Document Type : Research Paper
Authors
1 M.A. student, Department of Social Sciences, Faculty of Human Sciences, University of Hormozgan, Bandar Abbas, Iran
2 Associate professor, Department of Social Sciences, Faculty of Human Sciences, University of Hormozgan, Bandar Abbas, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
دلایل قوی و عینی وجود دارد که به ما میقبولاند جهان در بحبوحۀ تغییرات بنیادین تاریخی است؛ علاوهبرآن، این تغییرات به یک نقطه محدود نشده، بلکه تقریباً همۀ نقاط جهان را تحتتأثیر خود قرار داده است که میتوان از آن با عنوان پدیدۀ جهانیشدن یاد کرد. جهانیشدن نهتنها در سطح کلان جهانی، در سطح خرد، یعنی در زندگی روزمره، نیز تأثیر خود را به جای میگذارد (گیدنز، 1397)؛ بنابراین، تحتتأثیر جهانیشدن تمامی شئون زندگی، ازجمله سبک زندگیمان دائماً درحال پوستاندازی است؛ درنتیجه انسانها با سبکهای زندگی متفاوتی عمر خود را میگذرانند و از این رهگذر برای خود هویتی میسازند.
در خلال این فرایند (گزینش سبک زندگی) افراد به روشهای مختلف مثل چگونه لباس پوشیدن، چگونه اوقات فراغت را گذراندن، چگونه استراحتکردن و... هویت خود را به نمایش میگذارند و در پی کسب منزلت میکوشند. همچنان که تورشتاین وبلن[1] مبنای افتخار، منزلت و جایگاه اجتماعی افراد را ثروتی میداند که بهصورت خودنمایانه یا متظاهرانه به نمایش گذاشته میشود (ایمان و همکاران، 1398: 30). شهروندان جامعۀ ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند و تحتتأثیر پدیدۀ جهانیشدن و ابعاد مختلف آن به گزینش سبک زندگی دلخواه خود مبادرت میورزند. در چنین وضعیتی، شیوۀ خاص مصرفکردن و سبک زندگی راهی برای بیان خود دررابطهبا دیگران و انبوه جمعیت حاضر در کلانشهر است (فاضلی، 1398: 24-25).
با این حساب طیف وسیعی از سبکهای زندگی نوپدید بر مبنای تصمیمها و انتخابهای فردی شکل گرفته است؛ ازجمله نگهداری از حیوانات خانگی بهعنوان پدیده یا الگویی جدید در سبک زندگی.
نگهداری از حیوانات خانگی عملی رایج با سابقۀ طولانی است. تخمین زده میشود که بیش از نیمی از جمعیت جهان، زندگی و خانۀ خود را با یک یا چند حیوان خانگی به اشتراک میگذارند (Gfk, 2016). بیشتر اوقات حیوانات خانگی بهعنوان دارایی، خریدهای ناگهانی و اساببازی برای کودکان تلقی میشوند. گاهی حیوانی برای رفع نیازهای برآوردهنشدۀ بزرگسالان انتخاب میشود، حتی اگر ظاهراً همدمی برای بچهها باشد (Jalongo, 2023)؛ اما به نظر میرسد دلایل مهم تر و هدفمندتری برای خرید و نگهداری از حیوانات خانگی وجود داشته باشد. دلایلی مثل پرکردن تنهایی، جایگزینی بهعنوان فرزند، خودنمایی متظاهرانه و دلایل زیاد دیگر که در ادامه بیشتر توضیح داده خواهد شد..
مقالات و پژوهشهای پراکندهای نیز یافت میشود که مزایا و معایب نگهداری از حیوانات خانگی را عمدتاً از منظری روانشناسانه تشریح میکنند؛ برای مثال بیان شده که این مسئله [پدیده] به کاهش اضطراب و افزایش احساس امنیت و آرامش در افراد کمک میکند (کجباف، 1389: 85)؛ حیوانات خانگی راحتی و ایمنی را فراهم میکنند (Hui et al., 2020)؛ مالکیت حیوان خانگی تأثیر مثبتی بر سیستم قلبی عروقی دارد که احتمالاً مربوط به مکانیسمهای ضدفشار خون و محافظت از قلب است (Surma et al.; 2022)، مالکیت سگ عامل محافظتی برای مشکلات سلامت روانی زنان باردار است؛ درحالیکه مالکیت گربه عامل خطر برای او محسوب میشود (Matsumura et al., 2022) و موارد متعدد دیگر.
همچنین چالشها و معایب رواج این پدیده نیز تأملبرانگیزند. بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان، هزینههای زیاد نگهداری، مسائل حقوقی حلنشده، کنترل بهداشت محیط خانه، فوبیای حیوانات و... از این دسته است؛ برای مثال مرکز پژوهشهای راهبردی دامپزشکی اعلام داشته است که نگهداری از گونههای حیوانات خانگی غیرمتعارف به دلیل شناسایی کمتر بیماریها، ناشناختهبودن رفتار زیستی و فقدان دسترسی به داروهای مرتبط و واکسن این نوع حیوانات، مدیریت بیماریهای مشترک را پیچیده کرده است[2]. همچنین همهگیرشناسان در مطالعات خود هشدار میدهند که بیماریهای مشترک جدید بین انسان و حیوان[3] در مناطق جغرافیایی جهان شیوع یافته که ناشی از تغییر در سبک زندگی انسانها و افزایش ارتباطات و تماسها با محیط حیوانی است (Damborg et al., 2016؛ صباغیان، 1384). مسائل اخلاقی مرتبط با نگهداری از حیوانات خانگی نیز همیشه محل بحث بوده است (کریمیان صیقلانی، 1402).
اما در ایران محدودیتهای زیادی اعم از مذهبی، قانونی، عرفی و اخلاقی دربارۀ نگهداری از حیوانات (مخصوصاً سگ) در محیط خانه وجود دارد. گرچه این پدیده نیز مانند بسیاری از پدیدههای دیگر از دایرۀ قبح و تابو خارج شده یا درحال خارجشدن است؛ چنانکه رئیس جامعۀ دامپزشکان ایران در مرداد ماه سال ۱۴۰۱ در گفتوگویی دربارۀ آمار نگهداری از حیوانات خانگی اظهار داشته است که طبق آمار سازمان دامپزشکی بین ۶ الی ۸ میلیون حیوان خانگی از نوع سگ و گربه در کشور وجود دارد (فردای اقتصاد، 1401). به عبارتی حدود ۱۰درصد مردم کشور دارای حیوان خانگی هستند. این آمار و اعداد نشان میدهد که قبح این پدیده مانند گذشته پررنگ نیست و باید در آیندۀ نزدیک منتظر اعداد و ارقام بهمراتب بزرگتری ازسوی مراجع رسمی بود. هرچند این آمارها مبتنی بر تخمین و گمان است و هیچ آمار دقیقی از فراوانی و تعداد مشخص حیوانات خانگی در ایران وجود ندارد، رواج این پدیده در جامعه محسوس است. مکانهای عمومی، پیادهروها و کوچههای هر شهر گواه این ادعاست.
ذکر این نکته نیز بااهمیت است که همۀ انواع حیوانات خانگی موضوع پژوهش حاضر نیست؛ زیرا به دنبال بررسی سبکهای زندگی نوظهور ناشی از این پدیده است؛ بنابراین، حیواناتی که نگهداری از آنان تهدیدکنندۀ ارزشهای جامعه نیست، نظیر پرندگان آوازخوان، ماهیهای آکواریوم، دام و... از دایرۀ پژوهش خاضر خارج است. درواقع منظور از حیوان خانگی در این پژوهش آن دسته از حیواناتی است که سبک زندگی مدرن را تداعی میکنند و صاحبانشان را از دایرۀ افراد مذهبی، محافظهکار، قانونمدار و... خارج میکنند؛ نظیر حیواناتی چون سگ و گربه.
حال باید دو وجه متفاوت این پدیده را مدنظر داشت: نخست افتتاح روزافزون فروشگاهها در تمامی شهرها، آمارهای عجیبی از رشد انفجاری صنعت محصولات مرتبط با حیوانات خانگی که همگی نشان از فراگیرشدن و چرخش میل افراد زیادی به سوی این پدیده در جامعه است و دوم موضعگیری پلیس، قانون و مراجع قضایی در برابر این پدیده که نشان از موضعگیری حاکمیت دربرابر رواج این پدیده است. جمع این دو وجه به این معناست که تصمیمگیری برای نگهداری از حیوان خانگی در جامعۀ ما اندکی چالشبرانگیز است و باید با ملاحظات خاصی صورت گیرد.
کلانشهر شیراز در دهههای اخیر شاهد تغییرات ساختاری عمیقی در الگوهای رفتاری شهروندان و حرکت به سمت نوعی سبک زندگی مدرن بوده است (ایمان و مرحمتی، 1393؛ سروش و حسینی، 1392؛ خواجهنوری و همکاران، 1392؛ گنجی و همکاران، 1398). یکی از بارزترین وجوه این تحول فرهنگی، رواج شتابان پدیدۀ نگهداری از حیوانات خانگی در میان لایههای مختلف اجتماعی این شهر است. افزایش چشمگیر تعداد کلینیکهای دامپزشکی، پتشاپها و حضور متراکم صاحبان حیوانات در فضاهای عمومی و تفریحی شیراز، نشان میدهد که حیوانات خانگی عنصری کلیدی در بازتعریف مفاهیم فراغت، هویت و منزلت اجتماعی است؛ بااینحال، این چرخش رفتاری در بافت شهری شیراز واجد خصلتی پارادوکسیکال و مسئلهمند[4] است. از یکسو، شیراز بهعنوان قطب فرهنگی و دانشگاهی، پذیرای سریع ارزشهای مدرن و الگوهای مصرفی نوپدید است؛ ازسوی دیگر، بهعنوان جامعهای شهری با ریشههای عمیق سنتی و مذهبی و با محدودیتهای عرفی، فقهی و قانونی با این پدیده روبهروست؛ علاوهبراین، تحول کالبدی شیراز و گذار شتابان به آپارتماننشینی با تراکم زیاد، دغدغههای بهداشتی (نظیر بیماریهای مشترک انسان و حیوان) و کنترل مشاعات، ساختمان را به کانون مناقشات میانفردی در محلات مدرن این شهر تبدیل کرده است؛ بنابراین، تصمیم به نگهداری از حیوان خانگی در شیراز کنشی ساده نیست، بلکه انتخابی چالشبرانگیز در مرز میان پذیرش اجتماعی از یک طرف و طرد هنجاری ازسوی دیگر است. این پدیده نمونهای بارز از چرخش فرهنگی عمیق است که در آن حیوانات از حاشیه به مرکز زندگی روزمرۀ انسانها راه یافتهاند. ناظر بر وجوه یادشده و باتوجهبه ماهیت اکتشافی، پویا و چندبُعدی این پدیده، اتکا به مدلهای پیشساخته و روشهای کمّی نمیتواند لایههای پنهان زیستجهان مشارکتکنندگان را آشکار سازد؛ ازاینرو، پژوهش حاضر به دنبال آن است تا بدون پیشفرضهای تحمیلی، به میدان مطالعه در شهر شیراز ورود کند و فرایندها، دلایل و زمینههای گرایش به این سبک زندگی نوپدید را از دل تجربیات زیستۀ خودِ شهروندان استخراج کند.
پیشینۀ پژوهش
پژوهشهای در دسترس، عمدتاً از منظری روانشناسانه به جنبههایی از این موضوع پرداختهاند. عمدۀ این پژوهشها نگهداری حیوانات خانگی را بهعنوان متغیری در ارتباط با متغیر دیگر سنجیدهاند، نه صرفاً دلایل و انگیزههای نگهداری از حیوانات را. در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود.
پیشینۀ خارجی
مطالعات بینالمللی در حوزۀ پیوند انسان و حیوان عمدتاً بر دو محور «حمایت اجتماعی _ روانی» و «جایگزینی عاطفی» تمرکز داشته است؛ برای نمونه روبل و دای[5] (2003) در پژوهشی با عنوان «غمخواری برای مرگ حیوان خانگی» دربارۀ تجربۀ غم و اندوه برای از دست دادن حیوانات خانگی به این نتیجه رسیدند که از دست دادن حیوان خانگی میتواند عامل بالقوۀ نگرانی بالینی باشد. کگان و همکاران[6] (2022) در پژوهشی با عنوان «مرگ حیوان خانگی و انتخابهای یادبود صاحبان» با بررسی ۵۱۷ نمونه در ایالات متحده به شکل آنلاین و ناشناس و همچنین بهطور مقطعی دریافتند که سطح مشابهی از غم و اندوه بین از دست دادن اعضای خانواده یا حیوان خانگی برای سرپرستان حیوانات رقم میخورد. زارهین و همکاران[7] (2022) در تحقیقی کیفی با عنوان «همخوابی با شرکا و حیوانات خانگی بهعنوان یک تمرین خانوادگی برای صمیمیت» به مطالعۀ تجربۀ همخوابی با حیوانات خانگی از منظری جامعهشناختی پرداختند تا نشان دهند که همخوابی با شریک زندگی و یک حیوان خانگی تمرینی برای افزایش صمیمیت است. وانسر و همکاران[8] (2019) به رابطۀ بین مالکیت حیوان خانگی و بروز بیماریهای غیرواگیردار پرداختهاند. آنها بیان میکنند که روابط کودک و حیوان خانگی ممکن است بهویژه برای کودکانی که وابستگی پایدار یا مطمئنی به مراقبان انسانی خود ندارند، تأثیرگذار باشد. در بزرگسالان نیز نقش مالکیت حیوانات خانگی (بهویژه مالکیت سگ) در کاهش خطر بیماریهای قلبی عروقی بهخوبی اثبات شده است. جالونگو[9] (2023) نیز در پژوهش خود با عنوان «دیدگاه دلبستگی در پیوند کودک و سگ» معتقد است دلبستگی به حیوانات خانگی برای کودکان و نیز برای بزرگسالان میتواند حمایت اجتماعی را فراهم کند و ممکن است به طیف گستردهای از مزایای فیزیکی و روانی کمک کند. والش[10] (2009) در مقالۀ «پیوندهای انسان و حیوان: نقش حیوانات خانگی در سیستمهای خانواده و خانوادهدرمانی» بیان میکند که حیوانات خانگی مشتاقانه به مراقبت پاسخ میدهند و توجه، ارائۀ عشق بیقیدوشرط و تماس فیزیکی بدون تهدید را برایشان رقم میزند. وابستگی به حیوانات خانگی حمایت روانی و اجتماعی را فراهم میآورد و حتی کودکانی که حیوانات خانگی دارند، هنگام نقل مکان به محله و مدرسۀ جدید کمتر مضطرب و گوشهگیر هستند.
پیشینۀ داخلی
نجفی اصل (۱۴۰۳) در پژوهشی در شهر تهران، زمینههای نگهداری از حیوانات خانگی را بررسی کرده است. فردگرایی مفرط، توجه افراطی به تمنیات فردی، تمایل به خاص بودن، کمرنگشدن ارزشهای مذهبی و چرخشهای فرهنگی، عدمتمایل به فرزندآوری به دلایل گوناگون و عدمتوجه فرزندان به والدینشان باعث نگهداری از سگ در خانه شده است. باقری و همکاران (1401) تحلیل کردهاند که نگهداری از حیوانات خانگی پاسخی مناسب به مشکل تنهایی و پرکردن فراغت صاحبان آنهاست. همچنین از دیگر نتیجۀ یافتههای آنها این است که شرایط اجتماعی جدید ازجمله دگرگونی سبک زندگی و در دسترس قرارگیری تکنولوژی موجب شده ایت تا برخی شهروندان به تعامل با غیرهمنوع علاقه نشان دهند. کجباف و همکاران (1389) در مقالۀ «مقایسۀ وضعیت عملکرد خانواده و سلامت روان در افراد دارای حیوان خانگی و بدون حیوان خانگی» با بررسی 152 نفر از شهروندان شهر اصفهان نشان دادند که افراد بدون حیوان خانگی علائم اضطرابی و اختلال در خواب بیشتری دارند. همچنین افـراد دارای حیـوان خـانگی ارتباطـات آشفتهتر و آمیزش عاطفی کمتری را دررابطهبا سایر اعضای خانوادۀ خود تجربه میکنند.
در جمعبندی نهایی باید اشاره داشت اگرچه در سالهای اخیر اندک پژوهشهایی از منظر جامعهشناختی به روش کیفی به واکاوی پدیدۀ نگهداری از حیوانات خانگی در ایران پرداخته است، تمرکز عمدۀ این مطالعات بر جنبههای خاصی از موضوع بوده است؛ درحالیکه پژوهش حاضر تلاش داشته است تا بتواند با توصیف بسترها، ابعاد پدیده، راهبردها و پیامدها به نوعی مدل پارادایمی دست یابد تا ضمن ارائۀ تصویر کلی از میدان مطالعه بتواند پیچیدگیها و چندلایهای بودن پدیده را نیز نشان دهد.
مبانی نظری و مفهومی
از منظری جامعهشناختی سبک زندگی بیانگر شیوۀ تولید و مصرف کالاها و خدمات است؛ یرا سبک زندگی معمولاً منعکسکنندۀ نگرشها، شیوۀ زندگی، ارزشها یا جهانبینی فرد است؛ بنابراین، سبک زندگی وسیلهای برای انعکاس حس خود و ایجاد نمادهای فرهنگی است که با هویت شخصی طنینانداز میشود. همچنین همۀ جنبههای یک سبک زندگی داوطلبانه نیست. سیستمهای اجتماعی و فنی اطراف میتواند انتخابهای سبک زندگی در دسترس فرد و نمادهایی را محدود کنند که او میتواند به دیگران و خود نشان دهد (Spaargaren & Van Vliet, 2000). درواقع بحث از سبکهای زندگی در جامعهای موضوعیت دارد که مصرف انبوه و فرهنگ مصرفگرایی در آن وجود دارد. این مصرفگرایی در جامعهای رخ میدهد که در آن فزونی کالاهای مادی وجود دارد؛ پدیدهای که امروزه مشاهده میشود (باینگانی و همکاران، 1392). درواقع شرط تحقق سبک زندگی انتخاب است. گرچه فرهنگهای مختلف محدودیتهایی بر انتخابها اعمال میکنند، حق انتخاب را بهکلی سلب نمیکنند؛ به همین دلیل میتوان گفت که سبک زندگی طیفی از رفتار است که علاوهبر ویژگیهای گفتهشده، ناشی از انتخاب فرد یا گروه در میان محدودیتهای ساختاری خود نیز است (خادمیان، 1394)؛ اما انتخاب و گزینش سبک زندگی دلخواه، محصول شرایط در دهههای اخیر است. باکاک[11] (1398) بر این باور است که با پایانگرفتن جنگ جهانی دوم بود که اهمیت مصرف ناگهان به چشم آمد و جامعهشناسان، فرهنگشناسان، مردمشناسان و حتی فلاسفه در توجه به این پدیده، گوی سبقت را از اقتصاددانان ربودند. درواقع آنچه پس از سالهای جنگ جهانی درحال ظهور بود، نه صرفاً جامعهای مصرفی، بلکه فرهنگی مصرفی بود. پیشازاین مصرف مقولهای صرفاً اقتصادی شمرده میشد. در این دوره است که تن، پوشاک، طرز صحبتکردن، وقتگذرانی، ترجیحات خوردنی و نوشیدنی، منزل، اتومبیل، انتخاب محل تفریح و سایر کارهای شخصی را باید بهعنوان شاخصهای فردیت و سلیقۀ مالک/ مصرفکننده به حساب آورد (باکاک، 1398: 52). در همین ارتباط وبلن (1394) معتقد است ظهور طبقۀ تنآسا با شکلگیری مالکیت آغاز میشود. رفتهرفته نظام متناسب با تملک کالا پیریزی میشود و ثروت بهعنوان شاهدی بر بزرگواری صاحب قدرت مؤثر میافتد. داشتن ثروت، بزرگی و افتخار میآورد و این امتیاز رشکانگیزی است (وبلن، 1394: 83)؛ اما صرف داشتن ثروت یا قدرت برای کسب اعتبار کافی نیست. برای تبدیل ثروت یا قدرت به اعتبار و منزلت باید آن را آشکار کرد و در معرض دید قرار داد؛ به عبارتی دیگر طبقۀ تنآسا به مصرف متظاهرانه مشغول میشود. این شیوۀ مصرف توسط افراد در رأس هرم جامعه، ازجانب دیگران تقلید میشود و سلیقۀ آنها به تمامی سلسلهمراتب قشربندی راه باز میکند.
رهیافت جامعهشناختی زیمل[12] نیز که قرابت بسیار با آرای وبلن دارد، بهخوبی این مسئله را روشن میسازد. زیمل (1372) در مقالۀ خود با عنوان «کلانشهر و حیات ذهنی» به الگوی رفتاریای اشاره کرده است که در ابتدای قرن بیستم در فرهنگ جدید و متمایز شهری برلین شکل گرفته بود. بورژوازی جدید شهری، در مواجهه با ناشناختگی در زندگی شهری الگوی خاصی از مصرف را پیش گرفت تا بتواند احساس فردیت خود را حفظ کند و به سایر افراد جامعه نشان دهد. ازنظر او با آزادشدن فرد از قیدوبندهای جامعۀ سنتی، فردیت بروز مییابد؛ اما فرد آزاد در معرض فشار ساختاری جامعۀ جدید قرار میگیرد. حال شیوۀ خاص مصرفکردن با هدف دنبالکردن نمادهای منزلت، راهی است که افراد ازطریق آن میتوانند فشارهای زندگی مدرن را تحمل کنند (خادمیان، 1394: 66). او با شناسایی کلانشهرها بهعنوان بستر اقتصاد معقول پولی، استدلال میکند که گمنامی روابط در کلانشهرها با نیاز به روابط تجاری گمنام تعیین میشود. همچنین به تفصیل از نقش مد بهعنوان شکلی اجتماعی از تمایز طبقاتی سخن گفته است (مایلز، 1401: 41). او عقیده دارد که مد یک صورتبندی اجتماعی است که همواره دو اصل مخالف را با یکدیگر ترکیب میکند؛ مد از یک طرف شیوۀ قابلقبولی برای تمایز بین فرد و دیگران است و ازسوی دیگر نیاز فرد به تقلید و همگونی اجتماعی را پاسخ میدهد (آتشین صدف و خیری، 1399).
مرور نظریات گیدنز[13] و بوردیو نیز در این حیطه اهمیت شایانی دارد. در نظریۀ ساختیابی گیدنز (1401)، عامل انسانی و ساخت اجتماعی با هم در ارتباط هستند و تکرار رفتارهای افراد، ساختها را بازتولید میکند و بهواسطۀ همین بازتولید توسط کنشهای انسانی، ساخت برای کنش انسانها محدودیت ایجاد میکند. بر اساس این نظریه ساختارها به دست کنشگران انسانی به وجود میآیند و نیز وسیلهای هستند که چنین کنشی به کمک آن صورت گیرد. ساختارها را انسانها ایجاد میکنند؛ اما آنها هم کنش انسانی را محدود و امکانپذیر میسازند (خادمیان، 1394). به عقیدۀ او امروزه هرچه نفوذ سنت کمتر میشود و زندگی روزمره بیشتر برحسب تأثیرات متقابل عوامل محلی و جهانی بازسازی میشود، افراد بیشتر ناچار میشوند تا سبک زندگی خود را از میان گزینههای مختلف انتخاب کنند.
درنهایت یکی از قویترین دیدگاههای نظری دربارۀ سبک زندگی و صرف را میتوان در اندیشههای بوردیو جست. از دید بوردیو (۱۳91) عمل تحتتسلط کامل ساختارها انجام نمیشود. از یک طرف کاملاً آگاهانه و ارادی نیست و عاملیت و خلاقیت بینهایت ندارد و از طرف دیگر فرآوردۀ ساختار هم محسوب نمیشود؛ بنابراین، عاملان طفیلی ساختار نیستند، اما درعین فعالیت و مؤثربودن به آن معنا، سوژه (کنشگر-گزینشگر) هم نیستند (بوردیو، ۱۳91). درواقع رابطۀ دیالکتیکی بین ساختارهای عینی و ذهنی وجود دارد که در آن ساختارهای عینی، ساختارهای انگیزشی و شناختی را تولید میکنند (بوردیو، 1391، 39)؛ بنابراین، بوردیو عادات مصرفی مصرفکنندگان را صرفاً برآمده از ساختارهای اجتماعی نمیداند، بلکه آن را حاصل تعامل فرد و جامعه میبیند (مایلز، 1401، 44).
قلب کار بوردیو در تلاش او برای پلزدن بین سوبژکتیویسم (ذهنیت) و ابژکتیویسم (عینیت)، در مفاهیم هبیتاس[14] (خصلت یا عادتواره) و میدان[15] قرار دارد. درحالیکه عادتواره در اذهان کنشگران وجود دارد، میدانها بیرون از اذهان آنهاست. عادتواره بهطور دیالکتیکی محصول درونیشدن ساختارهای جهان اجتماعی است که درنتیجۀ اشغال طولانیمدت موضعی درون جهان اجتماعی به دست میآید. بوردیو شیوههایی را تحلیل کرده که گروههای همرده و همطبقه را بهوسیلۀ آن الگوهای مصرفی که شیوۀ زندگی یک گروه را مشخص میکند، متمایز میکند. بدین ترتیب ازنظر بوردیو هر کنش مصرفی تفاوت اجتماعی را بازآفرینی میکند. مصرف برخی اقلام نشانهای از تمایز تلقی میشود و مصرف کالایی دیگر نشانگر عدمتمایز اجتماعی است. درواقع مصرف برخی کالاها نشانهای از تمایز (تعلقداشتن به یکی از این گروهها) است و مصرف کالاهای دیگر نشانهای از عدمتمایز اجتماعی است (کوریگان، 1396).
در پایان باید اشاره شود که حساسیت نظری پژوهشگر در این مطالعه ازطریق مطالعۀ ادبیات مرتبط با سبک زندگی، مصرف و هویت و مشخصاً آثار بوردیو (1391) و گیدنز (1401) پرورش یافت. این آگاهی نظری به پژوهشگر کمک کرد تا در فرایند گردآوری و تحلیل دادهها به ابعاد منزلتی، هویتی و تمایزآفرین نگهداری از حیوان خانگی توجه کند. همچنین بخشی از حساسیت نظری محقق درخصوص ارتباط بین نگهداری از حیوان خانگی بهعنوان پدیدهای عاملیتمحور با الگوهای هنجاری و تجویزی حاکمیت بود که در بحث استراتژیها، خود را نشان داده است. درعینحال، با اتخاذ رویکردی باز و بازاندیشانه، تلاش شد تا مفاهیم و مقولات از دل دادهها برایند و از تحمیل چارچوبهای نظری پیشینی بر یافتهها جلوگیری شود. بدین ترتیب، حساسیت نظری نه بهعنوان پیشفرضی تثبیتشده، بهمثابۀ توانایی تشخیص معانی نهفته در دادهها و هدایت تحلیل در تعامل مستمر با میدان به کار گرفته شد.
روش
برای انجام این پژوهش روش کیفی مبتنی بر رویکرد نظریۀ زمینهای انتخاب شد؛ زیرا پدیدۀ نگهداری از حیوانات خانگی بهندرت از منظری جامعهشناختی بررسی شده است و خلأ پیشینۀ پژوهش وجود دارد. چنانچه تحقیقاتی هم در این زمینه انجام شده باشد، اولاً رویکردی روانشناختی داشته و ثانیاً در میدانهای دیگری انجام گرفته است که به دلیل تفاوت در بافت فرهنگی شیراز با سایر شهرها، نظریۀ زمینهای بهخوبی توان تحلیل این پدیده را برای پژوهشگر مهیا میکند. همچنین فرایندهای شکلگیری این پدیده نیز صرفاً ازطریق این رویکرد قابلشناسایی است؛ زیرا دلایل و نیز پیامدهای این پدیده را مشخص میکند. مشارکتکنندگان پژوهش حاضر سرپرستان حیوانات خانگی ساکن در شهر شیراز هستند. مطالعات میدانی اولیه نشان داد که تقریباً 66 فروشگاه خدماترسان حیوان خانگی یا بهاصطلاح پتشاپ در شهر شیراز فعال است. پس از تهیۀ لیست اسامی فروشگاهها، اندک جستوجوی اینترنتی روی نقشۀ شهر شیراز[16] بهوضوح نشان میدهد که بیشترین تعداد پتشاپها و کلینیکهای دامپزشکی در مناطق یک و شش شهر شیراز است. فروشگاه ها و مراکزی که در مناطق دیگر هستند، بسیار خلوتتر بوده و بهاصطلاح کمتر شناخته شده بودند. پس از شناسایی کانونهای تمرکز خدمات به سرپرستان حیوانات خانگی برای یافتن مشارکتکنندگان مناسب با موضوع به این مناطق مراجعه شد و با حضور در چندین پتشاپ و کلینیک دامپزشکی با افرادی که تمایل به مصاحبه داشتند، هماهنگیهای لازم انجام شد و عمدۀ مصاحبهها در مکانهایی مثل پارک و کافیشاپهای نزدیک در دی ماه سال 1403 صورت گرفت. مدت زمان گفتوگو با مشارکتکنندگان از 40 تا 100 دقیقه بوده است و خوشبختانه اجرای درست فرایندهای اعتمادسازی با استقبال مشارکتکنندگان مواجه شد که سهولت در جمعآوری دادهها را در پی داشت.
در این پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند و نظری استفاده شده و تعیین حجم نمونه براساس اشباع دادهها بوده است؛ یعنی تا زمانی که افراد نمونه، چیز جدیدی به دادهها اضافه نکردهاند، مصاحبهها و فرایند جمعآوری دادهها ادامه پیدا کرده است. در فرایند جمعآوری و تحلیل دادهها از مصاحبۀ سیزدهم، مفاهیم تکراری رؤیت شد؛ اما برای حصول اطمینان بیشتر تا مصاحبۀ شانزدهم این فرایند ادامه یافت. ملاک اصلی در انتخاب نمونهها این بود که حداقل یک سال تجربۀ نگهداری از حیوانشان را داشته باشند، تا اطمینان حاصل شود که به میزان کافی به آن وابسته هستند و نیز با چالشهای نگهداری از حیوانشان دستوپنجه نرم کردهاند. معیار بعدی در گزینش مصاحبهشوندگان نوع حیوان خانگیشان بود. در این پژوهش سرپرستان دو گونۀ سگ و گربه ملاک انتخاب ما بودند؛ زیرا آنچه بهعنوان سبک زندگی نوظهور رؤیتپذیر شده است، مربوط به نگهداری از این دو نوع حیوان خانگی است و از طرف دیگر سایر حیوانات خانگی مثل مار، ایگوانا و... بهندرت نگهداری میشوند؛ درنتیجه از معیار انتخاب خارج شدند. جمعآوری دادهها عمدتاً ازطریق مصاحبۀ عمیق انجام شده است. همچنین علاوهبر مصاحبه، مشاهدۀ مستقیم رفتار سرپرستان در مواجهه با حیوان خانگی در پارکها، فضای عمومی و کلینیکها و یادداشتهای میدانی به غنای دادهها کمک کرده است. تحلیل دادهها نیز براساس مدل شناختهشدۀ نظریۀ زمینهای سیستماتیک استراوس و کوربین (1390) در سه مرحلۀ کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفته است. برای رعایت اخلاق پژوهش نیز تمامی اسامی مشارکتکنندگان بهصورت مستعار ثبت شد (جدول 1) و رضایت آگاهانۀ آنها برای ضبط صدا و استفادۀ پژوهشی از دادهها اخذ شد.
جدول 1- اطلاعات مصاحبهشوندگان
Table 1- Information of interviewees
|
ردیف |
نام |
حیوان خانگی |
سن |
شغل |
تحصیلات |
|
1 |
کیمیا |
گربه پرشین |
23 |
تتو آرتیست |
دیپلم |
|
2 |
محمد |
سگ ژرمن |
34 |
صاحب کافه |
لیسانس |
|
3 |
اصلان |
مار- سگ ژرمن-ایگوانا |
44 |
نظامی |
فوقدیپلم |
|
4 |
یاسمین |
سگ هاسکی |
25 |
دانشجو |
دانشجوی لیسانس |
|
5 |
رستا |
گربه |
17 |
دانشآموز |
دانشآموز |
|
6 |
اشکان |
سگ ژرمن بلک |
24 |
معاملهگر موتور سنگین |
دانشجوی لیسانس |
|
7 |
راحله |
سگ شیواوا |
39 |
خانهدار |
لیسانس |
|
8 |
پریوش |
سگ هاسکی |
34 |
طراح داخلی ساختمان |
فوقلیسانس |
|
9 |
لیلا |
سگ پودل |
55 |
خانهدار |
فوقدیپلم |
|
10 |
بابک |
سگ گلدن |
36 |
تعمیرات موبایل |
لیسانس |
|
11 |
حسام |
سگ هاسکی |
41 |
حسابدار |
لیسانس |
|
12 |
سینا |
سگ ژرمن |
24 |
نوازندۀ درام |
لیسانس |
|
13 |
عسل |
گربه |
22 |
دانشجو و خیاط |
دانشجوی لیسانس |
|
14 |
ساینا |
سگ شیتزو |
19 |
دانشجو |
دانشجوی لیسانس |
|
15 |
زهره |
سگ شیتزو |
48 |
آرایشگر |
فوقدیپلم |
|
16 |
پری |
گربه پرشین |
23 |
منشی مطب دامپزشکی |
لیسانس |
اعتبار پژوهش
بهمنظور اطمینان از اعتبار یافتههای این تحقیق معیارهای پیشِرو ملاک عمل پژوهشگران بوده است: نخستین معیار، توصیف فربه یا توصیف توأم با جزییات دقیق مطالعه بوده است؛ به این معنا که تلاش شد تمامی جزئیات، نحوۀ انتخاب میدان، شرکتکنندگان و فرایند انجام پژوهش بهصورت دقیق بیان شود تا با شفافیت روند مطالعه این اعتبار حاصل شود. دومین معیار که در بسیاری از پژوهشهای دانشگاهی متداول است، استفاده از تکنیک همداوری است؛ در این مطالعه نیز بهمنظور اطمینان از صحت و دقت فرایند انجام پژوهش، با اساتید و متخصصان متعددی مشورت شده است؛ درنهایت آخرین تکنیک کسب اعتیار، کنترل توسط اعضاء بوده است. بدین ترتیب برخی مقولات و یافتهها با مشارکتکنندگانی که تمایل به همکاری داشتند، مجدداً چک شده و اطمینان لازم فراهم آمده است.
یافته ها
شرایط زمینهای
شرایط زمینهای مجموعۀ خاصی از شرایط هستند که در یک زمان و مکان خاص جمع میآیند تا مجموعۀ اوضاعواحوال یا مسائلی را به وجود آورند که اشخاص با عمل یا تعاملات خود به آنها پاسخ دهند (استراوس و کوربین، 1390: 154)؛ به بیان دیگر این شرایط (جدول 2) قبل از به وجود آمدن پدیدۀ مدنظر در بستر زندگی افراد وجود داشته و درنهایت موجب شکلگیری این پدیده (نگهداری از حیوانات خانگی) شده است.
جدول 2- شرایط زمینهای
Table 2- Contextual conditions
|
کدگذاری باز |
کدگذاری محوری |
|
|
مفاهیم |
مقولۀ فرعی |
مقولۀ محوری |
|
- تجربۀ نگهداری از پرندگان زینتی ازقبل، وفادیدن از حیوان قبل، میل به خرید و نگهداری از حیوان از گذشته تاکنون، کمک به حیوانات آسیبدیده و نیازمند به مداوا از نوجوانی، وجود حیوانات در خانه از زمان کودکی. |
سابقۀ زیست با حیوانات |
آمادگی ذهنی و انسداد مسیرهای بازتولید سنتی خانواده
|
|
- ناتوانی در تأمین شغل و مسکن و درنتیجه ازدواج و فرزندآوری، ناکافیبودن درآمد همسر، توقع اوضاع اقتصادی متوسط روبهبالا برای داشتن بچه، استیبل نبودن اوضاع اقتصادی خانواده. |
تنگنای معیشتی و بازدارندگی اقتصادی در تمایل به فرزندآوری |
|
|
- متوقعشدن بچههای این دوره و زمانه، عدماعتقاد به فرزندآوری به دلیل دخالتهای والدین، راحتتربودن تربیت حیوان از تربیت فرزند، ترجیح سرپرستیگرفتن یک حیوان به سرپرستیگرفتن یک کودک از پرورشگاه، عدمهماهنگی بین تربیت پدر و مادر با پدربزرگ و مادربزرگ. |
گریز از مسئولیتهای تربیت فرزند |
|
آمادگی ذهنی و انسداد مسیرهای بازتولید سنتی خانواده
آمادگی ذهنی که ریشه در سوابق زیست با حیوانات و پذیرش الگوهای مدرنِ پیوندِ غیرانسانی دارد، بستر لازم را برای ورود حیوان به حریم خصوصی فراهم کرده است.؛علاوهبراین، کنشگران با نوعی انسداد در مسیرهای سنتی برای تشکیل خانواده و فرزندآوری مواجهاند. درواقع، زمانی که هزینههای اقتصادیِ فرزندآوری کمرشکن میشود و نهادهای سنتی و رسمی در ارائه الگوی تربیتیِ اطمینانبخش ناتوان میمانند، فرد دچار نوعی هراس از مسئولیت در قبال انسان دیگر میشود. در این نقطه، حیوان خانگی بهعنوان موجود میانجی ظاهر میشود.
سابقۀ زیست با حیوانات
تجربۀ نگهداری از حیوانات در خانه، تجربۀ جدید و مدرنی نیست؛ شکل و شمایل و نوع حیواناتی که نگهداری میشوند، پدیدهای متأخر و مدرن محسوب میشود؛ برای مثال کبوتر و پرندگان زینتی، مرغ و خروس و... همیشه در زندگی انسان وجود داشتهاند و کاملاً هم پذیرفته شده بودهاند و همچنان نیز این چنین است؛ در اینجا نیز برخی از خانوادههایی که حیوان خانگی دارند و سگ، گربه و... را بهعنوان حیوان خانگی در خانه نگهداری میکنند، از قبل با حیوانات پذیرفتهشدهتر در جامعه ارتباط داشته و از آنها نگهداری میکردهاند یا اعضای خانوادهشان پرندگان زینتی، کبوتر و... داشتهاند.
اشکان 24ساله دربارۀ سابقۀ ارتباطش با حیوانات میگوید:
«قبلاً مرغ عشق داشتم. یه جفت قناری هم وقتی نوجوون بودم برام خریده بودن؛ ولی چون خیلی بلد نبودم ازشون نگهداری کنم، هر دوتاش بعد از یه مدت مریض شدند و مردند. بعدش دیگه عروس هلندی خریدم و هنوزم یه جفت ازش دارم.»
تنگنای معیشتی و بازدارندگی اقتصادی در تمایل به فرزندآوری
بهموازات افزایش سرسامآور تورم و کمشدن قدرت اقتصادی مردم در دو دهۀ اخیر تمایل به تشکیل خانواده کاهش یافته و حتی اگر جوانان ازدواج کرده و خانوادهای تشکیل دهند، میل چندانی به فرزندآوری ندارند. صد البته که این حکم دربارۀ همۀ افراد صدق نمیکند؛ اما نشانههایی از عدمتمایل به فرزندآوری به دلایل اقتصادی و معیشتی در جامعه بهوضوح قابلرؤیت است. به نظر میرسد نوعی دیدگاه کلی بر جامعه حکمفرماست که همه را (کسانی که درآمد و ثروت دارند و نیز کسانی که اوضاع اقتصادی بیثبات و شکنندهای دارند) به سمت این نگرانی سوق میدهد.
پری 23ساله دربارۀ عدمهمخوانی درآمدها و هزینههای زندگیشان و ارتباط آن با عدمتمایل به فرزندآوری میگوید:
«من همسرم بیکار نیست. شاغله؛ ولی خب هرچه که درآمد داره، خرج زندگی خودمون میشه. دیگه چیزی اضافه نمیاد که بخوایم برای بچه هزینه کنیم. نه اینکه دوست نداریم. آخه یه عمر هزینه داره بچه. اگه درآمدمون یه جوری بود که خیالمون راحت بود، به بچه هم فکر میکردیم.»
گریز از مسئولیتهای تربیتی فرزند
برخی از خانوادهها از اینکه امکان تربیت فرزندان خود را مطابق میل خود ندارند، گلهمند هستند؛ برخی نگران شرایط کلی حاکم بر جامعهاند و برخی ترس از دخالت دیگران در تربیت فرزندان خود را دارند. مجموعۀ این نگرانیها، والدین فرزندان را برای فرزندآوری مجدد و جوانان تازه ازدواجکرده را برای اولین تجربۀ فرزندآوری خود میهراساند و مانع تمایل آنها به فرزندآوری میشود.
محمد 34ساله نگرانیاش را اینچنین بیان میکند:
«ما قبل از طلا (اسم سگ) هم به بچه فکر نمیکردیم. بهخاطر شرایط تربیتی توی جامعه و حتی خانوادهها مون. حس میکنیم که اون تربیت ایدئالمون نه بین خانوادههامون میذارن که باشه نه توی جامعه. طلا که دیگه اومد، دیگه کامل بیخیال بچه شدیم. اینجوری نگران تربیت و دخالت خانوادههامون هم نیستیم.»
شرایط مداخلهگر نگهداری از حیوانات خانگی
شرایط مداخلهگر (جدول 3) شرایطی است که میتواند به تقویت یا تخفیف یک پدیده منجر شود. درواقع شرایطی که تحت این عنوان قرار میگیرند، روند پذیرش و فراگیری نگهداری از حیوانات خانگی را سهولت میبخشد یا بهعنوان سدی در برابر خواستۀ افراد عمل میکند.
جدول 3- شرایط مداخلهگر
Table 3- Intervening conditions
|
کدگذاری باز |
کدگذاری محوری |
||
|
مفاهیم |
مقولۀ فرعی |
مقولۀ محوری |
|
|
مخالفت مادر به دلیل نجاست سگ، اعتقاد به کمشدن رزق و روزی درصورت نگهداری از سگ، بیاهمیتبودن بُعد مذهبی نگهداری از حیوان برای خانواده، اکراه مادر از سرزدن به خانۀ فرزند به دلیل نگهداری سگ. |
میزان تقید مذهبی خانواده |
شرایط مداخلهگر: الزامات و بازدارندههای ارزشی _ کالبدی |
|
|
ترجیح خرید سگ درصورت زندگی در خانۀ حیاطدار، خرید گربه به دلیل زندگی در آپارتمان، احتمال فروختن سگ به دلیل جای ناکافی در آپارتمان، اختصاص تراس آپارتمان به سگ، خرید هاسکی بهجای ژرمن درصورت خرید خانۀ ویلایی |
نوع مسکن (آپارتمان/ویلایی) |
|
|
الزامات و بازدارندههای ارزشی _ کالبدی
این مقولۀ محوری نشان میدهد که نگهداری از حیوان خانگی در خلأ رخ نمیدهد، بلکه در تقابل و تعامل میان دو دستۀ محدودیت و امکان شکل میگیرد: از یکسو الزامات ارزشی مانند باورهای مذهبی، هنجارهای خانوادگی و برداشتهای اخلاقی و ازسوی دیگر بازدارندههای کالبدی مانند نوع مسکن، محدودیت فضا و شرایط زیستمحیطی. به این ترتیب، تصمیم به نگهداری یا عدمنگهداری از حیوان خانگی نتیجۀ همزمان فشارها، محدودیتها و امکانهایی است که در سطح ارزشها و کالبد زندگی روزمره عمل میکنند.
میزان تقید مذهبی خانواده
میزان تقید مذهبی خانواده یکی از شرایط مداخلهگر مهم در شکلگیری یا محدودسازی نگهداری از حیوان خانگی است. در خانوادههایی که پایبندی مذهبی پررنگتر است، نگرش به حیوان خانگی اغلب با احتیاط، تردید یا حتی پرهیز همراه میشود و این امر میتواند بهعنوان بازدارندۀ ارزشی عمل کند. درمقابل، کاهش شدت تقید مذهبی، امکان پذیرش بیشتر حیوان خانگی را در فضای خانواده و زندگی روزمره فراهم میکند.
حسام 41ساله تجربۀ دوران نوجوانیاش را اینگونه بیان میکند:
«خیلی سال پیش میخواستم سگ بخرم، مادرم اجازه نمیداد. میگفت نجسه. درصورتیکه دوستام بهراحتی خریدند و بردند خونه. کسی هم ایرادی نگرفت ازشون. بعداً که ازدواج کردم و مستقل شدم، خریدم. البته پدرم خیلی حساس نیست؛ ولی مادرم با اکراه میاد خونهمون؛ چون سگ داریم.»
نوع مسکن (آپارتمان/ویلایی)
نوع مسکن نیز بهعنوان عامل مداخلهگر، در امکانپذیری یا محدودیت نگهداری از حیوان خانگی نقش دارد. سکونت در آپارتمانهای کوچک یا فضاهای مسکونی با نظارت و محدودیت بیشتر، معمولاً نگهداری از حیوان را دشوارتر میکند و ازاینرو میتواند بهصورت یک مانع کالبدی عمل کند. درمقابل، خانههای مستقل یا فضاهای وسیعتر، شرایط مساعدتری برای حضور و مراقبت از حیوان خانگی فراهم میسازد.
پری 23ساله دربارۀ محدودیتی که خانهاش دارد، میگوید:
«اگر خونه حیاطدار داشتیم، دوتا سگ میخریدم؛ ولی چون توی آپارتمان هستیم، مجبور شدم گربه بگیرم؛ چون سروصدا نداره.»
شرایط علّی نگهداری از حیوانات خانگی
شرایط علّی یا سببساز، آن دسته از رویدادها و وقایعی هستند که بر شکلگیری یک پدیده اثر میگذارند. درواقع شرایط علّی اشارهشده (جدول 4) در پژوهش حاضر عواملی هستند که به ظهور پدیدۀ نگهداری از حیوانات خانگی منتهی شدهاند.
جدول 4- شرایط علّی
Table 4- Causal conditions
|
کدگذاری باز |
کدگذاری محوری |
|
|
مفاهیم |
مقولۀ فرعی |
مقولۀ محوری |
|
- پناهبردن به حیوان در زمان بیحوصلگی، تنهایی در خانه به علت زندگی به دور از خانواده، شاغلبودن همسر در خارج از کشور و تنهایی در خانه، پیشنهاد تراپیست برای درمان افسردگی، خرید سگ برای مادر پس از مرگ پدر برای رهایی از تنهایی، سوتوکور شدن خانه به علت بزرگشدن بچهها، حس زندهبودن تمام اوقات روزانه در خانه بعد از خرید سگ، حضور سگ در خانه برای فراموشی مشکلات و اتفاقات ناگوار، جریانداشتن یک انرژی مثبت همیشگی در خانه. |
گسست از شبکههای اجتماعیِ انسانی |
شرایط علّی: جستوجوی مهر و معنا در پیوندهای غیرانسانی
|
|
- نبود تفریح و فراغت در جامعه، تکراریشدن سرگرمیهای دیجیتال برای بچهها، نگهداری از حیوان در خانه یک تفریح و سرگرمی برای بچهها، سگ وسیلهای برای سرگرمی و جلوگیری از حوصله سررفتگی، خرید سگ بهعنوان اسباببازی برای بچهها. |
حیوان خانگی وسیلۀ سرگرمی |
|
|
- تحمل نگرانی و استرس ناشی از ممنوعیتهای موجود برای زنان باوجود حیوان، جبران در معرض اخبار بد و زیر فشار بودن در این کشور با حیوان خانگی، آرامشدن هنگام درد و دل کردن برای سگ. |
حیوان خانگی عامل آرامبخش |
|
|
- خرید حیوان برای مادر مسن، نگهداری از سگ بهعنوان پرستار بچه، کمکگرفتن از سگ برای کارهای منزل، کمک به خانواده در نگهبانی و محافظت از کودکان، آموزشدادن به سگ برای کمک به افراد نابینا یا کمبینا/ ناشنوا یا کمشنوا. |
حیوان خانگی عامل یاریگر |
|
|
- تحمیل علاقۀ شخصی پدر به دختر، پذیرش علاقههای والدین ازجانب فرزندان، تشویق ازجانب والدین برای ارتباطگرفتن با حیوانات، توصیه به خرید سگ توسط مادر. |
پذیرش توصیهگرایانه |
پذیرش تصادفی/تحمیلی |
|
- خریدن یک تولهسگ برای هدیۀ ولنتاین، پذیرش حیوان بهعنوان هدیۀ تولد، پذیرش حیوان از روی ترحم و دلسوزی، پیشنهاد به سرپرستیگرفتن سگ توسط دوست همسر، پیداکردن حیوان هنگام کوهنوردی. |
پذیرش غیرمنتظره
|
|
جستوجوی مهر و معنا در پیوندهای غیرانسانی
در اینجا حیوان خانگی بهمنزلۀ یک عامل کارکردی نگهداری میشود؛ درحقیقت حیوان خانگی عاملی برای جبران آن خلأ و فقدانی است که در زندگی این افراد احساس میشود. صاحبان حیوان خانگی، پیوندهای عاطفی و حتی اجتماعی خود را به این طریق جبران میکنند.
گسست از شبکههای اجتماعی انسانی
به موازات کاهش ارتباطات و تنهایی، فرد احساس انزوا و افسردگی میکند. در چنین شرایطی راهی برای مقابله با این حالت منفور میجوید؛ برای مثال مراجعه به روانشناس یا روانپزشک، مدیتیشن، توسل به معنویات، دعا، زیارت و... . حال یکی از راهبردهایی که فرد در پیش میگیرد، پدیدۀ نهچندان با قدمت نگهداری از یک حیوان و اشتراک زندگی خود با یک حیوان است. با ورود حیوان به خانه و وابستگی سرپرست به آن، احساس تنهایی فرد کاسته شده یا افسردگی وی رو به بهبودی میرود.
پری 23ساله دراینباره میگوید:
«خب من بهخاطر شغل همسرم مهاجرت کردیم به اینجا و چون کسی رو نداریم که باهاش در ارتباط باشیم، من زمانهای زیادی رو توی خونه تنها هستم. این شد که تصمیم گرفتیم یه گربه بخریم که یه سرگرمی داشته باشم.»
زهره 48ساله که دو سگ شیتزو دارد، عنوان کرد:
«یه آرامش خاصی بهم میده. خونمون یه آرامشی داره که قبل از خریدن سگم نداشت. باور کنید سگهای ما جوری هستند که دیدین بعضی وقتها اعضای خونه کاملاً ناراحتن، اینا هم ناراحت میشن. من وقتی وارد خونه میشم، حس خوبی دارم. همین برام کافیه.»
حیوان خانگی وسیلۀ سرگرمی
با تغییر سبکهای زندگی در سالهای اخیر و خانهنشین شدن کودکان و نوجوانان و فراگیری سرگرمیهای دیجیتال، والدین تصمیم میگیرند با خرید و نگهداری یک حیوان در خانه سرگرمی کودکان یا گاهی سرگرمی خودشان را فراهم آورند تا با وقتگذرانی با آن احساس لذت و شادی را تجربه کنند.
سینا 24ساله از نبود تفریح و فراغت گفته است:
«توی این کشور که داریم زندگی میکنیم، شرایط جوری نیست که تفریح دیگهای باشه؛ مثلاً اگه جوری بود که فشارهایی که روی مردم کمتر بود، خب افسردگیها هم کمتر بود یا اگه سرگرمیهای متنوع وجود داشت، شاید مردم کمتر میرفتن سراغ سگ یا گربه. یه جورایی شرایط ایجاب میکنه.»
حیوان خانگی عامل آرامبخش
در شرایطی که فشارهای اقتصادی و اجتماعی استرس و اضطراب ایجاد میکند، فرد به دنبال راهکاری مؤثر برای تخلیه فشارها میگردد که از بین انواع راهکارهای موجود برخی نگهداری از یک حیوان خانگی را برمیگزینند. پریوش 34ساله از درد و دل کردن برای سگش بهعنوان راهی برای کاهش فشارها میگوید:
«اینا هوشیارن. اینقدر اینا باهوشن. اینقدر تو رو میفهمن. من وقتی گریه میکنم، کنارم میشینه، دستشو میاره جلو یا صورتمو لیس میزنه. خوب من میفهمم که منو درک میکنه. میشینم براش درد دل میکنم. میشینم براش توضیح میدم که از چی ناراحتم. خودمو خالی میکنم و واقعاً اون میفهمه.»
حیوان خانگی عامل یاریگر
سگها موجودات باهوشی هستند و طیف وسیعی از کارها را انجام میدهند. از نگهبانی گرفته تا کمک به سرپرست در نگهداری و مراقبت از کودکان یا سالخوردگان. سرپرستانشان میتوانند در بسیاری از کارها روی سگشان حساب باز کنند. سینا 24ساله شیفتۀ کارایی سگهاست. او میگوید:
«خیلی از سگا مخصوصاً نژاد گلدن که یه سگ هلپر (helper)محسوب میشه؛ یعنی سگی که میتونه توی کارهای خونه به شما کمک کنه. واقعاً بهعنوان یک نیروی خدمه به کار گرفته میشن؛ مثلاً وقتی بهشون فرمان میدی، کارایی که از دستشون بر بیاد رو انجام میدن؛ مثلاً برو اینو بیار، اونو بیار و... .»
پذیرش تصادفی/تحمیلی
مواجهۀ اولیه و اشتراک زندگی با یک حیوان خانگی توسط همۀ افرادی که از حیوانات خانگی نگهداری میکنند، یکسان نبوده است. هرکدام تحتشرایطی به این پدیده روی آوردهاند. مقولۀ نهایی (پذیرش غیرارادی) به همین شیوۀ مواجهه و پذیرش حیوان توسط سرپرست اشاره دارد. گاهی افراد بهصورت کاملاً ناخواسته و پیشبینینشده (پذیرش غیرمنتظره) و گاهی نیز با تصمیم قبلی و بنا به توصیههای دیگران (پذیرش توصیهگرایانه) به این پدیده روی آوردهاند.
پذیرش توصیهگرایانه
ترجیح خانوادهها به ارتباط برقرارکردن فرزندانشان با حیوانات از زمان کودکی است؛ زیرا بعد از دوران کودکی ترس، چندش، وسواس، مسائل عرفی و مذهبی و... میتواند مانع ارتباط برقرارکردن با حیوانات شود؛ بنابراین، یکی از دلایلی که در میدان موردمطالعه موجب اشتراک زندگی با یک حیوان و نگهداری آن در خانه شده، تشویق و عدممخالفت خانوادههاست.
ساینا 19ساله دربارۀ چگونگی به دست آوردن حیوانش میگوید:
«مادرم از وقتی فهمید میخوام مهاجرت کنم، بهم گفت که یه سگ بخرم. نمیدونم برای سرگرمی خودش میخواست یا اینکه میخواست منو وابستۀ اون کنه که از مهاجرت صرفنظر کنم. در هر صورت من سگ رو خریدم و... .»
پذیرش غیرمنتظره
گاهی هدیهگرفتن در تولد، گاهی بهعنوان هدیۀ ولنتاین و گاهی نیز بسیار پیشبینیناپذیرتر مانند یافتن حیوانی بیسرپرست در خیابان یا پارک میتواند شروعی از سبک زندگی همزیستی با یک حیوان بهعنوان حیوان خانگی باشد.
یاسمین 25ساله سرپرستی غیرمنتظرهای را تجربه کرده است. او میگوید:
«هاسکی رو دوست همسرم بهمون داده. سگش ۱۱ تا توله آورده بود؛ چون نمیتونست از همشون نگهداری کنه، بعد از تقریباً دو ماه که از مادرشون شیر خوردند، یکی دو تاش رو برای خودش نگه داشت، بقیه رو هدیه داد به هر کسی که میخواست که یکیش به ما رسید و... .»
پدیدۀ مرکزی: برساخت رابطۀ شبهخانوادگی با حیوان خانگی
پدیدۀ مرکزی «برساخت رابطۀ شبهخانوادگی با حیوان خانگی» به تحولی معنادار در ساختار و مفهوم خانواده در جامعۀ مدرن اشاره دارد. این پدیده مبتنی بر تجربۀ سرپرستان حیوانات خانگی و تغییرات اجتماعی و فرهنگی گستردهای است که بهواسطۀ گسترش این نوع سرپرستی شکل گرفته است. خانوادۀ نوظهور به ساختاری از خانواده اشاره دارد که اعضای آن نهتنها شامل انسانها، شامل حیوانات خانگی نیز میشود. در این خانوادهها حیوانات بهعنوان اعضای اصلی و جداییناپذیر خانواده در نظر گرفته میشوند؛ بهطوریکه جایگاهی مشابه با فرزندان یا سایر اعضای انسانی پیدا میکنند. این تغییر در معنای خانواده و روابط آن، نشانگر تحول در مفاهیم اجتماعی سنتی است که تنها انسانها را بهعنوان اعضای خانواده میشناختند. درواقع برساخت رابطۀ شبهخانوادگی با حیوان خانگی فرایندی با عنوان «تغییر پارادایم از خویشاوندی به همزیستی» است. در این فرایند، کنشگر تح فشار تنهایی (شرط علّی) و در بستر تغییرات فرهنگی کلانشهر شیراز (شرط زمینهای)، با عبور از سدهای مذهبی و عرفی (راهبردها)، حیوان را از مقامِ یک شیء یا دارایی به مقام یک «سوژۀ عاطفی» ارتقا میدهد. بهگونهای که تعهدات والدگری که پیشتر مختص فرزند بود، اکنون نثار حیوان میشود.
Table 5- Core category
|
کدگذاری باز کدگذاری محوری |
کدگذاری گزینشی |
|
|
مفاهیم |
مقولۀ محوری |
مقولۀ هسته |
|
- حیوان خانگی جایگزین فرزند دوم در خانوادۀ تکفرزند، رفتوآمد کم با اقوام و فامیل و پرکردن اوقات تنهایی با حیوان، پذیرش حیوان بهعنوان فرزند، قبول حیوان ازجانب اعضای خانواده بهعنوان عضوی جدید از خانواده، دلسوزیهای مادرانه به حیوان، مراسم تولدگرفتن برای حیوان، سگ هم مثل بچه جگرگوشهات میشه. |
حیوان خانگی بهمثابۀ اعضای خانواده |
پدیدۀ مرکزی: برساخت رابطۀ شبهخانوادگی با حیوان خانگی
|
|
- ترجیح خرید سگ نژاد شیتزو به دلیل پشمالو و فسقلی بودن، قشنگ و جذاببودن سگ پشمالو، گربۀ نژاد پرشین پشمالو و لوس و بامزه است، خرید سگ هاسکی صرفاً به دلیل شیطون و قشنگتر بودن در مقایسه با نژادهای دیگر، سگ یک موجود بامزه، گوگولی و کیوت. |
ویژگیهای دلبرانه |
|
|
- احساس مسئولیت دربرابر حیوان، دلسوزی برای نالهها و گریههای حیوان آسیبدیده، درک حس مادری از رسیدگیکردن به حیوان، سگ زبانبسته است و به ما نیاز دارد، سگها نیازمند نوازشاند، سختگیری در تربیت حیوان، احساس خوب از برطرف کردن نیازهای حیوان، صداکردن سگ با عنوانهایی مثل پسرم، دخترم، بچهام و... . |
حیوان خانگی و درک تجربۀ والدگری
|
|
|
- خرید کاپشن چرم برای سگ، پوشیدن لباس برای سگ، خرید قلاده و لباس و اسباببازیهای متنوع، ستفاده از زنجیر و زیورآلات و چراغهای ال ای دی برای سگ. |
فانتزی بازی
|
|
|
- اولویت با ساختن خانه برای رهایی از اجارهنشینی و راحتی نگهداری از سگ، اجارۀ خانه بزرگ با قیمت بیشتر برای راحتی سگ، اختصاص یک اتاق جداگانه به سگ، تجهیز بالکن به کولر و فراهمکردن شرایط مناسب برای سگ. |
دلسوزی و ترحم |
|
برساخت رابطۀ شبهخانوادگی با حیوان خانگی
در خانوادههای نوظهوری که حیوانات خانگی بهعنوان اعضای اصلی خانواده پذیرفته شدهاند، نوعی از والدگری (Parenting) شکل میگیرد که با والدگری در خانوادههای سنتی متفاوت است. این نوع والدگری را میتوان والدگری حیوانمحور یا والدگری مبتنی بر مراقبت از حیوانات نامید. در این خانوادهها حیوانات خانگی بهعنوان موجوداتی با نیازهای عاطفی و روانی در نظر گرفته میشوند. اعضای خانواده نقش والدین حیوان را ایفا میکنند و سعی میکنند نیازهای عاطفی حیوان را برآورده کنند؛ مانند ایجاد احساس امنیت، آرامش و تعلق. والدگری در این خانوادهها شامل آموزش و تربیت حیوان خانگی است. اعضای خانواده سعی میکنند رفتارهای مناسب را به حیوان آموزش دهند؛ مانند آموزش نظافت، اطاعت از دستورات و تعامل صحیح با انسانها و دیگر حیوانات. همچنین والدگری در این خانوادهها شامل تأمین نیازهای فیزیکی حیوان، مانند تغذیۀ مناسب، مراقبتهای بهداشتی (واکسیناسیون، نظافت و معاینات دامپزشکی) و فراهمکردن محیطی امن و راحت برای حیوان است. این نوع مراقبت نشاندهندۀ تعهد عمیق اعضای خانواده به رفاه حیوان است و میتواند شبیه به مراقبت از یک کودک باشد؛ علاوهبرآن در این خانوادهها، رابطۀ بین انسان و حیوان خانگی بر پایۀ عشق، وفاداری و اعتماد متقابل است. اعضای خانواده، حیوان را بهعنوان عضوی از خانواده میپذیرند و سعی میکنند رابطهای عمیق و معنادار با آن برقرار کنند.
حیوان خانگی بهمثابه اعضای خانواده
به تناسب افزایش خانوارهای تکنفره (برای مثال به علت طلاق یا فوت همسر) یا کسانی که تجرد اختیاری را برگزیدهاند یا اینکه افرادی در کنار خانوادۀ خود زندگی میکنند، اما تمایل به ارتباط برقرارکردن با اقوام و خویشاوندان خود را ندارند و دایرۀ ارتباطات خود را به تعدادی از دوستان نزدیک محدود میکنند، حضور حیوانات خانگی در کنار چنین افرادی افزایش مییابد. این ارتباط و وابستگی متقابل چنان حس عمیقی در فرد ایجاد میکند که میتواند حیوان را بهعنوان عضوی از اعضای خانوادۀ خود بداند.
محمد 34ساله دربارۀ پذیرش سگش بهعنوان فرزند میگوید:
«طلا (اسم سگ) بچمه. بابا مامانم هم اینو پذیرفتن دیگه. ما همون حسی که راجعبه یه بچه میتونستیم داشته باشیم و همون علاقه و احساس مسئولیت رو الآن راجعبه طلا داریم. هم خانوادۀ من پذیرفتن، هم خانوادۀ خانومم.»
ویژگیهای دلبرانه
به یُمن پیشرفت علم پزشکی و توانایی انسان در دستکاری ژنتیکی موجودات زنده، حیواناتی دیده میشوند که بهصورت طبیعی در هیچکجا بهعنوان حیاتوحش حضور نداشته و ندارند و صرفاً در محیط آزمایشگاه قابلیت به وجود آمدن دارند یا حداقل نسلهای اولیۀ آنها به این روش متولد شدهاند. دربارۀ این دسته از حیوانات مفاهیمی مثل کیوت، گوگولی، بامزه، لوس، فزه، و... به کار برده میشود. این دسته از افراد که خواهان حیوانات ظریف و فانتزی هستند، بیشتر با هدف سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت از آنها نگهداری میکنند.
پری 23ساله که حیوان خانگیاش گربۀ پرشین است، میگوید:
«من بهجز این گربهای که دارم، قراره یک سگ دیگه هم از این پشمالوهای سفیدا بهم بدن. احتمالاً قبولش میکنم. البته اگه بهم ندن میرم میخرم. خیلی باحالن. فسقلی و پشمالو هستن. راه رفتنشون خیلی قشنگه. خیلی گوگولیاند.»
حیوان خانگی و تجربۀ والدگری
این مقوله بهنوعی پیوند عاطفی عمیق بین سرپرستان و حیوانات خانگی اشاره دارد که فراتر از مراقبتهای فیزیکی است و به روابط احساسی و حتی رفتاری مانند آنچه که والدین با فرزندان خود دارند، شباهت دارد. این احساس مسئولیت سرپرستان نهتنها شامل نیازهای مادی مانند غذا و سرپناه، شامل مراقبتهای عاطفی و روانی نیز میشود. درست مانند یک پدر یا مادر که مسئول سلامت و خوشبختی فرزند خود است، سرپرستان حیوانات خانگی نیز به رفاه و آسایش حیوان خود حساس هستند و آن را یکی از وظایف اصلی خود میدانند.
راحله 39ساله دربارۀ لزوم احساس مسئولیت میگوید:
«خدا نگذره از کسایی که حیوونی رو میارن، ولی بهخوبی ازش مراقبت نمیکنن. اینجور افراد اصلاً آدمای قابلاطمینانی نیستند. هرکسی تصمیم میگیره حیوون خونگی بیاره، باید بپذیره که مثل یه بچه باید ازش مراقبت کنه.»
فانتزیبازی
اگر رسیدگی و نگهداری از حیوان توسط سرپرست فراتر از نیاز حیوان باشد و صرفاً برای ارضای تخیلات شخصی باشد، به او دارای «ذائقۀ فانتزی» در نگهداری از حیوان گفته میشود. این ذائقه نه فقط در شیوۀ نگهداری، در انتخاب نوع حیوان نیز صدق میکند و معمولاً به حیوانات کوچکتر تعلق دارد که ترسناک یا خطرناک به نظر نمیرسند.
ساینا 19ساله دربارۀ لوازم و وسایل نگهداری از سگش میگوید:
«سگم اتاق شخصی داره، تخت داره، کمد داره. هر چیزی که یه سگ نیاز داره، براش خریدیم. لباس و قلاده و اسباببازی هم در حد کافی براش خریدیم. البته از لباس زیاد براش استفاده نمیکنم. در حد 8-7 تا داره. بالأخره سگ آپارتمانیه و خب عادت نداره که لباس بپوشه.»
دلسوزی و ترحم
سرپرستان حیوانات بهمحض خرید یا به سرپرستی گرفتن حیوانشان اقدام به فراهمکردن مکان مناسب نگهداری از آن را میکنند. این بسیار پسندیده است؛ اما این اقدام گاهی از حد انتظار برای فراهمآوردن یک سرپناه امن برای حیوان فراتر میرود و جنبۀ فانتزیگونهای به خود میگیرد؛ بهطوریکه برای برخی از افراد تدارک اتاق مخصوص حیوان تا دهها میلیون تومان هزینه در پی دارد.
پریوش 34ساله عنوان کرده است:
«من دارم ماهی ۲۰ میلیون اجاره میدم برای خونهای که اصلاً ازلحاظ معماری برای من صفر هست؛ ولی خب بهخاطر سگم مجبورم. اگه خودم تنها بودم، یه خونه خیلی ارزونتر هم میتونستم بگیرم؛ ولی خب من خیلی سختیهای بزرگتر از این رو بهخاطر سگم تحمل کردم. اینکه چیزی نیست.»
راهبردهای مقاومتی
نگهداری از حیوان خانگی در کنار تجربههای لذتبخش برای سرپرستان حیوانات، تجرب ای پرچالش است. تجربهای که در شرایط گوناگون فرد را به انتخاب بین گزینههای متفاوت و در پیش گرفتن استراتژیهایی خاص وادار میکند تا درنهایت بتواند بر موقعیت چال برانگیز غلبه کند و به خواستۀ خود برسد؛ به عبارت دیگر راهبردها ترفندهایی است که کنشگر دربرابر شرایط بهوجودآمده به کار می گیرد تا نتیجهۀموردانتظارش حاصل شود. وقتی فرد به برساخت رابطۀ شبهخانوادگی با حیوان خانگی دست میزند، از طرف جامعه، مذهب و سنت تحتفشار قرار میگیرد. این راهبردها (جدول 6) درواقع مکانیسمهای صیانت از این خانوادۀ جدید است.
جدول 6- راهبردها
Table 6- Strategies
|
کدگذاری باز |
کدگذاری محوری |
|
|
مفاهیم |
مقولۀ فرعی |
مقولۀ محوری |
|
- انکار نجسبودن سگ: چون امام علی پیشانی سگ را بوسیده پس سگ نجس نیست، چون سگ مواد مخدر کشف میکند و کارایی زیادی دارد، نجس نیست، رضایتداشتن دیگران و نخوردن حق دیگران تمام دین است. |
راهبرد توجیهی |
راهبردهای مقاومتی |
|
- پذیرش سگ توسط والدین بعد از چند روز، وقتگذاشتن پدر برای سگ باوجود مشغله و وقت کم، پذیرفتن واردشدن سگ به خانۀ مادربزرگ به علت دلسوزی، راضیشدن مادر به دلیل تنها زندگیکردن سرپرست حیوان در شهر غریب پس از مدتی، پذیرش همراه با اکراه والدین به شرط واردشدن سگ صرفاً در حیاط خانه ، وابستگی خانواده به حیوان پس از مدتی. |
راهبرد به تعویق انداختن (تعویقی) |
|
|
- انتخاب نژاد کوچکجثه برای راحت مخفیکردن حیوان در خیابان، چرخاندن سگ نصفشبها بهخاطر مواجهنشدن با پلیس، مخفی نگهداشتن حیوان از دید همسایهها. |
راهبرد گریز |
|
راهبرد توجیهی
به دلیل منع مذهبی و تحریم دینی نگهداری از سگ در خانه، برخی افراد که تا حدودی دیندار محسوب میشوند و به برخی از آداب، اصول و قواعد شرعی پایبندند، باید بهناچار بین خواستۀ خود مبنی بر نگهداری سگ یا پذیرش مخالفت شرعی و رد نگهداری آن دست به انتخاب بزنند. در چنین تعارضی فرد بین اجتناب از پذیرش حیوان و گرایش به نگهداری از آن تصمیم سلیقهای میگیرد. معمولاً در چنین تعارضاتی دستورات مذهبی به پای تمایلات و خواستهها ذبح میشود. اینگونه که فرد برای اینکه بتواند حیوان خانگی خود را دربرابر برچسبهای سنتی (مثل نجاست یا غیرعقلانی بودن) حفظ کند، به متون مذهبی یا علمی متوسل میشود تا مشروعیت حضور حیوان در هستۀ مرکزی خانواده را دربرابر فشارهای بیرونی تثبیت کند.
یاسمین 25ساله میگوید:
«من برای اینکه مادرم و مادرشوهرم رو راضی کنم که بتونم سگم رو بیارم توی خونه، خیلی میرفتم توی اینترنت سرچ میکردم. دنبال یه راهحلی بودم. دنبال یه آیهای، یه حدیثی، یه چیزی که بهشون نشون بدم که مقاومتشون کمتر بشه؛ مثلاً میگفتم سگ اصحاب کهف به بهشت رفته؛ پس چهجوری اینا نجسن؟»
راهبرد تعویقی
نگهداری از سگ در جامعۀ ایران بهسادگی پذیرفته نمیشود و این باعث میشود نسل نوجوان و جوان که دنبال نگهداری حیوان خانگی هستند، با محدودیت و مخالفت خانواده روبهرو شود. بیشترین مخالفت نیز ازسوی مادران است و پدران در مقایسه با مادران مخالفت کمتری داشتهاند. این موضوع علاوهبر ملاحظات دینی به بهداشت خانه، ترتیب و آرامش فضای خانه مربوط است؛ اما پس از مدتی مخالفتها کمرنگتر شده و به موافقت تبدیل میگردد؛ به عبارتی دیگر راهبرد تعویقی به مقاومت دربرابر الزامات اشاره دارد؛ یعنی مشمول زمان کردن اخراج حیوان از محیط خانه بهمرور به موافقت اعضای مخالف تبدیل میشود.
یاسمین 25ساله مخالفت اولیۀ خانوادهاش را اینگونه روایت میکند:
«مامانم اولش مخالف بود. بابام همیشه با همهچی موافقه. هیچ مشکلی نداره؛ ولی مامانم میگفت نه. میگفت اگه سگ بیاری تو این خونه یا جای اون اینجاست یا جای من؛ ولی خب فعلاً انگار جای هر دوتاشون توی خونه است (با خنده).»
راهبرد گریز
این بدان معناست که سرپرستان حیوانات به دنبال راهی برای عدممواجهه با مخالفتها هستند. این راهبرد درواقع گامی عقبتر از حل چالشهاست. در اینجا فرد راهی را پیش میگیرد که باوجود نگهداری از حیوان با تعارض یا چالشی مواجه نشود. فرد برای محافظت از حیوان خانگیاش دربرابر قضاوتهای عمومی در فضای شهری شیراز به فضاهای خصوصی یا زمانهای خلوت (شبگردی) پناه میبرد.
محمد 33ساله تاکتیک مواجهنشدن با پلیس را اینگونه بیان میکند:
«ما برای اینکه طلا (اسم سگ) توی ماشین معلوم نباشه و هم دیگران اذیتش نکنند، هم یه وقتی پلیس بهمون گیر نده، اومدیم پارچه خریدیم نصب کردیم پشت شیشههای ماشینمون. اینجوری توی ماشین معلوم نیست.»
پیامدها
سرپرستان حیوانات خانگی صرفنظر از اینکه با چه شرایط و راهبردهایی حیوانشان را به دست میآورند و از آن نگهداری میکنند، با پیامدهای متعددی مواجه میشوند. درک پیامدهای این پدیده، خصوصاً در زمینههای فرهنگی _ اجتماعی و روانی نهتنها به تحلیل علل گسترش آن کمک میکند، میتواند درک بهتری از تغییرات فرهنگی و اجتماعی مرتبط با آن ارائه دهد.
جدول 7- پیامدها
Table 7- Consequences
|
کدگذاری باز |
کدگذاری محوری |
|
|
مفاهیم |
مقولۀ فرعی |
مقولۀ محوری |
|
- فکرنکردن به روز مرگ حیوان، لذتبردن از حال و زندگی در لحظه، شیوننکردن قبل از فوت، خرید حیوان جایگزین درصورت از دست دادن حیوان فعلی، لذتبردن سگ و سرپرست از وجود یکدیگر |
در لحظه زندگیکردن |
پیامدها: ترمیم خلأهای عاطفی و اجتماعی
|
|
- احساس داشتن بادیگارد، احساس امنیت و قدرت در خیابان، احساس امنیت هنگام خواب به دلیل تنهایی، استفاده از سگ برای شوآف، دوستداشتن نگاه دیگران در ملأعام. |
پرشدن خلأ قدرت و امنیت |
|
|
- ارتباط کوتاهمدت با دیگران در پارک هنگام پیادهروی با حیوان خانگی، گفتوگوی کوتاه با رهگذران علاقهمند، انرژی مثبت گرفتن از ذوق دیگران، دوستداشتن نگاه محبتآمیز دیگران، معاشرت با سرپرستان حیوانات دیگر. |
پیامدهای ارتباطی |
|
|
- تغییر روحیه و حالات روانی بعد از نگهداری از حیوان خانگی، پناهبردن به حیوان زمان عصبانیت و بیحوصلگی، کمرنگشدن وسواس و چندش، ازخودگذشتگی کردن برای حیوان. |
پیامدهای روانشناختی |
|
ترمیم خلأهای عاطفی و اجتماعی
مقولۀ ترمیم خلأهای عاطفی و اجتماعی بیانگر آن است که برساخت رابطۀ شبهخانوادگی با حیوان خانگی، بهمثابۀ سازوکاری جبرانی عمل میکند که از یکسو با ایجاد حس امنیت و اقتدار، ضعفهای روانی فرد را پوشش میدهد و ازسوی دیگر، با بازتعریف روابط، انزوای عاطفی ناشی از زیستشهری را به نوعی پیوندِ جدید بدل میکند. این فرایند با تمرکز بر زیست در لحظه، به بازسازی تعادل ازدسترفته در شبکۀ روابط انسانی و روانی فرد منجر میشود.
در لحظه زندگیکردن
خیلی از هواداران حیوانات خانگی ترجیح میدهند که نگران آینده و اینکه چهچیزی بهواسطۀ نگهداری از حیوان در انتظارشان است نباشند و از لذتی که داشتن یک حیوان به آنها میدهد بهره ببرند. میتوان گفت آنها یک لذت موقت و کوتاهمدت (به نسبت طول زندگی) را پذیرفتهاند که ممکن است یک حسرت بلندمدت در پی داشته باشد. محمد 34ساله دربارۀ تصور از دست دادن سگش در آینده بیان میکند:
«آرزوی هر دوتامونه (زن و شوهر) که یا همزمان از دنیا بریم یا ما قبل از اون (قبل از حیوان). باور کن دراینباره که صحبت میکنیم تا میرسه به اینجا (مرگ حیوان) دیگه نمیتونیم ادامه بدیم. صحبتمون قطع میشه. دلمون میخواد از همین لحظه لذت ببریم.»
پرشدن خلأ قدرت و امنیت
برخی نژادهای سگ با جثۀ بزرگ و چهرۀ خشن به صاحبانشان احساس امنیت و قدرت میدهند. این سگها معمولاً برای مردان و پسران به علت حس قدرت و امنیت بیشتری که به آنها میدهد و میتواند مانند یک نگهبان هوشیار عمل کند، جذابتر است.
داشتن چنین سگهایی همچنین با القای ثروت و توان مالی همراه است و برای کسی که به نمایش قدرت و شخصیت «خفن» تمایل دارد، نگهداری سگ بزرگجثه گزینهای مناسب است. یاسمین 25ساله اظهار داشته:
«من منتظرم که سگم بزرگ بشه، توی خیابون باهاش قدم بزنم. میدونین احساس داشتن بادیگارد رو بهم میده. انگار یه سرباز همیشه همراهته، مواظبته.»
پیامدهای ارتباطی
وقتی فرد به همراه سگش در ملأعام ظاهر میشود، توجه والدین و کودکان جلب میشود و بیشتر این توجه به ارتباط کوتاهمدت و چندکلمهای منجر میشود. این اتفاق بیشتر دربارۀ سرپرستان و نگهدارندگان سگها رخ میدهد؛ زیرا سگها به پیادهروی، گشتوگذار و بازی خارج از منزل نیاز دارند و بنابراین، صاحبانشان بیشتر در معرض ارتباطات کوتاهمدت با دیگران هستند. محمد 34ساله میگوید:
«ببین مثلاً ما وقتی توی ماشین داریم میگردیم، با دو نوع آدم مواجه میشیم: بعضیا میخوان اذیت کنن؛ بعضیا دوست دارن. ما برای اینکه فرهنگشو جا بندازیم که آدمای مثل ما بعداً راحتتر باشند، به کسانی که دوست دارند اجازه میدیم که بیان نزدیک ارتباط برقرار کنند.»
پیامدهای روانشناختی
نگهداری از حیوانات خانگی به دلیل ایجاد رابطۀ عاطفی و حمایتی با حیوانات به بهبود سلامت روانی و بهطورکلی به تأثیر مثبت بر کیفیت زندگی افراد منجر میشود. یاسمین 25ساله تجربۀ مسئولیتپذیری خود را اینگونه توصیف میکند:
«من شبا بیدارم، ۵ صبح میخوابم. خوب تا قبل از اینکه سگ بیارم تا ظهر میخوابیدم؛ ولی الآن ۸ صبح بهخاطرش پا میشم، بهش شیر و غذا میدم.»
نمودار 1- مدل پارادایمی پژوهش
Diagram Number 1- Research paradigm model
بحث و نتیجه
پژوهش حاضر به روش نظریۀ زمینهای، در پی صورتبندی یک مدل بومی دربارۀ پدیدۀ نگهداری از حیوان خانگی در کلانشهر شیراز بوده است. برخلاف مطالعات پوزیتیویستی که پدیده را صرفاً تقلیدی _ رفتاری یا واکنشی روانی به تنهایی میدانند، نظریۀ برخاسته از دادهها نشان میدهد که نگهداری حیوان خانگی در بستر موردمطالعه، حاکی از چرخشی ساختاری و تحولی معناشناختی در نهاد خانواده است؛ جایی که حیوان خانگی از ابزار تفریحی صرف به یک عضو عاطفی در درون خانواده ارتقا یافته و نوعی شبه خانواده شکل گرفته است. برای درک بهتر این پدیده بایستی همۀ عناصر و اجزای این موضوع را در سطحی کلنگر قرار داد. تأکید روی یک بخش ممکن است به تقلیل در فهم مسئله دامن بزند. درحقیقت با تغییر در ساختار خانواده تحتتأثیر عوامل سنتزدا در دهههای اخیر، معنای سنتی خانواده که مبنی بر وجود پدر، مادر و فرزندان بوده است، به معنای جدیدی تغییر پیدا کرده که مبتنی بر همزیستی فرد به همراه حیوان خانگیاش است. این تغییر در معنای خانواده و روابط آن، نشانگر تحول در مفاهیم اجتماعی سنتی است که تنها انسانها را بهعنوان اعضای خانواده میشناختند. محور اصلی این پدیده این است که حیوانات خانگی بهطور فزایندهای بهعنوان اعضای جداییناپذیر خانواده دیده میشوند. این همان چیزی است که زارهین و همکاران (2022) در تحقیقشان به آن اشاره کردهاند که زوجهای سرپرست حیوان خانگی، حیوانشان را بهعنوان خویشاوند میپندارند. این نگرش از سویی نمایانگر تحول فرهنگی و اجتماعی گسترده در ساختار خانوادهها و بازتعریف مفهوم خانواده است و ازسویی دیگر نتیجۀ تلاش افراد در ارائۀ روایتهایی از خود بوده که در نقطۀ مقابل نسخههای تجویزی حاکمیت یا فرهنگ سنتی است؛ مطالعۀ لاتن[17] (2025) در آمریکا درخصوص حیوان خانگی و ساختار خانواده بهخوبی نشان میدهد که حیوانات خانگی بهعنوان جایگزین یا مکمل سایر اعضای خانواده در نظر گرفته میشوند؛ زیرا حیوانات خانگی میتوانند جایگزین/ مکملهای مقرونبهصرفهتر و در دسترستری برای اعضای خانواده باشند. همچنین تأکید میکند که حیوانات خانگی میتوانند جای خالی ایجادشده را در اثر تغییرات در الگوهای تشکیل خانواده پر کرده و حس محبت و همراهی را تقویت کنند. همسو با این مفهوم، اوزتورک[18] و همکاران (2025) از خانوادۀ مبتنی بر حیوان[19] بهمثابۀ شکل جهانی از خانوادهای جدید اشاره داشته و نشان میدهد بهرغم چالشهای مختلف اجتماعی و اقتصادی، حیوان خانگی بیشاپیش بهعنوان عضو خانواده پذیرفته شده است. همچنین مطالعۀ مک کانل[20] و همکاران (2019) نشان میدهد که ملاحظۀ حیوان خانگی بهعنوان عضو خانواده پیامدهای روانشناختی مثبتی به همراه دارد و رفاه خانواده را ارتقاء میدهد.
تحلیل این پدیده ذیل نظریۀ تمایز بوردیو (1391) بهخوبی نشان میدهد که فرد برای انعکاس سرمایههای مختلف و عادتوارههای اجتماعی و تمایزات طبقاتی به نگهداری از حیوان خانگی متوسل میشود؛ زیرا نگهداری از حیوان خانگی بهخصوص انواع خاصی از حیوانات میتواند نمایانگر سطحی از سرمایۀ فرهنگی باشد. کسانی که از حیوانات خانگی گرانقیمت یا نژادهای خاص و کمیاب نگهداری میکنند، ممکن است بخواهند جایگاه اجتماعی و ذائقۀ فرهنگی خود را نشان دهند. همچنین مفهوم عادتواره[21] که نظامی از رفتارها و باورها است و تحتتأثیر طبقۀ اجتماعی شکل میگیرد، نیز در اینجا به کار میآید. مطابق این عقیده در طبقات اجتماعی بالاتر نگهداری از حیوانات خانگی ممکن است با ذائقۀ خاص، نوع حیوان و کیفیت و چگونگی مراقبت و نگهداری از آن پیوند داشته باشد؛ درحالیکه در طبقات متوسط حیوانات خانگی بیشتر بهعنوان اعضای خانواده دیده میشوند و نقش عاطفی پررنگتری دارند؛ درنهایت در طبقات پایینتر، نگهداری از حیوانات خانگی احتمالاً بهمنظور بهرهگیری از کارکردهای خاص حیوان (نگهبانی یا شکار و...) و پیروی از مد طبقۀ بالاتر انجام میگیرد. انکارناپذیر است که عدمتمایل به فرزندآوری درنتیجۀ زندگی در تنگنای اقتصادی از مهمترین دلایل نگهداری از حیوانات خانگی در طبقۀ متوسط است؛ بنابراین، میتوان گشایش اقتصادی و بهبود معیشت طبقۀ متوسط را عاملی معکوس در جهت رویآوردن افراد به نگهداری از حیوانات خانگی دانست. این موضوع در یافتههای پژوهش باقری و همکاران (1401) نیز اشاره شده است و بر صحت این عقیده صحه میگذارد. همچنین مطابق یافتههای پژوهش نجفی اصل (۱۴۰۳)، کمرنگشدن ارزشهای مذهبی، همچنین چرخشهای فرهنگی و تأکید مفرط به علایق و سلایق فردی که انتخابیشدن زندگی روزمره را توجیه میکند، از دیگر دلایل رویآوردن افراد به نگهداری از حیوانات خانگی است. چنانکه گیدنز (1401) دربارۀ بازاندیشی در مدرنیتۀ متأخر معتقد است که زندگی اجتماعی بیشازپیش بازاندیشانه شده است و افراد بهطور مداوم دربارۀ رفتارهای خود تأمل میکنند و تصمیمهایشان براساس تغییرات اجتماعی بازاندیشی میشود. دراینخصوص و ذیل نظریۀ ساختیابی گیدنز (1401)، نگهداری از یک حیوان خانگی نهتنها بازتابدهندۀ تغییرات اخیر در ساختارهای اجتماعی است، از طرفی اراده و تلاش فرد برای اثبات سوژهبودگی خود را نشان میدهد. همچنین گیدنز (1397) ضمن شکنندهبودن روابط انسانی در دنیای معاصراز جستوجوی آنها برای تجربۀ رابطۀ ناب سخن میگوید. به نظر میرسد در پژوهش حاضر، مشارکتکنندگان شیرازی به دلیل سرخوردگی از شکنندگی این روابط در فضای کلانشهری، به سمت ساخت یکشبۀ رابطه با حیوان خانگی متمایل میشوند. این رابطه واجد تعهدی پایدارتر و فاقد پیچیدگیهای تعارضات کلامی انسانی است؛ بنابراین، مفهوم شبهخانواده نشان میدهد که تحولی عمیقتر درحال شکلگیری است و خانوادۀ جدید نوعی روابط پساانسانی را تجربه میکند؛ علاوهبراین، راهبردهای مقاومتی استخراجشده از این پژوهش که تبیینکنندۀ نحوۀ کنش صاحبان حیوان خانگی در میدان شهری شیراز است، نظریۀ تمایز و سرمایۀ فرهنگی بوردیو (1391) را بازخوانی و بومیسازی میکند. بوردیو سبک زندگی را ابزاری برای بازتولید طبقه و تمایز اجتماعی میداند؛ بااینحال، راهبردهای سهگانه پدیدارشده در میدان نشان میدهد که نگهداری از حیوان خانگی، صرفاً نمایش یا مصرف متظاهرانه یا تمایز طبقاتی نیست؛ بلکه این راهبردها بازتابدهندۀ مقاومت فرهنگی روزمره و نوعی مدیریت تنش میان زیست جهان مدرن شهروندان و ساختار هنجاری/ رسمی جامعه است.
دربارۀ پیامدهای نگهداری از حیوان خانگی مطالعۀ حاضر بهوضوح نشان میدهد که زندگی با حیوان خانگی، خلأهای عاطفی و اجتماعی را ترمیم میکند. این یافته با نتایج پژوهشهای اکبری زردخانه و همکاران (1390) و عسگری گرمی و همکاران (1399) همسو نیست و خلاف آن را ثابت میکند. مطالعات متعدد درخصوص داشتن حیوان خانگی و ارتباط آن با سلامت روان، همین نتایج متناقض درخصوص آثار روانشناختی را نشان میدهد و به نظر میرسد سادهسازی این ارتباط دقیق نیست. این پژوهشها نشان میدهد که نوع حیوان خانگی، سن صاحبان، سلامت روان صاحبان، جهتگیری دلبستگی و حتی رفاه صاحبان حیوانات در اثر روانی این مسئله مؤثر است (Hawkins et al., 2025). همچنین مطالعات مارتینز[22] و همکاران (2023) با فراتحلیل 49 مطالعه در جهان، نشان میدهد که داشتن حیوان خانگی تأثیر مثبت معناداری بر فعالیت بدنی صاحبان دارد؛ اما درخصوص تأثیر روانی، اثر مثبت اندکی را نشان میدهد و به نظر نمیرسد مالکیت حیوان خانگی اثر درخورملاحظهای بر سلامت روان افراد داشته باشد. در پایان میتوان اشاره داشت که مفهوم برساخت شبهخانواده در این پژوهش نشان میدهد که نگهداری از حیوان خانگی را بایستی در بستری عمیقتر ذیل چرخش فرهنگی و تحولات ارزشی _ معناشناختی از سبک زندگی و خانوادۀ جدید در شهر شیراز ملاحظه کرد و تحلیل این پدیده ذیل نیات فردی و رفتارگرایی صرف، تقلیلگرایانه خواهد بود.
[1]Thorstein Veblen
[2] Hakimemehr.ir
[3] Zoonotic Diseases
[4] Problematized
[5] Wrobel & Dye
[6] Kogan et al.
[7] Zarhin et al.
[8] Wanser et al.
[9] Jalongo
[10] Walsh
[11] Bocock
[12] Simmel
[13] Giddens
[14] Habitus
[15] Field
[16] لینک دسترسی به نقشۀ فروشگاهها: https://balad.ir/city-shiraz/cat-pet-equipment-shop#10.07/29.7242/52.615
[17] Lawton
[18] Öztürk
[19] pet based family
[20] McConnell
[21] Habitus
[22] Martins