسبۀ ماتریس روابط مستقیم نرمالشدۀ فازی شهودی لازم بود تا طبق (رابطۀ 2) ضریب s تعریف شود.
رابطۀ (2)
s>0
باتوجهبه آنکه ماتریس میانگین روابط مستقیم فازی شهودی متشکل از درجۀ عضویت و درجۀ عدمعضویت مقادیر است، برای محاسبۀ ضریب s، در هر ردیف حاصل جمع حدود بالای درجۀ عضویت و نیز حدود بالای درجۀ عدمعضویت محاسبه شد و از میان مقادیر بهدستآمده بیشترین مقدار برای درجۀ عضویت و بیشترین مقدار برای درجۀ عدمعضویت بهعنوان ضریب s انتخاب شد که برای درجۀ عضویت و درجۀ عدمعضویت این مقدار به ترتیب برابر با 66/10 و 73/10 بود. سپس براساس رابطۀ (3) هریک از درایههای ماتریس روابط مستقیم فازی شهودی بر مقادیر s تقسیم شد و ماتریس روابط مستقیم نرمالشدۀ فازی شهودی حاصل گردید.
رابطۀ (3)
در این مرحله ماتریس یکه (I12*12) را تشکیل داد و کلیۀ مقادیر مربوط به درایههای ماتریس یکه از مقادیر مربوط به درایههای ماتریس ارتباط مستقیم نرمالشدۀ فازی شهودی کسر شد. سپس معکوس ماتریس بهدستآمده از تفاضل درایههای ماتریس یکه و درایههای ماتریس روابط مستقیم نرمال فازی شهودی به دست آمد و براساس رابطۀ (5) با ضرب ماتریس نرمال در ماتریس معکوس حاصلشده، ماتریس روابط کل فازی شهودی تدوین شد. ماتریس نهایی فازی شهودی نیز در قالب جدول (2) تنظیم شده است.
رابطۀ (4)
جدول 2- ماتریس نهایی فازی شهودی
Table 2- Final intuitionistic fuzzy matrix
|
i j |
برند شخصی مدیر |
قدرت توجیه و اقناع |
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خّیر |
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
فرهنگسازی |
اعتمادسازی |
ایجاد انگیزه در خیّرین |
رفتار خّیرانه و باورهای دینی |
شناخت سازوکارهای جذب |
شناخت موانع و چالشها |
|
برند شخصی مدیر |
34/0 |
45/0 |
46/0 |
37/0 |
45/0 |
46/0 |
47/0 |
5/0 |
5/0 |
44/0 |
39/0 |
34/0 |
|
قدرت توجیه و اقناع |
49/0 |
47/0 |
55/0 |
43/0 |
55/0 |
56/0 |
53/0 |
57/0 |
59/0 |
53/0 |
48/0 |
43/0 |
|
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
45/0 |
51/0 |
46/0 |
44/0 |
54/0 |
55/0 |
55/0 |
57/0 |
57/0 |
51/0 |
47/0 |
42/0 |
|
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
45/0 |
5/0 |
5/0 |
35/0 |
49/0 |
5/0 |
53/0 |
52/0 |
55/0 |
5/0 |
45/0 |
41/0 |
|
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
43/0 |
52/0 |
52/0 |
4/0 |
44/0 |
53/0 |
53/0 |
54/0 |
55/0 |
5/0 |
46/0 |
38/0 |
|
تعامل دو طرفه و نگهداشت خیّر |
45/0 |
52/0 |
52/0 |
4/0 |
52/0 |
44/0 |
5/0 |
54/0 |
55/0 |
47/0 |
42/0 |
41/0 |
|
فرهنگسازی |
4/0 |
47/0 |
47/0 |
37/0 |
45/0 |
49/0 |
41/0 |
51/0 |
51/0 |
47/0 |
42/0 |
36/0 |
|
اعتمادسازی |
44/0 |
52/0 |
53/0 |
4/0 |
52/0 |
53/0 |
52/0 |
46/0 |
56/0 |
5/0 |
42/0 |
38/0 |
|
ایجاد انگیزه در خیّرین |
42/0 |
5/0 |
5/0 |
39/0 |
5/0 |
51/0 |
5/0 |
53/0 |
45/0 |
45/0 |
4/0 |
36/0 |
|
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
41/0 |
48/0 |
48/0 |
38/0 |
46/0 |
47/0 |
49/0 |
5/0 |
51/0 |
39/0 |
39/0 |
35/0 |
|
شناخت سازوکارهای جذب |
48/0 |
54/0 |
55/0 |
43/0 |
54/0 |
55/0 |
55/0 |
57/0 |
58/0 |
52/0 |
4/0 |
4/0 |
|
شناخت موانع و چالشها |
49/0 |
56/0 |
57/0 |
47/0 |
56/0 |
57/0 |
57/0 |
6/0 |
6/0 |
54/0 |
5/0 |
37/0 |
تعیین سلسلهمراتب نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد
در این مرحله، نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد براساس میزان تأثیرگذاری و نیز میزان برقراری تعامل با سایر نقشها رتبهبندی شدند؛ به همین منظور روابط مستقیم و غیرمستقیم عناصر موردتوجه قرار گرفت. براساس روابط (6) و (7) مقدار D مجموع تأثیرگذاری فرایند و مقدار R بیانگر مجموع تأثیرپذیری هریک از نقشهای مدیران در جلب حمایت خیّرین است؛ ازاینرو برای محاسبۀ میزان تأثیرگذاری و میزان تعامل هریک از نقشها با دیگر نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد، مقادیر مربوط بهD-R[2] و D+R[3] طبق جدول (3) محاسبه شد.
رابطۀ (5)
رابطۀ (6)
جدول3- میزان تأثیرگذاری و تعامل هریک ازچالشها
Table 3- The degree of influence and interaction of each role
|
عنوان |
D |
R |
D+R تأثیرپذیری |
D-R تأثیرگذاری |
|
برند شخصی مدیر |
16/5 |
26/5 |
43/10 |
099/0- |
|
قدرت توجیه و اقناع |
18/6 |
05/6 |
23/12 |
13/0 |
|
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
03/6 |
10/6 |
14/12 |
069/0- |
|
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
74/5 |
83/4 |
57/10 |
91/0 |
|
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
8/5 |
01/6 |
81/11 |
21/0- |
|
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
73/5 |
15/6 |
89/11 |
41/0- |
|
فرهنگسازی |
34/5 |
15/6 |
49/11 |
8/0- |
|
اعتمادسازی |
78/5 |
41/6 |
20/12 |
63/0- |
|
ایجاد انگیزه در خیّرین |
5/5 |
51/6 |
01/12 |
1- |
|
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
31/5 |
82/5 |
13/11 |
5/0- |
|
شناخت سازوکارهای جذب |
10/6 |
18/5 |
29/11 |
91/0 |
|
شناخت موانع و چالشها |
41/6 |
62/4 |
03/11 |
78/1 |
برای استخراج تأثیرگذارترین و پرتعاملترین نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد، مقادیر مربوط به محاسبۀ (D-R) و (D+R) به ترتیب نزولی مرتب شد که نتیجۀ آن به شرح جدول (4) است.
جدول 4- تعیین ترتیب میزان تأثیرگذاری و درجۀ تعامل هریک از نقشهای مدیران بیمارستانها در جلب حمایت خیّرین
Table 4- Ranking of the degree of influence and level of interaction of hospital managers’ roles in attracting donors’ support
|
اولویت |
نقش مدیران |
D+R تعامل |
نقش مدیران |
تأثیرگذاری D-R |
اولویت |
|
1 |
قدرت توجیه و اقناع |
23/12 |
شناخت موانع و چالشها |
78/10 |
1 |
|
2 |
اعتمادسازی |
20/12 |
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
915/0 |
2 |
|
3 |
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
14/12 |
شناخت سازوکارهای جذب |
913/0 |
3 |
|
4 |
ایجاد انگیزه در خیّرین |
01/12 |
قدرت توجیه و اقناع |
135/0 |
4 |
|
5 |
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
89/11 |
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
06/0- |
5 |
|
6 |
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
81/11 |
برند شخصی مدیر |
099/0- |
6 |
|
7 |
فرهنگسازی |
49/11 |
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
213/0 |
7 |
|
8 |
شناخت سازوکارهای جذب |
29/11 |
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
419/0- |
8 |
|
9 |
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
13/11 |
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
5/0- |
9 |
|
10 |
شناخت موانع و چالشها |
03/11 |
اعتمادسازی |
63/0- |
10 |
|
11 |
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
57/10 |
فرهنگسازی |
80/0- |
11 |
|
12 |
برند شخصی مدیر |
43/10 |
ایجاد انگیزه در خیّرین |
1- |
12 |
براساس نتایج حاصل، نقشهای شناخت موانع و چالشها، شناخت نیازهای حوزۀ سلامت، شناخت سازوکارهای جذب، قدرت توجیه و اقناع و توانایی شبکهسازی و سازماندهی، بیشترین میزان تأثیرگذاری را در جلب حمایت خیّرین دارند و نقشهای قدرت توجیه و اقناع، اعتمادسازی، توانایی شبکهسازی و سازماندهی، ایجاد انگیزه در خیّرین و تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّرین بیشترین میزان تعامل را با سایر نقشهای شناساییشده برقرار میکنند.
ترسیم مدل نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد با رویکرد دیمتل ساختاری-تفسیری
در گام سوم پژوهش، از خروجی رویکرد دیمتل فازی شهودی برای دنبالکردن مراحل مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شد که در ادامه به تشریح آن پرداخته شده است.
استخراج ماتریس دستیابی نهایی از ماتریس نهایی روابط کل
ماتریس نهایی روابط کل بازتابی از کنش و برهمکنشهای عوامل مختلف بدون در نظر گرفتن تأثیر عامل بر خودش است؛ بنابراین، لازم است تا با جمع ماتریس نهایی روابط کل با ماتریس واحد (I)، تأثیر هریک از عوامل بر خودش نیز در نظر گرفته و ماتریس نفوذ کل حاصل شود؛ به همین منظور، در این مرحله از پژوهش با جمع ماتریس نهایی روابط کل زیر با ماتریس واحد، ماتریس نفوذ کل طبق جدول (5) به دست آمد.
Table 5- Total influence matrix
|
i j |
برند شخصی مدیر |
قدرت توجیه و اقناع |
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
فرهنگسازی |
اعتمادسازی |
ایجاد انگیزه در خیّرین |
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
شناخت سازوکارهای جذب |
شناخت موانع و چالشها |
|
برند شخصی مدیر |
34/1 |
45/0 |
46/0 |
37/0 |
45/0 |
46/0 |
47/0 |
5/0 |
5/0 |
44/0 |
39/0 |
34/0 |
|
قدرت توجیه و اقناع |
49/0 |
47/1 |
55/0 |
43/0 |
55/0 |
56/0 |
53/0 |
57/0 |
59/0 |
53/0 |
48/0 |
43/0 |
|
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
45/0 |
51/0 |
46/1 |
44/0 |
54/0 |
55/0 |
55/0 |
57/0 |
57/0 |
51/0 |
47/0 |
42/0 |
|
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
45/0 |
5/0 |
5/0 |
35/1 |
49/0 |
5/0 |
53/0 |
52/0 |
55/0 |
5/0 |
45/0 |
41/0 |
|
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
43/0 |
52/0 |
52/0 |
4/0 |
44/1 |
53/0 |
53/0 |
54/0 |
55/0 |
5/0 |
46/0 |
38/0 |
|
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
45/0 |
52/0 |
52/0 |
4/0 |
52/0 |
44/1 |
5/0 |
54/0 |
55/0 |
47/0 |
42/0 |
41/0 |
|
فرهنگسازی |
4/0 |
47/0 |
47/0 |
37/0 |
45/0 |
49/0 |
41/1 |
51/0 |
51/0 |
47/0 |
42/0 |
36/0 |
|
اعتمادسازی |
44/0 |
52/0 |
53/0 |
4/0 |
52/0 |
53/0 |
52/0 |
46/1 |
56/0 |
5/0 |
42/0 |
38/0 |
|
ایجاد انگیزه در خیّرین |
42/0 |
5/0 |
5/0 |
39/0 |
5/0 |
51/0 |
5/0 |
53/0 |
45/1 |
45/0 |
4/0 |
36/0 |
|
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
41/0 |
48/0 |
48/0 |
38/0 |
46/0 |
47/0 |
49/0 |
5/0 |
51/0 |
39/1 |
39/0 |
35/0 |
|
شناخت سازوکارهای جذب |
48/0 |
54/0 |
55/0 |
43/0 |
54/0 |
55/0 |
55/0 |
57/0 |
58/0 |
52/0 |
4/1 |
4/0 |
|
شناخت موانع و چالشها |
49/0 |
56/0 |
57/0 |
47/0 |
56/0 |
57/0 |
57/0 |
6/0 |
6/0 |
54/0 |
0.5 |
37/1 |
استخراج ماتریس دستیابی در گرو تعیین ارزش آستانه (λ) برای مقادیر ماتریس نفود کل است. به این ترتیب که اگر درجۀ تأثیرگذاری یک عامل بر عامل دیگر مساوی یا بیشتر از ارزش آستانه باشد، نشاندهندۀ این است که عامل میتواند بر عامل دیگر تأثیر مستقیم داشته باشد؛ اما اگر درجۀ تأثیرگذاری کمتر از ارزش آستانه باشد، این بدان معناست که عامل بر عامل دیگر تأثیر مستقیم ندارد (Wang et al., 2008). در پژوهش حاضر براساس توافق جمعی اساتید فعال در حوزۀ تصمیمگیری، ارزش آستانه 5/0 تعیین شد و براساس رابطۀ (8)، مقادیر مربوط به ماتریس دستیابی نهایی مشخص و ماتریس مذکور طبق جدول (6) ایجاد شد.
رابطۀ (7)
جدول 6- ماتریس دستیابی نهایی
Table 6- Final reachability matrix
|
i j |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
11 |
12 |
|
برند شخصی مدیر |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
قدرت توجیه و اقناع |
0 |
1 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
|
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
0 |
1 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
|
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
0 |
1 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
|
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
0 |
1 |
1 |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
فرهنگسازی |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
اعتمادسازی |
0 |
1 |
1 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
ایجاد انگیزه در خیّرین |
0 |
1 |
1 |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
|
شناخت سازوکارهای جذب |
0 |
1 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
|
شناخت موانع و چالشها |
0 |
1 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
1 |
تعیین سطح هریک از نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد برای رسم مدل جامع
پس از تعیین مجموعۀ قابلدستیابی و مجموعۀ مقدم برای هر عنصر و تعیین مجموعۀ مشترک، سطحبندی نقشها انجام شد. مجموعۀ قابلدستیابی برای هر عنصر، مجموعهای است که در آن سطرهای ماتریس دستیابی نهایی بهصورت یک ظاهر شده باشد و مجموعۀ مقدم، مجموعهای است که در آن ستونها بهصورت یک ظاهر شده باشد. با به دست آوردن اشتراک این دو مجموعه، مجموع مشترک به دست خواهد آمد. عناصری که مجموعۀ مشترک با مجموعۀ قابلدستیابی یکسان باشد، سطح اول اولویت را به خود اختصاص میدهند. با حذف این عناصر و تکرار این مرحله برای سایر عناصر، سطح کلیۀ عناصر تعیین میشود. نتایج حاصل از تعیین سطح هریک از نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد به شرح جدول (7) است.
جدول 7- سطح هریک از نقشهای مدیران حوزه در جلب حمایت خیّرین
Table 7- Level of each managerial role in attracting donors’ support
|
فرایندها |
مجموعۀ قابلدستیابی |
مجموعۀ مقدم |
اشتراک |
سطح |
|
برند شخصی مدیر |
1 |
1 |
1 |
سطح اول |
|
قدرت توجیه و اقناع |
2و3و5و6و7و8و9و10 |
2و3و5و6و8و9و11و12 |
2و3و5و6و8و9 |
سطح سوم |
|
توانایی شبکهسازی و سازماندهی |
2و3و5و6و7و8و9و10 |
2و3و5و6و8و9و11و12 |
2و3و5و6و8و9 |
سطح سوم |
|
شناخت نیازهای حوزۀ سلامت |
4و7و8و9 |
4 |
4 |
سطح سوم |
|
دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر |
2و3و5و6و7و8و9و10 |
2و3و5و7و11و12 |
2و3و5و7 |
سطح سوم |
|
تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر |
2و3و6و8و9 |
2و3و5و6و8و9و11و12 |
2و3و6و8و9 |
سطح اول |
|
فرهنگسازی |
5و7و8و9 |
2و3و4و5و7و8و11و12 |
5و7و8 |
سطح دوم |
|
اعتمادسازی |
2و3و6و7و8و9 |
2و3و4و5و6و7و8و9و10و11و12 |
2و3و6و7و8و9 |
سطح اول |
|
ایجاد انگیزه در خیّرین |
2و3و6و8و9 |
2و3و4و5و6و7و8و9و10و11و12 |
2و3و6و8و9 |
سطح اول |
|
رفتار خیّرانه و باورهای دینی |
8و9و10 |
2و3و5و10و11و12 |
10 |
سطح دوم |
|
شناخت سازوکارهای جذب |
2و3و5و6و7و8و9و10و11 |
11 |
11 |
سطح چهارم |
|
شناخت موانع و چالشها |
2و3و5و6و7و8و9و10و12 |
12 |
12 |
سطح چهارم |
ارائۀ مدل جامع ساختاری-تفسیری
پس از تعیین سطح قرارگیری هریک از نقشها، براساس جدول بالا، مدل جامع نقشهای مدیران حوزۀ سلامت در جلب حمایت خیّرین در بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی یزد ترسیم شد که به شرح شکل (1) است.
شکل 1- مدل جامع ساختاری-تفسیری
Fig 1- Comprehensive structural–interpretive model
مطابق با شکل (1) مشاهده میشود که براساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هریک از نقشها، نقشهای برند شخصی مدیر، تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر، اعتمادسازی و ایجاد انگیزه در خیّرین در سطح اول، فرهنگسازی و رفتار خیّرانه و باورهای دینی در سطح دوم، قدرت توجیه و اقناع، توانایی شبکهسازی و سازماندهی، شناخت نیازهای حوزۀ سلامت و دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر در سطح سوم و درنهایت نقش شناخت سازوکارهای جذب و شناخت موانع و چالشها در سطح چهارم مدل جامع ساختاری _ تفسیری قرار گرفتند.
بحث و نتیجه
پژوهش حاضر به دنبال شناسایی نقشهای مدیران بیمارستانها در جلب حمایت خیّرین حوزۀ سلامت و ارائۀ الگوی مناسب برای تبیین این نقشها انجام شد. نتایج حاصل از مصاحبهها و تحلیل محتوای مقالات نشان داد که 48 دستۀ مفهومی یا زیرمقولۀ مؤثر شناسایی شده است که در قالب ۱۲ مقولۀ اصلی قرار میگیرند و شامل برند شخصی مدیر، قدرت توجیه و اقناع، توانایی شبکهسازی و سازماندهی، شناخت نیازهای بیمارستان، دیپلماسی مذاکره و ارتباط با خیّر، تعامل دوطرفه و نگهداشت خیّر، فرهنگسازی، اعتمادسازی، ایجاد انگیزه در خیّرین، رفتار خیّرانه و باورهای دینی، شناخت سازوکارهای جذب و شناخت موانع و چالشها هستند. با تحلیل محتوا مشخص شد که این ۱۲ نقش، شبکهای از تعاملات و تأثیرات متقابل دارند. بهویژه نقشهای «شناخت موانع و چالشها، شناخت نیازهای حوزۀ سلامت و شناخت سازوکارهای جذب» از تأثیرگذارترین نقشها هستند. همچنین نقشهای «قدرت توجیه و اقناع، اعتمادسازی، توانایی شبکهسازی و سازماندهی، ایجاد انگیزه و تعامل دوطرفه با خیّر» بیشترین میزان تعامل را با سایر نقشها دارند؛ به این معنی که تقویت این نقشها موجب ارتقای عملکرد سایر نقشها میشود. یافتههای این پژوهش با مطالعات پیشین همراستا است. مصدقراد و همکاران (1398) نیز به اهمیت شناخت سازوکارهای جذب و موانع مشارکت خیّرین اشاره کردهاند. اسدی جنتی و همکاران (۱۳۹۸) بر شناخت نیازهای حوزۀ سلامت تأکید داشتهاند. سایر پژوهشها نیز بر نقش قدرت توجیه و اقناع، اعتمادسازی، شبکهسازی و ایجاد انگیزه در افزایش مشارکت خیّرین تأکید کردهاند (زیلوچی، ۱۳۹۷). این همراستایی نشان میدهد که نتایج پژوهش حاضر در چارچوب علمی موجود قابلاتکا است.
پیشنهادات کاربردی با رویکرد جامعهشناسی
باتوجهبه نقش اجتماعی خیّرین و تعاملات بینفردی و نهادی، پیشنهادات کاربردی زیر ارائه میشود:
نظاممند کردن فرایند جلب حمایت خیّرین: ایجاد چارچوبها و فرایندهای منظم و شفاف برای جذب خیّرین باعث افزایش اعتماد عمومی و کاهش ابهام در مشارکتهای مردمی میشود. از دید جامعهشناسی توسعه، چنین نظاممندی به تثبیت سرمایۀ اجتماعی و افزایش حس تعلق اجتماعی و مسئولیتپذیری در جامعه کمک میکند.
استفاده از الگوهای موفق و تعمیم آنها به حوزههای مختلف نظام سلامت: الگوگیری از نمونههای موفق داخلی و خارجی و سازگارکردن آنها با شرایط محلی، امکان انتقال دانش اجتماعی و توسعۀ ظرفیتهای نهادی را فراهم میآورد.
تقویت ساختارها، سیستمها و فرایندهای سازمانیافته در تمام سطوح نظام سلامت: سازماندهی مناسب، شفافیت و پاسخگویی باعث افزایش اعتماد اجتماعی و مشارکت فعال خیّرین میشود. از منظر جامعهشناسی توسعه، این کار باعث افزایش سرمایۀ اجتماعی و کاهش نابرابری دسترسی به خدمات میگردد.
توسعۀ مشارکت جمعی ازطریق رسانههای مجازی و آنلاین: استفاده از فضای دیجیتال و شبکههای اجتماعی باعث گسترش مشارکتهای مردمی و افزایش آگاهی اجتماعی میشود و امکان تعامل گسترده بین خیّرین و سازمانهای سلامت فراهم میآید.
آموزش مدیران برای توانمندسازی در جلب حمایت خیرین: آموزش مهارتهای ارتباطی، مذاکره و مدیریت مشارکت مردمی به مدیران، ظرفیت نهادی و توانایی شبکهسازی آنان را افزایش میدهد که در جامعهشناسی توسعه به آن «تقویت سرمایۀ انسانی و اجتماعی» گفته میشود.
آموزش و توانمندسازی خیّرین در حوزۀ سلامت: آگاهیبخشی و آموزش خیّرین در زمینۀ سلامت و نیازهای جامعه، باعث ارتقای مشارکت مؤثر و هدفمند آنها میشود و نقش آنان را در توسعۀ اجتماعی پررنگتر میکند.
تقویت فرهنگ مشارکت در خیّرین و کارکنان حوزۀ سلامت: تشویق به همکاری، همیاری و مسئولیتپذیری جمعی باعث شکلگیری سرمایۀ اجتماعی مثبت و توسعۀ نهادهای اجتماعی قوی میشود.
شناخت انگیزۀ افراد و طبقهبندی آنها: شناسایی انگیزههای مالی، اجتماعی و اخلاقی خیّرین، امکان طراحی مشارکت هدفمند و متناسب با نیازهای جامعه را فراهم میآورد و باعث افزایش کارایی توسعۀ اجتماعی میشود.
اعمال بوروکراسیهای اداری بهعنوان فرصت: استفاده از ساختارهای قانونی و اداری برای جلوگیری از سوءاستفادهها، تقویت شفافیت و افزایش اعتماد عمومی، ظرفیتهای نهادی جامعه را بهبود میبخشد.
تدوین و بازنگری برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت براساس مشارکت مردمی: درگیرکردن جامعه با مراحل اولیۀ برنامهریزی باعث ارتقای مشروعیت اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی و توسعۀ پایدار میشود.
برای انجام پژوهش آتی پیشنهاد میشود تا در طی پژوهشهای آتی:
[1] Non-Governmental Organizations
[2] D+R: بدین معنا هست که هر چقدر این مقدار بیشتر باشد، آن عامل تعامل بیشتری با سایر عوامل دارد (تأثیرپذیری یا درجۀ تعامل)
[3] D-R: قدرتأتاثیرگذاری هر عامل را نشان میدهد و گویای آن است که اگر این میزان مثبت باشد، متغیر، متغیری علّی محسوب شده و اگر این مقدار منفی باشد، معلول محسوب میشود.