Document Type : Research Paper
Authors
1 Assistant professor, Gilan Research Institute, University of Gilan, Rasht, Iran
2 MA., Sociology, University of Gilan, Rasht, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
مفهوم تعلّق به مکان در گفتمان رشتههای مختلف علمی ازجمله انسانشناسی، جامعهشناسی، جغرافیا و علوم تربیتی بررسی میشود. افزون بر این، تعلق خاطر به مکان بهمثابه پناهگاه و فضای امنی تعریف میشود که زمینهساز آسایش و آرامش روانی فرد است (Semken & Freeman, 2008: 1043). مکان اعم از خانه، محله، شهر یا کشور با طیف گستردهای از احساسات همراه است (Van Lanen, 2022; Joronen & Griffiths, 2019). مکان علاوهبر ویژگی مادی شامل بُعد غیرمادی نیز است و احساسات خاصی را برای افراد ساکن همچون هویت مکانی به وجود میآورد (رضوانی و احدی، 1388: 47). به بیان دیگر مکان بهعنوان یک ویژگی اساسی تجربۀ انسانی در نظر گرفته میشود که عمیقاً در فرایندهای شکلگیری هویت و تعلق، سلامت و رفاه نقش دارد (Raffaeta & Duff, 2013: 331). مکان شامل طیف وسیعی از جاهای مختلف است که ازنظر آنتونیچ میتوان تعلق به آن را در مقیاسهای چندگانه مفهومسازی کرد (Antonsich, 2010: 649). خانه، محله، شهرهای کوچک و بزرگ حتی میادین و ابنیهها را میتوان در زمرۀ مکانها دستهبندی کرد؛ بنابراین، فضا و مکان را میتوان مادیتی فراتر از انسان در نظر گرفت (Lund & Benediktsson, 2010: 1).
اهمیت مکان در مطالعات علوم اجتماعی بهقدری پررنگ شده است که برخی نظریهپردازان پیشنهاد میکنند این مفهوم باید بهعنوان یک منبع بنیادین هویت در کنار نژاد، طبقه و جنسیت به تحلیلهای جامعهشناختی اضافه شود؛ زیرا مکان نقشی محوری در تعیین و شکلدهی به هویت فردی و جمعی ایفا میکند (Gieryn, 2000: 481). امروزه مطالعات زیادی دربارۀ تعلق به شهر انجام گرفته است (Bauder, 2015; Strunk & Richardson, 2017؛ امیری و همکاران، 1401؛ محمدی و رفیعی بالان، 1400؛ نصیری آملی و همکاران، 1400؛ یزدانی و همکاران، 1398)؛ در این راستا، احساس تعلق به شهر با پیوندهای عاطفی افراد با یک مکان و علایقشان به آن مشخص اطلاق میشود و دربرگیرندۀ ادراک شناختی و ذهنی آنها به پیرامونشان است (رحیمی و همکاران، 1399: 25). باتوجهبه فقدان حس تعلق و گسستگی شهروندان از محلات شهری در شرایط کنونی، اکتفا به بررسی صرفِ ابعاد حس تعلق به شهر کفایت نمیکند؛ ازاینرو، ضروری است که تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی بهعنوان مفهومی چندوجهی بررسی شود؛ زیرا این عوامل، زوایای متفاوتی از پیوند انسان با مکان را آشکار میسازد (مشکینی و همکاران، 1394: 70). احساس تعلق به مکان، شهروندان را توانمند میسازد تا برای بهبود محیط شهری خود مبادرت به کنشگری نمایند. این امر شامل گزارشدهی مؤثر مشکلات در سطوح مدیریتی و همچنین پیگیری مستمر برای تسریع در فرایند رفع آنها میشود (مبارکی و صلاحی، 1392: 279)؛ درنتیجه، توجه به مقولۀ احساس تعلق در میان شهروندان و فراهمآوردن شرایط بسترساز برای شکلگیری فرایند شهروندی فعال و همچنین تثبیت هویت مکانی و اجتماعی، زمینهساز کاهش بسیاری از تقابلهای فرهنگی است. بر اساس طرح محلهبندی سال ۱۳۹۸، شهر رضوانشهر با جمعیتی نزدیک به ۲۰ هزار نفر بهعنوان متکثرترین شهر در شمال ایران شناخته میشود. این شهر محل سکونت سه گروه قومی گیلک، تالش و ترک است و ازنظر مذهبی نیز دارای تنوع جمعیتی ۴۰درصدی اهل سنت و ۶۰درصدی شیعه است. افزون بر این، ویژگیهای ترکیبی جغرافیایی آن (شامل مناطق کوهستانی و جلگهای)، رضوانشهر را به میدانی مطالعاتی منحصربهفرد و پیچیده برای بررسی حس تعلق مکانی تبدیل کرده است. تحقیقات حاکیازآن است که تحولات گستردۀ فرهنگی و افزایش آسیبهای اجتماعی در شهر رضوانشهر، با تنوع قومیتی _ فرهنگی و ورود مهاجران به این منطقه مرتبط است (تحویلداری و همکاران، 1402: 145). درضمن در رضوانشهر میزان خشونت خانگی و خیابانی از میانگین شهرستانهای استان گیلان بیشتر است (موسوی، 1402: 8). پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان تعلق مکانی شهروندان رضوانشهر انجام شده است؛ در این راستا، تأثیر متغیرهای کلیدی نظیر نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر متغیر وابسته ارزیابی میشود؛ درنتیجه، علاوهبر بررسی عوامل مؤثر بر تعلق مکانی، میزان اثرگذاری مؤلفههای قومی و مذهبی نیز بهطور مجزا مطالعه و تحلیل خواهد شد.
پیشینۀ پژوهش
پیشینۀ داخلی
براساس یافتههای پژوهش صالحی و نصرتی (۱۴۰۴) با عنوان «سنجش سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی با تأکید بر تمایل به سکونت در فضاهای شهری؛ مطالعۀ موردی محلۀ امیرآباد شهر تهران»، فرایند اجتماعیشدن و سبک زندگی بهعنوان عوامل تعیینکننده در تصمیمگیریهای مرتبط با محل سکونت مطرح میشود؛ بهطوریکه انتخاب مکان زندگی میتواند بهعنوان بیانی از هویت اجتماعی و فرهنگی افراد تفسیر شود؛ درنتیجه، انتخاب محل سکونت تنها تابعی از عوامل ساختاری مانند امنیت، سرمایۀ اجتماعی و امکانات محلی نیست، بلکه بهشدت متأثر از کنشهای فردی و تصمیمات روزمرۀ شهروندان در زمینۀ سبک زندگی و اوقات فراغت است؛ ازاینرو، عادتوارههای سبک مصرف و شیوههای گذراندن اوقات فراغت نقشی محوری و تعیینکننده در فرایند انتخاب محل سکونت ایفا میکنند. طبق یافتههای پژوهش ایمانی شاملو و همکاران (1403) با عنوان «تأثیر حس تعلق بر مشارکت شهروندان در بافتهای کهن و تاریخی مطالعۀ موردی: محلۀ مقصودیه تبریز» رابطۀ معنیدار مثبت و قوی بین احساس تعلق و مشارکت شهروندان وجود دارد. همچنین بین سن، وضعیت شغلی، تحصیلات افراد و مشارکت شهروندان رابطۀ معناداری وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش امیری و همکاران (1401) با عنوان «ارزیابی عوامل موثر بر حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری، مطالعۀ موردی: میدان انقلاب بندر بوشهر» شاخصهای مکانی تأثیرگذار بر عوامل مؤثر در حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری به 6 عامل «خاطرهانگیزی/ تعلق مکانی»، «دسترسی و خوانایی»، «زیبایی بصری و تنوع فضایی»، «تأمین فعالیتها»، «همهشمولی» و «تعاملپذیری/ حضورپذیری» دستهبندی شده است. طبق یافتههای پژوهش شیروانی ناغانی و همکاران (1401) با عنوان «بررسی رابطۀ بین تعلق به شهر و رفاه ذهنی شهروندان تهرانی (مطالعهای در بین شهروندان بالای 18 سال شهر تهران)» بین تعلق مکانی، تعلق احساسی و تعلق عملی با رفاه ذهنی شهروندان رابطۀ معنادار و مثبت وجود دارد. متغیر تعلق اجتماعی 31/0 از تغییرات متغیر رفاه ذهنی را تبیین میکند. طبق یافتههای پژوهش نوروزیزاده و همکاران (1400) با عنوان «ارزیابی و بررسی تطبیقی مؤلفههای مؤثر بر شکلگیری حس تعلق به مکان در بافت قدیم و جدید شهر تبریز» تعلق به مکان در بافت قدیم تبریز بیشتر از بافت جدید است. همچنین در بافت قدیم تعاملات اجتماعی میان ساکنان قویترین عامل مؤثر بر شکلگیری حس تعلق آنان محسوب میشود. طبق یافتههای پژوهش نصیری و همکاران (1400) با عنوان «تعلق شهری و حق به شهر، مورد مطالعه: جوانان شهر آمل» احساس تعلق مکانی دارای بیشترین تأثیر مستقیم بر حق به شهر است و هویت مکانی دارای کمترین تأثیر غیرمستقیم بر این متغیر است. وضعیت کلی حق به شهر در بین جوانان ساکن شهر آمل در حد متوسط است. جوانان آملی حس تعلق نسبتاً خوبی به این شهر دارند و برای تغییر وضع موجود تلاش میکنند؛ اما فرصتهای ایجادشده را کافی و عادلانه نمیدانند. طبق یافتههای پژوهش فیضالهی (1400) با عنوان «رابطۀ احساس تعلق به شهر و مشارکت اجتماعی در مدیریت شهری» احساس تعلّق به شهر دارای تأثیر مثبت بر مشارکت در مدیریت شهری است. سطح مشارکت اجتماعی شهروندان این منطقه متوسط ارزیابی شده است؛ با این وجود، باتوجهبه پدیدۀ مهاجرپذیری که غالباً ماهیت روستایی و دروناستانی دارد و ترکیب کنونی محلات شهری، پتانسیل درخورتوجهی برای بهرهگیری مدیریت شهری از ظرفیتهای مشارکتی شهروندان وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش نیکخواه و همکاران (1399) با عنوان «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس تعلق شهروندان به شهر مورد مطالعه: شهر بندرعباس» بین تعاملات اجتماعی، امنیت اجتماعی، خدمات محلهای، تعاون و همکاری محلهای و مکانهای خاطرهساز با احساس تعلق شهروندان رابطۀ قوی و معناداری وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش یزدانی و همکاران (1398) با عنوان «بررسی و تحلیل هویت محلات شهری با تأکید بر حس تعلق به مکان (مورد مطالعه: محلات سیزدهگانۀ حاشیۀ شهر اردبیل)» بین انسجام و تعامل اجتماعی با حس مکان، ارتباط معنیدار مثبت و مستقیم وجود دارد؛ اما متغیرهای مشارکت اجتماعی، مسئولیتپذیری و آگاهی و دانش بر متغیر حس مکان تأثیری ندارد. طبق یافتههای پژوهش ملکی و همکاران (1393) با عنوان «بررسی حس تعلق به مکان باتوجهبه تفاوتهای جنسیتی، (مطالعۀ موردی، شهر ایلام)» میزان حس تعلق به مکان بر میزان احساس امنیت، خصوصیات کالبدی اثر دارد؛ همچنین تأثیرات مکان بر برداشتهای ذهنی و ماندگاری تصورات بستگی دارد که با تغییر هرکدام از عوامل، میزان حس تعلق به مکان در افراد تغییر خواهد کرد. تفاوتهایی نیز میان حس تعلق زنان و مردان وجود دارد که به خصوصیات جنسیتی آنان وابسته است.
پیشینۀ خارجی
آذریان[1] (2023) در مقالهای با عنوان «ساخت اجتماعی مکانها بهعنوان اشیای معنادار: رویکرد تعاملگرایی نمادین» بر تبیین فرایند ساخت و حفظ هویت جمعی متمرکز است که ازطریق پیوندهای عاطفی اعضای گروه با مکان شکل میگیرد. این پژوهش با اتکا به اصول تعاملگرایی نمادین، استدلال میکند که برای ایفای نقش پایه و اساس هویت گروهی، مکان باید بهعنوان شیءای معنادار با ارزش ویژه ادراک شود. افزون بر این، معناداری مکان ازطریق بیان روایی منحصربهفرد بودن آن محقق میشود؛ روایتی که با تکیه بر تجربیات مشترک زندگی مرتبط با مکان، ویژگیهای خاص آن را ارج مینهد و ارزش ذاتی آن را تعمیق میبخشد. پینکستر و لومانز[2] (2024) در مقالهای با عنوان «تعلق شهری بهمثابۀ عاطفۀ مکانمحور» تعلق شهری را بهعنوان عاطفۀ مکانمحور تعریف میکنند تا نحوۀ شکلگیری و تکامل این پدیده را ازطریق تعاملات روزمره با شهر به شیوههای کیفی متمایز، واکاوی کنند. این پژوهش، احساسات متفاوت ساکنان آمستردام را در ماههای اولیۀ همهگیری کووید-۱۹ بررسی کرده است. در پی بازتنظیم ناگهانی زندگی روزمره، درحالیکه برخی ساکنان احساس رضایت عمیق مکانی را تجربه کردند، گروهی دیگر احساساتی دوگانه یا منفی پرورش دادند. این طیف عاطفی شامل جدایی مضطربانه، سرخوردگی، بیگانگی و طرد بود که به طرح پرسشهای وجودی دربارۀ جایگاه آنها در شهر، فراتر از دورۀ همهگیری، منجر شد. دادهها نشان داد که این نابرابریهای عاطفی ریشه در کنشهای روزمره دارد و ازطریق مواجهههای اجتماعی و مادی در فضاهای خصوصی و عمومی تکامل مییابد. این یافتهها بر ماهیت فرایندی و رابطهای تعلق شهری تأکید میکند و ظرفیتهای عاطفی شهر در زندگی روزمره را برجسته میسازد. آکینو و همکاران[3] (2020) در مقالهای با عنوان «حق به شهر: ورزش غیررسمی در فضای باز و تعلق شهری در فضاهای چندفرهنگی» تعاملات ورزشی و تفریحی غیررسمی جمعیتهای مهاجر و قومی متنوع سنگاپور را بررسی کردند. یافتههای آنان نشان میدهد که چگونه محیطهای شهری و ساختارهای اجتماعی گستردهتر بهعنوان عاملی واسطه در شمول یا طرد ساکنان عمل میکند. این پژوهش با بهرهگیری از مفهوم «حق به شهر» به دسترسی شهروندان به منابع شهری و توانایی جمعی آنها برای سکونت دموکراتیک در شهر توجه میکند. باوجود محدودیتهای ساختاری اعمالشده بر مهاجران به حاشیه راندهشده، ماهیت ورزش غیررسمی شامل گردهماییهای خودجوش برای بازی، استفادۀ خلاقانه از فضای عمومی و طیفی از شیوههای جشن و سرور، موجب ایجاد حس تعلق شهری میشود. یاشینا شافر[4] (2018) در مقالهای با عنوان «من به کجا تعلق دارم؟ روایتهایی از ردینا (میهن) در میان جوانان روسزبان در قزاقستان» روایتهای شخصی از مفهوم «ردینا» در میان جوانان روسزبان قزاقستان را پس از فروپاشی شوروی بررسی انتقادی میکند. استدلال اصلی مقاله این است که «ردینا» بهعنوان مکان کانونی تعلق، نمیتواند با معنایی واحد تعریف شود، بلکه با تضادها و تنوعهای درونی مشخص میشود. این پژوهش با تکیه بر دادههای تجربی، فراتر از محدودههای «ملت» و «ملیت» گام برمیدارد تا روشهای متنوع شکلگیری برداشت روسزبانان از ردینا و همچنین تأثیر این روایتها بر ساخت هویت فردی و جمعی آنها را آشکار سازد. اسمیت[5] (2011) در پژوهشی با عنوان «رابطۀ بین رضایت مسکونی، حس اجتماع، حس تعلق و حس مکان در یک جامعۀ برنامهریزیشدۀ شهری در غرب استرالیا» با تکیه بر روش کمّی و استفاده از پرسشنامههای استاندارد، مؤلفههای رضایت از سکونت، حس جامعه، حس تعلق و حس مکان را در یک بافت شهری خاص سنجش کرد. یافتههای پژوهش حاکیازآن بود که عوامل اجتماعی و فیزیکی، شامل احساس تعلق، وابستگی به جامعه، مشارکت اجتماعی، سطح پایین ترس از جرم، طراحی و چیدمان جامعه و تراکم مسکن، تأثیر مثبتی بر سطوح بالای رضایت سکونتی و سه مؤلفۀ مکانی دارد. در نقطۀ مقابل، عوامل شخصی مانند سن، قومیت، مالکیت خانه، مدت سکونت و سطح تحصیلات تأثیر معناداری بر این مفاهیم نشان نداد.
در جمعبندی پیشینههای پژوهش میتوان بیان داشت که بیشتر مطالعات، ازجمله تحقیقات ایمانی شاملو و همکاران (۱۴۰۳)، نیکخواه و همکاران (۱۳۹۹) و یزدانی و همکاران (۱۳۹۸) از روش کمّی و رویکرد پیمایشی بهره گرفتهاند. هرچند، پژوهشهای آذریان (2023) و پینکستر و لومانز (2024) با استفاده از روشهای کیفی انجام شده است. ازجمله نقاط قوت مطالعات پیشین میتوان به حجم بالای نمونهها، بهکارگیری تحلیلهای چندمتغیره و توجه به عوامل فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد؛ بااینحال، به متغیرهای مرتبط با قومیت و مذهب در بافت شهرهای چندفرهنگی و متکثر کمتر توجه شده است. افزون بر این، شاخصهای مهمی همچون خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری و نقش آنها در شکلگیری یا تضعیف احساس تعلق مکانی در بیشتر پژوهشها مغفول مانده است. پژوهش حاضر با رویکردی کمّی و در یکی از متکثرترین شهرهای شمالی ایران ازنظر ترکیب قومی و مذهبی انجام گرفته است؛ الگویی که قابلیت تعمیم به دیگر شهرهای دارای ساختار چندقومیتی را نیز داراست؛ علاوهبراین، بهکارگیری نظریۀ آنتونیچ در تبیین ابعاد تعلق مکانی، از نکات برجسته و متمایزکنندۀ این مطالعه به شمار میرود.
رویکرد نظری
اصطلاح «تعلق» در میان جامعهشناسان در بستر دشواریهای مفهوم «هویت» محبوبیت یافته است؛ زیرا کمتر در معرض انحرافات هستیشناختی هویت قرار دارد. تعلق شامل بُعدی عاطفی و احساسی است، نه فقط «بودن» بلکه «اشتیاقداشتن»؛ علاوهبراین، تعلق با مکان نیز مرتبط است. احساس تعلق به یک محله، شهر یا منطقه شکل مهمی از تعلق است که بیشتر با این حس همراه است که این قلمروها به ما تعلق دارد (Gidley et al., 2018: 3). از جامعهشناسان کلاسیک متون مختلفی دربارۀ تعلق به مکان دیده شده است؛ برای مثال «مردانی که پیوندهایی مرتبط با زادگاهی مشترک دارند، بهطور طبیعی به روابط اجتماعی کشیده میشوند. مردمی که در یک قلمرو مشترک ساکن هستند، درنتیجه چنین اشتراکی از همبستگی خاصی برخوردارند؛ این واقعیت بهویژه در مورد گروههای کوچکتر بهوضوح صادق است. وفاداری به شهر یا زادگاه خود ضربالمثل شده است» (Small & Vincent, 1894: 199). همچنین در آثار دورکیم، تونیس، زیمل و ویرث هم رگههایی از تعلق به مکان دیده میشود؛ اما تعلق به مکان به شکل جدیتر در مکتب شیکاگو وجود دارد (Azarian, 2023: 547-548). مکان جایی است که نمود عینی جهان زندگی در آن مشاهده میشود و ثبات فضایی و زمانی محیط زندگی را شکل میدهد. در رویکرد پدیدارشناختی، حس مکان به حقیقت مکان اشاره دارد که بیشتر در ویژگیهای غیرمادی و معنایی نزدیک به روح مکان به کار میرود. به این معنا که برخی مکانها چنان جذاب هستند که احساسی وصفناشدنی به افراد میدهند که آها را سرزنده، پرنشاط و مشتاق بازگشت به آن مکان میکند (Yazdanfar et al., 2013: 122). برخی از نظریات بر رابطۀ بین هویت شهری و تعلق مکانی متمرکز بوده است (Faulks, 2000). نظریهای که بسیار محققان از آن استفاده کردهاند، نظریۀ حق به شهر لوفور است که این نظریه بر تعلق شهر به شهروندان تأکید دارد و مشارکت آنان برای بهترشدن امور را طلب میکند (Lefebvre, 2009). برخی دیگر انتقال احساس به مکان را مدنظر قرار دادهاند و دو دسته عوامل اداراکی و فیزیکی را برای شکلگیری حس مکان مهم میدانند (Steele, 1981: 47). گروهی از محققان بر عناصر کالبدی تأکید زیادی دارند و مؤلفههایی چون اندازه، تنوع، مقیاس و نماد را بسیار حیاتی در تعلق به مکان تلقی میکنند (Lewicka, 2008: 218). در مقالۀ حاضر از نظریات مارکو آنتونیچ برای تحلیل تعلق مکانی در شهری با تنوع قومیتی و مذهبی استفاده شده است. این نظریه در سال 2010 در مقالهای با عنوان «جستوجوی تعلق: یک چارچوب تحلیل» تبیین شده که بعد از آن مقالات زیادی با ارجاع به آن نوشته شده است (Haslam et al., 2023; Yuval-Davis et al., 2017; Ahn & Davis, 2019; Dost, 2024; Mohseni et al., 2024). ازنظر آنتونیچ تعلق مفهومی با تعریفی مبهم و فاقد چارچوب نظری منسجم است. پژوهشگران در رشتههای مختلف علوم اجتماعی غالباً این مفهوم را امری بدیهی فرض میکنند؛ گویی معنای آن تا حدی خودتوضیحدهنده است. برخی دیگر آن را معادل مفهوم هویت یا شهروندی یا هر دو در نظر میگیرند. استدلال او این است که تعلق را باید هم بهعنوان احساسی شخصی و عمیق از «در خانه بودن» و هم بهعنوان ابزاری گفتمانی تحلیل کرد که اشکال شمول/ طرد اجتماعی _ فضایی را مطالبه میکند، توجیه مینماید یا به چالش میکشد. خطر تمرکز صرف بر یکی از این دو بُعد، افتادن به دام فردگراییِ بیبستر اجتماعی یا گفتمان فراگیر اجتماعیسازی است. پرسش این است که آیا تنوع فزایندۀ فرهنگی و قومی جوامع معاصر میتواند به شکلگیری «جماعتهای تعلق» فراتر از «جماعتهای هویت» بینجامد. براساس نظر آنتونیچ، احساس تعلق بیشتر جنبۀ ذهنی دارد که بدان تعلق مکانی گفته میشود (Antonsich, 2010: 644-648). آنتونیچ با بهرهگیری از مطالعات بینرشتهای در این زمینه، مفهوم «تعلق مکانی» را مطرح کرده است؛ این مفهوم بهعنوان شرایط «احساس خانه بودن» در یک مکان تعریف میشود. جایی که «خانه» نمایانگر «فضایی نمادین از آشنایی، آسایش، امنیت و وابستگی عاطفی» است. به گفتۀ او چنین احساسی توسط پنج بُعد تعیین میشود: عوامل خودزندگینامهای که به تاریخچۀ شخصی فرد مرتبط است (مانند خاطرات و تجربیات شخصی)؛ عوامل ارتباطی که به «پیوندهای شخصی و اجتماعی که زندگی فرد را در یک مکان خاص غنی میکند» اشاره دارد؛ عوامل فرهنگی مانند زبان؛ عوامل اقتصادی مانند تجربۀ ثبات شغلی و همچنین تصور داشتن آینده در آن مکان و عوامل حقوقی مانند تابعیت و اجازۀ اقامت که حس امنیت ایجاد میکند (De Nardi, 2017:63). براساس نظرات آنتونیچ مکان بهعنوان «خانه» احساس میشود و درنتیجه، تعلقداشتن به معنای یافتن جایی است که فرد در آن میتواند احساس «در خانه بودن» داشته باشد. مکان میتواند شامل خانه، محله، شهر کوچک تا یک کشور باشد. از یکسو، این مفهوم در مسائل انسجام اجتماعی، وفاداری، تعهد، نظم سیاسی، همبستگی و احساسات «ما» نقش حیاتی ایفا میکند (Antonsich, 2010: 660).
ازنظر آنتونیچ تعلق به مکان صرفاً احساس فردی نیست، بلکه پدیدهای دووجهی است که در سطح فردی ازطریق تداوم تجربیات فرد با مکان در طول زمان شکل میگیرد و در سطح اجتماعی ازطریق روابط جمعی یا سیاستهای هویت، درون یک مکان شکل میگیرد. از نگاه آنتونیچ تعلق به مکان حاصل تعامل پیچیده بین دلبستگی عاطفی و تجربیات شخصی فرد و به رسمیت شناخته شدن و پذیرفتهشدن درون جمعیت و هویت مشترک است که این فرایند همیشه تحتتأثیر روابط قدرت و گفتمانهای حاکم بر شمول و طرد قرار دارد. ازنظر آنتونیچ متغیرهای متعددی در سطح اجتماعی قرار دارند؛ برای مثال احساس نشاط اجتماعی که شاخص مستقیم کیفیت روابط اجتماعی و هویت جمعی است و موجب تقویت همبستگی اجتماعی میشود و نوعی شمول محسوب میگردد؛ یا شاخص دیگری که مرتبط به نهادهای قدرت است، همان مفهوم اعتماد است یا مشارکت که عالیترین شکل تجلی تعلق جمعی است. در سطح فردی هم میتوان به مفهوم خشونت اشاره کرد که باعث میشود فرد در مکان احساس ناامنی و بیثباتی و عدمتداوم کند. محیط خشن، دلبستگی عاطفی و در خانه بودن را از بین میبرد. با استفاده از این مؤلفهها در اندیشۀ آنتونیچ، شاخصهای احساس نشاط اجتماعی، خشونت شهری، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری و اعتماد به مدیریت شهری استخراج شد. در راستای تبیین ارتباط دقیقتر عوامل بررسیشده با چارچوب پنجبُعدی آنتونی میتوان اینگونه استدلال کرد که احساس نشاط اجتماعی مستقیماً با بُعد ارتباطی و بُعد فرهنگی مرتبط است. نشاط نمود عینی حس ریشهداشتن و پذیرش در شبکههای اجتماعی مکان است. خشونت شهری بهطورمستقیم ابعاد حقوقی و اقتصادی و نیز بُعد زندگینامهای را تضعیف میکند و مانع شکلگیری تعلق میشود. مشارکت اجتماعی و اعتماد به مدیریت شهری هستۀ اصلی سیاستهای تعلق را نشان میدهد. مشارکت، خواست فعالانه برای شمول در فرایندهای تعیین سرنوشت مکان است و اعتماد نشانۀ به رسمیت شناخته شدن شهروندان ازسوی نهادهای قدرت است؛ اینها در بُعد حقوقی و فرهنگی ریشه دارند (Antonsich, 2010: 649-655)؛ بنابراین، هدف مقاله آزمون این مدل مفهومی و نشاندادن قابلیت کاربست ابعاد آنتونیچ در تحلیل شرایطی مانند رضوانشهر بوده است. شایان ذکر است که پس از بررسیهای اولیه، بُعد حقوقی این نظریه، به دلیل بلاموضوع بودن در بافت موردمطالعه، از چارچوب تحلیلی تحقیق حاضر حذف شد.
روش پژوهش
پژوهش حاضر با رویکرد کمّی و بهکارگیری تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعۀ آماری شامل کلیۀ شهروندان شهر رضوانشهر است. جمعیت شهر رضوانشهر حدود 20000 نفر است که براساس فرمول کوکران، حجم نمونۀ آماری برابر با ۳۷۷ نفر برآورد شد؛ ولی برای افزایش دقت و قابلیت تعمیم نتایج، تعداد ۴۰۰ پرسشنامه تکمیل شد. در این پژوهش از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی استفاده شده است؛ بدینترتیب که هریک از محلههای رضوانشهر بهعنوان یک خوشه در نظر گرفته شد و در تمامی ۱۱ محله، فرایند جمعآوری دادهها بهصورت تصادفی و مراجعۀ حضوری به درب منازل انجام گرفت. اعتبار ابزار پژوهش بهصورت صوری (ظاهر محتوا) بررسی شد. پس از ارزیابی و تأیید اعتبار پرسشنامه، گویههای مدنظر برای سنجش پایایی انتخاب شد. برای آزمون اولیۀ پایایی، پرسشنامهها بهصورت تصادفی بین ۳۰ نفر از اعضای جامعۀ آماری توزیع گردید و درنهایت، گویههای دارای دقت بیشتر انتخاب شد. ضرایب آلفای کرونباخ مربوط به هر متغیر در جدول ۱ گزارش شده است. پس از گردآوری دادهها، اطلاعات حاصل وارد نرمافزار SPSS گردید و پس از خطایابی، ساخت شاخصهای لازم و انجام تحلیلهای توصیفی و استنباطی، نتایج پژوهش بررسی شد.
جدول 1- پایایی سنجی متغیرهای پژوهش
Table 1- Reliability analysis of research variables
|
آلفا |
تعداد |
متغیرها |
|
79/0 |
12 |
احساس تعلق به شهر |
|
80/0 |
8 |
احساس نشاط اجتماعی |
|
72/0 |
4 |
خشونت شهری |
|
79/0 |
10 |
روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری |
|
93/0 |
8 |
اعتماد به مدیریت شهری |
تعریف مفهومی و عملیاتی
تعلق به مکان با نظریۀ آنتونیچ سنجش شده است. تعریف نظری سایر شاخصها به قرار ذیل است:
احساس نشاط اجتماعی: شادی و نشاط احساس نزدیکی، دوستداشتن، اعتماد و کیفیت تعامل با دیگران است. آرگایل معتقد است که شادی و نشاط در انسان، باعث تقویت احساس امنیت، آرامش و قدرت تصمیمگیری میشود. همچنین، احساس نزدیکی به دیگران، محبت، اعتماد و کیفیت تعاملات را افزایش میدهد (آرگایل، 1386: ۳۲۸). از دیدگاه جامعهشناسی، شادی و نشاط را میتوان بهعنوان مادۀ اولیۀ تغییر، تحول و تکامل در حیات اجتماعی انسان در نظر گرفت. در جوامعی که شهروندان احساس شادی و خرسندی بیشتری دارند، بهبود در معیارهایی چون تولید، اشتغال و سلامت اقتصادی مشاهده خواهد شد. همچنین، این باور وجود دارد که در چنین جوامعی، پویایی ذهن و شکوفایی استعدادهای فردی تسهیل میشود و جامعه را به سمت تعالی و پیشرفت سوق میدهد (خبازی، 1390: 36).
روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری: مشارکت در مدیریت شهری فرایندی است که شهروندان را بهطورمستقیم درگیر مسائل شهری میکند. این مشارکت زمانی شکل میگیرد که تمامی ذینفعان در آن حضور داشته و پذیرای تغییرات باشند و همکاری کنند (Monastyrski, 2002: 15). مشارکت حرکتی نظامدار است که از افراد، گروهها و جامعه سرچشمه میگیرد. این فرایند، بستری مناسب برای تأثیرگذاری بر تصمیمات، برنامهریزیها، اجرای برنامهها و ارزشیابی آنها فراهم میسازد (موسایی و رضوی الهاشم، 1390: 128)
خشونت شهری: بیشتر فرهنگنامهها خشونت را بهعنوان نوعی نیروی جسمانی یا بدنی تعریف میکنند؛ بهویژه نیرویی شدید، ناگهانی، ناعادلانه یا ناشایست که به آسیب یا نابودی فرد یا دارایی منجر میشود. صدیق سروستانی (1379) در معنایی گسترده، خشونت را اینگونه تعریف میکند: خشونت رفتاری است که برای آسیبرساندن به دیگری از کسی سر میزند و دامنۀ آن از تحقیر و توهین، تجاوز و ضربوجرح تا تخریب اموال و دارایی طرف مقابل و قتل او است (صدیق سروستانی، 1379: 99). بررسی خشونت شهری از این نظر اهمیت دارد که بخش زیادی از افراد جامعه با مشاهده و درک آن، احساس ناامنی و ترس میکنند.
اعتماد به مدیریت شهری: در عمومیترین تعریف، اعتماد به معنی مطمئنبودن دربارۀ کنشهای احتمالی در آینده است؛ بنابراین، نشاندادن اعتماد نوعی پیشبینی آینده است. ازنظر گیدنز (1392)، اعتماد شیوهای ضروری و اجتنابناپذیر در زندگی اجتماعی است و از مؤلفههای مدرنیته به شمار میرود (گیدنز، 1392: 122). پاتنام (1384) بر این باور است که اعتماد اجتماعی، هنجارهای معاملۀ متقابل، شبکههای مشارکت مدنی و همکاری موفقیتآمیز را تقویت میکند (پاتنام، 1384: 309).
عملیاتیسازی هریک از متغیرهای پژوهش در جدول 2 ارائه شده است.
جدول 2- عملیاتیسازی متغیرهای پژوهش
Table 2- Operationalization of research variables
|
شاخصها |
گویهها |
|
احساس تعلق به شهر |
از دوران کودکی خاطرات مثبتی از این شهر دارم. |
|
از همصحبتی با همشهریانم لذت میبرم. |
|
|
در این شهر احساس میکنم عضوی از یک جامعه هستم. |
|
|
شهر هر فرد مانند خانۀ اوست. |
|
|
با همسایگان رفتوآمد مداوم و مستمر دارم. |
|
|
از دیدار همشهریانم لذت نمیبرم. |
|
|
زبان و گویشهای محلی این شهر را درک میکنم. |
|
|
در مراسم آیینی این شهر شرکت میکنم. |
|
|
با درآمدی که از شغلم دارم، احساس ثبات نمیکنم. |
|
|
جامعه برای شغل من بسیار ارزش قائل است. |
|
|
اقتصاد شهر باعث کیفیت بهتر زندگیام شده است. |
|
|
اگر روزی از این شهر جدا شوم، احساس خیلی بدی خواهم داشت. |
|
|
احساس نشاط اجتماعی |
در زندگیام احساس آرامش و امید دارم. |
|
سعی میکنم با کمترین امکانات شادی و آرامش داشته باشم. |
|
|
احساس سلامتی میکنم. |
|
|
محیط شهری به من احساس شادابی میدهد. |
|
|
از قدمزدن در خیابان احساس لذت میکنم. |
|
|
از تعامل با همشهریانم احساس خوبی دارم. |
|
|
در برابر سختیها و مشکلات صبور هستم. |
|
|
به آیندۀ وضعیت محل سکونتم امیدوارم. |
|
|
روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری |
دوست دارم در حفظ پارکها و فضای سبز مشارکت داشته باشم. |
|
تمایل به حضور در تصمیمگیری محلی ندارم. |
|
|
همیشه پیشنهادات خود را در حل مشکلات محله به مسئولان اعلام میکنم. |
|
|
عوارض شهرداری را هرساله پرداخت میکنم. |
|
|
مسائل و مشکلات محله را پیگیری میکنم. |
|
|
به نظرم وقتگذاشتن برای امور محله بیفایده است. |
|
|
تمایل دارم در سازمانها و انجمنهای شهری (NGO) مشارکت داشته باشم. |
|
|
از عملکرد مسئولان شهری بهراحتی میتوان انتقاد کرد. |
|
|
دوست دارم در امور پاکسازی و بهسازی محله مشارکت داشته باشم. |
|
|
در حل مشکلات اجتماعی و فرهنگی مشارکت میکنم. |
|
|
خشونت شهری |
هر روز در شهر شاهد نزاع و کتککاری هستیم. |
|
سرقت از مغازه در سطح شهر زیاد شده است. |
|
|
روزی نیست که در شهر تردد نمایم و شاهد توهین و فحش همشهریانم به یکدیگر نباشم. |
|
|
مزاحمت برای نوامیس مردم در شهر دیده نمیشود. |
|
|
اعتماد به مدیریت شهری |
ازنظر من کادر شهرداری بسیار کاردان هستند. |
|
به نظرم شهردار توانایی حل مشکلات شهر را دارد. |
|
|
پرسنل و مدیریت شهرداری بهراحتی در دسترس هستند. |
|
|
در شهرداری ثبات وجود دارد. |
|
|
کارکنان شهرداری نهایت همکاری را با شهروندان دارند. |
|
|
کارکنان شهرداری با صداقت با مردم برخورد میکنند. |
|
|
کارکنان شهرداری، شهروندان را درک و از سر خیرخواهی با آنان مواجه میشوند. |
|
|
سرعت مناسبی در انجام کارهای شهرداری دیده میشود. |
فرضیههای پژوهش
پیشفرضهای آزمون فرضیات
برای انتخاب آزمون مناسب ابتدا باید از نرمال و غیرنرمال بودن توزیع شاخصهای پژوهش اطمینان حاصل شود؛ بدین منظور از توصیف کجی و کشیدگی استفاده شد.
جدول 3- نرمالسنجی
Table 3- Normality assessment
|
Kurtosis |
Skewness |
متغیرها |
|
254/1 |
991/0- |
احساس تعلق به شهر |
|
286/0- |
075/0- |
احساس نشاط اجتماعی |
|
253/0- |
033/0- |
خشونت شهری |
|
262/0- |
030/0- |
روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری |
|
563/0- |
058/0 |
اعتماد به مدیریت شهری |
در بررسی با استفاده از کجی و کشیدگی اگر مقدار کجی و کشیدگی در محدودۀ 2+ تا 2- قرار داشته باشد، نرمالبودن متغیر مدنظر را نشان میدهد؛ بر این اساس باتوجهبه جدول 3 و ازآنجاکه عدد کجی و کشیدگی همۀ متغیرها در این محدوده قرار دارد، میتوان از آزمون پارامتریک استفاده کرد. همچنین به نمودار Q-Q نیز رجوع شد که نتایج حاکی از نرمالبودن توزیع متغیرهای پژوهش است.
یافتههای پژوهش
در جدول 4 متغیرهای زمینهای پژوهش نظیر جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل، قومیت، مذهب و سطح درآمد گزارش شده است.
جدول 4- سیمای جامعۀ آماری
Table 4- Demographic profile of the sample
|
7/49درصد زن و 3/50درصد مرد |
جنسیت |
|
6/32 درصد در گروه سنی 15 تا 29 سال، 5/35درصد در گروه سنی 30 تا 49 سال و 9/32درصد نیز سنشان50 سال و بیشتر |
گروه سنی |
|
1/25درصد دارای تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، 6/41درصد دبیرستان و دیپلم، 3/11درصد کاردانی، 8/19درصد کارشناسی و 2/2درصد نیز دارای تحصیلات ارشد و دکتری |
سطح تحصیلات |
|
7/27درصد مجرد، 2/69درصد متاهل و 3درصد نیز مطلقه یا بیوه |
وضعیت تأهل |
|
7/38درصد گیلک، 3/46درصد تالش، 6/12درصد ترک و 4/2درصد نیز فارس |
قومیت |
|
6/82درصد شیعه و 1/17درصد سنی و3/0درصد نیز سایر مذاهب |
مذهب |
|
2/33درصد زیر 10 میلیون، 7/32 بین 11 تا 15، 4/24درصد بین 16 تا 25، 3/8درصد بین 26 تا 35 و درآمد 4/1درصد نیز بیشتر از 36 میلیون تومان |
سطح درآمد |
باتوجهبه جدول توصیفی 5 و نمرهگذاری متغیرهای پژوهش، در شاخص احساس تعلق به شهر، محدودۀ ۱ تا 33/2 احساس تعلق کم، 34/2 تا 66/3 محدودۀ متوسط (نه خیلی زیاد و نه خیلی کم) و محدودۀ 67/3 تا ۵ احساس تعلق زیاد است؛ بر این اساس و ازآنجاییکه میانگین احساس تعلق به شهر، 02/4 به دست آمده است، بنابراین شهروندان تعلق خاطر زیادی به شهر خود دارند. متغیرهای احساس نشاط اجتماعی با میانگین 62/3 متوسط رو به بالا، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری با میانگین 19/3 متوسط و اعتماد به مدیریت شهری با میانگین 03/3 در محدودۀ متوسط قرار دارند. خشونت شهری نیز با میانگین 64/2 متوسط رو به پایین است.
جدول 5- توصیف شاخصهای پژوهش
Table 5- Descriptive statistics of research indices
|
شاخصها |
میانگین |
|
احساس تعلق به شهر |
02/4 |
|
احساس نشاط اجتماعی |
62/4 |
|
روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری |
19/3 |
|
خشونت شهری |
64/2 |
|
اعتماد به مدیریت شهری |
03/3 |
باتوجهبه جدول 6 و نتایج آزمون پیرسون
(000/0:, sig581/0r:) بین احساس نشاط اجتماعی و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار وجود دارد؛ بهطوریکه با افزایش احساس نشاط اجتماعی، احساس تعلق به شهر نیز در شهروندان افزایش مییابد. بین روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار وجود دارد و با افزایش روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، احساس تعلق به شهر نیز در شهروندان افزایش مییابد (000/0:, sig524/0r:).
جدول 6- رابطۀ میان متغیرهای مستقل و وابستۀ پژوهش
Table 6- Correlation between independent and dependent variables
|
نوع رابطه |
میزان و معناداری |
احساس تعلق به شهر |
|
|
وجود رابطۀ معنادار |
581/0 |
Pearson |
احساس نشاط اجتماعی |
|
000/0 |
sig |
||
|
وجود رابطۀ معنادار |
524/0 |
Pearson |
روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری |
|
000/0 |
sig |
||
|
وجود رابطۀ معنادار و معکوس |
243/0- |
Pearson |
خشونت شهری |
|
000/0 |
sig |
||
|
وجود رابطۀ معنادار |
249/0 |
Pearson |
اعتماد به مدیریت شهری |
|
000/0 |
sig |
||
بین خشونت شهری و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار معکوس وجود دارد و با افزایش خشونت شهری، احساس تعلق به شهر در شهروندان کاهش مییابد
(000/0:, sig243/0-r:) بین اعتماد به مدیریت شهری و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار وجود دارد و با افزایش اعتماد به مدیریت شهری، احساس تعلق به شهر نیز در شهروندان افزایش مییابد (000/0:, sig429/0r:).
باتوجهبه جدول 7 و نتایج آزمون، تفاوت احساس تعلق به شهر در گروههای سنی مختلف تفاوت معنادار دارد
(006/0:, sig264/5f:). احساس تعلق به شهر در افراد دارای 50 سال و بیشتر با میانگین 10/4 بیشتر از سایر گروههای سنی است. احساس تعلق به شهر در گروه سنی 30 تا 49 سال 08/4 و در گروه سنی 15 تا 29 سال با میانگین 85/3 در کمترین سطح خود قرار دارد. احساس تعلق به شهر باتوجهبه سطح تحصیلات افراد تفاوت معنادار دارد
(007/0:, sig390/3f:). میانگین احساس تعلق به شهر در افراد دارای تحصیلات ارشد و دکتری با میانگین 59/4 بیشتر و در افراد دارای تحصیلات ابتدایی و راهنمایی با میانگین 85/3 کمتر از سایر سطوح تحصیلی است.
جدول 7- رابطۀ میان متغیرهای زمینهای (جمعیتشناختی) و وابستۀ پژوهش
Table 7- Relationship between demographic variables and sense of belonging to the city
|
نوع تفاوت |
میزان و معناداری تفاوت |
احساس تعلق به شهر |
|
|
عدموجود تفاوت معنادار |
149/0 |
t-test |
جنسیت |
|
881/0 |
sig |
||
|
وجود تفاوت معنادار |
264/5 |
(f) anova |
گروه سنی |
|
006/0 |
sig |
||
|
وجود تفاوت معنادار |
590/3 |
(f) anova |
سطح تحصیلات |
|
007/0 |
sig |
||
|
عدموجود تفاوت معنادار |
961/1- |
t-test |
وضعیت تأهل |
|
051/0 |
sig |
||
|
عدموجود تفاوت معنادار |
467/1 |
(f) anova |
شغل |
|
142/0 |
sig |
||
|
وجود تفاوت معنادار |
827/10 |
(f) anova |
قومیت |
|
000/0 |
sig |
||
|
عدموجود تفاوت معنادار |
167/2 |
(f) anova |
مذهب |
|
116/0 |
sig |
||
|
عدموجود تفاوت معنادار |
462/0 |
(f) anova |
درآمد خانواده |
|
764/0 |
sig |
||
احساس تعلق به شهر در قومیتهای مختلف تفاوت معنادار دارد (000/0:, sig827/10f:). احساس تعلق به شهر گیلکها با میانگین 18/4 بیشتر از سایر قومیتها است. همچنین این احساس در قومیت تالش با میانگین 01/4 در جایگاه بعدی قرار دارد. احساس تعلق به شهر در شهروندان ترکزبان با میانگین 57/3 در کمترین سطح خود قرار دارد؛ درنهایت نیز شایان ذکر است که احساس تعلق به شهر باتوجهبه جنسیت، وضعیت تأهل، شغل، مذهب و درآمد افراد تفاوت معناداری ندارد.
جدول 8- ضریب تعیین و خطیبودن رگرسیون
Table 8- Coefficient of determination and regression linearity
|
خطا |
ضریب تعیین |
r |
احساس تعلق به شهر |
|
|
530/0 |
45/0 |
67/0 |
||
|
Sig |
f |
میانگین |
مجموع |
Model |
|
000/0 |
37/72 |
34/20 |
39/81 |
رگرسیون |
|
281/0 |
57/97 |
باقیمانده |
||
|
96/178 |
مجموع |
|||
جدول 8 نشان میدهد که تأثیر احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر احساس تعلق به شهر معنادار است. همچنین باتوجهبه سطح معناداری جدول 7 معادلۀ رگرسیون، خطی و پیشبینیپذیر است.
جدول 9- میزان تأثیر متغیرها
Table 9- Impact coefficients of variables
|
احساس تعلق به شهر |
غیراستاندارد |
استاندارد |
مقدار t |
معناداری |
|
|
B |
خطا |
Beta |
|||
|
عرض از مبدأ |
48/1 |
25/0 |
-- |
9/5 |
000/0 |
|
احساس نشاط اجتماعی |
41/0 |
06/0 |
35/0 |
9/6 |
000/0 |
|
روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری |
34/0 |
05/0 |
29/0 |
3/6 |
000/0 |
|
خشونت شهری |
15/0- |
04/0 |
12/0- |
1/3- |
002/0 |
|
اعتماد به مدیریت شهری |
11/0 |
04/0 |
13/0 |
7/2 |
006/0 |
براساس مقدار Beta مندرج در جدول 9 متغیرهای پیش بین حدود 45درصد از تغییرات احساس تعلق به شهر را تبیین میکند.
براساس شکل 1 و تحلیل مسیر انجامشده، میزان اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر احساس تعلق به شهر در قالب مدل مفهومی نمایان است:
شکل 1- اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر
Fig 1- Direct and indirect effects on sense of belonging to the city
جدول 10 نشاندهندۀ اثرات مستقیم و غیرمستقیم احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر احساس تعلق به شهر است؛ بر این اساس احساس نشاط اجتماعی بیشترین اثر مستقیم را بر احساس تعلق به شهر دارد. همچنین روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری دارای اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر است.
جدول 10- میزان اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر
Table 10- Direct and indirect effects on sense of belonging to the city
|
اثر کل |
اثر غیرمستقیم |
اثر مستقیم |
احساس تعلق به شهر |
|
35/0 |
---- |
35/0 |
احساس نشاط اجتماعی |
|
50/0 |
122/0، 046/0، 040/0 |
29/0 |
روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری |
|
28/0 |
150/0 |
13/0 |
اعتماد به مدیریت شهری |
|
23/0- |
050/0-، 21/0-، 008/0-، 007/0-، 013/0-، 015/0- |
12/0 |
خشونت شهری |
در کل با در نظر گرفتن اثرات مستقیم و غیرمستقیم، متغیر روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری با میزان اثر 0.50، بیشترین تأثیر را بر احساس تعلق به شهر دارد.
بحث و نتیجه
پژوهش با هدف سنجش میزان احساس تعلق شهروندان رضوانشهر به شهر خود، با درنظرگرفتن بافت متکثر قومی و مذهبی این شهر انجام گرفته است. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که مجموعهای از عوامل اجتماعی و فرهنگی در شکلگیری و تقویت این احساس نقش مؤثری ایفا میکنند. پژوهش ایمانی شاملو و همکاران (۱۴۰۳) بر وجود رابطۀ مثبت و قوی میان احساس تعلق به شهر و مشارکت شهروندان تأکید کردهاند. یافتههای پژوهش حاضر این رابطه را تأیید میکند؛ بهطوریکه افزایش روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری با افزایش احساس تعلق به شهر همبستگی معنادار دارد. همچنین، براساس همان پژوهش، سن، وضعیت شغلی و سطح تحصیلات با مشارکت شهروندان رابطۀ معناداری برقرار میسازند. نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجود تفاوتهای معنادار در احساس تعلق به شهر براساس متغیرهای سنی، مقاطع تحصیلی و قومیتها است. در تبیین عوامل مؤثر، صفرنژاد و همکاران (۱۳۹۵) معتقدند که عواملی نظیر فراهمسازی نفوذپذیری، غنای حسی، توجه به نمادهای بومی و نمای ساختمانها و در نظر گرفتن زمینه در طراحی شهری، موجب ارتقای هویت محیطی و تعمیق حس تعلق میشود. در پژوهش حاضر نیز، متغیرهای احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بهعنوان عوامل مؤثر و افزایشدهندۀ حس تعلق شهروندان شناسایی شد.
در پژوهش حاضر نظریۀ آنتونیچ (2010) بهعنوان چارچوب نظری اصلی پژوهش استفاده شده است. این نظریه، تعلق مکانی را بهعنوان احساس «در خانه بودن» در یک مکان تعریف میکند و پنج بُعد خودزندگینامهای، ارتباطی، فرهنگی، اقتصادی و حقوقی را برای آن برمیشمارد و یافتههای این پژوهش بهخوبی با این نظریه همخوانی دارد. عوامل ارتباطی دادهها نشان داد که روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری رابطۀ مثبت و معناداری با احساس تعلق به شهر دارد. این یافتهها مؤید تأثیر پیوندهای اجتماعی و مشارکت جمعی بر تقویت حس تعلق است؛ همانگونه که آنتونیچ بر آن تأکید دارد. براساس عوامل فرهنگی تفاوتهای قومیتی در احساس تعلق به شهر مشاهده شد؛ بهطوریکه گیلکها بیشترین احساس تعلق و ترکزبانان کمترین احساس تعلق را گزارش کردند. این نتیجه با بُعد فرهنگی نظریۀ آنتونیچ همسو است که زبان و هویت فرهنگی را بهعنوان عوامل کلیدی در تعلق مکانی معرفی میکند. عوامل اقتصادی و اجتماعی، اعتماد به مدیریت شهری و احساس نشاط اجتماعی نیز بهعنوان عوامل مؤثر بر تعلق مکانی شناسایی شد. این یافتهها نشان میدهد که ثبات اقتصادی و رفاه اجتماعی میتواند به احساس امنیت و تعلق بیشتر بینجامد. احساس نشاط اجتماعی، اعتماد به مدیریت شهری و روحیۀ مشارکتجویی رابطۀ مستقیم و معناداری با افزایش احساس تعلق به شهر دارد. همچنین سن و تحصیلات بر احساس تعلق تأثیرگذار است. افراد مسنتر و افراد با تحصیلات عالی احساس تعلق بیشتری دارند. قومیت نیز نقش مهمی ایفا میکند؛ درحالیکه مذهب تأثیر معناداری ندارد .خشونت شهری رابطۀ معکوس با تعلق مکانی دارد و کاهش آن میتواند به بهبود حس تعلق شهروندان کمک کند. همچنین متغیرهای مستقل پژوهش حدود 45درصد از تغییرات احساس تعلق به شهر را تبیین میکند که نشاندهندۀ قدرت توضیحدهندگی بالای مدل پژوهش است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که احساس تعلق به شهر در رضوانشهر تنها محصول ویژگیهای فردی و عاطفی ساکنان نیست، بلکه در بستری از روابط قدرت، نابرابریهای فرهنگی و ساختارهای نهادی شکل میگیرد. از منظر جامعهشناسی انتقادی، تعلق مکانی نه یک وضعیت طبیعی، بلکه یک برساخت اجتماعی است که در تقاطع سه حوزۀ «قدرت»، «هویت» و «فضا» تولید و بازتولید میشود. تفسیر انتقادی دادهها نشان میدهد که احساس تعلق در رضوانشهر در تعامل میان این سه حوزه شکل گرفته است و نابرابریهای قومی، کیفیت حاکمیت شهری و تجربۀ زیسته خشونت شهری، نقش تعیینکنندهای در آن دارد. براساس یافتههای پژوهش و در پرتو نظریۀ آنتونیچ میتوان گفت که احساس تعلق شهروندان رضوانشهر حاصل برهمکنش چندگانۀ عوامل زیستبودگی، روابط اجتماعی، هویت فرهنگی و شرایط اقتصادی _ اجتماعی است. تعلق مکانی در این شهر زمانی تقویت میشود که:
درمجموع، پژوهش حاضر نشان میدهد که تعلق مکانی نه یک احساس منفرد، بلکه برایند درهمتنیدگی چندین بُعد اجتماعی و فرهنگی است؛ بر این اساس، مدیریت شهری تنها زمانی قادر به ارتقای این حس خواهد بود که ماهیت چندبُعدی آن را در سیاستگذاریهای خود لحاظ کند. اتخاذ چنین رویکردی میتواند بسترساز توسعۀ پایدار اجتماعی و تقویت انسجام در شهرهای چندفرهنگی نظیر رضوانشهر باشد.
تشکر و قدردانی
از شهرداری رضوانشهر به دلیل حمایت مالی از طرح تشکر و قدردانی میشود.
[1]Azarian
[2] Pinkster & Loomans
[3] Aquino et al.
[4] Jasina Schafer
[5] Smith