Document Type : Research Paper
Authors
1 Associate professor, Department of Sociology, Faculty of Literature and Humanities, University of Yasouj, Yasouj, Iran
2 M.A. in Sociology, Department of Sociology, Faculty of Literature and Humanities, Yasouj University, Yasouj, Iran
Abstract
Keywords
پیوند اعضا بهعنوان شیوۀ جدید درمانی برای جداکردن اعضا از بدن فرد و بخشیدن آن به فرد نیازمندِ به آن عضو به کار گرفته میشود. اهدای عضو میتواند از فرد زنده به فرد زندۀ دیگری انجام شود (مثل اهدای کلیه)؛ اما آنچه بیشتر درخصوص اهدای عضو مطرح میشود، اهدای اعضای انتقالپذیر از جسد (که عموماً به دلیل مرگ مغزی فوت شده است) به فرد زنده است. این اهدا را میتوان از ابعاد متعددی بررسی کرد. بهطورکلی اهدای عضو تلفیقی از عوامل حقوقی، فرهنگی، سازمانی، اجتماعی و پزشکی است. اهدای عضو و بافت نوعی کنش اجتماعی است که براساس تصمیم و رضایت فرد در زمان حیات وی و همچنین براساس رضایت خانوادۀ وی در زمان مرگ مغزی به خارجکردن اعضا و بافتها از فرد مرگ معزی و با بخشیدن آن به فرد نیازمند تحقق میپذیرد. این شیوه یکی از راههای تأمین اعضای حیاتی برای بیماران نیازمند با استفاده از اعضای سالم مبتلایان به مرگ مغزی است؛ زیرا این دسته از بیماران باوجود از دست دادن اعمال حیاتی، دارای جریان خون متعادل در اندامهای خود مانند کبد، ریهها، قلب، پانکراس و سایر اعضای مشابه هستند که میتوان این اعضا را در اختیار بیماران نیازمند قرار داد (عبداللهی و شکراییفرد، 1386).
ازآنجاکه هدف از پیوند عضو پیشگیری و درمان مؤثر و بهبود طولانیمدت عوارض بیماریها است، در سالهای اخیر دانش پزشکی توجه خاصی را به پیوند اعضا مبذول داشته است. در سراسر جهان پیوند اعضا موجب نجات جان هزاران نفر شده است. درواقع پیوند اعضا توانسته است کیفیت زندگی بیماران و دیدگاه و نگاه آنان را به آینده بهبود ببخشد. آمارها نشان میدهد بیش از یک میلیون نفر در جهان از درمان پیوند عضو بهرهمند میشوند و بقای تعدادی از این بیماران به بیش از 25 سال رسیده است؛ اما باوجود پیشرفتهای چشمگیر در پیوند اعضا، این کار همچنان با چالشهای جدی مانند افزایش تعداد بیماران در انتظار پیوند، کمبود اعضای اهدایی و نابرابری در دسترسی به اعضای اهدایی همراه است (Pradeep, 2014).
آمارهای موجود نشان از افزایش جهانی اهدای عضو میدهد؛ برای مثال در سال 2023 در بین 89 کشور مطالعهشده، اهدای عضو از افراد زنده و مرده در مقایسه با سال 2022، 9درصد افزایش داشته است. در همین سال اسپانیا با 38/49 ، ایلات متحده آمریکا با 48.04 و درنهایت پرتقال با 36.93 به ترتیب بیشترین pmp را داشتهاند (International Registry in Organ Donation and Transplantation, 2024).
در کشور ما نیز مانند بسیاری از کشورهای جهان، پیوند اعضا مقولهای جدید و بهروز در حوزۀ علوم پزشکی است؛ اما استفاده از اعضای افراد دچار مرگ مغزی نتوانسته است باوجود تلاشهای فراوان دستاندرکاران، صورتی عادی به خود بگیرد؛ زیرا پیوند عضو جدیدی در بدن انسان توأم با قطع آن از بدن انسان دیگر است و طبیعتاً با مسائل مذهبی، اخلاقی، حقوقی، اقتصادی و ... مرتبط است.
تعداد پیوند اعضا در ایران به دلیل کمبود اعضای اهداشدۀ قابلپیوند بسیار کمتر از اروپا و آمریکا است و این درحالی است که سالانه هزاران نفر جان خود را به دلیل نبود عضو اهدایی از دست میدهند. از طرفی، سالانه بیش از 15هزار مرگ مغزی در اثر سوانح و حوادث رخ میدهد؛ درحالیکه کمتر از 10درصد آنها جزو اهداکنندگان عضو هستند. بنابر گفتۀ رئیس واحد فراهمآوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، روزانه 12 بیمار از لیست انتظار پیوند جان خود را از دست میدهند؛ این در حالی است که فقط 25درصد بیماران مرگ مغزی به اهدای عضو میرسند (خبرگزاری تسنیم، 1399). البته باید متذکر شد که این موضوع خاص ایران نیست و در بقیۀ کشورها نیز دیده میشود (Farrell et L., 2011; Hoeyer et al., 2015)؛ برای مثال در سال 2023 در کشورهای عضو شورای اروپا 56032 نفر به لیست انتظار پیوند اضافه شدهاند؛ به عبارتی هر ساعت 6 بیمار جدید و درمجموع 7054 نفر بیمار نیازمند عضو موجود در لیست انتظار در سال قبل از آن فوت شدهاند که بهصورت میانگین هر روز 19 بیمار را شامل میشده است.
طبق آمار انجمن اهدای عضو ایرانیان، در سال 1398 شاخص اهدای عضو (PMP[1]) برابر با 3/14 بوده است و این درحالی است که براساس شاخصهای جهانی 8/30 PMP قابلقبول و 7/48 PMP ایدئال است. این اعداد نشان میدهد که کشور ما وضعیت خوبی برای اهدای عضو ندارد؛ هرچند روند شاخصی اهدای عضو در 22 سال گذشته تا 1398 روندی افزایشی داشته است. همچنین شاخص اهدای عضو در سال 1399 برابر با 9/7 و در سال 1400 این شاخص 7/10 است. درواقع بیشترین شاخص در طول 22 سال گذشته مربوط به سال 1398 بوده است. در سال ۱۴۰۰ باوجود ۵ تا 8 هزار مرگ مغزی که تعداد ۲۵۰۰ تا ۴۰۰0 مورد عضو اهداشونده داشتهاند، تنها ۱۰۶۱ مورد اهدا شده است. این درحالی است که آمار متوسط رضایتگیری از خانوادههای افراد مرگ مغزی برای اهدای اعضای عزیزانشان ۷۰درصد بوده است و تعداد بیماران نیازمند به عضو پیوندی در کشور بیش از ۲۵۰۰۰ نفر بودهاند که روزانه 7 تا 10 نفر آنها به دلیل نرسیدن عضو جان خود را از دست دادهاند (انجمن اهدای عضو ایرانیان، 1401). مطابق با اطلاعات نمودار 1 مشاهده میشود که درمجموع روند اهدای عضو در ایران از سال 1379 صعودی است. این روند از سال 1389 به ناگاه روند سریعتری میگیرد و در سال 1398 به بیشترین نرخ خود در سه دهۀ گذشته یعنی به میزان 3/14 PMP میرسد؛ اما در همین سال با افتی شدید به میزان 8/7 PMP کاهش پیدا میکند. در زمان مشابه در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، به ترتیب ۱۵۱ و ۲۸۳ نفر از افراد مرگ مغزی به اهدای عضو رسیدهاند و شاخصPMP در سال ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ به ترتیب 4/5 و 2/10 بوده است (وبسایت رسمی مرکز اهدای عضو، 1401). مهمترین علت این امر را میتوان به همهگیری بیماری کرونا مرتبط دانست. بعد از این سال این روند مجدداً سیر صعودی به خود گرفته و در سال 1401 به 8/12 PMP افزایش یافته است. نمودار 1 روند طولی اهدای عضو در ایران را نشان میدهد:
نمودار1- روند شاخص اهدای عضو در ۲۲ سال گذشتۀ ایران به ازای هریک میلیون نفر(pmp) منبع: (انجمن اهدای عضو ایرانیان، 1401)
Chart 1- The trend of organ donation index in the last 22 years in Iran per million people (pmp) (Iranian society of Organ Donation 2022)
این ناهماهنگی بین تعداد بیماران مرگ مغزی با اهدای عضو در ایران صرفاً یک موضوع پزشکی نیست و تحقیقات نشان داده است که تمایلنداشتن به اهدای عضو کاملاً ریشههای اجتماعی و فرهنگی دارد(Nouzari et al., 2024; Farrell et al., 2011; Hoeyer et al., 2015; Flayou et al., 2016 )؛ همین امر انگیزۀ نویسندگان این مقاله شده است تا به بررسی برخی عوامل فرهنگی و اجتماعی مثر بر نگرش اهدای عضو در بین شهروندان یاسوجی بپردازند. سؤالاتی در این راستا مطرح شده این است: اول اینکه شهروندان یاسوجی تا چه اندازه تمایل به اهدای عضو دارند و نیز تا چه اندازه از مرگ مغزی و کیفیت آن و نیز پیامدهای اهدا یا عدماهدای عضو آگاهی دارند؛ دوم اینکه برخی عوامل اجتماعی و فرهنگی مانند دینداری، سنتگرایی، داشتن روحیۀ نوعدوستی، احساس فشار هنجاری و اعتماد نهادی به کادر پزشکی تا چه اندازه و با چه فرایندی میتواند بر تمایل مردم این شهر بر اهدای عضو اثرگذار باشد.
پیشینۀ تحقیق
در راستای این موضوع، در ایران و جهان تحقیقاتی انجام شده است. برخی از این تحقیقات را میتوان چنین عنوان کرد:
صفری مرادآبادی و همکاران (1393) در پژوهشی به روش کمّی با عنوان «آگاهی و نگرش ساکنین شهرستان بندرعباس درخصوص اهدای عضو» نشان دادند که میانگین نمرۀ آگاهی 2/42درصد و نمرۀ نگرش 73/70درصد بود. 260 نفر (9/28درصد) مخالف اهدای عضو بودند که دلیل مخالفت 3/52 درصد بازگشت به حیات بود. بین نگرش با سن، تحصیلات و وضعیت اقتصادی رابطۀ معنادار بود. همچنین بین آگاهی با تحصیلات و وضعیت اقتصادی رابطۀ معنادار مشاهده شد. تلویزیون مهمترین منبع اطلاعاتی درخصوص اهدای عضو بود.
امانی و همکاران (1394) در تحقیقی به روش کمّی با عنوان «نگرش مردم ساکن شهر اردبیل نسبتبه اهدای عضو در مرگ مغزی» نشان دادند که بیش از 70درصد مردم با اهدای عضو در مرگ مغزی موافق بودند و این عمل را امری خداپسندانه و نوعدوستانه میدانستند و در این میان نقش رسانههای جمعی را در فرهنگسازی و ترغیب مردم برای اهدای عضو و دریافت کارت اهدا مهم میدانستند. همچنین رابطۀ آماری معنیداری بین اهدای عضو و مرگ مغزی وجود داشت.
باغی و همکاران (1396) در پژوهشی به روش کمّی با عنوان «بررسی نگرش مردم سنندج دررابطهبا اهدای عضو» نشان دادند که سطح تحصیلات، شغل و منبع کسب اطلاعات با دانش اهدای عضو ارتباط داشت؛ بهطوریکه بیشترین دانش و نگرش مطلوب در بین افراد با تحصیلات دبیرستان تا دانشگاه، کارمندها و افرادی مشاهده شد که اطلاعاتشان را از رسانهها کسب کرده بودند. همچنین تلویزیون و روزنامه منبع کسب اطلاعات افراد در این زمینه بود.
خانی و همکاران (1396) به تعیین تأثیر باورهای اخلاقی و نوعدوستی بر نگرش به اهدای عضو با میانجیگری عمل به باورهای دینی پرداختهاند. یافتهها نشان داد که بین نگرش به اهدای عضو با متغیر عمل به باورهای دینی، باورهای اخلاقی، نوعدوستی همبستگی مثبت و معنیدار وجود داشت. اثر مستقیم باورهای اخلاقی، نوعدوستی و عمل به باورهای دینی بر نگرش به اهدای عضو معنیدار بود. همچنین اثر غیرمستقیم باورهای اخلاقی و نوعدوستی با میانجیگری عمل به باورهای دینی معنیدار بود. درمجموع ٥٧درصد از واریانس متغیر نگرش به اهدای عضو ازطریق مدل پژوهش تبیین شد.
باستانمهر و همکاران (1398) پژوهشی به روش کیفی با عنوان «پدیدارشناسی اهدای عضو در افراد داوطلب» انجام دادند. یافتهها نشان داد که پدیدارهای آگاهی داوطلبان اهدای عضو را میتوان در سه طبقۀ مضامین اصلی: 1- آگاهی شامل اطلاعات دربارۀ اهدای عضو و بینش به پدیدۀ مرگ، 2-باورهای بنیادین شامل باورهای عقلانی، باورهای انساندوستانه، باورهای مذهبی، باورهای اخلاقی، باورهای هستیشناسانه، باور به توانمندی خود و برقراری عدالت در امکان زیستن و 3- عوامل اثرگذار بر باورهای بنیادین شامل باورهای خانواده، تعاملات خانواده، سختیها و اثرات جامعه دستهبندی کرد.
ولیئی و همکاران (1398) در تحقیقی به روش کمّی با عنوان «بررسی میزان آگاهی و چگونگی نگرش معلمان شهر سنندج به اهدای عضو» نشان دادند که 152 نفر (8/60 درصد) آگاهی متوسط و 92 نفر(8/36 درصد) آگاهی زیاد دربارۀ اهدای عضو داشتند. نگرش 166 نفر (4/66 درصد) از معلمان، متوسط و 81 نفر (4/32 درصد) بالا بود. 8/90 درصد از معلمان نیز، کارت اهدای عضو نداشتند؛ درحالیکه 144 نفر (6/57 درصد) تمایل داشتند این کارت را دریافت کنند.
نیت[2] و همکاران (2015) در پژوهشی به روش کمّی با عنوان «درک تصمیمات خانوادههای استرالیایی برای اهدای عضو» نشان دادند که باورهای فرهنگی و اجتماعی، اعتمادنداشتن به سیستم پزشکی، ترس از اقدامات تهاجمی روی بدن متوفی و نگرانی دربارۀ توزیع عادلانۀ عضو اهدایی از مهمترین دلایل عدمرضایت به اهدای عضو بود.
رالف و همکاران[3] (2016) به موضوع اثر اعتماد اجتماعی بهصورت عام، یعنی اعتماد به مردم و نظام سلامت و اعتماد به معنای خاص آن، یعنی اعتماد به پرستاران و پزشکان و نیز کادر پیوند پرداخت و نشان داد که داشتن اعتماد میتواند اثر مثبتی بر گرایش مردم به اهدای عضو داشته باشد.
ویلییامز و مویر[4] (2018) عدمآگاهی و دانش بهویژه ناتوانی در تشخیص کما و مرگ مغزی را بهعنوان مانعی برای اهدای عضو بررسی کردند و فلایو[5] و همکاران (2016) و رالف و همکاران (2016) نیز به تأثیر باورها و مسائل دینی دربارۀ مرگ و جهان آخرت بر اهدای عضو پرداختهاند.
در تحقیقاتی که برخی افراد نظیر کاتراو[6] و دیگران (2019) و به مانند آنها ایروینگ[7] و دیگران (2012) انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که ارزشهای اجتماعی و تابوهای مرگ، ارزشها و هنجارهایی که دربارۀ احترام گذاشتن به جسد مرده و نیز برگزاری مراسمهای مرتبط با مرگ وجود دارد، میتواند گرایش به اهدای عضو را متأثر سازد و مانع اهدای عضو شود.
کوبوس[8] و همکاران (2020) در پژوهشی، آشنایی با نگرش و نظرات پیروان یهودیت دربارۀ اهدای عضو را بررسی کردهاند. نتایج نشان داد که تقریباً 9درصد از پاسخدهندگان، درمان با استفاده از پیوند عضو را پذیرفتند. درمجموع 75/91 درصد از پاسخدهندگان نگرش مثبت به پیوند اعضا، 19/6 درصد نگرش منفی داشتند و .06/2 درصد بیتفاوت بودن. به گفتۀ پاسخدهندگان، شایعترین دلایل امتناع خانواده از جمعآوری اعضای بدن متوفی، عواطف مربوط به مرگ (61/53درصد)، اعتقادات مذهبی (08/36درصد) و ترس از سوءاستفاده از اعضای بدن (68/22درصد) است.
لو[9] و همکاران (2022) مطالعهای با هدف تحلیل نگرش، عوامل مؤثر و الگوهای ارتباطی اهدای عضو در خانوادههای چینی انجام دادند. نتایج نشان داد که نگرش، زمان اندیشیدن، تابو و ترس، باورهای سنتی، اخلاق و الگوهای ارتباطی خانواده، ناآگاهی و بیاعتمادی از عوامل ممانعتکنندۀ اهدا بودند.
نوذری و همکاران (2024) در تحقیقی زمینههای اهدانکردن عضو را در خانوادههای دارای بیمار مرگ مغزی در شهر شیراز واکاوی کردهاند. این تحقیق با روش کیفی و استراتژی نظریهپردازی دادهبنیاد انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها مصاحبۀ عمیق با افرادی بود که در جریان اهدای عضو بیماران مرگ مغزی خود تصمیمگیرنده بودند و حاضر به اهدای عضو نشده بودند. نویسندگان این تحقیق به این نتیجه رسیدند که سنتگرایی، ناتوانی در تشخیص مرگ مغزی از کما، فشار هنجاری، اعتماد نهادی، عقاید مذهبی، نگرشهای پدرسالارانه، دیگران مهم، عدمباورپذیدی مرگ عزیزان، انتظار معجزه و امید به درمان بیمار، احساس گناه به متوفی و ناتوانی در تصمیمگیری از عواملی بوده است که مانع اهدای عضو شده است.
باوجود تحقیقات متعدد در این زمینه، تاکنون تحقیقی در شهر یاسوج انجام نشده است. این درحالی است که شهر یاسوج ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی خاص خود را داراست؛ مانند اینکه سنتها اثرگذاری قوی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم این شهر دارد و نیز وابستگیهای طایفهای و غلب فرهنگ جمعگرایانه تا حد زیادی، بسیاری از تصمیمها را از سطح فردی و خانوادگی خارج کرده، به تصمیمی جمعی مبدل میکند. وجود چنین خصیصههایی انگیزۀ نویسندگان برای بررسی این موضوع در این شهر بوده است.
در تبیین چرایی تمایل یا عدمتمایل خانوادهها به اهدای عضو نظریههای متنوعی وجود دارد که هرکدام از زاویۀ دید خود موضوع را بررسی کرده است. باتوجهبه پیچیدگی و گستردگی موضوع پژوهش حاضر، از چندین نظریه برای دستیابی به تبیین دقیق مسئلۀ پژوهش استفاده شده است.
تحقیقات مختلف نشان داده است که یکـی از عوامـل اصـلی تعیینکنندۀ رفتار، ارزیابی فرد از رفتار است. ارزیابی فرد از رفتار نیز متأثر از اعتقاد رفتاری به پیامدهای انجام رفتار و ارزیابی نتایجی است که به پیامدها داده میشـود. نظریۀ آیزن (1991) وقوع رفتاری ویژه را پیشبینی میکند، مشروط بر اینکه فرد قصد انجام آن را داشته باشد. طبق این نظریه، قصد انجام یک رفتار توسط سه عاملِ نگرش به رفتار، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درکشده پیشبینی میشود. منظور از نگرش به رفتار، یعنی اینکه رفتار مدنظر تا چه حد نزد فرد مطلوب، خوشایند، مفید یا لذتبخش است که به قضاوت فرد دربارۀ اثرات و پیامدهای رفتار بستگی دارد. منظور از هنجارهای انتزاعی، مقدار فشار اجتماعی درکشده توسط فرد برای انجام رفتار و به عبارتی بازتاب تأثیر و نفوذ اجتماعی بر فرد است. کنترل رفتاری درکشده، درجهای از احساس فرد است که تا انجام یا عدمانجام یک رفتار، تحتکنترل ارادی وی قرار دارد (Ajzen, 1991). هنجار ذهنی به فشار اجتماعی درکشده توسط فرد برای انجام یا عدمانجام رفتار هدف اشاره دارد. افراد غالباً بر مبنای ادراکاتشان از آنچه که دیگران (دوستان، خانواده، همکاران و ...) فکر میکنند باید انجام دهند، عمل میکنند و قصد آنها برای پذیرش رفتار بهصورت بالقوه، متأثر از افرادی است که ارتباطات نزدیکی با آنها دارند (Mathieson, 1991).
پیتر بلاو یکی از نظریهپردازان مکتب مبادله است که تلاش داشت نظریهای را بپروراند که تلفیقی از رفتارگرایی اجتماعی و واقعیتگرایی اجتماعی باشد. هدف بلاو فهم ساختار اجتماعی بر پایۀ تحلیل فراگردهای اجتماعی حاکم بر روابط میان افراد و گروهها است. در نظر وی مسئلۀ اصلی این است که چگونه زندگی اجتماعی در قالب ساختارهای بیش از پیش پیچیدۀ همگروهی میان انسانها سازمان میگیرد. تأکید بلاو بر فراگرد تبادل است که به نظر او، بیشتر رفتار بشری را جهت میدهد و بر روابط میان انسانها و نیز روابط گروهها تسلط دارد. بلاو مبادله را جریانی اجتماعی میداند که ریشه در جریانهای اولیۀ روانشناختی دارد و بسیاری از پدیدههای پیچیده ازقبیل ساخت و سازمان اجتماعی از آن ایجاد شده است. تمایل اصلی بلاو در تبیین همۀ امور اجتماعی از دریچۀ مبادله است و همۀ رفتارها مانند مبادله تبیین میشود. واژۀ مبادلۀ اجتماعی در اندیشۀ بلاو به اعمال ارادۀ فرد اطلاق میشود که انگیزهاش دریافت پاداشی است که وی انتظار برآوردهشدنش را دارد. بلاو تأکید میکند که نفع فردی «شرط ضروری مبادله» است، نه مسائل هنجاری و اخلاقی. افراد تعهدات خود را در برابر خدمات گذشته بدین سبب انجام میدهند که در آینده نیز از آنها منتفع شوند؛ بنابراین، سودی که فرد انتظار دارد از روابط مبادله به دست آورد، آغازگر مبادله است (آزاد ارمکی، 1383).
باتوجهبه این نظریه، انسانها رفتارهای نوعدوستی را به این دلیل از خود نشان میدهند که آن را نوعی مبادله میدانند؛ چون در این مبادله انتظار پاداش تأیید اجتماعی یا پاداش کمکهای درازمدت یا پاداش اخروی دارند و در این مبادله منفعت و هزینه را برآورد میکنند؛ بنابراین، انتظار میرود افرادی که در زندگی و تعاملات اجتماعی رویکرد مبادلهای و نگاه مبادلهمحور (در ابعاد مختلف) دارند، گرایش بیشتری به نوعدوستی داشته باشند.
آگاهی بهعنوان حالت یا توانایی ادراک، احساس یا مطلعبودن از حوادث و اشیا، بخش مهمی از فرایند یادگیری است (اتکینسون و همکاران، 1385). جدا از اینکه آگاهی چگونه و با چه مکانیزمی دریافت میشود یا شکل میگیرد، آگاهی امکانی برای دسترسی، انتشار و تبادل اطلاعات است و موجب اعمال ما میشود. ازنظر اتکینسون و همکاران (1385) آگاهی دارای دو کارکرد عمده است: از یک طرف باعث وارسی خود و محیط خود میشود، بهنحویکه دریافتهای ادراکی، خاطرهها و اندیشهها در آگاهی ما بازنمایی شود؛ از طرف دیگر باعث کنترل اعمال خویش میشود، بهگونهای که با رویدادهای بیرونی هماهنگ شود.
در روانشناسی تجربی، فرض بر این است که رفتار انسان، تابع آگاهیها و اطلاعاتی است که به دست میآورد. اگر اطلاعات تغییر کند، رفتار نیز تغییر میکند (گنجی، 1367). درواقع، آگاهی بر رفتارهای ناآگاهانه مانند عادتها و عکسالعملهای غیرارادی و نیز بر رفتارهای آگاهانه مانند نگرشها، قصدها و خودادراکی تأثیر میگذارد. براساس نظریۀ کنش معقولانه، نیت شخص را از انجامدادن یا ندادن کنش بهعنوان بُعد مهم و ضروری رفتار نشان میدهد. در این دیدگاه داشتن آگاهی و شناخت واقعی از پیششرطهای ضروری برای هر نگرش است. بهطورکلی در این نظریه، رفتار افراد تابعی از باورهای رفتاری افراد و هنجارهای درونی آنها است. بهصورت طبیعی، انجام هر فعالیتی مستلزم کسب برخی آگاهیها و اطلاعات است. هرچه آگاهیها و اطلاعات بیشتر باشد، عملکرد مطلوبتر میشود (زارع شاهآبادی و همکاران، 1395)؛ بر همین اساس، باتوجهبه کارکردهای مثبت و متعددی که برای اهدای عضو برشمرده میشود، میتوان انتظار داشت که آگاهی از مرگ مغزی میتواند بر نگرش افراد به اهدای عضو تأثیر داشته باشد.
سنتگرایی اساساً نحوۀ نگریستن به خود و دنیاست. این مفهوم بهطور گسترده در نظریۀ نوسازی مطرح شد که طی آن، جوامع به دو گروه نوسازیشده و سنتی تقسیمبندی میشدند و راهکار رسیدن به توسعه عبور از سنتها دانسته میشد. اینکلس و اسمیت[10] با ترسیم دوگانۀ سنتگرا و مدرن، برخی از ویژگیهای اساسی انسان سنتگرا را برمیشمارند. به نظر آنها، عدمپذیرش ایدههای نو، ریشهداشتن در سنتها، عدمعلاقمندی به چیزهای آنی و فوری، انکار عقاید مختلف، بیعلاقگی به اطلاعات جدید، معطوفبودن به گذشته، نگرانی از اهداف کوتاهمدت، بیاعتمادی به افراد غریبه، ظنینبودن به فناوری، تکریم دین و مقدسات، خاصگرایی و بالاخره جبرگرایی، ویژگیهای انسان سنتگرا است (Peet & Hartwick, 2009).
وبستر[11] (1990) در همین زمینه معتقد است که جامعۀ سنتگرا سه ویژگی اساسی دارد: 1) مردم معطوف به گذشتهاند و فاقد توانایی فرهنگی برای انطباق با شرایط جدید هستند، 2) نظام خویشاوندی نقطۀ مرجع قطعی همۀ اعمال اجتماعی است که بهواسطۀ آن، روابط اقتصادی، سیاسی و حقوقی کنترل میشود و 3) افراد رویکردی احساسی، خرافی و قدرگرایانه به جهان دارند. مرور ویژگیهای انسان سنتگرا و جامعۀ سنتگرا به روشنی بیانگر آن است که اشکال متفاوتی از مواجهه با پدیدههای مدرن در بین آنها وجود خواهد داشت. با این تفاصیل، سنتگرایی و تأکید بر ارزشهای سنتی در درون خانواده و جامعه میتواند بر نگرش به اهدای عضو تأثیرگذار باشد؛ برهمین اساس، انتظار میرود افرادی که دارای حالات سنتگرایانه هستند، تمایل کمتری به اهدای عضو داشته باشند.
اعتماد بهعنوان پدیدهای که دنیا را برای انسانها پیشبینیپذیر میکند، میتواند منطقاً بر اهدای عضو اثرگذار باشد. تحقیقات دربارۀ این پدیده در ایران نشان میدهد که برخی پدیدهها مثل تمارض اجتماعی به کاهش سرمایۀ اجتماعی و بهتبعآن اعتماد اجتماعی منجر میشود (بهشتی و ملکی، 1404). به عقیدۀ کلمن «اصولاً در یک رابطۀ مبتنی بر اعتماد، ما با کنشگرانی عقلانی مواجه هستیم. در این رابطه اگر برای کنشگر شانس پیروزی در مقایسه با شانس شکست بیشتر باشد، اعتماد خواهد کرد؛ زیرا او موجودی عقلانی است و باید اعتماد کند. این بیان ساده مبتنی بر اصل به حداکثر رساندن سودمندی تحتشرایط ریسک است. اعتمادکنندۀ بالقوه باید بین اعتمادنکردن (که در این صورت هیچ تغییری در سودمندی او حاصل نمیشود) و اعتمادکردن (که در این صورت به کنش طرف مقابل بستگی دارد) تصمیمگیری کند. درواقع اعتماد به پیشبینیپذیری در زندگی انسانها منجر میشود و از این طریق امنیت و آسایش روانی را به آنها هدیه میدهد. درخصوص اعتماد، دستهبندیهای مختلفی وجود دارد: اعم از اعتماد شخصی، اعتماد عمومی و اعتماد نهادی. اعتماد نهادی در دنیای مدرن که نهادها و سازمانهای مختلف، مدیریت امور زندگی اجتماعی را در بسیاری از زمینهها به عهده دارند، بسیار مهم و حیاتی است. از دﻳﺪﮔﺎه ﮔﻴﺪﻧﺰ در ﺟﻬـﺎن ﻣـﺪرن اﻣﺮوزی اﻋﺘﻤﺎد ﻏﻴﺮﺷﺨﺼﻲ ﺑﻪ دﻳﮕﺮان ﻧﺎﺷﻨﺎس، ﻧﺎﺷﻲ از ﻣﺎﻫﻴﺖ رﺷﺪﻳﺎﺑﻨﺪۀ ﻧﻈﺎمﻫﺎی اﻧﺘﺰاعی است و وجه ﻋﻤـﺪۀ اﻋﺘﻤـﺎد در دوران ﻣﺪرﻧﻴﺘﻪ ﭘﺎﻳﺒﻨﺪی ﺑﻲﭼﻬﺮهای اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻧﻈﺎمﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﻲ ﻣﻌﻨﺎ ﻣـﻲﻳﺎﺑـﺪ.» (ریتزر، 1386) دررابطهبا این تحقیق اعتماد به نظام درمانی بهطورکلی و اعتماد به پزشکان و حرفۀ آنان بهصورت خاص میتواند بر نگرش افراد به اهدای عضو مؤثر باشد.
در تحقیقات قبلی انجامشده درخصوص وضعیت اعتماد در استان کهگیلویه و بویراحمد درمجموع اعتماد اجتماعی کمتر از حد متوسط برآورده شده است. این درحالی است که اعتماد بینشخصیِ افراد از اعتماد تعمیمیافته و اعتماد نهادی بیشتر است (بهشتی و کهنسال خوب، 1398). حال باتوجهبه پایینبودن سطح اعتماد نهادی در تحقیقات قبلی باید دید این وضعیت چه تأثیری بر نگرش مردم به اهدای عضو دارد.
دین یکی از مهمترین فاکتورهای هویتساز هر انسان است. آنچه بهعنوان هویت انسانی از آن یاد میشود تا حدود زیادی تحتتأثیر باورها و اعتقاداتی است که میتواند بهعنوان هویت دینی شناخته شود. پدیدۀ دینداری[12] از موضوعات درخورتوجهی است که همواره توجه انسانها را به خود جلب کرده است و علاوهبر داشتن نقشی بسیار پررنگ در جوامع سنتی در جوامع امروزی نیز جایگاه برجستهای دارد؛ زیرا میتواند با تعیین ارزشهای اجتماعی و نیز تعریف هنجارهای مناسب دستیابی به آنها جهتگیری رفتاری انسانها را مشخص کند. دین اصل وحدتبخش است که زمینۀ مشترکی را فراهم میسازد و به انسان اجازه میدهد تا با فائقآمدن بر تمایلات خودخواهانهشان و برای عشق به همنوعانشان فراتر از این خودخواهیها عمل کنند. دین را میتوان مجموعهای از اعتقادات، احساسات و اعمال فردی و جمعی که به حقیقتی متعالی (خدا) مرتبط است، تعریف کرد. دینداری یا التزام دینی نیز مفهومی است که به پذیرش این اعتقادات و انجام اعمال خاص و بهطورکلی تبعیت از دستورهای دین و مجری آنها بودن اشاره دارد. درواقع، اطلاق لفظ دینداری هنگامی صورت میگیرد که مردم یا گروهی از افراد، تمام یا بخشی از تعالیم و دستورهای دینی را پذیرفته باشند؛ بنابراین، میتوان گفت که دینداری عبارت است از التزام فرد به دین موردپذیرش خویش. این التزام در مجموعهای از اعتقادات، احساسات و اعمال فردی و جمعی سامان میپذیرد که حول خداوند و رابطۀ ایمانی با او دور میزند.
دینداری یعنی دینیبودن، پایبندی دینی و داشتن التزامِ دینی. به بیان کلی، دینداری یعنی داشتن التزام دینی، بهنحویکه نگرش، گرایش و کنشهای فرد را متأثر سازد (شجاعیزند، 1384). گلاک و استارک (1968) دینداری را دارای چهار بُعد میدانند: بُعد عاطفی یا تجربی: که به درک آگاهی مستقیم از واقعیت غایی و عواطف و احساساتِ مذهبی ناشی از آن، نظیر ستایش، تواضع و ترس مربوط است. بُعد عقیدتی: که شامل اعتقادات خاص بهجامانده از پیروان یک مذهب است که شخص مذهبی باید آنها را بپذیرد. بُعد مناسکی: که شامل یکسری اعمال مذهبی خاص است که پیروان یک مذهب انجام میدهند و درنهایت بُعد پیامدی: که به تأثیر باورها، تجارب، اعمال و دانشهای مذهبی بر پیروان یک آیین اشاره دارد و رابطۀ فرد با دیگران را میسازد (Gloke & Starks, 1968 ).
یکی از رسالتهایی که در برخی ادیان مثل اسلام برای دینداری تعریف شده است، گسترش مکارم اخلاقی است و اگر نجات جان انسانها و کاستن از آلام و درد و رنج آنها یکی از این مکارم دانسته شود، میتوان این پیشفرض را در نظر رفت که دینداری با ایجاد حس نوعدوستی و پایبندی به زندگی اخلاقی میتواند بر نگرش به اهدای عضو اثرگذار باشد. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که این موضوع تنها یک سوی قضیه است و چهبسا دانستهها و اطلاعاتی که از موضع دینی درخصوص مرگ و جهان آخرت به افراد منتقل میشود، میتواند تأثیر متفاوتی بر نگرش به اهدی عضو ایجاد کند.
درمجموع براساس ادبیات نظری مطرحشده در سطور پیشین، فرضیههای این تحقیق بهصورت زیر صورتبندی شده است:
فرضیههای تحقیق
میزان آگاهی از مرگ مغزی بر نگرش شهروندان یاسوجی به اهدای عضو اثر میگذارد؛
اعتماد به حرفۀ پزشکی بر نگرش شهروندان یاسوجی به اهدای عضو اثر میگذارد؛
میزان احساس فشار هنجاری بر نگرش شهروندان یاسوجی به اهدای عضو اثر میگذارد؛
میزان روحیۀ نوعدوستی بر نگرش شهروندان یاسوجی به اهدای عضو اثر میگذارد؛
میزان سنتگرایی بر نگرش شهروندان یاسوجی به اهدای عضو اثر میگذارد؛
میزان دینداری بر نگرش شهروندان یاسوجی به اهدای عضو اثر میگذارد؛
بین متغیرهای زمینهای (سن، جنسیت، وضع تأهل، تحصیلات، شغل، طبقۀ اجتماعی) و نگرش به اهدای عضو در بین شهروندان یاسوجی رابطه وجود دارد.
مدل نظری تحقیق
براساس نظریههای مطرحشده در قسمت قبل و نیز فرضیههای تحقیق، عوامل مؤثر بر اهدای عضو برحسب روابط زیر (شکل 1) مدلسازی و آزمون تجربی میشوند:
شکل 1- مدل نظری تحقیق
Fig 1- Theoretical research model
روش تحقیق
این تحقیق با رویکرد کمّی و به روش پیمایشی انجام شد؛ بر این اساس، پژوهش حاضر در ردیف پژوهشهای مقطعی و غیرآزمایشی قرار میگیرد. جامعۀ آماری این پژوهش شهروندان بیش از 15 سال شهر یاسوج هستند که تعداد آنها براساس آخرین سالنامۀ آماری در سال 1395، 134532 نفر است. تعداد نمونۀ تحقیق با استفاده از جدول نمونهگیری مورگان با 95درصد اطمینان، 384 نفر محاسبه و برای اطمینان بیشتر، 400 نفر در نظر گرفته شد.
برای انجام نمونهگیری از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای استفاده شده است. برای انجام عملیاتی آن، در گام اول، براساس نقشۀ راهنمای مناطق شهرداری یاسوج، مناطق دوگانۀ شهر یاسوج مشخص شد؛ در گام دوم، در هر منطقه با استفاده از نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 5 محله انتخاب شد؛ در گام سوم، در هر محله یک خیابان اصلی بهصورت تصادفی انتخاب و پس از آن نقطۀ نمونهگیری تعیین و مقرر شد بهصورت حرکت از چپ به راست به منازل شهروندان مراجعه و تعداد پرسشنامههای پیشبینیشده در محله کامل شود. لازم به توضیح است، شرط ورود به تحقیق، رضایت پاسخگویان به همکاری با پژوهشگر و تکمیل اطلاعات مندرج در پرسشنامه بوده است.
ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامۀ محققساخته است. برای تحلیل دادهها و آزمون فرضیههای تحقیق با استفاده از نرمافزار smart PLS، از تکنیک مدلسازی معادلۀ ساختاری واریانسمحور استفاده شده است. برای اندازهگیری اعتبار[13] متغیرهای تحقیق از دو روش اعتبار صوری و اعتبار همگرا و برای محاسبۀ پایایی[14] متغیرهای مستقل و وابسته نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است.
تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
برای اندازهگیری متغیرهای تحقیق، ابتدا تعریف نظری و عملیاتی متغیرها بیان میشود. برای جلوگیری از تکرار مطالب در همین قسمت شاخصهای مربوط به اعتبار و پایایی متغیرها گزارش میشود.
نگرش به اهدای عضو: بهلحاظ نظری، نگرش عبارت است از آمادگی برای واکنش ویژه در برابر یک فرد، شیء، فکر یا وضعیت (رضاییان، 1379)؛ بر این اساس، نگرش مجموعهای از اعتقادات، عواطف و نیات رفتاری به شیء، شخص یا واقعهای است (قلیپور، 1386). بهلحاظ عملیاتی، برای سنجش نگرش به اهدا عضو از گویههای زیر (جدول 1) در طیف لیکرت استفاده شده است.
جدول 1- گویههای سنجش نگرش به اهدای عضو به همراه شاخصهای اعتبار و پایایی
Table 1- Items measuring attitudes towards organ donation along with validity and reliability indicators
|
لطفاً میزان موافقت خود با گویههای زیر را مشخص کنید. |
ضریب آلفای ترکیبی |
مقدار واریانس استخراجشده |
|
بخشیدن اعضای بدن فرد مرگ مغزیشده کار درستی نیست. |
889/0 |
572/0 |
|
فکر اهداکردن اعضای بدن برایم عذابآور و ترسناک است. |
||
|
اهدای عضو راهی انسانی و اخلاقی برای نجات زندگی سایر انسانها است. |
||
|
ازنظر من برداشت عضو از کسی که دچار مرگ مغزی شده، تحت هر شرایطی غیرانسانی است. |
||
|
باید آفرین گفت به پزشکانی که پیوند اعضای بیماران مرگ مغزی را انجام میدهند. |
||
|
خانوادههایی که اعضای بیمار خود را اهدا میکنند، بسیار انسانهای بزرگوار و بخشندهای هستند. |
||
|
اهدای عضو دارای ثواب دنیوی و اخروی بسیاری است. |
||
|
انسان با اهداکردن عضو میتواند جان انسانهای زیادی را نجات دهد. |
||
|
اگر یکی از بستگانم مرگ مغزی شود، موافق اهدای عضو او هستم. |
||
|
در نظر دارم در آیندهای نزدیک کارت اهدای عضو بگیرم. |
||
|
درصورت مرگ مغزی خود یا نزدیکانم حاضرم اعضا را اهدا کنم. |
||
|
افرادی را که حاضر به اهدای عضو بیماران مرگ مغزی خود نیستند، باید به هر طریق ممکنی مؤاخذه کرد. |
||
|
بخشیدن اعضای بدن فرد مرگ مغزیشده ظلم به میت است. |
آگاهی از مرگ مغزی: بهلحاظ نظری، گاهی منظور از آگاهی دانش است یا مجموعهای از اطلاعات منظم، تفسیرشده و مرتبطی که در طیف وسیعی از خرافات و روشهای سنتی و قومی تا الگوهای علمی قرار گرفته است. بهلحاظ عملی، برای سنجش آگاهی از مرگ مغزی از ده گویه استفاده شده است و بر مبنای جواب صحیح یا غلط پاسخگو، وی میتواند نمرهای بین صفر تا ده بگیرد.
جدول 2- گویههای سنجش آگاهی از مرگ مغزی به همراه شاخصهای اعتبار و پایایی
Table 2- Items for measuring awareness of brain death along with validity and reliability indicators
|
گزینۀ مناسب را علامت بزنید. |
ضریب آلفای ترکیبی |
مقدار واریانس استخراجشده |
|
در مرگ مغزی اگر دستگاه تنفس را از بیمار جدا کنند، قلبش از کار میافتد. |
732/0 |
512/0 |
|
در مرگ مغزی ایجادشده، نفسکشیدن بیمار تنها با کمک دستگاه ممکن است. |
||
|
امکان تشخیص مرگ مغزی از کما وجود ندارد. |
||
|
مرگ مغزی یعنی فرد قطعاً مرده است. |
||
|
کسانی هستند که باوجود مرگ مغزی شفا پیدا کرده و خوب شدهاند. |
||
|
تنها کاری که با بیماران مرگ مغزی میتوان انجام داد، اهدای اعضای آنها است؛ قبل از اینکه دیر شود. |
||
|
برای پیوند عضو محدودیت زمان وجود دارد و اگر زمان مناسب بگذرد باید عضو مذکور را فقط دفن کرد. |
||
|
در وضعیت کما شانس بهبودی برای بیماران وجود دارد، درصورتیکه در مرگ مغزی بهبودی غیرممکن است. |
||
|
در ایران برای اهدای عضو رضایت اولیای دم ضروری است. |
||
|
اگر بتوان چند مدتی از بیماران مرگ مغزی نگهداری کرد، احتمالاً بهبود پیدا میکنند. |
اعتماد به حرفۀ پزشکی: اعتماد به عنوان یکی از مهمترین عناصر تشکیلدهندۀ سرمایۀ اجتماعی، از شرایط و الزامات کلیدی موجودیت هر جامعه محسوب میشود و برای حل مسائل اجتماعی ضروری به نظر میرسد؛ بهطوریکه باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی میشود. بهطورکلی اعتماد به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار رود. اعتماد به معنای این باور است که دیگران با اقدام یا برخورداری از اقدام خود به رفاه من یا ما کمک میکنند و از آسیبزدن به من یا ما خودداری میکنند (تاجبخش، 1384). برای سنجش عملیاتی متغیر اعتماد به پزشکان از گویههای زیر (جدول 3) در طیف پنجدرجهای لیکرت استفاده شده است:
جدول 3 - گویههای سنجش اعتماد به حرفۀ پزشکی به همراه شاخصهای اعتبار و پایایی
Table 3- Items measuring trust in the medical profession along with validity and reliability indicators
|
لطفاً میزان موافقت خود با گویههای زیر را مشخص کنید. |
ضریب آلفای ترکیبی |
مقدار واریانس استخراجشده |
|
پزشکان بهراحتی مرگ مغزی را تشخیص میدهند. |
797/0 |
791/0 |
|
پزشکان ایرانی از علوم روز دنیا آگاهی دارند و درمان را براساس پیشرفتهای علم پزشکی انجام میدهند. |
||
|
جدیدترین امکانات پیوند اعضا در ایران استفاده میشود. |
||
|
پزشکان عمل پیوند را صرفاً به دلیل به دست آوردن تجربه انجام میدهند. |
||
|
پزشکان در کشور ما تجربه و دانش کافی را برای تشخیص مرگ مغزی ندارند. |
||
|
احتمال فروش اعضای اهداشده در بازار آزاد وجود دارد. |
||
|
پزشکان و پرستاران عضو اهداشده را خارج از رویۀ قانونی به هرکسی که بخواهند پیوند میزنند. |
||
|
اگر پزشک تشخیص مرگ مغزی بدهد یعنی آن بیمار قطعاً مرده است. |
||
|
به تجویز دارویی پزشکان خیلی نمیتوان اعتماد کرد. |
||
|
مسئولین عرصۀ پزشکی از احساس مسئولیت لازم در برابر مردم برخوردار هستند. |
||
|
برای انتخاب گیرندۀ عضو پیوندی، پارتیبازی صورت میگیرد. |
||
|
در اولویت دریافت عضو برای بیمار در لیست انتظار؛ وضعیت اجتماعی _ اقتصادی تعیینکنندهتر از وضعیت طبی است. |
||
|
اگر کسی فقط رضایت به اهدای برخی از اعضای بدن داده باشد، همۀ اعضا و بافتهای بدن او را برداشت خواهند کرد. |
باورهای دینی: دین را میتوان مجموعهای از اعتقادات، احساسات و اعمال فردی و جمعی تعریف کرد که به حقیقتی متعالی (خدا) مرتبط است و دینداری عبارت است از التزام فرد به دین موردپذیرش خویش. این التزام در مجموعهای از اعتقادات، احساسات و اعمال فردی و جمعی سامان میپذیرد که حول خداوند و رابطۀ ایمانی با او دور میزند. این متغیر بهصورت عملیاتی در طیف لیکرت سنجش شده است.
جدول 4 - گویههای سنجش دینداری به همراه شاخصهای اعتبار و پایایی
Table 4- Religiosity measurement items along with validity and reliability indicators
|
تا چه میزان با گزینهها موافق هستید؟ |
ضریب آلفای ترکیبی |
مقدار واریانس استخراجشده |
|
من مطمئنم که روز قیامتی هم وجود دارد. |
879/0 |
690/0 |
|
یقین دارم پیامبران ازطرف خدا آمدهاند. |
||
|
اگر گناهی مرتکب شوم، از خداوند تقاضای بخشش میکنم. |
||
|
در مواقع مشکل و سختی از امامان کمک میخواهم. |
||
|
در مراسم مذهبی (دعای کمیل، ندبه و توسل) شرکت میکنم. |
||
|
نمازهای یومیهام را کامل میخوانم. |
||
|
نذرکردن در حل مشکلات انسان مؤثر است. |
||
|
رعایتکردن حجاب اسلامی واجب است. |
||
|
قرآن کلام خداست و هرچه میگوید حقیقت محض است. |
||
|
چون مشروبات الکلی حرام هستند، آز آنها نمینوشم. |
||
|
دستدادن با نامحرم مشکلی ندارد. |
||
|
اهدای عضو ازنظر شرعی ایرادی ندارد. |
||
|
جداکردن اعضای بدن فرد مسلمان مرگ مغزیشده برای پیوند عضو نوعی بیاحترامی به اوست. |
||
|
پیوند اعضا از افراد مرگ مغزی، مغایر با سیر طبیعی حیات و مرگ است. |
||
|
عمر دست خداست و نباید در کار خدا دخالت کرد. |
||
|
به دلیل ثواب اخروی اهدای عضو فرد مرگ مغزی کاری پسندیده است. |
||
|
خیلی وقتها دعا کار خود را میکند و فرد مرگ مغزیشده بهبود مییابد. |
فشارهنجاری: فشار هنجاری در اینجا بدین معناست که آیا کنشگر اجتماعی بر وفق انتظار جامعه یا دیگری عام، منافع جامعۀ کل را بر منافع خود یا گروه خود مقدم میدارد. برای سنجش این متغیر از هفت گویه در طیف لیکرت استفاده شد (جدول 5).
جدول 5- گویههای سنجش فشار هنجاری به همراه شاخصهای اعتبار و پایایی
Table 5- Normative Pressure Measurement Items with Validity and Reliability Indicators
|
گزینۀ مناسب را علامت بزنید. |
ضریب آلفای ترکیبی |
مقدار واریانس استخراجشده |
|
قبل از اهدای عضو باید به این فکر کرد که مردم چه قضاوتی دربارۀ خانواده میکنند. |
826/0 |
507/0 |
|
خانوادهای که اهدای عضو میکند، در بین مردم آبرویی برایش نمیماند. |
||
|
قضاوت فامیلها در اینکه خانوادهای اقدام به اهدای عضو کند بسیار مؤثر است. |
||
|
کسانی که عزیزان خود را بعد از مرگ مغزی اهدای عضو میکنند، بیشتر برای خوشنامی نزد مردم این کار را میکنند. |
||
|
اگر مردم اهدای عضو را بیاحترامی به مرده بدانند، نباید اهدای عضو کرد. |
||
|
برای اهدای عضو لازم است از بزرگان نیز در این زمینه مشورت گرفته شود. |
||
|
فامیل و اطرافیان فکر میکنند که درمقابل اهدای عضو پول دریافت میکنیم. |
روحیۀ نوعدوستی: ترجمۀ واژۀ Altruism که از ریشۀ Alter به معنای غیر، دیگر و دیگری گرفته شده است که هدف آن نفع کمکرسانی به دیگران است. دیگرخواهی پدیدهای کلی است که شامل در نظر گرفتن منافع دیگران بهعنوان منافع خود است و بیشتر بهعنوان قانون طلایی در بسیاری از سنتهای دینی و اخلاقی شناخته میشود. برای سنجش این متغیر از 13 گویه در طیف لیکرت استفاده شد (جدول 6).
جدول 6- گویههای سنجش روحیۀ نوعدوستی به همراه شاخصهای اعتبار و پایایی
Table 6- Items measuring altruism along with validity and reliability indicators
|
لطفاً میزان موافقت خود با گویههای زیر را مشخص کنید. |
ضریب آلفای ترکیبی |
مقدار واریانس استخراج شده |
|
با کسانی که غمگین هستند، دربارۀ مشکلاتشان صحبت میکنم. |
836/0 |
524/0 |
|
دوست دارم دیگران عصبانی یا شرمسار شوند. |
||
|
به فقرا پول، لباس یا غذا میدهم. |
||
|
اگر با کسی غیرمنصفانه رفتار میشود، از او دفاع میکنم. |
||
|
از افرادی که نیازمند یا بیخانمان هستند، دوری میکنم. |
||
|
به افراد ناشناسی که علائم بیماری روانی دارند، کمک میکنم. |
||
|
حاضرم به فردی که غریب و نیازمند است پناه بدهم. |
||
|
اگر ببینم کسی حالش به هم خورده و به زمین افتاده است، بالای سرش میروم و کمکش میکنم. |
||
|
اگر شاهد نزاعی باشم وساطت میکنم. |
||
|
حاضرم برای نیازمندان خون اهدا کنم. |
||
|
حاضرم در یک مرکز نگهداری سالمندان داوطلبانه خدمت کنم. |
||
|
اگر نابینایی بخواهد ازخیابان بگذرد، راهنماییاش میکنم. |
||
|
اگر در صف باشم و ببینم کسی خیلی عجله دارد، نوبتم را به او میدهم. |
سنتگرایی: بهلحاظ نظری، سـنت می واند مذهبی، ملی یا قومی باشد؛ به تعبیر دیگر، هر وضع جاافتاده و نهادینهشـدهای را در زندگی که از نسل یا دوره یا نسلها و دورههای قبل بـه نسـل یـا دورههـای بعـد منتقل میشود، میتوان سنت نامید؛ به این معنی هریک از بخشهای زندگی میتواند دارای سنتهایی باشد. بهلحاظ عملی، برای سنجش سنتگرایی از 12 گویه در طیف لیکرت استفاده شده است (جدول 7).
جدول 7- گویههای سنجش سنتگرایی به همراه شاخصهای اعتبار و پایایی
Table 7- Traditionalism measurement items along with validity and reliability indicators
|
نظر خود را علامت بزنید. |
ضریب آلفای ترکیبی |
ضریب آلفای ترکیبی |
|
درهرحال باید به نیاکان خود احترام بگذاریم. |
826/0 |
614/0 |
|
دعانویسها میتوانند بخت آدمها را باز کنند. |
||
|
احترام به ریشسفیدان درهرحال واجب است. |
||
|
طلسم و دعا برای درمان برخی از بیماریها وجود دارد. |
||
|
بعضی روزها نحس و بعضی از اعداد خوشیمن است. |
||
|
چیزهای جدید بهجای کمک به حل مشکلات، زحمت آدم را زیادتر میکند. |
||
|
بهجای درگیرشدن با چیزهای نو و جدید که نمیشناسیم، بهتر است با همان چیزهای موجود بسازیم. |
||
|
تا عمر زیادی از آدم سپری نشود، عاقل نمیشود. |
||
|
گاهی لازم است برای گشایش در کارها و مشکلات نذر و قربانی کنیم. |
||
|
هنگام تولد نوزاد باید ولیمه داد و قربانی کرد. |
||
|
باید جلوی پای عروس و داماد هنگام اولین ورود به خانهشان قربانی کرد. |
||
|
در روزهای پایانی سال باید برای اموات خیرات کرد. |
یافتهها
بعد از تحلیل دادههای تحقیق نتایج توصیفی و استنباطی به دست آمد که در ادامه گزارش میشود:
بهلحاظ سنی میانگین سن پاسخگویان 32 سال و انحراف معیار 87/10 است. کمترین سن 15سال و بیشترین 68 سال است. میانگین سنوات تحصیلی پاسخگویان 59/12 سال بوده است. بهلحاظ مقاطع تحصیلی، تحصیلات دیپلم با 8/20درصد بیشترین و دکتری با 12 نفر معادل 3درصد کمترین فراوانی را داشته است. زنان با 237 نفر معادل 3/59 درصد در مقایسه با مردان با 163 نفر معادل 8/40درصد مشارکت بیشتری در تحقیق داشتهاند. درخصوص وضع تأهل، بیشترین فراوانی مربوط به افراد متأهل با 216 نفر معادل 54درصد و کمترین فراوانی مربوط به همسر فوتشده با 4 نفر معادل 1درصد بوده است.
جدول 8- ویژگیهای نمونۀ آماری
Table 8- Characteristics of the statistical sample
|
متغیر |
مقادیر |
فراوانی |
درصد |
|
جنسیت |
زن |
237 |
3/59 |
|
مرد |
163 |
7/40 |
|
|
وضعیت تأهل |
مجرد |
172 |
43 |
|
متاهل |
216 |
54 |
|
|
سایر |
12 |
3 |
|
|
طبقۀ اجتماعی |
پایین |
91 |
8/22 |
|
متوسط پایین |
159 |
8/39 |
|
|
متوسط بالا |
113 |
2/28 |
|
|
بالا |
11 |
8/2 |
|
|
خیلی بالا |
16 |
4 |
|
|
سابقۀ اهدای عضو در بین نزدیکان |
بلی |
84 |
21 |
|
خیر |
316 |
79 |
توزیع فراوانی افراد بر مبنای قضاوت خودشان درخصوص طبقۀ اجتماعی که در مقایسه با دیگران در آن قرار دارند، نشان داد که بیشترین فراوانی مربوط به طبقۀ افراد با متوسط پایین 8/39درصد و کمترین فراوانی مربوط به افراد طبقۀ بالا 11 نفر معادل 8/2درصد بوده است. 21درصد از پاسخگویان (84 نفر) سابقۀ اهدای عضو در بین نزدیکان خود داشتهاند و 79درصد (316 نفر) نیز سابقۀ اهدای عضو در بین نزدیکان خود را نداشتهاند.
جدول (2) وضعیت متغیرهای اصلی تحقیق را نشان میدهد. برای نشاندادن وضعیت این متغیرها در سطح جامعۀ آماری از آزمون تی تکنمونهای استفاده شده است. قضاوت بر مبنای سطح معنیداری این آزمون نشان میدهد که در سطح جامعۀ آماری میزان نگرش مثبت به اهدای عضو و روحیۀ نوعدوستی بالاتر از سطح متوسط و میزان آگاهی از مرگ مغزی، سنتگرایی، اعتماد به حرفۀ پزشکی کمتر از سطح متوسط است. میانگین دینداری در سطح جامعۀ آماری در سطح متوسط طیف قرار دارد.
جدول 9- توزیع توصیفی متغیر وابسته و متغیرهای مستقل
Table 9- Descriptive distribution of dependent and independent variables
|
سطح معنیداری |
حدوسط طیف |
چولگی |
حداکثر |
حداقل |
انحراف معیار |
میانگین |
تعداد |
متغیر |
|
0.000 |
32 |
27/0- |
60 |
28 |
26/5 |
62/44 |
400 |
نگرش به اهدای عضو |
|
0.000 |
48 |
65/0 |
70 |
22 |
42/7 |
03/45 |
400 |
اعتماد به حرفۀ پزشکی |
|
0.21 |
60 |
73/0- |
85 |
25 |
14/12 |
76/59 |
400 |
دینداری |
|
000/0 |
39 |
41/0- |
64 |
25 |
56/6 |
76/47 |
400 |
روحیۀ نوعدوستی |
|
0.000 |
47 |
11/0- |
60 |
13 |
80/8 |
40/38 |
400 |
سنتگرایی |
|
000/0 |
8 |
17/0- |
10 |
2 |
69/1 |
62/6 |
400 |
آگاهی از مرگ مغزی |
چنانکه در قسمت قبل نشان داده شد، درمجموع نگرش به اهدای عضو در سطح نمونه و جامعۀ آماری بیشت از سطح میانگین طیف است. برای بررسی رابطۀ برخی متغیرهای زمینهای با این متغیر میتوان به جدول 3 اشاره کرد. براساس سطح معناداری آزمون تی برای دو گروه مستقل این جدول نشان میدهد میزان تمایل به اهدای عضو برحسب جنسیت و نیز وضعیت تأهل افراد تفاوت معنیداری ندارد و همۀ گروهها باوجود داشتن تفاوت میانگین در سطح نمونۀ آماری در سطح جامعۀ آماری تفاوتی با هم ندارند. همچنین نتیجۀ این آزمون نشان میدهد کسانی که در بین آشنایانشان سابقۀ اهدای عضو وجود داشته است، در مقایسه با کسانی که چنین تجربهای را نداشتهاند، نگرش مثبتتری به اهدای عضو دارند؛ اما درخصوص متغیر طبقۀ اجتماعی، نگرش به اهدای عضو برحسب گروههای طبقاتی در شهر یاسوج متفاوت است؛ زیرا سطح معنیداری آزمون تحلیل واریانس یکطرفه (F) بهدستآمده برابر است با (022/0 sig=). آزمون تعقیبی توکی درخصوص تفاوت سطح نگرش به اهدای عضو برحسب طبقۀ افراد نشان داد که تفاوت بین نگرش طبقات پایین و خیلی بالا و نیز تفاوت طبقات متوسط بالا با خیلی بالا است که به تأیید این فرضیه منجر شده است.
جدول 10- آزمون تفاوت میانگین برخی متغیرهای زمینهای و نوع نگرش آنان به اهدای عضو
Table 10- Mean difference test for some background variables and their attitude towards organ donation
|
متغیر مستقل |
مقادیر |
تعداد |
میانگین |
سطح معناداری |
df |
t |
|
جنسیت |
زن |
237 |
97/44 |
47/0 |
398 |
64/1 |
|
مرد |
163 |
09/44 |
||||
|
تأهل |
مجرد |
172 |
29/44 |
56/0 |
399 |
67/0 |
|
متأهل |
216 |
78/44 |
||||
|
طبقۀ اجتماعی اقتصادی |
پایین |
91 |
90/43 |
022/0 |
389 |
مقدار F 89/2 |
|
متوسط پایین |
159 |
01/45 |
||||
|
متوسط بالا |
113 |
53/44 |
||||
|
بالا |
11 |
27/44 |
||||
|
خیلی بالا |
16 |
43/48 |
||||
|
سابقۀ اهدای عضو در آشنایان |
بلی |
80 |
55.90 |
03/0 |
353 |
16/2 |
|
خیر |
275 |
53.58 |
همچنین نتیجۀ ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین میزان تحصیلات و نگرش به اهدای عضو رابطۀ معناداری وجود ندارد (747/0Sig=) و شدت ضریب نیز 02/0 برآورد شده است.
برای تحلیل و آزمون فرضییههای تحقیق و بهویژه به حداکثر رساندن واریانس تبیینشدۀ متغیرهای وابسته تحقیق از مدلسازی معادلات ساختاری واریانسمحور و نرمافزار PLS استفاده شده است. مدل معادلۀ ساختاری زیر نتیجۀ تحلیل دادههاست. برای این مدلسازی ابتدا مدلهای اندازهگیری انعکاسی متغیرهای تحقیق تدوین شد. بعد از اطمینان از اینکه بار عاملی تمام متغیرها بیشتر از 4/0 است (اعتبار همگرا در سطح معرف)، اعتبار همگرا در سطح عامل (AVE) و نیز شاخص روایی ترکیبی آنها محاسبه شد (جداول تعریف عملیاتی متغیرها). سپس فرضیههای تحقیق آزمون شدند.
چنانکه مشخص است، برای جلوگیری از پیچیدگی مدل تنها معرفهای نگرش به اهدای عضو در مدل نمایش داده شده و مابقی معرفها پنهان شده است.
شکل 2- مدل تجربی تحقیق
Fig 2- Experimental research model
مقدار SRMR مدل به میزان 09/0 نشان از نکویی برازش مدل دارد و نشان میدهد که دادههای تجربی تحقیق تأییدکنندۀ مدل نظری این تحقیق است. درمجموع متغیرهای موجود در این مدل توانسته است 42درصد از تغییرات نگرش به اهدای عضو را تبیین کند. براساس سطح معنیداری و نیز ضرایب رگرسیونی نشان دادهشده در مدل میتوان درخصوص تأیید یا رد فرضیههای تحقیق تصمیمگیری کرد. یافتههای مدل نشان میدهد که تمامی متغیرهای مستقل موجود در مدل اثر معنیداری بر نگرش به اهدای عضو دارد. در جدول 11 اثر کل متغیرهای مستقل بر نگرش به اهدای عضو نشان داده میشود:
جدول 11- اثرات کل متغیرهای مستقل بر نگرش به اهدای عضو
Table 11- Total effects of independent variables on attitudes towards organ donation
|
متغیر |
نگاه دینی به اهدای عضو |
اعتماد به حرفۀ پزشکی |
دینداری |
روحیۀ نوعدوستی |
سنتگرایی |
آگاهی از مرگ مغزی |
|
اثر کل |
313/0- |
169/0 |
208/0 |
242/0 |
346/0- |
200/0 |
|
نتیجه |
تأیید |
تأیید |
تأیید |
تأیید |
تأیید |
تأیید |
چنانکه پیداست متغیرهای نگاه دینی به اهدای عضو و نیز سنتگرایی اثر منفی بر نگرش به اهدا دارند و تمایل افراد را به اهدای عضو کم میکند؛ ولی سایر متغیرها اثر مثبتی بر اهدای عضو دارند. منظور از نگاه دینی به اهدای عضو درواقع این است که برخی قضاوتها دربارۀ اهدای عضو ریشه در افکار دینی افراد دارد؛ حال اینکه در دین چنین نگاهی وجود ندارد؛ برای مثال قضاوتها دربارۀ حرمت اهدای عضو از بدن فرد مسلمان یا خلاف سیر طبیعی و الهی حیات دانستن اهدای عضو در این دسته قرار میگیرد. چنانکه دیده میشود این عامل اثر منفی بر نگرش به اهدای عضو دارد و جالبتر اینکه این عامل خود تحتتأثیر سنتگرایی است و سنتگرایی میتواند حدود 12درصد واریانس این عامل را تبیین کند. این قضیه نشاندهندۀ قدرت منفی سنتگرایی بهصورت مستقیم و نیز غیرمستقیم بر اهدای عضو است.
درخصوص دینداری نیز چنانکه مشاهده میشود، دینداری میتواند بهصورت مستقیم و نیز بهصورت غیرمستقیم ازطریق افزایش حس نوعدوستی بر اهدای عضو اثر مثبت بگذارد. دینداری توانسته است 6درصد واریانس نوعدوستی را تبیین کند و از این طریق بهصورت غیرمستقیم تمایل به اهدای عضو را متأثر سازد.
نتیجه
تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر نگرش به اهدای عضو در بین شهروندان یاسوجی انجام شد. تحلیل دادهها درخصوص متغیرهای تحقیق نشان داد که در سطح جامعۀ آماری، نگرش مثبت به اهدای عضو و روحیۀ نوعدوستی بیشتر از سطح متوسط و میزان آگاهی از مرگ مغزی، سنتگرایی، اعتماد به حرفۀ پزشکی کمتر از سطح متوسط است و درنهایت میانگین دینداری در سطح جامعۀ آماری در سطح متوسط قرار دارد.
مقایسۀ وضعیت نگرش به اهدای عضو برحسب برخی ویژگیهای زمینهای نیز نشان داد که برحسب جنسیت و وضعیت تأهل تفاوت نگرشی بین افراد وجود ندارد. این عدمتفاوت نگرش بین زنان و مردان را شاید بتوان در قالب تغییرات اخیر اجتماعی توجیه کرد؛ زیرا اخیراً تفاوتهای نگرشی جنسیتی در بسیاری از پدیدههای اجتماعی از بین رفته است و به مانند گذشته در بسیاری از پدیدههای اجتماعی جنسیت متغیری اثرگذار نیست و متغیرهای دیگری بهویژه سبک زندگی جایگزین این متغیر شده است. تحلیل تفاوت تمایل به اهدای عضو برحسب طبقات نیز نشان داد که طبقات اجتماعی اقتصادی خیلی بالا، نگرش مثبتتری نسبت به اهدای عضو دارند تا طبقات پایینتر؛ اما این تفاوت در بین سایر طبقات دیده نشد. این قضیه را از دو زاویه میتوان بررسی کرد: اول اینکه ممکن است این تفاوت ناشی از متغیر دیگری چون سرمایۀ فرهنگی باشد که در این تحقیق بررسی نشده است؛ دوم اینکه نیز میتواند ناشی از تعداد بسیار کم اعضای این طبقه در نمونه باشد، بهنحویکه این افراد نمایندۀ واقعی طبقات در جامعۀ آماری نباشند. همچنین مقایسۀ میانگینها نشان داد کسانی که سابقۀ اهدای عضو در بین آشنایانشان دارند، درمجموع نگرش مثبتتری به این عمل دارند. ضمن اینکه تحصیلات نیز رابطۀ معناداری با نگرش به این پدیده نداشت.
چنانکه در قسمتهای قبل مقاله توضیح داده شد، ازآنجاکه مبانی نظری مشخصی در این رابطه وجود ندارد، برای آزمون فرضیههای تحقیق از مدلسازی معادلات ساختاری واریانسمحور استفاده شد. خروجی این مدلسازی نشان داد که تمامی فرضیههای تحقیق تأیید شده که به این شرح است:
در بررسی اثر میزان آگاهی از مرگ مغزی و نگرش آنان به اهدای عضو اثر مثبتی به شدت 20/0 دیده شد. این امر نشان میدهد هرچه افراد آگاهی بیشتری از مرگ مغزی داشته باشند، آمادگی ذهنی بیشتری نیز برای اهدای عضو دارند. این نتیجه همسو با یافتههای ولیئی و همکاران (1398)، صفری مرادآبادی و همکاران (1393)، ویلییامز و مویر (2018) و لو و همکاران (2022) است. آگاهی بهعنوان حالت یا توانایی ادراک، احساس یا مطلعبودن از حوادث و اشیا، بخش مهمی از فرایند یادگیری است (اتکینسون و همکاران، 1385) و رفتار انسان تابع آگاهیها و اطلاعاتی است که به دست میآورد. اگر اطلاعات تغییر کند، رفتار نیز تغییر میکند (گنجی، 1367). درواقع، آگاهی بر رفتارهای ناآگاهانه مانند عادتها و عکسالعملهای غیرارادی و نیز بر رفتارهای آگاهانه مانند نگرشها، قصدها و خودادراکی تأثیر میگذارد. این امر در پژوهش حاضر اتفاق افتاده است و آگاهی از پیامدهای اهدای عضو باعث تغییر نگرش و تمایل به اهدای عضو میشود. هرچه فرد در زمینۀ مرگ مغزی آگاهی و دانش بیشتری داشته باشد و بداند در بیماران مرگ مغزی راه بازگشتی وجود ندارد، تمایل به اهدای عضو برای افراد بیشتر میشود. البته باید به این نکته نیز توجه کرد که براساس نظر روانشناسان متأخر لزوم آگاهی و تغییر در نگرشهای شناختی به تغییر رفتار منجر نمیشود؛ زیرا عملاً موقعیتهای مختلف ممکن است مانع از این روند شود و برخلاف این قضیه، تغییر رفتار یا تقلید و دیدن رفتار دیگران ممکن است به افزایش آگاهی و نیز تغییر در تمایلات و نگرشها منجر شود. چنانکه در این تحقیق هم نشان داده شد، وجود نزدیکانی که اهدای عضو انجام دادهاند، در مقایسه با کسانی که چنین نزدیکانی نداشتهاند، تمایل بیشتری برای اهدای عضو ایجاد کرده است.
درخصوص تثیر اعتماد به پزشکان و حرفۀ پزشکی در امر اهدای عضو تحلیلها نشان داد که این متغیر اثر مثبتی با قدرت 169/0 دارد. به عبارتی هرچه اعتماد به حرفۀ پزشکی بیشتر باشد، نگرش به اهدای عضو مثبتتر و بهتر میشود. در فضای مبتنی بر اعتماد، پیشبینی رفتار اجتماعی امکانپذیر میشود و افراد بر پایۀ انتظارات متقابل و تعهدات به یکدیگر عمل میکنند که این امر موجب گسترش و تداوم روابط اجتماعی آنها با یکدیگر میشود. از دﻳﺪﮔﺎه ﮔﻴﺪﻧﺰ در ﺟﻬـﺎن ﻣـﺪرن اﻣﺮوزی اﻋﺘﻤﺎد ﻏﻴﺮﺷﺨﺼﻲ ﺑﻪ دﻳﮕﺮان ﻧﺎﺷﻨﺎس، ﻧﺎﺷﻲ از ﻣﺎﻫﻴﺖ رﺷﺪﻳﺎﺑﻨﺪۀ ﻧﻈﺎمﻫﺎی اﻧﺘﺰاﻋﻲ (ریتزر، 1386). با این وصف طبیعی است که در فضایی که اعتماد به حرفۀ پزشکی وجود داشته باشد و تشخیص پزشک نیز قابلاعتماد و صحیح تلقی شود، تمایل بیشتر و نگاه مثبتتری به اهدای عضو وجود دارد. این یافته با یافتههای نوذری و همکاران (2024)، رالف و همکاران (2016)، لو و همکاران (2022)، کوبوس و همکاران (2020) و نیت و همکاران (2015) هماهنگ است.
بررسی فرضیۀ اثرِ روحیۀ نوعدوستی بر نگرش به اهدای عضو در بین شهروندان نشان داد که این متغیر با اثر رگرسیونی معادل 242/0 بر نگرش به اهدای عضو اثر میگذارد. به عبارتی هرچه روحیۀ نوعدوستی بیشتر باشد، نگرش به اهدای عضو مثبتتر و بهتر میشود. درواقع روحیۀ نوعدوستی با نگرش افراد رابطۀ مثبت و مستقیمی دارد. براساس نظر بلاو منفعترساندن به دیگران که موجب تحقق پاداشهای اجتماعی میشود، یکی از دلایل عمدهای است که افراد به همنشینان خود کمک کنند و از آن لذت ببرند. به نظر وی بهطور آشکار در زندگی اجتماعی و نوعدوستی متداول است که مردم میخواهند برای هم مفید باشند و به آن پاسخ متقابل بدهند؛ اما در پس این از خودگذشتگی ظاهری میتوان متوجه «خودگرایی» نهفتهای شد؛ چون بیشتر اوقات گرایش کمک به دیگران، متأثر از این انتظار است که انجام آن، پاداشهای اجتماعی را در پی خواهد داشت (ریتزر، 1386). با این وصف یافتۀ تحقیق حاضر درخصوص نوعدوستی با نظریۀ مبادلۀ بلاو و نیز با یافتههای خانی و همکاران (1396) همسو است. همچنین تأثیر متغیر نوعدوستی را میتوان بهعنوان میانجی اثر دینداری بر اهدا نیز مشاهده کرد. چنانکه دینداری اخلاقمحور با افزایش سطح نوعدوستی میتواند به افزایش تمایل به اهدای عضو منجر شود.
اثر سنتگرایی بر نگرش به اهدای عضو در بین شهروندان به مانند بسیاری از تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است، نشان میدهد که این متغیر اثر منفی بر نگرش به اهدای عضو دارد. اثر کل این عامل بر متغیر وابستۀ تحقیق برابر با 0.346 برآورد شده است که در سطح نمونۀ آماری قویترین اثر را بر نگرش به اهدای عضو دارد. سـنتگرایی نقطۀ مقابل نوگرایی است و بر نپذیرفتن نوآوری، الگوها و شیوههای جدید در زندگی اجتماعی متمرکز است؛ به عبارت دیگر سنتگرایی بیانگر نپذیرفتن ایدههای نو، بیعلاقگی به اطلاعات جدید، معطوفبودن به گذشته، و ظنینبودن به فناوری است (Peet & Hartowick, 2009). نگرش سنتی مبتنی بر پذیرشِ تقدیرگرا آخرتباورانه، مذهبی و نمادین است. به لحاظ تجربی این یافته با یافتههای نوذری و همکاران (2024) و لو و همکاران (2022) هماهنگ است.
نکتۀ دیگری که میتوان در این مدل به آن توجه داشت، این است که سنتگرایی نهتنها با ویژگیهایی که دارد، مستقیماً بر نگرش به اهدای عضو اثر منفی میگذارد، با ایجاد باورهای مختلف جایگاه خود را نیز تثبیت میکند؛ برای مثال دیده میشود که برخی احکام یا عقاید بهعنوان احکام و باورهای دینی در نظر گرفته شده و در بین مردم نیز پذیرفته میشود؛ ولی درواقع هیچ ارتباطی به دینداری و دین ندارد. یکی از مواردی که در این تحقیق نیز به آن پرداخته شد، نگاه دیندارانۀ عرفی به اهدای عضو است. این متغیر که اثر منفی با ضریب رگرسیونی 313/0 بر نگرش به اهدای عضو دارد، خود متأثر از سنتگرایی است و سنتگرایی 6درصد از واریانس آن را تبیین میکند. درواقع این عامل با ایجاد برخی تقدسها یا بعضاً ترسها که منشأ آن را دین معرفی میکند، میتواند مانع از داشتن نگرش مثبت به اهدای عضو شود.
نتیجۀ دیگر این تحقیق نشان داد که دینداری درمجموع اثری مثبت به میزان 208/0 بر نگرش بر اهدای عضو دارد. این یافته همسو با یافتههای نوذری و همکاران (2024)، کوبوس و همکاران (2020)، خانی و همکاران (1398)، فلایو و همکاران (2016) و رالف و همکاران (2016) است. باتوجهبه فلسفۀ اصلی دین که گسترش مکارم اخلاق در بین انسانهاست، میتوان چنین در نظر داشت که کمک به نیازمندان و بهویژه نجات جان آنها یکی از مهمترین مصادیق افعال اخلاقی است؛ پس کاملاً تأثیر مثبت آن بر اهدای عضو توجیهپذیر است. علاوهبر اثر مستقیمی که دینداری بر متغیر وابستۀ تحقیق دارد، نتیجۀ مدلسازی این تحقیق نشان داد که میتواند با تأثیر مثبتی که بر احساس نوعدوستی دارد، بهصورت غیرمستقیم نیز نگرش افراد را به اهدای عضو مثبتتر کند.
درمجموع براساس آنچه در تحقیق حاضر بررسی شد، به نظر میرسد متصدیان امر میبایست به صور مختلف سطح اطلاعات مردم را از مرگ مغزی و نیز اهدای عضو افزایش دهند؛ زیرا در این تحقیق مشخص شد که باوجود تأثیر مثبت آگاهی از مرگ مغزی بر نگرش به اهدای عضو، سطح آگاهی مردم در این زمینه کمتر از حد متوسط است.
افزایش سطح اعتماد اجتماعی بهویژه بُعد نهادی آن از دیگر پیشنیازهایی است که حتماً میتواند تمایل بیشتری برای اهدای عضو در مردم ایجاد کند. درخصوص سنتگرایی نیز بهواسطۀ تغییراتی که در دنیای امروزی ایجاد میشود، ازطریق روند روبهرشد برخی پدیدهها مانند افزایش استفاده و نیز تنوع رسانهها، گسترش شهرنشینی، افزایش سطح تحصیلات و ... بهخودیخود بهمرور زمان میتوان شاهد کمترشدن نقش این پدیده در اهدای عضو بود. عامل مهم دیگری که میتواند از درون خود سنتگرایی مانع اثرات منفی سنتگرایی شود، توجه و اهتمام زعمای دینی در توجیه ابعاد دینی امر اهدای عضو است. چنانکه در این تحقیق و نیز برخی تحقیقات مشابه مشخص شد ازآنجاکه دین در پی گسترش اخلاقیات است، بهشدت میتواند اثر مثبتی بر گرایش به اهدای عضو داشته باشد؛ بهویژه با آموزههایی که درخصوص انساندوستی و نوعدوستی دارد؛ اما مشکل اینجاست که برخی متولیان دینی ابعادی از دین و دینداری را درخصوص مرگ، جهان آخرت، زندهشدن مردگان، حیات اخروی و ... مطرح میکنند که موجب نگرش منفی به اهدای عضو میشود و این در حالی است که این مباحث بعضاً مبنای دینی ندارد و پایه در تفاسیر ایشان از دین دارد و اگر نیک نگریسته شود چهبسا عناصری از سنتگرایی است که در لوای دین به حیات خود ادامه میدهد؛ ازاینرو روحانیون میتوانند در این زمینه بسیار مؤثر عمل کنند؛ بهنحویکه با تکیۀ بیشتر بر ابعاد اخلاقی و انسانی اهدای عضو زمینه را برای مشارکت مردم در این زمینه فراهم کنند.
[1] Per Million Population: تعداد اهدای عضو در سال به ازای هریک میلیون نفر
[2] Neat et al
[3] Ralph et al.
[4] Williams & Muir
[5] Flayou
[6] Cotrau
[7] Irving
[8] Kobus
[9] Luo
[12] Religiusity
[13] Validity
[14] Reliability