نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار، گروه جامعهشناسی، دانشکده علومانسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
2 استادیار بخش تحقیقات اقتصادی اجتماعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی، اراک، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Introduction
The current state of environmental behavior and performance in Iran is concerning. According to the 2024 assessment of environmental sustainability indicators, Iran ranks 113th out of 180 countries. This marks a decline from 133rd in 2023 and 105th in 2016. Over the past two decades, the environmental situation in Iran has deteriorated significantly, exhibiting consistently negative trends. In this study, we utilized meta-analysis to address the contradictions found in the existing research on environmental behavior, particularly in light of the increasing volume of scientific output in this field. Our aim was to synthesize previous findings and identify the key factors influencing environmental behavior. This approach will help prevent redundant research efforts and facilitate a more comprehensive understanding of the factors affecting environmental behavior in Iran.
Materials & Methods
This study employed a meta-analysis approach. The sampling frame included all studies published between 2005 and 2024 on the topic of "environmental behaviors" in reputable scientific journals indexed in the Magiran, Olom Ensani, and SID databases. The inclusion criteria for this analysis required that articles explicitly address environmental behaviors in their titles, fall within the specified time frame, utilize quantitative methods, and provide the necessary statistics for calculating effect sizes, such as correlation coefficients, sample sizes, and the direction of relationships. Initially, 152 articles related to this topic were identified. Following a review based on the relevance of the article content to environmental behaviors and the availability of data for effect size calculations, this number was refined to 54 articles for analysis.
Discussion of Results & Conclusion
The findings of this study indicated that environmental behaviors had primarily been examined through the lens of social sciences, particularly sociology. There was a significant emphasis on psychological and social variables, including environmental attitudes, awareness, knowledge, values, norms, and behavioral tendencies. Among these factors, the tendency toward pro-environmental behavior exhibited the largest effect size and was identified as the strongest predictor of environmental behavior in this meta-analysis. The results further highlighted that environmental behavior was a multifaceted phenomenon influenced simultaneously by attitudes, awareness, norms, and various social and cultural contexts. Theoretical analysis of these variables framed within established theories in the field of environmental behavior revealed that the Theory of Planned Behavior and the Value-Belief-Norm Theory had the greatest empirical capacity for explaining these behaviors. Additionally, the New Environmental Paradigm was gradually shaping attitudes and behavioral tendencies within Iranian society.
A significant portion of this research focused on examining how the effectiveness of various variables had evolved over time. The findings revealed that the effects sizes of variables, such as environmental attitude, awareness, and knowledge had increased markedly in the last decade (2015-2024) compared to the previous decade (2005-2014). This change suggested a greater influence of cultural, media, and educational initiatives on individuals' environmental attitudes and behaviors. This growth in effectiveness presented an opportunity as the society appeared to be more receptive to and internalizing environmental concepts. Such effectiveness could be further enhanced through targeted policymaking and interventions. While mass media and social networks were increasingly pivotal in fostering environmental awareness, the specific and influential roles of media, influencers, and digital platforms on environmental behaviors in Iran warranted empirical investigation. The findings underscored the importance of cognitive, attitudinal, and cultural components in understanding environmental behavior. They demonstrated that changing environmental behaviors could be achieved not only through punitive policies, but also through educating, awareness-raising, strengthening social capital, and fostering positive collective norms. Therefore, designing educational and cultural interventions grounded in empirical evidence could significantly enhance the environmental behaviors of Iranian citizens.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
در سراسر جهان کیفیت محیطزیست با مشکلاتی چون گرمشدن جهانی زمین، آلودگی آبها، کاهش سریع جنگلها و افزایش سریع بیابانزایی تهدید میشود (Bahta, 2020; David et al., 2020). بسیاری از کشورها به اهمیت افراد در مدیریت و حفظ محیطزیست پیبردهاند و بهتدریج آنها را در فرایند تأثیرگذاری بر تصمیمات خود وارد کردهاند (Sobel, 2021). رفتارهای طرفدار محیطزیست توجه تحقیقاتی درخور توجهی را به خود جلب کرده است؛ زیرا جهان با چالشهای زیستمحیطی روبهرشدی مواجه است. این رفتارها که به نفع محیطزیست هستند یا به حداقل رساندن آسیب به آن منجر میشوند، متأثر از عوامل مختلف روانی، اجتماعی و زمینهای قرار دارند (Tsai & Tan, 2022).
در قرن بیستم، دانشمندان شروع به مطالعات جامعهشناسی دربارۀ رفتار کردند. نوربرت الیاس[1] (2000) بیشتر کار خود را وقف کشف زیربنای جامعهشناسی این پدیده کرد. ازنظر الیاس، احساسات ما دربارۀ این است که چه رفتارهایی خوب و بد، رفتارهایی مناسب و ناشایست و رفتارها و منشهای مدنی و غیرمدنی را تشکیل میدهد و درنهایت ماهیت اجتماعی دارند؛ بااینحال، داشتن ماهیت اجتماعی، آنها را از عینیت و واقعیبودن دور نمیکند. با گذشت زمان، ازطریق اعمال تکراری، این ساختارهای اجتماعی بدیهی تلقی میشوند و منشأ آنها کمتر روشن میشود. در یک کلام، آنها «طبیعی» میشوند، بهویژه آن دسته از احساسات و رفتارهایی که مربوط به درک ما از مدنیت است. رفتارها بهطور تصادفی رخ نمیدهند. رفتار ماهیتی استراتژیک دارد. بروز رفتارهای اجتماعی مطلوب افراد بیشتر به صرف زمان و پول (برای مثال گذراندن دورههای آموزشی) نیاز دارد. ازنظر پیر بوردیو[2] (1984)، نظریهپرداز اجتماعی فرانسوی، رفتار میتواند شکل نوعی سرمایه را بهخود بگیرد؛ چیزی که او آن را «سرمایۀ فرهنگی» نامید. به عقیدۀ الیاس (2000) و بوردیو (1984)، رفتار به جامعه نظم میدهد. افراد را در گروههایی سازماندهی میکند و در هویتهای طبقاتی و فردی جای میدهدد. رفتارهای زیستمحیطی اجتماعی میتواند هزینهها را کاهش دهد؛ زیرا همکاری را تسهیل میکند و احتمال اقدامات خودخواهانه را که به قیمت بهزیستی اجتماعی و محیطی تمام میشود، کاهش دهد (Carolan, 2022). بهنظر میرسد سرمایهگذاری تنها در سرمایۀ طبیعی بهندرت باعث ایجاد تغییرات درازمدت نگرشی و رفتارهای زیستمحیطی میشود. درصورتیکه مقررات، قوانین و مشوقهای اقتصادی به تشویق تغییر در رفتار افراد منجر میشود (برای مثال اتخاذ روشهایی برای کاهش فرسایش خاک)؛ بههمین دلیل است که کشاورزان، زمانی که انگیزههای تشویقی حذف میشوند یا قوانین اجرا نمیشوند، کمتر تمایل دارند به شیوههای مدیریتی و حفاظتی برگردند (Mulema et al., 2021).
این تغییرات نگرشی عمیقتر، اگرچه یکشبه اتفاق نمیافتد، ما از مشارکت مکرر در شبکهای اجتماعی با سطوح کافی از اعتماد متقابل، ارتباطگرفتن (روابط «سطحی») و پیوند (روابط «عمیق») و فرصتهایی برای بروز رفتار اجتماعی حادث میشوند. به گفتۀ مارکس، از اواسط قرن نوزدهم بحرانهای زیستمحیطی از کاهش حاصلخیزی خاک کشاورزی گرفته تا افزایش سطح فاضلاب در شهرها و شرایط زندگی بههمان اندازۀ اسفناک کارگران شهری، اختلالی («شکاف») در وضعیت پایداری ایجاد کرد. این شکاف متابولیک اجتماعی-اکولوژیکی به گسترش شیوههای تولید سرمایهداری و شهرنشینی انجامید. این فرایند، شکافی را در سیستمهای اکولوژیکی ایجاد کرد که به تخریب محیطزیست در مناطق تولید و مصرف منجر شد (Carolan, 2022).
ایران پتانسل زیستمحیطی خوبی مثل تنوع و تعدد گیاهی و جانوری دارد. تنوع گیاهان در ایران در غرب آسیا منحصربهفرد است، تاجاییکه ایران پس از ترکیه در رتبۀ دوم قرار دارد. به دلیل فعالیتهای انسانی، تنوع زیستی با تهدیدات متعددی ازجمله از بین رفتن و تکهتکه شدن زیستگاه، بهرهبرداری بیشازحد از منابع طبیعی، آلودگی، گونههای مهاجم و تغییرات آبوهوایی مواجهشده است که به انقراض بسیاری از گونهها و تخریب اکوسیستمها در ایران منجرشده است (Tahbaz, 2016). وضعیت رفتارهای و عملکرد زیستمحیطی در کشور ایران مناسب نیست. رتبۀ ایران در ارزیابی شاخصهای پایداری محیطزیست (2024)، 113 از 180 کشور بوده است. رتبۀ وضعیت شاخصهای پایداری در سال 2023، 133 و در سال 2016 در رتبۀ 105 بود. وضعیت محیطزیست ایران در دو دهۀ اخیر بسیار بد بوده است و روندهای منفی را به خود اختصاص داده است. این وضعیت زمانی نامطلوبتر ارزیابی میشود که توجه شود شاخصهای پایداری ایران در سال 2010 در رتبۀ 78 و در سال 2008 در رتبۀ 68 قرار داشته است. (Global Environmental Performance Index, 2024).
باتوجهبه اهمیت مطالعۀ رفتارهای زیستمحیطی، مطالعات متعددی تلاش کردند تا مهمترین عوامل مؤثر بر رفتار زیستمحیطی را شناسایی کنند. مرور پیشیۀ مطالعات مرتبط نشان میدهد که عوامل مختلفی در بروز رفتارهای زیستمحیطی افراد مؤثر هستند. عوامل مختلف زمینهای و رفتاری بر بروز رفتارهای محیطزیستگرایانه تأثیر میگذارد (Callejas Moncaleano et al., 2021; Russell & Fielding, 2010). عوامل زمینهای به ویژگیهای زمینهای افراد و محیط فیزیکی آنها اشاره دارد (Dreibelbis et al., 2013). این عوامل بهطرق مختلف بر بروز رفتار تأثیر میگذارد و ممکن است بروز رفتارها را تسهیل یا محدود کنند. عوامل زمینهای شامل زمینههای اجتماعی، اقتصادی، فنی، محیطزیستی و نهادی، مهارتهای کسبشده، شرایط آنی شخصی، منابع اقتصادی، قابلیتها، مقررات و غیره است (Callejas Moncaleano et al., 2021). سه عامل اجتماعی، اقتصادی و فنی در پیشبینی استفاده از رفتار زیستمحیطی نشان دادهشده است (Russell & Knoeri, 2020). عوامل محیطزیستی به تجربیات جغرافیایی اشاره دارند که با رفتار حامی محیطزیست مرتبط هستند (Dean et al., 2016). در این تحقیق باتوجهبه افزایش تولیدات علمی در حوزۀ رفتارهای زیستمحیطی و وجود تضاد در برخی نتایج این تحقیقات با استفاده از فراتحلیل به غلبه بر تضادهای موجود در تحقیقات این حوزه پرداختهشده است. این تحقیق ترکیبی با هدف خلاصهکردن نتایج قبلی و شناسایی مهمترین عوامل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی، از انجام تحقیقات مشابه و تکراری در حوزۀ شناسایی عوامل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی در ایران جلوگیری میکند. دربارۀ اهمیت تحقیق حاضر میتوان گفت که سیاستهای اجتماعی گاه نیازمند برآورد دقیقی از مشخصههای توصیفی خاصی است که باتوجهبه پژوهشهای موجود، چنین پراکندگیها و تغییرپذیریهایی را نشان دهند. فراتحلیل با خلاصهکردن انبوهی از مطالعات در پیشینۀ تحقیق میتواند خلاصهای مختصر از تعداد زیادی از تحقیقات ارائه دهد و نیز با ترکیب نتایج متضاد تحقیقات مختلف بر مشکل نتایج مختلف و متضاد در پیشینۀ تحقیق فائق آید. فراتحلیل برای سیاستگذاران بیشترین اهمیت را دارد. سیاستگذاران برای سیاستگذارای ابتدا باید خلاصهای از تحقیقات قبلی را در حوزهای خاص بدانند و سپس درک درستی از تأثیر عوامل مختلف بر متغیر مدنظر در تحقیقات قبلی داشته باشند تا بتوانند راهکارهای عملی ارائه کنند؛ بنابراین، نتایج این تحقیق به سیاستگذاران اجتماعی در حوزۀ رفتارهای زیستمحیطی کمک میکند تا با شناسایی مهمترین عوامل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی، راهکارها و برنامههای بهتری برای ارتقای سطح رفتارهای حامی محیطزیست تدوین کنند. در ادامه سؤالات پژوهش آورده میشود:
مبانی نظری
کوپر[3] (2009) بیان میکند که در مطالعات فراتحلیلی نیاز به بررسی ادبیات و پیشینه مثل مطالعات اولیه نیست و بیشتر در این بخش باید به نظریات یا عواملی اشاره کرد که متغیر وابستۀ تحقیق را تبیین میکنند؛ بنابراین، در این بخش نظریات و عوامل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی مرور میشوند.
- نظریۀ رفتار برنامهریزیشده[4]: نظریۀ رفتار برنامهریزیشده یکی از پرکاربردترین چارچوبها در درک رفتارهای زیستمحیطی است. این نظریۀ آیزن و فیش باین[5] (1975) پیشنهاد میکند که رفتارها متأثر از نیات قرار میگیرند که توسط نگرشها، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درکشده شکل میگیرند (Chuang et al., 2018). نظریۀ توسعهیافتۀ رفتار برنامهریزیشده هنجارهای اخلاقی را بهعنوان پیشبینیکنندۀ این سه عامل ترکیب میکند. تحقیقاتی که از تئوری توسعهیافتۀ رفتار برنامهریزیشده برای بررسی رفتارهای حفاظت از محیطزیست دانشجویان دانشگاه استفاده کرد، نشان داد که کنترل رفتاری درکشده و هنجارهای ذهنی بهشدت متأثر از هنجارهای اخلاقی قرار دارند، درحالیکه نگرش بهطور متوسط تحت تأثیر قرار میگیرد (Jang et al., 2015). هنجارهای اجتماعی- ذهنی (فشار اجتماعی درکشده) و نیز توصیفی (ادراک از آنچه که دیگران معمولاً انجام میدهند)- بهطور درخور توجهی بر رفتارهای زیستمحیطی تأثیر میگذارد. تحقیقات با استفاده از نظریۀ توسعهیافتۀ رفتار برنامهریزیشده نشان داد که هنجارهای ذهنی بر اهداف حفاظت از محیطزیست تأثیر میگذارند؛ هرچند کمتر از کنترل رفتاری و نگرشهای درکشده در برخی از جمعیتها تأثیر همسالان میتواند بهویژه در زمینههای خاصی مهم باشد؛ مانند محیطهای آموزشی که در آن نمونههای همسالان میتوانند به درونیسازی هنجارهای اخلاقی در طول زمان کمک کنند (Tsai &Tan, 2022).
- نظریۀ فعالسازی هنجاری[6]: نظریۀ فعالسازی هنجاری شوارتز[7] (1977) چارچوب مهم دیگری برای درک رفتارهای زیستمحیطی ارائه میدهد. این نظریه بیان میکند که هنجارهای شخصی رفتار را هدایت میکنند و نشان میدهد افرادی که معتقدند تعهدات اخلاقی برای حفاظت از محیطزیست دارند، احتمالاً اقدامات مربوط را انجام میدهند. نکتۀ مهم این است که این نظریه تأکید میکند که هنجارها باید برای تأثیرگذاری بر رفتار فعال شوند که مستلزم آگاهی از پیامدها و نسبتدادن مسئولیت به افراد است. بدون فعالسازی بعید است که هنجارها بر رفتار افراد بدون درنظرگرفتن قدرت آنها تأثیر بگذارند (Tian & Liu, 2022).
-نظریۀ ارزش زیستمحیطی: شوارتز (1992) ارزش را بهعنوان «هدف مطلوب انتقالی با اهمیت متفاوت که بهعنوان یک اصل راهنما در زندگی یک شخص یا موجودیت اجتماعی دیگر عمل میکند» تعریف کرده است. تصور میشود که ارزشها بهطور غیرمستقیم، ازطریق هدایت توجه به اطلاعات همخوان ارزشی و تأثیرگذاری بر درک این اطلاعات، بر رفتار تأثیر میگذارند. او ابزاری را توسعه داد که انواع ارزشها را اندازهگیری میکند که اعتقاد بر این است که پیشسازهای مهم باورها و رفتارهای محیطی هستند. این ابزار شامل جهتگیریهای ارزشی زیستکره، خودخواهانه و نوعدوستانه[8] است. ارزش نوع دوستانه ارزشی جمعی مربوط به سایر افراد و گونههای زنده است که افراد را به مشارکت در حفاظت از محیطزیست تشویق میکند. ارزش زیستکره بر زیست کره، محیطزیست و اکوسیستم تأکید دارد، درحالیکه ارزش خودخواهانه به نفع شخصی در رابطه با جامعه اشاره دارد که شامل ثروت، اقتدار و تأثیرگذاربودن است (Ghazali, 2019). نشانههای محیطی و عوامل زمینهای بهشدت رفتارهای زیستمحیطی را شکل میدهند. تحقیقات بر روی تلنگرهای حسی نشان میدهد که زمینههای محیطی میتوانند ادراک و رفتار را بهصورتهای مختلف تعدیل کنند؛ برای مثال، مطالعات نشان میدهد که رفتار مصرفکننده مربوط به خوردن و آشامیدن بهطور معمول پیچیده، پویا و حساس به نشانههای محیطی اطراف غذاها و نوشیدنیها است. دسترسی فیزیکی به گزینههای طرفدار محیطزیست بهطور درخور توجهی بر میزان پذیرش رفتار زیستمحیطی تأثیر دارد. درک این تأثیرات زمینهای به محققان و متخصصان این امکان را میدهد تا محیطهایی را طراحی کنند که طبیعتاً بدون تکیه بر تغییر نگرش یا مداخلات آموزشی، انتخابهای طرفداران محیطزیست را تشویق میکنند (Seo & Sensory, 2020). همچنین مداخلات مبتنیبر پاداش در ارتقای رفتارهای زیستمحیطی افراد مؤثر است. نتایج یک متاآنالیز نشان داد که چنین مداخلاتی بهطورکلی در طول مداخله و نیز پس از حذف پاداش مؤثر هستند. این رویکردها بهجای تمرکز بر تغییر ساختارهای ذهنی و ارائۀ استراتژی مکمل برای مداخلات سنتی تغییر نگرش، مستقیماً احتمالات رفتاری را هدف قرار میدهند (Wille & Lange, 2022).
-پارادایم جدید زیستمحیطی[9]: دانلپ[10] و همکاران (2000) با اعتقاد به محدودیتهای رشد بر لزوم ایجاد تعادل در رشد اقتصادی با حفاظت از محیطزیست و نیاز به حفظ تعادل طبیعت تأکید دارند. این پارادایم شامل باورهای کلی دربارۀ محیطزیست، آگاهی از مشکلات زیستمحیطی و اذعان به نیاز به توسعۀ پایدار است. طبق این نظریه، باورها و نگرشهای زیستمحیطی با هم ارتباط دارند و هرکدام بر رفتارهای حامی محیطزیست تأثیر دارند (Dunlap, 2008). نگرشها، ارزشها و باورها نقش مهمی در تعیین رفتارهای زیستمحیطی دارند. تحقیقات نشان میدهد که نگرش به حفاظت از محیطزیست بهطور مثبت تمایل به مشارکت در رفتارهای طرفدار محیطزیست را پیشبینی میکند. بهطور مشابه، ارزشهای زیستمحیطی بهعنوان اصول راهنما عمل میکنند که بر نحوۀ درک افراد از مسائل زیستمحیطی و واکنش به آنها تأثیر میگذارند. اثرات نگرشها و ارزشها به کانونهای تحقیقاتی در زمینۀ رفتار محیطی تبدیل شده است (Tian & Liu, 2022).
-نظریۀ ارزش-اعتقاد-هنجار[11]: این نظریه چارچوبی را برای بررسی عوامل هنجاری فراهم میآورد که نگرشها و رفتارهای زیستمحیطی را ترویج میکنند (Stern, 2000). این نظریه، نظریۀ ارزش(Schwartz, 1992) (دیدگاه پارادایم جدید زیستمحیطی (Dunlap et al, 2000) و نظریۀ فعالسازی هنجاری(Schwartz, 1977) را ادغام میکند. این نظریه زنجیرهای از متغیرها را پیشنهاد میکند؛ از ارزشها و نگرانیهای زیستمحیطی گرفته تا باورهای خاص دربارۀ پیامدهای منفی اقدامات خاص و توانایی و مسئولیت افراد برای جلوگیری از این پیامدهای منفی که بهنوبۀ خود هنجارهای شخصی را برای رفتار فعال میکند. هنجارهای اخلاقی بهعنوان پیشبینیکنندههای مهم رفتارهای زیستمحیطی ظاهرشدهاند. در مدل نظریۀ توسعهیافته رفتار برنامهریزیشده و نظریۀ ارزش-اعتقاد-هنجار، هنجارهای اخلاقی بهشدت بر کنترل رفتاری ادراکشده و هنجارهای ذهنی تأثیر میگذارند و بر نگرشها نیز تأثیر متوسط میگذارند. تحقیقات نشان میدهد که فراخوانی احساسات اخلاقی ازطریق پوسترها یا نمونههای همسالان میتواند به مرور زمان در هنجارهای اخلاقی درونی شود و بر کنترل رفتاری درکشده و هنجارهای ذهنی تأثیر مثبت بگذارد. این فرایند درونیسازی پایهای برای رفتارهای زیستمحیطی پایدار و فراتر از مداخلات فوری است (Tsai &Tan, 2022).
بهطورکلی، چهار دسته متغیر در بروز رفتار زیستمحیطی افراد تأثیر میگذارند که عبارتاند از: فرایندهای هنجاری (شامل هنجارهای فردی، هنجارهای اجتماعی، آگاهی از پیامدها و آگاهی از نیاز)، فرایندهای عادتی (الگوهای ذهنی، مکاشفات، ارتباطات سازمانی)، فرایندهای عمدی (قصد و دیدگاه) و سازههای موقعیتی (ویژگیهای فردی، موقعیت و محدودیتها). درواقع، نیت، آخرین مرحله قبل از رفتار در فرایند مذکور است (Klöckner & Blöbaum, 2010). پیشبینیکنندههای هنجاری رفتار زیستمحیطی شامل هنجارهای فردی و اجتماعی و همچنین آگاهی از نیاز و آگاهی از پیامدها است. هنجارهای اجتماعی میزان فشار اجتماعی درکشده را برای اقدامکردن یا اقدامنکردن رفتار محیطزیستی توصیف میکنند (Fishbein & Ajzen, 1975). هنجارهای شخصی منعکسکنندۀ تعهد اخلاقی برای رفتار محیطزیستی است، درحالیکه آگاهی از نیاز، کمبود منابع خاص را درک میکند. آگاهی از پیامدها به این اشاره دارد که افراد پیامدهای رفتاری خود را جدی تلقی میکنند (Schwartz, 1977). برای فعالکردن الزام اخلاقی برای عمل به رفتار محیطزیستی، فرد باید تا حدی از محیط اجتماعی خود احساس فشار کند، باید با نیاز موجود برای رفتار آشنا باشد و از پیامدهای رفتار خود آگاه باشد. عوامل هنجاری به رفتار ازطریق متغیرهای اضافی، یعنی نیت و عادت منجر میشوند. در اینجا عادت بهعنوان عملی خودکار که ازطریق موقعیتهای مکرر مشابه در گذشته که در آن رفتار خاصی انجام میشود، تعریف میشود (Fishbein & Ajzen, 1975) یا بهعبارتدیگر، فرایند عادتی دربارۀ نحوۀ انجام رفتارها با حداقل تلاش شناختی است (Banwo & Du, 2019). عوامل موقعیتی مانند کنترل رفتاری درکشده و دسترسی به رفتار است. کنترل رفتاری درکشده به ظرفیت درکشده برای انجام یک عمل اشاره میکند (Fishbein & Ajzen, 1975)، درحالیکه دسترسی به رفتار در دسترس بودن آن اقدامات را نشان میدهد. عوامل موقعیتی، محیط و زیرساختهای ادراکشده را منعکس میکنند و بهعنوان پیشبینیکنندههای مستقیم و غیرمستقیم رفتار عمل میکنند (Klöckner & Blöbaum, 2010).
روش
روش تحقیق حاضر، فراتحلیل است. چارچوب نمونهگیری این مقاله، همۀ مطالعات منتشرشده طی سالهای 1383 تا 1403 با موضوع «رفتارهای زیستمحیطی» در مجلات معتبر علمیپژوهشی نمایهشده در پایگاههای مگیران، جامع علوم انسانی و مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی است. معیارهای ورود و خروج هم پرداختن به موضوع رفتارهای زیستمحیطی در عنوان مقالات، قرارداشتن در بازۀ زمانی 1383 تا 1403، انجام با روش کمّی و داشتن آمارههای محاسبۀ اندازۀ اثر مثل ضریب همبستگی، حجم نمونه و جهت رابطه است. در ابتدا 152 مقاله مرتبط با موضوع پیدا شد. سپس باتوجهبه معیارهای مرتبطبودن متن مقاله به موضوع رفتارهای زیستمحیطی و وجود دادههای لازم برای محاسبۀ اندازۀ اثر[12] این تعداد پالایش شدند و درنهایت 54 مقاله تجزیهوتحلیل شدند.
شکل 1- فلوچارت استراتژی جستوجو و انتخاب مطالعات
Figure 1- Flowchart of search and selection strategy for studies
مهمترین اطلاعاتی که در این مرحلۀ استخراج دادهها باید در مطالعات فراتحلیل استخراج شود، اطلاعات مربوط به محاسبۀ اندازة اثر است. در این مقاله اطلاعاتی مثل ضریب همبستگی، حجم نمونه و جهت رابطه از مطالعات مرورشده استخراج شدند. در مرحلۀ چهارم، اندازۀ اثرات کلی متغیرهای مستقل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی به روش هانتر و اشمیت[13] (2014) در نرمافزار فراتحلیل جامع[14] با در نظر گرفتن میانگین وزنی اندازۀ اثرات مطالعات مختلف محاسبه شدند. در مرحلۀ پنجم، برای تفسیر اندازۀ اثرات محاسبهشده از جدول کوهن[15] (1977) استفاده شد.
جدول 1- جدول توزیع طبقات اندازۀ اثر بر مبنای برآورد آمارهها (Cohen, 1988)
Table 1- Distribution table of effect size classes based on statistical estimates (Cohen, 1988)
|
معنی اندازۀ اثر |
مقدار r |
مقدار d |
|
اندازۀ اثر کم |
کمتر از 3/0 |
کمتر از 5/0 |
|
اندازۀ اثر متوسط |
از 3/0 تا 5/0 |
از 5/0 تا 8/0 |
|
اندازۀ اثر زیاد |
5/0 و بیشتر |
8/0 و بیشتر |
یافتههای تحقیق
جدول 2 توزیع فراوانی و درصدی برحسب دورۀ زمانی را نشان میدهد. نتایج این جدول نشان میدهد که حدود 70درصد از مطالعات مرورشده در بازۀ زمانی 1394 تا 1403 و 30درصد در بازۀ زمانی 1384 تا 1393 انجام شده است.
جدول 2- توزیع فراوانی و درصدی برحسب دورۀ زمانی
Table 2- Frequency and percentage distribution by time period
|
دورۀ زمانی |
تعداد |
درصد |
|
1384 تا 1393 |
16 |
30 |
|
1394 تا 1403 |
38 |
70 |
|
جمع کل |
54 |
100 |
نتایج جدول 3 حکایت از این دارد که رفتارهای زیستمحیطی بیشتر توسط جامعهشناسان با 5/46درصد بررسی شده است. بعد از آن علوم کشاورزی با 5/27درصد و علوم تربیتی با 15درصد قرار دارد. کمترین میزان بررسی رفتارهای زیستمحیطی را متخصصان جغرافیا و سپس مدیریت انجام دادهاند.
جدول 3- توزیع فراوانی و درصدی برحسب حوزۀ مطالعاتی تحقیقات مرورشده
Table 3- Frequency and percentage distribution by field of study of reviewed studies
|
حوزۀ مطالعاتی |
تعداد |
درصد |
|
جامعهشناسی |
25 |
5/46 |
|
علوم کشاورزی |
15 |
5/27 |
|
علوم تربیتی |
8 |
15 |
|
مدیریت |
4 |
5/7 |
|
جغرافیا |
2 |
5/3 |
|
جمع کل |
54 |
100 |
نتایج جدول 4 نشان میدهد که ازنظر تکرار روش تحقیق در مطالعات مرورشده، روش پیمایشی با 5/92 بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است. روش آزمایش هم در 5/7درصد از مطالعات مرورشده استفاده شده است.
جدول 4- توزیع فراوانی و درصدی برحسب روش تحقیق
Table 4- Frequency and percentage distribution by research method
|
روش تحقیق |
تعداد |
درصد |
|
پیمایش |
50 |
5/92 |
|
آزمایش |
4 |
5/7 |
|
جمع کل |
54 |
100 |
مطابق جدول 5، جامعۀ آماری شهروندان با 5/35 پرتکرارترین جامعۀ آماری بررسیشده بوده است. جامعۀ آماری دانشآموزان و دانشجویان با 22درصد در ردۀ بعدی قرار دارند. بعد از اینها، بررسی جامعۀ آماری کشاورزان با 15درصد بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است. جامعۀ آماری گردشگران با 5/7درصد و روستائیان با 9درصد دارای کمترین میزان هستند.
جدول 5- توزیع فراوانی و درصدی برحسب جامعۀ بررسیشده
Table 5- Frequency and percentage distribution by population studied
|
جامعۀ آماری |
تعداد |
درصد |
|
شهروندان |
19 |
5/35 |
|
دانشآموزان و دانشجویان |
12 |
22 |
|
کشاورزان |
8 |
15 |
|
کارمندان |
6 |
11 |
|
روستاییان |
5 |
9 |
|
گردشگران |
4 |
5/7 |
|
جمع کل |
54 |
100 |
جدول 6 توزیع فراوانی و درصدی برحسب متغیرهای مستقل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی را نشان میدهد. بهطورکلی سیزده متغیر مستقل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی با بیش از یک بار تکرار شناسایی شدند که بیشترین تعداد به متغیر نگرش زیستمحیطی تعلق دارد. در 5/43درصد مطالعات مرورشده، متغیر نگرش زیستمحیطی بهعنوان متغیر مستقل بررسی شد. بعد از متغیر نگرش، متغیرهای تحصیلات با 5/27 و متغیرهای آگاهی و دانش زیستمحیطی هرکدام به 22درصد در ردههای بعدی قرار دارند. متغیرهای ارزش زیستمحیطی و هنجارهای اجتماعی در 5/16درصد مطالعات مرورشده بهعنوان متغیر مستقل حضور داشتند. میزان حضور سرمایۀ اجتماعی 15درصد و متغیرهای سرمایۀ فرهنگی و تمایل به رفتار زیستمحیطی هرکدام 9درصد بوده است. متغیرهای کنترل رفتاری و مسئولیتپذیری زیستمحیطی در 5/5درصد مطالعات مرورشده بهعنوان متغیر مستقل حضور داشتند و کمترین حضور به متغیرهای دینداری و استفاده از رسانه با 5/3درصد مربوط میشود.
جدول 6- توزیع فراوانی و درصدی برحسب متغیرهای مستقل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی
Table 6- Frequency and percentage distribution by independent variables affecting environmental behaviors
|
متغیرهای مستقل |
تعداد |
درصد از 54 مقاله |
|
نگرش زیستمحیطی |
23 |
5/42 |
|
تحصیلات |
15 |
5/27 |
|
آگاهی زیستمحیطی، دانش زیستمحیطی |
12 |
22 |
|
ارزش زیستمحیطی، هنجارهای اجتماعی |
9 |
5/16 |
|
سرمایۀ اجتماعی |
8 |
15 |
|
سرمایۀ فرهنگی، تمایل به رفتار زیستمحیطی |
5 |
9 |
|
کنترل رفتاری، مسئولیتپذیری زیستمحیطی |
3 |
5/5 |
|
دینداری، استفاده از رسانه |
2 |
5/3 |
اندازۀ اثر هریک از متغیرهای مستقل
جدول 7، محاسبۀ اندازۀ اثر برای 9 متغیر مستقل پرتکرار را نشان میدهد. معناداری آزمون همگنی برای این متغیرهای مستقل نشان میدهد که باید از اندازۀ اثرات تصادفی استفاده کرد. مطابق نتایج این جدول، تأثیر تمایل به رفتارهای زیستمحیطی بر رفتارهای زیستمحیطی در 5 مطالعه برابر با 57/0 و معنادار است که باتوجهبه جدول کوهن (جدول 1) این میزان در حد بالا قرار دارد. اندازۀ اثرات تصادفی سرمایۀ فرهنگی با رفتارهای زیستمحیطی در 5 فرضیه برابر با 36/0 و معنادار و در حد متوسط است. رابطۀ هنجارهای اجتماعی با رفتارهای زیستمحیطی در 9 مطالعه معادل 35/0 و معنادار است که این میزان باتوجهبه جدول کوهن در حد متوسط ارزیابی میشود. اندازۀ اثرات تصادفی نگرش زیستمحیطی با رفتارهای زیستمحیطی در 23 فرضیه برابر با 33/0 و معنادار و در حد متوسط است. رابطۀ آگاهی زیستمحیطی با رفتارهای زیستمحیطی در 12 مطالعه معادل 32/0 و معنادار است که این میزان باتوجهبه جدول کوهن در حد متوسط قرار دارد. رابطۀ دانش زیستمحیطی با رفتارهای زیستمحیطی در 12 مطالعه برابر با 27/0 و معنادار است که باتوجهبه جدول کوهن این میزان در حد کم قرار دارد. اندازۀ اثرات تصادفی تحصیلات با رفتارهای زیستمحیطی در 8 فرضیه برابر با 25/0 و معنادار و در حد کم است. رابطۀ ارزش زیستمحیطی با رفتارهای زیستمحیطی در 9 مطالعه معادل 23/0 و معنادار است که این میزان باتوجهبه جدول کوهن در حد کم ارزیابی میشود.
جدول 7- یافتههای فراتحلیل پژوهش با ترکیب اندازۀ اثر به روش هانتز و اشمیت
Table 7- Findings of meta-analysis of research with combined effect size using Hunter and Schmidt method
|
آماره
متغیرهای مستقل |
تعداد مطالعه |
اثرات ترکیبی ثابت |
اثرات ترکیبی تصادفی |
فاصلهاطمینان اثرات ثابت |
فاصلهاطمینان اثرات تصادفی |
آزمون همگنی |
درجۀ آزادی |
|
تمایل به رفتار زیستمحیطی |
5 |
*56/0 |
*57/0 |
59/0- 53/0 |
74/0- 32/0 |
*6/205 |
4 |
|
سرمایۀ فرهنگی |
5 |
*35/0 |
*36/0 |
39/0- 31/0 |
41/0- 29/0 |
*9/9 |
4 |
|
هنجارهای اجتماعی |
9 |
*34/0 |
*35/0 |
38/0- 32/0 |
46/0- 24/0 |
*7/125 |
8 |
|
نگرش زیستمحیطی |
23 |
*32/0 |
*33/0 |
34/0- 29/0 |
38/0- 25/0 |
*5/204 |
22 |
|
آگاهی زیستمحیطی |
12 |
*31/0 |
*32/0 |
34/0- 29/0 |
41/0- 21/0 |
*8/148 |
11 |
|
دانش زیستمحیطی |
12 |
*26/0 |
*27/0 |
29/0- 24/0 |
33/0- 20/0 |
*8/61 |
11 |
|
تحصیلات |
15 |
*25/0 |
*26/0 |
31/0- 20/0 |
39/0- 15/0 |
*1/51 |
22 |
|
سرمایۀ اجتماعی |
8 |
*24/0 |
*25/0 |
28/0- 22/0 |
33/0- 17/0 |
*3/45 |
7 |
|
ارزش زیستمحیطی |
9 |
*22/0 |
*23/0 |
26/0- 20/0 |
29/0- 17/0 |
*7/28 |
8 |
* به معنای سطح معناداری کمتر از 05/0 و معناداری دارد.
بررسی نقش تعدیلکنندگی بازۀ زمانی در تأثیر متغیرهای مستقل بر رفتارهای زیستمحیطی
جدول 8 نتایج اندازههای اثر ترکیبی برخی متغیرهای مستقل را بر رفتارهای زیستمحیطی به تفکیک دورۀ زمانی نشان میدهد. دلیل انتخاب این متغیرهای مستقل پرتکراربودن در دورۀ زمانی 1384-1393 و 1394-1403 بوده است. نتایج این جدول نشان میدهد که اندازۀ اثرات ترکیبی تصادفی نگرش زیستمحیطی بر رفتار زیستمحیطی در دورۀ زمانی 1394-1403 برابر با 36/0 و در دورۀ زمانی 1384-1393 برابر با 30/0 است که هر دو معنادار و حکایت از این دارد که تأثیر نگرش زیستمحیطی بر رفتار زیستمحیطی در دورۀ زمانی 1394-1403 بیشتر از دورۀ زمانی 1384-1393 است. همچنین اندازۀ اثرات ترکیبی آگاهی زیستمحیطی بر رفتار زیستمحیطی در دورۀ زمانی 1394-1403 (معادل 41/0) بیشتر از دورۀ زمانی 1384-1393 (معادل 17/0) است. اندازۀ اثرات ترکیبی برای متغیر مستقل دانش زیستمحیطی نشان میدهد که تأثیر این متغیر در دورۀ زمانی 1394 تا 1403 (برابر با 31/0) بیشتر از دورۀ زمانی 1384 تا 1393 (برابر با 14/0) است.
جدول 8- نتایج اندازههای اثر ترکیبی متغیرهای مستقل بر رفتارهای زیستمحیطی به تفکیک دورۀ زمانی
Table 8- Results of combined effect sizes of independent variables on environmental behaviors by time period
|
متغیرهای مستقل |
دورۀ زمانی |
تعداد مطالعات |
اندازۀ اثرات ترکیبی ثابت |
اندازۀ اثرات ترکیبی تصادفی |
آزمون همگنی |
درجۀ آزادی |
|
نگرش زیستمحیطی |
1384-1393 |
9 |
*27/0 |
*30/0 |
*5/52 |
8 |
|
1394-1403 |
14 |
*28/0 |
*36/0 |
*1/184 |
13 |
|
|
کل |
23 |
*32/0 |
*33/0 |
*5/204 |
22 |
|
|
آگاهی زیستمحیطی |
1384-1393 |
4 |
*17/0 |
*17/0 |
*8/15 |
3 |
|
1394-1403 |
8 |
*40/0 |
*41/0 |
*1/85 |
7 |
|
|
کل |
12 |
*31/0 |
*32/0 |
*8/148 |
11 |
|
|
دانش زیستمحیطی |
1384-1393 |
3 |
*14/0 |
*15/0 |
7/2 |
2 |
|
1394-1403 |
9 |
*32/0 |
*31/0 |
*1/23 |
8 |
|
|
کل |
12 |
*26/0 |
*27/0 |
*8/61 |
11 |
بحث و نتیجه
مطالعۀ رفتارهای زیستمحیطی ازطریق توسعه، ابداع و ادغام چارچوبهای مختلف، پیشرفت نظری چشمگیری داشته است. درک تأثیر متقابل پیچیدۀ عوامل روانی، اجتماعی، زمینهای و اخلاقی بر رفتارهای زیستمحیطی، پایهای برای مداخلات مؤثر برای ارتقای پایداری فراهم میکند. زمینههای متنوعی که در آن رفتارهای زیستمحیطی رخ میدهد (مانند محل کار، روستا و کشاورزی، محیطهای مصرفکننده، مقاصد گردشگری، مؤسسات آموزشی و منازل)، نیازمند رویکردهای مناسبی است که عوامل منحصربهفرد مؤثر بر رفتار را در هر محیط در نظر میگیرند. در این مطالعه، رفتارهای زیستمحیطی در جامعۀ ایرانی مبتنیبر تحقیقات انجامشده طی سالهای 1384 تا 1403 با روش فراتحلیل تبیین شده است.
نتایج فراتحلیل نشان داد که متغیرهای تمایل به رفتار زیستمحیطی، سرمایۀ فرهنگی، هنجارهای اجتماعی، نگرش، آگاهی و دانش زیستمحیطی بیشترین تأثیر را بر رفتارهای زیستمحیطی در جامعۀ ایران دارند. دربارۀ تأثیر تمایل، هنجار و نگرش میتوان بیان کرد که نظریههای رفتاری بیشتر برای کشف دلایل رفتارهای مختلف حفاظت از محیطزیست استفاده میشوند. نظریههای مختلف ازجمله نظریۀ رفتار برنامهریزیشده (Ajzen, 1991) پیشبینی کردند که رفتار فرد توسط قصد رفتاری او تعیین میشود که بهنوبۀ خود با نگرش، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درکشده پیشبینی میشود. تمایل رفتاری یکی از اجزای کلیدی در نظریۀ رفتاری است و بهعنوان مهمترین پیشبینیکنندۀ رفتار واقعی شناخته میشود. یافتۀ فراتحلیل حاضر که نشان میدهد این متغیر بیشترین اندازۀ اثر را دارد، با این نظریات کاملاً همسو است؛ بهبیان دیگر، زمانی که فرد نگرش مثبت دارد، احساس حمایت اجتماعی میکند و باور دارد که رفتار زیستمحیطی در کنترل اوست، احتمال آن افزایش مییابد که قصد و نیت انجام این رفتار را داشته باشد. از زمان توسعۀ نظریههای فوق، آنها برای پیشبینی و توضیح رفتارهای مختلف، ازجمله رفتارهای مرتبط با محیطزیست به کار گرفته شدند(Borthakur & Govind, 2018; García Mejías et al., 2021; Khor & Hazen, 2016; Nie et al.,2019; Si et al., 2019; Wiederhold & Martinez, 2018; Yuriev et al., 2020). مبتنیبر این نظریات، مداخلاتی میتواند مؤثر باشد که ادراک مثبتی از تواناییهای افراد برای انجام رفتارهای حفاظت از محیطزیست ایجاد کنند؛ بهویژه زمانی که مداخلاتی را دنبال کنند که هنجارهای اجتماعی را تقویت میکنند. درواقع هنجارها، تمایل و کنترل رفتاری، پیشبینیکنندۀ مهمی برای اهداف حفاظت از محیطزیست است. با طراحی برنامههای محیطی ساده و راحت، متخصصان حوزۀ محیطزیست میتوانند موانع عملی را کاهش دهند و اعتماد افراد را به تواناییشان در ایجاد تفاوت افزایش دهند. شناخت این تنوع درحین بهکارگیری اصول نظری اصلی، درک ما از رفتارهای زیستمحیطی و نیز توانایی ما را برای تقویت آنها در ارائۀ خدمات حفاظت از محیطزیست ارتقا میدهد.
دربارۀ سرمایۀ فرهنگی، آگاهی و دانش زیستمحیطی مبتنیبر نظریات پارادایم جدید زیستمحیطی(Dunlap et al., 2000) و ارزش-اعتقاد-هنجار (Stern, 2000) میتوان گفت که آگاهی از پیامدهای زیستمحیطی و دانش تخصصی ازجمله عوامل شناختی مهم در تبیین رفتار هستند. در این نظریات، باور به پیامدهای منفی و احساس مسئولیت ناشی از این آگاهی، پیشنیاز فعالسازی هنجارهای شخصی هستند. اصولاً افراد برای مدیریت و حفظ محیطزیست، استراتژیها و رفتارهای متنوعی را بروز میدهند. آموزش زیستمحیطی برای خانوارها، اقدامی مؤثر برای ارتقای آگاهی محیطزیست خودشان است (He et al., 2016). افرادی که آگاهی بیشتری داشتهاند، رفتارهای مناسبتری را در راستای حفاظت از محیطزیست اتخاذ کردهاند؛ بنابراین، باتوجهبه اهمیت آگاهی و تأثیرگذاری آن بر رفتار افراد ضروری به نظر میآید که افراد را از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی آسیبهای زیستمحیطی بیشازپیش آگاه کرد تا مقدمات مشارکت آنها در برنامههای مرتبط با مدیریت پسماند بهعنوان یکی از فعالیتهای حفظ محیطزیستی فراهم آید؛ زیرا بر هیچکس پوشیده نیست که مشکلات محیطزیستی ساختۀ دست بشر است و یکی از راههای کاهش مشکلات محیطزیستی و نجات آبهای زیرزمینی، افزایش دانش و سطح آگاهی عموم مردم است؛ بر همین اساس، شناخت فرایندهای رفتاری افراد میتواند استراتژیهای حفظ محیطزیست را تسهیل کند. همچنین با مداخلات آموزشی میتوان رفتارهای زیستمحیطی مصرفکننده شامل خرید، استفاده و دورریختن محصولات به روشهای سازگار با محیطزیست را آموزش داد. رویکردهای آموزشی نقش حیاتی در ترویج رفتارهای زیستمحیطی بهویژه در میان جوانان ایفا میکند. «تماس از آینده» یک بازی دیجیتالی دربارۀ آلودگی پلاستیکی برای کودکان است که نشان میدهد چگونه ابزارهای آموزشی میتوانند آگاهی ایجاد کنند و رفتارهای طرفداران محیطزیست را تحریک و تقویت کنند. هدف اصلی این بازی، افزایش نگرانی دربارۀ اثرات آلودگی پلاستیک بر محیطهای دریایی و جانوران است، با درک اینکه آموزش شهروندان جوان برای ترویج انتخابهای پایدار در خرید، استفاده و کنارگذاشتن محصولات پلاستیکی است (Panagiotopoulou et al., 2021). همچنین نتایج تحقیقات نشان میدهد که نشانههای حسی ناشی از زمینههای محیطی میتوانند ادراک مصرفکننده و رفتار مرتبط با غذاها و نوشیدنیها را تعدیل کنند. تبلیغکنندگان محصولات، خردهفروشان و بازاریابان باید نهتنها جنبههای حسی محصولات، بلکه نشانههای حسی از زمینههای اطراف را نیز در نظر بگیرند تا رفتارهای مصرفکننده را به محصولات خود بهتر درک کنند و بر آنها تأثیر بگذارند (Seo & Sensory, 2020). از طرفی، تلنگرهای حسی و نشانههای محیطی میتوانند بهطور مؤثری بر رفتارهای زیستمحیطی تأثیر بگذارند. نتایج تحقیقات نشان داده است که زمینههای محیطی اطراف ازجمله غذاها و نوشیدنیها میتواند ادراک و رفتار مصرفکننده را در زمینههای خوردن و آشامیدن تعدیل کند. این یافتهها را میتوان در زمینههای مختلف ازجمله فروشگاههای مواد غذایی، بازارهای خردهفروشی، رستورانها و فضاهای عمومی به کار برد تا دوستداران محیطزیست را بهطور نامحسوس راهنمایی کند (Seo & Sensory, 2020).
بهطورکلی میتوان بیان کرد که تعاملی بین این متغیرهای مستقل (آگاهی، دانش، نگرش، هنجار و تمایل به رفتارهای زیستمحیطی) مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی وجود دارد؛ در این راستا، دنگ[16] و همکاران (2021) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که 92درصد از کشاورزان بهطور کامل به اهمیت محیطزیست و زندگی روستایی پی بردهاند؛ اما بیشتر مردم نگرش انتظاری و عدم انگیزه برای مشارکت دارند. همبستگی مثبت و معناداری بین سطح درآمد و پاسخ شناختی و رفتاری کشاورزان وجود دارد و استانداردهای آموزش عمومی با شناخت کشاورزان همبستگی ندارد؛ اما بهطور چشمگیری با واکنش رفتاری کشاورزان همبستگی دارد. همچنین پاسخ شناختی و رفتاری زنان به حفظ محیطزیست بهطور چشمگیری بیشتر از مردان است. در فرایند شناخت تا پاسخ کنشی، شناخت کشاورزان با پاسخ کنشی همبستگی مثبت دارد. همچنین، تأثیر آمادهسازی رابطهای و ساختاری بر رفتار مدیریت پسماندهای کشاورزی توسط کشاورزان در تحقیق چنگ[17] و همکاران (2018) بررسی شد. نتایج آنها نشان داد که رفتار تجاری همزمان بر خانوار دهقانی و درآمد سرانۀ خانوار کشاورز، همگی نقش مثبت و معناداری در تأثیرگذاری بر آمادهسازی رابطه دارند؛ یعنی استحکام رابطه و کیفیت رابطه، بیشتر در تأثیر همزمان رفتار تجاری خانوار دهقان و درآمد سرانۀ خانواده است. درعینحال، تعداد نیروی کار خانواده، رفتار تجاری خانوار دهقانی، سطح زمین زیرکشت خانواده و نسبت درآمد کشاورزی بهطور چشمگیری بر رفتار ساختاری زیستمحیطی آنان تأثیر میگذارد. تجزیهوتحلیل نتایج تحقیق یانگ[18] و همکاران (2021) نشان داد که تجسم درآمدزایی و تأمین منابع میتواند حفظ محیطزیست را ازطریق تصمیمگیری بهتر بهینه کند که این موضوع موجب افزایش پایداری مزارع خانوادگی میشود. همچنین نگرش رفتاری و هنجارهای ذهنی کشاورزان نهتنها بهطور غیرمستقیم بر رفتارهای واقعی آنها ازطریق تمایل رفتاریشان تأثیر میگذارد، بلکه تأثیر مستقیم و معناداری نیز دارد (Guo et al., 2021). شایان ذکر است که تعامل بین متغیرهای مستقل (آگاهی، دانش، نگرش، هنجار و تمایل به رفتارهای زیستمحیطی) بیشتر مبتنیبر پیشبینی براساس نظریاتی مثل رفتار برنامهریزیشده، پارادایم جدید زیستمحیطی و ارزش-اعتقاد-هنجار است و در این تحقیق دربارۀ ارتباط بین این متغیرها، نتایج آماری ارائه نشده است.
نتایج متغیر تعدیلگر دورۀ زمانی نشان میدهد که آگاهی، دانش و نگرش زیستمحیطی در بازۀ زمانی 1394-1403 به نسبت بازۀ زمانی 1384-1393، تأثیر بیشتری بر رفتارهای زیستمحیطی در جامعۀ ایرانی دارند. این یافته میتواند به دلیل فعالیتهای مرتبط با آگاهیبخشی و اطلاعرسانی نهادهای دولتی و غیردولتی و جنبشهای زیستمحیطی دربارۀ اهمیت محیطزیست و پیامدهای مخرب آسیبهای زیستمحیطی در یک دهۀ اخیر در جامعۀ ایران باشد. البته گسترش شبکههای اجتماعی مجازی و گوشیهای هوشمند در این بازۀ زمانی، این آگاهیبخشی را تسریع و تسهیل کردهاند. مطابق نظریۀ رفتار برنامهریزیشده (Ajzen, 1991) آگاهی و دانش میتواند به ایجاد نگرش مثبت و منفی در افراد منجر شود؛ بنابراین، میتوان بیان کرد که با افزاش آگاهی و دانش زیستمحیطی در بازۀ زمانی 1394-1403، نگرش زیستمحیطی افراد در جامعۀ ایرانی ارتقا پیدا کرده است و این ارتقا باعث تأثیرگذاری بیشتر بر رفتارهای زیستمحیطی به نسبت بازۀ زمانی 1384-1393شده است. این نتایج در تضاد با گزارشهای سازمانهای بینالمللی مثل شاخصهای پایداری محیطزیست (2024) قرار دارد که گزارش میکرد در سالهای اخیر وضعیت عملکرد محیطزیستی در جامعۀ ایران بدتر از قبل شده است. این میتواند به دلیل تفاوت تأثیر عوامل سطوح خرد و کلان بر رفتارهای زیستمحیطی باشد. نتایج یافتههای تحقیق حاضر مبتنیبر سطوح خرد بوده است و عوامل مؤثر بر رفتارهای زیستمحیطی در سطوح خرد بر روی افراد سنجش شده است، ولی عملکرد نامناسب باتوجهبه گزارشهای بینالمللی نتیجۀ سیاستهای کلان سیاستمداران و تصمیمگیران در کشور است که در قالب سیاستها و قوانین مرتبط با محیطزیست در کشور پیاده میشود و عملاً افراد و متغیرهای سطح خرد تأثیرگذاری اندکی بر آن دارند.
بهطورکلی در بخش نتیجهگیری باید بیان کرد که پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش فراتحلیل و با هدف تبیین جامعهشناختی مطالعات انجامشده دربارۀ رفتارهای زیستمحیطی در ایران طی دو دهۀ اخیر (1383 تا 1403) تلاش کرد تا تصویری جامع از روند پژوهشها، عوامل مؤثر و تغییرات اثرگذاری متغیرها در طول زمان ارائه دهد. نتایج این مطالعه چندین نکتۀ مهم را در سطح روششناسی، محتوای علمی و جهتگیری سیاستی نشان میدهد: نخست، بررسی توزیع زمانی مطالعات نشان داد که بخش عمدهای از تحقیقات مرتبط با رفتارهای زیستمحیطی در بازۀ زمانی اخیر (1394 تا 1403) انجامشدهاند. این مسئله میتواند نشانهای از افزایش دغدغهها و حساسیتهای عمومی و علمی به مسائل محیطزیستی در سالهای اخیر باشد و حاکیاز رشد توجه جامعۀ دانشگاهی به این حوزه در پاسخ به بحرانهای اقلیمی و زیستمحیطی ایران است؛ دوم، یافتهها حاکیازآن است که رفتارهای زیستمحیطی در بیشتر مطالعات از منظر علوم اجتماعی، بهویژه جامعهشناسی، بررسی شدهاند و تمرکز زیادی بر متغیرهای روانشناختی و اجتماعی همچون نگرش زیستمحیطی، آگاهی، دانش، ارزشها، هنجارها و تمایل به رفتار وجود دارد. در میان این عوامل، متغیر تمایل به رفتار زیستمحیطی بیشترین اندازۀ اثر را داشته و در سطح زیاد قرار دارد که آن را به قویترین پیشبینیکنندۀ رفتار زیستمحیطی در این فراتحلیل تبدیل میکند. یافتههای این تحقیق نشان داد که رفتار زیستمحیطی پدیدهای چندعاملی است که همزمان متأثر از نگرشها، آگاهیها، هنجارها و زمینههای اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. تحلیل نظری این متغیرها در چارچوب نظریههای معتبر حوزۀ رفتار زیستمحیطی نشان میدهد که نظریۀ رفتار برنامهریزیشده و ارزش–اعتقاد–هنجار از بیشترین ظرفیت برای تبیین تجربی رفتارها برخوردار هستند. پارادایم جدید زیستمحیطی نیز بهتدریج درحال تأثیرگذاری بر نگرشها و تمایلات رفتاری در جامعۀ ایران است. این موضوع میتواند راهنمای ارزشمندی برای سیاستگذاران، مربیان و کنشگران حوزۀ محیطزیست باشد تا مداخلات چندبُعدی و هماهنگ با زیرساختهای شناختی، ارزشی و اجتماعی طراحی کنند؛ سوم، بخش مهمی از این تحقیق به بررسی تغییرات اثرگذاری متغیرها در طول زمان اختصاص داشت. یافتهها نشان داد که اندازۀ اثر متغیرهایی مانند نگرش، آگاهی و دانش زیستمحیطی در دهۀ اخیر (1394 تا 1403) در مقایسه با دهۀ قبل (1384 تا 1393) به شکل معناداری افزایش یافته است. این تغییر میتواند بیانگر تأثیرگذاری بیشتر برنامههای فرهنگی، رسانهای و آموزشی بر نگرشها و رفتارهای محیطزیستی افراد باشد. این رشد اثرگذاری همچنین میتواند یک فرصت تلقی شود؛ زیرا جامعه درحال پذیرش و درونیسازی مفاهیم زیستمحیطی است و با سیاستگذاری و مداخلات هدفمند میتوان این اثرگذاری را تقویت کرد. درحالیکه رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی نقش فزایندهای در آگاهیرسانی محیطزیستی ایفا میکنند، نقش دقیق و تأثیرگذار رسانهها، اینفلوئنسرها و فضای مجازی بر رفتارهای زیستمحیطی در ایران نیازمند بررسی تجربی است؛ چهارم، از منظر روششناختی، بیشتر مطالعات مرورشده از روش پیمایش بهره بردهاند و در این میان جامعۀ آماری بیشتر مطالعات شهروندان، دانشآموزان و دانشجویان بودهاند. این تمرکز میتواند حاکیاز سهولت دسترسی به این گروهها باشد؛ اما درعینحال نشان میدهد که به سایر گروههای اجتماعی مانند کشاورزان، روستاییان، گردشگران و اقشار مذهبی کمتر توجه شده است؛ این مسئله ضرورت گسترش دامنۀ مطالعات به گروههای مختلف اجتماعی و استفاده از روشهای متنوعتر مانند طولی و آزمایشی را یادآور میشود. تحقیقات طولی میتواند تغییر رفتارهای زیستمحیطی افراد و جوامع را در گذر زمان بررسی کنند. تحقیقات آزمایشی (با پیشآزمون–پسآزمون) قابلیت بررسی اثربخشی برنامههای آموزشی، رسانهای، مدرسهای یا سیاستهای تشویقی-بازدارنده بر رفتار زیستمحیطی را دارند؛ درنهایت، یافتههای این تحقیق بر نقش کلیدی مؤلفههای شناختی، نگرشی و فرهنگی در تبیین رفتار زیستمحیطی تأکید دارند و نشان میدهند که تغییر رفتارهای محیطزیستی نهتنها ازطریق سیاستهای بازدارنده، بلکه بیشتر از مسیر آموزش، آگاهسازی، تقویت سرمایۀ اجتماعی و ایجاد هنجارهای مثبت جمعی ممکن است؛ بنابراین، طراحی مداخلات آموزشی و فرهنگی مبتنیبر شواهد و یافتههای تجربی میتواند تأثیر بسزایی در بهبود رفتارهای زیستمحیطی شهروندان ایرانی داشته باشد.
[1] Norbert Elias
[2] Pierre Bourdieu
[3] Cooper
[4] Theory of Planned Behavior
[5] Ajzen & Fishbein
[6] norm activation theory
[7] Schwartz
[8] biospheric, egoistic and altruistic value
[9] new environmental paradigm
[10] Dunlap
[11] value-belief-norm theory
[12] Effect size
[13] Hunter & Schmidt
[14] comprehensive meta-analysis
[15] Cohen
[16] Deng
[17] Cheng
[18] Yang