Qualitative Analysis of Interactions between Body Culture and the Active Body

Document Type : Research Paper

Authors

1 Hossein Donyapour Ph.D. student in Sports Management, Faculty of Physical Education and Sport Science, University of Tabriz, Tabriz, Iran

2 Professor, Department of Sports Management, Faculty of Physical Education and Sport Science, University of Tabriz, Tabriz, Iran

3 Professor, Department of Social Sciences, Faulty of Law and Social Sciences, University of Tabriz, Tabriz, Iran

Abstract

Introduction
This study investigated the interactions between body culture and the active body as a dynamic, bidirectional process influenced by individual, social, and cultural factors, rather than as isolated physiological or normative constructs. Within the framework of the sociology of the body, body culture encompasses the beliefs, practices, and norms that shape bodily experiences, while the active body signifies engagement in physical activities aimed at health, performance, and identity formation. Focusing on experts in physical education, health, and sports sociology in Iran, this research explored how these interactions manifest amidst sociocultural transformations, including media influences, urbanization, and global health discourses. In the Iranian context, traditional norms intersect with contemporary ideals of fitness and wellness, creating tensions in bodily management and participation in physical activities. Drawing on qualitative data, this study revealed that these interactions create a contested arena where cultural values both constrain and enable active lifestyles, thus contributing to broader understandings within the fields of sports sociology and public health.
 
 
Materials & Methods
This qualitative research utilized a constructivist grounded theory approach (Glaser & Strauss, 1967) and was conducted between 2024 and 2025. Data collection involved 20 in-depth semi-structured interviews with professors, experts, managers, and specialists in physical education, health, and sports sociology, all of whom had a minimum of 5 years of relevant experience. Purposive and theoretical sampling ensured diversity in gender (55% male, 45% female), age (mean age of 42.65 years), education level (80% holding PhDs), and professional roles (50% professors, 35% coaches). Interviews ranged from 22 to 86 minutes and were supplemented by field notes and theoretical memos. The analysis followed a 3-phase coding process: open coding, which generated 792 initial codes that were subsequently reduced to 171 secondary codes and 24 concepts; axial coding, which clustered these into 15 categories; and selective coding, which integrated them around the core phenomenon. MAXQDA 2022 was used for coding and theoretical sensitivity was informed by the works of Bourdieu (1986/2019), Foucault (1982), and Giddens (1992/2023). To ensure trustworthiness, the study adhered to Lincoln and Guba's (1988) criteria, including credibility through member checking and triangulation.
 
Discussion of Results & Conclusion
The analysis identified 15 major categories that illuminated the complexities of interactions between body culture and the active body:
Causal Conditions: Individual motivations (e.g., personal interest in sports, habitus as described by Bourdieu), socio-professional factors (e.g., social validation, bodily capital), and educational influences (e.g., scientific awareness) initiated and sustained these interactions, fostering proactive bodily engagement. Contextual Conditions: Cultural backgrounds (e.g., competitive norms, power discourses per Foucault), social interactions (e.g., family support), and physical environments (e.g., urban facilities) provided the sociocultural and infrastructural backdrop that enabled or limited the formation of the active body. Intervening Conditions: Psychosocial pressures (e.g., media ideals, gender expectations) and external constraints (e.g., time scarcity, pollution) modulated the process, often intensifying disciplinary mechanisms. In contrast, personal experiences (e.g., stress reduction through activity) offered counterbalances. Action Strategies: Personal planning (e.g., flexible goal-setting), social dynamism (e.g., group activities), and physical enhancement (e.g., professional coaching) represented adaptive responses that promoted self-management and communal reinforcement aligned with reflexive identity projects (Giddens). Consequences: Enhanced physical and mental health (e.g., improved sleep, reduced stress) and personal and social development (e.g., boosted confidence, stronger relationships) emerged as key outcomes, underscoring the transformative potential of these interactions.
The core category—Interactions between Body Culture and the Active Body—captured the central process, through which experts navigated multifaceted influences to construct and sustain active lifestyles. Rather than exhibiting static compliance, participants described a reflexive, performative dynamic, in which cultural norms were internalized, resisted, and reshaped through bodily practices. This study revealed these interactions as fluid and negotiated experiences constrained by patriarchal and economic structures but enriched by agency, innovation, and health benefits.
Being situated at the intersection of tradition and modernity in Iran, these interactions highlighted the role of body culture in promoting balanced lifestyles. This research offers a nuanced model for gender studies and public health, emphasizing the localized negotiations of global bodily ideals. The findings inform policy in sports management by advocating for infrastructure improvements, media literacy, and inclusive programs designed to mitigate barriers and amplify benefits for physical and mental well-being, as well as social equity.

Keywords

Main Subjects


مقدمه و بیان مسئله

بدن مفهومی چندبعدی است که فراتر از یک موجودیت زیستی در بسترهای اجتماعی و فرهنگی معنا می‌یابد. پژوهش‌های جامعه‌شناسی بدن نشان داده‌اند که بدن همواره تحت تأثیر ایدئولوژی‌ها، هنجارها و ارزش‌های مسلط جامعه قرار دارد (Shilling, 2012)؛ به بیان دیگر، بدن نه صرفاً یک واقعیت طبیعی، بلکه سازه‌ای اجتماعی است که بازتابی از انتظارات و نظم‌های فرهنگی به شمار می‌رود (Bourdieu, 2019). «فرهنگ بدنی» به‌عنوان مجموعه‌ای از باورها، کنش‌ها و هنجارهای مرتبط با بدن تعریف می‌شود که تعیین می‌کند افراد چگونه بدن خود را تجربه و بازنمایی کنند (Blackman, 2021). این فرهنگ می‌تواند در عرصه‌های متنوعی ازجمله استانداردهای ظاهری، شیوه‌های حرکت، تعریف نقش‌های جنسیتی و بازتولید هویت‌های اجتماعی تجلی یابد (Bordo, 2023)؛ برای مثال، در برخی جوامع تناسب اندام نشانۀ موفقیت و نظم شخصی تلقی می‌شود، درحالی‌که در برخی دیگر، لاغری افراطی ارزش نمادین بیشتری پیدا می‌کند. چنین الگوهایی می‌توانند پیامدهایی گسترده در رفتارهای تغذیه‌ای، گرایش به فعالیت‌های ورزشی و حتی جراحی‌های زیبایی داشته باشند (Chow, 2024). از منظر هویتی، بدن هم بازتاب فردیت و هم نمایانگر جایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد است (Bourdieu, 2019)؛ به همین دلیل، فرهنگ بدن بیشتر به‌عنوان بستری برای بازتولید روابط قدرت و تمایزات جنسیتی، طبقاتی یا نژادی عمل می‌کند (Entwistle, 2023).

در این میان، مفهوم «بدن فعال» اهمیت ویژه‌ای یافته است. بدن فعال به بدنی اطلاق می‌شود که درگیر فعالیت‌های ورزشی منظم بوده و هدف آن ارتقای سلامت، افزایش عملکرد و دستیابی به سطح مطلوبی از تناسب اندام است (Zhang, 2024). این مفهوم نه‌تنها ناظر بر کنش فردی برای بهبود وضعیت جسمانی است، بلکه واجد معنایی اجتماعی است و با ارزش‌های فرهنگی مرتبط با سلامت، زیبایی و موفقیت گره خورده است (Kohl et al., 2019)؛ بااین‌حال، ایدئال‌های فرهنگی مرتبط با بدن فعال که در رسانه‌ها و گفتمان‌های اجتماعی بازنمایی می‌شوند، می‌توانند به منبع فشار تبدیل شوند که افراد برای انطباق با این معیارها ناچار به پذیرش برنامه‌های سخت ورزشی یا هنجارهای زیباشناختی می‌شوند که گاه پیامدهای روانی و اجتماعی منفی به همراه دارد (Markula & Pringle, 2006)؛ بنابراین، بدن فعال درعین‌حال که نمادی از سبک زندگی سالم تلقی می‌شود، بازتابی از ایدئولوژی‌های مسلط دربارۀ قدرت، زیبایی و موفقیت نیز است (Shilling, 2012).

فرهنگ بدن که شامل ارزش‌ها، باورها و رفتارهای اجتماعی مرتبط با بدن است، در علوم اجتماعی مطالعه می‌شود و نحوۀ درک و مدیریت بدن را در جوامع مختلف بررسی می‌کند (Glapka, 2022). این مفهوم به‌عنوان سازه‌ای فرهنگی تحت تأثیر ایدئولوژی‌های اجتماعی و فرایندهای قدرت و کنترل اجتماعی قرار دارد (Featherstone, 2018 Fraser & Greco, 2020;). جامعه‌شناسانی نظیر پیر بوردیو[1] (2019) و میشل فوکو[2] (1982) به نقش طبقۀ اجتماعی و کنترل اجتماعی بر بدن پرداخته‌اند. مطالعات در این زمینه نشان می‌دهد که فرهنگ بدن تحت تأثیر تاریخ، اقتصاد، سیاست، رسانه‌ها و تکنولوژی قرار دارد و بر ادراک افراد و سیاست‌های عمومی سلامت تأثیر می‌گذارد (Van Wichelen & De Leeuw, 2024). از منظر فیزیولوژیکی، بدن فعال با تغییرات مثبت در سیستم‌های قلبی-عروقی، تنفسی و متابولیکی همراه است که به بهبود قدرت عضلانی، افزایش تراکم استخوانی و سلامت کلی کمک می‌کند (Belanger et al., 2022؛ Park et al., 2023). همچنین فعالیت بدنی منظم می‌تواند به افزایش میوکین‌ها و کاهش التهاب کمک کند و تأثیرات مثبتی بر سلامت روان و کیفیت زندگی افراد داشته باشد (Fiuza-Luces et al., 2018؛ Taani et al, 2022). در سال‌های اخیر، تحقیقات جدیدی درزمینۀ تأثیر فرهنگ بدنی بر بدن فعال انجام شده است. این مطالعات به جنبه‌های نوینی از این موضوع پرداخته‌اند؛ برای مثال مطالعۀ تیگمن و زاکاردو[3] (2015) نشان داده است که استفاده از پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام می‌تواند تأثیر درخور توجهی بر تصویر بدنی و انگیزه‌های فعالیت بدنی داشته باشد. مطالعۀ چو[4] و همکاران (2021) نقش دستگاه‌های پوشیدنی را در ترویج فعالیت بدنی و تأثیر آنها بر فرهنگ بدنی بررسی کرد‌ه‌اند. پژوهش تایلور[5] (2018) تأثیر جنبش‌های مثبت بدنی را بر تغییر نگرش‌ها ‌به بدن و فعالیت فیزیکی بررسی کرده‌اند. مطالعۀ چن[6] و همکاران (2020) چگونگی تأثیر تبادلات فرهنگی جهانی را بر تغییر استانداردهای بدنی و الگوهای فعالیت بدنی در جوامع مختلف بررسی کرده‌اند. تحقیق سالیس[7] و همکاران (2020) تأثیر طراحی شهری و دسترسی به فضاهای فعالیت بدنی را بر فرهنگ بدنی و میزان فعالیت فیزیکی افراد بررسی کرده‌اند. این مطالعات جدید، درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های ارتباط بین فرهنگ بدنی و بدن فعال در عصر دیجیتال و جهانی‌شدن ارائه می‌دهند.

فرهنگ فیزیکی به‌عنوان مجموعه‌ای از ارزش‌ها، هنجارها و شیوه‌های اجتماعی که فعالیت بدنی، سلامت جسمانی و بازنمایی بدن را در بسترهای فرهنگی و اجتماعی ترویج می‌دهند، بر بدن فعال تأثیر می‌گذارد و نحوۀ درک و تعامل افراد را با بدن خود شکل می‌دهد (Zykov & Chudaykin, 2021). این مفهوم که با سرمایۀ بدنی بوردیو (2019) و انضباط بدنی فوکو (1982) هم‌راستاست، ازطریق گفتمان‌های اجتماعی، فرهنگی و جنسیتی بازتولید می‌شود و بر جایگاه بدن در جامعه اثر می‌گذارد (Newman et al., 2022)؛ برای مثال، زنان جوان ممکن است تحت فشار انتظارات اجتماعی برای دستیابی به بدن ایدئال قرار گیرند که بر مشارکت آن‌ها در فعالیت‌های بدنی تأثیر می‌گذارد (Garrett, 2004). همچنین، عواملی مانند خانواده، مذهب و طبقۀ اجتماعی در شکل‌گیری فرهنگ فیزیکی نقش دارند؛ برای نمونه، برای جوانان مسلمان، سرمایۀ اقتصادی و محیط‌های اجتماعی خارج از مدرسه بر میزان مشارکت در فعالیت‌های بدنی اثرگذار است (Dagkas & Hunter, 2015). فرهنگ فیزیکی نه‌تنها به بهبود سلامت جسمی و روانی و افزایش خودآگاهی کمک می‌کند، بلکه به‌عنوان جزء حیاتی زندگی مدرن، کیفیت زندگی را ارتقا می‌دهد (Zykov & Chudaykin, 2021). هدف سیستم‌های تربیت بدنی، تقویت این فرهنگ ازطریق ترویج آمادگی جسمانی و ادغام فعالیت بدنی در زندگی روزمره، به‌ویژه در میان جوانان است (Lukyanchenko, 2023).

تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال به‌عنوان مجموعه‌ای از ارزش‌ها، هنجارها و شیوه‌های اجتماعی که فعالیت بدنی و بازنمایی بدن را ترویج می‌دهند (Zykov & Chudaykin, 2021)، نیازمند بررسی تعاملات پیچیده میان بدن، فرهنگ و جامعه است. افراد در جهان معاصر براساس ایدئولوژی‌ها و ارزش‌های فرهنگی، بدن خود را به‌عنوان بخشی از پروژۀ هویت بازاندیشانه[8] مدیریت می‌کنند که با دیدگاه گیدنز[9] (2023) دربارۀ هویت شخصی در مدرنیته هم‌راستاست. این فرایند بازاندیشی، تحت تأثیر گفتمان‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، بدن را به ابزاری برای بیان هویت و جایگاه اجتماعی تبدیل می‌کند (Eichberg & Kosiewicz, 2016). فرهنگ بدنی با تعیین استانداردهای زیبایی و کارکرد بدن در زمینه‌هایی چون ورزش و تغذیه، ازطریق گفتمان‌های قدرت (فوکو، 1982) و سرمایۀ بدنی (بوردیو، 2019) شکل می‌گیرد و بر نگرش افراد تأثیر می‌گذارد (Abramov & Nazymok, 2024)؛ برای مثال، رسانه‌ها ایدئال‌های بدنی را ترویج می‌کنند که اغلب از جوامع صنعتی غربی نشئت گرفته و می‌توانند به نارضایتی از بدن، به‌ویژه در میان زنان و مردان جوان منجر شوند (Alves et al., 2009; Mellor et al., 2009). این نارضایتی که در گروه‌های جنسی و قومی متفاوت است، تحت تأثیر فشارهای اجتماعی برای تغییر بدن قرار دارد (Damanik et al., 2024). همچنین، سطح بالاتر فرهنگ بدنی با افزایش فعالیت بدنی مرتبط است و ارزش‌های فرهنگی نقش کلیدی در این فرایند ایفا می‌کنند (Tucunduva, 2012). نظریه‌پردازانی مانند نوربرت الیاس (فرایند تمدن)، میشل فوکو (انضباط بدنی)، پیر بوردیو (سرمایۀ بدنی) و آنتونی گیدنز (هویت بازاندیشانه) غنای مفهومی فرهنگ بدنی را در تحلیل ورزش و فعالیت بدنی تقویت کرده‌اند (Eichberg & Kosiewicz, 2016)؛ درنهایت، ترکیب فرهنگ بدنی و فعالیت بدنی به‌عنوان ابزاری برای دستیابی به سلامت جسمی، روانی و بهزیستی اجتماعی در جوامع معاصر مطرح است (Fullagar, 2019).

تحقیقات متعددی نشان داده‌ است که فرهنگ بدنی تأثیر چشمگیری بر فعالیت جسمانی و سلامت بزرگ‌سالان دارد؛ برای مثال، تنها 21 درصد از بزرگ‌سالان در ایالات متحده به سطوح توصیه‌شده از فعالیت بدنی می‌رسند که نمایانگر مشکل عدم‌تحرک است (Tucker et al., 2011). فعالیت بدنی منظم به‌عنوان یک رفتار کلیدی بهداشتی شناخته می‌شود که می‌تواند تأثیر مثبتی بر بیماری‌های مزمن مرتبط با پیری داشته باشد (King & King, 2010). همچنین، قرارگرفتن در معرض ایدئال‌های فرهنگی ازجمله لاغری و عضلانی می‌تواند به نارضایتی از بدن و کاهش رضایت از بدن منجر شود (Rothwell & Desmond, 2018). مطالعۀ گارلند[10] و همکاران (2018) نشان داد که استراتژی‌های طراحی فعال در مسکن‌های مقرون‌به‌صرفه می‌تواند سطح فعالیت بدنی را افزایش دهد (Garland et al., 2018). همچنین لوکیانچنکو[11] (2023) تأکید کرد که گنجاندن فرهنگ بدنی و فعالیت‌های بهداشتی در زندگی روزانه می‌تواند به بهبود کیفیت بدن و آمادگی جسمانی کمک کند (Lukyanchenko, 2023). بدین ترتیب، تأثیر مثبت فرهنگ بدنی و فعالیت‌های مرتبط بر سلامت بزرگ‌سالان و تأثیر منفی ایدئال‌های غیرواقعی بر رضایت از بدن و سطح فعالیت بدنی مشخص می‌شود (Bazanina, 2021). جوزف[12] و همکاران (2018) عوامل فرهنگی مرتبط با فعالیت بدنی در میان بزرگ‌سالان آمریکایی را شناسایی و به اهمیت این عوامل در طراحی مداخلات ارتقای فعالیت بدنی تأکید کردند (Joseph et al., 2018). فرهنگ بدنی و فعالیت بدنی به‌طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی بر استانداردهای زیبایی و فعالیت بدنی اثرگذارند (Gutman, 2017). عوامل مختلفی مانند رسانه‌ها و فشارهای اجتماعی بر الگوهای فعالیت بدنی تأثیرگذار هستند و این می‌تواند به تشویق سبک زندگی سالم یا فشار برای دستیابی به استانداردهای غیرواقعی منجر شود (Buchanan et al., 2023). عوامل اجتماعی و سیاسی نیز در تعیین نگرش افراد به بدن و فعالیت‌های بدنی نقش ایفا می‌کند (Gordon & Foucault, 1980). به‌علاوه، نظام‌های اقتصادی و تجاری می‌توانند بدن فعال را به کالایی تجاری تبدیل و تأثیرات اجتماعی و اقتصادی را بر انتخاب‌های فردی تقویت کنند (Breuer, 2025).

باوجود پژوهش‌های گسترده دربارۀ فرهنگ بدنی و بدن فعال، هنوز درک روشنی از چگونگی تعامل میان این دو پدیده وجود ندارد. «تعامل فرهنگ بدنی و بدن فعال» به فرایند دوسویه‌ای اشاره دارد که در آن، ارزش‌ها، هنجارها و گفتمان‌های فرهنگی جامعه، نگرش و رفتار افراد به بدن و فعالیت بدنی را شکل می‌دهد و در مقابل، کنش‌های بدنی و سبک زندگی فعال افراد نیز بر بازتولید و تغییر فرهنگ بدنی اثر می‌گذارند؛ به عبارت دیگر، بدن فعال نه صرفاً محصول انتخاب فردی، بلکه بازتابی از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است که در بستر جامعه شکل می‌گیرد. اهمیت بررسی این تعامل از آن جهت است که در جوامع امروز، بدن به عرصه‌ای برای بازنمایی هویت، منزلت و ارزش‌های اجتماعی تبدیل شده است. رسانه‌ها، فناوری‌های نوین و گفتمان‌های جهانی سلامت، معیارهای تازه‌ای از «بدن مطلوب» و «زندگی فعال» را ترویج می‌کنند که می‌تواند موجب ارتقای سلامت شود و نیز فشارهای روانی و اجتماعی تازه‌ای ایجاد کند؛ درنتیجه، فهم اینکه چگونه فرهنگ بدنی بر شکل‌گیری بدن فعال اثر می‌گذارد و متقابلاً بدن فعال چگونه می‌تواند فرهنگ بدنی را بازتولید یا دگرگون کند، برای سیاست‌گذاری فرهنگی و سلامت جامعه ضروری است. باوجود مطالعات متعدد در این زمینه، خلأ پژوهشی در تحلیل جامع و میان‌رشته‌ای این تعامل محسوس است. بیشتر تحقیقات پیشین یا صرفاً به ابعاد فیزیولوژیکی فعالیت بدنی پرداخته‌اند یا فرهنگ بدنی را به‌صورت کلی بررسی کرده‌اند، بدون آنکه به روابط پیچیده میان عوامل فردی، اجتماعی، فرهنگی و روان‌شناختی در شکل‌گیری بدن فعال توجه کنند؛ بنابراین، مسئلۀ اصلی این پژوهش آن است که تعامل میان فرهنگ بدنی و بدن فعال در بستر اجتماع _ فرهنگی ایران چگونه شکل می‌گیرد و چه عوامل علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردی و پیامدی در آن نقش دارند. هدف پژوهش، ارائۀ مدلی یکپارچه بر مبنای رویکرد نظریۀ داده‌بنیاد است تا سازوکارهای این تعامل را تبیین و پیامدهای آن را برای سبک زندگی سالم و متعادل مشخص سازد. این پژوهش با بهره‌گیری از چارچوب‌های نظری بوردیو (سرمایۀ بدنی)، فوکو (انضباط بدنی) و گیدنز (هویت بازاندیشانه) می‌کوشد درکی عمیق‌تر از پیوند میان فرهنگ بدنی و بدن فعال ارائه دهد و مبنایی نظری و کاربردی برای برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، اجتماعی و ورزشی فراهم آورد.

 

ادبیات نظری

این پژوهش با تکیه بر چارچوب‌های جامعه‌شناسی بدن، به‌ویژه دیدگاه‌های پیر بوردیو (2019)، میشل فوکو (1982) و آنتونی گیدنز (2023)، تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال را بررسی می‌کند. این چارچوب به‌عنوان لنز نظری برای تحلیل کیفی داده‌ها در رویکرد نظریۀ داده‌بنیاد عمل می‌کند و حساسیت نظری را برای ورود به میدان پژوهش با ذهن باز اما هدایت‌شده فراهم می‌آورد (Stern, 2016). بوردیو با مفهوم «سرمایۀ بدنی»، بدن را ابزاری برای تمایزیابی اجتماعی و بازتولید هنجارهای فرهنگی می‌داند که در میدان‌های اجتماعی مانند ورزش و آموزش ارزش‌گذاری می‌شود (Bourdieu, 2019). الگوهای درونی‌شده به‌عنوان تمایلات درونی‌شده، رفتارهای جسمانی را شکل می‌دهند و نابرابری‌های طبقاتی را بازتولید می‌کنند (Shilling, 2016). این دیدگاه به شناسایی عوامل اجتماعی (مانند شرایط علّی و زمینه‌ای) در تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال کمک می‌کند. فوکو درمقابل، بدن را محصولی از گفتمان‌های قدرت و انضباط می‌بیند. مفهوم «بدن مطیع» او نشان می‌دهد که نهادهایی مانند رسانه‌ها و نظام آموزشی ازطریق نظارت و هنجارسازی، بدن را کنترل می‌کنند (Foucault, 1982). این انضباط در فرهنگ بدنی، رفتارهای خودنظارتی (مانند ورزش منظم) را ترویج می‌دهد که با شرایط مداخله‌گر و راهبردهای کنشی پژوهش همخوانی دارد (Markula & Pringle, 2006). گیدنز با مفهوم «هویت بازاندیشانه»، بدن را به‌عنوان بخشی از پروژۀ هویتی در نظر می‌گیرد که افراد در جوامع مدرن ازطریق آن خود را بازسازی و مدیریت می‌کنند (Giddens, 2023). این دیدگاه بر چگونگی شکل‌گیری هویت بدنی ازطریق فعالیت‌های بدنی و تعاملات اجتماعی تأکید دارد و به تحلیل راهبردهای کنشی و پیامدهای اجتماعی فرهنگ بدنی و بدن فعال کمک می‌کند. ترکیب این دیدگاه‌ها چارچوبی یکپارچه برای تحلیل تعاملات فردی و اجتماعی در فرهنگ بدنی فراهم می‌کند. این لنز نظری، مقولات پژوهش (مانند پیامدها) را غنی می‌سازد و از ذهن تهی در نظریۀ داده‌بنیاد جلوگیری می‌کند (Strauss & Corbin, 1997).

 

پیشینۀ تحقیق

مدیریت بدن و فرهنگ بدن از موضوعات مهم و چندبُعدی است که پژوهش‌های مختلفی در سطح ملی و بین‌المللی به آن پرداخته‌اند. در ایران، پژوهش‌ها عمدتاً به بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی، روان‌شناختی و گاه مذهبی تأثیرگذار بر مدیریت بدن تمرکز دارند. زمانیان و همکاران (1403) با تحلیل پدیدارشناختی بر ناسازگاری هویت زنانگی و ورزشکاری در میان فوتبالیست‌های زن تأکید داشتند و به نقش مدیریت بدن ازطریق پوشش و ظاهر برای کاهش فشارهای ناشی از این ناسازگاری پرداختند. اروانه و خدایی بیرامی (1402) با رویکرد فراتحلیلی عوامل مؤثر بر مدیریت بدن ازجمله سرمایۀ فرهنگی و مصرف رسانه‌های خارجی را شناسایی کرده و تأثیر نظریه‌های بوردیو و گیدنز در این حوزه را برجسته ساختند. گودرزی و همکاران (1402) با بررسی مطالعات پیشین از سال‌های 1390 تا 1401 به تحلیل فراترکیب پرداخته و عوامل مختلف فردی، اجتماعی، فرهنگی و پزشکی را در مدیریت بدن مطرح کردند؛ درحالی‌که خواجه‌نوری و کوچانی اصفهانی (1400)، تأثیر سرمایۀ فرهنگی بر مدیریت بدن زنان و مردان را با تکیه بر نظریه‌های فمینیستی و بوردیو بررسی و تفاوت‌های جنسیتی را در این زمینه برجسته کردند. جهان‌پرور و عشایری (1400) و شعاع و نیازی (1395) نیز با روش فراتحلیلی به عوامل مرتبط با گرایش جامعۀ ایرانی به مدیریت بدن پرداختند و ارتباط میان سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی و مدیریت بدن را نشان دادند. مطالعات کیفی مانند تحقیق آرامش‌پور و همکاران (1399) دربارۀ فرهنگ بدن‌سازی مردان جوان یا تحقیق عزتی قادی و جعفری هفتخوانی (1398) دربارۀ بازنمایی فرهنگ بدن در مجلات عامه‌پسند زنان نشان می‌دهد که موضوع مدیریت بدن با مسائل گسترده‌تری همچون تمایزیابی اجتماعی، منزلت اجتماعی، فشار هنجاری اطرافیان و نوگرایی در ارتباط است. در مطالعات ترکیبی نیز، قاضی و همکاران (1397) نقش رویکردهای اجتماعی و فرهنگی را در سبک‌های مدیریت بدن زنان شهر تهران برجسته کردند؛ درحالی‌که امیری‌مقدم و همکاران (1396) با ارائۀ یک مدل شبکۀ عصبی فازی رابطۀ میان انگیزۀ مشارکت ورزشی، سلامت عمومی و فرهنگ بدن را بررسی کردند. ذکایی (1387) با تمرکز بر جوانان ورزشکار، تأثیر نوگرایی و گفتمان‌های اجتماعی را بر حساسیت آن‌ها به تناسب اندام و تصویر بدنی مطلوب بررسی کرد. در سطح بین‌المللی، پژوهش‌هایی مانند یوتوشنکو و همکاران (2024) نشان داد که استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی مانند واقعیت مجازی و فناوری بازی می‌تواند انگیزۀ دانش‌آموزان را برای سبک زندگی فعال افزایش دهد. لوکیاچنکو (2023) تأثیر فعالیت‌های بدنی روزانه را بر آمادگی جسمانی دانش‌آموزان خردسال بررسی کرد و تأثیر مثبت تربیت بدنی بر سلامت جسمانی و روانی دانش‌آموزان را برجسته ساخت. پژوهش‌هایی مانند نیومن[13] و همکاران (2022) و فولاگار[14] (2019) نیز بر ابعاد فرهنگی و اجتماعی ورزش و فرهنگ بدن تأکید و نقش آن‌ها را در شکل‌دهی جنبش‌های تجسمی و مبارزه با نابرابری‌های سلامت بررسی کرده‌اند. اسدوا[15] (2022) و زیوانوویچ[16] و همکاران (2021) با تمرکز بر تربیت بدنی و فعالیت‌های بهداشتی بر اهمیت سبک زندگی سالم و اثرات مثبت فعالیت‌های بدنی بر سلامت قلبی، کاهش استرس، و رفاه جسمانی و روانی افراد تأکید کردند.

به‌طورکلی، پیشینۀ پژوهش‌های داخلی بر ارتباط میان سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی، مذهب، رسانه‌ها و تغییرات اجتماعی در مدیریت بدن در جامعۀ ایران تأکید دارد؛ درحالی‌که مطالعات خارجی بیشتر بر اثرات فعالیت‌های بدنی و تربیت بدنی بر سلامت جسمانی و روانی، نقش فناوری و نوآوری‌های آموزشی و تأثیرات اجتماعی-فرهنگی در ترویج سبک زندگی سالم و فعال متمرکز هستند. این تفاوت‌ها نشان‌دهندۀ تفاوت زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و پژوهشی در ایران و سایر کشورهاست؛ اما هر دو گروه مطالعات، بر اهمیت مدیریت بدن و فرهنگ بدن در زندگی فردی و اجتماعی تأکید دارند و نقش کلیدی آن را در شکل‌دهی رفتارها و سبک زندگی افراد در جوامع معاصر نشان می‌دهند.

این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد نظریۀ داده‌بنیاد و ادغام چارچوب‌های نظری مانند بوردیو، فوکو و گیدنز به تحلیل عمیق تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال در بستر ایرانی می‌پردازد. برخلاف مطالعات داخلی که بیشتر به‌صورت جداگانه به عوامل اجتماعی، فرهنگی یا روان‌شناختی پرداخته‌اند، این پژوهش تعامل پویای این عوامل را در مدلی یکپارچه بررسی می‌کند و شکاف موجود در تحلیل‌های جامع کیفی را پر می‌کند. اهمیت این پژوهش در ارائۀ بینش‌هایی برای سیاست‌گذاری سلامت‌محور، ترویج سبک زندگی فعال و تقویت برنامه‌های آموزشی در حوزۀ جامعه‌شناسی ورزشی و مدیریت ورزشی است. این مطالعه با تأکید بر نقش فرهنگ بدنی در ارتقای سلامت جسمی و روانی، اعتمادبه‌نفس و توسعۀ اجتماعی به درک بهتر چگونگی شکل‌گیری هویت بدنی در جوامع معاصر کمک می‌کند و راهکارهایی برای کاهش موانع فعالیت بدنی ارائه می‌دهد.

روش تحقیق

روش تحقیق ازنظر هدف، از نوع پژوهش‌های کاربردی و به لحاظ روش انجام آن کیفی است. همچنین پژوهش حاضر اکتشافی است؛ زیرا به‌دنبال فهم عمیق‌تر و اکتشاف است. این پژوهش از رویکرد نظریۀ داده‌بنیاد برای شناسایی عوامل فرهنگ بدنی و بدن فعال استفاده می‌کند. نظریۀ داده‌بنیاد به‌عنوان روشی کیفی، امکان اکتشاف مقولات و روابط بین آن‌ها را ازطریق داده‌های واقعی فراهم می‌آورد (Stern, 2016). باتوجه‌به ماهیت اجرایی کار و اصول پژوهش نظریۀ داده‌بنیاد، انتخاب شرکت‌کنندگان با نمونه‌گیری هدف‌مند از بین اساتید، صاحبنظران، خبرگان، کارشناسان، مدیران فعال در حوزۀ تربیت بدنی، سلامت و جامعه‌شناسی ورزشی و نیز تجربۀ کاری قبلی مرتبط با موضوع تحقیق انجام گرفت. همچنین با تکیه بر داده‌های استخراج‌شده از اسناد نمونه‌گیری نظری به‌منظور انتخاب افرادی ادامه یافت که به گسترش بیشتر مفاهیم درحال‌توسعه و نظریۀ درحال شکل‌گیری کمک می‌کنند. همچنین معیارهای گزینش مصاحبه‌شوندگان براساس تجربۀ کاری یا فعالیتی یا تجربۀ پژوهشی حداقل 5ساله دررابطه‌با موضوع تحقیق بود. حجم نمونه با معیار اشباع نظری تعیین شد. اشباع نظری زمانی حاصل شد که داده‌های جدید اطلاعات نو یا متفاوتی به مقولات موجود اضافه نکردند، روابط بین مقولات مستحکم و ویژگی‌ها و ابعاد مقولات به‌طور کامل پر شدند. این فرایند در مصاحبۀ هجدهم محقق شد و مصاحبۀ بیستم برای اطمینان از تکمیل اشباع انجام گرفت (Strauss & Corbin, 1997). این مصاحبه‌ها به‌صورت عمیق، باز و غیرساختارمند و به مدت 22 تا 86 دقیقه با هریک از مصاحبه‌شوندگان به طول انجامید. در طول فرایند جمع‌آوری داده‌ها، یادداشت‌های نظری و میدانی به‌صورت مداوم ثبت شدند. یادداشت‌های میدانی شامل مشاهدات از تعاملات مصاحبه‌شوندگان و برداشت‌های اولیه از پاسخ‌ها بودند که به شناسایی الگوهای اولیه کمک کردند. یادداشت‌های نظری نیز برای ثبت تأملات پژوهشگر دربارۀ مفاهیم درحال ظهور و روابط بین آن‌ها استفاده شدند. این یادداشت‌ها به‌عنوان مبنای نمونه‌گیری نظری و توسعۀ مقولات در مراحل بعدی تحلیل به کار رفتند (Strauss & Corbin, 1997). فرایند اصلی در تکنیک نظریۀ داده‌بنیاد به‌عنوان روش تحلیلی داده‌ها شامل کدگذاری و طبقه‌بندی داده‌های خام و استخراج مفاهیم و مقولات اصلی و روابط بین آن‌ها در چارچوب نظریۀ محقق‌ساخته است. این فرایند مبنای اصلی تمایز این شیوه از سایر روش‌های تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در پژوهش‌های کیفی است. به این منظور، در نظریۀ داده‌بنیاد از سه شیوۀ کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده شد (Flick, 2022). فرایند مقایسۀ مداوم به‌عنوان هستۀ اصلی نظریۀ داده‌بنیاد، برای استخراج کدها و مقولات به کار رفت. در مرحلۀ کدگذاری باز، متن مصاحبه‌ها به‌صورت خط‌به‌خط تحلیل شد و کدها و مفاهیم اولیه ازطریق عبارات مستقیم مصاحبه‌شوندگان، مقایسۀ پاسخ‌های مصاحبه‌شوندگان، یادداشت‌های میدانی و داده‌های اسنادی شکل گرفتند. در کدگذاری محوری، مقولات ازطریق مقایسۀ کدها و مفاهیم مشابه و شناسایی روابط بین آن‌ها استخراج شدند. این فرایند مقایسه‌ای تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت (Stern, 2016). برای اطمینان از ورود به میدان پژوهش با ذهن باز اما نه تهی، چارچوب نظری مبتنی بر دیدگاه‌های بوردیو (2019) و فوکو (1982) پیش از جمع‌آوری داده‌ها تدوین شد. این چارچوب به حفظ حساسیت نظری در فرایند کدگذاری و تحلیل داده‌ها کمک کرد (Stern, 2016). در ارتباط با بررسی روایی پژوهش چهار معیار اعتبار، انتقال، اعتماد، تأیید و اصالت در پژوهش حاضر بررسی و تأیید شد (Lincoln & Guba, 1988)؛ درنهایت، برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و کدگذاری در بخش کیفی از نرم‌افزار MAXQDA 2022 استفاده شد.

 یافته‌های تحقیق

جدول 1- آمار توصیفی مصاحبه‌شوندگان

Table 1- Descriptive statistics of interviewees

شماره

سن

جنسیت

مدرک تحصیلی

سابقۀ کاری (سال)

سمت

۱

۴۵

مرد

دکتری

۲۰

استاد تربیت بدنی و علوم ورزشی

۲

۳۸

زن

دکتری

۱۵

مدیر مرکز سلامت و تناسب اندام

۳

۵۲

مرد

دکتری

۲۵

استاد دانشگاه و جامعه‌شناس ورزشی

۴

۳۵

مرد

دکتری

۱۰

مربی بدنسازی و کارشناس تغذیه ورزشی

۵

۴۰

زن

دکتری

۱۸

استاد دانشگاه

۶

۳۲

مرد

کارشناسی ارشد

۷

مربی شنا و ناجی غریق

۷

۵۱

زن

دکتری

۳۰

مدیر باشگاه ورزشی بانوان

۸

۴۳

مرد

دکتری

۱۲

جامعه‌شناس و پژوهشگر ورزش

۹

۳۰

زن

کارشناسی ارشد

۵

مربی پیلاتس و کارشناس سلامت

۱۰

۴۴

مرد

دکتری

۲۲

کارشناس تربیت بدنی و مربی فوتبال

۱۱

۳۹

زن

دکتری

۱۶

کارشناس تغذیه و مربی تناسب اندام

۱۲

۳۳

مرد

دکتری

۸

استاد دانشگاه و مربی دوچرخه‌سواری

۱۳

۴۷

زن

دکتری

۲۷

استاد تربیت بدنی و مربی دو و میدانی

۱۴

۳۶

مرد

کارشناسی ارشد

۱۱

مربی یوگا و کارشناس سلامت روان

۱۵

۵۵

زن

دکتری

۳۵

مربی بدنسازی بانوان

۱۶

۳۱

مرد

دکتری

۶

استاد دانشگاه و مربی کوهنوردی

۱۷

۴۲

زن

دکتری

۲۰

استاد دانشگاه و مربی ایروبیک

۱۸

۴۶

مرد

دکتری

۲۳

استاد دانشگاه و مربی تنیس

۱۹

۳۷

زن

دکتری

۱۴

استاد دانشگاه و مربی پیلاتس

۲۰

۵۰

مرد

دکتری

۲۸

استاد جامعه‌شناسی ورزشی

جدول آمار توصیفی مصاحبه‌شوندگان شامل ۲۰ نفر از اساتید، صاحب‌نظران و کارشناسان فعال در حوزۀ تربیت بدنی و سلامت است. در این جدول، میانگین سن افراد مصاحبه‌شده 42.65 سال است که کمترین سن 30 سال و بیشترین سن 55 سال با دامنۀ 25 سال است. میانۀ سن افراد 42 سال و انحراف معیار برابر با 7.09 سال است. ازنظر جنسیت، 55% افراد مرد (11 نفر) و 45% زن (9 نفر) هستند. درخصوص مدرک تحصیلی، 80% افراد دارای مدرک دکتری (16 نفر) و 20% دارای کارشناسی ارشد (4 نفر) هستند. میانگین سابقۀ کاری 17.35 سال بوده که کمترین آن 5 سال و بیشترین آن 35 سال با دامنۀ 30 سال است. میانۀ سابقۀ کاری 16 سال و انحراف معیار 8.69 سال محاسبه شده است. ازنظر سمت، 50% افراد اساتید دانشگاه (10 نفر)، 35% مربیان ورزشی (7 نفر)، 10% مدیران مراکز ورزشی (2 نفر) و 5% پژوهشگران ورزش (1 نفر) هستند. این آمار توصیفی نمای کلی از ویژگی‌های جمعیت مطالعه‌شده را ارائه می‌دهد.

در این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد نظریۀ داده‌بنیاد (Strauss & Corbin, 1997)، حساسیت نظری ازطریق تحلیل عمیق و خط‌به‌خط داده‌های کیفی (مصاحبه‌ها) تقویت شد تا بصیرت‌های نظری از بطن داده‌ها استخراج شود. به حساسیت نظری به‌عنوان توانایی محقق در شناسایی مفاهیم و روابط معنادار در داده‌ها و پیوند آن‌ها با چارچوب‌های نظری، در تمام مراحل کدگذاری توجه شد. این فرایند با کدگذاری باز آغاز شد؛ جایی که عبارات مستقیم مصاحبه‌شوندگان به کدها تبدیل شدند تا از مکانیکی‌شدن تحلیل جلوگیری شود.

در فرایند تحلیل داده‌ها به روش نظریۀ داده‌بنیاد و در مرحلۀ کدگذاری باز، تعداد 792 کد اولیه شناسایی شد. این کدها از بررسی دقیق متن‌های مصاحبه و داده‌های موجود استخراج شده بودند و نمایانگر موضوعات و مفاهیم مختلف مرتبط با پژوهش بودند؛ بااین‌حال، در مرحلۀ تحلیل دقیق‌تر مشخص شد که بسیاری از این کدها باوجود تفاوت در نحوۀ بیان و اصطلاحات به‌کاررفته، درواقع ازنظر مفهومی مشابه هستند و به موضوعات یکسانی در داده‌ها اشاره دارند. این شباهت‌ها نشان داد که برخی کدها قابلیت ادغام و تجمیع دارند. در این مرحله، داده‌های خام به مفاهیم کوچک‌تر و مشخص‌تر تفکیک و سپس این مفاهیم در قالب مقوله‌های بزرگ‌تر و کلی‌تر دسته‌بندی شد. تعداد 171 کد ثانویۀ تولیدشده به 24 مفهموم دسته‌بندی شد. این مفاهیم معمولاً توصیف‌کنندۀ اجزای کوچک‌تر و جزئی‌تری از موضوع تحقیق هستند. هر مفهوم به‌صورت مستقل یک ویژگی، عامل یا مسئلۀ مرتبط با موضوع تحقیق را نمایان می‌سازد. همچنین 24 مفهوم تولیدشده در 15 مقوله دسته‌بندی شدند. مقوله‌ها نوعی «چتر مفهومی» هستند که چندین مفهوم مرتبط را در بر می‌گیرند و نمایانگر ساختار کلی داده‌ها و ارتباطات بین آن‌ها هستند.

جدول 2 نشان‌دهندۀ رویکرد ساختاریافته‌ای برای تحلیل داده‌های کیفی است. کدهای ثانویه به‌صورت واحدهای کوچک‌تر و مجزا آغاز شده‌اند. سپس در طی فرایند کدگذاری باز به مفاهیم و مقوله‌های اصلی‌تر و جامع‌تر تبدیل شده‌اند. این فرایند به محقق امکان می‌دهد تا عوامل کلیدی مرتبط با عوامل فرهنگ بدنی و بدن فعال را شناسایی، سازمان‌دهی و تحلیل کند.

 

جدول 2- مفاهیم و مقولات عمدۀ تولیدشده در مرحلۀ کدگذاری باز نظریۀ داده‌بنیاد

Table 2- Major concepts and categories generated in the open coding phase of data-driven theory

کد

مفهوم

مقوله

علاقۀ شخصی به ورزش، حس رقابت‌جویی، لذت از فعالیت بدنی، حس سلامتی، عشق به طبیعت، حس شادی، حس قدرت، حس آرامش، حس آزادی، حس برتری‌جویی، حس انعطاف‌پذیری، حس توانمندی، حس استقامت

انگیزه‌های درونی و شخصی

عوامل فردی و شخصی

تجربیات ورزشی کودکی، تجربۀ موفقیت ورزشی، تجربۀ سربازی، دوچرخه‌سواری کودکی، تجربۀ تیم‌های مدرسه، تجربۀ نجات دیگران، فعالیت روزمرۀ روستایی، نیاز به انضباط تیمی، فتح قله، تجربۀ سربازی سنگین، بدن به مثابه ابزار، تجربۀ گروه‌های محلی، تجربۀ چالش بدنی، تجربۀ پیروزی در مسابقه

تجربیات ورزشی و عملی گذشته

حس مسئولیت‌پذیری، نیاز حرفه‌ای، الگوبرداری، هویت‌بخشی، بازخورد مثبت دیگران، تأیید اجتماعی، نیاز به اثبات خود، سرمایۀ اجتماعی بدن، نیاز به ذهن شفاف

نیازها و الزامات حرفه‌ای/ اجتماعی

عوامل اجتماعی و حرفه‌ای

تأثیر خانوادۀ فعال، تغییر زندگی دیگران، تجربۀ کارآموزی، نیاز به تعادل زندگی

تأثیرات خانوادگی و اجتماعی اولیه

کنجکاوی علمی، تحصیلات مرتبط با ورزش، تحصیلات خودآموز، پروژه‌های تحقیقاتی، تأثیر معلمان، تأثیر همکاران فعال، تجربۀ کار با کارگران، نیاز به تعادل جسم و ذهن

تأثیرات آموزشی و علمی

عوامل آموزشی و علمی

فرهنگ رقابتی، فرهنگ سلامتی، فرهنگ نمایشی بدن، فرهنگ آکادمیک، فرهنگ انگیزشی، فرهنگ طبیعت‌محور، فرهنگ زیبایی‌شناسی، دوقطبی بودن فرهنگ بدنی، فرهنگ شادی و انرژی، فرهنگ سطحی بدنی

الگوهای فرهنگی ورزش

فرهنگ و ارزش‌ها

فرهنگ کارمحور، باور به ورزش برای جوانان، نگاه لوکس به ورزش، حس هماهنگی بدن، ترویج فرهنگ بدنی مثبت، حس انضباط شخصی، نیاز به ذهن فعال، نیاز به سلامت قلب

نگرش‌ها و ارزش‌های فردی

تأثیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، نقش جنسیتی، احترام به ورزشکاران، تأثیر طبقات اجتماعی، حس هویت در جمع، حس تعلق به گروه، حس رقابت گروهی، تأثیر فضای مجازی

عوامل اجتماعی و رسانه‌ای

تعاملات اجتماعی و حمایتی

حمایت حرفه‌ای، حمایت والدین، همراهی همسر یا فرزندان، تأثیر محیط حرفه‌ای، تأثیر محیط آکادمیک، تجربۀ فعالیت خانوادگی، تجربۀ گروه طبیعت‌گردی، تجربۀ کار تیمی

حمایت و تعاملات خانوادگی

امکانات ورزشی شهری، شلوغی و ترافیک، آلودگی هوا، کمبود امکانات زنان، محبوبیت کم برخی ورزش‌ها، تجربۀ پیاده‌روی طولانی، تجربۀ دویدن استقامتی

زیرساخت‌ها و محیط فیزیکی

محیط و زیرساخت‌ها

کمبود وقت و شلوغی برنامه، خستگی جسمی و ذهنی، آسیب‌های جسمی، شرایط جوی نامناسب، کمبود تجهیزات و فضا، فصل سرما، کمبود مسیر، آلودگی هوا

موانع جسمی و محیطی

موانع و محدودیت‌های بیرونی

شلوغی اماکن ورزشی، هزینۀ زیاد امکانات، تجربۀ کار با مشتری‌ها

محدودیت‌های عملیاتی و اقتصادی

استرس کاری، فشار انتظارات اجتماعی، کاهش انگیزۀ روانی، فشار برای نتیجه و برد، استرس نجات یا تدریس، مسئولیت گروه یا مشتری‌ها، نیاز به اثبات علمی، نیاز به برنامه‌ریزی

فشارهای روانی و شغلی

فشارها و تأثیرات روانی-اجتماعی

تصویر ایدئال رسانه‌ای، نگاه سنتی به ورزش، فشار زیبایی و لاغری، تأثیر گروه‌های غیرفعال، قضاوت اجتماعی، نگاه جنسیتی به ورزش زنان، اولویت کار بر ورزش، تأثیر دوستان ورزشکار، فشار برای بدن عضلانی

تأثیرات فرهنگی و اجتماعی

تغییر نگاه به استرس، نیاز به سلامتی روان، تجربۀ تغییر شاگردان، نیاز به زندگی بهتر، حس رهایی پس از ورزش

نیازها و تجربه‌های شخصی

نیازها و تجربه‌های فردی

برنامه‌ریزی انعطاف‌پذیر، هدف‌گذاری کوتاه‌مدت، تنوع در فعالیت‌ها، استفاده از تکنولوژی، تنظیم برنامه با شرایط، برنامه‌ریزی روزانه

مدیریت زمان و برنامه‌ریزی

رشد شخصی و خودمدیریتی

یادآوری اهمیت ورزش، تعهد به دیگران، انگیزه از شاگردان یا مشتری‌ها، گره‌زدن ورزش به کار

انگیزه و تعهد شخصی

چالش‌های گروهی، پیاده‌روی یا تمرین گروهی، تعامل با گروه‌های ورزشی، ورزش خانوادگی، رقابت دوستانه، استفاده از تجربۀ گروه‌ها

ورزش گروهی

تعامل و پویایی اجتماعی

همکاری با مربی یا فیزیوتراپ، تمرینات اصلاحی، تنظیم ضربان قلب، فعالیت سبک در خانه

پشتیبانی حرفه‌ای و بهبود جسمی

پشتیبانی حرفه‌ای و بهبود جسمانی

ورزش برای ذهن و آرامش، تجربۀ موفقیت مشتری، حس آزادی در طبیعت، تجربۀ گروه طبیعت‌گردی، حس پویایی در کار

تجربه و حس مثبت

رضایت و خوش‌بینی

بهبود سلامت جسمی، کاهش درد (کمر، زانو)، افزایش انرژی، خواب بهتر، کاهش استرس، تمرکز ذهنی بیشتر، حس قدرت و چابکی، نگاه مثبت به سلامتی

سلامت جسمانی و روانی

سلامت و تندرستی

تغذیۀ سالم‌تر، مدیریت بهتر زمان، تغییر نگاه به زمان، نگاه به طبیعت

تغییرات در سبک زندگی

اعتمادبه‌نفس، شادابی و آرامش، خلاقیت در کار، حرفه‌ای‌تر شدن، افتخار به توانایی‌ها، حس موفقیت، تغییر نگاه به ضعف‌ها

رشد فردی

رشد و توسعۀ فردی و اجتماعی

روابط اجتماعی بهتر، زندگی پویا و معنادار، رضایت از تأثیرگذاری، تعادل در زندگی

بهبود اجتماعی و زندگی

در مرحلۀ کدگذاری محوری، مقولۀ هسته‌ای «تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال» به‌عنوان پدیدۀ اصلی شناسایی شد. این مقوله ازطریق تحلیل مستمر داده‌ها و یادداشت‌های نظری[17] استخراج شد و با سایر مقولات (شرایط علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردها، و پیامدها) ارتباط منطقی و علّی برقرار کرد. این روابط با تکیه بر چارچوب‌های نظری بوردیو (2019)، فوکو (1982) و گیدنز (2023) تحلیل شدند تا نشان دهند چگونه فرهنگ بدنی ازطریق سرمایۀ بدنی و گفتمان‌های قدرت شکل می‌گیرد؛ بر همین اساس، سایر طبقات در قالب شرایط علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها به شرح زیر بررسی شد:

شرایط علّی: این عوامل زمینه‌ساز شکل‌گیری و تقویت تعامل میان فرهنگ بدنی و بدن فعال بوده و شامل عوامل فردی و شخصی (مانند علاقه به ورزش که با هابیتوس بوردیو هم‌راستاست)، عوامل اجتماعی و حرفه‌ای (مانند تأیید اجتماعی، مرتبط با سرمایۀ اجتماعی بوردیو)، و عوامل آموزشی و علمی (مانند آگاهی علمی که بازاندیشی گیدنز را تقویت می‌کند) است.

شرایط زمینه‌ای: این شرایط بسترهای فرهنگی و اجتماعی‌ای هستند که در آن تعامل فرهنگ بدنی و بدن فعال معنا می‌یابد و شامل فرهنگ و ارزش‌ها (مانند استانداردهای زیبایی مرتبط با گفتمان‌های قدرت فوکو)، تعاملات اجتماعی و حمایتی (مانند حمایت خانوادگی) و محیط و زیرساخت‌ها (مانند امکانات ورزشی) است.

شرایط مداخله‌گر: این شرایط می‌تواند فرایند تعامل میان فرهنگ بدنی و بدن فعال را تسهیل یا تضعیف کند و شامل موانع و محدودیت‌های بیرونی (مانند کمبود وقت)، فشارها و تأثیرات روانی-اجتماعی (مانند انتظارات جنسیتی) و نیازها و تجربه‌های فردی (مانند سلامت روان) است.

راهبردهای کنش/ کنش متقابل: راهبردها به شیوه‌هایی اشاره دارد که افراد برای تنظیم، تقویت یا حفظ تعامل میان فرهنگ بدنی و بدن فعال به کار می‌برند و شامل اقدامات هدفمندی مانند رشد شخصی و خودمدیریتی (مانند برنامه‌ریزی ورزشی)، تعامل و پویایی اجتماعی (مانند فعالیت‌های گروهی)، پشتیبانی حرفه‌ای و بهبود جسمانی (مانند استفاده از مربیان) و رضایت و خوش‌بینی (مانند احساس شادابی) است.

پیامدها: پیامدهای حاصل از تعامل فرهنگ بدنی و بدن فعال که در دو سطح بروز می‌یابند و شامل سلامت و تندرستی (مانند بهبود خواب و کاهش استرس) و رشد و توسعۀ فردی و اجتماعی (مانند اعتمادبه‌نفس) است.

درنهایت، مدل گرافیکی کدگذاری محوری که شامل طبقۀ محوری و ارتباط آن با سایر طبقات است، به‌عنوان نمایی جامع از نتایج پژوهش در شکل 1 ارائه شده است.

شکل 1. مقولات عمده در مرحلۀ کدگذاری محوری

Figure 1. Major categories in the axial coding phase

 

در مرحلۀ کدگذاری انتخابی، ضمن مشخص‌کردن «مقولۀ هسته‌ای» به ارائۀ نظریۀ داده‌بنیاد پرداخته شد. مقولۀ هسته‌ای به دو شیوه انتخاب می‌شود: در شیوۀ اول، محقق ممکن است یکی از مقوله‌های موجود را گزینش کند و در شیوۀ دوم، باید به تعیین و ساخت مقوله‌ای جدید اقدام کند (سعیدنیا و همکاران، 1398). در این پژوهش، باتوجه‌به هدف مطالعه از شیوۀ اول استفاده شد و موضوع بررسی‌شده یعنی «تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال» به‌عنوان «مقولۀ هسته‌ای» انتخاب شد؛ زیرا این مقوله از داده‌ها برآمده یود و توانایی یکپارچه‌سازی سایر مقولات را داشت. برای تقویت حساسیت نظری، یادداشت‌های نظری و مقایسۀ مداوم داده‌ها با مفاهیم نظری (مانند سرمایۀ بدنی و انضباط بدنی) به کار گرفته شد تا نظریه‌ای منسجم توسعه یابد. براساس این انتخاب، تمامی مقولات دیگر به نوعی در زیرمجموعۀ این مقوله قرار گرفت و به ارتباطشان با این مقوله توجه شد. پس از استخراج مقولات عمده و تعیین مقولۀ هسته‌ای در مرحلۀ کدگذاری انتخابی، نظریۀ داده‌بنیاد براساس این مقولات ارائه شد. این مقولات نشان‌دهندۀ عوامل مؤثری است که لزوم تحلیل دقیق تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال  را به‌عنوان پدیدۀ مورد بررسی ایجاب می‌کند.

نظریۀ برآمده از این پژوهش نشان می‌دهد که تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال، فرایندی پویا و چندبُعدی است که در آن، عوامل فردی، اجتماعی و آموزشی (شرایط علّی) در بستری از ارزش‌های فرهنگی و تعاملات اجتماعی (شرایط زمینه‌ای) و تحت تأثیر موانع و فشارهای مختلف (شرایط مداخله‌گر)، افراد را به سمت اتخاذ راهبردهایی برای مدیریت بدن خود سوق می‌دهند. این راهبردها شامل تلاش‌های فردی برای رشد شخصی، جست‌وجوی حمایت اجتماعی و بهره‌گیری از پشتیبانی حرفه‌ای است که درنهایت به پیامدهایی در سطح فردی (سلامت جسمی و روانی) و اجتماعی (توسعۀ فردی و اجتماعی) منجر می‌شود. باتوجه‌به هریک از یافته‌های مربوط به شرایط علّی، زمینه‌ای و مداخله‌گر، تعاملات و پیامدها و همچنین روابط علّی-معلولی میان مفاهیم و مقولات استخراج‌شده از مرحلۀ کدگذاری محوری که براساس مدل پارادایمی عمومی نظریۀ داده‌بنیاد انجام شده و با چارچوب‌های بوردیو (سرمایه بدنی)، فوکو (گفتمان‌های قدرت)، و گیدنز (هویت بازاندیشانه) پیوند خورده است، اقدام به تدوین مدل تفصیلی تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال شد که در شکل 2 نشان داده شده است.

شکل 2- مدل تفصیلی تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال

Fig 2- Detailed model of physical culture and active body interactions

 بحث و نتیجه

بحث و نتیجه‌ کلی تحقیق در قالب شرایط علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردهای کنش/ کنش متقابل و پیامدها در اینجا ارائه شده است. همچنین در میان این عوامل بر موارد کلیدی تأکید می‌شود که ازسوی مصاحبه‌شوندگان به‌عنوان عناصر مهم تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال به آن‌ها اشاره شده است.

شرایط علّی تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال

در این پژوهش، شرایط علّی به عواملی اشاره دارد که زمینه‌ساز شکل‌گیری و گسترش تعامل میان فرهنگ بدنی و بدن فعال هستند. این تحقیق نشان داد که این تعامل، حاصل پیوند بین انگیزه‌های درونی، تأثیرات اجتماعی و حرفه‌ای، و آموزش‌های علمی است. هریک از مصاحبه‌شوندگان این عوامل را به نحوی تجربه کرده‌اند و به تأثیرات آن در زندگی و فعالیت‌های بدنی خود تأکید کرده‌اند. این یافته‌ها نه‌تنها می‌توانند به درک بهتر سازوکارهای شکل‌گیری فرهنگ بدنی در افراد کمک کنند، بلکه به‌عنوان پایه‌ای برای طراحی برنامه‌های آموزشی و سیاست‌های اجتماعی مؤثر برای ارتقای بدن فعال، تشویق افراد به مشارکت بیشتر در فعالیت‌های بدنی و تقویت فرهنگ سلامت‌محور در جامعه استفاده شوند. این عوامل در سه مقولۀ اصلی دسته‌بندی شدند: عوامل فردی و شخصی، عوامل اجتماعی و حرفه‌ای، و عوامل آموزشی و علمی.

عوامل فردی و شخصی: این عوامل شامل علاقه به ورزش، حس رقابت‌جویی، لذت از فعالیت بدنی، حس سلامتی و عشق به طبیعت است که با الگوهای درونی‌شده (هابیتوس) بوردیو (Bourdieu, 2019) هم‌راستاست. تحقیقاتی از زمانیان و همکاران (1403)، ذکایی (1387)، یوتوشنکو و همکاران (2024) و زیوانوویچ و همکاران (2021) بر تأثیر این عوامل بر فعالیت بدنی تأکید دارند. مصاحبه‌شوندگان از تجربیات شخصی خود به‌ویژه از علاقه به ورزش در دوران کودکی، حس مسئولیت‌پذیری، لذت ناشی از موفقیت‌های بدنی و حس آزادی پس از فعالیت بدنی سخن گفتند. در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ سوم اظهار داشت:

«از کودکی ورزش حس شادابی و آزادی به من می‌داد.»

نفر هفتم افزود:

«رقابت در مسابقات کوچک مدرسه انگیزه‌ام را برای ورزش تقویت کرد.»

عوامل اجتماعی و حرفه‌ای: تأثیرات اجتماعی نظیر نیاز به اثبات توانمندی، بازخورد مثبت از دیگران و هویت‌بخشی ازطریق بدن نقش مؤثری در تشویق به فعالیت بدنی دارد که با سرمایۀ اجتماعی بدن بوردیو (Bourdieu, 2019) هم‌راستاست. تحقیقات گودرزی و همکاران (1402)، خواجه‌نوری و کوچانی اصفهانی (1400)، نیومن و همکاران (2022) و فولاگار (2019) این تأثیرات را تأیید می‌کند. مصاحبه‌شوندگان نشان دادند که تأیید اجتماعی و نیاز به نمایش تناسب بدنی در محیط‌های حرفه‌ای، ازجمله مهم‌ترین انگیزه‌های آنها برای فعالیت بدنی بوده است؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ اول گفت:

«تأیید دوستان در دانشگاه برای تناسب اندامم انگیزه‌بخش بود.»

مصاحبه‌شوندۀ دهم افزود:

«بازخورد مثبت همکاران در سمینارهای ورزشی من را به ورزش منظم تشویق کرد.»

عوامل آموزشی و علمی: تحصیلات مرتبط با ورزش، پروژه‌های تحقیقاتی و تأثیر مربیان به‌عنوان عوامل کلیدی در تغییر نگرش به فعالیت بدنی شناسایی شده‌اند. تحقیقات حیدری (1402)، گودرزی و همکاران (1402)، یوتوشنکو و همکاران (2024) و خودیوا[18] (2023) این موضوع را تأیید می‌کند. مصاحبه‌شوندگان تأکید کردند که تحصیلات علمی و تجربیات حرفه‌ای آن‌ها دیدگاهشان به بدن فعال را تقویت کرده و آگاهی آن‌ها را از اهمیت فعالیت بدنی افزایش داده است؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ دوم بیان کرد:

«تحصیل در مدیریت ورزشی دیدگاهم را به بدن فعال عمیق‌تر کرد.»

مصاحبه‌شوندۀ سوم گفت:

«مطالعۀ بیومکانیک بدن انگیزه‌ام را برای ورزش علمی افزایش داد.»

شرایط زمینه‌ای تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال

شرایط زمینه‌ای به بسترها و محیط‌هایی اشاره دارد که فرایندها و تعاملات میان فرهنگ بدنی و بدن فعال در آن‌ها شکل می‌گیرد و تداوم می‌یابد. این شرایط مجموعۀ عواملی را در بر می‌گیرد که محیط اجتماعی، فرهنگی و فیزیکی لازم را برای ظهور و تقویت رفتارهای بدنی فراهم می‌کنند. این تحقیق نشان داد که این شرایط، نتیجۀ تعامل پیچیده‌ای بین ارزش‌های فرهنگی، تعاملات اجتماعی و شرایط محیطی است. در بررسی شرایط زمینه‌ای، نقش فرهنگ و ارزش‌ها در ایجاد انگیزه و فشار اجتماعی برای فعالیت بدنی برجسته است. تعاملات اجتماعی و حمایتی، محیطی انگیزشی و مثبت فراهم می‌کنند و محیط و زیرساخت‌ها بستری فیزیکی برای فعالیت بدنی ایجاد می‌کنند؛ اما محدودیت‌هایی نظیر آلودگی هوا و ترافیک ممکن است بر انگیزۀ افراد تأثیر منفی بگذارد. توجه به بهبود این سه زمینه می‌تواند به ارتقای فرهنگ بدنی در جامعه کمک کند. برای ترویج فعالیت بدنی و سبک زندگی سالم، توجه هم‌زمان به این سه بعد و ایجاد بسترهای مناسب فرهنگی، اجتماعی و محیطی ضروری به نظر می‌رسد. این شرایط در سه مقولۀ اصلی دسته‌بندی شدند: فرهنگ و ارزش‌ها، تعاملات اجتماعی و حمایتی، و محیط و زیرساخت‌ها.

فرهنگ و ارزش‌ها: مصاحبه‌شوندگان به نقش‌های مختلفی ازجمله فرهنگ رقابتی، فرهنگ نمایشی بدن و زیبایی‌شناسی اشاره کردند که بر انگیزۀ فعالیت بدنی تأثیرگذارند و با گفتمان‌های قدرت فوکو هم‌راستاست (Foucault, 1982). تحقیقات گودرزی و همکاران (1402)، ذکایی (1387) و فولاگار (2019) نیز تأییدکنندۀ این تأثیرات فرهنگی است. افراد مصاحبه‌شده از رقابت میان اساتید و دانشجویان، تأثیر رسانه‌ها بر جذابیت اجتماعی، رقابت در شبکه‌های اجتماعی و نقش تبلیغات در ترویج بدن‌های ایدئال گفتند. همچنین، برخی فشار اجتماعی ناشی از تصاویر بدن ایدئال در اینستاگرام و تأثیر مثبت جشن‌ها و رویدادهای ورزشی در ترویج فرهنگ بدنی بین جوانان را مطرح کردند؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ پنجم اظهار داشت:

 «جشن‌های ورزشی دانشگاه ما را به فعالیت بدنی تشویق کرد.»

نفر دوازدهم گفت:

 «تصاویر بدن‌های ایدئال در اینستاگرام من را به ورزش بیشتر سوق داد.»

تعاملات اجتماعی و حمایتی: نقش رسانه‌ها و حمایت‌های خانوادگی در تشویق فعالیت بدنی بارز بود. تحقیقات زمانیان و همکاران (1403)، آرامش‌پور و همکاران (1399) و زیوانوویچ و همکاران (2021) به اهمیت این تعاملات تأکید دارد. مصاحبه‌شوندگان از تأثیر مثبت محیط‌های خانوادگی، دانشگاهی و حمایتی بر انگیزۀ فعالیت بدنی گفتند. تجارب مربوط به حمایت‌های خانواده، احترام به ورزشکاران و محیط‌های ورزشی مؤثر در تقویت انگیزۀ بدنی مطرح شد؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ اول بیان کرد:

«پدر ورزشکارم از کودکی من را به ورزش تشویق کرد.»

مصاحبه‌شوندۀ هشتم افزود:

«برنامه‌های ورزشی تلویزیون انگیزه‌ام را برای ورزش بالا برد.»

محیط و زیرساخت‌ها: وجود زیرساخت‌های ورزشی و محیط‌های مناسب، عاملی کلیدی در تشویق یا محدودکردن فعالیت بدنی است. تحقیقات جهان‌پرور و عشایری (1400) و یوتوشنکو و همکاران (2024) بر این نکته تأکید دارند. مصاحبه‌شوندگان بر اهمیت وجود پارک‌ها و باشگاه‌ها به‌عنوان عوامل تشویق‌کننده فعالیت بدنی در کنار چالش‌هایی مانند شلوغی شهر و آلودگی هوا تأکید کردند. برخی از آن‌ها کمبود امکانات ورزشی در محل زندگی‌شان را مانع فعالیت منظم دانستند؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ سوم گفت:

«پارک‌های دانشگاهی ورزش را برایم آسان کردند.»

مصاحبه‌شوندۀ نهم افزود:

 «آلودگی هوا ورزش در فضای باز را محدود کرد.»

شرایط مداخله‌گر تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال

شرایط مداخله‌گر به عواملی اشاره دارد که می‌تواند فرایند تعامل میان فرهنگ بدنی و بدن فعال را تقویت یا تضعیف کند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که این شرایط، حاصل برهم‌کنش پیچیده‌ای از عوامل بازدارنده و تسهیل‌گر هستند که بر کیفیت و پایداری این تعامل اثر می‌گذارند؛ به بیان دیگر، شرایط مداخله‌گر نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی به رابطه میان ارزش‌های فرهنگی و رفتارهای بدنی دارند؛ به‌گونه‌ای که برخی عوامل مانند حمایت اجتماعی یا انگیزه‌های درونی می‌تواند تعامل را تقویت کند؛ درحالی‌که عواملی نظیر فشارهای روانی، کمبود زمان یا محدودیت‌های محیطی ممکن است آن را تضعیف کند. موانع بیرونی و فشارهای روانی-اجتماعی معمولاً چالش‌هایی جدی برای ادامه فعالیت بدنی هستند؛ بااین‌حال، نیازها و تجربه‌های فردی مثبت می‌تواند تأثیر این موانع را کاهش داده و انگیزۀ فعالیت بدنی را در افراد افزایش دهد. برای تسهیل مشارکت بیشتر افراد در فعالیت‌های بدنی، توجه هم‌زمان به کاهش موانع بیرونی، مدیریت فشارهای روانی-اجتماعی و تقویت تجربه‌های مثبت فردی ضروری به نظر می‌رسد. مصاحبه‌شوندگان به‌خوبی نشان دادند که این عوامل در زندگی واقعی چطور خود را نشان می‌دهد و مدیریت این شرایط چطور بر مسیر فعالیت بدنی آنها تأثیرگذار بوده است. این یافته‌ها می‌تواند به‌عنوان پایه‌ای برای طراحی مداخلات مؤثر در حوزۀ سلامت جسمی و روانی استفاده شود. این شرایط در سه مقولۀ اصلی دسته‌بندی شدند: موانع و محدودیت‌های بیرونی، فشارها و تأثیرات روانی-اجتماعی، و نیازها و تجربه‌های فردی.

موانع و محدودیت‌های بیرونی: این مقوله شامل کمبود وقت و آسیب‌های جسمی است که به‌عنوان مکانیسم‌های انضباطی فوکو عمل می‌کنند (Foucault, 1982). تحقیقات آرامش‌پور و همکاران (1399) و زیوانوویچ و همکاران (2021) بر این نکته تأکید دارند. مصاحبه‌شوندگان به مشکلاتی نظیر کمبود وقت، آسیب‌های جسمی و شرایط جوی نامناسب اشاره کردند که مانع فعالیت بدنی می‌شود؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ اول گفت:

«شلوغی پارک‌ها و فشار کاری ورزشم را مختل کرد.»

نفر نهم افزود:

 «آلودگی هوا مانع ورزش منظمم شد.»

فشارها و تأثیرات روانی-اجتماعی: این مقوله شامل تأثیر عوامل روانی و اجتماعی مانند استرس کاری، انتظارات اجتماعی و تصویر ایدئال رسانه‌ای از بدن است که بر انگیزۀ افراد تأثیر منفی می‌گذارد. تحقیقات زمانیان و همکاران (1403)، حیدری (1402)، اسدوا (2022) و فولاگار (2019) بر این نکته تأکید دارد. مصاحبه‌شوندگان بر فشار رسانه‌ها و انتظارات غیرواقعی تأکید کردند که این عوامل باعث کاهش انگیزه برای فعالیت بدنی می‌شود. آنان به فشارهای اجتماعی و انتظارات مشتریان در حوزۀ کاری نیز اشاره کرده و آن را از دلایل مهم کم‌تحرکی دانستند؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ دوم اظهار داشت:

«تصاویر اینستاگرام حس کمبود در بدنم ایجاد کرد.»

مصاحبه‌شوندۀ هشتم گفت:

«انتظارات جنسیتی از زنان ورزشکار فشار روانی زیادی دارد.»

نیازها و تجربه‌های فردی: این مقوله شامل تغییر نگاه به استرس، نیاز به سلامتی روان و تجربۀ تغییرات مثبت ناشی از فعالیت بدنی است که با سرمایۀ بدنی بوردیو (Bourdieu, 2019) هم‌راستاست. تحقیقات گودرزی و همکاران (1402)، ذکایی (1387)، یوتوشنکو و همکاران (2024) و لوکیاچنکو (2023) نشان می‌دهد که تغییر نگرش به استرس، نیاز به سلامت روان و تجارب مثبت ناشی از ورزش می‌تواند بر رفتارهای فعالیت بدنی تأثیر مثبت بگذارد. مصاحبه‌شوندگان بهبود در کیفیت خواب، کاهش استرس و تغییر در نگرش به زمان و برنامه‌ریزی زندگی را به‌عنوان محرک‌های اصلی برای فعالیت بدنی بیشتر نام بردند. این تجربیات نشان‌دهندۀ تأثیر مثبت ورزش بر سلامت روانی و کیفیت زندگی افراد است؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ سوم گفت:

«یوگا استرسم را کم کرد.»

مصاحبه‌شوندۀ دوازدهم افزود:

«خواب بهتر بعد از ورزش انگیزه‌ام را بالا برد.»

راهبردهای کنش/ کنش متقابل تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال

راهبردهای کنش/ کنش متقابل به تعاملات هدفمند و برنامه‌هایی اشاره دارد که برای مدیریت و پاسخ به چالش‌ها و موانع مربوط به پدیده طراحی شده‌ است و افراد برای مقابله با چالش‌ها و موانع مرتبط با فعالیت بدنی به کار می‌برند. این تحقیق نشان داد که راهبردهای کنش/ کنش متقابل تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال، نتیجۀ تعامل پیچیده‌ای بین عوامل رشد شخصی و خودمدیریتی، تعامل و پویایی اجتماعی، پشتیبانی حرفه‌ای و بهبود جسمانی، و رضایت و خوش‌بینی است و افراد برای غلبه بر موانع و افزایش پایبندی به فعالیت بدنی باید از ترکیبی از برنامه‌ریزی شخصی، تعامل اجتماعی، حمایت حرفه‌ای و بهره‌گیری از حس مثبت ناشی از ورزش استفاده ‌کنند. این راهبردها به‌عنوان محورهای کلیدی برای تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال شناخته شده‌اند. درمجموع، این تحقیق نشان داد که ترکیب این راهبردها می‌تواند به افراد کمک کند تا چالش‌های مرتبط با فعالیت بدنی را مدیریت کرده و سبک زندگی فعال‌تری را دنبال کنند. این راهبردها در چهار مقولۀ اصلی دسته‌بندی شدند: رشد شخصی و خودمدیریتی، تعامل و پویایی اجتماعی، پشتیبانی حرفه‌ای و بهبود جسمانی، و رضایت و خوش‌بینی.

رشد شخصی و خودمدیریتی: مصاحبه‌شوندگان به اهمیت برنامه‌ریزی انعطاف‌پذیر، هدف‌گذاری کوتاه‌مدت و تنظیم برنامۀ ورزشی اشاره کردند که به آن‌ها کمک کرده است تا با چالش‌ها مقابله کنند. این یافته‌ها با تحقیقات گودرزی و همکاران (1402)، آرامش‌پور و همکاران (1399) و یوتوشنکو و همکاران (2024) همخوانی دارد. برخی از آن‌ها از تکنولوژی برای نظارت بر فعالیت‌های خود استفاده کردند؛ درحالی‌که دیگران ورزش را با روال روزمرۀ خود ادغام کردند؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ چهارم گفت:

 «اپلیکیشن‌های ورزشی برنامه‌ریزی‌ام را منظم کردند.»

مصاحبه‌شوندۀ دهم افزود:

«هدف‌گذاری کوتاه‌مدت، ورزش را به زندگی‌ام اضافه کرد.»

تعامل و پویایی اجتماعی: تعامل با گروه‌های ورزشی و خانواده به‌عنوان عاملی مؤثر برای حفظ انگیزه شناخته شد. تحقیقات اروانه و خدایی بیرامی (1402)، جهان‌پرور و عشایری (1400)، زیوانوویچ و همکاران (2021) و فولاگار (2019) بر این موضوع تأکید کرده‌اند. نظرات مصاحبه‌شوندگان نشان می‌دهد که مشارکت در فعالیت‌های گروهی، رقابت‌های دوستانه و تجربه‌های مشترک با خانواده باعث تقویت انگیزۀ آنان در ورزش شده است؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ سوم اظهار داشت:

 «دویدن با دوستان دانشگاهی ورزش را لذت‌بخش کرد.»

نفر هشتم گفت:

«گروه کوهنوردی انگیزه‌ام را بالا برد.»

پشتیبانی حرفه‌ای و بهبود جسمانی: همکاری با مربیان حرفه‌ای و فیزیوتراپیست‌ها به بهینه‌سازی تمرینات و پیشگیری از آسیب‌های جسمانی کمک کرده است. این نکته در تحقیقات زمانیان و همکاران (1403)، لوکیاچنکو (2023) و اسدوا (2022) تأیید می‌شود. مصاحبه‌شوندگان با تکیه بر تجارب خود، از این نوع پشتیبانی برای رفع مشکلات خاص جسمانی و شخصی‌سازی تمرینات استفاده کرده‌اند؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ چهارم بیان کرد:

«فیزیوتراپ تمرینات اصلاحی برای شانه‌ام داد.»

 مصاحبه‌شوندۀ یازدهم افزود:

«مربی‌ام برنامه‌ای برای زانویم طراحی کرد.»

رضایت و خوش‌بینی: تجربیات مثبت از ورزش و احساس موفقیت از محرک‌های کلیدی برای ادامۀ فعالیت بدنی هستند. این موضوع با نتایج تحقیقات آرامش‌پور و همکاران (1399)، ذکایی (1387)، نیومن و همکاران (2022) و فولاگار (2019) مطابقت دارد. مصاحبه‌شوندگان بیان کردند که احساس شادابی و رضایت پس از ورزش بر انگیزۀ آنان تأثیرگذار بوده است؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ اول بیان کرد:

«پیاده‌روی پس از ساعات کاری به کاهش استرس و بهبود حال عمومی‌اش کمک کرد.»

مصاحبه‌شوندۀ نهم، بیان کرد:

«هر بار که پس از یک جلسه دویدن صبحگاهی حس می‌کنم ذهنم شفاف‌تر و بدنم سبک‌تر شده، انگیزه‌ام برای تمرین‌های بعدی بیشتر می‌شود».

مصاحبه‌شوندۀ هجدهم گفت:

«رضایت مشتریانم از پیشرفت خودشان همیشه به من انگیزه داده که بتوانم در ورزش‌های شخصی‌ام نیز سطح خود را بالا ببرم».

پیامدهای تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال

پیامدها به نتایج حاصل از فرایند تعامل میان فرهنگ بدنی و بدن فعال اشاره دارد. یافته‌های این پژوهش کیفی نشان می‌دهد که این تعامل، پیامدهای مثبت و درخور توجهی در دو حوزۀ اصلی سلامت و تندرستی، و رشد و توسعۀ فردی و اجتماعی به همراه دارد. پیامدهای مثبت فعالیت بدنی که در این تحقیق شناسایی شده‌اند، از لحاظ فردی (مانند خواب بهتر، کاهش استرس و اعتمادبه‌نفس) و نیز اجتماعی (مانند توسعۀ روابط، حس رضایت و تأثیرگذاری) منعکس‌کنندۀ اهمیت و گستردگی نقش فرهنگ بدن در شکل‌دهی سبک زندگی سالم و فعال هستند. تطابق درخور توجه یافته‌ها با مطالعات پیشین، نشان‌دهندۀ جامعیت و انسجام مدل نظری داده‌بنیاد به‌کاررفته در این پژوهش برای شناسایی عوامل مؤثر بر تعامل فرهنگ بدنی و بدن فعال است. این پیامدها در دو مقولۀ اصلی دسته‌بندی شدند: سلامت و تندرستی، رشد و توسعۀ فردی و اجتماعی.

سلامت و تندرستی: مصاحبه‌شوندگان به بهبود کیفیت خواب، کاهش استرس، کنترل فشار خون و افزایش تمرکز به‌عنوان نتایج مثبت ورزش اشاره کردند. این موضوع توسط تحقیقات زمانیان و همکاران (1403)، امیری‌مقدم و همکاران (1396)، لوکیاچنکو (2023) و اسدوا (2022) تأیید شده است؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ اول، بیان کرد:

 «از وقتی منظم ورزش می‌کنم، فشار خونم کنترل شده و خوابم خیلی بهتره. ازنظر روانی هم استرسم کمتر شده و تمرکزم بالاتر رفته.»

مصاحبه‌شوندۀ دوم ذکر کرده است:

«از وقتی منظم ورزش می‌کنم، دیگه اون سردردهای مزمن قدیمی رو ندارم و انرژیم برای کار خیلی بیشتره.»

مصاحبه‌شوندۀ سیزدهم به کنترل دیابت خود اشاره داشت و عنوان کرد:

«ورزش باعث شده قند خونم بهتر تنظیم شود و دیگر نیاز به داروی قوی ندارم.»

رشد و توسعۀ فردی و اجتماعی: در حوزۀ رشد و توسعۀ فردی و اجتماعی، فعالیت بدنی به افزایش اعتمادبه‌نفس، شادابی و خلاقیت کمک و روابط اجتماعی را تقویت نموده است. تحقیقات خواجه‌نوری و کوچانی اصفهانی (1400)، جهان‌پرور و عشایری (1400)، آرامش‌پور و همکاران (1399)، زیوانوویچ و همکاران (2021) و فولاگار (2019) نیز این نکته را تأیید می‌کند؛ در این راستا، مصاحبه‌شوندۀ پنجم گفت:

«ورزش اعتمادبه‌نفسم را در کار بالا برد.»

 نفر دوازدهم افزود:

«ورزش دوستان جدیدی به زندگی‌ام آورد.»

تحلیل کیفی داده‌ها با استفاده از رویکرد نظریۀ داده‌بنیاد (Strauss & Corbin, 1997) و چارچوب نظری بوردیو (2019)، فوکو (1982) و گیدنز (2023) نشان داد که تعاملات فرهنگ بدنی و بدن فعال، نتیجۀ تعامل پویای عوامل فردی، اجتماعی و فرهنگی در بستری از گفتمان‌های قدرت و هویت است. فرهنگ بدنی به‌عنوان مجموعه‌ای از ارزش‌ها، هنجارها و شیوه‌های اجتماعی (Zykov & Chudaykin, 2021)، ازطریق نهادهایی مانند رسانه‌ها، نظام آموزشی و محیط‌های حرفه‌ای، رفتارهای جسمانی و هویت‌های اجتماعی را شکل می‌دهد. این یافته‌ها با دیدگاه بوردیو دربارۀ سرمایۀ بدنی (بازتولید تمایزات اجتماعی)، فوکو دربارۀ انضباط بدنی (کنترل ازطریق هنجارسازی) و گیدنز دربارۀ هویت بازاندیشانه (مدیریت بدن به‌عنوان پروژۀ هویتی) هم‌راستاست.

این فرایند ازطریق شرایط علّی (شامل عوامل فردی و شخصی، اجتماعی و حرفه‌ای، آموزشی و علمی)، شرایط زمینه‌ای (شامل فرهنگ و ارزش‌ها، تعاملات اجتماعی و حمایتی، محیط و زیرساخت‌ها)، شرایط مداخله‌گر (شامل محدودیت‌ها و موانع بیرونی، فشارهای روانی-اجتماعی و تجربه‌های فردی)، راهبردهای کنش/ کنش متقابل، (شامل رشد شخصی و خودمدیریتی، تعامل و پویایی اجتماعی، پشتیبانی حرفه‌ای و بهبود جسمانی و رضایت و خوش‌بینی) شکل می‌گیرد و به پیامدهای مثبت در دو حوزۀ سلامت و تندرستی (مانند کاهش استرس، بهبود خواب، و کنترل بیماری‌ها) و رشد و توسعۀ فردی و اجتماعی (مانند افزایش اعتمادبه‌نفس و تقویت روابط اجتماعی) منجر می‌شود. این پژوهش از منظر جامعه‌شناسی نه‌تنها سازوکارهای شکل‌گیری فرهنگ بدنی را روشن می‌کند، بلکه فعالیت بدنی را به‌عنوان عاملی کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی معرفی می‌کند. بدن به‌عنوان سازه‌ای اجتماعی و فرهنگی (Shilling, 2012)، تحت تأثیر الگوهای درونی‌شده (هابیتوس بوردیو) و مکانیسم‌های انضباطی (فوکو) قرار دارد که رفتارهای جسمانی را هدایت می‌کنند.

یافته‌ها نشان‌دهندۀ نقش فرهنگ بدنی در ترویج سبک زندگی سالم و پویاست و بر اهمیت کاهش موانع (مانند فشارهای رسانه‌ای) و تقویت زیرساخت‌های ورزشی تأکید دارد. این نتایج برای سیاست‌گذاری در حوزه‌های جامعه‌شناسی ورزشی، سلامت عمومی و مدیریت ورزشی کاربرد دارد؛ برای مثال، طراحی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر فرهنگ بدنی می‌تواند مشارکت در فعالیت بدنی را افزایش دهد. هم‌راستایی یافته‌ها با چارچوب‌های نظری، جامعیت مدل نظریۀ داده‌بنیاد را تأیید می‌کند و بر ضرورت تحقیقات بین‌رشته‌ای برای تحلیل تعاملات پیچیدۀ بدن، فرهنگ و جامعه تأکید دارد. این پژوهش با ارائۀ مدلی یکپارچه، راهکارهایی برای ترویج فرهنگ سلامت‌محور ارائه می‌دهد که می‌تواند به بهبود سلامت جسمی و روانی، شادابی و توسعۀ روابط اجتماعی در جامعۀ ایرانی کمک کند.

 

[1] Bourdieu

[2] Michel Foucault

[3] Tiggemann & Zaccardo

[4] Cho

[5] Taylor

[6] Chen

[7] Sallis

[8] Reflexive Project of The Self

[9] Giddens

[10] Garland

[11] Lukyanchenko

[12] Joseph

[13] Newman

[14] Fullagar

[15] Asadova

[16] Živanović

[17] Memos

[18] Khudiyeva

آرامش‌پور، م.، موحد، م.، و نعمتی، ج. (1399). مطالعه کیفی فرهنگ بدنسازی (مردان جوان شهر شیراز). جامعه‌شناسی فرهنگ و هنر، 2(3)، 49-69. HTTPS://DOI.ORG/10.34785/J016.2021.789
اروانه، پ.، و خدایی بیرامی، ر. (1402). مطالعه عوامل مؤثر بر مدیریت بدن در ایران؛ فراتحلیلی از تحقیقات موجود. کنفرانس بین‌المللی روان‌شناسی، علوم تربیتی و سبک زندگی. https://civilica.com/doc/1788151 /
امیری‌مقدم، م.، قدیمی، ب.، و کبیری، ا. (1396). ارائه یک مدل شبکه عصبی فازی، جهت پیش‌بینی سلامت عمومی زنان از طریق رابطه مؤلفه‌های تاثیرگذار انگیزه مشارکت ورزشی و فرهنگ بدن. بررسی مسائل اجتماعی ایران، 8(1)، 233-251. HTTPS://DOI.ORG/10.22059/IJSP.2017.64141  
جهان‌پرور، ط.، و عشایری، ط. (1400). فراتحلیل گرایش جامعه ایرانی به مدیریت بدن. تغییرات اجتماعی-فرهنگی، 18(2)، 49-68. https://doi.org/10.30495/jscc.2021.688245  
حیدری، س. (1402). بررسی نقش سواد رسانه‌ای در مدیریت بدن. پانزدهمین همایش ملی پژوهش‌های مدیریت و علوم انسانی در ایران، تهران. https://civilica.com/doc/1815518
خواجه‌نوری، ب.، و کوچانی اصفهانی، م. (1400). مقایسه جنسیتی تأثیر سرمایه فرهنگی بر مدیریت بدن (مورد مطالعه ساکنان 15 تا 65 سال شهر شیراز). زن و جامعه، 12(47)، 135-146. https://doi.org/10.30495/jzvj.2021.17092.2454  
ذکایی، م. س. (1387). جوانان، بدن و فرهنگ تناسب. تحقیقات فرهنگی ایران، 1(1)، 117-141. https://doi.org/10.7508/ijcr.2008.01.005  
زمانیان، ف.، وصالی ناصح، م.، و فروزنده، ا. (1403). مدیریت بدن در زنان فوتبالیست. زن در توسعه و سیاست، 22(2)، 377-406. https://doi.org/10.22059/jwdp.2024.361866.1008353
سعیدنیا، ح. ر.، و قلیج‌خان، ا. (1398). راهنمای پژوهش کیفی: تکنیک‌های پروتکل‌نویسی، مصاحبه و کدگذاری در پژوهش‌های کیفی (عارفه داودی، ویراستار). دانشگاه کارآفرین.
شعاع، ص.، و نیازی، م. (1395). فراتحلیلی بر ارتباط سرمایة فرهنگی و مدیریت بدن. تحقیقات فرهنگی ایران، 9(1)، 61-81. https://doi.org/10.22035/ijcr.2016.300
عزتی قادی، ر.، و جعفری هفتخوانی، ن. (1398). بازنمایی فرهنگ بدن در مجلات عامه‌پسند زنان. مطالعات بین‌رشته‌ای در رسانه و فرهنگ، 9(1)، 201-225. https://doi.org/10.30465/ismc.2019.4437
قاضی، ب.، رشیدپور، ع.، قلی‌زاده، آ.، و کاوسی، ا. (1397). سبک‌های مدیریت بدن زنان با رویکردهای اجتماعی- فرهنگی (با رویکرد ترکیبی). مطالعات رفتاری در مدیریت، 9(18)، 1-19. https://sanad.iau.ir/Journal/bsm/Article/1043216/FullText
گودرزی، ف.، نیازی، م.، و حسینی‌تبار، م. (1402). شناسایی عوامل مرتبط با مدیریت بدن در ایران: طراحی یک مدل با روش فراترکیب. مطالعات راهبردی زنان، 25(99)، 207-238. https://doi.org/10.22095/jwss.2023.393621.3220
 
References
Abramov, S., & Nazymok, V. (2024). Physical culture is a fundamental component of the mental and physical development of modern youth and students. Scientific Journal of the Dragomanov Ukrainian State University, 15(5), 235-238. https://www.bohrium.com/paper-details/
Alves, D., Pinto, M., Alves, S., Mota, A., & Leirós, V. (2009). Cultura e imagem corporal. Motricidade, 5(1), 1-20. https://www.redalyc.org/pdf/2730/273020559002.pdf
Asadova, E. (2022). Therapeutic physical culture as a method of prevention of cardiovascular diseases. Clinical medicine and pharmacology, 8(1), 22-25. https://doi.org/10.12737/2409-3750-2022-8-1-22-25
Bazanina, T. A. (2021). The role of physical education minutes in computer science lessons. Scientific and Educational Foundations in Physical Education and Sports, 2(2), 23-27. https://www.researchgate.net/publication/365644606
 Belanger, M. J., Rao, P., & Robbins, J. M. (2022). Exercise, physical activity, and cardiometabolic health: Pathophysiologic insights. Cardiology in Review, 30(3), 134-144. https://doi.org/10.1097/CRD.0000000000000417
Blackman, L. (2021). The Body: The Key Concepts. Routledge.
Bordo, S. (2023). Unbearable Weight: Feminism, Western Culture, and The Body. Univ of California Press.
Bourdieu, P. (2019). Distinction: A social critique of the judgement of taste. In Social Stratification, Class, Race, and Gender in Sociological Perspective (pp. 499-525). Routledge. https://www.taylorfrancis.com/chapters/edit/10.4324/9780429306419-82/
Breuer, C. (2025). Economic benefits of physical activity. In The Futuer of Health & Fitness-A Plan for Getting Europe Active by 2025 (pp. 42-52). Academia. https://www.academia.edu/download/70700363/
Buchanan, J., Kim, H., & Eickhoff-Shemek, J. M. (2023). Fitness/wellness professionals as social media content creators and influencers: Health and legal risks to consider. ACSM's Health & Fitness Journal, 27(1), 41-44. https://journals.lww.com/acsm-healthfitness/citation/2023/01000/
Chen, P., Wang, D., Shen, H., Yu, L., Gao, Q., Mao, L., Jiang, F., Luo, Y., Xie, M., Zhang, Y., Feng, L., Gao, F., Wang, Y., Liu, Y., Luo, C., Nassis, G. P., Krustrup, P., Ainsworth, B. E., Harmer, P. A., & Li, F. (2020). Physical activity and health in Chinese children and adolescents: expert consensus statement. British Journal of Sports Medicine, 54(22), 1321-1331. https://doi.org/10.1136/bjsports-2020-102261
Cho, I., Kaplanidou, K., & Sato, S. (2021). Gamified wearable fitness tracker for physical activity: A comprehensive literature review.  Sustainability, 13(13), 7017. https://doi.org/10.3390/su13137017
Chow, B. D. V. (2024). Muscle Works: Physical Culture and the Performance of Masculinity. Northwestern University Press.
Dagkas, S., & Hunter, L. (2015). Racialised’pedagogic practices influencing young Muslims' physical culture. Physical Education and Sport Pedagogy, 20(5), 547-558. https://doi.org/10.1080/17408989.2015.1048210
Damanik, S., Damanik, S. A., & Ritonga, D. A. (2024). Creating digital content for traditional children's games in North Sumatra to preserve culture and enhance sports participation. AL-ISHLAH Jurnal Pendidikan, 16(2), 2211-2219. https://doi.org/10.35445/alishlah.v16i2.4683
Eichberg, H., & Kosiewicz, J. (2016). Body culture, p and identity. Physical Culture and Sport. Studies and Research, 72(1), 66-77. https://doi.org/10.1515/pcssr-2016-0022
Entwistle, J. (2023). The fashioned body: Fashion, dress and modern social theory. Feminism & Psychology, 28(2). https://doi.org/10.1177/0959353516682662
Featherstone, M. (2018). Consumer culture and its futures: Dreams and consequences. In E. Krasteva-Blagoeva (Ed.), Approaching Consumer Culture (pp. 1-46). Springer, Cham. https://doi.org/10.1007/978-3-030-00226-8_1
Fiuza-Luces, C., Santos-Lozano, A., Joyner, M., Carrera-Bastos, P., Picazo, O., Zugaza, J. L., Izquierdo, M., Ruilope, L. M., & Lucia, A. (2018). Exercise benefits in cardiovascular disease: Beyond attenuation of traditional risk factors. Nature Reviews Cardiology, 15(12), 731-743. https://doi.org/10.1038/s41569-018-0065-1
Flick, U. (2022). The SAGE Handbook of Qualitative Research Design. Sage Publications.
Fraser, M., & Greco, M. (Eds.). (2020). The Body: A Reader. Routledge. https://doi.org/10.4324/9781003060338
Foucault, M. (1982). The subject and power. Critical inquiry, 8(4), 777-795. https://www.journals.uchicago.edu/doi/abs/10.1086/448181
Fullagar, S. (2019). A physical cultural studies perspective on physical (in) activity and health inequalities: the biopolitics of body practices and embodied movement. Revista Tempos e Espaços em Educação, 12(28), 63-76. https://dialnet.unirioja.es/servlet/articulo?codigo=10217715
Garland, E., Garland, V., Peters, D., Doucette, J., Thanik, E., Rajupet, S., & Sanchez, S. H. (2018). Active design in affordable housing: A public health nudge. Preventive Medicine Reports, 10, 9-14. https://doi.org/10.1016/j.pmedr.2018.01.015
Garrett, R. (2004). Negotiating a physical identity: Girls, bodies and physical education. Sport, education and society, 9(2), 223-237. https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/1357332042000233958
Giddens, A. (2023). Modernity and self-identity. In Social theory re-wired (pp. 477-484). Routledge. https://www.taylorfrancis.com/chapters/edit/10.4324/9781003320609-62/modernity-self-identity-anthony-giddens
Glapka, E. (2022). Women’s fitness practices in postfeminist culture: Discourse analysis of affect and of bodies dis-appearing in workout. Women's Studies in Communication, 45(2), 163-186. https://doi.org/10.1080/07491409.2021.1954120
Gordon, C., & Foucault, M. (1980). Selected Interviews and Other Writings 1972 1977. Pantheon Books. https://d1wqtxts1xzle7.cloudfront.net/59017587/
Gutman, R. (Ed.). (2017). People and Buildings (1st ed.). Routledge. https://cir.nii.ac.jp/crid/1971993809782904358
Joseph, N. M., Ramaswamy, P., & Wang, J. (2018). Cultural factors associated with physical activity among US adults: An integrative review. Applied Nursing Research, 42, 98-110. https://doi.org/10.1016/j.apnr.2018.06.006
Khudiyeva, G. (2023). General physiological patterns (principles) of classes. Scientific Collection, 31(147), 124-131. https://doi.org/10.51582/interconf.19-20.03.2023.013
King, A. C., & King, D. K. (2010). Physical activity for an aging population. Public Health Reviews, 32, 401-426. https://doi.org/10.1007/BF03391609
Kohl, H., Murray, T., & Salvo, D. (2019). Foundations of Physical Activity and Public Health. Human Kinetics Publishers.
Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1988). Criteria for Assessing Naturalistic Inquiries as Reports. Educational Resources Information Center (ERIC). https://files.eric.ed.gov/fulltext/ED297007.pdf
Lukyanchenko, M. I. (2023). The influence of physical culture and health activities on the physical fitness of younger schoolchildren. Scientific Journal of the National Pedagogical University named after MP Drahomanov, 15, 71-75. https://spppc.com.ua/index.php/journal/article/view/1242
Markula, P., & Pringle, R. (2006). Foucault, Sport and Exercise: Power, Knowledge and Transforming the Self. Routledge.
Mellor, D., McCabe, M., Ricciardelli, L., Yeow, J., & Daliza, N. (2009). Sociocultural influences on body dissatisfaction and body change behaviors among Malaysian adolescents. Body Image, 6(2), 121-128. https://doi.org/10.1016/j.bodyim.2008.11.003
Newman, J. I., Thorpe, H., & Andrews, D. (Eds.). (2022). Sport, Physical Culture, and the Moving Body: Materialisms, Technologies, Ecologies. Rutgers University Press.
Park, H. J., Rhie, S. J., & Shim, I. (2023). The effects of physical exercise therapy on weight control: Its regulation of adipocyte physiology and metabolic capacity. Journal of Exercise Rehabilitation, 19(3), 141 https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC10331143/
Rothwell, C. J., & Desmond, D. (2018). The effect of viewing fitness imagery on body dissatisfaction: sex and physical activity differences. Psychology, Health & Medicine, 23(8), 980-986. https://doi.org/10.1080/13548506.2018.1442009
Sallis, J. F., Cerin, E., Kerr, J., Adams, M. A., Sugiyama, T., Christiansen, L. B., Schipperijn, J., Davey, R., Salvo, D., Frank, L. D., De Bourdeaudhuij, I., & Owen, N. (2020). Built environment, physical activity, and obesity: Findings from the international physical activity and environment network (IPEN) adult study. Annual Review of Public Health, 41(1), 119-139. https://doi.org/10.1146/annurev-publhealth-040218-043657
Shilling, C. (2012). The Body and Social Theory. Sage. Permalink. https://www.torrossa.com/en/resources/an/4912580
Shilling, C. (2016). The rise of body studies and the embodiment of society: A review of the field. Horizons in Humanities and Social Sciences: An International Refereed Journal, 2(1), 1-14. https://kar.kent.ac.uk/58373/
Stern, P. N. (2016). In the beginning Glaser and Strauss created grounded theory. In Developing Grounded Theory (pp. 23-34). Routledge. https://www.taylorfrancis.com/chapters/edit/10.4324/9781315430577-2/ 
Strauss, A. L., & Corbin, J. M. (1997). Grounded Theory in Practice. Sage. https://us.sagepub.com/en-us/nam/grounded-theory-in-practice/book6165
Taani, M. H., Strath, S. J., Cho, C. C., Ellis, J., & Oh, H. (2022). Objective physical activity levels, sedentary time, and muscle mass, strength, and function: impact on physical and mental health-related quality of life in older adults. Research in Gerontological Nursing, 15(3), 131-139. https://doi.org/10.3928/19404921-20220408-01
Taylor, R. W., Haszard, J. J., Meredith-Jones, K. A., Galland, B. C., Heath, A. L. M., Lawrence, J., Gray, A. R., Sayers, R., Hanna, M, & Taylor, B. J. (2018). 24-h movement behaviors from infancy to preschool: Cross-sectional and longitudinal relationships with body composition and bone health. International Journal of Behavioral Nutrition and Physical Activity, 15(118), 1-14. https://doi.org/10.1186/s12966-018-0753-6
Tiggemann, M., & Zaccardo, M. (2015). Exercise to be fit, not skinny: The effect of fitspiration imagery on women's body image. Body Image, 15, 61-67. https://doi.org/10.1016/j.bodyim.2015.06.003
Tucker, J. M., Welk, G. J., & Beyler, N. K. (2011). Physical activity in US adults: compliance with the physical activity guidelines for Americans. American Journal of Preventive Medicine, 40(4), 454-461. https://doi.org/10.1016/j.amepre.2010.12.016
Tucunduva, B. B. P. (2012). Assessing body culture level and its association with the level of physical activity in university students. Human Movement, 13(3), 258-263. https://doi.org/10.2478/v10038-012-0030-5  
Van Wichelen, S., & De Leeuw, M. (2024). Bodies: Community and identity. In Biolegality (pp. 161-194). Palgrave Macmillan, Singapore. https://doi.org/10.1007/978-981-99-8749-8_6
Yevtushenko, V., Khrystyna, S., & Matsola, N. (2024). Development of innovative forms and methods in physical culture as a means to increase student motivation for an active lifestyle. Scientific Journal of the National Pedagogical University Named After MP Drahomanov, 5(178), 75-80. https://ouci.dntb.gov.ua/en/works/4Ee50j24/
Zhang, J. (2024). From body narratives to cultural identity: A study of ritualised representations in modern sound media. Studies in Social Science & Humanities, 3(8), 28-37. https://www.paradigmpress.org/SSSH/article/view/1268
Živanović, N., Milošević, Z., Stanković, V., Ranđelović, N., & Pantelić, B. K. (2021). Physical education and healthy lifestyle. Physical Education and Sport Through the Centuries, 8(1), 1-10. https://scindeks.ceon.rs/article.aspx?artid=2335-05982101001Q&lang=en  
Zykov, A. V., & Chudaykin, A. M. (2021). The influence of physical culture on the quality of life. Pedagogical Journal of Bashkortostan, 92(2), 86-95. https://www.researchgate.net/publication/367910813
Volume 37, Issue 2 - Serial Number 102
Journal of Applied Sociology, Vol. 37, Issue 102, No. 2, 2026
June 2025
Pages 99-122
  • Receive Date: 07 April 2025
  • Revise Date: 07 October 2025
  • Accept Date: 11 October 2025
  • Publish Date: 22 June 2026