نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
2 کارشناسی جامعهشناسی، گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Introduction
As a dynamic and educated segment of society, students have a profound influence on public health and social development. However, the prevalence of risky behaviors and unhealthy lifestyles among this group presents a significant challenge. These behaviors include tobacco and drug use, violence, unsafe sexual practices, and excessive reliance on virtual networks, all of which have detrimental physical and psychological effects and contribute to broader social issues, such as diminished social capital and weakened interpersonal relationships. Research indicates that these behaviors often emerge during youth and university years with a notable prevalence across various institutions. In this context, social and cultural capital can serve a preventive function by fostering trust, support, and social engagement, while also enhancing awareness and value-driven attitudes. This approach can promote healthier behaviors and mitigate students’ tendencies toward risk-taking. Given the critical role of the university period in shaping identity and lifestyle, this study aimed to explore the relationship between social and cultural capital and behavioral risk-taking among students at universities in Qazvin.
Materials & Methods
This study employed a quantitative approach, utilizing a survey method for data collection. It was applied in nature, aiming to yield practical and actionable insights within the field of investigation. The study was descriptive in scope, examining a broad range of data and cross-sectional in design. The statistical population comprised all university students in Qazvin City, totaling 39,533 individuals. The sample size was determined to be 380 calculated by using Cochran’s formula. A stratified sampling method was employed proportional to the sample size, which involved determining specific samples for each university according to gender distribution relative to their populations. Data were collected with a researcher-designed questionnaire. The reliability of the instrument was assessed by using Cronbach’s alpha coefficient, which exceeded 0.7 for all variables. Additionally, the content validity of the questionnaire was confirmed by experts in the field. Data analysis was performed by using SPSS software.
Discussion of Results & Conclusion
The present study aimed to explore the relationship between social and cultural capital and behavioral risk-taking among university students in Qazvin. The findings revealed a significant negative correlation between both social and cultural capital and students' propensity for engaging in risky behaviors. This indicated that stronger social connections, trust, mutual support, and heightened cultural awareness and values could mitigate risk-taking behaviors and enhance the overall quality of the students’ lifestyles. Behavioral risk-taking as an indicator of an unhealthy lifestyle is directly influenced by the level of social and cultural capital. Students with robust social networks, higher levels of social participation, and richer cultural capital were less likely to engage in risky behaviors. The study also showed that different components of social and cultural capital affected various types of risky behaviors in distinct ways. For instance, social support was especially effective in reducing behaviors, such as excessive internet use and alcohol consumption, while social cohesion was more relevant to collective or interaction-based behaviors. Moreover, embodied cultural capital—comprising internalized cultural values and norms—exhibited the strongest negative correlation with risk-taking, thus underscoring the significance of internalized cultural awareness in shaping individual behavior. Regression analysis indicated that approximately 35% of the variance in the students' behavioral risk-taking could be attributed to social and cultural capital, suggesting that other factors, such as economic conditions, academic stress, media influences, and peer groups, also played a crucial role. Overall, the findings highlighted the protective role of social and cultural capital in reducing behavioral risk-taking among students. Strengthening these forms of capital within the university environment can serve as a preventive mechanism, fostering healthy behaviors and promoting the social and personal well-being of students.
کلیدواژهها [English]
مقدمه و بیان مسئله
دانشجویان بهعنوان قشر جوان، تحصیلکرده و فعال جامعه، بخش مهمی از سرمایۀ انسانی هر کشور را تشکیل میدهند و وضعیت روانی، اجتماعی و رفتاری آنان تأثیر مستقیمی بر سلامت عمومی و توسعۀ اجتماعی دارد. یکی از چالشهای اساسی در این زمینه، افزایش رفتارهای پرریسک و الگوهای سبک زندگی ناسالم در میان این گروه است. سبک زندگی ناسالم به مجموعهای از عادات، نگرشها و رفتارهای روزمره اطلاق میشود که سلامت جسمی، روانی و اجتماعی فرد را به خطر میاندازد و میتواند زمینهساز آسیبهای فردی و اجتماعی باشد. رفتارهایی مانند تغذیۀ نامناسب، کمتحرکی، مصرف دخانیات، بیتوجهی به سلامت روان، اختلال خواب و استرس مزمن از نشانههای بارز این سبک زندگیاند. پژوهشهای مختلف در ایران نشان داده است که بسیاری از دانشجویان در اثر فشارهای تحصیلی، کمبود منابع مالی، استرسهای اجتماعی و نبود آموزشهای مؤثر در زمینۀ خودمراقبتی به الگوهای ناسالم زیست روی میآورند. این مسئله در بلندمدت علاوهبر افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای جسمی و روانی، باعث کاهش کیفیت زندگی، افت عملکرد تحصیلی و بروز مشکلات ارتباطی و اجتماعی میشود (باقری کراچی و همکاران، 1400: 265).
در این میان، ریسکپذیری رفتاری بهعنوان یکی از ابعاد کلیدی سبک زندگی ناسالم مطرح است. این مفهوم به رفتارهایی اشاره دارد که احتمال آسیب و صدمه را برای خود فرد یا دیگران افزایش میدهد. رفتارهای پرریسک از مهمترین نگرانیهای سلامت عمومی محسوب میشود و در میان دانشجویان بهصورت بروز رفتارهایی همچون خشونت و پرخاشگری، مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی، روابط جنسی پرخطر و اعتیاد به شبکههای اجتماعی و فضای مجازی نمود پیدا میکند (نیازی و همکاران، ۱۳۹۶: ۷۸). این دسته از رفتارها نهتنها پیامدهای جسمی و روانی منفی برای فرد دارد، بلکه میتواند آثار اجتماعی گستردهای همچون کاهش سرمایۀ اجتماعی، تضعیف روابط میانفردی و افزایش هزینههای اجتماعی را به دنبال داشته باشد.
براساس مطالعات انجامشده در ایران، سن بروز بسیاری از رفتارهای پرخطر در کشور، در دورۀ نوجوانی و جوانی و بهویژه در بازۀ سنی دانشجویان (۱۸ تا ۲۲ سالگی) قرار دارد. میانگین سن شروع مصرف سیگار در ایران ۶/۱۶ سال گزارش شده و حدود ۷/۴۵درصد از معتادان کشور مصرف مواد را در همین دورۀ سنی آغاز کردهاند. پژوهشها در دانشگاههای مختلف نیز مؤید این امر است؛ برای مثال، در دانشگاه علوم پزشکی تبریز شیوع مصرف سیگار در میان دانشجویان 9/8درصد (۱۸درصد پسران و 4/1درصد دختران) گزارش شده است؛ در بابل این میزان 7/13درصد و میزان مصرف مواد مخدر و داروهای نیروزا 3/0درصد بوده است. همچنین در مطالعهای در یزد، شیوع مصرف سیگار 3/23درصد، مصرف داروهای روانگردان 6/5درصد و مشاهدۀ فیلمهای غیراخلاقی 9/47درصد گزارش شده است. پژوهشی دیگر در میان دانشجویان علوم پزشکی یزد نشان داد که میزان مصرف قلیان ۱۵/۹درصد، سیگار ۱۴/۴درصد، تریاک ۲/۸درصد، قرصهای روانگردان 2/1درصد، حشیش ۱/۱درصد و هروئین 8/0درصد است (خجندی و همکاران، ۱۳۹۷: ۴۵). این شواهد نشان میدهد که رفتارهای پرریسک در میان جوانان و دانشجویان کشور شیوع زیادی داشته و به مسئلهای نگرانکننده در عرصۀ سلامت اجتماعی تبدیل شده است.
تلاشهای نظری و تجربی متعددی در کشورهای مختلف برای شناسایی عوامل مؤثر بر بروز ریسکپذیری صورت گرفته است و در این میان، نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. سرمایۀ اجتماعی، بهعنوان یکی از مهمترین متغیرهای اجتماعی، نقشی کلیدی در کاهش آسیبهای اجتماعی ایفا میکند. سرمایۀ اجتماعی با مؤلفههایی چون اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و حمایت اجتماعی تعریف میشود و ازطریق تقویت روابط میانفردی، افزایش احساس تعلق و ارتقای کنترل اجتماعی غیررسمی میتواند از بروز رفتارهای پرخطر جلوگیری کند (بهرامی و همکاران، 1399: 55)؛ به عبارت دیگر، شبکههای اجتماعی قوی و روابط مبتنی بر اعتماد و حمایت، زمینهای برای رشد رفتارهای سالم و پیشگیری از ریسکپذیری رفتاری فراهم میکنند.
همچنین، سرمایۀ فرهنگی نیز بهعنوان یکی از عوامل اثرگذار فرهنگی در کاهش رفتارهای پرریسک مطرح است. سرمایۀ فرهنگی به معنای آگاهی، ذائقۀ فرهنگی، مهارتها و تواناییهای فرد در درک و بهرهگیری از محصولات فرهنگی و هنری است (گنجی و حیدریان، ۱۳۹۳: ۸۰). این نوع سرمایه در سه شکل تجسدیافته، عینیتیافته و نهادینهشده بروز پیدا میکند و میتواند ازطریق ارتقای سطح سواد فرهنگی، تقویت نگرشهای ارزشی و شکلدهی به الگوهای رفتاری سالم در جهت کاهش تمایل به رفتارهای آسیبزا عمل کند. صاحبنظران توسعه نیز سرمایۀ فرهنگی را شاخصی از توسعۀ فرهنگی میدانند و آن را موتور حرکت جامعه بهسوی پیشرفت قلمداد میکنند؛ بر این اساس، فقدان سرمایۀ فرهنگی کافی در میان دانشجویان میتواند به ضعف در نظام ارزشی، بیتفاوتی اجتماعی و گرایش به رفتارهای پرخطر منجر شود (شربتیان و اسکندری، ۱۳۹۴: ۶۰). درمجموع، سرمایههای اجتماعی و فرهنگی میتواند بهعنوان دو سازۀ کلیدی در تبیین رفتارهای ریسکپذیر دانشجویان نقش داشته باشد. سرمایۀ اجتماعی با ایجاد پیوندهای جمعی، اعتماد متقابل، حمایتهای اجتماعی و مشارکت در شبکههای انسانی، از احساس انزوا و آسیبپذیری روانی میکاهد. سرمایۀ فرهنگی نیز با ارتقای آگاهی، شکلدهی به ارزشهای فردی و فرهنگی و ایجاد نگرشهای سالم، دانشجویان را به اتخاذ سبک زندگی مطلوبتر سوق میدهد. درواقع، برخورداری از این دو نوع سرمایه میتواند بهمنزلۀ سپری در برابر فشارهای روانی، اجتماعی و محیطی عمل کند و از بروز رفتارهای پرخطر پیشگیری نماید.
باتوجهبه آنکه دورۀ دانشجویی یکی از مهمترین مراحل رشد اجتماعی، هویتی و فرهنگی در زندگی فرد محسوب میشود، بررسی پیوند میان سرمایههای اجتماعی و فرهنگی با رفتارهای پرریسک قشر مذکور، ضرورتی انکارناپذیر دارد؛ بنابراین، باتوجهبه اهمیت شناخت عوامل اجتماعی و فرهنگی در کاهش رفتارهای پرریسک، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی با ریسکپذیری رفتاری دانشجویان دانشگاههای شهر قزوین انجام شده است. این پژوهش با هدف پاسخگویی به این سؤالات انجام شده است: میزان رسیکپذیری دانشجویان دانشگاههای شهر قزوین در چه حدی است؟ چه رابطهای بین سرمایۀ اجتماعی و ریسکپذیری رفتاری دانشجویان دانشگاههای شهر قزوین وجود دارد؟ چه رابطهای بین سرمایۀ فرهنگی و ریسکپذیری رفتاری دانشجویان دانشگاههای شهر قزوین میتواند وجود داشته باشد؟
پیشینۀ تجربی
پژوهشی توسط عشایری و همکاران (۱۴۰۱) با عنوان «مطالعۀ ارتباط سرمایۀ اجتماعی_فرهنگی با رفتار پرخطر اجتماعی دانشجویان دانشگاههای ایران»، به روش فراتحلیل کمّی و مرور سامانمند با تأکید بر منابع و اسناد علمی منتشرشده از سایت نورمگز و مگایران و ایرانداک در بازۀ زمانی ۱۴۰۳_۱۳۹۰، با جامعۀ آماری ۲۴ پژوهش، به روش نمونهگیری غیراحتمالی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که سرمایۀ اجتماعی ۳۱درصد و سرمایۀ فرهنگی ۳۶درصد از تغییرات رفتار پرخطر دانشجویان را تبیین میکند و جهت این تأثیر معکوس است؛ درنهایت با افزایش سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی به دلیل ارتقای ساختار حمایتی، انسجامی، مشارکتی، اعتماد و بهبود منزلت فرهنگی، آگاهی و سواد فرهنگی از عادیشدن کنشهای منفی، ناهنجارانه و پرخطر ممانعت میکند و بهطور تدریجی فضای دانشگاهی تبدیل به محیطی سالم، بهنجار و خودکنترلگر میشود.
پژوهشی با عنوان «مطالعۀ جامعهشناختی نقش سرمایۀ فرهنگی_اجتماعی در تبیین روانشناختی رفتارهای پرخطر زنان سرپرست خانوار»، توسط واعظی و همکاران (۱۴۰۰) به روش پیمایشی با حجم نمونۀ ۱۲۰ نفر، به شیوۀ نمونهگیری هدفمند و بهوسیلۀ ابزار پرسشنامۀ محققساخته انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که زنان سرپرست خانوار زمانی کمتر به سمت رفتارهای پرخطر گرایش پیدا میکنند که از حمایت اجتماعی خانواده برخوردار باشند؛ بنابراین، تقویت حمایت اجتماعی از زنان با هدف افزایش سرمایۀ اجتماعی باعث کاهش چشمگیر در بروز رفتارهای پرخطر میشود و تأثیر مثبتی بر رفتارهای زنان دارد.
پژوهشی توسط بهرامی و همکاران (۱۳۹۹) با عنوان «تدوین مدل علّی رفتارهای پرخطر براساس سرمایۀ اجتماعی و مسئولیتپذیری با نقش میانجی هویت اخلاقی: موردمطالعۀ دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه»، به روش نمونهگیری با استفاده از جدول مورگان، با حجم نمونۀ ۳۲۲ نفر و بهوسیلۀ پرسشنامه انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان داد که هویت اخلاقی، سرمایۀ اجتماعی و مسئولیتپذیری بر رفتارهای پرخطر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه اثر معناداری دارد. همچنین هویت اخلاقی برای رابطۀ مسئولیتپذیری و رفتارهای پرخطر نقش میانجی جزئی دارد.
پژوهش کوچانی اصفهانی و بحرانی (۱۳۹۸) با عنوان «تأثیر سرمایۀ فرهنگی و مهارت های اجتماعی بر رفتارهای پرخطر نوجوانان»، به روش پیمایشی، با استفاده از نمونهگیری تصادفی، با حجم نمونۀ ۳۸۸ نفر از دانشآموزان مقطع متوسطۀ دوم شهر شیراز و بهوسیلۀ پرسشنامه انجام شده است. نتایج حاکیازآن است که سرمایۀ فرهنگی دانشآموزان تأثیر مثبت و مستقیمی بر مهارتهای اجتماعی دارد. همچنین مهارتهای اجتماعی بهطورمستقیم بر رفتارهای پرخطر تأثیر کاهنده دارد. سرمایۀ فرهنگی بر رفتارهای پرخطر دانشآموزان بهصورت غیرمستقیم و بهواسطۀ مهارتهای اجتماعی آنها، تأثیر کاهنده دارد.
پژوهشی با عنوان «بررسی جامعهشناختی مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی در تبیین رفتارهای مخاطرهآمیز: موردمطالعۀ جوانان ۳۴_۱۵ سال شهر تبریز» توسط نیازی و همکاران (۱۳۹7)، به روش تحقیق پیمایش، با حجم نمونۀ ۶۳۰ نفر ازطریق فرمول آماری کوکران، به شیوۀ خوشهای چندمرحلهای و با استفاده از ابزار پرسشنامۀ محققساخته انجام شده است. یافتههای تحقیق حاکیازآن است که همبستگی معکوس و معنیداری بین تمامی مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی شامل حمایت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی با بروز رفتارهای پرخطر در سطح معناداری کمتر از 01/0 وجود دارد.
پژوهشی توسط دانافر و دهقانی (1394) با عنوان «بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی با بروز انواع رفتارهای پر خطر در بین دانشجویان دانشگاه یزد » با استفاده از پرسشنامه و تحلیل دادههای 384 دانشجو انجام گرفت. یافتههای تحقیق نشان داد بین میزان سرمایه فرهنگی و بروز انواع رفتارهای پر خطر دانشجویان دانشگاه یزد رابطه معنیدار منفی وجود دارد و از بین ابعاد سهگانه سرمایه فرهنگی، بین سرمایه فرهنگی عینیت تجسم یافته و نهادینه شده و میزان بروز رفتارهای پر خطر، رابطه معنیدار منفی وجود دارد و ارتقای سرمایۀ فرهنگی دانشجویان میتواند به کاهش رفتارهای پرخطر منجر شود.پژوهشی توسط هاشمیانفر و همکاران (۱۳۹۴) با عنوان «بررسی رابطۀ سرمایۀ فرهنگی با بروز انواع رفتارهای پرخطر در بین دانشجویان دانشگاه یزد»، به روش مطالعۀ میدانی و توصیفی از نوع همبستگی، بهوسیله پرسشنامه و با شیوۀ نمونهگیری طبقهبندی متناسب با حجم نمونۀ ۳۸۴ نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه یزد انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که بین میزان سرمایۀ فرهنگی و بروز انواع رفتارهای پرخطر دانشجویان دانشگاه یزد رابطۀ معنیدار منفی وجود دارد. بین ابعاد سهگانۀ سرمایۀ فرهنگی یعنی سرمایۀ عینیتیافته، تجسمیافته، و نهادینهشده و بروز رفتارهای پرخطر رابطۀ معنیدار منفی وجود دارد و میزان بروز رفتارهای پرخطر در بین پسران بیش از دختران بوده است. همچنین بین میزان سرمایۀ فرهنگی و بروز انواع رفتارهای پرخطر بهجز میزان گرایش به خشونت، رابطۀ معنیدار منفی وجود دارد.
پژوهشی با عنوان «سرمایۀ اجتماعی و رفتار پرخطر؛ نمونۀ موردمطالعه دانشآموزان دبیرستانی شهر کرمان» توسط بوستانی (۱۳۹۱) به روششناسی کمّی و تکنیک پیمایش، با حجم نمونۀ ۵۸۳ نفر، به شیوۀ نمونهگیری خوشهای و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان داده است که شبکۀ روابط پاسخگویان با اعضای خانواده با هشت رفتار پرخطر یعنی درگیری فیزیکی، حمل اسلحۀ سرد، فکرکردن به خودکشی، اقدام به خودکشی، کشیدن سیگار، مصرف مشروبات الکلی و روابط جنسی رابطۀ منفی معناداری دارد.
تحقیقی توسط مارتینز_کاسانووا[1] و همکاران (2024) با عنوان «عزت نفس و رفتارهای پرخطر در نوجوانان: مرور نظاممند» انجام گرفته که مطالعات مختلف را در زمینۀ رابطۀ بین عزت نفس، سرمایۀ اجتماعی و رفتارهای پرخطر بررسی کرده است. این مرور سیستماتیک نشان داد نوجوانانی که دارای سطح بالاتری از سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی هستند، مانند حمایت ازسوی والدین، مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و ارتباطات مؤثر، عزت نفس بیشتری دارند و احتمال کمتری دارد که به رفتارهای پرخطر مانند مصرف مواد، خشونت یا روابط جنسی پرریسک روی آورند.
پژوهشی توسط تان و فانگ[2] (2023) با عنوان «سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی خانواده: تحلیلی از اثرات آن بر پیامدهای تحصیلی نوجوانان در چین» به روش پیمایشی و با استفاده از مدل معادلات ساختاری روی 333/11 دانشآموز انجام شد. نتایج نشان داد که سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی خانواده، بهصورت مستقیم با عملکرد تحصیلی و رفتارهای مسئولانۀ دانشآموزان رابطه دارد. این مطالعه نشان میدهد که دانشآموزانی که در محیطی سرشار از حمایت اجتماعی، مشارکت فرهنگی و ارزشگذاری بر آموزش رشد میکنند، کمتر درگیر رفتارهای پرخطر میشوند.
پژوهشی با عنوان «عزت نقس، حمایت اجتماعی ادراکشده، سرمایۀ اجتماعی و رفتار پرخطر در میان نوجوانان دبیرستانی شهری نپال» توسط بانستولا[3] و همکاران (2020) به روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای خوشهای، با حجم نمونۀ ۹۴۳ نفر و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که نوجوانان با عزت نفس بیشتر، در معرض خطر بیشتری برای رفتارهای جنسی نامناسب هستند و بنابراین، باید زیر نظر باشند.
تحقیق دیگری توسط ویاپود[4] و همکاران (2016) با عنوان «سرمایۀ اجتماعی بهعنوان پیشبینیکنندۀ رفتارهای پرخطر اجتماعی در بین نوجوانان» به روش نمونهگیری خوشهای، با حجم نمونۀ ۲۲۱ نفر از دانشآموزان مالزیایی ۱۴ و ۱۶ساله و بهوسیلۀ پرسشنامه انجام شده است. نتایج پژوهش حاکیازآن است که احساس اعتماد و ایمنی و همچنین اصول اخلاقی نیز می تواند رفتار ریسک اجتماعی را افزایش دهد.
پژوهشی توسط مگسون[5] و همکاران (2015) با عنوان «این تجارت پرخطر است: آیا سرمایۀ اجتماعی میتواند رفتارهای ریسکپذیر را در میان جوانان محروم کاهش دهد؟»، به روش کیفی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که رفتارهای مخاطرهآمیز جوانان بر سلامت جسمی و عاطفی نوجوانان تأثیر مخربی میگذارد و میتواند به اتهامات جنایی، جراحت، بستریشدن در بیمارستان و حتی مرگ منجر شود.
پژوهش گاگنه[6] و همکاران (2015) با عنوان «سرمایۀ فرهنگی و استعمال دخانیات در بزرگسالان جوان: بهکارگیری شاخصهای جدید برای کشف نابرابریهای اجتماعی در رفتار سلامت»، به روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شده است. نتایج حاکیازآن است که سرمایۀ فرهنگی با سبک زندگی مخاطرهآمیز رابطه دارد و میتواند بخشی از تغییرات آن را تبیین کند.
در یک دستهبندی کلی (براساس عوامل و نتایج) میتوان گفت که پژوهشهای انجامشده در حوزۀ سرمایۀ فرهنگی نشان از نقش مهم این متغیر در کاهش رفتارهای پرخطر دانشجویان و نوجوانان است؛ برای مثال، دانافر و دهقانی (1394) در پژوهشی با استفاده از پرسشنامه روی 384 دانشجو دریافتند که بین میزان سرمایه فرهنگی و بروز انواع رفتارهای پر خطر دانشجویان دانشگاه یزد رابطه معنیدار منفی وجود دارد و ارتقای آن میتواند به کاهش رفتارهای مخاطرهآمیز منجر شود. نتایج مطالعۀ کوچانی اصفهانی و بحرانی (۱۳۹۸) نیز نشان داد که سرمایۀ فرهنگی ازطریق مهارتهای اجتماعی بهطور غیرمستقیم رفتارهای پرخطر را کاهش میدهد. هاشمیانفر و همکاران (۱۳۹۴) گزارش کردند که بین سرمایۀ فرهنگی و بروز رفتارهای پرخطر رابطۀ منفی وجود دارد؛ علاوهبراین، گاگنه و همکاران (2015) دریافتند که سرمایۀ فرهنگی با سبک زندگی مخاطرهآمیز رابطه دارد و میتواند بخشی از تغییرات آن را تبیین کند. در حوزۀ سرمایۀ اجتماعی نیز، پژوهشها نشان داده است که مؤلفههایی مانند اعتماد، حمایت اجتماعی، مشارکت و انسجام اجتماعی میتواند ریسکپذیری رفتاری را کاهش دهد. یافتههای نیازی و همکاران (1397) نیز رابطۀ منفی معناداری بین تمامی مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی و رفتارهای پرخطر دانشجویان نشان داد. بوستانی (۱۳۹۱) و ویاپود و همکاران (2016) در مطالعات خود نیز، بر اهمیت شبکههای خانوادگی، اعتماد و اصول اخلاقی در کاهش رفتارهای مخاطرهآمیز تأکید کردهاند. برخی پژوهشها سرمایۀ فرهنگی و اجتماعی را بهصورت ترکیبی بررسی کردهاند. عشایری و همکاران (۱۴۰۱) در مطالعهای فراتحلیلی نشان دادند که سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی به ترتیب ۳۱ و ۳۶درصد از تغییرات رفتار پرخطر دانشجویان را تبیین میکند و افزایش این سرمایهها موجب کاهش رفتارهای پرخطر میشود. مارتینز-کاسانووا و همکاران (2024) و تان و فانگ (2023) نیز نشان دادند که نوجوانان و دانشآموزانی که از حمایت اجتماعی و فرهنگی بیشتری برخوردارند، کمتر درگیر رفتارهای پرخطر میشوند. سایر پژوهشها نیز بر تأثیر گروههای خاص یا متغیرهای مکمل مانند هویت اخلاقی و عزت نفس بر رفتارهای پرخطر تأکید کردهاند (واعظی و همکاران، ۱۴۰۰؛ بهرامی و همکاران، ۱۳۹۹؛Banstola et al., 2020; Magson et al., 2015 ).
با مرور پیشینههای پژوهشی یادشده میتوان دریافت که هرچند مطالعات متعددی در زمینۀ رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی با رفتارهای پرخطر انجام گرفته است، پژوهش حاضر از چند جهت دارای تمایز و نوآوری است. بیشتر تحقیقات پیشین در شهرهایی چون تهران، اصفهان، یزد، کرمانشاه و تبریز یا تمرکز بر یک گروه محدود مانند دانشگاه یا نوجوانان صورت گرفته و تاکنون مطالعۀ مستقلی دربارۀ دانشجویان دانشگاههای شهر قزوین انجام نشده است. بررسی این جامعه به دلیل ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی خاص آن میتواند به غنای پیشینۀ موضوع و تعمیمپذیری نتایج کمک کند. همچنین، بیشتر پژوهشهای گذشته صرفاً به یکی از ابعاد سرمایۀ اجتماعی یا فرهنگی توجه کردهاند؛ درحالیکه در پژوهش حاضر هر دو نوع سرمایه بهصورت تلفیقی و در قالب یک مدل تحلیلی واحد بررسی شده است؛ بدین ترتیب، مطالعۀ حاضر میکوشد تصویری جامعتر از نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در تبیین ریسکپذیری رفتاری ارائه دهد. برخی مطالعات نیز بهصورت کیفی یا مرور سیستماتیک انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر از سطح توصیف روابط همبستگی فراتر میرود و با بهرهگیری از تحلیل رگرسیونی چندمتغیره، سهم هریک از متغیرهای موردمطالعه را در تبیین تغییرات رفتار پرخطر دانشجویان مشخص میسازد. همچنین، نتایج این پژوهش واجد جنبههای کاربردی نیز است و میتواند در سیاستگذاریهای فرهنگی و دانشگاهی برای کاهش رفتارهای پرخطر و ارتقای سبک زندگی سالم دانشجویان استفاده شود.
پیشینۀ نظری
سرمایۀ اجتماعی مفهومی چندبعدی است که مجموعهای از نظامهای ارزشی، هنجارها و شبکههای اجتماعی را شامل میشود و همکاری درون و بین گروهها را برای منافع متقابل تسهیل میکند (Bhandari & Yasunobu, 2009: 486). این سرمایه شامل اعتماد، مشارکت، شبکهها و روابط اجتماعی است که میتواند دسترسی به منابع و تسهیل کنشهای جمعی را ممکن سازد (شریفیان ثانی، 1380: 6). کلمن سرمایۀ اجتماعی را بخشی از ساختار اجتماعی میداند که برای کنشگران منبع و وسیلۀ تحقق علایق آنهاست و ازطریق اعتماد، اطلاعرسانی و روابط اقتدار در گروهها شکل میگیرد (فاتحی و اخلاصی، 1391: 157). پاتنام سرمایۀ اجتماعی را شامل شبکهها، هنجارها و اعتماد میداند که همکاری برای منافع مشترک را تسهیل میکند و خانواده، دوستان و همسایگان منابع مهمی برای افراد هستند (نیازی و همکاران، 1396: 83). بوردیو[7] سرمایۀ اجتماعی را محصول تعامل اجتماعی میداند که ازطریق شبکهها و تعهدات اجتماعی ایجاد میشود و میتواند به سرمایۀ اقتصادی تبدیل شود (کلانتری و همکاران، 1395: 48). فوکویاما نیز سرمایۀ اجتماعی را شامل اعتماد، همیاری و هنجارهای مشارکت مدنی میداند که موفقیت اقتصادی و اجتماعی جامعه به آن وابسته است (دلاویز و همکاران، 1399: 2297).در سالهای اخیر، پژوهشهای بینالمللی نیز با تأکید بر بازنگری نظری مفهوم سرمایۀ اجتماعی بر اهمیت بازتولید اعتماد و تعامل در جوامع دیجیتال و پساصنعتی تأکید کردهاند. طبق این رویکرد، سرمایۀ اجتماعی نهتنها در قالب شبکههای سنتی بلکه ازطریق تعاملات مجازی و پیوندهای میانفرهنگی نیز شکل میگیرد که نقش مهمی در رفتارهای مخاطرهآمیز جوانان دارد (Ocampo et al., 2025).
سرمایۀ فرهنگی ازنظر بوردیو، توانایی شناخت و استفاده از کالاهای فرهنگی و شامل عادات، دانش و مهارتهای فرهنگی است که در طول اجتماعیشدن در فرد انباشته میشود (شربتیان و اسکندری، 1394: 58). این سرمایه در سه بعد ذهنی، عینی و نهادی قابلبررسی است و میتواند موفقیتهای مادی و نمادین فرد را شکل دهد (نیازی و همکاران، 1397: 10). سرمایۀ فرهنگی با موقعیت طبقاتی و فرایند بازتولید اجتماعی مرتبط است و ازطریق فهم و کاربست کدهای فرهنگی، دسترسی به مدارک تحصیلی و فرصتهای اجتماعی را امکانپذیر میسازد (رضایی و تشویق، 1392: 11-12).
بهروزرسانیهای اخیر در نظریۀ سرمایۀ فرهنگی بوردیو نیز نشان میدهد که سرمایۀ فرهنگی دیجیتال[8] در کنار اشکال سنتی آن، به یکی از ابعاد مؤثر بر سبک زندگی و انتخابهای فرهنگی نسل جوان تبدیل شده است (Reed & Johnson, 2023). این شکل از سرمایه میتواند نقش مهمی در پیشگیری یا تشدید رفتارهای پرخطر ایفا کند؛ زیرا دسترسی به منابع فرهنگی آنلاین، هویت فرهنگی و الگوهای کنش اجتماعی را دگرگون میکند (Tan & Fang, 2023).
ریسکپذیری رفتاری: در رویکردهای جامعهشناختی، «سبک زندگی» بازتابی از الگوهای رفتاری، نگرشی و مصرفی افراد در زمینههای مختلف زندگی روزمره است. یکی از شاخصهای کلیدی در تفکیک سبکهای زندگی سالم و ناسالم، نوع رفتارهای پرخطر و ریسکپذیر افراد است؛ زیرا این رفتارها نهتنها با سلامت جسمی و روانی در تعارض است، بلکه بازتابی از میزان کنترل اجتماعی، هویت فرهنگی و انسجام فردی محسوب میشود. از این منظر، متغیر ریسکپذیری رفتاری در پژوهش حاضر بهعنوان یکی از ابعاد سبک زندگی ناسالم تلقی میشود که مجموعهای از رفتارهایی نظیر پرخاشگری، اعتیاد به اینترنت، مصرف مواد، سیگار، الکل، تمایل به خودکشی و روابط جنسی پرخطر را دربر میگیرد؛ بنابراین، تحلیل رابطۀ سرمایههای اجتماعی و فرهنگی با این رفتارها درواقع تحلیلی از نحوۀ تأثیر این سرمایهها بر شکلگیری یا اصلاح الگوهای سبک زندگی در میان جوانان دانشگاهی است.
ازنظر مرتون[9] جرم[10] و انحراف ناشی از عدمتعادل نظام اجتماعی[11] و ریشه در ساخت اجتماعی[12] دارد. او میگوید هنگامی که میان هدفهای فرهنگی و راههای نهادیشده هماهنگی وجود نداشته باشد، فریبکاری، فساد، رشوهخواری و ارتکاب انواع جرمها افزایش مییابد؛ بنابراین، هرجا که انحراف از هنجارها مشاهده شود، نشانۀ آن است که اتحاد بین اهداف تعریفشدۀ فرهنگی و راههای نهادیشده، گسسته شده است (آقاجانی، 1396: 26). مرتون علت ریشهای انحرافات را شرایط ساختۀ جامعه میداند و برخلاف دورکیم که معتقد است که فرد در جامعه به ارزشها و هنجارها توجه زیادی ندارد و بهجای اعتنا به آنها هنجارها را در معرض انتقال قرار میدهد. به نظر وی دو ساخت اساسی در جامعه وجود دارد؛ یعنی اهداف نهادیشده و وسایل نهادیشده که ارزشها و امور مطلوب و شیوههای استاندارد کنش برای رسیدن به آن اهداف در جامعه است، تعامل بین این دو ساخت موجب بروز رفتارها و شخصیتها و گاه متناقض در جامعه میشود. بهطورکلی ازنظر مرتون شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی موجب گرایش به اعتیاد میشود و در اصل اعتیاد جرم نیست، نوعی بیماری اجتماعی است که اگر از ابتدای وقوع آن به فکر اصلاح و پیشگیری نباشی، ممکن است به دیگران نیز سرایت کند و بیماری عمومی و بحرانی اجتماعی پدید آورد (رجبی و بیکپور، 1399: 12-11). این گفتۀ مرتون که رفتار بزهکارانه و قانونشکن «محصول تفاوت در دستیابی به اهداف موفق جامعه با ابزارهای مشروع است»، به یک تفسیر کلاسیک جامعهشناختی تبدیل شد. در این زمینه، مرتون بر این واقعیت تکیه میکرد که افراد طبقۀ فرودست دسترسی محدودی به ابزارهای قانونی برای به دست آوردن موفقیتآمیز هدفها دارند؛ بدین ترتیب اطفال و نوجوانان خانوادههای طبقۀ پایین اقتصادی به احتمال زیاد درگیر رفتار انحرافی میشوند (گل خندان، 1401 :218).
کنترل اجتماعی یا پیوند اجتماعی هیرشی[13] را میتوان ازنظریههای با نفوذ در این حوزه دانست. هیرشی این نظریه را ابتدا برای توضیح دلایل جرم مطرح کرد. ازنظر وی جرم و بزه نتیجۀ پیوندهای ضعیف یا قطعشده با جامعه است. او بیان کرد یگانه علتی که سبب میشود مردم برخلاف طبیعت اخلاقی خود حرکت کنند و از قوانین جامعه پیروی کنند، پیوندهایی است که با فرد یا مؤسسههایی دارند که همرنگی جماعت را رشد میدهد. وقتی که افراد در پیوندشان ضعیف باشند یا به گروههایی بگرایند که همرنگ نیستند، آن وقت است که طبق تمایلات غیراخلاقی ذاتی خود رفتار میکنند. ازنظر وی پیوند بین والدین و فرزندان بهترین و تقویت آن مهمترین عامل در تعیین رفتار بزهکاران است. طبق این نظریه، هرچه خانواده منسجمتر باشد، توانایی حفظ یک تصویر مثبت از خود وی افزایش خواهد یافت. از نگاه هیرشی کجرفتاری و ناهنجاری زمانی اتفاق میافتد که پیوند فرد با جامعه تضعیف شده یا بهطورکلی از بین برود (راد و رستمی، 1395: 180). نظریۀ کنترل اجتماعی بر این پیشفرض استوار است که رفتارهای پرریسک متعلق به همۀ طبقات اجتماعی است و جنبۀ عمومی و جهانشمول دارد و متعلق به طبقۀ خاصی از اجتماع نیست. این نظریه بر عوامل اجتماعی و جامعهپذیری تأکید بیشتری دارد تا ویژگیهای فردی؛ علاوهبراین، نظریۀ کنترل اجتماعی بیشتر بر علتهای همنوایی بهجای علتهای ناهمنوایی تأکید دارد؛ درنهایت این نظریه بیشتر به نقش بازدارندگی و نظارتی عوامل اجتماعی در ارتباط با ریسکپذیری رفتاری پرداخته است (ادیبنیا و همکاران، 1395: 21).
نظریۀ پیوند افتراقی ساترلند[14] مشهورترین نظریه از مجموعه نظریههای جامعهپذیری یا یادگیری در مباحث کجرفتاری اجتماعی است. نکتۀ اصلی نظریۀ ساترلند این است که افراد به این علت کجرفتار میشوند که تعداد ارتباطهای انحرافی آنان بیش از ارتباطهای غیرانحرافیشان است. این تفاوت تعامل افراد با کسانی که ایدههای کجرفتارانه دارند، در مقایسه با با افرادی که از ایدههای همنوایانه برخوردارند، علت اصلی کجرفتاری آنهاست (باقری، 1396: 27). درواقع ساترلند معتقد است افرادی که ارتباط بیشتری با حامیان الگوهای رفتار مجرمانه داشته باشند، در مقایسه با کسانی که با اینگونه افراد رابطه ندارند، بیشتر مرتکب رفتارهای انحرافی میشوند. بهطور خاص این فرایند معمولاً شامل ارتباط مستقیم با افرادی است که رفتارهای متخلفانه یا مجرمانه مرتکب میشوند و نیز ارتباط غیرمستقیم با گروههای مرجع است. نظریۀ پیوند افتراقی ساترلند مدعی است افرادی که با الگوهای مرتبط با جرم در ارتباط هستند و تعاریف مثبت جرم را یاد میگیرند، بیشتر از بقیۀ درگیر رفتارهای مجرمانه میشوند (فیروزجاییان و سعادتی چافی، 1401: 194). پیوند افتراقی بر این پیشفرض بنا شده است که رفتار انحرافی موروثی و ذاتی نیست و به همان روش یاد گرفته میشود که هر رفتار دیگری آموخته میشود. در فرایند یادگیری، معاشران فرد قواعد حقوقی را بهعنوان امور مناسب یا نامناسب تعریف میکنند و فرد این تعاریف را از آنان فرامیگیرد. شخص به دلیل اینکه در معرض تعاریفی قرار میگیرد که قانونشکنی را بر احترام به قانون ترجیح میدهد، بزهکار یا جنایتکار میشوند. بدیهی است که همۀ مردم با اینگونه تعاریف برخورد دارند؛ اما مسئلۀ اساسی میزان برخورد است. ساترلند به میزان معاشرت با بزهکاران یا جنایتکاران یا درستکرداران توجه ندارد، بلکه تأکید وی به در معرض تعریفهای مناسب و نامناسب قواعد حقوقی قرار گرفتن است (اکبری و همکاران، 1395: 8). این نظریهها در مطالعات اخیر نیز تأیید شدهاند؛ برای نمونه، پژوهش تان و فانگ (2023)، نشان داد که شبکههای خانوادگی و فرهنگی میتواند ازطریق تقویت احساس تعلق و کاهش انزوای اجتماعی، میزان درگیری جوانان با رفتارهای پرریسک را بهطور معناداری کاهش دهد.
چارچوب نظری
سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی بهعنوان مفاهیمی کلیدی در تحلیل رفتارهای فردی و جمعی، نقش بسزایی در کاهش آسیبهای اجتماعی ازجمله ریسکپذیریهای رفتاری دارد. سرمایۀ اجتماعی مفهومی چندبعدی و پیچیده است که بر پایههایی چون اعتماد، هنجارهای اجتماعی، شبکههای تعامل اجتماعی و مشارکت مدنی استوار است. نظریهپردازانی همچون کلمن، پاتنام، بوردیو و فوکویاما، هریک با رویکردی خاص بر اهمیت این سرمایه در انسجام اجتماعی، تحقق علایق کنشگران و افزایش اثربخشی تعاملات اجتماعی تأکید کردهاند. کلمن سرمایۀ اجتماعی را منبعی در درون ساختارهای اجتماعی میداند که به تسهیل کنشهای فردی کمک میکند؛ درحالیکه پاتنام آن را متشکل از پیوندهای اجتماعی، هنجارهای متقابل و اعتماد میان افراد میداند که انجام فعالیتهای جمعی را امکانپذیر میسازد. همچنین، بوردیو سرمایۀ اجتماعی را در پیوند با سرمایۀ فرهنگی تحلیل میکند و آن را در قالب روابط نهادینهشدهای میبیند که میتواند به دیگر اشکال سرمایه (اقتصادی، فرهنگی و نمادین) تبدیل شود؛ در همین راستا، سرمایۀ فرهنگی نیز بهعنوان یکی از ابعاد تعیینکنندۀ جایگاه اجتماعی و رفتارهای فردی، مفهومی بنیادین تلقی میشود. بوردیو این نوع سرمایه را شامل عادتوارههای فرهنگی، سبک زندگی، زبان، ذوق و سلیقه معرفی میکند که در جریان جامعهپذیری فرد، بهویژه در نهادهایی چون خانواده و نظام آموزشی شکل میگیرد. او سرمایۀ فرهنگی را عاملی کلیدی در بازتولید نابرابری اجتماعی میداند؛ زیرا دسترسی نابرابر به آن موجب شکلگیری نابرابری در دستاوردهای تحصیلی و شغلی افراد میشود. در کنار این مفاهیم، نظریههای انحراف و یادگیری اجتماعی نیز بستر نظری مناسبی برای تحلیل ریسکپذیری رفتاری فراهم میآورد. نظریۀ فشار مرتون بر گسست میان اهداف فرهنگی و ابزارهای مشروع برای تحقق آنها تأکید دارد و بروز رفتارهای انحرافی را حاصل این شکاف میداند. همچنین نظریههای کنترل اجتماعی هیرشی و پیوند افتراقی ساترلند، پیوند فرد با جامعه و میزان معاشرت با الگوهای انحرافی را از علل کلیدی گرایش به رفتارهای پرریسک میدانند. درمجموع، سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی میتواند بهعنوان سپری در برابر گرایش به رفتارهای پرریسک ایفای نقش کند. این سرمایهها با تقویت احساس تعلق، اعتماد، مشارکت و انسجام اجتماعی، افراد را از رفتارهای مخاطرهآمیز دور میکند و به سوی هنجارهای پذیرفتهشده سوق میدهد. چنانچه میزان سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی در یک جامعه بهویژه در بین قشر دانشجو زیاد باشد، به شکل چشمگیری از بروز و گسترش ریسکپذیری رفتاری کاسته خواهد شد.
فرضیههای پژوهش
روش پژوهش
در تحقیق حاضر، رویکرد از نوع کمّی است که با استفاده از روش پیمایشی به جمعآوری دادهها پرداخته شده است. هدف این پژوهش، کاربردی بوده و تلاش دارد تا نتایجی عملی و قابلاستفاده در حوزۀ موضوع موردبررسی ارائه دهد. ازنظر ژرفایی، تحقیق حاضر پهنانگر است؛ زیرا سطحی گسترده از دادهها را بررسی میکند. همچنین، این پژوهش ازحیث زمانی مقطعی است. جامعۀ آماری تحقیق حاضر شامل کلیۀ دانشجویان دانشگاههای شهر قزوین به تعداد 39533 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران،380 نفر محاسبه شد. روش نمونهگیری در این پژوهش از نوع نمونهگیری طبقهبندی متناسب با حجم نمونه است؛ بدین صورت که پس از برآورد حجم نمونۀ کل، نمونۀ اختصاصی برای هرکدام از دانشگاهها به تفکیک جنسیت و به تناسب جمعیتشان محاسبه شد (جدول 1).
جدول 1- حجم نمونۀ اختصاصی به تفکیک دانشگاه و جنسیت
Table 1- Distribution of the sample size by University and gender
|
دانشگاه |
جمع کل |
جنسیت |
نمونه به تفکیک جنسیت |
نمونه به تفکیک دانشگاه |
|
سراسری |
5690
|
دختر |
39 |
76 |
|
پسر |
37 |
|||
|
آزاد |
15138
|
دختر |
70 |
144 |
|
پسر |
74 |
|||
|
فرهتگیان |
2500 |
دختر |
18 |
25 |
|
پسر |
7 |
|||
|
فنی و حرفه ای |
2700
|
دختر |
16 |
26 |
|
پسر |
10 |
|||
|
علمی کاربردی |
4893
|
دختر |
13 |
26 |
|
پسر |
13 |
|||
|
غیرانتفاعی |
6200
|
دختر |
30 |
60 |
|
پسر |
30 |
|||
|
پیامنور |
2412 |
دختر |
13 |
23 |
|
پسر |
10 |
ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محققساخته بوده و نوع اعتبار، صوری از نوع محتوایی است. همچنین برای برآورد پایایی تمامی متغیرها بهجز بُعد نهادینهشدۀ سرمایۀ فرهنگی (برای برآورد پایایی متغیر حاضر از کودر _ ریچاردسون استفاده شده است) از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شده است؛ دامنۀ ضریب آلفای کرونباخ بین صفر و یک است. نتایج ضریب پایایی متغیرهای پژوهش نشان میدهد که ضرایب متغیرها بیشتر از 7/0 است و نشان از پایایی مناسب ابزار اندازهگیری است (جدول 2).
جدول 2- ضریب پایایی متغیرهای تحقیق
Table 2- Reliability coefficients of the research variables
|
متغیر |
ابعاد |
تعداد سؤالات |
ضریب پایایی هر مؤلفه |
ضریب پایایی کل |
|
سرمایۀ اجتماعی |
اعتماد اجتماعی |
7 |
785/0 |
839/0 |
|
انسجام اجتماعی |
6 |
828/0 |
||
|
حمایت اجتماعی |
7 |
909/0 |
||
|
مشارکت اجتماعی |
7 |
877/0 |
||
|
سرمایۀ فرهنگی |
تجسدیافته |
7 |
707/0 |
715/0 |
|
عینیتیافته |
7 |
801/0 |
||
|
نهادینهشده |
7 |
763/0 |
||
|
ریسکپذیری رفتاری |
اعتیاد به اینترنت |
8 |
912/0 |
866/0 |
|
پرخاشگری |
7 |
709/0 |
||
|
مصرف سیگار |
4 |
929/0 |
||
|
مصرف مواد |
6 |
809/0 |
||
|
مصرف الکل |
6 |
943/0 |
||
|
روابط جنسی پرخطر |
8 |
914/0 |
||
|
تمایل به خودکشی |
7 |
850/0 |
یافتههای توصیفی
براساس نتایج توصیفی متغیرهای زمینهای، ۴/۵۲درصد از افراد مطالعهشده زنان و ۶/۴۷درصد از آنان مردان، ۲/۸۸درصد پاسخگویان مجرد، ۹/۷۳درصد از آنها دانشجویان بومی، ۷/۱۴درصد از پاسخگویان دانشجویان رشتۀ حقوق و ۸/۱۶درصد رشتۀ روانشناسی بودهاند. بیشترین پاسخگویان با ۹/۳۷درصد شامل دانشگاه آزاد و ۶/۸۲درصد از پاسخگویان، دانشجویان مقطع کارشناسی بودهاند. ۵/۳۴درصد از پاسخگویان درآمد خانوادههایشان بیشتر از ۳۰ میلیون تومان است و همچنین مطابق یافتههای تحقیق میانگین سن پاسخگویان ۲۱ سال بوده است.
آمارههای توصیفی مربوط به مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی (اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، حمایت اجتماعی مشارکت اجتماعی) نشان داد که میانگین سرمایۀ اجتماعی کل برابر با 18/65 است؛ درحالیکه میانگین طیف آن 5/67 محاسبه شده است. این تفاوت اندک بیانگر آن است که سطح سرمایۀ اجتماعی در میان دانشجویان مطالعهشده کمی پایینتر از حد متوسط قرار دارد. در بررسی مؤلفهها مشاهده شد که میانگین اعتماد اجتماعی برابر با 62/17 و اندکی بالاتر از میانگین طیف 5/17 بود که نشان میدهد سطح اعتماد اجتماعی در حد متوسط تا کمی مطلوب است. انحراف معیار 88/3 و چولگی مثبت 348/0 نیز نشاندهندۀ توزیع نسبتاً متقارن پاسخها است. انسجام اجتماعی با میانگین 44/15 و میانگین طیف ۱۵ در سطحی نزدیک به مقدار متوسط قرار دارد. چولگی منفی 067/- و انحراف معیار 49/3 بیانگر پراکندگی نسبتاً یکنواخت دادهها در این مؤلفه است. میانگین حمایت اجتماعی 37/12 به دست آمد که بهطور محسوسی کمتر از میانگین طیف 5/17 است. این یافته نشان میدهد که سطح حمایت اجتماعی در میان پاسخدهندگان پایینتر از حد انتظار است. چولگی مثبت 920/0 حاکی از تمرکز پاسخها در نمرات پایینتر است. درمقابل، مشارکت اجتماعی با میانگین 77/19 در سطحی بالاتر از میانگین طیف 5/17 قرار دارد. چولگی منفی 446/- بیانگر تمایل بیشتر پاسخدهندگان به نمرات بالاتر است. درمجموع، اگرچه مؤلفههای اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی در سطحی متوسط یا بالاتر قرار دارند، کاهش محسوس در حمایت اجتماعی موجب شده است تا سرمایۀ اجتماعی کل اندکی پایینتر از حد متوسط طیف باشد. این امر ضرورت تقویت شبکههای حمایتی و پیوندهای اجتماعی در محیط دانشگاهی را نشان میدهد.
آمارههای توصیفی مربوط به مؤلفههای سرمایۀ فرهنگی (سرمایۀ تجسدیافته، سرمایۀ عینیتیافته و سرمایۀ نهادینهشده) نشان داد که میانگین سرمایۀ فرهنگی کل برابر با 03/48 است؛ درحالیکه میانگین طیف آن 5/52 محاسبه شده است. این نتیجه بیانگر آن است که سطح کلی سرمایۀ فرهنگی در نمونۀ بررسیشده کمتر از میانگین طیف است. در سطح مؤلفهها، میانگین سرمایۀ تجسدیافته 56/18 و میانگین طیف 5/17 بود که نشان میدهد این بعد از سرمایۀ فرهنگی در حدی کمی بالاتر از مقدار متوسط قرار دارد. چولگی منفی 472/- نیز گویای تمرکز دادهها در نمرات بالاتر است. دربارۀ سرمایۀ عینیتیافته، میانگین 08/18 به دست آمد که اندکی بالاتر از میانگین طیف است و نشاندهندۀ دسترسی نسبتاً مطلوب به منابع فرهنگی عینی در میان دانشجویان است. چولگی منفی 166/- نیز توزیع تقریباً متقارنی را نشان میدهد؛ اما سرمایۀ نهادینهشده با میانگین 85/8 کمتر از میانگین طیف نظری 5/17 است. بهطورکلی، سرمایۀ فرهنگی دانشجویان در سطحی نسبتاً متوسط رو به پایین قرار دارد (جدول 3).
جدول 3- آمارههای توصیفی متغیرهای مستقل به تفکیک مؤلفه
Table 3- Descriptive statistics of independent variables by components
|
ابعاد |
میانگین |
میانگین طیف |
انحراف معیار |
چولگی |
ماکزیمم |
مینیمم |
دامنۀ تغییرات |
|
اعتماد اجتماعی |
62/17 |
5/17 |
88/3 |
348/0 |
28 |
7 |
21 |
|
انسجام اجتماعی |
44/15 |
15 |
49/3 |
067/0- |
24 |
6 |
18 |
|
حمایت اجتماعی |
37/12 |
5/17 |
39/4 |
920/0 |
28 |
7 |
21 |
|
مشارکت اجتماعی |
77/19 |
5/17 |
58/5 |
446/0- |
28 |
7 |
21 |
|
سرمایۀ اجتماعی |
180/65 |
5/67 |
01/12 |
260/0 |
108 |
38 |
78 |
|
سرمایۀ تجسدیافته |
56/18 |
5/17 |
29/3 |
472/0- |
24 |
6 |
18 |
|
سرمایۀ عینیتیافته |
08/18 |
5/17 |
35/4 |
166/0- |
28 |
7 |
21 |
|
سرمایۀ نهادینهشده |
85/8 |
5/17 |
05/1 |
639/0- |
10 |
5 |
5 |
|
سرمایۀ فرهنگی |
03/48 |
5/52 |
98/6 |
405/0- |
66 |
28 |
38 |
نتایج آمارههای توصیفی مربوط به متغیر ریسکپذیری رفتاری و مؤلفههای مربوط نشان داد که میانگین کلی ریسکپذیری رفتاری 67/126 و میانگین طیف ۱۱۵ محاسبه شده است که نشاندهندۀ سطح بالاتر ریسکپذیری در میان دانشجویان در مقایسه با مقدار متوسط است. میانگین اعتیاد به اینترنت 77/21 بود که اندکی بیشتر از میانگین طیف ۲۰ است. این یافته نشان میدهد که استفادۀ بیش از حد از اینترنت در بین دانشجویان در سطحی نسبتاً بالا قرار دارد. چولگی منفی 233/- نیز بیانگر تمایل بیشتر به نمرات بالاتر است. پرخاشگری میانگینی برابر با 23/20 داشت که نسبت به میانگین طیف 5/17 بالاتر است و بیانگر گرایش نسبی به رفتارهای پرخاشگرانه است. چولگی مثبت ۰.۵۲۰ نیز توزیع دادهها را اندکی به سمت مقادیر بالاتر متمایل نشان میدهد. مصرف سیگار با میانگین 55/12 از میانگین طیف ۱۰ فراتر رفت و سطحی بالاتر از حد متوسط را نشان داد. چولگی منفی 755/- نیز بیانگر تمرکز نسبی دادهها در نمرات بالا است. مصرف مواد با میانگین 38/20 نسبت به میانگین طیف ۱۵ اختلاف چشمگیری دارد. این یافته حاکی از سطح نسبتاً بالای مصرف مواد در نمونۀ بررسیشده است. میانگین مصرف الکل 03/18 به دست آمد که از میانگین طیف ۱۵ بالاتر است. چولگی منفی 555/- نشان میدهد که بخش درخورتوجهی از پاسخدهندگان نمرات نسبتاً بالایی در این زمینه کسب کردهاند. روابط جنسی پرخطر با میانگین 26/25 از میانگین طیف ۲۰ فراتر رفت و در مقایسه با سایر مؤلفههای ریسک، بیشترین سطح میانگین را نشان داد. چولگی منفی ۰.۸۰۴- نیز مؤید تمرکز پاسخها در سمت نمرات بالا است. میانگین تمایل به خودکشی 78/18 است که کمی بالاتر از میانگین طیف 5/17 قرار دارد و نشان میدهد گرایش به این رفتار در حد متوسط است. درمجموع، بیشتر مؤلفههای ریسکپذیری رفتاری بالاتر از سطح متوسط قرار دارند، بهویژه رفتارهایی مانند مصرف مواد، روابط جنسی پرخطر و اعتیاد به اینترنت. تنها تمایل به خودکشی در سطح پایینتری گزارش شده است. این الگو نشان میدهد که ریسکپذیری رفتاری در بین دانشجویان شهر قزوین در حد نسبتاً بالایی قرار دارد و نیازمند برنامهریزیهای آموزشی و مداخلات پیشگیرانه است (جدول 4).
جدول 4- آمارههای توصیفی متغیر ریسکپذیری رفتاری و مؤلفهها
Table 4- Descriptive statistics of behavioral risk-taking variable and its components
|
متغیر |
میانگین |
میانگین طیف |
انحراف معیار |
چولگی |
ماکزیمم |
مینیمم |
دامنۀ تغییرات |
|
اعتیاد به اینترنت |
77/21 |
20 |
25/6 |
233/0- |
32 |
8 |
24 |
|
خشونت وپرخاشگری |
23/20 |
5/17 |
01/5 |
520/0 |
28 |
7 |
21 |
|
مصرف سیگار |
55/12 |
10 |
81/3 |
755/0- |
16 |
4 |
12 |
|
مصرف مواد |
38/20 |
15 |
41/5 |
534/0 |
24 |
6 |
18 |
|
مصرف الکل |
03/18 |
15 |
66/5 |
555/0- |
24 |
6 |
18 |
|
روابط جنسی پرخطر |
26/25 |
20 |
37/6 |
804/0- |
32 |
8 |
24 |
|
خودکشی |
78/18 |
5/17 |
52/3 |
527/0 |
28 |
7 |
21 |
|
ریسک پذیری رفتاری |
67/126 |
115 |
79/22 |
512/0- |
167 |
50 |
117 |
یافتههای استنباطی
برای بررسی رابطۀ بین مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی و ریسکپذیریهای رفتاری دانشجویان دانشگاههای شهر قزوین، از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی و مؤلفههای مختلف ریسکپذیری رفتاری روابط معناداری وجود دارد که در ادامه به تفکیک هر مؤلفه بیان میشود. دررابطهبا اعتیاد به اینترنت، انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی رابطۀ معناداری نداشتند؛ اما حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی در سطح معناداری کمتر از 01/0 رابطۀ منفی و معناداری با اعتیاد به اینترنت داشتند. همچنین سرمایۀ اجتماعی کلی نیز در همین سطح معناداری نقش بازدارندهای در برابر این رفتار ایفا کرد. درخصوص خودکشی، تمامی مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی شامل انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی، در سطح معناداری کمتر از 05/0 با این رفتار رابطۀ معنادار داشتند. سرمایۀ اجتماعی کل نیز در سطح معناداری کمتر از 01/0 نقش مهمی در پیشگیری از این رفتار ایفا کرد. مصرف سیگار نیز با تمام مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی در سطح معناداری کمتر از 05/0 رابطۀ منفی و معناداری داشت؛ بهطوریکه انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی و همچنین حمایت و مشارکت اجتماعی نقش بازدارنده در این رفتار داشتند. مصرف الکل با انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی رابطۀ معناداری نداشت؛ اما حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی در سطح معناداری کمتر از 01/0 رابطۀ منفی و معناداری با مصرف الکل داشت. همچنین سرمایۀ اجتماعی کلی نیز در سطح معناداری کمتر از 01/0 رابطۀ معنادار با کاهش مصرف الکل داشت. مصرف مواد مخدر با انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی رابطۀ معنادار نداشت؛ اما اعتماد اجتماعی در سطح معناداری کمتر از 05/0 و حمایت اجتماعی در سطح کمتر از 01/0 رابطۀ منفی و معناداری با مصرف مواد مخدر داشتند. سرمایۀ اجتماعی کل نیز رابطۀ منفی و معناداری با مصرف مواد مخدر نشان داد. درخصوص خشونت و پرخاشگری، تمامی مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی در سطح معناداری کمتر از 01/0 رابطۀ منفی و معناداری با این رفتار داشت که بیانگر نقش مهم سرمایۀ اجتماعی در کاهش خشونت است. روابط جنسی پرخطر نیز با همۀ مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی در سطوح معناداری کمتر از 05/0 و 01/0 رابطۀ منفی و معنادار داشت که نشاندهندۀ اهمیت سرمایۀ اجتماعی در پیشگیری از این رفتارهای پرخطر است. بهطورکلی، یافتهها حاکیازآن است که مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی نقش بازدارنده و محافظتی در برابر رفتارهای ریسکپذیری مختلف دارند؛ هرچند شدت این رابطه در برخی موارد متفاوت است و در برخی مؤلفهها ممکن است رابطهای معنادار مشاهده نشود (جدول 5).
جدول 5- آزمون همبستگی بین متغیر سرمایۀ اجتماعی با ریسکپذیری رفتاری
Table 5- Correlation test between social capital and behavioral risk-taking
|
ریسکپذیری رفتاری |
انسجام اجتماعی |
اعتماد اجتماعی |
حمایت اجتماعی |
مشارکت اجتماعی |
سرمایۀ اجتماعی |
|||||
|
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
|
|
اعتیاد به اینترنت |
057/0- |
271/0 |
009/- |
857/0 |
**208/0- |
000/0 |
**178/0- |
001/0 |
**169/0- |
001/0 |
|
خودکشی |
**172/- |
001/0 |
**160/0- |
002/0 |
*117/- |
022/0 |
**205/- |
000/0 |
**239/- |
000/0 |
|
مصرف سیگار |
**158/0- |
002/0 |
*128/0- |
013/0 |
**213/0- |
000/0 |
**265/0- |
000/0 |
**287/0- |
000/0 |
|
مصرف الکل |
*109/0- |
034/0 |
084/0- |
102/0 |
**199/0- |
000/0 |
**331/0- |
000/0 |
**283/0- |
000/0 |
|
مصرف مواد مخدر |
076/0- |
140/0 |
*110/0- |
033/0 |
**228/0- |
000/0 |
063/0- |
225/0 |
**165/0- |
001/0 |
|
خشونت |
**229/0- |
000/0 |
**136/0- |
008/0 |
**248/0- |
000/0 |
**223/0- |
000/0 |
**303/0- |
000/0 |
|
روابط جنسی پرخطر |
*109/0- |
038/0 |
**153/0- |
003/0 |
**290/0- |
000/0 |
**291/0- |
000/0 |
**321/0- |
000/0 |
**: معناداری در سطح 01/0 *: معناداری در سطح ۰۵/۰
یافتههای حاصل از آزمون همبستگی بین مؤلفههای سرمایۀ فرهنگی و ریسکپذیری رفتاری دانشجویان نشان داد که رابطۀ اعتیاد به اینترنت با سرمایههای فرهنگی عینیتیافته و تجسدیافته معنادار بوده و نوع رابطه نیز منفی بوده است؛ اما سرمایۀ تجسد نهادینهشده و سرمایۀ فرهنگی کل، رابطۀ معنادار با اعتیاد به اینترنت نداشتند. درخصوص خودکشی، سرمایۀ فرهنگی تجسدیافته و سرمایۀ فرهنگی کل با این رفتار پرریسک همبستگی معنادار در سطح خطای کوچکتر از 01/0 داشته است. طبق یافتهها، سرمایۀ فرهنگی تجسدیافته در سطح معناداری کمتر از 01/0 و سرمایۀ فرهنگی کل در سطح معناداری کمتر از 05/0 با مصرف سیگار رابطۀ معنادار و معکوسی داشته است. مصرف الکل نیز با سرمایۀ فرهنگی عینیتیافته و نهادینهشده رابطۀ معناداری داشته است؛ درحالیکه سایر مؤلفهها رابطۀ معناداری با مصرف الکل نداشته است. مصرف مواد مخدر با سرمایۀ فرهنگی تجسدیافته و سازۀ سرمایۀ فرهنگی در سطح معناداری کمتر از 01/0 رابطۀ منفی و معناداری داشت. خشونت و پرخاشگری با سرمایۀ نهادینهشده، سرمایۀ تجسدیافته و سرمایۀ فرهنگی کل رابطۀ منفی و معناداری داشت؛ بهطوریکه سرمایۀ نهادینهشده در سطح معناداری کمتر از 01/0 و سرمایۀ تجسدیافته و سرمایۀ فرهنگی کل در سطح کمتر از 05/0 با این رفتار مرتبط بود؛ درنهایت، روابط جنسی پرخطر با سرمایۀ عینیتیافته رابطۀ منفی و معناداری در سطح کمتر از 05/0 داشت و با سرمایۀ فرهنگی تجسدیافته و سرمایۀ فرهنگی کل در سطح معناداری کمتر از 01/0 ازنظر آماری همبستگی معکوس و معناداری داشته است (جدول 6).
جدول 6- آزمون همبستگی بین متغیر سرمایۀ فرهنگی با ریسکپذیری رفتاری
Table 6- Correlation test between cultural capital and behavioral risk-taking
|
ریسکپذیری رفتاری |
سرمایۀ عینیتیافته |
سرمایۀ نهادینهشده |
سرمایۀ تجسدیافته |
سرمایۀ فرهنگی |
||||
|
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
|
|
اعتیاد به اینترنت |
*117/0- |
024/0 |
101/0- |
050/0 |
**298/- |
000/0 |
010/0- |
849/0 |
|
خودکشی |
092/0 |
074/0 |
014/0- |
788/0 |
**243/- |
000/0 |
**175/- |
000/0 |
|
مصرف سیگار |
042/0- |
410/0 |
077/0- |
132/0 |
294**/- |
000/0 |
*106/- |
040/0 |
|
مصرف الکل |
*104/0- |
043/0 |
008/0- |
876/0 |
**155/- |
000/0 |
006/0- |
903/0 |
|
مصرف مواد مخدر |
050/0- |
334/0 |
058/0- |
260/0 |
**133/- |
009/0 |
**156/- |
000/0 |
|
خشونت |
093/0- |
072/0 |
**138/- |
007/0 |
*102/- |
047/0 |
*103/- |
045/0 |
|
روابط جنسی پرخطر |
*117/0- |
025/0 |
005/- |
924/0 |
**172/- |
000/0 |
**148/0- |
000/0 |
**: معناداری در سطح 01/0 *: معناداری در سطح ۰۵/۰
برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقفل بر متغیر ریسکپذیریهای رفتاری، از تحلیل رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج آزمون F با مقدار 93/28 و سطح معناداری کمتر از 01/0 نشان داد که مدل رگرسیون ازلحاظ آماری معنادار است. همچنین آمارۀ دوربین_واتسون برابر با 656/1 بود که بیانگر عدموجود خودهمبستگی بین باقیماندههاست. ضریب تبیین اصلاحشده برابر با 352/0، بدان معناست که متغیرهای حاضر در مدل رگرسیونی توانسته است حدود 2/35 درصد از واریانس ریسکپذیریهای رفتاری دانشجویان را تبیین کند. در این میان، متغیرهای اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی، سرمایۀ تجسدیافته، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، سرمایۀ عینیتیافته و سرمایۀ نهادینهشده به ترتیب بیشترین تأثیر را بر ریسکپذیری دانشجویان داشته است. نوع تأثیرات یادشده نیز منفی و معکوس بوده است که نشان میدهد با افزایش ابعاد سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی، تمایل به ریسکپذیری کاهش مییابد. درمجموع، یافتهها بیانگر آن است که سرمایههای اجتماعی و فرهنگی نقش بازدارندهای در برابر ریسکپذیری رفتاری ایفا میکنند و میتوان از آنها بهعنوان عوامل پیشبینیکنندۀ مؤثر یاد کرد (جدول 7).
جدول7- آمارههای تحلیل رگرسیونی چندمتغیرۀ ریسکپذیری رفتاری
Table 7-Multivariate regression statistics for behavioral risk-taking
|
متغیر |
مقدار بتا |
مقدار t |
سطح معناداری |
آنالیز واریانس |
همبستگی چندگانه R
614/0 |
ضریب تبیین |
ضریب تبیین اصلاحشده
352/0 |
دوربین- واتسون
656/1 |
|
|
مقدار F |
sig |
||||||||
|
اعتماد اجتماعی |
539/- |
631/7- |
000/0 |
93/28 |
000/0 |
371/0 |
|||
|
حمایت اجتماعی |
483/0 |
801/6- |
000/0 |
||||||
|
سرمایۀ تجسدیافته |
449/0- |
393/6- |
000/0 |
||||||
|
انسجام اجتماعی |
366/0- |
788/5- |
000/0 |
||||||
|
مشارکت اجتماعی |
335/0- |
135/4- |
000/0 |
||||||
|
سرمایۀ عینیتیافته |
314/0- |
951/3- |
000/0 |
||||||
|
سرمایۀ نهادینهشده |
241/0- |
786/3- |
002/0 |
||||||
بحث و نتیجه
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی با ریسکپذیری رفتاری در میان دانشجویان دانشگاههای شهر قزوین انجام شد. یافتهها نشان داد که میان سرمایههای اجتماعی و فرهنگی با ریسکپذیری رفتاری دانشجویان رابطهای معکوس و معنادار وجود دارد. این نتیجه بیانگر آن است که افزایش پیوندهای اجتماعی، احساس اعتماد و حمایت متقابل و همچنین ارتقای آگاهیها و ارزشهای فرهنگی میتواند به کاهش رفتارهای پرخطر و درنتیجه بهبود کیفیت سبک زندگی جوانان منجر شود؛ بدین ترتیب، ریسکپذیری رفتاری بهمنزلۀ یکی از شاخصهای سبک زندگی ناسالم، در تعامل مستقیم با میزان سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی افراد قرار دارد. درواقع، هرچه دانشجویان از شبکههای ارتباطی قویتر، مشارکت اجتماعی بیشتر و سرمایۀ فرهنگی غنیتری برخوردار باشند، احتمال درگیرشدن در رفتارهای ناسالم و پرخطر در آنان کاهش مییابد. این نتایج تأکیدی بر نقش بازدارندۀ سرمایههای اجتماعی و فرهنگی در شکلگیری سبک زندگی سالم و پیشگیری از آسیبهای رفتاری در نسل جوان است. از منظر نظری، یافتهها با دیدگاه بوردیو در زمینۀ اهمیت سرمایۀ فرهنگی و اجتماعی در شکلدهی به رفتارهای فردی و اجتماعی همخوانی دارد. بوردیو (1986) بر این باور است که سرمایۀ فرهنگی، مجموعهای از ارزشها، مهارتها و آگاهیهایی است که فرد را برای انطباق با هنجارها توانمند میکند و از بروز رفتارهای ناسازگارانه میکاهد. درواقع، سرمایۀ فرهنگی ظرفیت انطباق با هنجارهای اجتماعی و کاهش ریسکپذیری را افزایش میدهد. سرمایۀ اجتماعی نیز ازطریق اعتماد، حمایت، مشارکت و انسجام اجتماعی، افراد را به شبکههای اجتماعی سالم متصل میکند و از گرایش به رفتارهای پرریسک جلوگیری میکند. کلمن (1988) و پاتنام (2000) بر نقش سرمایۀ اجتماعی در تسهیل همکاری اجتماعی و کاهش رفتارهای انحرافی تأکید دارند. فوکویاما (2012) نیز تأکید میکند که افزایش اعتماد و پیوندهای اجتماعی، انسجام و نظم اجتماعی را تقویت میکند و تمایل به رفتارهای پرریسک را کاهش میدهد. نظریۀ کنترل اجتماعی هیرشی (1969) نیز بیان میکند که وجود پیوندهای مستحکم اجتماعی، افراد را از بزهکاری و ناهنجاری بازمیدارد؛ بنابراین، تقویت ارتباطات اجتماعی سالم در محیط دانشگاهی میتواند عاملی مؤثر در کنترل ریسکپذیری رفتاری دانشجویان باشد.
در تبیین تفاوت میان مؤلفهها باید توجه داشت که برخی از ابعاد سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی در همۀ حوزههای ریسکپذیری نقش یکسانی نداشته است؛ برای نمونه، درحالیکه حمایت اجتماعی با رفتارهایی مانند اعتیاد به اینترنت یا مصرف الکل رابطۀ معنادار و منفی نشان داده است، انسجام اجتماعی با این دو رفتار رابطهای نداشته است. این تفاوت میتواند ناشی از ماهیت فردیتر این نوع رفتارها باشد؛ به این معنا که در رفتارهایی همچون استفادۀ افراطی از اینترنت، حمایت مستقیم و عاطفی اطرافیان (خانواده، دوستان یا همکلاسیها) نقش پیشگیرانهتری دارد؛ درحالیکه انسجام اجتماعی بیشتر در رفتارهای جمعی و تعاملمحور (مانند خشونت یا روابط پرخطر) اثرگذار است. به بیان دیگر، انسجام اجتماعی نوعی پیوند ساختاری است که کارکرد آن در بستر روابط بینفردی و تعاملات اجتماعی بروز مییابد؛ درحالیکه حمایت اجتماعی ماهیتی کارکردیتر و در دسترستر دارد. بهطور مشابه، در سرمایۀ فرهنگی نیز مشاهده شد که برخی ابعاد همچون سرمایۀ تجسدیافته، بیشترین ارتباط منفی را با ریسکپذیری رفتاری داشت. این یافته را میتوان با تأکید بوردیو (1986) بر تجسد فرهنگی یعنی درونیشدن ارزشها و هنجارهای فرهنگی در شخصیت فرد تبیین کرد. زمانی که دانشجویان ارزشهای فرهنگی را بهصورت درونی تجربه و در رفتار خود متجلی میسازند، احتمال درگیرشدن در رفتارهای پرریسک کاهش مییابد. درمقابل، سرمایههای فرهنگی عینی یا نهادی که بیشتر به منابع بیرونی (مانند مدارک یا امکانات فرهنگی) وابستهاند، ممکن است بهتنهایی نتوانند مانع گرایش فرد به این نوع رفتارها شوند.
نکتۀ دیگر اینکه، ضریب تبیین مدل رگرسیونی نشان داد که حدود ۳۵ درصد از تغییرات ریسکپذیری رفتاری دانشجویان توسط سرمایههای اجتماعی و فرهنگی تبیین میشود. این یافته ضمن تأکید بر اهمیت این دو سرمایه، بیانگر آن است که بخشی از ریسکپذیری رفتاری نیز تحتتأثیر عوامل دیگری چون شرایط اقتصادی، فشار تحصیلی، رسانهها یا گروه همسالان قرار دارد. ازآنجاکه متغیر گروه همسالان در این پژوهش مستقیماً سنجیده نشده، ارجاع به نظریۀ پیوند افتراقی ساترلند (1978) صرفاً بهصورت تبیینی و برای تأکید بر فرایندهای یادگیری اجتماعی در رفتارهای پرخطر قابلاستفاده است، نه بهعنوان مبنای تجربی پژوهش. درواقع، میتوان گفت شبکههای اجتماعی و فرهنگی سالم که بهصورت سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی در محیط دانشگاهی شکل میگیرند، میتواند مسیر یادگیری رفتارهای پرریسک را تضعیف کرده و ازطریق هنجارسازی رفتارهای سالم، نقش بازدارنده ایفا کند. درمجموع، یافتههای پژوهش حاضر ضمن همسویی با نتایج مطالعات تجربی پیشین عشایری و همکاران (۱۴۰۱)، واعظی و همکاران (۱۴۰۰)، بهرامی و همکاران (۱۳۹۹)، کوچانی اصفهانی و بحرانی (1398)، نیازی و همکاران (۱۳۹7)، دانافر و دهقانی (1394) و مارتینز-کاسانووا و همکاران (2024)، تان و فانگ (2023)، بانستولا و همکاران (2020)، ویاپود و همکاران (2016)، مگسون و همکاران (2015)، گاگنه و همکاران (2015)، عمدتاً بر نقش حفاظتی سرمایههای اجتماعی و فرهنگی در کاهش ریسکپذیری رفتاری دانشجویان تأکید دارد. بهطورکلی، یافتهها نشان میدهد که مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی نقش بازدارنده و پیشبینیکنندۀ مهمی در برابر ریسکپذیری رفتاری دارد و توجه به ابعاد مختلف آنها میتواند به کاهش پیامدهای منفی ریسکپذیری و ارتقای سلامت اجتماعی دانشجویان منجر شود. باتوجهبه نتایج نظری و تجربی پژوهش میتوان پیشنهادات زیر را ارائه کرد:
تقویت اعتماد اجتماعی ازطریق برنامههای مشارکتی هدفمند: یافتههای تحقیق نشان داد که اعتماد اجتماعی یکی از مؤلفههای کلیدی سرمایۀ اجتماعی است که رابطۀ معکوس و معناداری با ریسکپذیری رفتاری دارد؛ بنابراین، دانشگاهها میتوانند با ایجاد و حمایت از تشکلها، انجمنها و گروههای دانشجویی، فضایی ایجاد کنند که دانشجویان احساس کنند در یک محیط اعتمادمحور قرار دارند. برگزاری نشستهای گروهی، جلسات هماندیشی و پروژههای مشترک میتواند حس تعلق و انسجام را افزایش دهد و به کاهش ریسکپذیری یاری کند.
تقویت حمایت اجتماعی ازطریق سیستمهای مشاوره و حمایتی: ازآنجاکه حمایت اجتماعی نیز تأثیر درخورتوجهی در کاهش رفتارهای پرریسک داشته است، توصیه میشود که دانشگاهها سیستمهای مشاورۀ تخصصی روانشناسی و حمایتی را توسعه دهند. این مراکز باید دسترسی آسان، مشاورههای تخصصی و آموزش مهارتهای مقابله با فشارهای روانی و اجتماعی را برای دانشجویان فراهم کند تا حمایت اجتماعی عملی و ملموس ارتقا یابد.
افزایش مشارکت اجتماعی با برنامههای توسعۀ مهارتهای شهروندی و مسئولیتپذیری: دانشگاهها میتوانند با طراحی برنامههایی نظیر کارگاههای آموزش مهارتهای شهروندی، مسئولیتپذیری اجتماعی و فعالیتهای داوطلبانه، انگیزۀ دانشجویان را برای مشارکت فعال در جامعه و محیط دانشگاه افزایش دهند. این امر نهتنها سرمایۀ اجتماعی را افزایش میدهد، بلکه حس تعلق و پایبندی به ارزشهای جمعی را تقویت میکند.
ارتقای انسجام اجتماعی ازطریق برنامههای گروهی و رویدادهای دانشگاهی: برگزاری رویدادهای اجتماعی، فرهنگی و ورزشی با هدف ایجاد حس همبستگی و ارتباط میان دانشجویان میتواند انسجام اجتماعی را تقویت کند. این فضاها فرصت تعامل سالم و کاهش انزوا را فراهم میآورد که بهنوبۀ خود از تمایل به ریسکپذیری جلوگیری میکند.
تقویت سرمایۀ فرهنگی ازطریق آموزش و ترویج سبک زندگی سالم: دانشگاهها باید با برگزاری دورههای آموزشی مرتبط با سلامت روان، مدیریت استرس، آگاهیبخشی دربارۀ پیامدهای رفتارهای پرریسک و ترویج سبک زندگی سالم، این نوع سرمایۀ فرهنگی را ارتقا دهند. همچنین، ایجاد فضاهای فرهنگی و هنری که فرصتی برای بروز و توسعۀ سرمایۀ فرهنگی دانشجویان باشد، توصیه میشود.
توسعۀ سرمایۀ فرهنگی نهادی با تقویت نهادهای آموزشی و فرهنگی دانشگاه: سرمایۀ فرهنگی نهادی به معنای دسترسی به نهادها و منابع فرهنگی است. دانشگاهها باید با بهبود زیرساختهای آموزشی، فرهنگی و رفاهی امکان بهرهمندی دانشجویان از منابع فرهنگی را افزایش دهند. این امر به کاهش فشارهای ناشی از کمبود منابع کمک میکند و زمینهساز کاهش ریسکپذیری رفتاری میشود.
آموزش و فرهنگسازی خانوادهها و جامعۀ پیرامونی دانشجویان: ازآنجاییکه سرمایههای اجتماعی و فرهنگی تحتتأثیر محیط اجتماعی گستردهتر قرار دارند، توصیه میشود برنامههای آموزشی برای خانوادهها و جامعۀ پیرامونی دانشجویان برگزار شود. این برنامهها میتواند نقش حمایت اجتماعی و فرهنگی خانوادهها را تقویت کند و ازطریق شبکههای اجتماعی گستردهتر، اثر محافظتی سرمایههای اجتماعی را در جامعه افزایش دهد.
درنهایت، پیشنهاد میشود که دانشگاهها و نهادهای مرتبط با جوانان با برنامهریزیهایی برای تقویت سرمایههای اجتماعی و فرهنگی، ازطریق ایجاد فضاهای مشارکتی، افزایش حمایتهای اجتماعی و ارتقای فرهنگ دانشجویی سالم، زمینۀ کاهش ریسکپذیری رفتاری را فراهم آورند. همچنین، سیاستگذاران اجتماعی میتوانند با در نظر گرفتن این عوامل، برنامههای پیشگیرانۀ مؤثرتری طراحی کنند؛ علاوهبراین، توجه به ابعاد مختلف سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی و نقش آنها در تنظیم رفتارهای اجتماعی، میتواند گامی مهم در جهت بهبود سبک زندگی سالم و سلامت اجتماعی جامعۀ دانشگاهی باشد و از پیامدهای منفی رفتارهای پرریسک بکاهد.
[1] Martinez-Casanova et al
[2] Tan & Fang
[3] Banstola
[4] Viapude
[5] Magson
[6] Gagne
[7] Bourdieu
[8] Digital Cultural Capital
[9] Robert Merton
[10] crime
[11] Social System
[12] Social Construction
[13] Hirschi
[14] Sutherland