The Sense of Place Belonging in Multicultural and Plural Cities (Case Study: Rezvanshahr in Gilan Province)

Document Type : Research Paper

Authors

1 Assistant professor, Gilan Research Institute, University of Gilan, Rasht, Iran

2 MA., Sociology, University of Gilan, Rasht, Iran

Abstract

Introduction
The concept of place belonging defined as the emotional and cognitive bond between individuals and their environment is a crucial element of urban sustainability and social cohesion. This significance is amplified in multicultural cities, where diverse ethnic, cultural, and religious groups coexist, making the negotiation of identity and attachment a complex process. This study investigated the sense of place belonging among the residents of Rezvanshahr, a city in northern Iran recognized as one of the nation's most ethnically diverse urban centers, primarily inhabited by Gilak, Talesh, and Turk communities. The research addressed a critical gap in the literature by moving beyond physical determinants of attachment to explore how socio-cultural dynamics influenced place belonging in a pluralistic context. Drawing primarily on Marco Antonsich's comprehensive theoretical framework, which conceptualizes belonging not merely as a personal feeling of being 'at home' but as a multidimensional phenomenon shaped by autobiographical, relational, cultural, economic, and legal factors, this study had two main objectives. First, it aimed to empirically measure the overall level of place belonging among the citizens. Second, and more importantly, it sought to analyze the relationship between this sense of belonging and several key social variables: social vitality (as an indicator of positive social interaction), the spirit of participation in urban management, trust in urban management institutions, and perceptions of urban violence. By focusing on Rezvanshahr, this study offers valuable insights into the interplay between social capital, governance, and place attachment in a context characterized by significant cultural diversity.
 
 
Materials & Methods
This quantitative research utilized a survey method with a structured questionnaire. The statistical population comprised all citizens of Rezvanshahr. A sample of 400 respondents was selected through random cluster sampling across 11 neighborhoods of the city. The validity of the instrument was established through face validity, while reliability was assessed using Cronbach's alpha. The coefficients for all main variables—including sense of belonging, social vitality, participation, perceptions of violence, and trust—ranged from 0.72 to 0.93, indicating good internal consistency. Data analysis was conducted by using SPSS, employing descriptive statistics, Pearson's correlation coefficient, analysis of variance (ANOVA), and multiple regression analysis.
 
Discussion of Results & Conclusion
The findings indicated that the overall sense of place belonging in Rezvanshahr was relatively high, suggesting a robust emotional connection between citizens and their city, despite its diversity. The results revealed significant positive correlations between a sense of belonging and social vitality, participation in urban management, and trust in municipal institutions. This suggested that citizens’ emotional investment in the city deepened when they found joy in their daily interactions, felt that their contributions to city affairs were valued, and perceived local authorities as competent and honest. Conversely, a significant negative correlation was observed between urban violence and sense of belonging, highlighting how insecurity and social disorder could diminish feelings of safety and belonging. Significant differences in sense of belonging were found across demographic variables, particularly among age groups, where older citizens reported a higher sense of belonging. Additionally, differences were noted in education levels and, notably, ethnicity. Gilak respondents exhibited the highest sense of belonging followed by Talesh, while Turk respondents reported the lowest. These variations suggested differing levels of social integration and recognition that warranted further investigation. No significant differences were detected based on gender or religion.
The regression analysis demonstrated that the independent variables collectively explained a substantial portion (45%) of the variance in sense of place belonging, confirming the model's strong explanatory power. These findings align closely with Antonsich's theoretical dimensions. Social vitality and participation reflect the relational and cultural factors that enhance an individual's connection to place. The significance of ethnicity highlights the cultural dimension, wherein language and shared identity serve as key anchors for belonging. Trust in urban management relates to the legal and social aspects of feeling secure and is recognized by systems of authority. Moreover, urban violence directly undermines feelings of safety and stability, which are essential for the autobiographical and economic continuity of place attachment. The study concludes that a sense of belonging is not inherent but a social construct actively shaped at the intersection of power, identity, and space. Therefore, fostering social vitality, encouraging genuine citizen participation, building trust in municipal institutions, and implementing effective policies to mitigate urban violence are not merely administrative tasks; they are essential strategies for enhancing place belonging and managing social cohesion in multicultural urban settings like Rezvanshahr.

Keywords

Main Subjects


مقدمه و بیان مسئله

مفهوم تعلّق به مکان در گفتمان‌ رشته‌های مختلف علمی ازجمله انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، جغرافیا و علوم تربیتی بررسی می‌شود. افزون بر این، تعلق خاطر به مکان به‌مثابه پناهگاه و فضای امنی تعریف می‌شود که زمینه‌ساز آسایش و آرامش روانی فرد است (Semken & Freeman, 2008: 1043). مکان ‎‌اعم از خانه، محله، شهر یا کشور با طیف گسترده‎‌ای از احساسات همراه است (Van Lanen, 2022; Joronen & Griffiths, 2019). مکان علاوه‌بر ویژگی مادی شامل بُعد غیرمادی نیز است و احساسات خاصی را برای افراد ساکن همچون هویت مکانی به وجود می‎‌آورد (رضوانی و احدی، 1388: 47). به بیان دیگر مکان به‌عنوان یک ویژگی اساسی تجربۀ انسانی در نظر گرفته می‎‌شود که عمیقاً در فرایندهای شکل‌گیری هویت و تعلق، سلامت و رفاه نقش دارد (Raffaeta & Duff, 2013: 331). مکان‎ شامل طیف وسیعی از جاهای مختلف است که ازنظر آنتونیچ می‎‌توان تعلق به آن را در مقیاس‎‌های چندگانه مفهوم‌سازی کرد (Antonsich, 2010: 649). خانه، محله، شهرهای کوچک و بزرگ حتی میادین و ابنیه‎‌ها را می‎‌توان در زمرۀ مکان‎‌ها دسته‌بندی کرد؛ بنابراین، فضا و مکان را می‎‌توان مادیتی فراتر از انسان در نظر گرفت (Lund & Benediktsson, 2010: 1).

اهمیت مکان در مطالعات علوم اجتماعی به‌قدری پررنگ شده است که برخی نظریه‌پردازان پیشنهاد می‌کنند این مفهوم باید به‌عنوان یک منبع بنیادین هویت در کنار نژاد، طبقه و جنسیت به تحلیل‌های جامعه‌شناختی اضافه شود؛ زیرا مکان نقشی محوری در تعیین و شکل‌دهی به هویت فردی و جمعی ایفا می‌کند (Gieryn, 2000: 481). امروزه مطالعات زیادی دربارۀ تعلق به شهر انجام گرفته است (Bauder, 2015; Strunk & Richardson, 2017؛ امیری و همکاران، 1401؛ محمدی و رفیعی بالان، 1400؛ نصیری آملی و همکاران، 1400؛ یزدانی و همکاران، 1398)؛ در این راستا، احساس تعلق به شهر با پیوندهای عاطفی افراد با یک مکان و علایقشان به آن مشخص اطلاق می‌شود و دربرگیرندۀ ادراک شناختی و ذهنی آن‌ها به پیرامونشان است (رحیمی و همکاران، 1399: 25). باتوجه‌به فقدان حس تعلق و گسستگی شهروندان از محلات شهری در شرایط کنونی، اکتفا به بررسی صرفِ ابعاد حس تعلق به شهر کفایت نمی‌کند؛ ازاین‌رو، ضروری است که تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی به‌عنوان مفهومی چندوجهی بررسی شود؛ زیرا این عوامل، زوایای متفاوتی از پیوند انسان با مکان را آشکار می‌سازد (مشکینی و همکاران، 1394: 70). احساس تعلق به مکان، شهروندان را توانمند می‌سازد تا برای بهبود محیط شهری خود مبادرت به کنشگری نمایند. این امر شامل گزارش‌دهی مؤثر مشکلات در سطوح مدیریتی و همچنین پیگیری مستمر برای تسریع در فرایند رفع آنها می‌شود (مبارکی و صلاحی، 1392: 279)؛ درنتیجه، توجه به مقولۀ‌ احساس تعلق در میان شهروندان و فراهم‌آوردن شرایط بسترساز برای شکل‌گیری فرایند شهروندی فعال و همچنین تثبیت هویت مکانی و اجتماعی، زمینه‌ساز کاهش بسیاری از تقابل‎‌های فرهنگی است. بر اساس طرح محله‌بندی سال ۱۳۹۸، شهر رضوانشهر با جمعیتی نزدیک به ۲۰ هزار نفر به‌عنوان متکثرترین شهر در شمال ایران شناخته می‌شود. این شهر محل سکونت سه گروه قومی گیلک، تالش و ترک است و ازنظر مذهبی نیز دارای تنوع جمعیتی ۴۰درصدی اهل سنت و ۶۰درصدی شیعه است. افزون بر این، ویژگی‌های ترکیبی جغرافیایی آن (شامل مناطق کوهستانی و جلگه‌ای)، رضوانشهر را به میدانی مطالعاتی منحصربه‌فرد و پیچیده برای بررسی حس تعلق مکانی تبدیل کرده است. تحقیقات حاکی‌ازآن است که تحولات گستردۀ فرهنگی و افزایش آسیب‌های اجتماعی در شهر رضوانشهر، با تنوع قومیتی _ فرهنگی و ورود مهاجران به این منطقه مرتبط است (تحویلداری و همکاران، 1402: 145). درضمن در رضوانشهر میزان خشونت خانگی و خیابانی از میانگین شهرستان‎‌های استان گیلان بیشتر است (موسوی، 1402: 8). پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان تعلق مکانی شهروندان رضوانشهر انجام شده است؛ در این راستا، تأثیر متغیرهای کلیدی نظیر نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر متغیر وابسته ارزیابی می‌شود؛ درنتیجه، علاوه‌بر بررسی عوامل مؤثر بر تعلق مکانی، میزان اثرگذاری مؤلفه‌های قومی و مذهبی نیز به‌طور مجزا مطالعه و تحلیل خواهد شد.

 پیشینۀ پژوهش

پیشینۀ داخلی

براساس یافته‌های پژوهش صالحی و نصرتی (۱۴۰۴) با عنوان «سنجش سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی با تأکید بر تمایل به سکونت در فضاهای شهری؛ مطالعۀ موردی محلۀ امیرآباد شهر تهران»، فرایند اجتماعی‌شدن و سبک زندگی به‌عنوان عوامل تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با محل سکونت مطرح می‌شود؛ به‌طوری‌که انتخاب مکان زندگی می‌تواند به‌عنوان بیانی از هویت اجتماعی و فرهنگی افراد تفسیر شود؛ درنتیجه، انتخاب محل سکونت تنها تابعی از عوامل ساختاری مانند امنیت، سرمایۀ اجتماعی و امکانات محلی نیست، بلکه به‌شدت متأثر از کنش‌های فردی و تصمیمات روزمرۀ شهروندان در زمینۀ‌ سبک زندگی و اوقات فراغت است؛ ازاین‌رو، عادت‌واره‌های سبک مصرف و شیوه‌های گذراندن اوقات فراغت نقشی محوری و تعیین‌کننده در فرایند انتخاب محل سکونت ایفا می‌کنند. طبق یافته‏های پژوهش ایمانی شاملو و همکاران (1403) با عنوان «تأثیر حس تعلق بر مشارکت شهروندان در بافت‌های کهن و تاریخی مطالعۀ موردی: محلۀ مقصودیه تبریز» رابطۀ معنی‌دار مثبت و قوی بین احساس تعلق و مشارکت شهروندان وجود دارد. همچنین بین سن، وضعیت شغلی، تحصیلات افراد و مشارکت شهروندان رابطۀ معناداری وجود دارد. طبق یافته‏های پژوهش امیری و همکاران (1401) با عنوان «ارزیابی عوامل موثر بر حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری، مطالعۀ موردی: میدان انقلاب بندر بوشهر» شاخص‎‌های مکانی تأثیرگذار بر عوامل مؤثر در حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری به 6 عامل «خاطره‌انگیزی/ تعلق مکانی»، «دسترسی و خوانایی»، «زیبایی بصری و تنوع فضایی»، «تأمین فعالیت‌ها»، «همه‌شمولی» و «تعامل‏پذیری/ حضورپذیری» دسته‌بندی شده است. طبق یافته‏های پژوهش شیروانی ناغانی و همکاران (1401) با عنوان «بررسی رابطۀ بین تعلق به شهر و رفاه ذهنی شهروندان تهرانی (مطالعه‌ای در بین شهروندان بالای 18 سال شهر تهران)» بین تعلق مکانی، تعلق احساسی و تعلق عملی با رفاه ذهنی شهروندان رابطۀ معنادار و مثبت وجود دارد. متغیر تعلق اجتماعی 31/0 از تغییرات متغیر رفاه ذهنی را تبیین می‎‌کند. طبق یافته‏های پژوهش نوروزی‌زاده و همکاران (1400) با عنوان «ارزیابی و بررسی تطبیقی مؤلفه‌های مؤثر بر شکل‌گیری حس تعلق به مکان در بافت قدیم و جدید شهر تبریز» تعلق به مکان در بافت قدیم تبریز بیشتر از بافت جدید است. همچنین در بافت قدیم تعاملات اجتماعی میان ساکنان قوی‌ترین عامل مؤثر بر شکل‌گیری حس تعلق آنان محسوب می‌شود. طبق یافته‏های پژوهش نصیری و همکاران (1400) با عنوان «تعلق شهری و حق به شهر، مورد مطالعه: جوانان شهر آمل» احساس تعلق مکانی دارای بیشترین تأثیر مستقیم بر حق به شهر است و هویت مکانی دارای کمترین تأثیر غیرمستقیم بر این متغیر است. وضعیت کلی حق به شهر در بین جوانان ساکن شهر آمل در حد متوسط است. جوانان آملی حس تعلق نسبتاً خوبی به این شهر دارند و برای تغییر وضع موجود تلاش می‌کنند؛ اما فرصت‌های ایجادشده را کافی و عادلانه نمی‌دانند. طبق یافته‏های پژوهش فیض‌الهی (1400) با عنوان «رابطۀ احساس تعلق به شهر و مشارکت اجتماعی در مدیریت شهری» احساس تعلّق به شهر دارای تأثیر مثبت بر مشارکت در مدیریت شهری است. سطح مشارکت اجتماعی شهروندان این منطقه متوسط ارزیابی شده است؛ با این وجود، باتوجه‌به پدیدۀ مهاجرپذیری که غالباً ماهیت روستایی و درون‌استانی دارد و ترکیب کنونی محلات شهری، پتانسیل درخور‌توجهی برای بهره‌گیری مدیریت شهری از ظرفیت‌های مشارکتی شهروندان وجود دارد. طبق یافته‏های پژوهش نیکخواه و همکاران (1399) با عنوان «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس تعلق شهروندان به شهر مورد مطالعه: شهر بندرعباس» بین تعاملات اجتماعی، امنیت اجتماعی، خدمات محله‎‌ای، تعاون و همکاری محله‎‌ای و مکان‎‌های خاطره‌ساز با احساس تعلق شهروندان رابطۀ قوی و معناداری وجود دارد. طبق یافته‏های پژوهش یزدانی و همکاران (1398) با عنوان «بررسی و تحلیل هویت محلات شهری با تأکید بر حس تعلق به مکان (مورد مطالعه: محلات سیزده‌گانۀ حاشیۀ شهر اردبیل)» بین انسجام و تعامل اجتماعی با حس مکان، ارتباط معنی‎‌دار مثبت و مستقیم وجود دارد؛ اما متغیرهای مشارکت اجتماعی، مسئولیت‎‌پذیری و آگاهی و دانش بر متغیر حس مکان تأثیری ندارد. طبق یافته‏های پژوهش ملکی و همکاران (1393) با عنوان «بررسی حس تعلق به مکان باتوجه‌به تفاوت‌های جنسیتی، (مطالعۀ موردی، شهر ایلام)» میزان حس تعلق به مکان بر میزان احساس امنیت، خصوصیات کالبدی اثر دارد؛ همچنین تأثیرات مکان بر برداشت‎‌های ذهنی و ماندگاری تصورات بستگی دارد که با تغییر هرکدام از عوامل، میزان حس تعلق به مکان در افراد تغییر خواهد کرد. تفاوت‌هایی نیز میان حس تعلق زنان و مردان وجود دارد که به خصوصیات جنسیتی آنان وابسته است.

پیشینۀ خارجی

آذریان[1] (2023) در مقاله‎‌ای با عنوان «ساخت اجتماعی مکان‌ها به‌عنوان اشیای معنادار: رویکرد تعامل‌گرایی نمادین» بر تبیین فرایند ساخت و حفظ هویت جمعی متمرکز است که ازطریق پیوندهای عاطفی اعضای گروه با مکان شکل می‌گیرد. این پژوهش با اتکا به اصول تعامل‌گرایی نمادین، استدلال می‌کند که برای ایفای نقش پایه و اساس هویت گروهی، مکان باید به‌عنوان شیء‌ای معنادار با ارزش ویژه ادراک شود. افزون بر این، معناداری مکان ازطریق بیان روایی منحصربه‌فرد بودن آن محقق می‌شود؛ روایتی که با تکیه بر تجربیات مشترک زندگی مرتبط با مکان، ویژگی‌های خاص آن را ارج می‌نهد و ارزش ذاتی آن را تعمیق می‌بخشد. پینکستر و لومانز[2] (2024) در مقاله‎‌ای با عنوان «تعلق شهری به‌مثابۀ عاطفۀ مکان‌محور» تعلق شهری را به‌عنوان عاطفۀ مکان‌محور تعریف می‌کنند تا نحوۀ شکل‌گیری و تکامل این پدیده را ازطریق تعاملات روزمره با شهر به شیوه‌های کیفی متمایز، واکاوی کنند. این پژوهش، احساسات متفاوت ساکنان آمستردام را در ماه‌های اولیۀ همه‌گیری کووید-۱۹ بررسی کرده است. در پی بازتنظیم ناگهانی زندگی روزمره، درحالی‌که برخی ساکنان احساس رضایت عمیق مکانی را تجربه کردند، گروهی دیگر احساساتی دوگانه یا منفی پرورش دادند. این طیف عاطفی شامل جدایی مضطربانه، سرخوردگی، بیگانگی و طرد بود که به طرح پرسش‌های وجودی دربارۀ جایگاه آن‌ها در شهر، فراتر از دورۀ همه‌گیری، منجر شد. داده‌ها نشان داد که این نابرابری‌های عاطفی ریشه در کنش‌های روزمره دارد و ازطریق مواجهه‌های اجتماعی و مادی در فضاهای خصوصی و عمومی تکامل می‌یابد. این یافته‌ها بر ماهیت فرایندی و رابطه‌ای تعلق شهری تأکید می‌کند و ظرفیت‌های عاطفی شهر در زندگی روزمره را برجسته می‌سازد. آکینو و همکاران[3] (2020) در مقاله‎‌ای با عنوان «حق به شهر: ورزش غیررسمی در فضای باز و تعلق شهری در فضاهای چندفرهنگی» تعاملات ورزشی و تفریحی غیررسمی جمعیت‌های مهاجر و قومی متنوع سنگاپور را بررسی کردند. یافته‌های آنان نشان می‌دهد که چگونه محیط‌های شهری و ساختارهای اجتماعی گسترده‌تر به‌عنوان عاملی واسطه در شمول یا طرد ساکنان عمل می‌کند. این پژوهش با بهره‌گیری از مفهوم «حق به شهر» به دسترسی شهروندان به منابع شهری و توانایی جمعی آنها برای سکونت دموکراتیک در شهر توجه می‌کند. باوجود محدودیت‌های ساختاری اعمال‌شده بر مهاجران به حاشیه رانده‌شده، ماهیت ورزش غیررسمی شامل گردهمایی‌های خودجوش برای بازی، استفادۀ خلاقانه از فضای عمومی و طیفی از شیوه‌های جشن و سرور، موجب ایجاد حس تعلق شهری می‌شود. یاشینا شافر[4] (2018) در مقاله‎‌ای با عنوان «من به کجا تعلق دارم؟ روایت‌هایی از ردینا (میهن) در میان جوانان روس‌زبان در قزاقستان» روایت‌های شخصی از مفهوم «ردینا» در میان جوانان روس‌زبان قزاقستان را پس از فروپاشی شوروی بررسی انتقادی می‌کند. استدلال اصلی مقاله این است که «ردینا» به‌عنوان مکان کانونی تعلق، نمی‌تواند با معنایی واحد تعریف شود، بلکه با تضادها و تنوع‌های درونی مشخص می‌شود. این پژوهش با تکیه بر داده‌های تجربی، فراتر از محدوده‌های «ملت» و «ملیت» گام برمی‌دارد تا روش‌های متنوع شکل‌گیری برداشت روس‌زبانان از ردینا و همچنین تأثیر این روایت‌ها بر ساخت هویت فردی و جمعی آنها را آشکار سازد. اسمیت[5] (2011) در پژوهشی با عنوان «رابطۀ بین رضایت مسکونی، حس اجتماع، حس تعلق و حس مکان در یک جامعۀ برنامه‌ریزی‌شدۀ شهری در غرب استرالیا» با تکیه بر روش کمّی و استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد، مؤلفه‌های رضایت از سکونت، حس جامعه، حس تعلق و حس مکان را در یک بافت شهری خاص سنجش کرد. یافته‌های پژوهش حاکی‌ازآن بود که عوامل اجتماعی و فیزیکی، شامل احساس تعلق، وابستگی به جامعه، مشارکت اجتماعی، سطح پایین ترس از جرم، طراحی و چیدمان جامعه و تراکم مسکن، تأثیر مثبتی بر سطوح بالای رضایت سکونتی و سه مؤلفۀ مکانی دارد. در نقطۀ مقابل، عوامل شخصی مانند سن، قومیت، مالکیت خانه، مدت سکونت و سطح تحصیلات تأثیر معناداری بر این مفاهیم نشان نداد.

در جمع‌بندی پیشینه‌های پژوهش می‌توان بیان داشت که بیشتر مطالعات، ازجمله تحقیقات ایمانی شاملو و همکاران (۱۴۰۳)، نیکخواه و همکاران (۱۳۹۹) و یزدانی و همکاران (۱۳۹۸) از روش کمّی و رویکرد پیمایشی بهره‌ گرفته‌اند. هرچند، پژوهش‌های آذریان (2023) و پینکستر و لومانز (2024) با استفاده از روش‌های کیفی انجام شده‌ است. ازجمله نقاط قوت مطالعات پیشین می‌توان به حجم بالای نمونه‌ها، به‌کارگیری تحلیل‌های چند‌متغیره و توجه به عوامل فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد؛ بااین‌حال، به متغیرهای مرتبط با قومیت و مذهب در بافت شهرهای چندفرهنگی و متکثر کمتر توجه شده است. افزون بر این، شاخص‌های مهمی همچون خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری و نقش آنها در شکل‌گیری یا تضعیف احساس تعلق مکانی در بیشتر پژوهش‌ها مغفول مانده است. پژوهش حاضر با رویکردی کمّی و در یکی از متکثرترین شهرهای شمالی ایران ازنظر ترکیب قومی و مذهبی انجام گرفته است؛ الگویی که قابلیت تعمیم به دیگر شهرهای دارای ساختار چندقومیتی را نیز داراست؛ علاوه‌براین، به‌کارگیری نظریۀ آنتونیچ در تبیین ابعاد تعلق مکانی، از نکات برجسته و متمایزکنندۀ‌ این مطالعه به شمار می‌رود.

رویکرد نظری

اصطلاح «تعلق» در میان جامعه‌شناسان در بستر دشواری‌های مفهوم «هویت» محبوبیت یافته است؛ زیرا کمتر در معرض انحرافات هستی‌شناختی هویت قرار دارد. تعلق شامل بُعدی عاطفی و احساسی است، نه فقط «بودن» بلکه «اشتیاق‌داشتن»؛ علاوه‌براین، تعلق با مکان نیز مرتبط است. احساس تعلق به یک محله، شهر یا منطقه شکل مهمی از تعلق است که بیشتر با این حس همراه است که این قلمروها به ما تعلق دارد (Gidley et al., 2018: 3). از جامعه‌شناسان کلاسیک متون مختلفی دربارۀ تعلق به مکان دیده شده است؛ برای مثال «مردانی که پیوندهایی مرتبط با زادگاهی مشترک دارند، به‌طور طبیعی به روابط اجتماعی کشیده می‎‌شوند. مردمی که در یک قلمرو مشترک ساکن هستند، درنتیجه چنین اشتراکی از همبستگی خاصی برخوردارند؛ این واقعیت به‌ویژه در مورد گروه‎‌های کوچک‌تر به‌وضوح صادق است. وفاداری به شهر یا زادگاه خود ضرب‎‌المثل شده است» (Small & Vincent, 1894: 199). همچنین در آثار دورکیم، تونیس، زیمل و ویرث هم رگه‎‌هایی از تعلق به مکان دیده می‎‌شود؛ اما تعلق به مکان به شکل جدی‌تر در مکتب شیکاگو وجود دارد (Azarian, 2023: 547-548). مکان جایی است که نمود عینی جهان زندگی در آن مشاهده می‌شود و ثبات فضایی و زمانی محیط زندگی را شکل می‌دهد. در رویکرد پدیدارشناختی، حس مکان به حقیقت مکان اشاره دارد که بیشتر در ویژگی‌های غیرمادی و معنایی نزدیک به روح مکان به کار می‌رود. به این معنا که برخی مکان‌ها چنان جذاب هستند که احساسی وصف‌ناشدنی به افراد می‌دهند که آ‌ها را سرزنده، پرنشاط و مشتاق بازگشت به آن مکان می‌کند (Yazdanfar et al., 2013: 122). برخی از نظریات بر رابطۀ بین هویت شهری و تعلق مکانی متمرکز بوده است (Faulks, 2000). نظریه‎‌ای که بسیار محققان از آن استفاده کرده‌اند، نظریۀ حق به شهر لوفور است که این نظریه بر تعلق شهر به شهروندان تأکید دارد و مشارکت آنان برای بهترشدن امور را طلب می‎‌کند (Lefebvre, 2009). برخی دیگر انتقال احساس به مکان را مدنظر قرار داده‎‌اند و دو دسته عوامل اداراکی و فیزیکی را برای شکل‌گیری حس مکان مهم می‎‌دانند (Steele, 1981: 47). گروهی از محققان بر عناصر کالبدی تأکید زیادی دارند و مؤلفه‎‌هایی چون اندازه، تنوع، مقیاس و نماد را بسیار حیاتی در تعلق به مکان تلقی می‎‌کنند (Lewicka, 2008: 218). در مقالۀ حاضر از نظریات مارکو آنتونیچ برای تحلیل تعلق مکانی در شهری با تنوع قومیتی و مذهبی استفاده شده است. این نظریه در سال 2010 در مقاله‌ای با عنوان «جست‌وجوی تعلق: یک چارچوب تحلیل» تبیین شده که بعد از آن مقالات زیادی با ارجاع به آن نوشته شده است (Haslam et al., 2023; Yuval-Davis et al., 2017; Ahn & Davis, 2019; Dost, 2024; Mohseni et al., 2024). ازنظر آنتونیچ تعلق مفهومی با تعریفی مبهم و فاقد چارچوب نظری منسجم است. پژوهشگران در رشته‌های مختلف علوم اجتماعی غالباً این مفهوم را امری بدیهی فرض می‌کنند؛ گویی معنای آن تا حدی خودتوضیح‌دهنده است. برخی دیگر آن را معادل مفهوم هویت یا شهروندی یا هر دو در نظر می‌گیرند. استدلال او این است که تعلق را باید هم به‌عنوان احساسی شخصی و عمیق از «در خانه بودن» و هم به‌عنوان ابزاری گفتمانی تحلیل کرد که اشکال شمول/ طرد اجتماعی _ فضایی را مطالبه می‌کند، توجیه می‌نماید یا به چالش می‌کشد. خطر تمرکز صرف بر یکی از این دو بُعد، افتادن به دام فردگراییِ بی‌بستر اجتماعی یا گفتمان فراگیر اجتماعی‌سازی است. پرسش این است که آیا تنوع فزایندۀ فرهنگی و قومی جوامع معاصر می‌تواند به شکل‌گیری «جماعت‌های تعلق» فراتر از «جماعت‌های هویت» بینجامد. براساس نظر آنتونیچ، احساس تعلق بیشتر جنبۀ ذهنی دارد که بدان تعلق مکانی گفته می‎‌شود (Antonsich, 2010: 644-648). آنتونیچ با بهره‌گیری از مطالعات بین‌رشته‌ای در این زمینه، مفهوم «تعلق مکانی» را مطرح کرده است؛ این مفهوم به‌عنوان شرایط «احساس خانه بودن» در یک مکان تعریف می‎‌شود. جایی که «خانه» نمایانگر «فضایی نمادین از آشنایی، آسایش، امنیت و وابستگی عاطفی» است. به گفتۀ او چنین احساسی توسط پنج بُعد تعیین می‎‌شود: عوامل خودزندگی‌نامه‎‌ای که به تاریخچۀ شخصی فرد مرتبط است (مانند خاطرات و تجربیات شخصی)؛ عوامل ارتباطی که به «پیوندهای شخصی و اجتماعی که زندگی فرد را در یک مکان خاص غنی می‎‌کند» اشاره دارد؛ عوامل فرهنگی مانند زبان؛ عوامل اقتصادی مانند تجربۀ ثبات شغلی و همچنین تصور داشتن آینده در آن مکان و عوامل حقوقی مانند تابعیت و اجازۀ اقامت که حس امنیت ایجاد می‎‌کند (De Nardi, 2017:63). براساس نظرات آنتونیچ مکان به‌عنوان «خانه» احساس می‌شود و درنتیجه، تعلق‌داشتن به معنای یافتن جایی است که فرد در آن می‌تواند احساس «در خانه بودن» داشته باشد. مکان می‎‌تواند شامل خانه، محله، شهر کوچک تا یک کشور باشد. از یک‌سو، این مفهوم در مسائل انسجام اجتماعی، وفاداری، تعهد، نظم سیاسی، همبستگی و احساسات «ما» نقش حیاتی ایفا می‌کند (Antonsich, 2010: 660).

ازنظر آنتونیچ تعلق به مکان صرفاً احساس فردی نیست، بلکه پدیده‌ای دووجهی است که در سطح فردی ازطریق تداوم تجربیات فرد با مکان در طول زمان شکل می‌گیرد و در سطح اجتماعی ازطریق روابط جمعی یا سیاست‎‌های هویت، درون یک مکان شکل می‎‌گیرد. از نگاه آنتونیچ تعلق به مکان حاصل تعامل پیچیده بین دلبستگی عاطفی و تجربیات شخصی فرد و به رسمیت شناخته شدن و پذیرفته‌شدن درون جمعیت و هویت مشترک است که این فرایند همیشه تحت‌تأثیر روابط قدرت و گفتمان‌های حاکم بر شمول و طرد قرار دارد. ازنظر آنتونیچ متغیرهای متعددی در سطح اجتماعی قرار دارند؛ برای مثال احساس نشاط اجتماعی که شاخص مستقیم کیفیت روابط اجتماعی و هویت جمعی است و موجب تقویت همبستگی اجتماعی می‎‌شود و نوعی شمول محسوب می‎‌گردد؛ یا شاخص دیگری که مرتبط به نهادهای قدرت است، همان مفهوم اعتماد است یا مشارکت که عالی‌ترین شکل تجلی تعلق جمعی است. در سطح فردی هم می‎‌توان به مفهوم خشونت اشاره کرد که باعث می‎‌شود فرد در مکان احساس ناامنی و بی‎‌ثباتی و عدم‌تداوم کند. محیط خشن، دلبستگی عاطفی و در خانه بودن را از بین می‎‌برد. با استفاده از این مؤلفه‎‌ها در اندیشۀ آنتونیچ، شاخص‎‌های احساس نشاط اجتماعی، خشونت شهری، روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری و اعتماد به مدیریت شهری استخراج شد. در راستای تبیین ارتباط دقیق‌تر عوامل بررسی‌شده با چارچوب پنج‌بُعدی آنتونی می‎‌توان این‌گونه استدلال کرد که احساس نشاط اجتماعی مستقیماً با بُعد ارتباطی و بُعد فرهنگی مرتبط است. نشاط نمود عینی حس ریشه‌داشتن و پذیرش در شبکه‎‌های اجتماعی مکان است. خشونت شهری به‌طورمستقیم ابعاد حقوقی و اقتصادی و نیز بُعد زندگی‌نامه‌ای را تضعیف می‎‌کند و مانع شکل‌گیری تعلق می‎‌شود. مشارکت اجتماعی و اعتماد به مدیریت شهری هستۀ اصلی سیاست‎‌های تعلق را نشان می‎‌دهد. مشارکت، خواست فعالانه برای شمول در فرایندهای تعیین سرنوشت مکان است و اعتماد نشانۀ به رسمیت شناخته شدن شهروندان ازسوی نهادهای قدرت است؛ اینها در بُعد حقوقی و فرهنگی ریشه دارند (Antonsich, 2010: 649-655)؛ بنابراین، هدف مقاله آزمون این مدل مفهومی و نشان‌دادن قابلیت کاربست ابعاد آنتونیچ در تحلیل شرایطی مانند رضوانشهر بوده است. شایان ذکر است که پس از بررسی‌های اولیه، بُعد حقوقی این نظریه، به دلیل بلاموضوع بودن در بافت موردمطالعه، از چارچوب تحلیلی تحقیق حاضر حذف شد.

روش پژوهش

پژوهش حاضر با رویکرد کمّی و به‌کارگیری تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعۀ آماری شامل کلیۀ شهروندان شهر رضوانشهر است. جمعیت شهر رضوانشهر حدود 20000 نفر است که براساس فرمول کوکران، حجم نمونۀ آماری برابر با ۳۷۷ نفر برآورد شد؛ ولی برای افزایش دقت و قابلیت تعمیم نتایج، تعداد ۴۰۰ پرسشنامه تکمیل شد. در این پژوهش از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی استفاده شده است؛ بدین‌ترتیب که هریک از محله‌های رضوانشهر به‌عنوان یک خوشه در نظر گرفته شد و در تمامی ۱۱ محله، فرایند جمع‌آوری داده‌ها به‌صورت تصادفی و مراجعۀ حضوری به درب منازل انجام گرفت. اعتبار ابزار پژوهش به‌صورت صوری (ظاهر محتوا) بررسی شد. پس از ارزیابی و تأیید اعتبار پرسشنامه، گویه‌های مدنظر برای سنجش پایایی انتخاب شد. برای آزمون اولیۀ پایایی، پرسشنامه‎‌ها به‌صورت تصادفی بین ۳۰ نفر از اعضای جامعۀ آماری توزیع گردید و درنهایت، گویه‌های دارای دقت بیشتر انتخاب شد. ضرایب آلفای کرونباخ مربوط به هر متغیر در جدول ۱ گزارش شده است. پس از گردآوری داده‌ها، اطلاعات حاصل وارد نرم‌افزار SPSS گردید و پس از خطایابی، ساخت شاخص‌های لازم و انجام تحلیل‌های توصیفی و استنباطی، نتایج پژوهش بررسی شد.

جدول 1- پایایی سنجی متغیرهای پژوهش

Table 1- Reliability analysis of research variables

آلفا

تعداد

متغیرها

79/0

12

احساس تعلق به شهر

80/0

8

احساس نشاط اجتماعی

72/0

4

خشونت شهری

79/0

10

روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری

93/0

8

اعتماد به مدیریت شهری

 تعریف مفهومی و عملیاتی

تعلق به مکان با نظریۀ آنتونیچ سنجش شده است. تعریف نظری سایر شاخص‎‌ها به قرار ذیل است:

احساس نشاط اجتماعی: شادی و نشاط احساس نزدیکی، دوست‌داشتن، اعتماد و کیفیت تعامل با دیگران است. آرگایل معتقد است که شادی و نشاط در انسان، باعث تقویت احساس امنیت، آرامش و قدرت تصمیم‌گیری می‌شود. همچنین، احساس نزدیکی به دیگران، محبت، اعتماد و کیفیت تعاملات را افزایش می‌دهد (آرگایل، 1386: ۳۲۸). از دیدگاه جامعه‌شناسی، شادی و نشاط را می‌توان به‌عنوان مادۀ اولیۀ تغییر، تحول و تکامل در حیات اجتماعی انسان در نظر گرفت. در جوامعی که شهروندان احساس شادی و خرسندی بیشتری دارند، بهبود در معیارهایی چون تولید، اشتغال و سلامت اقتصادی مشاهده خواهد شد. همچنین، این باور وجود دارد که در چنین جوامعی، پویایی ذهن و شکوفایی استعدادهای فردی تسهیل می‌شود و جامعه را به سمت تعالی و پیشرفت سوق می‌دهد (خبازی، 1390: 36).

روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری: مشارکت در مدیریت شهری فرایندی است که شهروندان را به‌طورمستقیم درگیر مسائل شهری می‌کند. این مشارکت زمانی شکل می‌گیرد که تمامی ذی‌نفعان در آن حضور داشته و پذیرای تغییرات باشند و همکاری کنند (Monastyrski, 2002: 15). مشارکت حرکتی نظام‌دار است که از افراد، گروه‌ها و جامعه سرچشمه می‌گیرد. این فرایند، بستری مناسب برای تأثیرگذاری بر تصمیمات، برنامه‌ریزی‌ها، اجرای برنامه‌ها و ارزشیابی آنها فراهم می‌سازد (موسایی و رضوی الهاشم، 1390: 128)

خشونت شهری: بیشتر فرهنگ‌نامه‌ها خشونت را به‌عنوان نوعی نیروی جسمانی یا بدنی تعریف می‌کنند؛ به‌ویژه نیرویی شدید، ناگهانی، ناعادلانه یا ناشایست که به آسیب یا نابودی فرد یا دارایی منجر می‌شود. صدیق سروستانی (1379) در معنایی گسترده، خشونت را این‌گونه تعریف می‌کند: خشونت رفتاری است که برای آسیب‌رساندن به دیگری از کسی سر می‌زند و دامنۀ آن از تحقیر و توهین، تجاوز و ضرب‌وجرح تا تخریب اموال و دارایی طرف مقابل و قتل او است (صدیق سروستانی، 1379: 99). بررسی خشونت شهری از این نظر اهمیت دارد که بخش زیادی از افراد جامعه با مشاهده و درک آن، احساس ناامنی و ترس می‌کنند.

اعتماد به مدیریت شهری: در عمومی‌ترین تعریف، اعتماد به معنی مطمئن‌بودن دربارۀ کنش‌های احتمالی در آینده است؛ بنابراین، نشان‌دادن اعتماد نوعی پیش‌بینی آینده است. ازنظر گیدنز (1392)، اعتماد شیوه‌ای ضروری و اجتناب‌ناپذیر در زندگی اجتماعی است و از مؤلفه‌های مدرنیته به شمار می‌رود (گیدنز، 1392: 122). پاتنام (1384) بر این باور است که اعتماد اجتماعی، هنجارهای معاملۀ متقابل، شبکه‌های مشارکت مدنی و همکاری موفقیت‌آمیز را تقویت می‌کند (پاتنام، 1384: 309). 

عملیاتی‌سازی هریک از متغیرهای پژوهش در جدول 2 ارائه شده است.

جدول 2- عملیاتی‎‌سازی متغیرهای پژوهش

Table 2- Operationalization of research variables

شاخص‎‌ها

گویه‎‌ها

احساس تعلق به شهر

از دوران کودکی خاطرات مثبتی از این شهر دارم.

از هم‎‌صحبتی با همشهریانم لذت می‎‌برم.

در این شهر احساس می‎‌کنم عضوی از یک جامعه هستم.

شهر هر فرد مانند خانۀ اوست.

با همسایگان رفت‌وآمد مداوم و مستمر دارم.

از دیدار همشهریانم لذت نمی‎‌برم.

زبان و گویش‎‌های محلی این شهر را درک می‎‌کنم.

در مراسم آیینی این شهر شرکت می‎‌کنم.

با درآمدی که از شغلم دارم، احساس ثبات نمی‎‌کنم.

جامعه برای شغل من بسیار ارزش قائل است.

اقتصاد شهر باعث کیفیت بهتر زندگی‌ام شده است.

اگر روزی از این شهر جدا شوم، احساس خیلی بدی خواهم داشت.

احساس نشاط اجتماعی

در زندگی‎‌ام احساس آرامش و امید دارم.

سعی می‎‌کنم با کمترین امکانات شادی و آرامش داشته باشم.

احساس سلامتی می‎‌کنم.

محیط شهری به من احساس شادابی می‎‌دهد.

از قدم‌زدن در خیابان احساس لذت می‎‌کنم.

از تعامل با همشهریانم احساس خوبی دارم.

در برابر سختی‎‌ها و مشکلات صبور هستم.

به آیندۀ وضعیت محل سکونتم امیدوارم.

 

روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری

دوست دارم در حفظ پارک‎‌ها و فضای سبز مشارکت داشته باشم.

تمایل به حضور در تصمیم‎‌گیری محلی ندارم.

همیشه پیشنهادات خود را در حل مشکلات محله به مسئولان اعلام می‎‌کنم.

عوارض شهرداری را هرساله پرداخت می‎‌کنم.

مسائل و مشکلات محله را پیگیری می‎‌کنم.

به نظرم وقت‌گذاشتن برای امور محله بی‎‌فایده است.

تمایل دارم در سازمان‎‌ها و انجمن‎‌های شهری (NGO) مشارکت داشته باشم.

از عملکرد مسئولان شهری به‌راحتی می‎‌توان انتقاد کرد.

دوست دارم در امور پاکسازی و بهسازی محله مشارکت داشته باشم.

در حل مشکلات اجتماعی و فرهنگی مشارکت می‎‌کنم.

خشونت شهری

هر روز در شهر شاهد نزاع و کتک‎‌کاری هستیم.

سرقت از مغازه در سطح شهر زیاد شده است.

روزی نیست که در شهر تردد نمایم و شاهد توهین و فحش همشهریانم به یکدیگر نباشم.

مزاحمت برای نوامیس مردم در شهر دیده نمی‎‌شود.

 

اعتماد به مدیریت شهری

ازنظر من کادر شهرداری بسیار کاردان هستند.

به نظرم شهردار توانایی حل مشکلات شهر را دارد.

پرسنل و مدیریت شهرداری به‌راحتی در دسترس هستند.

در شهرداری ثبات وجود دارد.

کارکنان شهرداری نهایت همکاری را با شهروندان دارند.

کارکنان شهرداری با صداقت با مردم برخورد می‎‌کنند.

کارکنان شهرداری، شهروندان را درک و از سر خیرخواهی با آنان مواجه می‎‌شوند.

سرعت مناسبی در انجام کارهای شهرداری دیده می‎‌شود.

فرضیه‎‌های پژوهش

  • بین احساس نشاط اجتماعی و احساس تعلق به شهر رابطۀ معنادار وجود دارد.
  • بین روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری و احساس تعلق به شهر رابطۀ معنادار وجود دارد.
  • بین اعتماد به مدیریت شهری و احساس تعلق به شهر رابطۀ معنادار وجود دارد.
  • بین خشونت شهری و احساس تعلق به شهر رابطۀ معنادار وجود دارد.
  • بین متغیرهای جمعیت‌شناختی و احساس تعلق به شهر رابطۀ معنادار وجود دارد.

 پیش‎‌فرض‎‌های آزمون فرضیات

برای انتخاب آزمون مناسب ابتدا باید از نرمال و غیرنرمال بودن توزیع شاخص‌های پژوهش اطمینان حاصل شود؛ بدین منظور از توصیف کجی و کشیدگی استفاده شد.

جدول 3- نرمال‌سنجی

Table 3- Normality assessment

Kurtosis

Skewness

متغیرها

254/1

991/0-

احساس تعلق به شهر

286/0-

075/0-

احساس نشاط اجتماعی

253/0-

033/0-

خشونت شهری

262/0-

030/0-

روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری

563/0-

058/0

اعتماد به مدیریت شهری

در بررسی با استفاده از کجی و کشیدگی اگر مقدار کجی و کشیدگی در محدودۀ 2+ تا 2- قرار داشته باشد، نرمال‌بودن متغیر مدنظر را نشان می‌دهد؛ بر این اساس باتوجه‌به جدول 3 و ازآنجاکه عدد کجی و کشیدگی همۀ متغیرها در این محدوده قرار دارد، می‌توان از آزمون پارامتریک استفاده کرد. همچنین به نمودار Q-Q نیز رجوع شد که نتایج حاکی از نرمال‌بودن توزیع متغیرهای پژوهش است.

 یافته‎‌های پژوهش

در جدول 4 متغیرهای زمینه‌ای پژوهش نظیر جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل، قومیت، مذهب و سطح درآمد گزارش شده است.

جدول 4- سیمای جامعۀ آماری

Table 4- Demographic profile of the sample

7/49درصد زن و 3/50درصد مرد

جنسیت

6/32 درصد در گروه سنی 15 تا 29 سال، 5/35درصد در گروه سنی 30 تا 49 سال و 9/32درصد نیز سنشان50 سال و بیشتر

گروه سنی

1/25درصد دارای تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، 6/41درصد دبیرستان و دیپلم، 3/11درصد کاردانی، 8/19درصد کارشناسی و 2/2درصد نیز دارای تحصیلات ارشد و دکتری

سطح تحصیلات

7/27درصد مجرد، 2/69درصد متاهل و 3درصد نیز مطلقه یا بیوه

وضعیت تأهل

7/38درصد گیلک، 3/46درصد تالش، 6/12درصد ترک و 4/2درصد نیز فارس

قومیت

6/82درصد شیعه و 1/17درصد سنی و3/0درصد نیز سایر مذاهب

مذهب

2/33درصد زیر 10 میلیون، 7/32 بین 11 تا 15، 4/24درصد بین 16 تا 25، 3/8درصد بین 26 تا 35 و درآمد 4/1درصد نیز بیشتر از 36 میلیون تومان

سطح درآمد

باتوجه‌به جدول توصیفی 5 و نمره‌گذاری متغیرهای پژوهش، در شاخص احساس تعلق به شهر، محدودۀ ۱ تا 33/2 احساس تعلق کم، 34/2 تا 66/3 محدودۀ متوسط (نه خیلی زیاد و نه خیلی کم) و محدودۀ 67/3 تا ۵ احساس تعلق زیاد است؛ بر این اساس و ازآنجایی‌که میانگین احساس تعلق به شهر، 02/4 به دست آمده است، بنابراین شهروندان تعلق خاطر زیادی به شهر خود دارند. متغیرهای احساس نشاط اجتماعی با میانگین 62/3 متوسط رو به بالا، روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری با میانگین 19/3 متوسط و اعتماد به مدیریت شهری با میانگین 03/3 در محدودۀ متوسط قرار دارند. خشونت شهری نیز با میانگین 64/2 متوسط رو به پایین است.

جدول 5- توصیف شاخص‎‌های پژوهش

Table 5- Descriptive statistics of research indices

شاخص‎‌ها

میانگین

احساس تعلق به شهر

02/4

احساس نشاط اجتماعی

62/4

روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری

19/3

خشونت شهری

64/2

اعتماد به مدیریت شهری

03/3

باتوجه‌به جدول 6 و نتایج آزمون پیرسون
 (000/0:, sig581/0r:) بین احساس نشاط اجتماعی و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار وجود دارد؛ به‌طوری‌که با افزایش احساس نشاط اجتماعی، احساس تعلق به شهر نیز در شهروندان افزایش می‌یابد. بین روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار وجود دارد و با افزایش روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری، احساس تعلق به شهر نیز در شهروندان افزایش می‌یابد (000/0:, sig524/0r:).

جدول 6- رابطۀ میان متغیرهای مستقل و وابستۀ پژوهش

Table 6- Correlation between independent and dependent variables

نوع رابطه

میزان و معناداری

احساس تعلق به شهر

وجود رابطۀ معنادار

581/0

Pearson

احساس نشاط اجتماعی

000/0

sig

وجود رابطۀ معنادار

524/0

Pearson

روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری

000/0

sig

وجود رابطۀ معنادار و معکوس

243/0-

Pearson

خشونت شهری

000/0

sig

وجود رابطۀ معنادار

249/0

Pearson

اعتماد به مدیریت شهری

000/0

sig

بین خشونت شهری و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار معکوس وجود دارد و با افزایش خشونت شهری، احساس تعلق به شهر در شهروندان کاهش می‌یابد
 (000/0:, sig243/0-r:) بین اعتماد به مدیریت شهری و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار وجود دارد و با افزایش اعتماد به مدیریت شهری، احساس تعلق به شهر نیز در شهروندان افزایش می‌یابد (000/0:, sig429/0r:).

باتوجه‌به جدول 7 و نتایج آزمون،‎‌ تفاوت احساس تعلق به شهر در گروه‎‌های سنی مختلف تفاوت معنادار دارد
 (006/0:, sig264/5f:). احساس تعلق به شهر در افراد دارای 50 سال و بیشتر با میانگین 10/4 بیشتر از سایر گروه‎‌های سنی است. احساس تعلق به شهر در گروه سنی 30 تا 49 سال 08/4 و در گروه سنی 15 تا 29 سال با میانگین 85/3 در کمترین سطح خود قرار دارد. احساس تعلق به شهر باتوجه‌به سطح تحصیلات افراد تفاوت معنادار دارد
 (007/0:, sig390/3f:). میانگین احساس تعلق به شهر در افراد دارای تحصیلات ارشد و دکتری با میانگین 59/4 بیشتر و در افراد دارای تحصیلات ابتدایی و راهنمایی با میانگین 85/3 کمتر از سایر سطوح تحصیلی است.

جدول 7- رابطۀ میان متغیرهای زمینه‌ای (جمعیت‌شناختی) و وابستۀ پژوهش

Table 7- Relationship between demographic variables and sense of belonging to the city

نوع تفاوت

میزان و معناداری تفاوت

احساس تعلق به شهر

عدم‌وجود تفاوت معنادار

149/0

t-test

جنسیت

881/0

sig

وجود تفاوت معنادار

264/5

 (f) anova

گروه سنی

006/0

sig

وجود تفاوت معنادار

590/3

 (f) anova

سطح تحصیلات

007/0

sig

عدم‌وجود تفاوت معنادار

961/1-

t-test

وضعیت تأهل

051/0

sig

عدم‌وجود تفاوت معنادار

467/1

 (f) anova

شغل

142/0

sig

وجود تفاوت معنادار

827/10

 (f) anova

قومیت

000/0

sig

عدم‌وجود تفاوت معنادار

167/2

 (f) anova

مذهب

116/0

sig

عدم‌وجود تفاوت معنادار

462/0

 (f) anova

 

درآمد خانواده

764/0

sig

احساس تعلق به شهر در قومیت‎‌های مختلف تفاوت معنادار دارد (000/0:, sig827/10f:). احساس تعلق به شهر گیلک‎‌ها با میانگین 18/4 بیشتر از سایر قومیت‎‌ها است. همچنین این احساس در قومیت تالش با میانگین 01/4 در جایگاه بعدی قرار دارد. احساس تعلق به شهر در شهروندان ترک‌زبان با میانگین 57/3 در کمترین سطح خود قرار دارد؛ درنهایت نیز شایان ذکر است که احساس تعلق به شهر باتوجه‌به جنسیت، وضعیت تأهل، شغل، مذهب و درآمد افراد تفاوت معناداری ندارد.

جدول 8- ضریب تعیین و خطی‌بودن رگرسیون

Table 8- Coefficient of determination and regression linearity

خطا

ضریب تعیین

r

احساس تعلق به شهر

530/0

45/0

67/0

Sig

f

میانگین

مجموع

Model

000/0

37/72

34/20

39/81

رگرسیون

281/0

57/97

باقی‌مانده

96/178

مجموع

جدول 8 نشان می‌دهد که تأثیر احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر احساس تعلق به شهر معنادار است. همچنین باتوجه‌به سطح معناداری جدول 7 معادلۀ رگرسیون، خطی و پیش‌بینی‌پذیر است.

جدول 9- میزان تأثیر متغیرها

Table 9- Impact coefficients of variables

احساس تعلق به شهر

غیراستاندارد

استاندارد

مقدار t

معناداری

B

خطا

Beta

عرض از مبدأ

48/1

25/0

--

9/5

000/0

احساس نشاط اجتماعی

41/0

06/0

35/0

9/6

000/0

روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری

34/0

05/0

29/0

3/6

000/0

خشونت شهری

15/0-

04/0

12/0-

1/3-

002/0

اعتماد به مدیریت شهری

11/0

04/0

13/0

7/2

006/0

براساس مقدار Beta مندرج در جدول 9 متغیرهای پیش بین حدود 45درصد از تغییرات احساس تعلق به شهر را تبیین می‎‌کند.

براساس شکل 1 و تحلیل مسیر انجام‌شده، میزان اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر احساس تعلق به شهر در قالب مدل مفهومی نمایان است:

شکل 1- اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر

Fig 1- Direct and indirect effects on sense of belonging to the city

جدول 10 نشان‎‌دهندۀ اثرات مستقیم و غیرمستقیم احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر احساس تعلق به شهر است؛ بر این اساس احساس نشاط اجتماعی بیشترین اثر مستقیم را بر احساس تعلق به شهر دارد. همچنین روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری دارای اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر است.

جدول 10- میزان اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر

Table 10- Direct and indirect effects on sense of belonging to the city

اثر کل

اثر غیرمستقیم

اثر مستقیم

احساس تعلق به شهر

35/0

----

35/0

احساس نشاط اجتماعی

50/0

122/0، 046/0، 040/0

29/0

روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری

28/0

150/0

13/0

اعتماد به مدیریت شهری

23/0-

050/0-، 21/0-، 008/0-، 007/0-، 013/0-، 015/0-

12/0

خشونت شهری

در کل با در نظر گرفتن اثرات مستقیم و غیرمستقیم، متغیر روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری با میزان اثر 0.50، بیشترین تأثیر را بر احساس تعلق به شهر دارد.

بحث و نتیجه‎‌

پژوهش با هدف سنجش میزان احساس تعلق شهروندان رضوانشهر به شهر خود، با درنظرگرفتن بافت متکثر قومی و مذهبی این شهر انجام گرفته است. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی و فرهنگی در شکل‌گیری و تقویت این احساس نقش مؤثری ایفا می‌کنند. پژوهش ایمانی شاملو و همکاران (۱۴۰۳) بر وجود رابطۀ مثبت و قوی میان احساس تعلق به شهر و مشارکت شهروندان تأکید کرده‌اند. یافته‌های پژوهش حاضر این رابطه را تأیید می‌کند؛ به‌طوری‌که افزایش روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری با افزایش احساس تعلق به شهر همبستگی معنادار دارد. همچنین، براساس همان پژوهش، سن، وضعیت شغلی و سطح تحصیلات با مشارکت شهروندان رابطۀ معناداری برقرار می‌سازند. نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجود تفاوت‌های معنادار در احساس تعلق به شهر براساس متغیرهای سنی، مقاطع تحصیلی و قومیت‌ها است. در تبیین عوامل مؤثر، صفرنژاد و همکاران (۱۳۹۵) معتقدند که عواملی نظیر فراهم‌سازی نفوذپذیری، غنای حسی، توجه به نمادهای بومی و نمای ساختمان‌ها و در نظر گرفتن زمینه در طراحی شهری، موجب ارتقای هویت محیطی و تعمیق حس تعلق می‌شود. در پژوهش حاضر نیز، متغیرهای احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری و اعتماد به مدیریت شهری به‌عنوان عوامل مؤثر و افزایش‌دهندۀ حس تعلق شهروندان شناسایی شد.

در پژوهش حاضر نظریۀ آنتونیچ (2010) به‌عنوان چارچوب نظری اصلی پژوهش استفاده شده است. این نظریه، تعلق مکانی را به‌عنوان احساس «در خانه بودن» در یک مکان تعریف می‌کند و پنج بُعد خودزندگی‌نامه‌ای، ارتباطی، فرهنگی، اقتصادی و حقوقی را برای آن برمی‌شمارد و یافته‌های این پژوهش به‌خوبی با این نظریه همخوانی دارد. عوامل ارتباطی داده‌ها نشان داد که روحیۀ مشارکت‌جویی در مدیریت شهری رابطۀ مثبت و معناداری با احساس تعلق به شهر دارد. این یافته‌ها مؤید تأثیر پیوندهای اجتماعی و مشارکت جمعی بر تقویت حس تعلق است؛ همان‌گونه که آنتونیچ بر آن تأکید دارد. براساس عوامل فرهنگی تفاوت‌های قومیتی در احساس تعلق به شهر مشاهده شد؛ به‌طوری‌که گیلک‌ها بیشترین احساس تعلق و ترک‌زبانان کمترین احساس تعلق را گزارش کردند. این نتیجه با بُعد فرهنگی نظریۀ آنتونیچ همسو است که زبان و هویت فرهنگی را به‌عنوان عوامل کلیدی در تعلق مکانی معرفی می‎‌کند. عوامل اقتصادی و اجتماعی، اعتماد به مدیریت شهری و احساس نشاط اجتماعی نیز به‌عنوان عوامل مؤثر بر تعلق مکانی شناسایی شد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که ثبات اقتصادی و رفاه اجتماعی می‌تواند به احساس امنیت و تعلق بیشتر بینجامد. احساس نشاط اجتماعی، اعتماد به مدیریت شهری و روحیۀ مشارکت‌جویی رابطۀ مستقیم و معناداری با افزایش احساس تعلق به شهر دارد. همچنین سن و تحصیلات بر احساس تعلق تأثیرگذار است. افراد مسن‌تر و افراد با تحصیلات عالی احساس تعلق بیشتری دارند. قومیت نیز نقش مهمی ایفا می‌کند؛ درحالی‌که مذهب تأثیر معناداری ندارد .خشونت شهری رابطۀ معکوس با تعلق مکانی دارد و کاهش آن می‌تواند به بهبود حس تعلق شهروندان کمک کند. همچنین متغیرهای مستقل پژوهش حدود 45درصد از تغییرات احساس تعلق به شهر را تبیین می‌کند که نشان‌دهندۀ قدرت توضیح‌دهندگی بالای مدل پژوهش است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که احساس تعلق به شهر در رضوانشهر تنها محصول ویژگی‌های فردی و عاطفی ساکنان نیست، بلکه در بستری از روابط قدرت، نابرابری‌های فرهنگی و ساختارهای نهادی شکل می‌گیرد. از منظر جامعه‌شناسی انتقادی، تعلق مکانی نه یک وضعیت طبیعی، بلکه یک برساخت اجتماعی است که در تقاطع سه حوزۀ «قدرت»، «هویت» و «فضا» تولید و بازتولید می‌شود. تفسیر انتقادی داده‌ها نشان می‌دهد که احساس تعلق در رضوانشهر در تعامل میان این سه حوزه شکل گرفته است و نابرابری‌های قومی، کیفیت حاکمیت شهری و تجربۀ زیسته خشونت شهری، نقش تعیین‌کننده‌ای در آن دارد. براساس یافته‌های پژوهش و در پرتو نظریۀ آنتونیچ می‌توان گفت که احساس تعلق شهروندان رضوانشهر حاصل برهم‌کنش چندگانۀ عوامل زیست‌بودگی، روابط اجتماعی، هویت فرهنگی و شرایط اقتصادی _ اجتماعی است. تعلق مکانی در این شهر زمانی تقویت می‌شود که:

  1. تعاملات اجتماعی پویا و همراه با نشاط در میان ساکنان جریان داشته باشد.؛
  2. بسترهای مشارکت مؤثر شهروندان در فرایندهای مدیریت شهری فراهم و تسهیل شود.؛
  3. اعتماد عمومی به نهادهای مدیریت شهری افزایش یابد؛
  4. میزان خشونت و بروز ناهنجاری‌های اجتماعی کاهش پیدا کند؛
  5. تنوع قومی به رسمیت شناخته شود و سازوکارهای همگرایی و گفت‌وگوی فرهنگی تقویت شود؛
  6. برنامه‌ریزی شهری بر تحقق عدالت فضایی، ارتقای امنیت و بهبود کیفیت زندگی متمرکز شود.

درمجموع، پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تعلق مکانی نه یک احساس منفرد، بلکه برایند درهم‌تنیدگی چندین بُعد اجتماعی و فرهنگی است؛ بر این اساس، مدیریت شهری تنها زمانی قادر به ارتقای این حس خواهد بود که ماهیت چندبُعدی آن را در سیاست‌گذاری‌های خود لحاظ کند. اتخاذ چنین رویکردی می‌تواند بسترساز توسعۀ پایدار اجتماعی و تقویت انسجام در شهرهای چندفرهنگی نظیر رضوانشهر باشد.

تشکر و قدردانی

از شهرداری رضوانشهر به دلیل حمایت مالی از طرح تشکر و قدردانی می‌شود.

[1]Azarian

[2] Pinkster & Loomans

[3] Aquino et al.

[4] Jasina Schafer

[5] Smith

آرگایل، م. (1386). روانشناسی شادی (مسعود گوهری، حمید طاهر نشاط‌دوست، حسن پالاهنگ، مهرداد کلانتری و فاطمه بهرامی، مترجمان). جهاد دانشگاهی اصفهان.
امیری، س. ن.، رستمی، م. ح.، و دانایی، س. (1401). ارزیابی عوامل مؤثر بر حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری- مطالعه موردی: میدان انقلاب بندر بوشهر. پژوهش‌های جغرافیای برنامه‌ریزی شهری، 10(2)، 149-164. https://doi.org/10.22059/jurbangeo.2022.337599.1653
ایمانی شاملو، ج.، علیپور اقدم تکمه‌داش، ن.، و فلاح، ع. (1403). تأثیر حس تعلق بر مشارکت شهروندان در بافت‌های کهن و تاریخی مطالعه موردی: محله مقصودیه تبریز. آمایش جغرافیایی فضا، 14(2)، 117-135.https://doi.org/10.30488/gps.2024.397333.3644
پاتنام، ر. (1384). دموکراسی و سنت‌های مدنی (محمدتقی دلفروز، مترجم). روزنامه اسلام.
تحویلداری، م.، مولائی هشجین، ن.، و آمار، ت. (1402). خزش شهری و تحولات فضاهای پیرامونی رضوانشهر. توسعه فضاهای پیراشهری، 5(1)، 129-148. https://doi.org/10.22034/jpusd.2023.360527.1229
خبازی، م. (1390). شادی و رسانه: مبانی، آسیب‎‌ها و راهکارها. انتشارات پژوهش‎‌های اسلامی صداوسیما.
رحیمی، ر.، انصاری، م.، بمانیان، م.، و مهدوی‌نژاد، م. (1399). رابطه حس تعلق به مکان و مشارکت در ارتقای سرمایه اجتماعی سکونتگاه‎‌های غیررسمی (مطالعه موردی: ترک‌محله شهر ساری). معماری و شهرسازی پایدار، 8(1)، 15-29. https://doi.org/10.22061/jsaud.2020.4618.1364
رضوانی، م.، و احدی، ع. (1388). مکان و نقش فرهنگ در شکل‌گیری هویت مکانی. مطالعات فرهنگ-ارتباطات، 10(6)، 68-45.  https://ensani.ir/fa/article/318559 
شیروانی ناغانی، م.، ادریسی، ا.، و مشیر استخاره، ز. (1401). بررسی رابطه بین تعلق به شهر و رفاه ذهنی شهروندان تهرانی (مطالعه‌ای در بین شهروندان بالای 18 سال شهر تهران). مطالعات جامعه‌شناختی شهری، 12(42)، 135-168. https://sanad.iau.ir/journal/urb/Article/693075?jid=693075
صالحی، س.، و نصرتی، ر. (1404). سنجش سرمایه اجتماعی و فرهنگی با تأکید بر تمایل به سکونت در فضاهای شهری؛ مطالعه موردی محله امیرآباد شهر تهران. تحقیقات فرهنگی ایران، 18(1)، 33-62.https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2261500
صدیق سروستانی، ر. (۱۳۷۹). روش‌شناسی شورش‎‌های شهری. پژوهش‎‌های دانش انتظامی، 2(1)، 9-23. https://civilica.com/doc/1807079
صفرنژاد، م.، کریمی آذر، ا.، و غلامعلی‌زاده، ح. (1395). شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر ارتقای هویت شهر و افزایش حس تعلق شهروندان در طراحی بناهای اداری فرهنگی (مطالعه موردی: شهر رشت). تحقیقات فرهنگی ایران، 9(4)، 1-32. https://ensani.ir/fa/article/367563
فیض‌اللهی، ع. (1400). رابطه‌ احساس تعلق به شهر و مشارکت اجتماعی در مدیریت شهری. مطالعات جامعه‌شناختی شهری، 11(40)، 95-123. https://sanad.iau.ir/Journal/urb/Article/1015938/FullText
گیدنز، آ (1392). پیامدهای مدرنیت (محسن ثلاثی، مترجم). مرکز.
مبارکی، م.، و صلاحی، س. (1392). کیفیت خدمات شهری، تعهدات شهروندی و حس تعلق اجتماعی. رفاه اجتماعی، 13(50)، 315-275. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-1363-fa.html
محمدی، م.، و رفیعی بالان، م. (1400). شناسایی عوامل مؤثر بر حس تعلق مکانی ساکنین شهرهای جدید با تأکید بر مدل‌های مکان و ارزیابی آن در شهر جدید اندیشه. برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، 12(48)، 187-229. https://doi.org/10.22054/qjsd.2021.55644.2047 https://doi.org/10.22054/qjsd.2021.55644.2047
مشکینی، ا.، زیاری، ک.، و عقیلی، ا. (1394). ارزیابی هویت اجتماعی در محله‎‌های شهری (مطالعه موردی: محله اوین شهر تهران). پژوهش‎‌های جغرافیای انسانی، 47(4)، 589-607. https://doi.org/10.22059/jhgr.2015.51252
ملکی، م.، پارسا، س.، وثیق، ب.، و مرادی، ا. (۱۳۹۳). بررسی حس تعلق به مکان باتوجه‌به تفاوت‎‌های جنسیتی (مطالعه موردی شهر ایلام). مسکن و محیط روستا، 33(148)، 99-108. http://jhre.ir/article-1-365-fa.html
موسوی، م. (1402). مطالعه جامعه‌شناختی تأثیر خرده‌فرهنگ‎‌های مقوم بدرفتاری حاکم بر خانواده در بروز خشونت خانگی در غرب گیلان. طرح پژوهشی، اداره کل بهزیستی گیلان.
موسایی، م.، و رضوی الهاشم، ب. (1390). بررسی (SWOT) مشارکت شهروندان در امور شهری. رفاه اجتماعی، 11(41)، 152-123. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-715-fa.html
نصیری آملی، ر.، حقیقتیان، م.، و عباسی اسفجیر، ع. (1400). تعلق شهری و حق به شهر، مورد مطالعه: جوانان شهر آمل. مطالعات توسعه اجتماعی- فرهنگی، 10(2)، 158-181.
http://scdsjournal.ir/article-1-1385-fa.html
نوروزی‌زاده، ز.، بیات، ف.، بشارتی کیوی، س.، روحانی، ا. ر.، حمیدی، ر.، حمیدی، ن.، و زارع، ن. (1400). ارزیابی و بررسی تطبیقی مؤلفه‌های مؤثر بر شکل‌گیری حس تعلق به مکان در بافت قدیم و جدید شهر تبریز. مهندسی ساختمان و علوم مسکن، 14(1)، 51-60. https://behs.bhrc.ac.ir/article_140268.html
نیکخواه، ه.، سرافراز، پ.، و ولی‌پور، ز. (1399). بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس تعلق شهروندان به شهر مورد مطالعه: شهر بندرعباس. مطالعات جامعه‌شناختی شهری، 10(35)، 85-116.
یزدانی، م.، علی‎‌پور، ا.، و محمودی، ا. (1398). بررسی و تحلیل هویت محلات شهری با تأکید بر حس تعلق به مکان (مورد مطالعه: محلات سیزده‌گانه حاشیه شهر اردبیل). جامعه‌شناسی نهادهای اجتماعی، 6(14)، 9-39. https://doi.org/10.22080/ssi.2019.15124.1518
 
References
Ahn, M. Y., & Davis, H. H. (2019). Four domains of students’ sense of belonging to university. Studies in Higher Education, 45(3), 622–634. https://doi.org/10.1080/03075079.2018.1564902
Amiri, S. N., Rostami, M. H., & Danaei, S. (2022). Evaluating factors affecting citizens' sense of belonging to urban spaces (Case study: Enghelab Square, Bushehr). Geographical Urban Planning Research, 10(2), 149-164. [In Persian] https://doi.org/10.22059/JURBANGEO.2022.337599.1653.
Antonsich, M. (2010). Searching for belonging–an analytical framework. Geography Compass, 4(6), 644–659. https://doi.org/10.1111/j.1749-8198.2009.00317.x
Aquino, K., Wise, A., Velayutham, S., Parry, K. D., & Neal, S. (2020). The right to the city: Outdoor informal sport and urban belonging in multicultural spaces. Annals of Leisure Research, 25(4), 472–490. https://doi.org/10.1080/11745398.2020.1859391
Argyle, M. (2008). The psychology of happiness (M. Gohari, H. T. Neshat Doost, H. Pahlahang, M. Kalantari, & F. Bahrami, Trans.). Isfahan University Jihad. [In Persian]
Azarian, R. (2023). Social construction of places as meaningful objects: A symbolic interactionist approach. International Review of Sociology, 33(3), 546-564. https://doi.org/10.1080/03906701.2023.2259060
Bauder, H. (2015). Possibilities of urban belonging. Antipodeh, 48(2), 252-271. https://doi.org/10.1111/anti.12174
De Nardi, A. (2017). Landscape and sense of belonging to place: The relationship with everyday places in the experience of some migrants living in Montebelluna (Northeastern Italy). Journal of Research and Didactics in Geography (J-READING), 1, 61-72 http://www.j-reading.org/index.php/geography/article/view/155
Dost, G. (2024). Students perspectives on the STEM belonging concept at A-level, undergraduate, and postgraduate levels: An examination of gender and ethnicity in student descriptions. International Journal of STEM Education, 11(12). https://doi.org/10.1186/s40594-024-00472-9
Faizollahi, A. (2021). The relationship between sense of belonging to the city and social participation in urban management. Urban Sociological Studies, 11(40), 95-123. [In Persian] https://doi.org/10.30495/USS.2021.689296
Faulks, K. (2000). Citizenship. Routedge.
Giddens, A. (2013). The consequences of modernity (M. Salasi, Trans.). Markaz. [In Persian]
Haslam, S. A., Fong, P., Haslam, C., & Cruwys, T. (2023). Connecting to community: A social identity approach to neighborhood mental health. Personality and Social Psychology Review, 28(3), 251-275. https://doi.org/10.1177/10888683231216136 
Gidley, B. H., & Ali, S. (2018). Identity, belonging & citizenship in urban britain. Working Paper. Goldsmiths, University of London.
Gieryn, T. F. (2000). A space for place in sociology. Annual Review of Sociology, 26(1), 463–496. https://doi.org/10.1146/annurev.soc.26.1.463
Imani-Shamlou, J., Alipouraghdam-Takmehdash, N., & Fallah, A. (2024). The effect of the place attachment on the participation of citizens in ancient and historical fabrics: The case study of Maghsodieh neighborhood of Tabriz. Spatial Planning of Space Quarterly, 14(2), 117-135. [In Persian] https://doi.org/10.30488/GPS.2024.397333.3644
Jasina-Schafer, A. (2018). Where Do I Belong? Narratives of Rodina among Russian-speaking Youth in Kazakhstan. Europe-Asia Studies, 71(1), 97–116. https://doi.org/10.1080/09668136.2018.1508645
Joronen, M., & Griffiths, M. (2019). The affective politics of precarity: Home demolitions in occupied Palestine. Environment & Planning D: Society & Space, 37(3), 561–576. https://doi.org/10.1177/0263775818824341.
Khabazi, M. (2011). Happiness and media: Foundations, harms, and solutions. IRIB Islamic Research Publications. [In Persian]
Lefebvre, H. (2009). State, space, and world: Selected essays. University of Minnesota Press.
Lewicka, M. (2008). Place attachment, place identity, and place memory; Restoring the forgotten city past. Journal of Environmental Psychology, 28(3), 209-231. https://doi.org/10.1016/j.jenvp.2008.02.001
Lund, K. A., & Benediktsson, K. )2010.( Introduction: Starting a conversation with landscape. In K. Benediktsson, & K. Anna Lund, Eds., Conversations with Landscape (pp.1–12). Routledge. https://doi.org/10.4324/9781315574172
Maleki, M., Parsa, S., Vasiq, B., & Moradi, A. (2014). Investigating the sense of place belonging considering gender differences (Case study: Ilam city). Journal of Housing and Rural Environment, 33(148), 99-108. [In Persian]. http://jhre.ir/article-1-365-fa.html
Meshkini, A., Ziari, K., & Aghili, A. (2015). Evaluation of social identity in urban neighborhoods (Case study: Evin neighborhood, Tehran). Human Geography Research, 47(4), 589-607. [In Persian]. https://doi.org/10.22059/jhgr.2015.51252
Mobaraki, M., & Salahi, S. (2013). Quality of urban services, citizenship duties, and sense of social belonging. Social Welfare Quarterly, 13(50), 275-315. [In Persian]. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-1363-fa.html
Mohammadi, M., & Rafiei-Balan, M. (2021). Identifying factors affecting the sense of place belonging of residents in new towns with an emphasis on place models and its evaluation in Andisheh New Town. Social Welfare and Development Planning Quarterly, 12(48), 187-229. [In Persian] https://doi.org/10.22054/QJSD.2021.55644.2047
Mohseni, H., Silvennoinen, J., & Kujala, T. (2024). Place-belongingness in real-life contexts: A review of practical meanings, contributing factors, and evaluation methods. Geo Journal, 89)187). https://doi.org/10.1007/s10708-024-11173-9.
Monastyrski, T. (2002). People's voice project international. Centre for Policy Studies, Citizen Participation Handbook.
Mousavi, M. (2023). A sociological study of the impact of subcultures reinforcing family misconduct on the incidence of domestic violence in western Guilan. Research Project, Client: Guilan Provincial Welfare Organization. [In Persian]
Mousaei, M., & Razavi Al-Hashem, B. (2011). Swot analysis of citizens’ participation in civic affairs in Tehran. Social Welfare Quarterly, 11(41), 123-152. [In Persian]. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-715-fa.html
Norouzizadeh, Z., Bayat, F., Besharati-Kivi, S., Rohani, A. R., Hamidi, R., Hamidi, N., & Zare, N. (2021). Evaluation and comparative study of effective components on the formation of sense of place belonging in the old and new urban fabric of Tabriz. Journal of Building Engineering and Housing Science, 14(1), 51-60. [In Persian] https://behs.bhrc.ac.ir/article_140268.html.
Nasiri-Amoli, R., Haghighatian, M., & Abbasi-Asfajir, A. (2021). Urban belonging and the right to the city (Case study: Youth of Amol city). Journal of Socio-Cultural Development Studies, 10(2), 158-181. [In Persian]. http://journals.sabz.ac.ir/scds/article-1-1385-fa.html
Nikkhah, H., Sarafraz, P., & Valipour, Z. (2020). Investigating social factors affecting citizens' sense of belonging to the city (Case study: Bandar Abbas). Urban Sociological Studies, 10(35), 85-116. [In Persian]. https://journals.iau.ir/article_677434.html
Pinkster, F. M., & Loomans, D. (2024). Urban belonging as place-based affect. Social & Cultural Geography, 26(4), 421–438. https://doi.org/10.1080/14649365.2024.2407159
Putnam, R. (2005). Democracy and civic traditions (M. Delforouz, Trans.). Rooznameh Islam. [In Persian]
Raffaeta, R., & Duff, C. (2013). Putting belonging into place: Place experience and sense of belonging among Ecuadorian migrants in an Italian alpine region. City & Society, 25(3), 328-347. https://doi.org/10.1111/ciso.12025
Rahimi, R., Ansari, M., Bemanian, M., & Mahdavinejad, M. (2020). Relation between sense of belonging to place and participation on promoting social capital in informal settlements (Case study: Tork-Mahalleh neighborhood at the city of Sari). Journal of Sustainable Architecture and Urban Design, 8(1), 15-29. [In Persian]. https://doi.org/10.22061/jsaud.2020.4618.1364
Rezvani, M., & Ahadi, A. (2009). Place and the role of culture in the formation of place identity. Journal of Culture-Communication Studies, 10(6), 45-68. [In Persian]. https://doi.org/20.1001.1.20088760.1388.10.6.3.0
Safarnejad, M., Karimiazar, A., & Gholamalizadeh, H. (2016). Identifying effective components on enhancing city identity and increasing citizens' sense of belonging in the design of administrative-cultural buildings (Case study: Rasht). Iranian Cultural Research Quarterly, 9(4), 1-32. [In Persian]. https://doi.org/10.22035/ijcr.2017.312
Salehi, S., & Nosrati, R. (2025). Measuring social and cultural capital with an emphasis on the desire to reside in urban spaces (Case study: Amirabad neighborhood, Tehran). Iranian Cultural Research Quarterly, 18(1), 33-62. [In Persian]. https://doi.org/10.22035/jicr.2025.3373.3635
Sediq-Sarvestani, R. (2000). Methodology of urban riots. Journal of Law Enforcement Science Research, 2(1), 9-23. [In Persian]. https://civilica.com/doc/1807079
Semken, S., & Freeman, C. B. (2008). Sense for place in the practice and assessment of place-based scuence teaching. Science Education, 92(6), 1042-1057. https://doi.org/10.1002/sce.20279
Shirvani-Naghani, M., Edrisi, A., & Moshir-Estekhareh, Z. (2022). Investigating the relationship between belonging to the city and mental well-being of Tehrani citizens (A study among citizens over 18 in Tehran). Urban Sociological Studies, 12(42), 135-168. [In Persian]. https://sanad.iau.ir/journal/urb/Article/693075?jid=693075
Small, A., & Vincent, G. (1894). An introduction to the study of society. American Book Company.
Smith, K. M. (2011). The relationship between residential satisfaction, sense of community, sense of belonging and sense of place in a western australian urban planned community [Doctorl dissertation, Edith Cowan University]. https://ro.ecu.edu.au/theses/460
Steele, F. (1981). The sense of place. CBI publishing company.
Strunk, C., & Richardson, M. (2017). Cultivating belonging: Refugees, urban gardens, and placemaking in the Midwest, U.S.A. Social & Cultural Geography, 20(6), 826–848. https://doi.org/10.1080/14649365.2017.1386323
Tahvildari, M., Molaie-Hashjin, N., & Amar, T. (2023). Urban sprawl and changes in the Rizvanshahr suburbs. Journal of Peripheral Urban Space Development, 5(1), 129-148. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/JPUSD.2023.360527.1229
Van Lanen, S. (2022). My room is the kitchen: Lived experience of home-making, home-unmaking and emerging housing strategies of disadvantaged urban youth in austerity Ireland. Social and Cultural Geography, 23(4), 598–619. https://doi.org/10.1080/14649365.2020.1783350
Yazdanfar, S. A., Heidari A. A., & Nekooeimehr, F. (2013). An investigation of the relationship between sense of place and place attachment among dormitory students. International Journal of Architectural Engineering & Urban Planning, 23(2), 121-133. http://ijaup.iust.ac.ir/article-1-163-en.html
Yazdani, M., Alipour, A., & Mahmoudi, A. (2019). Analysis of urban neighborhoods’ identity with emphasis on sense of belonging to the place (Case study: Thirteen neighborhoods of the city of Ardebil). Journal of Sociology of Social Institutions, 6(14), 9-39. [In Persian]. https://doi.org/10.22080/SSI.2019.15124.1518
Yuval-Davis, N., Wemyss, G., & Cassidy, K. (2017). Everyday bordering, belonging and the reorientation of British immigration legislation. Sociology, 52(2), 228-244. https://doi.org/10.1177/0038038517702599.
Volume 37, Issue 3 - Serial Number 103
Journal of Applied Sociology, Vol. 37, Issue 103, No. 3, 2026
September 2026
Pages 61-82
  • Receive Date: 30 July 2025
  • Revise Date: 07 February 2026
  • Accept Date: 17 February 2026
  • Publish Date: 23 September 2026